شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

*کُرد کیست و پانکُردیسم چه می خواهد*

کلمه کُرد معرف شیوه زندگی lifestyle مردمان مختلف فارغ از هر قوم و قبیله و نژاد در دوره اسلامی بوده است.کلمه کُرد در هیچ متون تاریخی قبل از اسلام وجود ندارد و این کلمه را اعراب مسلمان به کوچ نشینان ایران و عثمانی(ترکیه امروزی) از جمله برخی عشایر کوچ رو و رمه گردان از میان لرها,بلوچها,کرمانج ها و ... نسبت داده اند - از این رو مفاهیم ;قوم کُرد,ملت کُرد, نژاد کُرد, تاریخ کُرد, موسیقی کُردی و ...ساخته و پرداخته کارگاه سیاست و ناسیونالیسم نوبنیاد کُرد است – در حاشیه ماندن مردمان مختلف غرب ایران و شرق عراق پس از ظهور ناسیونالیسم فارسی در ایران و نیز غفلت مردمان گوران و یا هورامان و نیز لرتباران کرمانشاه و ایلام ,در عرض مدت کوتاهی همه آنان توسط تبلیغات ناسیونالیسم کردی و عدم شناخت عمیق جامعه ایران از این مردمان,کُرد معرفی میشوند – پروژه ملت سازی دروغین پانکردیسم ,زبان کرمانجی را کردی شمالی و زبان هورامی را کردی میانی و زبان لری فیلی و کلهری را کردی جنوبی مینامند در صورتی که این 3 زبان هم در واژگان و هم دستور زبان با هم اختلاف عمده و ساختاری دارند و اساسا در یک شاخه زبانی هم قرار ندارند! – مسئله دیگر پوشش است، لباس کردها هیچ قدمتی ندارد و هیچ شباهتی با همدیگر ندارد، مثلا لباس کرمانج و سوران و کرمانشاهی و ایلامی هریک هیچ شباهتی با هم ندارند ـــ یکی از روان پریشیها و سردرگمی های ناسیونالیسم کردی مسئله تاریخ است که به هر دری که میزند نمیتواند چهارچوب و حدودی برای آن مشخص کند. گاهی فرزند ماد است گاهی گوتی! گاهی لولوبی است گاهی سومری! و جدیدا عیلامی شدند(کردهای خود کردپندار ایلام) ـــ این مقاله را تا پایان بخوانید

*کُرد کیست و پانکُردیسم چه می خواهد*

نویسنده: بابک بیات بابلقانی

 

کلمه کُرد معرف شیوه زندگی lifestyle مردمان مختلف فارغ از هر قوم و قبیله و نژاد در دوره اسلامی بوده است.کلمه کُرد در هیچ متون تاریخی قبل از اسلام وجود ندارد و این کلمه را اعراب مسلمان به کوچ نشینان ایران و عثمانی(ترکیه امروزی) از جمله برخی عشایر کوچ رو و رمه گردان از میان لرها,بلوچها,کرمانج ها و ... نسبت داده اند به این دلیل که از دید اعراب مسلمان این مردمان زندگی بدوی داشته و در مقابل اعراب که مسلمانان واقعی بودند اینان مسلمان معنوی یعنی مسلمان غیر عرب تلقی شده اند و به آنها لقب کُرد یعنی کوچ نشین و رمه گردان اطلاق شده است که البته تمامی ساکنین مناطق ذکر شده را در برنگرفته و تنها آن دسته از کوچ نشینان و رمه گردانان را خطاب قرار داده است.

در باب این که آیا کوچ نشینان امروز همان کوچ نشینان دیروز هستند و یا آیا یکجا نشینان امروز همان کوچ نشینان دیروزهستند و اساسا در مورد پیدایش و تغییر شیوه زندگانی عشایر غرب ایران نظرات مختلفی وجود دارد که درصورت اثبات و یا رد هر کدام از آنها تنها تغییر شیوه زندگانی بخشی از مردمان این مناطق را در برخواهد گرفت و بیانگر هویت قومی آنان نیست.

از این رو مفاهیم ; قوم کُرد,ملت کُرد, نژاد کُرد, تاریخ کُرد, موسیقی کُردی و ...ساخته و پرداخته کارگاه سیاست و ناسیونالیسم نوبنیاد کُرد است که از عثمانی یا همان ترکیه امروزی شروع شده و به مناطق عراق و ایران سرایت کرده است,چنانچه هنوز هم بسیاری از مردم کرمانج در ترکیه با واژه *کُرد* بیگانه بوده و خود را کرمانج معرفی میکنند و تا قبل از پیدایش رسانه های تبلیغاتی حتی کرمانجهای شمال خراسان نیز با واژه کُرد بیگانه بودند و هرگز خود را کُرد نمی نامیدند و درمناطق کرمانشاه و هورامان نیز بیگانگی با این واژه تا دوره اخیر وجود داشت و برخلاف ادعاهای ناسیونالیسم کُرد , هرگز در هیچ برهه ای از تاریخ انسجام سیاسی و فرهنگی بین مردمان کرمانج و سوران و ... تحت نام کرد و کردستان وجود نداشته است که متلاشی و پراکنده شده باشد و اساسا هیچگاه واژه کُرد برای یک گروه جمعیتی با تاریخ و فرهنگ و یا جغرافیای مشترک به کار نرفته است.

در نتیجه در حاشیه ماندن مردمان مختلف غرب ایران و شرق عراق پس از ظهور ناسیونالیسم فارسی در ایران و نیز غفلت مردمان گوران و یا هورامان و نیز لرتباران کرمانشاه و ایلام ,در عرض مدت کوتاهی همه آنان توسط تبلیغات ناسیونالیسم کردی و عدم شناخت عمیق جامعه ایران از این مردمان,کُرد معرفی میشوند و تحقیر فرهنگ و هویت لری در سطح ملی نیز یکی دیگر از عوامل لرگریزی بین این مردمان لرتبار و کسب هویت ناشناخته و بی ریشه جدید به حساب می آید. در صورتی که این مردمان کرد نبوده و اساسا با مردمان به اصطلاح سوران و کرمانج هم در باور, هم در فرهنگ و هم در زبان سنخیتی ندارند و به دروغ و به غلط به زیر مجموعه ای از کُرد تلقی میشوند و زبان هورامی یا گورانی که برای سورانها و کرمانجها قابل فهم نیست به اشتباه یکی از گویشهای کردی تلقی میگردد و زبانشناسان کپی گرا و دربند مفاهیم ناسیونالیستی و مرزهای سیاسی نیز بدون تامل در ساختار این زبانها یکی پس از دیگری این مطالب را تکثیر میکنند و به خورد مردم میدهند!

پروژه ملت سازی دروغین پانکردیسم ,زبان کرمانجی را کردی شمالی و زبان هورامی را کردی میانی و زبان لری فیلی و کلهری را کردی جنوبی مینامند در صورتی که این 3 زبان هم در واژگان و هم دستور زبان با هم اختلاف عمده و ساختاری دارند و اساسا در یک شاخه زبانی هم قرار ندارند!

نکته قابل تامل اینجاست که سوسیالیستهای کرد مخفی پشت این ناسیونالیسم هم خود از هر ناسیونالیستی ناسیونلیست تر و چه بسا از در تقویت پیشروی ناسیونالیسم کردی کوشا بوده و خود مروج مفاهیم دروغین و جعلیات آن در باب سلب هویت و شناسنامه مردمان و اقوام مختلف غیر کرد هستند. این سوسیالیستهای دروغین در برابر به کارگیری مردم فقیر و گاه فرصت طلب کردستان مانند حیوانات باربر برای قاچاق کالا از این کشور به آن کشور توسط سرمایه داران کُرد سکوت کرده و در عوض از آنان قهرمان نیز میسازند و قاچاقچیان را کولبران فقیر معرفی میکنند.

یکی از پیشروی ها و جعلیات پانکُردیسم تلاش برای تصرف کرمانشاه است . کرمانشاهی که شهر بزرگ لرهای لک و کلهر است و در قسمتهای شمالی استان کرمانشاه نیز قوم هورامی زندگی میکنند که کُرد  نمیباشند و بنده از چند منابع محلی شخصا شنیدم که مدعی لر بودن هستند.

کلهرهای کرمانشاه و ایلام که در تمام منابع تاریخی تا یکصد سال پیش لر معرفی شده اند درست همانند بقیه لرها از فیلی ,لک و بختیاری و ممسنی و بویراحمدی و ... به زبانهایی به نسبت مشابه و هم خانواده تکلم میکنند و واژگان مشترک بین زبانهای مردم لر از کلهر تا لک و بختیاری و ممسنی و بویراحمدی و مینجایی و ... تا هشتاد درصد است در صورتی که اشتراکات کلهری با سورانی و کرمانجی را به ده درصد هم نمیتوان گرفت که آن هم بیانگر در شاخه هندو ایرانی قرار گرفتن این زبانهاست. به استثنای مناطق اردلان سنندج و گوران که به دلیل همسایگی برخی واژگان مشترک را با زبانهای لرتباران ذکر شده دارند . البته نگارنده این مطلب پیوندی مردم منطقه اردلان را با کردهای سوران و کرمانج رد کرده و آنان را از یک قوم و تبار ندانسته و کُرد بودن آنان را رد میکنم.

1-نمونه ای از مقایسه زبانی بین مردمان لرتبار و مردمان به اصطلاح کُرد در جدول زیر:

      نام زبان/گویش                        علامت جمع

لری کلهری/کرمانشاهی ------------- ل

 

لری لک--------------------------- ل

 

لری فیلی------------------------------ ل

 

لری بختیاری--------------------------- ل

 

لری ممسنی---------------------------- ل

 

لری لیراوی---------------------------- ل

 

لری بهمئی----------------------------- ل

 

لری باوی------------------------------ ل

 

لری بویراحمدی------------------------ ل

 

لری مینجایی و ثلاث------------------- ل/یا

 

کردی سورانی------------------------ ان

 

کردی کرمانجی---------------------- انán

 

فارسی------------------------------- ان

 

 

 

2-تبادل حرف *ب* و *و* بین مردمان لر تبار و مردمان به اصطلاح کُرد در جدول زیر:

 

     نام زبان/گویش                  علامت جمع

لری کلهری/کرمانشاهی ------------- وه

 

لری لک--------------------------- وه

 

لری فیلی------------------------------ وه

 

لری بختیاری--------------------------- وه

 

لری ممسنی---------------------------- وه

 

لری لیراوی---------------------------- وه

 

لری بهمئی----------------------------- وه

 

لری باوی------------------------------ وه

 

لری بویراحمدی------------------------ وه

 

لری مینجایی و ثلاث------------------- وه

 

کردی سورانی------------------------ به

 

کردی کرمانجی---------------------- با

 

فارسی------------------------------- به

 

 

 

مسئله دیگر پوشش است:

لباس تاریخی مردمان کرمانج که امروزه کردهای ترکیه نام دارند و هنوز مسئله هویتی خود را درست نکرده برای مردمان دیگر هم نسخه میپیچند, به طور اساسی هیچ یک از مولفه های لباسهای سنتی و باستانی مردم لر را ندارد و اتفاقا لباس باستانی همه مردمان لر از کلهری تا دیگر لرهای فیلی از لک و مینجایی تا لباس لرهای بختیاری و ممسنی و بویراحمدی و ... متشکل است از یک عبای بلند به نام ستره یا چوخا و نیز شال سفید و کلاه یا سربند که در عکسهای ایلات مختلف آنها این یکپارچگی نمایان است. حتی این مشخصه پوششی ذکر شده مردمان لر تبار با لباسی که کردهای به اصطلاح سوران میپوشند هیچ سنخیتی ندارد و اگر به لباسهای یونان باستان نگاه کنیم متوجه میشویم که آنچه که امروزه لباس کردی نام دارد به احتمال بسیار زیاد از مردم یونان و به احتمال قوی به صورت غیر مستقیم گرفته شده است چنانچه در عراق مردم عاشوری و برخی قبایل دیگر نیز دقیقا از همان لباس استفاده میکنند و تنها عامل انتقال این عنصر فرهنگی از یونان به این منطقه میتواند امپراطوری عثمانی باشد چرا که عکس این قضیه نمیتواند صدق کند با توجه به عدم تاثیر فرهنگی و سیاسی کردها در منطقه.

لباسی که امروزه کردی نامیده میشود هیچگونه پیشینه ای در منطقه کرمانشاه و ایلام نداشته و یک عنصر وارداتی کاملا نامتجانس با فرهنگ و تاریخ کرمانشاه و ایلام به حساب می آید و تنها دلیل ورود آن در عصر جدید تبلیغ یلندگوهای ناسیونالیسم کرد است در غفلت نخبگان کرمانشاه و ایلام و نیز خودشیفتگی و وابستگیهای مالی و سیاسی برخی افراد به جربانات کردی که همه اینها ظرف چندین سال گذشته اتفاق افتاده است.

 

این قضیه در اینجا آشکار میشود که به بهانه اینکه هویت کُردی مردم این مناطق سلب شده و از بین رفته است مفاهیم ناسیونالیستی کُردگرا به آنها تزریق میشود! سوال اینجاست که چگونه است که در ایران از میان این همه اقوام مختلف از بلوچ و ترک و عرب و لر و فارس و گیلک که همگی در یک شرایط سیاسی و اجتماعی زندگی کرده اند کسی به هویت قومی خود شک نکرده و آن را فراموش نکرده است و تنها کُردها هستند که دچار این بحران شده اند! آن هم مردمی که تا همین یکی دو نسل پیش خود را لر میدانستند و حالا به دلیل تجزیه لرستان و رانده شدن از دست تجاوزات دولت مرکزی ایران به دامان پانکردیسم افتاده اند!

 

یکی از روان پریشیها و سردرگمی های ناسیونالیسم کردی مسئله تاریخ است که به هر دری که میزند نمیتواند چهارچوب و حدودی برای آن مشخص کند. گاهی فرزند ماد است گاهی گوتی! گاهی لولوبی است گاهی سومری! و جدیدا عیلامی شدند(کردهای خود کردپندار ایلام) و داستانهای از قبیل در جایی که هنوز کسی نمیداند برای مثال زبان مادها چه بوده و اساسا هیچ نشانی از باقیمانده مردمان ماد در دست نیست و این تنها یک نظریه بود که توسط مینورسکی زیانشناس روسی مطرح شد و خود وی نیز جوابی برای نظریه خود نداشت و تنها به این بسنده کرد که اگر کردها همان مادها نیستند پس مادها کجا رفته اند!!؟؟؟؟؟  و این سوال مبهم و بی جواب شده است دستاویز کارگاه سیاست کرد که مردمان دهها استان و چندین کشور با زبانها و فرهنگهای مختلف را به نام خود مصادره کند و برای خود امپراطوری بسازد! تا جایی که حتی اقوام زازا و یزیدی ترکیه و عراق را نیز کُرد معرفی میکنند و با مخالفت و واکنش شدید اقوام مذکور مواجه شده اند به طوری که کنفرانسها و تجمعات زیادی را بر علیه کُردیزه کردن هویتشان برگزار کرده اند.

 

کردها ادعا میکنند که دنیا دست به دست هم داده تا آنها را ازهم جدا کرده و قتل عام کند و سرزمینشان را بگیرد و سخنانی از این قبیل, اکنون اشاره ای میکنیم به آنچه که کردها در منطقه انجام داده اند و خود عامل قتل عام مردم بی گناه هم شده اند و علاوه بر این نزدیک به یک قرن است که بازیچه دست سیاست جهانی و دولتهای منطقه ای برای مقاصد سیاسی هستند:

 

1-    مشارکت در قتل عام و نسل کشی ارمنی ها در دوره عثمانی.

2-    مشارکت در قتل عام و نسل کشی آسوریهای عراق در دوران جنگ جهانی اول.

3-    مشارکت در قتل عام لرهای فیلی عراق به دستور صدام حسین و دریافت پول و مدال.

4-    تخریب و به آتش کشیدن خانه های مردم ترکمن و عرب در سوریه توسط نیروهای پ. ک .ک که درگزارش سازمان عفو بین الملل سال 2016 میلادی نیز آمده است.

 

*جعلیات و یاوه گویی پانکردیسم در باب مردمان لر و پاسخ اینجانب:

همانطور که در بالا عرض شد در هیچ متون و یا سند یا کتاب تاریخی کرد یک قوم یا نژاد یا تیره خاص دانسته نشده و این واژه در برخی متون برای معرفی ایلات کوچ نشین به کار رفته است. کردهای امروز در هر جهت استناد میکنند به یک کتاب تاریخی مربوط به سال 945 هجری قمری به نام شرفنامه بدلیسی که در آن کرد را شامل چهار بخش کرمانج و گوران و لر و کلهر معرفی کرده است. این کتاب که مورد استناد کردهاست علیرغم اینکه از آن توسط کردها سوبرداشت شده است حاوی نکته مهمی است و خود مهر تاییدی است بر اینکه مردمان فیلی همگی لر هستند چون نامی از انان در این کتاب نیامده است و از طرفی دیگر سوران در این تقسیم بندی وجود ندارد! چطور ممکن است مردمی در یک جغرافیا زندگی کنند و شمال و جنوبش از یک ملت باشند و وسطش که سوران باشد حتی نامی از آن به میان نیاید! بله اینگونه است که این طبقه بندی همانگونه که عنوان شد مربوط به کوچ نشینان آن دوران بوده است و نه چیز دیگری. همانند اینکه امروزه بگوییم مردمان جوامع صنعتی و یا مردمان گیاهخوار و ... که صرفا موضوع و محیط و شیوه زندگی آنان را مد نظر قرار دهیم صرف نظر از تعلقات قومی و یا زبانی آنها.

جالبتر این که دیگر این که در همین کتاب به کررات نام سرزمین لرستان ذکر شده است و حتی کرمانشاه نیز در قلمرو کردستان قرار ندارد.

در کتاب تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی در سال 730 هجری قمری یعنی 215 سال قبل از چاپ شرفنامه بدلیسی از سرزمین لرستان سخن به میان آمده است که حدود غربی آن ولایت بیات در جهل فرسنگی بغداد و نزدیک شهر مندلیج (مندلی امروزی) عنوان شده است و در نقشه های امپراطوری عثمانی نیز به وضوح مرز لرستان و عثمانی قابل مشاهده است.

اندیشه های توسعه گرانه کرد با تبلیغات وسیع سخنانی نسنجیده و نادرست را در باب تاریخ و فرهنگ مردمان لر مطرح کرده و در این راستا دست به جعلیات فراوانی نیز میزند از جمله تلاش برای حذف پسوند لرستانی از لغب شاه خوشین لرستانی از بزرگان و پیران آیین یارسان که ریشه در لرستان دارد. و نیز زیر مجموعه کردی خواندن زبانهای مردم لر از جمله لک و فیلی و کلهری و... در صورتی که زبانهای به اصطلاح هند و اروپایی دارای مشترکات هستند و این مسئله دلیل بر زیرمجموعه بودن آنها بر دیگری نیست و اساسا تبادل واژگان بین زبانها چه در یک سرزمین و چه در نقاط کمی دورتر اجتناب ناپذیر بوده و از دیدگاه زبان شناسان امری عادی تلقی میگردد و بر همگان روشن است که زبانهای کرمانجی و هورامی و لری نمیتوانند گویشهایی از یک زبان باشند و اساسا طبقه بندی و ساختار این زبانها با یکدیگر متفاوت است و به گروههای مختلف زبانی تعلق دارند.

 

از طرفی این چه ملت به اصطلاح کُردی است که بخش به اصطلاح لرش که بنا برشواهد تاریخی قدرتمند تر از بقیه بخشهای ذکر شده بوده و حتی چندصد سال نیز حکومت مستقل خود را داشته است با نام کرد کاملا بیگانه است و یکدفعه باید این موضوع را به وی یادآور شد آن هم با هزار طرفند و دوز و کلک اما آن کرمانج که هیچگاه در حیطه ایل خود نیز صاحب اختیار نبوده و وام گذار دولتها و امپراطوریها بوده است مشخصه کُرد را حفظ کرده است!

اینها تنها نمونه هایی از تناقضات و آشفتگی های فکری اتاق سیاست پانکُردیسم است.

در انتها برخی منابع تاریخی در خصوص هویت تاریخی مردمان مختلف لر از جمله کلهر و فیلی و سنجابی ارائه میشود و قابل ذکر است که کردها هیچ منبعی برای گفته های خود ندارند و هر چه که میگویند حاصل تراوشات ذهنی یکی دو دهه گذشته آنان است:

*لرهای فیلی در برخی اسناد و کتب تاریخی:

1-*ویلیام کنت لفتوس* زمین شناس و باستان شناس بریتانیایی در کتاب سفرها و تحقیقات در قلده و شوشیانا در سالهای 1849 تا 1852 میلادی که به زبان انگلیسی در سال 1857 میلادی منتشر شده است همواره از *لرهای فیلی* نام میبرد.

2-*عباس العزاوی* مورخ بزرگ عراق در کتاب عشایرعراق که به زبان عربی است از* لرهای فیلی* نام میبرد که در حوالی مندلی ساکن هستند.

3-*حمدالله مستوفی* مورخ ایرانی در کتاب تاریخ گزیده چاپ 730 هجری قمری مرز لرستان و عراق را ولایت بیات در چهل فرسنگی جنوب شرقی بغداد مجاور منطقه مندلیج یا مندلی معرفی میکند.

4-* ایزابلا لوسی برد* نویسنده انگلیسی در کتاب سفرنامه پارس و کردستان به سال 1831 میلادی لرها را به دو دسته فیلی و بختیاری معرفی میکند.

5- هنری کریسویک راولینسون مستشرق بریتانیایی در کتاب خود در سال 1831 میلادی لرهای فیلی را 56000 خانواده برمیشمرد.

6- دانیل پاتس باستان شناس و تاریخ شناس شرق نزدیک در کتاب کوچ نشینان ایران از دوران باستان تا دوره مدرن از لرهای فیلی سخن به میان می اورد.

7-هنری فیلد انسان شناس آمریکایی در نسخه 29 انسان شناسی خود منتشر شده در موزه تاریخ طبیعی دانشگاه شیکاگو آمریکا در سال 1939 میلادی فیلی ها را لر معرفی کرده و بر اساس شاخص های مختلف انسان شناسی اهالی پشتکوه و کلیه قبایل محدوده حسنقلی خان ابوقداره از والیان فیلی تا شرق عراق را لر معرفی میکند و همچنین کلمه فیلی را معادل کلمه شورشی معنی میکند.

8-دانشنامه جهانی بریتانیکا از نخستین انتشارخود در سال 1768 میلادی تاکنون همواره فیلی ها را لر میداند.

9-متن سنگ نوشته های تخت خان و سرتزن و قلعه والی در استان ایلام که به تاریخ لرستان فیلی اشاره میکنند و به خواسته والیان فیلی نوشته شده اند.

10-دانشنامه جهان اسلام 1913-936 نیز چندین بار متوالی از لرستان فیلی سخن به میان آورده است.

11- کتاب کریمخان زند- نوشته جان .ر. پری. که در این کتاب فیلیها و ایل زنگنه را لر معرفی میکند.

*لرهای کلهر در برخی اسناد تاریخی:

1-میزا خانلر خان اعتصام الملک، نایب اول وزارت امور خارجه در کتابش کلهرها را با هویت لر، ثبت کرده و می نویسد «محمد حسن خان سرتیپ، حاکم کلهر در آن ایام از کرمانشاهان مرخص و روانه به محال خود گردید. بعد از ورود او بر ایل و الوار کلهر خبر رسید که..»

2- سفرنامه ناصر الدین شاه قاجار که اهالی سر پل ذهاب و حومه طاق بستان را لر معرفی میکند.

3- بارن دوبد- در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان ایل کلهر را ساکن لرستان معرفی میکند.

4-در کتاب زیر آفتاب سوزان ایران,نوشته اسکارفن نیدرمایر هویت کلهرها لر دانسته شده است.

5- در کتاب کردان گوران به تقل از پژوهشگران کرمانشاهی کلهرها لر دانسته شده اند.

*لرهای سنجابی:

1-در کتاب زیر آفتاب سوزان ایران,نوشته اسکارفن نیدرمایر, ترجمه کیکاووس جهانداری, نشر تاریخ ایران, از لرهای سنجابی نام برده میشود. گفتنی است که ایل لر سنجابی ساکن استان کرمانشاه ایران است.

این مقاله مختصری بود بر پانکُردیسم , باشد که فعالان سیاسی این سیستم پایشان را از گلیم خویش فراتر ننهاده و جعلیات و جفنگیات در باب ملت لر را خاتمه دهند. همچنین جوانان و نخبگان کرمانشاه و هورامان و ایلام را به مطالعه عمیق تاریخ و بازیابی هویت واقعی خویش و رهایی از فتنه پانکردیسم در منطقه فرا می خوانم.

 

*این نوشتار مردم عادی را ملامت نکرده و نگارنده برای آنان ارزش و احترام فراوانی قائل میباشد.

 

34 نظر

  • عیلام لر

    پانکردها چون تاریخ قابل افتخاری ندارند و اکثرأ مهاجران مناطقی از عراق هستند لذا سعی در کردسازی دارند.در سالهای بین۱۳۵۰ تا ۱۳۸۱ کشور ایران مرتب میزبان پناهندگان کرد عراقی بوده که بواسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به کشور همسایه(ایران)شدند.اگر روزنامه آیندگان شماره فروردین ماه سال ۱۳۵۰ را بخوانید با تیتر بزرگ نوشته؛پناهنده شدن هشتاد هزار کورد عراقی به ایران!!! بعد از ۱۹۷۵(۱۳۵۴) و قرار داد الجزایر باز اکراد عراقی به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند.سال۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حلبچه باز طبق آمار وزارت کشور و استانداریهای کرمانشاه_کردستان_آذربایجان غربی_ایلام که مرز مشترک داشتند با عراق بیش از ۵۰ هزار کورد عراقی وارد روستاها و شهرهای غربی ایران شدند.باز جنگ خلیج فارس باعث ورود ۱۵ هزار کورد عراقی دیگر شد.سال ۱۳۷۰ ارتش عراق در عملیات انفال برای مقابله با قیام مردمی با بمباران و تخریب شهر و روستاها مردم کورد را وادار به آوارگی کرد و ۴۵۰ هزار آواره کورد عراقی در ۳۶ نقطه استان کرمانشاه استقرار یافتند به گفته استاندار کرمانشاه(ابراهیم رضایی بابادی) در سال ۸۱ و حمله نظامی آمریکا به عراق ۲۲۰ هزار کورد عراقی دیگر به ایران آمدند.اگر از کهنسالان برخی شهرهای مرزی سوال بپرسی اصالت خود را به آن سوی مرز(عراق)میرسانند.در تاریخ کرد و کردستان اثر شیخ مردوخ کردستانی صفحه۸۵ آمده که؛محل اصلی کردهای جاف سلیمانیه و دیاربکر عراق بوده است کردهای جاف از عراق و ترکیه به ایران آمدند و بعنوان نیروی نظامی در خدمت ارتش رضاخان درآمدند و زیر نظر سپهبد امیراحمدی (معروف به قصاب لرستان) دست به پاکسازی نژادی و قتل عام مردمان لر اعم از مینجایی و لک زدند و املاکشان را به زور تصاحب کردند.اگر منابع قاجاریه را بخوانید مطلع خواهید شد که کردهای جاف اصلا ساکن ایران نبودند و محل اصلیشان سلیمانیه و دیاربکر در عراق و ترکیه بود و این حضور کنونی آنان در ایران بواسطه فشار اعراب عراق و کردهای ترکیه بوده که مجبور شدند در دوره رضاخان به ایران بیایند و اگر سند۶۶ که گزارش فرهاد میرزا والی کردستان درباره یاراحمد جاف یاغی مرزی را در کتاب "یکصد سند تاریخی دوران قاجار" نوشته ابراهیم صفایی را بخوانید بهتر متوجه میشوید.


  • اوکسی

    شخصی که نام ایلام را با ک ر د ترکیب کردی بهتره بدونی پانکردهای تجزیه طلب زمان جنگ از صدام نشان لیاقت گرفتند همانهایی که سربازان ما را جلوی پای عروسهای نحسشان قربانی کردند.منظورت از اونایی که پان کردها جلوشون سر تعظیم پایین آوردن اسراییل و آمریکاست؟در گذشته اورامانات خود را گوران میدانستند و کورد به "جاف و اردلان و سوران" اطلاق میشد حالا چطور کلهر_کرمانج_هورامی_شکاک_بادینانی_ایزدی_زازایی_گورانی_زنگنه_خزلی_و حتی با گستاخی تمام مردمان لر را هم کورد معرفی میکنید؟ چی میزنید که در توهم بالا و در فضای خیالی بسر میبرید؟ نکنه جدیدأ اعتماد به نفس قاچاق میکنید!!! منشأ متوهمات پانکوردها شرفنامه بدلیسی است که دوره صفوی توسط یکی از امرای کورد نوشته شده (۱۰۰۵قمری) و به سلطان عثمانی هدیه داده شده مؤلفش در شهر کوردنشین بدلیس (بتلیس) در غرب دریاچه وان ترکیه که آن زمان مثل الان در تحت حاکمیت عثمانی بوده میزیسته و در مقدمه کتابش به مدح و ثنای سلطان عثمانی (سلطان محمد خان ثالث) پرداخته.در همین کتاب شرفنامه بدلیسی منشأ کوردها "شرق ایران" ذکر شده و دیاکونف و مینورسکی هم این نظر را داشتند که کوردی تلفیقی از ایرانی,افغانی وبلوچی است و یحیی مدرسی در کتاب "درآمدی بر جامعه شناسی زبان" نظرات بدلیسی,دیاکونوف و مینورسکی را تایید میکند. دکتر مقصودعلی صادقی در کتاب "شناخت و نقد منابع و مآخذ تاریخ ایران بعد از اسلام" فصل نهم صفحه ۱۲۱ در نقد کتاب شرفنامه مینویسد:گرایشات ویژه قومی این نویسنده باعث شده است تا او بسیاری از مردمان غیر کورد نظیر لرهای نواحی زاگرس اعم از اهالی لرستان_بختیاری_کهگیلویه و حتی لرهای ایالت فارس را کورد به شمار آورد و بدین ترتیب قلمرو کردان را از آسیای صغیر تا کرانه های خلیج فارس بکشاند.منابعی که پانکوردها با گرایشات تند قومی بنویسند و در آن مردم لر را هم کرد به حساب آورند که منبع و سند نمیشود!!! واژه کورد در واژه نامه طبری نوشته دکتر صادق کیا صفحه ۱۶۶ به معنی چوپان گوسفند است.واژه کرد در گذشته به قوم خاصی تعلق نداشته و معنی چوپان و عشایر رمه گردان میداده بگونه ای که بعضی تاریخنویسان گیلکها_بلوچها_شیرازیها_کرمانیها را نیز کرد معرفی کردند!!! دکتر مارتین وان بروینسن پژوهشگر آلمانی معتقد است نام کرد در منابع دوره اسلامی به یک پدیده رمه گردانی و کوچگری دلالت دارد نه یک گروه زبانی!!! اگر مورخین و جغرافیدانان نام کرد و اکراد را ذکر کردند منظورشان قومیت نبوده بلکه شغل و نوع معیشت آن افراد منظورشان بوده.چطور است که کرمانج و سوران زبان هم را نمی فهمند؟چطور است زاخو و بادینانی زبان هم را نمی فهمند؟چطور است سوران و گوران زبان هم را نمی فهمند؟چطور است کلهر و اردلانی زبان هم را نمی فهمند؟و در عین حال از یک قوم واحدند؟دکتر عبدالرحمان شرفکندی پژوهشگر کورد در کتاب "فرهنگ لغات کردی" به کلمات زیادی اشاره کرده که از زبان لری وارد زبان کردی شده اند.توفیق وهبی زبانشناس کورد , لکی و کلهری را زیرمجموعه زبان لری معرفی میکند.ماکس درعو در کتاب "جغرافیای انسانی" مینویسد که:زبان افراد میتواند تغییر کند اما نژاد آنان هرگز…اگر به میمک صورت و حالات آناتومیک چهره و بدن مردمان شیعه مذهب کرمانشاه و ایلام توجه کنید متوجه نژاد و تبار آنان خواهید شد که کرد نیستند.


  • سادنا

    کردها محصور در کوهستانند و جغرافیای شکننده و آسیب پذیری دارند و به آبهای آزاد هم دسترسی ندارند به همین خاطر میخواهند با جعل تاریخ به توسعه ارضی و منابع آب_نفت_گاز دست پیدا کنند.اونا درحال تبدیل شدن به خطرناکترین تهدید برای هویتهای مستقل منطقه هستند.چرا باید به این زیاده خواهان اعتماد کرد؟ایلامی که امروز خود کورد پندار شده حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به پانکورد بوده.خوشبحالشون خودشون رو به همه میچسبونند و به همه میگن شما کورد بودید اصالت خودتون رو از دست دادید!!!گفتارشون رو به ایده هایی ربط میدن که از لحاظ علمی دروغ بودن آنها با شواهد تجربی و عقلی اثبات شده است.ادعاهای کذبشون رو در لفافه ای از علم پنهان میکنند و به خورد توده میدن.کردها حتی یک حکومت در چارچوب جغرافیای خود نداشتند و همیشه بخشی از ساکنان دیگرکشورها بودند.خانم دکتر لمبتون میگه ؛ در قدیم به عشایرگله دار "کرد" میگفتند.بین فرهنگ لرهای شیعه با کردهای سنی تفاوت مذهبی_فرهنگی و نوع جهان بینی آنقدر زیادست که نمیتوان در یک گروه واحد قرارشان داد.کرد همگن و واقعی سوران است و تا حدودی کرمانج.زبان اورامی شبیه گیلکی است و خود را دیلمی میدانند.گورانی در ابتدای عصرصفوی و با ترکیب مهاجران مثل شیرازیها_کولیها_قلخانیها ایجاد شد.حتی اردشیرکشاورز که ازمهاجران دیاربکر به کرمانشاه هستند درمصاحبه ای اعلام کرد که سنجابیها ازیاسوج به کرمانشاه آمدند.ازعصرصفوی وشاه عباس روند مهاجرت ایلات لر که خصوصأ ناسازگار بودند را به قزوین_ورامین_ری_خوار_لوشان و دیگرنقاط کوچ و تبعید کردند.مسعود کیهان مؤلف کتاب "جغرافیای مفصل ایران" ایلات کرمانشاه را لک و گوران دانسته.کوردها طبق نظرشرفنامه بدلیسی که خود کرد است از بلوچستان و شرق ایران به محل کنونی آمدند حتی پوشش بلوچ و کرد شبیه بهم است.عموم مورخین وجغرافی نویسان اسلامی,زبان اکراد را درقرون اولیه اسلامی عجمی نوشته اند.مقدسی صفت جامع و فراگیرکرمانشاه را زبانفارسی ذکرکرده.مسعودی نیز به ماهات(کرمانشاه)اشاره کرده و آنرا محل اسکان پارسیان دانسته.منسوب نمودن کردها به ماد قطعأ درست نیست چون اطلاع ما از مادها محدود به منابع یونانی است و هیچ کتیبه_شی منقوش_بنای تاریخی و سنگ نبشته ای اذعان یا اشاره ای نکرده که کرد همان ماد است.ادعاها بیشتر متکی به فرضیه است تا نقل و سند.خود اکباتان به ترکی یعنی قلعه بزرگ.همدان شمالش ترک و جنوبش لر است حالا چطور شد ماد؟ مسعودی درکتاب"التنبیه والاشراف"صفحه۸۴ و اصطخری جغرافیدان سده چهارم در"مسالک و ممالک" صفحه۸۹ کردها را غیرایرانی دانسته اند.کردها در سده های گذشته فقط درناحیه اردلان بودند ولی به توصیه خارج نشینان (که سر در آخور بیگانه دارند و نوکر اربابان چشم آبی هستند) طایفه ای به حاشیه شهرها مهاجرت کردند و کم کم با رشد جمعیت ادعا کردند که ما بومی اصیلیم و شما مهاجرید!!!مثل مهاباد که اسم اصلیش سویوق بلاغ بود و الان تمامشو گرفتند همین بلارو سر ارومیه هم دارن میارن.اینها هیچ حکومت,تاریخ و رد پایی در منطقه ندارند لذا منتقدان و مخالفانشان را با ناسزا و توهین رگباری و رواج جوک که باعث شرم اجتماعی میشود از سر راه برمیدارند.خود کردها زبان مردم منطقه را در جدولی دسته بندی کردن و به اون ارجاع میدن.آخه منبع و سندتون چیزیه که خودتون طراحی کردید؟کافیه تو تاریخ یک سلسله یا شخصیت مبهم باشه سریع سر و کله کردها پیدا میشه.بی اطلاعی و استنباطات غلط منشأ تاریخ حدسی کردهاست.با مطلق گرایی_جزم اندیشی و خشونت میخواهید دنیای بهتری برای خودتان و دیگران بسازید؟


  • بالابرز

    زبان هورامی تمام ویژگیهای یک زبان باستانی را دارد مانند رعایت جنسیت در صرف افعال و ضمایر و صفات و وجود اصوات و صامتهایی که در زبانهای فارسی و کوردی موجود نیست بنابراین زبانیکه قدمتش از فارسی دری هم بیشتر است چگونه میتواند زیرمجموعه زبان کوردی باشد که خود به مراتب حادث تر است؟ آیا قلت جمعیت میتواند بهانه ای برای این امر باشد؟ در گذشته اورامانات خود را گوران میدانستند و کورد به "جاف_اردلان_سوران" اطلاق میشد.کندال در کتاب "کرد و کردستان" زبان گورانی را کردی نمیداند و معتقد است نه کوردی است و نه فارسی است بلکه یک زبان باستانی آریایی است.ساکنان هورامان طبق نظر برویین سن در کتاب "جامعه شناسی مردم کرد" خود را جدای از کرد میدانند و طبق روایتی از جنوب غربی خزر به این منطقه آمدند و خود را دیلمی میدانند.در چند دهه اخیر در اثر رشد ناسیونالیسم کوردی و توسعه ابزارهای پخش و ترویج زبان و فرهنگ "سورانی" مانند:کتب_جراید_کانالهای ماهواره ای و سایتهای اینترنتی به تدریج حس مستقل بودن "هورامی" یا گوران زایل شد.ناسیونالیسم کوردی همه زبانهای منطقه به جز سورانی را تهدید میکند این را به وضوح تجارب کردستان عراق نشان میدهد مثلأ در سلیمانیه عراق متکلمین زبان باستانی هورامی در اکثریت بودند اما امروزه به روستاها محدود شده است.ناسیونالیسم کورد که حمایت امپریالیسم و صهیونیسم را دارد وانمود میکند سورانی زبان مادری همه کردها و منطقه است و سعی در آسیمیله کردن قومیتهای کوچکتر دارد و این آسیمیلاسیون آشوری_کلدانی_شیبک_صارلی_بجوران_قزلباش_کاکی_ایزدی_هورامی_زازا_کلهر را مشمول خود کرده است.زازا و هورامی(گوران) و شیبک اصل زبانشان کردی نیست و جزو شاخه خزری (کاسپین) است و زبان آنها با تالشی و گیلکی خویشاوند است ولی تاریخ_جغرافیا و مذهب مشترک با کردها بالاجبار آنها را کرد معرفی کرده است.کلأ سؤتفاهم از آنجا ناشی میشود که تفاوتی بین موقعیت علمی زبان و هویت قومی قاعل نیستیم.تعلقات قومی از وابستگیهای زبانی جداست.از زبان نمیشه به تبار افراد پی برد ولی از تبارشون میشه به زبانشون پی برد.اکراد از قبایل و نژادهای ناهمگن تشکیل یافته اند و بین چهارکشور با زبان و فرهنگ و مذهب مختلف تقسیم شدند پس اینها نمیتوانند یک هویت واحد داشته باشند.گویش محکی ایلام با سورانی مهاباد نه در لغت نه در قواعد و دستور زبان هیچ اشتراک و تفاهمی باهم ندارند بعد چطور از یک تبار واحدند؟


  • Tashin

    از تمدن ماد چه سندی مانده که پانکردها خود را به آن وصل میکنند؟کدام سند و کتیبه یا شی و بنا از حکومت۵۰ساله ماد باقیمانده؟از زبان ماد که متعلق به سه هزار سال پیش است چه مانده که ما بسنجیم ببینیم کردها مادند یا نه؟زبان سورانی_کرمانجی_زازاکی سه رسم الخط متفاوت دارند.آرانسکی زبانشناس روس میگوید:زبانهای کوردی آنچنان متفاوت ازهم هستند که بزبان مستقل شباهت دارند.محمدباقرنجفی درمقدمه کتاب"کردان گوران و مسعله کرد درترکیه"به تفاوت عمیق زبانهای کردی معترف است.تومابوا درکتاب"ژیانی کورده واری"مینویسد؛ زبانهای کردی جدایی پایان ناپذیری باهم دارند.کردها غیر ازکلمه توحید درهیچ اموری اتفاق ندارند.درنواحی کردنشین ما با سلسله ای از زبانهای متفاوت روبه روایم.شمسی از نویسندگان ایران,کردستان را به هندکوچک تشبیه میکند که ادیان ومذاهب (یهودی_ارمنی_آشوری_ایزدی_علوی_قادریه_نقشبندیه_شیعه وسنی) در آن حضور دارند.زبانشناسان ریشه کردی را کلدانی میدانند.دیاکونوف و مینورسکی ریشه زبان کردی را شرق ایران میداند که با بلوچی وافغانی همریشه است و یحیی مدرسی درکتاب"درآمدی برجامعه شناسی زبان"نظر دیاکونوف و مینورسکی را تأییدمیکند.دانا آدامز شمدت درجریان سفرش به اقلیم کردستان میگوید؛ فرهنگ و زبان کردی به سبب اختلاف زبانها دچار تعقید و پیچدگی واشکال گردیده و یک سورانی زبان کرمانجی را نمیفهمد.کندال درکتاب "کردها و کردستان"گورانی را کردی نمیداند.برویین سن در "جامعه شناسی مردم کرد"هورامانات خود را جدای از کرد میدانند و ازجنوب غربی خزر به این منطقه آمدند و خود را دیلمی میدانند.مینورسکی میگه؛معلوم نیست کردها از کجا به خاورمیانه آمدند.پانکردهای برونگرا همیشه نیروی گریز از مرکز بودند هرآنچه را نمی پسندند خفه میکنند و هر وقت دولت مرکزی ضعیف بشه شورش میکنند مثل ؛ جنگ چالدران۹۲۰قمری/۱۵۱۴میلادی_شورش اسماعیل سمیتقو ۱۳۰۰_شورش قاضی محمد ۱۳۲۴_شورش دموکرات و کومله و کشتار مردم نقده ۱۳۵۸به فرماندهی عبدالرحمان قاسملو.

  • ذهن خالی از حقیقت پانکردهای متوهم

    مادها اتحادیه قبایلی بودند. یک اتحادیه نژادی که از نژادهای آلتاییک _ قفقازی و گرجی تشکیل شده بود تا در برابر حملات قوم سفاک و خونریز آشور سامی نژاد دفاع و مقابله کنند. حتی دانشکده انیستیتو ژنتیک هم طبق دانش انتروپولوژی ثابت کرده که ماد ، مجموعه قبایل با نژادهای مختلف بوده است. چون قبل از ورود مادها به ایران ، تمدنهای ارت _ عیلام _ گوتی _ لولوبی _ حوری _ هیتی _ ماننا _ اورارتو _ کیمیری _ تپوری _ آماردی _ کاسپینی _ کاسی و…در ایران بودند که از نژاد آسیانیک ( آسیایی شده ) و بومی اصلی ایران بودند و ایران هرگز خالی السکنه نبوده و این اقوام هم بخار نشدند. کل حکومت مادها ۵۰ سال بیشتر نبوده و تازه ۲۸ سال هم تحت سلطه سکاها بودند که همان قبایل اشکنازی هستند. دکتر شیرین بیانی در کتاب تاریخ ایران باستان ، جلد دوم ، صفحه ۲۸ مینویسد:سکاها ترک بودند و مهمترین دلیلی که آنها را از دیگر اقوام جدا میکند چگونگی آداب و رسوم آنهاست که حاکی از خشونت طبع ، سفاکی و خصلت ویرانگری آنهاست که در شاهنامه به عنوان تور و تورانی هم شهرت داشتند. حالا آخر سر ما متوجه نشدیم کردا کی هستن؟ آشوری هستن؟ ماد هستن؟ سومری هستن؟ گوتی هستن؟ حوری هستن؟ اصلا کدام کتیبه ، شیء ، بنا و اثری از حکومت ۵۰ ساله نیم بند مادها باقی مانده که به وضوح اثبات کند کرد همان ماد است؟ مینورسکی تنها یک حدسی زد اونم نه به یقین بلکه فقط گفت:اگر کرد ماد نیست پس ماد کجاست؟ همین حرف و حدس مینورسکی ده ها کتاب و مقاله در رد آن با ذکر منابع نوشته و چاپ شد. از حکومت ۵۰ ساله ماد چیزی در دست نیست که بدرستی ثابت کند ماد کرد است اینها همه در حد یک فرض خالی است. حتی بسیاری از محققان و پژوهشگران خارجی از رود ارس تا سومر را خاک ماد میدانستند که با این توصیفات آذربایجان را هم شامل میشود و باز این نشان میدهد که ماد یک مجموعه قبایل با نژادهای مختلف بوده است.


  • Tipak

    درکتاب (بدایع اللغه) که فرهنگ کردی_فارسی است نوشته علی اکبر وقایع نگار کردستانی در صفحه ۲۶ آمده:کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و صفحه ۱۴۴ ذیل واژه کرد نوشته:طایفه ای صحرانشین کم فهم را گویند خصوصأ چنانکه مشهور است که لفظ کرد مبدل کرت است که به معنی کوتاه باشد و طوایف صحرانشین چون در فهم و عقل قصور دارند مسمی به این اسم شده اند. دکتر علی اکبر نیک خلق درکتاب (جامعه شناسی عشایرایران) صفحه ۲۰ مینویسد:تاریخ نویسان و جغرافیدانان از تمام ایلات و عشایر ایران تحت عنوان (اکراد) نام میبرند که تنها کردها را در بر نمیگیرند بلکه همه چادرنشینان غیرعرب را نیز شامل میگردد. فرهاد نعمانی در کتاب (تکامل فعودالیسم در ایران) صفحه ۴۵۱ مینویسد:در زبان فارسی واژه کرد بر چوپان و شبان دلالت دارد. دکتر محمد معین در فرهنگ لغت معین ذیل واژه کرد نوشته:ایرانیان قدیم دیلمیان را "اکراد طبرستان" و اعراب را "اکراد سورستان" مینامیدند. حمزه بن حسن اصفهانی (۲۷۰_۳۵۰ قمری) در کتابش (سنی ملوک الارض و الانبیاء) دیلمی ها را اکراد طبرستان نامیده و آورده که رمه گردان و کوچرو هستند. در گویش طبری واژه کرد به معنی چوپان است اکنون در مازندران این واژه به چوپان گوسفند اطلاق میگردد حتی در واژه نامه طبری نوشته دکتر صادق کیا در صفحه ۱۶۶ واژه کرد را چوپان گوسفند معنی کرده است. در زبان پهلوی همانطوری که در کارنامه اردشیر بابکان هم آمده واژه کرد به صورت کورتان یا کوریتان به معنی شبانان آمده است.در کتاب اسرار التوحید نوشته ابوسعید ابی الخیر درقرن۴هجری آمده که:کرد بود و گوسفند دار. دکتر یعقوب احمدی درکتاب (جامعه شناسی ایلات وعشایر) صفحه ۷۸ آورده که:گروههای چادرنشین را در گذشته عمدتأ با نام (اکراد) یاد میکردند. منظور اکثر مورخین از کرد یا اکراد بیشتر شامل اقوامی است که دارای زندگی شبانی بودند و از طریق دامپروری و کوچ نشینی امرار معاش میکردند بنا به نوشته ایران شناس معروف پروفسور ریچارد نلسون فرای در کتاب (عصر زرین فرهنگ ایران) صفحه ۲۷ آمده که:نام کرد در بسیاری از منابع عربی_اسلامی و نیز در متن پهلوی کارنامه اردشیر ساسانی به همه بیابانگردان قطع نظر از اینکه ایشان از لحاظ زبانی یا نژادی با کردان امروزی پیوند داشتند یا نداشتند اطلاق شده است فی المثل مردمان لر را کرد دانستند همچنان که بلوچها_کرمانیها_شیرازیها_دیلمیها و اعراب را هم کرد دانستند.در گزارشهای اسناد لانه جاسوس_ویژه نامه کردستان_شماره۳۱_صفحه۳۷آمده:کردها منسوب به قبایل نینوا هستند که هفت قرن قبل ازمیلادمسیح در منطقه بین النهرین میزیستند.کردها جزو هلال خضیب (داسه بارور) هستند و از نظر نژادی سامی محسوب میشوند. بنا به نوشته حمدالله مستوفی در کتاب (نزهه القلوب) صفحه ۲۹ آورده شده که:این منطقه از اواخر دوره سلجوقی (سال ۷۴۰ هجری) برای اولین بار کردستان نامیده شد.


  • اسدی

    مؤلفین اسلامی به کرات از ازدواج أجنه با زنان مسلمان روایت کرده اند و کسانی از افراد سرشناس را زاده ی مشترک أجنه و آدمیان دانسته اند علامه محمد باقر مجلسی از امام جعفر صادق (ع) روایت میکند که قوم کرد جنیانی هستند که خداوند آنان را بصورت آدمیان درآورده است حلیه المتقین فصل ۱۴. در منابع آمده که جنیان علاقه عجیبی به موسیقی دارند.


  • سلاحورزی

    پانکردها برای کردسازی و کرد جلوه دادن مردم لر اغلب به کتابهای ارجاع و رفرنس میدهند که توسط خود کردها تألیف شده مثل:شرفنامه نوشته شرفخان بدلیسی که از امرای کرد بوده_بدایع اللغه که توسط علی اکبر وقایع نگار کردستانی نوشته شده_کردی بیاموزیم نوشته صدیق بورکه ای_کرد و کردستان نوشته محمد امین زکی_زبان کردی نوشته محمد مرتضایی.کتابهایی که کردها بنویسند و در آن لرها را هم کرد فرض کنند که دلیل و سند نمیشود!!! میخواهند با این کتابهای سفارشی مثلا یک تمدن مقوایی بسازند؟ چرا فقط حرفهای خود را تکرار میکنید؟ چرا نمیگویید که در منابع اسلامی_عربی حتی به کوچروهای رمه گردان سیاهپوست سودان هم کرد گفتند.چرا نظرات دکتر پرویز خانلری_پروفسور ریچارد نلسون فرای_دکتر مارتین وان بروینسن_پروفسور ولادیمیر ایوانف_پروفسور دیوید مکنزی_دکتر آساطوریان_دکتر سعید نفیسی_خانم دکتر لمبتون و حتی خود پژوهشگران لر مثل مرحوم علیمحمد ساکی و پروفسور بهاروند را نمیگویید که درباره واژه اکراد چه دیدگاهی دارند؟ اصولأ کرد مجموعه ای از طوایف متفاوتی اند که منبع معیشت مشترکی دارند (دامداری و رمه گردانی).دکتر پرویز خانلری میگوید:تردید است در اینکه کلمه کرد به قوم واحدی که دارای مختصات نژادی یا ایلی با گویش معینی اطلاق شده باشد.در منابع اسلامی_عربی واژه کرد معادل شبان_چوپان و عشایر رمه گردان است.دکتر طبیبی میگوید:اصولأ در زبانهای ایرانی کرد به معنای شبان و چوپان گوسفند چران و رمه دار است.نمیدانم وقتی اقوامی که زبان_فرهنگ_مذهب و زیست بوم متفاوتی دارند دیگر چگونه از یک حلقه واحدند؟


  • بهرامی

    در اوایل سلطنت رضاشاه پشتکوه ( حسین آباد یا ده بالا ) را به نام ایلام نامگذاری کردند که البته اگر در رابطه با محدوده عیلام باستان نام گذاشته شده است , جای تردید است. تمدن عیلام باستان هم طبق نظر اکثر باستان شناسان مثل:والتر هینتس در کتاب شهریاری عیلام _ رومن گیرشمن در تاریخ ایران قبل از اسلام _ پروفسور مارسلا رمپوف هلندی _ دانیل تی پاتس در کتاب تاریخ عیلام _ پیر آمیه در تمدن عیلام _ دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان صفحه ۶ _ دکتر شیرین بیانی در جلد ۲ تاریخ ایران باستان صفحه ۱۹ و پیرنیا در جلد یک تاریخ ایران باستان اشاره کردند که مردمان لر دقیقأ بر جایگاه تاریخی و زیستی عیلامیان باستان نشستند. ولی کرد در منابع اسلامی_عربی معنی قومی نداشته و فقط بر شیوه زندگی رمه گردانی و شبانی دلالت میکرده. استخری درقرن سه هجری در کتاب المسالک و الممالک صفحه ۹۷ ضمن برشمردن رموم و طوایف فارس آنها را کرد یعنی گله داران بیابان توصیف میکند. حمزه اصفهانی دیلمیان را اکراد طبرستان و عربها را اکراد سورستان نامیده.دکتر مارتین وان بروینسن و ولادیمیر ایوانف و دیوید مکنزی و ریچارد نلسون فرای و خانم دکتر لمبتون عقیده داشتند که کرد بر پدیده رمه گردانی و زندگی عشایری دلالت داشته نه نام قومی واحد. زبانهای کردی چهار شاخه متفاوت و ده ها گویش و لهجه متمایز با فونتیک و گرامر خاص خود را دارد.اگر فقط تاریخ اتابکان را مد نظر قرار دهیم از ۸۵۰ سال پیش حضور مکتوب در پشتکوه ( لرستان غربی ) داریم اما این گروه خود کرد پندار هیچ مدرکی ندارند که ثابت کند ۴۰ سال در پشتکوه سابقه دارند.گروهکهای سایبری کرد سعی دارند در عرصه ملی تمام داشته های مردمان لر را از سرزمین و مشاهیر و تاریخ و فرهنگ و آداب و رسوم بنام خود مصادره و معرفی کنند.مدخلهای ویکی پدیا هر جا نام لر بوده ( چه لک چه مینجایی چه بختیاری ) را به کرد تغییر دادند.در هیچ عکس تاریخی گلونی را در میان کردها نمی بینید و تا همین اواخرم نمیدانستند که چیست ولی الان در کنسرتها و پوسترها دارند از آن با نام یک شال کردی حرف میزنند.اصلا به لباس کردی توجه کردید؟آیا این لباس اصلا بومی منطقه نیست چون در یک منطقه سرد کوهستانی جواب نمیدهد این یک لباس کاملا وارداتی از ترکیه و عراق است.چرا در عکسهای قدیمی بزرگان ایل کلهر شال و ستره بر تن دارند؟ چرا ردا و چوقای لری بر تن مردم ایلام است؟ چطور لباس کردی فراگیر شد؟ چون مردم لر هیچ رسانه و تریبون و مدیایی ندارند پانکردها از این ضعف ما دارند سؤ استفاده میکنند.متأسفانه ضعف شناخت تاریخی ما از نیاکان و تاریخ پر افتخارمان بزرگترین عامل این کردنمایی هاست.مقایسه سابقه درخشان مردمان لر با کرد ناسزا به زمین و آسمان است مردمان لر موسس تمدن هفت هزار ساله عیلام باستان است کاشف مفرغ و برنز است بزرگترین گنجینه باستانی در غار کلماکره پیدا شد.لرها حکومت تشکیل دادند در تمام تحولات از جمله مشروطه و نفت و جنگ و انقلاب حضور داشتند و هیچوقت تجزیه طلب نبودند.هنری راولینسون میگه:زبان لرها با دیگر ساکنین زاگرس فرق دارد.بارون دوبد در سفرنامه لرستان و خوزستان مینویسد:ایلات و طوایف لر خود را از کرد متمایز میدانند. اسکار فن نیدر مایر در کتاب زیرآفتاب سوزان ایران صفحه ۵۵ از لرهای سنجابی نام میبرد.اگر منابع تاریخی را رصد کنید مشخص میشود کی اصالت خود را از دست داده.تبار کلهرها که اظهر من الشمس است. ایلام اصالتی لری دارد.روستاهای لرزبان آبدانان:جابرانصار_پشت قلعه_هفت چشمه_شمشیرآباد_شهرک هزارانی_ماهوته_چم کبود_گرزآباد_تلور_جودکی_دوستعلی وند_سرپله_شهر مورموری_لرغه_تپه حمام علیا_آبطاف_تپه حمام سفلی_چم شالان_سیاهگل_چشمه شیرین_ژیور ( حیدروند که اصالتأ لر گلال زیری هستند ) _ عرب زبانان آبدانان درویشهای پشت قلعه اند و اصالت لری دارند.بیش از ۶۰ درصد شهرستان آبدانان لر هستند. اگر با کهنسالان دهلران که جوانانشان خود کرد پندار هستند صحبت کنید اصالت خود را لری ذکر میکنند.ایلات ایلام مثل ارکواز_ملکشاهی_خزل_کاهیرده_عمله از قدیم جزء قیطول والیان لر فیلی بودند.کاهیرده در دهلران و ایل بزرگ شوهان در مهران لر هستند.دره شهرم اکثرأ میر و زینی وند و کولیوند و جودکی و بیرانوند و رشنو و حسنوند دیناروند و ناصرعالی و سلاحورزی و دریکوند هستند.موسیانم کامل لر هستند. تمام متون قدیم حتی سی سال پیش ایلام را لر زبان میدانستند. متون جدید هم کاملأ مغرضانه است و صحت و سقمشان مورد تأیید نیست و کارشان خالی از قوم مداری نبوده و تفکر پانکردی پشت آن سطور مخفی است. در کتاب ( میر نوروز شاعر ناشناخته لر ) اثر دکتر کرم علیرضایی در صفحه ۵ آورده:میرنوروز بزرگترین شاعر لر اهل ایلام است میرنوروز چهارصد سال پیش نوه شاهوردیخان آخرین اتابک لر بوده است و اهل دهلران بوده و قبرش در زیر بستر چشمه آبگرم دهلران ( سرگه رو ) قرار دارد. به دستور غلامرضا خان والی در منطقه تخت خاتون واقع در ۳۴ کیلومتری ایلام بر روی سنگی به عرض یک متر و طول دو متر مختصری از تاریخ والیان لر آورده شده که به خط فارسی است و تاریخ لرستان فیلی را بررسی میکند و سندی است بر اینکه ایلام اصالتی لری داشته و دارد.در سفرنامه ابودلف که متعلق به سال ۳۴۱ هجری است و توسط مینورسکی تصحیح شده در صفحه ۱۲۲ مینویسد:ده بالا ( ایلام کنونی ) مکان مشهوری در لرستان غربی ( پشتکوه ) میباشد و محل اقامت والی اخیر پشتکوه بوده است.و در صفحه ۱۲۳ مینویسد:در سراسر لرستان پلهای شگفت آور مربوط به زمان ساسانیان وجود دارد که خود نشانه ای از سعادت و عمران منطقه مزبور در زمان گذشته میباشد. جعفر خیتال در کتاب مجموعه آرا درباره ساکنین ایلام ( پشتکوه والی ) ص ۱۱۳ مینویسد:نمیتوان منطقه پشتکوه را بطور مجزا از لرستان بررسی کرد و درصفحه ۱۲۴ مینویسد:رزم آرا و مینورسکی و ایزدپناه و بریون ساکنین پشتکوه را لر نامیده اند و در صفحه ۱۲۰ مینویسد:طوایف پشتکوه در جنوبغربی لرستان بادیه نشین بودند و به لرهای فیلی معروفند. فرهنگ و زبان کردی در زمان معاصر همزمان با نسل کشی لرها توسط رضاخان شیوع یافت که طوایف کرد به عنوان متحد رضاخان عمل کردند و مراتب از هم پاشیدگی ایلات و عشایر لر را فراهم کردند.در کتابهای کهنه سرباز و قلم سرنوشت جعفرشهری به آن اشاره شده است.


  • پژاوند

    ویکی پدیای فارسی , در چند سال اخیر به ابزاری برای کردسازی بدل شده و گروهک های سایبری پانکرد مدخل های لری را به کردی تغییر میدهند و به نفع سازمانهای جدایی طلب خودشان ویرایش میکنند.مثلأ لری بغدادی به کردی بغدادی تغییر داده شده است.خواهشأ اطلاع رسانی بکنید تا تمام ملت ایران بدانند.با سپاس


  • مهدوی

    حدیثی نبوی صلی الله تعالی شأنه علیه و سلم فرموده:الاکراد طاعفه من الجن , و این حدیث در کتاب فقهی شرح لمعه و اکثر کتابهای تاریخی و دینی آمده و وجود دارد ( کتاب بدایع اللغه علی اکبر وقایع نگار کردستانی صفحه ۱۹ ) . در تاریخ ابن خلکان و کتاب قصه و امم که درباره علم انساب عرب و عجم است آمده که:اکراد از نسل عمرو مزیقیا میباشند که اجدادشان از ملوک یمن بودند و به ولایت عجم مهاجرت کردند و حتی شعری هم در این مورد هست که میگوید:لعمرک م الاکراد من نسل فارس_و لکنه کردین عمرو بن عامر = سوگند به جان شما کرد از نسل فارس نیست بلکه کرد فرزند عمرو بن عامر است و عمرو و پدرش از ملوک یمن بوده و بعد از آن به شام منتقل شدند و مذهب کرد ( من أوله إلی یومنا هذا ) از ابتدا تا کنون تسنن و پیرو شافعی و حنفی بوده است. کرد در فرهنگ لغت عربی لاروس جلد ۲ _ صفحه ۱۷۰۴ به معنی راندن ستور ( چهارپایان ) است و مرد کوتاه قد هم معنا میدهد. کرد در فرهنگ بدایع اللغه صفحه ۱۴۵ به معنی چوپان و گوسفند چران آمده است. هات در کردی یعنی آمد و در فرهنگ لغت عربی لاروس جلد ۲ صفحه ۲۱۰۰ نیز به همین معناست. توز در کردی یعنی گرد و غبار و در ترکی هم نیز بدین معناست. چپلاخه در کردی یعنی سیل و در ترکی هم به همین معناست.


  • چاغروند

    در دوران اسلامی واژه ( کرد ) به معنای رمه گردانان و کوچ نشینان ایرانی تبار به کار رفته است و طوایف دیگر ایرانی را نیز کرد نامیده اند. رشید یاسمی در کتاب ( کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او ) در صفحه ۹ از قول مروج الذهب مسعودی میگوید:اکراد از نسل ربیعه بن بکر بن واعل هستند. همین نویسنده ( رشید یاسمی ) از قول " لرد کرزن " بیان داشته:کرد به معنای صحرانشین و بیابانگرد است. محمد افندی در تاج العروس صفحه ۱۱۵ میگوید:کرد طایفه ای از جن است و نیز گفته اند اکراد از باقیمانده غذای ضحاک هستند. در تاریخ مشاهیر کرد صفحه ۱۵۱ آمده که:کرد از نژاد کرد بن صعصعه بن هوازن بوده اند. در مجمع الانساب شبانکاره آمده است که:اما معتمدان صادق القول چنان استماع رفته که اصل ایشان از اکراد شام است. بنا به نوشته حمدالله مستوفی در کتاب نزهه القلوب صفحه ۲۹ اولین بار سلجوقیان در ۷۴۰ هجری به مناطق کوهستانی غرب فلات ایران نام کردستان نهادند و در تاریخ آمده که ولایت کردستان مابین لرستان و آذربایجان تأسیس شد لذا اساسأ کردستان سالها بعد از تشکیل لرستان و آذربایجان رسمی شد و به وجود آمد. اما معنای اجتماعی واژه کرد هنوز ادامه دارد و شرفخان بدلیسی از امرای کرد , کردها را بر پایه شیوه زندگی و اجتماعی نزدیک , به ۴ گونه تعریف میکند که از نظر زبان و شیوه زندگی و مذهب از یکدیگر متفاوتند:کلهر_لر_گوران_کرمانج. ولی او مردمان رعیت که چنین شیوه زندگی را نداشتند یا جزو قبیله ای نبودند را کرد حساب نمیکند!!! ولادیمیر مینورسکی نیز در رابطه با این عبارت بدلیسی بر این نظر است کرمانجی ( کرمانجی شمالی_میانی_جنوبی ) را امروز بتوان جزء زبانهای کردی دانست اما لری از زبان کردی جداست. حمزه اصفهانی در کتاب ( سنی ملوک الارض و الانبیاء ) مینویسد:پارسیان , دیلمیان را کردهای طبرستان میدانستند و اعراب را کردهای سورستان مینامیدند. ابن حوقل در صوره الارض کوچ ( قفص ) کرمان را صنف من الاکراد میداند. یاقوت حموی در معجم البلدان مینویسد:مردمان ساسون را اکراد السناسه میخواند منظور او از ساسونها یهودیهای مهاجر است. ولادیمیر الکسیویچ ایوانف ( ۱۸۸۶_سن پترزبورگ ) میگوید:نام کرد در سده های میانه ( کم و بیش از سده پنجم میلادی تا شانزدهم میلادی ) نامی بود که بر همه رمه گران و کوچگران ایرانی اطلاق میشد. پروفسور دیوید مکنزی که تز دکتری خود را درباره کردها کار کرده مینویسد:اگر به حدود دوران گسترش امپراتوری عربها نگاه کنیم خواهیم یافت که عنوان کرد با رمه گر و کوچگر دارای یک معنی است. مارتین فان براوینسن پژوهشگر هلندی و کردشناس میگوید:نام قومی کرد که در منابع نخست اسلام دیده میشود بر یک پدیده رمه گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده میشد و نه یک گروه زبانی. چندین بار حتی کردهای عرب در منابع نام برده شدند و کوچروهای سیاهپوست سودان را هم کرد گفتند. اما در پایان قرن دهم میلادی این نام برای گروههای متعدد رمه داران و کوچگران ایرانی زبان به کار میرفته است که مابین دریاچه وان در شرق ترکیه تا دریاچه ارومیه ایران زندگی میکرده اند. اگر در آن زمان روستانشینی بودند که به زبانهای کردی امروز تکلم میکردند هنوز نام کرد در آن زمان شامل آنها نمیشد. ولادیمیر مینورسکی ایران شناس و مورخ و کردشناس نیز میگوید:در زمان پس از حمله اعراب لغت قومی کرد برای تیره های قبایل گوناگون ایرانی تبار و ایرانی شده به کار میرفت. پروفسور ریچارد نلسون فرای , ایران شناس و پروفسور هاروارد در کتاب " عصر زرین فرهنگ ایران " صفحه ۲۷ مینویسد:قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هر چند منابع در مورد آنان کم است زیرا آنها خود تاریخ ساز نبودند , عنوان فراگیر و عامیانه کرد که در بسیاری از کتابهای عربی و حتی پهلوی ( کارنامه اردشیر بابکان ) دیده میشود نامی بود که فراگیرنده همه کوچگران و چادرنشینان بود حتی اگر با مردمانی که امروز نام کرد دارند از یک پیوند زبانی نبودند برای نمونه:برخی از منابع اسلامی لرها را جزء اکراد نامیدند همانطوری که کرمانی و بلوچ و شیرازی و دیلمی را هم کرد نامیدند. در کارنامه اردشیر بابکان هم کردان به معنی عشایر و شبان آمده است نه بعنوان نام و نژاد و قبیله. در فرهنگ بدایع اللغه صفحه ۱۴۵ کرد به معنی چوپان و گوسفند چران آمده است. در گویش طبری امروزی نیز کلمه کرد به معنی چوپان و شبان است ( واژه نامه طبری_دکترصادق کیا_صفحه ۱۶۶ ). آنچه که روشن است تحول واژه کرد از یک معنی اجتماعی و شیوه زندگی گروههای مختلف ایرانی تبار به معنی قومی امروزی آن بسیار طول کشیده است.


  • طهماسبی

    در کتاب سیرت جلال الدین صفحه ۲۶۹ آمده که:جلال الدین خوارزمشاه به چادر کردی پناه برد ( نزدیک اخلاط ) و صاحب چادر خارج شد و در اثنای غیبت او , کردی درون بیامد _ حربه ای در دست _ به زن گفت:این خوارزمی کیست؟ چرا او را نمیکشید؟ گفت:شوی من او را امان داده است و دانسته که سلطانست. کرد گفت:مرا به اخلاط برادری کشته شد که به از وی بود , پس حربه بر وی زد و به یک ضربه روح او را به فردوس رسانید.


  • سالاروند

    دکتر تورج دریایی , استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا _ لس آنجلس , در کتاب شاهنشاهی ساسانی که توسط انتشارات ققنوس چاپ شده در فصل:جامعه ساسانی , صفحه ۱۴۳ مینویسد:مهمترین گروه چادرنشینان را به زبان پارسی میانه ( پهلوی ) کرد kurd مینامیدند. گرچه ممکن است این واژه فقط در مورد " کردها " که جماعتی چادرنشین بودند به کار میرفته , اما باید گفت که در ادبیات پهلوی این واژه را به معنایی گسترده تر و برای همه چادرنشینانی که معمولأ رابطه خوبی نیز با "ساسانیان شهرگرا" نداشتند مورد استفاده قرار میدادند.


  • مازیار

    رابرت شرلی در سفرنامه خود ( شرلی , ۱۳۷۵ , صفحه ۴۸ ) مینویسد:سرزمین کردستان را مملکتی بسیار وحشی توصیف میکند.


  • فرهاد یعقوبی

    دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی ، در کتاب کوروش کبیر ، ( تهران ، نشر علم ، ۱۳۸۵ ) ، صفحه ۳۰ کردان را مساوی با واژه عشایر میداند و نوشته است:ساسان به همراه ایلیات و عشایر ( کردان ) به کوهستان شد و به گوسپند چرانی پرداخت و از خلق منزوی شد. دکتر محمود مهدوی دامغانی در ترجمه اخبار الطوال صفحه ۵۲ مینویسد:در تاریخ ، بعدها ، ساسانیان را سرزنش می کردند و آنها را ساسان کرد یا ساسان چوپان ، و به عبارت دیگر چوپان زاده می خواندند.


  • بهرام آزادی

    نقل قولی از ملک فیصل اولین پادشاه عراق وجود دارد که هر چند تحقیر آمیز است ولی حقایقی را هم در خود دارد , او گفته بود:چیزی به نام ملت کرد وجود ندارد. آنها توده انبوهی از موجودات انسانی فاقد هر گونه آرمان میهن پرستی و آکنده از سنتهای خرافی هستند که هیچ رشته مشترکی آنان را به هم پیوند نمی دهد و حاضرند هرگونه غیبت و تهمتی را بشنوند. گرایش به هرج و مرج دارند و همیشه آماده اند علیه هر حکومتی قیام کنند.


  • لر ئيلام

    وقتی که تمام منابع کرمانشاه و نصف کردستان کنونی عراق را لر مینامند ، چرا جوانان این ناحیه خود کردپندار شده اند?? ایا ازین حقارت شرمگین نیستند?? کسی ک به پدر واقعی خود پشت کند و ناپدری برای خود گذیند سزاوار چی هست?? ایلام کنونی ک واویلا ، ایلام جایست که تا قبل از نظام جمهوری اسلامی همیشه و تا بوده نام لرستان را یدک کشیده. امروزه این جوانان ناخلفش چطور سر خود را بالا میگیرند? چگونه هست ک خجل نیستند? وای ازین حقارت و ننگ وااااای


  • کمال

    با سلام.من ایلامی هستم و از ایل شوهان هستم.پدر از ایا شوهانه و مادرم هم از ایل ملکشاهی هست که اون هم لره.من میگم که ما لر هستیم و بالای 80 درصد استان ایلام لرهستند.جدیدا مد شده که بگن ایل شوهان کرده.یا مثلا میخوان ملکشاهی رو کرد معرفیش کنند.دلیل این حرف هم معلومه و میخوان یک ایل بزرگ لر رو از اصل و اصالتش دور کنن و ...من به عنوان یک شوهان میگم که لر هستم و نمیخوام که کس دیگه ای بجای من تصمیم بگیره من ایلامی و لورم و همه ی لرها رو برادر خودم میدونم و لر بودنم رو با هیچ چیز عوض نمیکنم

  • مدیر وبسایت

    سلام. برادر عزیز شما شوهون های عزیز ب همراه کایدخورده های ایلام از نوادگان علیمردان خان میوند از ایل بزرگ بختیاری شاخه چهارلنگ هستید که به سمت ایلام تبعید شدید. (خاطر نشان کنم ک بزرگان را تبعید میکنند ان ها که سری تو سر ها بودند. ) بروهی شوهون بزرگ


  • فرید

    متاسفانه به علت حاکم بودن کردها بر صدا و سیمای استان ایلام باعث شده که دیگران استان لرنشین ایلام را کرد بدونن در تمام اسناد تاریخی نگاه کنید حتی یکبار هم ایلام نام کرد به خودش نگرفته و همه جا نام ایلام لرستان پشتکوه بوده و حتی شهر مرزی دهلران در استان ایلام هم موید این حرفم هست.یا مثلا دینار کوه مرز بین لرستان پیشکوه یعنی لرستان با لرستان پشتکوه یا ایلام.صرف اینکه چند تا طایفه کرد تو شمال استان زندگی میکنن که اونا هم کرد نیستن جالب اینجاست این کردها سعی میکنن استان لرنشین ایلام را به کرمانشاه یا کردستان بچسبانند. در هر حال هر سرزمین و هر شخصی هویتی دارد که نباید به ان توهین کرد.


  • حکمت الله

    نمیدونم این صدا و سیما و مطبوعات دارن چه هدفی را دنبال میکنن مردم ایلام را که همگی بر لر بودن خود واقفند و اسرار دارن لربمونن را به زور تبلیغات وسیع بی وقفه شبکه استانی ایلام میخوان کرد کنند از سویی میخوان کردهای سنندج رو اصیل را فارس جلوه بدن و از سویی فارسها را عرب و...

  • محمود امرایی

    پانکرد به دنبال جا اندازی آن اصولی است که به دنبالش هست. پانکرد از باورها و عصبیت های قومی در جهت رسیدن به مقصودشان سوء استفاده میکنند. پانکرد قصد دارد ریشه گروه های لر را با مبدأ زندگیشان قطع کند و خلع سلاح بشوند تا زمینه برای کردیزاسیون ( همه کرد پنداری ) مهیا شود.


  • سپهوند

    ولادیمیر دیاکونف روسی در کتاب تاریخ ماد صفحه ۸۸ و رومن گیرشمن در کتاب ایران از آغاز تا اسلام صفحه ۵۵ مینویسند:لرها از اعقاب باستانی مسکون در سرزمین لرستان هستند و منشأ نژادی آنان به لولوبی _ گوتی _ کاسی و عیلامی میرسد. با توجه به مستندات تاریخی و پژوهش های انجام شده میتوان استنباط کرد که قوم لر از جمله بومیان اصلی و قدیمی ایران و وارثان تمدن عیلام و کاسیت هستند. مشخصات فیزیکی ، آداب و رسوم ، پوشاک ، خصوصیات و ویژگی های زبانی لرها و نزدیکی واژه ها و زبان آنها به زبان های پهلوی باستان و اوستایی بیانگر اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن آنهاست. مردمان قوم لر از اختلاط و آمیزش با نژادهای غیر ایرانی تا حدودی به دلیل موقعیت زیستی و جغرافیایی و کوهستانی خود مصون مانده اند و کمتر در معرض تهاجم تمدن های مختلف کشور گشایان و فاتحان بیگانه قرار گرفته اند. در اثبات اصالت نژادی و ایرانی الاصل بودن اقوام لر میتوان به همسانی زبانی و پوشش آنان با اقوام باستانی و همینطور سابقه ی کهن تاریخی محل سکونت این اقوام اشاره کرد. لباس زنان لر شباهت بسیاری به لباس زنان دوره ی ساسانی دارد و زبان لری به زبان پهلوی عهد ساسانی نزدیک است و از واژه های ترکی و عربی کمتر بهره میگیرد. محققان قرار گرفتن محل سکونت آنان را در میان کوه های بلند و صعب العبور و پر درخت را عامل حفظ اصالت نژادی و دلیل عدم اختلاط زبان لری با زبانهای ترکی و عربی دانسته اند. زبان باستانی لری سرشار از واژگان اوستایی و پهلوی است که خود بهترین معیار است برای تشخیص تبار و اصالت نژادی مردمان لر .


  • لر مینجایی

    والا من خودم یه تجربه هم کلام شدن چندتا ایلامی رو داشتم تو دوران سربازی . یه بار دیدم چند نفر دارن با هم حرف میزنن خیلی زبونشون برام آشنا بود فک کردم خرم آبادی هستن خلاصه رفتم جلو باهاشون هم کلام شدم واقعا تفاوت چندانی ندیدم تو لهجه هامون من مینجایی صحبت میکردم اونا ایلامی خیلی راحتم حرف همو می فهمیدیم آخز سر در کمال تعجب گقتن ما کرد ایلام هستیم یه دیقه همینجوری خشکم زد گفتم من زبون کردی سنندج و مهاباد اینا رو اصلا نمی فهمم اما زبون شما خیلی به لری شبیه هست اونا گفتن کردی سنندج غلیظه و این حرفا... خلاصه متاسفانه باید بگم تبلیغات پان کردی خیلی رو ایلام تاثیر گذاشته و شمال این استان به ویژه شهر ایلام و مهران واینا خودشون رو کرد میدونن


  • بیرانوند(لرستان فیلی)

    اون کرد جل پوشی ک خودشو کرد عیلام جا زده گوه میخوری ک ما رو کرد بنامی ی مشت کرد آواره از عراق وارد مناطق لر نشین عیلام ووکرمانشاه و ترک نشین آذربایجان شدن ادعای واهی هم دارن..متوهمها مالکها افتخار میکنیم لریم..هیچ سنخیتی با شما کردها نداریم..ما لرهای لک شیعه هستیم شما سنی ما پوششمون تاریخمون متعلق به لرستانه با جل پوشیدن شما فرق داره زبونمونم با شما کلا فرق داره شما به لباسی ک میپوشید میگید جل در حالیکه تو زبان لری ما جل معنی بدی داره..خنده داره ک شما کردها بین لرها دنیال اصالت میگردین اینو بدونید و حتما هم میدونید ک کف تاریخ ما لرها سقف آرزوی شما کردهاست ...فک نکنید در عالم موسیقی هنر دو تا کنسرت مشترک باهم برگزار میکنن دیگه خبریه...بزرگترین دشمن دوستیه ک از پشت خنجر میزنه دقیقا مث شما کردها وگرنه دشمن ک مشخصص و رودرو میجنگه ن مث شما در قالب دوستی و برادری...با افتخار از ایل بزرگ بیرانوندم و خودمو لر لرستانی میدونم....


  • بابک اسدی

    کرد خواندن ایلام یه جوک مسخره ست.ایلام قرنها زیر نظر حاکمان و والیان لر اداره میشده و در گذشته لرستان پشتکوه نام داشته.مردم ایلام از نظر اصل ژنتیک و قیافه شناسی شباهت زیادی با مردم استان لرستان دارند و در واقع یکی هستند.اگر تمدن ایلام رو موشکافی کنید متوجه میشید که تمدن ایلامیان دقیقا بر جغرافیای زیستی مردم لر منطبق بوده و لرها وارثان این تمدن پر افتخار هستند.مرکز تمدن ایلام شهر شوش بوده و گستردگی آن استانهای لرستان،خوزستان،ایلام،بوشهر،فارس و...به طور کلی جنوب غرب ایران و بخشهای شرقی عراق را در بر میگرفته است.این همه آثار تاریخی از تمدن پر افتخار ایلام همچون جام نقره ای ،معبد چغازنبیل ،تندیس گاو نشسته،تابلو مراسم نیایش راهبه های آفتاب.مربوط به دوره ایلامی میانه،تندیس مرد ایلامی در حال تار زدن و...در مناطق لر نشین یافت شده است پانکردها اگر سند تاریخی در کرد بودن ایلام دارند رو کنند.واژه ایلام رو سرچ کنید پانکردها اسم لرستان رو از لفظ لرستان پشتکوه حذف کردند،در توضیح نوشتند:ایلام در دورهٔ قاجار به این علت که مقر تابستانی والی بود به پشتکوه معروف بوده است و در شهریور سال ۱۳۰۷ شمسی به ایلام تغییر نام یافته‌است.! پانکردا انقدر هم قشنگ دروغ و جعل بلدن هویت کنند که هیچ کس بهشون شک نمیکنه!مثلا تو توضیح زبان مردم ایلام نوشتن:کردی ایلامی!! که گاه آن را کردی جنوبی!!! نیز نامیده‌اند، یکی از گویش‌های اصیل!!!! کردی جنوبی است. کردی ایلامی زبان رایج!!!!! ساکنان استان ایلام و مناطقی از کشور عراق نظیر بدره (عراق)، مندلی و خانقین است.اصطلاح کردی ایلامی یا کردی جنوبی یه لغت کاملا خنده دار و من درآوردی از طرف گروه های پانکردیسم در جعل هویت مردمان لر این استان هست.ما چیزی تحت عنوان کردی جنوبی نداریم.کردهای استان ایلام در اصل لک و مینجایی هستند که مذهبشان همانند سایر لرها،شیعه 12 امامی است و پانکردها آنها را کرد(شیعه)!!!نام گذاری میکنند ولی در اصل هیچ وجه اشتراکی با کردها و علی الخصوص سورانی ها ندارند.شباهت لک و مینجایی(لرهای فیلی) با کردها کمتر از 15 درصد است و صرفا به زبانشان مربوط است در حالی که این طوایف در اصل لر هستند و بالای 90 درصد چه در موسیقی و چه در آداب و رسوم و فرهنگ و زبان و نوع جهان بینی و اعتقادات و...با مردم لرستان مشترکند.ضمنا سه شهر بدره -مندلی-خانقین در عراق اتفاقا لر هستند و به اشتباه و عمدا کرد فیلی خوانده میشوند.خوبه حالا تو ایلام بزرگترین شهرستان،دهلران نام داره وگرنه اصلا نام لر رو از اسم ایلام محو میکردید.لرهای استان ایلام(دره شهر-دهلران و آبدانان)،بدره، مهران و قسمتهایی از ایلام؛همیشه نسبت به سیاستهای توسعه طلبانه پانکردیسم در این استان اعتراض دارند.


  • نصرت

    مرگ بر پانکردهای مزدور حرامزاده؛دیگه حالم از این کثافتها بهم میخوره.اینها ویکی پدیا رو به گند کشیدن...برید واژه مردمان کرد رو تو اینترنت سرچ کنید:ببینید چه اراجیفی نوشته اند:مثلا نوشته شده:کردها در سراسر!!! ایران[۳۴] در استان‌های استان آذربایجان غربی، استان آذربایجان شرقی، استان کردستان، استان ایلام، استان همدان، استان لرستان، استان خوزستان، استان گیلان، استان مازندران، استان قزوین، استان تهران، استان اصفهان، استان فارس، استان خراسان شمالی، استان خراسان رضوی، استان کرمان، استان کرمانشاه، استان سیستان و بلوچستان!!! زندگی می‌کنند.[۳۵] بخش کردنشین جداشده از ایران (در جنگ چالدران)، کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه هم اکنون جزئی از خاک سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه می‌باشند، این سه کشور پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی عثمانی با توافق انگلستان، درسال ۱۹۲۳ تأسیس شدند. در جمهوری آذربایجان، جمهوری ارمنستان، جمهوری ازبکستان و جمهوری تاجیکستان، نیز کردها زندگی می‌کنند.[۳۶][۳۷][۳۸]این یک تجاوز آشکار و نوعی پیدا کردن جای پا برای اکراد عراقی در استانهای ایران است و تهدیدی بسیار جدی برای تمامیت ارضی کشور محسوب خواهد شد...زیرا اینها عناصر خطرناکی در دست آمریکا و اسراییل هستند و هر لحظه ممکن است که شورش و طغیان کنند.مورد دیگر؛دزدی آشکار ویژگی های زبان لری و جعل آن به نفع لهجه کردی است،مثلا نوشته شده:کردی از ریشه زبان‌های ایران!! قبل از حمله اعراب!!! به ایران است. این گویش از عربی و ترکی تأثیر چندان!! نپذیرفته و کمابیش اصیل!!!! مانده‌است. دقیقا این توضیحات در مورد زبان لری گفته شده.یا مثلا از خودشان لهجه های من درآوردی مثل کردی جنوبی و کردی ایلامی و...جعل میکنند و بعلاوه ایلات و طوایف مختلف لر همچون کلهرها و لکها و ملکشاهی و زنگنه و چگنی و... را که مثل روز روشن است که لر هستند را به نام کردها جعل و مصادره میکنند...مثل توضیحات این سایت:زبان کردی به سه دستهٔ شمالی یا کرمانجی (شامل سنجاری، جدیکانی، ارفی، بوتانی، بایزیدی، هکاری، سورچی، کرمانجی خراسانی، شکاکی، وانی، شمدینانی، جزیری و بادینانی)[۱۰۰] میانی یا سورانی (شامل مکریانی، پشدری، خوشناوی، اربیلی، اردلانی، سلیمانیه‌ای، ورماوه‌ای، گرمیانی، کرکوکی، بنگردی، رواندزی و جافی)[۱۰۱] و جنوبی یا پهلوانی (شامل: کرمانشاهی، کلهری، کردی ایلامی (فیلی)، دالاهویی، سنجابی، زنگنه‌ای، کلیایی، گروسی (بیجاری)، عبدویی، دوانی، ملکشاهی، کرونی، لکی و کردی بغدادی)[۱۰۲] تقسیم می‌شود....غیر از موارد گفته شده برای خودشان تمدن سازی میکنند و خیلی راحت در تاریخ برای خود جا باز کرده اند و راحت خودشان را ساسانی!!! و ماد!!! و اشکانی!!! و...معرفی میکنند در حالی که کردها اساسا بخش بزرگی از کولی ها بوده اند که در عهد ساسانیان از هند و پاکستان به شمال عراق برای مطربی آورده شدند و همه عالم و آدم میداند که ساسانیان و هخامنشیان لر تبار بودند و ماد ها هیچ ارتباطی به اکراد هندی ندارند و زبان مادها از ریشه زبانهای ایرانی بوده اند و در اصل مادها لر میباشند زیرا قبل از سلسله هخامنشیان موجود بوده اند و با این سلسله پیوستگی داشته اند و واژگان زیادی از زبان مادها در آثار مکتوب هخامنشیان وجود دارد که ثابت میکند اینها یکی بوده اند یا حداقل ارتباط نزدیکی با هم داشته اند.ولی کردها از پاکستان و هند به ایران آمده اند و صد در صد کولی زاده و بی اصل و نصب و بی ریشه هستند.


  • ایلام

    مردمی ک در ایلام با توهم خود کرد پنداری درگیرند. و این بیماری گریبان گیرشون شده چرا کردها انها رو کرد حساب نمیکنند و انها رو کردپلاستیکی خطاب میکنن؟ چرا زبان کردها رو حالی نمیشن ولی زبان لرها رو میفهمن ؟ التماس تفکر


  • گوهر

    الان دیگه آیین یارسان و روز گلونی لرها رو مال خودشون کردن و کم کم تو کتابهای درسی هویت دزدی میکنن


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • Abu

    منابع جدید منبع محسوب نمیشوند . منبع یعنی کتب قدیم ، که تمام منابع ایلام را لر دانسته.


  • ناشناس

    قوم گرایی خوب نیست. اما گاهی لازمه گذشته بعضی ها رو بشون یاداوری کنی که بیخود دور نگیرن


  • Ebrahimazarm

    ‍ 🔴 وقتی که دست تجزیه طلب ها رو میشود ؛ 🔺فتنه افروزی جریان تروریستی پان کُردیسم با نام عشایر لکِ لر تبار لرهای کرمانشاه که همگی وطن پرست هستند و تجزیه طلب ندارند چند نکته و تناقض در هویت جعلی این فرد در این دو اسکرین شات نمایان گر است ؛ 1- نام پروفایلش کرماشان (کرمانشاه) کُردیش است در پایین خود را کرد از تیره لک و طایفه حسنوند معرفی کرده . اما در حقیقت لک ها تیره ای از لرها هستند و کُرد نیستند و دیگر اینکه محل استقرار لک های طایفه حسنوند لرستان است نه کرمانشاه . 2 - لک و بختیاری و فیلی جزو تیره های کرد معرفی کرده است در صورتی که این ها در یک رده نیستن بلکه لک و بختیاری و فیلی شاخه ای از ایلات لر هستند لک ها و فیلی ها از اتابکان لر کوچک و بختیاری ها از اتابکان لر بزرگ هستند . 3 - نوشته فدرالیزم ( بخوانید تجزیه طلبی ) در چهارچوب ایران ولی بالاتر نوشته ایالات متحده کردستان ، که برای یک کشور چند ایالتی تلقی میشود که دقیقا تمایل این پیج به جدایی و ساخته کشور را نشان میدهد . 4 - خود را لک کرمانشاهی میداند ( با کلی تناقض غیر متعارف ) ولی در چت ها و پیام هایش با گویش کردی سورانی موکریانی استان آذربایجان غربی کامنت و پُست میگذاره و اصلا آشنایی با گویش لکی و کلهری کرمانشاهی ندارد و توانایی گفتگو به لکی و کلهری را ندارد . 5 - با گویش سورانی یک پست از ماموستا هادی صالحی ( هرمیدول ) عالم سلفی جهادی شهر سقز کردستان ایران گذاشته و آن را مزدور دولت ایران معرفی میکند درحالی که این عالم از لحاظ خط فکری با سیاست های نظام بسیار در تعارض هستند و چند بار در سقز بخاطر مواضع سلفی جهادی ازش دستگیر شده است . که در این پیج به آن فحاشی میکنند تنها به این دلیل که این عالم سلفی جهادی به سیاست های ضد اسلامی احزاب کردستان ایران و عراق انتقاد کرده که چرا کتاب های ضد اسلامی مریوان حلبجه ای در اقلیم کردستان عراق چاپ شده است که در این کتاب ۱۰۰ ها بار به پیامبر و اسلام و همسر پیامبر ام المومنین عایشه ( رض ) توهین جنسی شده است و چندین بار این کتب مخرب در کردستان عراق چاپ شده است و دیگر انتقاد ایشان این بوده است که در اساس نامه احزاب جدایی طلب کردستان بنای خود را بر دشمنی با مسلمین و الحاد و فساد بنا نهاده است که ویدیو کامل آن را میتوانید در این لینک به زبان کردی سورانی مشا 6 - توهین ادمین این پیج و همفکران این پیج در کامنت ها به اسلام و دین و پیامبر عزیز ما که در میان ما اهل سنت کردستان ، اسلام بسیار عزیز و احزاب اسلام ستیز کومله و دموکرات و پژاک به شدت منفور هستند. با توجه به موارد پر تناقض این پیج های وابسته به جریان های تروریستی پانکردی و تجزیه طلب جای هیچ شک و شبهه ای باقی نمی گذارد که این احزاب تلاش دارند که لری کرمانشاه و ایلام و لک ها را جذب این گروهک های مزدور و صهیونیستی کنند و دام تفرفه و آتش افروزی قومی را در این مناطق شهید پرور با مردمان غیور بگسترانند . پیش از این نیز ما چنین مواردی را با مدرک گوش زده کرده بودیم . #رسوایی_اکراد


  • لری از بام ایران زمین

    باسلام خدمت تمام لرهای واقعی که به لر بودنشان افتخار میکنن ما لرها اینقد تاریخ غنی داریم اینقد سرزمینهای زیبا وبکر داریم اینقد فرهنگ غنی داریم اینقد اداب ورسمهای خوب داریم وهزاران خوبهای دیگر وبه قول مابختیهاریها دریا با زبان زدن سگ نجس نمیشه که بخوان ما را کوچیک کنن وخدمت ایلامیهای که خودشا غیر لر میدادن باید عرض کنم که کل اسناد ومدارک نشان میدهد که استان ایلام یا همان عیلام از هزاران سال پیش جزئی از سرزمین لر بوده وخواهد بود واگر کسی هم خودشا کرد میدونه بره به همون پیش کردها تا چند سال قبل خبری از کرد جنوبی نبوده این حرفها را از کجاهاشون در میارن فئیلی یا همان پهلوی ریشه زبان لری هست کردا که پهلوی خرف نمیزنن پس چرا فئیلی را جزِئی از خودشون میدادن حتی نقشه ی که دارن تا استان بوشهر ولر زبانهای بوشهر واستان فارس را هم کرد میدادنن من متعجبم چرا این حکومت اینقد به اینا رو داده که اینقد رودار بشن با کمال تشکر از همه لرون باغیرت ودلیر. اینها بدنبال برهم زدن تعادل و ارامش منطقه هستند


  • هورامان زمین(پاره تن ایران بزرگ)

    مواردی که کاملا از ان هورامیها است و اصالتی هورامی(گورانی) دارند اما بنام اکراد معرفی میشود و کلی برای کردها افتخار افرینی میکند و با ان در مجامع و فضاهای مجازی و جشنواره ها پزش را میدهند!!؟؟ جالب است توجه بفرمایید: کلاش(گیوه هورامی)-پاپوش رسمی هورامیها چوخه رانک(لباس رسمی و ساخته دست هورامیها) شاهنامه هورامی مراسم نوروز هورامی(که چندسالی است بنام نوروز کردی مشهورشده است!!!!) ادبیات 1250ساله(بهلول ماهی) معماری اصیل هورامی که نشاندهنده یکجانشینی هورامیها میباشد. حکومت 800ساله اردلان هورامی زبان به مرکزیت شهرسنندج باغداری هورامی اواز و ترانه کهن هورامی قباله های هورامان ساز کهن تنبور که با خواندن اشعار هورامی کتاب کلام نواخته میشود. سربند وشال هورامی(البته بسیاری از کردها از جامانه عربی"سربند مخصوص و نماد رسمی اکراد"!!! که درمناطق عرب زبان مرسوم است ونیز دستمال و سفره یزدی!!! در مراسمات رسمی خود مانند عروسی و... حاضر میشوند و از ان بعنوان نماد ملی!! و نژادی و..!!!و بعنوان سربند و شال دور کمر استفاده میکنند!!! ) از دستمال اصل کشمیری و گلونی لری و پارچه های هندی بعنوان پوشاک هزاران ساله خود یادمیکنند!!!!عجبا!!!!؟؟؟ جالب است بدانید شهر سنندج را هورامیها بنیان گذاشتند و تا حدود 150 سال پیش ساکنان ان هورامی بودند،هنوز بسیاری از اسامی هورامی شهرسنندج باقی مانده از جمله: ئاویەر(در زبان هورامی به محل گذر اب میگویند) دگایران اساوله هانه ملکان کویله ووووو حتی خود شهر سنندج که در اصل"سانا" که در زبان هورامی به معنای بزرگ و پادشاه است.امروزه هم در زبان هورامی به بزرگان"سان "گفته میشود. کتب ایینی یارسان(کلام و سرانجام و زبور)که کاملا به زبان هورامی میباشد. شخصیت های اصیل گورانی(هورامی) مانند رشید یاسمی-شهرام ناظری-قطب الدین صادقی-دمیرتاش(زازا)-کیانوش رستمی(کشتی گیر)-جلال طالبانی-حیرت سجادی-دکترمحمدعلی سلطانی ومدرس بیاره-خاندان نقشبندی و مردوخی و اردلان و قادری و گوران کرمانشاه و....که متاسفانه.....!!!؟؟؟ حتی زبان مردم زنگنه و باجلان تا چندی پیش به هورامی بوده است. سیوند فارس-هورامیهای کندوله و دینور و زاغمرز بهشهر و شبک های موصل و زاغه تویسرکان و ....را نباید فراموش کرد. باغداری اصیل و زیبای هورامی که منحصربفرد و نشانگر زندگی یکجانشینی هزاران ساله قوم هورامی میباشد. شاید برای خیلی از خوانندگان هم جالب باشد که ادبیاتی که امروزه پانکردها و تجزیه طلبان کرد به ان استناد میکنند و انرا وسیله ایی برای قدمت ادبی و نوشتاری خود جا میزنند کاملا هورامی و به زبان هورامی (گورانی) بوده است بطوریکه تا حدود 170سال پیش اثر و یا حتی یک بیت شعر به گویش سورانی موجود نبوده و تمام ادیبان و شعرای کرد بعد از این تاریخ شکل گرفته اند.کسانی که ادعای قدمت تاریخ و ادبیات کردی دارند لطف کنند یک متن 200ساله سورانی را رو کنند!! امروزه فرهنگ و تاریخ و مدنیت وپوشاک و لباس و کلاش و ادبیات هزاران ساله هورامی دستمایه پانکردها قرار گرفته و ازان استفاده ابزاری میکنند.با گیوه و چوخه رانک هورامی در مجالس و جشنواره ها شرکت کرده و بنام فرهنگ هزاران ساله کردی(پانکردی)بنام خود میکنند!! تا حدود 170سال پیش زبان رسمی غرب ایران،گورانی(هورامی)بوده و چیزی بنام زبان کردی موجود نبوده است. از بیسارانی و مولوی وخانم مستوره اردلان(متاسفانه برچسب کرد بودن را به وی میزنند درحالیکه اصالتا از هورامیهای همدان بوده است) تا شاخوشین و ارکوازی و شاکه و شامنصور و ماهیدشتی و الماس خان و هرسینی و ملاپریشان دینوری و کوماسی مریوانی و باباطاهر(اشعاری به زبان هورامی دارد) و از کرکوک و درسیم تا ایلام و کرمانشاهان و از سنندج تا هورامان و دالاهو و قصرشیرین همه و همه شعرا و نویسندگان و بزرگان به زبان رسمی و کهن گورانی(هورامی)نوشته اند.(جغرافیای سکونتی هورامیها هم درگذشته بسیار بیشتر از امروز بوده است که خود مطلب مفصلی را میطلبد و در حوصله این نوشته نیست) از اولین ترجمه قران کریم به زبان هورامی و انجیل هورامی تا مقتل نامه امام حسین(ع)و تا موش وگربه و تمامی منظومه های ایین یارسان و تا اشعار هورامی شعرای اذری زبان همگی مبین تمدن و تاریخ پرشکوه هورامان زمین را دارد که هیچ نسبتی با زبان و قوم کرد ندارد و همیشه اصطلاح"کرد و گوران" "هورامی و کرد" و "گوران و جاف"در میان اهالی هورامان و کردستان جاری بوده است. هورامی=یکجانشین کرد=کوچ نشین . ایا میتوان گفت هورامی ،کرد است؟قطعاخیر الان یک سوال: پانکردها و ان دسته از اکرادی که همیشه به مام میهن پشت کرده و فرهنگ سایر اقوام را مورد تمسخر و ادعای استقلال و جدایی میکنند،اگر تمام فرهنگ و تاریخ و جغرافیا و زبان و ادبیات کهن و لباس رسمی و زیبا و صدها شاعر هورامی گوی را از انان بگیرند چه چیزی برایشان میماند؟؟!!و چه چیزی در چنته دارند که اینگونه گوش فلک را کر کرده اند!!؟؟ در یک جمله: جدایی هورامان از کرد و کردستان به منزله مرگ فرهنگی و تاریخی کردها میباشد و جدیدا اکراد به تکاپو افتاده و ناز هورامیها را میکشند!!! اما زهی خیال باطل ان دوران تمام شد. بهتر است دست از جدایی و برتری بردارید چرا که جوانان هورامان زمین تمام اسناد و داشته های مصادره ایی خود را رو کرده و برای همیشه مانع از تعرض و مصادره ان به نام کردستان و دیگران میشوند.این راهم اضافه نمایم که جمعیت 4میلیونی زازاها(دملی)ساکن ترکیه نیز خود را کرد نمیدانند و بیشتر ادبیات و تاریخ و جنبشهایی که بنام اکراد ترکیه میخوانند در اص متعلق به قوم ایرانی زازا میباشد مانند جنبش درسیم و.... زازاها از نظر زبانی کاملا شبیه به هورامی(گورانی)میباشد و در یک گونه زبانی واحد طبقه بندی میشوند و در زیباترین نقاط کشور ترکیه زندگی میکنند. زنده باد ایران بزرگ زنده باد هورامان زنده باد میهن



آخرین مقالات