سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آسیب های طایفه گرایی برای منافع مردم لر

حس همبستگی طایفه ایی تا آنجا که در مسیر منطق و عقل و بدور از افراطی گری و کینه ورزی باشد و کلیت منافع مردم لر را در نظر بگیرد امری شایسته است، اما متاسفانه ...

آسیب های طایفه گرایی برای منافع مردم لر

 به گزارش خبرگزاری برنا از لرستان ،طوایف لر بعنوان ساختارهای خانوادگی و قبیله ایی منشعب از مردم لر ارزشمند و مورد احترام می باشند، اما آن گاه که افرادی نادان به شکلی برتری جویانه و لرستیزانه به تخریب، توهین و تمامیت خواهی عمل می نمایند چنان پتانسیل و ظرفیت قدرتمندی را به یک ابزار ضد منافع مردم لر تبدیل نموده و عموما می گوییم فرد فوق الذکر"طایفه گرا" است.

مطمئنا طایفه گرایی در یک بازه زمانی طولانی باعث اختلاف،کینه و دشمنی میان لرها خواهد شد و آنها را از یک انسجام جمعی در قبال منافع مشترک سرزمینی و هویتی خود دور می کند.

عقیده طایفه گراها مبتنی بر این است که انسان های شایسته تنها در میان طایفه خود بوده و شایستگان دیگر طوایف لر را به رسمیت نمی شناسند و بصرف غیرهم طایفه ای بودن شایستگی از آنها سلب می شود.

به عبارت دقیق تر فرد ناتوان و ضعیف خود را شایسته تر از افراد توانای دیگر لرتبار می دانند و قطعا این نوع نگرش به زیان لرها منجر خواهد شد.

غالبا هرگاه طایفه گراها به قدرت و جایگاه سیاسی می رسند بدنبال آنند که تنها افراد طایفه خود را جایگاه، پست و مقام دهند و تا آن جا که بتوانند به دنبال حذف و تخریب افراد شایسته دیگر طوایف می روند به علت آن که ممکن ست حضور آن افراد برای منافع شخصی و طایفه ایی شان آسیب زا باشد.

این گونه باعث می گردد که مردم لر از حذف انسان های شایسته خود که یا برخاسته از طوایف کم جمعیت اند و یا از طوایفی اند که علی رغم جمعیت بالای طایفه ایی، دیدگاه طایفه ایی ندارند زیان خواهند دید.

با شدیدتر شدن طایفه گرایی در میان یک جامعه انسانی قطعا جوامع غیرطایفه گرای همجوار هم به دنبال طایفه گرایی می روند و در نتیجه جنگ درون داخلی میان لرها شکل می گیرد.

در هرصورت و به هرشکلی طایفه گرایی مصائب بسیاری برای مردم لر دارد و دلسوزان هویت و فرهنگ لر باید که در این وادی قلم بزنند.

هرچند که در این میان بعضی فعالان قدیمی لر، طایفه گرایی را پتانسیل قدرتمندی از مردم لر دانسته و از آن ها به عنوان احزاب سنتی و خانوادگی یاد می کنند، نگارنده معتقدست که می بایستی با تشکیل نهادهای مدنی-قانونی-قومی لری در چهارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ترویج این دیدگاه که هیچ برتری میان مردم لر و شاخه های لر وجود ندارد و همه لرها با هم برادر و برابرند و فرزندان یک هویت اند به مقابله با طایفه گرایی و آسیب هایی که به جامعه لر می زند پرداخت.

همچنین می بایستی ملاک برتری افراد جامعه لر میزان تعهد شخص به منافع مردم لر باشد و نه تعداد جمعیت طایفه اش یا نسبت خویشاوندی اش با ما.

البته حس همبستگی طایفه ایی تا آنجا که در مسیر منطق و عقل و بدور از افراطی گری و کینه ورزی باشد و کلیت منافع مردم لر را در نظر بگیرد امری شایسته است، اما متاسفانه بسیار مشاهده می شود که افراد به شکلی برتری جویی و طایفه گرایانه به بیان رویدادهای تلخ و سیاه گذشته می پردازند و بدنبال ابراز تشدید کینه ها و احیای دوباره دشمنی های تاریخی خود هستند و این موضوع به قیمت نابودی لر و مطرح شدن خود انجام می شود.

با مشاهده و توجه به جوامع هموطن ایرانی دیگر که از ساختارهای طایفه ای دور شده و آن را کمرنگ نمودند و با تکیه بر ابزارهای مشترک زبانی و هویتی خود بدنبال بیشینه منافع برای مردم خود بوده اند و با انتقال این مفاهیم به جامعه لر می توان به سربلندی لر امیدوار بود.

همچنین حمایت و پشتیبانی از افراد در مسائل سیاسی، اجتماعی و انتخاباتی فارغ از شایستگی ها و تعهدات آنها نسبت به مردم لر و انتخاب اینها تنها بواسطه هم طایفه ایی بودن امری مذموم و ناشایست محسوب می گردد و به وحدت لرها آسیب وارد می کند.

قطعا طایفه گرایی در مردم لر زمینه حضور و نفوذ غیر لرها را در جامعه لرها امکان می دهد که با اثرگذاری خود مسیر اندیشه مردم لر را به سود منافع شخصی و جمعی غیر لری هدایت می کنند.

 

نویسنده: ابوالفضل بابادی شوراب

98 نظر

  • سیدا

    در عصر اتم و تکنولوژی , رویای جنون آمیز طایفه پرستی ,محصول مغزهای بیمار است.دیوانگانی که خویشتن را در آینه های بزرگنما می بینند و خود را بزرگ میپندارند اما فلسفه ی وحشیانه شان ناشی از جسمی ناتوان و مغزی نامتعادل است چون حریق تماشایی یک جنگل که هم باشکوه و هم ویران کننده است.میکروب مرگ آور طایفه نگری به بسیاری از خواص سرایت کرده و مغزهای خام را , در نشعه ی خود بزرگ بینی فرو میبرد.


  • إسپی

    بومی گرایی آری ولی طایفه گرایی نه. نیروی تحصیلکرده بومی با موقعیت محلی آشنایی دارد و میتواند در قبول مسولیتها اعتماد عمومی را جلب کند و در بهره گیری از آنان در جهت توسعه و آبادانی و زدودن غبار محرومیتها گام بردارند.ترکها هیچوقت محروم از مدیران محلی نبوده و نیستند.درسالهای۶۰تا۶۵ رییس جمهور_نخست وزیر_رییس دیوان عالی کشور_دادستان کل کشور و بسیاری از وزرا ترک بودند و در طول سالهای پس از انقلاب استانهای ترک زبان کاملأ با مدیریت بومی اداره شده اند.عدم بکارگیری مدیران محلی و بومی بیشتر در مورد لرها نمود دارد که نه تنها ایرانی اصیل هستند بلکه خود را صاحب واقعی ایران میدانند اما احساس میکنند که در صحنه منطقه ای و ملی کمتر در مدیریتها دخیل بوده اند.موضوعی که در حال حاضر قومیتها خواستار آن میباشند مشارکت در سطح ملی است و دلایل آن کاملا واضح است.ولی طایفه یعنی صورتبندی اجتماعی ناهمزمان با دنیای امروز…طایفه گرایی به زبان ساده چیزی همانند جنسیت گرایی و نژادگرایی است یعنی من در نگاهم به انسانهای دیگر قبل از آنکه به انسان بودن_هم زبان بودن_هم سرنوشت بودن آنها بیندیشم به نسبت خویشاوندی و جنسیت و نژاد آنها نگاه میکنم.واقعیت آن است که نمیتوان با این منطق در دنیای امروز زندگی و پیشرفت کرد.بی نظمی_تقدیرگرایی_زودباوری_گذشته گرایی_طایفه باوری_عدم مطالبه گری نمیگذارد دیارمان پیشرفت کند.مناطق لرنشین دچار توسعه نیافتگی متوازن است یعنی در تمام بخشها با یک عقبماندگی انباشته شده از سالهای قبل مواجه ایم.رویکرد نخبگان فکری ما کلان نگر نبوده و درک درستی از پارامترهای توسعه نداشتند.تا زمانیکه فرهنگ قبیلگی بازتولید شود و نیروهای شایسته سکاندار تصمیم سازیها نشوند مناطق لرنشین روی توسعه را به چشم نخواهند دید.جو حاکم فکری و پذیرش عمومی مردم در زمان قدیم مقتضی پذیرش طایفه بوده ولی امروزه دیگر کارکرد ندارد.بنظرم بزرگترین هنر ما سازگاری با مدرنیته و بهره بردن از ظرفیتهای دوره مدرن است.


  • حاتمی

    جامعه مناطق لرنشین اتمیزه و تقسیم شده بین ایلات و طوایفی که هر کدام به دنبال منافع گروهی خود هستند و جدا از هم عمل میکنند و به فکر منافع جمعی قوم لر نیستند. اتمیزه شدن اجتماع مردمان لر در زمان قاجار باعث شد که استبداد پذیری کلیت جامعه بالا برود. رفتارهای طایفه ای و گروه محور به جایی نمیرسد آنچه که موجد تغییر در جامعه میشود عمل آگاهانه با در نظر گرفتن نیازها و مطالبات بر حق همه اقشار و گروههای جامعه است. در رفتارهای طایفه ای_قبیله ای تأیید و رد افراد براساس ماهیت عمل آنان نیست , بلکه با توجه به وابستگی افراد به طایفه و قبیله این کار صورت میگیرد.حضرت علی (ع) میفرماید:اگر شایسته سالاری نباشد انسانهای ارزشمند و توانمند کنار میروند و امور به دست بی کفایتان می افتد و همین امر موجب تباهی مردم میشود. شایسته سالاری به نوعی در مقابل حکومت قبیله ای و خاندانی و فامیل سالاری قرار دارد.


  • زهتابی

    همانطوری که پیامبر اعظم برای برچیدن برخی رسوم جاهلی اعراب بدوی نظیر زنده به گور کردن دختران مبارزه میکرد , ما نیز باید ضمن آگاه سازی افراد طایفه گرا که از کودکی با شستشوی مغزی در خصوص انتظار برای دادن رأی طایفه ای رشد میکنند در این زمینه آموزش فرهنگی لازم و درست اعمال کنیم تا این قبیل افراد از حالت تحجر در دادن رأی به هم نام یا همخون تحت هر شرایطی خارج شوند. متأسفانه برخی مسؤلین و نخبگان صاحب قلم ما شعارهای جهانی میدهند اما در حد قبیله ای عمل میکنند. باید منافع منطقه ای_قومی را در نظر بگیریم و مطالبه گر حقوق حقه مان باشیم مطمعنأ با اتحاد و همدلی و عقلانیت میتوان معظلات اجتماعی همچون:فقر اقتصادی و بیکاری و مهاجرت را حل نمود.


  • کوشکی

    همیشه بزرگان و دانشمندان و سیاستمداران و سرداران بزرگ اغلب در ابتدای کار , شغلهای پست و عامیانه داشته اند مثل یعقوب لیث که رویگر بود و ماهی ۱۵ درم حقوق داشت یا نادرشاه که پوستین دوز بود یا کریمخان زند که زنبورک چی بود یا ساسانیان که چوپان و گله دار بودند یا سامان جد سامانیان شترداری میکرد. یا پیامبران که مثلأ حضرت آدم کشاورز بود_ادریس خیاطی میکرد_نوح نجار بود_ابراهیم بزاز بود_اسماعیل کمانگر_یوسف تکمه بند بود_موسی شبان بود_داوود زره ساز_سلیمان زنبیل باف_حضرت صالح و جرجیس و حضرت محمد تاجر بودند_زکریا گلیم بافی میکرد_عیسی گازر (کرباس شو) بود.فقط امروز است که به محض اینکه آدم چهار کلمه یاد گرفت کار رو عار میدونه. اصولأ نسب و حسب چیزی به آدم نمی افزاید و این نیروی ذاتی هر کس است که میزان شخصیت او را تعیین میکند. وصفی کرمانی مقیم هند ( قرن یازده هجری ) معروف به مشکین قلم چه خوب گفته است:مردمان را به چشم وقت نگر _ وز خیال پریر و دی بگذر / چند گویی:فلان , چنانش مام _ چند گویی:فلان , چنینش پدر / ناف آهو نخست خون بوده است _ دوده خورده است ز ابتدا خنجر / سنگ بوده است در نسب , الماس _ قطره بوده است در صدف گوهر / کهتران مهتران شوند به عمر _ کس نزاده است مهتر از مادر .


  • میر مصطفایی

    طایفه بازی و طایفه ای فکر کردن یعنی:کشتن استعدادها , یعنی فراری دادن شخصیتهای علمی , یعنی عقب نگهداشتن فکر نسل جوان , یعنی عقبگرد به زمان گذشته.


  • نصیری

    امروزه عده ای با کمال تأسف برای هویت قومی , تره هم خرد نمیکنند! باید اعتراف کنیم که تنها قومی که در این "بازگشت به خویشتن" سرش بی کلاه مانده است , "قوم لر" است! لرها با این بی توجهی , آگاهانه یا نا آگاهانه , تیشه به ریشه ی خود میزنند! بسیار ضروری مینماید که قوم لر برای هویت بخشی به داشته های خود و هویت قومی , تلاشی در همه ی سطوح جامعه داشته باشد! همه میتوانند در این هویت بخشی سهیم باشند! نویسندگان_هنرمندان_شاعران و همه ی مردم در اینباره شایسته است تلاش کنند! هر چه به جلو میرویم , هویت قومی کمرنگ تر میشود و جای خود را به ( هویت طایفه ای ) میدهد! در طایفه گرایی هیچ خیری نیست! طایفه گرایی هیچ توجیهی جز نوعی نژادپرستی و تعصب ندارد! طایفه گرایی عامل بسیار مهم و شکننده ای در ترویج ارتجاع و واپسگرایی است! طایفه گرایی اندیشه نیست! بلکه تعصبی پست و عقبمانده است. آنانکه برای طایفه در پیشبرد احزاب و تشکلهای مدنی نقش میتراشند , سخت به بی راهه رفته و میروند! مردمان لر , زخمی تعصبات کور کورانه ی طایفه گرایی هستند. طایفه گرایی وقتی شکننده و ریشه سوز میشود که " کارکرد سیاسی " داشته باشد. همه میدانیم در سالهای اخیر , برخی از کاندیداهای مجلس و شورای شهر ( بجای معرفی برنامه و اهداف خود برای رونق اشتغال و اقتصاد ) چگونه بر طبل طایفه گرایی و عصبیت ایلی برای جمع آوری رأی و نیل به مقصود شخصی کوبیدند! و از احساسات و عواطف فامیلی و طایفه ای مردم , برای راه اندازی کارناوالهای انتخاباتی سوء استفاده کرده و باز هم خواهند کرد! نخبگان فکری ما باید به فکر ایجاد وحدت و مودت برای حل مشکلات اقتصادی و رونق کسب و کار و جذب سرمایه گذار و روی آوری به تأسیس تشکلهای مدنی , حزب , انجمن و تشکلهای مردم نهاد و تلاش برای برون رفت از باتلاق طایفه گرایی باشند و مردم را از دامن "طایفه گرایی" به "هویت قومی" خود دلالت کنیم. زیرا ما فرهنگ ویژه , پوشش ویژه , موسیقی ویژه , زبان و گویش ویژه و جغرافیای ویژه خود را داریم. قوم لر در تاریخ روسفید بوده و مرزداران و مدافعین راستین ایران زمین در تمام طول تاریخ بودند و نام و آوازه ای بیاد ماندنی بجای گذاشته اند. کیست که گودرز و گیو و بیژن و داستان جانفشانیها و دلاوریهای آنان را در جنگها نشنیده باشد؟ تمدن شش هزار ساله عیلام را کیست که نشناسد؟ هرمزان لر که یک تنه در برابر عربها ایستاد حاکم لرستان بود. اتابکان لر بزرگ و لر کوچک و والیان فیلی لر و کریمخان زند که در سی سال الگویی از یک حاکم عادل را در تاریخ ایران به ثبت رساند یک لر بچه بود. لرهای دلاوری که در هشت سال جنگ چون دماوند در برابر دشمن بعثی صف کشیدند. با این همه مدال سرافرازی , با اینهمه نام و آوازه ی نیک در تاریخ , چرا به هویت قومی خود نپردازیم؟ ما که بومیان اصلی و ریشه در این خاک داریم چرا به داشته های خود ننازیم؟ چرا بخود نبالیم ما که در تاریخ رو سفید بودیم. نگذاریم بیش از این در تعصبات پوچ و ریشه سوز طایفه گرایی بپوسیم.


  • نظری

    سرمایه هر کشوری به نیروی جوان و فعال آن وابسته است. چیزی که فکر میکنم امروز همه جوانها , بخصوص جوانان لر , باید بیشتر روی آن کار کنند , خودباوری اعتماد به نفس است. درست است که موقعیتهای کاری در استانهای لرنشین , برای جوانان تحصیلکرده کم است , ولی باید یادمان باشد که این معضل تقدیر ما نیست , بلکه تقصیر ماست. لرستانات امروز به ایده های نو و طرحهای جدید شما جوانان تحصیلکرده و نخبه برای حل مشکلات و پیشرفت نیازمند است. کمر همت را باید بست تا دروازه های اعتلای لرستانات را شاهد باشیم. صد البته با اعتماد مسؤلان به نسل جوان و سپردن مسؤلیتها به آنهاست که ایده ها و طرحهای نو , برای شکوفایی اقتصادی و توسعه صنعتی محقق میشود.


  • جایدری

    تعصب های کورکورانه از بیماریهای زشت جامعه ی کنونی ماست که در گذشته به ویژه در اعراب جاهلی نیز بوده است و پیامبر اسلام سخت با آن مبارزه کرده است. جامعه ی ما ضربه های مهلکی از این تعصب قومی_طایفه ای متحمل شده است. اکنون برخی مساعل سیاسی جامعه ی ما , تکریم ها و تحریم ها , طرفداری و عدم حمایت , بدگویی , چاپلوسی , رأی دادن و رأی ندادن و مانند اینها معمولأ خالی از تعصب مذموم نیست. طرفداری از فلان کاندیدا چون فامیل است , چون همشهری است هر چند سیاست و شرایط و شایستگی لازم را نداشته باشد چیزی جز تعصب زشت و مذموم نیست. اگر چشم باز کنیم و دقت کنیم این بیماری زشت اجتماعی را به شکل بسیار خطرناک در جامعه می یابیم.


  • رشنو

    نسب شناسی جزء بسیار کوچکی از تاریخ است و با گذشت زمان و پیشرفت فکری و علمی بشر ، مرتبأ از اهمیت آن کاسته میشود. تاریخ معلم انسانهاست باید از آن عبرت گرفت. ما تا دیروز را نشناسیم ، امروز را نمی شناسیم و تا دیروز و امروز را نشناسیم ، فردا را نخواهیم شناخت و نمیتوانیم برای آن برنامه ریزی کنیم. تمام متفکرین و دانشمندان بر اهمیت دانستن تاریخ واقعی ( که شناختن علت وقوع حوادث خیر و شر گذشته است ، که معلول آن علتها میباشد ) تأکید نموده اند زیرا زندگی فرد و جامعه را تکرار حوادث خوب و بد پر میکند و تشکیل میدهد و زندگی و تاریخ را همین تکرارها تشکیل میدهند. ولی استعمارگران و جنایتکاران تاریخ ، برای فقر فکری و نا آگاهی در بین ملتهایی که دسترنج و سرزمین و منابع آنها را غذاهای حال و آینده خود تعیین نموده اند ، بذر انواع انحرافات را کاشته و میکارند و آنها را حفظ نموده و توسعه میدهند از جمله با استفاده از اشتباهات فکری مردم وحشی و کویر نشین سرزمینهایی از آسیا و آفریقا تاریخ را فقط علمی که نام پدران هر فرد و رؤسای طوایف و پادشاهان را ذکر و معرفی نماید تعریف نموده اند و نامهایی چون علم الانساب ( نسب شناسی ) و علم الرجال ( مردان به اصطلاح بزرگ را شناختن ) را به این سرگرمی علم نما داده اند و یک نوع آپارتاید ( تبعیض نژادی ) و جنگ بین طایفه ای و نژادی که خود را برتر میدانسته اند ، با طوایف و نژادی که آنها را پایین و پست میشمرده اند را رواج داده و پایدار نموده و مینمایند. تا با استفاده از این اشتباه فجیع که نتیجه آن تفرقه بینداز و حکومت کن و حفظ سلطه غارتگران جهانی است به غارت خود در سرزمینهای عقب نگه داشته شده ادامه دهند با اینکه دین اسلام در رفع این اشتباه مصیبت بار تلاش نموده و پیغمبر ( ص ) فرموده:إنما المؤمنون اخوه إن اکرمکم عندالله اتقیکم . یعنی به درستی که ایمان آورندگان برادرند ، همانا بزرگوارترین شما نزد خدا ، پرهیزکارترین شماست. هنوز هم مشاهده میکنیم طایفه بازی و جنگ طوایف به مدت هشت ماه در هر سال در عربستان جاهلی قبل از اسلام و تنازع بقا و بجای تعاون بقا و بردن دار و ندار طایفه شکست خورده حتی زنان و اطفال آنها به عنوان غنیمت جنگی و هر طایفه خود را بزرگتر و برتر از افراد و خانواده های دیگر برتر دانستن را که یکی از اشتباهات ویرانگر برای عربستان و سایر کشورها یا اقوام عقب نگه داشته شده است را به مثابه ارزش و علم و روشی برتر در بین آنها حفظ نموده و درصدد پیاده کردن این مصیبت ننگین فکری در بین ملتهایی نیز که دچار حمله اعراب شده بودند نیز بوده و هستند و میباشند. در حالی که شناخت رابطه علت و معلول از تکرار همیشگی این رابطه در بین تمام علوم از جمله تاریخ حکایت مینماید مانند اینکه اگر حرارت آب به صد درجه برسد ( علت ) ، آب به جوش می آید ( معلول ) . و نمونه دیگری از تکرار حوادث تاریخی ایران را میتوان چنین حکایت نمود:به علت عدم درک حکومتهای پادشاهی در ایران از اهداف استعمارگران یعنی دست برنداشتن از تصرف ایران و سایر سرزمینها ( علت ) از حمله اسکندر تا دوره های پادشاهی اشکانیان و ساسانیان و بعد از آنها مانند حمله عرب و عثمانیها تا جنگ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ، ایران از مرزهای، غربی همیشه مورد حمله قرار گرفته ( تکرار تاریخ و معلول بی توجهی فرمانروایان به گذشته ) و چون حکام مرزها را محکم نگه نداشته بودند و به اقتصاد و منبع معیشت مردم بی توجه بودند ، در نتیجه این بی توجهی ها ملت ایران در مجموع دچار فاجعه شکست و اشغال و از دست دادن سرزمینهایی از خود شده وانگهی چه اهمیتی دارد که نام پدر انیشتن یا دکتر محمد مصدق یا ابوالقاسم فردوسی چه بوده است؟ بلکه باید علت ظهور نبوغ آنها ، تأثیر اقدامات و افکار آنها مورد بحث و بررسی قرار گیرد. و از طرفی سکنه بومی و قدیمی ایران غیر آریایی بودند اقوام آمارد ( آملی ) ، تپوری ( طبری ) ، کاسپی ( گیلانی ) ، کاسیتی و عیلامی ( اجداد لرهای کنونی ) و ماننا و گوتی و لولوبی و اورارتو و کیمیری و حوری و … در ایران قبل از آریاییها ساکن بودند و مدنیت و تمدن درخشان داشتند و آنها نژادشان آسیانیک بود یعنی نژاد آسیایی شده و بومیان اصیل فلات ایران بودند. حالا هم پس از گذشت هزاران سال و مهاجرت اقوام گوناگون و نبردهای بزرگ ، صحبت از تفاخر نژادی ، اصلا علمی نیست چون نژاد الان ایرانیان تلفیقی و ترکیبی است و این تفاوتها حتی به وضوح در صورتها معلوم و آشکار است. هیچ کس برتری بر دیگری ندارد و اگر اختلافاتی در میزان پیشرفت و توسعه پدیدار گردیده به سبب تفاوت تأثیر شرایط محیطی و اقدامات افراد همدست و همفکر استعمارگران غرب و شرق در عقب نگه داشتن سکنه بعضی از قسمتهای کشور برای سؤ استفاده پلید دستهای پشت پرده اربابان آنها از این مردم مظلوم بوده است بنابراین طایفه بازی مربوط به قرون وسطی است و شایسته عصر اتم و تسخیر کرات آسمانی نیست و مروجین این تفکر قرون وسطایی دانسته یا ندانسته آب به آسیاب آنها که تاکتیکشان تفرقه بینداز و حکومت کن میباشد ، میریزند و نه تنها مردم لرستانات بلکه تمام ایران و حتی جهان براساس تعالیم اسلامی و حتی علمی امروز از یک اصل و ریشه واحد به وجود آمده اند و جهان به سمت جهانی شدن پیش میرود نه طایفه بازی منحط و منسوخ شده!!! و برادر کشی به جرم عضو طایفه دیگر بودن و یا هم عقیده نبودن و بررسی گذشته طوایف هر قوم و ملت در صورتیکه برای بررسی تاریخ و شناخت هویت نباشد و اهداف تحقیری و تمسخری در پی داشته باشد قطع به یقین آب در هاون کوبیدن و در پی باد دویدن است. ذات و وجود انسان بخودی خود ، ارزشمند و قابل احترام است لکن در عصر دهکده جهانی نباید با افکار نژادی و تعصبات مذموم و خود زنی و خود ویرانگری مانع رشد و پیشرفت شد. امیدوارم که حرفهای ما منتج به فایده باشد.


  • سلاحورزی

    قوگرا به شخصی و یا اشخاصی اطلاق میگردد که در زندگی روزمره و کنش های اجتماعی و رفتاری خود در مسیر تصمیم گیری های فرهنگی _ سیاسی مقوله قومیت و تبار خود را مؤلفه اصلی قرار داده و ایستارهای مختلف تصمیم گیری خود را بر آن مهم ، ارجحیت میدهند و قوم گرایی ریشه در این تعصبات و احساس سالاری ها دارد که روشهای زندگی شخصی و قومی که بدان تعلق دارد نسبت به گروه های دیگر همسان ، برتری دارد. افراد طایفه گرا ، در قالب طایفه خود متعصبانه و احساسی تر با مساعل و رویکردهای مرتبت برخورد میکنند و یک نوع حس قرابت به هم طایفه خود داشته به گونه ای که حضور در این فضا باعث روند تصمیم گیری به صورت کاملأ تبعی و به خصوص در فرآیندهای سیاسی و انتخاباتی میگردد. در حالیکه این خصیصه زشت اخلاقی موجب جنگهای طایفه ای و همچنین اختلافات و نزاع های قومی میگردد که اینک در عصر ارتباطات نه تنها تأثیری در بالا بردن سطح کیفی زندگی مردمان لر ندارد بلکه به شدت تنش زاست و باعث حرکت رو به عقب میگردد. امیدوارم روزی فرا برسد که در ایران هر کسی بر حسب شخصیت و تحصیلاتش احترام ببیند.


  • پرهیز از اختلاف لازمه سازندگی و پیشرفت است

    ضعیفترین دوران مدیریت اجرایی استان در دوران دولت تدبیر و امید شکل گرفته و نمایندگان ما اصل توسعه را رها و به دنبال تعویض پیاپی مدیران هستند تا جایی که یک انتصاب عادی اداری در آموزش و پرورش پلدختر در کل دنیا رسانه ای و بین المللی شد و مدتها تحویل ندادن کلید دفتر رییس روی آنتن شبکه های داخلی و خارجی بود !!! مدیران ضعیف ، با لابی گری ، نظر نمایندگان را جلب و ماندگار میشوند و این همان تکرار مدیریتی نا کارآمد استان است. وضعیت اشتغال استان لرستان بحرانی است و روند اختصاص بودجه هم در کشور عادلانه نیست و بودجه لرستان برخلاف شاخصهای توسعه کشور است زیرا تهران به تنهایی نیمی از بودجه مملکت را بخود اختصاص میدهد و مابقی بودجه هم بین کلانشهرهای اصفهان ، تبریز ، مشهد ، کرج ، قم ، شیراز ، کرمانشاه ، کرمان و اهواز تقسیم میگردد و دست استانهای محروم و شهرهای کوچک با بودجه قطره چکانی خالی میماند.


  • بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است

    نبود نگاه سیستمی و بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است. فقر ، بیکاری ، اعتیاد ، طلاق ، مهاجرت و خودکشی ارتباط مستقیم با فقر اقتصادی که مقدمه فقر فرهنگی است ، دارند. درآمد سرانه مردم لرستان پایین تر از میانگین کشوری است و نرخ بیکاری نیز در آن به نسبت سایر استانها بالاست. میزان سرمایه گذاری دولت هم پایین است و با بودجه قطره چکانی نمیتوان معضلات را در کوتاه مدت حل کرد. ایکاش نمایندگان و مسؤلان توان امضاء جمع کردنشان را صرف رفع مشکلات جوانان و حل بحران بیکاری میکردند. اگر وقتشان را صرف رفع مشکلات کارخانجات و احیای صنایع تولیدی و اشتغال زایی در حوزه انتخابیه خود میکردند الان لشکر جوانان تحصیلکرده بیکار در خیابانها سرازیر نمیشد. بجای حمایتهای فکری و سیاسی از مردم فقط سرگرم مهره چینی های غیر اصولی در دستگاه مدیریت هستند. ما از کمبود امکانات میگوییم آنها از عزل و نصب ها _ ما از جذب بودجه و اعتبار میگوییم آنها از استخدام کردن آشنایانشان ! روند شهر نشینی در مناطق لر نشین برحسب رشد و توسعه صورت نگرفته بلکه فقر و محرومیت و فشار زندگی روستانشینان آنها را به شهر کوچ اجباری داده است و بیشترین آسیبها را همین حاشیه نشینان می بینند.


  • مردم ما از حرف تا عمل !

    خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان آن را تغییر دهند ؛ سوره رعد _ آیه ۱۱ . آیا کسی هست که از پیشرفت و آبادانی شهر و کشورش خشنود نشود؟ آیا کسی هست که نخواهد در جامعه ای مرفه و متمدن و محیطی آرام و زیبا زندگی کند؟ آیا کسی هست که ایرانی باشد و این آرزوها را برای خود و جامعه اش نخواهد؟ مردم ایراندم از رشد و پیشرفت و آبادانی شهر و سرزمینشان میزنند ولی تحقق آن را تنها وظیفه ی دولت و حکومت میدانند! غافل از اینکه ملتها همواره نقشی اساسی در پیشرفت جوامعشان داشته اند و هر نفر حلقه ایی در زنجیره پیشرفت به حساب میآید! با رفتارهای متملقانه و بت سازی هایمان از مدیران و مسؤلان ، حق هرگونه انتقاد سازنده ای را از خود و دیگران سلب میکنیم! دم از جوامع توسعه یافته میزنیم ولی اموال عمومی را تخریب میکنیم _ روی در و دیوار و درخت یادگاری مینویسیم _ حقوق یکدیگر را رعایت نمیکنیم _ به قانون احترام نمیگذاریم _ روز و شب دنبال سرکیسه کردن یکدیگر هستیم _ به هر بهانه ای قیمت اجناس را افزایش میدهیم و در هنگام بحران به جای یاری رساندن به یکدیگر از شرایط به نفع منافع شخصی سود میجوییم! ایرانیان چه تعریفی از اخلاق دارند در صورتیکه بسادگی دروغ میگویند و تهمت میزنند و قضاوت نادرست میکنند!


  • موتور عقلانیت و توسعه ؛ اقتصاد است !

    ایران و ژاپن ۱۶۰ سال پیش همزمان با هم بحث عقل اقتصادی و عقل سیاسی را شروع کردند اما الآن گوی سبقت را خود آسیا و آمریکای لاتین از ما ربوده اند و ما جزو کشورهای ضعیف میان پایه دنیا محسوب میشویم! ایرانیها یک نگاه ضد خارجی و ضدغربی به پدیده های جهانی دارند به همین دلیل خود را منزوی کردند و در فهم علمی تحولات بین المللی مشکل دارند! ما درجامعه و کشوری زندگی میکنیم که بسیاری از ظواهر غربی در آن هست از خیابان کشی آن گرفته ، از سیستم واحد بندی نظام آموزشی آن تا صنعت و ارتباطات اجتماعی و ساختار قوه مجریه و حتی بخشهایی از قانون اساسی! در فرهنگ ایرانی به دلیل سرکوب شخصیت از دوران کودکی و در مدرسه و در اجتماع ، عمومأ مردم علاقه شدیدی به مطرح شدن پیدا میکنند این از نشانه های فقدان یا ضعف فردیت مثبت است از زمانیکه فرد وارد جامعه میشود نیاز به مطرح شدن پیدا میکند قویترین مکان و مدار مطرح شدن در جامعه ایران ، حوزه سیاست و دولت است! ولی در غرب یک موسیقیدان ، نویسنده ، طراح ، مخترع ، فضانورد ، روزنامه نگار یا کارگردان به مراتب مورد توجه بیشتری است تا یک سیاستمدار!!!


  • ریشه های اقتدار گرایی

    منشأ تفکر حذف در ایران برمیگردد به ریشه های قبیلگی و عشیره ای که عامل اقتدارگرایی هستند. در تاریخ سیاسی ایران همیشه حاکمیت یک قبیله یا یک عشیره بر عشایر دیگر مطرح بوده و وقتی یک قبیله به قدرت می رسیده تمام قبایل دیگر را حذف میکرده و بزرگان آنها را از بین میبرده است! مثلأ آقا محمد خان قاجار وقتی که در ایران به قدرت رسید آخرین شاه زندیه ، لطفعلی خان را در بم کرمان کشت بعد دستور داد که جسد او را از کرمان به تهران بیاورند و در آخرین پله های کاخ خود دفن کنند و هر روز که از پله ها پایین می آمد لگدی بر قبر لطفعلی خان زند میزد و میگفت:حالا بدانچه کسی اینجا رییس است!!! این نشان دهنده یک نوع کینه _ خشونت _ حذف و اولویت داشتن احساسات شخصی بر امور عقلی است و این نوع کینه ورزی در ایران سابقه قدیمی دارد! ما هنوز تبدیل به یک کشور _ ملت نشده ایم. کشور _ ملت به این معنا که در سرزمینی یک هویت قوی و یک قالب اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی وجود دارد و بعد کسانی که در آنجا حکومتی تشکیل داده اند ، در واقع دارای یک هویت مشترک ، دارای یک جهت گیری مشترک هستند. این خیلی مهم است که مردم جامعه، ما احساسی افراد را انتخاب نکنند! اگر حساسیت پیدا کنیم که چه کسانی مدیر و مسؤل میشوند یعنی به یک درجه ای از آگاهی سیاسی برسیم که افراد قوی _ با شخصیت و توانمند فکری که فهم عمیقی از امور داخلی و خارجی دارند به قدرت برسند آنگاه میتوانیم آینده خوبی داشته باشیم! جهان قرن ۲۱ با فکر و اندیشه و خلاقیت به پیش میرود نه احساس و هیجان و هیاهو ! یک نماینده مجلس در اروپا حداقل سه زبان میداند! فرق کشورهای صنعتی با کشورهای جهان سوم این است که کشورهای صنعتی یک نظم اجتماعی قوی دارند و افراد خود را با قوانین وفق میدهند و کار جمعی _ سیستمی ملاک است اما در ایران حوزه مانور اشخاص زیاد است و بیشتر فرد حاکمیت دارد برای همین سلیقه فردی و علایق فردی قوی است و اندیشه فرد بجای اندیشه عمومی حاکم میشود!!! ایرانیها آداب کار جمعی را بلد نیستند و غلظت فردیت بالاست.


  • اجتماع منفعت محور ایران

    چگونه میتوان بدون مازاد ملی ، ملتی را فرهنگی بار آورد؟ دغدغه و دل مشغولی های زندگی روزمره ، فرصت فرهنگی شدن را به مردم زیر فشار تورم و گرانی را نمیدهد! جامعه ی بی ثبات که در آن عدم اعتماد و بی اطمینانی روح حاکم باشد ، انسانهای شناور با فرهنگ روزمره تربیت میکند و فرهنگ کار چاق کنی را رواج میدهد. درحالیکه نظم اجتماعی باعث میشود که انسانها تاریخی بیندیشند و با زندگی و در دراز مدت اثرات مهمی بر جای بگذارند. فراموش نکنیم که نهایتأ انسانها محصول جامعه خود هستند و به شدت خود را با آن وفق میدهند بنابراین بهتر است منطق محیطی ، قاعده مند باشد و نه آنکه هر روز سنتی بر آن حاکم شود! ما مردمی عجول و جو پذیر و درگیر لذتهای مقطعی هستیم در حالیکه ژاپنی ها ملتی آرام و مکتوم ولی پرکار و بدون هیاهو هستند که یک پنجم اقتصاد جهان را در اختیار خود دارند! ژاپنیها سیاست را از حوزه حماسه به حوزه محاسبه منتقل کرده اند و افزایش قدرت ژاپن با شناخت و آگاهی و تجهیز است نه با تقابل و ستیز! چینی ها دانشگاه های آمریکا را تسخیر کردند به طوری که از هر پنج نفری که در یکی از شاخه های علوم در آمریکا دکتری میخواند ، سه نفر چینی هستند! این موضوع برای آمریکا به عنوان یک خطر امنیت ملی مطرح است! لذا ما آنچنان قدرتی نداریم که همه را مجبور به رعایت قواعد خود در سطح جهانی بکنیم و باید به دنبال منافع دراز مدت باشیم تا مسکن های کوتاه مدت! فرهنگ بومی زمانی برای مردم جذابیت پیدا میکند که به موازات آن سیستم اقتصادی _ اجتماعی کارآمدی داشته باشد! متأسفانه در فرهنگ ایرانیها به قدری ذهن با قالبهای از پیش تعیین شده عمل میکند که درک درستی از شرایط بین المللی و تحولات اخیر ندارند. باید تحلیلهای خود را با وقوع تحولات جدید تغییر دهیم نمیتوان شرایط یک قرن گذشته را با اوضاع امروز دنیا تطبیق داد! کشور کوچک مالزی سالانه ۶۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب میکند! کشور ما به یک استراتژی فرا جناحی نیازمند است و باید عقده زدایی تاریخی کنیم چون ما برای سامان وضع داخلی خود محتاج برقراری ارتباط اقتصادی _ فنی با غرب هستیم! ما برای مبارزه با غرب زندگی نمیکنیم. ما نیازی به درگیری مداوم با دیگران نداریم. رسالت اصلی ما ساختن خانه خودمان است. غرب از تخاصم ما متضرر نمیشود بلکه در واقع ضرر و فشار بر روی ما و آینده ما است!


  • در ایران ؛ ارادت مهمتر از مهارت است!

    در ایران علیرغم همه صحبتهایی که در رابطه با شایسته سالاری و شایسته گزینی میشود ، کمتر فردی را در سمتهای اجرایی کشور می بینیم که از سوابق تخصصی در مسؤلیتی که بر عهده اش است ، برخوردار باشد ، وقتی انسان تخصصی فکر و زندگی کرد ، دقت زیادی در جملاتی که میگوید ، میکند. تخصصی بودن در زندگی انسان بسیار تأثیر گذار است! علت اینکه در ایران افراد به راحتی در هر موردی اظهار نظر میکنند این است که در قالب تخصصی خود قرار ندارند! یکی از دلایل این مشکل این است که در کشور ما " ارادت مهمتر از مهارت است" در مدیتریتها هم اینست که من نسبت به رییسم ارادت دشته و این ارادت را ادامه بدهم! تخصص و مدرک دانشگاهی نقش تعیین کننده ای ندارد! این در حالی است که دنیا به شدت به سمت تخصص گزینی و شایسته سالاری میرود. در ایران بسیاری از افراد حاملان افکار مدرن ولی دارای خلقیات سنتی و عشیره ای هستند. قبیله تابع منافع فرد است و لذا در ادارات هم رفت و آمد فکری نداریم بلکه رفت و آمد فیزیکی داریم! در ایران اگر جهت گیری کسی مشخص باشد آن فرد لطمه می بیند برای همین در اجتماع ما ابهام و ریا جایگاه ویژه رفتاری دارد! بقای یک ایرانی در اینست که مبهم و راز آلود باشد صریح بودن من یعنی اینکه من خودم را از بین ببرم و خودم را محدود کنم ولی پیشرفت من اینست که لایه لایه باشم و از لابه لای خطوط و حریانات عبور کنم! همین مبهم بودن و صراحت نداشتن از علل اصلی عقب ماندگی توسعه در ایران است! بی تفاوتی نهایت شوربختی است. اگر شما با یک ژاپنی یا آلمانی ۲ روز را بگذرانید ، صحبت کنید ، غذا بخورید و قدم بزنید به خوبی میفهمید که این ژاپنی کیست و چه خصوصیاتی دارد ولی بعد از ۲ روز معاشرت با یک ایرانی ، شما گیج تر میشوید که ببینید لایه ها چیست؟ و کدام لایه ها الان مهم است؟ چون ایرانیها در رفتارهایشان چندین منبع دارند و از هر کدام در مواقعی که میخواهند استفاده میکنند و نوع استفاده ما بستگی به شرایط _ محیط و مخاطب دارد! بعضی از مدیران و مسولان و دولتمردان ما در طول یک روز ، سه بار جهان بینی خود را تغییر میدهند چون مجبورند برای بقا تغییر موضع بدهند! باید تضاد بین لایه های شخصیتی ایرانی را کم کنیم چون ایرانی هم، عاشورا را دوست دارد و هم تخت جمشید را دوست دارد و هم اگر بتواند علاقمند است از پعریس خرید کند ، ایرانی همه چیز را با هم میخواهد! مسافرت به آسیای مرکزی برای ایرانی راحت تر است ولی ترافیک هوایی به سمت غرب است! تجمل و زیبایی در ایران کمتر است لذا ایرانی غرب را دوست دارد! ایرانی قاعده گریز است و از اینکه دیگران را نفی کند لذت میبرد! خمیر مایه وجودی ایرانی مجمع الجزایر تضادها و تزاحم هاست! در ایران متخصص مهم نیست بلکه تبعیت مهم است ، فرهنگ مراد و مریدی مهم است! ما در ایران رنگین کمان تفکرات متفاوت را داریم! اندیشه در ایران هیچگاه در خدمت مردم ایران نبوده است مصداق آن مارکسیست ها در رژیم پهلوی بودند که به عنوان صاحبان یک اندیشه ، بجای اینکه محور حرکتشان ایران باشد ، شوروی را محور قرار داده بودند! اکنون نیز در جمهوری اسلامی نگرشی وجود دارد که ایران را به عنوان یکی از اجزای جهان اسلام قرار میدهد. به راستی چرا روشنفکران و اندیشمندان منافع مردم ایران را فراموش کرده اند؟ در ایران مردم در انتخابات شرکت میکنند و رأی میدهند و بعد به خانه هایشان میروند متأسفانه مکانیزمی نداریم که مردم بتوانند از آرایی که به صندوق ریخته اند نتیجه مشخصی بگیرند! در حالی که در آلمان حتی در یک روستا تشکیلات حزبی وجود دارد و مردم قدرت پیگیری نظرات و آرای خود را دارند! انتخابات در کشور ما در مرحله کمی است و به مرحله کیفی نرسیده است چون پشتوانه حزبی ندارد. در ایران افراد با موج رأی میدهند نه با تفکر و تحقیق ! در کشورهایی که اقتصاد مبتنی بر فروش نفت دارند ظهور دموکراسی یک توهم است. دموکراسی با وجود بخش خصوصی ممزوج است. سرمایه در گردش شرکت سامسونگ کره جنوبی ۲۶۰ میلیارد دلار است و ۳۷۰ هزار کارمند در ۳۳ کشور دنیا دارد. این فقط سرمایه یک شرکت در کره جنوبی است! شرکت هواپیمایی ایرباس با ۵۵ هزار کارمند از ۸۰ کشور دنیا طرح تولید هواپیمای ایرباس A 380 را تصویب کرد و این شاهکار فناوری در سال ۲۰۰۵ با بیش از ۱۰ میلیارد یورو سرمایه گذاری به بهره برداری رسید که این هواپیما ۹۰۰ مسافر را در خود جای میدهد و ۳۸ کیلومتر سیم کشی دارد و در آن ۳۲۰ هزار قطعه استفاده شده است!!! اگر مردم ایرانی جهانی فکر کنند و کمی با آمار و ارقام بین المللی اقتصاد آشنا باشند می فهمند ما چقدر از تحولات و پیشرفت های دنیا عقب ماندیم!


  • لرستان در بند کلیشه ها ، پارادوکسی بی انتها

    تمام کشورهای جهان با سرعت سرسام آوری در حال حرکت به سمت پیشرفت و توسعه هستنددر قرن ۲۱ وارد موج چهارم یعنی دنیای مجازی شدیم ولی جوامع کمتر توسعه یافته مثل ایران و مناطق لررنشین هنوز دربند کلیشه های ابتدایی و قرون وسطایی هستند. دیگران عصر فرا صنعتی را هم پشت سر گذاشتند ولی بلاد لر نشین هنوز حسرت نداشتن صنعت و مدرنیته را میخورند. هر روز دیگران را متهم میکنیم که چرا به استانهای لر نشین توجه نمیشود؟ چرا آنرا مدرن و صنعتی نمیکنید و … اما مبانی و لوازم توسعه چیست؟ مایی که هنوز زخم خورده مساعل طایفه گرایی و زد و بندهای سیاسی هستیم و درگیر مرزبندی سنتی هستیم . مایی که سیاست تا بیخ گوشمان را هم سوزانده ، مایی که ملاک انتخاب وکلای خود در مجلس و شورای شهر را طایفه و منفعت فردی قرار میدهیم ! طبیعی است که نباید انتظار توسعه داشته باشیم ابتدا باید اذهان خود را اصلاح کرده و سپس به دنبال پیشرفت و توسعه برویم زیرا توسعه مادی بدون تحول درونی انسان غیر ممکن و عبث است.


  • ضرورت اصلاح ساختار اداری

    گزینش های محفلی ، قومیتی ، طایفه ای ، فامیلی و باندیو اعمال نفوذ کارچاق کن ها و دلالان سیاسی در بیشتر موارد که خارج از چارچوب های اداری و به ناحق باعث ارتقای فرد یا افراد نا لایق میشود در دهه اخیر زیاد شده وتمام عزل و نصب ها را تحت تأثیر قرار داده است. انتصاب افراد نالایق و کم سواد مفسده زاست چون باعثبی انگیزگی و دلسردی نیروهای متخصص و کاردان میشود دومأ عدم شایسته گزینی باعث میشود که شأن مسؤلیت ها پایین بیاید و توان کارمندان بجای خدمت به جامعه صرف لابیگری و رایزنی برای کسب کرسی و پست اداری میشود همین عوامل باعث شده که مدیران غیر بومی برای پذیرفتن مسؤلیتها به بلاد لر نشین گسیخته میشوند


  • بی تفاوتی دولتها به مناطق محروم کشور

    مسؤلان دولتی نسبت به تأمین آب آشامیدنی / برق / گاز / مدرسه / درمانگاه و راه آسفالته روستاها و شهرهای مناطق محروم استانهای لر نشین بی تفاوت هستند. لرستانات با وجود دارا بودن بسیاری از شاخصه های توسعه مثل:آب فراوان _ خاک حاصلخیز _ نیروی جوان تحصیلکرده و … همچنان به لحاظ زیرساختی و صنعتی رشدی نداشته و به علت کم توجهی پایتخت نشینان و دولتهای گذشته ، پیگیری نکردن برخی نمایندگان لرستان در طول این سالها و بی توجهی و عدم سرمایه گذاری جزء مهمترین علت محروم ماندن لرستانات بوده است. لرستان علی رغم دارای ظرفیتها و پتانسیل های متعدد در حوزه های مختلف به ویژه کشاورزی _ دامپروری _ گردشگری _ وجود نیروی جوان و … همچنان در محرومیت و فقر به سر میبرد و این در حالی، است که در سایر مناطق کشور ایجاد طرح های کلان از قبیل ؛ فرودگاه / راه آهن / پتروشیمی / نیروگاه برق و … از مطالبات عادی مردم است اما متأسفانه در بسیاری از روستاها و شهرهای بلاد لر نشین حداقل امکانات اولیه از قبیل:آب سالم ، برق ، راه دسترسی ایمن و درمانگاه محروم هستند! نبود راه ارتباطی آسفالته _ مسکن های فرسوده _ آب شرب آلوده _ نبود گاز رسانی _ نبود امکانات پزشکی و درمانی از مهمترین مشکلات روستاهای استانهای محروم است. بیکاری ، فقر ، نداری و نبود فرصت های شغلی زمینه مهاجرت ساکنان روستاها را به حومه شهرها فراهم کرده است و رخنه هولناکی بنام اعتیاد گلوی مردم محروم را میفشارد. بالاترین نرخ تورم مربوط به ۳ استان محروم لرستان ، کرمانشاه و ایلام است که بیکارترین استانهای ایران محسوب میشوند حالا چرا تورم لرستان از میانگین کشوری بالاتر است؟ استانهای مرزی اردبیل ، سیستان و کردستان پایین ترین نرخ تورم را دارند ولی چرا لرستان با وجود فاصله کمتری نسبت به مرکز باید از گرانی رنج ببرد؟ نظام اقتصادی ایران نه بر اساس تولید بلکه بر پایه دلالی شکل گرفته است و معضلات اقتصادی از همین رانت و دلالی نشأط میگیرد.


  • مدیران نا کار آمد پاشنه آشیل توسعه هستند

    مسؤلان ما کاربلد نیستند و کاربلدها مسؤل نیستند. کاربلدها تنها دلیل توسعه نیافتگی بلاد لر نشین را نبود صنایع و عدم تکمیل زیر ساخت ها میدانند. لرستانات تمام امکانات را برای توسعه دارد ولی از لحاظ شاخص های توسعه در بین استانهای ضعیف قرار دارد و این درد جانکاهی است. لرستان از نظر مواهب خدادادی جزء استانهای برخوردار محسوب میشود:آب کافی / زمینهای حاصلخیز / آب و هوای مطلوب / نیروی جوان تحصیلکرده / قرار گرفتن در کریدور شمال به جنوب / موقعیت جغرافیایی استراتژیک و مرز بین المللی با عراق و … سرزمینی ثروتمند با مردمانی محروم است. به توسعه نرسیدن نشانه عدم مدیریت صحیح مدیران و نا کار آمدی نمایندگان ادوار گذشته است. جالب اینکه تمامی صنایع و کارخانجات بزرگ لرستان در زمان استانداری مهندس ابراهیم فرح بخشیان ( ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ ) قبل انقلاب ساخته شده اند مثل:کارخانه سیمان _ کشت و صنعت _ چرم و پوست _ یخچال سازی _ پارسیلون _ کشتارگاه صنعتی دام _ ژنراتور سازی _ کارخانه پوشاک و البسه و … تمامأ در مدت حضور مهندس ابراهیم فرح بخشیان ساخته شده است. تمام اقتصاد دانان علاج لرستان برای برون رفت از معضل بیکاری را ورود صنایع به لرستان و در یک کلام توسعه میدانند ولی ما از توسعه فقط نامش را شنیدیم و نه رنگش را دیدیم و نه مزه اش را چشیدیم. احیای صنایع راکد ، حضور بخش خصوصی ، ورود سرمایه گذاران خارجی و داخلی ، گسترش پروازهای فرودگاه ، سرمایه گذاری کلان در حوزه گردشگری و توریسم ، احداث راه آهن و آزادراه و برکناری مدیران فربه و ناکارآمد میتواند لرستان را روی ریل توسعه قرار دهد.


  • چرا توسعه در لرستان نا کام ماند؟

    محرومیت مناطق لر نشین ریشه در سالهای طولانی دارد و تنها با توجه ویژه دولت و مدیریت جهادی خود مسؤلان لر تبار حل خواهد شد. مردمان لر علاوه بر محرومیت صنعتی ، از بسیاری امکانات که حق طبیعی و شهروندی آنهاست نیز محرومند و با غول بزرگ بیکاری دست و پنجه نرم میکنند ، غولی که با ظهور خود فقر _ اعتیاد _ طلاق _ حاشیه نشینی _ خودکشی _ بذهکاری و فساد اخلاقی را به دنبال داشته است. به طور حتم پروژه های زیر ساختی همانند:راه آهن ، آزاد راه ، چهارخطه کردن راه های ارتباطی ، توسعه و تقویت فرودگاه ، احداث نیروگاه سیکل ترکیبی و احداث پالایشگاه و پتروشیمی میتواند نقش مهمی در توسعه و پیشرفت یک استان داشته باشد. فعال کردن واحدهای تولیدی راکد _ به روز کردن تجهیزات کارخانجات _ تکمیل و افتتاح هتل ها و مکانهای گردشگری ، همگی دست به دست هم میدهند تا سرمایه گذاران خارجی و داخلی انگیزه کافی برای ورود به بلاد لر نشین را داشته باشند. از آنجایی که سرزمین های لر نشین به دلیل بی توجهی دولتهای گوناگون منبع آب پایدار در بلند مدت ندارند ، امروزه تخصیص آب به استانهای لر نشین نیز به چالشی بزرگ تبدیل شده است و لرستانات به دلیل نداشتن سدهای مخزنی بزرگ یا انتقالات متعدد آب به شهرهای حاشیه کویر ، نتوانسته از حق خود دفاع کندو علی رغم اینکه نیمی از آب شیرین ایران در استانهای لر نشین است متأسفانه به دلیل نا کار آمدی مدیران ، مسؤلان و نمایندگان لر تبار ، در این زمینه به شدت ضعیف عمل کردند. بسیاری از استانهای توسعه یافته مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، قم ، مرکزی ، تهران و تبریز و … به دلیل انجام زیر ساخت های توسعه ، اکنون مشکلی در این راستا ندارد و بدون نیاز به اعتبارات ملی و دولتی با استفاده از ظرفیت بخش خصوصی میتوانند استانهای خود را اداره کنند اما لرستانات اکنون باید راه چند سال قبل این استانها را طی کند ! به هر اندازه ای که ایجاد زیر ساخت های توسعه ای در بلاد لر نشین طول بکشد به همان اندازه توسعه در این نواحی نا کام میماند و مردم به جای پیشرفت ، غرق در محرومیت و کاستی ها میشوند. بهتر است که مسوؤلان دلسوز لر ، بجای دادن آمارهای کاغذی از میزان اشتغال و میزان راه اندازی واحدهای تولیدی راکد بطور شفاف مشکلات را بیان کنند. چون مناطق لر نشین به لحاظ بیکاری و آسیب های اجتماعی جزو مناطق محرومی هستند که باید مورد توجه جدی قرار بگیرند. با اینکه استانهای لر زبان ظرفیتهای مناسبی در حوزه های صنعتی از جمله:سیمان ، فولاد ، صنایع پایین دست سنگ ، پالایشگاه و پتروشیمی دارد اما کوچک بودن شهرک های صنعتی از دیگر معضلات است و اگر متراژ شهرکهای صنعتی استان لرستان را جمع بزنیم ، احتمالأ به اندازه یکی از شهرک های صنعتی شهر کویری یزد نمیشود ! الان مردم بخاطر تلاطم اقتصادی ، رکود و تحریم فقیرتر شدند و آسیبهای اجتماعی افزایش یافته است لذا مسوؤلان مناطق لر نشین باید معضلات جامعه را به دولتمردان برسانند و چاره اندیشی کنند.


  • دکتر محمود سریع القلم:نگاهمان را به جهان شبکه ای کنیم !

    آمریکا از دو دهه پیش از فاز تولید به خدمات رفته است و ۴۶ % درآمد شرکتهای آمریکایی در سال گذشته از آن شرکتهای آی تی بوده است. نگاه ما به دنبال ، نگاه به دولتهاست و فقط رییس جمهور آمریکا را می بینیم ؛ ولی اگر نگاه خود را به جهان شبکه ای نکنیم ، به تحلیل درستی نمیرسیم. بطور مثال هفته پیش عربستان ۵۰۰ شرکت آمریکایی _ اروپایی و زاپنی را دعوت کرد تا در شمال مدینه منطقه ای ایجاد کرده و تمام تکنولوژی های دنیا را آنجا متمرکز کنند ! خود آنها میگویند با اینکار میتوانند تفکرات تند وهابی را نسبت به دنیا تغییر دهند. در سال گذشته سنگاپور ۶۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی جذب کرده است ؛ درحالیکه این رقم در سال ۲۰۱۵ در ایران فقط ۸۷۰ میلیون دلار است ! سنگاپور یک جزیره به اندازه استان تهران است اما به صورت شبکهای کار میکند ! کشورهایی که مثل روسیه فقط به درآمد نفت و گاز متکی هستند در آینده ضرر خواهند کرد. اقتصاد روسیه تحت تأثیر کاهش قیمت نفت آسیب دید و ارزش روبل روسیه نصف شد. پنج سال پیش روسیه ۵۲۷ میلیارد دلار صادرات داشت اما این رقم اکنون به ۲۸۲ میلیارد رسیده است. قدرت در آمریکا یعنی شرکتهای آی تی و بانکهای این کشور. اپل سال گذشته ۷۰۰ میلیون آیفون در دنیا فروخت ! در واقع قدرت آمریکا متعلق به بخش خصوصی این کشور است. ترامپ در اولین سفر خارجی خود به عربستان رفت زیرا پس از انتخاب او در آمریکا ، وزیر خارجه عربستان به این کشور رفت و یک ماه و نیم در آمریکا ماند و شبکه جدیدی ساخت که بنیان آن شبکه تجاری ، سرمایه گذاری و آی تی بود. آنها رسمأ اعلام کردند در سال ۲۰۱۶ معادل ۱۶۰ میلیون دلار برای لابی در آمریکا خرج کرده اند. قرارداد نظامی ۴۷۰ میلیارد دلاری آمریکا و عربستان یکی از پیامدهای این حضور عربستان در آمریکا بود. در این قرار داد ۱۰۰ میلیارد دلار در آی تی سرمایه گذاری میشود که عمده این پول به اسراییل میرود ! در واقع پول فروش نفت عربستان دوباره وارد آمریکا و اسراییل میشود و از آن پول برای ایجاد نرم افزار جدید استفاده میشود. حضور آمریکا در خاورمیانه عمدتأ با هدف اقتصادی است. در عربستان ۴۵ هزار آمریکایی حضور دارند تا از تسلیحات فروخته شده آمریکایی مراقبت و آن را مدیریت کنند. در واقع درآمد به آمریکا بازمیگردد. در اثر همین قرار داد نظامی یک میلیون و ۳۸۵ هزار شغل در آمریکا ایجاد شد. در واقع ترامپ دنبال پول است تا پول را به اسلحه و آی تی تبدیل کند. قدرت اصلی آمریکا در تسلیحات و آی تی است نه در اتومبیل یا پوشاک ! اسراییل عمق استراتژیک و جمعیت قابل توجهی ندارد ؛ اما دنبال برتری بر دیگران است. منافع ملی اسراییل یعنی ضعیف بودن کشورهای همسایه اش ! بازسازی سوریه به ۳۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد و معلوم نیست سوریه چه زمانی به شرایط قبلی خود برمیگردد. لبنان هم دارای بحرانهای داخلی بوده و مصر هم گرفتار نان شب خود است و یکی از فقیرترین کشورهای دنیاست. شورای همکاری خلیج فارس نیز اکنون شریک اسراییل است. از نظر اسراییل موضوع هسته ای ایران تا ۱۰ سال آینده تحت کنترل است. بنابراین این کشور هم در آی تی متمرکز شده است و در این زمینه دستاوردهای مختلفی داشته است. عربستان میخواهد شهرک تکنولوژی خود را با کمک شرکتهای اسراییلی بسازد از سویی اسراییل با سرمایه گذاری در بخش صنعت نمک زدایی از آب سه و نیم تا چهار میلیارد دلار درآمد دارد. نسل جدید اعراب با ایران ارتباطی ندارند و همگی تحصیلکرده آمریکا و اروپا هستند. عادل الجبیر به دو زبان آلمانی و انگلیسی صحبت میکند و فردی مسلط به دیپلماسی است. عربستان با جریانهای فناوری در دنیا ارتباط برقرار کرده استو در این شبکه فناوری جهانی حضور دارد. عربستان میخواهد مشروعیت سیاسی خود را با درآمد اقتصادی گره بزند ، درآمد خود را متنوع سازی کرده و کمتر به نفت و گاز وابسته باشد و از طریق صنعت آی تی درآمد کسب کند. اعراب نمیخواهند ایران قدرتمند شده و وارد شبکه جهانی شود. اعراب ایران را رقیب جدی خود میدانند و معتقدند اگر ایران فرصت پیدا کند از آنها سبقت میگیرد و میتواند تا ۱۰ سال آینده وارد شبکه جهانی شود ! بنابراین مسأله آنها هم اصلأ مسأله هسته ای نیست البته این هم استراتژی خوبی نبود که مسأله هسته ای به حل المساعل کشور تبدیل شود ما با آمریکا ۹مشکل داریم که مساله هسته ای فقط یکی از آنهاست. روانشناسی سیاسی در خاورمیانه در کار است تا بحران ایران زنده نگه داشته شود و موضوع هسته ای طولانی شود تا ایران داعمأ موضع تدافعی بگیرد !!! اعراب خلیج فارس و اسراییل دنبال ضعیف نگه داشتن ایران و منزوی کردن کشور ما هستند. لوایح تحریمی جدید در کنگره که ۴۲۳ رأی موافق و ۲ رأی مخالف داشت این پیام را صادر میکند که شرکتها و کارخانه های دنیا بدانند که در ایران سرمایه گذاری نکنند ! سه هفته پیش ( مهر ماه ۹۶ ) هیأتی از ایران به سوییس رفت که آنها رفتار بسیار خوبی با هیأت ایرانی داشتند ولی گفتند نمیتوانیم برای همکاری با ایران مقابل وزارت خزانه داری آمریکا بایستیم. وزارت خانه خزانه داری در آمریکا یک طبقه را برای ایران اختصاص داده است و تمام فعالیتهای مالی _ اقتصادی و تجاری با ایران را رصد میکند. در پشت همه این مسایل اسراییل و عربستان قرار دارند. تا نگاه ما به منطقه خاورمیانه امنیتی و سیاسی باشد ، وضع موجود نیز ادامه دارد. ایران از نظر عربستان و اسراییل مزاحم است ؛ بنابراین مانع سرمایه گذاری در ایران میشوند تا از این طریق جلوی منابع مالی را بگیرند و در نهایت قدرت ملی ایران را کم کنند. سیاست خارجی ما مبنی بر هویت ماست که این هم خوب است ؛ اما در کنار آن باید دنبال تولید ثروت هم باشد. اگر پول نفت را فقط برای دفاع از هویت خود خرج کنیم ضرر میکنیم ما باید تولید ثروت کنیم و از طریق تولید ثروت از هویت خود دفاع کنیم !!! نود درصد سیاست خارجی کشورهای دنیا برای تولید ثروت است و ما هم باید این راه را ادامه بدهیم. ما در مورد سیاست خارجی در کشور مناظره نمیکنیم اگر برای تصمیم گیری در سیاست خارجی کسانی دور هم جمع میشوند یک نوع فکر کنند مناظره ای پیش نمی آید و ما پارادایم خود را تغییر نمیدهیم ؛ در حالیکه به ایده جدید نیازمندیم. در رسانه ها هم اصلا نقد سیاست خارجی مطرح نیست و ما یک خبرنگار سیاست خارجی حرفه ای که حداقل به دو زبان سخن بگوید نداریم ! رسانه ها حرف جدیدی در سیاست خارجی ندارند چون وسیله ای برای تبلیغات اقدامات، وزارت خارجه هستند. ما بین سیاست خارجی و اقتصاد ارتباط برقرار نمی کنیم و تمام ادبیات ما در این زمینه به ۲۰ سال گذشته تعلق دارد البته یک مشکل ریشه ای دیگر هم داریم که آن نحوه کار کردن ما ایرانیان باهم است. مشکل جدی ما نحوه تصمیم گیری ، سازماندهی و به اجماع رسیدن است. ما منابع انسانی و مادی کمی نداریم اما مشکل اصلی ما روش تصمیم گیری و مدیریت نظامهای تصمیم گیری است. در این زمینه ما مشکل جدی فرهنگی داریم. نگاه ما هم به خاورمیانه برمیگردد به اینکه چگونه در کشور تصمیم میگیریم. ایران نه کشور سیستم ها بلکه کشور افراد است. تا زمانیکه سیستمی نشویم ؛ نمیتوانیم تصمیم عقلایی بگیریم و در مباحث انتزاعی و فلسفی و خرده نهادهای ملوک الطوایفی متوقف میشویم. ایران به یک استراتژی ملی برای توسعه اقتصادی و تولید ثروت نیازمند است. اگر ثروت تولید کنیم شاخصهای اجتماعی و اقتصادی ما بهبود می یابد و هویت ماهم حفظ میشود !چرا کره جنوبی و سنگاپور پیشرفت کرد ؟ نکاه به حکمرانی باید کمی شود و حکمرانان با آمار و ارقام صحبت کنند ذهنی که آمار متوجه نشود نمیتواند برنامه ریزی کند. حکمرانی که فرق دو و نیم و ۳ و نیم درصد رشد اقتصادی را نداند نمیتواند حکمرانی کند. یکی از کارهایی که در دولتهای یازده و دوازده تا اندازه ای انجام شد بخصوص رییس جمهور آن را دنبال کرد نگاه کمی به مسایل کشور است. ایران برای من مهم است و جامعه ما نباید فقیر شود. اگر مسایل کشور ما سامان داشت، میتوانستیم در همه دنیا حضور داشته باشیماما عقل علمی و دینی ایجاب میکند که یک کشور اول به خود برسد ! در هر کشوری که مردمش از شرایط اقتصادی و اجتماعی راضی باشند آن کشور امنیت ملی دارد ! اگر عموم مردم بکویند من آینده ای روشن دارم و در کشور صادرات ، ارزش افزوده و مزیت نسبی داریم امنیت ملی هم بوجود می آید ! امنیت ملی ایران در گرو توسعه اقتصادی ، رشد ۵ درصدی و تورم تک رقمی است امکانات نظامی نیز در حد لازم و برای دفاع از کشور نیاز است اما باید هم اثبات کنیم که اگر در دنیا حضور نداشته باشیم امنیت ما به، خطر می افتد.


  • طایفه گرایی:مهمترین معضل سیستم اداری کوه گیلویه و بویر احمد

    سفارش پذیری ، خویشتن سالاری و طایفه بازی از مهمترین معضلات سیستم اداری استان کوه گیلویه و بویر احمد است که متأسفانه سفارش پذیری گاهی حتی برای کاری که نیاز به سفارش ندارد از آسیبهای جدی فضای اداری ماست زیرا این فرهنگ را جا انداخته ایم که نیاز است قبل از مراجعه ارباب رجوع ، توسط کسی سفارش شود ! گاهی کار به جایی میرسد که برای انتصاب یک مدیر میگوییم فلان طایفه راضی است و یا فلان طایفه راضی نیست که باید با این وضعیت شوم که مانع توسعه و پیشرفت استان میشود مقابله شود.


  • نقد کتاب:باد ابرها را برد!

    علی وش زندکریمی در شماره ۲۶ نشریه بلوطستان صفحات ۶ و ۷ نقدی درباره کتاب:باد ابرها را برد نوشته که ما چکیده آنرا نقل میکنیم. کتاب باد ابرها را برد تألیف مسعود یوسفی است که درباره کرمی یاغی است. کرم حسین فرزند شاهمراد و متولد ۱۲۹۶ خورشیدی در منطقه دلفان ( در شمالغربی لرستان ) است. کرمی با سرقت و راهزنی های متعدد در منطقه موجب ترس و وحشت ساکنان مناطق مختلفی از لرستان شده بود. سرهنگ رحیم سهامی فرمانده هنگ ژاندارمری لرستان مأمور دفع شرارتهای او شده بود و در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۶ ژاندارمری در کبیرکوه با کمک اهالی بدره ایلام به دار و دسته کرمی برمیخورد و ۶ نفر از گروه او را میکشند و کرمی روز بعد توسط حسن عرب که با مأموران ژاندارمری همکاری میکند زمان عبور از رودخانه سیمره، با ۴ گلوله حسن عرب کشته میشود. اما هر کسی با هر انگیزه ای یاغی شود و به کوه بزند شایسته است قهرمانش بنامیم؟ کاش نگاهی به تاریخ بیهقی بیندازید تا متوجه شوید مورخ کیست و چه رسالت خطیری دارد! آگاهی و صداقت ۲ شرط اصلی برای تاریخ نویسی است. اگر آن ۲ شرط لازم تاریخ نگاری را داشتید به خود اجازه نمیدادید کرمی یاغی را با دکتر اعظمی تشبیه نمایید! آیا دکتر هوشنگ اعظمی هر مسافری را میدید تن پوشش را درمی آورد و هر چه داشت به زور غارت میکرد؟ آیا مشک، آب و خیک دامداران را پاره میکرد؟ آیا مردان بی گناهی که مقابل او می ایستادند را به گلوله می بست؟ دفاع از چنین افرادی با چه منطقی توجیه پذیراست؟ کدام عیار و جوانمردی به کاروانهایی که زن و بچه همراه داشتند تجاوز میکرد؟ متأسفانه برخی بجای، تاریخنویسی فقط غوغاسالاری میکنند! هدف کرمی یاغی فقط عشق به یاغیگری و شرارت بوده نه مبارزه با رژیم پهلوی یا کمک، به روستاییان! زیرا مردم منطقه از کرمی و گروهش به نیکی یاد نمیکنند و بخاطر اعمال غیرانسانی ، کسی دلخوشی از او ندارد! آیا از خود پرسیده اید که ۱۳ سال یاغیگری کرمی چگونه تأمین میشد؟ او برای باجگیری به مناطق مختلف از جمله امامزاده محمد میرفته و تکیه کلامش این بوده که هروقت قسم به شاهزاده محمد خوردم بفهمید دروغ است این گفته خود او بوده است. سال ۱۳۳۵ کرمی قصد ورود به بدره ایلام را دارند و با اسد کریمی بزرگ بدره در منطقه رماوند نزدیک رود سیمره ملاقات میکند و از اسدکریمی میخواهد اجازه ورود به بدره بدهد ولی خان بدره به کرمی یاغی میگوید آمدن شما باعث ناامنی میشود ولی کرمی قول میدهد که کاری به کسی نداشته باشد و اسد در جواب کرمی یاغی میگوید:بعضی از شما مردم لکزبان زیاد به قول و قرار خود وفادار نمیباشید و نمیتوانم به شما اعتماد کنم در این حین قرآن درمی آورد و حضرات با انگشت پای دو برگ آنرا تأیید مینمایند که به هیچکس از این منطقه ( بدره ) کاری نداشته باشند! چند ماه اول با کسی کاری ندارند اما فصل بهار وحشیگری آنان شروع میشود و عده ای دامدار را محاصره و اسیر میکند و طبق همیشه اموال را به غارت میبرد و سه جوان بنامهای دلاور ، عباس و مردان را چشم بسته و پابرهنه در شب بارانی باخود میبرند و غروب همان روز آنها را میکشند! سرگرد پیران و مردم بدره به تعقیب آنها میروند و در بون نشک در کبیرکوه با آنان درگیر میشوند و۶ نفر از افرادش را میکشند ولی کرمی از تاریکی شب استفاده کرده و فرار میکند و شخصی بنام حسن عرب در حینی که وانمود میکند قصد دارد او را از رودخانه سیمره عبور دهد کرمی را به قتل میرساند و بقیه اذنابش دستگیر و زندانی میشوند. کرمی یاغی برای پیشبرد اهدافش به هر وسیله ای متوسل میشده و ترویج خشونت و ترور میکرده ولی از او میخواهند اسطوره بسازند و بعنوان ابزاری که نماد تاریخی است از آن سود ببرند! اما او بعنوان یک سرگردنه بگیر که آپاچی وار به مردم بیگناه حمله میکرده هیچ بویی از انسانیت نبرده و عملکردش تنها قابل سرزنش است.


  • مردم مطالبه جو و پرسشگر باشند

    کسیکه دستش پاک نیست و ناسالم است وقتی انتخاب میشود به پارتی بازی و دروغ و دغل متوسل میشود. در ایران افرادی هستند که تنها به صرف اینکه هوادار فلان شخص و باند بودند بدون آنکه تجربه ای داشته باشند و یا کاربلد باشند تنها بخاطر آنکه نوکر فلان شخصبت بودند مسؤل میشوند درحالیکه هیچکاری از دستشان برنمی آید چون تخصصی و مهارت لازم را ندارند! لذا مردم باید هرکجا ناکارآمدی و کوتاهی دیدند اعتراض قانونی و مدنی کنند و یقه مسؤلان را بگیرند و مطالبه گری محترمانه و به دور از توهین و هتاکی داشته، باشند.


  • بالا رفتن میزان《خشونت》و《پرخاشگری》

    در جامعه ما شکل خشونت عادی شده است و تعداد حوادث خشونت آمیز عادی شده است. از قتل زن جوان توسط همسرش که یک وزیر بوده تا قتل امام جمعه توسط شهروند عادی! و آنچه این وضعیت را متمایز میکند همدلی مردم با فاعلان و قاتلان است وقتی جامعه با قاتل همدلی میکند این خطر را در پی دارد که اگر در موقعیت او قرار بگیرد خود نیز چنین کاری را مرتکب شود! محرومیت عامل خشونت است در جامعه ای که مردم نتوانند به خواسته هایشان برسند بیشتر دست به خشونت میزنند مثلاً در سوئد (کشور باسوادها) بدلیل رفاه بالای شهروندان خشونت بسیار پایین است ولی در ایران انزوا ، پرخاشگری ، اغتشاش ، مهاجرت و اعتیاد میتواند شکلهای از خشونت باشد! طنز تلخ آنجاست که در خرده فرهنگها و طایفه ها که فرهنگ رقابت و چشم و هم چشمی طایفه ای مرسوم است بزرگان و ریش سفیدان نه فقط کنترل کننده جوانان نمیشوند بلکه تحریک گر آنها شده و ناتوانی و یا خواسته های سرکوب شده خود را از طریق《انرژی سرگردان》این جوانان به پیش میبرند که نمونه اش پرخاشگری و نزاع های جمعی و خیابانی است! که جوانان تمایل دارند خشم فروخورده شان را بر سر فرد گُمنامی تخلیه کنند! هیچ چیزی برای جامعه ایران مثل رفاه و عدالت نمیتواند مفید باشد. هرجا که توسعه و پیشرفت باشد آرامش حکم فرماست.


  • حَمیت جاهلی

    منظور از《حَمیت جاهلی》که در قُرآن آمده است《عَصبیت و تعصب قومی》اعراب قبل از ظهور اسلام است که حتی بر سر مُردگان خود و تعداد قبرهای هر طایفه باهم رقابت میکردند! منظور از《اغلال》که در قرآن آمده است《اوهام و خرافاتی》بود که《عقل و فکر عرب جاهلی》را از پیشرفت بازداشته است! طایفه بازی و تفکر قبیله ای رسم《عرب جاهلی》است و جایی در قرن ۲۱ ندارد. متاسفانه مردمان قوم لُر باهم آن اتحاد قَلبی و انسجام اجتماعی را ندارند ولی تُرکها چه قشقایی ، خلخالی ، ارسبارانی و شاهسوند همیشه بهم کمک و مساعدت میکنند. طوایف عرب هم بهم یاری میرسانند.


  • نه به طایفه گرایی!

    در روزگاری به سر می‌بریم که برای گزینش نفرات برتر در سطح یک مسابقه یک صنف، اتحادیه یا هر انتخاباتی دیگر که به روش دموکراتیک توسط افکار عمومی انجام می‌گیرد اشخاص دنبال تفرق و وجه تمایز و برتری طایفه‌ای هستند. سریع می‌پرسند چه کسی؟ حالا جواب؛ هم من از جواب خود دنبال القای برتری خود و طایفه‌ام نسبت به پرسش‌کننده هستم و هم پرسش‌کننده از پرسش و جواب دنبال القای برتری خود و طایفه‌اش هست! اینجا است که تفرق به وجود می‌آید و خود بزرگ‌ترین عامل در برابر اتحاد و گزینش و انتخاب شایسته... برای هرکسی صفتی در جهت تحقیر می‌تراشیم و فقط خود را مبرا از هرگونه بدی میدانیم! بی‌خبر از اینکه اگر امروز قدرتی نداریم به خاطر همین تفرقه‌افکنی‌هاست، اینک در فضای انتخابات باز هم بازار تفرقه گرم‌گرم است، پس در جهت اعتلای قوم لر طایفه‌ها را کنار بگذاریم و فقط لر باشیم، (ببخشید این جمله هم ایراد دارد) بیابید ایرانی باشیم (نه بازهم ببخشید) تلاش کنیم انسان بهتری باشیم.


  • طایفه و انتخابات

    مردم لرستان مقصر وضعیت کنونی شان هستند و اشکال کارشان هم در طایفه ای بودنشان است.اگر روزی خواستید رأی بیاورید باید در محلات مُرفه شهر از مشکلات و مسایل اساسی سخن بگویید اما اگر خواستید در محلات فقیر و محروم شهر رأی کسب کنید مخصوصا در مجالس زنانه که آراء بیشتری هم دارند، فقط کافی است در میان صحبتهایتان مدام از ائمه اطهار مایه بگذارید و نشان بدهید که چقدر از درد و رنج حضرت زهراء در سینه دارید، صحبتهای شما دائم باید با صلوات و اذکار و امثال آن قطع شود.دوستان عزیز این تجربه عملی یکی از سیاسیون لرستان است که پرده از یکی از مشکلات اساسی انتخابات لرستان بر میدارد، انتخابات لرستان مشکلات بیشمار خیلی بیشتری دارد،که یکی از آنها هم طایفه گرایی است.《شبه روشنفکرانی》که امر بر آنها مُشتبه شده و فکر میکنند آخر امر توسعه و مسائل مربوط به آن هستند! اینان با تمسک جستن به تک و توک حوادث تاریخی لرستان و مسائلی که نسبت به مناطق دیگر، در استان ما پررنگ تر بوده و هستند،دست به صدور حکم و فتوا برای توسعه درلرستان میزنند! مثلا مقاومت عشایر و خوانین در مقابل مُدرنیسم اقتدارگرایانه رضاخان و پایین بودن سطح فرهنگ عمومی در زندگی ایلیاتی را که اینک جامعه لرستانی به اندازه 70 سال با آن فاصله گرفته است را بهانه تفسیرها و فتواهای به ظاهرعالمانه خود قرار می دهند و می فرمایند:بعله! به لحاظ فرهنگی، لرستان ظرفیت توسعه را ندارد! اینان با این نگرش اشتباه و ظالمانه خود، بی جیره و مواجب، خدمت بزرگی به مدیریت ناکارآمد کرده اند و توجیه گر خرابکاریهای وحشتناک مدیریتی مسئولان شده اند. اینان نمیدانند یا بهتر است بگوئیم نمیخواهند بدانند که مردم لرستان هم مثل هرجایی دیگر لااقل به حکم جبر و الزامات زمانه و پیشرفتهای شگرف تکنولوژیکی و ارتباطات،متحول شده اند و پذیرای ابعاد مختلف توسعه گردیده اند.بگذار اینان هم در دنیای کوچک ذهنی خود بمانند و بر اساس آن ،همچنان افاضات عالمانه بفرمایند!کسانیکه جرات و شهامت پرداختن به مسائل و مشکلات مملکت را به دلیل ترس یا نفع ندارند و وضع موجود برای آنها مایه دارد! و لذا سعی میکنند، موانع و مشکلات توسعه لرستان را غیرمرتبط با مسائل کلان کشور و صرفاً درون زاد جلوه دهند!سالهای سال است این گروه که عمدتا در مطبوعات استان و دنیای مجازی فعال است، سعی در مرزبندی غیرقابل قبول محدوده لرستان از مشکلات کل کشور دارد و خود را مدافع سینه چاک این محدوده جغرافیایی می داند! اینان نیز با زبان بی زبانی میگویند: ما باید مشکلات استان خودمان را حل کنیم و مطبوعات و روزنامه نگاران مان تنها در مورد لرستان بگویند البته،طوری که به پَر قبای کسی هم برنخورد! به اینان هم باید گفت که بالاخره روزگار میگذرد و تاریخ قضاوت خود را در مورد کسانیکه نعل وارونه میزنند و به زعم خود ، رد گم میکنند،خواهد کرد! نباید اینگونه بحث کنیم که گویا مساله فقدان احزاب و ضعف نهادهای اجتماعی مدرن منحصر به لرستان است یا حتی در لرستان بیشتر از جاهای دیگر ایران است. اگر در اصفهان یا حتی تهران مثل لرستان طوایف پررنگ نیستند بجای آن اشکال و انواع دیگر ساختارهای خویشاوندی یا همسایگی و محله گرایی پر رنگ هستند دلیل نمیشود که فرایند انتخابات در این مناطق کشور از این جنبه بر انتخابات لرستان برتری داشته باشند و این تفاوت دلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتر در لرستان باشد.


  • اسیر در زنجیر دروغ

    حقایق تاریخی معمولاً با آنچه که پانها برای مردم ساده حکایت میکنند اختلاف بُنیادی دارند. حقیقت تاریخی را نمیشود با تعصب عوض کرد. فردی بنام مجتبی آزادبخت در مقاله ای نوشته : آیا آگامنون《فرعون مصر در زمان موسی》لَک بود؟ خود زندگی حضرت موسی در هاله ای از افسانه است و در هزاره دوم قبل از میلاد مسیح میزیسته و مصر هزاران کیلومتر با مسقط الراس (زادگاه) لکها فاصله دارد و اصلاً نژاد بومیان اصلی مصر《قبطی》است حالا چطور ایشان پُل زدند بین این همه فاصله زمانی و مکانی؟ یا در مطلب دیگری مُدعی شدند که پاکستان ۱۰ میلیون لَک دارد که در پنجاب و سند سکونت دارند! پس چرا در کتابهای گیتاشناسی و دایره المعارف به آن ۱۰ میلیون اشاره نشده؟ در اطلس جامع گیتاشناسی صفحه ۸۵ آمده نژاد پاکستان متشکل از پنجابی ، پشتو و سندی است و زبانشانم اردوست. امان از جهل مرکب با ادعای موکد.


  • آسیبهای طایفه گرایی بر انتخابات

    با ساختارمند شدن نظام حکومتی و رواج مؤلفه‌های زندگی مدرن و تأکید بر آموزه‌های اخلاقی و دینی و باورهای انسانی، امروزه دیگر جایی برای طایفه‌گرایی در مفهوم سنتی و قدیمی آن باقی نمانده است و تعصبات کور و منطقه‌گرایی بی‌دلیل غیر خردمندانه، جز آسیب بر پیکره اجتماع و برگرداندن ما به کنش‌های بی‌بنیان، سرانجامی نخواهد داشت.البته برای ریشه‌کن کردن این معضل، نیاز به خرد جمعی و اخذ تصمیمات جدی چه در سطح مدیریتی و چه در سطح اقشار جامعه داریم.سؤالی که اینجا مطرح می‌شود و خواص باید به آن جواب دهند، این است که: شروع‌کنندۀ مبارزه با طایفه‌گرایی مسئولان و مدیران باید باشند یا مردم؟نکتۀ قابل‌توجهی که باید سطوح مختلف جامعه در اینجا به آن توجه خاصی داشته باشند این است که: برگزیدن نماینده‌ای بر پایۀ طایفه‌گرایی برابر خواهد بود با اقدامات و تصمیمات آن نماینده بر پایۀ همین اصل.پس با نفی این عمل نابخردانه این پیام را به منتخب بعدی خود انتقال خواهیم داد که مخالف طایفه‌گرایی هستیم و شما نیز این‌چنین باشید و این‌چنین قدم بردارید.بعضاً عملکرد نمایندگان پیشین و مدیران سال‌های دور و نزدیک، گاه آن‌چنان یک‌سویه و بر پایه همین نگاهی قومی و طایفه‌گرایی و جناحی و فامیلی بوده که واکنش‌های دیگر طوایف را برانگیخته و خود باعث رواج بیشتر این معضل شده؛ اما نباید فراموش کرد که این وضعیت خود نتیجۀ انتخاب طایفه گرایانه ما مردم بوده است.ما مجبوریم اگر برای فرهنگ و گذشته خود ارزش قائلیم، دست یاری به همدیگر دهیم و کسانی را بپذیریم که در ابتدا مؤلفه‌های زندگی اجتماعی ما را باور دارند و آن‌ها را می‌شناسند و با مغز و استخوان حس کرده‌اند و سپس بر این پیمان وفادار و استوار بمانند و با جان و روح خود برای حفظ و گسترش فرهنگ ناب و خالص لری قدم بردارند.حال وظیفه مردم ابتدا سنجش نامزدها بر اساس توانایی‌ها و افکار و سوابق و برنامه‌ها و سپس ضمن مشارکت حداکثری؛ گزینش بر مبنای شعور و عقلانیت و بر پایه دوراندیشی و مصلحت سرزمینمان باشد، نه بر اساس طایفه‌گرایی و قوم‌پرستی.متأسفانه گاهی می‌بینیم که عده‌ای به نام انتخابات و در اصل برای منافع و مطامع شخصی و گروهی و یا بر اساس اشتباه و تحلیل نادرست و نداشتن بصیرت لازم به مسائل قومی و طایفه‌ای دامن می‌زنند. آقای کاندید و ملت شریف، مسئلۀ امروز ما تنها شغل، راه و نان و وام و آموزش و مسکن و ازدواج و ... نیست؛ مسئلۀ اصلی و برجستۀ ما حفظ اصالت و فرهنگ و داشته‌ها و دانسته‌های ماست که برای رسیدن به آن نیازمند افزایش آگاهی و دانش مردم، در نهایت دوری از طایفه‌گرایی در بستری عاقلانه و عادلانه (که مسئولان سیاسی اداری این دیار موظف به ایجاد آن هستند) خواهیم بود. آرش کاظمی/ یافته


  • رفتار انتخاباتی ما

    تنها راه برون رفت از انتخاب طایفه گرایی و کم اثر کردن آن ، تقویت نهادهای مدنی و پرو بال دادن به احزاب میباشد و تا این امر در سپهر سیاسی بالنده نشود درب همپچنان بر پاشنه طایفه خواهد چرخید و در ضمن فیلترهای نظارتی شدید که در امر انتخابات اعمال میشود فرصت و عرصه را از نیروهای توانمد و قوی گرفته و افراد ضعیف و فرصت طلب فضا و عرصه برای جولان آنها مهیا می باشد.


  • عبور و مرور ژنها

    ما فرزند خانواده خودمان نیستیم بلکه فرزند مردمان خودمان هستیم یعنی شما یک پدر و مادر دارید اما ۴ تا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارید و اگر یک درجه برویم عقبتر میشود ۸ تا و یک نسل برویم عقبتر میشود ۱۶ تا و اگر ۱۰ نسل برویم عقبتر میشود ۱۰۲۴ تا !!! یعنی ۱۰۲۴ نفر نقش بازی کردند در پیدایش شما ! حالا اگر ۲۰ نسل به عقب برگردیم تعداد اون آدمها میشه ۱ میلیون و ۵۰ هزار نفر و شما ۱۰۲۴ نفر یا ۱ میلیون را هرگز در یک خانواده یا طایفه پیدا نمیکنید و به خاطر اینکه از لحاظ ژنتیکی اینقدر به هم نزدیک هستیم یعنی هر چه به عقب برگردیم این ریشه نژادی رقیق تر میشود. همچنین والدین ما هم خودشان دو تا پدر و مادر دارند و این تصاعدی میرود بالا. در درون یک خانواده نمیتوانید با خودتان ازدواج کنید و مجبورید بروید با همسایه ، شهرک یا شهرهای مجاور دنبال همسر آینده بگردید. اینگونه ازدواج میکردند و غالبأ از محیط خانوادگی خارج میشدند. وقتی شما نیازمند ۱۰۲۴ نفر باشید آن تعداد در مردم متفاوت است و هر چه به عقب میروید نیازمند افراد بیشتری میشوید. لذا صحبت کردن از اصالت نژادی و تفخر به طایفه و ایل و قوم آنهم در کشوری مثل ایران که پل میان شرق و غرب بوده دور از عقل است. تنوع و کثرت در اقوام مختلف و همچنین تفاوت های ظاهری خود گوای این مدعاست. خودمان را محدود و محصور کردیم به نام اسامی طوایف و تمام انرژی مان را صرف بحثهای پوچ و منسوخ شده میشود و به فکر تنها چیزی که نیستیم توسعه و پیشرفت شهرهایمان است در واقع ما مردم لر به جای شهر محور بودن ، طایفه محور هستیم و خودمان را به جای شهر و صنعت با طایفه معرفی میکنیم لذا تفاخر به طوایف برای ما مهمتر از آبادانی شهر و موطن مان است به همین خاطر مشکلات اقتصادی _ اجتماعی در بلاد ما خودنمایی میکند در واقع ما پیش از آنکه یک لر باشیم یک وند هستیم!


  • سونامی ثبت ملی در زاگرس

    برساق ( borsagh ) نوعی نان مخصوص است که از آرد گندم ، شیر و زیره درست میشود و در تمام استانهای لرستان ، کرمانشاه ، همدان ، ایلام و کردستان عمومیت دارد. عربها به آن بقسمات و سنندجی ها آن را برساق ( به کسر ب ) میگویند. احتمالأ برساق از باسلق مراغه که آن هم نوعی نان شیرینی است گرفته شده است حالا چرا باید یک نوع شیرینی که در کل شهرها و استانهای غربی عمومیت دارد فقط به علت زیاده خواهی برخی به دروغ بنام برساق لکی معرفی و ثبت ملی شود؟ درحالیکه در همین کرمانشاه از قدیم الایام برساق درست میکردند! اساسأ این چه سونامی است که هر چه در زاگرس است باید بنام لکی ثبت ملی شود؟ مثلأ دستگاه دوخت گلونی در تبریز است حالا چطور برخی عشایر ادعای آنرا میکنند درحالیکه گلونی در بین تمام مردم حوزه زاگرس متداول است و هزاران عکس تاریخی گواه این مدعاست. اصلأ دولت باید در ثبت ملی بسیاری حدود را رعایت کند چون هدف از ثبت ملی حفظ یک اثر و نگهداشت آن است و مردم غرب کشور این را بد برداشت کردند و در یک سونامی که اخیرأ مد شده هر چیزی که مشترک است یا مربوط به قوم خاصی نیست را بدون هیچ سند قطعی ثبت ملی میکنند که خود عامل بسیاری تنشها و ناراحتی هاست.


  • سوریه چگونه درگیر جنگ قومی شد؟

    قبل از وقوع بهار عربی، کمتر کسی تصور میکرد سوریه که به واسطه امنیت بالا در میان کشورهای منطقه به یکی از《قطبهای گردشگری》تبدیل شده بود؛ روزی با این سرنوشت شوم دست و پنجه نرم کند. لحظه ای به این احتمال فکر کنید که این ایجاد نفرتهای قومی، زبانی، شهری و...که روز به روز ما را از یکدیگر دورتر و متنفرتر میکند؛ هدفمند باشد و پشت این تفرقه انگیزی های پیش پا افتاده اتاق فکری داخلی یا خارجی وجود داشته باشد. در متنی میخواندم که در سوریه و چند سال قبل از شروع ناآرامیها، خیلی نامرئی اما به صورت مداوم، به اختلافات قومی، مذهبی، شهری و حتی طایفه ای در این کشور دامن زده میشد. اخبار و شایعاتی پخش میشد که خیلی راحت باعث اختلاف مذاهب یا قومیتها یا حتی ساکنان شهرهای مختلف میشد. مثلاً یک روز شایع شد پزشکی کُرد تبار، مردم قبایل عَرب را مسموم کرده و یکبار شایع شد راننده ای از شهر حُمص پانزده مسافر اهل حَلب را به داخل دره فرستاده و خودش از اتوبوس بیرون پریده است و بسیاری از این اختلافات که به صورت هدفمند و با استفاده ابزاری از ناآگاهی برخی نیروهای داخلی به آن دامن زده میشد. وقتی جنگ داخلی به راه افتاد ناگهان همه این اختلافات و کینه ها و نفرتها سر باز زد و تسویه حسابها همسایه به همسایه، شهر به شهر، دین به دین، مذهب به مذهب و قوم به قوم شروع شد. اندکی تامل کنید؛ چقدر این آینده شبیه وضعیت کنونی ماست!!! این اقدامات تفرقه انگیز در نهایت موجب ایجاد فضایی ناایمن برای خانواده، جامعه و نسلهای بعدی ما خواهد شد.


  • جشنواره اقوام لرستان!!!

    مصطفی رباطی: با روی کار آمدن سرپرست جدید اداره ارشاداسلامی جشنواره اقوام لرستان بصورت زنجیری در شهرهای لرستان برگزار میشود و آنچه که از این نام برمی‌آید و احتمالاً مسئولان برگزاری این جشنواره هم در پی آن‌اند که این مفهوم را در ذهن مخاطبان و مردم نقاط مختلف لرستان جا بیندازند، که لرستان از نظر این آقایان از چند قوم مستقل تشکیل‌شده و هر قوم نیز آداب، سنن و رسوم خاص خودش را داراست!!! برای باز شدن موضوع ابتدا باید تعریفی از «قوم» ارائه شود؛ دانشمندان علوم اجتماعی و جامعه شناسی تعاریف مختلفی از قوم ارائه داده‌اند، اما تقریباً اکثر آن‌ها نظیر ماکس وبر، آنتونی دی اسمیت، کوپر، مک لین و...بر روی این تعریف از قوم و قومیت اشتراک نظر دارند که «گروه‌هایی که از لحاظ زبان، مذهب، رنگ، پوست و نژاد با گروه‌های دیگر جامعه تفاوت داشته باشند، گروه‌های قومی قلمداد می‌شوند.» با توجه به این تعریف می‌بایست گروه‌هایی را دارای یک قومیت خاص بدانیم که از نظر نژاد، زبان، مذهب، آداب و رسوم و سایر شاخصه‌ها متمایز از سایر گروه‌های جامعه باشند!!! حالا آیا در لرستان مردم از نظر نژادی، زبانی و مذهبی از هم دیگر متمایزند و تفاوت دارند؟ در جواب می‌توان گفت که مردم لرستان دارای مشترکات تاریخی، فرهنگی و مذهبی بوده و هزاران سال است که با اتحاد و همبستگی در بزنگاه‌های مختلف تاریخی در کنار هم بوده و هستند. تمام آداب‌ و رسوم این مردم اعم از سور و سوگ (دوات و پُرس)، موسیقی و...مثل هم است، به عنوان مثال در حوزه موسیقی و آواز از گذشته‌های دور تاکنون رسم بر این است که یک خواننده در لرستان برای گرم کردن صدای خود ابتدا یک بیت «علیسونه» می‌خواند و سپس آهنگ‌هایی نظیر «بزران» و «کشکله شیرازی» و...را اجرا می‌کند؛ به همین دلیل این موسیقی قابل خط‌کشی و جدایی نیست، آمیختگی و درهم تنیدگی مردم لرستان به‌قدری زیاد است که در سایر حوزه‌های اجتماعی نیز این خط‌کشی‌های مُغرضانه و جعلی جواب نمی‌دهد و عملی نیست! از نظر مذهبی که نیاز به گفتن نیست و همه مردم لرستان شیعه هستند؛ یکی از دوستان رسانه‌ای در بیان عشق لرها به خاندان پیامبر می‌گفت: «کل دنیا را بگردند یک لُر سُنی مذهب پیدا نمی‌شود، حال‌آنکه سید اهل تسنن زیادی در ایران و خارج از کشور وجود دارد.» ازنظر زبانی و دایره واژگانی نیز مردم لرستان اشتراکات زیادی دارند؛ البته برخی تنوع زبانی را با تفاوت زبانی به‌ عمد یا به سهو اشتباه می‌گیرند و از این حیث معتقد به تفاوت زبانی مردم لرستان هستند! برای رد این نظر مثالی ساده می‌زنم، گِردی صورت را در نظر بگیرید، همه شاخه‌های زبانی قوم لر به سر می‌گوییم «کَیلُه»، به دماغ می‌گوییم «پِت» به زبان می‌گوییم «زوو» به دهان می‌گوییم «دَم، گُپ» به دندان می‌گوییم «دِنو»، به چانه می‌گوییم «زِنج» و...از نظر نژادی هم مردم لرستان هیچ تفاوتی با هم ندارند، به این معنی که از ظاهر و قیافه افراد مشخص نمی‌شود که او مینجایی یا ثلاثی و یا لک است. بر پایه تعریفی که از «قوم» شد، به‌عنوان نمونه می‌توان «ترکمن‌ها» را یک قوم نامید چون این مردم از نظر زبان، آداب و رسوم و مذهب با سایر گروه‌های قومی در کشورمان متفاوت هستند! از همه مهم‌تر اینکه ترکمن‌ها از نظر قیافه و نژاد نیز ویژگی‌های خاص خود را دارند و فرد غیرترکمن به راحتی در میانشان قابل شناسایی است!حال آنکه مردم لرستان دارای این تفاوتها و تمایزها نیستند و نه‌ تنها از نظر شکل و قیافه و نژاد که از نظر آداب و رسوم و حتی مذهب نیز مثل هم هستند و عامل تنوع زبانی در استان که این روزها افراد قوم ساز دارند روی آن مانور می‌دهند اتفاقاً یکی از نقاط قوت قوم لر محسوب می‌شود و اما لباس مورد استفاده مردان در جشنواره اقوام لرستان معمولاً «شال وسِتِره»، لباس زنان «کُلنجه و کُت و گلونی»، بازی محلی «دال پلان یا دال پران»، غذاهای محلی هم «ترخینه یا کشکینه» و موسیقی هم بیشتر موسیقی‌های فولکلور و قدیمی است؛ به عبارتی آنچه که در این جشنواره به عنوان لباس، غذا، موسیقی و بازی محلی نشان داده می‌شود، میراث مشترک همه مردم لرستان است و مُختص به قبیله و ایل خاصی نیست!!! به همین دلیل نامیدن این جشنواره به‌عنوان «جشنواره اقوام» ظلمی آشکار به مردم لرستان و اقدامی زیان‌بار برای وحدت آحاد جامعه در این استان است. به دور از همه تعصب‌های قومی و قبیله‌ای اگر بخواهیم از نظر علمی و مستدل به موضوع نگاه کنیم و تعاریف دانشگاهی و آکادمیک را مبنا قرار دهیم، در لرستان اقوام نداریم! یک قوم داریم و آن‌هم هزاران سال است که «لُر» نامیده می‌شود. به‌عنوان یک لُریاتی به دست‌ اندرکاران《جشنواره اقوام در لرستان》پیشنهاد می‌شود نام جشنواره را به《جشنواره قوم لر》یا《جشنواره بومی_محلی لرستان》و یا هر نام دیگری تغییر دهند؛ دیگر این‌که گفته می‌شود قرار است پاییز امسال نخستین «جشنواره دانشجویی فرهنگی هنری اقوام ایران‌زمین» با همت جهاد دانشگاهی لرستان برگزار شود، در این خصوص نیز بهتر است گروه‌های هنری و فرهنگی لرستان تحت یک عنوان و در قالب یک گروه منسجم و هماهنگ به اجرای برنامه بپردازند! یادآور می‌شود《خط‌کشی جامعه》ممکن است در کوتاه‌مدت منافعی برای افراد «قوم ساز» که به دنبال رسیدن به مطامع سیاسی هستند، داشته باشد ولی این موضوع در درازمدت باعث ایجاد تنش‌های اجتماعی و تنازعات قومی می‌شود! تنش‌های قومی خطرناک‌ترین نوع کشمکش‌هاست و مردم دنیا به‌ویژه《کشورهای جهان‌سومی》خاطرات خوبی از این نوع تنش‌های قومی ندارند! یقیناً «قوم سازی» باعث تنش و تنازع قومی خواهد شد.


  • رفتار انتخاباتی مردم لرستان

    مصطفی رباطی: نمایندگانی که از دل سیستم و نظام حزبی به عنوان نماینده مجالس سنا، نمایندگان و شورا انتخاب می‌شوند، علاوه بر اشراف بر کارها و وظایف محوله، در حوزه بین‌الملل نیز دارای نظر و ایده هستند؛ کما این‌که برخی از این منتخبان در سازمان‌های ملی و فراملی، برای دنیا تصمیم‌گیری و تصمیم سازی می‌کنند. در کشور ما با وجود تعداد زیاد احزاب و تشکل‌های مجوز دار و دارای شناسنامه، اما وضع این‌گونه نیست و نظام حزبی ما کارکرد خوبی در این زمینه ندارد و احزاب به‌جای این که هدایت‌گر افکار عمومی برای انتخاب بهترین‌ها باشند، دنباله‌رو جامعه بوده و آن‌ها هستند که خود را با مردم هماهنگ می‌کنند؛ به همین دلیل معمولاً افرادی که از درون این نظام حزبی و انتخاباتی بیرون می‌آیند، عموماً گزینه‌های قوی و توانمندی نیستند. در استان لرستان وضع بدتر است؛ احزاب در این استان رسالت خود را به‌درستی انجام نمی‌دهند و کارکرد خاصی ندارند و احزاب و سیاسیون دنباله‌رو صِرف عوام هستند، به این شکل که دبیران و مسئولان احزاب به‌جای این‌که بگردند از بین نامزدهای مختلف و پرشمار، افراد باسواد، باتجربه و با برنامه را انتخاب و موردحمایت قرار دهند، منتظر می‌مانند تا ببینند که مردم کوچه و بازار بیشتر از کدام نامزدها دَم می‌زنند و به‌اصطلاح لری خودمان نام کدام شان «وَرِگال» یا روی زبان مردم است، تا آن‌ها هم امضای خود را پای پوستر تبلیغاتی نامزد موردنظر بیندازند و در حقیقت خود را به نماینده پیروز یا نماینده‌ای که ظن پیروزی او می‌رود، آویزان کنند.


  • نبود احزاب باعث انتخابات طایفه ای میشود!

    انتخابات طایفه ای که از چند دهه گذشته به‌ویژه در لرستان حاکم است عوارض متعددی به دنبال دارد؛ یکم؛ نماینده‌ای که به این شیوه انتخاب می‌شود با این دید که چون پایگاه اجتماعی و سبد رأی او بالا بوده، احزاب از او حمایت کرده‌اند، خود را ملزم به تبعیت از احزاب و تشکل‌ها نمی‌داند و در 4 سال دوره نمایندگی مجلس هر کاری را که بخواهد و صلاح بداند انجام می‌دهد. دوم؛ نماینده‌ای که به این روش انتخاب می‌شود، نمی‌تواند بهترین گزینه باشد، چون در یک فرآیند درون‌حزبی و چندمرحله‌ای انتخاب‌نشده و بدون آن‌که برنامه مدون و نقشه راه مشخصی را ارائه داده باشد، راهی بهارستان می‌شود. سوم؛ با توجه به پیشتازی دلالان سیاسی در این ساختار حزبیِ ناکارآمد و سنتی، خواه‌ناخواه نامزدهای باسواد و با برنامه از گردونه رقابت حذف و افراد درجه‌دو و سه عهده‌دار کرسی نمایندگی مجلس می‌شوند. چهارم؛ در نبود نظام حزبی پویا و نخبه‌گرا، این دلالان و فرصت‌طلبان و طوایف هستند که تعیین خواهند کرد چه کسانی به‌عنوان نمایندگان لرستان در مجلس یازدهم سوگند یاد کنند و هم چون 4 دهه گذشته، نخبگان و افراد دارای ایده و فکر به حاشیه رانده خواهند شد!!! بدیهی است که کاهش یا رفع معضلات مزبور نیازمند برنامه‌ریزی مناسب و نیز فرهنگ‌سازی رسانه‌های جمعی و اصحاب رسانه، نخبگان و گروه‌های پیشرو و مرجع استان در بلندمدت می‌باشد، اما در کوتاه‌مدت با توجه به این‌که تا موعد برگزاری انتخابات مجلس در اسفند 98، زمان زیادی باقی نمانده، احزاب و تشکل‌های سیاسی استان می‌بایست تمام تلاش خود را به کار بگیرند تا در یک‌روند چندمرحله‌ای، قوی‌ترین و مناسب‌ترین افراد برگزیده شوند.در مرحله نخست، دبیران و اعضای شوراهای مرکزی و هیئت مؤسس احزاب به‌موازات هم دیگر با دعوت از نامزدهای همسو و بررسی سوابق کاری، تحصیلی و مطالعه برنامه‌های آن‌ها، افراد برتر را معرفی کرده و با فراخوان اعضای خود، در یک انتخابات درون‌حزبی، به تعداد کرسی‌هایی که هر شهرستان در مجلس دارد، نامزدهای واجد شرایط را برگزینند. در مرحله دوم با مشخص شدن نمایندگان هر حزب در مرکز استان و سایر شهرستان‌ها، انتخابات درون جناحی برگزار شود، بدین‌صورت که هرکدام از احزاب و تشکل‌ها، نامزد یا نامزدهای خود را برای انتخاب به‌عنوان نماینده جناح و طیف خود معرفی کنند؛ افراد منتخب در این مرحله نماینده تمام جریان همسو اعم از اصلاح‌طلب یا اصولگرا خواهند بود و باید موردحمایت تمام احزاب و تشکل‌های همان جریان سیاسی قرار گیرند. درعین‌حال باید از نامزدهایی که در این روند انتخاب‌نشده‌اند تضمین گرفته شود که به نفع نامزدهای منتخب کنار بروند؛ اگر کناره‌گیری نکردند، هیچ حزب و گروهی از آن‌ها حمایت نکند.با خارج شدن تعداد زیادی از نامزدها در خلال مبارزات درون‌حزبی، هزینه‌های تبلیغاتی و تعداد ستادهای انتخاباتی و...درنهایت تنش‌ها و درگیری‌های انتخاباتی نیز کم‌تر خواهد شد.دیگر این‌که در این روش که قابل‌تعمیم به انتخابات شوراهای اسلامی شهر نیز می‌باشد، نقش آراء طایفه‌ای و احساسی در انتخابات پیش رو کم‌رنگ‌تر گشته و گزینش افراد اصلح و کارآمد برای مردم راحت‌تر خواهد شد. مصطفی رباطی سایت یافته


  • طایفه فرهنگیان

    یک ضرب المثل انگليسی می گوید: اشتباه پزشك زير خاك دفن مي شود؛ اشتباه مهندس روي خاك سقوط مي كند؛ و اشتباه معلم روي خاك راه مي رود...ولی با کمال تاسف در استان لرستان اشتباه معلمان نه تنها بر روی زمین راه می رود بلکه به مجلس هم راه پیدا می کند. آمار بالای معلمین راه یافته به مجلس از حوزه های انتخاباتی لرستان و عملکر ضعیف آن ها به دلیل فقدان توان اجرایی اثباتی بر این مدعاست.به واقع، چند صباحی است در استان لرستان بخشی از فرهنگیان با خروج از جایگاه ارزشمند معلمی روی به فعالیت های گسترده سیاسی آورده و با تغییر غیر حرفه ای مسیر انتخابات به نفع یکی از همکاران خود به یکی از موانع اصلی توسعه سیاسی استان تبدیل شده اند. فتح الله حسنوند، قدرت الله ایمانی، ملکشاهی راد و چندین و چند نماینده دیگری که از بین معلمان به بهارستان راه یافته اند بیانگر شکل گیری طایفه ای جدید به نام فرهنگیان است که آن ها نیز جز به طایفه خود رای نمی دهند. در این دوره از انتخابات نیز با موج ثبت نام معلمین برای کسب کرسی های مجلس در استان مواجه شدیم؛ گویا سیاسی بازی به هدف اول نهاد آموزش و پرورش تبدیل شده است. قرار گرفتن سه معلم (دکتر صید محمدخان بیرانوند، محمدرضا ملکشاهی راد و اعظم محمدی نیا) در رتبه های اول تا سوم رقابت انتخاباتی شهرستان خرم آباد زنگ خطری جدی برای آینده این نهاد ماهیتا غیر سیاسی است. اگر دلتان برای خاطرات مدرسه تنگ شده کافیست تنور انتخابات که داغ می شود در ستادهای انتخاباتی کاندیداهایی که احتمال پیروزی شان بالاتر از باقی است قدمی بزنید تا چهره های نوستالوژیک معلم های خود از کلاس اول تا کنکور را ببینید. این پدیده ی نادر در ایام رقابت انتخاباتی هر یک از حوزه های انتخابیه استان لرستان را به یک مدرسه سیاسی تمام عیار تبدیل می کند. این دخالت های نابجا که همواره مورد انتقاد شدید نیروهای سیاسی و صاحبان اندیشه بوده در حالی است که به گفته رییس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش در سالی که گذشت میانگین نمرات امتحانات نهایی دانش آموزان سال آخر دبیرستان با یک افت چشمگیر به پایین ترین سطح خود یعنی معدل 12 رسیده است. همچنین در برخی از مناطق کشور این میانگین حتی به معدل 7 نیز تنزل پیدا کرده است.


  • توریست سیاسی و کاسب اقتصادی

    مجتبی پسند: افرادی نیز هستند که نتایج و سرنوشت انتخابات چندان برایشان مهم نیست و تنها به دنبال فرصتی مناسب هستند تا از فرصت به‌دست‌آمده بهره شخصی کافی و وافی را ببرند.چند ماه مانده به انتخابات اتفاقات جالبی در منطقه رخ می‌دهد و چهره‌های جدیدی در شهرهاى لرستان رؤیت می‌شود. در این مدت افرادی به میدان وارد می‌شوند که بدون اینکه کوچک‌ترین قدم را برای توسعه و پیشرفت لرستان برداشته، در کلان‌شهرها مشغول ثروت‌اندوزی بودند و فقط مواقع انتخابات در حوزه انتخابیه سروکله اشان پیدا می‌شود و به رایزنی با قوم و فامیل و دوست برای رأی دادن به فلان شخص می‌پردازند یا با ارسال پیامک به شهروندان، تمنا دارند به فلان كانديد رأی بدهند. افرادی که در تمام طول عمر خود کوچک‌ترین خدمت و اقدامی مؤثر برای منطقه انجام نداده‌اند اما با فرارسیدن انتخابات به دایه مهربان‌تر از مادر تبدیل‌شده و سنگ توسعه لرستان را به سینه می‌زنند و با اشعاری همچون احساس مسئولیت کاسه داغ‌تر از آش شده و در راستای اهداف و منافع شخصی و كاسبى سياسى خود گام بر می‌دارند.با این هم جوان لایق، نخبه و تحصیل‌کرده هم استانى آیا وقت آن نرسیده است دست توریست‌های سیاسی و كاسبان اقتصادی را از سپهر سیاسی لرستان برای همیشه قطع کنیم؟


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • فقر احتضار فضیلت نیست!

    آیا وعده‌های فردی را که نیازهای مادی و حق انتخاب ما را وجه المعامله پیروزی انتخاباتی خود کرده باید باور کنیم؟ داوطلبی که می‌خواهد از بغل فقر و مسکنت مردم صاحب مکنت و دولت شود و برای رسیدن به هدف خود، آمال و آرزوهای یک شهر را وسیله قرار دهد، قطعاً لیاقت وکالت مردم آگاه، بعضاً مستمند اما شریف قوم《لر》را ندارد. چنین فردی اگر خدای‌ ناکرده راهی مجلس شود حتی پشت سرش را نگاه نخواهد کرد. کسیکه برای خرید رأی متحمل هزینه شده، در گام اول بیش از هر چیز در فکر جبران خسران است. نمایندگی در تعریف چنین فردی نه وکالت مردم و دفاع از حقوق ایشان که یک شغل محسوب می‌شود. شغلی که حقوقی دارد و صد البته مزایایی مترتب بر《حقوق》.سودای وی نه صدای مطالبات مردم، بلکه انتفاع شخصی است. آنکه از شکم‌های《خالی》برای《پر》کردن صندوق‌های رأی (بخوانید زر) سو استفاده می‌کند و "حق انتخاب" مردم را با پول معامله می‌کند هنوز و هیچ‌وقت به درک مردم‌سالاری نائل نیامده و تالی آن حقی برای مردم قائل نیست! شعار انتخاباتی این افراد این است: هر کسی قیمتی دارد!!! مطابق همین شعار خود او هم در بیزنس سیاست قیمتی دارد! (بیخود نیست که گاه و بی گاه می‌بینیم و می‌شنویم امتیازات مسلم حوزه انتخاباتی ما دو دستی به شهر دیگری داده شده و یا به قصد قربت به دولت مرکزی ارجاع و عودت داده می‌شود!) دوستان، شناسنامه ما برگه هویت ماست. هویت شخصی و حق انتخاب خود را به دلال و واسطه، در ازای هیچ، نسپاریم.《فقر احتضار فضیلت نیست》.آرش کاظمی/یافته


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی / نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • وندالیسم《تخریبگر اجتماع》

    نوشتن یادگاری، دل نوشته، فحش و ناسزا و...روی آثار تاریخی_باستانی و اموال عمومی (صندلی اتوبوس، دیواره‌ها، پل‌های عابر، کف‌پوش خیابان‌ها و...) یک حرکت عجیب و ناراحت‌کننده که این روزها در صفحات مجازی با نام پدیده‌ی وَندالیسم (vandalism) می‌شناسیم. یادگار نویسی بر میرملاس《سنگ‌نگاره‌هایی با قدمت بیش از 12هزار سال در لرستان》که توسط افراد وندال صورت گرفت! وندالیسم یک واژه‌ی فرانسوی و به معنای《تخریب میراث و اموال عمومی》است. یک ناهنجاری اجتماعی که در زمره‌ی انحرافات و بزهکاری‌های جوامع جدید دسته‌بندی می‌شود. جامعه شناسان معتقدند وندالیسم یک نوع《واکنش خصمانه و کینه‌ توزانه》به برخی از فشارها، تحمیل‌ها، ناملایمات، اجحاف‌ها، شکست‌ها و...است که در آن فرد، مُبتلا به روحیه‌ی بیمارگونه می‌شود و تمایل به تخریب آگاهانه، ارادی و خودخواسته‌ی اموال و متعلقات عمومی دارد! شدت بروز این پدیده از ضعیف (دیوارنویسی، رنگ‌پاشی رو تابلوها، پنچر کردن خودروها، خط انداختن روی بدنه‌ی خودروهای پارک شده، یادگاری نوشتن روی تنه‌ی درختان و دیواره‌های شهر، چاپ تبلیغات روی کف‌پوش خیابان‌ها) تا شدید (شکستن شیشه‌ی مغازه‌ها تا غارت اموالشان در هرج‌ومرج‌ها) بسته به《میزان اختلال فرد》است و هیچ محدودیت زمانی و مکانی ندارد! تخریب‌گرها به طبقه یا منطقه‌ی خاصی از اجتماع و شهر تعلق ندارند و در محدوده‌ی مشخصی فعالیت ندارند هر چند مواردی چون: وجود خرده‌فرهنگ‌ها و《مهاجرنشینی》در یک محدوده‌ی مشخص از شهر، می‌تواند از عوامل مؤثر در بروز این پدیده باشد! طبق بررسی‌های علمی و پژوهشی یکی از علت‌های وندالیسم《تضاد طبقاتی》است! افزایش چشمگیر فاصله میان طبقات اجتماعی و مفاهیمی نظیر: تقسیم شهر به بالا و پائین و وجود حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ در بهره‌مندی‌های شهروندی و تسهیلات رفاهی تفاوت ایجاد می‌کند که خود منبعی برای تولید رفتارهای خصمانه و عصیانگری‌های طبقاتی است. یکی دیگر از علت‌های بروز این پدیده نظام تربیتی است که ریشه در اعتقادات دینی، اخلاقی، تاریخی و قانونی جامعه دارد. هرگونه ضعف دراین نظام یک نارسایی بزرگ تلقی می‌شود. بی‌ارزش دانستن میراث فرهنگی و تاریخی، اموال و منافع عمومی به ضعف آموزش مهارت‌های اجتماعی بر می‌گردد که ریشه در《فقر و ضعف اطلاع‌رسانی》و آموزش درباره‌ی تاریخ و فرهنگ محیط دارد. گاهی هیجانات روحی از عوامل روحیه‌ی تخریب‌گر است زمانیکه فضای اجتماعی و شرایط عمومی به فرد اجازه‌ی ابراز وجود ندهد، فرد《دچار عقده‌ی متراکم》شده و همین امر او را به سمت صدمه به اموال و آثار باستانی به‌منظور ابراز خود، سوق می‌دهد! در واقع انرژی کتمان شده از جانب جامعه به شکل تخریب‌گر رها می‌شود! ناگفته نماند《ضعف در اعمال مجازات قانونی》خود از عوامل وقوع این پدیده در جامعه است چراکه طبق قانون اساسی مرتکب جرم به《۶ ماه الی ۳ سال حبس》محکوم است اما متأسفانه سخت‌گیری چندانی در اجرای آن وجود ندارد!این روزها در سطح شهر این پدیده باعث آزار چشم و《ایجاد اختلال در زیباسازی شهر》شده، شاید علت آن این است که افراد خاطی وسایل عمومی را جزء اموال خود نمی‌دانند و پیوندی با آن حس نمی‌کنند، در واقع پیوستگی میان هویتشان با اجتماع نمی‌بینند! شاید چاره‌سازترین راهکار این باشد که میان افراد اجتماع و جامعه پیوند برقرار کنیم، یعنی فرد احساس کند در این جامعه جایگاه دارد، شاید اگر محیطی مرتب داشته باشیم احتمال وندالیسم در آن محیط کاهش یابد اما《محیط نامرتب و بی‌نظم》خود باعث افزایش بروز این پدیده می‌شود! از وظایف اولیه‌ی نهادهای فرهنگی و وسایل ارتباط‌جمعی افزایش آگاهی عمومی در این زمینه است که البته نقش خانواده و مدرسه در آموزش و فرهنگ‌سازی را نمی‌توان نادیده گرفت.ایرن خزایی


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • وجه تسمیه چارمحال بختیاری

    کلمه جدیدالتاسیس چارمحال را اصفهانیها زمان پهلوی ابداع کردند تا بین لُرها اختلاف بیندازند! ما معتقدیم که چارمحالیها شاید بختیاری نباشند ولی اصالتا لُر میباشند! از آنها درخواست داریم همراه با بختیاریها و قشقایی ساکن سامان و بروجن منافع کلی استان و محیط زیست را در نظر بگیرند! منطقه ای که هم اکنون با نام استان چهارمحال بختیاری شناخته میشود در واقع قسمتی از لرستان بزرگ بوده که شامل استانهای همدان/ لرستان/ کهگلویه و بویراحمد/ و منطقه بختیاری (خوزستان و بخشهایی از اصفهان و مرکزی) بوده است! و این منطقه بزرگ تا عهد صفویان به عنوان《لُرستان بزرگ》شناخته میشده است و اولین بار در تاریخ در زمان پهلوی واژه چهارمحال به کار رفته است! در زمان قاجاریه و پهلوی که مرکز حکومت در اصفهان قرار داشت به دلیل نزدیکی اصفهان به منطقه بختیاری و وجود چراگاهها و آب و هوای متنوع و نعمات فراوان خدادادی و رقابت سیاسی، توجه حاکمان را به خود جلب کرد و در پی این، تغییراتی در اداره منطقه ایجاد شد بطوریکه آمدند و نواحی لار، کیار، میزدج و گندمان را از لُرستان بزرگ جدا کردند و به محالات اصفهان اضافه کردند و به عنوان چهارمحال نامگذاری کردند و به چهارمحال دیگر اصفهان یعنی سمیرم، جرقویه، اردستان و قهپایه افزودند!!! بطوریکه محمد مهدی بن محمدرضا اصفهانی در اثر خود《محالات اصفهان را هشت محال》معرفی میکند و میگوید: اما هشت محال چهار از آن متصل به یکدیگر است که اول لار و دوم کیار و سوم گندمان چهارم میزدج باشد و رار را بعضی《لار》هم گویند اینها را چهارمحال گویند و الحال این نام برای آنجا مجموعاً علم شده است و چهارمحال دیگر از هم جدا و بدبن ترتیب است اول سمیرم دوم جرقویه سوم اردستان چهارم قهپایه! مولف تذکره الملوک در زمان صفویه نیز چنین میگوید: اصفهان با توابع خود محال مخصوصی را تشکیل میداد و دستگاه اداری خاص خود داشت از فهرست اماکنی که صدر خاصه نمایندگی از طرف خود بدانجا مامور میکرد و به وجود و بستگی و ارتباط محال پی میبریم! در زمان قاجار کماکان اسم چهارمحال بر این منطقه از بختیاری ماند و هرجا نامی از چهارمحال برده میشد میگفتند《چهارمحال بختیاری》که تفاوتی باشد با دیگر چهارمحالها در کشور مخصوصا چهارمحال اصفهان! از زمان قاجار تا سال 1332 در سیستم اداری کشور به این منطقه میگفتند《بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل بختیاری و چهارمحال》و یا《فرمانداری کل اصفهان و بختیاری》تا اینکه در سال 1332 کلمه چهارمحال به ابتدای کلمه بختیاری آمد و بعنوان چهارمحال بختیاری نامیده شد ولی متاسفانه تفرقه افکنان با اضافه کردن یک واو بین چهارمحال و بختیاری اقدام به جدایی بین این دو کردند!!! جغرافیای اتابکان لُر بزرگ تا چهارفرسخی اصفهان بوده قدیمی ترین اثر دهکرد《شهرکرد》مسجد اتابکان لُر هست که در مرکز شهر قرار دارد در《سفرنامه ابن بطوطه》نام آخرین نقطه مرز اتابکان لُر را قریه الرخ ذکر کرده‌اند! حکومت الیماییان هم که اجداد لُرهاست تا نزدیکی اصفهان بوده بدون شک تمام مردم این منطقه از نژاد لُر هستند و گویش این نواحی حاوی کلمات قدیمی لُری است. زمان رضاخان با تبعید ایلات موگویی و ذلقی بختیاری، عشایر قشقایی را در سامان و بخشی از بروجن جای دادند تا لُرهای بختیاری را تضعیف کنند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • نان لُرستان را میخورند اما از بیگانه حمایت میکنند!

    بنظرم حرام زاده کسی است که در شهری بدنیا بیاید، در آنجا بزرگ شود، نان آن سرزمین را بخورد، حرف زدن از آنها بیاموزد، آداب معاشرت یاد بگیرد، مال و ثروت بدست بیاورد ولی در پایان مردم را اذیت کند! خانه شان را بزند! جزیه بگیرد! مالیات بگیرد! محدودیت بگذارد! سر سفره آنها بزرگ شود و نان آنها را بدزدد! براستی که بسیاری وجودشان از لُرستان است بسیاری ثروتشان را از لُرستان بدست میآورند بسیاری پیشرفتشان مدیون لُرستان است اما بدترین حرفها را علیه لُرستان میزنند و میگویند لُرستان بو میدهد! دست بکشید از این مطالبی که بین قوم، قبیله، همسایه، فامیل و خانواده اختلاف می اندازد و برهم زننده صمیمیت و انسانیت است ننگین تر ازاین افراد وجود ندارد که با حرف یا جمله ای فاصله بین همنوعان ایجاد میکنند! بدبختیها کم نیست که خودمان بجان هم افتادیم! عبور کنیم از باور و اندیشه ای که زندانساز است! بگذریم از اینکه کی خوب و کی بد بود؟ نام شخص و قوم خاصی را نشان نکنیم برای ابراز نفرت و تنفر!


  • خوانین خالی الذهن

    از سلجوقیان تا قاجار خاستگاه حکومتها ایلی، قوم مدار و خان سالار بوده ولی با وقوع انقلاب مشروطیت و اصول و اهدافی که در میان اِلیت جامعه《قشر روشنفکر》پدید آمده بود برقراری امنیت، تقویت دولت مرکزی، ایجاد ارتش و مدرنیزه کردن ایران بعنوان اقدامات لازم الاجرا مطرح میشد و رضاخان برآمده از همان مطالبات است! اما درگیری خوانین لُرستان با دولت مرکزی هیچ هدف و برنامه روشنی نداشت! اسماعیل آقا سمیتقو بدنبال اندیشه《کردستان بزرگ》بود (ایران و جنگ جهانی اول، ص۱۴۷).شیخ محمدخیابانی روزنامه تجدد را چاپ میکرد و با تغییر نام آذربایجان به آزادیستان بدنبال استقرار رژیم بولشویکی در آذربایجان بود (ایران در دوره سلطنت قاجار، ص۵۸۵).اما تمرد خوانین لُرستان به منظور رفاه اقتصادی و خوشبختی مردم نبود! بلکه بخاطر《خودمختاری طایفه‌ای》و استمرار سلطه شان بر رعیت نگون بخت بود و علاقه‌مند بودند حکومت مثل سابق ملوک طوایفی باقی بماند! دکترداریوش رحمانیان درکتاب《ایران بین دو کودتا》صفحه ۱۲۹ مینویسد: لُرستان در آستانه ظهور رضاخان به واسطه یاغیگری و شرارت طایفه بیرانوند به سرکردگی شیخ علی خان در آشوب و هرج و مرج بود و راه مواصلاتی خوزستان به لُرستان ناامن و تقریباً بسته شده بود و این امر به لحاظ سیاسی_اقتصادی مشکلات فراوانی برای دولت مرکزی ایجاد کرده بود! وجود طوایف و عشایر با سیاست تمرکزگرایی و یکپارچه سازی ملی جور در نمی آمد و با برنامه های تجددگرایانه در تضاد بود! خوانین با توسعه خرافات و با《ابزار زور》جلوی رشد و آگاهی عشایر را سد میکردند و مانع از احداث راه آهن و جاده میشدند چون راههای ارتباطی و خطوط مخابراتی در آگاهی مردم اثر داشت ولی خوانین واپسگرا نمیخواستند مردم آگاه، قدرت آنها را در معرض خطر قرار دهند و عشایر را ملعبه دست خود قرار دادند! جنگ عشایر لُرستان آگاهانه و سازمان یافته و با اهداف خاص نبود بلکه بیشتر حول مسایل ملکی و گسترش قلمرو ایلی بود! ما در منظومه فکری خوانین هیچگونه جهان بینی انقلابی و آزادی بخشی نمی بینیم و اساساً فاقد هرگونه تشکیلات سیاسی بودند! روشنفکران همراه رضاخان بر ملوک الطوایفی مُهر پایان زدند و اندیشه‌های ملیگرایانه را جانشین تفکرات منسوخ شده قوم مدارانه و طایفه‌ای کردند! با اصلاحات ارضی سال ۴۱ قدرت و درآمد خوانین پوشالی تقسیم شد و طایفه تا حد کوچکترین واحد《خانواده》تقلیل پیدا کرد و در انقلاب ۵۷ توده ایلی (مستضعف) رو در روی خان (مستکبر) قرار گرفت! جای گزش خان هنوز بر بدن زجر کشیده عشایر محروم است لذا خواهش من اینست برخلاف خوانین شما جوانان آینده نگر و مطالبه گر حقوق اقتصادی باشید وگرنه با کهنه پرستی یک ما دو نمیشود! خانها نه دلاور بوده‌اند و نه ظلم ستیز!!! چون بجز قتل و کشتار و غارت اموال مردم فقیر در هنگام ضعف دولت مرکزی کاری نکرده اند طرفدار شاهان قاجار و تثبیت رژیم سلطنتی بوده‌اند


  • درک منافع جمعی

    انسان موجودی اجتماعی است و گروهی زندگی میکند پس در این《محیط گروهی》منافع وی تعریف میشود. اینگونه بود که جوامع شکل گرفت. بعدها این جوامع بدلیل نزدیکی افراد و آمیزش میان گروهی که اصلیترین خصوصیت انسان و هر موجودی بجز پروکاریوت هاست ژنهایی رد و بدل شد. این امر باعث شد تا قومیتها، اتنیکها و ملیتها با خلق و خوی متفاوت و منحصر بفرد بوجود آید. این تیکه ها پازل تمدن بشر را میسازند. پس نخستین چیزی که باعث شد نسل بشر از عصر یخبندان و جنگها و قحطیها و بیماریها نجات پیدا کند چیزی جز《منافع جمعی و گروهی》نبود و نیست. هرگاه در تاریخ بشر، داخل قومی، منافع شخصی به جمعی ارجحیت یافت عملاً آن قوم و تمدن به فنا خواهد رفت! منافع شخصی فسادآور و نامشروع است و باعث زوال یک تمدن و یا توده میشود! اتنیکی که اکنون ما بنام لُر میشناسیم هم جدای از دیگر اتتیکها و تمدنها نیست شاید افرادی خارج از جامعه اولیه لُر به این جامعه وارد شدند ولی در طول زمان هویتی بنام لُر را پذیرفته‌اند و با ازدواج و تبادل ژنها تقریباً خلق و خوی لُری بخود گرفته‌اند. تنها دلیلی که این هویت همچنان پا برجاست اشتراک منافع است! چه بسیار توده بدلیل تضاد منافع از هم گسیخته اند و هرکسی به طرفی رفته است! اشتراک منافع جمع ها را بوجود میآورد اگر فرهنگی منطقه ای و...باشد بدلیل ازدواجها و درآمیختگی《یکانگی تباری، زبانی و فرهنگی》را نیز شامل میشود. چیزی که مهم است اشتراک منافع لُرها در مورد محیط زیست، منابع طبیعی و فرهنگ ایشان و خلاصه آزادی و حق حیات آنان است که اکنون با ندانم کاری عده ای بخطر افتاده است! متاسفانه بسیاری از لُرها با درک پایین خود هنوز نمیدانند آب در چه کرتی میباشند! متاسفانه کمبود مطالعه و نبود رسانه و تریبون سبب شده که عده ای ماکیاولیست با وعده های دورغین و در ظاهر تنها جز هارت و پورت و زد و بند هیچکاری و قدمی از ایشان مشاهده نمیشود. ضعفهای بسیاری بر فعالیتهای لرگرایی هم گرفته میشود. برخی تنها از فعالیت لرگرایی زنده باد لُر را یاد گرفته اند. پایش که افتاد آنرا نیز زیر پا میگذارند. آکیرو کوروساوا کارگردان ژاپنی فیلمی بنام《هفت سامورایی》با بازی توشیزو میفونه دارد که داستان دهقانان یک روستا برای دفع راهزنان، به دنبال سامورایی میگردند که در شهر تنها یک سامورایی به آنها پاسخ مثبت میدهد و 6 سامورایی دیگر به وی پیوسته و به کمک دهقانان، راهزنان را دفع میکنند. مزد ساموراییها در این جنگ که چهار نفرشان جان خود را از دست میدهند تنها سه وعده غذاست!!!


  • قبیله گرایی در انتخابات کوهدشت

    طایفه گرایی در انتخابات کوهدشت: صالح سوری: گرچه تاکنون چیزی درباره انتخابات کوهدشت ننوشته ام، اما خواندن برخی پیامها دراین فضای بی در و پیکر مجازی《هرچند اکنون دیگر واقعیتر از فضای واقعی است》طاقت ننوشتن و سکوت را از آدمی میگیرد و مجبور میشوی بگویی آنچه که لازم است. مدتی پیش نامه ای خطاب به یکی از نامزدهای حوزه انتخابیه کوهدشت و رومشگان منتشر شده بود که از او پرسیده بودند شما کجایی هستید؟ هرکسی متوجه میشد که چه نیتی پشت این سوال است و نویسنده کجا را نشانه رفته است! امروز نیز در بیانیه ای، ضمن مهاجر خواندن نامزدی دیگر، از او پرسیده بودند که چرا در دیار خودت نامزد نمیشوی؟ پیشاپیش لازم است خوانندگان گرامی این نوشته را حمل بر حمایت از آن اشخاص ندانند. دوستانیکه بنده را میشناسند و با دیدگاهها و مواضع فکری_سیاسی حقیر آشنایی دارند، میدانند که در هیچ دوره ای با جریان سیاسی این نامزدهای محترم همراهی و همکاری نکرده ام ولی وقتی پیامهای جوانان کوهدشت و رومشگان را میبینم و میخوانم و میشنوم، چو بید بر سر ایمان نداشته خویش میلرزم و چشم امید را بر توسعه این خاک هرچند در آینده ای دراز میبندم! یادمان باشد که چنین پیامهایی از طرف کسانی منتشر شده که《مدعی اصلاح‌طلبی》هستند و با پرچم اصلاح بر آتش《طایفه‌گرایی》میدمند و هیزمی بر اجاق《قبیله گرایی》مینهند. این قبیل پرسشها از مخالفان فکری، نه خدمتی به اصلاح‌طلبی میکند و نه خردک شرر آنرا بر میفروزد. بلکه پیکر زخم خورده و نیمه جان آنرا آغشته به ننگ《ارزشهای جوامع بَدوی》مینماید! و نکته تاسف انگیزتر اینکه از بزرگان قوم در سرزنش چنین پیامهایی نهیبی برنخاست و لبی به تاسف گزیده نشد که ایهاالناس با چنین بیانیه های اندیشه سوزی به کجا میرویم و به چه میرسیم؟ کوتاه سخن آنکه، لازم است باور داشته باشیم هر که در جغرافیای کنونی ترهان (کوهدشت و رومشگان) زندگی میکند و یا خود را ترهانی_فارغ از تبار و خون_ میداند، ترهانی است و بر بزرگان قوم و اندیشه ورزان آن خاک بایسته است که چنین《دیدگاههای خانمان سوزی》را که جز بذر نفرت نمیکارد و میوه ای جز دشمنی و پسرفت ندارد، به باد انتقاد بگیرند و در روش و منش اصلاح‌طلبی را پیشه کنند!


  • فرهنگ《مطالبه گری》و نمایندگان مجلس!

    فقدان《فرهنگ مطالبه‌گری》یکی از حلقه‌های مفقوده‌ی توسعه لُرستان است که می‌بایست همگان درپی تقویت آن باشیم و خود در راستای سرکوب آن گام برنداریم! این معضل همواره سبب شده لُرستان به《بهشت مسئولان ضعیف》و《مأمن نمایندگان بی‌اثر》تبدیل گردد! در رابطه با نمایندگان مجلس باید توجه داشت که نوع ارتباط میان پارلمان و دولت در ایران ایجاب می‌کند که وکلای مردم با بالا بردن قدرت ارتباطی خود و نشان دادن توان علمی و تحلیلی، بر دیگر نمایندگان و اعضاء هیات دولت تأثیرگذار باشند. چنین شیوه‌ای سبب شده است که همیشه میان مجلس و دولت شاهد《پدیده‌ لابی‌گری》باشیم و این بده بستان‌ها در بسیاری از مواقع سبب می‌شود که هر دو قطب از انجام وظایف قانونی خود دور شوند. ثمره چنین فضایی این است که ثروت ملی در ایران به صورت عادلانه بین شهرها و استان‌های کشور تقسیم نمی‌شود! و اگر چنین نبود شاهد شکاف عمیق میان مناطق توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته‌ی کشور نبودیم! به همین دلیل این متنفذان و صاحبان قدرت سیاسی استان‌ها و مناطق کشور هستند که درپی تأمین منافع عمومی مردم مناطق خود، از نفوذ و قدرت خویش در کانون‌های تصمیم‌گیری کشور بهره می‌برند تا سهم بیشتری از ثروت ملی را نصیب شهر و استان خود نمایند. در این میان مردم لُرستان و مشخصاً شهر خرم‌آباد که از مهره‌های تاثیرگذار در قوه‌ی مجریه و در بین دولتمردان بی‌بهره هستند، تمام امید خویش را به بازیگری نمایندگان مجلس و تاثیرگذاری آنان در《جذب سهم بیشتر از ثروت ملی》بسته‌اند تا شاید شکاف عمیق ایجاد شده بین لُرستان و استان‌های برخوردار عمیق‌تر نگردد و ریشه‌های فقر و فلاکت در این دیار بخشکد! امروز که یک دوره دیگر از مجلس رو به پایان است مردم لُرستان و شهر خرم‌آباد حق دارند پاسخ سؤالات خود را از نمایندگان مجلس به صورت شفاف دریافت کنند! سوالاتی از قبیل: ۱. نمایندگان این دوره از مجلس چه مقدار از شعارهای تبلیغاتی خود را عملی کرده‌اند؟ و اگر نتوانسته‌اند به هر دلیل وعده‌های خود را محقق کنند، علت را به صورت شفاف بیان نمایند؟ (قطعاً شعارهای تبلیغاتی خویش را خوب به یاد دارند!) ۲. چه میزان قانون موثر در جهت《کاهش فقر مردم لُرستان》به‌ویژه مرکز استان با اختصاص ثروت ملی کشور در چهار سال گذشته به کمک سایر نمایندگان به تصویب رسانده‌اند؟ ۳. شرکت در استیضاح‌های دولتمردان به عنوان وظیفه‌ی ذاتی نمایندگان، چه خروجی موثری در جهت تامین منافع عمومی کشور و مردم لُرستان و مرکز آن《خرم‌آباد》داشته است؟ ۴. در چهارچوب قانون اساسی، نظارت بر انتصاب برخی مدیران ناکارآمد استانی را چگونه انجام داده‌اند؟ دکترمحمد یگانه: عضو هیات علمی دانشگاه/پایگاه خبری یافته


  • قومگرایی آفت انتخابات

    گروهی از انسان‌ها هستند که دارای اشتراکات نیایی و اصل و نسب و زبان و رفتار و مذهب هستند. در قرآن کریم، نیز از اقوامی مانند قوم نوح، قوم ثمود، قوم ابراهیم، قوم یهود، قوم لوط و...یاد شده است. با گذر از قومیت در سطح خُرد و منطقه‌ای به واژه‌های اُمت_ملّت در سطح کلان خواهیم رسید و قومیت این مؤلفه‌ها را استحکام می‌بخشد؛ اما گاهی با رویکردهای نادرست، این《قوم‌گرایی》در تقابل با《ملی‌گرایی》و بلکه تضعیف آن قرار می‌گیرد. در عرصه اجتماعی قومیت واژه مقدس و با ارزشی است و در شادی و غم مردم، صحنه‌های بی‌بدیل و ماندگاری را می‌آفریند که قلم یارای نگارش آن را نخواهد داشت. اما در عرصه سیاسی مفهومی متفاوت می‌یابد. در واقع قومگرایی شمشیر دو لبه‌ای است. بنابراین در چه زمانی و در دست چه کسانی و چگونه بکار رود کارکردی متفاوت خواهد یافت. اگر قوم‌گرایی با هدف برانگیختن احساس یگانگی با زادگاه و موطن باشد تحسین‌برانگیز است. ولی اگر قومیت به ابزاری در دست《افراد قدرت‌طلب و سودجو》قرار گیرد آنگاه است که لبه تیز و بُرنده این شمشیر نمایان می‌شود. مساله قوم‌گرایی در فرهنگ سیاسی و انتخابات به‌عنوان یک ارزش در رفتار عمومی مطرح شده است و معمولاً بر《شایسته‌سالاری》ترجیح داده می‌شود. این موضوع باعث به حاشیه راندن ویژگی‌هایی مهم‌تری مانند تخصص و تجربه و تحصیلات و...می‌شود و عوامل نژاد و نیا و خون و نسب بر مناسبات سیاسی و مَدنی و حزبی و اعتقادی سایه می‌افکند. در انتخابات شیوه عملی این تفکر هم بدین‌صورت است که شخص کاندیدا یا هم‌کیشان و حامیان وی اقداماتی مانند قول گرفتن و بیعت گرفتن و یاد نمودن سوگند و...را از قوم هدف معمول می‌دارند. با فرض توفیق در جلب آرای قومی بدین نحو، نهایتاً نماینده‌ای انتخاب می‌گردد که ممکن است تحلیل و دید جامع و کلان نسبت به کشور داری و قانون‌گذاری نداشته باشد! و با پنداشت《وام‌دار بودن به قوم و طایفه مشخص》ناگزیر به اجابت خواسته‌های ایشان خواهد بود و انگاره《چِک پاس کن》از این منظر ظهور می‌یابد و بیشتر وقت و انرژی منتخب در این راه هدر می‌رود و همچنان چشم اُمید به آرای ایشان در دوره بعدی نیز خواهد داشت. لذا یک عده با هویت مشترک در دایره خودی قرار می‌گیرند و سعی می‌کنند بر بیشتر مناصب سیاسی_اداری شهر چمبره بزنند و بیشتر فرصت‌های شغلی/ تجاری/ اقتصادی و...را از آن قبیله خود کنند و البته گروه دیگر غیرهمسو را خارج از دایره قرار دهند! با این رویکرد اتفاق نامبارک《ایجاد گسست و گسل قومیتی》به وقوع می‌پیوندد. لذا این قوم‌گرایی آفتی است مهلک در جهت عدم رشد و توسعه شهر و منطقه! شاید بتوان بارزترین نمود عینی آن را در انتخاب بعضی از شوراهای شهر و روستا جستجو نمود و خسرانی که به ارمغان می‌آورد تنها به کشمکش و تخریب سرمایه عمومی و اتلاف سرمایه و وقت...محدود نمی‌گردد و نمی‌توان آن را شماره کرد. البته《قوم‌گرایان》و عاملان آن، از این مهم غافل هستند که علاوه بر هویت‌ها و اقوام دیگری که از این اتفاق، در کوتاه‌مدت و درازمدت متضرر می‌شوند، خود ایشان نیز خالی از ضرر نخواهند بود. چرا که منافع مورد اصابت به ایشان زودگذر و ناپایدار است. لذا جامعه درصورتیکه بخواهد به رشد و توسعه همه‌جانبه دست یابد و این《نقیصه قوم‌گرایی در دموکراسی》را به کمترین حد ممکن برساند چاره‌ای جز تجدیدنظر در اعمال مردم‌سالاری و رأی دادن و انتخابات به شیوه مرسوم ندارد و می‌بایست از قوم‌گرایی صرف به سمت‌وسوی شایسته‌سالاری و رفتاری تشکیلاتی سازمان‌یافته پیش روند. البته این گذر، کمی دشوار است ولی شدنی است؛ اما چگونه؟ ۱- مبنا قرار دادن حقوق برابر برای همه شهروندان و تغییر نگاه متمرکز از قوم و طایفه به شهروند (فاقد از نژاد و نسب و زبان و...). ۲- سازمان یافتن و تشکیلاتی شدن ساختار سیاسی جامعه. ۳-تقویت احزاب و تشکل‌های مدنی و در سطح کلان با رویکرد شهروندی و حتا مطالبه گری قومی و ۴- عمل به احکام الهی دینی《ای مردم، ما شما را از زن و مرد بیافریدیم و شما را جماعت‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و خدا دانا و کاردان است》{سوره حجرات آیه ۱۳ } و نیز فرموده رسول مکرم اسلام (ص) در تقبیح عصبیت و تعصب قومی {وسایل الشیعه ج ۱۵ باب ۵۷ }می‌تواند ما به این گذار برساند. دکتر بابک گلپایگانی《استاد دانشگاه》پایگاه خبری یافته


  • خرم‌آباد بهشت نمایندگان بی‌اثر

    حامیان برخی از کاندیداها بعضاً اقدام به آغاز تبلیغات زودهنگام انتخاباتی《قبل از زمان مقرر اعلام شده》از سوی شورای نگهبان کرده‌اند! این افراد با حضور در محافل خصوصی و عمومی به طُرق مختلف کاندیدای احتمالی مورد نظر را تبلیغ میکنند! تبلیغات انتخاباتی تا آنجا پیش رفته که برخی از کاندیداهای احتمالی سعی میکنند در جلسات و همایشهای مختلف دولتی که تا حدودی به شغل گذشته و یا سوابقشان مرتبط است شرکت کنند و از تریبون اینگونه جلسات دولتی بصورت غیر مستقیم بهره برداری انتخاباتی ببرند! این《نمایندگان طایفه‌ای》تنها نماینده یک قبیله هستند نه نماینده یک شهرستان!!! و فقط برای طایفه خودشان کار انجام میدهند!!! از بدو ورود به مجلس بجای حل مشکلات اساسی حوزه شهرستان مثل بیکاری، فقر و مهاجرت، فقط مسئول تعویض مدیران و معاونان ادارات را انجام میدهند و《افراد نامتجانس》را که تحصیلاتشان ربطی به شغل اداری ندارد را بدون آزمون و با سفارش به کار میگمارند! (البته مقصر هم نیستند چون با هزینه و حمایت همان مدیران و معاونان نماینده شده‌اند!) مشکل اینجاست که برخی از اینها نه کار مدیریتی بلدند و نه تحصیلات بدرد بخوری دارند! قدرت رایزنی شان صفر است! و هیچوقت نتوانستند سرمایه‌گذار خارجی_داخلی برای رونق اقتصادی وارد بلادلُرنشین کنند! کاندیدایی که معلّم است یا دندانپزشک یا حقوقدان، در کمیسیونهای ضعیف مجلس پذیرفته میشود و بُرشی ندارد! تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند《معضل بیکاری》همچنان پابرجاست!


  • طایفه‌گرایی متعصبانه

    از انگیزه‌های طایفه‌گرایی احساس تعلق و تعهد است. احساس تعلق و تعهد زمینه‌های تشکیل یک ارزش اجتماعی بنام هویت را فراهم می‌آورند. ساختار نظام‌ ایلی مبتنی بر هویت افراد است و این هویت معمولاً با ناحیۀ جغرافیایی، محل زندگی، نوع لباس، گویش و نمادهای دیگر مشخص می‌شود که نمایانگر آن است که هر طایفه مستقل از بقیه طوایف است! طوایف مختلف می‌توانند در یک ناحیه جغرافیایی مشترک مانند یک روستا، شهر، استان و...بدون هیچ مشکل یا محدودیتی به زندگی اجتماعی خود بپردازند و در معاملات و تعاملات اجتماعی با یکدیگر ارتباط داشته باشند. باید توجه داشت که وحدت طوایف نیازمند اعتماد، همکاری و همیاری می‌باشد. اما این وحدت و مسالمت ممکن است تحت تأثیر عواملی متزلزل شود و یکی از این عوامل می‌تواند《تعصبات بی‌مورد قومی و طایفه‌ای》در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و بخصوص در مسئلۀ انتخابات باشد. مُسلماً جایی که مردم وابستگی‌های قومی و نژادی عمیقی دارند، در تصمیم‌گیری‌های سیاسی مبتنی بر《گرایش‌های طایفه‌ای》عمل می‌کنند و این یک امر عادی و بی‌اشکال است. اما مادامی که《خویشاوندگرایی》اولویت داده شود، این گرایش‌های طایفه‌ای چه پیامدهایی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و انتخابات مربوط به یک حوزۀ انتخابیه دارد؟ برای پاسخ به این سؤال باید واقعیت‌های جوامع با ساختار ایلی و طایفه‌ای را که بر پدیدۀ انتخابات تأثیر می‌گذارند بهتر بشناسیم. واقعیت اول آن است که در یک جامعه با《ساختار طایفه‌ای و عشیره‌ای》بدون شک نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه منسوب به یک طایفۀ بزرگ یا کوچک است، چرا که تعلق فرهنگی و قومی در چنین جوامعی یک پدیدۀ عمومی است! واقعیت دوم این امر انکارناپذیر، قانونی و مسئولانه می‌باشد که نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه نهایتاً وکیل همۀ مردم آن حوزۀ انتخابیه است. درمقابل این دو واقعیت یک واقعیت سوم نیز خواه یا ناخواه شکل می‌گیرد و آنهم انتظارات مردم حاضر در حوضۀ انتخابیه است! مردم چه از تیره و تبار فرد نماینده باشند و یا هیچ رابطۀ خویشاوندی نداشته باشند، درهرصورت بر خواسته‌های خودشان اصرار می‌ورزند و فرد نماینده می‌بایست بین همۀ آن‌ها تعامل ایجاد کند. مشاهدات طولانی مدت یک اولویت‌بندی متداول و منطقی ایجاد می‌کند؛ یعنی فرد نماینده می‌کوشد تا ابتدا《رضایت خویشاوندان و هم‌تباران طایفه‌ای》را جلب کند زیرا تعهدات عاطفی و اتحاد خویشاوندی این الزام را فراهم می‌آورد و سپس باید به خواسته‌های سایر مردم که یک اجتماع بسیار بزرگتر را تشکیل می‌دهند پاسخ دهد! ازطرفی در این میان اسپانسرهای تبلیغاتی، هم‌حزبی‌ها و القاکنندگان خط و مشی‌های دورۀ رقابت‌های انتخاباتی نیز به دلیل وجود تعهدات توافق شده خواسته‌هایی دارند که در اینجا به آن‌ها نمی‌پردازیم. محدودیت‌های شخص نماینده مانع از آن می‌شود که خواستۀ همۀ طرفین انجام پذیرد و ازطرفی خویشاوندگرایی و احساس تعلق به گروهی خاص او را وادار می‌سازد تا نهایتاً به《حمایت از اطرافیان》بپردازد و همین امر موجب می‌شود تا عموم مردم که خواسته‌هایشان بدون پاسخ باقی مانده است اعتماد خود را نسبت به شخص نماینده و در پی آن تیره وتبار او از دست ‌دهند. درواقع، یکی از دلایل اساسی بروز چنین مشکلاتی سطح انتظاراتی است که افراد از نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه دارند و عامل اصلی این انتظارات نیز تا حدودی خود نامزدهای انتخابی هستند، زیراکه《وعده‌هایی خارج از توانایی‌های یک نماینده》را به مردم می‌دهند! به‌طور خاص در انتخابات مجلس هدف انتخاب نمایندگانی از جانب مردم است تا به‌عنوان وکلای مردم در قوۀ مقننه به تدوین قوانینی متناسب با نیاز روز برای دو قوۀ دیگر یعنی قوۀ قضاییه و قوۀ مجریه بپردازند. با یک نگاه اجمالی به وعده‌های بسیاری از نامزدهای انتخاباتی، می‌توان دید که بیشتر وعده‌ها《خارج از وظایف اصلی یک نماینده》هستند! متاسفانه بعضی از نامزدهای انتخاباتی از عدم آگاهی مردم به نفع خودشان بهره می‌جویند و به آن‌ها وعده‌هایی می‌دهند که اساساً《عوام پسند》و در جهت رفع مشکلات مردم هستند. مثلاً《وعدۀ ایجاد شغل》یکی از این وعده‌های انتخاباتی است که امروزه در همۀ محافل تبلیغاتی توسط نامزدهای انتخاباتی به آن اشاره می‌شود و بسیاری از مردم نیز گمان می‌کنند در مجلس《حوالۀ احداث کارخانه و پتروشیمی》صادر می‌کنند و به خیال خودشان اگر کاندیدای مدنظر آن‌ها در انتخابات پیروز شود سریعتر از بقیه نمایندگان به اول صف دریافت آن حواله می‌رسد. این درحالی است که اساساً《ایجاد شغل وظیفۀ دولت و نهادهای اجرایی》است که در قوه‌ای مستقل از قوۀ مقننه عمل می‌کنند. متاسفانه عوامل زیادی وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند و دور از انصاف است که نادانسته طایفه‌گرایی را به‌عنوان تنها عامل معرفی کنیم! چراکه در جوامع دارای نظام ایلی و عشیره‌ای، طایفه‌گرایی در انتخابات امری عادی و متداول است و فرد نماینده شایسته باشد یا نباشد، نهایتاً متعلق به یک طایفه است. هرچند خویشاوندگرایی متعصبانه تأثیراتی دارد اما همانطور که گفته شد وعده‌های انتخاباتی نیز یک پای قضیه هستند. گذشته از اینها عوامل نامتعارف دیگری نیز هستند که به‌راحتی نمی‌توان به آن‌ها پرداخت. به‌نظر شما چه عوامل دیگری وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند؟ به قلم: رضا فرهادیان/یافته


  • استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》

    مورد داشتیم که بعضی از نماینده ها توسط بعضی از مدیران احاطه شده و آنها از نماینده شهرستان استفاده شخصی میکنند. مثلاً فرزندان خودشان را با حمایت نمایندگان در ادارات بدون آزمون و مصاحبه استخدام میکنند درحالیکه حق آنها نیست و رشته تحصیلیشان با شغل اداری مرتبط نیست! بقیه جوانان شهر وقتی برای استخدام اقدام میکنند سنگهای زیادی جلوی پایشان میندازند مثلاً فردی که در تربیت معلم قبول شده را در مصاحبه رد میکنند تا هم طایفه‌ای را بجای او بنشانند! حق در استخدام ارتش و نیروانتظامی هم کسانی را قبول میکنند که هم طایفه‌ای شان باشد! در لُرستان خیلی همچین چیزی را تجربه کرده‌اند که طایفه بازی نقش اساسی در آن دارد! که دوستی با نماینده و هزینه تبلیغاتی برای او عامل این موضوع است! مردم باید وقتی همچین چیزایی را می‌بینند افشا کنند تا آبروی نمایندگان و مسئولان نژادپرست را ببرند! مردم باید به حراست اداره/ دیوان محاسبات اداری/ و اداره بازرسی شکایت کنند و گزارش تخلف مدیران ادارات در《استخدام طایفه‌ای》را بدهند! توضیح بخواهند که چرا بچه های خودشان را با رانت و لابی استخدام کردند بدون《آزمون و مصاحبه؟》ادارات دولتی جزو بیت‌المال هستند و مردم در آنها حق دارند و برای تامین نیرو باید《آگهی عمومی》بدهند و با عدالت از طریق آزمون، نیروی متخصص و تحصیلکرده جذب کنند!


  • نماینده شهرستان یا طایفه؟

    ردپای《نمایندگان قبیله گرا》ادوار گذشته هنوز بر ادارات وجود دارد وابستگان آنها که بدون آزمون در ادارات استخدام شدند و کاش فقط شاغل باشند اما با بیفرهنگی و زیرآب زنی، نخبگان لُرستان را با عناوین مختلف از صحنه حذف مینمایند و موانع متعدد پیش پای آنها میگذارند حرکاتی از این قبیل جز تنفر و خسارت برای لُرستان چیز دیگری ندارد! همانا رویای آنها فقط بکار گرفتن《افراد بیسواد هم طایفه‌ای》و تصاحب چند موسسه اقتصادی است! آنها دلسوز شهر و استان نیستند فقط بفکر طایفه پوشالی هستند و نتیجه کارشان جز خسارت و عقب نگهداشتن شهر نیست! باید وابستگانشان از ریاست بر ادارات، مدارس، بیمارستانها، استانداری و سایر ادارات کنار بگذارند چون《دید طایفه‌ای》دارند! یکبار اصلاح طلب میشوند وقتیکه فضا عوض شد سریعاً اصولگرا میشوند! البته ما با بیخیالی و بیتفاوتی در انتخاب این افراد ضعیف و بیسواد مقصریم و در کمکاری آنها بخاطر سکوتمان شریک هستیم که نمیپرسیم آقای نماینده آن رویای شما در سرکار آوردن هم طایفه‌ای به حقیقت پیوست؟ آیا شما نماینده کُل شهرستانی یا فقط یک طایفه؟


  • استخدام بدون آزمون!!!

    در برخی ادارات دولتی، مدیران دست نشانده بعضی از《نمایندگان طایفه گرا》فرزندان و خویشاوندان خود را بدون اینکه فراخوانی برای جذب نیرو بدهند و آزمون برگزار کنند براحتی استخدام میکنند و طوری وانمود میکنند که انگار آن اداره ارث پدرشان بوده و آن شغل نیز حق فرزندشان است! اداره دولتی از اموال بیت‌المال است و شرعاً کار این مدیران گناهی بزرگ است چراکه از حق مردم به نفع خودشان بهره برداری میکنند. جالب اینکه همان《مدیر حق مردم خور》و خانواده‌هایشان در میان فامیل و خویشاوندان طوری ادعای دینداری میکنند و نسبت به جوانان بیکار ترحم میورزند انگار خود آنها نبوده‌اند که جایگاه شغلی جوانان بیکار را به نفع فرزندان خودشان مصادره کرده‌اند. این مدیران رانت خوار و نمایندگانی که در کار آنها دخیل هستند باید بدانند حقوقی که از طریق رانت دریافت میکنند حرام است و لقمه نانی که از آن حقوق برای فرزندانشان تهیه میکنند قطعاً حرام است.


  • لُرستان بهشت مدیران ضعیف

    سال 92 آقای جایدری با آقای نیکوخصال مدیرکل ورزش وجوانان در شبکه افلاک درباره ساخت《دهکده اُلمپیک》مصاحبه کرد که آقای نیکوخصال در یک جمله تاریخی فرمودند:《مگه توی خرم آباد میخاد اُلمپیک برگزار بشه که بخواهیم دهکده المپیک درست کنیم!!!》به علت عدم پیگیری و برگشت بودجه، دهکده اُلمپیک به مجموعه ورزشی تقلیل پیدا کرد! که فقط شامل یک ورزشگاه فوتبال و یک سالن دو و میدانی میشود! بقیه طرحها هم بدلیل بیخیالی مسئولان مُنتفی شدند! ولی در رشت، اصفهان، تبریز، تهران و...دهکده های المپیک با تمامی امکانات تکمیل شدند! تا تفکر قبیله‌ای در ذهن مدیران و مسئولان لُرستان حاکم است و تا وقتیکه بودجه را به تهران برگشت میدهند مطمئناً یک لُرستان دو نمیشود!


  • دایه وقت جنگ نیست!!!

    رسول موحدیان: ترانه‌ی حماسی《دایه‌دایه وقت جنگه》ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺭﺷﺎﺩﺕ ﻟﺮﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ تحمیلی ﺍﺳﺖ آن هنگام که دشمن در فکر نابودی کشور ما با تفنگ و جنگ بود بجا و هنرمندانه این ترانه سروده و اجرا شد و تأثیر خود را نهاد. اما درحال حاضر جنگهای نظامی به حداقل رسیده است و آنچه دنیا با آن درحال جنگ با دیگران است، نه تفنگ و جنگ فیزیکی است که قلم و اندیشه است. تفنگِ امروز قلم است و فشنگش نوشتن. سربازش جوانان جویای دانش است و فرمانده هانش دانشمندان. تانک امروز خودروی برقی است و موشکش ماهواره، سنگرش دانشگاه و دوربینش تلسکوپ. اکنون مناطق محروم لُرنشین، دیگر نیازی به ترانه و شعر جنگی و روغن مالی تفنگ ندارند حالا باید سرود و خواند، دایه دایه وقت آن است که صدای زیبا و لذت بخش شُرشُر آبشارهایمان را به گوش همه برسانیم. وقت آن است از شاخه های خشکِ درختانی مانند بلوط، قلم بسازیم و با آن بنویسیم: زاگرس به این بلوطها زنده است، بنویسیم دایه دایه وقت حفاظت از منبع تنفس و حیاط زاگرس نشینان است، وقت آن است که بجای ردیف کردن فشنگها بر روی سینه، دانه های بلوط را به دامن بگیرم و با دندان، به ردیف بکاریم. وقت آن است که بجای آتش زدن جنگلها و زمینها، افکار پوسیده و عقاید عتیق را به آتش بکشیم. وقت آن است بسراییم: دایه دایه دیگه وقت نزاع و خون بس و زن برادر نیست، وقت تفاهم و تعقل و هم اندیشی است. وقت برنو و شکار و پنج تیر ِ«پِرّو» نیست، وقت نوشتن است و خواندن و پنج اثر. وقت ایل و طایفه‌گرایی نیست، وقتِ شایسته و لیاقت سازی است. وقت افتخار به گذشته و دیگران و خان نیست، وقتِ ثبت اختراع و افتخارات جوانان لُر است و اعلام شایستگی آنان. وقت تیراندازی در عروسیها نیست، وقت نوشتن عقدها و مراسمات ساده است. وقت مرده پرستی و شستن دائمی سنگِ گورها نیست، وقت زنده کردن است و شستن افکار. وقت پرداختن به شُعب و شاخه و پشتِ جو و ده بالا نیست، وقت اتحاد و همبستگی لُرها و ایجاد مردم « لُر» است و منطقه «لُرها». وقت آبیاری با بیل و شخم با کلنگ نیست، وقت تکنولوژی و دانش کشاورزی است. وقت ارّه و تیشه و زغالِ بلوط نیست، وقت کاشت و داشت و برداشت صحیح است. وقت فال و دخیل به «شهِامَه» برای بچه دار شدن و بستن «پَرو» به تک درخت مراد دهنده نیست، وقت تعقل و علم و «رویان» است و شکستنِ «گِژِک» و مهره. وقت ماندن در گذشته و سیر در خاندان نیست، وقت رفتن است و ساختن. وقت فروختن سنگ و تعطیل کردن کارخانه نیست، وقت ساخت شیشه از سنگ است و کارخانه از کار و تلاش!


  • عشق برفکی کاندیداها

    فریادهای طایفه‌بازها گلوی بلندگوهای شهر را پاره می‌کند. جریان‌های سیاسی فعال می‌شوند. گروه‌های نفوذ رایزنی می‌کنند. بزرگان قوم قرآن به دست ایل‌وتبار خویش را قسم می‌دهند که این بار باید《مردی از طایفه و ایل ما》به مجلس برود!!! جوانان شور دارند و گاهی ناامید در جمع دوستانه خویش از انتخابات صحبت می‌کنند. آنان نیز می‌دانند که سرنوشت مردمشان تنها از طریق دموکراسی و رأی‌گیری مشخص می‌شود. عده‌ای ناراحت که کاندیدایشان نتوانسته از مجاری قانونی مجوز ورود به این عرصه را پیدا کنند. عده‌ای شادمان که رقیبی جدی ندارند. جریان‌های سیاسی در این بازی می‌خواهند فعال جلوه دهند.《حزب‌های تک نفره》در فضای مجازی بیانیه صادر می‌کنند. گاهی تحریم می‌کنند، گاهی تشویق به حضور. رودربایستی بخش عمده‌ای از تصمیم ما را در لُرستان تحت شعاع خویش قرار می‌دهد. البته این رودربایستی تنها مختص ما نیست، تقریباً همه‌جاهایی که《قومی و قبیله‌ای فکر می‌کنند》به این درد مبتلا هستند! هرچند با حضور جوانان تحصیل‌کرده دارد کم‌رنگ می‌شود ولی بازهم تأثیر خود را دارد. سفره‌های رنگی، شام و ناهارهای چرب و چلی《شکم‌های گرسنه》را سمت بعضی کاندیداهای خاص می‌برد. مواظب باشیم سیم‌کارت‌های ایرانسلی، لباس‌های ورزشی و غیرورزشی هویت و شخصیت ما را برای خریدوفروش رأی به تاراج نبرد. از این موضوعات بگذریم، این روزها باید مواظب حرکت‌های عامه‌پسند باشیم. حرکت‌های انفرادی کاندیداها با لباس و فرم‌های خاص. این روزها معمولاً کاندیداها و افراد مرتبط با آن‌ها عاشق می‌شوند به عشق مردم صخره‌نورد می‌شوند، کوه یخی جابجا می‌کنند، با سبیل‌شان اتومبیل‌های سنگین‌وزن را جابجا می‌کنند. به عشق مردم زیر برف می‌روند و رکورددار می‌شوند. نکته آخر اینکه مواظب《عشق‌های برفکی کاندیداها》باشیم چرا که با تابیدن اولین اشعه‌های گرمابخش خورشید عشق به مردم‌شان آب می‌شود. عاقلانه انتخاب کنیم و خود را درگیر عشق‌های خیابانی نکنیم چرا که: عشق‌های که در پی ‌رنگی بود_عشق نبود عاقبت ننگی بود!!!


  • سکوت نمایندگان خرم‌آباد

    آقای زهره نژاد اهل تهران از دولت تسهیلات گرفته که کارخانه لاستیک سازی خرم‌آباد را بسازد اما پول را گرفته و در شمال تهران دارد تالار میسازد و نمایندگان خرم‌آباد (صیمخو بیرانوند و محمدرضا ملکشاهی راد) هیچگونه اعتراضی به این قضیه نکردند! راه آهن دورود_خرم‌آباد_اندیمشک تعطیل شد ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! طرح بندرخشک خرم‌آباد را به سلفچگان قم منتقل کردند ولی باز نمایندگان خرم‌آباد هیچ افتراضی نکردند! از سال ۷۶ تا الآن هتل پارک صخره‌ای بلاتکلیف است ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! من نمیدونم برحسب کدام کار درخشان دوباره ثبت نام کردند؟ بجز استخدام فامیلشان در ادارات کار دیگری برای خرم‌آباد کردند؟ تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند مشکل بیکاری لُرستان حل نخواهد شد!


  • رفتار انتخاباتی لُرستانی ها

    طایفه‌بازها با موج آفرینی کاذب و سوار شدن بر تعصبات، مردم را از خواسته های اصلی منحرف میکنند که حاصلش نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتارشان انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! حداد عادل رییس مجلس هفتم در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده لُرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در دوره دهم نماینده خرم‌آباد بیانیه تشکیل فراکسیون بلاد کُردنشین را امضا کرد! نماینده دوره پنجم میخواست با هیاهو کاوه زمان جلوه کند اما بایکوت و شش ماه ممنوع کار شد! هنوز خاطره تلخ انتقال پتروشیمی خرم‌آباد به اراک در اذهان زنده است که مُسبب آن نمایندگان دوره سوم یعنی؛ علیمحمد سوری لکی و علی عنایت بودند! وقتی دستفروشی را عضو شورای شهر میکنید نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنید چون حاصل انتخاب خودتان است! مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند! مُنتقد نیستند! قانع هستند! زود عصبانی میشوند! مقابل کمبودها لَب فرو میبندند! منافع فردی را بر جمع ترجیح میدهند و از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت میگذرند! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند! بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری بحال لُرستان نداشته و آمارها این را اثبات میکند: لُرستان بالاترین نرخ بیکاری را دارد! کمتر از شش صدم درصد از صنعت کشور را دارد! از نظر درآمد سرانه رتبه بیست وهشتم را دارد! نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! دومین استان مهاجرفرست است! در اعتیاد وطلاق در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته‌اند نتوانستند موجب بهبود در وضعیت لُرستان شوند!تا زمانیکه اقتصاددانان و کارآفرینان بعنوان نماینده وارد مجلس نشوند آمار بیکاری ومهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال وصنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک معلم، دندانپزشک، وکیل یا باستانشناس هرچند هم بخواهد چون آشنا به اُمور اقتصادی نیستند، نمیتوانند مشکل‌گشا باشند! مجلس متعلق به استانهای پرجمعیت است اصفهان نوزده نماینده دارد و چهار نماینده بختیاری نمیتوانند جلوی انتقال آب را بگیرند! سه نماینده کُهگیلویه زورشان به نوزده نماینده فارس نمیرسد! و نُه نماینده لُرستان هیچوقت نمیتوانند در کاهش بیکاری مثمرثمر باشند! باید فراکسیون مناطق محروم تشکیل شود تا با اتحاد در جهت توسعه گام بردارند.


  • اعتراض مَدنی و انتخابات!

    سهیلا والیزاده: به نظر می‌رسد در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیل به اهداف اقتصادی و ارتقاء آن که رابطه مستقیم با سطح زندگی، معیشت، اخلاق و عفت عمومی دارد اصلی‌ترین مطالبه‌ی عمومی جامعه است چیزی که در کشور ما همیشه در درجه چندم اولویت قرار می‌گیرد و به تبع آن شکاف‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه روز به روز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی که مهار جامعه از دست افراد پاکدست، توانمند، متخصص و دلسوز خارج شده است می‌توان سواد، نیرو و آگاهی خود را برای ارتقاء زیرساخت‌های فرهنگ عمومی متمرکز کرد تا افراد سطح پایین نتوانند شتاب بیشتری به سقوط و انحطاط آن بدهند. انتخابات نادرست و مبتنی بر هیجانات کاذب که البته قسمت عمده‌اش ناشی از انزوای افراد کاریزماتیک، جسور و پاک دستی است که به دلایل گوناگون پا به عرصه نمی‌گذارند و میدان خالی جولانگاه ترک‌تازی افراد میان‌مایه و ناکارآمد می‌شود و درنتیجه شکست‌های پیاپی و انسدادهای متوالی در برابر چالش‌های بزرگ کشور (مسئله اقتصاد و مبارزه با فساد و رانت و ...) است. از سوی دیگر عملکرد ضعیف نمایندگان ناکارآمد باعث دلسرد شدن مردم به انتخاب نماینده مجلس و شورای شهر شده است در این شرایط هواداران کاندیداها دست بهروش‌های غیرعقلانی و بر پایه جو زدگی می‌شوند و حس می‌کنند روش‌های خردمندانه‌ای برای جلب آرای عمومی وجود ندارد یا تأثیری ندارد. در لغت‌نامه معنای مسخرگی و لودگی را از هم جدا دانسته زیرا مسخرگی شغل است ‌و لودگی تنها برای خنده خود شخص و اطرافیانش...رسانه ملی در ایجاد فضای مسخرگی بیشترین نقش را دارد و با پرداخت حقوق‌های نجومی به کسانی از قبیل مدیری و جوان و...سعی داشته که قدرت تجزیه تحلیل درست را از افراد بگیرد و روح اعتراض نسبت به تناقض‌های آشکار از بین برده و خنثی کند تا جایی که مهران مدیری بارها در برنامه‌های خود اعلام می‌کند (من طرف شمام) با القاء این حس که مردم مقابل حکومت هستند البته ایشان با یک دستمزد غیرقابل‌تصور برای عامه مردم و در رسانه حکومت علیه آن‌ها. زیرا بار معنایی کلمات کاهش یافته و همه واژگان در خدمت مطامع سیاسی درآمده‌اند و تعارض و تناقض زیادی در شعار و عمل مسئولین وجود دارد و خوشبختی و معیشت مردم به درجه‌های آخر تنزل یافته‌اند؛ و بیان این‌همه تعارض هم مخالفت تلقی می‌شود؛ و مسخرگی به عنوان یک ابزار قدرت خیلی خوب می‌تواند باعث سازگاری هر چه بیشتر جامعه با زخم‌هایشان شود. نمونه اینکه برای تلخ‌ترین دردها هم در شبکه‌های مجازی جوک ساخته و آن را عادی و حتی خنده‌دار تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی بهترین شکل ممکن و ملموس از آزادی تائید همه‌جانبه‌ی تمامی ابعاد و سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و...است. در خرم‌آباد ما هم در هر دوره انتخابات با یک پدیده خاص مواجه می‌شویم و تائید مردم به خیال اینکه با یک فرد معترض (از گونه‌ای دیگر) طرف هستند ما را مضحکه خاص و عام می‌کند. اگرچه مجلس دهم مجلس کارآمدی نبود تا جایی که در تورم سیصد درصدی بنزین کوچک‌ترین واکنش اعتراض‌آمیزی با اَدله تسریع سقوط طبقه متوسط به ضعیف از خود بروز ندادند.اما نگرش متقابل ما و انتخاب آن نه‌تنها بازدارنده‌ی این رفتارهای سخیف و دم‌دستی نخواهد بود بلکه مهر تأییدی است بر گسترش هر چه بیشتر این فرهنگ مخرب و ویرانگر که برخی به اشتباه آن را نوعی اعتراض مدنی و مبارزه آرام با فساد مسئولین می‌پندارند. درحالیکه به نظر نگارنده یکایک ما همان قدر که وظیفه داریم به عنوان یک ایرانی با فساد، تباهی و زشتی به هر توش و توانی که داریم مبارزه کنیم به همان اندازه بایستی برابر گسترش لودگی و دلقک‌بازی‌های حقیر بایستیم زیرا بدون شک این رفتار در نهایت به نفع قدرت خواهد بود و ابزاری برای از بین بردن روح اعتراض جمعی است و سرانجام هم‌صدایی با آن ایجاد جامعه‌ای است که دلقک‌ها با معیارهای حقیر خود می‌سازند.


  • تبلیغات زودتر از موعد

    گذشته از تبلیغات غیرموعد، مواردی نیز در سخنرانی و شعارهای کاندیداها عنوان می‌شود که در حوزه اختیارات نمایندگی نبوده و تنها جمله‌های زیبایی برای《رأی جمع کنی》هستند و در بلندگوهایی گفته می‌شود که گوش قانون را کر می‌کنند. البته تجربه دوره‌های قبل نشان داده که تبلیغات در موعد قانونی نیز دارای اشکالاتی است و طرفداران نامزدهای انتخاباتی به طور معمول در نصب پوستر، ایجاد ستادهای خارج از محدوده تعیین‌شده، راه‌بندان‌های خیابانی و راه‌اندازی کارناوال‌های《چشم کور کن》دستی بر آتش تبلیغات غیرقانونی دارند. داوطلبان باید مواظب باشند این روزها برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، قانون‌شکنی را در دستور کار قرار ندهند و بی‌توجه به قانون و مقررات پیش نروند چراکه به نظر می‌رسد برخی افراد، قانون را قربانی اهداف خود کرده‌اند و برای رسیدن به هدفشان و نشستن روی صندلی‌های بهارستان هیچ‌گونه قانونی برای آنان وجود ندارد. این روزها آرام‌آرام توزیع شب‌نامه‌ها، حضور در مجالس ختم و همایش‌های مردمی، سرکشی از جانبازان و ایثارگران و ده‌ها برنامه دیگر یک پای ثابت فعالیت داوطلبان شده است. سؤال اینجاست چگونه برخی افراد که برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، نخستین گام را عبور از قانون می‌دانند و به این امر باور دارند چطور می‌توانند در وضع قوانین کلی و جزئی موفق عمل کنند؟ آیا فردی که برای رسیدن به اهداف خود قانون‌شکنی و قانون‌گریزی را در پیش‌گرفته می‌تواند در تصویب قوانین و اجرای وظایف محوله بر اساس قانون و عدالت رفتار کند؟


  • تعلقات طایفه‌ای

    سهیلا والی زاده: انتخابات به خودی خودش کاندیداها و اطرافیانشان را به جنب و جوش و پویایی چندماهه‌ای وادار می‌کند. در دنیای معاصر که در پرتو تبلیغات تشخیص واقعیت از دروغ بسیار دشوار است کاندیداها هم گاهی چنان ماهرانه دم از معجزه می‌زنند که بیچاره خلق نمی‌تواند باور نکند. آن‌هم در شرایطی که خود رئیس جمهور هم به آن‌همه شعار رنگین که در اردیبهشت ۹۶ وعده داد نتوانست یا نخواست که جامه عمل بپوشاند. در بعضی استان‌ها هنوز طایفه‌گرایی قدرتمند است و انتخابات و مصالح آن این حس تعلق مندی متحجرانه را پررنگ‌تر می‌کند؛ زیرا افراد زیادی که فاقد توانمندی‌های خاص دنیای مدرن و شایستگی‌های لازم برای کسب صندلی‌های سرنوشت‌ساز یک جامعه هستند، می‌توانند با تکیه‌بر عواطف و احساسات طایفه‌ای و دل‌بستگی خونی احساس توانایی کاذب کرده و بتازند که البته در صورت موفقیت به‌جز چند استخدام ساده خویشاوندی از عهده‌ی هیچ کار مهم دیگری بر نمی‌آیند. با این همه ما ملتی هستیم که اشتباهات خودمان را دوباره و ده‌باره تکرار می‌کنیم. ازآنجایی‌که ما هرگز برای زندگی درست و انتخابات اصولی و اندیشمندانه آموزش ندیده‌ایم و عادت به تفکر و چرایی در اشتباهات بزرگ و تاوان نداریم به این راحتی‌ها راه را از چاه نخواهیم شناخت زیرا شور و هیجان غالب پوپولیستی و عوامانه اجازه عمل‌گرایی به متفکران جامعه را نخواهد داد. بی‌فایده است تکرار حرف‌هایی که مخاطبان آن هنوز زیر علم شعارهای پوچ و وعده‌های استخدامی و...سینه می‌زنند اما نمی‌توانم از گفتن این سخن بازبمانم که دوستان عزیز ما روزها و سال‌های سختی پیش رو داریم. بدون هیچ تعارفی اصلاح طلبی و اصولگرایی به مفهوم درست آن بسیار رنگ‌باخته است زیرا به‌عنوان یک شهروند، یا ایرانی حضور بزرگان این دو جناح در مقاطع مهم تصمیم‌گیری‌های کشور دیده نمی‌شود. دولت تدبیر و امید که ملت را از همه دولت‌های پیشین ناامیدتر کرد و نتوانست جلوی رشد سه برابری یک‌شبه بنزین را بگیرد. تاوان همه این‌ها را ملت پس می‌دهد و دولتمردان ما که ناچار نیستند با حقوق‌های سه چهار میلیون تومانی مخارج یک ماه خانواده را تأمین کنند نمی‌توانند درک درستی از معیشت سخت ما داشته باشند. آن عده‌ای که می‌گویند گرانی بنزین ربطی به بقیه چیزها ندارد یا در تمام عمرشان اصول ساده اقتصاد را نخوانده اند یا اینکه منافعشان در ابراز این دروغ بزرگ است. حداقل در این انتخابات پیش رو مراقب باشیم و اجازه ندهیم کاندیداهای بدون رزومه سازمانی و مدیریتی ما را به سمت هوچی گری و تعلقات طایفه‌ای بکشانند.


  • محرومیت غرب و جنوب خرم‌آباد

    در حوزه انتخابیه خرم‌آباد و چگنی و بخش‌های تابعه برای کسیکه می‌خواهد به‌عنوان نماینده مجلس انتخاب شود فاکتورهایی قائل هستیم: ۱_کاردانی و تخصص و تعهد/ ۲_قدرت تصمیم‌گیری/ ۳_صداقت در گفتار و رفتار/ ۴_پاسخگویی به مردم/ ۵_تعامل با مسئولین کشوری و استانی. اینها از مشخصات اولیه نماینده مجلس می‌باشد که البته در جامعه لُرستان به علت مشکلات و گرفتاری‌های مردم شاخص انتخاب با سایر نقاط کشور متفاوت است. صداقت در رفتار و گفتار یک نماینده قبل از انتخابات و بعدازآن از مهم‌ترین فاکتورهاست. به قول معروف وقتی‌که《رفتند پشت سر را نگاه نکنند اگر هم نگاه کردند فقط به تیره و تبار خود نگاه نکنند》یکی از نقاط ضعف انتخاب شوندگان اعمال نظرات بخشی است که باعث کاهش اطمینان مردم می شود، آنچه که مهم است این است که اولویت‌های حوزه انتخابیه با مشورت نخبگان بررسی و برنامه‌ریزی شود. اگر به حوزه انتخابیه نگاهی گذرا بی اندازیم به نیازهای اساسی پی خواهیم برد. به ترتیب اولویت میتوان مهمترین مشکل این حوزه را بیکاری قشر جوان دانست. ۸۰% این قشر دارای مدرک بالای علمی هستند که بیکاری این قشر تحصیل‌کرده بسیار نگران‌کننده می‌باشد این موضوع نیاز به همفکری ملی و استانی دارد با تخصیص بودجه سرانه کار درست نمی‌شود! باید چاره ای اندیشید چون در پی اشتغال است که توسعه همه جانبه پیش خواهد آمد و این امر به امنیت ملی و آرامش عمومی کمک خواهد کرد، انگیزه جوان را برای تشکیل خانواده بالا خواهد برد و در یک کلمه خیال خانواده‌ها راحت خواهد شد این امر در ۴۰ سال گذشته مطرح بوده و باید یک جایی تمام شود. دومین مشکل حوزه انتخابیه مبلمان شهری، فضای ورزشی و فرهنگی، توسعه گردشگری و همچنین ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقسیم عادلانه امکانات زیربنایی برای کل شهر در تمامی نقاط شهرستان خرم‌آباد و بخش‌های تابعه خصوصاً شهرستان چگنی است. علاوه بر موارد فوق نیازهای اختصاصی وجود دارد که در این مقاله نمی‌گنجد. غرب و جنوب خرم‌آباد از قدیمی‌ترین محلات هستند و بیشترین تراکم جمعیتی را دارند فاقد کمترین حجم خدمات هستند و این درحالی است که آراء این دو منطقه برای انتخاب شوندگان تعیین کننده می‌باشد! به‌هرحال پیشنهاد می‌کنم که با حضوری قوی از بین افراد مطرح‌شده به کسانی رای دهیم که فراجناحی و فرا قومی عمل می‌کنند و از امتحان صداقت در گفتار و کردار سربلند بیرون آمده باشند، این چنین افرادی در صورت موفقیت، عدالت در توزیع منابع، انتخاب مدیران شایسته، به‌کارگیری نیروهای جوان از همه طیف‌های اجتماعی و قومی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهند و از مدیرانی حمایت می‌کنند که تجربه کافی را در کار خود داشته باشند و به سراغ مدیر توانمند میروند نه اینکه مدیر به سراغ نماینده بیاید. این چنین افرادی پاکدستی و خضوع را در مقابل مردم تا پایان دوره نمایندگی حفظ می‌نمایند و با کمک نخبگان و طیف‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و هماهنگی با سایر نمایندگان شهرها آنچه استحقاق مردم لرستان می‌باشد ایفاء نمایند.


  • نبرد با آسیاب بادی

    سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند. در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست. در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟ لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند. اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم. واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد. به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم. حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اُسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند درحالیکه مسئله چیز دیگری است. پی‌نوشت: دُن کیشوت یا《دُن کیخونه دلامانچا》رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه؛ محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • ولی اللّه رستمی

    بخش اعظمی از ذخایر رو زمینی و زیر زمینی کشور اعم از نفت، منابع آبی و معادن در مناطق لُرنشین واقع‌شده، در دهه‌های گذشته عوامل زیادی دست‌به‌دست هم داده است تا مناطق لُرنشین کشور دچار محرومیت شده و از نظر شاخص‌های توسعه، فاصله این مناطق با استان‌های برخوردار هر روز بیشتر شود. عدم مطالبه گری و شایسته گزینی، باندبازی و سیاسی‌کاری، طایفه‌گرایی، تبدیل بلادلُرنشین به محل آزمون‌وخطای مدیران کم‌تجربه، ورشکستگی واحدهای تولیدی و کلنگ زنی‌های بی‌حاصل در سال‌های اخیر، توزیع نامناسب امکانات و صنایع در کشور، تمرکز صنایع اشتغال‌زا در استان‌های کویری به بهانه نزدیکی مناطق لُرنشین به کانون جنگ ایران وعراق و...ازجمله دلایل اجتماعی رویگردانی لُرها به نمایندگان مجلس است! تریبون نمایندگان ما در مجلس در دفاع از همتباران خویش خاموش می‌باشد. از دل همین نگاه‌های فاقد مسئولیت است که از این همه توهین غرورمان خمیده! کمرمان خُرد شد از زیر بار این همه محرومیت! دلم گرفته، قلم عاجز از بیان دردهایی است که سال‌هاست بغض شده در گلویمان! واقعیت آن است که قوم لُر به ویژه در دهه‌های اخیر از نبود رَجُل های سیاسی استخوان‌دار و دلسوز در رنج است؛ ظلم و اجحاف تاریخی هم به آن مضاف شود، نتیجه‌اش فقر مطلق و مزمنی می‌شود که دچار آن شده‌ایم؛ حالا جوان لُر را برای کارگری ساده هم راه نمی‌دهند! «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.» همین شرایط ناامیدانه سبب شد که مردم خرم‌آباد یک دستفروش را که حتی ستاد نداشت را با اختلاف آراء نفر اول شورای شهر کردند! آنها خسته از نخبگان سیاسی و برای دهن کجی به سایر کاندیداها بدنبال ضعیفترین فرد گشتند تا اعتراض خود را نشان دهند! درسته که جناب ولی اللّه رستمی مرد پاکدستی است و از هیچ رانت و رابطه‌ای به نفع خودش استفاده نکرد اما کار مفیدی هم برای عمران شهری انجام نداد! اگر کسی این ساز و کار را قبول ندارد یا کاندیدای مورد نظرش را نیافته! خب رای ندهد نه اینکه بدترین گزینه را برای اعتراض برگزینند! متأسفانه گویا این روند میخواهد در انتخابات مجلس هم ادامه یابد که قبل از هر چیزی سیاسیون باید از خود بپرسند که چه بلایی سر لُرستان آورده‌اند که مردم همه چیز را به شوخی میگیرند؟ روزگار را چنین دیدم که هر کَم خِرد پست را بالا میبرد و هر صاحب خصال نیک را پَست میکند. مانند دریا که مُروارید را غرق میکند اما لاشه ای را که در آن است بر روی آب می آورد و مانند ترازو که هر آنچه را وزنش کامل باشد پایین و آنچه را سبک باشد بالا میبرد!


  • به مجلس میروی، مردانه رو!

    گر به مجلس می روی مردانه رو _ ورنه از این خانه و کاشانه رو/ با شعار پوچ ما را خر نکن _ وضع را از این که هست بدتر نکن/ بر سرِ خرمن نشین وعده نده _ وعده های از تهِ معده نده/ هی نگو کار همه حل می شود _ هرکسی زندانی است ول می شود/ هر که بیکار است کارش می دهم _ گر مجرد هست یارش می دهم/ پول رهن خانه را کم می کنم _ شانه های درد را خم می کنم/ من فضای سبز را جان می دهم _ هرچه می خواهید فرمان می دهم/ با تورّم می کنم آغاز جنگ _ می کنم آباد شهرم با کلنگ/ من برای شهر دریا می خرم _ میکنم درمان شما را ، دکترم/ دستِ من سمت گرانی مُشت شد _ نان گران است؟رأی دادی، مُفت شد/ ریشه می سوزانم از این اعتیاد _ آبمیوه می دهم جای مواد/ پایه های خدمتم از آهن است _ شاه کلید قفلتان دستِ من است/ هی شعار و هی شعار و هی شعار _ ما بلانسبت خر ، آقایان سوار/ ما که جویای حقیقت نیستیم _ خان تو هستی، ما که رعیت نیستیم/ می کنم حرفم خلاصه، کاندیدا _ نطق را کوتاه کن جان خدا/ مرد باش حتی اگر قدِّ یه جو _ گر به مجلس می روی مردانه رو! مجید_سید_جوادین


  • فقط زمان《رای‌گیری》به ذَلقی می‌آیند!

    محصور شدگان بخش ذلقی الیگودرز: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند! روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ (۱۴ آذر ۹۷) صفحه ۹ ، نوشت: ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز (محصور شدگان) جاده، برق، آب، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهرستان لُرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! راه اندازی جاده منطقه را از بن بست ارتباطی درمی آورد و باعث جذب گردشگر ، رونق اقتصادی و اشتغالزایی میشود. با ساخت جاده مدارس ساخته میشوند و برق و آبرسانی مهیا میشود! معلمان بخاطر نبود جاده ساعتها پیاده روی میکنند و شبها جایی برای خواب ندارند! مردم ۱۴۳ روستای ذلقی منتظر جاده ای هستند که به محرومیتشان پایان دهد! محمد پذیرش که ۵۰ سال دارد میگوید: تا بحال هیچ غریبه ای پایش را اینجا نگذاشته چون اصلأ کسی نمیداند ۱۳ هزار نفر در بخش ذلقی زندگی میکنند《فقط زمانیکه رأی گیری باشد با اسب و قاطر می‌آیند و از ما میخواهند که رأی بدهیم!》چندین بار با اداره برق مکاتبه کردیم که برق رسانی کنید ولی گفتند هر موقع جاده درست شد برق میکشیم! با بارش اولین برف پاییزی تا اوایل اردیبهشت تمام راهها بسته میشوند. بچه ها بیسوادند و از کمترین امکانات محرومند. ما با بی امکاناتی سالهاست سر کردیم ولی بچه هایمان دارند زجر میکشند چون زندگی کسالت باری دارند ما برق و آب و جاده و مدرسه و حتی آنتن تلویزیون و موبایل هم نداریم که بچه هایمان سرگرمی داشته باشند! اگر کسی مریض شود هیچ درمانگاهی نیست و باید او را از کوه و کمر به بزنوید ببریم! چرا متولیان اداره زیارتگاه امامزاده محمدبن حسن که سالانه ۱ میلیون زائر دارند و نذورات زیادی هم کسب میکنند بخشی از این پول را خرج ترمیم و آسفالت جاده نمیکنند؟ چرا اداره راه و شهرسازی لرستان نمیتواند ۳۸ کیلومتر جاده که راه ۱۴۳روستاست را درست کند؟ باید کمکی به آبادانی منطقه ذلقی که ۱۳ هزار جمعیت دارد بشود. وزارت راه و شهرسازی وارد عمل شود. بخاطر نبود جاده کودکان از تحصیل جا میمانند و دختران در سن پایین ازدواج میکنند. بخدا در شأن مردم ۱۴۳ روستا نیست که در قرن ۲۱ از امکانات اولیه به کلی دور باشند. خواهش میکنم از مسؤلان که مشکلات مردم را حل کنند!


  • ساختارهای پیشآمدرن

    فردی از درگیری هواداران دو کاندید در پلدختر فیلم گرفته و برای رسانه معلوم‌الحال منوتو فرستاده! هموطنان هم با نوشتن هزاران ناسزا مارو شرمنده ادبشون کردن! متأسفانه ساختارهای پیشآمدرن و قبیله‌ای هنوز در بلادلُرنشین حاکم اند و اجازه نظم پذیری را نمی‌دهند! کلاً این مسئله جا نیفتاده که شما بعنوان یک شهروند حق رای و شعور انتخاب دارید! ما گرفتار گفتگوی ناشنوایان شدیم! ما میگیم اونا نمی شنوند و اونا میگن ما نمیخواهیم بشنویم! مگر قرار نیست نماینده ازطریق صندوق رای و با روشی مسالمت‌آمیز انتخاب شود پس زورآزمایی خیابانی برای چیست؟ در کشوری نژادپرست زندگی میکنیم که نام لُر از قبل، همیشه محکوم جلوه داده میشود! آنها خود را مُحق میدانند و ما را محکوم! مقبولیت لُرها در سطح ملّی کاهش پیدا کرده و افکارعمومی به شنیدن صدای اعتراض این قوم واکنشی نشان نمیدهند و عادت کردن با شنیدن نام لُر فقط به آن توهین کنند! این شرایط حاصل بی‌تفاوتی نمایندگان و مسئولانی است که ما بخاطرشان سرهم را میشکنیم! این درسته هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم؟ اگر لرها را نمی‌پذیرند پس چرا با فدرالیسم مخالفند؟ الگوی فدرال برای جماعات متمایز انسانی که در وسعت جغرافیایی پراکنده شده‌اند درست شده که اصل بر همزیستی است نه وحدت! واقعیت آن چیزی نیست که آنها در مورد لُرها شنیدند! واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم! ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی زندگی کردیم! میگن لُرها ساده اند و همین را میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی‌آلایش بودن چیز عجیبی است! معلومه غریب نوازی لُرها چیز عجیبی است! در دوره‌ای که زن افسار مرد را در دست گرفته غیرت و مردانگی لُرها چیز عجیبی است! فارسها ازدواج سفید، رابطه مثلثی، رابطه با خواهرزن و برادرشوهر را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب متهم میکنند! سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خوراکش را با خود ببرد! اما اینکار در لُرهای خان منش و سفره دار ننگ است! لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران نادیده گرفته میشود!


  • صارمیان

    پوپولیسم یا عوام‌گرایی، نقطه مقابل الیتیسم یا نُخبه گرایی است که البته هردوی آن‌ها (پوپولیسم و الیتیسم) در پسرفت جامعه، بدنه‌ی یک دستگاه به‌حساب می‌آیند. پوپولیسم؛ در موضوع مردم‌شناسی سیاسی، به عنوان یک بیماری و جنبشی نامقبول و آسیبی جدی در به قهقرا بردن توسعه شناخته می‌شود. الیتیسم را نیز در این متن به‌منظور تشریح وضعیتی به کار می‌بریم که در آن قدرت و امکانات، در دستان افراد محدودی متمرکز می‌گردد. در تبلیغات انتخاباتی در دو دهه‌ی اخیر پوپولیسم؛ بعضاً برای برچسب زدن و متهم کردن رقیب با توسل به شعارها و اقدامات عوام‌فریبانه باب شده است. مستمسکین به این شیوه در تبلیغات انتخابات، از برخی ناکارآمدی‌های دو طیف اصولگرا و اصلاح‌طلب، پُتکی می‌سازند و آن را بر فَرق مردم عامی فرود می‌آورند تا با مَنگیدن آن‌ها احساسات جمعیت خاکستریِ را به غلیان درآورند و مردم را به دنبال سوپرمن‌های خیالی، برای گذار از تبعیضات و نا ملایمات اجتماعی، دچار کوررنگی سیاسی نمایند. علل مساعدکننده اجتماعی برای سرایت بیماری پوپولیسم، بی‌رمق شدن کارکردهای حزبی و تشکیلاتی و ایضاً ناکارآمدیِ پیکره‌ی اقتصادی و اجتماعیِ است. لذا این ضعف ساختاری باعث می‌شود که قسمتی از جامعه که دست خود را به هیچ جا بند نمی‌بینند، به فکر سهم السعادت خود از منابع و امکانات بیاُفتند. این جریان؛ از هیچ حرکت لُمپَن مآبانه ای برای دست پیدا کردن به قدرت، فروگذار نیست! اگر فردا روزی دیدید که کاندیدایی، سوار بر خَر از شمال تا جنوب شهرهایتان را همراه با لودگی و لوده‌گری، پیش‌قراول لشگری صوت و کَف طی نمود! هیچ تعجب نکنید؛ زیرا او نیاز دارد که به هر طریق ممکن خود را در اذهان عمومی مطرح نماید تا به‌زعم مجمع مشاورانش قسمتی از آراء اعتراضی جامعه را برای خود جلب نماید. اما بدانیم که؛ بصیرت مردم در شناسایی جریانی که قصد دارد با روضه‌خوانی از مصیبت‌های عدم عدالت اجتماعی، تبعیض و مشکلات اقتصادی، شعار عدالت‌خواهی و وعده تحقق رفاه را سر دهد، مداواگر بیماریِ عوام‌فریبی انتخابات این دوره خواهد بود. بدانیم که چاره کار در این است که مردم به مطالعه‌ی عمیق و آماری گذشته بپردازند و کشف نمایند که چه کسانی با چه گرایشی، تمام منابع و امکانات این کشور را برای خود و هم‌کیشانشان مصادره کرده‌اند؟! و چه کسانی فقط در حد شعار به انقلاب و آرمان‌هایش پرداختند؟ اینان همان الیت های رادیکال هستند که در مواقع ضروری عروسک گردانِ لُمپن ها می‌شوند تا این بار از در عوام‌فریبی به مقصود برسند! دست رَد بر سینه‌شان بزنید و با مطالعه دقیق در مورد وعده‌های انتخاباتی افراد و اصالتشان، فقط و فقط مردم‌داران واقعی را انتخاب نمایید...


  • رباطی

    در بیشتر نظام‌های حکومتی از ریاستی گرفته تا پارلمانی، در بحبوحه انتخابات مختلف بر اساس عرف و معیارهای تعریف شده و سنت‌های جوامع دمکراتیک و مردم‌سالار، برای کمک به رأی‌دهندگان و آسان کردن گزینش گری و انتخاب برای شهروندان، انتخابات را به صورت چندمرحله‌ای برگزار می‌کنند. به این صورت که در ابتدا احزاب و گروه‌های سیاسی نامزدهای واجد شرایط که در یک طیف و جریان و یا حزب قرار دارند را دعوت می‌کنند و پس از نشست‌های مختلف، پرسش و پاسخ و برگزاری مناظره بین نامزدها، در نهایت نامزدهای موردنظر را پس از طی فرآیندهایی در چارچوب‌های مورد قبول همه، انتخاب و به جامعه معرفی می‌کنند. این روش مزایای زیادی دارد، از جمله این که با کنار رفتن نامزدهای ضعیف‌تر در کارزارهای تبلیغاتی درون‌حزبی و انتخاب نامزد یا نامزدهای نهایی، کارِ انتخاب و گزینش برای رأی‌دهندگان سهل‌تر می‌شود. دیگر اینکه در چارچوب مبارزات درون‌حزبی، عیار و وزن نامزدها مشخص‌شده و نامزدهای دارای وجهه و کارکشته بالا می‌آیند و به جامعه ارائه می‌شوند. از سوی دیگر هزینه‌ها و تنش‌های انتخاباتی کاهش‌یافته و به قول معروف از شکستن آرا جلوگیری می‌شود؛ این نویسنده در یادداشتی با عنوان «فرآیند چندمرحله‌ای، راهکاری مناسب برای انتخاب نمایندگان مجلس» که در مورخه 10 دی 1398 در پایگاه خبری "یافته" منتشر شد به طور مفصل به این موضوع پرداخته است.حالا با نزدیک شدن به موعود برگزاری یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، تب انتخابات در لرستان هم چون سایر مناطق کشور بالاگرفته و نامزدها و هواداران آن‌ها با تمام توان سعی در جلب نظر و آرای مردم حوزه های انتخابیه دارند. در این میان برخی کارهای نسنجیده و غیر دمکراتیک در حال انجام است که اگر بزرگان قوم چاره‌ای برای آن نیندیشند، ظن آن می‌رود که انتخابات پیش رو را تحت شعاع قرار داده و باعث کم شدن شور انتخابات و ایجاد تنازع و رقابت‌های غیر سازنده به‌ویژه در مرکز استان شود. اگر از کنار تخریب نامزدهای مطرح که با اقبال عمومی مواجه‌اند توسط افراد و جریان‌هایی که منافع خود را در خطر می‌بینند بگذریم، نمی‌توان چشم را بر روی فهرست‌های خلق‌الساعه بست. همان‌طور که در بالا اشاره شد نهایی کردن فهرست نامزدهایی موردحمایت احزاب و جناح‌ها، سازوکار خود را می‌طلبد و می‌بایست روند و فرآیند لازم را طی کرده باشد تا موردقبول و حمایت نخبگان و فعالان سیاسی و در نهایتاً مردم قرار گیرد. این که چند نفر به صورت محفلی و شتاب‌زده و بدون هماهنگی و مشورت با فعالان سیاسی و انتخاباتی و بدون بررسی میزان مقبولیت مردمی و پایگاه اجتماعی نامزدها، اقدام به انتشار لیست موردنظر خود کنند، راه به‌جایی نبرده و فقط باعث تفرقه و چنددستگی در جامعه خواهند شد. این آقایان بر چه اساسی فهرست انتخاباتی منتشر کرده‌اند؟! معیار آن‌ها برای انتخاب نامزدها چه بوده است؟کار سیاسی کردن حساب‌وکتاب دارد و این آقایان می‌بایست در جلسه‌ای با حضور افراد خوش‌نام و صاحب نفوذ در مرکز استان، نامزدها را نیز دعوت کرده و مواضع آن‌ها را در خصوص مسائل شهرستان، استان و کشور و حتی مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی جویا می‌شدند و ضمن شنیدن برنامه‌های آن‌ها برای توسعه استان، آن‌وقت از بین آن‌ها به افراد و برنامه‌های بهتر رأی می‌دادند. انتخاب دو نامزد با 19 و 13 رأی به‌عنوان نامزد نهایی حوزه انتخابیه خرم‌آباد و چگنی با بیش از 500 هزار نفر جمعیت بیان‌گر آن است که این دوستان محترم حتی خبرگان و افراد صاحب نفوذ و دارای پایگاه اجتماعی را هم طرف شور و مشورت قرار نداده‌اند و این تصمیم، محفلی و خارج از چارچوب‌های تعریف‌شده و غیر دمکراتیک گرفته شده است. اعلام فهرست مذکور با واکنش‌های زیادی از سوی فعالان سیاسی و رسانه‌ای مواجه شده و به نظر می‌رسد که بخش اعظمی از فعالان انتخاباتی و سیاسی مرکز استان و به تبع آن رأی‌دهندگان این حوزه انتخابیه از این تصمیم تبعیت نکنند. مردم خرم‌آباد رفتارهای سیاسی و روان‌شناختی خاص خود را دارند و در مقابل هر چیزی که بوی تحمیل و دستور از آن به مشام برسد موضع می‌گیرند. به یاد دارم در کارزارهای انتخاباتی مجلس پنجم، استاندار وقت لرستان در یک تریبون رسمی به مردم خرم‌آباد توصیه کرد که به یکی از نامزدها رأی ندهند؛ مردم در واکنش به این اقدام نسنجیده، در حمایت از همان نامزد، آن‌قدر رأی به صندوق‌ها ریختند که نزدیکان همان نامزد با بلندگو جار می‌زدند و از مردم می‌خواستند که دیگر رأی ندهند. افرادی که خود را قیم مردم می‌دانند بهتر است بدانند که رأی مردم چک سفید امضا نیست که در جیب آن‌ها باشد و به هرکس دلشان خواست تقدیم کنند.


  • طایفه‌بازی در ادارات

    طایفه‌گرایی در ادارات به معنای استخدام يا به کار گماردن خویشان و افراد طایفه در صدر مناصب اجرایی، بدون توجه به شایستگی‌های دیگران برای اداره امور می‌باشد‌. یکی از آفت‌ها و آسیب‌های اساسی در انتخابات استان لرستان نيز گزینش‌های قومیتی و طایفه‌ای براي حضور در مجلس است. شاخص‌ها و معیارهای انتخاب وقتی بر اساس این نوع نگرش اتفاق افتد، قطعاً به خطای بزرگی دست زده‌ایم چرا که در این مشارکت، عمدتاً حضور افرادی را شاهد هستیم که نه در قالب یک مشارکت مدنی بلکه در چهارچوب یک کشمکش طایفه‌ای و قبیله‌ای سعی در به کرسی نشاندن کاندیداهایی از نزديكان و خويشان دارند‌. در چنین شرایطی، تعصبات قومی مانع از وفاق و مشارکت‌های اجتماعی و سیاسی سالم و نیز به کرسی نشاندن نماینده شایسته و اصلح می‌شود. انسان به عنوان اشرف مخلوقات و موجودي كه بار امانت الهي را بر دوش وي نهاده‌اند و بنا شد كه خليفه الهي روي زمين باشد، در يك ويژگي اساسي نسبت به ساير موجودات برتري دارد و آن ويژگي،‌ مرتبه بالای "اراده" به معناي قدرت انتخاب و امكان گزينش است. به همين دليل است كه انسان مخاطب تكليف الهي قرار گرفته و استعدادي كه خداوند در وجودش نهاده، بسته به نوع انتخاب‌ها،‌ او را در يك طيف عظيمي از مقام و رتبه قرار داده كه اوج آن، مقام خليفه الهي و حضيض آن مرتبه پست‌تر از حيوانات است. بنابراين بحث انتخاب و گزينش يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي انسان است كه در تعيين سرنوشت نهايي او مؤثر مي‌باشد. بر اين اساس، يكي از مهم‌ترين انتخابات در انواع انتخابات سياسي، ‌انتخابات مجلس شوراي اسلامي است كه به دليل گستردگي و اهميت حوزه كاري آن قطعاً انتخاب درست اعضاي آن و نیز توجه به ويژگي‌هاي اين افراد و دقت در انتخاب فرد مناسب ضروري مي‌نمايد. رهبری در رابطه با صلاحيت نمايندگان معتقدند: « كسانى كه به وسيله شوراى نگهبان صلاحيت آن‌ها اعلام مي‌شود، معنايش اين است كه اين از حداقل صلاحيت مورد نياز برخوردار هستند. در بين كسانى كه اعلام مي‌شوند، افرادى هستند با صلاحيت‌هاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پايين‏تر. هنر ملت ايران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابيه اين است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترين را انتخاب كنند.» حق انتخاب کاندید اصلح با مردم است و این نیز میسر نمی‌گردد مگر این که انتخاب کنندگان که مردم باشند٬ معیارهای مشخصی‌ همچون تعبد به ارزش‌های اسلامی، امانت‌داری، پرهیز از تجمل‌گرایی، استقلال‌خواهی و بیگانه‌ستیزی، صداقت در گفتار و رفتار، لیاقت و شایستگی، شجاعت و شهامت، توجه به محرومان و درماندگان و سایر فضیلت‌های اخلاقی را برای خود معین و تعریف نمایند. متاسفانه در استان لرستان شاهد هستیم که طرف‌داران برخي از کاندیداها به جای تطبیق توانایی‌ها و عملکرد نامزد انتخاباتی مورد نظر خود با مسئولیتی که می‌خواهد بر عهده بگیرد، ملاک‌های قومیتی و طایفه‌ای را مد نظر قرار داده و از سایر معیارها و خصوصیاتی که می‌بایست یک کاندیدا جهت تصدی نمایندگی مردم در مجلس از آن بهره‌مند باشد، غفلت کرده‌اند. بدیهی است ضرر و زیان چنین انتخابی تنها دامن‌گیر فرد یا عده‌ای خاص نخواهد شد بلکه کشور و جامعه اسلامی ما بخصوص در آينده دور از آن متضرر خواهد شد و فرصت چهار ساله‌ای که می‌تواند راهی را برای برون‌رفت از برخی مشکلات و معضلات استان پیش پا بگذارد‌، از دست خواهد رفت. سخن آخر این که یک کاندیدای مسلمان و شیعه که پیرو مکتب حضرت علی علیه السلام و دلسوز کشور و ملت می‌باشد در همه حال خداوند را ناظر بر اعمال خود مي‌بیند و این فرمایش گران‌قدر مولا را نصب‌العین خود قرار مي‌دهد که: « خداوندا! تو می‌دانی که فعالیت‌های ما تلاش‌های رقابت‌جویانه برای کسب قدرت نبود و در جستجوی ثروت و امکانات افزون‌تر دنیوی انجام نیافت، بلکه هدف ما [از به دست گرفتن قدرت] فقط بازگرداندن نشانه‌های دین تو و اظهار اصلاح در سرزمین‌های تو بود تا مظلومان از بندگانت امنیت یابند و قوانین معطل [و متروک] شده‌ات بر پای داشته شود.»


  • دکتر مجتبی ترکارانی

    در لُرستان با گرایش‌های متعدد قومی و طایفه‌ای و البته مطالبات شخصی در حوزه شکاف‌های اجتماعی به سطوح پایین‌تری همچون خانواده، تیره و طایفه و به عبارت محلی تر به "هوز کی" تعمیم می‌یابد و زمینه شکاف‌های اجتماعی را فعال‌تر می‌کند. سیاست و انتخابات همیشه یکی از علایق توده‌ها در جهان سوم بوده که شاهد این مدعا نرخ مشارکت بالای مردم در این جوامع است که به امید رسیدن به وضعیتی بهتر راهش را در انتخابات اعم از شورا، مجلس یا ریاست جمهوری می‌دانند، از سوی دیگر مردم از اینکه در زمان‌هایی هر چند کوتاه به شدت موردتوجه قرار می‌گیرند هر چند هم مطمئن باشند این توجه واقعی نیست ولی در مشارکت آن‌ها اثرگذار است. از طرفی باید یادآوری کرد، این میزان علاقه‌مندی به سیاست از نوع انتخابات که در جامعه وجود دارد همواره در معرض این آسیب که از این هیجان سوءاستفاده شود وجود دارد. مردم از اینکه در لحظاتی کوتاه مورد توجه مسوولان و کاندیداها قرار می‌گیرند با اینکه به‌خوبی می‌دانند این تواضع کاندیداها و مسؤولین در زمان انتخابات واقعی نیست ولی حداقل خوشحال‌اند که این چند روز خود را در موقعیت برتری می‌بینند بنابراین این زمینه وجود دارد که از فرصت انتخابات به‌مثابه فضایی برای ایجاد یک‌شور جمعی و امید اجتماعی و تخلیه هیجانات استفاده شود به طوری که در این دوره با تسامح بیشتری فضا را مدیریت می‌کنند تا با کمترین مشکلی این دوره سپری شود. جدا از اینکه امروز واقعاً انتخابات در جامعه ما چه نسبتی با دموکراسی و مشارکت اجتماعی دارد و تا چه حد در جابجایی نخبگان مؤثر است؟ که پاسخگویی به این سؤال در این مجمل نمی‌گنجد اما می‌توان از زاویه دیگر به موضوع محلی انتخابات و پیامدهای اجتماعی آن پرداخت و به این سؤال پاسخ داد که انتخابات چه تأثیرات بر شکاف‌های اجتماعی و سرمایه اجتماعی دارد و چگونه می‌توان این تأثیرات را کاهش داد؟ واقعیت اینست که سیاست در جامعه ما توده‌ای شده! به این معنا که عموم مردم نسبت به مسائل سیاسی حساسیت دارند و مخصوصاً در انتخابات با علاقه موضوع را دنبال می‌کنند و متعاقباً مشارکت بالایی هم دارند. این میزان از مشارکت در یک جامعه توسعه‌یافته کمتر است و معمولاً نرخ مشارکت سیاسی در حدود ۵۰ درصد و گاه کمتر است و بسیاری از مردم به مسائل سیاسی توجهی ندارند و سیستم چنان کار خودش را می‌کند که برای بسیاری از مردم واقعاً فرقی ندارد که چه کسی نماینده مجلس و یا رئیس‌جمهور باشد و هرکسی که باشد نیازهای بسیاری از مردم از مسیر طبیعی خویش قابل‌حل است. حال اگر بپذیریم در سطح ملی، بالا بردن مشارکت سیاسی مهم است ولی آیا به این سؤال اندیشیده می‌شود که این مشارکت بالا در مناطق با ساختار قبیله‌ای به چه قیمتی حاصل می‌شود؟ آیا می‌دانیم این مشارکت بالا به قیمت فرسایش سرمایه اجتماعی پیوندی و تعمیق شکاف‌های اجتماعی وترمیم ناپذیری آن‌ها به دست می‌آید؟ بنابراین اگر چنین است چه راهکاری برای آن می‌توان پیدا کرد؟ انتخابات و شکاف‌های جغرافیایی و محلی: سیاست و انتخابات در جامعه ما بسیار معنادار شده و شیوه مشارکت مردم تا حد زیادی نیز جنبه آسیب‌شناختی پیداکرده؛ به‌عنوان مثال از روابط زن و شوهر و خواهر و برادر در یک خانواده بگیریم تا روابط همسایگی و روابط طایفه‌ای تا روابط محله‌ای و حتی شهرستان‌ها باهم به‌شدت تحت تأثیر انتخابات قرار گرفته است. این اختلاف بین افراد در جامعه‌ای که فاقد مدارای اجتماعی برای تحمل اختلافات بوده و با کمترین اختلاف با همدیگر قهر نموده و یا کار به تنش و درگیری می‌رسد بسیار نگران‌کننده است. شکاف جغرافیایی یکی از شکاف‌های اجتماعی فعال در انتخابات است افزود: در حوزه‌های انتخاباتی که یک نماینده برای ۲ شهر وجود دارد این شکاف بسیار فعال می‌شود به این صورت که ساکنان هر شهر بر داشتن کاندیداهای بومی خود و تقابل با کاندیدای غیربومی تأکید می‌ورزند و این موضوع باعث پررنگ شدن شکاف جغرافیایی می‌شود. ساکنان این شهرها نوعی احساس تبعیض در درون خود دارند و فکر می‌کند هر نماینده‌ای که از طرف مقابل انتخاب شود در حق آن‌ها ظلم خواهد کرد و این دوگانه ظالم و مظلوم بر شکاف بومی و غیربومی سایه افکنده و باعث می‌شود افراد با شدت بیشتری به گرد کاندید بومی خویش بچرخند. انتخابات؛ شکاف‌های محلی و مناطق روستایی: دکترمجتبی ترکارانی رئیس انجمن جامعه‌شناسی لرستان با اشاره به شکاف‌های محله‌ای در انتخابات گفت: این شکاف معمولاً در روستاها بین محلات برقرار می‌شود و ساکنان یک روستا یا قسمتی از روستا بنا به دلایلی خاصی حامی یک کاندیدا و قسمتی از روستا و یا روستای مجاور حامی کاندیدای دیگری می‌شوند و این مرز کشی‌های سیاسی معمولاً گاهی تابع اختلافات گذشته است.


  • بنگاه معاملات آراء

    متأسفانه تجارت «خریدوفروش رأی» به دلیل فقدان نگاه جامع چندان شناخته شده نیست و علی‌رغم اینکه مقامات قضایی قول برخورد را داده بودند کماکان شاهد خریدوفروش رأی (البته به‌صورت زیرپوستی و نامحسوس) هستیم! فلذا لزوم سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در خصوص هدفمند ساختن فرایند خریدوفروش آراء و گذار از خریدوفروش سنتی و ایجاد سازوکار نوین در اصلاح معاملات انتخاباتی بیش‌ازپیش ضروری به نظر می‌رسد. چرا که در حال حاضر این خرید و فروش به صورت غیر رسمی و خارج از عرف تجارت عمومی و گلاب به رویتان حتی در تاریکی شب صورت می‌گیرد که علاوه بر پائین آوردن منزلت و جایگاه رأی، کلیت این تجارت نیز زیر سؤال می‌رود. فروش رأی به نمایندگان چند کاندیدا، عدم امکان خریدوفروش رأی در روزهای قبل از انتخابات، مشخص نبودن مظنه واقعی رأی، دلال‌بازی و ایجاد قیمت حبابی در برخی از ساعات شبانه‌روز، نبود سازوکار مناسب جهت اطمینان از دادن رأی به فرد موردنظر و...از جمله ایرادات ساختاری نبود قانون مدون خرید و فروش آراء می‌باشد. فلذا با توجه به حساسیت و اهمیت رای در سرنوشت شهروندان و به منظور جلوگیری از ورود پول‌های کثیف به بازار رأی و ایجاد شفافیت و مظنه واقعی قیمت آراء، چند پیشنهاد کاربردی و عملی در این خصوص ارائه می‌شود: الف) ایجاد بنگاه معاملات آراء: بدون شک اولین گام در یک معامله منطقی، آگاهی از شرایط عمومی و اختصاصی معامله است. پیشنهاد می‌شود بنگاه‌هایی در خصوص خریدوفروش آراء تأسیس شود تا افراد در شرایط عادی و در نهایت سلامت خاطر تصمیم‌گیری کنند و پس از قیمت‌گذاری مناسب نسبت به واگذاری رأی خود اقدام نمایند. تحت این شرایط علاوه بر جلوگیری از فروش رأی به چند کاندیدا، زمینه سودجویی و افزایش نامتعارف قیمت رأی به‌ویژه در ساعات پایانی روز انتخابات برچیده می‌شود. ب) پیش‌فروش رأی: با توجه به تغییر شرایط اقتصادی در موقعیت‌های مختلف و تغییر قیمت جهانی برخی کالاها، پیشنهاد می‌شود زمینه پیش‌فروش رأی فراهم شود تا پس از تعیین قیمت نهایی رأی، افراد بتوانند رأی خود را به قیمت واقعی عرضه کنند و در حق کسی اجحاف نشود. پ) ایجاد اشتغال: با وجود بیکاری گسترده در سطح کشور، ساماندهی مقوله «خرید و فروش رأی» باعث ایجاد شغل در سطح وسیع می‌شود. ایجاد بنگاه‌های معاملات رأی و رأی یابی، ایجیت یا کارگزار رای، رأی نویس یا همراه به‌منظور اطمینان از درج نام کاندیدای موردنظر در برگه تعرفه و...از جمله مشاغل جدید قابل پیش‌بینی در این رویکرد محسوب می‌شوند. ت) توجه به خرده‌فرهنگ‌ها: به جرات می‌توان در سال‌های اخیر ما نتوانستیم به دایره ضرب‌المثل‌های فارسی، ضرب‌المثل جدید اضافه کنیم. با راه‌اندازی سیستم خریدوفروش رأی می‌توانیم در حوزه ادبیات نیز ساختارشکنی کنیم و ضرب‌المثل‌های جدیدی نظیر «هر که پولش بیش، رأی اش بیشتر» و...بسازیم! وحید حاج سعیدی/ سایت یافته


  • کار نماینده قانون‌گذاری است نه دخالت در ادارات دولتی!

    چنانچه وظایف نمایندگان را بشناسیم به آن‌ها اجازه نمی‌دهیم که هرکاری که در استان انجام‌شده را به خود نسبت دهند و با شرکت در مراسم‌های کلنگ زنی و افتتاحیه‌های غیر مربوط، انجام این کارها را، نتایج تلاش‌های خودشان نشان دهند. یک نماینده وظیفه آب‌رسانی و گازرسانی و...به روستاها را ندارد و حل مشکلات جاده‌ای به آن‌ها مربوط نیست و دستگاه‌های ذی‌ربط‌اند که در این باره مشغول‌اند و خدماتی را که وظیفه‌شان است به مردم ارائه می‌دهند. در بسیاری از موارد دیده شده که مردم یک روستا از این که نماینده‌شان در افتتاحیه گازرسانی به آن جا شرکت داشته انجام این کار را به او نسبت داده‌اند و همین کار را دلیل حمایتشان از وی اعلام می‌کنند. در واقع همین نبود آگاهی برخی افراد باعث شده که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تمام زورشان را بزنند تا رضایت مردم را با انجام همین کارهای پیش پا افتاده به دست آورند و همین کارها، تضمینی برای بقایشان در مجلس برای دوره‌های بعدی باشد. حتی برخی نمایندگان استان‌های مختلف برای تصویب طرح‌هایی که اصلاً توجیه اقتصادی ندارند و فقط موجب رضایت قشر خاصی از حوزه انتخابی‌شان می‌شود و بسیار به چشم می‌آید به هر دری می‌زنند و بعد از تصویب آن‌ها و گرفتن ردیف بودجه، تازه کارشناسان در مورد بی‌خود بودن این طرح‌ها اظهارنظر می‌کنند و حتی در برخی موارد ساخت آن‌ها در نیمه‌راه نیز متوقف می‌شود، متأسفانه در حال حاضر شرایط مجلس به‌گونه‌ای است که برخی نمایندگان ابتدا مصوبه و ردیف بودجه را می‌گیرند آنوقت کار کارشناسی برای بررسی طرح آغاز می‌شود؛ و در این بین، فقط بودجه و زمان زیادی به هدر رفته می‌رود که جاده کوهدشت- مسجدسلیمان و الشتر- بروجرد و ساخت برخی سدها و...از جمله آن‌هاست. نفوذ نمایندگان در ادارات بسیار جدی است!!! انتخاب مدیر و دخالت در تعویض معاونین و تحمیل نیرو به ادارات باعث شده که در برخی دستگاه‌های دولتی با ازدیاد نیرو مواجه شوند و شایسته‌سالاری راهی در سیستم اداری نداشته باشد و حتی برخی مدیران با کوچک‌ترین اصطلاحات تخصصی حوزه کاریشان آشنایی نداشته باشند و نتوانند یک مصاحبه کوتاه بدون حضور نیروی کمکی با خبرنگار داشته باشند. گاه نفوذ نمایندگان استان در کار دستگاه‌های دولتی تا حدی اوج گرفته که شنیده‌شده که کارمندان فلان اداره به سفارش یکی از نمایندگان وقت، باید برای تعویض روغن اتومبیلشان به یک تعویض‌روغنی خاص مراجعه کنند. لزوم بازنگری قانون‌های قدیمی بودجه: در شرایطی که قانون بودجه کشور مربوط به سال 1351 است و بازنگری آن با توجه به تغییرات چشمگیر وضعیت مملکت در طول این سال‌ها ضروری به نظر می‌رسد و هنوز هم قانون‌های آزمایشی وجود دارند که 20 سال است که اجرا می‌شوند برخی نمایندگان قانون گذار ما در مجلس شورای اسلامی فقط به دنبال سفت کردن جای پایشان و ایجاد کانال‌هایی برای انجام کارهایی در راستای اهداف شخصی‌شان هستند و انگار هدف دیگری ندارند. در طول سال‌های گذشته هنوز مشاهده نشده که نماینده‌ای از استان به سازمان دیوان محاسبات مراجعه و خواستار مطالعه عملکرد دستگاه‌های استان باشند این در حالی است که دیوان محاسبات را چشم مجلس عنوان می‌کنند و پیوستگی این دو می‌تواند در قانونمند بودن فعالیت دستگاه‌های دولتی بسیار تأثیرگذار باشد و نماینده می‌تواند از این طریق نحوه هزینه شدن بودجه و قانون‌مندی ادارات را تحت نظر داشته باشند. وقت آن رسیده که مردم ما با شعور و آگاهی اجتماعی و سیاسی‌شان اجازه ندهند که کاندیداها با دادن وعده‌های سرخرمن یک کرسی از مجلس را در شرایطی که توانایی قانون‌گذاری را ندارند اشغال کنند. مطالبات ما از نمایندگان باید بیش از ایجاد شغل سفارشی باشد ما در قبال نسل‌های آینده مسئولیم. باید پاسخ دهیم که چرا سال‌ها پیش پتروشیمی استانمان به استان مرکزی منتقل شد!؟ چرا پروژه قمرود در میان سکوت مسئولان وقت اجرا شد؟! چرا حقابه استان را از پروژه قمرود ضایع شد؟! چرا دو سد در یک حوضه آبریز ساخته شد و حقابه سد مروک کجا رفت؟! چرا دهکده المپیک به یک سالن ورزشی به نام المپیک تبدیل شد؟! سرنوشت کارخانه پارسیلون، یخچال سازی، سیمان، نیروگاه برق و...به کجا رسید؟! چرا هر که از راه می‌رسد پروژه راه‌آهن را به خود اختصاص می‌دهد؟! دیگر زمانی برای شنیدن وعده‌های دروغ نداریم دیگر ایجاد کارناوالی از دروغ در سطح شهر و دست و هورا کشیدن برای دروغ‌های ساده‌لوحانه کاندیدها بس است بیایید به شعور خودمان احترام بگذاریم و اجازه ندهیم بازیچه دست افراد فرصت‌طلبی شویم که علاوه بر ایجاد مشکلاتی برای شهر بر حجم غده سرطانی برخی مدیریت‌های بی‌تدبیر شهرمان می‌افزایند بیایید قانون‌گذار به مجلس بفرستیم نه کار راه‌انداز! فاطمه دارابی _ پایگاه خبری یافته


  • دیوارهای سخنگو

    لرستان از دیرباز به دلایل متعدد طایفه‌ای، هیجانی، حس رقابت بالا و البته وفور مشکلات اقتصادی و امید به حل آن، حضور پرشور مردم را قبل و هنگام انتخابات تجربه کرده و تبلیغات انتخاباتی گیرا، بانشاط و گاها منحصربه‌فردی نیز دارد. از گستردن سفره‌های شام و نهار آن‌چنانی تا اجاره تالارهای شهر تا جایی که در فصل انتخابات یکی از دغدغه‌های زوج‌های جوان رزرو محل برگزاری مراسم آن‌ها است چراکه این مکان‌ها بیشتر و باقیمت‌های بالاتر در اختیار ستادهای تبلیغاتی و میتینگ‌های انتخاباتی قرار می‌گیرد. اما نکته مهم در تمامی این تبلیغات نادیده گرفتن قانون و دهن‌کجی به حقوق شهروندی است، قانون انتخابات بسیار شفاف و صریح در خصوص نحوه، زمان و چگونگی انواع شیوه‌های تبلیغات انتخاباتی اتمام‌حجت کرده است اما به نظر می‌رسد این مهم در اجرا دارای ضعف‌های بسیاری بوده و البته ضمانت اجرایی نیز ندارد. شاید اگر ضمانت اجرایی برای قانون تبلیغات انتخابات به‌ویژه در فصل ۵۶ این مقوله وجود داشت کاندیداها و هوادارانشان این‌گونه به قانون نمی‌تاختند و با این جسارت و سبک‌سری چهره شهر را به دفتر رنگارنگ کریه و خط‌خطی تبدیل نمی‌کردند. گذشته از هزینه‌هایی که این تبلیغات کثیف و این قانون‌شکنی‌ها برای شهرداری‌های فقیر لرستان به‌جای می‌گذارد، فرهنگ قانون مداری و قانون پذیری نیز با این‌گونه رفتارهای هیجانی تضعیف‌شده که نتیجه آن عدم احترام به حقوق شهروندی از طرف خود شهروندان است. نکته قابل‌توجه اینکه در تمامی ادوار انتخابات نسبت به تشکیل پرونده‌های تخلفاتی از جمله در حوزه تبلیغات، اطلاع‌رسانی و هشدار داده می‌شود اما مردم به دلیل حافظه کوتاه‌مدت در موارد سیاسی، خواستار و پیگیر نتایج این پرونده‌ها نمی‌شوند و از طرف به نظر می‌رسد در صورتی که پرونده‌های تخلف تبلیغاتی به سرانجامی هم برسند، مجازات نهایی آن‌چنان بازدارنده نبوده تا در دور بعد درس عبرتی برای عدم تکرار این رفتارهای غلط اجتماعی و سیاسی شود. این روزها که تب انتخاباتی بالا گرفته، تخلفات تبلیغاتی به‌ویژه نصب پوستر و کاروان‌های نمایش قدرت خودرویی نیز رفته‌رفته بیشتر و آشکارتر می‌شود که این موارد در شهرهای کوچک‌تر استان و حوزه‌های دوقطبی انتخاباتی شدت بیشتری دارد. در اغلب شهرستان‌های استان معابر و خیابان‌های شهر در قبضه اختیارات و کنترل نامزدها و هوادارانشان هستند تا جایی که بنرها و تصاویر بعضا چندمتری از سردر خانه‌ها و مغازه‌های شهر آویزان شده است. معابر، میدان، خیابان، بلوار و هرجایی که در این شهر به ذهن طرفداران رسیده مملو از پوستر و تصاویر در اندازه‌های مختلف است. علاوه بر دیوارهای سخنگو، کاروان‌های خودرویی همچنان موردتوجه کاندیداها می‌باشد چرا که بنا بر اصول روانشناسی گمان می‌رود هر فردی که نمایش قدرت بهتری داشته باشد تأثیرگذاری بیشتری نیز برای جلب نظر مردم دارد. به‌طور معمول در تمامی شهرهای لرستان با نزدیک شدن به پایان تبلیغات، قانون‌شکنی‌ها بیشتر شده و ستادهای تبلیغاتی هر آنچه در چنته دارند رو می‌کنند تا آخرین تلاش خود را برای ورود منتخبشان دریغ نکرده باشند و این روزها شهر و دیوارهای سخنگو پوسترها و دست‌نوشته‌های تبلیغاتی غیرمجاز را در سکوت قانون منعکس می‌کنند که بدون شک این روند در تقویت و تکرار این روش اشتباه برای ادوار بعد مؤثر خواهد بود. تولد دیوارهای سخنگو در سکوت قانون انتخابات: زهرا بابایی چگنی


  • تکرار عبرتها و خنده‌های تلخ

    انتخابات واژه‌ای است که اغلب در لُرستان مفهوم «خنده‌داری» پیدا می‌کند؛ چون هر ایل و طایفه‌ای درصدد این است که یک نفر ولو کم‌سواد و بی‌تجربه را به هر قیمتی شده به مجلس بفرستد تا بتوانند منافع خود را تأمین کنند. ماجرا از این قرار است که نسبت داشتن با یک نماینده مجلس خیلی مهم و کاربردی است. کسی که به هر نوعی به یک نماینده وصل باشد می‌تواند از مزایای مختلفی اعم از استخدام، رفع و رجوع امور اداری، دریافت مجوز و تسهیلات ویژه و...بهره‌مند شود و مهم‌تر از همه این‌ها قانون را هر جا که دلش بخواهد دور بزند. این رانت‌خواری و مزایای مختلف که فقط شامل کسانی می‌شود که نماینده موردحمایت آن‌ها به مجلس راه پیدا کرده باعث می‌شود مابقی مردم اهمیتی نداشته باشند و کسی به فکر مصالح و منافع‌شان نباشد. وقتی پارتی داشته باشید و گران‌فروشی کنید در زمان بازرسی نیروهای تعزیرات می‌توانید با یک تلفن از زیر سؤال و جواب و جریمه در بروید؛ می‌توانید بدون نوبت و معطلی به بهترین امکانات مراکز درمانی دست پیدا کنید. می‌توانید وام ازدواج خود را حتی اگر هزاران نفر در صف انتظار باشند در طول یک هفته دریافت کنید و...البته که باید به حال مردم خودخواهی که منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می‌دهند تأسف خورد، اما آیا این افراد که فقط منفعت خود را می‌بینند و به فکر قوم و قبیله خود هستند به این فکر نمی‌کنند که بقیه طایفه‌ها که نماینده آن‌ها رأی نیاورده چه گناهی کرده‌اند که باید طعم این ناعدالتی‌ها را بچشند؟ رای دهندگان محترم؛ مگر قول صریح خدای یکتا را نشنیده‌اید که می‌فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر اینکه خودشان را تغییر دهند». بدانید تا زمانی که انتخابات این‌چنینی داشته باشیم و نگاه ما معطوف به منافع شخصی باشد هرگز مشکلات استان حل نمی‌شود و هر روز بیش از پیش به قهقرا می‌رویم. یک عمر است که بر مبنای طایفه‌گرایی و سیاسی بازی رأی دادیم ولی وضعیت جامعه تغییر بدتر از گذشته شد. به‌خاطر وجود برخی مدیران ناکارآمد و نمایندگان بعضا" ناکارآمدتر هر روز در منجلاب بیکاری دست و پا می‌زنیم، یک‌بار برای همیشه بیایید این عادت غلط و سنت نامیمون را ترک کنیم و شایسته‌سالاری را ملاک انتخاب خود قرار دهیم چرا که برخی مدیران استان نیروهای همین نمایندگانی هستند که خودمان انتخاب کرده‌ایم. آن وقت خواهید دید که لرستان هم روی پیشرفت و توسعه را به خود می‌بیند و در غیاب اهرم نظارتی نمایندگان، مسئولان لرستان بهتر است به جای اینکه با احساسات جوانان بازی کنند، فکری به حال بیکاری آن‌ها بکنند تا جوانان لرستانی که در جستجوی کار، آواره کلان‌شهرها شده‌اند و یا در همین استان به دام اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی و مشکلات ناشی از فقر افتاده‌اند، از این منجلاب نجات پیدا کنند. واقعاً جای تأسف دارد برخی نمایندگان استان ‌ با چه رویی خود را پیروز انتخابات می‌دانند چرا در ایام دهه فجر به‌جای رونمایی از طرح‌های اشتغال‌زا، باید شاهد ژست‌ها و قاب عکس‌های مدیران در نمایشگاه سیل باشیم. امیدواریم که از تجربه‌های تلخ گذشته درس بگیریم تا دوباره به‌خاطر انتخاب‌های نابه‎جا، دچار حسرت و پشیمانی نشویم. لیلا سلیمانی/ شهاب آسمانی: تکرار عبرت‌ها و خنده‌های تلخ


  • پسوند طایفه‌ای و واپس‌گرایی اجتماعی

    پسوند طایفه‌ای و واپس‌گرایی اجتماعی؛ ️مریم کرمی (جامعه‌شناس): تفکر ایلیاتی با باورهایی چون: ایل هویت، ریشه و خاستگاه من است. ایل پاسدارانده ارزش‌ها، منافع و آب و خاک من است. ایل محافظ من در مقابل حمله‌ی دشمنان و مخاطرات طبیعی است؛ ریشه در زندگی قومی و شبانی هزاران ساله بشر دارد و در زمان و مکان مناسب کارکرد مثبت داشته و سبب اتحاد و انسجام اجتماعی در جوامع بدوی گشته‌است. درپی تغییرات شگرف جامعه امروزی چون شهرنشینی، تقسیم کار و مدرنیزاسیون این نوع تفکر کارکرد خود را از دست داد و جامعه‌ی ایلیاتی مهاجر به شهر، مبتلا به تاخر فرهنگی گشته به‌طوری که فرهنگ مادی چون رشد صنایع و دسترسی به ابزار از فرهنگ غیرمادی یا به عبارتی ارزش‌ها و سنت‌ها پیشی گرفت. با کاهش کارکرد تفکرات ایلیاتی و عدم تناسب آن با سبک زندگی شهری شاهد نوعی تعارض و شکاف بین سبک زندگی مادی و فرهنگ غیرمادی هستیم و عوارض آن دامن‌گیر جوامع درحال توسعه گشت و روند توسعه و تغییر و تشکیل جامعه مدنی را کند نمود. این تضاد در زمان انتخابات بیش از هر زمان دیگری نمایان و سبب آسیب‌هایی به روند دموکراسی می‌شود؛ از جمله مهم‌ترین آسیب‌های این نوع تفکر می‌توان موارد زیر را برشمرد: تفکر ایلیاتی و انزوای نخبگان: زمانیکه اولویت انتخاب بر اساس هم‌خونی و هم‌تباری باشد دایره‌ی انتخاب محدود و صرفاً افراد درون گروه که احتمالا توانمند هستند، دیده می‌شود و فرصتی جهت دیدن دیگر افراد نخبه داده نمی‌شود چرا که گزینش صرفا درون‌گروهی است. تفکر ایلیاتی وافق دید محدود: تعصب و نگرش درون‌گروهی سبب می‌شود افق دید و عمل ما صرفا به اندازه‌ی جعرافیای ایل و طایفه و زبان مادری باشدو این امر ایجاد فرصت جهت گفت‌وگو و تعامل برون‌گروهی را کاهش می‌دهد. تفکر ایلیاتی وافول مطالبات در سطح خرد: جامعه‌ محدود به خط کشی به دور افراد ویژه توانایی کنش‌گری در سطح میانه و کلان را نخواهد داشت و خواسته‌هایش در چارچوب و قامت خواسته‌های ایلی و طایفه‌ای و درون‌گروهی محدود می‌شود و فرصت تفکر ملی و یا جهانی را به خود نمی‌دهد. تفکر ایلیاتی و کاهش تعامل وگفت‌وگو: لازمه‌ی گفتمان و تعامل درون‌گروهی و برون‌گروهی تحمل افکار، عقاید و خواسته‌هایی برخلاف چارچوب فکری ماست. در اوج تعصب ایلیاتی به‌دلیل باور به گفتمان درون‌گروهی فرصت دیدن و شنیدن گفتمان‌های غیرخودی را از خود سلب می‌کنیم. تفکر ایلیاتی و تشدید رقابت منفی: در رقابت منفی افراد با انگ‌زنی و تخریب رقیب سعی در حذف رقیب دارند با تشدید تعصبات قومی و قبیله‌ای گرایش به انجام امور نامتعارف جهت حذف رقیب به‌دلیل وابستگی نامتعارف به قوم و طایفه افزایش می‌یابد. تفکرات ایلیاتی و تشدید درگیری‌های طایفه‌ای: تفکری که ناشی از خود برتر بینی و دیده نشدن دیگر اقوام و گروه‌ها خارج از دایره‌ی محدود ایل و طایفه باشد هیچ‌گونه حق و حقوق و موجودیتی برای دیگر اقوام و تشکلات قائل نیست و ممکن است این طرز تفکر به ایجاد تنش و درگیری منجر گردد. تفکر ایلیاتی و انزوای احزاب و سازمان‌های مردم‌نهاد: خصوصیت بارز جامعه توسعه‌یافته حضور پر رنگ و منسجم احزاب، سازمان‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها در کنشگری اجتماعی است. قدرت طوایف آفت احزاب و سازمان‌های مردم نهاد و رسانه‌هاست. تفکرات ایلیاتی و بهره‌برداری فرصت‌طلبان: افراد فرصت‌طلبی که منافع آن‌ها در قبال طایفه‌بازی تامین می‌شود با دامن زدن به تعصبات قومی و قبیله‌ای بهره‌برداری شخصی فراوانی از پررنگ شدن حضور طوایف می‌برند لذا جهت تامین منافع شخصی به تعصبات و یا اختلافات طایفه‌ای دامن می‌زنند. به نظر می‌رسد بهترین راه ممکن جهت افول تفکرات ایلیاتی تقویت احزاب، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد باشد تا در سایه فعالیت مدنی این تشکلات زمینه‌ی رشد و توسعه‌ی متوازن و پایدار فراهم شود.


  • سلیمانی

    بوقلمون‌صفت نام داستان کوتاهی از چخوف نویسنده روسی است که در چند خط واضح، خط‌مشی زندگی بسیاری را به تصویر می‌کشد و نامش را بوقلمون‌صفت گذاشته. اینکه چرا در لغت‌نامه که جستجو می‌کنی در مقابل این کلمه نوشته‌اند رنگ عوض کردن، توضیحش در مقابل بوقلمون کمی سخت به نظر می‌رسد، هر چند واژه‌ای است جا افتاده و نیازی به کنکاش در مورد ریشه آن نیست اما در مورد کسانی که در موردشان به کار می‌رود پیدا کردن ریشه‌شان اندکی سخت است. البته این نوع رفتار در همه انسان‌ها کم‌وبیش هست، اما عموماً در کسانی که به دنیای سیاست وارد می‌شوند اندکی بیشتر است. یا شاید این‌طور باید گفت که تعداد بوقلمون‌ها در زمین سیاست در دنیا بیشتر از بقیه زمین‌هاست. اینکه انسان‌ها تغییر می‌کنند یک امر طبیعی و به‌غایت زیباست. انسان تنها با تغییر و تحول است که به کمال خواهد رسید. کسی با یک کتاب، با یک فیلم و با یک سفر ممکن است تغییر کند و کسی با یک دیدار، با یک جمله و. به‌هرحال انسان و روح انسانی هرلحظه در حال چرخش از مداری به مدار دیگری است و تا اینجای قضیه مشکلی وجود ندارد اما این تا جایی است که اصول ثابت انسانی و رعایت خود انسان در مرکز وجود داشته باشد، نه منافع خود شخص. هر زمان مرکزیت تغییر کند مدارها همه در جهتش تغییر می‌کنند و اینجاست که به فردی که هرلحظه و هر بار به طرفی می‌چرخد و خورشیدش عوض می‌شود و هم‌زمان قبله‌اش، بوقلمون سفت می‌گویند که چپ و راست و اصول و اصلاح برایش فرقی ندارد و نردبان توجیه برایش بلند نیست! هر وقت بخواهد می‌چرخد و می‌چرخد و نامش را تغییر داده به سیاست و خود را سیاستمدار می‌داند. او به فکر فرزند که هیچ که به فکر نوه و نتیجه هم هست، شاخک‌های تیزش تمام ارتعاشات عالم را می‌شنود و خوش به حالش است اگر احیاناً برادری داشته باشد و از یک ژن باشند که تمام این‌ها را در دو ـ سه و یا بیشتر باید ضرب کرد تا دنیای سیاسیِ شهری قبیله گرا را درک کنی و مردان سیاستش را دست‌کم نگیری که هر بار معجزه‌ای در آستین دارند و ید بیضایشان را فقط در روز بعد انتخابات رومی کنند تا نشان دهند مرد سیاست دهنش قرص است! جالب اینجاست که برای اینان هیچ‌وقت شکستی در کار نیست، چون همیشه رفیق برنده بوده‌اند. در روزهای نزدیک به انتخابات مجلس یازدهم قلم‌ها هم برمدار افراد می‌چرخد نه بر مدار انسان و سخت است که از مذهب بگویی که به جایی می‌چسبی و سخت است که از تئوری‌های سیاست و اخلاق بگویی که به‌جای دیگری می‌چسبی! نویسنده: جواد سلیمانی


  • دفاع کورکورانه از عقاید غلط

    هیچ موجودی در زمین، بیشتر از انسان همنوعانش را قضاوت نمیکند و همنوعانش را به خاک و خون نمیکشد. آدم فاسد، فاسد است. چه متظاهر به دین باشد و چه نباشد. از این گذشته، کسیکه از ترس تنبیه شدن و به اصطلاح "جزا دیدن" بدست کارگزاران و مأموران خداوند، تن به رعایت برخی موازین اخلاقی میدهد، نه دین دارد و نه اخلاق. چون دلیل کار وی ترس از قدرت است نه پایبندی به شرافت و اصول اخلاقی! همین قیاس در مورد طمع رسیدن به بهشت موعود با لذتها و نعمت هایش هم صادق است. اگر این چنین است، پس هرگز نیازی ندارم با تهدید جهنم با اخلاق باشم...قرن سیزده میلادی طاعون در اروپا شایع شد کلیسا آنرا نشانه گناه یهودیان دانست دوازده هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند. بقیه مردم را طاعون کشت. پایان قرن شانزده برای مدتی جراحی ممنوع شد. پاپ معتقد بود که‌ روز رستاخیز قطعات بدن نمی‌توانند یکدیگر را پیدا کنند! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مُردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود! قرن هفده ادعا شد لمس استخوان‌های یک قدیس در فلورانس باعث شفا می‌شود زیست‌شناسی تصادفی کشف کرد که استخوان یک بز است اما استخوانها همچنان شفا می‌داد! انسانها نادان به دنيا مى آيند نه احمق! آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند! بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسانها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است! هیچ مگسی در اندیشه فتح ابرها نیست و هیچ گرگی، گرگ دیگر را به خاطر اندیشه اش نمیکشد! هیچ کلاغی به طاووس، رشک نمیبرد و قناری میداند قار قار هم شنیدن دارد! هیچ موشی به فیل بخاطر بزرگی اش حسادت نمیکند؛ و زنبور میداند که گل، مال پروانه هم هست و رودخانه به قورباغه هم اجازه خواندن میدهد! کوه از مرگ نمیترسد و هیچ سنگی به سفر فکر نمیکند...زمین میچرخد تا آفتاب به سمت دیگری هم بتابد و خاک در رویاندن، زشت و زیبا نمیکند!


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • اقتصادان کارآفرین به مجلس بفرستیم

    چنانچه وظایف نمایندگان را بشناسیم به آن‌ها اجازه نمی‌دهیم که هرکاری که در استان انجام‌شده را به خود نسبت دهند و با شرکت در مراسم‌های کلنگ زنی و افتتاحیه‌های غیر مربوط، انجام این کارها را، نتایج تلاش‌های خودشان نشان دهند. یک نماینده وظیفه آب‌رسانی و گازرسانی و...به روستاها را ندارد و حل مشکلات جاده‌ای به آن‌ها مربوط نیست و دستگاه‌های ذی‌ربط‌اند که در این باره مشغول‌اند و خدماتی را که وظیفه‌شان است به مردم ارائه می‌دهند. در بسیاری از موارد دیده شده که مردم یک روستا از این که نماینده‌شان در افتتاحیه گازرسانی به آن جا شرکت داشته انجام این کار را به او نسبت داده‌اند و همین کار را دلیل حمایتشان از وی اعلام می‌کنند. در واقع همین نبود آگاهی برخی افراد باعث شده که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تمام زورشان را بزنند تا رضایت مردم را با انجام همین کارهای پیش پا افتاده به دست آورند و همین کارها، تضمینی برای بقایشان در مجلس برای دوره‌های بعدی باشد. حتی برخی نمایندگان استان‌های مختلف برای تصویب طرح‌هایی که اصلاً توجیه اقتصادی ندارند و فقط موجب رضایت قشر خاصی از حوزه انتخابی‌شان می‌شود و بسیار به چشم می‌آید به هر دری می‌زنند و بعد از تصویب آن‌ها و گرفتن ردیف بودجه، تازه کارشناسان در مورد بی‌خود بودن این طرح‌ها اظهارنظر می‌کنند و حتی در برخی موارد ساخت آن‌ها در نیمه‌راه نیز متوقف می‌شود، متأسفانه در حال حاضر شرایط مجلس به‌گونه‌ای است که برخی نمایندگان ابتدا مصوبه و ردیف بودجه را می‌گیرند آنوقت کار کارشناسی برای بررسی طرح آغاز می‌شود؛ و در این بین، فقط بودجه و زمان زیادی به هدر رفته می‌رود که جاده کوهدشت- مسجدسلیمان و الشتر- بروجرد و ساخت برخی سدها و...از جمله آن‌هاست. نفوذ نمایندگان در ادارات بسیار جدی است!!! انتخاب مدیر و دخالت در تعویض معاونین و تحمیل نیرو به ادارات باعث شده که در برخی دستگاه‌های دولتی با ازدیاد نیرو مواجه شوند و شایسته‌سالاری راهی در سیستم اداری نداشته باشد و حتی برخی مدیران با کوچک‌ترین اصطلاحات تخصصی حوزه کاریشان آشنایی نداشته باشند و نتوانند یک مصاحبه کوتاه بدون حضور نیروی کمکی با خبرنگار داشته باشند. گاه نفوذ نمایندگان استان در کار دستگاه‌های دولتی تا حدی اوج گرفته که شنیده‌شده که کارمندان فلان اداره به سفارش یکی از نمایندگان وقت، باید برای تعویض روغن اتومبیلشان به یک تعویض‌روغنی خاص مراجعه کنند. لزوم بازنگری قانون‌های قدیمی بودجه: در شرایطی که قانون بودجه کشور مربوط به سال 1351 است و بازنگری آن با توجه به تغییرات چشمگیر وضعیت مملکت در طول این سال‌ها ضروری به نظر می‌رسد و هنوز هم قانون‌های آزمایشی وجود دارند که 20 سال است که اجرا می‌شوند برخی نمایندگان قانون گذار ما در مجلس شورای اسلامی فقط به دنبال سفت کردن جای پایشان و ایجاد کانال‌هایی برای انجام کارهایی در راستای اهداف شخصی‌شان هستند و انگار هدف دیگری ندارند. در طول سال‌های گذشته هنوز مشاهده نشده که نماینده‌ای از استان به سازمان دیوان محاسبات مراجعه و خواستار مطالعه عملکرد دستگاه‌های استان باشند این در حالی است که دیوان محاسبات را چشم مجلس عنوان می‌کنند و پیوستگی این دو می‌تواند در قانونمند بودن فعالیت دستگاه‌های دولتی بسیار تأثیرگذار باشد و نماینده می‌تواند از این طریق نحوه هزینه شدن بودجه و قانون‌مندی ادارات را تحت نظر داشته باشند. وقت آن رسیده که مردم ما با شعور و آگاهی اجتماعی و سیاسی‌شان اجازه ندهند که کاندیداها با دادن وعده‌های سرخرمن یک کرسی از مجلس را در شرایطی که توانایی قانون‌گذاری را ندارند اشغال کنند. مطالبات ما از نمایندگان باید بیش از ایجاد شغل سفارشی باشد ما در قبال نسل‌های آینده مسئولیم. باید پاسخ دهیم که چرا سال‌ها پیش پتروشیمی استانمان به استان مرکزی منتقل شد؟ چرا پروژه قمرود در میان سکوت مسئولان وقت اجرا شد؟ چرا حقابه استان را از پروژه قمرود ضایع شد؟ چرا دو سد در یک حوضه آبریز ساخته شد و حقابه سد مروک کجا رفت؟ چرا دهکده المپیک به یک سالن ورزشی به نام المپیک تبدیل شد؟ سرنوشت کارخانه پارسیلون، یخچال سازی، سیمان، نیروگاه برق و...به کجا رسید؟ چرا هر که از راه می‌رسد پروژه راه‌آهن را به خود اختصاص می‌دهد؟ دیگر زمانی برای شنیدن وعده‌های دروغ نداریم دیگر ایجاد کارناوالی از دروغ در سطح شهر و دست و هورا کشیدن برای دروغ‌های ساده‌لوحانه کاندیدها بس است بیایید به شعور خودمان احترام بگذاریم و اجازه ندهیم بازیچه دست افراد فرصت‌طلبی شویم که علاوه بر ایجاد مشکلاتی برای شهر بر حجم غده سرطانی برخی مدیریت‌های بی‌تدبیر شهرمان می‌افزایند بیایید قانون‌گذار به مجلس بفرستیم نه کار راه‌انداز!


  • اسد امیرپور

    اسد امیر پور: هر که آمد در لُرستان بار خود پیچید و رفت _ بر لُرستانی ساده زیر لب خندید و رفت / هر رییسی که ز ثبت آمد روزی روی کار _ از پی تضییع حق مالکین کوشید و رفت / با پلاک اصل و فرع و حیله های مختلف _ گوشت و پوست یک به یک الوار را بلعید و رفت / با تحیر شو دمی خیره به عمال طرق _ هر رییس و هر مباشر پولها دزدید و رفت / این مظالم جمله انجام وظیفه نام داشت _ هر کس آمد چون کنه بر پای لُر چسبید و رفت / احمدآقا آن امیر مقتدر در بدو امر _ مدتی با مردم غیور لُر جنگید و رفت / روی کار آمد ز بعد وی خزاعی قصاب _ با جنایت، کار آن فرمانده انجامید و رفت / هر کجا آزاده مرد شیرگیری داشتیم _ دستهایش را به خون پاکش آلایید و رفت / نوبت فرماندهی زآن پس به شاه بختی رسید _ گوشت یا بوزیر دندان لقمه ها جوید و رفت / گیگو آن سرهنگ خون آشام آسوری نژاد _ هستی اولاد صید مهدی ز بن چاپید و رفت / دیدی آخر شیر محمد با رحیم نیک نفس _ حین خدمت چوبه های دار را بوسید و رفت / بین آنها نیز بودند کسانی مفت خور _ هر یک از این خوان یغما کاسه ها لیسید و رفت / یک دو روزی…راهش به مجلس باز شد _ بی نوا از بیسوادی روی برتابید و رفت / ما هم اندر مجلس شورا وکیلی داشتیم _ پنج دوره شد وکیل و کس از او نشنید و رفت / مزرعه باشد جهان، اولاد آدم چون علف _ عاقبت بینی که اندک مدتی خشکید و رفت.


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • چرا لُرستان رکورددار نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد است؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.


  • جغرافیای فکری

    جغرافیای فکری: در جهان امروز،《جغرافیای فکری》مهم‌تر از جغرافیای سرزمینی است. در عین حال، انزوای فکری بدتر از انزوای جغرافیایی است. جغرافیای فکری شامل همه اقشار می‌شود: مهندس، پزشک، استاد، کارآفرین، نماینده مجلس، صنعت‌گر، مدیر، معلم و بانک‌دار. اما شعاع جغرافیای فکری افرادی که فکر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند از همه مهم‌تر است چون آن‌چه مستقیم مشاهده می‌کنند، تجربه می‌کنند و در معرض قرار می‌گیرند در استنباط و استنتاج آنان تأثیر جدی دارد. هر ورودی، خروجی خود را دارد. از افرادی که اتصالات محدود (Connectivity) دارند، انتظار تغییری هم نیست. تنها عنصری که می‌تواند املاح ته‌نشین شده‌ی ذهن را تکان دهد، افزایش شعاع دایره‌ی زندگی، تعامل و یادگیری است. در چه شرایطی کودک زیر ده سال زبان می‌آموزد، شنا یاد می‌گیرد و با موسیقی آشنا می‌شود؟ وقتی‌که شعاع فکر پدر و مادر، حداقل سی سال را در بر گیرد. از کودک شش ساله انتظاری نیست که به اتکاء خود شنا بیاموزد. تاریخ اقتصادی اروپا به وضوح معرف این واقعیت است که "فرصت اتصالات" به کشورهای دیگر و حتی قاره‌های دیگر، زمینه‌ساز بزرگ‌تر شدن افق فکری و جغرافیای فکر کارآفرینان شد. معاشرت و تبادل نظر با افراد تکراری و ثابت، شعاع فکر را نیز با زنجیر قفل و متوقف می‌کند. بی‌دلیل نیست در دانشکده‌های مختلف دانشگاه‌های کلیدی جهان، همیشه چند نفر《استاد مهمان》از کشورهای دیگر حضور دارند، تا شعاع فکر دانشجو و اساتید وسیع‌تر شود. چگونه یک فرد، شرکت، بنگاه، محقق، مهندس، پزشک، نماینده، مدیر یا کارآفرین دائما می‌تواند جغرافیای فکر خود را گسترش دهد؟ با افراد جدیدی که معاشرت می­کند، از سیستم‌ها و تشکیلاتی که بازدید می‌کند، از بیوگرافی و تجربیات جدیدی که مطالعه می‌کند و از《فکر جدیدی》که باید شعاع اندیشه را همواره گسترش دهد. روان‌شناسان اجماع دارند که انسان ۹۰ درصد آن‌چه می‌گوید و بدان عمل می‌کند از ناخودآگاه (Unconscious) اوست. اگر در رسوبات ناخودآگاه، تشکیک نشود، خانه‌تکانی نشود، سؤال نشود، داده‌های نوین وارد نشود، نباید منتظر خروجی جدید بود. در دانشگاه‌های معتبر جهان رسم است، هر پنج سال اساتید به《فرصت مطالعاتی》بروند و از محیط دائمی خود دور شوند و یکسال در معرض تحقیق جدید، اندیشه‌های جدید، پاسخ‌های جدید و بلکه سؤال‌های جدید قرار بگیرند و شعاع فکری خود را توسعه بخشند. شاید کلیدی‌ترین خدمتی که یک دولت نسبت به مردم خود و به پرسنل خود و به‌خصوص پرسنل سیاسی و امنیتی خود می‌تواند عرضه کند، این است که《فرصت‌های مقایسه》را برای آن‌ها فراهم آورد و شعاع دوایر فکری آن‌ها را وسیع‌تر کند. انزوای سیاسی به‌تدریج توهم می‌آورد. انزوای فکری، فقر و انزوای معاشرتی، هر دو؛ توهم و فقر. |دکتر محمود سریع‌القلم|


  • جورج کارلین

    جرج کارلین: حکومت می‌خواهد به شما بگوید چیزهایی را که نمی‌توانید بگویید چون خلاف قانون هستند، یا نمی‌توانید بگویید چون خلاف مقررات هستند، یا این چیزی است که نمی‌توانید بگویید چون یک راز است. نمی‌توانید آنرا به او بگویید بخاطر اینکه او نگفته که می‌خواهد آنرا بداند. حکومت می‌خواهد اطلاع‌رسانی را کنترل کند و زبان را کنترل کند چرا که با آن روش می‌توان افکار را کنترل کرد، و اساساً هدفشان آن است. هدف مذهب هم همان است. ️مذهب چیزی جز کنترل ذهن نیست. مذهب فقط تلاش می‌کند ذهن شما را کنترل کند، افکار شما را کنترل کند، بنابراین چیزهایی را که نباید بگویید بخاطر اینکه گناه هستند مشخص می‌کنند؛ و اضافه بر آن با گفتن چیزهایی که نباید بگویید، مذهب می‌خواهد چیزهایی را که باید بگویید را هم مشخص کند؛ اینها اولین چیزهایی است که وقتی صبح بیدار شدید باید بگویید؛ اینها چیزهایی است که شب درست قبل از خواب باید بگویید؛ اینها چیزهایی است که همیشه در ماه آوریل بعد از ماه کامل در بهار وقتیکه زنگها به صدا در می‌آیند باید بگوییم. مذهب همیشه مطالبی را که شما باید بگویید مشخص می‌کند.



آخرین مقالات