چهار شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

رد نظریه اریایی بودن لرها

الله جل جلاله وقتی آدمیزاد را خلق نمود و بر روی زمین اسکان داد ؛ قبل از هرچیز اشیاء را به وی نشان داده و خواص آنها را در عقل و ضمیر انسان آشنا ساخت ، انسان را با محیط زیست و زندگی اش اُنس و اُلفت فطرتی عنایت فرمود و بمقتضای خواهش طبیعی انسان ، همه موجودات مورد نیاز برای وی را فراهم آورد ؛ زمین خدا ، همسان با رُشد فکری و جسمی انسان ، به میدان خودیابی انسان تبدیل شد و انسان برمبنای خود اندیشی ، تفکر ، پویندگی ، خرد و دانشِ فطرتی ، به خیلی چیزها رسید و استعدادهای اندرونی خویش را شکوفا ساخت و با گذشت زمان ، و نشو و نمای انسانها و تکاثر بشر در روی زمین پهناور خدا ، قوم های زیادی تشکیل یافت ؛ گروهای مختلفی از مجموعه انسانی در کره زمین بوجود آمدند ، و هر قوم و گروهی در روند زندگی و نوع حیات ، صاحب پلان و روش خاصی از دیگری شد و با پیدایش شهرها و قصبات بزرگ و کوچک ، هریکی از گروهای بشری دارای یک تمدن و فرهنگ خاص شدند که به مرور زمان ، معیار شناخت اقوام و تمایز آنها براساس تمدن ها و فرهنگ های خاص و مروّجه در بین آنها ، قرار گرفت و هرگروهی صاحب یک تمدن خاص و فرهنگ جداگانه از دیگری شد . در اینجا قصد ما براینست که بطور خلاصه و گذارا مروری بر این داشته باشیم که ایا لرها آریایی هستند و یا از بومیان فلات ایران - از اقوام عیلامی تبار؟؟

رد نظریه اریایی بودن لرها

خداوند تبارک تعالی در سوره رم ایه 22 میفرمایند:

وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیات لِلْعالِمِینَ  

ترجمه:

و از آیات او آفرینش آسمان ها و زمین، و تفاوت زبان ها و رنگ هاى شماست،; در این نشانه هائى است براى عالمان!

 

شروع تمدن در ایران

 

 ایا تمدن در ایران با ورود آریایی ها شروع شده ؟

 

آیا ایران قبل از ورود آریایی بی تمدن و در توحش بسر میبردند؟

 

چرا عده ایتاریخ ایران را از 2500 سال پیش همزمان با روی کار آمدن هخامنشیان اریایی میدانند؟ و بزرگنمایی انها حول محور آریایی بودن است؟؟؟

 

آیا لرها آریایی (یعنی از اقوام مهاجر) بودند؟

 

 تمدن و تاریخ ایران در بیش از 7500 سال در کجای ایران اغاز میشود؟

 

 

حال از مبحث اصلی خارج نشویم,مختص کلام این است که تمدن باشکوهی، «قبل از آریایی ها در ایران وجود داشته است»,  چنانچه شواهد و قرائن موجود اعم از آثار باستانی,فرهنگ,آداب و رسوم و خیلی از چیزهای دیگر دال بر این گواهیست که آریایی ها فقط مردمانی غیر بومی بوده اند که به دلایل مختلفی به این سرزمین(ایران کنونی)هجرت یا هجوم آورده اند.


معمولا ایران را با ورود آریایی ها و تشکیل دولت ها و سپس امپراطوری های بزرگ آریایی به ما شناسانده اند ، حال چرا ؟  گویا غرضی پشت این ماجرا بوده است . اما امروزه خوشبختانه با اگاهی بیشتر مردم دست و غرض جاعلان تاریخ تا حدودی رو شده است .

 با این وجود امروز دیگر جای هیچ تردیدی نیست که قبل از ورود و اسکان آریایی ها ، اقوام بومی ایران، از زمان های بسیار دور در این سرزمین  زندگی می کرده و در نوع خود صاحب بهترین و بی نظیرترین تمدن بوده اند که گویا اریایی ها با ورود خود صاحب این تمدن ها می شوند (اریایی ها تمدن و فرهنگی از خود نداشته اند - در آخر مقاله توضیحات تکمیلی ارائه میشود).

این اقوام(اریایی ها) به صورت پراکنده  هر کدام در گوشه ای از فلات ایران، به زندگی مشغول بوده اند.

فلات ایران_ و نه کشور ایران_  سرزمینی پهناور است که از شمال شرقی به رود سیحون، از شمال به دریای خزر، از شمال غربی به منطقه ماوراءالنهر قفقاز، از شرق به کوه های هندوکش و رود سند، از جنوب به خلیج فارس و از غرب به دجله و فرات در بین النهرین محدود بود. این گستره وسیع مهم ترین بخش جهان را از جهت ایجاد اولین جوامع بشری و ایجاد تمدن ها و فرهنگ ها تشکیل می داد. زیرا با داشتن سلسله جبالی که گرداگرد آن را فراگرفته بودند و کوه های پراکنده در آن، رودها و دشت های سرسبز و جنگل های پوشیده از درخت، از تنوع آب و هوایی و شرایط مساعد کشاورزی و دامپروری برای زندگی انسان برخوردار بوده است.

 

اگر چه نشانه های شهر نشینی و تمدن در ایران به بیش از 7500 سال پیش باز می گردد (تمدن عیلام - تپه هایی نظیر چغامیش و...)، اما شواهد بسیاری مبنی بر حیات در دوره ای بسیار دورتر از این نیز در ایران کشف شده است( نظیر غارهای انسان های اولیه در لرستان بزرگ با قدمتی بیش از پنجاه هزار سال که به پروتو عیلامی مشهور است).




قدیمیترین آثار سکونت روستا نشینان اولیه ایران در غرب زاگرس و شمال خوزستان یافت شده است. برخی از این روستا های اولیه عبارتند از: گنج دره، سراب و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در دهلران، گوران در هلیلان و چغا بنوت در دزفول و..... که همگی در محدوده لرستان بزرگ نهفته اند.

پش از آريائى‌ها اقوام گوناگونى در قسمت‌هاى مختلف فلات ايران مى‌زيستند. در تاریخ ایران قبل از آریایی ها تمدن‌های مهمی همچون  شهر سوخته در سیستان ، تمدن جیرفت در کرمان ، تپه گیان در نهاوند، تمدن شمال خوزستان که اینها همگی بخش هایی از تمدن عیلام در لرستان بزرگ محسوب میشوند ، تمدن ساکنان تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تمدن کاسی‌ها (در استان کرمانشاه و استان لرستان) و تپورها در تبرستان (مازندران) در سرزمین ایران بودند که همگی خبر از تمدن هایی غیر اریایی و وجود بومیانی در ایران میدهد.

 

 

اما بزرگ‌ترين تمدن تاریخ ایران دولت عيلام بوده است که در واقع سرزمين آنها در جنوب غربى ايران از چهارمحال بختیاری ،خوزستان ، بوشهر،هرمزگان،لرستان،ایلام، بخش هایی از همدان ،کرمانشاه،کوهگیلویه بویراحمد و قسمت هایی از فارس و کرمان تا سیسان و  حدودی از عراق بوده است .

 

عیلام در جایگاهی قرار داشته است که امروزه لرستان بزرگ نامیده میشود . به نقشه های زیر که البته نواقصی دارند توجه کنید

مطابقت عیلام با لرستان بزرگ

 

 

عیلام و لرستان

 

چون تحقیقات ما حول محور لرتبارن هست بنابرین خواسته ناخواسته باید تحقیقات خود را روی عیلام اغاز نماییم ...

طبق اسناد و ادله های زیادی عیلامی بودن لرها دیگر بر هرکسی روشن هست که در زیر لیستی از این اسناد و مستندات اورده میشود

 

.

 

 

چرا میگوییم لرها عیلامی تبار هستند ؟

 

.

 

 

1-

 پروفسور والتر هینتس درکتاب شهریاری عیلام با تحقیقاتی که انجام میدهد لرها را عیلامی تبار میداند و میگوید: تصویر گر در تصاویر آجر پخته محافظان داریوش ؛ در قصر شوش که در 500 قبل ازمیلاد  ... از طرف دیگر ؛ گارد های قــــهوهای پـوست ممکن است نمــــــاینگر عیلامیان کوه نشین باشند که امــروز به عنوان لرها باقی هــستند : در شمال سوزیان لر های فیلی ودر شرق وجـــــنوب بختیاری ها. اکثریت لرها سیاه مو وقـــــــــهوه ای پوستند . نزادی خشن که به زندگی در کوهــستان عادت دارند واز دشت نشــــینان کمی بلند است

2-

دکتر رومن گیرشمن در تاریخ ایران قبل اسلام لرها از اقوام عیلامی معرفی میکند

3-

خانم دکتر مارسلا رم پوف هلندی عیلام شناس نیز بعد از امدن به ایران در بختیاری اذعان میکند که لرها عیلامی هستند

4-

دکتر پیرآمیه در تمدن عیلامنیز لرها را عیلامی دانسته است

5-

دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان صفحه6به عیلامی بودن لرها اذعان کرده

6-

تاریخ آیینه ی اسکندری از زین العابدین «مترجم الملک» لرها را ایلامی و  لهراسب را از این مردم دانسته است

7-

تاریخ منطق به قلم میرزا حسن خان تفریشی ملقب به « منطق الملک » لرها را عیلامی دانسته است

8-

رشید یاسمی در تاریخ « کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی » تلویحا به عیلامی بودن لرها اشاره می کند  و انزانیان را مردمانی از عیلام میداند

9-

پیرنیا در کتاب « تاریخ ایران باستان » مملکت عیلام را شامل ولایات : خوزستان ، لرستان ، پشتکوه ، و کوه های بختیاری میداند

10-

یوسف مجید زاده در کتاب تاریخ و تمدن ایلام ، مینویسد :« منطقی ترین فرض آن است که عیلامی ها به پروتو لرها تعلق دارند »

11-

دانیل تی پاتس در تاریخ عیلام، عیلام را پروتو عیلامی و لرها را پروتو لور میخواند .

 12-

در کتاب تاریخ بختیاری نوشته سردار اسعد  سرزمین لرستان بختیاری را  عیلام معرفی کرده و لرستان فیلی را کاسیت. بخاطر در دسترس نبوده این قسمت از کتاب در برای خوانندگان شات شده است
شات از کتاب بختیاری

13

  ﮐﺘﺎﺏ " ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ " ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﻤﺒﺮﯾﺞ ‏( ﻣﻌﺘﺒﺮﺗﺮین ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ ‏) ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻣﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﭘﺎﺭﺱﻫﺎ ﻗﺮﯾﺐ ﺑﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ، ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺑﻄﻮﺭ ﮐﺎﻣﻞ ﺧﻼﺻﻪ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻋﯿﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﻋﯿﻼﻡ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﻏﺮﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﺪﺍﺭﮎ ﺷﺎﯾﺎﻥ ﺫﮐﺮ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﭘﺎﺭﺱﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ . در این کتاب لرها را پروتو لو و عیلامی معرفی کرده است . در زیر شات از صفحه مورد نظر این کتاب اورده میشود

ﺻﻔﺤﺎﺗﯽ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ " ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻭﺍﯾﻞ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ " ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﮐﻤﺒﺮﯾﺞ ‏( ﻣﻌﺘﺒﺮﺗﺮین ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ ‏)

 

 

همگی این محققین در منابع ذکر شده اذعان

 

داشتند عیلامیان باستان نیاکان ملت لر هستند

 

 


 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

جدای از اسناد ارائه شده در عیلامی بودن لرها در زیل مستندات

 

دیگری  در  عیلامی   بودن   و  بومی  بودن   لرها  ارائه  میشود :

  بعضی از سنت ها و خصلت های عیلامی که بعد از هزاران سال هنوز ب بین اقوام لر حفظ شده است

 

 

1-سنت شیر سنگی

 

 

خانم مارسلا روم پف عیلام شناس هلندی میگوید: بردشیرها ریشه در شیرسنگی های ایلام دارد. در حال حاظر برد شیرها در بین لرهای بختیاری و لرهای کوهمره در استان فارس حفظ شده است.

 

زمانی که مقبر ‹‹تپتی آهار کبیر›› پادشاه ایلام را در هفت تپه خوزستان باز کردند شاهد یک شیر سنگی بر روی قبر او بودند، این برد شیر اینک در موزه لور فرانسه میباشد . در پایین شاهد تصویر این مجسمه هستید

برد شیر یافت شده بر مزار  تپتی اهار پادشاه عیلامی در شوش

در پایین نمونه دیگری از برد(سنگ) شیر های یافت شده عیلامی را ملاحظه فرمایید

برد شیر عیلامی

پیکره این شیر متعلق به زمان پازورو-اینشوشیناک پادشاه سلسله آوان در 4250 سال پیش - شوش، خوزستان از جنس سنگ آهک، موزه لوور

 برد شیر ها (شیر سنگی) صرفا در فرهنگ عیلامی بوده نه در سنت های آریایی پارسی

 

 

2-سنت نخ ریسی



با مقایسه سنگ نگاره زن عیلامی کشف شده با زنان لر براحتی میتوان به این اموزه سنتی بین لرها از اجداد باستانی ان ها پی برد .

 سنگ نگاره زن عیلامی از آثار باستانی دوره عیلام است.بر روی این سنگ نگاره نقش زن عیلامی وجود دارد که درحال نخ ریسی است. این اثر در موزه لوور پاریس نگهداری می شود. تاریخ ساخت این سنگ نگاره سده هفتم و هشتم پیش از میلاد می باشد.این اثر تاریخی در منطقه شوش کشف شده است. مقایسه زن عیلامی با زن های لُر نشان می دهد که قدیمی ترین دوک های نخ ریسی از شوش بدست آمدندو لرها روش نخ ریسی را از اجداد خودشان یاد گرفته اند.

سنت نخ ریسی

 

 

3-سنت غذا خوردن با دست



لرها حتی تا یکی دو دهه پیش در مراسمات عزا و عروسی عادت داشتند دسته جمعی در یک سینی (در زبان لری مجمع) غذا را با دست بخورند و این نشان از اتحاد بیشتر و اخوت و برادری ان ها بوده است . اما شاید تا بحال کمتر کسی از شما به قدمت این سنت توجه کرده باشد و علت ان را جویا شده باشد، چرا که قدمت قاشق چنگال در لرستان بزرگ به بیش از 4000 هزار سال است اما سوال اینجاست که چرا لرها سنت با دست غذا خوردن را داشته اند ؟

 

مجمع یک کلمه عربی است که برای این نوع خاص از غذا خوردن استفاده میشود . (لغت مجمع تقریبا در بین تمام لرها اعم از لک و مینجایی و بختیاری و ممسنی تا لیراوی و جاکی و... مشمول بوده و این سنت یک سنتی بوده که تقریبا تا یکی دو دهه پیش بین تمام لرها حفظ شده بود).  این سنت بجز بین لرها در بین اعراب نیز رواج داشته است .

اما  آیا تابحال برایتان سوال نشده که چرا فقط لرها و اعراب این سنت خاص غذا خوردن را دارند ؟ آیا از تاریخچه آن با خبرید؟

 

تاریخچه مجمع:

در جنوب خرم اباد یک تپه باستانی قرار دارد که به تپه ماسور شهرت دارد. به گفته باستان شناسان این مکان محل شهر باستانی سیماشکی که همان پایتخت سلسله سیماشکی بوده قرار دارد . در کاوش های صورت گرفته قاشق ها و چنگال هایی  متعلق به 4000 هزار سال پیش پیدا شد .

حال سوال اینجاست : مردمی که در 4000هزار سال پیش از قاشق چنگال استفاده میکردند امروز چرا مجمع (ظرفی برای غذا خوردن با دست) دارند؟؟؟؟

همه میدانند این یک سنت عربیست اما سینی هایی که در غار کلمانکره پیدا شد و متعلق به 3000 سال پیش بود روی ان ها نمادهایی از خوراکی ها بود که نشان میداد اجداد لرها هزاران سال قبل حمله اعراب مجمع داشته اند.

 

اما این مجمع از کجا آمده است؟؟

برای پاسخ دهی ابتدا باید به معنی خود کلمه مجمع توجه کرد  که بمعنی : گرد همایی ، محل جمع شده است!!!

قدیمی ترین سند سنت مجمع در تمدن اکد یافت شد که از تمدن های بین النهرین بود که عرب زبان و سامی نژاد بودند و توانستند عیلامیان را شکست دهند .

سنت اکدی مجمع برای ایجاد حس برادری میان عیلامیان و اکدیان وارد تمدن و اجتماع عیلام شد تا عیلامیان در کنار اکدیان عرب تبار غذا بخورند و با توجه به حرمت همیشگی نان و نمک میان لرها و عرب ها، همین غذا خوردن لر و عرب در یک سینی باعث نزدیکی آنان شود که شورشی علیه اکد صورت نگیرد . هرچند در هدف اصلی خود اکدیان شکست خوردند و عیلامیان جوری اکدیان را سلاخی کردند که یکی از پرخون ترین برگ های تاریخ بشر رقم خورد . اما سنت مجمع در میان لرها باقی ماند که هنوز هم در تمام مناطق لرنشین کم و بیش برقرار است.

تاریخچه مجمع سنتی عیلامی

 

 

 

4-سنت هوسا

 

 

هوسا یک سنت باستانی عیلامیست . عیلامیان به مدت 700 سال بز را به عنوان یکی از خدایان خود پرستش میکردند . عیلامیان به قداست بز معتقد بودند.

دمورگان میگوید: عیلامیان اعتقاد داشتند که با نصب شاخ بز بر سر در خانه های خود از ورود پلیدی  ها به منزل جلوگیری میشود و خوردن گوشت بز  را بخاطر قداست و احترامی که برای بز قائل بودند کاری زشت و ناپسند میدانستند . نمونه های فراوان حکاکی نقش بز و بزکوهی را بر دیوار و ظروف و اشیاء خود ترسیم میکردند .

مردم خرم آباد حتما به یاد دارند در محله های قدیمی شهر از جمله پشت بازار ، درب دلاکان و کوچه باغ خانه هایی بود با شاخ بز بر سر آن . هنوز هم این دست خانه ها به ندرت در خرم آباد و دیگر شهرهای لر نشین یافت میشود. این سنت تقریبا دیگر در بین لرها نابود شده است.

 

هوسا: واژه ای عیلامی به معنای شاخ ونوعی عقیده مذهبی بوده که حاکمان دو شاخ به شکل کلاه خود بر سر می گذاشتند. امروزه نوعی رجز درمناطق خوزستان وجنوب عراق گفته می شود که به هوسا معروف است.

در شوش و ايلام باستان، بزکوهي سمبلي از کاميابي و نيز خداي زندگاني گياهي بود. در بين‌النهرين، بز به عنوان مظهري از "خداي بزرگ" برشمرده مي‌شد. (خداي بزرگ در نقش خداي گياهان ظاهر شد در حالي که شاخه درختي به  شکل T در دست داشت و بزي کوهي در حال خوردن برگ‌هاي آن بود.

 

این سنت در بین اعرب نیز کم و بیش وجود دارد و این مورد از اشتراکات بین لر و عربنیز محسوب میشود  که در جای خود قابل بحث خواهد بود و دلیل این اشتراکات در اینده  خواهیم گفت .

تصویر زیر نمونه از ارزش و احترام بز نزد لرهاست

هوسا

 

 

5-سنت چوب بازی

 

 

در باره فلسفه و ریشه این رسم کهن،عده ای معتقد هستند در ایران باستان بالاترین افتخار برای یک مرد،دلاوری در جنگ بودو به همین دلیل فراگیری فنون و مهارت های رزم بین آنان عادتی نیکو و پسندیده بشمار می‌رفت.

حتی در زمان صلح نیز از این کار غفلت نمی‌کردند. جوانان در مکانی گردآمده و با شور و علاقه فراوان به تمرین مهارت‌های رزمی می‌پرداختند تا آمادگی روانی و جسمانی برای رزم را در خود زنده نگه‌ ‌دارند. در تعلیم و تربیت ایرانی نیز تلاش می‌شد تا هنرهای برجسته ای مانند اسب سواری , تیراندازی و راستگویی از پنج سالگی تا بیست سالگی به پسران  تعلیم دهند.

و اما ایا میدانید این یک سنت ایلامی برا امادگی رزم در جنگ بوده است؟؟؟

 

چوبازی یک سنت عیلامیست

 

دمورگان به توضیح دموگرافی عیلام و جامعه ان و ارتش پرداخته است . او معتقد است جامعه عیلام طبقاتی بوده و همین سیستم طبقاتی در ارتش آن نیز حکمفرما بوده است. ارتش عیلام شامل سواره نظام که فقط اشراف حق ورود به ان را داشتند میشد. که خود شامل دو بخش کمانداران و نیزه داران میشده و پیاده نظام که شامل سه بخش میشده:

 1_تبر داران 2_گرزداران 3_کاهن های پیاده نظام.

 

عیلام برای امادگی رزمی خود به طور مداوم با چوب های بلندی که در مواقع جنگ بر سر ان گرز(قسمت فلرزی همراه ) یا تبر میگذاشته اند مداوم در زمان صلح، در حال تمرین و کسب امادگی جنگی برای مواقع خطر بوده است. دمورگان به قرینه از سنت چوبازی که همچنان در میان لرها  موجود است نام میبرد و این چوب های چوبازی را همان دسته تبرها و دسته گرز های سنگین عیلامی میداند که در مواقع صلح با بازی کردن امادگی رزمی خود را حفظ میکرده اند . دمورگان در توضیح اینکه چرا هیچ دست تبر یا دست گرزی پیدا نشده میگوید: باتوجه به سر گرزهای سنگین و تیغه تبرهای بلند که از عیلامیان به جا مانده امکان پذیر نبوده که از دسته های فلزی استفاده شود و عیلامیان بخاطر سهولت کار با سلاحشان و همینطور وفور درختان بلوط و ارژن در سرزمینشان از دسته های با چوب بلوط و ارژن که نمونه های امروزی ان در چوب های سنت چوب بازی بختیاری میبینیم استفاده میشده ،که در زمان صلح بدون نصب سرگرز یا تبر با سنت چوب بازی امادگی رزمی خود را عیلامیان  حفظ میکرده اند.


 در پایین نمونه ای این سرگرز های یافت شده در لرستان را میبینیم

سر گرز های عیلامی

سند دیگری که میتوانیم در زمینه چوب بازی ارائه دهیم در در تصویر زیر مشاهده کنید

سند چوبازی

 

 

 6-سنت نحس دانستن عدد و روز13

 

 

آیا میدانید چرا لرها سیزدهم را نحس میدانند؟

واقعیت این هست که لورها بازماندگان پوریم هستند. و سنت نحسی عدد سیزده سنتی از مردمان بومی ایران که از اقوام عیلامی بودند هست که بدست مهاجمان اریایی هخامنشیان صورت گرفت.

13 نحس چه اتفاقی افتاد?? تمدن جیرفت و شهر سوخته (عیلام/ایلام شرقی) بر اثر کدام حادثه بزرگ و به وسیله چه کسی در 2500 سال پیش مصادف با پادشاهی خشایار شاه از صحنه روزگار محو شدند?

از جشن پوریم یهودیان چه میدانید?

هلوکاست واقعی را یهودیان در کجا و بر علیه چه کسانی اجرا کردند ?

آیا کشتار صدها هزار ایرانی به دستور یهودیان به امضای خشایارشاه اطلاعی دارید?

آیا فلسفه روز "13بدر" نوروز و خروج از خانه ها و نحسی عدد 13 که فقط مردم لر بر ان اعتقاد دارند را میدانید?

اینها سوالاتیست که پاسخ انها در ماهیت نحس دانستن روز سیزدهم نهفته است.

کشته شدند صدها هزار عیلامی (بومیان) در واقعه پوریم بدستور یهودیان و امضای خشایارشاه در روز سیزدهم، 13 را برای بومیان ایران در زمان هخامنشیان نحس کرد . مردم عیلام شرقی (جیرفت و شهر سوخته) زنده زنده در اتش کباب شدند. پوریم یا هلوکاست (قتل عام بصورت دست جمعی) ایرانیان بدست هخامنشیان به تحریک یهودیان اتفاق افتاد.

در دوران حکومت خشایار شاه هخامنشی به تحریک یهودیان نزدیک به یک میلیون عیلامی تبار را قتل عام کردند. کرمان محل انجام بزرگترین کشتار ایرانیان در طول تاریخ است.  جیرفت و شهرسوخته سند جنایت یهودیان در زمان هخامنشیان می باشد. خشایار شاه با پذیرفتن دختر یهودی بنام استر بعنوان همسر و ملکه ایران مقدمات این روز نحس را فراهم اورد.

 

تمدن کرمان (عیلام/ایلام شرقی ) تا زمانی که نیزه داران هخامنشی بعنوان بازوی نظامی یهودیان ب این خطه سرازیر نشده بودند گاهواره ی تمدن آدمی بوده و مقاومت جمعی مردم آن ، در برابر هجوم هخامنشیان سرانجام یهودیان را در توطئه ای از پیش طراحی شده توسط یهودیان بنام "پوریم" به اجرای چنان نسل کشی عام متوسل و مجبور کرد که از زمان آن جنایت کامل تا پیدایی دولت صفوی به درازای 2200 سال اثری از تجمع و تمدن و تولید در ایران دیده نمی شود.

 

پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان این سرنوشت و تقدیر الهی بوده است و "قرعه" ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم یهود و نابودی دشمنان آن ها بوده است. در روز پوریم هر فرد یهودی مکلف است به حدی شراب بنوشد که تفاوت میان "نفرین بر هامان و درود بر مردخای" را تشخیص ندهد. گفته شده است این کشتار و هلوکاست در روزهای 13 و 14 "ماه آدار" اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار "استر" زن یهودی خشایار شاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود (یعنی ایرانیان) ادامه پیدا میکند. بر اساس متون تاریخی نحسی روز 13 فروردین در میان ایرانیان (البته بهتره بگیم لرها چراکه این نحسی فقط بین لرها اعتقادی شده و هست و اگرهم در گذشته بین دیگر ایرانی ها این نحسی وجود داشته فعلا که سندی در دست نداریم) و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته است.

لازم به ذکر است که در تقویم یهودیان دو ماه آدار اول و دوم در تقویم عبری وجود دارد که ماه آدار دوم ان مصادف با اسفند ماه و فروردین ماه خورشیدی است. "نحسی" عدد 13 که فقط در بین لرها به آن اعتقاد دارند بخاطر قتل عام مردم عیلام شرقی ا بوده است که امروزه هنوز که هنوز است لرها عدد 13 را بعنوان روزی نحس میدانند.

 

 

7-سنت تعره نیا (گُلونی)

 

به گفته ماری کخ تعره سربند زنان عیلامی بوده . ماری کخ تعره را پارچه ای بلند معرفی میکند که زنان عیلامی به صورت مارپیچ آن را به دور سر خود میبستند . طرح تعره نقش و نگار هایی از گل و گیاهان کوهستان بود .
زنان ایل بالاگریوه هنوز هم بجای کلمه گلونی از کلمه تعره برای این سربتد استفاده میکنند . تعره همان گلونی است که زنان لرهای فیلی((ایلام، کرمانشاه، لرستان)) استفاده میکنند.

سند گلونی - تعره نیا

 

 

8-سنت استفاده از نام تمتی

 

تمتی لقب پادشاهان عیلام و امروزه در نام دختران لرهای (بیشتر بختیاری و لرهای کوهگیلویه بویراحمد).

خانم مارسلا رو‌م پف عیلام شناس هلندی در باره نام تمتی درمیان لرها چنین می گوید: ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺍﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﺪﻫﻨﺪ . ﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻏﺎﻟﺐ، ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﻣﻐﻠﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﻣﻮﺯ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪﻧﺪ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﻤﻬﺎﯾﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺗﻤﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻋﻘﺒﻪ ﺷﺎﻥ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻧﺪ، ﯾﻘﯿﻨﺎً ﻧﺎﻡ ﺗﻤﺘﯽ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﻧﺎﻡ ﻓﺎﻣﯿﻠﯽ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﯾﻼﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ لرها ﺑﺎﺯﮔﻮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺪﯾﻢ . ﺷﺎﯾﺪ ﻧﯿﺎﮐﺎﻥ لرها ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻢ ﺗﻤﺘﯽ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻏﺎﻟﺐ(منظور دولت هخامنش) ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﻮﺩ که : « ﺧﻮﺏ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﻨﺎﻡ ﺗﻤﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺩﺍﺭﺩ » ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻘﺪﺳﯽ ﺑﺸﻮﺩ ﮐﻪ آمال و آرزوهای  ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻼﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺣﯿﺎ ﮐﻨﺪ . ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺟﺒﺮﺍً ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ . ﮐﻢ ﮐﻢ ﺗﻘﺪﺱ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺁﯾﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺑﯿﻦ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﻗﻮﻡ ﮐﻬﻦ، ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﯼ ﺯﻥ ﻭ ﺗﻤﺘﯽ ﺑﺎ ﺗﺠﺴﻤﯽ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻗﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﻫﻮﺷﯽ ﺑﻨﺎﻡ ﺗﻤﺘﯽ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ (روزنامه ی ندای جنوب٬اردیبهشت ۹۳)

 

 قطعا مستندات بیشتری در فرهنگ عامه لرتباران هست که از ذکر ان ها نیاز به تحقیقات بیشتری است که در اینجا بیشتر از این مجال نیست .

 

9-بازی سنتی الختر

 

یک بازی سنتی-باستانی و  بومی که در بین لرها (بیشتر لرهای جنوبی) به نام الختر ،الخترک ،الختور است. این بازی یکی از بازی های سنتی هست که عیلامی های باستان در مواقع تفریح انجام میدادند.

سند این گفته نگاره ی یه ظرف  ایلامی منقوش به بازی آیینی الختار  یافت شده در "خوزستان تپه چغامیش" است. هم اکنون در موزه لوور پاریس هست. در پایین تصویر این نگاره باستانی و عکسی از لرهایی که در حال انجام این بازی است اورده میشود

بازی الختر

 

 10- ایزد مرگ vooy

 

ایزد مرگ در ایلام باستان   "وُی" نام دارد و لرها درهنگام مرگ عزیزان  "وُی"   "وُی" میکنند  تا بلکه با بازماندگان همدردی و ارامشی را از ایزد مرگ  برای فرد تازه از دنیا رفته طلب کنند.

ایزد مرگ در ایلام و لرستان بزرگ: (وه وه یا وُی وُی و یا وای وای) = (ve ve / voy voy / vay vay) :  لرها (بیشتر زنان) در فرهنگ لری این مویه (صدا) را  هنگام مرگ عزیزان در مراسم پُرس (سوگواری) زنان لر به زبان می آورند، دکتر طاووسی در واژه نامه شایست vay را ایزد مردگان در دوران قبل از اسلام در نزد لرها معرفی کرده است و شاید بتوان آن را با ایزد vai در پهلوی مرتبط دانست و ریشه ی این ایین به آن دوران بر می گردد. در میان لرها رسم است وقتی خانواده ای کسی را از دست می دهد زنان در آیین «پُرس یا چمر» در کهگیلویه و بویر احمد  گرد هم می آیند و با خواندن مویه، این ایزد veve را فرا می خوانند. بر اساس این آیین می بایست با ورود به مجلس با بانگ بلند چندین بار بگویند ve ve که گونه ای از همدردی با بستگان شخص است و خانواده مرده هم پاسخ آنها را با گفتن veve می دهد.

11-لباس سنتی

لباس باستانی تمام لرها اعم از بختیاری و جنوبی(ممسنی،جاکی،لیراوی و...) و لرهای فیلی (استان کنونی لرستان،ایلام و کرمانشاه) شال و ستره (در زبان لری فیلی) و شال قبا (در زبان بختیاری و جنوبی) بوده هست . یعنی تمام لرها قبل از اینکه چوقا پوش شوند شال و ستره یا شال و قبا میپوشیدند. به عکس های زیر توجه کنید

لباس مشترک لرها 
لباس مشترک لرها در گذشته های دور

 

لباس مشترک لرها در گذشته  2
لباس مشترک لرها در گذشته ها

 

لباس مشترک لرها
نمونه دیگری از تصاویر لباس مشترک لرها

 

حال باتوجه به تصاویر فوق که مشخص میکند لباس تمام لر در گذشته یکی بوده است با تصویری از یک مجسمه برنزی کشف شده در لرستان بزرگ از زمان عیلام تاریخ و قدمت این لباس میشود. به تصویر زیر دقت فرمایید

 

قدمت: 5هزار سال پیش- مربوط به تمدن عیلام
قدمت:5هزار سال پیش، مربوط به تمدن عیلام

در تصویر مجسمه فوق بخوبی مشخص هست که مرد عیلامی شال و ستره (شال و قبا) بر تن دارد که  قدمت لباس لرها را نشان می دهد.

 

 

12-سربندی زنان لر

 

سربند زنان لر

در تصویر شماره یک نقش یک زن عیلامی که در شوش کشف شده میبینید. در مقایسه این تصویر با تصاویر زنان لر در لرستان فیلی(کلهر،لک،مینجایی و...) و لرستان بختیاری(سربندی بنام سآوِ/ saoe) و لرستان جنوبی(سربند چارقد) بخوبی ریشه سربند زنان لر که سنت و فرهنگی عیلامی در لرستان بزرگ است قابل اثبات است .


 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 

توضیحات و ادله های بیشتر در عیلامی بودن لرها

 

 

1-مقایسه معنی  کلمه لور (لر) با کلمه ایلام (عیلام) در زبان عبری:

 

لور (لر) یک لغت عبریست و معنی آن به شرح زیر میباشد

عیلام یک لغت عبریست و معنی آن به شرح زیر می باشد

1- کوهستان / بلند

 

2- سرسبز

 

3- جادو / سحر

 

4- تاریکی

 

5- ترس

1- سرزمین مرتفع

 

2- پوشیده از درخت  

 

3- سرزمین ساحران

 

4- سرزمین تاریکی

 

5- سرزمین مخوف (ترس)

 

جالب اینجاست که وقتی مطالب سفرنامه نویسانی همچون بارون دبد ، لایارد و غیره رو مطالعه میکنیم یک چیز برای ما خیلی جالب هست! "یک نوع ترس و احتیاط" در ورود ب سرزمین لرها در مطالبشون هویداست.

 

2-در مقایسه لباس لرها با چغازنبیل معبد عیلامیان که نشان از حس عشق لرها به این معبد بوده است

لباس باستانی لرها

 

 

 

 3-غار کلدر

 

54 هزار سال قدمت سکونت در دره خرم آباد

نتایج کاوشهای اخیر باستان شناسی در غار کلدر خرم آباد نشان می دهد قدمت سکونت در دره خرم آباد به 54 هزار سال پیش (دوران انسان های اولیه پروتو عیلامی) بر می گردد.

 

4-غار پبده بختیاری

 

غار پیده از 17 هزار سال پیش زندگی انسان های اولیه را در دل خود جای می دهد (دوران انسان های اولیه پروتو عیلامی)

 

5-غار دوشه

 

غار دوشه غاری با قدمت بیش از ۸ هزار سال است که ۱۱۰ نقش و نقاشی به وسیله انسان‌های اولیه بر روی آن کشیده شده است. (دوران انسان های اولیه پروتو عیلام)

 

6-غار.........

ازین دست غارها در لرستان بزرگ زیاد هستند  - برای کوتاه کردن مطالب از ذکر ادامه ان ها خوداری میکنیم

 

7-تپه گیان

تپه گیان در ۱۹ کیلومتری جنوب غربی شهر نهاوند و ۲ کیلومتری سراب گیان و در کنار شهری به همین نام قرار گرفته‌است و به عنوان یکی از قدیمی‌ترین آثار تاریخی قابل بازدید و تحقیق می‌باشد. باستان شناسان قدمت این منطقه را ۳۷ قرن قبل از میلاد می‌دانند. مورخان را عقیده بر این است که ۵۵۰۰ تا ۵۷۰۰ سال قبل در این تپه مردمانی می‌زیسته‌اند که از اقوام بومی ایران بوده‌اند

8-تپه علی کش

تپه علی کش مربوط به هزاره ۸ قبل از میلاد است و در شهرستان دهلران، ۷ کیلومتری غرب شهرک موسیان، منطقه بیات در لرستان پشتکوه واقع شده است . قدمت بیش از 8000 سال قبل .

 

9-تپه گوران

این تپه در ۶۰ کیلومتری جنوب‌شرقی کرمانشاه (شهرستان گیلانغرب) در لرستان فیلی است. ساخت ابزارهای تولید کشاورزی، خانه‌های گلی با خشت‌های دست‌ساز، استفاده از ظروف سفالی، دفن اموات در مناطق مسکونی از یافته‌های این منطقه‌است. قدمت حدود 8000 هزار سال پیش .

9-تپه چغامیش

چغامیش شهری از دوران پیش از اختراع خط استقدمت ان بیش از 8هزار سال

 

10-اشکفت سلمان و کول فره در ایذه

اشکفت سلمان (نیایشگاه تاریشا) بزرگترین خط نوشته میخی ایلام نو را در خود جای داده‌است. اشکفت سلیمان در جنوب ایذه واقع شده و شامل چهار نقش برجسته متعلق به دوره ایلامیان و بقایای یک ساختمان متعلق به اتابکان است. این محل پرستشگاه تریشا یکی از خدایان ایلامی بوده‌است.

کول‌فرح یا کول‌فره، تنگه‌ای در هفت کیلومتری شمال شرقی ایذه، شامل شش نقش برجسته متعلق به دوره ایلامیان است که با توجه به سنگ نبشتههای به جا مانده و بقایایی از محل زندگی آنها در گذشته‌های دور که در میان کوهها باقی‌مانده است مانند گورها کانال آب و بقایای ساختمان و نقطه دیدبانی می‌توان گفت این محل پرستشگاه نارسینا، یکی از خدایان ایلامی بوده است

نیاز به توضیحات بیشتری نیشت چراکه این قسمت بر هیچکس پوشیده نیست . ایذه یا آیاپیر یکی از ایالت های مهم عیلامی بوده است. 

 

11-ازین دسته اثار مهم عیلامی در جای لرستان بزرگ (از بختیاری و ممسنی و کوهگیلویه بویراحمد تا لرستان فیلی یعنی لرستان کنونی و ایلام و کرمانشاه) زیاد هست که ذکر همگی انها از حوصله ما خارج هست ....

 

 

 آیا عیلامیان نابود شدند ؟

 

کتیبه آشور بانیپال در باره فتح و نابودی عیلام چنین می‌گوید:

««تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم، و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را با همه پهنای آن، جاروب کردم. من این کشور را از چارپایان و گوسپند، و نیز از نغمه‌های موسیقی بی‌بهره ساختم و به درندگان، ماران، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند.»»

اما این حرف چقد میتواند صحت داشته باشد؟؟؟چیزی که ما امروزه از تاریخ و باستان مشاهده و کشف میکنیم خلاف این گفته آشوربانیپال را به ما میرساند . ساده بگویم که : «همیشه تاریخ را فاتحان مینویسند» یعنی آنگونه که دوست دارند نه حقیقت ماجرا . ببینید عیلامی ها نه پرنده بودند که همگی آنفولانزا مرغی بگیرند و همه بمیرند!! و نه شکر بودند که در اقوام دیگر حل شوند ! آشوربانیپال هم بمب اتم یا هیدروژنی نداشت که همه عیلامی ها رو بکشد! عیلامی ها به گوه همه مورخین تا قرن دوم میلادی به حکومت خودشون ادامه دادند تا زمانیکه فرزندان آنان با نام ساسانیان دوباره شکوه و عظمت عیلام رو زنده کردند. الیمایی ها بازماندگان عیلامی ها بودند که در زمان حمله یونان به ایران آن زمان، توانستند حکومت خودمختاری تشکیل بدند که این حکومت تا اواخر حکومت اشکانی استقلال و خودمختاری خود را هم در برابر یونانی ها و هم در برابر اشکانی ها حفظ کرده بودند. 80 درصد مردم عیلام، عیلالمی اصل بودن 20 درصد دیگر بردگانی از پارس، ماد  و از آشوریان و اکدیان بود.

در سایت ها و وبلاگ های پارس ها گفته شده که عیلام بکلی نابود شده و یا پارس اومدند و با عیلامی ها حکومت واحدی شکل دادند ، این دروغ  یک خیانت به  کشور است . در واقع بعد از حمله آشوربانیپال به عیلام، عیلام بشدت ضعیف میشود و این فرصتی برای اقوام مهاجر آریایی میشود و ازین فرصت استفاده میکنند و بر عیلامیان مسلط میشوند. حتی در کتیبه های پارسی از شورش های مردانی از عیلام علیه هخامنشیان خبر داده اند :

در ستون یکم کتیبۀ بیستون، در خصوص اولین قیام در شاهنشاهی هخامنشی، بعد از قتل فردی که داریوش از او تحت عنوان گَئومات مُغ نام می‌برد، آمده است: «چون من گَئومات مُغ را کُشتم پس از آن مردی بنام آسینه (Āҫina)، پسر اوپَدَرمَ (Upadarma) در ایلام قیام کرد، به مردم چنین گفت که من شاه ایلام هستم ....» اما داریوش او را میشد و شورش را ساقط میکند . این قیام در اوایل سال 522 ق.م،رخ داده است.

در اواخر سال 522 ق.م، قیامی دیگر علیه داریوش در سرزمین ایلام رخ داد که رهبر آن، فردی بود به­ نام مرتیهMartiya) )، که یک نام ایرانی است. داریوش در کتیبۀ بیستون می‌گوید: «مردی (مرتیه) نام پسر چین چیخریش (Činčixriš)، در شهری کوگَنَکَ Kuganaka)) در پارس ساکن بود... به مردم چنین گفت که من اومانیش (Umāniš) هستم» . این شورش نیز ناموفق بود و داریوش اورا میکشد .

قیام سوم ایلام به نظر می‌رسد با فاصلۀ بیشتری نسبت به دو قیام اول در سال 521 ق.م، رخ داده است. در آن زمان فردی به نام اثَمَئیتَ/ اَتَمِتو Aθamaita/Attametu)) که نام وی، شباهت زیادی با نام اَت- هَمیتی- اینشوشینَک (Atta- hamiti- Inšušinak)، یکی از حاکمان پیشین ایلام نو دارد، در ایلام شورش کرد. به گفتۀ داریوش، در سال دوم و سوم سلطنتش، ایلامی‌ها و سکاها شورش کردند. در ایلام فردی به نام اثَمَئیتَ که یک ایلامی بوده و ادعای پادشاهی ایلام را داشته است قیام کرد (§. 71. 5. 1- 14). داریوش گئوبرو/گوبریاس (Gaobaro/ Goberyas) را عازم جنگ با ایلامی‌ها کرد و او توانست ایلامی‌ها را شکست داده و اثَمَئیتَ را نزد داریوش بفرستد؛ داریوش او را نیز به مانند آسینه، به قتل رسانید.

 

با توجه به نامِ عیلامی این شخص، و این که داریوش نیز در گزارش خود از وی به­ عنوان یک عیلامی نام می‌برد، در ماهیت عیلامی قیام و رهبر آن، در بین پژوهشگران تردیدی وجود ندارد و اغلب نیز بر خلاف دو مورد قبلی، این شورش را دارای ماهیتی سیاسی و ملی­گرایانه می‌دانند. با توجه به تأکید داریوش در این کتیبه، بر دین غیر اریایی عیلامی‌ها، و به دست گرفتن حاکمیت ایلام پس از سرکوب این شورش، به نظر می‌رسد پیش از آن سلطۀ پارسی‌ها بر سرزمین عیلام به مرکزیت شوش، نتوانسته بود گرایش‌های سیاسی و ملی­گرایانه را تضعیف کند و عیلام در طی سالیان حاکمیت پارسی‌ها بر این سرزمین، همچنان یک سرزمین عیلامی و با فرهنگ و سنت‌های کهن باقی مانده بود.

همان‌طور که ذکر شد ارائۀ روایتی جامع و کامل از شورش‌های دوران حکومت داریوش اول در عیلام، بسیار مشکل است. داریوش، تنها به ذکر کلیاتی دربارۀ قیام‌هایِ ایلام می‌پردازد، گزارشی که به هیچ­وجه نمی‌تواند تمام ماجرای این شورش­ها پنداشته شود.

به نظر می‌رسد اوضاع شاهنشاهی بعد از مرگ کمبوجیۀ دوم، به اندازه‌ای آشفته بوده که عیلامی‌ها در دوره­ا‌ی کوتاه، سه­ بار شورش کرده­ اند. در شورش دوم، مرتیه خود را اومانیش نامید، که به نظر می‌رسد تلاشی برای پیوند دادن خود به شاهان پیشین ایلام بوده است .

داریوش در ستون چهارم کتیبۀ بیستون، به فهرست کردن شورشیان ایالات مختلف و نوزده جنگی که در یک سال انجام داده بود می‌پردازد. سپس داریوش از متحدان خود در ماجرای کودتا و نکوهش دروغگویی و حمایت   اهورامزدا  از او در رسیدن به پادشاهی صحبت می‌کند ؛

سپس در ادامه، از وقوع شورش در ایلام (برای بار سوم) و همچنین سرزمین سکائیه خبر می‌دهد .

 

به­ طور خلاصه می‌توان اشاره کرد که به دنبال مرگ کمبوجیۀ دوم، و به قدرت رسیدن داریوش، شاهنشاهی هخامنشی درگیر رشته‌ای از شورش ایالات شد؛ عیلام یکی از آن ایالات شورشی بود که شاید بیش از سایر ایالات دچار آشفتگی و بی­نظمی شد. علاوه بر آن، شورش سوم ایلام، زمانی رخ داد که داریوش، پیش از آن  ادعا می‌کند که همۀ شورشی‌ها را سرکوب کرده ‌است. کوتاهِ سخن اینکه وقوع این شورش در این زمان در ایلام، نشانه‌ای از ناپایداری تسلط هخامنشیان در عیلام و  نشان از یک تلاش سیاسی و ملی­گرایانۀ عیلامی برای بازگشت به دوران گذشته و پیش از تثبیت قدرت شاهنشاهی هخامنشی‌ باشد؛ مسئله­ای که ان اشاره کرد اینست که این کتیبه و شورش هایی (شورش های عیلامیان و دیگر بومیان ایران) که داریوش به اشاره کرده  علاوه بر اینکه اثبات میکنند عیلامی ها و دیگر بومیان به هخامنشان و اریایی چشم مهاجر و مهاجم نگاه میکرده اند مشخص میکند که انگونه که اشوربانیپال در کتیبه خود اعلام کرده و خیلی از مفسدان سواستفاده گرها از ان بیان میکنند هیچگاه عیلام بطور کامل از بین نرفته بود فقط برای مدت کوتاهی از لحاظ سیاسی دچار ضعف شدید شده بود. (این مطلب در کتاب دنیای گمشده عیلام نیز ذکر شد)


 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 

مختصر توضیحاتی راجب آریایی و نژاد آریایی

 

 

 

آریایی

 

 آریایی ها با گل و شیرینی دانمارکی به ایران نیامدند!

 

آیا آریایی ها باعث ورود فرهنگ و آداب و رسوم ممتاز در ایران بوده اند؟

*کسیکه در منقطه ی سردسیر یا گرمسیر است لباسی مناسب با آن منطقه را می پوشد,در واقع شرایط به شکلی است که آن فرد لاجرم به پذیرش حکم محیط است.*

پس*اگر کسی از جایی به جای دیگر نقل مکان می کند اتوماتیک وار تابع حکم و خواسته ی آن منطقه می شود.*
در نتیجه:*آریایی ها نمی توانسته اند آیینی فراتر از آیین مردمان کهن این سرزمین بیاورند و یا پیاده کنند.*

حق این است که با حق باشی,نه بر علیه حق,بی حق باشی!

*قدیم ترین مهاجرتی که به ایران شده مهاجرت آریایی ها است. ما هم تحث تاثیر هویت ملی و جریانات ملی گرایانه و باستانگرایی دوره معاصر هیچ گاه آریایی ها را مردمان بیگانه نپنداشتیم و فکر کردیم که اینها با گل و شیرینی دانمارکی به ایران آمدند! در صورتی که این طور نیست. زمان ورود آریایی ها کتابت و تاریخ نگاری مکتوب نداریم و آمدن آریایی ها در حافظه ما مانده و  به صورت داستان های اسطوره ای درآمده است.

*وقتی ما به داستان های اسطوره ای رجوع می کنیم بازتاب جنگ ها و دعواها و نزاع های بین آریایی های مهاجم و ساکنان فلات ایران را می بینیم. به عنوان مثال لقب  تهمورث دیو بند است و دیوان را به بند کشید و از دیوان خط و معماری و کشاورزی آموختند. آریایی ها به این مردمان بومی دیو می گفتند و همان طور که از افسانه ها برمی آید، آنها (آریایی ها) از جایگاه پست تری برخوردار بودند. این مهاجرت ها به واسطه گذرگاه بودن فلات ایران اتفاق افتاده است.

*سال 330 پیش از میلاد، اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد؛ دومین موج بزرگی که در چهار راه حادثه اتفاق افتاد. یونانی ها و مقدونی ها هم همین طور عمل کردند، یعنی آمدند و کشتند و بردند. قرن ها بعد اعراب آمدند و آنها هم به همین شکل ورود کردند. پس از آن ترکان از سمت شمال شرقی وارد فلات ایران شدند و بعد نوبت به مغولان رسید که آنها هم از نواحی شرقی آسیا به تاخت وارد ایران شدند. چنین سرزمینی را با چنین ویژگی هایی فکر نمی کنم جای دیگری در جهان سراغ داشته باشیم که این اتفاقات مهم تاریخی در آن رخ داده باشد. (ورود آریایی ها به فلات ایران تفاوتی با ورود مقدونی ها و ترکان و مغلان و اعراب به ایران ندارد . همه مهاجم بودند ).

 

آریایی ها میراث خوار تمدن ما بودند

*امروزه وقتی ما از خودمان به عنوان ایرانی یاد می کنیم کاملا باید آگاهی داشته باشیم که ایرانی امروز ترکیبی از اقوام مختلف لر و  ترک و کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و مانند این ها است. ایرانی امروز به هیچ عنوان آریایی خالص نیست و اصالت آریایی باید به دست فراموشی سپرده شود، چون در طول تاریخ پیش از ورود آریایی ها، کشور ما بومیان بسیار متمدن داشت و آریایی ها میراث خوار این بومیان متمدن شدند. (آریایی ها قومی وحشی مهاجم بودن که حتی لباس خود را از عیلامیان اخذ کردند).

 

*در سال های اخیر دکتر مازیار اشرفیان بناب چون متخصص ژنتیک و باستان شناسی هستند، مطالعاتی کردند در ارتباط با نژاد آریایی. 26 گروه ایرانیان را مورد آزمایش خونی و دی ان ای آنها را بررسی کردند. همین طور دی ان ای استخوان های قدیمی که در شهر سوخته موجود بود را هم بررسی کردند. نتیجه پژوهش این شد که در دوره ی باستان 30درصد از مردمان ایرانی و آریایی مهاجر و 70 درصد مردمان بومی ایران بودند.

 

 آریانا کجاست ؟

در لغت امده که : منسوب به آریا ، آریایی ؛ نامی است که جغرافی‌دانان یونانی به قسمتی از ایران یعنی سرزمین آریائی‌ها داده بودند ؛ نام قدیم ایران .  اراتُستن  یونانی نخستین نویسنده‌ی خارجی است که این اسم (آریانا) را استعمال کرده و قسمتی از ایران را آریانا نامیده

مستندات:

نام  افغانستان، هرچند از لحاظ کاربرد سیاسی آن جدید است؛ اما این سرزمین کهن بوده و طی قرون متمادی با حدود مختلف به‌نام‌های گوناگون یاد شده است، که مهم‌ترین آنها #آریانا، خراسان و افغانستان است.

🔴دائرةالمعارف آریانا می‌نویسد: کشوری که در تاریخ معاصر جهان به نام افغانستان یاد می‌شود، در قرون وسطی به‌اسم خراسان و در عهد باستان به‌نام آریانا شهرت داشت.


🔴بیشتر مورخان افغان توافق دارند که آریانا نام سرزمین افغانستان در عهد باستان بوده است. این نظر، نه تنها  مخالف اسناد و مدارک تاریخی نیست بلکه برخلاف نظر خاورشناسان غربی و تاریخنگاران نامدار ایرانی هم نیست.

🔴اراتس‌تن (٢٧۶- ۱٩۶ ق. م.)، اولين نويسنده يونانی است که اسم آریانا را برای سراسر سرزمين‌های ميان بیابان مرکزی ایران تا رود سند به‌استثنای غرب (بلخ) و سرزمين‌های شمالی اطلاق کرده است.

به‌گفتة ریچارد ن. فرای، به‌کاربردن نام آریانا توسط اراتس‌تن و نویسندگان  بعد از او، برای بیشتر بخش‌های مشرق ایران [یعنی افغانستان و سرزمین‌های پیرامونش] جز باختر نشان می‌دهد که این اصطلاح را برای نمایاندن سرزمین‌های غیریونانی استعمال کرده‌اند.


اما، استرابون (۶۳/۶٤ ق.م ـ ٢۱م)، جغرافیدان معروف  عهد قدیم یونان، که اندکی بعد از سقوط دولت یونانی در باختر می‌زیست و از افغانستان امروزی با نام آریانا یاد کرده، غرب (بلخ) و سغد را هم جزئی از آریانا به‌شمار آورده‌است.


🔴کلاودیوس بطلمیوس(٨۳-۱۶۱ م.)، ریاضی‌دان،  جغرافی‌دان و ستاره‌شناس که در اسکنریه مصر زندگی می‌کرد، نیز از سرزمینی که در جنوب هندوکش بین کویر  نمک ایران کنونی در غرب و رود سند در شرق واقع بوده، به‌نام آریانا یاد کرده‌است.


🔻میرغلام‌محمد غبار، تاريخ‌نگار معاصر افغان، از شهرهای آریانا چنين نام می‌برد: «غرب (بلخ، تخار، مرو)، آریا(هرات)، خوارزمیش (خوارزم)، اپارتیا (ولایات طوس ونیشاپور)، آراکوسیا (قندهار)، کارامانیا (کرمان)، سکاستین یا درانگانیا (سیستان)، گدروسیا (بلوچستان)، پاکتیا(ولایات خوست، سند)، گندهارا (ولایات پشاور تا کابل)،پروپامیس (غور و هزاره‌جات).»


🔻افق جغرافیایی اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، نیز محل ایریانه ویجه (آریانا = سرزمین اصلی آریایی‌ها) را که زادگاه زرتشت هم به‌شمار می‌رود، در گستره جغرافیای تاریخی افغانستان قرار می‌دهد.

 


🔵اصطلاح آریانا اندکی بعد گويا برای سراسر قلمرو دولت پارتيان نيز به‌کار رفته است، اما محرز نيست.

🔵 ريچارد ن.  فرای می‌افزايد: «چون پارتيان به‌جهانگيری پرداختند، پنداری اصطلاح آریانا چنان‌که در منابع یونانی آمده است، نیز گسترش یافت و آن را آریای بزرگ خواندند که برابر است با ایران‌شهر، اصطلاحی که ساسانیان بر سرزمین‌های زیر فرمان خود اطلاق کردند.»

🔴در عهد اسلامی نیز، تا آنجا که کلمهٔ ایران در آثار مورخان،  جغرافی‌نگاران و شعرایی دری‌گویی با اقتباس از داستانهای کهن حماسی سرزمین خراسان بزرگ در کتابهای کهنه پهلوی، بازتاب یافته است، به‌معنای آریانای باستان در برابر توران بوده است.


🔴دکتر محمود افشار یزدی، دربارهٔ تعبیر فردوسی از اصطلاح  ایران، به همین نکته اشاره می‌کند. او می‌نویسد:

فردوسی هم، ... ایران داستانی که با توران داستانی جنگ داشته، میدان جنگ را همان خراسان بزرگ که شامل افغانستان کنونی و سیستان و مازندران بوده می‌شمرده است.  از زمان ساسانیان است که ایران و ایران‌شهر را که جامع خراسان بزرگ و پارس باشد، ذکر می‌کند.

🔵و باز چنان که از آثار ادبی آن دوره مشاهده می‌شود، زمانی که سخنوران القاب «شاه ایران»، «خسرو ایران»، «خسرو مشرق» و «خدایگان خراسان» و ... را به رسم تعارف به پادشاهان معاصر خود به کار می‌بردند، در نزد آنها کلمهٔ ایران مترادف بود با خراسان(افغانستان) آنروز.

 


 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

در کتاب جهان دانش ( فرهنگ دانستنیها ) اثر:محمد نژد ، انتشارات بنیاد ، صفحه ۹۹ درباره آریایی ها آمده است که: آریایی ها دارای تمدن گاوداری بودند و به زبان "هندو اروپایی" سخن میگفتند ، آنان در سمت خاوری خزر پیشروی کرده و به جنوب سرازیر شدند و در سه هزار و پانصد سال پیش وارد هند شدند ، مردم بومی هند "دراویدی" بودند. اوستا کشور اصلی آریایی ها را ایران ویج نامیده ولی باز روشن نیست که منظور از ایران واج کدام خطه است اوستا پانزده سرزمین آریایی ها را به ترتیب زیر بیان میکند:ایران واج ( کشور آریاها ) _ سوغد ( سغد ) _ مورو ( مرو ) _ باخذی ( بلخ ) _ نیسای ( برخی آن را در ۲ فرسنگی سرخس و برخی با نیشابور تطبیق میدهند ) _ هراف ( هرات ) _ وااکرت ( کابل ) _ اورو ( طوس یا غزنه ) _ وهرکان ( گرگان ) _ هرخووایی تی ( رخج در جنوب افغانستان ) _ ای تومنت ( هیرمند ) _ رگ ( ری ) _ شخر یا چخر ( شاهرود ) _ ورن ( البرز _ خوار ) _ هیت هییذو ( پنجاپ ) .

در همان کتاب صفحه ۱۰۰ آمده که: آریایی ها هر کجا سکنی داشتند اگر برای چند روز هم بود از چوب و ترکه و گل ، کلبه میساختند و بعد آنها را ترک و به سفر ادامه میدادند.

در صفحه ۱۰۱ آورده که: آریایی ها مرده های خود را مثل هندوها میسوختند و با اینکار میخواستند بستگی او را با زمین کم کنند. در ادامه ذکر میکند: آریایی ها به سگ و اسب علاقه داشتند و عناصر طبیعی و موجودات ماوراء الطبیعه را میپرستیدند.

 

 

واژه پارس در فرهنگ فارسی دکتر محمد معین ، جلد اول ، صفحه ۴۵۴ یعنی آواز سگ ، پارس کردن _ عوعو کردن. همچنین در فرهنگ کاتوزیان ( محمد علی طهرانی ) صفحه ۱۳۸ پارس به صدای سگ در موقع حمله معنی شده است.و حتی در فرهنگ دهخدا نیز یکی از معانی پارس به صدای سگ، عوعو کردن اورده شده است

دکتر داریوش احمدی در کتاب هزاره های پر شکوه صفحه ی ۶۱ از قول مرحوم " ناصر پور پیرار " در کتاب اشکانیان صفحه ۲۴ نقل میکند که: واژه ی پارسه نه در معنای جغرافیایی و نه در معنای قومی پیش از ظهور داریوش در شرق میانه یافت نشده است و در تطبیق با معنای مسلم کنونی آن در فارسی معلوم شد که این واژه نوعی ناسزای تحقیر آمیز به معنای بی خانمان ، بی اصل و نسب ، مهاجر مهاجم و غارتگر است که پس از ویرانی های به بار آمده در دوران تسلط هخامنشیان از سوی بومیان اصلی فلات ایران ( ایلام باستان ) به قوم مهاجر کوروش بخشیده شده است.

قبل از داریوش هیچکس و از جمله کوروش اشاره ای به قوم یا سرزمینی به نام پارس ندارد و واژه ی پارس نخستین بار در کتیبه بیستون به کار رفته است.

در فرهنگ عیلام ( ایلام باستان ) پارس یعنی گدا ، ولگرد و مهاجم از این لقب مشتق و به صورت پرسه زدن در فارسی آمده است و حتی صدای عصبانیت سگ را مردم ایران به قیاس پارس شناخته اند.  پارس از الفاظ وارداتی همراهیان بهودی داریوش است و احتمالأ یک واحد نظامی یهودی بابلی بوده است.

در کتاب حزقیال ( ۲۷ / ۱۰ ) و ( ۳۸ / ۵ ) نوشته است که:مردم سرزمین های دور دست پارس ، لود و فوط جزء سپاهیان تو میباشند. جالب اینجاست که نام پارس در کنار اقوام یهود و جزء سپاهیان پیامبر یهود برای اولین بار آورده شده است. جالب تر اینکه اعراب و عبری ها به موش میگویند:فار یا فورس

 

 

 

سخن آخر ...

لازم بذکر هست قطعا اگر برسی شود سنت ها و دلایل محکم تر و بیشتری در عیلامی بودن لرها وجود دارد که در حوصله این مقاله نمیگنجد . شاید دوستانی باشند که به زبان مردم لر اشاره کنند که در زبان لری لغاتی پارسی وجود دارند و اینگونه بخواهند ذهن مردم لر را به سوی آریایی بازی منحرف کنند ، خدمت این دوستان عرض کنم که در زبان لری هزاران لغت عیلامی وجود دارد اما ما از ذکر این لغات خود داری کردیم چراکه هیچگاه زبان دلیلی بر تقسیم بندی اقوام و یا نژادها نیست . صرف اینکه شخصی کردی حرف بزند کرد نیست ، یاکه فارسی حرف بزند فارس نیست . اگر اینگونه بود بنابرین فردی که زبان انگلیسی را فرا میگرفت بواسطه زبانش نژاد و یا قومیت او تغییر میکرد . ایران بزرگ بخاطر اینکه در منطقه استراتژیک ی خاصی که بوده همواره مورد هجوم اقوام مهاجر زیادی قرار گرفته که قدیمی ترین این هجوم ها ، هجوم آریایی ها بوده است و از ان جمله : یونانی ، اعراب ، مغولان، افغان ها و ........

 

همچنین عرض کنم هموطنانی که گول مافیای صهیونیستی پان آریایی رو خوردن چنانچه در رد نظریه آریایی بودن لرها و یا اثبات آریایی بودن لرها نظر و یا دلیل خاصی داشته باشند میتوانند در قالب نظر در زیل این مقاله برای همکاران ما بگذارند ، ما قطعا نظر این عزیزان را نیز نشر میکنیم و تا همتباران ما پاسخگوی این عزیزان باشند 

 

این مطلب ادامه دارد ......

15 نظر

  • رحیمی

    خیلی جالب بود. اینو هم میگفتی ک حتی لباس زنان لر بختیاری و جنوبی شباهت هایی با عیلامی ها داشته. شبی لباس ملکه عیلامی هستند


  • Tamti boyerahmadi

    پارس صدای سگ میباشد (نه ربطی به قوم فارس داره نه به لر ها . این ها فقط دسیسه های صهیونیستی هستند)


  • رضا زیبایی

    با سلام. عرض شود که در این به اصطلاح مقاله از روشهای بسیار ابتدایی و غیر علمی و با پیش فرضهای غلط و متعصبانهراستفاده شده است. و در اخر هم اینکه مطمئن هستم که حتی اگه هدف نویسنده و مدیر سایت نگین زاگرس خبر باشد،نه تنها خیری در ان متصور نیست بلکه باعث اشفتگی ذهن جوانان لر که قرنهاست این هویت ایرانی و اریایی خود را پذیرفته و به ان عشق می ورزند خواهد شد

  • مدیر وبسایت

    برادر عزیزم شما علم و یا علمی بودن یک مقاله رو چگونه تعریف میکنید ؟ اول اینو بفرما . دوم اینکه اگ سالهاست مردم با تاریخ و هویت جعلی اریایی خو گرفتنقرار نیست ما پرده از این اشتباهات و یا دروغات ور نداریم د!!!!!!!!!! شما اگر در در رد این نظریه حرفی دارید بفرمایید یا که اگر معتقد ب اریایی پارسی لرها هستید ادله هاتون بفرمایید. ما پاسخ گو خواهیم بود


  • صیدال بیگ بختیاری

    بنام خدا.درمورد آریایی بودن لرها. اولا اینکه آریایی ها از جای دیگه یا همون قسمت روسیه به ایران اومدنه ساخته وپرداخته خوداروپائیهاست مخصو صا انگلیس تمهکار. چرا؟ به دلیل اینکه تمدن خاصی نداشتنه و خود را به آریائیها میچسپانند. دوما آریائیها ماننده سایر اقوام ایرانی یک تیره از اقوام ایرانی بودنه که در خود ایران وازانشان یا انزان که از اندیکا یا مسجد سلیمان ایذه تا کهگیلویه ولرستان حکومتشون را گسترش میدهند وبر کل دنیا مسلط میشوند. ثانیا تمام مدارک معتبر در موردتاریخ ایران از زمان اسکندر واعراب و چنگیز وتیمورلنگ نابود شده بر چه اساسی آریاییها مردم بومی خود ایران نیستند. یقینا قوم لر از نژاد آریایی است

  • مدیر وبسایت

    بنام او خدا ک خوت صداس کردی !!! گئوم بهتر نی دیه مستند حرف بزنیم؟ ایطو ک تو گفتی فقط ایخای که لر جماعت بخصوص بختیاری یل به آریایی بچسبونی اونم بدون هیچ دلیلی !!! آریایی ها نتنها بزرگ نبیدن بلکه متجاوز هم بیدن مث اسکندر ، چنگیز ، عربا ، مغولا . اروپایی ها هم هیچ درویی ندادنه . اریایی هدن و بخشی از اریایی ها هم وارد ایران وابیدن . مو بختیاریم و اصن دوس ندارم یکی ک هیچ اطلاعی نئداره بیخود ایلم رو پارس بنامه . خ.ب نیست زشته . ولا بخدا زشته . مو فقط لرم


  • البرز حاجی پور

    چگونه میشود قومی عیلامی باشد و زبانش پهلوی و خویشاوند نزدیک زبان پارسی باشد.چرا لرهای بزرگ دقیقا در سرزمین هخامنشیان زندگی میکنند ودر زبانشان هنوز واژگانی از آن دوران یافت میشود.از نظر فرهنگی لرها میراث دار فرهنگ ایران باستانی است.و این نکته را هر لری می داند.از تقدس آتش گرفته تا نمودهای عینی مزداپرستی و تشخص زیبای خیر و شر که در رفتارهای اجتماعی این قوم دیده میشود.هیچکدام با عیلام و عیلامیان نزدیکی ندارند البته خارج از تاثیر وتاثر های فرهنگی.اصولا تمدن عیلامی در همه ی زمینه ها با هستی و چیستی لرها چنان فاصله دارد که هر تاریخ خوانده ایی این را می فهمد. من به عنوان یک لر بختیاری با تمام وجودم باور دارم که پارسیان باستانی نیاکان لرها هستند.این موضوع را هم از لحاظ زبانی و هم تاریخی و فرهنگی و اجتماعی میشود ثابت کرد.البته به شرطی که طرف مقابل سرورها ی جمهوری آذربایجان نباشد.هیچ لری اینگونه که شمایید به خودزني و خودکشی فرهنگی تاریخی دست نمی زند.بارها از متوهمان عیلامی پرسیده ام که با توجه به اهمیت زبان در هویت قومی و ملی ،شما اثبات کنید که شاکله ی زبان لرها را واژگان عیلامی تشکیل میدهند. نه یک یا دو واژه بلکه اساس زبان لری.و همیشه پاسخ آنان سکوت یا توهین بوده.حداقل شما لطف کنید و این کار کوچک را برای لرها انجام دهید تا متوجه باشند که واژگانی همانند ( ب نگشت. دا.بو.برار. مرکز. شیر. ..و همه اینها.عیلامی هستند

  • مدیر وبسایت

    پيام شما صرفا ازين باب منتشر ميشود ك همه ببينند بويي إز علم نبردي و در دوران جهالت ب سر ميبري


  • امینی

    مطالب ارائه شده علمی هستند


  • ام

    مطالب ارائه شده علمی هستند


  • محمد اسماعیل زاده چارلنگ محمود صالح

    با سلام بنده از اطلاعات بدون تعصب و تقریبا مستند ممنونم بیشتر روزی را که خشایارشاه بی غیرت آریایی البته بگم طبق اسناد کتاب های پنهان در یهود که در این روز خشایارشا شاه 75 هزار نفر را کشت آریایی بود و در این جشن که اعمال غیر حیوانی انجام داد بنویسید. از همجنس بازی تا تجاوز به خواهر خود در پادشاهان آریایی بنویسید لرها از عیلام از الیمایی از نژاد پاک طینت و سلحشور زنان و مردان ایران زمین در کنار اقوام و تمدن های جیرفت و شهر سوخته و از این قبیل قدمت ها در ایران هستند نه از اروپا نه از هند و چین و افغان و مغول و عرب بلکه از خاک پاک میهن عزیزمان ایران همیشه جاویدان هستند. زنده باد ایران زنده باد اقوام اصیل ایرانی نژاد زنده باد اقوام لر تبار


  • رضا نوروزی

    در کتاب سرزمین جاوید ، جلد اول ، صفحه ی ۱۴۷ آمده است که:کوه نشینان مغرب ایران که در کوهستان های زاگروس زندگی می کنند و امروزه ما آنها را به اسم مردم لور ( لر ) میشناسیم ، مورخین نتوانسته اند کوه نشینان مزبور را وابسته به هیچ یک از اقوام سه گانه پارت و پارس و ماد نمایند. لورها عضو هیچ گروه مهاجر آریایی نیستند و قبل از ورود آریایی ها ساکن ایران و وارث تمدن و مدنیت ایلام باستان و کاسیت بوده اند.


  • احمد لشنی

    ورود آریایی ها به فلات ایران محققأ معلوم نیست از کدام جهت بوده است. بعضی روایت ها میگویند از غرب دریای خزر ، بعضی میگویند شرق دریای خزر ، بعضی میگن آسیای میانه ، افغانستان ، شمال هند و … نا آشکاری مبدأ این کوچ موجب شده تاریخ نگاران از ورود به این فصل طفره روند چون هیچ اتفاق نظری وجود ندارد. اوستا مملکت آریاها را ایران واج میگوید ولی معلوم نیست که مقصود از ایران واج کجاست؟ خانم دکتر آملی کورت در کتاب هخامنشیان صفحه ۲۷ مینویسد:پیشینه امپراتوری پارس آکنده از مسایل و فرضیه های ناسازگار است اکنون بیشتر محققان نظریه کایلر یانگ را پذیرفته اند که آریایی ها در آغاز مهاجران رمه گردانی بودند که در طول دوره طولانی از آسیای مرکزی به ایران کوچ کردند


  • مجید محمدی

    پارسیان باستان هر آنچه داشتند بر پایه علوم و فنون ، معماری ، فرهنگ و ارتباطات اجتماعی کاسیان و ایلامیان باستان بوده است. کاسی ها دومین لشکر سپاه ایران در لشکر کشی خشایارشاه به آتن را تشکیل میدادند. کوروش بعد از پیروزی های خود گفتاری نمود و برآورد و گفت اکنون من حکومت انشان (یکی از ایالات ایلام باستان ) را زنده کردم. هنر هخامنشیان از فرهنگ اقوام مغلوب ایران (ایلام و کاسیت ) اقتباس شده است. پان آریایی ها حتی نمی توانند یک نمونه از آثار مادی ، فرهنگی و مدنی بجا مانده از آریاییان مهاجر را معرفی کنند که لااقل معلوم شود آنها در چه سرزمینی میزیسته اند و تمدن ، تولید و روابط عمومی شان در چه سطحی بوده است؟ هنوز به ضرس قاطع محل تجمع اولیه آریایی ها و تاریخ شروع مهاجرت و جدایی شان از یکدیگر مشخص نیست. آریایی ها حتی مکان جغرافیایی معینی ندارند تا از آن نقطه به تاریخ وارد شوند. پان آریایی ها با ادعاهای عوام پسندانه ، غیر واقعی و نژاد پرستانه فقط زمینه تحقیر خودشان را فراهم میکنند. مالوری در تحقیقی فشرده بیش از ۱۰۰ نام را بعنوان مبدأ مهاجرت آریاییان فهرست میکند. سارا پومری و دیگران در کتاب یونان باستان ، صفحه ۱۰ ، سال ۱۹۹۹ ، از انتشارات دانشگاه آکسفورد مینویسد:افسانه آریایی ها تنها حاصل عقاید متعصبانه اروپا محوری بود و در حال حاضر هیچ محققی حتی بخشی از این افسانه آریایی ها را که بعدها زمینه ساز جنایات فاشیستها و نازی ها علیه بشریت شد را نمی پذیرد.


  • خسرو نجمی

    تورات خاستگاه کوروش را سرزمین ماوراء دریای سیاه معرفی میکند ( ارمیا باب ۵۰ بند ۳ ) و ( اشعیا باب ۴۱ بند ۲۱ ) . ناصر پور پیرار در کتاب تأملی در بنیان تاریخ ایران صفحه ۲۵۰ مینویسد:هخامنشیان از اسباط و قبایل یهودی بودند و بزرگانشان اسامی عبرانی داشتند نام کوروش در تورات به صورت خوروش آمده که در روسی به معنای مار سیاه و زهر آگین است این همان واژه ای است که در پیشوند نام خروشچف هم دیده میشود نامهای فامیلی روسی ارتباط گسترده ای با اسامی حیوانات وحشی و جنگلی دارد مثلأ زایتسف و یا مدویدوف که اولی به معنای از خانواده خرگوش ها و دومی به معنای از خانواده خرس ها است. بدین ترتیب کوروش یک لقب محلی روسی است. از استقرار داریوش تا ظهور اسکندر ، دربار هخامنشیان را در تیول کامل رهبران و رسولان یهودی می بینیم. یهودیان با کمک استر زن یهودی خشایارشاه که الان هم قبرش در شهر همدان است و بازوی نظامی و خشونت گر هخامنشیان ، بومیان اصلی ایران را در ماجرای پوریم قتل عام میکنند. نسل کشی پوریم در کتاب استر ، باب نهم و بندهای ۶ و ۱۵ آمده و هامان و مردخای یهودی جزو درباریان بلند پایه یهودی هخامنشی بودند و وشتی و استر شهبانوان هخامنشی بودند. یوزفوس فلاویوس مورخ رومی سده ی یکم میلادی و ابن عربی مورخ مسیحی سده ی هفتم هجری در صفحه ی ۶۷ داستان استر و مردخای یهودی در عصر خشایارشاه را بیان میکند. پان آریایی ها و پان پارس ها همیشه حقایق را آنگونه که میخواهند و می پسندند و منافع شان اقتضا میکند ، می بینند و توصیف میکنند. آنها نه تنها اعتنایی به جنایات از پیش اندیشیده شده و توطعه آمیز هخامنشیان که آلت دست یهودیان بودند ، نمی کنند بلکه میکوشند تا این قوم خون ریز را از جنایات شان تبرعه، کرده و هر نوع بازگویی حقیقت را در این باره توطعه و دسیسه دشمن معرفی کنند!!! چرا هخامنشیان اینقدر نسبت به یهودیان لطف داشتند؟ آنها را به سرزمین اصلی شان در اورشلیم میفرستند و معابد و کنیسه هایشان را بازسازی و مرمت میکنند و از یهودیان زن و وزیر انتخاب میکنند. اگر کوروش یکتا پرست بوده پس چرا در منشور کوروش به صراحت از بت مردوک بعنوان خدای آسمانها و زمین یاد شده و کوروش آن بت را بارها تقدیس میکند؟ اگر بت پرست نبوده پس چرا همش میگفته:به خشنودی، خدای بزرگ مردوک؟؟؟ نامی از زرتشت در منشور کوروش وجود ندارد و بر خلاف رسم زرتشتیان کوروش دستور داده بدنش را در خاک دفن کنند آیا کوروش بر طبق تعلیمات زرتشتی اطلاع نداشته که نباید خاک را با جسدش آلوده کند؟ کوروش دین واحدی نداشته که به آن ایمان داشته باشد و بیشتر پیرو یهودیت بوده و توجه ویژه به قوم یهود در دوره هخامنشی این نظر را تأیید و تثبیت میکند.


  • لیدوما

    پارس معنای بدی میده. لرها هم هیچوقت پارسی نبودن


  • تورک اوغلو

    من مدت های زیادی در بین لر ها بوده ام و تفوات اشکاری در نوع نگرش و فرهنگ آنها با فارس ها می بینم لر ها از نظر ژنتیکی تفاوت های آشکاری با فارس ها دارند و گمان می کنم بسیاری از متون ادبی و تاریخی ملت لر به عمد از بین رفته و البته نوعی جسارت و شجاعت در بین لر ها دیده می شود که در اثر ماسئل تاریخی در انها شکل گرفته نوعی بی خیالی و رخوت نیز در آنها دیده می شود شاید دلیل این باشد که لر ها در ایران محصور هستند و همتباری ندارند که مثلا یک کشور مستقل داشته باشند که بتوانند فرهنگ لری را اپدیت و به روز رسانی کنند بین لر ها و گرجی ها هم شباهت های زیادی هست و ساکنین قفقاز , اما در هر صورت زنده نگه داشتن و به روز اوری فرهنگ لر تنها از عهده مردم لر برخواهد آمد


  • پرسون(پشتون)

    آریایی های واقعی مردم افغانستان و تاجیکستان فعلی هسند و سرزمین آریانای واقعی نیز ربطی به کشور فعلی ایران ندارد و منطبق بر کشور افغانستان امروزی می‌باشد. شما ایرانی ها فقظ دری(فارسی) زبان هستید . و ریشه زبان شما نیز به تاجیکستان و افغانستان فعلی میرسد. شما ایرانی‌ ها دزدان تاریخ و هویت ما دری زبان‌ها و آریایی تبار های واقعی هستید. اگر کوروش و هخامنشان و پارس های نیز آریایی بودند به خاطر این بود که از ما دری زبان‌ها ریشه گرفته بودند. همچنان که اقوام آریایی تبار پشتون(پارس-پرسون قدیم) نیز هنوز در افغانستان زندگی میکنند. در نتیجه هم ریشه زبان فارسی به افغانستان و تاجیکستان(تا حدودی آسیایه میانه) امروزی برمیگرده و هم ریشه تباری و نژادی آریایی. همچنان که آزمایش های ژنتیکی و DNA نیز ثابت کرده پشتون‌های افغانستان و تا حدودی تاجیک‌های دری زبان بیش از 80 درصد آریایی تبار و جد پدری آریایی دارند. ولی جد پدری شما ایرانی ها کمتر از 10 درصد آریایی تبار هست. حالا برید خوش باشید دزدهای بی هویت تاریخ دزد



آخرین مقالات