دو شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دستبرد های تاریخی کردها

تلاش برای تغییر تاریخ به منظور رسیدن به اهداف سیاسی همواره از مسائلی بوده است که سیاست گذاران طرفدار نظریات قومگرایی آنرا دنبال می‌کرده‌اند. در این میان پان‌ کردیسم با توجه به مهاجرت عظیم قبایل کرد به ایران بزرگترین طرفداران مهندسی معکوس تاریخ و تغییر آن به نفع جریان پان کرد بوده است.

دستبرد های تاریخی کردها

دکتر مراد کاویانی راد ، در کتاب "ناحیه گرایی در ایران از منظر جغرافیای سیاسی" ، نشرپژوهشکده مطالعات راهبردی ، صفحه ۱۹۸ مینویسد تجربه نشان داده است نخبگان ملت های نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم را برای آفرینش ملت نداشته اند ، ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند. واقعیات جغرافیایی ، سیاسی ، فرهنگی و ژعوپولیتیک بازدارنده اساسی پیدایش موجودیتی واحد با عنوان ملت کرد بوده است.

اساسأ اندیشه فراگیر کردی که توانسته باشد پویایی و جنبش فراگیر کردی به وجود آورده باشد ، موجود نیست. دست کم تاریخ ایران گویای این واقعیت است. بروز جریان های ناحیه گرا در این بخش از ایران نتیجه تحولات کردستان های اطراف ، محوریت مذهب در اداره امور کشور و ضعف بنیاد های عدالت جغرافیایی آن بوده است. با فروپاشی شوروی و پیامد های ژعوپلیتیکی آن در خاورمیانه و سرنگونی حکومت بعث عراق برخی از گروه های پان کردی به جعل و تفسیر رویداد های تاریخی روی آورده اند. بر این اساس به بزرگ نمایی تاریخ و شکوه مدنیت تمدن ماد به عنوان خاستگاه کردها پرداخته اند و جالب اینجاست که به هر میزان که در تاریخ فرو میروی و غور میکنی هیچ نشانه ای از زبان مادی نمی یابی که ثابت کند با لهجه کردی تناسب و پیوستگی داشته باشد و تنها منبع موجود و مستقیم از زبان مادی به چند واژه مختصر , محدود است که در متون مورخان یونانی آمده است که آن هم بیشتر اسم اشخاص تاریخی است.از این رو به جعل تاریخ و شخصیت سازی روی آورده اند.

کردی دانستن زبان اوستا ، ساخت تبار کردی برای ساسانیان ، باباطاهر همدانی و کریم خان زند را نمونه ای از شخصیت های کردی دانسته اند!!! علت دستبردها و دزدی های فرهنگی پانکردیسم به علت فقر مشاهیر آنان است. دیدگاه های افراطی عبدالله اوجالان در مقام یک رهبر انقلابی و نظریه پرداز در تفسیر تاریخی وی از رویداد های تاریخی چه بسا بر آمده از آگاهی اندک وی از تاریخ یا همان داستان جعل تاریخ باشد. هر چند بی گمان در کشور ترکیه نا همانندی بنیادی میان تبار کرد و ترک برقرار است. این شیوه در میان برخی نخبگان ناحیه گرای سیاسی کرد ایران هم میتوان دید. برخی به اصطلاح نخبگان و منور الفکرهای سرخورده از توسعه نا برابر ، نا موزون ، شتابان ، تک بعدی و غیر بومی در ایران ، برای رسیدن به اهداف سیاسی خود به جعل و دستبرد تاریخ روی آورده و به آفرینش قهرمان ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند که اوج آن صلاح الدین ایوبی است. همه ناسیونالیست های کردی وی را بزرگترین حکمران و قهرمان ملی معرفی کرده اند. اما واقعیت این است که منابع تاریخی او را نه متولد تکریت عراق بلکه زادگاه او را تویسرکان که شهری لر نشین است ذکر کرده اند و لازم به ذکر است که صلاح الدین ایوبی بیش از هر چیز جنگجوی خلیفه عباسی بر علیه صلیبیان بوده است و رفتار وی در برخورد با شیعیان مصر و شام اصلا صلح دوستانه نبوده و بیشتر حالت نسل کشی داشته است. از آن گذشته طبق متون تاریخی سپاهیان او را بیشتر ترکها تشکیل میدادند تا کردها. بنابراین دلبستگی او بیشتر نسبت به خلفای عباسی بوده تا کردها. صلاح الدین ایوبی خود را هیچگاه آن گونه که در تحلیل نخبگان و منور الفکران معاصر کرد بازتاب یافته ، قهرمان ملی کردها ندانسته است.

نمونه ی دیگر کریم خان زند پادشاه ایرانی است که جاعلان سیاسی و فکری کرد ( بیشتر عراقی ) او را قهرمان ملی کردها نامیده اند!!!

شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی و حمایت دو ایل بزرگ و معروف کرد یعنی اردلان و مکری بودند نابود کردند ( مجتبی مقصودی ، نا همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، مؤسسه مطالعات ملی، پاییز ۱۳۷۶ ، صفحه ۱۴۲ ) .

همچنین پیشینه نگارش به زبان کردی را به سده یازدهم میلادی رسانده اند!!! و دو بیتی ها یا همان رباعیات بابا طاهر همدانی را متعلق به گویش کردی دانسته اند ( حمید احمدی ، قومیت و قوم گرایی در ایران ، چاپ دوم ، نشر نی ، سال ۱۳۷۹ ، صفحه ۲۵۱ ) .

این ادعای توخالی پانکردها در حالی است که زبان نگارش دیوان بابا طاهر لری است که به پهلوی ( فهلویات یا پهلویات ) معروف است. بسیاری از شبکه های ماهواره ای کردی به هنگام پخش اخبار و گزارش ، محدوده کردستان خیالی را به خلیج فارس رسانده اند و به تبلیغ این دروغ کذب می پردازند که زبان مردم ایلام ، لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد ، خوزستان و بوشهر لری است و لرها نیز بخشی از قوم کرد به شمار می روند. در همین راستا با پخش آوازها و ترانه های لری و دعوت از خوانندگان لر تبار به این شبکه ها روی آورده اند. این در حالی است که لرها و کردها زبان همدیگر را به هیچ وجه در نمی یابند و هدف پانکردیسم این است که از بی توجهی دولت مرکزی به مردمان لر نهایت استفاده را ببرد.

واقعیت آن است که اندیشه ملی کرد ، تفکر نوینی است که نخبگان سیاسی و فکری کرد در سده بیستم میلادی آن را عنوان کرده اند و پیشینه تاریخی ندارد. در منابع تاریخی ، مدرکی که بیان کننده وجود احساس وحدت طلبی در میان کردها و یا وجود یک قهرمان ملی و وحدت طلب کرد در گذشته باشد ، وجود ندارد. تجربیات نواحی مختلف کرد نشین نسبت به هم متفاوت است و نواحی کرد نشین از جهت زبانی همدیگر را در نمی یابند. کردستان در بر گیرنده خرده نواحی فرهنگی کرد نشین بوده که همبستگی آن عمدتأ دارای جهت گیری احساسی و عاطفی است که در برخورد با سازه های ژعوپلیتیک پیرامونی در نهایت میتواند در نقش خرده نواحی فرهنگی ظاهر شود.

سلجوقیان به هنگام حکمرانی بر ایران ( سده ششم هجری ) مناطق کرد نشین آن را از ولایت جبال جدا کردند و برای اولین بار کردستان به معنی سرزمین عشایر رمه گردان خواندند. نخستین کتابی که از این ایالت سخن رانده و گستره و توابع آن را یاد میکند کتاب " نزهت القلوب حمدالله مستوفی " در سال ۷۴۰ قمری است. در اینجا منظور از کردستان مناطقی است که به لهجه کردی سخن میگویند. این منطقه دارای ویژگی های گوناگون جغرافیایی همچونکوهستان های دشوار ، گذر رودهای متعدد همچون فرات ، دجله ، زرینه رود ، تاتا آو ، قزل اوزن یا سفید رود ، دیاله یا سیروان و دریاچه وان و ارومیه است. عمده کردها ساکن روستا و دارای فرهنگ قبیله اند. هیچ داده دقیقی از وسعت و جمعیت کردها وجود ندارد. داده های اندک موجود هم متأثر از رویکردهای سیاسی و علایق نویسندگان آن دارای نوسان زیادی است.

اکراد به واسطه ی ناهمسانی مذهبی ، زبانی ، تاریخی و ناهمگونی فرهنگی با حکمرانان غیر کرد عمدتأ شهروند درجه دوم محسوب گردیده و این وضعیت زمینه ساز ایجاد روحیه طرد شدگی در میان آنان بوده است.

کرد کرمانشاه و سنندج ، کردی کرمانج نمی دانند. کردهای شمال آذربایجان غربی ، کردی سورانی نمی دانند. کرد کرمانشاه نه کرمانجی میداند نه سورانی!!!

چنین آشفتگی زبانی ، ناحیه گرایان کرد را در بسیاری از پیوندها و همبستگی ها با مشکل رویارو کرده است. همچنین مدارک و مستنداتی که بتواند بیان کننده شناسه های پیوستگی اوستایی با کردی باشد , بسیار اندک است. زبان اوستایی ، زبان مردم نواحی شرق و شمال شرق فلات ایران بوده است. هر ناحیه کرد نشین زبان و گویش و لهجه ویژه خود را دارد که برای دیگر نواحی کرد نشین بدون ترجمه ، زمینه درک و فهم آن وجود ندارد. گویش کردی متأثر از شرایط اقلیمی و طبیعی و نیز شرایط سیاسی و فرهنگی به شاخه های متعدد تبدیل شده است که هر کدام ساختار و دستور زبانی جداگانه دارند. با این وجود اطلاق اصطلاح کردی جنوب شرق به زبان لری، که آن هم تفاوت های خود را دارد و متنوع است چندان متناسب با واقعیت نیست. تا اواخر سده هجدهم میلادی زبان نوشتاری میان کردها فارسی و عربی بود.

شرف نامه بدلیسی _ حدیقه ناصری _ زبده التواریخ سنندجی _ سیر الاکراد _ تحفه ناصری و همگی به زبان فارسی نوشته شده اند. در ایران کردها به خط فارسی که متأثر از عربی است مینویسند. در ترکیه خط لاتین پایه خط کرمانجی است. در اقلیم کردستانم خط سورانی شایع است. به هر میزان که در تاریخ فرو می رویم به همان میزان بیشتر شاهد گزافه گویی پانکردیسم هستیم. سوریه و ترکیه هیچگاه هویت و موجودیت کرد را نپذیرفته اند به نحوی که گویش کردی چندان جای بحث ندارد. صد و پنجاه هزار کرد سوری سال ۱۹۶۲ از داشتن شناسنامه و حق تابعیت محروم شدند و هویتشان با کمربند عربی انکار گردید.

در مجله دانستنیها شماره ۱۳۹ ( ۱۸ مهر ۱۳۹۴ ) ، صفحه ۹۵ آمده که آیا کردها از اقوام مادها هستند؟ برخی مستشرقین مثل مینورسکی برای اولین بار قاعل به این شد که گویش کردی شاید بازمانده ی همان زبان مادی باستان است. در این که، کردی فعلی ، زیر شاخه ای از زبان های ایرانی است شکی نیست ولی درباره ی این که آیا این کردی همان زبان اقوام مادی باستان هست یا نه ، هنوز هیچ دلیل قانع کننده و توجیه منطقی وجود ندارد که این فرضیه را اثبات کند چون از زبان مادی هیچ اثر مکتوب یا نوشته ای در دست نیست و تنها منابع موجود و مستقیم از زبان مادی ، به چند واژه محدود که در متون مورخان یونانی آمده است خلاصه میشود. کمیاب بودن ارجاعات واضح و مشخص و عدم تعریف دقیقی از زبان مادها شبهاتی را بین زبان شناسان به وجود آورده شده و نظر مینورسکی در حد همان حدس و گمان باقی ماند و واژه کرد هم در ایران باستان به معنای یک قوم مثل امروز نبوده بلکه معنی آن کوچ نشین به شکل کلی آن بود.

دکتر هلن سانیسی معتقد است هرگز یک حکومت منسجم و یکپارچه که متعلق به مادها باشد وجود نداشته است. دکتر تورج دریایی در کتاب شاهنشاهی ساسانی ، صفحه ۱۴۳ مینویسد در ادبیات پهلوی واژه کرد (kord) برای همه چادر نشینانی بود که معمولأ رابطه ی خوبی نیز با ساسانیان شهرگرا نداشتند.

حمزه بن حسن اصفهانی ( ۲۷۰ _ ۳۵۰ قمری ) مورخ قرن ۴ هجری در کتاب "سنی ملوک الارض و الانبیاء " صفحه ی ۱۵۱ مینویسدکرد یعنی چادرنشین بدوی . در واقع کرد اسم عامی برای تمام عشایر رمه گردان کوچرو بوده است.

در کتاب " تاریخ مردمان عرب " نوشتهدکتر آلبرت حورانی ، که توسط فرید جواهر کلام ترجمه شده است در صفحه ۱۴۱ مینویسدجایگاه اصلی کردها کوه های آناطولی ترکیه بوده است.

دکتر محمد معین در کتاب " فرهنگ فارسی " ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۰۷۷ مینویسدکرد یعنی عشایر چادر نشین یعنی گوسفند چران به مناسبت شبانی کردان. حمزه اصفهانی هم در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء صفحه ۱۵۱ مینویسدکرد یعنی بدوی یعنی رمه گردان.


وجه تسمیه شهر کرد

پان کردهای هوفل ( بزرگ نما ) باز دوباره به مغز فندقی خودشان فشار آوردند و تز جدید بیرون دادند که لر بختیاری ، کرد است!!! و علت این توهین شان به مردم بختیاری این است که شهر کرد ( ده کرد سابق ) مرکز استان چارمال بختیاری است. این تازه به شهر رسیده های نومن کلاچر بی مایه خوشگذران که با اندیشه بیگانه هستند و تمام حرفها و حرکاتشان تقلیدی دست چندم از پان ترکیسم است به خود جرأت تحقیق نمی دهند و در قرن ۲۱ همچنان مغزشان فسیل شده است و داعمأ به دنبال بحث های قبیله ای و مجادلات بی حاصل دوران جاهلی هستند و کماکان مرض همه کرد پنداری را با خود دارند. اگر این مقلدان مجازی بجای حرافی و ژست روشنفکری کمی اهل مطالعه بودند یقینأ با سند و مدرک جلو می آمدند و منبع دست اول ذکر میکردند.

در تمام منابع و اسناد تاریخی مرکز و پایتخت اتابکان لر بزرگ همواره ایذه ( مال امیر ) بوده است و شهر کرد کنونی هم بجز لرهای بختیاری و مهاجرین فارس هیچ شهروند کردی ندارد که بخواهند شهر را به نام آنان بخوانند حتی تا فاصله ۶۰۰ کیلومتری یک کرد را نمی یابید و نام قدیمی شهر کرد هم دژ گرد به معنای دژ و قلعه پهلوانان بوده است مثلدژپیل و دژبین و  اما علت وجه تسمیه شهر کرد بر میگردد به نوعی پارچه بنام کردی (kordi) که دکتر محمد معین در فرهنگ فارسی ، جلد سوم ، صفحه ۲۰۷۹ مینویسد کردی KORDI نیمتنه ای که در قدیم روی قبا می پوشیدند و دارای آستین کوتاهی بود. در فرهنگ فارسی عمید ، چاپ شانزدهم ، صفحه ۸۴۹ آمده کهکوردین ( به ضم کاف و کسر دال ) جامه ی پشمین گلیم ، پلاس کردی هم گفته میشود!

در واژه نامه لری نوشته استاد اکبر یاوریان ، صفحه ۵۸۱ آمده که کوردی یا کودری نوعی پارچه ی پنبه ای ضخیم برای حفظ از سرما است.

علت وجه تسمیه شهر کرد هم این بوده که بافت و تولید این پارچه در آنجا به دلیل زمستان های سخت و طولانی بیشتر از هر جای دیگری مرسوم و معمول بوده و به همین خاطر به شهر کوردی یا کوردینه پوشان که اشاره به تولید آن نوع پارچه ضخیم پنبه ای دارد معروف شده اند. شهر کرد امروزه هم نمد مالان بسیار دارد و حتی یک طایفه بزرگ آن شهر به نمدمالی متصف گشته اند و طوایف گله دار ، رعنایی و نمدمال از قدیم الایام در کار تولید و فروش پارچه پنبه ای کوردی یا کوردین بوده اند و هم اکنون هم این صنعت به قوت خود باقی است که احتمالأ این شهر به دلیل کثرت نمدمالان و رواج پارچه ضخیم kordi به این وجه تسمیه مشهور شده اند.

8 نظر

  • ايسوند

    دمت گرم. اي كاش اين گروهك ها بجاي اين دروغ ها ك باعث خدشه دار كردن روحيه مردم لر زبان شده در زمينه فرهنگ سازي براي خود تلاش كنند ،


  • aza

    دزدی های فرهنگی پانکردها تمامی ندارد. در باب الخامس در الرساعل المتبادله بین هولاکو ( خان مغول ) و الخلیفه عباسی در صفحه ۴۱۲ خط ۸ از قوم لر جدای از کرد نام برده شده است که لرها موجب آزار و اذیت نیروهای مغول شده اند. در کتاب طاق بستان ، زیبای خاموش ، نوشته:الوند ضیایی صفحه ۷۰ آمده که:اردوان پنجم اشکانی به اردشیر بابکان نامه نوشته است و طبری و ابن اثیر آن نامه را بدین گونه درج کرده اند:ای اردشیر تو پای از گلیم خویش بیرون نهادی و مرگ را به جانب خود خواندی ، ای کرد زاده ( منظور ای عشایر رمه گردان ) که در چادر کردان ( کوچگران ) پرورده شده ای تو را چه کسی رخصت داد که آن تاج را بر سر گذاری؟ در اینجا اردوان کرد زاده را به جهت تصغیر و تمسخر اردشیر عنوان میکند. در لغت نامه دهخدا آمده که کرد نام طایفه ای از صحرانشینان است که در زمان ضحاک پیدا شدند که جدشان یک عرب است. همچنین کرد در فرهنگ نفیسی ( دکتر علی اکبر نفیسی ) ، جلد چهارم ، صفحه ۲۷۸۱ یعنی:زمین زراعت کرده _ شالیزار _ سبزی و تره زار _ آبگیر و تالاب _ چوپان و گوسفند چران. پان پارسها و پانکردها یک روح در دو کالبد هستند زمانیکه در زمان پهلوی اول و دوم لرها را نسل کشی و قتل عام و تبعید میکردند ، زمانیکه لر ستیزی رایج بود و به خاطر توجیه قتل عام لرها فیلم سیاسی دختر لر را میساختند و حق و حقوق لرها را پایمال میکردند اما در عین حال در آن زمان ۴ رادیوی کردی تمام وقت فعال در ایران داشتیم. در کرمانشاه غیرکرد رادیوی کردی ۲۴ ساعته برنامه داشت و سرگرم فرهنگ سازی کردپرستی بودند. حسن زیرک ۲ هزار آهنگش را به یاری این رادیوها و ارکسترش ساخت , شهین طالبانی و مظهر خالقی هم همینطور. حتی در رادیوی تهرانم برنامه ویژه کردی داشتیم کردها همیشه مزدبگیر فارسها بودند و همزمان با قتل عام و کشتار مردمان لر ، کردیزاسیون جنوب زاگرس کلید خورد چون ناسیونالیسم خشن کرد همسایه عرب ، ترک و لر بود.


  • لهراسب میرزایی

    عملیات روانی گروهک های سایبری پانکولی عبارت است از:استفاده طراحی شده از تبلیغات و اعمالی که هدف اصلی آن تأثیرگذاری بلند مدت بر عقاید ، احساسات ، تمایلات و رفتار مردمان لر است به نحوی که خواسته های توسعه طلبانه و توسعه ی ارضی جدایی طلبان را به ما تحمیل کنند. هدف از اجرای عملیات روانی پان کردهای جدایی طلب که از طرف سرویس های اطلاعاتی صهیونیست ها تقویت و تغذیه میشوند عبارتست از:سستی عقاید و آرمان ها ، خدشه دار کردن و تضعیف روحیه پایداری ، وادار ساختن فعالان مدنی لر تبار به فرار و تسلیم ، گمراه کردن مردم با رواج اطلاعات کذب و دروغ و … روش ها و تکنیک های گروهک های سایبری پانکرد عبارتند از:ارعاب ( ترساندن و تهدید کردن ) _ تطمیع ( امیدوار کردن به جدایی ، به طمع انداختن و وعده خالی دادن ) _ تخدیر ( سست کردن مخاطبان و ترویج فساد در جامعه آنان ) _ تشجیع ( قوت قلب دادن و جرأت دادن به مخالفت با کشور ) _ نادرست جلوه دادن حقایق تاریخی _ برانگیختن درک نادرست در جهت گمراه نمودن با ایجاد مکر ، حیله و دسیسه _ ایجاد تفرقه و شعله ور ساختن اختلافات بین گروه ها و مردمان لر و … پانکولی ها این عملیات روانی را علیه مردمان مظلوم لر به صورت گروهی طرح ریزی میکنند تا مقصود خود را که همانا تجزیه ایران است را عملیاتی کنند. آنان با پخش شایعه ، اخبار منفی و جوک های نژادی علیه مردمان لر از طریق کانال های غیر رسمی میکوشند تا مردمان لر را منزوی و دلسرد کنند.در تبلیغات خاکستری گروهک های جدایی طلب پانکرد که اطلاعاتشان از منبع بی هویت منتشر میشود و هویت آن نامعلوم است تلاش دارند تا با استفاده از رادیوهای بیگانه و سایت های اینترنتی حقایق را برعکس و اخبار کذب علیه مردم لر را به صورت مبالغه آمیزی انتشار میدهند در این شیوه حقایق تاریخی را نادیده میگیرند و وقایع جعلی و دروغ را راست جلوه میدهند تبلیغات سیاه پانکردها عبارتست از:ایجاد شایعه ، جعل تاریخ و اسناد ، جوک سازی و تحقیر نژادی ، ساخت شعارهای جدایی طلبانه ، ایجاد تفرقه و نفاق بین مردمان لر ، ایجاد هراس و نا امیدی به منظور پایین آوردن روحیه ، ایجاد بی اعتمادی نسبت به هم تبار و دستبردهای تاریخی و فرهنگی از جمله فعالیت های روانی علیه مردم لر است. بسیاری از رهبران تروریستی پانکولی اعتراف کرده اند که یا تابع ما باشید یا بی خاصیت تا کاری به کارتان نداشته باشیم ولی این تروریست ها بدانند مردمان لر شیرند و به شغال جماعت باج نمیدهند.


  • رمضانی

    این کتاب ها در شناخت کردها خیلی مهم است میتوانید نسخه PDF آنها را دانلود کنید. مسعله کرد در خاورمیانه و عبدالله اوجالان:عبدالله ابریشمی , انتشارات توکلی / تاریخ معاصر کرد:دیوید مک داول , ترجمه ؛ ابراهیم یونسی , انتشارات پانیذ / جامعه شناسی مردم کرد:مارتین وان برونسن ، ترجمه ؛ ابراهیم یونسی , انتشارات پانیذ / کندال و نازدار ، مصطفی ، کردها:عصمت شریف ، مترجم:ابراهیم یونسی , انتشارات روزبهان .


  • رامین حسن پور

    تاریخ مجال تعصب نیست و پانکولی ها باید از یکسویه نگری در آن پرهیز کنند.


  • دستبرد پانکردها به شهدای مجلس

    پانکردها حتی به هویت شهدای حمله تروریستی داعش در بهار ۹۶ به مجلس در تهران هم دستبرد زدند و آنها را به دروغ کرد معرفی کردند در صورتیکه آن پنج نفر داعشی که به مجلس حمله کردند کرد بودند و اسامی شان به قرار زیر است:قیوم فاطمی متولد شهر مریوان کردستان روستای کیمنه _ رامین احمدی متولد پاوه کرمانشاه روستای هجیج _ سریاس صادقی متولد مریوان کردستان روستای ده زراو _ فریدون متولد ثلاث باباجانی کرمانشاه و …


  • کامران

    لطفا این مورد بسیار جالب رو هم به دزدی های فرهنگی پانکردها اضافه کنید.در ویکی پدیای فارسی در مورد ایل لر شول استان فارس نوشته شده کرد شولی و این طور توضیح داده: کُردشولی!!!! (لُرشولی) یکی از طوایف مستقل استان فارس می باشد.کردشولی در ساختار ایلی قبلاً ایلی بزرگ از قوم لُر بوده که به مرور یا در اثر حمله مهاجمان به طایفه مستقل تبدیل شده است.امروزه اکثر کرد!!!شولی ها در اطراف خنجشت ساکن می باشند.در زیست بوم این طایفه مکان‌های بسیاری به نام کردشول نامگذاری شده است و در اصل هر جایی که تعدادی از این طایفه کوچندگی را رها کرده و ساکن گردیده‌اند به نام کردشول نامگذاری شده است که مهمترین این روستاها کردشول پاسارگاد،کردشول قیر و کارزین،کردشول اقلید (چشمه رعنا) هستند. کردشولی ها در اواخر قاجاریه و اوایل پهلوی در کنار ایل قشقایی جایگاه ایلی مناسبی داشته اند. دین و زبان و نام و پوشش کردشولی ها!!! به زبان لری با گویش شولی (جنوبی) با یکدیگر سخن میگویند. کرد!!!شولی ها مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند. میگه کرد شولی ها به زبان لری سخن میگویند!!!!!!! نام کردشولی از دو واژه کرد و شولی ساخته شده که جزء اول یعنی کرد به همه طوایف رمه گردان و کوچ رو پس از حمله اعراب به ایران گفته شد. و این واژه را میتوان در شهرکرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری و دهکرد در استان لرستان نیز یافت. جزء دوم یعنی شولی اشاره به مردم شول دارد که یکی از شعب قوم لر هست و در شولستان (شهرستان های رستم، ممسنی، کوهچنار در استان فارس، دیلم و گناوه و کوه های شول در شمال استان بوشهر و گچساران در کهگیلویه و بویراحمد و ماهشهر در استان خوزستان) میزیستند که در اثر جنگ های بزرگ و متعدد به ایل های کوچک تر تقسیم شدند. پوشش زنان و مردان کردشولی بیشتر شبیه به پوشش ایل ممسنی، بویر احمدی، بهمئی، باوی و لیراوی بوده است. جمعیت در آخرین سرشماری عشایر در سال ۱۳۸۷ جمعیت آنان ۸۵۷ خانوار و ۴۱۵۷ نفر با ۶ تیره ی ارباب دار ، باباملکی،خلجی، کوش پا (کفش پا)، لری و مرادشفیع و ۱۵ بنکو بوده است. چرا باید نام لرها با واژه بیگانه و ننگین کرد ادغام شود؟؟!!!؟


  • بهروز

    من نمیدونم خاندان اردلان چه ربطی به سلسله ساسانیان دارند که کردها از خودشان حاکمان زبون اردلان را به سلسله قدرتمند ساسانی که اجداد قوم لر هستند،ربط میدهند؟؟؟؟ تو توضیح حکام اردلان در ویکی پدیا نوشته شده:حکام اردلان، حکام حکومت اردلان (حکومت شمال غرب ایران) از ۱۱۶۸–۱۸۶۷ میلادی. اردلان همچنین نام طایفه‌ای است که این حاکمان به آن تعلق داشتند و این خاندان از قبائل به جای مانده از ساسانی!!!!!!!! هستند. اردلان در لغت به معنای «موبد» و «پرهیزگار» و (اردلانی) به معنای «جایگاه موبدان» می‌باشد. اردلان نام جغرافیایی خاصی بوده که به مرکز کردستان اطلاق می‌شده‌است و نیز نام خاندان بزرگی است که بر قلمرو حکومت اردلان، امارات و سیطره داشته‌اند. آخرین پایتخت آنها سنه یا سنندج بود. حکام اردلان حدود هفتصدسال در غرب ایران و مناطق کردنشین حکومت می‌کردند. بعد یه عکس متعلق به شاپور ساسانی گذاشتند اونجا زیر عکسش نوشته: چیرگی شاپور یکم ساسانی اجداد!!!!؟؟؟!! خاندان اردلان بر والریان (پادشاه روم)!! و فلیپ عرب؟!؟، و زانو زدن والریان برابر شاه ساسانی ایران



آخرین مقالات