پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نژاد لرها

نژاد به بزرگ‌ترین گونه‌های انسان گفته می‌شود. نژادهای انسان به عنوان گروه‌های جمعیتی بزرگی تعریف می‌شوند که گنجینه ژنی، آن‌ها از یکدیگر متفاوت است.نژاد به خصوصیات بیولوژیکی شخص برمی‌گردد و شامل رنگ پوست، رنگ مو، رنگ چشم، اندازه و شکل جمجمه و مشخصاتی از این قبیل است.تغییرات نژادی زمانی نمود پیدا می‌کنند که، انسان‌هایی از دو نژاد متفاوت باهم وصلت کنند، به عنوان مثال وقتی شخصی با نژاد آفریقایی - آمریکایی با شخصی با اصلیت چینی ازدواج کند فرزندی که از این وصلت به وجود می‌آید مسلما در خصوصیات فیزیکی آن تغییراتی حاصل خواهد شد. بنابراین این چنین وصلت‌هایی منجر به تغییراتی در نژادهای بعدی خواهد شد. مثال: همه‌ی ما با نژادپرستی آشنایی داریم و نمونه‌های زیادی از آن را در طول تاریخ مشاهده کرده‌ایم. سفید پوستان علیه آفریقایی - آمریکایی‌ها، آلمان‌ها علیه یهودی‌ها که منجر به جنگ‌های خونین شده که همگی فقط بر سر نژاد بوده‌اند. به مرور زمان، تا حد زیادی از این اختلافات کاسته شده است اما هنوز آثاری از نژادپرستی در جهان دیده می‌شود. اما ما در این مقاله قصد داریم بدور از تعصباتی کور و یا خیال بافی های کودکانه تعریف درستی از نژاد لرها ارائه دهیم . پس اگر علامند به این موضوع بدور از تعصب هستید این مقاله را از دست ندهید

نژاد لرها

خداوند متعال مى فرماید: «یا اَیُّها النّاسُ اِنّا خَلَقْنَاکُمْ مِن ذَکَر وَ اُنثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَآئِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ اَتْقَیکُمْ»

؛ (اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ و (اینها ملاک امتیاز نیست) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست).
اختلافات در رنگ، زبان، و وطن، همگى از عوامل عرضى است که مربوط به جوهر و حقیقت انسان نمى باشد. و از آیهفوق استفاده مى شود که قرآنمنکر قومیت نیست، بلکه به آن اعتراف کرده و آن را از شوون خلقت می داند، ولی آن را تنها به جهت شناخت و جذب و کمک به یکدیگر قرار داده نه وسیله اى براى تفاخر و نزاع؛ لذا خداوند در آخر آیهمى فرماید: «اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِندَ اللهِ اَتْقَیکُمْ»؛ (یعنی معیار برترى تقوااست.) و در سایه تقواو پرهیزکاری اختلافات برچیده و مسیر وحدت تحکیم خواهد بخشید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


 

اگر تعصب کور را کنار گذاشتید این مقاله علمی را بخوانید

06:54:10

2017-07-17

 

  لرها آریایی یا آسانیک و یا سامی هستند؟

 

 

زمانی که صحبت از نژاد میشود اولین چیزی که ذهن را درگیر میکند این است که انسان ها همه یکی هستند و از یک نقطه به مناطق دیگر گسترش پیدا کرده اند .

پس دیگر نژاد چه معنایی میتواند داشته باشد؟

خب این حرف هم درست است و هم غلط . برای توضیح منشا نژاد لرها هیچ چاره ای جز برسی همگی نژادها بشری و پیدا کردن سرشاخه نداریم . به همین سبب باید به اولین نشانه های زندگی انسان بر روی کره خاکی بپردازیم تا به درک درستی از مفهوم نژاد برسیم و به تبع آن به  رمزگشایی نژاد لر پراخته باشیم.

کسی  به درستی نمیداند که نخستین انسان هوموساپینس (انسان هوشمند)، که نیاز انسان کنونی است ، در چه زمانی پا به عرصه هستی نهاده است. اما کهن ترین فسیل های هوموساپینس که در کشور اتیوپی یافت شده اند و امو یک و امو دو نام دارند نزدیک به 195 هزار سال براورد شده اند .

دانشمندان براورد میکنند که انسان امروزی، نزدیک به 60هزار سال پیش از موطن نخستین خود در آفریقا بیرون آمده است . در این زمان گسترش صحرای آفریقا برای مدتی وا می ایستد و آب و هوای مرطوب تری ، دست کم در بخش هایی از صحرای آفریقا بوجود می آید که بعد از ان فعل و انفعال ، انسان برای مهاجرت از ان بهره می گیرد.  انسان ها به دنبال خوراک و شکار کم کم از خاور افریقا به سوی شمال حرکت کردند و پا به خاور میانه نهادند .

پس چیزی که کاملا مشخص و واضح و اثبات شده است این است که هیچ انسانی ما قبل 60 هزار سال پیش در هیچ کجای دنیا جز آفریقا وجود نداشته است .

پس هرگونه خیال بافی که از ازل  یک قوم یا ملت یا نژاد خاص بومی یک منطقه بوده اند و در آنجا سکونت داشته اند اساسا غیر علمی و حرفه ای و تخیلی کودکانه و ناشی از بی سوادی است .

اما سوال اینجاست آیا همه اقوام به یک میزان تاریخ سکونت در یک منطقه جغرافیایی را دارند؟؟؟

بدون شک خیر .

پس سوال اصلی اینست : کدام اقوام کهن تر هستند؟

زمانی که به مسیر های مهاجرت انسان از افریقا به خاورمیانه و اروپا نگاه میکنیم ، میتوان درک کرد که تمامی تفاوت ها از اینجا آغاز میشود یعنی با خروج از آفریقا، و تغییر سبک زندگی و شرایط آب و هوایی و نوع تغزیه تغییرات و تفاوت ها اغاز میشود . اولین تفاوت ها تفاوت های ظاهریست یعنی تغییرات در رنگ پوست ، سایز جمجمه و ابعاد استخوان های بدن و غیره.......

 

اولین و مهم ترین تقسیم بندی نژادی تقسیم انسان بر اساس مشخصات ظاهری است . و درینجا چون بحث ما در مورد نژاد لرهاست پس باید به برسی نژادهای خاورمیانه بپردازیم

به طور کلی خاورمیانه داری سه گروه نژادی شاخص است : نژاد آریایی ، نژاد آسیانیک ، نژاد سامی  . مابقی گروه های نژادی در خاورمیانه  یا ترکیبی هستند یا زیر شاخه این سه گروه اصلی .

 

از نظر علم ژنتیک نژاد آریایی و نژاد آسیانیک بسیار به هم نزدیک هستند اما با چند تفاوت کوچک هردو نژاد سفید پوست هستند، هردو صورت های ظریف دارند ، هردو نژاد جز گروه هایی از انسان ها تقسیم بندی میشوند که جمجمه کوچک تری نسبت به سایر نژاد ها دارند .

اما تفاوت هایی هم دارند: مثلا آریایی ها لگن هایی پهن تر نسبت به آسانیک ها دارند ، و همین طور نسبتا قد آریایی ها نسبت به آسیانیک ها کوتاه تر است

نژاد سام با دو نژاد قبلی تفاوت هایی عمده دارد : سامی ها پوستی گندمی (سبزه) دارند ، چشم های بزرگ ، بینی عقابی ، هیکل تنومند ، قد بلند و جمجمه های بزرگ دارند.

 

حال میتوان درک بهتری از نژاد لرها پیدا کرد ......

حال به موضوع قدمت و دیرینگی اقوام در جهان و بخصوص در خاورمیانه میپردازیم

هرگونه نظری درین باره بدون ارائه مدرک ، اتلاف وقت و پریشان گویی است . زمانی میتوان مدعی قدمت و اصالت شد که بتوان اسناد قابل ارائه در سطح جهانی رو کرد نه اینکه فلان پزشک یا بهمان یا مورخ چه گفته است و آنرا ملاک نظر قرار داد . چون همیشه نظر نقض درین موارد به فور پیدا میشود. به همین سبب ما بر اساس اولین نشانه های حضور انسان در خارج از آفریقا به برسی قدمت و دیرینگی اقوام میپردازیم .

اولین نشانه غار کلدر در حوالی خرم اباد است . با قدمتی حدود 54 هزار سال که با اختلاف فاحش اولین نشانه سکونت انسان در خارج از افریقاست .

دومین نشانه غار یافته در خرم آباد است که متعلق به 40 هزار سال پیش است .

سومین نشانه تپه گیان در نهاوند است با 39 هزار سال قدمت می باشد.

چهارمین نشانه مجموعه غارهایی در اسپانیا و فرانسه با قدمتی ما بین 33  و 36 هزار سال پیش است .

نشانه های بعدی غار پبده در لالی بختیاری  با قدمت بیش از 17 هزار سال و بعد غار میرملاس در کوهدشت لرستان با قدمتی حدود 13 هزار سال که اولین نشانه های انسان پرسش گر را در خود دارد.

غار دوشه چگنی در حوالی خرم آباد هم 8 هزار سال قدمت در همین راستا قابل ذکر است که اولین اثر هنری جهان که یک نقاشی است را در خود دارد .

 

 آن چیزی که به وضوح مشخص است این است که مناطقی که لرها در آن زندگی میکنند کهن ترین سکونت گاه بشری است که بطور دائم از زمان خروج انسان از آفریقا با فاصله کمی به طور دائم محل زندگی گروه های بشری بوده است.

مردمانی که با برسی نشانه های انان براحتی میتوان دریافت که در طی 54 هزار سال گذشته یک نوع پیوستگی نژادی در میانشان وجود داشته و سیر تکامل آنان به طور پیوسته و در یک محدوده جغرافیایی مشخص ادامه پیدا کرده است.

 

حال سوال این است آیا مردمانی که در این مناطق زندگی می کرده اند همین لرها هستند که امروزه سکونت آنان است یا اینکه آن مردم با لرها نسبتی نداشته اند؟

ابتدا باید دانست در طول تاریخ چند مهاجرت به زاگرس صورت گرفته است؟

میتوان با قاطعیت اعلام کرد که در تمام ادوار تاریخ بشر، زاگرس فقط یکبار روی مهاجرت گسترده انسان ها را به خود دیده و آن هم مهاجرت اولین انسان غار نشین است و جالب توجه آنکه این انسان های غار نشینی که ساکن زاگرس شدند به حدی در این سکونتگاه موفق بودند که توانستند در طی یک دوره چند ده هزار سال دوام بیاورند و نژاد خود را تکثیر کنند و تمام مهاجرین بعدی را پس زده و این کوهستان و دشت های مجاور آن را هم مال خود کنند و برای یک دوره 54 هزار ساله مالک زاگرس و دشت های پیرامون آن باشند.  مردمانی که امروزه با نام لر شناخته میشوند بازماندگان مردمانی هستند که هیچ کدام نام لر نداشتند! یعنی میتوان با قاطعیت اعلام کرد که نام این مردم زاگرس نشین در دوره های زمانی مختلف مداوم تغییر میکرده و نام لور آخرین نامی است که بر آنان گذاشته شده است .

اما خود این مردم از نسل کهن ترین نژاد بشر هستند.  لرها همچون کشوری هستند که همیشه وجود داشته اما در هر دوره از تاریخ نامشان تغییر کرده است.

بدون شک ژنتیک لرها همسان با همان مردمان غار نشینی است که نشان های حضور آنان در بیش از 50 هزار سال پیش در زاگرس وجود داشته است.

 

حال باید به نشانه های تمدن بپردازیم ، یعنی به اولین سکونتگاه جمعی در جهان ، و اولین شهرنشینی ها و اولین تمدن ها

تمدن بدون آب امکان پذیر نیست . اولین تمدن ها در کنار رودخانه ها تشکیل شدند . کهن ترین تمدن های شناخته شده بشری حتی قبل از انکه نامی از کشور ها و امپراطوری ها باشد وجود کولونی هایی بود به نام دولت شهرها !!! یعنی مردمانی که در حاشیه یک رودخانه گرد هم می آمدند و تمدنی نو پا ایجاد میکردند که محدوده آن تمدن در حد همان شهر بود و هنوز مفهوم کشور ایجاد نشده بود .  اولین دولت شهر ثبت شده در تاریخ جهان مربوط به 11 هزار سال پیش است ، در جایی که امروزه شوش قرار دارد.

 

اولین باری که نامی از قومی که از زاگرس نشات گرفته به میان می آید در اینجاست . این قوم نامش را از محل زندگی اش  گرفته ، یعنی از سکونتگاه هزار ساله اش کوهستان . نام این قوم پروتو الامیت بود .

پروتو لغتی لاتین است به معنی اجداد اولیه کهن. و الامیت لغتی عبری است به معنی کوهستان. یا مردم کوهستان نام قومی که در شوش تشکیل دولت شهر داد در تمام کتب معتبر پروتو الامیت است ، یعنی اجداد مردم کوهستان .

 

به وضوح مشخص هست مردمانی که در دوره مهاجرت اولیه انسان ها به خارج از آفریقا در زاگرس سکونت گزیده بودند پروتو الامیت نامیده شده اند یعنی اجداد مردمان کوهستان . همین مردمان کم کم روند سیویلازیسیون یا متمدن شدن را طی کردند و توانستند در هزاره های بعدی دولت شهرهایی همچون سیماشکی که در محل خرم اباد فعلی قرار دارد را تشکیل دهند.  به مرور این دولت شهرهای از هم گسسته، بخاطر اشتراکات نژادی به هم متصل شدند و اولین واحد تمدنی را شکل دادند . در تاریخ این واحد تمدنی را با نام تمدن عیلام می شناسند . یعنی از اولین دوره حکومت موروثی سلسله آوان به پایتختی دزفول که تمدن عیلام به صورت یک امپراطوری و یک نهاد حکومتی منسجم پا به عرصه حضور میگذارد تا آخرین پژواک حضور عیلام در دو قرن پس از میلاد که هم زمان با طلوع امپراطوری ساسانی است که خود را وام دار عیلامیان و الیمایی ها میداند ادامه پیدا میکند .

 

وقتی به ریشه های مردمی به نام لر نگاه میکنیم از تمام جهات به یک نقطه مشترک که همان مهاجرت انسان از آفریقا به خاورمیانه است میرسیم .  یعنی به جرات میتوان گفت امکان پذیر نیست که نژاد لرها را چیزی جدایی از نژاد مردمان پروتو الامیت دانست . بی شک مردم در طی هزاران سال زندگی در کنار اقوام مختلف دچار اختلاط نژادی میشوند ، یعنی امکان پذیر نیست که بگوییم نژاد مردم یک منطقه هیچ تشابهی با مردمان مجاور آن ندارند . تاریخ بشر پر است از جنگ ها و مهاجرت ها و کوچ های اجباری . لرها هم از قاعده کلی مستثنی نیستند پس بی شک نژاد لرها نیز با اقوام همسایه آنان داری اشتراکاتی است.

 اما سوال اینجاست این اشتراکات تا چه حد است؟این اشتراکات با کدام اقوام بیشتر و با کدام اقوام کمتر است؟

مناطق لرنشین در سرزمین هایی با اقوام سامی نژاد مشترک است و در مناطقی با آریایی ها و در مناطقی با آسیانیک ها.

جدای از نام اقوام مجاور لرها هدف ما پیگیری ریشه های نژادی است نه نام اقوام مهاجر لرها .

 

 

میزان اشتراک نژادی با اقوام مجاور همیشه تابع چند عامل است:

اول زمان ، دوم جنگ، سوم مهاجرت .

زمان:

زمان عامل بسیارمهمی است چون هرچقدر دو قوم مدت طولانی تری در کنار هم بوده باشند اشتراکات نژادی آنان بیشتر میشود . جنگ ها هم سهمی به سزا دارند و در آخر مهاجرت ها .

باتوجه به برسی های تاریخی که انجام شده است ، زمان حضور اقوام بین النهرینی در کنار لرها از بقیه بیشتر است(منظور بومیان این ناحیه که سامی نژاد هم هستند نه اعراب).  اقوام بین النهرینی همگی سامی هستند .

در رتبه بعدی اسیانیک ها قرار دارند همچون لولوبی ها و آگوتی ها در شمال مناطق لرنشین.

در رتبه آخر آریایی ها هستند که در کویر مرکزی فلات ایران زندگی میکنند.

پس بی شک باتوجه به عامل زمان اشتراک نژادی با لرها در میان سامی و آسیانیک بیش از اشتراک با آریایی هاست .

 

جنگ:

 

وقتی به عامل دوم یعنی جنگ نگاه میکنیم در تمام طول تاریخ آریایی ها فقط دو بار توانسته اند بر مناطق لرنشین مسلط شوند : یکی زمان هخامنشیان و دیگری پهلوی .  در تمام ادوار دیگر آریایی دیگر آریایی ها در بهترین حالت فقط حاکم کویر مرکزی بوده اند!

این آمار در بین اسیانیک ها بسیار بیشتر است . لولوبی ها و آگوتی ها و در نهایت قوم کاسی که در فرصت های بعدی در مورد آنان صحبت خواهیم کرد بارها تسلط کامل بر مناطق لرنشین را داشته اند.

پس اشتراک نژادی لرها با آسیانیک ها از نظر عامل جنگ بسیار بیشتر از اشتراک لرها با اریایی هاست.

 

در مورد عامل جنگ و اشتراک نژادی آن برای لرها و سامیان تنها میتوان گفت که عیلامیان و کاسیان به عنوان اجداد لرها با هیچ گروه نژادی به اندازه سامی ها زد و خورد نداشتند. در این میان میتوان به 33 جنگ عیلامی ها با اقوام سامی و 8 جنگ کاسی ها با سامی ها اشاره کرد . پس بی شک سامی ها بالاترین ترکیب نژادی را با لرها داشته اند .

 

عامل سوم مهاجرت:

تنها قومی که توانستند در زاگرس لرنشین جایی برای خود دست و پا کنند قومی بود به نام کاسی . کاسی یک لغت به زبان های التصاقی و به معنی صاحب گله و گاو است.

کاسی ها مردمی دامدار بودند و بسیار جنگ آور. کاسی ها از نژاد آسیانیک بودند . این قوم در نهایت با عیلامیان ادغام شدند  اما عیلامیان از نظر جمعیتی چند برابر کاسی ها بودند به همین خاطر ژن غالب در میان لرها، عیلامی است . و اما بی شک کاسی ها تنها قومی بودند که با اجداد لرها ترکیب شدند و امروز نمیتوان نقش آنان را در ژنتیک لرها به هیچ وجه نادیده گرفت.

 

در نتیجه :

با توجه به گفتارهایی که داشتیم ، اشتراک نژادی لرها بر اساس سه عامل زمان، جنگ و مهاجرت و همین طور عامل مشخصه های ظاهری که لرها را در دسته مردمانی با پوستی گندمی (سبزه) و جمجمه بزرگ و بیشترین میزان بینی عقابی  را هم دارند(عیلامی ها بینی عقابی را خوش یوم میدانستند) ، بدون شک نمی توان لرها را به هیچ گروه نژادی جز سامی ها متعلق دانست. اما یک تفاوت عمده هم با مابقی سامی نژادان دارند و آن درصد بالای تشابه ژنتیکی با آسیانیک هاست آن هم بخاطر قوم کاسی که با عیلامی ها ادغام شده است .

پایان


 

 

اینجاست که مشخص میشود لر زیر مجموعه هیچ قوم دیگری نیست بلکه مادر بیشتر اقوام دیگر هست که امروزه خود را تافه ای جدا بافته میداند و......

 

9 نظر

  • برزو حسین پور

    لورها نه آریایی هستند و نه سامی. لورها از نژاد کاسیت _ عیلامی هستند و از بازماندگان بومیان باستانی منطقه هستند.لورها دقیقأ بر جایگاه و جغرافیای زیستی تمدن و مدنیت کاسیت و عیلام نشسته اند. ماتیو ولفگانگ استولپر در تاریخ عیلام / دکتر یوسف مجید زاده در تاریخ و تمدن ایلام باستان ، صفحه ۵ / پروفسور والتر هینتس در شهریاری عیلام صفحه ۲۰۰ / رومن گیرشمن در تاریخ ایران قبل از اسلام / دانیل تی پاتس در تاریخ عیلام / پیر آمیه در تمدن عیلام / پروفسور مارسلا رمپوف ، میخاییل روستوف , جرج کامرون ، دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان و … همگی لرها را از نژاد عیلامیان و کاسیان میدانند.


  • صدرا سالاروند

    ایرانیان قبل از اسلام ( دوره باستان ) از نژادی به مراتب خالص تر از امروز بودند و دارای پوست روشن ، چشمان آبی و موی بور بوده اند ( نظیر آلمانی ها ، اتریشی ها و ساکنان شمال اروپا ) ولی به واسطه ی حمله ی اعراب گرسنه و بیابان گرد و حمله ی مغولها و حملات اقوام وحشی که پیرامون ایران را گرفته اند ، نظیر افاغنه ، غز ، ترک و تاتار و اعراب و امثالهم دچار اختلاط نژادی شده و حالی که مشاهده میشود که قیافه بعضی از آنها نظیر افغانها و سیمای عده ای نظیر عربها و چهره بعضی شبیه اقوام ترکها و … است. در میان اعراب لبنان و شمال سوریه و فلسطین هم مردمان سفید پوست و موبور و چشم آبی زیاد هستند که میگویند علتش ریشه نژادی آنهاست که به فنیقی ها و قبل از آن به اروپاییان میرسد. فرح دیبا در کتاب "دختر یتیم" جلد یکم و همچنین در کتاب "اسرار دربار پهلوی" نوشته:احمد پیرانی ، صفحه ۴۷۴ مینویسد:در میان اقوام ایرانی به لرها علاقه ویژه ای داشتم چون فرهنگ ، سنت و موسیقی فوق العاده ای دارند و از نژادهای اصیل و دست نخورده ایران هستند در واقع اگر ما نژاد لر را در نظر بگیریم باید بگوییم آنها تنها قوم ایرانی هستند که در مسیر تاریخ به دلیل موقعیت جغرافیایی کوهستانی و زیست بوم خاص خود اصالت نژادی خود را حفظ کرده اند. شما اگر تاریخ ایران بعد از اسلام را مطالعه کنید می بینید که ایران به خاطر موقعیت جغرافیایی خود که پل بین شرق به غرب است همواره تحت تاخت و تاز اقوام وحشی بوده و اعراب و مغولان و ترکها و غزها و تاتار و ترکمن وافغان بر ایران تاخته و نژاد مردم ساکن در دشتها را ناخالص کرده اند.

  • مدیر وبسایت

    یونانی ها به عیلامی ها فینیقی میگفتند. اعراب بنی حمراء (فرزندان سرخ یا سرخ پوست همان طور که میدانید خرمشهر اسم باستانیش محمره بوده یعنی شهر سرخپوست ها یا عیلامی ها ) . اما چرا مردم عیلام را را سرخپوست یا فینیقی میخواندند؟ چون در سرزمین عیلام در هرمزگان جزیره ای بود و هست که رنگ خاکش مث خون قرمز هست، از این خاک یک نوع رنگ قرمز که ضد افتابی هم بود درست میکردند و به پوست خود میمالیدن ، سرخ پوست بودن منوط به این عمل بوده وگرنه پوستشون خدادادی قرمز نبوده. قاره امریکا و حتی اسرالیا اول بار توسط همین مردم عیلام در 5هزار سال پیش که اولین مهاجرت انها برای کشف سرزمین جدید بود اتفاق افتاد. و بعد از ان (اولین مهاجرت سرخپوستان اولیه یا بهتره بگم عیلامیان اولیه) به تبع مهاجرت های دیگری از دیگر نژادها به این سرزمین صورت گرفته که ادام همین عیلامیان یا سرخپوستان اولیه را میگیرند و امروزه به همه ان بومیان قاره امریکا و... سرخپوست میگویند. با تشکر


  • محمد راهب

    چقدر "بی شک"! این اطمینان بر چه سندی استواره؟!


  • EbrahimAzarm

    در سرزمین لرهای بختیاری نام هایی وجود دارد که از سپیده دم تاریخ ایران سرچشمه میگیرد.درانتهای غرب جلگه خوزستان شهرباستانی ایذه قرار گرفته که پایتخت ایلامیان بوده منطقه ای با هزاران نقش برجسته ایلامی که در آن زمان به آیاپیر معروف بوده وبعدها به ایذج تغیرنام داده نام ایزج در اصل ازنام ایج به معنی انتها گرفته شده یعنی انتهای دشت وجلگه, روستای باستانی سوسن نیز با فاصله نسبتا زیادی از ایذه قرار دارد که یکی دیگراز پایتختهای ایلامی بوده که ناشناخته باقی مانده,گفتنیست نام شوش یا شوشان از نام سوسن گرفته شده شهرشوش وبنای چغازنبیل نماد بختیاریهاست. منطقه للر درشرق شیمبار که ميتوان گفت نام لر از این منطقه گرفته شده شهر اوان ایلامی یا دزفول امروزی پس از پیروزی شاپور اول ساسانی بر ارتش روم ۷۰هزار اسیر گرفت وبه دستور او پلی همراه با دژدر محل شهر اوان ساخته شد که به دژپل وبعد ازحمله اعراب به دزفول معروف شد.دیگرشهر مهم بختیاری شوشتر است با قدمت دوران ایلام که نام این شهر از همان شوش گرفته شده.در شمال سرزمین بختیاری یعنی سرزمین الیگودرز ودرود کنونی دو طایفه به نام آل ورز که در واقع اختصار واژه آل گودرز است که الیگودرز از آن مشتق شده است و طایفه گودرزی مقیم الیگودرز انتساب خود را به گودرز پهلوان شاهنامه میرسانند ودیگری آل کورز میباشد که در واقع این نیز اختصار واژه کیومرز یا کیومرث است. که بنا به گفته فردوسی ایشان فرمانروا بوده که در کوه ها زندگی میکرده و از سلاسه ایلام بود. کیومرز مربوط به دوره پیشدادیان و گودرز مربوط به کیانیان بود.و هوشنگ پیشدادی پسر کیومرز نخستین کسی بود که در این سرزمین بختیاری با زدن دو سنگ چخماق به یکدیگر که از آن جرقه حاصل شد و آتشی درست شد.واز این زمان آتش کشف شد.و هم او بود که شیوه استخراج فلزات را به بشریت آموزش داد و حتی نخستین کوره ذوب آهن ایران در محلی به نام شلا در حوالی منطقه باستانی شیمبار و سوسن در سرزمین بختیاری که در زمان پیشدادیان ساخته شد و سنگ آهن را ذوب کرد.(شلا نام همسر اینشوشی ناک پادشاه ایلام در هزاره دوم ق م بود که هردو به عنوان رب النوع مورد پرستش بودند و بر آیین بابلی برتری داشتند)و باستان شناسان بر این باورند که اگر ایلامیان سنگ آهن راذوب نمیکردند و از آن وسایل نمیساختند صنعت دنیا هزار سال عقب می افتاد.در شمال شرقی سرزمین بختیاری نیز مناطقی وجود دارد که پیشینه تاریخی دارند. شهرستانهای فریدون شهر و فریدن کنونی که از دیرباز جزو ولایت بختیاری بوده اند و از زمان رضا شاه با تجذیه خاک بختیاری ضمیمه اصفهان شد.نام فریدون شهر از نام فریدون شاه پیشدادی گرفته شده و همچنین نام کوه فریدون در این شهرستان که از فریدون نوه جمشید شاه پیشدادی گرفته شده و این همان کوهیست که فریدون دوران کودکی خود را در آن گذرانید.و دیگری روستای مشهد کاوه که در فریدن واقع گردیده است و آن را زادگاه و شهادتگاه کاوه آهنگر میدانند.چنانکه مبارزه با ظلم و ستم ضحاک از سرزمین بختیاری به رهبری کاوه دادگر آغاز گردید و با فریدون هم تبار خود متحد شد و ضحاک را اسیر کرد ودرفریدون کنار کوه دماوند بستند. و فریدون را به پادشاهی ایران برگزید.ودیگرشهر باستانی مسجدسلیمان یا آساک ایلامی که در کتیبه های آشور در شرق شوش و نزدیک انهنای رود کارون آورده شده . شهر رامهرمز امروزی که درزمان ایلامیان جوبجی نام داشت ودر زمان هرمز شاه ساسانی به رامهرمز تغیرنام داد. .منطقه چلگرد یا چهل گرد در استان بختیاری که رستم پهلوان نامی ایران بهاران برای آموزش فنون رزمی به جوانان چهل گردان بختیاری به چشمه دیمه چلگرد میرفت.و مصداق این گفته شعر فردوسی درباره رستم دستان است که میگوید:بهاران همیشه به دیمه بدی . و نام رود کارون که از نام سردار بزرگ بختیاری کارن در زمان اشکانی گرفته شده وبسیاری شهر و روستا که از دوران باستان ایران قدمت دارند.پرفسور گریشمن باستان شناس ایلامی گفته که در جای جای سرزمین بختیاری که پا گذاشتم ردپای آثار ایلامی را دیدم.


  • علی

    لر یعنی تاریخ،لر یعنی هویت،لر یعنی پاکی و یکرنگی و نجابت،لر یعنی استواری و ایثار و غیرت؛لر یعنی ایلامی،لر یعنی کاسیت،لر یعنی گوتی،لر یعنی لولوبی،لر یعنی محرومیت از حقوق ،لر یعنی ثروتمند اما فقیر،لر یعنی با نجابت و اصیل،لر یعنی باصفا،ساده دل،بی ریا،لر یعنی چالاک و تیز،لر یعنی مهمان نوازی،لر یعنی پاسداری از میهن،لر یعنی با شرف و محترم،لر یعنی نژاد اصیل،لر یعنی فرهنگ کهن


  • کامبیز

    تحقیقات ژنتیک منشا تمام ایرانیان را جنوب غربی ایران معلوم کرده است .حالا شما هم فرضیات جدید مطرح کرده آید ثابت کنید و مدرک بیاورید

  • مدیر وبسایت

    اون تحقیقات منشا سیاسی داشت. وگرنه بعنوان مثال یک لر هیچ شباهتی با یک فارس و یا یک ترک ندارد.


  • محمد

    جای تاسف داره که هخامنشیانی که خودشان از لرها بودن رو غیر لر معرفی میکنند صرفا به خاطر غلبه احساسات لری جدید


  • محمد

    جای تاسف داره که هخامنشیانی که خودشان از لرها بودن رو غیر لر معرفی میکنند صرفا به خاطر غلبه احساسات لری جدید


  • علی

    با توجه به ویژگی هایی که از قوم لر یعنی چهره شان میتوان دید،لرها به سامی ها شبیه اند یعنی بینی عقابی شکل و قد بلند و چشمان درشت و کشیده و رنگ گندمی و جمجمه بزرگ و هیکل تنومند که اکثر لرها به دلیل زندگی در محیط کوهستانی دارای چنین خصوصیات بارزی هستند.



آخرین مقالات