سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

نقد نظریه کرد بودن لرها

لرها با کرد بودن بسیار در تضاد هستند . خلاصه عرض کنم که : ولادیمیر دیاکونف روسی در کتاب تاریخ ماد صفحه ۸۸ و رومن گیرشمن در کتاب ایران از آغاز تا اسلام صفحه ۵۵ مینویسند:لرها از اعقاب باستانی مسکون در سرزمین لرستان هستند و منشأ نژادی آنان به لولوبی _ گوتی _ کاسی و عیلامی میرسد. با توجه به مستندات تاریخی و پژوهش های انجام شده میتوان استنباط کرد که قوم لر از جمله بومیان اصلی و قدیمی ایران و وارثان تمدن عیلام و کاسیت هستند. مشخصات فیزیکی ، آداب و رسوم ، پوشاک ، خصوصیات و ویژگی های زبانی لرها و نزدیکی واژه ها و زبان آنها به زبان های پهلوی باستان و اوستایی بیانگر اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن آنهاست. مردمان قوم لر از اختلاط و آمیزش با نژادهای غیر ایرانی تا حدودی به دلیل موقعیت زیستی و جغرافیایی و کوهستانی خود مصون مانده اند و کمتر در معرض تهاجم تمدن های مختلف کشور گشایان و فاتحان بیگانه قرار گرفته اند. در اثبات اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن اقوام لر میتوان به همسانی زبانی و پوشش آنان با اقوام باستانی و همینطور سابقه ی کهن تاریخی محل سکونت این اقوام اشاره کرد. لباس زنان لر شباهت بسیاری به لباس زنان دوره ی ساسانی دارد و زبان لری به زبان پهلوی عهد ساسانی نزدیک است و از واژه های ترکی و عربی کمتر بهره میگیرد. محققان قرار گرفتن محل سکونت آنان را در میان کوه های بلند و صعب العبور و پر درخت را عامل حفظ اصالت نژادی و دلیل عدم اختلاط زبان لری با زبانهای ترکی و عربی دانسته اند. زبان باستانی لری سرشار از واژگان اوستایی و پهلوی است که خود بهترین معیار است برای تشخیص تبار و اصالت نژادی مردمان لر .

نقد نظریه کرد بودن لرها

 

(‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ‏) حجرات/ 13

«‏ اي مردمان ! ما شما را از مرد و زني ( به نام آدم و حواء ) آفريده‌ايم ، و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده‌ايم تا همديگر را بشناسيد ( و هر كسي با تفاوت و ويژگي خاص دروني و بيروني از ديگري مشخص شود ، و در پيكره جامعه انساني نقشي جداگانه داشته باشد ) . بي‌گمان گرامي‌ترين شما در نزد خدا متقي‌ترين شما است . خداوند مسلّماً آگاه و باخبر ( از پندار و كردار و گفتار شما ، و از حال همه‌كس و همه چيز ) است . ‏»

لرها کرد نیستند

 

اگر تاریخ اسلامی را ملاک قرار دهیم از قرن سوم هجری ( یازده قرن پیش ) نام لر در متون تاریخی مورخان و جغرافی نویسان آمده است. اقوام لر بر اساس یافته های زبان شناسی ، انسان شناسی ، مشترکات و پیوستگی های جغرافیایی ، نژادی ، فرهنگی ، تاریخی و معیشتی اصالتأ ایرانی الاصل و بازماندگان اقوام بومی و باستانی ایران مثل: عیلامیان و کاسیان و لولوبیان و گوتیان هستند که پیش از ورود آریایی ها ساکن ایران بودند و نمیتوان به هیچ عنوان آنها را زیر مجموعه فارس یا کرد معرفی کرد. هر چقدر هم که به عقب برگردیم باز هم لر هیچ شباهتی به کرد پیدا نمیکند و احتمال اش در حد محال است.

 

ولادیمیر دیاکونف در تاریخ ماد صفحه ۸۸ و رومن گیرشمن در کتاب تاریخ "ایران از آغاز تا اسلام" صفحه ۵۵ لرها را از اعقاب باستانی مسکون در سرزمین لرستان میدانند که منشأ نژادی آنان به عیلامیان ، کاسیان ، لولوبیان و گوتیان میرسد.

 

دکتر فرخ ملک زاده در مقاله "اقوام باستانی غرب ایران" که در مجله "تاریخ هنر" چاپ شده در صفحه ۵۷ مینویسد:زبان عیلامیان ، کاسیان ، لولوبیان و گوتیان که همسایه هم بودند و در نواحی زاگرس می زیسته اند با هم قرابت و نزدیکی داشته و از یک خانواده زبانی بودند.

 

نام قوم لر هم مانند سایر نامها در طول تاریخ ، دچار تغییر ، تحولو تطور شده است و این تنها منحصر به قوم لر نیست و اقوامی چون:بلوچ ، کرد ، طالش ، گیلک و غیره نیز از این امر مستثنی نبوده اند و در قرن سوم هجری و بعد از آن مورخان و جغرافی نویسان لفظ لر را در تألیفات خود بصورت:اللریه _ لاریه _ بلاد اللور _ لوریه و لور در آثار خود آورده اند.

 

ابن حوقل در کتاب صوره الارض صفحه ۲۹ این واژه را به شکل لور آورده است.

 

استخری هم در کتاب مسالک و الممالک در صفحه ۹۶ مینویسد:بر اثر کثرت تلفظ و تخفیف صوتی که در زبان لری معمول است لور به لر تبدیل شده است.

 

مورخان کرد تبار مثل: شرفخان بدلیسی در کتاب شرفنامه / مردوخ کردستانی در کتاب تاریخ کرد و کردستان / رشید یاسمی در کتاب کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او / صدیق صفی زاده بورکه ای در کتاب کردی بیاموزیم / محمد مرتضایی در کتاب زبان کردی و … در پژوهش های قومی ، گرفتار پاره ای از گرایش ها و تمایلات قومی میشوند و بسیاری از مردمان غیر کرد مثل: لر _ زازا _ هورامی _ کلهر - عرب  و… را هم کرد به شمار می آورند و به ترویج نظریه کرد بودن لرها پرداخته اند.

 

نظریه کرد دانستن لرها بر پایه دلایل و براهین مستحکمی استوار نیست و شواهد و گزارشات تاریخی آن را تأیید نمیکند.

برخی نویسندگان خارجی مثل کرزون و لایارد نیز این ابهام و سرگردانی را تشدید کرده اند بدون اینکه دلیلی را برای صحت و درستی نظرات خود اراعه دهند از این رو نکات چندان قابل اتکایی در این باب اراعه نداده و روایت ایشان در این باب از نظر علمی قابل تأمل به نظر نمیرسد. در طول تاریخ به ویژه از دوران اسلامی بدین طرف این دو گروه قومی ، هویت مستقل داشته و به عنوان دو جمعیت قومی بزرگ قلمروهای جغرافیایی با حدود تقریبأ مشخصی داشته اند. شاید مهاجرت فقط صد خانوار از طوایف کرد در قرن ۶ هجری به سرزمین لر بزرگ باعث رواج بیشتر این نظریه گردیده که لرها و کردها از یک گروه قومی و نژادی هستند. همچنین حاکمان بخشی از لرستان در دوره ای از تاریخ ( قرن چهار هجری ) کرد حسنویه بوده اند و بعدها این نظریه عمومیت پیدا کرده که چون حاکم کرد است پس کل مردمان تحت حکومت هم کرد هستند.

 

همانطور که گفته شد عده ای فرمانروایی حکام کرد حسنویه بر بخش هایی از لرستان را دلیلی بر کرد بودن لرها پنداشته اند لیکن باید این نکته را در نظر داشت که زمامداری حکام حسنویه کرد تبار بر بخشهایی از قلمرو لرستان نمیتواند دلیلی بر کرد بودن لرها باشد زیرا با توجه به مبانی و شیوه های بر آمدن حکومت ها در تاریخ ایران به ویژه تاریخ میانه ، در سطح ملی و محلی الزامأ ضرورتی بر پیوستگی قومی و حتی نژادی و زبانی فرمانروایان و جامعه تحت فرمان وجود نداشت.

مروری بر سلسله های حاکم تاریخ ایران و قلمروها و حکومت های محلی به روشنی این واقعیت را آشکار میسازد. هم چنین این نکته را باید در نظر داشت که دوران زمامداری حکام حسنویه در بخشهایی از لرستان به دلیل غیر بومی بودن دیری نپایید و در اوایل قرن پنجم هجری پایان پذیرفت اگر چه زمامداری اتابکان لر کوچک و بزرگ بیش از ۴ سده تداوم داشت.

عده ای کرد بودن لرها را مبتنی بر طرح برخی دیدگاه ها توسط متقدمین یا نویسندگان خارجی بدون بررسی علمی و تحلیلی پیگیری کرده اند. افزون بر این پاره ای شواهد و مبانی نتیجه گیری از داده های موجود نیز از پایه و اساس درستی برخوردار نیست اما باید این نکته را در نظر داشت که در میان منابع و مآخذ موجود نیز میتوان دیدگاه های متنوع و گاه بی اساس دیگری را یافت که در تعارض جدی با دیدگاه مذکور هستند. برای نمونه درباره منشأ نژادی قوم لر دیدگاه هایی مطرح است که افزون بر تشدید مناقشه بر سر ریشه نژادی لرها اساسأ پیوستگی های قومی و حتی نژادی ایشان با کردها، را دچار اشکال میسازد. در بررسی گزارش های مورخان و جغرافی نویسان نظیر مسعودی _ استخری _ ابن حوقل _ طبری و دیگران که لرها را گروهی از اکراد دانسته اند به نظر میرسد توجه به این نکته ضروری است که واژه کرد در قرون اولیه اسلامی کاربردی عام برای همه گله داران _ بیابان گردان _ چادر نشینان و عشایر کوه نشین زاگرس داشته است. از این رو بیش از آنکه این واژه ( کرد ) به معیارهای هویتی و قومی توجه شود شباهت های معیشتی مورد توجه قرار میگرفت. از این روی کاربرد لفظ کرد برای لرها نیز تابع چنین تصور و نگرشی است. به بیان دیگر به آن دسته از ایرانیانی که در صحرا و دامنه ی کوه ها به سر میبردند و گوسفندان و چهار پایان را پرورش میدادند و رمه گردانی و چوپانی میکردند بدون در نظر گرفتن ماهیت قومی و نژادی به آنان "کرد" میگفتند. چنان که یعقوبی در البلدان صفحه ۵۰ مینویسد که:جایگاه کردان در کوهستان های حد فاصل اصفهان و اهواز است. استخری هم در کتاب المسالک و الممالک صفحه ۹۷ ضمن بر شمردن طوایف و ایلات فارس آنها را کرد به معنی گله داران بیابانگرد توصیف کرده است. ابن حوقل هم در صوره الارض ، کوچ ( قفص ) کرمان را صنف من الاکراد میداند. استخری واژه کرد را به منظور توصیف نوعی معیشت به کار برده است که مهمترین وجه متمایز آن تأکید بر گله داری و جابجایی در پی مراتع باشد. بر این پایه میتوان نتیجه گرفت که جغرافی نویسان و مورخان قرون اولیه اسلامی از مردمان صحرانشین و نیمه صحرانشین با عنوان کلی اکراد یاد میکردند و منظور آنها لزومأ مردمان کرد نژاد نبوده است بلکه همه چادرنشینان و همه گله داران را چنین می نامیده اند.

 

برخی مورخان و محققان ایرانی و خارجی مثل:دکتر سعید نفیسی ، دکتر پرویز خانلری ، دکتر اسکندر امان اللهی ، دکتر آساطوریان ، دکتر مارتین وان بروینسن ، پروفسور ولادیمیر ایوانف ، پروفسور دیوید مکنزی ، پروفسور ریچارد نلسون فرای ، خانم دکتر آنه لمبتون و … چنین معانی را از واژه کرد استنباط می نمایند و آن را یک نوع شیوه معیشت بر پایه کوچ و دامداری و دامپروری میدانند. نباید اطلاق عام کرد را معیار تعیین قلمرو جغرافیایی و اجتماعی کردها فرض کرد بلکه واژه کرد در اینجا به معنی شیوه زندگی است و نه معنی قومی و حتی در برخی از منابع اسلامی کوچ نشینان عرب سودان را نیز کرد خوانده اند.

در دوره ساسانی به همه کسانی که شیوه چادر نشینی داشتند واژه کرد اطلاق شد. عده ای هم روایت مهاجرت برخی خانوارهای کرد به قلمرو لرها را مبنای کرد دانستن قوم لر پنداشته اند. باید در نظر داشت که چنین جابجایی هایی در فرایند تحولات تاریخی ایران در تمام پهنه جغرافیایی فلات و سرزمین های پیرامونی امری طبیعی است و اصولأ مهاجران به عنوان یک اقلیت کوچک با وجود منشأ متفاوت نخست به لحاظ سیاسی و اجتماعی و سپس در بعد فرهنگی در جامعه و اجتماع جدید تحلیل میرفتند. از این رو خانوارهای کرد مهاجر به قلمرو قوم لر به تدریج ویژگی ها و خصوصیات جامعه جدید را پذیرفتند و ویژگی های قوم لر را در حوزه فرهنگی ، زبانی ، معیشتی و وجوه دیگر را پذیرفته و قبول کردند.

 

اولین بار مؤلف تاریخ گزیده ( حمدالله مستوفی ) در صفحه ۵۴۰ از مهاجرت صد خانوار کرد از جبل السماق شام و سکونت آنها در سرزمین لر بزرگ گزارش داده است. حمدالله مستوفی فقط هویت دو خانوار مهاجر یعنی عقیلی و هاشمی را مشخص کرده ولی درباره دیگر خانوارها مطلبی بیان ننموده است. نکته دیگر اینکه مؤلف تاریخ گزیده در گزارش خود فقط اسامی خانوارهای مهاجر را ذکر کرده است بدون آنکه از طوایف، بومی ساکن منطقه لر بزرگ نامی برده باشد. چون سرزمین قوم لر طبق کاوش های باستان شناسی ، گزارشات مورخان و جغرافی نویسان پیشین ، وجود آثار باستانی و تاریخی سکونت ، حضور اقوام باستانی و بومی در سرزمین قوم لر مثل کاسیان ، اوکسیان ، عیلامیان ، علیمایید و … در لرستانات نقش پر رنگی داشته اند و این سرزمین پر نعمت هیچوقت خالی السکنه نبوده است. شاید عده ای اساسأ تمامی جمعیت لرها را خانوارهای مهاجر مذکور تصور کرده اند در حالی که به نظر میرسد گزارش نام خانوارهای مهاجر ناشی از برجستگی و اهمیت مهاجرت ، عوامل و پیامدهای آن باشد. البته اشتباه تاریخی نویسنده یا منابع او که شاید تمامی لرها را خانوارهای مهاجر پنداشته است یا اینکه چون لرها در نواحی کوهستانی و صعب العبور پراکنده بودند و مؤلف تاریخ گزیده یا هر فرد دیگری نتوانسته سرشماری و اطلاعات درستی از این طوایف در منطقه وسیع و کوهستانی با راههای صعب العبور فراهم کند نیز قابل تصور است. در ثانی نام لر و مردمان سرزمین لر در قرنهای پیش و در آثار مورخان قرن سوم هجری به بعد آمده است پس نمیتوان مهاجرت صد خانوار مهاجر را به سرزمین قوم لر ، را به کل لرهای بومی تعمیم و تسریع داد چون اساسأ صد خانوار چقدر جمعیت و مرد جنگی داشته اند که بخواهند تاریخ ساز شوند؟ از طرف دیگر ابن فضل الله العمری در کتاب "مسالک و الابصار فی ممالک الامصار" حدود یک قرن پیش از حمدالله مستوفی در کتابش گزارش میدهد که:الوار ( لرها ) در سوریه ( شام ) و مصر حضور دارند که زبردستی و چالاکی آنان در نزد عموم زبانزد بوده است و همین امر باعث وحشت صلاح الدین ایوبی ( اهل تسنن ) میشود و دستور قتل عام آنها ( الوار شیعه ) را صادر میکند به احتمال زیاد اینان همان هایی بودند که حمدالله مستوفی اشاره کرده که از جبل السماق شام به سرزمین لر بزرگ رفته اند.

 

در خصوص همسانی در تلفظ بعضی واژه ها و لغات در زبانهای لری با مشابه آن در کردی باید گفت که گویش های مختلفی نظیر:لری ، کردی ، بلوچی ، گیلکی ، طبری و … که امروزه بین اقوام رایج است به تدریج پدید آمده اند و به دلیل عضویت در یک خانواده زبانی ( زبان های ایرانی ) یک ریشه مشترک داشته اند بنابراین همسانی و اشتراک زبانی امری بدیهی به نظر میرسد و اتفاقأ لغات مشترک و همریشه بین لری و گیلکی و طبری بیشتر است تا کردی.

 

 

 

نتیجه گیری:

با توجه به مستندات تاریخی و پژوهش های انجام شده میتوان استنباط کرد که قوم لر از جمله بومیان اصلی و قدیمی ایران و وارثان تمدن و مدنیت عیلام و کاسیت هستند. مشخصات فیزیکی ، آداب و رسوم ، پوشاک ، خصوصیات و ویژگی های زبانی لرها و نزدیکی واژه ها و زبان آنها به زبانهای پهلوی باستان و اوستایی بیانگر اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن آنهاست. قوم لر از اختلاط و آمیزش با نژادهای غیر ایرانی تا حدودی به دلیل موقعیت جغرافیایی و کوهستانی خود مصون مانده اند و کمتر در معرض تهاجم تمدن های مختلف کشورگشایان و فاتحان بیگانه قرار گرفته اند. در اثبات اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن اقوام لر میتوان به همسانی زبانی و پوشش آنها با اقوام باستانی و همین طور سابقه ی کهن تاریخی منطقه محل سکونت این اقوام اشاره کرد.

 


 

وجه تسمیه واژه کرد

 

 

در کتاب فرهنگ لغت کردی ( بدایع اللغه ) اثر:میرزا علی اکبر وقایع نگار کردستانی در صفحه ۱۴۴ ذیل واژه کرد مینویسد:کرد را طایفه ای صحرانشین کم فهم را میگویند خصوصأ چنان که مشهور است لفظ کرد مبدل کرت است که به معنی کوتاه میباشد و طوایف صحرانشین کرد چون در فهم و عقل قصور دارند مسمی به این اسم شده اند. و در همان کتاب صفحه ۱۴۵ باز کرد را به معنی چوپان و گوسفند چران معنی کرده است.

در فرهنگ لغت عربی لاروس ، جلد دوم ، صفحه ۱۷۰۴ ، کرد به معنی راندن ستور است. در واژه نامه طبری ( مازنی ) نوشته دکتر صادق کیا ، صفحه ۱۶۶ کرد به معنی چوپان گوسفند آمده است هم اکنون در روستاهای مازندران هر وقت نوبت چوپانی مردان میشود میگویند تو امروز کردی.

در کتاب جامعه شناسی ایلات و عشایر نوشته:دکتر یعقوب احمدی صفحه ۷۸ آمده که در گذشته تمام گروه های چادرنشین ( عشایر ) را اکراد مینامیدند. دکتر علی اکبر نیک خلق در کتاب "زمینه جامعه شناسی عشایر ایران" ، چاپ چهاردهم ، صفحه ۲۰ مینویسد:تاریخ نویسان و جغرافیا دانان از تمام ایلات ایران تحت عنوان "اکراد" نام میبرند که تنها کردها را در بر نمیگیرد بلکه همه چادرنشینان غیر ترک را نیز شامل میگردد. فرهاد نعمانی در کتاب "تکامل فعودالیسم در ایران" صفحه ۴۵۱ مینویسد:در زبان فارسی واژه کرد بر چوپان و شبان دلالت دارد. حمزه بن حسن اصفهانی ( ۲۷۰ _ ۳۶۰ قمری ) در کتاب "سنی ملوک الارض و الانبیاء" از دیلمیان به عنوان "اکراد طبرستان" و از اعراب به عنوان "اکراد سورستان" نام میبرد. در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی واژه کرد به صورت کورتان یا کوریتان به معنی شبانان آمده است. در کتاب اسرار التوحید نوشته ابوسعید ابی الخیر آمده که کرد بود و گوسفند دار.

واژه کرد در گذشته ، معنایی به غیر از معنای امروزی آن داشته و به معنای رمه گردان و عشایر کوچرو آمده است و در منابع اسلامی به سیاهپوستان کوچگر سودان هم کرد گفتند و در ابیات شاعران در قرنهای اول اسلامی واژه کرد به معنای رمه دار و چوپان آمده مثلأ رودکی میگه:

از بخت و کیان خود بگذشتم و پردختم _ چون کرد بماندستم تنها من و این باهو /

بینیت بینم چون خانه کردان _ آراسته همواره به شیراز و به رخبین /

 

بارانی میگه:

در بیابان بدید قومی کرد _ کرده از موی هر یکی کولا /

سعدی میگه:

چو سیلاب خواب آمد و هر دو برد _ چه بر تخت سلطان چه بر دشت کرد /

غزالی لوکری:

بخارا خوشتر از لوکر خداوندا همی دانی _ ولیکن کرد نشکیبد از این دوغ بیابانی.

 

استخری ( درگذشته به سال ۳۴۶ هجری ) ضمن برشمردن رموم و طوایف فارس ، آنها را کرد یعنی گله داران بیابان کرد توصیف میکند ( المسالک و الممالک صفحه ۹۷ ) .

کرد معنی و بار قومی نداشته و فقط بر شیوه زندگانی عشایر کوچرو دلالت میکرده است.

ابوالحسن مسعودی در کتاب "التنبیه والاشراف" صفحه ۸۴ و اصطخری جغرافیدان سده چهارم هجری در مسالک والممالک صفحه ۸۹ کردها را غیر ایرانی میداند. کافی کلینی در اصول کافی ، جلد ۵ ، صفحه ۱۵۸ میگه:با کردها همنشینی نداشته باشید زیرا که طایفه ای از جنیانند.

علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب بدایع اللغه صفحه ۱۹ مینویسد:حدیث نبوی صلی الله تعالی شأنه علیه و سلم فرموده:الاکراد طاعفه من الجن ( کردها طایفه ای از جن هستند ) و این حدیث در کتاب فقهی "شرح لمعه" و اکثر کتابهای تاریخی هم آمده و وجود دارد.

در تاریخ ابن خلکان و کتاب قصه و أمم که در انساب عرب و عجم است آمده که:اکراد از نسل عمرو مزیقیا میباشند که اجدادشان از ملوک یمن بودند و به ولایت عجم آمده و حتی شعری هم در این مورد هست که میگوید:لعمرک ما الاکراد من نسل فارس _ ولکنه کردین عمرو بن عامر . سوگند به جان شما کرد از نسل فارس نیست بلکه کرد فرزند عمرو بن عامر است و عمرو و پدرش از ملوک یمن بوده و بعد از آن به شام منتقل شدند و مذهب کرد من أوله إلی یومنا هذا ( از ابتدا تاکنون ) تسنن بوده و پیرو شافعی و حنفی.

 

مسعودی در این مورد روایات گوناگونی از کسان مختلف ذکر کرده که به قرار زیر است:

1- «مردم پیرامون ریشه کردها اختلاف کرده اند گروهی، آن ها را از نسل ربیعه بن نزار بن معد بن عدنان دانسته که از قدیم جدا شده و به کوه ها و دره ها رفته اند و با ملت های دیگر عجم و فارس ساکن آبادی ها و شهرهای همجوار شدند. بنابراین زبان خود را ترک کردند و هر کدام از قبایل کرد زبانشان عجمی شد.»

2- «گروهی دیگر گویند: که کردها از قبیله مضر بن نزار و از فرزندان کرد بن مرد بن صعصعه بن هوزان هستند که از زمان های قدیم به خاطر جنگ های خونینی که با غسانیان داشته جدا شدند.»

3- «گروهی دیگر گویند: که آن ها از ربیعه بن مضر هستند و به خاطر یافتن آب و چراگاه به کوه ها رفتند و به علت مجاورت با ملت های دیگر زبان عربی را ترک کردند.»

4- «جمعی از متأخران و آگاهان کرد می گویند: که آن ها از فرزندان کرد بن مرد بن صعصعه بن حرب بن هوزان هستند و گروهی دیگر گویند: که آن ها از فرزندان سبیع بن هوزان هستند اما حرب و سبیع نزد نسب شناسان مضر ابتر (بدون نسل) بوده اند و باقیمانده هوزان از بکر بن هوزان بوده اند.»

5- «و از کردان کسانی نیز بر این رفته اند که آن ها از ربیعه سپس از بکر بن وائل هستند که در روزگار قدیم به سبب جنگ هایی که بینشان بوده است به سرزمین عجمان افتاده و ما بین آن ها پراکنده شده اند و زبانشان تغییر کرده است و طایفه ها و قبیله ها شده اند.»

6- ایرانیان گویند: «کردها از فرزندان کرد بن اسفندیار بن منوچهر هستند.»

قلقشندی می نویسد: «آن ها از بنی ایران بن آشور بن سام بن نوح هستند.»

مؤلف «تاج العروس» از محمد افندی الکردی نقل می کند که کردها از نسل کرد بن کنعان بن کوش بن حام بن نوح هستند.

ابن خلکان در مورد نسب کردها از کتاب «القصد و الامم فی انساب العرب و العجم» اثر ابو عمر ابن عبدالبر نقل می کند که: «کردها از نسل مزیقیا هستند که به سرزمین عجم افتاده اند و بر اثر زاد و ولد، اولاد و نوادگان آن ها زیاد شده و به کرد موسوم شده اند. در ادامه از شاعری نقل می کند که می گوید: به جانت سوگند که کردها از فرزندان فارس نیستند بلکه آن ها از کرد بن عمرو بن عامر هستند و عامر ملقب به ماء السماء می باشد به خاطر بخشش و کثرت نفعش بنابراین به باران تشبیه شده است.»

در مورد وجه تسمیه مزیقیا این گونه آمده که او هر روز لباس تازه ای می پوشید و شبانگاه آن را پاره می کرد تا کسی بعد از وی آن را نپوشد.

نویری نیز می گوید: «بعضی از نسب شناسان ذکر کرده اند که کرد بن مرد بن یافث بن نوح است و در آن اختلاف وجود دارد.».

 

در اسناد لانه جاسوسی ، ویژه کردستان ، شماره ۳۱ ، صفحه ۳۸ آمده که کردها منسوب به قبایل نینوا هستند که هفت قرن پیش از میلاد مسیح در بین النهرین میزیستند. کردها اکثرأ جمجمه سر پهن و بینی عقابی دارند. بنا به نوشته ی حمدالله مستوفی در کتاب "نزهه القلوب" صفحه ۲۹ آمده:این منطقه از اواخر دوره ی سلجوقیان ( ۷۴۰ هجری ) به نام کردستان نامیده شد. کردها به دلیل همجواری با اعراب و نزدیکی به مقر خلافت به طریقه ی تسنن و پیروی از خلفای وقت پیوستند و در جنگ چالدران ( ۹۲۰ قمری / ۱۵۱۴ میلادی ) کردهای سنی به حمایت از امپراتوری عثمانی پرداختند و باعث شکست ایران شدند.

7 نظر

  • بهروز

    مردم لرتبار خودشان اصل هستند و هرگز فرعی کرد و دیگری نبودند و نیستند ، جل الخالق لرها هزاران سال پیش از این مهاجران به خاک ایران سکونت داشتند الان با بی شرمی و بی انصافی پانهای رنگارنگ لرها رو زیرمجموعه خودشون تحریف میکنند .!!!


  • فرید

    نه تنها لرها کرد نیستند بلکه لک و کلهور هم کرد نمیباشند.لک و کلهور در گذشته بخش بزرگی از قوم لر بوده اند.مادها کرد نبوده اند.مادها مجموعه ای از قبایل کوهستانی گوناگون بوده اند که دارای چندین زبان مختلف بودند.حتی اگر این نظریه را نپذیریم باز میتوان گفت که مادها قوم واحدی نبودند و از چندین قبیله کوهستانی تشکیل میشدند.


  • آیا لرها ، کرد هستند؟

    در مورد لرهای بختیاری ، ممسنی و لیراوی ، حمدالله مستوفی آنها را از کردهای جبل السماق شام میداند. به گفته های حمدالله مستوفی است که به نقل از زبده التواریخ جمال الدین کاشانی مینویسد:در سنه خمس مأه ( ۵۰۰ هجری ) قریب صد خانه کرد از جبل السماق شام به سبب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاده بود به لرستان آمدند. مستوفی ضمن شرح چگونگی به قدرت رسیدن ابو طاهر مینویسد:در عهد اتابک هزار اسپ ملک لرستان رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدو پیوستند. برای پاسخ به این سوال که حمدالله مستوفی که ما لرها را از اکراد جبل السماق شام خوانده به سراغ پژوهشگری می رویم که مقام نخست پژوهش های برتر تاریخی استان بوشهر را در سال ۱۳۸۲ کسب نمود این پژوهشگر جناب آقای:علیرضا خلیفه زاده در کتاب ؛ هفت شهر لیراوی و بندر دیلم ، صفحات ۱۲۲ تا ۱۲۴ مینویسد:در اواسط سده پنجم هجری پس از فروپاشی آل بویه و گسترش نا امنی در مناطق مختلف ایران ، فتح الدین فضلویه یکی از اخلاف بدر به اتفاق چهار صد خانوار از لر بزرگ به جبل السماق شام رفت و آنجا را مقر حکومت خود قرار داد اما پس از چند زمانی در اواخر قرن پنجم هجری علی پسر فتح الدین فضلویه به اتفاق پسرش ابراهیم و کسانش از جبل الکراد به میافارقین (بین النهرین ) برگشتند. در واقع امرای فضلویه کرد نبوده اند بلکه لرهایی بودند که در زمان آل بویه از لر بزرگ به شام میروند و سپس پس از مدتی برمیگردند.


  • من لرم

    سلام دوستان بنده اطلاعاتم درحد هیچ هست ولی یه چیزی رو خوب میدونم که اونی با اصالته که پرچم جدایی از سرزمینش رو دشت نگیره اونی با اصالته به مکتب گروهک و احزاب نشناسنش قبل و بعد از انقلاب کردها همواره به دنبال تفرقه و جدایی بودند زمان هشت سال جنگ تحمیلی دولت نمیدونست کردهارو آروم کنند یا جلوی عراق رو بگیرند بعد یک سوال جالب کردها میگن لرها جزء اونها هستن قطعا در یک قوم تمام ایلات آن قوم باید به گویش های یکدیگر آشنا باشند مثلا ترک های تبریز و زنجان به خوبی بایکدیگر تکلم میکنند حال برای مثال یک لر پیدا کنید که کردی ارومیه یا کرمانجی رو متوجه بشن کدام قوم پیدامیکنید که ایلات آن گویش یکدیگر را متوجه نشوند


  • جواب کله ماهی خوری که به مردم لر توهین کرده بود !

    بعضیام هستن که باباشو با تست آزمایش DNA مشخص کردن بعد میان به قوم لر فحش میدن ! هوای اینارو هم داشته باشید !


  • بابادی

    روز به روز بر جعلیات و تحریفات پانکردها داره افزوده میشه و الان کروههای سایبری پانکردیسم جوری دارن تبلیغ میکنن که انگار کل جهان خلقت از اول سکونت بشر کرد نشین بوده و اقوام دیگر از آسمان به این مناطق فرود آمده اند؟؟!!!؟!!متاسفانه مدیران ویکی پدیا بسیاریشون از این آقایان پانکرد میباشند و چون ویکی پدیا یک سایت کد باز هست،این آقایون به هر نحو دلخواه متون آن را اصلاح و ویرایش کرده و صاف و پاک شده درلایه ای از توهمات قوم گرایانه پانکردی در اختیار عموم مردم که از سواد و آگاهی لازم برخوردار نیستند،قرار میدهند.مثلا واژه مردمان کرد رو اگر در اینترنت سرچ کنید متوجه میشوید.در این سایت لکی را مستقیما گویشی از کردی معرفی کرده!!!!! و پای کردها را به سرتاسر ایران و حتی بلوچستان و شاهنامه کشانده و اکنون ادعای مضحکشان به جایی رسیده که کاوه آهنگر رو بدون شواهد و مدارک و بر اساس توهمات خودساخته شان کرد میدانند و کردها را از نسل او میدانند!!؟؟!!!در این سایت علاوه بر کاوه آهنگر، آرش کمانگیر و بهرام چوبین ساسانی را هم کرد معرفی کرده اند و نوشته شده:آرش(آررش) در زبان کردی یعنی آتش سیاه!!! و واژه کُرد به معنی مرد جنگی دلیر؛ مرد شمشیرزن و مرد دلاوراست!!!!!!.ضمنا نوشته شده: همدان را «دیاکو» نخستین شاه ماد بنیان نهاده یا شهر باستانی ملایر (ملایر از دو واژه کُردی «مال» و «آگر» تشکیل شده به معنای خانه آتش)!!!!جالبتر اینکه کردی را با زبانهای فارسی و بختیاری و بلوچی و ....از یک ریشه واحد دانسته اند؟؟!!!چطور چنین چیزی ممکن است؟؟؟اگر اینها از ریشه واحدی هستند چرا هیچ کدام زبان یکدیگر را به درستی متوجه نمیشوند؟؟آیا یک بلوچ کردی را میفهمد؟؟یا یک لر بلوچی را؟یا فارس کردی را؟؟؟علاوه بر اینها نوشته شده که:تمام سرزمین؟؟!!! کردستان یکی از ایالات ایران بوده‌است!!!!همینجا لازم است یاداوری کنم که کردها دارای نژاد واحد و یکسانی نیستند و سرزمین مشخصی نیز نداشته اند.نمونه هایی از چرندیات پانکردها:«لفظ کُرد تعبیر از شجاعت!!!! است چرا که اکثر شجاعان روزگار و پهلوانان نامدار از این طایفه برخاسته‌اند؛ مانند رستم زال که در ایام حکومت پادشاهی کی‌قباد می‌زیسته و از طایفهٔ اکراد بوده و چون تولد او در سیستان بوده، به رستم زابلی اشتهار یافته‌است».یا نمونه دیگری از چرندیات متوهمین:دیاکونف که عضو انجمن سلطنتی آسیایی و انجمن شرق‌شناسی آمریکا و فرهنگستان هنر و علوم آمریکا و عضو کمیته مشورتی دانشنامه ایرانیکا و عضو مجموعه کتیبه‌های ایرانی است، در خصوص کُردها چنین نظری دارد: «اجداد کُردها و بخصوص!!! مادها توانستند با استفاده از شگرد خود گندم وحشی!!!! را که بسیار ریز و باریک بود به گندم امروزی تغییر دهند و با تغییر ژنتیکی در این گیاه پر مصرف که امروزه جزء اصلی‌ترین غذای مردم جهان است، توانسته‌اند به انسانهای روی کرهٔ زمین خدمت!!؟؟!! بزرگی انجام دهند؛ همچنین برای اولین بار کُردها حق همسایگان و استقلال آنان را به رسمیت!! شناخته‌اند و همچنین کُردها اولین ملت قانون گذار!!؟؟؟ جهان هستند و این را در سنگ نوشته‌های دوران باستان به وضوح!!!! می‌توان دید.» قضاوت با شما خوانندگان فهیم


  • لرستان فیلی

    در کتاب بدلیسی از صفحه هفده تا سی و دو به صراحت از کرد بعنوان یک پیشه نه نزاد نام برده است . پهلوانان نامدار ازين طايفه برخاسته‏اند و لهذا پهلوان پيل‏تن و دلاور تهمتن رستم زال كه در ايام حكومت پادشاه كيقباد بوده از طايفه اكراد است چون تولد او در سيستان بوده برستم زابلى اشتهار يافته و صاحب شاهنامه فردوسى طوسى رحمة الله عليه صفت او را رستم كرده و در زمان ملوك عجم هرمز بن انوشيروان سپهسالار نامدار و پهلوان روزكار بهرام چوبين كه در تركستان و خراسان نشو و نما يافته و نسب ملوك كرت و پادشاهان غور بدو مى‏رسد او نيز از طبقه اكراد است‏ . ( بدلیسی ,ص 15 ) همچنین در باره اغوز ,خان ترکستان اضهار میدارد که از اکراد هستم . اوغوز خان كه در آن زمان از عظماى سلاطين تركستان بود از اعيان اكراد بغدوز نام كريه منظر ديو پيكر زشت چهره سيه‏چرده را بطريق رسالت به آستان اقبال آشيان خواجه كونين و سيد ثقلين عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات ارسال نموده اظهار صفاى عقيدت و خلوص طويت كرد چون ايلچى كريه منظر بنظر سعادت اثر حضرت خير البشر در آمد از هيئت و ماهيت او متنفر و منزجر كشته از عشاير و قبايل او سؤال فرمود كفت از طايفه اكرادم آن حضرت فرمود كه حق سبحانه و تعالى اين طايفه را موفق باتفاق نكرداند و الا عالمى در دست ايشان تباه خواهد شد . ( شرفنامه ص 17 ) همچنین در گیلان و مازندران بین دو پیشه گالش و کرد با دو معنی مرز قایل هستند , گالش چوپان گاو و کرد چوپان گوسفند ( مجله هنر و مردم شماره پنجاه و یک و صد )



آخرین مقالات