چهار شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

تحلیلی بر نا برابری های ناحیه ای در ایران

در اصل ۱۹ قانون اساسی آمده است که: مردم ایران از هر قوم و قبیله و نژاد که باشند از حقوق مساوی برخوردار هستند و رنگ و نژاد و زبان و مذهب سبب امتیاز نخواهد بود و در اصل 48 قانون اساسی نیز بر این نکات تأکید جدی شده است که نباید در بهره برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمد های ملی در سطح استان ها و توزیع فعالیت های اقتصادی میان استان ها و نواحی مختلف کشور تبعیضی باشد به طوری که باید هر ناحیه نیازها و استعداد رشد خود به سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد.

تحلیلی  بر نا برابری های ناحیه ای در ایران

چرا لرستان پیشرفت نمی کند؟

 

 

 

نا برابری های ناحیه ای از ویژگی های کشور ایران است و پس از کشور برزیل ، مقام دوم را در جهان دارد. نا برابری های توسعه بین نواحی ، موجب به وجود آمدن پدیده  " نخست شهری " ( Urban primacy ) شده است که تأثیرات منفی چند بعدی دارد. نخست شهری ، به از بین بردن توسعه اقتصادی و اجتماعی شهرهای کوچک اطراف خود منجر می شود و موجب ایجاد شهرهای انگلی میشود. سیاست های غیر اصولی گذشته در مکان یابی های صنعتی و تمرکز گرایی در شهرهای مسلط ( کلان شهرها ) به نا برابری در همه ابعاد و شاخص های توسعه دامن زده است. توزیع نشدن بهینه امکانات _ افزایش شکاف توسعه _ از بین رفتن عدالت اقتصادی ، دو قطبی شدن و نوعی جدایی گزینی اقتصادی _ اجتماعی در شهرها از پیامدهای تمرکز گرایی صنعتی در چند شهر خاص است.

استان های مرکزی با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استان ها و شهرها به این مراکز به ویژه کلان شهر تهران سرازیر شود که پیامد آن نا برابری ، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است.

 

در بسیاری از استان ها و شهرهای لر نشین که بر خلاف توانمندی های طبیعی سالهاست که جزء استان های محروم باقی مانده اند ، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمی توانند با رفاه و آبرو به حیات ادامه دهند و بی نیاز باشند. مردمان لر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه دار و نقره داغ شده اند. و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده اند.

 

از نظر تافلر ، توسعه یعنی گذر از نادانی به دانایی _ یعنی گذر از دانایی کهتر به دانایی مهتر _ توسعه یعنی دانایی درباره دانایی _ توسعه یعنی گذر از فهم محدود به فهم نا محدود و نا متناهی. افلاطون پایه جامعه را نه در عدالت بلکه ثبات اجتماعی همراه با انظباط درونی آن میدانست. علمای اقتصاد توسعه را حرکت سرمایه به سمتی که نرخ سود و سرمایه در آن بیشتر است میدانند. توسعه یافتگی حاصل تراوش فرهنگ پذیری است. توسعه یک رخداد نیست که به یک باره اتفاق بیفتد بلکه توسعه یک روند است و باید یک پروسه را طی کند. دولت های ملی نقش حیاتی در توسعه ی اقتصادی ناحیه از راه سرمایه گذاری مستقیم ، تخصیص منابع ، مالیات و سیاست هایی در زمینه تجارت و سرمایه گذاری خارجی دارند و دولت های نا کار آمد برای پوشاندن ضعف و کارا نبودن خود میکوشند به استعمارگران خارجی حمله کنند و اذهان عمومی را از مساعل، داخلی به مساعل خارجی منحرف کنند. آنها افزایش فقر ، بیکاری و گرسنگی را به استعمار نسبت میدهند زیرا ارجح است که مردم علیه مداخلات خارجی تظاهرات کنند تا این که خواستار تغییرات داخلی شوند.

 

وبر در کتاب " اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری  " این پرسش را پیش میکشد که آیا تصورات مذهبی و افکار سنتی انسان ، میتواند بر روابط اجتماعی به ویژه حوزه اقتصادی جامعه مؤثر و تأثیر گذار باشد؟

به نظر او اخلاق پروتستان یکی از علل عقلایی شدن زندگی اقتصادی و پیدایش سرمایه داری بوده است. سنت و ارزش های قبیله ای میتواند به منزله مانع توسعه عمل کند و با رشد و توسعه ی اقتصادی سازش ندارد و بدون دگرگونی عمیق و کلی در جامعه سنتی نمی توان به پیشرفت های اقتصادی امیدوار بود. در نظریه " روستو " سنت و توسعه با یکدیگر در تضاد و تعارض اند.

دکتر محمود سریع القلم در کتاب " عقل و توسعه یافتگی " صفحه ۱۷۲ ذکر میکند که: مقید نبودن ارزش های سنتی به آرمان های عقل گرایی را عامل مهمی در نپذیرفتن آرمان های نوین گرایی میداند. مدیران و تصمیم گیران نه خود به تفکر علمی مجهز هستند و نه تواضع لازم مدیریتی را برای استفاده از دانش و توانمندی دیگران دارند.

دکتر ابوالفضل قنبری در کتاب "تحلیلی بر نا برابری های ناحیه ای در ایران" صفحه ۱۷۴ مینویسد: لرستان در رتبه بندی استان های کشور در شاخص های توسعه در سال ۱۳۶۵ بین ۲۴ استان کشور رتبه ۲۴ ( رتبه آخر ) را از لحاظ شاخص های توسعه داشته است و سال ۱۳۷۵ بین ۲۶ استان ایران ، رتبه ۲۳ را داشته و سال ۱۳۸۵ بین ۳۰ استان کشور رتبه ۲۷ را داشته است و تهران ، اصفهان و سمنان برخوردارترین نواحی بودند و بلوچستان ، لرستان و کردستان محرومترین نواحی معرفی شده اند.

نقاط شهری استان های مرکزی کشور به دلیل مرکزیت اداری و سیاسی _ مساعل اقتصاد سیاسی _ تمرکز گرایی آن در برخی موارد با نبود توازن های طبیعی توانسته اند سرمایه گذاری ها و زیر ساخت های اقتصادی را به خود جذب کنند بنابراین با این شرایط نا برابری های ناحیه ای و گسترش روز افزون آن دور از انتظار نخواهد بود. تهران به دلیل مرکزیت اداری _ سیاسی و مزیت پایتخت بودن خود توانسته برتری خود را در کشور حفظ و فاصله اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی ۴۰ درصد از صنعت کشور را در اختیار بگیرد و عنصری نا همگن در پهنه جغرافیایی، کشور باشد. بعد از تهران هم استان های مرکزی ایران مثل قم ، اراک ، اصفهان ، یزد ، کرمان و شیراز به دلیل آنچه شاید آن را بتوان نفوذ احزاب سیاسی ، وزن ، ساختار دولتی یا بطور خلاصه " اقتصاد سیاسی " نامید یا در برخی موارد علاوه بر موارد فوق الذکر محدودیت های عوامل طبیعی ، مساعل قومی ، نژادی ، مذهبی ، فرهنگی ، عامل استعمار ، ضعف استراتژی ها و راهبرد های توسعه ، نقصان و ضعف در اجرای چنین استراتژی ها ، ضعف مدیریت کلان و خرد و سیاست های غیر اصولی گذشته در مکان یابی های صنعتی _ خدماتی در قطب های رشد و روند تمرکز گرایی در مرکز موجبات اصلی در تمرکز گرایی شده و عدالت و برابری ناحیه ای را زیر سؤال برده است.

الگوی توسعه در نقاط شهری استان های ایران از الگوی مرکز _ پیرامون تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات و خدمات در استان های مرکزی و همزمان رکود نسبی فعالیت ها در استان های مرزی ؛ نابرابری و واگرایی ناحیه ای را بیشتر کرده است. همچنین با توجه به این اصل که " نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند " نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت بر اساس منطق عدالت خواهانه " راولز " که معتقد است بیشترین منابع باید به محروم ترین منطقه اختصاص یابد تعلق گیرد.

آذربایجان شرقی ، قم ، یزد و گیلان دهه اول انقلاب جزو استان های محروم بودند ولی با توجه و سرمایه گذاری دولت هم اکنون جزء استان های صنعتی توسعه یافته هستند ولی لرستان پس از چهار دهه از گذشت انقلاب همچنان جزء استان های محروم باقی مانده است. لرستان از نظر عوامل طبیعی به ویژه وجود زمین های مساعد و حاصل خیز ، اقلیم مناسب و بارندگی فراوان در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد ولی عواملی مانند: بی توجهی دولت های گوناگون ، عدم سرمایه گذاری کلان در بخش صنعت ، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه گذاری های خارجی ، استفاده نا مناسب و نا کار آمد از کشاورزی مکانیزه ، دوری از مرکز ، بالا بودن هزینه زیر ساخت های اقتصادی و زیر بنایی و عمرانی در نواحی دور افتاده و پراکنده ، نواحی این منطقه را محروم تر کرده است. همچنین نقش عوامل مرزی ، قومی ، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نا برابری ها افزوده است.

 

در ایران توان های طبیعی به دلیل بهره برداری نادرست نقش چندانی در توسعه نواحی ندارند و همبستگی بین عوامل طبیعی و سطوح توسعه یافتگی نواحی بسیار ضعیف است. کلأ تمام مناطق لر نشین ایران از نظر عوامل اقلیمی _ خاک _ منابع آب _ بارندگی و معادن وضعیت مناسبی برای توسعه دارد اما بهره برداری نکردن از توان های محیطی آن ، موقعیت جغرافیایی ، کوهستانی بودن ، مشکلات ارتباطات و دسترسی ، تأثیرات جنگ تحمیلی ، مساعل قومی _ فرهنگی _ زبانی ، کم توجهی برنامه ریزان و سیاست گذاران ، بالا بودن هزینه های عمرانی و زیر بنایی ، کم توجهی ، سرمایه گذاری پایین دولت ها در زیر ساخت های اقتصادی و اجتماعی این نواحی را عقب نگه داشته و بر محروم بودن افزوده است و همچنان ساختار اقتصادی مناطق لر نشین عقب مانده و متکی بر بخش کشاورزی است. در واقع منابع زیر زمینی مناطق لر نشین تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود به دست آمده از آن در تهران ، اصفهان ، قم ، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق مرکزی و شرق ایران دچار تناقض هایی است چنان که نواحی مرکزی و شرقی با وجود محدودیت ها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند به علت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلند پایه که به این نواحی مرکزی تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاری های کلان دولتی را در تمام زمینه ها به خود جذب کنند و در نتیجه جزو استان های توسعه یافته صنعتی کشور به شمار آیند. تقریبأ هیچگونه آثاری از توسعه در این نواحی طبیعی نیست و با توجه به بافت کویری ناحیه هزینه های آن بیشتر از فواید آن است چون بیشتر ایران در آب و هوای بیابانی و نیمه بیابانی است و میزان بارندگی کمتر از سطح نیاز یعنی حداقل ۲۵۰ میلی متر برای کشاورزی است بنابراین هزینه تأمین آب به درجات بالایی میرسد. بخش هایی مثل استان های لر نشین که آب و هوای کوهستانی دارند و پر آب می باشند از توان تولید حداکثر محروم اند.

کمبود آب در ایران با توجه به قرار گرفتن کشور در کمربند بیابانی همواره یکی از مشکلات اساسی بوده است و به علت بارندگی کم بیش از دو سوم ایران با کمبود آب روبرو است. در شرایط کنونی ذخایر آب های ایران با جمعیت کشور به ویژه در کلان شهرها تناسبی ندارد! برقراری رابطه ی منطقی بین میزان جمعیت و امکانات آبی باید در برنامه ها و سیاست گذاری های کلان مد نظر قرار گیرد. افزایش بی رویه جمعیت برخی از کلان شهرها که بیشتر هم در نواحی کویری واقع شده اند باعث شده تا در این نواحی بیش از حد مجاز از منابع آبی کشور بهره برداری شود. افزون بر این در برخی کلان شهرها مانند اصفهان ، اراک ، قم ، تهران و … از منابع آبی دیگر نواحی نیز برای تأمین آب این شهرها استفاده میشود که افزون بر هزینه های گزاف انتقال و پمپاژ آب از مبدأ به مقصد ، پیامدهای منفی زیادی را نیز برای محیط زیست و توسعه نواحی مبدأ دارد ! بخش وسیعی از نواحی مرکزی ایران را کمربند و بیابان های خشک و شوره زار و کویرها تشکیل میدهد که بزرگترین های آنها کویر لوت و دشت کویر است. از ۱۴۴ میلیون هکتار فقط ۱۹ میلیون هکتار قابل کشت است.

دکتر کریم حسین زاده درکتاب برنامه ریزی ناحیه ای در صفحه ۲۰۶ مینویسد: یکی از دلایل مهم نا برابری ناحیه ای در ایران روشن نبودن نظام و روش برنامه ریزی در کشور است مثل قانون انجمن های ایالتی و ولایتی که در سال ۱۲۸۶ شمسی پس از انقلاب مشروطه مصوب شد ولی هرگز اجرایی نشد.

 

 

 

دکتر دیوید هاروی در کتاب " عدالت اجتماعی و شهر " در صفحه ۱۱۳ مطلب مهمی را ذکر میکند که نواحی فقیر از نظر سیاسی هم در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از این رو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را به خود اختصاص میدهند. ملاحظات سیاسی بر دیدگاه های اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی بر حسب نفوذ سیاسیون در قدرت است.

 

 

در اصل ۱۹ قانون اساسی آمده است که: مردم ایران از هر قوم و قبیله و نژاد که باشند از حقوق مساوی برخوردار هستند و رنگ و نژاد و زبان و مذهب سبب امتیاز نخواهد بود

و

در اصل ۴۸ قانون اساسی نیز بر این نکات تأکید جدی شده است که نباید در بهره برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمد های ملی در سطح استان ها و توزیع فعالیت های اقتصادی میان استان ها و نواحی مختلف کشور تبعیضی باشد به طوری که باید هر ناحیه نیازها و استعداد رشد خود به سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد.

 

در سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۰۴ شمسی در بندهای ۱۲ و ۱۳ بر تحقق عدالت اجتماعی و ایجاد فرصت های برابر و ارتقاء سطح شاخص هایی مانند: آموزش ، بهداشت و سلامت ، تأمین غذا ، افزایش درآمد سرانه و مبارزه با فساد                  و          در بند ۱۳ نیز بر ایجاد نظام جامع تأمین اجتماعی برای حمایت از حقوق محرومان و مستضعفان و مبارزه با فقر و حمایت از نهادهای عمومی و مؤسسات خیریه تأکید شده است.

کاهش جریان های مهاجر فرستی _ معافیت از حقوق و عوارض دولتی برای سرمایه گذاری در نواحی کمتر توسعه یافته و همچنین تقسیم تسهیلات اعطایی سهم نواحی کمتر توسعه یافته به نسبت شاخص بیکاری آنها به منظور ایجاد اشتغال در این نواحی و رفع بی تعادلی های ناحیه ای.

نواحی فقیر و محروم از نظر سیاسی در حاکمیت نیز، فقیر هستند از این رو این نواحی منابع کمتری را به خود اختصاص میدهند. برای نمونه وزن ساختار دولتی در استانی چون اصفهان به مراتب از استان هایی چون لرستان و کهگیلویه و بختیاری بزرگتر است بدین ترتیب سهم بودجه جاری استان هایی که بر اساس وزن موجود آنها در ساخت اداری دولت بیشتر است با کمترین نفوذ قدرت و به صورت خود به خودی سهم بالاتری در بودجه سالیانه کشور دارند به عبارت دیگر ساخت اداری موجود که از پیش نیز بوده است خود حکم بر انتقال منابع بیشتری به استان هایی دارد که عمومأ توسعه یافته تر است. با این وضع سرمایه گذاری و تخصیص منابع بدون توجه به توان های محیطی _ انسانی صورت میگیرد و این امر بر شکاف و نا برابری های ناحیه ای می افزاید.

 

سیسموندی sismondi درباره نقش دولت ها در رشد یا عقب ماندگی ملت ها مینویسد: حکومت مؤثرترین علت در منش مردمان است که فضیلت یا رذیلت ، توانایی یا ضعف ایشان ، روشن بینی یا جهل آنان نمیتواند نتیجه وضع اقلیمی یا ویژگی های نژاد خاصی باشد بلکه حاصل قوانین است که طبیعت همه چیز را به همه کس داده است و این دولت ها هستند که آنها را در اتباع خود می پرورانند یا نابود میکنند.

وجود اقوام مختلف در کشور صرف نظر از مزایایی که دارد کشور را از نظر ژعوپلیتیکی در مقابل تهدید های خارجی و چگونگی اداره امور داخلی آسیب پذیر میکند. در سیاست های گذشته بحث دولت سازی بیشتر از ملت سازی صورت گرفته و تنش بین اقوام افزایش یافته است. نواحی حاشیه ای کشور که از نظر قومی ، زبانی ، فرهنگی و مذهبی با حکومت های مرکزی متفاوت بودند تعمدأ عقب نگه داشته شدند. به دلیل گوناگونی زبانی در کشور و سیاست های غلط گذشته در تحقیر سیستماتیک اقوام با زبان های گوناگون این عامل به صورت عنصر واگرا عمل میکند. همان طور که تمرکز گرایی سیاسی ، تسلط زبان و فرهنگ فارسی و تمرکز گرایی در اوایل صنعتی شدن در گسترش نا برابری های ناحیه ای در نخستین مراحل تجدد گرایی ایرانی سهیم بوده است.

از سال ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۵ تغییری در رتبه و سطوح توسعه نقاط شهری استان هایی نظیر لرستان دیده نمی شود از این رو دولت، باید برای تقویت حاکمیت و هویت ملی بتواند فرصت برابری را برای تمام اقوام ایران فراهم آورد تا آنها بتوانند به، منابع ، امکانات ، ارزش ها و پست های سیاسی و دولتی دست یابند. در ایران تخصیص منابع و امکانات به شکلی است که آن دسته از نواحی که از نظر سیاسی در مرتبه بالایی قرار دارند در رقابت تخصیص منابع بین نواحی ، بیشترین سرمایه و امکانات را به خود اختصاص می دهند بدون آن که این تخصیص منابع با توان های محیطی شان مرتبط باشد! چنان چه برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها با چنین روندی تداوم یابد نواحی محروم با محدودیت های بیشتری در دستیابی به توسعه رو به رو خواهند بود. نهادینه کردن جمع گرایی به جای فرد گرایی در جامعه _ تقویت حس مسؤلیت پذیری _ ایجاد تعادل نسبی در توسعه ناحیه ای _ توجه ویژه به نواحی بازمانده از توسعه از طریق طرح های خاص ناحیه ای _ اجرای اصل ۴۸ قانون اساسی مبنی بر جلوگیری از تبعیض بین استان ها در بهره برداری از منابع طببعی _ فراهم کردن زمینه لازم برای جذب سرمایه گذاری خارجی در بخش های مختلف اجتماعی و … میتواند شکاف و اختلاف ناحیه ای را تا حدودی ترمیم کند.

 

توانمندی های لرستان

 

توسعه ی گردشگری میتواند آثار اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی پر باری را برای استان لرستان و تمام مناطق لر نشین ایران به ارمغان بیاورد. لرستان به دلیل دارا بودن چشم اندازهای طبیعی ، جاذبه های تاریخی و نقش ارتباطی ، زمینه های مناسبی را برای توسعه ی صنعت گردشگری دارد. شناسایی جاذبه های یک منطقه میتواند آنها را از خطر نابودی نجات دهد. اگر نفت یک منبع زیر زمینی است آثار و جاذبه های گردشگری نیز از منابع رو زمینی محسوب میشوند و میتوانند در توسعه ی اقتصادی و اشتغال زایی نقش مهمی ایفا کنند.

کوه های سر به فلک کشیده اشتران کوه ، سفید کوه ، گرین ، یافته تا دشتها و دره های سر سبز و پر آب و آبشارها و رودهای پر آب همگی چشم اندازهای زیبایی هستند که توانایی گردشگری لرستان را بالا می برد. پل تاریخی کشکان _ پل دختر _ پل شاپوری _ پل معمولان ( کلهرت ) _ پل گاومیشان و … لرستان را به پایتخت پل های تاریخی بدل کرده است.

مهمترین موانع و تنگنا های گردشگری استان لرستان عبارتند از: نبود سرمایه گذاری بخش خصوصی برای ایجاد زیر ساخت لازم برای جذب گردشگر _ عدم تبلیغات و اطلاع رسانی مناسب در بخش گردشگری مانند کمبود سایت های گردشگری برای معرفی پتانسیل های استان لرستان _ کمبود نیروی انسانی کار آزموده و متخصص امور جهانگردی در دفاتر آژانس های گردشگری و در جریان نگذاشتن مردم از فواید گردشگری _ توسعه صنعت گردشگری سبب افزایش اشتغال و افزایش درآمد و تبادل فرهنگی و معرف لرستان میشود.

بیش از ۱۲ درصد آب های سطحی ایران در لرستان است که بزرگترین سرمایه این استان محسوب میگردد و باید این ظرفیت منتج به رشد کشاورزی و دامداری مکانیزه و صنعتی شود. تنوع شرایط آب و هوایی ، کشت انواع محصولات زراعی و باغی ، پرورش دام و طیور ، پرورش آبزیان ، زنبور داری و … شرایط بسیار خوبی را برای کشاورزی فراهم آورده است.

حدود ۲۵ درصد لرستان را اراضی کشاورزی تشکیل میدهند. لرستان در زمینه حبوبات ( عدس ، نخود و لوبیا ) در کشور رتبه نخست را دارد. در شهرستان های چگنی ، بیران شهر و کوهدشت شرایط محیطی خوبی برای کشت زعفران وجود دارد. بیش از ۲۰ درصد مساحت باغ های انجیر سیاه کشور در پلدختر است و با ۳۷ درصد تولید انجیر سیاه رتبه اول کشور را داراست.

احداث شهرک های پرورش گل و تولیدات گلخانه ای در لرستان میتواند بهترین کارایی را داشته باشد. لرستان از نظر تراکم دام در کشور رتبه اول را دارد. لرستان مهمترین تولید کننده گوشت قرمز ، شیر خام و فرآورده های فرعی مانند:چرم و پوست ، روده ، پشم و … است.

لرستان رتبه نخست تولید ماهی قزل آلای رنگین کمان را دارد. لرستان در صنایع بسته بندی و فرآوری محصولات خام ضعف دارد و محصولات را به صورت فله ای و خام ، خیلی ارزان می فروشد. لرستان سالی ۷۵۰ تن عسل تولید میکند ولی به دلیل نبود صنایع بسته بندی به صورت فله ای و ارزان فروخته میشود. سهم لرستان از صنعت کشور بسیار ناچیز است و فقط ۱ درصد است و تنها ۲۰ هزار نفر از جمعیت ۲ میلیون نفری لرستان در بخش صنعت مشغول به کار هستند و تنها ۷ شهرک صنعتی کوچک در لرستان است.

صنایع ماشینی لرستان علی رغم قابلیت های موجود از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. ظرفیت ها و توانمندی های لرستان برای صنعتی شدن: منابع آب فراوان _ ذخایر نفت در لرستان _ مجاورت با قطب های صنعتی کشور _ نیروی کار تحصیلکرده و ارزان _ وجود معادن غیر فلزی کم نظیر _ تولیدات کشاورزی و دامی فراوان _ نقش ارتباطی لرستان در پیوند شمال به جنوب کشور _ صنایع شیر _ داروسازی دام _ صنعت سیمان _ پالایشگاه و پتروشیمی _ صنایع ذوب آهن و فولاد _ نساجی _ چرم و پوست _ احداث صنایع ماشین آلات کشاورزی و دامپروری در لرستان و … لرستان بیشترین ذخایر سنگ های تزیینی ایران را دارد ولی متأسفانه کارخانجات فرآوری سنگ خام با تکنولوژی جدید در لرستان وجود ندارد. روزانه از ۴ حلقه چاه نفت پلدختر و افرینه در جنوب لرستان ۱۲ هزار بشکه نفت استخراج میشود.

بیش از ۹۸ درصد تالک ایران با درجه خلوص بالا در لرستان قرار دارد. تولید برق _ آبی و احداث سدهای مخزنی برای افزایش سطح زیر کشت آبی استان لرستان واجب است. همچنین ایجاد صنایع تبدیلی و بسته بندی تولیدات زراعی و باغی و احداث صنایع تولید خوراک دام ، آبزیان و دان طیور.

 

 

 

37 نظر

  • فریدون مرادی

    طبق آمار رسمی مرکز آمار ایران ، استان ها و شهرهای لر نشین ایران درصد بالایی از جمعیت بیکار را دارند و با مشکلات فقر اقتصادی و درآمد پایین و کمبود امکانات رفاهی و محرومیت روبرو هستند لذا نیاز است سایر نمایندگان لرستان در مورد داشتن رتبه ی نخست بیکاری در کشور آنهم برای استانی که از سال ۱۳۳۴ خورشیدی به بعد حفر چاه های نفت و استخراج از آنها در شهرستان پلدختر لرستان از تنگ سیاب کوهدشت تا ملاوی و رومشکان و پمپاژ مواد آنها به پالایشگاه ها و پتروشیمی های کرمانشاه و شازند شروع شده و ادامه یافته و این برنامه بعدأ در پای کوه غزال چمشک ( و پمپاژ محتویات چاه های آن به اراک و شازند ) و تنگ فنی و پمپاژ نفت چاه های آن به گیلان و مازندران به مرحله عمل رسیده است. مطالب لازم را به مقامات عالیه مملکت گزارش نمایند تا با استفاده از این منابع و تأسیس پالایشگاه ها و پتروشیمی ها در لرستان هم اقداماتی عادلانه را به عمل آورند و با کار آفرینی و ایجاد اشتغال حاصل از آنها معضل بیکاری را در این منطقه محروم و نیازمند به توجهات قانونی را مرتفع نمایند.

  • برزو هاشمی

    براستی دیگر چه چیزی برای مناطق لور نشین باقی گذاشته اند؟ آب الیگودرز لورستان را که سخاوتمندانه و بدون حق آبه به قم و کاشان دادند تا هزاران هکتار باغ پسته برای کویر نشینان شود! آب کوهرنگ بختیاری را مفت و مجانی به کویر اصفهان و یزد دادند تا در آنجا صنایع فولاد و ذوب آهن شود و ایجاد شغل و ثروت کند! پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک واگذار کردند و هنوز هم قطعات و لوازم آن با نام خرم آباد از خارج میرسد! براستی چطور است که در استانهای مختلف کشور تمام صنایع و معادن درصدی از درآمدشان خرج همان محل باید بشود ولی ما در لورستان با وجود تأمین آب و نفت کشور خود هیچ سهمی نداریم و شده ایم منبعی برای ثروت دیگر نقاط کویری و حتی در زمینه انرژی هم باید با دیگر نقاط یکسان هزینه پرداخت کنیم؟ ما تنها با یک برنامه دکتر محسن رضایی موافق بودم و آنهم اقتصاد فدرالی بود تا لااقل مشخص شود مایی که این همه از ثروت های استانهای لور نشین خرج جاهای دیگر میشود چه جایگاهی در شاخص های اقتصادی و توسعه داریم؟ راستی قمی ها یک کیلو از سوهان لذیذشان را صدقه سری به کسی مجانی میدهند؟ اصفهانی ها یک دانه گز مجانی به کسی میدهند که انتظار دارند تمام منابع آب ایران خرج بیابانهای بی طول و عرض کویر اصفهان شود؟ تمام رودخانه های خوزستان از ارتفاعات استانهای لور نشین سرچشمه میگیرند و به خوزستان میریزند ولی روستاهای لورنشین با تانکر آبرسانی میشوند! چرا لورها باید در تنگنای اقتصادی و محرومیت باشند؟ چرا باید منابع آبش خرج دیگر استانها شود ولی خودش در مضیقه آب باشد؟ اگر هم از مجرای قانونی به این همه تبعیض اعتراض کنیم مورد آماج انواع دشنام های نژادی قرار میگیریم و اقسام انگ و برچسب و تهمت را به ما میزنند. این است فرهنگ و منطق تان!!!


  • مجید صفار

    مهندس زنگنه وزیر وقت نفت در گفتگو با روزنامه ابرار اقتصادی در ۲۶ بهمن سال ۱۳۸۳ میگوید:به دلیل جنگ هشت ساله با عراق ، اسکلت اقتصاد در غرب کشور از هم پاشیده که برای ترمیم این عقب ماندگی لزوم سرمایه گذاری های مهم دولت و شرکت های دولتی الزامی به نظر میرسد. با وجود این دولت های مختلف برای جبران آنچه بیان شد سرمایه گذاری لازم را انجام نداده اند و شرکت های دولتی هم هرگونه سرمایه گذاری در لرستان را موکول به شرایطی ناممکن ساخته اند. بدین صورت نه تنها بی توجهی ها ادامه می یابد بلکه هر روز وجه جدیدی به گرفتاری های لرستان افزوده میشود که یدک کشیدن نرخ بالای بیکاری طی چند دهه حاصل این حجم انباشته از محرومیت و بی توجهی است. در واقع مطالبه گری باید با پاسخگویی همراه باشد و الا گفتن و نوشتن و پاسخ نگرفتن ، حکایت شاعری است که میگوید:چقدر شعر بنویسم و آب از آب تکان نخورد / متنفرم از کلماتی که زورشان به مورچه هم نمیرسد!

  • سیروس پناهی

    مردم لورستان با حفظ جایگاه قانونی و اجتماعی ، سهم خود را از درآمد ملی خواهند گرفت. با تأمل بر این دیدگاه به این حقیقت غیر قابل انکار دست می یابیم که دقت بر وضعیت سیاسی _ اجتماعی ما لورها که در کنار این همه مشکلات و پیچیدگی هایی که امروز هستی فردی و قومی مان را در قبضه ی خود دارد ، خواهان برون رفتن از زیر بار این همه مصاعب اقتصادی و دست یابی به یک سرزمین آباد و سرشار و همین طور اقتدار خاص روح قومی و پتانسیل های بی نظیرمان هستیم. در عین اینکه ما قومیتی با لیاقت و صاحب میراثی از تمدن ایلام باستان و کاسیت و بازمانده ی یکی از فرهنگ های دنیای کلاسیک هستیم اما تا به امروز از انعکاس و تبلور استعدادی در خور برای ورود به ساحت چنین گفت و گویی که ما را در بستر کنجکاوی و کشف ایده ها و شناخت دلایل عقب ماندگی ها و درک عقلایی مطالبات یاری دهد فاصله داشته ایم.


  • سهراب ضیایی

    عدم تعادل وحشتناک در توزیع سرمایه های کشور ، بین سکونت گاه های مختلف قد علم میکند ، با نگاهی تطبیقی به سرزمین ملی میتوان دریافت ؛ در دوره هایی که لابد هیچ حساب و کتابی در کار نبوده است ، بعضی منطقه ها و ناحیه ها مثل:اصفهان و یزد و کرمان و اراک و قم و کاشان و سمنان و تهران به طور ارادی از سوی مسؤلان کشور برکشیده شدهو دیگر سرزمین ها به فراموشی رفته اند. معاون عمرانی وقت استانداری لرستان میگوید:کارخانه ی شیر پگاه لرستان سهامدار باشگاه پگاه گیلان است به پگاه لرستان میگوییم بیایید اینجا در ورزش سرمایه گذاری کنید ، میگویند به ما مجوز نمیدهند این جدأ خیلی نگران کننده است ( فصل نامه متارخ _ تابستان ۱۳۸۶ ) .

  • عبادی

    تمام صنایع استراتژیک و کارخانجات مادر در مرکز مثلث تهران ، اصفهان و کرمان احداث میشوند. اصرار عجیبی در تأسیس کارخانجات در کویر مرکزی ایران است. هیچ عقل سلیمی رأی به احداث کارخانجات فولاد و ذوب آهن در یزد و اصفهانی که در دل کویر واقع شده اند و مشکل آب دارند ، نمیدهد! نمایندگان شهرهای لور نشین در مجلس ، باید قانونی در مجلس تصویب کنند که مانع احداث کارخانجات جدید در استانهای خشک کویری شوند چون شهری که مشکل آب دارد اگر زمینه بزرگتر شدنش فراهم شود آب بیشتری را از مناطق لور نشین طلب میکند و این روند اگر ادامه پیدا کند شاهد تخریب محیط زیست و زیست بوم لورها خواهیم بود.


  • سیروس وثوقی

    استان لرستان زمان جنگ ۸ ساله با ۳ استان مرزی همسایه بود و همزمان تدارک پشت دو جبهه جنوب و غرب کشور را به عهده داشت و ۱۴۲ بار بمباران هوایی و بیش از ۱۲ بار موشک باران شد که ۲۵ هزار واحد مسکونی تخریب و بیش از ۲۳۵۴ نفر هم به شهادت رسیدند. لرستان ۶۰ هزار رزمنده در جبهه ها داشته که بیش از ۶۵۰۰ نفر به شهادت رسیده اند لرستان با ۱۰۲ میلیارد تومان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان است. چرا چنین مردم استانی که بر خلاف اقوام دیگر حتی یک گلوله به سمت حکومت مرکزی شلیک نکرده اند بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب باید در تمام آمارهای منفی از جمله:فقر و بیکاری و اعتیاد و خودکشی و مهاجرت رتبه نخست را داشته باشد؟ چرا استانی مثل لرستان که آب استانهای خوزستان و اصفهان و قم و اراک و کاشان را تأمین میکند بیش از ۸۵۳ روستای آن با تانکر آبرسانی شوند و اکثر زمینهای کشاورزی آن از نوع دیم باشد؟ براستی مردمان لور چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟

  • لرستانی صنعتی

    متأسفانه تمامی استانداران پیشین حقایق استان را خلاف واقع به مردم گزارش میدادند و از استان لرستان به عنوان قطب کشاورزی و دامداری یاد می نمودند که نه تنها موجبات افزایش اشتغال را فراهم نمی ساخت بلکه دیدگاه ها را جهت سرمایه گذاری صنعتی در استانمان را تغییر میداد. با این اوصاف نگاه مسؤلین کشوری به این خطه جهت اختصاص اعتبار بیشتر برای اجرای پروژه های صنعتی کمرنگ تر میشد در صورتیکه جوانان تحصیلکرده خواستار لرستانی صنعتی بودند. گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست … رنگ و رخسار خبر میدهد از سر درون . نا کار آمدی نظام اداری در لرستان چیزی نیست که نیاز به توضیح و استدلال داشته باشد در این مورد بارها سخنرانی و بارها قلم فرسایی شده است. به عنوان مثال رابطه بازی ، پارتی بازی ، فامیل گرایی ، آمار سازی ، دروغگویی ، بی عدالتی و نا برابری ، برخورد نا مناسب مدیران با ارباب رجوع و سرمایه گذاران ، طولانی شدن روند پاسخگویی ، بی توجهی به فرهنگ کار ، نا رضایتی ارباب رجوع ، امروز برو فردا بیا به عنوان یک شاه بیت نظام اداری در کشور و من جمله لرستان تبدیل شده است. شاید بتوان به برخی از ضعف ها اشاره نمود از جمله اینکه مشکل اشتغال حل نشده است!!! معضل تورم و گرانی حل نشده است!!! معضل فرهنگ کار و ساعت مفید کاری حل نشده است!!! این موضوع باید در درجه اول به کارگزاران و مدیران و برنامه ریزان کشور و استان گفته شود … علی ای حال مشکلات فوق مانند یک بیماری کشنده در نظام اداری خودنمایی میکند و جز با مدد استاندار و مدیران و معاونت های مجرب و متخصص حل شدنی نیست. متأسفانه برخی مدیران فاقد نگاه علمی و کارشناسی هستند و داعمأ با اقدامات نمایشی و تبلیغاتی و آمار سازی کذایی سعی میکنند که نتیجه را با تغییر و القاعات مصنوعی در ذهن مردم معکوس جلوه دهند مردم وعده و وعید نمی خواهند نتیجه واقعی می خواهند. آری وقتی آمار بیکاری توسط بالاترین مقام اجرایی یک استان یعنی استاندار بر اساس مستندات آمار کشور به مردم اطلاع داده میشود و ایشان وضعیت بیکاری در استان را بحرانی اعلام می نماید و برای برون رفت مشکلات اقتصادی لرستان به دنبال چاره میگردد و همچنین آسیب های اجتماعی و بالا رفتن آمار بزه کاری را نشأت گرفته از بیکاری میداند! قطعأ با این دیدگاه در صدد بر آورده نمودن معضل و بحران بر آمده است. وقتی یک طبیب میتواند بیماری را تشخیص دهد درمان هم آسانتر میشود. امیدواریم با همت مسؤلین ، مدیران ارشد و سرمایه گذاران در مناطق لر نشین بتوانیم جهت رفع فقر و مبارزه با غول بیکاری کمر همت را ببندیم و اعتبارات و بودجه های تخصیص یافته را در لرستان به اولویتهای اصلی و زیر ساخت ها اختصاص یابد و فقر و بیکاری را در لرستان برای همیشه ریشه کن نماییم و لرستانی صنعتی و پیشرفته را جایگزین لرستان سنتی و کشاورزی نماییم.

  • لرستانی صنعتی

    متأسفانه تمامی استانداران پیشین حقایق استان را خلاف واقع به مردم گزارش میدادند و از استان لرستان به عنوان قطب کشاورزی و دامداری یاد می نمودند که نه تنها موجبات افزایش اشتغال را فراهم نمی ساخت بلکه دیدگاه ها را جهت سرمایه گذاری صنعتی در استانمان را تغییر میداد. با این اوصاف نگاه مسؤلین کشوری به این خطه جهت اختصاص اعتبار بیشتر برای اجرای پروژه های صنعتی کمرنگ تر میشد در صورتیکه جوانان تحصیلکرده خواستار لرستانی صنعتی بودند. گر بگویم که مرا حال پریشانی نیست … رنگ و رخسار خبر میدهد از سر درون . نا کار آمدی نظام اداری در لرستان چیزی نیست که نیاز به توضیح و استدلال داشته باشد در این مورد بارها سخنرانی و بارها قلم فرسایی شده است. به عنوان مثال رابطه بازی ، پارتی بازی ، فامیل گرایی ، آمار سازی ، دروغگویی ، بی عدالتی و نا برابری ، برخورد نا مناسب مدیران با ارباب رجوع و سرمایه گذاران ، طولانی شدن روند پاسخگویی ، بی توجهی به فرهنگ کار ، نا رضایتی ارباب رجوع ، امروز برو فردا بیا به عنوان یک شاه بیت نظام اداری در کشور و من جمله لرستان تبدیل شده است. شاید بتوان به برخی از ضعف ها اشاره نمود از جمله اینکه مشکل اشتغال حل نشده است!!! معضل تورم و گرانی حل نشده است!!! معضل فرهنگ کار و ساعت مفید کاری حل نشده است!!! این موضوع باید در درجه اول به کارگزاران و مدیران و برنامه ریزان کشور و استان گفته شود … علی ای حال مشکلات فوق مانند یک بیماری کشنده در نظام اداری خودنمایی میکند و جز با مدد استاندار و مدیران و معاونت های مجرب و متخصص حل شدنی نیست. متأسفانه برخی مدیران فاقد نگاه علمی و کارشناسی هستند و داعمأ با اقدامات نمایشی و تبلیغاتی و آمار سازی کذایی سعی میکنند که نتیجه را با تغییر و القاعات مصنوعی در ذهن مردم معکوس جلوه دهند مردم وعده و وعید نمی خواهند نتیجه واقعی می خواهند. آری وقتی آمار بیکاری توسط بالاترین مقام اجرایی یک استان یعنی استاندار بر اساس مستندات آمار کشور به مردم اطلاع داده میشود و ایشان وضعیت بیکاری در استان را بحرانی اعلام می نماید و برای برون رفت مشکلات اقتصادی لرستان به دنبال چاره میگردد و همچنین آسیب های اجتماعی و بالا رفتن آمار بزه کاری را نشأت گرفته از بیکاری میداند! قطعأ با این دیدگاه در صدد بر آورده نمودن معضل و بحران بر آمده است. وقتی یک طبیب میتواند بیماری را تشخیص دهد درمان هم آسانتر میشود. امیدواریم با همت مسؤلین ، مدیران ارشد و سرمایه گذاران در مناطق لر نشین بتوانیم جهت رفع فقر و مبارزه با غول بیکاری کمر همت را ببندیم و اعتبارات و بودجه های تخصیص یافته را در لرستان به اولویتهای اصلی و زیر ساخت ها اختصاص یابد و فقر و بیکاری را در لرستان برای همیشه ریشه کن نماییم و لرستانی صنعتی و پیشرفته را جایگزین لرستان سنتی و کشاورزی نماییم.


  • لردا فتحی

    نخواستن باعث محرومیت ما شده است ؛ باید مطالبه محور باشیم و مطالبه گری را در بین مردم تقویت کنیم به همراه پیگیری مستمر تا به نتیجه برسیم. گاهی برخی سرمایه برداران تحت لوای نام سرمایه گذار وارد استان های لور نشین میشوند و تسهیلات را در جای دیگری هزینه میکنند ؛ ما باید مراقب این سوء استفاده کنندگان هم باشیم و البته در عین حال از گسترش سرمایه گذاری در مناطق لور نشین حمایت کنیم.

  • احمد امانی

    در کتاب "جمعیت شناسی ایران" ، نوشته:دکتر مژده کیانی ، انتشارات پیامنور ، صفحه ۲۱۹ ، استان های لرستان و کهگیلویه و بویر احمد بیشترین نرخ بیکاری کشور را دارند!!! لرستان با نرخ بیکاری ۲۰/۲ درصد بالاترین آمار بیکاری را در بین استانهای کشور دارد!!! در همان کتاب "جمعیت شناسی ایران" ، صفحه ۱۵۸ آمده که لرستان جزو پنج استان مهاجر فرست است و جوانان تحصیلکرده و نخبگان دانشگاهی برای یافتن شغل به اجبار باید به شهرهای صنعتی واقع در کویر مرکزی مهاجرت کنند. در همان کتاب صفحه ۱۶۸ آورده شده که براساس آمار "صندوق بین المللی پول" ایران میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته ، از نظر فرار مغزها مقام اول را دارد!!! در بین سالهای ۱۳۶۰ _ ۱۳۷۵ حدود دو میلیون نفر ایران را ترک کرده اند که تقریبأ ۷۰ درصدشان از نخبگان علمی و تحصیل کردگان بوده اند ( راد ، ۱۳۸۳ ) . پس از سال ۱۳۷۵ به بعد نیز از این سیر مهاجرت کاسته نشده و حتی گفته میشود موج های پر دامنه تر و جدید تری از مهاجرت پدیدار شده است به طوری که در سال ۱۳۷۸ بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی!!! از ایران مهاجرت کرده اند ( بهادری نژاد ، ۱۳۸۲ ) .


  • محمد مهدی سلیمانی

    توزیع منابع بین مناطق و استان های ایران عادلانه نبوده است و ما وارث یک تاریخ اقتصادی و برنامه ریزی غلط هستیم. میزان نابرابری های پنهان در جامعه و اجتماع ما رو به افزایش است و فقر ، محرومیت اجتماعی ، پایین بودن شاخص های توسعه انسانی ، بی بهره ماندن از خدمات شهری ، پایین بودن سطح بهداشت عمومی ، شیوع بیماری های واگیردار جنسی و … از جمله معضلات و مشکلات جامعه ماست.فقر و مشکلات معیشتی از عوامل بروز بداخلاقی در جامعه ماست.چنان که در حدیث نبوی آمده است:کاد الفقر ان یکون کفرا . فقر نه به شرک ، بلکه به کفر می انجامد.پس برای رسیدن به جامعه اخلاقی و توحیدی باید در رفع مشکلات معیشتی آن کوشید.


  • بزنگاه قوم لور کجاست؟ کجا دردمان را فریاد بزنیم؟

    جوانان تحصیلکرده جویای کار لورستانی از فرط بیکاری مجبور میشوند دست به مهاجرت به شهرهای صنعتی ( واقع در کویر ) بزنند. دلمان به درد می آید وقتی مسؤلان بجای ایجاد اشتغال پایدار برای جوانان میگویند:باید کار باشد تا ما این افراد را به فلان کارخانه یا کارگاه معرفی کنیم و بگوییم برو اینجا کار کن و دست از این مهاجرت ناخواسته و تحمیلی بردار ، دلمان برای مظلومیت جوانان لور به درد می آید. وقتی به خاطر عدم صنایع بسته بندی و فرآوری حبوباتو محصولات کشاورزی مثل:نخود نورآباد یا انار کوهدشت یا انجیرسیاه پلدختر کنار جاده بصورت فله ای و کیلویی ۲ هزار تومان به فروش میرسد و دلالان آن را از کشاورزان میخرند و در تهران کیلویی ۳۰ هزار تومان به فروش میرسانند! عصبانی نشویم وقتی مدیران و مسؤلان ارشد ما به راحتی از کنار ثروتی گرانبها میگذرند و کشاورزان ما را در فقر و محرومیت تنها میگذارند! دلمان به درد می آید وقتی مدیران میگویند:باید سرمایه گذار بیاید تا بلکه در بازار اشتغال فرجی شود و کارخانه و صنعتی دایر شود. سرمایه گذار را چه کسی باید بیاورد؟ من جوان بیکار یا رایزنی های مدیران و مسؤلان ارشد استان؟ دلمان به درد می آید وقتی که مدیران میگویند زیر ساخت ها از قبل مشکل داشته اند! آیا وظیفه آنها نیست تا با راهکارهایی که اراعه میدهند مشکل را حل کنند نه فقط اینکه توپ را در زمین دیگران بیاندازند و از زیر بار مسؤلیت شانه خالی کنند! دلمان به درد می آید وقتی از زبان مدیران میشنویم مشکل بیکاری در مناطق لور نشین حل شده است!!! و همه چی آرام است در حالی که زیر پوست شهر ، بد اتفاقاتی در حال گذر است و جوانان از بیکاری و فقر و محرومیت و تنگناهای اقتصادی در رنج هستند. دلمان از آمارسازی و کاغذ بازی های دروغین به درد می آید. خوب میدانید که به گفته پیامبر اکرم ( ص ) دستمزد کارگر را باید قبل از اینکه عرقش خشک شود پرداخت کرد. عصبانی نشویم وقتی کارگران این شهر ۶ ماه تا یکسال حقوق نمی گیرند و گوش شنوایی نیست که به دادشان برسد. دلمان به درد می آید وقتی بلوط های پانصد ساله این سرزمین خوراک دام های عشایر کوچ رو میشوند وقتی جنگل های بلوط ما با سنجابهایشان که روزگارشان را در میان آنها میگذرانند خاکستر میشوند. دلمان به درد می آید وقتی که آب شیرین الیگودرز لورستان را سخاوتمندانه و بدون حق آبه و امتیازی دو دستی تقدیم استان قم و اراک و کاشان میکنند و اسمی از استانمان در افتتاحیه برده نمیشود و حق آبه و خسارتی به کشاورزان و روستاییان آسیب دیده پرداخت نمی کنند! دلمان به درد می آید وقتی بزرگترین سدهای آبی کشور در استان های لور نشین به بهره برداری میرسد اما روستاییان ما پشت این سدها از بی آبی در رنج هستند و با تانکر آبرسانی میشوند. دلمان به درد می آید وقتی بزرگترین نیروگاه برق آبی کشور در لورستان به بهره برداری میرسد اما روستاییان ما از این مشکل رنج میبرند. دلمان پر درد است. خورجین ما پر از درد است که عصبانی هستیم…


  • اهورا امرایی

    ما در حوزه ی عمومی ضعیف هستیم. درک من این است که لورستان از یاد رفته است و در این باره باور دارم که این بی توجهی به لورستان دو دلیل عمده دارد:الف ) ضعف مردم و مطالبه گر نبودن مردم و حوزه ی عمومی . ب ) ضعیف بودن نمایندگان لورستان در طول این چند دهه ی اخیر. در جامعه ما مردم منفعل هستند و به نوعی ارتباطات در بی ارتباطاتی است ؛ نا امیدی و اضطراب تمام جامعه ما را فرا گرفته است چنین جامعه ای مستعد ظهور و بلوغ بی تفاوتی و شوربختی است. جامعه ی بی پرسش ما به سمت فقر تفکر و عدم مطالبه گری پیش میرود.


  • فرید فلاح

    ریشه ی بسیاری از آسیب های اجتماعی در استان های لور نشین ، محرومیت ، فقر اقتصادی و بیکاری است. عدالت با حرف گسترش نمی یابد. برخی مسؤلان بجای حل معضل بیکاری سعی دارند تا لورستان را بدون بحران بیکاری جلوه دهند.

  • تاراز بختیاری

    مشکل اصلی ما لورها گم شدن در گذر از سنت به مدرنیته است. ما نرسیده به مدرنیته عوارضی را تجربه کردیم که آنهایی که غرق در مدرنیته بودند و با پست مدرنیسم برگشتند هم تجربه نکرده بودند. مدرنیته برای ما لورها اینگونه جلوه گر شد که با کودک خود به زبان مادری سخن نگوییم تا مدرن شویم!!! در خیلی از مساعل دیگر هم همینطور. زبان مادری یک مثال بارز از آن بود نه اینکه مخالف فارسی سخن گفتن یا یاد دادن آن به کودکان باشیم ولی به چه قیمتی؟ وگرنه کسی که زبان مادری اش را حفظ میکند به فرزند خود منتقل میکند و در گفتگو با او از آن بهره میبرد. فارسی که هیچ ، که زبان رسمی کشور است چند تا زبان خارجی هم به فرزندش بیاموزد و با او سخن بگوید این هیچ اشکالی ندارد و مفید هم هست در بعضی جاها هم که لازم بود از برخی سنت ها کنده شویم دو دستی و حتی محکم تر از گذشته به آنها چسبیدیم. ما در چاله چوله های بین سنت و مدرنیته گم شده ایم.


  • مسعود طهماسبی

    نگاه دولت ها به ایجاد اشتغال در مناطق لور نشین جدی نیست و اهتمام ویژه برای رفع بیکاری جوانان تحصیلکرده را در، دستور کار خود قرار نداده است. کابینه دولت در حوزه اقتصاد باید نگاهی متناسب با اشتغال ، تولید و اقتصاد داشته باشد و قوانینی که میتواند به ایجاد اشتغال و تولید کمک کند را اجرایی و عملیاتی کند. الآن چه هزینه ای صرف تولید و احیاء کارخانه ها و صنایع تعطیل ، شده است؟ تا این چرخه جریان پیدا نکند شاهد رونق در اقتصاد و تولید نمیشویم. وزارت ورزش و جوانان برای احداث مسکن ، ایجاد اشتغال ، ازدواج ، حمایت از نخبگان جوان و حتی آموزش جوانان چه اقداماتی انجام داده است؟ لورستان به عنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی شد اما چه اقدامی که منتج به نتیجه شود در آن صورت گرفت؟ جامعه لورستان به دلیل معضل اشتغال و فقر و محرومیت ملتهب است و اگر اشتغال ایجاد نشود شاهد بروز آسیب های اجتماعی در جامعه خواهیم بود. نباید به دنبال آمار و ارقامی که میشود آن را ساخت ،بود بلکه باید به داخل جامعه و اجتماع بروید و جامعه را ببینید که آیا از التهاب موجود آن کاسته شده یا آمارهای منفی افزایش داشته است؟


  • علیرضا میرزایی

    در ایران فرهنگ شایسته سالاری جایگاهی ندارد و در نتیجه نه تنها پیشرفتی حاصل نخواهد شد که گام در مسیر پسرفت خواهیم گذاشت.


  • مسعود طهماسبی

    نگاه دولت ها به ایجاد اشتغال در مناطق لور نشین جدی نیست و اهتمام ویژه برای رفع بیکاری جوانان تحصیلکرده را در، دستور کار خود قرار نداده است. کابینه دولت در حوزه اقتصاد باید نگاهی متناسب با اشتغال ، تولید و اقتصاد داشته باشد و قوانینی که میتواند به ایجاد اشتغال و تولید کمک کند را اجرایی و عملیاتی کند. الآن چه هزینه ای صرف تولید و احیاء کارخانه ها و صنایع تعطیل ، شده است؟ تا این چرخه جریان پیدا نکند شاهد رونق در اقتصاد و تولید نمیشویم. وزارت ورزش و جوانان برای احداث مسکن ، ایجاد اشتغال ، ازدواج ، حمایت از نخبگان جوان و حتی آموزش جوانان چه اقداماتی انجام داده است؟ لورستان به عنوان پایلوت اقتصاد مقاومتی معرفی شد اما چه اقدامی که منتج به نتیجه شود در آن صورت گرفت؟ جامعه لورستان به دلیل معضل اشتغال و فقر و محرومیت ملتهب است و اگر اشتغال ایجاد نشود شاهد بروز آسیب های اجتماعی در جامعه خواهیم بود. نباید به دنبال آمار و ارقامی که میشود آن را ساخت ،بود بلکه باید به داخل جامعه و اجتماع بروید و جامعه را ببینید که آیا از التهاب موجود آن کاسته شده یا آمارهای منفی افزایش داشته است؟


  • بهادر شرفی

    آدمهایی که بر سادگی مان سوار شده اند ، نه قهرمان ، بلکه آدمهای معمولی چون خودمان و گاه فرودست تر از خودمان بوده اند. برشت از قول گالیله میگوید:بدبخت ملتی که قهرمان ندارد و بدبخت تر ملتی که به قهرمان نیاز دارد. جان استوارت میل میگوید:دولتی که ملت اش را به قصد مطیع نگه داشتن در دست خود حتی به نیت خیر از رشد باز دارد ، پی خواهد برد که با انسان های حقیر به دستاوردهای سترگ ناعل نمیتوان گشت. آیا در صورت آگاهی شهروندان با حق و حقوقشان ، امکان شکل گیری و تداوم مدیریت های ناکارآمد وجود خواهد داشت؟ اگر ما مطالبه گر و آشنا به حق و حقوق مان باشیم بدخواهان هیچوقت نمیتوانند حق ما را از توسعه ، رفاه و پیشرفت بالا بکشند. تا ضعف داخلی وجود دارد ، سؤ استفاده و حق خوری ما هم ادامه دارد. وقتی که از منابع و معادن خدادادی سرزمین مان غافلیم و برایشان هیچ، برنامه و راهکاری نداریم ، دیگران از این خلع نهایت استفاده را میکنند و طرح و برنامه برای انتقال داشته هایمان میچینند. مدیران و مسؤلان برآمده از متن جامعه هستند تا مردم اصلاح نشوند و مطالبه گر بار نیایند هیچ انتظاری از مدیران نباید داشت.


  • مهران سهرابی

    پر واضح مسلم است که لورستان قربانی عدم تدبیر در بیان واقعیت ها و نداشتن نیروی دیپلماتیک برای دست یابی به خواسته های به حق اش بوده است. متأسفانه در شرایطی که این حقیقت بر همگان روشن و آشکار است کماکان بسیاری در تلاشند تا بر طبل توخالی غوغا سالاری بکوبند. بی شک نداشتن ادبیات صحیح در طرح منطقی مسایل ، عدم تدبیر در تشریح وضعیت لورستان ، بیان نکردن مناسب ظرفیت ها ، نداشتن توان رایزنی در سطح کلان مجلس ، عدم آشنایی با قوانین و مقررات موضوعه مجلس ( برای ورود در مباحث مهم از جمله بودجه و پیگیری مشکلات مردم در لابلای قوانین و طرح ها و لایحه ها ) باعث شده است که لورستان اندر غم داشتن نماینده ای تأثیر گذار در مباحث روزمره قانونی مجلس ، ماتم انتخاب اشتباه را بگیرد. آنگونه که در بیان حقوقی مسایل مهر سکوت بر لب دارند ولی در غوغا سالاری بی مورد ، طبل توخالی داد و بیداد در دست! حال آنکه نماینده باید قانون دان باشد نه پر گوی کم حاصل! باور کنید بنا به آنچه مورد تحقیق ما قرار گرفته است یعنی از تهمت دزدی زدن به معاون وزیر نیرو توسط یکی از نمایندگان مجلس تا فحاشی به رییس سازمان … و کوه گردی در ایام بودجه گیری!!! این است سرانجام انتخاب های احساسی ، طایفه ای و پست و مقامی ما…


  • یاسین توکلی

    ام المشکلات مناطق لور نشین بیکاری ، فقر اقتصادی و محرومیت است. به ویژه بیکاری و فقر جوانان تحصیلکرده جویای کار! بیکاری فقر را گسترش میدهد و فقر دایره ی انتخاب های شهروندان را بسیار محدود میکند. همواره در مصاحبه های برخی از مدیران گفته میشود که مصوبه هایی برای کاهش آمار بیکاری داریم ؛ اما در عمل و در عالم مشاهده ، ما همچنان دارای رتبه نخست بیکاری در استان های لور نشین هستیم. ما با بحران بیکاری مواجه هستیم و در سنجش عملکرد نمایندگان و مدیران ارشد استانی باید در این باره به پرسشگری و پرسش خواهی از مسوولان مربوطه پرداخت که چه گامی برای کاهش آمار بیکاری و ایجاد زمینه اشتغال برای جوانان برداشته اند؟ چند شغله ها هم مزید و تشدید کننده ی بیکاری هستند. فرد بیکار ، شغل و درآمدی ندارد که ازدواج نماید. او به تدریج به افسردگی و نا امیدی نسبت به آینده مبتلا میشود. استرس و دل مشغولی میتواند بیکار را به ورطه ناهنجاری های ضد اخلاقی و قانون گریزی تشویق کند. مسؤلان روی کاغذ طرح ها و برنامه های خوب و تصویب شده ای دارند اما در عمل ؛ مشاهدات ، ضعیف بودن اجرای تصمیمات را نشان میدهد. ما باید نسبت به مشکلات شهری و استانی حساس باشیم چون شهروندی یعنی مشارکت در محیط زندگی! رسالت ذاتی دولتهاست که رفاه را در جامعه ایجاد کنند دولت در این معنا یعنی گروه تصمیم ساز. ما که دارای منابع غنی آب و نفت و گاز هستیم باید از نظر توسعه ی انسانی نیز پیشرفت کنیم. اکنون در لورستان با هدر رفت نیروهای انسانی تحصیل کرده مواجه هستیم. بیکاران عملکرد نمایندگان و مسؤلان را چگونه ارزیابی میکنند؟ داشتن شغل مناسب و شرافت مندانه از حقوق بدیهی و طبیعی انسانهاست. وضعیت در استانهای کویری به گونه ای دیگر است. چرا نرخ بیکاری آنها پایین تر از ماست؟ آیا آنها شهروند درجه یک محسوب میشوند که تمام کارخانجات و صنایع مادر را در شهرهای کویری مثل:قم و اصفهان و اراک و یزد و کرمان و کاشان احداث میکنند؟ در محرومیت ما متغیرهای متعددی مؤثر هستند. بیکاری نشانه ی بارز مظلومیت ماست. اقتصاد زیربناست و مابقی روبنا…


  • کامران شایانی

    بی تفاوتی نسبت به محیط زندگی و فضای اجتماعی ، مشکلات و محرومیت ما را تشدید میکند. توسعه فقط با مدیران توسعه گرا حاصل نمیشود ؛ بلکه شهروندانی پویا و آگاه و دانا و مطالبه گر میخواهد. امروزه در مباحث جامعه شناسی و علوم اجتماعی صحبت از شهروندی پویا است. توسعه ، گذار از جامعه ی سنتی به جامعه ی متجدد و صنعتی است. در جامعه ی توسعه یافته هر کس بر اساس انسانیت با دیگری برابر است و طایفه بازی و قبیله گرایی به تدریج رنگ میبازد. شهروندی پویا و جهانی جایگزین تبار خونی و ایلی میشود. در جامعه ی ترقی یافته و پیشرفته ، همه ی انسانها برادر همدیگر هستند و کسی بر اساس تعداد بیشتر طایفه بر دیگری برتری و رجحان ندارد. قانون گرایی و علم باوری و عقل گرایی شاخصه های بارز شهر و استان توسعه یافته هستند. توسعه ی لورستانات یک بسته یا یک کالا نیست که قابل خریداری باشد ؛ بلکه توسعه یک روند است ، یک پروسه است. توسعه یک رخداد نیست که یک دفعه اتفاق بیفتد! بلکه فرایندی همیشگی است که با همت و تلاش مردم و مسؤلان و نمایندگان به وجود می آید. ایران و ژاپن هر دو در اواسط قرن ۱۹ میلادی فرآیند نوسازی را شروع کرده اند اما ایران در عمل نتوانست همگام با ژاپن به سمت توسعه صنعتی حرکت کند. از لحاظ بررسی تاریخی ، هیچگونه امتیازی دال بر برتری هوشی و استعدادی کشورهای جنوب شرق آسیا ( ژاپن ، کره جنوبی ، مالزی ، تایوان ، اندونزی و … ) در مقایسه با ایران در طول تاریخ وجود ندارد ؛ اما دلیل پیشرفت این کشورها به نظر اکثر کارشناسان ، تأکید روشنفکران در حفظ منبع هویتی و اصالتی خود و در عین حال حرکت به سمت توسعه و پذیرش الگوهای مثبت علمی جدید است. در واقع آنها به واسطه ی پیشرانی مدیران توسعه گرا و خواستن ملت ، رویای شیرین رفاه و توسعه ی صنعتی و اقتصادی را به صورت نسبی به واقعیت عینی بدل کرده اند!


  • لهراسب شاهرخی

    سرزمینی با این همه تنوع قومی و مذهبی و قبیلگی و در راستای آن استانهای موسوم به مناطق محروم واقع در زاگروس که هویت قومی هنوز ناشناخته و مختص به خود را داشته و از رویای توسعه و صنعتی شدن جامعه شان نیز دم میزنند شاید این کشور پهناور و متکثر که دو سوم مساحت آن را کویر و بیابان تشکیل میدهد را در امر صنعتی کردن دچار چالش های جدی ببینیم. در این بین سرزمین کهن لورها ( اقوام ساکن در زاگروس ) به مثابه یک حوزه ی تمدنی منحصر به فرد و در عین حال منطقه ای نفت خیز و سرشار از پتانسیل های بی نظیر آب و سنگ و معدن و ظرفیت های بالقوه کشاورزی و دیگر منابع پر رونق اقتصادی که وسوسه ی صنعتی شدن را به طور خودکار در وجود ذهنیت سلطه جویانه ی اهالی صنعت بیدار میکند و در صورت مدیریت صحیح و بهره وری بهینه میتواند در مدتی کوتاه مبدل به یک جامعه ی ثروتمند و رشد یافته از حیث صنعت گردد. چیزی که امروزه جامعه ی زاگروسی چون لورها به عنوان بازمانده ی یک انسان کلاسیک که از تمدنی کهن عبور کرده بدان دچار است تهی گشتن و بی شکل شدن انسان بومی است که نه آن روح قومی خلاقه خود را میشناسد که در گذشته در کنار رابطه ی جوشان با طبیعت در اعماق لایه های دیرینه ضمیر خویش داشته و منجر به عبور او از تمدنی کلاسیک شد که دستاوردی آن در موزه ها و تأثیر بر فرهنگ باستانی ایران قرار دارد و نه درک درستی از مطالبات در راستای مفهوم عقلانی صنعتی شدن به واسطه ی اندیشه نقادانه ی مدرن که او را با لایه روبی ذهنی و ضمیر قومی به جنبش درآورده و از وضعیت پیشا صنعتی به سوی پسا صنعتی پیش ببرد. نتیجه ی اصلی اینکه حیطه ی زندگی ما استانهای لور نشین و کلأ اقوام زاگروس با این طبیعت دلچسب ، سرشار از فراوانی و پتانسیل های بالقوه است که وسوسه گر شدیدترین کشش های بهره جویانه از آن ( چه از ناحیه ی بومیان سودجو و چه غیر بومیان سلطه جو ) برای توسعه ی صنعتی است. ورود به عرصه ی صنعت باید بر طبق فرآیند خاصی باشد که این ساز و کار درونی را مد نظر قرار دهد ؛ لذا باید به گونه ای حرکت کرد که هستی قومی ما طبق قانون غایت حیات و دارندگی خلاقانه به طرزی در مسیر صنعتی شدن قرار بگیرد که در این میان توازن و تعادل بین روح قومی و خلاقیت های کار آفرینانه ی صنعتی به وفور سیلان داشته باشد.


  • سپهر صدیقی

    بین ۳۰ تا ۳۵ درصد بودجه ی کشور به صورت ردیف های شناور است این ردیف های شناور یعنی هر استانی نفوذ و لابی گری بیشتری داشته باشد طبیعتأ میتواند موفق تر باشد مثل اصفهان که با نفوذ و لابی سالانه از دفتر ریاست جمهوری برابر بودجه ۷ تا از استانهای غرب کشور پول جذب میکند! قطعأ برای توسعه ی لورستان ؛ بودجه ، نیروی کار و برنامه ریزی لازم است. بودجه را که جناب رییس جمهور باید پرداخت کنند ، نیروی کار تحصیلکرده هم که فراوان است و برنامه ریزی مناسب هم که به عهده ی جناب استاندار میباشد.ما لورها مردمانی از نظر تاریخی والا تبار بوده ایم ؛ اما امروزه از نظر توسعه صنعتی ، اندکی بدشگون و بد بخت شده ایم!


  • احسان فاطمی

    عاقبت این همه سنگ اندازی برای یکدیگر چیست؟ فایده این همه خود زنی ، خود تخریبی و خود ویرانگری چیست؟ چرا یکبار نمی آیید طعم اتحاد را بچشیم و با یکدیگر فریاد محرومیت لورها را به گوش همه برسانیم؟ هیچ تا به حال از خود پرسیده اید که حاصل این همه اختلاف و کدورت جزء تشدید محرومیت و فقر و بیکاری ، چه چیز دیگری برایمان بوده است؟ چه چیزی را یافت کرده ایم در تمام این مدت جز اضافه کردن حسرت هایی که میشود با همدلی به داشته ها تبدیل کرد! و سخن آخر اینکه شکی نداشته باشید ، محرومیت از قامت استانمان زدوده نمیشود مگر آنکه اتحادی و عزمی در ما به عنوان اعضای تشکیل دهنده ی قوم لور وجود داشته باشد.


  • مهران کرمی

    مناطق لور نشین تقریبأ شاخص هایشان مثل هم است و همین پایین بودن شاخص های توسعه باعث میشود کل شاخص های کشور افت کند و این افت موجب میشود کل تعادل بهم بخورد. استان های لور نشین شاخص های اجتماعی و فرهنگی شان ۳۰ درصد پایین تر از کشور است و منجر به پایین آمدن کل شاخص های کشور میشود! این معضل را باید به شکل ملی ببینیم. سرمایه گذاری در لورستان در واقع سرمایه گذاری در تهران و اصفهان است. در سه برنامه توسعه ۱۱ استان کشور حجم سرمایه گذاری که شده بود معادل ۶۰ درصد یک استانی مثل اصفهان است که در آن ۱۱ استان ، خوزستان هم بود! عدم سرمایه گذاری طولانی مدت و بی تفاوتی به مشکلات مناطق لور نشین و سؤ مدیریت باعث تشدید و تداوم مشکلات در شهرها و استانهای لور نشین شده است. باید ۲ درصد از منابع نفت و گاز به استانهای نفت خیز خوزستان ، کهگیلویه و بویر احمد و لورستان تخصیص یابد تا سطح مشکلات پایین بیاید و آمار فقر و بیکاری و مهاجرت کاهش یابد.


  • احساس سالاری مردم لور

    پژوهشگران فرهنگی ، جامعه شناسان ، مردم شناسان و روان شناسان اجتماعی یکی از وجوه بارز فرهنگ های شرقی ( آسیایی ) را احساساتی بودن آن میدانند. از طرفی دموکراسی محصول کشورهایی است که عقل گرایی یکی از مشخصات اصلی فرهنگ آنها است و ترکیب این دو ویژگی یعنی احساسات قدرتمند شرقی و عقل گرایی محض غربی سبب به وجود آمدن نوعی از دموکراسی در فرهنگ ما شده است که میتوان آن را دموکراسی احساسات یا احساس سالاری نامید. یکی دیگر از تفاوت های فرهنگی که باعث شده است نوع دموکراسی ما با مدل غربی اش زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد ؛ مفهومی است به نام ( فاصله ی قدرت ) که این روزها با دیدن عکس هایی از رؤسای جمهور کشورهای غربی که سوار بر دوچرخه یا ایستگاه مترو درست همانند مردم عادی رفتار میکنند ، میتوانیم نمونه های عینی آن را ببینیم. مفهوم فاصله ی قدرت به فاصله ی ذهنی اشاره دارد که مردم عادی میان خود و صاحبان قدرت احساس میکنند. به این صورت که در برخی فرهنگ ها آنهایی که قدرت را به دست میگیرند و آنهایی که تحت تأثیر قدرت قرار میگیرند بطور قابل ملاحظه ای از هم فاصله دارند و در برخی دیگر از فرهنگ ها نیز چنین فاصله ای وجود نداشته و یا بسیار اندک است. واقعیت این است که دموکراسی زاییده ی دنیای عقل گرایی است که در آن فاصله ی قدرت به اندازه ای کم است که هر شهروند به راحتی خود را در مقامی می بیند که قدرت حاکم را نقد کرده و آن را به چالش بکشد و البته در چنین نظام مردم سالارانه ای مردم ابزارهایی نیز در اختیار دارند که ساز و کار این مطالبه گری و تفکر نقادانه را در اختیار آنها قرار میدهد. اما در نوع وطنی دموکراسی که ما امروز آن را ابداع کرده ایم فاصله ی قدرت چنان زیاد است که معمولأ رابطه ی میان مردم و مسؤلان را از حالت سؤال و مسؤل خارج کرده و به رابطه ی مراد و مریدی تبدیل می نماید. البته همین رابطه ی احساساتی در جهتی دیگر نیز میتواند ارتباط میان مسؤلان و بدنه جامعه را تحت تأثیر خود قرار دهد و آن زمانی است که احساسات منفی منتقدان بر قوه ی تعقل آنها چربیده که در چنین حالتی مخالفان به جای نقد علمی و مبتنی بر دانش و اطلاعات صحیح صرفأ به بیان اغراق آمیز نقاط ضعف پرداخته و بیان نقادانه به ناسزا گویی و شایعه سازی تبدیل میشود. در چنین فضایی که احساس بر تعقل حکم میراند و آگاهی در قربانگاه حب و بغض جان میدهد مسؤلان ما با دو نوع برخورد متفاوت از سوی دو دسته از مخاطبان مواجه میشوند. در این میدان احساس سالارانه یک عده عشاق سینه چاک هستند که در وصف معشوق قصیده میسرایند و مثنوی فراق میسازند و دسته دیگر هلهله کنان غریو شادی سر میزنند و مژده نجات از جهنم میدهند و آنچه فراموش میشود تحلیل علمی و منطقی عملکردی است که میبایست از ابتدا توسط ساز و کارهای پیش بینی شده در قانون نا نوشته ی دموکراسی صورت می پذیرفت. انتخاب نمایندگان اعضای شورای شهر که تحصیلاتشان هیچ تجانسی با تخصص و کارشان ندارد. و انتخاب و استخدام و انتساب افراد نه براساس شایسته گزینی بلکه بر اساس طایفه سالاری و انتخاب نماینده مجلسی که معلم انشاء در مدرسه غیر انتفاعی بوده نمونه بارزی از این احساس سالاری شرقی است که در آن احساس بر ادراک چربیده و منطق بازیچه سیاسی میشود که متأسفانه آن را هم چنان بومی سازی کرده ایم که به جای کارکرد مثبت برایمان جز ضرر عایدی دیگری نداشته است. همین احساس سالاری باعث شده که با وجود همه منابع و امکاناتی که در اختیار داریم تغییری در روند توسعه مناطق لور نشین ایجاد نشود.


  • فقر تحمیلی علیه مردم لور

    بین سالهای ۸۶ تا ۹۶ بودجه متوسط خانوارهای استان لورستان حدود ۳۸ درصد افت کرده و کاهش یافته است یعنی هر خانوار شهری لورستان به طور متوسط یک سوم کالاها و خدمات مصرفی خود را از دست داده است!!! این شدید ترین سقوط بین تمام استان های ایران بوده است.


  • کاکاوند

    کارخانه فولاد ارفع که چهار کیلومتر مربع وسعت دارد و در مجاورت شهر کویری اردکان یزد است بزرگترین عرضه کننده شمش فولاد و دومین تولید کننده فولاد خام در کشور می باشد. توجه کنید این غول آب خور در وسط کویر احداث شده و محصول اندیشه های مدیران قومیت گرای فارس است. به راستی آب کوهرنگ و کارون برای شرب منتقل میشود یا صنعت ؟ به قول محمود دولت آبادی ما به انسان هایی نیازمندیم که به آینده فرزندانشان فکر میکنند نه به گذشته پدرانشان !!! فقر اقتصادی مقدمه فقر فرهنگی است. امروز قدرت و هویت و شخصیت در اقتصاد است نه تاریخ.


  • یاراحمدی

    سرزمین آبخیز مردم لر روز به روز تشنه تر از قبل میشود. سرزمین نفت خیز مردم لر آمار بالای بیکاری و نداری ، فقر صنعتی و اقتصادی و مهاجرت بالا را دارد. شهرها و روستاهای خوش آب و هوای لر نشین روز به روز خالی از سکنه میشوند. ساخت سدهای انحرافی و تونل های متعدد انتقال آب به کویر اصفهان و یزد و قم و کرمان باعث شده ضربات جبران ناپذیری به محیط زیست و سرزمین اجدادی لرها وارد شود. خشکی تدریجی چشمه ها ، قنات ها و رودها ناشی از تونل های انتقال آب قمرود لرستان ، بهشت آباد و گلاب و کوهرنگ بختیاری ، اقتصاد و معیشت مردمان لر را با خطر جدی روبرو کرده است. عدم اعتماد به نفس کافی جوانان لر بخاطر عدم آگاهی از تاریخ تأثیر گذار و پر شکوه و مستقل لرهاست. عقب نشینی و در واقع عقب رانده شدن از اختیارات قانونی و حقوق شهروندی توسط مردم کویری و سرگرم شدن به درگیری های احزاب چپ و راست و آبی و قرمز از یکسو و باستان پرستی از سوی دیگر لرها را از پیگیری مطالبات قانونی خود دور کرده است. سود فروش نفت و گاز و منابع و معادن تنها و منحصرأ فقط به جیب شهروندان شهرهای فارس نشین میرود و صنعت و کشاورزی کویری ها روز به روز پر رونق تر از قبل میشود. شهرهای، خشک و کویری مهاجر پذیرند و روز به روز بزرگتر و پر جمعیت تر میشوند و منابع بیشتری می بلعند. بهره مندی از ثروت و برق تولیدی از سدهای استان های لر نشین ، سر سبزی و کشاورزی مدرن شهرهای کویری مثل اصفهان و یزد و کرمان و قم و کاشان را رقم زده است. مسیر طبیعی رودهای داعم کارون ، دز ، زاینده رود و قمرود را به سمت کویر مرکزی ایران منحرف کردند و برنج کاری در اصفهان رونق گرفته است. قالب کردن تاریخ مبهم آریایی و هویت و زبان نو ساخته فارسی به عنوان هویت برتر به مردم ساده و سلیم لر و استفاده کامل از سادگی و بی خبری و بی تفاوتی مردم لرستان !!!


  • افغانستان غربی

    توسعه ای که در ایران رخ داده نه بخاطر مدرنیسم تقلیدی رضاخانی و نه حاصل کوشش نسل فارس است بلکه توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران خصوصأ مناطق کویری فارس نشین معلول فروش نفت و گاز سرزمین ما لرهاست. ایران بدون لرستانات افغانستان غربی است.


  • بین چپ و راست ، چپ و راست شدیم

    اهداف احزاب اصلاح طلب و اصولگرا برای جامعه لر مانند اهداف دسته ای ملخ است برای مزرعه ای


  • توبه اثر نمی کند ، مرگ مگر اثر کند

    براساس مصوبه محرمانه شورای عالی امنیت ملی از سال ۶۹ به مدت ۱۶ سال هر گونه سرمایه گذاری مؤثر در جغرافیای زاگرس از طرف دولت ممنوع بوده است آنهم در بزنگاه دولت های سازندگی !!! اوج تخاصم و دشمنی با مردم لر را ملاحظه بفرمایید .


  • باجلان

    از نفت شعار و لوله اش سخم لراست ، از جنگ فقط گلوله اش سهم لراست / تا بی کس و بدبخت و مهاجر باشد ، کیف و چمدان و کوله اش سهم لراست .


  • یاسر نظری

    ایران ۱۳ میلیون مجرد و ۹ میلیون بیکار و ۳ میلیون معتاد دارد. در این بین شهرها و استان های لر نشین رتبه نخست بیکاری و فقر را دارند. بودجه فضای سبز شهر اصفهان ۲۰۰ میلیارد تومان است که برابرست با کل بودجه عمرانی لرستان !!! کمک سالانه دفتر ریاست جمهوری به اصفهان برابری میکند با بودجه هفت استان غرب کشور ! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد حدود ۳۰۰ برابر بیشتر از لرستان است! ماشین آلات کشاورزی شهرستان مرودشت استان فارس به اندازه کل ماشین آلات لرستان است ! چارمحال بختیاری یک درصد مساحت ایران را دارد ولی ۱۵ درصد کل آب شیرین ایران را در اختیار دارد که مدیریت تمام منابع آب منطقه ای چارمحال بختیاری دست فارسهای اصفهانی است ! منطقه پر آبی در الیگودرز لرستان که قرار بود سد بختیاری ( بزرگترین سد دو قوسی جهان ) در آن احداث شود مخفیانه به خاک استان اصفهان الحاق شد تا فردا آب پشت سد را بدون هیچ مانعی به اصفهان انتقال دهند و کسی معترض آنان نشود ! کهگیلویه و بویر احمد روزی نیم میلیون بشکه نفت استخراج و صادر میکند که برابر است با تولید کشور امارات ولی فقیرترین استان ایران است ! مردمان لر هیچ آگاهی نسبت به حق و حقوق خود ندارند.


  • سطح اشتغال کنونی لرستان زیبنده این استان نیست

    آمار اشتغال در لرستان بسیار رنج آور است. باید سرانه ایجاد هر شغل تعریف و براساس غرب کشور تعیین شود. لرستان مانند یک جسمی است که پاهایش در حال گندیدن و از بین رفتن است و ما صورتش را سرخ نگه داشته ایم. گویا شوک لازم به برخی دستگاه ها وارد نشده و درد فقر و بیکاری جوانان تحصیلکرده جامعه را احساس نمی کنند. جدی ترین و مهمترین دغدغه ای که مردم لرستان با آن دست به گریبان هستند مسعله اشتغال است لذا جلسات کار گروه اشتغال باید به سمتی برود که میزان اشتغال در استان رو به افزایش بگذارد. شوربختانه برخی دستگاه ها وضعیت اشتغال استان لرستان را به طور واقعی و مفهومی درک نکرده اند و از فضای حقیقی دور هستند. این کم توجهی ها قابل اغماض و بخشش نیست زیرا کار کردن با این سبک و سیاق مشکل اشتغال لرستان را حل نخواهد کرد. هیچ وظیفه ای اولویت دارتر از اشتغال در لرستان نداریم و دستگاه ها باید اهتمام ویژه ای را در این خصوص به کار گیرند.


  • امیری

    کسانی که خواهان توسعه اقتصادی و پیشرفت هستند اما برای آن هیچ حرکتی نمیکنند مانند کسانی هستند که میخواهند بدون شخم زدن زمین ، محصول برداشت کنند !!! در کل حکومت تشکیل شده است از بیشترین پولی که ممکن است از یک طبقه از شهروندان به جیب طبقه دیگر برود !!!


  • معین بازگیر

    بروید دنبال اینکه چرا مردمان بلاد لر نشین با این همه منابع و معادن و آب و هوای خوب و خاک مرغوب ، رکورد دار فقر و بیکاری و نداری هستند ؟ اروپاییان تا قبل از رنسانس فرهنگی و انقلاب صنعتی چه وضعیتی داشتند ؟ ولی الآن کجا هستند ؟ هر موقع سطح امکانات آموزشی _ پژوهشی و فرهنگی در یک سرزمین بالا رفت مطمعن باشید آن منطقه خیلی سریع پیشرفت میکند. سیاستمداران از مردم استان های لر نشین میترسند زیرا اگر لرها رشد و پیشرفت داشته باشند و به حق و حقوقشان آگاه شوند دیگر استعمارگران نمیتوانند آنها را استثمار کنند لذا مردم لر را در فقر محروم نگه داشته اند تا، مطیع و فرمانبر باشند و از صبح تا شب دنبال یک لقمه نان بگردند و به منابع خدادادی زیر پایشان فکر نکنند لذا لر باید فقیر باشد تا نیروی کار ارزان در شهرک های صنعتی تهران و اصفهان تأمین بشود تا نفهمند آب کارون ، دز ، کرخه ، زاینده رود و … به کجاها میرود !!!


  • درد لرستان فقر و توسعه نیافتگی است

    لرستان بعد از خوزستان دومین استان مهاجر فرست است و هفتاد هزار نفر از لرستان مهاجرت کرده اند ! قومی که گذشته خود را نداند باید شکست های آن را همیشه تجربه کند ! مردم ایران نه دردت را نمی فهمند و نه حرفت را و هر طور باب دلشان بخواهد در موردت قضاوت میکنند !


  • لرستان:دیوار مهربانی !

    استان لرستان شده دیوار مهربانی ! هر استانی چیزی لازم داشته باشه میاد از لرستان برمیداره میبره ! مثلأ مسؤلان آبشار شوی را گذاشتن روی دیوار ، خوزستان اومد بردش ! پل گاومیشان و دره خزینه را گذاشتن روی دیوار ، ایلام اومد بردش ! کارخانه فولاد صدر خرم آباد را گذاشتن ، مرکزی اومد بردش ! آب استان را قم برد ! خاکش رو اصفهان تو توبره کرد ! استان ما دیوار مهربانیه و مسؤلانش حاتم طایی ! ما برای آنکه لرستان پر ز بیکار شود ، خون دلها خورده ایم چه آمارها داده ایم !


  • کوشکی

    مسؤلان برنامه ای برای حل مشکلات مردم رنج دیده ما ندارند و افراد با زد و بند و ارتباطات پشت پرده ، پست های بالاتر میگیرند. براستی ملاک عزل و نصب ها چیست ؟ وابستگی به اشخاص یا شایستگی افراد ؟ اغلب مسؤلان دچار روزمرگی و بی برنامگی هستند و هیچ برنامه زمان بندی شده ای برای حل معضلات مردم ندارند. برخی مدیران و مسولان به جای رفع موانع بر سر راه پیشرفت بلاد لر نشین ، مبادرت به هجمه تبلیغاتی علیه سرمایه گذاران خارجی و داخلی میکنند ! آیا فکر نمی کنند این یک بام و دو هوا به جذب سرمایه گذار ، توسعه استان ها و اعتماد مردم لطمه وارد میکند ؟


  • یاسین جلالوند

    شعار خودکفایی ، تحریم های چند ساله و مساعل سیاسی تمام منابع کشور را در معرض خطر قرار داده مثلأ برای خودکفایی در گندم ۴۰۰ هزار چاه حفر کرده ایم که تنش آبی بوجود آورد یا در اطراف دریاچه ارومیه ۳۰۰ هزار هکتار سطح زیر کشت جدید احداث کردند و باعث خشک شدن دریاچه و تالاب و رودخانه شدند باید ظرفیت را سنجید و آرمانی فکر نکرد تصمیم باید مبتنی بر دانش و تجربه باشد ما در زمینه استخراج، نفت و خامفروشی هم داریم اشتباه میکنیم بالاخره نفت به پایان میرسد و نمیتوانیم تا ابد کشوری تک محصول باشیم ! اکثر مساعل و آسیبهای اجتماعی تنه به تنه بحرانهای سیاسی و تحریمهای مستمر میزند ریشه این معضلات در تراکم بالای جمعیت وبیکاری انباشته شده سالیان جنگ است مثلأ فرانکفورت آلمان پنج میلیون جمعیت دارد اما در همه نقاط آلمان به صورتی بومی زمینه اشتغال فراهم شده است و مردم روستاها مجبور به مهاجرت به شهرهای بزرگ نشده اند برعکس ما که تمام صنعت و امکانات و سرمایه در چند کلانشهر در مرکز کویری ایران است ! آمارها میگویند تا ۱۰ سال آینده ۱۵ میلیون مهاجر از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ خواهیم داشت ! این یعنی گسترش حاشیه نشینی و شکل گیری انواع آسیبهای اجتماعی و جرم و جنایات ! ما باید در ایران توزیع مناسب منابع و امکانات را داشته باشیم تا با مشکلات مهاجرت مواجه نشویم ! تا بحال به مردم ۳۵۰ هزار میلیارد تومان بارانه دادیم، که با این پول میشد ۱۰۰۰ کارخانه ۳۵۰ میلیارد تومانی در سراسر ایران احداث کرد.راهکار اصلی اینست که مردم بصورت بومی درآمد زا شوند که توسعه گردشگری خیلی کمک میکند.


  • چرا هیچ پالایشگاه نفتی در بلاد لر نشین نیست؟

    اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجد سلیمان به بهره برداری رسید و اکثر ذخایر نفت ایران در بلاد لر نشین است اما چرا هیچ پالایشگاهی در شهرهای لر نشین وجود ندارد و پالایشگاه ها در تهران و اصفهان و تبریز و شیراز و کرمانشاه است؟ شهرستان پلدختر لرستان دارای ذخایر قابل توجه نفت خام است و روزانه ۵ هزار بشکه نفت برای فرآوری به کرمانشاه ارسال میشود !!! از سوی دیگر شاهد انتقال بخش قابل توجهی از نفت خام توسط لوله سراسری از لرستان هستیم به همین دلیل ضرورت احداث پالایشگاه نفت در پلدختر لرستان امری ضروری است.



آخرین مقالات