پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

تبار نادرشاه افشار ( ناپلعون شرق )

آیا نادر شاه کرد بود ؟

تبار نادرشاه افشار ( ناپلعون شرق )

در کتاب ( نادر شاه ) اثر "نقوی پاکباز" که توسط انتشارات بنیاد سال ۱۳۷۱ چاپ شده در صفحه ی ۱۷۳ سخنرانی دکتر لاکهارت را در نوروز ۱۳۱۷ در انجمن همایونی آسیایی درباره نادرشاه بیان کرده که بخشی از آن را برای پی بردن به تبار اصلی نادرشاه افشار بیان میکنیم. دکتر لاکهارت در مورد نادرشاه افشار میگویدامام قلی پدر نادر یکی از افراد گمنام قیریقلو از تیره های ایل افشار بود. افشار نام یکی از ایلات نیرومند جنگجوی "ترک" است که از قرنها پیش از آناطولی ( ترکیه ) به خراسان مهاجرت کرده بودند. از نام امامقلی معلوم میشود که "شیعه مذهب" بوده و حرفه ی ویرا پوستین دوزی ، ساربانی ، گله چرانی و دهقانی گفته اند. هر چه و هر که بود ، نام و نشانی نداشت و مثل سایر افراد ایل به ییلاق و قشلاق میرفت. ییلاق امامقلی و همراهانش ده کوچکی بود بنام کوب کان واقع در شمال خراسان و هشتاد مایلی شمال غربی مشهد. نخستین اروپایی که این ده را دیده و از نقاط مختلف آن عکس برداشته مرحوم سرلشکر پرسی سایکس مؤلف تاریخ ایران است. زمستانها ایل قریقلو به دهات درگز میرفتند و امامقلی هم با آنان کوچ میکرد. در ماه نوامبر ۱۶۸۸ میلادی نادر در یکی از دهات دره گز موسوم به دستگرد متولد گردید. نکته تازه در اینجاست که پس از مشهورشدن نادر ، هر کشور و شهری در صدد برآمد نادر را بخود منتسب سازد و افسانه هایی برای چسباندن این انتساب در خارج و داخل ایران جعل شد. تا آنجاکه ایرلندی ها هم نادر را از خودشان دانستند ، به این قسم که نادر بعدها چنان که میدانیم به "طهماسب قلی خان" Tahmsp Quli Khan مشهور شدو و ایرلندی ها آنرا تحریف کرده "توماس او کلی" Thomas O'Kelly گفته و نادر را ایرلندی دانستند.

حالا حکایت عده ای شده است که به خاطر فقر مشاهیر و نبود جا پایی در تاریخ ایران سعی دارند نادرشاه افشار را به خود منتسب کنند. در صورتی که محققان و پژوهشگران غربی صدها سال پیش تبار و هویت او را ترک معرفی کردند!

4 نظر

  • راستگو

    نادرشاه از ایل ترک افشار بود


  • نادرشاه افشار ( پسر شمشیر ) ترک بود !

    من لر هستم ولی طبق دانش تاریخ همواره باید مورخ صادق و حقیقتگو باشد و مایل نیستم مثل پانکردها جعل و تحریف کنم واقعیت این است که نادرشاه افشار ترک بود و در دربار ترکی سخن میگفت:آن روزی که خلیفه ارامنه به حضور نادرشاه بار یافت نادر با دیدن هدایا خوش وقت شده فرمود:خوش گلمیرسن خلیفه ، یاخچی سن ، چاق سن یولدا آزار چک هیب سن ، اشدان زردن ؟ چوخ بیر اختیار کیش سن ، چوخدن گلمیرسن ! یعنی خوش آمدی خلیفه ، چطوری ، خوب هستی ، سلامتی؟ در راه زحمت زمستان را تحمل کردی ، سالخورده ای خیلی وقت است نمی آیی؟ حالا عده ای پانکرد بیسواد شاهان ترک و لر را کرد فرض کردند که از فقر اشخاص معروفشان نشأت میگیرد. نباید فراموش کرد که از ۱۴ قرن تاریخ ایران بعد از اسلام تا مشروطه شاید بیش از ۲۰۰ سال نباشد که فارسی خالص و خلص زبان خصوصی درباریان و اهل دیوان بوده باشد ! دو سه قرن اول اسلام که همه عربی گو و عربی شناس شده بودند. بعد از غزنویان لابد میبایستی نوعی حرف زد که البتکین ها / سبکتکین ها / آیتکین ها / ایتاخ ها و … بفهمند ! بهرام گور ساسانی پیش از اسلام اندر حرب گاه ترکی گفتی ( تاریخ گردیزی صفحه ۲۸ ) لابد برای اینکه سپاهیانش بیشتر ترک بودند. جاماسب ترکی بلد بود. گیو با افراسیاب ترکی صحبت میکرد. وقتی طغرل سلجوقی با دختر خلیفه عباسی ازدواج کرد شب زفاف این پیر ۷۰ ساله از حجله به در آمد و با ترکمانان به رقص پرداخت و آهنگهای ترکی خواندن گرفت. روزی که خوارزمشاه از برابر مغولان گریخت عقل او مختل شده بود و هیچ نمیگفت جز:قراتتر گلدی ! چنگیز خان جز زبان مغولی هیچ نمیدانست. اولجایتو سلطان مغولی وقتی گنبد سلطانیه را ساخت و خواست که استخوان امام حسین را از عتبات به آنجا نقل کند شب خوابی دید که امام حسین به او گفت:سن ده کی سن ده ، من ده کی من ده ! یعنی خوابگاه تو برای خودت و مال منم برای خودم ! مغولان ۱۵۰ سال بر ایران حکم راندند. تیموریان جغتایی و آق قویونلو و قرا قویونلو و … ناصرالدین شاه قاجار هم وقتی مجرمی را پیش او می آوردند میگفت:بوقون ! یعنی او را خفه کنید ! در واقع تعداد ساعاتی که خالصأ و مخلصأ در دربارها فارسی حرف زده میشد جز دوران آل بویه و زندیه یعنی حدود ۲۰۰ سالی بیشتر نبود. زبان موسوم به فارسی که مانند زبان اسپرانتو در دربار امپراتوران جهت کسب مشروعیت حاکمیتی بر اقوام دیگر به کار میرفت با زبان پهلوی هیچ نسبتی نداشته و ندارد و آمیزه ای از عربی و دری است در واقع روحی اسلامی و کالبدی خراسانی دارد و از قرن یازدهم این زبان میانه درباری به واسطه حمایت سلاطین به ادبیات نا مشروعی منجر شد که درون مایه اش فقط تملق و چاپلوسی شاهان یا ناامیدی صوفی گرایانه بود. در دوره سامانی که قلمرواش از تاجیکستان تا ری بود زبان دری در مرکز ایران در خلاء زبان پهلوی ساسانی رشد کرد و انتشار یافت. سمرقند و بخارا و بلخ گهواره اصلی زبان دری است و در دوره سامانی پراکنده شد. حکومت سامانی زبان دری را از راه علم ، دین و سیاست منتشر کرد. مرحوم دکتر سعید نفیسی میگوید:ایران ، امروزه به منزله وطن دوم ماست !!! و وطن اصلی ما فارسها بلخ و سمرقند و بخارا بوده است !!!وطن اصلی اجداد فارسها در ساحلهای رود آمو دریاست.


  • من از شکم مادرم فرمانده به دنیا آمده ام

    ۱۷ اسب زیر پای نادر تلف شدند چون همیشه جلو سپاه سواره نظام حرکت میکرد. نادرشاه افشار زمانی که شاه طهماسب صفوی او را میخواست از فرماندهی سپاه برکنار کند به فرستاده او گفت:من از شکم مادرم فرمانده به دنیا آمده ام! نورالله لارودی در کتاب نادر پسر شمشیر ، صفحه ۲۸۵ مینویسد:در مسجد کبود گنبد تاریخ نوسازی مسجد با ۱۸ بند شعر که در روی تخته سنگها نبشته شده در بیت چهارم در ستایش نادر آمده:افتخار قبایل اتراک _ پیرو خاندان آل عبا . این شعر در زمان خود نادرشاه افشار نگارش یافته و نشان میدهد نادر ترک بوده است. در تنگه دربند ارغوانشاه که ۱۵ متر بلندی دارد روی تخته سنگهای شرقی کتیبه ای با ۲۴ بند شعر ترکی تراشیده شده است که در بیت ۱۲ گلبنی افشار در ستایش نادر میگوید:نسبت ایله شرف و فخر اجاق تیمور _ حسب ایله به جهان شهان دور مشهور . شاعر به ترک بودن نادر اشاره میکند و او را از دودمان تیمور برمیشمارد. نادرشاه از طایفه افشار و از ایل قرقلوی ترک بود که ساه اسماعیل صفوی آنها را از آذربایجان به قوچان کوچ داد تا در مقابل غارتگران اوزبک بایستند. حالا قوم نو پدید کرد که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم را برای آفرینش ملت ندارد ناگزیر به جعل و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند و در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند آنها در همین رابطه نادرشاه افشار را به دروغ کرد معرفی میکنند درحالیکه اسناد تاریخی ادعای پوشالی کردها را رد میکند.


  • افشاریه

    نادر که نام اصلیش ندر قلی است ( قلی یعنی چاکر و بنده ) از طایفه کوچک قرخلو از ایل افشار است و افشارها دسته ای از ترکمانانند که مقارن استیلای مغول بر ترکستان ، از آن دیار مهاجرت کرده و در آذربایجان مسکن گزیدند و تا زمانی که شاه اسماعیل اول صفوی ایشان را کوچانده در ابیورد خراسان سکونت داد ، در این سرزمین باقی بودند. افراد ایل افشار ایام تابستان را در ابیورد و زمستان را در دستجرد از محال دره گز به سر میبردند و در همین محل اخیر است که نادر در محرم سال ۱۱۰۰ چشم به جهان گشود. نادر بعدها به همین مناسبت در آنجا عماراتی بنا کرد و آن را دستجرد مولود _ خانه نامید ( فریده غلامرضایی ، تاریخ لرستان بعد از اسلام ، صفحه ۴۴۹ ) .



آخرین مقالات