چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

شولستان کجاست ؟

سرزمین لرهای استان فارس در گذشته شولستان نام داشت. شولستان نام سرزمین ایل باستانی شول ها بود. شول از واژه کیسین و مردم کیسین قومی از عیلام بزرگ بودند. در منابع کهن یونانی در نواحی جنوب غرب ایران از مردمی به نام کیسین نام برده شده است که به صورت کِسین در سانسکریت و بمعنای شیر است. ایل دامدار "شول" قدیم را که خویشاوند نزدیک شبانکاره بوده اند می توان با واژه سانسکریتی و اوستایی سورَ به معنی شجاع و دلیر و جنگی سنجید چرا که این مردم را متمایل به جنگ و پیکار معرفی کرده اند. اصلاَ در سانسکریت ریشۀ کلمۀ شیر درندۀ فارسی در واژه های شورَ و سهورَ به معانی شجاع و درنده و قوی و قهرمان که نامهایی بر شیر بوده اند، باقی مانده است. از اینجا معلوم میشود که شیر در مقام حیوان توتمی لرها، "شول" نامیده می شده است که از همان ریشۀ شورَ سانسکریت می باشد.

شولستان کجاست ؟

 

شولستان , نام قدیمی منطقه لر نشین "ممسنی" در شمال استان فارس است و شول بمعنای شیرنام شاخه ی بزرگی از قوم لر بود که در اقصای نقاط ایالت فارس (ممسنی , رستم , کازرون ) و استان بوشهر(دشتستان ) و همچنین خوزستان( هندیجان و ماچول) پراکنده بودند.

 

گویند که این شاخه از قوم لر نخستین بار در لرستان بزرگ (لر کبیر) سکونت داشته است و در حدود سال ۳۰۰ ه.ق. نیمی از لرستان را تحت فرماندهی قرار داده بود و بوسیلهٔ سیف الدین ماکان روزبهان (که اجداد او از دوره ساسانیان بر این منطقه حکومت داشتند) اداره می‌شد و لرها او را با لقب پیشوا می‌خواندند.

مورخان اسلامی اطلاعی از این قبیله نداده‌اند، ولی نجم الدین نامی که از نوادگان او بود در زمان حمدا مستوفی در این منطقه حکومت می‌کرد. ابن بطوطه (۷۴۸ هَ. ق) در راه شیراز به کازرون به طوایف شول برخورد کرده‌است و میگوید اطراف کازرون را بلادالشول ( شولستان ) گویند که آنان طوایفی از اعاجم‌اند که صحرانشینند و میان آنها مردمانی پرهیزگار و متقی وجود دارد.

 

شهاب‌الدین العمری (متوفی بسال ۷۴۹ هَ. ق) گوید که طوایف لر شول با طوایف لر شبانکاره( در جنوب استان بوشهر ) خویشاوندی مستحکمی دارند.

لرهای شولی شاید نیاکان امروزی بسیاری از طوایف لرهای استان فارس ( ممسنی , رستم , کازرون، خشت ) و استان بوشهر (دشتستان و بندر دیلم , بندر امام حسن و بندر گناوه) و یا حتی هندیجان اند.

نام قدیمی بندر گناوه " شول گپ " از همین ریشه قومی منشا می گیرد ! حتی ممکن است که نام قدیمی بندر ماهشهر که "ماچوول " بوده در اصل" ماشول " بوده باشد و همچون اصطلاح چین و ماچین , اصطلاح شول و ماشول رایج بوده .( هرچند هم که ممکن است نام قدیمی ماهشهر " ماچول" از کلمه چول لری به معنی "خرابه / ویرانه و متروک" است بیاید

لسترنج در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی می‌نویسد «بلادالشول» نام بلوکی است در فارس. این ناحیه در دوره ٔ ساسانیان داخل در منطقه ٔ شاپورخوره بود و قصبه ٔ آن را شاپور اول بنا نهاد و در سال ۲۳ ق. / ۶۴۳ م. عثمان بن ابی العاص این منطقه را به تصرف درآورد. شولستان پس از یک دوره ٔ ویرانی مجدداً در عهد اتابک چاولی (متوفی در ۵۱۰ هَ. ق. دست نشانده سلجوقیان) آباد گردید.

 

ایل باستانی شول بعد ازپراکندگی اکنون در منطقه ٔ فارس آثار مختصری از آنان بجای مانده‌است مانند: شول گپ (کوهی در شمال بوشهر)، دره شوری یا دره شولی(قبیله‌ای از قشقایی)، شول اباد در منطقه میوند بختیاری، دو قریه بنام شول یکی نزدیک دالکی و دیگری نزدیک شمال غرب شیراز است و شاید قریه ٔ شولی که در خارج شهر بوده‌است آخرین دژ قبیله ٔ شول بوده و از سبک معماری خانه‌ها پیداست که در حفظ و نگاهداری سنتهای ایرانی و خصوصیات آن می‌کوشیدند.

 

لرهای ممسنی یا همان شولستان کهن , نخستین قیام و شورش را در بین شاخه های قوم لر ,از سلسله قیام های قوم لر علیه رضاخان را آنها رقم زدند .

این قیام که به "جنگ دورگ مدو" بود و در سال ١٣٠٠ یعنی یک سال بعد کودتای انگلیسی رضاخان به وقوع پیوست، لرهای ممسنی بر علیه مالکیت حاج معین التجار بوشهری از مالکین و فئودال های نزدیک به مرکز که خون زاعین لر را در شیشه کرده بود طغیان کرده و نمایندگان او را با خفت از ممسنی بیرون می رانند. معین التجار که از طرفداران رضاشاه محسوب و یکی از بازرگانان عمده ایران قلمداد می شد و نماینده مجلس مشروطه در دور اول بود، ارتش قزاق رضاخانی را تحریک و رضاخان نیز از خدا خواسته به منطقه لشکر کشید و شورش های لرها علیه حکومت مرکزی و رضاخان استارت خورد که تا سال ۱۳۰۸ دوام یافت که به عملیات " فتح لرستان " و قتل عام و کوچ اجباری قوم لر انجامید!

بخش هایی از  ممسنی در دهه های اخیر به شهرستان های همجوار کازرون و سپیدان و اردکان الحاق شده و یا خود شهرستان های مستقل شده اند( شهرستان رستم). سطح سواد بالا و کشاورزی مرغوب از نقاط بارز این مردم  لر و این منطقه بهشت گونه است  همچنین  در چند سال گذشته با" کشف منابع نفتی در این منطقه "، مورد توجه حکومت مرکزی قرار گرفته  است

 

نگاهی گذرا به طوایف لر استان فارس

مسلما اولین نامی که بعد از لرهای فارس می اید ممسنی است اما محدود کردن لرهای استان به ممسنی یک اشتباه بزرگ و تیشه به ریشه خود زدن است.

 

لرهای استان فارس در :

 

1.سپیدان:

 

لرهای سپیدان در زمان قدرت شولی ها جزو شولستان بوده اند و پس از تضعیف شول ها در رابطه با حملات افغانی ها جزو خاک سردسیری ایل ممسنی قرار گرفته اند.

سپیدان به چهار بخش مرکزی(اردکان) و هماشهر و بیضا  و منطقه پشتکوه تقسیم میشود:

مردم بخش مرکزی سپیدان (اردکان)به گویشی از لری صحبت میکنند که مشابه لرهای کوهمره ای و لارستانی(اچمی) و تا حدودی دشتی است .

بخش کمهر و کاکان که از لرهای بویراحمدی اند و قبلا بنام دودانگه شناخته میشده و جزو ممسنی بوده ، هنوز بر خلاف تقسیمات سیاسی با طوایف بویراحمد و شهر یاسوج در ارتباط هستند.

مردم هماشهر به لری ممسنی و در بیضا نیز در روستاهای لر نشین (مثل روستای دشمن زیاری) به لری ممسنی سخن میگویند.(هماشهر پیشتر جزو خاک ممسنی بوده که درجهت تجزیه و تضعیف مناطق لر نشین به همسایه واگذار شد)

 

لهجه لری شولی در روستاهای شول و سنگر کماکان به قوت خود باقیست.

مولف انیس الناس تالیف 830 قمری از یکی از روسای شول بیضا به نام کاید تاج امیر یاد میکند و همین اثر نیز ازکاردی به نام شولی که در کازرون می ساختند سخن میگوید( تالیف شجاع  ص259)

 

 

2.کازرون:

 

شهرستان کازرون شامل چندین بخش است که در برگیرنده :

لرهای کوهمره ای (نودان.سمغان . پاپون و ...چند طایفه ی کوهمره ای مانند طایفه پاپونی از بومیان شهرستان رستم ممسنی هستند که به نواحی چنار شیجون / قائمیه مهاجرت کردند ... تاریخ و جغرافیای ممسنی ص177 )

(طایفه کرکانی که از تیره، تیرمردان شول قدیم میباشند در رستم و دشمن زیاری سکونت دارند و طایفه ای از کهن ترین ساکنان کوهمره نودان به همین نام هستند... تاریخ جغرافیای ممسنی ص171)

(طایفه دشتی از لرهای لیراوی که به کوهمره نودان مهاجرت کرده اند..تاریخ جغرافیای ممسنی ص177)

 

A. قرا خمسه در شرق شهرستان : مشتان مهرنجان بوعلی صیف اباد بلیان که از لرهای لیراوی هستند

B. شهرستان قائمیه یا چنارشیجون که شامل لرهای کوهمره ای . ممسنی . لیراوی و چندین طایفه از بویراحمد و بختیاری است.

C. خشت و کمارج شامل لرهای بویراحمدی . ممسنی و لیراوی که در برخی مناطق ان به لری کوهمره ای هم صحبت میشود.

D. بخش مرکزی کازرون که شامل جره و بالاده و پایین ده میباشد و لرهای شولی و لیراوی بیشتر در بالاده سکونت دارن

 

 

3.لرهای سرحدی

لرهای سرحدی در سه شهرستان اقلید و اباده و مرودشت در زمان رضا خان پراکنده شدند همواره در طول تاریخ دارای سازمان ایلی خود بنام سرحدی بوده اند .

لهجه انها بیشتر به سمت لری بویراحمدی متمایل است تا ممسنی که شامل بخشهای: خنجشت، شهرمیان، خسروشیرین، دژکرد، سده، اسپاس، حسن اباد، احمد اباد و بکان  می باشد.

متاسفانه با جمعیت بالا و سابقه ایالتی طولانی امروز بشدت مهجور افتاده که مدعیانی از مهاجران سایر اقوام پیدا کرده.

حکایت لرهای سرحدی و فارسهای اقلید بی شباهت با حکایت بختیاری ها و چهارمحال نیست. اقلید در گذشته خود از بخشهای تابعه سرحد و بعدها تابعه اباده شده اما امروز پیشروی انها برای تصاحب قدرت و سلطه به گونه ای رسیده که نام اقلید و سرحدات به اقلید در سر برگ ها و تابلوهای دولتی کوتاه شده.

 

4.مرودشت :

شامل لرهای بهمئی و لرهای بخش  کامفیروز که طوایف انجا هم از لرهای شول  و هم بویراحمدی میباشد.

(لرهای بهمئی مرودشت که جمعیت قابل توچهی نیز دارند در زمان کریم خان زند به دلیل نپرداختن مالیات و جهت تنبیه به مرودشت تبعید شدند، شیخعلی خان زند مامور این ماجرا بود ...گیتی گشا ص39)

همچنین طایفه پهوند که اصالتا از دشمن زیاری به دولت اباد مرودشت مهاجرت کرده اند (تاریخ جغرافیای ممسنی ص172)

 

5.ایزدخواست:

لشنی های ایزد خواست در زمان پایان دوره زندیه در انجا حضور پیدا کرده اند و از لرهای لرستان (لشنی های دورود ) هستند. (لشنی ها از طوایف ایل زند هستند که پس از فروپاشی حکومت زندیه در اکناف ایران پراکنده شدند . تیره هایی از لشنی ها در فارس حضور دارند - اسکندر امان اللهی قوم لر )

 

6.جهرم:

تنگ قطب اباد جهرم جایگاه لرهای طایفه ی سلطانی دشمن زیاری میباشد که به دلیل اقدام به ترور فتحعلی شاه در ممسنی بشدت مغضوب قاجاریه گشته و سازمان طایفه انها بشدت از هم پاشیده شد.(تاریخ . جغرافیای ممسنی ص166 و تازیخ سیاسی اجتماعی ممسنی ص67)

 

7.فسا:

دو طایفه بنام لر در میان ایل عرب خمسه در فسا حضور دارند. لرهای فسا به نام طایفه ی لر کوچی که شامل تیرها عبدالرضایی صفری کوچی  و علیمرادی لر کوچی هستند . (کتاب وقایع ایل خمسه)

[[چون محمد خان ولد زکی خان زند از تیشه قهر اقا محمدخان به بصره گریخته بود . بعد از اطلاع از کشته شدن اقا محمد خان از بصره با معدودی به سرعت تمام به بهبهان و از انجا به کازرون امده جمعی از طایفه ممسنی بر او جمع شدند و بنیاد فسا نمود....منتخب التواریخ ص58]]

 

چند تیره از این طوایف در سروستان و کوار و ... در هنگام کوچ حضور می یابند.

 

8.فیروزاباد:

لرهای کهکی و گلکی ایل لر کوهمره در فیروز اباد در بخش کوهمره حضور دارند که قویا خود را لر میدانند.

همچنین از انجا که خوانین قشقایی زمینهای بسیاری را در فیروزاباد خریدند طوایف لر تبعیدی در ایل قشقایی همراه انها در انجا حضور پیدا کردند ... نام این طوایف شامل (لک، بویراحمدی، ممسنی، طیبی، عالیوندی، فیلوندی، حاجیوندی، بختیاری، کرائی، و این قبیل نام های طوایف لری است)

 

9.فراشبند:

تعیین حدود لرهای فراشبند کمی با سختی روبروست اما مطمئنا بخش مرکزی و نوجین که همسایه ی برازجان در بوشهر و کازرون در فارس است همگی تبار لری دارند و به لهجه دشتی صحبت میکنند.

 

10.لامرد :

بخش گله دار لامرد لرهای سنی مذهب میباشند که از یاسوج به این منطقه مهاجرت کرده اند. در سدهٔ یازدهم قمری، ملا فریدون لُر با هزار خانوار از منطقه کهگیلویه به صحرای پال و اسیر می‌آید و پس از مدتی کوچ‌نشینی در ۶ کیلومتری باختر پال نشیمن می‌گزینند. گفته می‌شود که چون ملا فریدون و قبیله‌اش دارای گله و رمه‌هایی بودند، به سکونتگاه آنان نام گله‌دار داده‌شد.(طایفه ای مینجایی به نام گله دار در لرستان ایلام و خوزستان نیز حضور دارند)

(فارسنامه ناصری حاج حسن حسینی فسایی)

 

11.لارستان:

از دیرباز به دلیل قرار گرفتن در یک منطقه استراتژیک پذیرای اقوام مختلفی بوده اما در هر صورت توانسته هویت اصلی خود را حفظ کنند چه از نظر پوشش و چه زبانی (گویش اچمی به مانند لری کمزاری) بدون شک در زمره مردم لر قرار میگیرند.

گویش اچمی دارای فهم متقابل تنها برای لرها میباشد.

 

12.شیراز: لرهای محله چوگیا

(طایفه چوگیا که بر اثر اختلاف مالیاتی به مبلغ یک تومان چهار برادر به اسامی قاید مراد، قاید شعبان، قاید رضا، قاید طلا از منطقه چوگ رستم ممسنی به شیراز مهاجرت کرده اند و دارای اعقاب به نام چوگیان هستند - تاریخ جغرافیای ممسنی ص 176)

لرهای زندیه در بخش مرکزی و  در شهرستان گویم نیز لرهای ممسنی و شول .

مردم شول چوزک (پل جوزق که جزو خاک طایفه دشمن زیاری بوده و اثار ان در شهرستان گویم باقیست) که در منطقه پل چوزک دشمن زیاری نشیمن داشتند و از حامیان ولی خان بکش در غائله سال 1255 او بودند  نام برده میشود (مجله بررسیهای تاریخی،ستاد ارتش روابط عمومی شماره2 سال نهم خرداد تیراژ مسلسل ص103-4)

 

در اخر نیز شهرستان نخبه پرور ممسنی که مشتمل بر بخش های : مرکزی (نوراباد)، رستم، دشمن زیاری، ماهور میلاتی و فهلیان (برگرفته از نام پهله / فیلی )است

در گذشته به مانند طوایف کهگیلویه و بویراحمد طوایف ممسنی را نیز چهار بنیچه میگفتند : رستم، دشمن زیاری، بکش، جاوید

در واقع تنها تفاوت طوایف ممسنی نام هست و در هر صورت مردم ممسنی از ازل با هم پیوندهای ناگسستنی بسیاری دارند و در هر مهلکه و معرکه یار و دوشادوش هم جنگیده اند و همیشه خیر و منفعت یک طایفه دیگر طوایف را نیز شامل شده است.

تیرهای مشترک بسیاری در این طوایف وجود دارد ...

 

و از سایر ایلات لر چه مینجایی(پاپی... که در چند جا پراکنده اند) چه لک (بیرانوند. زند) و بختیاری(طایفه بختیاری و هزار اسپی در رستم) نیزدر میان این لرستان کوچک حضور دارند.

مردم ممسنی هرگز با این طوایف نه فقط بیگانگی نکرده اند بلکه پس از قتل میری خان ریاست ایل بکش را به خاندان لرآل امیر از خاندان اتابکان لرستان بزرگ واگذار میکنند که در نتیجه ان ولی خان بکش از قدرتمندترین خوانین دوران به قدرت میرسد. (خاندان ال امیر دارای تیره ای به نام بیرانوند است که در  ممسنی بیرونی(به یروه نی) گفته میشود. تیره امیر و امیر کرمائی در بویراحمد نیز از این خاندان میباشند.

هرچند عده ای تلاش دارند که تخم تفرقه را بپراکنند و اینگونه بنمایانند که ممسنی ها لرهای شولی را تحت جور و ستم قرار داده اند اما انچه که عیان است این است که بازماندگان شولی ها پس از حمله ی افغان ها در جای جای خاک امروزی ممسنی حضور دارند و به نام شولی نیز شناخته میشوند . پیوندهای خونی میان ممسنی و شولی ها ناگسستنی است.

 

0 نظر


آخرین مقالات