سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

توسعه استان قم در سایه مظلومیت الیگودرز

نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر باز کرد. متن خبر؛نخستین نیروگاه آبی کشور بر روی خط انتقال درقم افتتاح شد

توسعه استان قم در سایه مظلومیت الیگودرز

منتشر شده در چهارشنبه, 08 شهریور 1396 18:48 در سایت لور


نویدی خوش برای مردم استان قم که با شنیدنش بار دیگر زخم کهنه لرستان سر باز کرد.


متن خبر؛نخستین نیروگاه آبی کشور بر روی خط انتقال درقم افتتاح شد

زنگنه مدیرعامل شرکت رشد صنعت گفت: این نیروگاه سه مگاواتی توسط بخش خصوصی و با هزینه ۱۷ میلیاردتومان درکنار تصفیه‌خانه آب قم احداث شده است.
وی گفت: این نیروگاه اولین و بزرگ‌ترین نیروگاه برق‌آبی کشور است که 
بر روی خط انتقال آب سرشاخه ‌های دز به قم درمدت ۱۴ماه احداث و به بهره‌برداری رسیده است.


صادقپور مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب قم هم در مراسم افتتاح این طرح گفت: هفت نقطه دیگر در مسیر خط انتقال ۱۸۰ کیلومتری آب سرشاخه‌های دز از سد کوچری در گلپایگان تا قم شناسایی شده که در حال برنامه‌ریزی برای احداث نیروگاه‌های مشابه دراین نقاط هستیم.


صادقی استاندار قم هم در این مراسم با حمایت کامل از اجرای نیروگاههای جدید خط انتقال گفت: اگر این کار شروع شود تا زمانی که باشم پابرهنه میشم و دنبال این کار خواهم بود»

 

خبر را خواندید؛

هنوز اهداف انتقال را بر مبنای تامین آب شرب مرکز ایران از یادنبرده ایم ، اما دیروز اکواریوم و گردشگری و تفریحات آبی و صنعت و کشاورزی و امروز هم نیروگاه برق و فردا؟! 

 

زلال بهشتی الیگودرز نوش جانتان، چرخ توربین‌های نیروگاهی‌تان به‌سلامتی بچرخد،سدهایتان پر آب و کشاورزی و صنعت و گردشگری‌تان نیز پر رونق و امیدواریم هر ۷ نیروگاه دیگر هم احداث و به بهره‌برداری برسداما گویا مسوولین وزارت نیرو سهم و حق و حقوق مبداء انتقال را به فراموشی سپرده‌اند؟! آیا خواسته جبران خسارات طرح قمرود مطالبه ای سنگین است ؟! سد کوچری که میشددر چمن سلطان یا گندمینه الیگودرز احداث و بخشی از آلام مردم منطقه را التیام بخشد درگلپایگان ساخته شد، آیا نمی توان تنها دو نیروگاه مورد نظر را درسرشاخه های به قول شما دز و در حقیقت ( الیگودرز مظلوم) که دارای ظرفیتهای مناسبی می باشد،احداث نمود تا مردمان این دیار هم از بخشی داشته های خود بی بهره نمانند؟! کوچری و نیروگاه پیش کش کاش اتمام سدهایی که به نام جبران خسارت طرح موسوم به قمرود بر روی کاغذ مصوب نمودید را هم به‌سرعت پروژه‌های استان قم به سرانجام می‌رساندید! کاش مدیران و نمایندگان استان ما هم همچون استاندارقم نه پای‌برهنه بلکه با کفش و سوار بر هواپیما پیگیر احقاق حقوق ازدست‌رفته مردم این استان می‌شدند،در برهه‌های اجرای طرح قمرود استانداران منصوب در لرستان ابتدا از استان قم می‌گذشتند اما در ۴ سال گذشته چرا به حقوق خود نرسیدیم؟

 

جناب استاندار یقینا میدانید، برخی روستاهای الیگودرز با کمبود آب و حتی نبود این مایه حیات دست‌وپنجه نرم می‌کنند و به ناچار عطای روستانشینی و محوریت تولید و کشاورزی را به لقایش بخشیده و روانه و آواره شهرها و حاشیه‌نشین و مصرف‌کننده شده‌اند، هیچ منصفی منکر اقدامات شما دربحث اقتصاد مقاومتی و اشتغال لرستان نیست اما به‌راستی آیا بیکاری روستاییان الیگودرز و مهاجرت به شهر و افزایش جمعیت مصرف‌کننده اقدامات حضرتعالی را دربخش اقتصاد مقاومتی و اشتغال تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد؟!

به‌راستی چرا نگاه جزیره‌ای مجمع نمایندگان لرستان به طرح موسوم به قمرود موجب شده، کمتر شاهد باشیم نماینده‌ای از دیگر شهرهای استان فریادگر احقاق حق شود و با حمایت نماینده و مسئولان الیگودرز نسبت به مردم لرستان ادای دین کند؟!

آقایان مسئولین وزارت نیرو؛ آیا می‌دانید اهالی برخی روستاهای الیگودرز از نبود آب آشامیدنی رنج می‌برند و به‌ناچار به‌وسیله تانکر تنها بخشی از نیاز آن‌ها برآورده می‌شود؟! قطعاً می‌دانیم که به‌خوبی آگاه هستید اما چرا با مردمی که همواره پایبند به قانون بوده و حتی شیشه‌ای در پی اعتراضات خود نشکسته‌اند با بی‌مهری برخورد می‌کنید؟!

نمایندگان مجلس بی‌طرف را از کابینه دوازدهم حذف نمودند اما آیا نوش دارو بعد مرگ سهراب و بود و نبود او درد مردم این منطقه را درمان خواهد کرد؟!

ما منکر اجرای طرح‌های بزرگ نیستیم و توسعه هر گوشه از سرزمین ایران عزیز خواست و آرزوی ماست، اما آیا سزاوار است منطقه‌ای که همه داشته و ممر درآمد اهالی آن از کشاورزی و دامداری و در وجود مایه حیات می‌باشد برای توسعه استانی توسعه یافته تر قربانی شود؟!


هیچ درخواستی نداریم،بدان جهت که سال‌هاست برای گرفتن حقابه و جبران خسارات و سهم الیگودرز فریاد می‌زنیم، ولی گویا آنچه به‌جایی نمی‌رسد فریاد مردم مظلوم این دیار است ،اما دردناک است که مسوولین استان قم حتی از بردن نام الیگودرز به‌عنوان مبدأ انتقال آب ابا دارند و پس از بهره‌مندی از این زلال بهشتی بازهم ازعنوان جعلی سرشاخه‌های دز یادمی‌کنند؟!
سدهای ده جانی،‌عالی محمود، چمن سلطان،‌قشلاق،دار سفید و ایستگاه پمپاژ همه برای جبران خسارات طرح ویرانگر قمرود،اما فقط روی کاغذ...

105 نظر

  • شاخص فلاکت

    دستاورد انتقال آب از الیگودرز لورستان به قم احداث شهرک های صنعتی و کارگاه های صنعتی بود. سال ۱۳۸۶ مجموع مساحت شهرک های صنعتی قم ۱۳۵۰ هکتار بود ولی الآن ۶ هزار هکتار شده است و نخستین شهرک صنعتی چاپ و نشر کشور در قم تأسیس و احداث شد. همچنین ساخت شهر صنعتی الغدیر در حال تکمیل زیر ساخت است و شهرک صنعتی شکوهیه قم ۱۵۵۰ هکتار است و شهرک صنعتی سلفچگان ۵۴۰ هکتار است و شهرک صنعتی محمود آباد ۳۵۰ هکتار است و پانزده هزار شغل ایجاد شده است. وقتی لورها سرگرم شاهنامه خوانی هستند و سنگ پان پارس ها را به سینه میزنند طبیعی است که از پیگیری مطالبات اقتصادی و اجتماعی خود عقب بمانیم. هویت یعنی اقتصاد. مردم ما به صنعت نفت و پالایشگاه و پتروشیمی و کشاورزی و دامداری مکانیزه محتاج هستند نه شاهنامه خوانی و توهمات عاریایی و باستان پرستی! حق ما این نیست که از کویرستان و نمکزارها و شوره زارهای مرکزی ایران کم توسعه تر باشیم و ما را برای کارگری و عملگی به بیگاری به هزاران کیلومتر آن طرف تر ببرند. مناطق لور نشین به عنوان منبعی مطمعن از سود ( شبکه ای از منافع و معادن ) برای مناطق کویر نشین محسوب میگردد و مردمان لور توسط جهل و ترس مرعوب پان پارس ها شده اند.


  • تشنگان کویری آب مظروف بنوشند

    زمانی خانم معصومه ابتکار رییس سازمان محیط زیست فرمودند:سازمان متبوعشان فقط به شرطی با طرح های انتقال آب از استانهای لور نشین به استانهای کویری موافقت میکند که برای مصرف شرب باشد. آن زمان امیدوار بودیم که، ایشان زیرک هستند و در این جمله بسیار زیرکانه گوش زد کرده اند که گول زبان چرب اربابان صنایع و مافیای انتقال آب به کویر را نمی خورند چرا که اگر هدف این افراد از طرح های پر خرج انتقال آب فقط تأمین آب شرب است چرا میخواهند با صرف هزینه های میلیارد دلاری در پروژه های عظیمی همچون ساخت سدهای بزرگ انحرافی و تونل های چندین کیلومتری در دل کوهها ، تصفیه خانه ها و پمپاژخانه های متعدد برای مردم شهرهایی که صدها کیلومتر آن طرف تر در بیابان های بی طول و عرض زندگی میکنند آب شرب تأمین کنند!!! در واقع سر دادن شعار تشنگی مردم و نیاز تأمین آب شرب آنها سرپوشی است برای پنهان کردن مقاصد اقتصادی کلان سرمایه دارها و صاحبان صنایع که بیشتر تحت تأثیر مساعل سیاسی _ امنیتی در شهرهای کویری متمرکز شده اند. وگرنه میشود با چند میلیون تومان نا قابل آن هم به صورت وام های کم بهره در مبدأ چند کارخانه آب معدنی یا آب مظروف راه اندازی کرد و مایع حیات را با کیفیت استاندارد در بطری به دست مردم تشنه لب شهرهای متمول و صنعتی واقع در کویر رساند! این طوری با یک تیر چند نشان می زنیم. هم برای برخی از افراد بیکار و فقیر مناطق محرومی که مبدأ طرح های انتقال آب هستند ایجاد اشتغال میشود و هم بار سنگین هزینه های میلیارد دلاری پروژه های آن چنانی از روی دوش ملت و دولت ایران برداشته میشود و جای دیگری به زخم دیگری میخورد. هم الگوی مصرف آب در مقاصد مصرف اصلاح میشود چون آب شرب به قیمتی نزدیک قیمت واقعی اش به دست مصرف کننده میرسد و خیال دولت و ملت هم آسوده است که آب داخل بطری ، صرف استحمام ، آبیاری باغچه ، شستشوی حیات و ظروف و خودرو ، ساخت بتون ، احداث دریاچه مصنوعی ، شهربازی و پارک آبی ، طعمه ی کارخانه ها و صنایع آب خوار و کشت هندوانه و سیب زمینی و برنجکاری در دل کویر نمیشود!!! و هم حیات انسانها ، طبیعت ، محیط زیست و حیات وحش مناطق مبدأ ( که اکثرأ استانها و شهرهای لور نشین هستند ) و طول مسیر طرح های انتقال آب ، دست نمیخورد و طعمه ی بلدوزر و … نمیشود. و همچنین این که آب داخل بطری را میشود فارغ از وابستگی به سازه های بتونی و لوله های زیر زمینی که نگهداری و تعمیر آنها باز شامل هزینه های سرسام آور مالی میشود در هر زمانی که لازم باشد سریعأ به هر جایی تشنه ی دیگری از کشور و حتا جهان که بخواهیم برسانیم و خیلی از محاسن دیگر… اگر کارخانه های آب معدنی هم کفاف نداد آن گاه مثل کشورهای حوزه خلیج فارس مثل امارات و عمان و بحرین و قطر و کویت و عربستان میشود از آب شیرین کن در شهرهای تشنه کویری و یا در کنار سواحل خلیج فارس نیز استفاده کرد و آب شرب آنها را با کیفیت استاندارد داخل بطری ریخت و باز هم با یک تیر چند نشان زد.


  • ابراهیم امامی

    استان های لور نشین به دلیل عدم برخورداری از صنعت مدرن و پیشرفته ، شغل و درآمد اصلی شان کشاورزی و دامپروری است که بدون آب غیر ممکن است. اگر چیزی به مردم لور تعلق نمی گیرد لااقل داشته هایشان هم مصادره نشود. اگر مجوز احداث صنایع را در استان های لور نشین نمی دهند لااقل معیشت اقتصادی آنان را با انتقالات متعدد آب به استان های فارس کویری مختل و آسیب پذیر نکنند.


  • مهدی دریکوند

    چه لزومی دارد که تمام صنایع ریز و درشت توسط مافیای پان پارس در استان های خشک کویری فارس زبان احداث شوند؟ آیا آب و خاک آنها که قرضی است با آب و خاک استانها و شهرهای لور نشین فرقی میکند؟ در صورتی که شرایط اقلیمی ما بهتر است اما هر چه کارخانه و صنایع هست را برده اند دل کویر بی آب و منابع آبی استانهای لور نشین را با صرف هزاران میلیارد تومان به کویر انتقال میدهند!!! چه اصراری است که شهرهای حاشیه کویر برای صنعتی شدن انتخاب میشوند؟ آیا این کار طبیعی و عاقلانه است یا اهداف نژادی پشت آن است؟


  • ناصر فولادی

    کرمان و رفسنجان با کاشت و فرآوری و تجارت و صادرات پسته سالانه میلیاردها دلار سود خالص میبرند حالا به مردم ستم دیده لور که منابع آبشان را با صرف هزینه گزاف به کویر منتقل میکنند چه میرسد؟ غیر از این است که شهرهای لور نشین بالاترین نرخ فقر و بیکاری و مهاجرت را دارند؟ واقعأ بی غیرتی ما جای تقدیر دارد


  • مصطفوی

    اصفهان با گز ، یزد با باقلوا ، قم با سوهان ، کرمان با زیره ، کاشان با فرش و تهران با سنجد آباد نشد بلکه اینان با پول نفت و آب و گاز سرزمین لور آباد شدند. در ایران ملی گرایی نداریم بلکه قومیت گرایی فارس داریم. در ایران عدالت ملی برقرار نیست بلکه عدالت نقطه ای داریم و منفعت قومی حکم فرما است. جامعه فارسی تقلیدی دسته چندم و تأثیر گرفته از فرهنگ غرب است. جهانی فکر میکنند ولی منطقه ای عمل میکنند. ما مردمان لور خود را در میان انبوهی از تبعیض های قومی می بینیم. مردم لور متأسفانه دید سیاسی نسبت به حقوق قومی خود ندارند و خود آزار و غریبه پرست هستند. زاگروس سبز ما دارد خشک میشود تا شنزارهای مناطق فارس زبان در کویر باغ پسته و مرکبات شود.


  • شایانی

    حق ما مردم لور این نیست که از کویرستان و نمکزارها و شوره زارهای مرکزی ایران کم توسعه تر باشیم و جوانان تحصیلکرده بیکار ما را برای کارگری و عملگی به بیگاری به هزاران کیلومتر آن طرف تر ببرند. ما لورها اصحاب غم و وارثان بدبختی این کشور وا رفته هستیم. چاه های نفت و گاز از سرزمین اجدادی ما تراوش میشود و به رگ اقتصادی ایران تزریق میشود حال سهم نیروهای تحصیلکرده کاری ما از این نعمت خدادادی چیست؟ نفت از زیر پای ما تراوش میکند اما در اصفهان و تهران و تبریز پالایش میشود!!! نیروهای شاغل در صنعت نفت و گاز و سدهای واقع در جغرافیای لور چند درصد بومی هستند؟ رودهایی که از کوه های ما سرچشمه میگیرند چه دردی از خاک و کشاورزی دیم ما را دوا کرده اند؟ سرمای طولانی زمستان را ما تحمل میکنیم ولی در تابستان هیچ حقی از آب سرزمین مان نداریم تا به کویر هدایت شود!!! تبعیض استخدامی سالهاست که بر علیه لور زبانان اجرا میشود. چرا این اتفاقات فقط باید برای لورها اتفاق بیفتد؟ ما که نه بازارچه مرزی داریم ، نه کالای قاچاقی از مرزها وارد میکنیم ، نه ادعای تجزیه طلبی داریم پس چرا باید مستحق این همه محرومیت و مشکل باشیم؟ معمولا ملت لور بخاطر همین فقر اقتصادی ، بیکاری و نداری در دنیای مجازی و محافل نشست و برخاست اسباب مضحکه اوقات فراغت و سوژه جوک و توهین و تحقیر میشود و نا لایقی مدیریتی شان را زیر خرباری از جوک های نژادی پنهان می کنند وقتی هم برای احقاق حقوق تضییع شده مان به ادارات و سازمانها مراجعه می کنیم هیچکسی پاسخگوی ما نیست.


  • احسان فولادوند

    در خبرگزاری ایرنا به تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۹۶ آمده بود که اصفهان ۱۷ تن ماهی قزل آلا به ارزش صد هزار دلار به کشور عربی امارات صادر کرد!!! تالاب همیشه پر آب علی آباد را در استان چارمحال بختیاری خشک کردند و با آب انتقالی آب به کویر اصفهان ماهی قزل آلا پرورش میدهند و شالیزار برنج کاری به راه می اندازند!!! باور بفرمایید استان های لور نشین دیگر آبی برای انتقال به کویر مرکزی ندارند اینقدر برای مافیای آب پروژه تراشی نکنید. زاگرس مان را کویر کردند تا کویرشان را آباد کنند. بی سر و صدا مناطق آبخیز لرستان و چارمحال بختیاری را به اصفهان الحاق کردند در نقشه های وزارت کشور این تغییرات صورت گرفت تا بتوانند سرچشمه های آب را در اختیار اصفهان کویری بگذارند.


  • علی رضا قبادی

    دکتر علی کاظمی نماینده شهرستان کوهرنگ:محرومیت اقتصادی و سؤ تغذیه باعث کوتاهی قد مردم استان چارمحال بختیاری شده است. چشم انداز کشاورزی ، صنعتی و خدماتی شهرستان کوهرنگ به عنوان تأمین کننده اصلی رودخانه های کارون و زاینده رود در افق سال ۱۴۰۰ چیست؟ استان چارمحال بختیاری با این همه منابع آبی و معادن غنی چرا باید بالاترین نرخ فقر و بیکاری در کشور را داشته باشد؟ آیا زیست عادلانه حق ما نیست؟ ایران برای تمام ایرانیان است و مردم اصفهان و کرمان و یزد و قم حق ندارند خود را نسبت به سایر مناطق ایرانی تر و ذیحق تر بدانند. بی تردید ادامه سیاست های تبعیض آمیز در قالب طرح های انتقال آب به کویر مرکزی و عدم رعایت در توزیع منابع آب در آینده میتواند زمینه هایی را برای تنش و نزاع منطقه ای ایجاد کند. پس تنها نباید بفکر منافع استانهای مقصد آب را در نظر بگیرند و بفکر آینده و اقتصاد معیشتی استانهای مبدأ انتقال آب هم باشند.


  • بهرام امانی

    در اقدامی برنامه ریزی شده به منظور توجیه پروژه های انتقال آب کارون در سند جهت گیری ملی آمایش سرزمین ، استان های اصفهان ، چارمحال بختیاری و خوزستان در یک گروه قرار گرفتند تا مافیای انتقال آب با دستی باز آب را به کویر پمپاژ و هدایت کنند. همچنین یافته ها و مطالعات علمی نشان میدهد استان های لورستان ، چارمحال بختیاری و خوزستان در حال گذار و تبدیل به، یک منطقه خشک هستند که با ادامه روند اقدامات غیر کارشناسی و تشدید شرایط انتقال آب به کویر مرکزی ، پتانسیل تبدیل به یک منطقه خشک کویری را دارند. سیاست شان این است که آب کارون را به یزد و کرمان و اصفهان ببرند و با شیرین کردن آب خلیج، و تصفیه فاضلاب نیاز خوزستان و چارمحال بختیاری را تأمین کنند. مردم کویر که کیلومترها با ما فاصله دارند از منابع آب سرزمین ما حق و سهم دارند ولی مردم روستاها و شهرهای ما که سرمای زمستان را تحمل میکنند از ثروت اجدادی سرزمین خود بی بهره هستند. آیا این با عدالت خداوندی سازگار است؟


  • امیر فتایی

    برداشت بیش از حد منابع آب زیر زمینی باعث زلزله و زمین لرزه و رانش زمین خواهد شد به گزارش زیست آنلاین در ۱۱ می ۲۰۱۱ زمین لرزه ۵ ریشتری جنوب اسپانیا را لرزاند این زمین لرزه سبب مرگ ۱۹ نفر شد و خسارات شدیدی به ساختمان ها در شهر لورکا وارد کرد اثر تخریبی این زلزله مایه شگفتی بود چرا که بزرگی آن زیاد نبود محققان دانشگاه تورنتو کانادا با مطالعه گسل همجوار شهر لورکا در جنوب اسپانیا به این نتیجه رسیده اند که برداشت آب های زیر زمینی عامل وقوع زمین لرزه بوده است. مردم و مسولان شهرهای لور نشین باید جلوی انتقالات متعدد آب به کویر را بگیرند وگرنه حیات و معیشت و امنیت آینده مردمان ما به خطر جدی می افتد.


  • فرهمند

    روزنامه آفتاب یزد در مورخه شنبه ۲۲ مهر ۹۶ در صفحه اول با تیتر درشت نوشته بود:درخواست شفاف مردم یزد از دولت:استاندار غیر بومی نمی خواهیم !!! الآن نژاد پرست کیه ؟؟؟ ما یا فارسها ؟؟؟ خودشون تمام سوراخ سمبه های کشور و تمام پست های مدیریتی را تصاحب کردند آن وقت میگویند:مدیر غیر بومی ( لور ) نمی خواهیم !!! پس لطف کنید منابع و معادن غیر بومی مثل آب و نفت و گاز مناطق لور نشین را هم برای شهر و استان کویریتان تاراج نکنید و به همان آب انبارها و قنات ها و کاریز های پر از کرم و حشره که میراث پدرانتان بوده قناعت کنید. چندی پیش حکم یک لور بختیاری را برای مدیر کلی محیط زیست اصفهان زدند ولی استاندار نژاد پرست اصفهان آقای زرگر پور که ۱۲ سال تمام رییس منابع آب کشور بود و طرح های تخریبی و ضد محیط زیستی تونل انتقال آب گلاب ، سد و تونل انحرافی بهشت آباد و تونل و سد کوهرنگ ۳ را برای آبادانی کویر اصفهان تأیید کرده بود از معرفی این مرد لور بختیاری بخاطر اینکه اصفهانی نبود خود داری کرد !!!


  • فرامرز قبادی

    به خدا قسم مسؤلانی که میگویند آب فقط برای شرب منتقل میشود دروغ میگویند. ما خبر داریم این آبها برای صنعت و کشاورزی و باغات پسته کویر نشینان فارس انتقال می یابد. چرا ما باید تاوان کویر بودن اصفهان و یزد و قم و کرمان را بدهیم؟ ذات کویر همین بی آبی است. وقتی که قم و اصفهان به ورشکستگی آبی رسیده اند چرا روز به روز دارند زمینه بزرگتر شدنشان را فراهم میکنند؟ چرا صنایع مادر و اشتغالزا منحصرأ در کویر اصفهان و قم احداث میشود؟ این وسط حقآبه مردم شهرهای لر نشین چه میشود؟


  • محرومیت عامدانه خطه بختیاری

    شهرستان چادگان در غرب استان اصفهان واقع شده و به علت این که لر بختیاری هستند بطور عمدی مورد بی توجهی مسؤلان نژاد پرست اصفهانی قرار گرفته است. رییس دادگستری شهرستان چادگان از ده ها مورد محرومیت منطقه چنارود چادگان که تمامأ بختیاری هستند پرده برداشت. براستی نباید تأسف خورد در حالی که کمک های بشر دوستانه ایران شامل همه کشورهای خاورمیانه و آسیا و آفریقا میشود ولی برای رفع محرومیت در نواحی لر نشین باید سالها منتظر ردیف بودجه بود!!! وقتی این بی توجهی ها به، مردم لر را در مناطقی همچون بیرگان کوهرنگ ، آب ماهیک گتوند و شهرستان ایذه و مسجد سلیمان و باغملک و … مقایسه میکنیم آیا این سوال ایجاد نمیشود که رها کردن مردم لر بختیاری و وارثان مشروطه در فقر کامل براساس عمدی برنامه ریزی شده و ساختاری بوده است؟ جالب آن است که مراکز تمدنی بختیاری نشین نظیر:کوهرنگ ، اردل ، ایذه ، باغملک و … با آنکه ساختاری شهری دارند اما از کمترین امکاناتی برخوردار نیستند !!! آیا مسولان و مدیران ارشد کشوری نباید در کارکردهای بخش صنعت تجدید نظر و باز بینی کنند به شکلی که صنایع کشور در جاهایی ایجاد شده که کوچکترین زمینه ای برای استقرار آن صنعت نداشته اند اما در مناطق عقب نگه داشته شده لر نشین به برکت مسؤلین ، مدرن ترین صنعت ، صنعت نانوایی است. بازی های سهم خواهانه آب سالاران اصفهانی مانع ایجاد و استقرار صنایع اشتغال زا در شهرها و استان های لر نشین میشود. وزیر کشاورزی که اصفهانی است همین چند وقت پیش حدود شصت طرح و پروژه صنعتی و کشاورزی و دامپروری را در استان بختیاری لغو کرد تا با سیاست مهاجرت عمدی زمینه مناسب را برای انتقالات متعدد آب پدید بیاورند.


  • صالحی

    آیا میدانید با اضافه کردن شیطنت آمیز قید اجرا در عنوان ردیف بودجه های انتقال آب کارون و تصویب آن در مجلس ، اجرای آنها حتی بدون داشتن مجوز زیست محیطی حکم قانون را دارد و لازم الجراست !!! آنچه که مسؤلان زیاده خواه اصفهانی حامی انتقال آب کارون باید بدانند:مدیر کل هواشناسی استان چارمحال بختیاری فاش کرد در حوزه کارون با کمبود ۱۲ میلیارد و هفتصد و شصت و یک میلیون متر مکعب بارش روبرو هستیم !!! با وجود اعلام ممنوعیت کشت برنج در اصفهان ، کشت برنج همچنان در اصفهان با کمک و حمایت دولت و وزیر اصفهانی کشاورزی صورت میگیرد.


  • توسعه طلبی اصفهانی ها

    سازمان محیط زیست در پایگاه اطلاع رسانی خود شهرستان های سامان و بن را از تقسیمات استان چارمحال بختیاری حذف کرد و بخش هایی از خاک استان چارمحال بختیاری را به اصفهان بخشیده و کوچکتر نمود.


  • آب دزدی کویر نشینان

    عیسی کلانتری رییس سازمان حفاظت محیط زیست در نامه ای به جهانگیری معاون اول رییس جمهور گفته است که برای انتقال بیشتر آب از خوزستان ، لرستان و چارمحال بختیاری به کویر اصفهان و یزد و کرمان و قم باید کشاورزی استانهای لرستان و خوزستان و بختیاری را محدود کرد !!! چرا باید بزرگترین باغات پسته در کرمان و مجتمع های عظیم فولاد و ذوب آهن که صنایع آب خور هستند در اصفهان کویری احداث شوند؟ دو استان کویری بی آب که بعد مجبور بشوند زاگرس و کارون را نابود کنند!!! انتقال آب نه تنها باعث نابودی محیط زیست میشود بلکه معضل امنیتی خطرناکی شده چون مردم این استانها این انتقالات متعدد آب را دزدی میدانند که باید جلویش را گرفت. اگر به فکر تخریب کارون و محیط زیست و زاگرس نیستید حداقل به فکر امنیت کشور باشید .


  • هاشمی راد

    قدرت و سلیقه اجداد لرها در انتخاب سرزمین بی نظیر بوده ولی اکنون آب و نفت و محرومیت و مهاجرت مال ماست و صنعت و توسعه و کشاورزی و مهاجر پذیری مال کویری هاست. تونل های انتقال آب وحشیانه ترین و احمقانه ترین درخواست از سوی کویریان است.


  • جنگ رسانه ای سرمایه داری اصفهان علیه مردم لر

    آن دسته از مردم لر که فرهنگ مطالبه گری قومیتی ندارند نباید سخن از چرایی نبودن رفاه و توسعه و معیشت و زندگی بهتر برای لرها بزنند. روزنامه اصفهان امروز در تاریخ پنج شنبه ۱۲ مرداد ۹۵ ، سال دوازدهم ، شماره ۲۷۴۱ نوشت:تأمین آب شرب پنج میلیون نفر در خطر است و تونل گلاب ۲ به اعتبار ملی نیاز دارد !!! آیا مسولان برنج کاری اهالی اصفهان را در وسط کویر نمی بینند؟؟؟ انتقال آب با مقیاس گسترده جهت توسعه لجام گسیخته صنعت و کشاورزی اصفهان تا کی ادامه دارد؟ چند تونل و سد انحرافی دیگر باید احداث شود تا حرص اصفهانی ها کم شود؟ بی آبی و نبود امکانات رفاهی مردم لر کنار سدهای انتقال آب به کویر اصفهان را چه کسی باید توجیه کند؟ آیا ما ایرانی هستیم یا فقط فارسهای اصفهان ایرانی اند؟ آب را از پای باغات استان بختیاری می برند تا باغ در دل کویر بسازند !!!


  • ضیایی

    خبرگزاری فارس ، شنبه ۱۸ خرداد ۹۲ : امام جمعه طبس:بهره مندی از آب کارون حق مردم طبس است !!! قابل توجه لرهای بختیاری عضو هیعت روضه خوانی شاهنامه فردوسی که مثل کبک سر در زیر برف کردند و به مسایل و مشکلات جامعه خودمان بی توجه هستند. تمام شهرهای کویری با هزاران کیلومتر فاصله از کارون و دز و کرخه و سزار و کشکان و سیمره حق و سهم دارند بجز مردمان زجر کشیده لر که سرمای طولانی زمستان را بسر میبرند و تابستان هم آبی ندارند


  • فرزاد حاتمی راد

    بروید تونل اصلی انتقال آب کوهرنگ را نگاه کنید که دبی آب و انتقال این همه حجم آب به کویر کجاها میرود . سالانه سیزده میلیارد متر مکعب آب از مناطق لر نشین ما خارج میشود اگر بابت هر لیتر آب صد ریال پول پرداخت کنند تمام لرستانات فقر زدایی خواهد شد. انتقال این همه آب با مقیاس گسترده جهت رشد صنعت و کشاورزی پر آب و برنجکاری اصفهانی ها از یک طرف و بی آبی و نبود امکانات رفاهی و زمین های دیم کشاورزی مردم لر در کنار سدهای انحرافی و تونل های انتقال آب از طرف دیگر . آیا ما هم ایرانی هستیم یا فقط فارسها ایرانی اند؟؟؟


  • رشنو آبادی

    سد سیمره که در مرز لرستان و ایلام است با پول و بودجه عمرانی لرستان ساخته شده ولی تمام آبش را ایلام میبرد و سهم لرستان را نمیدهد و شهرستانهای کوهدشت و رومشگان تمام ایام سال با کمبود آب مواجه هستند واقعأ تعجب برانگیز است که مجمع نمایندگان لرستان در مجلس هیچ واکنشی به این اجحاف در حق مردم لر نشان نمی دهند.


  • قبادی

    پروژه انتقال آب بهشت آباد و تونل سوم کوهرنگ به حوزه زاینده رود در حالی دارد بصورت چراغ خاموش دنبال میشود که فولاد مبارکه اصفهان دریاچه های مصنوعی پنج میلیون متر مکعبی پرورش انواع ماهی زینتی را دارد و روزانه ۲۰ تن گوشت ماهی تولید و به عراق و امارات صادر میکند. استان بی آب و کویری اصفهان رتبه نخست تولید ماهیان گرم آبی در استخرهای دو منظوره کشور را دارد و میلیاردها متر مکعب آب را به بهانه شرب خرج احداث پارک دلفین ، مجتمع های تفریحی پارک آبی ، دریاچه های مصنوعی و پرورش ماهی میکند. در ایران هیچ چیزی سر جایش نیست


  • طرح ویرانگر قم رود ( غم رود ) و سکوت نمایندگان لرستان:عباس شاه علی

    هر از گاهی اخباری از استان های قم و مرکزی ( اراک ) منتشر میشود که دل مردم شهرستان الیگودرز لرستان را به درد می آورد. ابتدا خبر را بخوانید:پروژه ی آبرسانی از سد کوچری به شهرستان خمین که با صرف اعتباری بالغ بر پنجاه میلیارد تومان به اتمام رسیده و با حضور وزیر نیرو در این شهرستان روز چهارشنبه افتتاح شد. براساس این گزارش طرح آبرسانی از سد کوچری به شهرستان خمین برای اولین بار در کشور به روش خرید تضمینی ( bot ) توسط بخش خصوصی اجرا شد. از اهداف این پروژه انتقال سالانه ۶ میلیون متر مکعب آب جهت تأمین آب شرب و صنعت شهر خمین و ۴۱ روستای مسیر این خط انتقال آب است. طول خط انتقال این پروژه ۲۰ کیلومتر و دبی انتقال آب ۱۸۲ لیتر بر ثانیه و قطر لوله آن ۶۰۰ میلی متر با یک ایستگاه پمپاژ است. همچنین یک مخزن ذخیره به حجم پنج هزار متر مکعب و ارتفاع پمپاژ ۱۳۵ متر با جنس لوله فولادی در این طرح آبرسانی به کار گرفته شده است. این پروژه که شامل خط انتقال ، تصفیه خانه و نصب تجهیزات کامل میباشد ، با اعتباری بالغ بر پانصد میلیارد ریال توسط بخش خصوصی به اتمام رسیده است. گفتنی است با اجرای این طرح ۱۸۲ لیتر بر ثانیه آب برای بخش صنعت و آشامیدنی از الیگودرز لرستان وارد مدار آب شهرستان خمین مرکزی میگردد و با اتصال خط لوله آب به سد کوچری مشکل کمبود آب آشامیدنی وشرب شهرستان خمین رفع شد !!! خبر را خواندید ؟؟؟ دوستان عزیز ما چنان از سد کوچری سخن میگویند که گویی منبع اصلی تأمین کننده ی آب این سد استان خشک مرکزی میباشد !!! در حالی که اگر بی تفاوتی و کاهلی مجمع نمایندگان استان لرستان در مجلس و مسؤلان ارشد استان لرستان نبود این سد باید در حوزه ی استحفاظی الیگودرز لرستان احداث میشد زیرا آب این رودخانه ها و سدها تمامأ از الیگودرز لرستان سرچشمه میگیرند ! و این نخستین بار نیست که نام الیگودرز به عنوان سرشاخه تأمین آب نادیده گرفته میشود و پیش از این نیز با عناوین جعلی و کذایی نظیر:سرشاخه های دز از این طرح انتقال آب از لرستان به مرکزی و قم یاد شده است !!! از ابتدا هدف طرح تأمین آب شرب بود اما گذشته از تأمین آب شرب ، اجرای آکواریوم عظیم آبی ، دریاچه مصنوعی گردشگری هشت هکتاری ، تأمین آب شهرک های صنعتی در دست احداث در آینده ، تأمین آب نیروگاه آبی و … همه و همه، داغی است به دل مردم بی پناه و مظلوم الیگودرز لرستان نه به جهت اجرای این پروژه های یکطرفه که سودش فقط عاید مردم اراک و قم و اصفهان میشود بلکه این داغ برای روال ناصوابی است که چراغ به خانه روا داشته نشد و مردمان لر ساکن این دیار را بسی رنجور نمود. مردمی که سردترین مناطق و روستاها و بخش هایش نظیر شول آباد فاقد گاز کشی هستند و سرما را تحمل میکنند به امید بهاری سبز ولی آب و سبزی را هم ازشان دریغ میکنند. مردمی که زمانی در روستاهای سر سبز به زندگی و امرار معاش مشغول بودند و همه داشته ها و ممر درآمدشان کشاورزی و دامداری بود اما پس از اجرای طرح ویرانگر موسوم به قم رود ( غم رود ) چشمه ها و قنات ها و رودها را خشک شده دیدند و راه مهاجرت به حاشیه شهرها را در پی گرفتند و سرگردان و آواره شده و به تدریج صاحب عنوان نخست بیکاری در استان لرستان شدیم و حتی ریالی خسارت به کشاورزان و دامداران داده نشد !!! تا کی میخواهند نام لرستان را در این طرح بایکوت کنند ؟ آقای اردکانی شما بر جایگاهی تکیه زده اید که نمایندگان مجلس حبیب اله بیطرف یزدی را به جهت سوابق وی در انتقال آب از رسیدن به آن محروم نمودند اما با نگاه به سوابق شما و عملکرد امروزتان تردید ایجاد میشود که اقدام نمایندگان نه بخاطر دفاع از مردم بلکه با اهدافی پشت پرده صورت گرفت. ایستگاه پمپاژ ، سد دهجانی ، سد قشلاق ، سد دار سفید و سد چمن سلطان به عنوان پروژه های جبران خسارات طرح ویرانگر موسوم به قمرود ( غم رود ) به شهرستان الیگودرز لرستان هدیه شد اما این وعده ها همچون آب نبات چوبی فقط روی کاغذ خودنمایی میکند و فاز دوم پروژه ویرانگر قمرود ( غمرود ) به صورت چراغ خاموش در حال اجراست !!! جالب است بدانیم که طرح انتقال آب الیگودرز به اراک و قم در شرایطی صورت گرفت که یک الیگودرزی ( م ک ) ریاست مجلس را عهده دار بود و امروز این انتقال و اجرای طرح های آبی استان های اصفهان ، قم و مرکزی در حالی به ثمر می نشیند که نماینده ی قم ریاست مجلس را عهده دار است !!! به راستی چه اقدامات پشت پرده ای شکل گرفته است که تمام پروژه های منتفع از آب الیگودرز بدون پرداخت حق و حقوق و حقآبه مردم محروم این دیار صورت میگیرد ؟؟؟ آیا نبود اعتبار مالی صرفأ باید گریبان مبدأ انتقال آب ( الیگودرز ) را بگیرد و مقصد ( خمین و اراک و قم ) با صرف اعتبارات کلان دولتی به سرعت مسیر پیشرفت و توسعه را طی نمایند ؟؟؟ آیا مناطق لر نشین باید زمین سوخته شوند ؟ در زمان اجرای طرح خانمان سوز و ویرانگر قمرود ( غم رود ) جلوس بر صندلی برخی مناصب لرستان بی ارتباط با استان قم نبود اما متأسفانه در زمان استانداران بعدی نیز کمترین دفاعی از حق و حقوق مردم صورت نگرفت و صد افسوس که امروزه تأمین آب آشامیدنی سالم برای تعداد زیادی از روستاهای شهرستان الیگودرز و لرستان به آرزوی دست نیافتنی تبدیل شده و کشاورزان در نهایت فقر و فلاکت باید با تانکر آب بخرند و آب شیرین خودشان صرف آبادانی کویرستان شود و با شرایط بارندگی ها میرود که وضعیت وخیم تر و حتی این وخامت دامن شهرهای لرستان را هم بگیرد !!! کلام آخر:مسؤلان گرانقدر استان لرستان و شهرستان الیگودرز و اعضای محترم مجمع نمایندگان استان لرستان در مجلس عاجزانه استدعا داریم از مدیریت تسکینی و نگاه جزیره ای پرهیز نموده و از بی تفاوتی نمایندگان و مسؤلان سابق و خسارات رفتار آنها درس گرفته و اقدامی قانونی انجام دهید ، شما به عنوان نمایندگان استان لرستان وظیفه دارید وزیر نیرو را ملزم به انجام تعهدات این وزارتخانه در قبال الیگودرز نمایید زیرا این مردم مظلوم نمی پذیرند که وزیری بخاطر عدم توجه به نظر نمایندگان در عزل و نصب ها استیضاح شود ولی در خصوص تضییع حقوق مردم در حاشیه امن قرار بگیرد. این مقاله توسط عباس شاه علی در هفته نامه سیمره ، شماره ۴۳۹ چاپ شده است


  • دریاچه هشت هکتاری جوان شهر قم !!!

    سد ایوشان لرستان ۵۸ میلیون متر مکعب گنجایش آب دارد ولی ثانیه ای ۶۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز لرستان به کویر قم پمپاژ میشود یعنی هر ثانیه که میگذرد به اندازه سد ایوشان لرستان که ۲۰ سال طول کشید ساخته شود از الیگودرز لرستان آب به قم میبرند !!! با این همه آب میخواهند چکار کنند ؟؟؟ دریاچه مصنوعی هشت هکتاری جوان شهر قم که هفده ( ۱۷ ) متر عمق دارد و با آب شیرین الیگودرز لرستان ساخته شده است و نخستین رستوران لنجی شناور ایران که سه طبقه دارد و ۲۴ در ۷ متر است که ظرفیت ۴۰۰ نفر دارد !!! دریاچه مصنوعی جوان قم امکاناتی از قبیل:قایق پدالی و موتوری ، اسکیت روی آب ، اسکوتر آبی و زمینی ، ماشین های شارژی ، بانجی جامپینگ و هواپیمای تفریحی از دیگر امکانات دریاچه ۸ هکتاری جوان قم است. ملاحظه بفرمایید مردم قم که تا دیروز آب شور میخوردند حالا مفت و مجانی آب شیرین لرستان را حیف و میل میکنند و باغات پسته راه اندازی میکنند در حالی که هشتصد روستای لرستان آب در خور نوشیدن ندارند !!! آیا این با عدالت خداوندی در تضاد نیست ؟ مگر آب غصبی حرام نیست ؟ زاهدان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند ، چو به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند !!!


  • تنش شدید آبی در کوهدشت

    شهرستان کوهدشت و رومشگان کمترین میزان بارندگی را داشته و از تنش شدید آبی برخوردار است به طوری که ۶۹ حلقه چاه در مناطق روستایی شهرستان کوهدشت خشک و از مدار خارج شده اند و در بحث آب در لرستان مشکل داریم. هنوز هیچکدام از شهر و روستاهای استان لرستان از آب پایدار سدها استفاده نمی کنند و با وجود اینکه تا کنون سه سد در لرستان به بهره برداری رسیده ولی هیچکدام استفاده شرب ندارند ! بیش از دو هزار و ۸۶۱ روستا در لرستان وجود دارد که بیش از ۸۵۰ روستا با مشکل آب آشامیدنی مواجه هستند و به دلیل کمبود آب طبق سرشماری سال ۹۵ متأسفانه جمعیت روستایی استان چهل هزار نفر کاهش یافته است !!! کم آبی یکی از ویژگی های ایران است و به غیر از باریکه دریاری مازندران تمام مساحت ایران بر روی کمربند خشک دنیا قرار دارد و با توجه به آب و هوای گرم و خشک ایران ، مصرف زیاد آب در کلانشهرها ، توسعه شهرنشینی در کویر مرکزی ، تأسیس صنایع آب خور در اصفهان ، یزد و قم ، مصرف بی اندازه در بخش کشاورزی سبب کاهش منابع زیر زمینی و سطح آبها شده است ! بررسی پدیده های اقلیمی حکایت از آن دارد که وضعیت منابع آبی ایران به مراتب بدتر هم میشود و در صورت ادامه این روند نمیتوان چشم انداز خوبی را در آینده متصور بود و باید صنایع پر مصرف آب مثل فولاد و ذوب آهن که در شهرهای خشک بیابانی مثل اصفهان تأسیس شدند به مناطق ساحلی و پرآب کشور منتقل شوند و رشد جمعیت را در شهرهای خشک کویری کنترل کنند و زمینه بزرگتر شدنشان را فراهم نکنند زیرا آب ندارند


  • هفتاد درصد حجم سدهای لرستان خالی است !

    به علت انتقالات متعدد آب از مناطق لر نشین به سمت کویر قم ، اصفهان و اراک میزان بارش و بارندگی در لرستان به شدت کاهش یافته است و ۷۰ درصد از حجم سدهای لرستان خالی است ! شهرستان الیگودرز با ۵۲ میلی متر کمترین میزان بارندگی را داشته است ! براساس آمار ۳۷ ایستگاه هیدرومتری ، آبدهی همه رودخانه های دایمی لرستان در مقایسه با سال گذشته و بلندمدت به شدت کاهش داشته است ! وضعیت آب سفره های زیر زمینی استان لرستان هم به علت انتقالات آب به کویر و کاهش بارندگی ها و تغذیه نا مناسب سفره های زیر زمینی طی ۱۰ سال گذشته تا کنون حدود ۴۰۰ میلیون متر مکعب حجم آب زیر زمینی دشت های لرستان کاهش داشته است !!! در صورت ادامه روند انتقال آب الیگودرز به کویر قم و کاهش بارندگی ها ، پیش بینی میشود در فصل کم آبی در حوزه آب شرب شهری ، روستایی و عشایری با حدود ۴۰ میلیون متر مکعب کمبود آب شرب مواجه شویم ! باید از انتقال آب به کویر قم جلوگیری شود چون اجرای این طرح به نابودی حیات و اقتصاد و معیشت مردم الیگودرز لرستان منجر شده است و پروژه ننگین غم رود فقط به نفع مردم قم است و هیچ توجهی به مشکلات شهرستان الیگودرز لرستان نمیشود.


  • لرستان تشنه !!!

    لرستان تشنه !!! لرستان سومین استان پر آب ایران ، میانگین زمین های دیمش از استان های کویری بیشتره !!! به همین دلیله که قمی ها و اصفهانی ها و خوزستانی ها دعا میکنند بارندگی استان لرستان زیاد باشه !!!


  • تشنه در میان آبها !!!

    مردمی که تحت قانون ظلم به سر میبرند ، شهامت و فضیلت اخلاقی را از دست میدهند و به مرض ترس گرفتار میشوند که ریشه حیات آنان را میسوزاند . این احوال مردم لر است !!!


  • تمامیت خواهی اصفهانی ها

    چهار نماینده اصفهان در مجلس علیه فعالان محیط زیست بختیاری خصوصأ جناب آقای یوسف فرهادی بابادی به دلیل حمایت از محیط زیست زاگرس و بلاد لر نشین و به دلیل مخالفت با انتقال دوباره آب کارون به کویر بی انتهای اصفهان و مافیای انتقال آب ، شکایت کرده اند!!! ولی بدانند که یوسف فرهادی بابادی تنها نیست او فریاد یک قو است و ما همه یوسف فرهادی بابادی هستیم.


  • نه به انتقال آب !

    آب در کوزه و ما تشنه لبان مبگردیم . در شرایطی که مناطق لر نشین از کمبود آب رنج عدیده میبرند آبهای باقیمانده را هم از بلاد لر نشین غارت میکنند. مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد !


  • استثمار زاگرس ( بلاد لر نشین ) را تمام کنید !!!

    سالهاست که تنها کارکرد زاگرس ، تنها منبع تهیه آب استان های کویری صاحب وزیر و قدرت شده است. پروژه های انتقال آبی که یکی پس از دیگری نبض بی جان این جغرافیا را کند تر میکند . پروژه هایی که بی هیچ نگاه علمی و صرفأ استثمار گونه خون زاگرس را می مکد.


  • دزدی آشکار خاک و آب

    با الحاق چراغ خاموش بخش هایی از خاک آبخیز لرستان و چارمحال بختیاری به اصفهان ، این استان کویری عملأ هم مرز با خوزستان شد !!! این در حالی است که در پی اعتراض اصحاب رسانه و برخی مسؤلان استان های لرستان و بختیاری مسؤلان وزارت کشور بارها این موضوع را رد کرده بودند ! اما چاپ نقشه جدید در صفحه نخست روزنامه همشهری ، متأسفانه صحت این خاک دزدی را تأیید میکند !!! استعمار انگلیس رفت ولی فارسها آمدند. باید مردم لر ، اصفهانی ها را به حال خود رها میکردند تا افاغنه به رهبری محمود افغان و اشرف افغان هر بلایی که صلاح میدانستند سرشان بیاورند. هیچ خر سواری از سوار خر شدن عذاب وجدان نمی گیرد !!!


  • هر که آمد بار خود را بست و رفت …

    هر که آمد بار خود را بست و رفت _ ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب / ز آن چه حاصل جز دروغ و جز دروغ ؟؟؟ زین چه حاصل جز فریب و جز فریب !!! مردم لر دیگر در مقابل غارت و چپاول وحشیانه و استعمار گونه منابعشان توسط کویر نشینان سکوت نخواهند کرد .


  • مسعود

    زمزمه هایی مبنی بر محو شدن خاک چارمال بختیاری در اصفهان و رفتن مناطقی از این استان پر آب زیر کنترل استانداری اصفهان شنیده بودم،منتها باورم نشد تا اینکه شما دوست عزیز حقیقت رو برای کسانی که خودشونو به خواب زده اند، آشکار کردید.طنز تلخ غارت و سکوت همچنان برای مردم لر روی پرده میرود...


  • هر چه در فهم تو آید ، آن بود مفهوم تو …

    وقتی که مردم لر از فرق ، فقر و تبعیض میگویند ، فارسها کجا هستند ؟ آیا خشکسالی و آبرسانی با تانکر در بلاد لر نشین که جزو پر آب ترین استان های کشور هستند سزاوار این مردم است ؟ آیا انتقالات متعدد آب به کویر اصفهان دقیقأ تا کی ادامه خواهد داشت ؟ شهری که مشکل کمبود آب دارد و در دل کویر است چرا باید روز به روز بزرگتر و صنعتی تر شود ؟ سد سازی و حفر تونل و انتقالات متعدد آب در مناطق لر نشین موجب فاجعه زیست محیطی شده است ! داعیه داران عدالت و پاک دستی حتی از اعلام لیست اموال و دارایی های نا مشروع خود در ایران خودداری میکنند بعد چطور باید انتظار داشت که عدالت و توسعه متوازن در کل کشور شکل بگیرد ؟


  • مزد سکوت مردم ما !!!

    در سکوت مشکوک سیاسیون و نمایندگان لر تبار و همچنین بی تفاوتی مردمان لر ، مردم شهرستان اصفهان در کنار نمایندگان شان خواهان انتقال آب هر چه بیشتر به کویرشان جهت گسترش صنعت و کشاورزی هستند !!! ما همچنان سکوت مردمی که در احقاق حق خود دچار سستی و رخوت هستند ناگزیر به نابودی خواهند رفت !!! کشاورزان پر توقع اصفهانی لوله انتقال آب از چارمحال بختیاری به یزد را که پشت پاسگاه اژیه بود را منفجر و قطع کردند !!! کدام آب ؟؟؟ آب انتقالی مردم لر از چارمحال بختیاری به یزد را !!! مگر آب مال اصفهان است که تصمیم به قطع میگیرد ؟؟؟ فقط باید تأسف خورد برای مردم زیاده خواه و تمامیت طلب اصفهان !!!


  • از اوج عزت تا حفیض ذلت !!!

    آیا سکوت مردمان لر در مقابل غارت منابع آب و نفت و هتاکی به هویت مان این طرز فکر غلط را پدید آورده که کتمان حق حیات ما میشوند ؟ آیا ما مردم لر جز پاسداری از کیان و بذل سخاوتمندانه منابع مان برای پیشرفت دیگر نقاط کشور کاری کرده ایم ؟ انتقال آب به کویر اصفهان ، یزد ، قم و کرمان را متوقف کنید !!! این خواسته عمومی از سوی تمام اقشار بلاد لر نشین است. ما لرها نیز از منابع آبی سرزمین اجدادی مان حق داریم ! ما نیز حق حیات و زندگی آرام داریم ! محیط زیست مان را قربانی تفریحات مردم کویری اصفهان نکنید !!! وقاحت را پایان دهید زندگی ما بازیچه منافع و تفریحات شما نیست ! احداث بزرگترین آکواریوم خاورمیانه در اصفهان و احداث دریاچه مصنوعی هشت هکتاری در قم و تأسیس بزرگترین پارک آبی در کرمان که با آب شیرین انتقالی ما انجام میشود هیچگونه مبنای عقلی و علمی ندارد !!! انتقال آب به کویر یعنی نابودی غرب کشور !!! ما دین خود را به کشور با بخشیدن نفت و گاز ادا کرده ایم .


  • اصفهان همیشه دو قورت و نیمش باقی است !!!

    نمایندگان اصفهانی نامه دسته جمعی نوشتند جهت استارت و شروع دوباره عملیات اجرایی تونل کوهرنگ سه برای انتقال آب از لب های خشکیده چارمحال بختیاری به کویر آباد و صنعتی اصفهان !!! به راستی پس نمایندگان لر تبار در مجلس چکار میکنند و چرا به این همه انتقال آب به کویر با صرف هزینه های گزاف اعتراض نمی کنند ؟


  • اصفهانی ها خط لوله انتقال آب به یزد را قطع کردند !

    مردم اصفهان برای جلوگیری از انتقال آب به یزد با مأموران درگیر شدند و خط لوله انتقال آب را منفجر کردند ! آبی که از کوهرنگ چارمحال بختیاری غارت شده و ما لرها همچنان بی تفاوتیم ! مردم تنگ نظر و ممسک اصفهان نمیگذارند آب چارمحال بختیاری به یزد برود و تمام آب بلاد لر نشین را برای خودشان میدانند ! در حالی که تمام خوراک کارخانه های فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان از معادن یزد تأمین میشود !!! اوج تخاصم و دشمنی اصفهانی های تنگ چشم را نسبت به همسایگانشان ببینید ! مردم استان های کویری بر سر آب مردم لر جنگ میکنند و لرها مثل کبک سر در زیر برف دارند !!! آب از ماست چرا ساکتیم ؟ اغتشاش ، آشوب ، بلوا ، تجزیه طلبی و … هر اعتراض برحقی در میان لرها این بر چسب ها و انگها را در پی دارد اما اعتراضات و راه بندان و به آتش کشیدن اموال عمومی در اصفهان اعتراض بر حق کشاورزان مظلوم نامیده میشود !!! آب از ماست چرا باید زمین های کشاورزی ما دیم باشد و آب بلاد لر نشین صرف تفریحات استانهای کویری گردد ؟ یاد بگیریم وقتی خود را حق میدانیم و قانون پاسخگو نیست نباید سکوت کرد وقتی حق و حقوق ما پایمال میشود باید اعتراض کرد. اصفهان و یزد و کرمان بر سر آب سرزمین ما ( بلاد لر نشین ) جنگ و جدال میکنند و ما همچنان سکوت اختیار کردیم و بی تفاوت هستیم !!!


  • لر ؛ قوم بی دفاع !!!

    آب ؛ همچون نفت ، دیگر ثروت قوم لر غارت میشود !!! دعوای چندی پیش اهالی اصفهان و یزد ، مرا به یاد ضرب المثل لری بختیاری انداخت که میگه:دو کلا جهر اکشن سر کشک مردم ! دو کلاغ ؛ بر سر کشک دیگران نزاع میکنند ! یعنی تقریبأ هم مفهوم همان مثل انگلیسی است که میگوید:دعوای دو کچل بر سر یک شانه !!! به راستی آب همچون نفت ثروت دیگر مردم لر بختیاری که بیگانگان بر سر آن نزاع و جنگ میکنند ! هر دو رود پر آب و مهم زاینده رود و کارون از سرزمین لرهای بختیاری منشأ و سرچشمه میگیرد و همچون نفت لرهای بختیاری دیگر سرمایه مردم لر که یک قرن توسط، استعمارگران خارجی ( انگلیسی ) و داخلی ( استعمار کویر نشین پان آریایی ) غارت شد ، آب دیگر سرمایه مردم بلاد لر نشین ، مدعیانی چون مردمان فارس زبان کویر مرکزی ایران یعنی:اصفهان ، یزد ، قم و کاشان دارد ! سالیان دراز است که کنترل و اداره آب استان چارمحال بختیاری در اختیار مافیای انتقال آب اصفهانی است ! و مردم لر بختیاری حق برداشت به دلخواه از آب سرزمین خود را ندارند و باید این آبها از کوهستان ها و بلندی ها بدون هیچ دخل و تصرفی مفت و مجانی در اختیار مردم کویر نشین در حدود ۴۰۰ کیلومتر آن طرف تر قرار بگیرد !!! سرما و زمستان طولانی برای ما ولی آبش برای اصفهانی هاست !!! مردم لر بختیاری حق حفر چاه آب ندارند ! مردم لر بختیاری حق کاشت درخت و احداث باغات ندارند ! مردم لر بختیاری حق کشاورزی آبی ندارند و تمام زمینهایشان دیم است ! منطقه آب خیزی از لرستان و بختیاری به صورت چراغ خاموش و پنهانی به اصفهان الحاق شد زیرا قرار است در آن منطقه پر آب بزرگترین سد بتنی دو قوسی جهان که سد بختیاری نام دارد در آن افتتاح شود !!! قبل از احداث و تکمیل سد بختیاری ، محل احداث سد را به خاک اصفهان الحاق کردند تا فردا تمام آب پشت سد را بدون هیچگونه اعتراض و سر و صدایی به سمت کویر اصفهان پمپاژ کنند و هر کس معترض آن شد بگویند خاک اصفهان است و به کسی ربطی ندارد !!! جمعیت میلیونی از مردم بلاد لر نشین بخاطر فقر تحمیلی ، بیکاری برنامه ریزی شده و نداری اجبارأ مهاجرت میکنند و جابه جا میشوند و به حاشیه شهرهای کویری میروند تا منابع و ثروت های سرزمین شان صرف تأمین آب و برق شهرهای فارس زبان شوند ! مردم لر بختیاری به قومی آواره و مهاجر و حاشیه نشین شهرهای اهواز و اصفهان تبدیل گشته اند و مردم بی پناه بختیاری در نبود الیت ( روشنفکر ) با شعور و تحصیل کردگان دلسوز این را امری عادی تلقی میکنند و میپندارند که سود کرده اند ! گویا رسانه های خارج از کشور هم در ایران بجز فارس ، ترک ، کرد و عرب ، مردم دیگری را نمی شناسند و یا به رسمیت نمی شناسند ؟ سرچشمه و صاحبان اصلی این ثروت عظیم یعنی زاینده رود و کارون لرها هستند چون این مردم مظلوم تریبونی در رسانه ها و مدیایی وابسته به قدرت های جهانی ندارند سهم و حقوق آنان به نفع دیگران حیف و میل میشود ! گل گندم ، گل گندم _ خاکش مال ما ، آبش مال مردم _ مال اصفهان مال یزد _ گل گندم ، گل گندم _ آبش مال ما ، برقش مال مردم _ مال قم مال کاشان _ گل گندم گل گندم _ کارگرش مال ما _ مهندس مال مردم _ اسمش مال ما ولی سودش مال مردم !!!


  • شورش های آبی !!!

    انتقال آب های بلاد لر نشین به استان های کویر مرکزی ایران ، چه تبعات و خطراتی دارد ؟ ایران یک کشور خشک و کم آب است که دو سوم آن کویر و بیابان است و ظرفیت این همه جمعیت را ندارد. کشوری که هفت هزار سال تمدن دارد چرا کارشناسان محیط زیست پیش بینی میکنند مرکز ایران در سالهای آینده نابود خواهد شد ؟ مردم شهرهای کویر مرکزی ایران مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، کاشان و قم قرن ها با قنات ، کاریز و آب انبار ، آب خود را تأمین کردند و فرهنگ، خود را بر بی آبی ساختند ! آنها به خوبی یاد گرفتند چطور با آب و هوای گرم و خشک زندگی خود را وفق بدهند ! آنها آب را بخاطر نایاب بودن اش مقدس میدانستند اما مسؤلان معاصر ایران بدون کار کارشناسی و علمی آبهای مناطق لر نشین را به مرکز کویری ایران علی الخصوص اصفهان انتقال دادند و آکواریوم های آبی ، دریاچه های مصنوعی ، پارک های آبی ، استخر شنا ، جکوزی و گسترش دادن درختکاری و فضای سبز را در شهر کویری اصفهان دنبال کردند و طرح های آبی در شهرهای مرکزی را افتتاح کردند و انتظاراتشان را بالا بردند و فرهنگ بی آبی این مناطق را تغییر دادند و باعثبر هم خوردن اکوسیستم در مناطق مختلف و نابودی محیط زیست استان ها و شهرهای لر نشین شدند !!! ریزگردها هم اکنون در حال نابود کردن استان های غربی و جنوب غربی ایران است ! امروزه خشکسالی های پی در پی در ایران بحران های آبی را رقم زده و متأسفانه بر اثر انتقال آبهای نواحی مختلف ، تغییر فرهنگ بی آبی استان های خشک کویری ، شرایط بحرانی را در کشور رقم زده و علاوه بر اینها شرکت ها و صنایع بزرگی را در شهرهای خشک مثل:اصفهان ، یزد و قم ساختند که به آبهای فراوانی نیاز دارند چرا که این صنایع به آب زیاد نیاز دارند و معلوم نیست چرا تمام صنعت ایران را در چند استان کویری ساخته اند ؟؟؟ استانهایی که مشکل جدی آب دارند چرا باید زمینه بزرگتر شدنشان فراهم شود ؟؟؟ مردم مناطق کویری که روزگاری آبشان را از قنات و کاریز و آب انبار تأمین میکردند امروزه دیگر به کم آبی راضی نیستند و در رقابتی که شهرهای کویری با هم دارند خواهان انتقال آب بیشتری از استان های لر نشین و غربی هستند نمونه بارز آن اعتراض کشاورزان اصفهانی است استانی که سالانه فقط ۱۳۰ میلی متر بارش باران دارد !!! آیا کشاورزی در این استان کویری که برنج کاری هم دارد به قیمت نابودی استان های لر نشین که انبار غله ایران هستند می ارزد و توجیه اقتصادی دارد ؟ ایران به ورشکستگی آبی رسیده است و اگر نمیخواهند به زودی نابود شود باید سیستم کشاورزی را تغییر دهند ! باید از کشاورزی در استان های بی آبی چون اصفهان ، یزد و قم بپرهیزند ! باید انتقالات متعدد آب به کویر و حفر تونل های عمیق با صرف میلیاردها تومان هزینه گزاف را متوقف کنند ! باید صنایعی که به آب فراوان نیاز دارند مثل:فولاد و ذوب آهن ، در استانهای پر آبی چون لرستان و بختیاری ساخته شوند ! باید از تمرکز جمعیت در استان های بی آب بپرهیزند که این امر نیاز به طرح ریزی صنایع کارخانه ای در استانهای مستعد که هم منابع در آنجا وجود دارد و هم نیروی انسانی تحصیلکرده است. انتقالات پر هزینه منابع نفتی و گازی و آبی و معادن به کویرستان مرکزی ایران و بر هم زدن اقلیم و اکوسیستم به خاطر غرور و خودخواهی مسؤلانی است که فقط به شهر خود می اندیشند بدون آنکه ظرفیت آن را بسنجند مطمعن باشند که اگر باز هم به این سیاست ها ادامه بدهند ایران به سوی بحران های شدید آبی ، مهاجرت های ناخواسته ، اعتراضات کشاورزان ، نا آرامی های داخلی و هزاران مشکل دیگر سوق پیدا میکند ! مسؤلان ایران باید منافع همه مردم ایران را بر منافع زودگذر و خطر آفرین شخصی خود و شهرهای خود ترجیح بدهند و ایران برای همه ایرانیان باشد نه تنها چند شهر خاص کویری !!!


  • ژن خوب اهالی دار الیهود

    دکتر سید حسن قاضی زاده ( وزیر بهداشت ) در مراسم افتتاح ستاد غذا و دارو ، علت پیشرفت اصفهان در صنعت دارو را داشتن ژن خوب اصفهانی ها دانست !!! آقای وزیر ، سرمایه گذاری های مداوم و عظیم دولت در این استان و بودجه های میلیاردی و کمک های سالانه دفتر ریاست جمهوری و مجلس و پرداخت کمترین میزان مالیات ، در این پیشرفت چشمگیر که تأثیری ندارد ! از آن گذشته حملات مغول ، تیمور لنگ و محمود افغان دیگر ژن اصیلی باقی نگذاشت !!!


  • لرستان بزرگ بر بلندای محرومیت و محدودیت

    هنوز بعد از گذشت صد سال از استخراج بی رویه نفت از دل سرزمین مردم لر ، همچنان لرها در جای جای بلاد لر نشین در محرومیت زمان قاجار گرفتار وعده و وعیدهای دروغین و آبکی مسؤلین هستند ! مردم لر ممسنی در روستای بلندو در منطقه تنگ خاص هنوز آب لوله کشی ندارند و از چشمه با سطل و دبه آب برمیدارند این در حالی است که دولت تمام بودجه و امکانات را بسیج میکند تا با حفر تونل های عمیق با صرف هزینه گزاف آب را از مناطق لر نشین به کویر مرکزی ایران ( مکان سکونت فارس تبارها ) منتقل کند تا با زور کویر را تبدیل به گلستان کند. این است فلسفه ژن خوب کویری ها !!!


  • دزدان کویر نشین

    مردم حسود و تنگ نظر اصفهان با یزدی ها بر سر غارت آب مناطق لر نشین درگیر جنگ شدند و لوله های انتقال آب کوهرنگ بختیاری به یزد را شکستند !!! اوج نژاد پرستی زیر پوستی اصفهانی ها را ملاحظه بفرمایید که این ممسک های ناخن خشک حاضر نیستند آب به یزد برود بعد با کمال وقاحت و بی شرمی خواهان انتقال چندین باره آب کوهرنگ بختیاری به کویر اصفهان هستند !!! همان طوری که شما گربه صفتان اصفهانی آب انتقالی به یزد را قطع میکنید ما مردم لر هم ، همین گونه رفتار را با شما خواهیم داشت ! کشاورزان و دامداران شهرها و روستاهای بلاد لر نشین در نهایت فقر و نبود آب دارند به سختی زندگی میکنند و ما نمی خواهیم منابع آب مان صرف مردم بخیل و یهودی صفت اصفهان شود !


  • مگر همه ما ایرانی نیستیم ؟ پس چرا تبعیض ؟

    آقای اردکانیان وزیر یزدی نیرو اعلام کردند که به کشاورزان معترض اصفهانی پول میدهیم ! در چند روز آینده پانصد میلیارد تومان قرار است به استانداری اصفهان بدهند که بین کشاورزان معترض تقسیم کنند و اینکار ادامه خواهد داشت !!! پس چرا آب الیگودرز لرستان را میبرید به اراک و قم و کاشان ولی به مردم و کشاورزان لرستانی پول نمی دهید ؟ چرا پول آبی که از کوهرنگ بختیاری میبرید را به مردم چارمحال بختیاری نمیدهید ؟ چرا به مردم محروم ایذه که در کنار سد کارون هستند حق آبه نمی دهید ؟ مگر همه ما ایرانی نیستیم ؟ چرا بی عدالتی به لرها میشود ؟ آیا این" سیاست مرگ بر لر" نیست ؟ اصفهان آبش کجا بود ؟ این آبها را که از لرستان و چارمحال بختیاری و بلاد لر نشین دزدیده میشوند ؟ جالب است آب مناطق لر نشین را میدهند به یزد ، بعد وزیر یزدی نیرو ، پول آب را میدهد به اصفهان !!! این وسط فقط سر لرها بی کلاه می ماند …


  • استانی که هم آبش را دزدیدند و هم خاکش را !

    روزی انوری در بازار بلخ میگشت ، هنگامه ای دید و پیش رفت و سری در میان کرد ، مردی را دید که ایستاده و قصاید انوری به نام خود میخواند و مردم او را آفرین میخواندند ! انوری پیش رفت و گفت:ای مرد این اشعار کیست که میخوانی ؟ گفت اشعار انوری ! گفت تو انوری را میشناسی ؟ گفت چه میگویی ؟ انوری منم !!! انوری شاعر بخندید و گفت:شعر دزد شنیده بودم اما شاعر دزد ندیده بودم ! حال حکایت لرستان است که آبش را قم رود نام نهادند و مکیدن ! پالایشگاه و پتروشیمی اش را به مرکزی دادند ! آبشار شوی را به نام خوزستان زدند ! شرق لرستان به جانب غرب اصفهان کوتاه آمد ! و قسمتی از خاک لرستان به عقد رسمی ایلام درآمد ! آب دزد شنیده بودیم اما خاک دزد ندیده بودیم ! الان که خاک ، آب ، رود ، پل ، آبشار و صنعت لرستان وجب به وجب که نه ! شهر به شهر داره از لرستان جدا میشه و توسط استانهای همجوار خورده میشه یاد سکانس برره میوفتم که خبر دزدیده شدن چال اسکندرون رو شنیدن !!!


  • صالحی

    دکتر خدابخشی نماینده مردم الیگودرز لرستان:بزرگترین عیدی برخی مدیران به مردم استعفای خودشان است ! اگر اینجوریه همه مردم لرستان از مسؤلین عیدی میخوان ! والا با این مدیریت کامیونی شون هر چی کارخونه و شرکت داشتیم بار کامیون زدن و فرستادن رفت ! شرکت فولاد صدر رفت _ پالایشگاه و پتروشیمی خرم آباد رفت _ تجهیزات پارسیلون و چرم و پوست رفت _ دانشگاه علوم قرآنی رفت _ پل گاومیشان رفت _ مرکز آموزش ۰۷ رفت _ تیپ ۲۸۴ رفت _ آب و خاک رفت !


  • سدهای خان آباد و کزنار و حوضیان الیگودرز آبی برای کشاورزان ندارند !

    روزنامه همشهری در شماره ۷۳۶۱ ، مورخه ۲۸ فروردین ۹۷ نوشت:مدیر عامل شرکت آب منطقه ای لرستان اعلام کرد که سدهای خان آباد ، کزنار و حوضیان الیگودرز آبی برای رها سازی بخش کشاورزی ندارد ! براساس آمارها میزان بارش ها در سال جاری تاکنون در مقایسه با سال قبل حدود ۴۰ درصد کاهش داشته است و در بین شهرستان های لرستان ، الیگودرز با ۱۴۵ میلی متر بارش ، کمترین میزان بارندگی را داشته است !!! این ظلم پنهان در حق مردم الیگودرز لرستان در حالی است که ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز توسط سدها و تونل های زیر زمینی به سمت اراک و قم و اصفهان پمپاژ میشود و در قم با آب شیرین الیگودرز دریاچه مصنوعی هشت هکتاری جوان را ساخته اند !!! ما مردم لر به آبی که از سرزمین ما دزدیده شده و صرف صنعت و کشاورزی قم میشود اعتراض داریم چون شرعأ هم ایراد دارد که این آب به مصرف کشاورزی و کارخانه برسد یا با آن وضو و طهارت بگیرند !


  • تنش آبی در اصفهان

    در استان اصفهان با فرض اینکه کم آبی مستمر است و اختصاص به سال آبی جاری ندارد باید بدنبال راهی برای تأمین معیشت کشاورزان شرق اصفهان بود چون در کویر آب برای کشاورزی نیست و سرعت تبخیر آب بالاست لذا پساب ها باید تسویه شوند ، شیوه های آبیاری و شیوه های کشت به سمت روشهای کم آب بر مثل کشت گلخانه ای تغییر کند. متأسفانه در استان کرمان بخش خصوصی مورد حمایت دولت فعال شده تا برای تأمین مصارف صنعتی هزاران میلیارد تومان سرمایه گذاری کند و ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از بلاد لر نشین به کویر مرکزی انتقال دهد ! نباید از مسؤلان کرمان بپرسیم آیا چند میلیارد متر مکعب آبی که در همین کرمان در بخش کشاورزی مصرف میشود جایی برای صرفه جویی ندارد ؟ آیا نمیتوانیم تمام تلاش دستگاه ها را با هم هماهنگ کنیم و هدف گذاری کنیم که مثلأ در ۵ سال آینده ۱۰ درصد از سهم آب در بخش کشاورزی بدون هرگونه اختلال در تأمین مواد غذایی کم شود ؟ اگر مصرف آب در کویر را اصلاح نکنیم این تأمین های جدید هم چاره کار ما نخواهند بود ! وقتی یک دختر روستایی در مناطق لر نشین علی رغم آن همه منابع آب وقت خود را بجای تحصیل و تفریح به طی کردن مسافت های طولانی برای تأمین آب اختصاص میدهد یا یک کشاورز بختیاری به دلیل انتقال آب به کویر باغ و زمینش خشک شده حساب تأمین معیشت اینها با کیست؟ بنابراین نه زیبنده مردم ماست و نه ظرفیتهای بالقوه ایران چنین چیزی را دیکته میکند ما حتمأ باید از این شرایط خارج شویم.


  • تنوع زیستی ایران زیر شخم !

    تخریب سرزمین که ریشه در تصمیمات بدون پشتوانه کارشناسی دارد همچنان در ایران ادامه دارد ؛ تصمیماتی که باعث خشک شدن تالابها ، شکل گیری کانون های گرد و غبار و نابودی بخش عمده ای از مراتع و رویشگاه های جنگلی شده و از همه مهمتر غارت منابع آبی بلاد لر نشین را در پی داشته است ! همین الان ۹۰ درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود که ۷۰ درصد آن به دلیل مدیریت نادرست هدر میرود ! آنچه ما در طول سالهای اخیر شاهدش بوده ایم بهره، برداری های غلط از منابع آبی و تخریب سرزمین های لر نشین برای تأمین منافع کوتاه مدت بوده که باعث تخریب اکوسیستم های طبیعی شده و نابودی بسیاری از ذخایر ژنتیک بومی را در پی داشته است که تداوم این روند امنیت غذایی کشور را تهدید جدی میکند !


  • غارت منابع آبی بلاد لر نشین

    در طول ۴ دهه اخیر محیط زیست ایران بیصاحب بوده و این بی صاحب بودن ۲ دلیل عمده داشته است:نخست ضعیف نگه داشتن سازمان محیط زیست که وظیفه نظارت ، مدیریت و کنترل منابع را بر عهده دارد و دیگر اینکه وزارت خانه هایی که جنبه بهره برداری از سرزمین را دارند بی حساب وکتاب و بدون هیچ کنترلی از سرزمین بهره برداری و آن را تخریب و نابود کرده اند ! یکی از این وزارتخانه ها که نقش پر رنگی در تخریبها داشته وزارت جهاد کشاورزی بوده چه زمانی که عنوان جهاد سازندگی داشته وچه زمانی که با عنوان کشاورزی فعالیت کرده و چه الان که عنوان وزارت جهاد کشاورزی را یدک میکشد ! بر اثر بی دانشی و بی توجهی و تأکید بر شعار خودکفایی ، منابع آب کشور را غارت کردند و زاگرس را نابود و بیابانی کردند ! همزمان منابع طبیعی را هم به دلیل بهره برداری های بی رویه از مراتع و جنگلها با چرای بیش از حد دام _ جنگل تراشی _ تغییر کاربری اراضی ملی و طبیعی به معدن کاوی _ جاده سازی های غیر اصولی و گسترش بی رویه کلانشهرها و شهرسازی در کویر مرکزی ایران را نابود کردند. کشور هم اکنون با معضلات بزرگ محیط زیستی مثل کمبود آب ، خشک شدن تالاب ها و بروز پدیده گرد و غبار مواجه است در چنین شرایطی باز می بینیم طرح هایی مطرح میشود که به شدت نگران کنند اند برای نمونه اجرای طرح کشت در اراضی شیبدار در کشوری که دارای آب و هوای قاره ای است و سرزمین نا پایداری دارد و به همین دلیل کوه های آن بسیار آسیب پذیر است ؛ طرح خطرناکی است که به تخریب سرزمین دامن میزند. در حالیکه همین الان ما به دلیل ساخت و سازهای بی رویه و دخالتهای غیر مسؤلانه وزارت جهاد و کشاورزی از جمله اجرای طرح های آبخیزداری در برخی مناطق شاهد تهدید تنوع زیستی هستیم ! اگر به تنوع زیستی بعنوان یک کالا نگاه کنیم سرزمین مان را که وضعیت بسیار شکننده ای دارد آسیب پذیر تر می بینیم با همین نگاه خاک تبدیل به گرد و غبار میشود و با سیلاب هدر میرود و در یک کلام بی توجهی به تنوع زیستی امنیت غذایی و امنیت کشور را به مخاطره می اندازد !


  • تعادل بخشی آبهای زیر زمینی

    بروز ریزگردها و بیابانی شدن دشتهای رودخانه ای در کشورهای خاورمیانه به ویژه در عراق ، سوریه ، ترکیه و خوزستان ناشی از سیاستهای غلط منابع آبی است که طی سالهای اخیر در این کشورها اجرا شده است.سدهای مخزنی غول پیکر که در سالهای اخیر به عنوان راهکاری برای تأمین آب در کشورهای خاورمیانه روی رودخانه های کرخه _ کارون _ دز _ دجله _ فرات احداث شد و باعث خشک شدن رودخانه ها ، تالابها و دریاچه ها شد. تغییرات اقلیمی ناشی از انتقال آبهای بین حوزه ای عامل دیگری است که در بروز ریزگردها نقش داشته است.


  • تابستان گرم و خطر کم آبی در لرستان

    لرستان با بهره مندی از ذخایر سرشار آبهای زیر زمینی و روان آبها به دلیل برداشت های بی رویه آب در بخش کشاورزی _ حفر فراوان چاه های غیر مجاز طی سالهای اخیر _ انتقال آب از لرستان به اراک و قم و اصفهان هم اکنون با بحران کم آبی مواجه شده است از سویی کشاورزان غیر بومی که اکثرأ همدانی و اصفهانی هستند با هجوم به زمینهای لرستان زمینه هر چه سریعتر منابع آب و مراتع را مهیا کرده اند و بارندگی در لرستان هم نسبت به سالهای قبل به شدت کاهش پیدا کرده است و از طرف دیگر ۹۵ درصد از حوزه آبریز سد کلان ملایر از بروجرد لرستان تأمین میشود اما تخصیصی از این سد به شمال بروجرد داده نمیشود که باید نمایندگان و مسؤلان ارشد استان پیگیر گرفتن حقآبه بروجرد باشند یا سد کمال صالح اراک حوزه آبریزش از لرستان تأمین میشود ولی هیچ سهمی به لرستان نمیدهد یا سد سیمره که در مرز رومشگان لرستان و ایلام ساخته شده و بیشتر بودجه ساخت آنهم از لرستان تأمین شده اما تمام آب را ایلام میبرد و هیچ حق آبه ای به لرستان نمیرسد لذا مجمع نمایندگان لرستان در مجلس بطور جدی پیگیر گرفتن سهم آب لرستان باشند.


  • تشنه بر کرانه لوله انتقال آب !

    طومار شیخ بهایی چیست ؟ شیخ بهایی عرب که اهل جبل عامل لبنان است پنج قرن پیش در ۹۲۳ هجری ، برای هرز آب زاینده رود طرحی را تدوین میکند که اصفهان ۵ قرن پیش با آن جمعیت کم ، را از بی آبی و نزاع بر سر آب نجات بخشد و معلوم نیست مفید به فایده بوده یا نه ؟ از آن گذشته حالا که جمعیت اصفهان افزایش پیدا کرده و بحران آب بوجود آمده خود به خود آن طومار شیخ ، از کارایی ساقط میشود ! به غیر از آن مملکتی که اموراتش بر حسب یک طومار ۵ قرن پیش میچرخد باید هم اوضاعش بهتر از این نباشد !!! در این میان آنچه که اصلأ به حساب نمی آید حق و سهم مردم بالادست (سرچشمه زاینده رود ) یعنی استان چارمحال بختیاری است که مردم انحصار طلب اصفهان اظهار میکنند که تمام آب بختیاری باید دست نخورده به اصفهان برسد !!! پس تکلیف کشاورزی ، معاش و زندگی مردم چارمحال و بختیاری چه میشود ؟ ما لرها طالب بازگرداندن تنها دارایی با عرزش موروثی خود یعنی حقآبه زاینده رود هستیم چون زمستانهای سرد و طولانی را ما تحمل میکنیم ولی تمام آب زاینده رود و کوهرنگ را اصفهان و یزد میبرند !!! اصلأ کشاورزی بدون آب معنا ندارد و روستای بدون کشاورزی هم بی روزی است. در مقابل اما حیات اصفهان و یزد بسته به آبی است که از چارمحال بختیاری به این استانها منتقل میشود. من از شهروندان بختیاری انتظار دارم که در شبکه های اجتماعی با هشتگ چارمحال بختیاری آب ندارد به شرایط ایجاد شده اعتراض کرده و خواستار رسیدگی شوند.


  • شرکای بحران کم آبی در چارمحال بختیاری

    استان یزد و اصفهان بر سر آب چارمحال بختیاری با هم وارد نزاع و تنش شدند ( دو تا کافر سر مال مسلمانی با هم جنگ کردند ). آب مردم یزد از محل آبهای تول ۱ و ۲ و ۳ کوهرنگ و تونل چشمه لنگان که به سد زاینده رود ریخته میشود ، تأمین میگردد و فقط از اصفهان عبور میکند ! اما به دلیل خشکسالی ، نبود آب و حسادت اصفهانیها کشاورزان شرق اصفهان اقدام به تخریب شبکه انتقال برق و همچنین ایستگاه های پمپاژ کردند تا آب یزد را قطع کنند ! معادن سنگ یزد خوراک کارخانه فولاد و ذوب آهن اصفهان را تأمین میکند و اگر معامله شبیه آنچه که با خط انتقال آب به یزد انجام شود چه وجهی دارد ؟ در این وسط فقط سر لرهای بختیاری بی کلاه مانده که یکی آب مفت و دیگری خوراک کارخانه مجانی گیرش می آید و هر دو نگران صنعت رو به زوالشان هستند اما حق و سهم چارمحال بختیاری چیست ؟ اگر دولت حقآبه چارمحال را ندهد تلویحأ مردم بختیاری ایناجازه را دارند تا خود از ذخایر آبی صیانت کنند چرا که تنها منبع معاش مردم ما همین کشاورزی است که بدون آب امکان پذیر نیست ! آخر یکی نیست بگوید از ۷ سهم آبی که از چارمحال بختیاری به یزد میرود فقط یک سهم آشامیدنی است و مابقی در کارخانه های یزد و گلخانه ها مصرف میشود ! مگر یک آدم در روز چقدر آب میخورد که یزد و اصفهان مدام میگویند فقط آب شرب منتقل میشود ؟ اگر آمارها درست است که میانگین سرانه مصرف آب شرب ۲۴ لیتر در روز است پس دولت یک کارشناس بیطرف بفرستد تا نیاز آب شرب یزد و اصفهان را حساب کند و به همان اندازه آب به آنها بدهد ! دهنه لوله ای که آب به یزد و اصفهان میبرد اگر سوراخ شود تا ارتفاع ۱۰۰ متری آب بالا میرود ما لرهای بختیاری فقط به آب اضافه ای که از ما دزدیده شده و صرف صنعت ، کشاورزی و گردشگری یزد و اصفهان میشود اعتراض داریم شرعأ هم آب غصبی حرام است و ایراد دارد که به مصرف کشاورزی و کارخانه برسد یا با آن وضو و طهارت بگیرند ! دولتمردان بدانند که سفره کشاورز و شهروند چارمحال بختیاری خالی است و ما خاک که نمی توانیم بخوریم ! روستاییان ما تشنه بر کرانه لوله انتقال آب به کویر نشستند و با تانکر به آنها آبرسانی میشود این کجا عدالت اسلامی است ؟ باید میزان آب انتقالی به اصفهان و یزد شفاف و درست اعلام شودو اگر آب کم است پس چرا داعم کارخانه و شهرک صنعتی در اقلیم خشک یزد و اصفهان احداث میکنند ؟ چرا صنعت را به بختیاری و لرستان نمی آورند ؟ بارها با تعدادی از دوستانم برای تحقیق درباره محل مصرف آب کوهرنگ بختیاری به اصفهان و یزد رفتیم حدود ۴۰ کیلومتر مانده به یزد تا ۷۰ کیلومتر بعد از آن کارخانه هایی در دل کویر ردیف شده اند که همگی مصرف بالای آب دارند !!! از آن طرف به قدری گلخانه در یزد و اصفهان احداث شده که حالا این شهرهای کویری قطب تولید خیار گلخانه ای هستند !!! خیار یزد و اصفهان با آب کوهرنگ ؟ چرا هیچ کارخانه و صنعتی در مناطق لر نشین ایجاد نشده در حالی که هم نیروی کار دارد و هم آب ؟ چرا در یزد و اصفهان آب را مدیریت نمی کنند و جلوی کشت ممنوعه مثل برنج کاری و هندوانه را نمی گیرند ؟ بحران آب و حواشی بوجود آمده در اصفهان و یزد و بختیاری را تصمیم گیری های غلط مدیران در دولت های گذشته سبب شدند که انتقال و برداشت آب از سرچشمه ها و فرهنگسازی هایی که برای مصرف بهینه در بخش کشاورزی و صنعت باید میشد صورت نگرفت و خود رییس جمهوران و وزیران خاستگاه کویری داشتند و با هزینه گزاف آب را به اصفهان و یزد انتقال دادند تا صنعت را در آنجا پایه گذاری کنند.


  • خشکسالی جبر تاریخ و جغرافیاست !

    خشکسالی در ایران جبر تاریخ و جغرافیاست و نمیشود برای رفع آن کاری انجام داد از جمله اینکه ایران در نقطه ای از جهان قرار دارد که در آن غالبأ آب و هوای خشک و خشکسالی بر ترسالی و بارندگی های زیاد غلبه دارد چرا که از حیث جغرافیایی محکوم به این اتفاق هستیم ! هم اکنون نیز ما در حال گذراندن یک دوره خشکسالی دیگر هستیم که به تعبیر برخی کارشناسان حتی تا چند دهه تداوم خواهد داشت هم اکنون استان اصفهان وارد سال ۲۱ خشکسالی خود شده است !!! امسال ورودی آب سدها به طور میانگین تا ۳۷ درصد نسبت به سال گذشته کاهش داشته است و آمار بارشها در سال آبی جاری نسبت به سال آبی گذشته ۵۱ درصد کاهش داشته است ! میزان بارندگی های ما در طول ۱۵ سال گذشته ، ۱۲ درصد کاهش یافته است. متناسب با آن ، جریان آب رودخانه های ما نیز ۲۵ درصد کاهش داشته است. دمای کلی ایران نیز به طور میانگین ۲ درجه افزایش داشته و سرعت تبخیر در ایران ۴ برابر میانگین جهانی است. میزان بارشهای ما در امسال ۵۰ درصد نسبت به پارسال کاهش داشته و جریان آب رودخانه ها هم ۴۰ درصدکاهش یافته است. حجم مخازن و سدهای ما فقط ۴۷ درصد پر شده اند و از بین ۳۱ استان ایران فقط ۷ استان مشکل آبی ندارند.بلوچستان ، کرمان و هرمزگان کمترین بارشها را داشتند. اینها حرف نیست بلکه بحران است.


  • کوچ تمدن در ایران مرکزی

    با احداث صنایع سنگین و مادر در مرکز ایران که عمدتأ شهرهای با اقلیم خشک هستند مثل:اصفهان ، یزد ، قم و اراک و انتقال آب از الیگودرز لرستان و چارمحال بختیاری به این استانها ، به بدترین شکل از منابع آبی مان استفاده کردیم و بهره وری آبی مان کم شد. ایران از نظر تغییر اقلیم وارد بحران شده و مصرف آب به شدت بالا رفته و مدیریت مصرف و تقاضا انجام نمیشود ! بهره وری اقتصادی آب خیلی پایین است. در سی سال گذشته ۳۷ هزار پارچه از روستاهای ایران متروکه شده اند. شهرهایی مثل یزد داشته ایم که کلأ در طول تاریخ با معضل کمبود آب روبه رو بوده اند اما توانسته اند با آن سازگارشوند اما جمعیت آن زمان یزد یا اصفهان را میشد با قنات ، کاریز و آب انبار اداره کرد تا بحران بوجود نیاید ولی امروزه با احداث صنایع سنگین مثل ذوب آهن و فولاد و صنایع هسته ای که خیلی آب بر هستند دیگر نمیتوان با قنات مشکل را حل کرد ! جمعیت ایران در سال ۱۳۰۰ حدود ۷ میلیون نفر بوده اما الان جمعیت ما ۸۰ میلیون نفر است یعنی ۱۱ برابر رشد جمعیت داشتیم و این جمعیت با قنات اداره نمیشود و ایده آل ترین میزان جمعیت برای ایران ۴۰ میلیون است. عربستان مشکل کمبود آب را با دستگاه های آب شیرین کن حل کرده در حالی که ایران تنها ۲ درصد آمار استفاده از آن را به خودش اختصاص داده است. تنها راهکار درست ، مدیریت تقاضا و مصرف است و باید در تمام فرایندهای تولید و توسعه ، سازگاری با شرایط کم آبی بوجود آورد. باید به مردم استانهایی مثل اصفهان و یزد و قم اعلام شود که دیگر آبی نیست که برایتان بیاوریم.


  • از نابودی تمدن تا جنگ آب !

    باید برای کشاورزان ، معیشت جایگزین به وجود آورد و بخش اقتصاد غیر کشاورزی روستاها را تقویت کرد این کار را میتوان از طریق ایجاد صنایع کوچک و سبک تبدیلی محصولات کشاورزی ، صنایع دستی ، گردشگری و طبیعت گردی انجام داد. از همه مهمتر اینکه در بخش کشاورزی باید تولید محصولات در محیط های بسته انجام شود و کشت گلخانه ای توسعه یابد همچنین باید الگوی کشت متناسب با اقالیم مختلف و منابع آب در دسترس بازنگری و تهیه شود.


  • درگیر بحران آب شده ایم !

    جغرافیای غالبأ خشک و نیمه خشک ، کاهش بارندگی ها در سالهای اخیر ، سوء مصرف آب توسط بخش های مختلف ، باعث شده که بحران آب بوجود بیاید. در ایران مصرف آب غلط است در همین تهران از آب شرب برای حمام و شستشوی ظروف و آبیاری باغچه ها ، استفاده و در نهایت این آبها تبدیل به فاضلاب میشود که در نوع خودش یک فاجعه است ! سنگاپور آب پسماندها و فاضلابها را تصفیه میکند. روشهای مصرف آب در کشاورزی باید اصلاح شود چون کمی کمتر از سه چهارم آب شرب دنیا در بخش کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد پس اگربتوانیم برای آبیاری از روشهای نوین استفاده کنیم مثل آمریکا و استرالیا و آسیای مرکزی میتوانیم در مصرف آب صرفه جویی کنیم. باید سدهای کوچک ایجاد کنیم چون بخش اعظمی از نزولات آسمانی و آبهای جاری هدر میرود و برای جلوگیری از این هدر رفت میتوان از سدهای کوچک مخزنی استفاده کرد هند و پاکستان در این زمینه کارهای مفیدی انجام داده اند که این سدهای کوچک به جمع آوری آبهای سطحی و آبهای مصرف شدخ در کشاورزی کمک خواهند کرد. باید مصرف آب کارخانه های صنعتی را کاهش داد زیرا معروف است که میگویند آب صنعتی ، کمی بیشتر از یک پنجم مصرف جهانی آب را به خودش اختصاص داده است شرکتها و کارخانه های بزرگ در این زمینه پیشتاز هستند اگر بشود روشهایی برای بهره وری از این آبها ایجاد کرد کاهش چشمگیری در مصرف آب خواهیم داشت. همچنین با بهره مندی از تکنولوژی هسته ای میتوان میزان مصرف آب را در تولید محصولات کشاورزی از طریق ایجاد تغییر در ویژگی های این محصولات کاهش داد همچنین با استفاده از انرژی باد و خورشید که جغرافیای نیمه خشک ایران از آن سرشار است میتوان نیاز به سوختهای فسیلی را کاهش داد و به این ترتیب از مصرف آب در نیروگاه ها و تغییرات آب و هوایی جلوگیری کرد.


  • مهاجرت های آبی !

    ماجرای خشکسالی در ایران به قدری فراگیر شده که حتی نیوریورک تایمز هم در گزارشی به آن پرداخته است این روزنامه مشهور آمریکایی در تأیید بحران آب در ایران ، اشاره کرده که نیمی از کشور ایران به زودی خشک و لم یزرع خواهد شد و ۱۲ استان از استانهای موجود کشور تا نیم قرن آینده تمامی سفره های آب زیر زمینی شان را از دست خواهند داد و این منجر به مهاجرت های داخلی در کشور خواهد شد !!! نیویورک تایمز صحبتهای خود را به اظهار نظرهای عیسی کلانتری وزیر پیشین کشاورزی و رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز مستند کرده و جمعیت مهاجران آب را ۵۰ میلیون تخمین زده است !!! دیگر برای اصلاح الگوی مصرف آب خیلی دیر شده و برای مصرف کنونی آب ایران ، به سه برابر منابع آب کشورمان نیاز داریم چرا که ما نسبت به ظرفیت اکولوژیک خود در حال مصرف سه برابری هستیم !


  • تهران پایتخت بی آب

    شبکه خبری پر بیننده یورو نیوز در خبرهای مکتوب خود از هشت شهری صحبت کرد که با بحران آب روبه رو خواهند شد و جالب اینکه تهران را نیز در میان این ۸ شهر گنجانده است این شبکه در خبر خود آورده است با اینکه ۷۰ درصد کره زمین از آب پوشیده شده ولی تنها ۳ درصد این آبها قابل آشامیدن است و رقابت بر سر این مقدار ، برای تأمین آب مورد نیاز جمعیت بیش از هفت میلیاردی جهان بیشتر شده است ! بیش از یک میلیارد نفر در جهان به آب پاکیزه دسترسی ندارند و ۲ میلیارد نفر دیگر نیز دست کم یک ماه در سال دچار کمبود آب هستند. سرانه مصرف آب در تهران با جمعیت ۸ میلیونی دو برابر مصرف سرانه استاندارد جهانی است با اینکه ۷۰ درصد از ذخایر آبی شهر تهران از منابع سطحی تأمین میشود اما در فصول گرم و سالهای کم باران ۵۰ درصد آب این شهر از منابع زیر زمینی به دست می آید. سهم سرانه آب در شهر تهران به ۳۵۰ متر مکعب در سال رسیده و همین موضوع باعث شده که کمبودآب در این شهر از وضعیت بحران عبور کند.


  • جنگ آب حاصل نیم قرن غفلت

    ایران به لحاظ منابع آبی بسیار محدودیت دارد و جزو کشورهای کم آب و خشک دنیاست بحران آب در ایران وارد مقوله امنیتی شده است. فاضلابها در ایران وارد رودخانه های کشور میشود و آب سالم را از بین میبرد. ادامه حیات و تمدن و بقای ایرانی به دلیل شرایط آبی کشور در معرض تهدید قرار داد و ما ناچاریم در وضعیت مصرف آب تجدید نظر کنیم و در رابطه با کاهش مصرف آن ، به اشتراک و اتفاق نظر برسیم. حسین صدقی کارشناس ارشد نیرو در مصاحبه با روزنامه ایران گفته بود که معضل آب در ایران ۲۰ سال است که ایجاد شده و با یکی دو بارندگی حل نخواهد شد و آب در ایران تبدیل به بحران شده چرا که تقاضا افزایش یافته و جمعیت ایران ، افزایشی ۵۰ میلیونی را نسبت به گذشته تجربه میکند در حالی که ظرفیت زیستی ایران ۴۰ میلیون نفر است نه۸۰ میلیون ! با اینحال مسؤلان کشور از مردم میخواهند که زادآوری کنند !!!


  • خشکسالی مدیریتی

    نیم قرن در زمینه حفظ ذخایر آبی غفلت کردیم و الان با بحران آب روبرو شدیم کشوری چون سوریه با وجود تمدنی کهن که، داشته بخاطر خشکسالی و مساعل دیگر در خطر از دست رفتن موجودیتش قرار گرفته است. در ایران طی ۵۰ سال گذشته بارشها هر سال یک میلی متر کم شده و هوا هر ده سال۲ درجه گرمتر شده است. معضل اصلی در ایران فرو نشست زمین است هم اکنون ۸۸ میلیارد مکعب آب قابل استحصال در یک سال داریم این میزان یک دهه پیش ۱۳۰ میلیارد متر مکعب بوده است اگر جمعیت ایران را ۸۰ میلیون در نظر بگیریم یک دهم ازاین آبها برای این جمعیت قابل استفاده است یعنی ده درصد از آبهای قابل استحصال ایران برای این جمعیت قابل استفاده است. هشدار درباره مهاجرتهای بزرگ:از دیگر واکنشهایی که نسبت به بحران آب صورت گرفت ، نامه بنیاد آب ایران با امضای ۱۰۰ چهره دانشگاهی که تابستان گذشته رسانه ای شد و در این نامه خطاب به رییس جمهور گفته شده که وضعیت آب در ایران فوق العاده بحرانی است و نتیجه هرگونه درنگ در رفع مشکل را درگیر شدن با وضعیت ناهنجاری پیش بینی کردند که منازعات داخلی و مهاجرتهای دسته جمعی و گسترده از جمله تبعات آن خواهد بود ! متأسفانه با بروز عینی آثعر این هشدارها نظیر:خشک شدن دریاچه ها ، تالابها ، رودخانه ها ، تخلیه آبخوانهای زیر زمینی ، آلودگی گسترده منابع آب به فاضلاب و پسماند کارخانه ها ، فرو افتادن در کم آبی مزمن ، مهاجرت لجام گسیخته از روستا به شهر ، پیدایش ریزگردها و افزایش جمعیت در مناطق محروم همچون بلوچستان و کردستان جامعه را در بسیاری از مناطق کشور غافلگیر کرده است. بدون تردید در آینده نه چندان دور با گسترش رقابت ها بر سر منابع آب ، منازعات بر سر تقسیم آب در کشور شدت یافته و مهاجرتهای کلان نسبت به گذشته شکل متفاوت تری خواهد یافت و این عوامل همراه با فرآیند جهانی شدن ، تجارت آزاد ، بیوتکنولوژی و تغییرات اقلیم ، شرایط را پیچیده تر از امروز خواهد کرد و هرگونه درنگ در تغییر این شرایط مقابله با عوامل پیش گفته را با خطرات بیشتری همراه خواهد کرد.


  • لرستان تنها استان بدون برخوردار از آبهای پایدار

    لرستان تنها استانی است که از آبهای پایدار پشت سد برخوردار نیست !!! یکی از مشکلات مهم و اساسی در بخش آب شرب را نبود منابع پایدار در هیچکدام از شهرهای لرستان مانند سد در تأمین آب است ! در واقع تنها استانی که حتی یکی از شهرهایش، از آب پایدار آب پشت سد استفاده نمیکند لرستان است ! در چند سال گذشته با توجه به بیلان منفی که در دشتها وجود داشته و نیز افت شدید آبهای زیر زمینی به علاوه کاهش نزولات جوی ، تغییر الگوی بارشی از برف به باران در بیشتر مناطق لرستان ، مشکلاتی را در تأمین آب شهرها به وجود آورده است ! لذا با توجه به اینکه خرم آباد مرکز لرستان است و بیشترین جمعیت شهری را دارد حساسیت بیشتری را در مصرف آب می طلبد ! مضافأ اینکه شهر خرم آباد از تمام شهرهای لرستان از لحاظ زیر ساخت های شبکه آب نظیر:شبکه های توزیع و خطوط انتقال بین مخازن به نسبت ضعیف تر است و از این بابت فقر زیر ساختی دارد.


  • چرا تمام صنایع آب بر در اصفهان خشک هستند؟

    هر چه آب هست در اصفهان خرج صنایع آب، بر فولاد و ذوب آهن میشود ! هر چه صنایع آب بر هست در اقلیم خشک اصفهان ایجاد کرده اند ! نمیشود همه صنایع آب بر را در اصفهان متمرکز کرد. فضای سبز اصفهان کویری ، از رشت و ساری و گرگان بیشتر است. نمیشود تا قله کوه صفه در اصفهان درخت کاشت ! دیگر پتانسیل انتقال آب از دیگر حوضه ها به اصفهان و یزد و قم را نداریم چون همین الان در غرب حوضه ، شامل غرب اصفهان و چارمحال بختیاری حداقل باید ۲۵ % صرفه جویی انجام شود. نمیشود هر چه آب هست برای اصفهان انتقال دهند.


  • ۱۴۱ روستا در الیگودرز مشکل آب دارند !

    شهرهای مناطق لر نشین از هیچ سدی برای تأمین آب استفاده نمی کنند و آب پایداری وجود ندارد. وقتی که کشاورز لرستانی زمین خود را به کشاورز اصفهانی یا قمی اجاره ، میدهد یعنی سطح آگاهی و دانش کشاورزیما پایین است ! پس فلسفه وجودی این مرکز آموزش و تحقیقات جهاد کشاورزی استان لرستان برای چیست ؟؟؟ اثر بخشی آن برای افزایش آگاهی کشاورزان استان چه بوده است ؟؟؟ بیش از ۱۴۱ روستای شهرستان الیگودرز مشکل آب شرب دارند و در اینحال ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از همین الیگودرز به اراک و قم و اصفهان آب انتقال میدهند !!! اول مشکل آب مردم منطقه را حل کنید بعد آب را به کویر برهوت ببرید ! مناطق زز و ماهرو و زلقی الیگودرز تحت هیچ پوشش شبکه دیجیتالی نیستند و آنتن دهی هم ندارند. بخش شول آباد الیگودرز فاقد گاز است و زمستانها هم خیلی سرد است. متأسفانه دولت بخشی نگر است و فقط به کلانشهرها و پایتخت میرسند. نظام برنامه ریزی ما ضعیف است و جامع نگر نیست.


  • دست نگه دارید ؛ زخم قمرود هنوز التیام نیافته است !

    گویا قرار است فاز دوم پروژه قمرود به صورت چراغ خاموش عملیاتی شود. اما آیا شایسته است منطقه ای را با هدف آبادانی منطقه ای دیگر دچار مشکلات تازه و تبعات منفی نماییم ؟ در حال حاضر بیش از صد روستا از جمله:حیه ززغربی ، اسلام آباد ، بنه وار ، گلدشت ، ده اسفندیار ، سرقلا ، قلعه نر و … در شهرستان الیگودرز لرستان مشکل کمبود آب دارند. سالهاست زخم طرح موسوم به قمرود پیکر نحیف این دیار رنجور را آزار میدهد و متأسفانه همواره آنچه به جایی نرسیده فریاد مظلومیت الیگودرز بوده و مجریان طرح مذکور و وزیران نیرو هیچگاه نخواسته اند حق و حقوق مردم الیگودرز لرستان را به رسمیت بشناسند. مردمی که همه داشته هایشان آب بود و تنها ممر درآمدشان کشاورزی و دامپروری و تولید که با اجرای طرح موسوم به قمرود و خشک شدن چشمه ها و قنوات تنها چاره را مهاجرت به حاشیه شهرهای همجوار دیدند و موج فقر و بیکاری بر منطقه بی صنعت الیگودرز چنان حاکم شد که هیچ گریزی بجزهجرت به شهرهای دیگر و حاشیه نشینی ایشان را نبود و آنچه برای این شهرستان باقی ماند رشد منفی جمعیت بود و سقوط به رده ششم جمعیتی استان لرستان !!! براساس اسناد و دلایل موجود در آن زمان هیچ گریزی در اجرای طرح انتقال آب قمرود به عنوان طرح ملی وجود نداشت و یقینأ آنچه که امروز بر چرایی عدم ممانعت از اجرای طرح مذکور توسط مسؤلین وقت مطرح میشود منطقی نیست ! اما انتقادی که وارد میباشد نادیده گرفتن مبدأ انتقال آب ( الیگودرز لرستان ) توسط وزارت نیرو میباشد و عدم رضایت مردم منطقه در جبران خسارات و امتیاز گیری ها ناشی از نبود یک همدلی در بین مدیریت لرستان و مجمع نمایندگان استان در مجلس بود و متأسفانه دولتها در سالهای گذشته در انتخاب مدیریت لرستان بیشتر منافع طرح قمرود را مد نظر قرار دادند.


  • به کجا شکایت ببریم؟

    دانه گندم به چه کسی شکایت ببرد وقتی که قاضی ، مرغ باشد ؟ مردم بلاد لر نشین به خاطر غارت منابع آبشان توسط کویری ها به کجا شکایت ببرند وقتی که تمام وزیر و وزراء کویری هستند ؟


  • محسن ایمانی

    قوطی سس دیده خون آلود نام اش می نهند … از افق ابری بیاید دود نام اش می نهند / آب شیرین الیگودرز ما را برده اند … در شگفتم من چرا قمرود نام اش می نهند ؟؟؟


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • ماهی دریای یزد!!!

    «تمامی نیاز کشور به ماهی را می‌توانیم در یزد تامین کنیم».این جمله عجیب را دو سال پیش《محمد پورکاظمی رئیس موسسه تحقیقات شیلات ایران》بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:«در بافق یزد به صورت گلخانه‌ای دو واحد پرورش ماهی تیلاپیلا ایجاد شده است».آیا تاکنون از خودتان پرسیده‌اید استان《یزد》که اکنون به یکی از《قطب‌های تولید آبزیان و خاویار》در کشور تبدیل شده است با کدام آب این ماهی‌ها را پرورش می‌دهد؟«مزیت نسبی» یکی از پرکاربردترین اصطلاحات اقتصادی است که بر اساس آن، اقتصادهایی موفق‌ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند. مزیت نسبتی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به‌دست می‌آید به تولید‌کنندگان این امکان را می‌دهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار ارائه دهند. اما متاسفانه در کشور ما به دلیل نگاه قومیتی و نژادپرستانه برخی ازسیاست‌مداران کویری، آب مناطق لُرنشین را با صرف هزینه‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و حتی امنیتی، چندصد کیلومتر به آن‌طرف‌تر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب‌بر را با صرف هزینه‌های حمل‌و‌نقل بالاتر،‌ دوباره به بازار مصرف همان مناطق ارسال می‌کنند. به‌عنوان نمونه،‌ آب چهارمحال‌و‌بختیاری را به بهانه‌ی آب شرب به مناطق کویری انتقال داده و سپس یخ بسته‌بندی شده را با مارک کارخانه‌های کویری به استان‌های لُرستان، خوزستان، چهارمحال‌و‌بختیاری و...می‌فروشند.آیا نمی‌توان همان یخ را در همان استان چهارمحال‌و‌بختیاری تولید کرد تا کارگران لرتبار مجبور نباشند برای کار در یک کارخانه یخ‌سازی به استان‌های کویری مهاجرت کنند؟به‌واقع، درحالی‌که هم آب از خودمان است و هم نیروی کار، چه دلیلی دارد که این یخ در اصفهان تولید شود؟یا در موردی دیگر، جای سوال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم مناطق لُرنشین می‌بایست در استان کویری یزد 1100 تن ماهی درسال تولید شود؟آیا نمی‌توان به‌جای انتقال آب با هزینه‌های سرسام‌آور و نابودی اکوسیستم مناطق لُرنشین، همان ۱۱۰۰ تن ماهی را به جای کویر در مناطق پرآب لرنشین پرورش داد؟کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم می‌کند《استان کویری یزد یا قم》وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند؛‌جز نژادپرستی و نگاه قومیتی برخی از سیاستمدارن کویری!!!چرا در استان یزد تنها از《یک فیل‌ماهی》بیش از ۴ کیلوگرم خاوریار به ارزش《۴۰ میلیون تومان》استحصال می‌شود ولی مناطق لُرنشین به‌رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی‌آبی و هم با فقر دست و پنجه نرم کنند؟ چرا استان کویری یزد باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟چرا استان کم‌آب یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه‌ای، مقام هفتم تولید زعفران،‌ مقام پنجم تولید زردآلو،‌ مقام اول تولید سرانه گوشت مرغ،‌ مقام اول در تعداد مجتمع‌های گاوداری، مقام اول تولید گوشت کبک، مقام چهارم تولید انار و...را به خود اختصاص دهد؛ درحالی‌که در بسیاری از موارد مذکور هیچ‌گونه استعدادی ندارد.مگر می‌شود استان لُرستان با ظرفیت ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال، 3930 چشمه، ۱۵۲۷ رشته قنات، 2450 کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه و دارا بودن آب‌و‌هوای مساعد، تنها ۲۰ درصد زمین‌های کشاورزیش آبی باشد ولی ۳۸ درصد زمین‌های کشاورزی استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ یا مگر می‌شود استان یزد با قریب به 1500 هکتار سطح گلخانه‌ای سالانه 426 هزار تن محصولات گلخانه‌ای تولید کند ولی در لُرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه در دست بهره‌برداری داشته باشد.آمار فوق بیانگر آن است که در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست از نظر جغرافیایی استعداد آن را داشته باشید؛ بلکه باید در پایتخت لابی آن صنعت را پیدا کنید!اگر کویری باشی در دل کویر سالانه 1100 تن ماهی و 426 هزار تن محصولات گلخانه‌ای هم تولید می‌کنی! ظاهرا لابی‌های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آب‌ها و چشمه‌های استان‌های لُرنشین پرورش ماهی دایر نکنند!کوتاه سخن اینکه، ‌توزیع نامتعادل امکانات و خدمات اقتصادی، اجتماعی، کشاورزی و...به شدت عدالت اجتماعی در ایران را تحت شعاع قرار داده است. اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری‌های منطقه‌ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این《نابرابری‌های اقتصادی》به معضلات امنیتی باشیم.یاسر خورشیدوند


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • استعمار شرقی

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!


  • تبعیض آبی و نابرابری ناحیه‌ای

    زاینده رود متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! باید تمام ذینفعان زاینده رود حق برداشت داشته باشند! دیوان محاسبات گزارش مُستندی از هزینه‌ کَردهای غیرقانونی در پروژه های فاقدمجوز مانند:《گلاب》و《کوهرنگ سه》منتشر کرده اینها میتواند مبنای عمل قوه قضائیه باشد که چگونه انتقالات متعدد آب به کویر موجب تنش اجتماعی_سیاسی شده! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجاست؟ ازهمان مجتمعهای صنعتی ذوب آهن و فولاد مبارکه، که دراصفهان مستقر هستند! چگونه پول برای تداوم پروژههای فاقدمجوز گلاب 2 و سد و تونل کوهرنگ 3 وجود دارد اما پول برای پرداخت تملکات پروژه و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ مسئولین وزارت نیرو جواب بدهند چرا باوجود مخالفت سازمان محیط زیست《پروژه گلاب》تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بُن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر《حق حیات و معیشت》و بهره برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری《اصفهان نورچشمی》حاضرند حقوق اولیه این جمعیت کثیر را در استانی دیگر نادیده بگیرند؟ از مسئولین اصفهان بپرسید مگر《كاشت برنج》براساس مصوبات وزیران بغیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا《سرانه فضای سبز اصفهان》از شهرهایی مانند رشت بالاتر است؟ چرا صنایع آب بَر و مجتمع های فولاد در اصفهان کویری توسعه مییابد؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا《کاشت برنج》و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت امسال کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد متر مکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده رود را؟ یک بام و چند هوا؟ طرح قانونی و مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نیمی از جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد با وجود مصوبات و تعهدات دو دولت (احمدی نژاد و روحانی) و چندین وزیر با ممانعت و کارشکنی (اصفهان) چندسال از برنامه عقب افتاده! از استاندار و دادستان و مدیرکل اطلاعات اصفهان سوال کنید چگونه نزدیک به هزار اتومبیل به اسم《کشاورزان اصفهان》حرکت کردند و با خود لودر آوردند و محل آبگیر پروژه قانونی را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟آمران و برنامه ریزان و مجریان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ مدیرکل دادگستری و دادستان چه کردند و چرا نتایج رسیدگیهای قضاییشان را گزارش نمیدهند؟ اداره کل اطلاعات اصفهان در روز روشن با این حجم جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده حتی آب هم در دلش تکان نمیخورد؟ چه کسی مقصر است؟ با مقصرین برخورد کنید تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • از زمانیکه بشر وقایع را ثبت کرد

    خدا دریا را برای موسی شکافت تا چند صد نفر یهودی را نجات بده ولی همین خدا اجازه داد شش میلیون یهودی توسط هیتلر فاشیست کشته بشوند! به قول نیچه: از زمانیکه بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند دیگر: نه عصا مار شد! نه دریا شکافت! نه کودکی بی پدر متولد شد! نه مرده ایی زنده شد! نه انسانی در دل ماه رفت! نه انسانی با حیوان سخن گفت! نه انسانی سوار بر قالیچه پرواز کرد! نه آتشی گلستان شد! نه ماه دو نصف شد! نه پرستوها لشکری را سنگباران کردند! نه پیامبری ظهور کرد! ویل دورانت یکی از بزرگترین مورخان جهان میگوید: تاريخ شهادت میدهد که هر آن چیزی را که انقلابیون در دوران پیش از انقلاب نقد، نکوهش و محکوم کرده‌اند در دوران پس از دستیابی به قدرت، همان سیاستها و شیوه‌ها را اعمال کرده‌اند چه بسا با شدت و حدّت بیشتری! آری تاریخ اغلب به طرز بی شرمانه ای تکرار میشود!


  • فقط زمان《رای‌گیری》به ذَلقی می‌آیند!

    محصور شدگان بخش ذلقی الیگودرز: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹ ، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز (محصور شدگان) جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! راه اندازی جاده منطقه را از بن بست ارتباطی درمی آورد و باعث جذب گردشگر ، رونق اقتصادی و اشتغالزایی میشود. با ساخت جاده مدارس ساخته میشوند و برق و آبرسانی مهیا میشود! معلمان بخاطر نبود جاده ساعتها پیاده روی میکنند و شبها جایی برای خواب ندارند! مردم ۱۴۳ روستای ذلقی منتظر جاده ای هستند که به محرومیتشان پایان دهد! محمد پذیرش که ۵۰ سال دارد میگوید: تا بحال هیچ غریبه ای پایش را اینجا نگذاشته چون اصلأ کسی نمیداند ۱۳ هزار نفر در بخش ذلقی زندگی میکنند《فقط زمانیکه رأی گیری باشد با اسب و قاطر می‌آیند و از ما میخواهند که رأی بدهیم!》چندین بار با اداره برق مکاتبه کردیم که برق رسانی کنید ولی گفتند هر موقع جاده درست شد برق میکشیم! با بارش اولین برف پاییزی تا اوایل اردیبهشت تمام راهها بسته میشوند. بچه ها بیسوادند و از کمترین امکانات محرومند. ما با بی امکاناتی سالهاست سر کردیم ولی بچه هایمان دارند زجر میکشند چون زندگی کسالت باری دارند ما برق و آب و جاده و مدرسه و حتی آنتن تلویزیون و موبایل هم نداریم که بچه هایمان سرگرمی داشته باشند! اگر کسی مریض شود هیچ درمانگاهی نیست و باید او را از کوه و کمر به بزنوید ببریم! چرا متولیان اداره زیارتگاه امامزاده محمدبن حسن که سالانه ۱ میلیون زائر دارند و نذورات زیادی هم کسب میکنند بخشی از این پول را خرج ترمیم و آسفالت جاده نمیکنند؟ چرا اداره راه و شهرسازی لرستان نمیتواند ۳۸ کیلومتر جاده که راه ۱۴۳روستاست را درست کند؟ باید کمکی به آبادانی منطقه ذلقی که ۱۳ هزار جمعیت دارد بشود. وزارت راه و شهرسازی وارد عمل شود. بخاطر نبود جاده کودکان از تحصیل جا میمانند و دختران در سن پایین ازدواج میکنند. بخدا در شأن مردم ۱۴۳ روستا نیست که در قرن ۲۱ از امکانات اولیه به کلی دور باشند. خواهش میکنم از مسؤلان که مشکلات مردم را حل کنند!


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • خوزستان دومین مصرف‌کننده آب

    جلگه‌خوزستان جای مناسبی برای کشاورزی نیست مگر از آبرفت سنگهای آذرین تشکیل شده باشند مثل جلگه خزر یا عراق که آبرفت کوههای غنی از مواد معدنی ترکیه است. اما خاک خوزستان آهکی و رسی است و بجز مناطق شمال خوزستان بجز خاک رس چیزی وجود ندارد! تا قبل از کشف نفت در فاصله اروند تا دزفول چیزی وجود نداشت و عربهای جنوب خوزستان میگفتند: لیس ورا العبادان قریه! یعنی در شمال آبادان روستایی وجود نداشت! تنها در رامهرمز، دزفول و شوشتر به‌دلیل دانه بندی بهتر خاک و وجود ذرات آهکی نفوذ پذیری خاک وجود دارد! خاک رس آب را به‌شدت جذب میکند اما پس نمی‌دهد اصلاً برای همین کوزه‌ها را از رس میسازند! همین که سطح خاک خوزستان خیس میشود دیگر آب را رد نمی‌کند و آب روی زمین باقی می‌ماند بخاطر این رودهای متعدد در خوزستان وجود دارد و هنگامیکه باران می‌آید فوراً در خوزستان سیل جاری می‌شود اما اگر بعد از همان باران، زمین را نیم متر بکنیم می‌بینیم کاملاً خشک است! همین مسأله باعث شده برای کشاورزی در خوزستان چندین برابر مناطق دیگر به آبیاری نیاز باشد! و به کود شیمیایی هم وابسته است چون خاک از نظر معدنی فقیر است! خوزستان فقط آب و هوای گرم ومرطوب دارد اما خاکش غنی نیست و رس زیاد اجازه زهکشی نمیدهد! رسوبات غرب خوزستان مملوء از رس و آهک است و ارزش کشاورزی ندارد! گیاه خاک تنها در مناطقی که دارای مواد آلی و فعالیتهای زیستی باشند مانند مناطقی که درگذشته جنگل و چمنزار بوده ایجاد میشود اما خوزستان اصلاً گیاخاک ندارد و آب جذب خاک رس میشود و در زمین نفوذ نمی‌کند! جنس آبرفت خرمشهر از جنس آبرفت دجله وفرات است لذا خاک خرمشهر از اهواز بهتر است اما بازهم کیفیت خرمای خرمشهر به کیفیت خرمای بم یا بصره نمیرسد! اگر پرتغال، سیب، خرما و پیاز خوزستان را با لرستان مقایسه کنید، مزه متفاوت آنان را حس میکنید چون طعم محصولات وابسته به جنس خاک است! اگر دست از آبیاری غرقابی در خوزستان بردارند آن‌وقت مشکل گل‌آلود بودن آب آشامیدنی حل خواهد شد! بهترین خاک ایران، در کمربند ارومیه از شمال غرب به سمت جنوب شرق کشور که در آبرفت تشکیلات آتشفشانی دوران سوم زمین‌شناسی است که شامل مواد معدنی، ماسه فراوان و رس کافی است! اگر در خوزستان دوبار محصول می‌گیرند بخاطر خاصیت گرمسیر بودن است! نوع تمدنهای قدیمی بسته به نوع خاک، متفاوت بود مثلاً در بابل و مصر که خاک غنی داشتند کشاورزی حرف اول را میزد اما در ایلام باستان بجز در شمال خوزستان شهری نبود و تمدن ایلام محدود بود به نظامیگری! ولی سومر هفده شهر داشت که دلیل این مسأله نبود امکان کشاورزی بود! شوشتر از آب سد هیچی بهش نرسیده خودش کانال داریون زده! از شوشتر تا اهواز زمینها حاصلخیزند اما همشون دست عربهاست بعد از اون دیگه زمینها حاصلخیز نیستند! سمت دزفولم زمینها حاصلخیزند و بیشتر دست دزفولی هاست! زمینهای بین شوشتر و گتوند و عقیلی دست لرهای بختیاری است که بیشتر دیم هستند! زمینهای خوزستان بیشتر دیم بودند الان سد و کانال زیاد زدند آبی شدند ولی زمینهای شمال دزفول و اندمشک کانال براشون نکشیدن و فریبشان دادند! خاک حاصلخیز سیاه رنگ است و خاک بدرد نخور سرخ رنگ است! زمینهای دارای خاک سیاه و سنگلاخی بدرد کاشت برنج نمیخورند ولی برای باغداری بهترند که بخاطر کم بودن زمین حاصلخیز در ایران، باغات را باید در دامنه کوهها زد نه در جلگه! آبی که از سمت لُرستان میاد تماماً میره برای کشاورزی عربها که برنجکاری میکنند! جایی دیدم که در زمینهای غصبی که گرفتند دریاچه آب انبار کرده بودند! تمام آب بلادلُرنشین حتی آب کوهرنگ سودش را عربها میبرند! کشاورزی میکنند و برای لُرها خط ونشان میکشند.


  • لُرستان سَد ندارد!!!

    طبق مطالعات منابع آب در حوضه‌ آبریز کرخه که زمان شاه توسط مهندسین آمریکایی انجام‌گرفته و اسنادش در آرشیو سازمان آب خوزستان موجوداست سه سد برای حوضه آبریز کرخه پیش‌بینی ‌شد تا تعادل در این حوضه بعد از احداث سدها برقرار شود. سد کرخه، سد سیمره و سد گاوشمار (معشوره لرستان). براساس این مطالعات اولویت اول با سد گاوشمار بوده که به لحاظ موارد فنی قبل از بقیه سدها باید ساخته می‌شد! بعداز انقلاب این مطالعات توسط شرکت مشاور مهاب قدس دوبار بازنگری شد! بار اول حجم سد گاوشمار کاهش نداشت و برخلاف مطالعات قبل انقلاب سد کرخه ابتدا ساخته شده و بعد سیمره و تاکنون سد گاوشمار ساخته نشد! در بازنگری دوم که مسبب آن نمایندگان خوزستان بودن متاسفانه حجم مخزن سد گاوشمار به صدمیلیون مترمکعب کاهش یافت! و نیروگاه برق‌آبی آن حذف شد! همچنین قرار بر زیرکشت رفتن سی وشش هزارهکتار از اراضی کوهدشت وچگنی بود که آنهم حذف شد وتنها تخصیص ناچیزی برای کشت گلخانه‌ای درنظر گرفته شد! مطالعات سدها و شبکه‌های آبیاری و زهکشی لرستان هم‌زمان با خوزستان شروع‌شد اما توسعه منابع آبی درخوزستان انجام‌شد ولی در لرستان تنها چند سد کوچک (بشکه) ساخته‌شد و سدهای اصلی با فشار نمایندگان خوزستان مرتب به تعویق افتاد و درحال بازنگری هستند! در سیلاب‌های اخیر و خسارتی که لرستان دید، معاونت آب وزارت نیرو به عدم توسعه منابع آب در لرستان اشاره کرد! ولی وزارت نیرو فقط راجع به خوزستان و از کلمه‌ی مهار سیلاب‌های بالادست! استفاده می‌کند و حتی یک کلمه نگفت این سیلاب‌ حاصل از رواناب‌های لرستان است! بنظر می‌رسد لرستان یک کلمه‌ ممنوعه شده و گفتن آن موجب جلب‌توجه کارشناسان و سؤالات متعدد از وزارت نیرو می‌شود که از آن ترس دارند! نمایندگان لرستان اهمیت موضوع سدسازی را درک و استیضاح وزیر نیرو را بخاطر حقوقی که از لرستان ضایع شده را انجام دهند! سد دز شش میلیارد مترمکعب آب دارد ولی آب رها شده دز معادل کل ظرفیت نهایی پشت سد گاوشمار (معشوره) درصورت ساخت است! باتوجه به وضعیت بد آبی ماههای گرم در لرستان که هرسال کشاورزان خسارات می‌بینند نمایندگان لرستان دنبال ساخت سد برای مهار سیل باشند! پول این همه خسارت را صرف ساخت سد گاوشمار کنند تا آب لرستان که در خوزستان سرریز می‌شود و به دشتهای عراق هدایت می‌شود یا به خلیج‌فارس می‌ریزد در لرستان بماند و درد کشاورزان را حل کند! چطور است آب از لرستان به استانهای مجاور می‌رود ولی در خود لرستان مورد توجه قرار نمی‌گیرد! مگر کشاورزی و دامپروری بدون تخصیص آب ممکن است؟


  • نابرابری و تبعیض در ایران

    خوزستان علی‌رغم سطح زیرکشت بالای محصولات کشاورزی در رتبه پنجم ارزش افزوده کشاورزی کشور قرار دارد ️علت اصلی کاشت محصولات غیر باغی با ارزش افزوده پایین، مثل گندم در خوزستان دانست که با دارابودن قیمت دولتی و خرید انحصاری دولت، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی کشور برعهده دارد. درصورتیکه محصولات باغی و غیراستراتژیک چون: پسته، زعفران، چای و برنج که متعلق به بخش خصوصی و ارائه شده در بازار آزاد با نرخ آزادند رتبه استان‌های کویری را در این رتبه‌بندی افزایش داده است! تامین امنیت غذایی توسط خوزستان البته به قیمت هزینه‌های اکولوژیک و بحران‌های زیست‌محیطی بود که فشار مضاعفی بر مردم استان وارد کرده است. ️باید توجه کرد خوزستان از یکطرف به‌دلیل تولید نفت، رتبه دوم در تولید ناخالص ملی، بعد از تهران و از سوی دیگر با تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نقش عمده‌ای در تحریک و حرکت پایدار موتور محرکه اقتصاد در یکصدسال گذشته را داشته است. منابعی که با سوءمدیریت، مدیران سیاسی مرکزگرا عمدتاً تلف شده است. خوزستان به‌دلیل عدم برخورداری از حضور سیاسی کافی در پایتخت و به‌دلیل اقتدارگرایی و تمرکز تصمیمات سیاسی در الیگارشی حاکم برآمده از سیاسیون کویری ایران، که همواره با سیاسی‌کاری و منطقه‌گرایی حقوق مردم دیگر استانها را ضایع کرده‌اند، هیچگاه از توسعه اقتصادی مناسب برخوردار نشده! نارضایتی اقوام گوناگون و مناطق غیرفارس و عدم توسعه‌یافتگی این مناطق، نشان از روح خاص یکجانبه‌گرایی و ناسیونالیسم فارسی دارد که در مدیران سیاسی مرکز ایران وجود داشته است. ️نفوذ در ارکان قدرت و نهادهایی چون سپاه، شورای نگهبان، دولت و وزارتخانه‌های مهم که در برخی موارد با «فرصت‌طلبی» نیروهای «انقلابی‌نما» در ابتدای انقلاب رخ داد، باعث شد بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌های مخرب، بدون ملاحظات زیست‌محیطی و رعایت الزامات آمایش سرزمین در خاستگاه کویری این مدیران به اجرا درآید. تبعات این طرح‌ها هم‌اکنون، دامان مردمان محروم بلادلُرنشین را گرفته و هم با اصرار بر اجرای طرح‌های انتقال آب رو به مهاجرت به کویر آورده‌اند! طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، طرح انتقال از دریای خزر در کنار پروژه‌های کوهرنگ، خِرسان و بهشت آباد در سرچشمه‌های کارون، می‌رود تا مهر باطل بر حضور سرزمینی مردمان شریفی بزند که در برهه‌های حساس، با مقاومت و ایثار در طول تاریخ، تمامیت ایران را حفظ کرده‌اند. ️دموکراسی مشارکتی و حرکت به سمت عدالت اجتماعی راه بر توسعه سیاسی_اجتماعی می‌گشاید و زیاده خواهی و هجمه انحصارات قدرت و ثروت و زد و بندهای مشکوک را متوقف خواهد کرد.


  • انتقال آب بختیاری به اصفهان

    طرح‌های‌ انتقال آب و دزدی آب، راه چاره نیستند! آرمانی بزرگ، اما پرنقص برای مشکلات آب ایران: برخی از مخالفان می‌گویند که طرح‌های انتقال آب خلاف اصل پنجاه قانون اساسی است که حفظ محیط‌زیست را وظیفه‌ای عمومی دانسته و هرگونه فعالیت اقتصادی_عمرانی که موجب آلودگی یا باعث صدمات جبران‌ناپذیر به محیط‌زیست شود، ممنوع کرده است! دوگانگی دو مقوله مدیریت آب و حفظ محیط‌زیست موضوعی جدید نیست اما رشد فزاینده‌ای پیدا کرده است. مسئله کمبود آب در ایران ناشی از ترکیب چند عامل مختلف مانند: رشد بی‌رویه و نبود توازن در توزیع مکانی جمعیت، کشاورزی ناکارآمد، سوءمدیریت و عطش توسعه است. بااین‌حال ایران باید بیاموزد انتقال میان‌حوضه‌ای از یک منطقه جغرافیایی به منطقه دیگر و در مسافت‌های طولانی، راه‌حل جامع و کاملی برای مسئله آب نیست! در چند دهه اخیر مجموعه‌ای از طرح‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارون، جریان طبیعی زاینده‌رود را به بیش از دوبرابر رساند، ذخیره‌ای بزرگ از آب‌های سطحی برای قطب استراتژیک اجتماعی_سیاسی در مرکزکویری ایران! ولی این تأمین آب، در عمل مشوق توسعه لجام‌گسیخته و ترغیب مردم به مهاجرت به کویرمرکزی بوده است! درعین‌حال از پیامدهای این طرح، بازگشت کم‌آبی تنها چندسال پس از پایان هر پروژه بود درحالی‌که در پایین‌دست، تالاب گاوخونی با کاهش آورد آب و عدم امکان حفظ مناسب زیست‌بوم‌های آبی مواجه است! به‌طورکلی و از دیدگاه درازمدت، پروژه‌های تأمین آب زاینده‌رود نه‌تنها وضعیت را بهبود نبخشیده که آنرا بدتر هم کرده است.


  • کویر بی طول و عرض اصفهان《سیر》نمی‌شود

    افزایش خروجی سد زاینده‌رود به سمت اصفهان! از پانزده فروردین شرکت آب اصفهان اقدام به افزایش خروجی سد زاینده‌رود کرد و تقریباً هر هفته حدود شصت میلیون مترمکعب آب به سمت اصفهان جاری می‌شود! شصت میلیون مترمکعب در یک محاسبه ساده در این دو ماه بیش از پانصدمیلیون مترمکعب آب برای مصارف کشاورزی، صنعت و تغذیه چاههای غیر مجاز اصفهان آزاد خواهد شد! در اصل مافیای آب با افزایش خروجی ها چند هدف را دنبال میکنند. 1) ایجاد حق آبه کاذب برای کشاورزی غیراصولی و اراضی بیابانی سابق! 2) توجیه طرحهای انتقال آب به بهانه کم آبی! 3) عدم پرداخت حق آبه محیط زیست و گاوخونی و دوباره توجیه طرحهای انتقال آب! در اصل پشت پرده باز کردن های این‌چنینی فقط توجیه طرحهای انتقال آب است! فعالان محیط زیست چرا این مواقع سکوت کرده و از حق گاوخونی دفاعی نمی‌کنند؟ آقای درویش ما با همه طرحهای انتقال آب مخالفیم طرحهایی که شما جرأت نمیکنید اسمی از آنها ببرید مثل کوهرنگ یک و دو و سه! آقای درویش برای خوشحالی مافیای آب صحبت نکنید شما نه تنها به فعالان محیط زیست بختیاری توهین کردید بلکه به خودتان و فهم مخاطبین خود هم توهین کردید. طرح بن_بروجن، که فقط چهل میلیون آب شرب را تامین می‌کند را برابر با طرحهای عظیم، کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و لنگان و...قرار میدهید که اهداف کشاورزی،صنعتی و گردشگری دارند؟ برای بن_بروجن فعالان بختیاری مخالفتهای جدی داشتند و این چهل میلیون مترمکعب آب در حقیقت رشوه مافیای اصفهان برای اجرای طرح کوهرنگ سه بود! هرچند قبل از آن طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و چندین طرح دیگر اجرا شد و شما عامدانه منشأ اصلی طرح بن_بروجن یعنی سرشاخه های کارون را فراموش کردید؟ زاینده‌رود فصلی آیا اگر طرحهای انتقال آب نبودند موجودیت داشت؟ آیا می‌توان به مردم عادی چهارمحال بختیاری گفت که اصفهانیها با طرح بن_بروجن که هدف تأمین شرب دارد مخالفند و نباید آن را اجرا کنید ولی ما طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و سه، بهشت آباد و گلاب را برای صنعت، کشاورزی و گروشگری اجرا کنیم؟انتقادی تند به فعالان سیاسی اجتماعی زیست محیطی استان خوزستان! و انتقاد برای فعالان کهگیلویه و بویراحمد هم که در مقابل انتقال خِرسان سکوت کردند! فعالان عرب خوزستان که زمان انتخابات با شعارهای تفرقه انگیزانه و اکثراً لُرستیزانه، پا به عرصه انتخابات و دیگر محافل میگذارید و دم از تبعیض میزنید؟ درحالیکه منشاء تبعیض سیستماتیک علیه خوزستان (چه لُر و عرب) را فراموش کردید؟ هم اکنون در اوج اجرای طرح ای انتقال کارون در کدام محفل و مکانی هستید؟ چرا دم بر نمی زنید؟ مگر کارون در خوزستان خون زندگی و میثاق اتحاد لُر و عرب نیست؟ چرا در مورد قطع این شریان حیاتی سکوت کردید؟ مطالعه فرمایید. نامه مهم منتشر نشده سازمان بازرسی کل کشور به وزارت نیرو در رابطه با پروژه‌های انتقال آب کارون: بند چهار: در صورت رعایت استاندارد در مصرف در استان اصفهان حجم تخصیص یافته از منابع فعلی برای شرب حتی بدون کوهرنگ سه و بهشت آباد کفاف تمام نیازها تا افق مدنظر را دارد! بند پنج: مطابق مصوبه کمسیون تخصیص آب؛ منبع آب مورد نیاز صنایع؛ آب بازیافتی حاصل از تصفیه فاضلابها در افق آتی در استانهای اصفهان، کرمان و یزد است ولی در ابلاغیه شماره ۷۰۰ / ۲۹۲۵۹ / ۸۹ مورخ ۲۱ / ۶/ ۸۹ برخلاف مصوبه مذکور از آب انتقالی برای مصارف صنعت نام برده شده که علناً مغایر با قوانین است. متأسفانه با وجود این نامه تا به امروز با متخلفان برخورد نشده است! مطالعه این نامه برای درک تخلفات وزارت نیرو در اجرای پروژه‌های انتقال آب کارون راهگشاست.


  • طرح بهشت آباد

    طرح بهشت آباد قراراست سالانه یک میلیارد مترمکعب از آب استان بختیاری را با احداث سد و تونلی که مجوز محیط زیستی ندارد و زیست بوم بلادلُرنشین را نابود می‌کند برای رونق کشاورزی و صنعت اصفهان، انتقال دهد! درحالیکه می‌توان همان صنعت و کشاورزی را در کنار همان آب مناطق لُرنشین احداث کرد! با آب آشامیدنی و کشاورزی مردم لُر چندین هزار هکتار شالیکاری برنج و باغستان های رنگارنگ را در دل کویراصفهان راه‌اندازی کرده‌اند؛ یزد را به قطب تولید خاویار و ماهی ایران تبدیل کرده‌اند؛ هفتاد کیلومتر قبل از یزد و چهل کیلومتر بعد از یزد تماماً شهرک صنعتی است؛ صنایع آبخواه باید در کنار آب مناطق لُرنشین احداث می‌شدند را با لابی، در دل کویر جا داده و با هزینه‌های هنگفت زیست محیطی، آب آشامیدنی و کشاورزی هزاران روستا را چندصد کیلومتر از داخل تونل و لوله به کویر انتقال می‌دهند تا صنایع خود را چندطبقه کنند! موضوع دیگری که باعث تأسف است آنکه وقتی بحث از طرح‌های صرفه جویانه مصرف آب میشود مسئولین استانهای لُرنشین با این همه آب، کاسه داغتر از آش شده و این طرحها را به سرعت اجرا میکنند! چرا وقتی بحث پُر کردن چاههای غیرمجاز پیش می‌آید؛ مسئولین استانهای کویری این طرحها را زیر سبیلی رد می‌کنند ولی مایی که غرق در آب هستیم آتشمان از کویریان، تندتر است؟ چرا مسئولین استانهای لُرنشین هرچقدر که در ایجاب ضعیف هستند در سلب پیشتازند؟ چطور در اصفهان برنج را به‌صورت غرقابی کشت میکنند و در لُرستان گردهمایی《سازگاری با کم آبی》برگزار می‌کنند و بدنبال شیوه‌های نوین آبیاری همچون آبیاری تیپ هستند؟ چرا میزان زمینهای آبی در لُرستان می‌بایست سی درصد باشد و زمینهای آبی اصفهان بالای هفتاد درصد؟ این پرسشها مدتهای مدیدی است که برای مردم لُر بی پاسخ مانده‌! ولی امثال مهندس یوسف فرهادی در چارچوب قانون به‌صورت جدی پیگیر جلوگیری از انتقالات آب به کویر شده‌است. یوسف فرهادی مثل فعالین مدنی قوم لُر نه برانداز است و نه قومیت گراست بلکه بدنبال اجرای عدالت اجتماعی و توسعه متوازن در تمام ایران است! قرار بود آب انتقالی قمرود (از الیگودرز به قم) برای مصرف شُرب با دبی مشخص باشد اما انگار مسئولین یادشون رفته این آب آشامیدنی هست نه برای کشاورزی و صنعت! دارند به اندازه چهارده میلیون آب انتقال می‌دهند و دریاچه هشت هکتاری جوان را در قم ساختند و تمام بیابانهای اطراف قم را تبدیل به باغ پسته، شالیکاری و مجتمع تولید ماهی کرده‌اند!


  • رنج لُرها تصادفی نیست

    دلواپسی و رنجهای روحی مادران لُر: چرا لُرها برای کار باید راهی غُربت شوند؟ چرا یک لُرتبار باید از سرزمین پُر برکت لُرستان (آب فراوان، خاک حاصلخیز، منابع نفت و معادن) برای کارگری به کویر برود؟ چرا همیشه اقوام غیرفارس باید برای کار راهی دیار غربت در کویر شوند؟ چرا هیچ یزدی، اصفهانی و قُمی برای کار به زاگرس نمی آید؟ چرا این همه معادن سنگ، آب و نفت در استانهای لُرنشین است ولی صنایع فولاد و ذوب‌آهن که به‌شدت محتاج مواد اولیه زاگرس است در کویر یزد، اصفهان، کرمان و قم باشند؟ آیا همه اینها تصادفی است؟ آیا این منطقی و عادلانه است؟ چرا هرچه کارخانه و تمرکز صنایع است در چند شهر کویری متمرکز است؟ چرا نفتی که از دیار لُرها استخراج میشود کارخانجات و صنایع وابسته به آن مثل پالایشگاه و پتروشیمی در کویر است و نفت را با صرف میلیاردها تومان هزینه به این مناطق پمپاژ میکنند ولی در خود بلادلُرنشین هیچ پالایشگاه و پتروشیمی نیست؟ ️جوان تحصیلکرده لُر که در سرزمین پُر نعمت خود جایی برای کار و اشتغال پیدا نمیکند برای یافتن ساده ترین شغل روانه دیار غربت میشود که به چشم بیگانه، مُهاجر و غیربومی به او نگاه کنند؟ اگر در ایران عدالت و مساوات بود باید از یزد، اصفهان، کرمان و قم برای شغل به مناطق لُرنشین می آمدند نه بالعکس! فلاکت بی‌سابقه در استان لُرستان نشان می‌دهد که طبقات اجتماعی از نظر اقتصادی ضعیف‌تر در این استان بیش از پیش تحت‌فشار قرار دارند و به‌سختی امرارمعاش می‌کنند. البته هرچند ممکن است که مسئولین محترم استانی اقدامات مهم و قدم‌های بزرگی را برای کاهش نرخ بیکاری و کنترل تورم انجام داده باشند، اما آمارهای اعلام‌شده نشان ‌می‌دهند که اقدامات آن‌ها به اندازه‌ای که باید موثر نبوده تا لرستان را از کسب رتبۀ نخست فلاکت بازدارند. ازآنجاکه فراهم آوردن زمینه‌های عدالت اجتماعی و فقرزدایی در هر استان یکی از وظایف استانداران می‌باشد، شاید وقت آن رسیده که استاندار محترم به‌عنوان نمایندۀ عالی دولت و فردی که ادارۀ استان را بر عهده دارد در رابطه با اقداماتی که در این راستا انجام داده یا نداده‌اند به مردم توضیح دهند و در مقام مسئول پاسخگو باشند که چرا شاخص‌های اقتصادی و آماری اعلام شده بر بدتر شدن وضعیت اقتصادی مردم دلالت دارند. آیا گماردن نیروهای بومی و مطلع از نقاط ضعف و قوت استان در پست‌های کلیدی به‌جای استفاده از نیروهای غیربومی و ناآشنا با مسائل ریز استانی نمی‌توانست از کسب رتبۀ نخست فلاکت برای استان پیشگیری کند. جناب آقای خادمی، آیا وضعیت کنونی لرستان درس عبرتی نیست برای استان‌های دیگر که شاید در آینده جنابعالی استاندار آنجا باشید و احتمالاً در کنار معاونین و مدیران همراهتان به مدیریت آنجا بپردازید. ما که نمی‌دانیم و تا استاندار محترم توضیح ندهند نخواهیم دانست. از استاندار محترم خواهشمند هستم در جهت آگاه‌سازی هم‌استانی‌های عزیز که منتظر پاسخگویی شما هستند اقدام کنید و با توضیحات خود در جهت امر خداپسندانه آگاه‌سازی قدم خیر و مثبتی بردارید.


  • پروژه کویر سبز

    پروژه کویر سبز: مهندس جعفر شریف امامی رییس شبکه آبرسانی ایران بوده و در خاطراتش می‌نویسد: کاشان خشک بود و آب نداشت و اینان یک آب انبار بزرگ داشتند که پر از لاشه جاندار و حشره بود و از آن آب میخوردند و مردم به‌دلیل کثیفی و عدم نظافت زیر پوستشان کرم می‌افتاد! حالا کاشان دانشگاه صنعتی و دولتی و آزاد و پیامنور و غیرانتفاعی و دهها شهرک صنعتی مجهز دارد! آن زمان که کویرنشینان در فقدان آب، سردابه هایشان مملو از کرم و لجن بود لُرها از سخاوت چشمه‌ها و سرابها آب سرد و گوارا می نوشیدند همچنین وجود آثار و اَبنیه باستانی نمایشگر وضعیت قابل قبول از رفاه و زندگی مطلوب لُرها بوده است. استان کویری سمنان حتی آب نوشیدن ندارند می‌خواهند از دریای خزر برایشان آب انتقال دهند چرا باید یازده کارخانه تولید فولاد داشته باشد؟ چرا صنایع آب بَر در کنار سواحل یا مناطق پُرآب ایران احداث نمی‌شود؟ اسامی کارخانجات فولاد سمنان: کارخانه فولاد سمنان/ جهان فولاد/ کارخانجات نورد/ مجتمع فولاد بارز/ شرکت فولاد دامغان/ شرکت نورد گرم/ مجتمع فولاد فجر/ شرکت فولاد نوین/ شرکت دانا فولاد/ مجتمع فولاد شاهرود/ شرکت نورد فولاد صنعتی/ پتروشیمی کربنات سدیم سمنان/ پتروشیمی مروارید سمنان/ شرکت شیمیایی انرژی سمنان/ نیروگاه سیکل ترکیبی قدس سمنان/ نیروگاه شهید باکری سمنان/ نیروگاه سیکل ترکیبی سمنان و…فقط لُرها در ایران غریب نشین هستند! استثمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و می‌فروشد و سود حاصل از آنرا در کشور خود سرمایه‌گذاری می‌کند (مانند آنچه که بریتانیا در قبل از ملی شدن نفت با ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال می‌دهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را به‌عنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران، زندانی میکند! دقیقاً چنین رفتاری با مردم خوزستان، لُرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویر (کویرلَند) در تیر نود وچهار مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در سه بهمن نود وشش به تجمع اعتراضی مسالمت‌آمیز خوزستانیها مقابل استانداری حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند! لرستان هشتصدهزار هکتار زمین کشاورزی دارد که نود درصدشان دیم است! اگر لُرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!


  • پیامد انتقال آب: فروچاله

    عاقبت استان بختیاری را در صورت اجرای تونل ننگین بهشت‌آباد، هم‌اینک در آینه دشت کبودرآهنگ همدان ببینید! خشکی، بی‌آبی و کویری شدن بیشتر دشتهای استان بختیاری، خشکیدن صدها چشمه، چاه، قنات و کل تالابها رودخانه‌های منطقه، مشکل آب شرب و منشاء گرد و خاک شدن دشتها به‌علت زهکشی تونل در عمق سیصد تا دو هزار متری زیر زمین، فاجعه‌ای حتمی خواهد بود که مردم استان بختیاری کمابیش با آن آشنا هستند اما در اینجا خطری بزرگ و حتمی را به مردم گوشزد می‌نماییم که تاکنون کمتر به آن توجه شده است. شاهد این مدعا بسیاری از دشت‌های این کشور از جمله کبودرآهنگ می‌باشد که در فیلم می‌بینید یا فروچاله میناب و...فروچاله‌های عظیم و ناگهانی که در دشتهای استان ایجاد خواهد شد و هرکدام می‌تواند دهها یا صدها ساختمان را به اعماق زمین بکشاند، جاده‌ها، بزرگراهها، باغها، مراتع و تاسیسات را تخریب و مدفون سازد و دهها یا صدها نفر را بکام مرگ بکشاند از اثرات قطعی ابر تونل هفتاد کیلومتری بهشت‌آباد در سرچشمه اصلی کارون خواهد بود که در اثر تخلیه سفره‌های زیرزمینی و فرونشست اتفاق خواهد افتاد. فرونشست‌های عظیم کبودرآهنگ که به هفده عدد می‌رسد، حاصل برداشت بی رویه آب توسط پمپاژ از چاههاست این درحالی است که اثرات این چاهها با همه خطرناکی، به هیچ وجه قابل مقایسه با فجایع دهشتناک تونل بهشت‌آباد نیستند. شک نکنید درصورتیکه جلوی تونل اهریمنی بهشت‌آباد گرفته نشود، فاجعه‌ فرونشست، یک سرنوشت قطعی و حتمی و مکرر در بسیاری از دشتهای استان بختیاری خواهد بود. در نتیجه شهرها و روستاهای بسیاری در منطقه خطر، قرار خواهند گرفت. باید دید این همه اصرار مافیای آب برای این طرح به‌ قیمت هرگونه تخریب و جنایت محیط‌زیستی، نابودی رودخانه‌ها و چشمه‌ها، فلاکت مردم و... چیست؟ بعید نیست که اقدامات جنایتکارانه مافیای آب توسط افراد نفوذی از بیرون از کشور و توسط بیگانگان و دشمنان برای برهم زدن امنیت و اتحاد ملی و از بین بردن قابلیت زیستی نقاط مهم و آبخیز کشور، توسعه فقر و نهایتاً ضربه زدن به نظام و حیثیتش سازماندهی شود. لذا امیدواریم قوه قضاییه به‌خاطر منافع کشور و نظام هرچه زودتر جلوی گستاخی فاجعه بار مافیای آب را بگیرد.


  • 143 روستای الیگودرز حتی جاده ندارند!

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! احداث راه‌ها و جاده‌های مناسب بین‌شهری و حتی روستایی زمینه و بستر توسعه را فراهم می‌نماید و ضمن ایجاد امکانات اولیه رفاه و اشتغال و پیشرفت، زمینه خدمات‌رسانی همه دستگاه‌های دولتی و بخش‌های خصوصی را فراهم می‌كند. یکی از مشکلاتی که اهالی روستاهای شهرستان الیگودرز با آن دست‌به‌گریبان می‌باشند نبود راه و جاده مناسب می‌باشد به گونه‌ای که نزدیک به یک‌صد روستای بخش‌های ززوماهرو و ذلقی فاقد جاده مناسب و حتی بعضا مسیر دسترسی این روستاها راه‌شکافی نشده است و همچنان اهالی این مناطق از جاده‌های مالرو برای تردد استفاده می‌کنند و همین محرومیت از راه ارتباطی مناسب زمینه محرومیت‌های مضاعف دیگری از جمله برق‌، آب آشامیدنی سالم‌، آموزش و بهداشت و درمان را نصیب اهالی محروم و صبور مناطق مذکور کرده است. جناب استاندار! وقتی صحبت از صبر و نجابت می‌شود این دو را باید در رفتار مردم این دیار به زیبایی مشاهده کرد و با نگاهی گذرا به وضعیت زندگی ساکنان این مناطق بی‌مهری دولت و جنابعالی به‌عنوان نماینده دولت در ذهن متبلور می‌شود. جناب استاندار! شهریورماه سال ۹۶ که به این سمت منصوب شدید مردم این دیار شادمان بودند که مردی از ایل بختیاری با اشراف بر دردهای زاگرس نشینان افتخار خدمت‌گزاری ایشان را دریافت کرده است، اما متأسفانه چندان تغییری در نگاه مدیریت استان به الیگودرز و مناطق دورافتاده رخ نداد. اگر در زمان اجرای طرح ویرانگر موسوم به قمرود سیاست انتصاب استانداران لرستان از قم، اگر چه زیانبار اما قابل‌درک بود، اما نمی‌دانیم پس از اتمام پروژه مذکور استانداری برای جبران این ظلم منصوب نشد؟ که در این ضعف نمایندگان ادوار لرستان نیز باید پاسخگو باشند. جناب استاندار! از محرومیت بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی هر چه بگوییم هیچ نگفته‌ایم که آلام آن‌ها مثنوی هفتاد من کاغذ است و بی‌گمان شرح این محرومیت برای عالی‌ترین مقام اجرایی استان پس از گذشت نزدیک به سه سال نه عقلانی است و نه در این وجیزه می‌گنجد، اما بد نیست بدانید؛ اینجا سرزمین خوبانی است با نژاد اصیل بختیاری که به جبر زمانه، شرایط جغرافیایی و کم مهری و بی‌توجهی‌ها محروم نگه‌داشته شده‌اند. اینجا دیار فراموش‌شدگانی است که در موسم انتخابات و در زمانی محدود به یاد آورده می‌شوند و در زمره سلحشوران قرار می‌گیرند، اما هیچ‌گاه بی‌توجهی و قصور مسؤولین را در سطور کارنامه درخشان نظام مقدس جمهوری اسلامی ثبت نکرده و همواره مهر قلبی و ارادت خویش را نثار اهل بیت و فرزندان خلف فاطمه (س) نموده‌اند و نمایش این ارادت صادقانه و بی‌ریا که سیاست‌بازان و سیاسی‌کاران مدعی از آن بی‌بهره‌اند، هنگامی به اوج و کمال می‌رسد که تصاویر مبارک امام راحل و مقام معظم رهبری دیوار گلی کاشانه محقرشان را مزین کرده و این جلوه زیبای عشق است که بی‌اختیار سخن ارزشمند بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی در گوش هر نظاره‌گری طنین‌انداز می‌شود و اثرات دلدادگی بزرگ‌مرد تاریخ معاصر را نسبت به کوخ‌نشینان به تصویر می‌کشد و در مقابل نیز از غفلت و نسیان برخی مسؤولین در قبال ولی‌نعمتان انقلاب اندوهگین می‌شوی و از خود می‌پرسی مسوولان ما به کجا رسیده‌اند که راه و منش امام راحل را فراموش کرده‌اند؟! جناب استاندار! چه کسی باید پاسخگوی محرومیت کودکان و سال‌خوردگانی باشد که ساده‌ترین و پیش‌پاافتاده‌ترین بیماری آن‌ها را از پای درمی‌آورد و کدام مسوول توان شنیدن درد و رنج آینده‌سازانی را دارد که نبود امکانات تحصیلی و آموزشی ایشان را از رسیدن به درجات عالی باز می‌دارد و بعضاً نوشتن نام برایشان آرزویی دست‌نیافتنی می‌شود؟ و قصه تلخ زندگی مرارت بار اهالی برخی روستاهای بخش‌های محروم ززوماهرو و ذلقی همچنان ادامه دارد و هنگامی ناگوارتر می‌شود که با آغاز فصل بارش نزولات آسمانی نیمی از سال خود را در محاصره برف می‌بینند. هر چند از انصاف به دور است اگر بخواهیم خدمات نظام مقدس جمهوری اسلامی به مناطق محروم را نادیده بگیریم، اما متأسفانه عواملی مزید بر علت شده تا همچنان برخی روستاها از امکانات اولیه اجتماعی بی‌بهره باشند و به‌سختی گذران زندگی نمایند‌ و بی‌شک یکی از این عوامل وسعت شهرستان الیگودرز هست که متأسفانه با توجه به روش تقسیم اعتبارات با معیار جمعیتی بیشترین آسیب از این ناحیه نصیب الیگودرز شده است. جناب استاندار!وضعیت راه‌های روستایی الیگودرز شایسته و سزاوار این مردم نیست و یقیناً با این شرایط مردم این دیار به دولت و جنابعالی نمره قابل قبولی نخواهند داد. در ایام مسوولیت تان ساکنان روستاهای دورافتاده از زیارت جنابعالی و معاونانتان محروم شدند، لااقل بیایید قبل از رفتن از لرستان کم مهری‌ها را نسبت به مردم محروم بخش‌های ززو ماهرو و ذلقی جبران نمایید. عباس شاه علی/الیگودرز


  • بخش محروم ذلقی الیگودرز

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! هر روز آمار عجیب و غریب فقر و بیکاری و لرستان تیتر اول هر رسانه محلی و ملی شده است. این روزها آمار «فلاکت» و بدبختی مردم لرستان زخم کهنه‌ی فقر و محرومیت و بی‌توجهی مسئولان محلی و ملی را باز نموده و هر دم از این باغ بری می‌رسد! واژه‌ای که عمق فاجعه و سنگینی بیان آن‌هم واقعاً متأثر کننده است. درد، رنج، یاس، ناامیدی و بدبختی تمام با کلمه‌ای به نام «فلاکت» بار معنی کامل پیدا می‌کند و نیازی به جستجو در ادبیات و کلمات برای رساندن مفهوم محرومیت و مظلومیت یک مردم سراغ نداریم. این فلاکت و محرومیت سال‌هاست در لرستان جاری و ساری است یک دلیل عمده آن به تصمیم‌گیری و نگاه به بالای مسئولان و مدیران استانی برمی‌گردد. زمانی که مدیران و مسئولان استانی به تقلید از مدیران رده‌بالای کشور بدون بررسی و نیازسنجی و امکان‌سنجی و پالایش آماری سرزمینی سعی در انجام فرامین بالادستی دارند و به تقلید نسخه برای رفع مشکلات استان می‌پیچند نتیجه‌ای جز فقر و فلاکت به بار نمی‌نشیند. به‌عنوان نمونه در بخش زز و ماهروی استان لرستان روستاهایی وجود دارد که در اوج محرومیت و فقر بسر برده و راه‌های صعب‌العبور و عدم دسترسی به ساده‌ترین امکانات فقر و بدبختی مردم این منطقه را برای سال‌ها دوچندان نموده است. مردمی سخت‌کوش و صادق و ساده که باوجود تمام محرومیت‌ها در جنگ تحمیلی شهدای عزیز و گران‌قدری تقدیم این آب‌وخاک نموده‌اند. همین‌که ساعت‌ها در مناطق صعب‌العبور می‌گذری و در روستایی کوچک و دورافتاده پرچم شهیدی برافراشته شده بی‌گمان عشق و علاقه به مام وطن و آرمان‌های انقلاب اسلامی هویدا می‌شود و با زبان بی‌زبانی این پرچم نماد فداکاری، ایثار، گذشت و ایستادگی در مقابل دشمنان این سرزمین منحصر به جغرافیا، زبان و قومیتی خاص نیست بلکه تجلی میهن‌دوستی و مرزداری ذاتی مردمان ایران اسلامی است. این مهم وظیفه و خدمت‌رسانی مسئولین کشوری را به مردم این سرزمین را گوشزد می‌کند. هم‌وطنانی که سال‌های سال است فراموش‌شدگان ابدی لرستان نام‌گرفته‌اند و هر ساله با آغاز فصل سرما و برف راه‌های ارتباطی آن‌ها تا بهار قطع و در انزوای کامل به سر می‌برند. چند سال قبل در روستای امام‌زاده داوود (ع) راه ارتباطی با حداقل 15 روستای اطراف مثل روستاهای سراب، موس، چال بزرگ، تاوبر، کدیورو اسلام‌آباد و دهگه و...از طریق این روستا انجام می‌گیرد، با احداث پلی بر روی رودخانه برقرار گردید که متأسفانه این پل در سیلاب‌های سال‌های گذشته تخریب و رفت‌وآمد مردم منطقه با روستاهای اطراف و مرکز بخش قطع‌شده و راه ارتباطی این روستاها برای کمک‌رسانی و ارتباطات با منطقه قطع و به‌سختی از طریق راه‌های مالرو و صعب‌العبور کوهستانی صورت می‌گیرد. کمتر از دو سال از تخریب پل می‌گذرد و مسوولان هم برنامه‌ای برای برقراری ارتباط روستاهای منطقه نداشته و مردم این مناطق استان فراموش شده‌اند. تابستان با مشقت فراوان به‌سختی از رودخانه عبور می‌کنند و با شروع فصل پاییز و بارش باران و برف تنها راه ارتباط مواصلاتی روستاهای مذکور با مرکز بخش و مرگسر و اما زاده داوود (ع) قطع می‌شود. امید است مسئولین محترم و مدیران استانی ضمن توجه به مناطق محروم و دورافتاده استان حجم فقر و فلاکت مردم را بیش‌ازپیش بیشتر نسازند و این مردم نجیب و مظلوم را فراموش نکنند. سعید معتمدی/ یافته


  • علت دشمنی زاکانی نماینده قم با تاجگردون چیست؟

    زاکانی نماینده قم، علی‌اکبر کریمی نماینده اراک و نجابت نماینده شیراز اعضای یک تیم اند که با حذف تاجگردون رییس کمیسیون برنامه وبودجه می‌خواهند از قدرت در راستای نفوذ باواسطه در ابرشرکتها و هلدینگهای مهم اقتصادی شرکت داشته‌باشند. زاکانی در اعطای قراردادهای فربه به نفع شرکت داماد و فرزندش دست دارد. تاجگردون‌ وزیر راه را بخاطر سقوط هواپیمای تهران_یاسوج استیضاح کرد که درپی آن مدیرعامل شرکت هواپیمایی آسمان که《برادرزن کریمی نماینده اراک》است برکنار شد! زاکانی ده سال پیش قرارداد پانصد میلیون تومانی با سازمان تبلیغات اسلامی بسته که رقمی ده ها میلیاردی درحال حاضر بوده و ابهام در چگونگی انجام آن قرارداد و نحوه خرج کرد آن، توسط وی وجود دارد!


  • ماهیت گروه فشار بر دکتر تاجگردون را بشناسید

    سکوت تیم زاکانی پس از مصاحبه دکتر تاجگردون: پس از برگزاری کنفرانس خبری گروه زاکانی و ارائه اتهاماتی که شش ماه است در فضای مجازی بر علیه دکتر تاجگردون دارد انجام میگیرد، لبریز شده و شورای نگهبان با اطلاع از آن و‌ بررسی چندباره اش به تایید نماینده گچساران و باشت پرداخته بود. تاجگردون مدتی به سکوت خود ادامه داد ولی در هفته اخیر همزمان با مصاحبه‌ها و افشاگریهای رگباری تاجگردون، اتهاماتی از سوی برخی هواداران تاجگردون ‌و فعالان رسانه ای در سطح کشور مطرح شد و احتمالاً در روزهای آینده ادامه ‌خواهد یافت. اتهاماتی مثل: ۱- استفاده اعضای تیم زاکانی از قدرت در راستای نفوذ باواسطه در ابرشرکتها و هلدینگهای مهم اقتصادی. ۲- شراکت تودرتوی اعضا در موسسات خیریه فراوان که شائبه مسایل مبتلا به اینگونه موسسات را به میان آورده است. ۳- شراکت اعضای ‌گروه زاکانی با فامیل دیگر اعضا در شرکتهای مهم و‌ خیریه ها و ‌موسسات فرهنگی. ۳. نقش احتمالی زاکانی در اعطای قراردادهای فربه به نفع شرکت داماد و فرزندش بویژه خندوانه. ۴. تاثیر نقش مهم دکتر تاجگردون‌ در استیضاح وزیران راه و‌ کار و در پی آن استعفای مدیرعامل شرکت هواپیمایی آسمان که اتفاقاً برادر زن علی‌اکبر کریمی نماینده اراک و یکی از اعضای اصلی گروه تخریبی بر علیه دکترتاجگردون بوده است. ۵. قرارداد ۵۰۰ میلیون تومانی شخص زاکانی با سازمان تبلیغات اسلامی ده سال پیش که رقمی دهها میلیاردی درحال حاضر بوده است و ابهام در چگونگی انجام آن قرارداد و نحوه خرج کرد آن، توسط وی به نمایندگی از رسانه پنجره. ۶. شائبه ها در اعمال نفوذ یک مقام بلندپایه وزارت علوم در ارتقا علمی یک عضو گروه زاکانی و همسرش که علیرغم افشاگری ها هنوز هیچ پاسخی بیرون داده نشده است. ۷. هم نشانی بودن موسسه خیریه با نشانی حزبی جمعیت رهپویان که نحوه تصاحب ساختمان در یکی از بهترین نقاط پایتخت نیز مشخص نمی باشد. ۸. علیرغم تعهد رسانه‌ای برخی اعضا به عدم دریافت امتیازات مسکن، ماشین و تسهیلات دیگر، هنوز اعضا روشنگری در این زمینه نداشته اند و احتمال می‌رود نتوانسته باشند از مبالغ بالا چشم بپوشند. چون دکتر تاجگردون دو دوره ریاست کمیسیون برنامه و بودجه مجلس را داشته‌اند و سه بار پیاپی از طرف مردم با رای بالا به مجلس راه یافتند لذا برای حذف این مهره انقلابی در مجلس، شروع به جنگ روانی و اتهاماتی علیه ایشان شدند اما هیچکدام از اتهامات هنوز ثابت نشده و برخلاف تمام رویه های قانونی و علی‌رغم تایید چندباره شورای نگهبان و کمیسیون تحقیق مجلس، دوبار اعتبارنامه ایشان را به صحن مجلس بردند و در جلسه‌ای غیرعلنی!!! اعتبارنامه ایشان را رد کردند! امیدواریم قوه‌قضاییه با جدیت پیگیر حق دکتر تاجگردون نماینده گچساران و باشت در مجلس باشد.


  • نقش نمایندگان شورکات در حذف تاجگردون

    نقش نمایندگان کویر در رد اعتبارنامه تاجگردون: اردیبهشت امسال اولین جلسه فراکسیون زاگرس با حضور اکثریت نمایندگان زاگرس با هر خط فکری با محوریت تاجگردون در راستای وظایف وکالت، مطالبات منطقه ای به شکل همگرا انجام گرفت. صد وبیست نماینده از زاگرس با داشتن نزدیک به چهل درصد از آب کشور، چهل درصد جنگلهای کشور، شصت درصد باران زایی کشور، با هدف توسعه زاگرس، انجام گرفت. بعد از این نشست اقدامات نمایندگان کویر آغاز شد و برای سد کردن کمیسیون زاگرس سیاست برادرکشی به سبک بازی خانمانسوز قدیمی زاگرس نشینان، اصولگرا و اصلاح‌طلب به درون نمایندگان زاگرس رخنه کردند تا با رد اعتبارنامه تاجگردون این فکر توازن توسعه را مختل کنند و همسو با رد اعتبارنامه تاجگردون در مسیر تغییرات مدیریتی منابع آب زاگرس پیش رفتند. با پیگیری نمایندگان کویر، اعتبارنامه تاجگردون رد می‌شود و با لابی نمایندگان کویر، مدیریت آب سه استان لُرنشین تغییر میکند! اتفاقات مدیریتی در شرکت منابع آب علیه مدیران آب منطقه‌ای سه استان لُرنشین یعنی: کهگیلویه، لُرستان وبختیاری تعبیری جز کودتا برای آن مناسب نیست! در نشست نمایندگان بلادلُرنشین در مجلس، یکی از محورهای اصلی، موضوع آب به‌عنوان یکی از استراتژیک ترین موضوعات در آینده بوده. تاکیدات و تذکرات آبی در فراکسیون زاگرس اما به مذاق مافیای آب در وزارت نیرو خوش نیامد و بدون کوچکترین‌ ملاحظه، در یک حرکت کودتاگونه اقدام به عزل مدیران آب استان‌های لُرنشین کرد تا خیلی صریح به همه اعلام کرده باشد بر سر آب شما، ما تعارفی نداریم! و شما خود حق دادخواهی و برنامه‌ریزی برای آینده و آبتان را ندارید! از دلایل این برخورد عتاب آلود، برداشت مدیران آبی کشور از اظهارات آبی زاگرس نشینان است که این‌مدیران بالادستی معتقدند مدیران آبی بلادلُرنشین اطلاعات لازم را به منتخبین خود داده‌اند تا آنها دست به اقدام شوند. نکته نگران‌کننده دیگر بی اطلاعی محض استانداران و نمایندگان دراین استان‌هاست که شبیه یک مخاطب ساده وقتی خبر بر روی سایت شرکت مدیریت منابع آب قرار گرفت از عزل مدیران خود خبردار شدند!


  • نطق جسورانه دکتر مهرداد ویسکرمی در مجلس

    دکتر مهرداد ویسکرمی در نشست علنی امروز (یکم، مردادماه) مجلس در نطق میان دستور گفت: آنچه که در مورد لُرستان می‌گویم به معنای انکار بزرگی سایر اقوام و مردمان ایران نیست بلکه برخلاف ادبیات رایج می‌خواهم از مظلومیت مردم لُرستان بگویم اما مظلومیتی که با شجاعت، آزادگی، پاک‌دامنی و اقتدار عجین شده است. عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس افزود: رهبری فرمودند؛ «شجاعت جوانان لُرستانی را اگر دیگران شنیده‌اند من با چشمان خود دیده‌ام» خوب است بدانید لُرستان و قوم لُر افتخار دارد که یکپارچه بر ولایت علی (ع) همیشه مدافع تمامیت ارضی و استقلال ایران بوده است. وی ادامه داد: از دلایل اصالت نژادی لُرستان این است که هیچ دشمنی در طول تاریخ نتوانسته بر لُرستان استیلا پیدا کند و گاهی از اسب افتاده‌ایم اما همیشه اصیل مانده‌ایم؛ جوانان لرستانی پوزه مغول، محمود افغان، رضاخان و منافقان را در مرصاد بخاک مالیدند آیا می‌دانید شهید خلبان عباس بابایی پسوند چگنی دارد و شهید زین‌الدین از تبار لُرستان و شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از طرف مادری از نژاد لُر است؛ آیت‌الله بروجردی به‌عنوان مرجع شیعیان و استاد امام راحل از لُرستان برخاسته است و از نظر فرهنگی هم تاریخ کهن لُرستان گواه بلندای فرهنگی استان من است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: پایتخت مطلق جهان با قدمتی بیش از 3 هزار سال تنها یک مثال است؛ پل شکسته، سنگ‌نوشته، قلعه فلک‌الافلاک و صدها اثر تاریخی و فرهنگی دیگر از قدمت فرهنگی دیار من، خبر می‌دهند. ویس‌کرمی با بیان اینکه تقدیم بیش از 6 هزار و 500 شهید گلگون کفن سند افتخار لُرستان است، گفت: لُرستان دارای مساحتی سه برابر لبنان و جمعیتی یک‌سوم آن، 12 درصد آب‌های سطحی ایران با حدود 12 میلیارد مترمکعب خروجی آب، سومین حوزه آبریز کشور، از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌های بشر و پایتخت تاریخ جهان است و یکی از 4 بخش اصلی موزه ایران به لُرستان اختصاص دارد و دارای تنوع بوم زیستی بی‌نظیر با وسعت‌های گردشگری است. این نماینده مردم در مجلس یازدهم یادآور شد: برنج شهرستان خرم‌آباد بهترین برنج ایران و زعفران آن کیفیتی برتر از خراسان دارد اما کشت برنج و زعفران در استان ما صورت قانونی نیافته است!!! زمین‌های زراعی استان به‌تنهایی از 8 استان کرمان، سمنان، هرمزگان، خراسان جنوبی، قم، بوشهر، البرز و یزد حدود 5 هزار هکتار بیشتر است و متوسط بارش در لُرستان 2 و نیم برابر ایران اما درصد کشت استان نصف میانگین کشوری است!!! عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس با انتقاد از اینکه سهم لُرستان از مخازن آبی کشور کمتر از نیم درصد است، ادامه داد: استان لُرستان 70 درصد کل اتحادیه اروپا تنوع گیاهان دارویی دارد، 5 درصد سنگ‌های تزئینی دنیا متعلق به لُرستان است و از 64 درصد نوع ماده معدنی شناخته‌شده 26 نوع آن در لُرستان وجود دارد و دارای رتبه چهارم در بارندگی، مراتع و جنگل‌ها را دارا است. وی با انتقاد از اینکه ساختار بودجه کشور ظالمانه بسته شده است، تصریح کرد: به ظاهر بودجه عمرانی ما در سال‌های اخیر افزایش‌یافته اما این بودجه حداکثر 10 درصد ورودی تخصیصی است و 90 درصد بودجه از طریق وزارتخانه تخصیص می‌یابد که سلیقه‌ای، لابی محور و تبعیض‌آمیز است!!! به‌عنوان مثال سهم استان لُرستان از تسهیلات بانکی در بازه زمانی 96 تا 98 کمتر از یک‌صدم استان یزد درحالیکه جمعیت ما یک و نیم برابر این استان است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: ذخایر فراوان گاز، نفت و قیر در استان لُرستان کشف شده اما جوانان ما سهم چندانی از پتروشیمی خرم‌آباد ندارند و از برکت واگذاری‌ها و چوب حراج ظالمانه به کارخانجات لُرستان در دولت سازندگی و اصلاحات به تلی از ضایعات تبدیل شدند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، دکتر ویس‌کرمی تصریح کرد: لُرستان جنات تجری من تحتها الانهار است اما با لبان تشنه بر لب دریا نشسته و هیچ‌کدام از شهرهای لُرستان از منبع آب شرب پایدار برخوردار نیستند. لُرستان هرساله از سیلاب خسارت میبیند اما هیچ سدی ندارد!


  • ثانیه‌ای 25هزار لیتر آب از الیگودرز به قم می‌رود!

    دکتر مرتضی محمودوند نماینده خرم‌آباد وچگنی در صحن علنی مجلس خطاب به وزیر جهاد کشاورزی گفت: در تخصیص آب کشاورزی در حق کشاورزان لُرستان اجحاف می‌شود. با وجود اینکه کشاورزان اسنادی در دست دارند که نسل در نسل از زمین زراعی برای قوت روزانه استفاده می‌کردند اما قوانین سفره کشاورزان را کوچک و خالیتر کرده است. محمودوند سه روز پیش در مراسم افتتاحیه دفتر ارتباطات مردمی اش گفته بود: از ده سال پیش گفته‌ایم که ما حقآبه خود را می‌خواهیم فقط حق طبیعی و خدادادی ما را به تاراج نبرید. در یکماه گذشته این چندمین باریست که یکی از نمایندگان لُرستان نسبت به عدم تخصیص حقآبه مردم لُرستان اعتراض می‌کند. پیشتر نیز دکتر ویسکرمی دیگر نماینده خرم‌آباد و چگنی انتقادات تندی را نسبت به موضوع تخصیص حقآبه خطاب به وزیر نیرو مطرح کرده بود. مبادا حق آبه لُرستان تضییع شود! هرثانیه 25000 لیتر آب از تونل قمرود به استانهای مرکزی، قم و اصفهان انتقال داده میشود به اندازه میزان آبی که استان تهران از سد کرج استفاده میکند. شرکت آبفا از این مقدار برای آبرسانی به 99 روستای الیگودرز هر ثانیه فقط 102 لیتر آب برداشت خواهد کرد. ظلمی که طی این چند سال در حق مردم لُرستان شده را فراموش نخواهیم کرد، وزیر نیرو در خوزستان به اجماع نمایندگان خوزستان وعده مکانیزه شدن پانصد و پنجاه هزار هکتار از اراضی خوزستان را میدهد اما در استان لُرستان حق آشامیدن آب را به 99 روستا در الیگودرز میدهد، ادامه این سیاست به هدر رفتن حق آبه لرستان می‌انجامد، امیدواریم نمایندگان لُرستان در مسائل مرتبط با آب اجماع داشته باشند. لُرستانی که استان اول فقر، فلاکت، بیکاری و مهاجرت است حال فرصتی است استانی که کشاورزی اصلیترین شغل آنها می‌باشد و بنا بر نظر کارشناسی معاونت سازمان کشاورزی لُرستان آقای صیادی: کل تولیدات بخش کشاورزی لرستان ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تن می‌باشد که میزان تولیدات زراعی و باغی استان ۲ میلیون ۴۰۰ هزارتن می‌باشد از طرفی ۷۷ درصد اراضی کشاورزی لُرستان دیم می‌باشد که این عرصه ۷۷ درصدی فقط ۱۹ درصد تولیدات بخش زراعی و باغی لُرستان را تولید می‌کند و ۲۳ درصد اراضی لُرستان آبی می‌باشد که از این عرصه ۲۳ درصدی ۸۱ درصد تولیدات زراعی و باغی استان بدس می‌آید این اعداد و ارقام نقش آب را در بخش کشاورزی نشان می‌دهد بنابراین نیاز است که تخصیص آب برای همه مسولین و مردم به یک مطالبه اصلی تبدیل شود. جناب کرم وند بیش از نیمی از شهروندان خرم آباد آب تصفیه نشده استفاده میکنند، علیرغم گذشت چند سال از مدیریت شما، چرا تاکنون تصفیه خانه خرم‌آباد به بهره برداری نرسیده، آیا حتماً لازم است یک قمرود دیگر اهدا کنیم تا اعتبار یک تصفیه خانه تامین شود؟


  • تقابل سیاسی سد توسعه لُرستان

    🔹تقابل سیاسی سد توسعه در لرستان🔹نسبت همه ما با لرستان نسبت فرزند و والد است و چقدر سوزناک است رویت فرزندی افسرده، این سرزمین علی‌رغم اکوسیستم جغرافیایی قوی با طبیعتی بکر و چشمه سارهای خروشان به منظره کج نمای ایران تبدیل شده است. فرزندان این سرزمین همچون گلهای واژگون شده در کوهساری از هر سو اندوهناک پر پر میشوند. آمارهای معصوم تورم، فقر، بیکاری، رگه های پنهان خشم و بغض درون ماست. اما در مورد آثار خلاقانه خلقت لُرستان چه میتوان گفت، آنجا که هنرمند از جان خویش در اثرش میدمد، آب، خاک، هوا و طبیعت لُرستان از جان رنجور آفریدگارشان مایه گرفته اند تا حقیقت امروز لُرستان، تصویری قاب گرفته بر دیوار باشد. لُرستان و فرزندانش بالفطره قابلیت خود را خلاقانه نشان میدهند🔹در دوران جنگ تحمیلی همین بس که رهبر فرمود؛ رزم جوانان لُر بیشتر از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است🔹در دولت سازندگی، لُرستان با حجم سنگینی از خسارات جنگ تحمیلی زیر سایه خوزستان نادیده گرفته میشود🔹در دولت اصلاحات با ورود بخش خصوصی؛ استانهای همجوار به فولاد و پتروشیمی و ماشین سازی دسترسی پیدا میکنند اما سهم لُرستان میشود تعطیلی و تعدیلی کارخانجات پارسیلون، مجتمع گوشت، یخچالسازی و بتدریج سامان کاشی و...در دوره ای که استانهای کشور بدنبال توسعه زیر ساختی بودند، اجلاس تحکیم وحدت در خرم‌آباد لرستان برگزار میشود، بی آنکه فکری بداند و فهمی فریاد بزند، مسیر دموکراسی از توسعه اقتصادی می‌گذرد مسیر دموکراسی درآمد ناخالص داخلی است، هیچ کشوری در دنیا با محرومیت و توسعه نیافتگی به دموکراسی دسترسی پیدا نکرده است🔹در دولت عدالت محور احمدی‌نژاد، بغضی در سینه ما سنگینی می‌کند چرا که هنوز هم درب به همان پاشنه می‌چرخد. خوزستان از منابع آبی لرستان و بختیاری به قطب اول منابع آبی در ایران و خاورمیانه تبدیل میشود. در خوزستان به شماره یک دو سه چهار…سد ساخته میشود و در لرستان بدفعات سیل جاری میشود، اما این پایان ناعدالتی دولت احمدی‌نژاد در لُرستان نبود. بزرگراه اندیمشک_خرم‌آباد در لُرستان احداث میشود اما کار تحقیق و پژوهش در خوزستان انجام میگیرد!!! بیکاری در ویسیان، معمولان، ملاوی و پلدختر جیره بندی می‌شود و مهاجرت در لرستان آغاز می‌شود، لُرستان به مقام اول تورم، فقر، بیکاری و در پی آن مهاجر فرستی تبدیل می‌شود، بماند قصه قمرود و چاه‌های خشکیده الیگودرز و آبادانی کویر قم و سلفچگان و ساوه🔹بالاخره در دولت حسن روحانی: آسمان شروع به باریدن می‌کند تا استانی که در تور حسرتها وامانده بود را سیل ببرد، گرداب ناکامی دولتها در لُرستان آنجا بود که لُرستان را آب می‌برد اما در عوض پانصدهزار هکتار از اراضی خوزستان مکانیزه میشود زن و مرد، کودک و کهنسال پلدختر ناگریز به کوهها پناه می‌برند تا وعده احداث پتروشیمی در شمال خوزستان داده شود! بماند که قانون تخصیص اعتبار اشتغالزایی برای توسعه روستاها و حاشیه شهرها در دولت روحانی به‌دلیل بوروکراسی اداری، شرط و شروط بانکی و عدم نظارت نمایندگان مجلس کمترین استفاده را لُرستان علی‌رغم داشتن بیشترین روستا، بیشترین بیکاری و بیشترین مهاجرت می‌برد، مخلص کلام اینکه پتروشیمی لُرستان را اراک می‌برد، از سرچشمه آبهای لُرستان در خوزستان سدسازی می‌شود، پایلوت منابع و پتانسیلهای گردشگری لُرستان را به همدان واگذار می‌کنند. طرح بندرخشک خرم‌آباد به سلفچگان می‌رود چونکه این مفهوم توسعه است تا زمانیکه سطح آگاهی و سواد توسعه مندی و مطالبه‌گری در لُرستان نهادینه نشود محرومیت از هر طرف شنیده می‌شود، در روزگاری که دولتها نظام سرمایه‌داری را در پیش گرفته‌اند و مردم در تلاش هستند تا هرچه بیشتر کار کنند و درآمد و ثروت بیشتری داشته باشند متأسفانه در لُرستان شمار زیادی از مردم از رنج بیکاری یا مهاجرت کرده‌اند یا در مشاغل کاذب و غیر تولیدی به روزمرگی مشغول هستند. چرا که تحولات بزرگ در عرصه صنعت کشاورزی و تکنولوژی هستند که تاثیرات عظیمی روی شرایط اقتصادی_اجتماعی و حتی فرهنگی می‌گذارد. پایان تراژدی دولتها در لُرستان به‌دلیل عدم استفاده از سرمایه‌گذار کارآمد، کارخانجات و عدم تخصیص بودجه، شرکتهای تولیدی تعدیل و تعطیل شدند. بیایید به توسعه نگاهی عمیقتر از گذشته داشته باشیم و توسعه لُرستان را از جدلهای سیاسی جدا کنیم تا مادامی نگاه ابزاری، تقابل سیاسی را از توسعه لُرستان دور نکنیم لُرستان مصداق کتابخانه‌ای خاک خورده می‌ماند که صدای جیر جیر محرومیتش از هر طرف شنیده می‌شود.



آخرین مقالات