چهار شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آسیب های طایفه گرایی برای منافع مردم لر

حس همبستگی طایفه ایی تا آنجا که در مسیر منطق و عقل و بدور از افراطی گری و کینه ورزی باشد و کلیت منافع مردم لر را در نظر بگیرد امری شایسته است، اما متاسفانه ...

آسیب های طایفه گرایی برای منافع مردم لر


 به گزارش خبرگزاری برنا از لرستان ،طوایف لر بعنوان ساختارهای خانوادگی و قبیله ایی منشعب از مردم لر ارزشمند و مورد احترام می باشند، اما آن گاه که افرادی نادان به شکلی برتری جویانه و لرستیزانه به تخریب، توهین و تمامیت خواهی عمل می نمایند چنان پتانسیل و ظرفیت قدرتمندی را به یک ابزار ضد منافع مردم لر تبدیل نموده و عموما می گوییم فرد فوق الذکر"طایفه گرا" است.

مطمئنا طایفه گرایی در یک بازه زمانی طولانی باعث اختلاف،کینه و دشمنی میان لرها خواهد شد و آنها را از یک انسجام جمعی در قبال منافع مشترک سرزمینی و هویتی خود دور می کند.

عقیده طایفه گراها مبتنی بر این است که انسان های شایسته تنها در میان طایفه خود بوده و شایستگان دیگر طوایف لر را به رسمیت نمی شناسند و بصرف غیرهم طایفه ای بودن شایستگی از آنها سلب می شود.

به عبارت دقیق تر فرد ناتوان و ضعیف خود را شایسته تر از افراد توانای دیگر لرتبار می دانند و قطعا این نوع نگرش به زیان لرها منجر خواهد شد.

غالبا هرگاه طایفه گراها به قدرت و جایگاه سیاسی می رسند بدنبال آنند که تنها افراد طایفه خود را جایگاه، پست و مقام دهند و تا آن جا که بتوانند به دنبال حذف و تخریب افراد شایسته دیگر طوایف می روند به علت آن که ممکن ست حضور آن افراد برای منافع شخصی و طایفه ایی شان آسیب زا باشد.

این گونه باعث می گردد که مردم لر از حذف انسان های شایسته خود که یا برخاسته از طوایف کم جمعیت اند و یا از طوایفی اند که علی رغم جمعیت بالای طایفه ایی، دیدگاه طایفه ایی ندارند زیان خواهند دید.

با شدیدتر شدن طایفه گرایی در میان یک جامعه انسانی قطعا جوامع غیرطایفه گرای همجوار هم به دنبال طایفه گرایی می روند و در نتیجه جنگ درون داخلی میان لرها شکل می گیرد.

در هرصورت و به هرشکلی طایفه گرایی مصائب بسیاری برای مردم لر دارد و دلسوزان هویت و فرهنگ لر باید که در این وادی قلم بزنند.

هرچند که در این میان بعضی فعالان قدیمی لر، طایفه گرایی را پتانسیل قدرتمندی از مردم لر دانسته و از آن ها به عنوان احزاب سنتی و خانوادگی یاد می کنند، نگارنده معتقدست که می بایستی با تشکیل نهادهای مدنی-قانونی-قومی لری در چهارچوب نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ترویج این دیدگاه که هیچ برتری میان مردم لر و شاخه های لر وجود ندارد و همه لرها با هم برادر و برابرند و فرزندان یک هویت اند به مقابله با طایفه گرایی و آسیب هایی که به جامعه لر می زند پرداخت.

همچنین می بایستی ملاک برتری افراد جامعه لر میزان تعهد شخص به منافع مردم لر باشد و نه تعداد جمعیت طایفه اش یا نسبت خویشاوندی اش با ما.

البته حس همبستگی طایفه ایی تا آنجا که در مسیر منطق و عقل و بدور از افراطی گری و کینه ورزی باشد و کلیت منافع مردم لر را در نظر بگیرد امری شایسته است، اما متاسفانه بسیار مشاهده می شود که افراد به شکلی برتری جویی و طایفه گرایانه به بیان رویدادهای تلخ و سیاه گذشته می پردازند و بدنبال ابراز تشدید کینه ها و احیای دوباره دشمنی های تاریخی خود هستند و این موضوع به قیمت نابودی لر و مطرح شدن خود انجام می شود.

با مشاهده و توجه به جوامع هموطن ایرانی دیگر که از ساختارهای طایفه ای دور شده و آن را کمرنگ نمودند و با تکیه بر ابزارهای مشترک زبانی و هویتی خود بدنبال بیشینه منافع برای مردم خود بوده اند و با انتقال این مفاهیم به جامعه لر می توان به سربلندی لر امیدوار بود.

همچنین حمایت و پشتیبانی از افراد در مسائل سیاسی، اجتماعی و انتخاباتی فارغ از شایستگی ها و تعهدات آنها نسبت به مردم لر و انتخاب اینها تنها بواسطه هم طایفه ایی بودن امری مذموم و ناشایست محسوب می گردد و به وحدت لرها آسیب وارد می کند.

قطعا طایفه گرایی در مردم لر زمینه حضور و نفوذ غیر لرها را در جامعه لرها امکان می دهد که با اثرگذاری خود مسیر اندیشه مردم لر را به سود منافع شخصی و جمعی غیر لری هدایت می کنند.

 

نویسنده: ابوالفضل بابادی شوراب

24 نظر

  • سیدا

    در عصر اتم و تکنولوژی , رویای جنون آمیز طایفه پرستی ,محصول مغزهای بیمار است.دیوانگانی که خویشتن را در آینه های بزرگنما می بینند و خود را بزرگ میپندارند اما فلسفه ی وحشیانه شان ناشی از جسمی ناتوان و مغزی نامتعادل است چون حریق تماشایی یک جنگل که هم باشکوه و هم ویران کننده است.میکروب مرگ آور طایفه نگری به بسیاری از خواص سرایت کرده و مغزهای خام را , در نشعه ی خود بزرگ بینی فرو میبرد.


  • إسپی

    بومی گرایی آری ولی طایفه گرایی نه. نیروی تحصیلکرده بومی با موقعیت محلی آشنایی دارد و میتواند در قبول مسولیتها اعتماد عمومی را جلب کند و در بهره گیری از آنان در جهت توسعه و آبادانی و زدودن غبار محرومیتها گام بردارند.ترکها هیچوقت محروم از مدیران محلی نبوده و نیستند.درسالهای۶۰تا۶۵ رییس جمهور_نخست وزیر_رییس دیوان عالی کشور_دادستان کل کشور و بسیاری از وزرا ترک بودند و در طول سالهای پس از انقلاب استانهای ترک زبان کاملأ با مدیریت بومی اداره شده اند.عدم بکارگیری مدیران محلی و بومی بیشتر در مورد لرها نمود دارد که نه تنها ایرانی اصیل هستند بلکه خود را صاحب واقعی ایران میدانند اما احساس میکنند که در صحنه منطقه ای و ملی کمتر در مدیریتها دخیل بوده اند.موضوعی که در حال حاضر قومیتها خواستار آن میباشند مشارکت در سطح ملی است و دلایل آن کاملا واضح است.ولی طایفه یعنی صورتبندی اجتماعی ناهمزمان با دنیای امروز…طایفه گرایی به زبان ساده چیزی همانند جنسیت گرایی و نژادگرایی است یعنی من در نگاهم به انسانهای دیگر قبل از آنکه به انسان بودن_هم زبان بودن_هم سرنوشت بودن آنها بیندیشم به نسبت خویشاوندی و جنسیت و نژاد آنها نگاه میکنم.واقعیت آن است که نمیتوان با این منطق در دنیای امروز زندگی و پیشرفت کرد.بی نظمی_تقدیرگرایی_زودباوری_گذشته گرایی_طایفه باوری_عدم مطالبه گری نمیگذارد دیارمان پیشرفت کند.مناطق لرنشین دچار توسعه نیافتگی متوازن است یعنی در تمام بخشها با یک عقبماندگی انباشته شده از سالهای قبل مواجه ایم.رویکرد نخبگان فکری ما کلان نگر نبوده و درک درستی از پارامترهای توسعه نداشتند.تا زمانیکه فرهنگ قبیلگی بازتولید شود و نیروهای شایسته سکاندار تصمیم سازیها نشوند مناطق لرنشین روی توسعه را به چشم نخواهند دید.جو حاکم فکری و پذیرش عمومی مردم در زمان قدیم مقتضی پذیرش طایفه بوده ولی امروزه دیگر کارکرد ندارد.بنظرم بزرگترین هنر ما سازگاری با مدرنیته و بهره بردن از ظرفیتهای دوره مدرن است.


  • حاتمی

    جامعه مناطق لرنشین اتمیزه و تقسیم شده بین ایلات و طوایفی که هر کدام به دنبال منافع گروهی خود هستند و جدا از هم عمل میکنند و به فکر منافع جمعی قوم لر نیستند. اتمیزه شدن اجتماع مردمان لر در زمان قاجار باعث شد که استبداد پذیری کلیت جامعه بالا برود. رفتارهای طایفه ای و گروه محور به جایی نمیرسد آنچه که موجد تغییر در جامعه میشود عمل آگاهانه با در نظر گرفتن نیازها و مطالبات بر حق همه اقشار و گروههای جامعه است. در رفتارهای طایفه ای_قبیله ای تأیید و رد افراد براساس ماهیت عمل آنان نیست , بلکه با توجه به وابستگی افراد به طایفه و قبیله این کار صورت میگیرد.حضرت علی (ع) میفرماید:اگر شایسته سالاری نباشد انسانهای ارزشمند و توانمند کنار میروند و امور به دست بی کفایتان می افتد و همین امر موجب تباهی مردم میشود. شایسته سالاری به نوعی در مقابل حکومت قبیله ای و خاندانی و فامیل سالاری قرار دارد.


  • زهتابی

    همانطوری که پیامبر اعظم برای برچیدن برخی رسوم جاهلی اعراب بدوی نظیر زنده به گور کردن دختران مبارزه میکرد , ما نیز باید ضمن آگاه سازی افراد طایفه گرا که از کودکی با شستشوی مغزی در خصوص انتظار برای دادن رأی طایفه ای رشد میکنند در این زمینه آموزش فرهنگی لازم و درست اعمال کنیم تا این قبیل افراد از حالت تحجر در دادن رأی به هم نام یا همخون تحت هر شرایطی خارج شوند. متأسفانه برخی مسؤلین و نخبگان صاحب قلم ما شعارهای جهانی میدهند اما در حد قبیله ای عمل میکنند. باید منافع منطقه ای_قومی را در نظر بگیریم و مطالبه گر حقوق حقه مان باشیم مطمعنأ با اتحاد و همدلی و عقلانیت میتوان معظلات اجتماعی همچون:فقر اقتصادی و بیکاری و مهاجرت را حل نمود.


  • کوشکی

    همیشه بزرگان و دانشمندان و سیاستمداران و سرداران بزرگ اغلب در ابتدای کار , شغلهای پست و عامیانه داشته اند مثل یعقوب لیث که رویگر بود و ماهی ۱۵ درم حقوق داشت یا نادرشاه که پوستین دوز بود یا کریمخان زند که زنبورک چی بود یا ساسانیان که چوپان و گله دار بودند یا سامان جد سامانیان شترداری میکرد. یا پیامبران که مثلأ حضرت آدم کشاورز بود_ادریس خیاطی میکرد_نوح نجار بود_ابراهیم بزاز بود_اسماعیل کمانگر_یوسف تکمه بند بود_موسی شبان بود_داوود زره ساز_سلیمان زنبیل باف_حضرت صالح و جرجیس و حضرت محمد تاجر بودند_زکریا گلیم بافی میکرد_عیسی گازر (کرباس شو) بود.فقط امروز است که به محض اینکه آدم چهار کلمه یاد گرفت کار رو عار میدونه. اصولأ نسب و حسب چیزی به آدم نمی افزاید و این نیروی ذاتی هر کس است که میزان شخصیت او را تعیین میکند. وصفی کرمانی مقیم هند ( قرن یازده هجری ) معروف به مشکین قلم چه خوب گفته است:مردمان را به چشم وقت نگر _ وز خیال پریر و دی بگذر / چند گویی:فلان , چنانش مام _ چند گویی:فلان , چنینش پدر / ناف آهو نخست خون بوده است _ دوده خورده است ز ابتدا خنجر / سنگ بوده است در نسب , الماس _ قطره بوده است در صدف گوهر / کهتران مهتران شوند به عمر _ کس نزاده است مهتر از مادر .


  • میر مصطفایی

    طایفه بازی و طایفه ای فکر کردن یعنی:کشتن استعدادها , یعنی فراری دادن شخصیتهای علمی , یعنی عقب نگهداشتن فکر نسل جوان , یعنی عقبگرد به زمان گذشته.


  • نصیری

    امروزه عده ای با کمال تأسف برای هویت قومی , تره هم خرد نمیکنند! باید اعتراف کنیم که تنها قومی که در این "بازگشت به خویشتن" سرش بی کلاه مانده است , "قوم لر" است! لرها با این بی توجهی , آگاهانه یا نا آگاهانه , تیشه به ریشه ی خود میزنند! بسیار ضروری مینماید که قوم لر برای هویت بخشی به داشته های خود و هویت قومی , تلاشی در همه ی سطوح جامعه داشته باشد! همه میتوانند در این هویت بخشی سهیم باشند! نویسندگان_هنرمندان_شاعران و همه ی مردم در اینباره شایسته است تلاش کنند! هر چه به جلو میرویم , هویت قومی کمرنگ تر میشود و جای خود را به ( هویت طایفه ای ) میدهد! در طایفه گرایی هیچ خیری نیست! طایفه گرایی هیچ توجیهی جز نوعی نژادپرستی و تعصب ندارد! طایفه گرایی عامل بسیار مهم و شکننده ای در ترویج ارتجاع و واپسگرایی است! طایفه گرایی اندیشه نیست! بلکه تعصبی پست و عقبمانده است. آنانکه برای طایفه در پیشبرد احزاب و تشکلهای مدنی نقش میتراشند , سخت به بی راهه رفته و میروند! مردمان لر , زخمی تعصبات کور کورانه ی طایفه گرایی هستند. طایفه گرایی وقتی شکننده و ریشه سوز میشود که " کارکرد سیاسی " داشته باشد. همه میدانیم در سالهای اخیر , برخی از کاندیداهای مجلس و شورای شهر ( بجای معرفی برنامه و اهداف خود برای رونق اشتغال و اقتصاد ) چگونه بر طبل طایفه گرایی و عصبیت ایلی برای جمع آوری رأی و نیل به مقصود شخصی کوبیدند! و از احساسات و عواطف فامیلی و طایفه ای مردم , برای راه اندازی کارناوالهای انتخاباتی سوء استفاده کرده و باز هم خواهند کرد! نخبگان فکری ما باید به فکر ایجاد وحدت و مودت برای حل مشکلات اقتصادی و رونق کسب و کار و جذب سرمایه گذار و روی آوری به تأسیس تشکلهای مدنی , حزب , انجمن و تشکلهای مردم نهاد و تلاش برای برون رفت از باتلاق طایفه گرایی باشند و مردم را از دامن "طایفه گرایی" به "هویت قومی" خود دلالت کنیم. زیرا ما فرهنگ ویژه , پوشش ویژه , موسیقی ویژه , زبان و گویش ویژه و جغرافیای ویژه خود را داریم. قوم لر در تاریخ روسفید بوده و مرزداران و مدافعین راستین ایران زمین در تمام طول تاریخ بودند و نام و آوازه ای بیاد ماندنی بجای گذاشته اند. کیست که گودرز و گیو و بیژن و داستان جانفشانیها و دلاوریهای آنان را در جنگها نشنیده باشد؟ تمدن شش هزار ساله عیلام را کیست که نشناسد؟ هرمزان لر که یک تنه در برابر عربها ایستاد حاکم لرستان بود. اتابکان لر بزرگ و لر کوچک و والیان فیلی لر و کریمخان زند که در سی سال الگویی از یک حاکم عادل را در تاریخ ایران به ثبت رساند یک لر بچه بود. لرهای دلاوری که در هشت سال جنگ چون دماوند در برابر دشمن بعثی صف کشیدند. با این همه مدال سرافرازی , با اینهمه نام و آوازه ی نیک در تاریخ , چرا به هویت قومی خود نپردازیم؟ ما که بومیان اصلی و ریشه در این خاک داریم چرا به داشته های خود ننازیم؟ چرا بخود نبالیم ما که در تاریخ رو سفید بودیم. نگذاریم بیش از این در تعصبات پوچ و ریشه سوز طایفه گرایی بپوسیم.


  • نظری

    سرمایه هر کشوری به نیروی جوان و فعال آن وابسته است. چیزی که فکر میکنم امروز همه جوانها , بخصوص جوانان لر , باید بیشتر روی آن کار کنند , خودباوری اعتماد به نفس است. درست است که موقعیتهای کاری در استانهای لرنشین , برای جوانان تحصیلکرده کم است , ولی باید یادمان باشد که این معضل تقدیر ما نیست , بلکه تقصیر ماست. لرستانات امروز به ایده های نو و طرحهای جدید شما جوانان تحصیلکرده و نخبه برای حل مشکلات و پیشرفت نیازمند است. کمر همت را باید بست تا دروازه های اعتلای لرستانات را شاهد باشیم. صد البته با اعتماد مسؤلان به نسل جوان و سپردن مسؤلیتها به آنهاست که ایده ها و طرحهای نو , برای شکوفایی اقتصادی و توسعه صنعتی محقق میشود.


  • جایدری

    تعصب های کورکورانه از بیماریهای زشت جامعه ی کنونی ماست که در گذشته به ویژه در اعراب جاهلی نیز بوده است و پیامبر اسلام سخت با آن مبارزه کرده است. جامعه ی ما ضربه های مهلکی از این تعصب قومی_طایفه ای متحمل شده است. اکنون برخی مساعل سیاسی جامعه ی ما , تکریم ها و تحریم ها , طرفداری و عدم حمایت , بدگویی , چاپلوسی , رأی دادن و رأی ندادن و مانند اینها معمولأ خالی از تعصب مذموم نیست. طرفداری از فلان کاندیدا چون فامیل است , چون همشهری است هر چند سیاست و شرایط و شایستگی لازم را نداشته باشد چیزی جز تعصب زشت و مذموم نیست. اگر چشم باز کنیم و دقت کنیم این بیماری زشت اجتماعی را به شکل بسیار خطرناک در جامعه می یابیم.


  • رشنو

    نسب شناسی جزء بسیار کوچکی از تاریخ است و با گذشت زمان و پیشرفت فکری و علمی بشر ، مرتبأ از اهمیت آن کاسته میشود. تاریخ معلم انسانهاست باید از آن عبرت گرفت. ما تا دیروز را نشناسیم ، امروز را نمی شناسیم و تا دیروز و امروز را نشناسیم ، فردا را نخواهیم شناخت و نمیتوانیم برای آن برنامه ریزی کنیم. تمام متفکرین و دانشمندان بر اهمیت دانستن تاریخ واقعی ( که شناختن علت وقوع حوادث خیر و شر گذشته است ، که معلول آن علتها میباشد ) تأکید نموده اند زیرا زندگی فرد و جامعه را تکرار حوادث خوب و بد پر میکند و تشکیل میدهد و زندگی و تاریخ را همین تکرارها تشکیل میدهند. ولی استعمارگران و جنایتکاران تاریخ ، برای فقر فکری و نا آگاهی در بین ملتهایی که دسترنج و سرزمین و منابع آنها را غذاهای حال و آینده خود تعیین نموده اند ، بذر انواع انحرافات را کاشته و میکارند و آنها را حفظ نموده و توسعه میدهند از جمله با استفاده از اشتباهات فکری مردم وحشی و کویر نشین سرزمینهایی از آسیا و آفریقا تاریخ را فقط علمی که نام پدران هر فرد و رؤسای طوایف و پادشاهان را ذکر و معرفی نماید تعریف نموده اند و نامهایی چون علم الانساب ( نسب شناسی ) و علم الرجال ( مردان به اصطلاح بزرگ را شناختن ) را به این سرگرمی علم نما داده اند و یک نوع آپارتاید ( تبعیض نژادی ) و جنگ بین طایفه ای و نژادی که خود را برتر میدانسته اند ، با طوایف و نژادی که آنها را پایین و پست میشمرده اند را رواج داده و پایدار نموده و مینمایند. تا با استفاده از این اشتباه فجیع که نتیجه آن تفرقه بینداز و حکومت کن و حفظ سلطه غارتگران جهانی است به غارت خود در سرزمینهای عقب نگه داشته شده ادامه دهند با اینکه دین اسلام در رفع این اشتباه مصیبت بار تلاش نموده و پیغمبر ( ص ) فرموده:إنما المؤمنون اخوه إن اکرمکم عندالله اتقیکم . یعنی به درستی که ایمان آورندگان برادرند ، همانا بزرگوارترین شما نزد خدا ، پرهیزکارترین شماست. هنوز هم مشاهده میکنیم طایفه بازی و جنگ طوایف به مدت هشت ماه در هر سال در عربستان جاهلی قبل از اسلام و تنازع بقا و بجای تعاون بقا و بردن دار و ندار طایفه شکست خورده حتی زنان و اطفال آنها به عنوان غنیمت جنگی و هر طایفه خود را بزرگتر و برتر از افراد و خانواده های دیگر برتر دانستن را که یکی از اشتباهات ویرانگر برای عربستان و سایر کشورها یا اقوام عقب نگه داشته شده است را به مثابه ارزش و علم و روشی برتر در بین آنها حفظ نموده و درصدد پیاده کردن این مصیبت ننگین فکری در بین ملتهایی نیز که دچار حمله اعراب شده بودند نیز بوده و هستند و میباشند. در حالی که شناخت رابطه علت و معلول از تکرار همیشگی این رابطه در بین تمام علوم از جمله تاریخ حکایت مینماید مانند اینکه اگر حرارت آب به صد درجه برسد ( علت ) ، آب به جوش می آید ( معلول ) . و نمونه دیگری از تکرار حوادث تاریخی ایران را میتوان چنین حکایت نمود:به علت عدم درک حکومتهای پادشاهی در ایران از اهداف استعمارگران یعنی دست برنداشتن از تصرف ایران و سایر سرزمینها ( علت ) از حمله اسکندر تا دوره های پادشاهی اشکانیان و ساسانیان و بعد از آنها مانند حمله عرب و عثمانیها تا جنگ شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ، ایران از مرزهای، غربی همیشه مورد حمله قرار گرفته ( تکرار تاریخ و معلول بی توجهی فرمانروایان به گذشته ) و چون حکام مرزها را محکم نگه نداشته بودند و به اقتصاد و منبع معیشت مردم بی توجه بودند ، در نتیجه این بی توجهی ها ملت ایران در مجموع دچار فاجعه شکست و اشغال و از دست دادن سرزمینهایی از خود شده وانگهی چه اهمیتی دارد که نام پدر انیشتن یا دکتر محمد مصدق یا ابوالقاسم فردوسی چه بوده است؟ بلکه باید علت ظهور نبوغ آنها ، تأثیر اقدامات و افکار آنها مورد بحث و بررسی قرار گیرد. و از طرفی سکنه بومی و قدیمی ایران غیر آریایی بودند اقوام آمارد ( آملی ) ، تپوری ( طبری ) ، کاسپی ( گیلانی ) ، کاسیتی و عیلامی ( اجداد لرهای کنونی ) و ماننا و گوتی و لولوبی و اورارتو و کیمیری و حوری و … در ایران قبل از آریاییها ساکن بودند و مدنیت و تمدن درخشان داشتند و آنها نژادشان آسیانیک بود یعنی نژاد آسیایی شده و بومیان اصیل فلات ایران بودند. حالا هم پس از گذشت هزاران سال و مهاجرت اقوام گوناگون و نبردهای بزرگ ، صحبت از تفاخر نژادی ، اصلا علمی نیست چون نژاد الان ایرانیان تلفیقی و ترکیبی است و این تفاوتها حتی به وضوح در صورتها معلوم و آشکار است. هیچ کس برتری بر دیگری ندارد و اگر اختلافاتی در میزان پیشرفت و توسعه پدیدار گردیده به سبب تفاوت تأثیر شرایط محیطی و اقدامات افراد همدست و همفکر استعمارگران غرب و شرق در عقب نگه داشتن سکنه بعضی از قسمتهای کشور برای سؤ استفاده پلید دستهای پشت پرده اربابان آنها از این مردم مظلوم بوده است بنابراین طایفه بازی مربوط به قرون وسطی است و شایسته عصر اتم و تسخیر کرات آسمانی نیست و مروجین این تفکر قرون وسطایی دانسته یا ندانسته آب به آسیاب آنها که تاکتیکشان تفرقه بینداز و حکومت کن میباشد ، میریزند و نه تنها مردم لرستانات بلکه تمام ایران و حتی جهان براساس تعالیم اسلامی و حتی علمی امروز از یک اصل و ریشه واحد به وجود آمده اند و جهان به سمت جهانی شدن پیش میرود نه طایفه بازی منحط و منسوخ شده!!! و برادر کشی به جرم عضو طایفه دیگر بودن و یا هم عقیده نبودن و بررسی گذشته طوایف هر قوم و ملت در صورتیکه برای بررسی تاریخ و شناخت هویت نباشد و اهداف تحقیری و تمسخری در پی داشته باشد قطع به یقین آب در هاون کوبیدن و در پی باد دویدن است. ذات و وجود انسان بخودی خود ، ارزشمند و قابل احترام است لکن در عصر دهکده جهانی نباید با افکار نژادی و تعصبات مذموم و خود زنی و خود ویرانگری مانع رشد و پیشرفت شد. امیدوارم که حرفهای ما منتج به فایده باشد.


  • سلاحورزی

    قوگرا به شخصی و یا اشخاصی اطلاق میگردد که در زندگی روزمره و کنش های اجتماعی و رفتاری خود در مسیر تصمیم گیری های فرهنگی _ سیاسی مقوله قومیت و تبار خود را مؤلفه اصلی قرار داده و ایستارهای مختلف تصمیم گیری خود را بر آن مهم ، ارجحیت میدهند و قوم گرایی ریشه در این تعصبات و احساس سالاری ها دارد که روشهای زندگی شخصی و قومی که بدان تعلق دارد نسبت به گروه های دیگر همسان ، برتری دارد. افراد طایفه گرا ، در قالب طایفه خود متعصبانه و احساسی تر با مساعل و رویکردهای مرتبت برخورد میکنند و یک نوع حس قرابت به هم طایفه خود داشته به گونه ای که حضور در این فضا باعث روند تصمیم گیری به صورت کاملأ تبعی و به خصوص در فرآیندهای سیاسی و انتخاباتی میگردد. در حالیکه این خصیصه زشت اخلاقی موجب جنگهای طایفه ای و همچنین اختلافات و نزاع های قومی میگردد که اینک در عصر ارتباطات نه تنها تأثیری در بالا بردن سطح کیفی زندگی مردمان لر ندارد بلکه به شدت تنش زاست و باعث حرکت رو به عقب میگردد. امیدوارم روزی فرا برسد که در ایران هر کسی بر حسب شخصیت و تحصیلاتش احترام ببیند.


  • پرهیز از اختلاف لازمه سازندگی و پیشرفت است

    ضعیفترین دوران مدیریت اجرایی استان در دوران دولت تدبیر و امید شکل گرفته و نمایندگان ما اصل توسعه را رها و به دنبال تعویض پیاپی مدیران هستند تا جایی که یک انتصاب عادی اداری در آموزش و پرورش پلدختر در کل دنیا رسانه ای و بین المللی شد و مدتها تحویل ندادن کلید دفتر رییس روی آنتن شبکه های داخلی و خارجی بود !!! مدیران ضعیف ، با لابی گری ، نظر نمایندگان را جلب و ماندگار میشوند و این همان تکرار مدیریتی نا کارآمد استان است. وضعیت اشتغال استان لرستان بحرانی است و روند اختصاص بودجه هم در کشور عادلانه نیست و بودجه لرستان برخلاف شاخصهای توسعه کشور است زیرا تهران به تنهایی نیمی از بودجه مملکت را بخود اختصاص میدهد و مابقی بودجه هم بین کلانشهرهای اصفهان ، تبریز ، مشهد ، کرج ، قم ، شیراز ، کرمانشاه ، کرمان و اهواز تقسیم میگردد و دست استانهای محروم و شهرهای کوچک با بودجه قطره چکانی خالی میماند.


  • بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است

    نبود نگاه سیستمی و بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است. فقر ، بیکاری ، اعتیاد ، طلاق ، مهاجرت و خودکشی ارتباط مستقیم با فقر اقتصادی که مقدمه فقر فرهنگی است ، دارند. درآمد سرانه مردم لرستان پایین تر از میانگین کشوری است و نرخ بیکاری نیز در آن به نسبت سایر استانها بالاست. میزان سرمایه گذاری دولت هم پایین است و با بودجه قطره چکانی نمیتوان معضلات را در کوتاه مدت حل کرد. ایکاش نمایندگان و مسؤلان توان امضاء جمع کردنشان را صرف رفع مشکلات جوانان و حل بحران بیکاری میکردند. اگر وقتشان را صرف رفع مشکلات کارخانجات و احیای صنایع تولیدی و اشتغال زایی در حوزه انتخابیه خود میکردند الان لشکر جوانان تحصیلکرده بیکار در خیابانها سرازیر نمیشد. بجای حمایتهای فکری و سیاسی از مردم فقط سرگرم مهره چینی های غیر اصولی در دستگاه مدیریت هستند. ما از کمبود امکانات میگوییم آنها از عزل و نصب ها _ ما از جذب بودجه و اعتبار میگوییم آنها از استخدام کردن آشنایانشان ! روند شهر نشینی در مناطق لر نشین برحسب رشد و توسعه صورت نگرفته بلکه فقر و محرومیت و فشار زندگی روستانشینان آنها را به شهر کوچ اجباری داده است و بیشترین آسیبها را همین حاشیه نشینان می بینند.


  • مردم ما از حرف تا عمل !

    خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان آن را تغییر دهند ؛ سوره رعد _ آیه ۱۱ . آیا کسی هست که از پیشرفت و آبادانی شهر و کشورش خشنود نشود؟ آیا کسی هست که نخواهد در جامعه ای مرفه و متمدن و محیطی آرام و زیبا زندگی کند؟ آیا کسی هست که ایرانی باشد و این آرزوها را برای خود و جامعه اش نخواهد؟ مردم ایراندم از رشد و پیشرفت و آبادانی شهر و سرزمینشان میزنند ولی تحقق آن را تنها وظیفه ی دولت و حکومت میدانند! غافل از اینکه ملتها همواره نقشی اساسی در پیشرفت جوامعشان داشته اند و هر نفر حلقه ایی در زنجیره پیشرفت به حساب میآید! با رفتارهای متملقانه و بت سازی هایمان از مدیران و مسؤلان ، حق هرگونه انتقاد سازنده ای را از خود و دیگران سلب میکنیم! دم از جوامع توسعه یافته میزنیم ولی اموال عمومی را تخریب میکنیم _ روی در و دیوار و درخت یادگاری مینویسیم _ حقوق یکدیگر را رعایت نمیکنیم _ به قانون احترام نمیگذاریم _ روز و شب دنبال سرکیسه کردن یکدیگر هستیم _ به هر بهانه ای قیمت اجناس را افزایش میدهیم و در هنگام بحران به جای یاری رساندن به یکدیگر از شرایط به نفع منافع شخصی سود میجوییم! ایرانیان چه تعریفی از اخلاق دارند در صورتیکه بسادگی دروغ میگویند و تهمت میزنند و قضاوت نادرست میکنند!


  • موتور عقلانیت و توسعه ؛ اقتصاد است !

    ایران و ژاپن ۱۶۰ سال پیش همزمان با هم بحث عقل اقتصادی و عقل سیاسی را شروع کردند اما الآن گوی سبقت را خود آسیا و آمریکای لاتین از ما ربوده اند و ما جزو کشورهای ضعیف میان پایه دنیا محسوب میشویم! ایرانیها یک نگاه ضد خارجی و ضدغربی به پدیده های جهانی دارند به همین دلیل خود را منزوی کردند و در فهم علمی تحولات بین المللی مشکل دارند! ما درجامعه و کشوری زندگی میکنیم که بسیاری از ظواهر غربی در آن هست از خیابان کشی آن گرفته ، از سیستم واحد بندی نظام آموزشی آن تا صنعت و ارتباطات اجتماعی و ساختار قوه مجریه و حتی بخشهایی از قانون اساسی! در فرهنگ ایرانی به دلیل سرکوب شخصیت از دوران کودکی و در مدرسه و در اجتماع ، عمومأ مردم علاقه شدیدی به مطرح شدن پیدا میکنند این از نشانه های فقدان یا ضعف فردیت مثبت است از زمانیکه فرد وارد جامعه میشود نیاز به مطرح شدن پیدا میکند قویترین مکان و مدار مطرح شدن در جامعه ایران ، حوزه سیاست و دولت است! ولی در غرب یک موسیقیدان ، نویسنده ، طراح ، مخترع ، فضانورد ، روزنامه نگار یا کارگردان به مراتب مورد توجه بیشتری است تا یک سیاستمدار!!!


  • ریشه های اقتدار گرایی

    منشأ تفکر حذف در ایران برمیگردد به ریشه های قبیلگی و عشیره ای که عامل اقتدارگرایی هستند. در تاریخ سیاسی ایران همیشه حاکمیت یک قبیله یا یک عشیره بر عشایر دیگر مطرح بوده و وقتی یک قبیله به قدرت می رسیده تمام قبایل دیگر را حذف میکرده و بزرگان آنها را از بین میبرده است! مثلأ آقا محمد خان قاجار وقتی که در ایران به قدرت رسید آخرین شاه زندیه ، لطفعلی خان را در بم کرمان کشت بعد دستور داد که جسد او را از کرمان به تهران بیاورند و در آخرین پله های کاخ خود دفن کنند و هر روز که از پله ها پایین می آمد لگدی بر قبر لطفعلی خان زند میزد و میگفت:حالا بدانچه کسی اینجا رییس است!!! این نشان دهنده یک نوع کینه _ خشونت _ حذف و اولویت داشتن احساسات شخصی بر امور عقلی است و این نوع کینه ورزی در ایران سابقه قدیمی دارد! ما هنوز تبدیل به یک کشور _ ملت نشده ایم. کشور _ ملت به این معنا که در سرزمینی یک هویت قوی و یک قالب اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی وجود دارد و بعد کسانی که در آنجا حکومتی تشکیل داده اند ، در واقع دارای یک هویت مشترک ، دارای یک جهت گیری مشترک هستند. این خیلی مهم است که مردم جامعه، ما احساسی افراد را انتخاب نکنند! اگر حساسیت پیدا کنیم که چه کسانی مدیر و مسؤل میشوند یعنی به یک درجه ای از آگاهی سیاسی برسیم که افراد قوی _ با شخصیت و توانمند فکری که فهم عمیقی از امور داخلی و خارجی دارند به قدرت برسند آنگاه میتوانیم آینده خوبی داشته باشیم! جهان قرن ۲۱ با فکر و اندیشه و خلاقیت به پیش میرود نه احساس و هیجان و هیاهو ! یک نماینده مجلس در اروپا حداقل سه زبان میداند! فرق کشورهای صنعتی با کشورهای جهان سوم این است که کشورهای صنعتی یک نظم اجتماعی قوی دارند و افراد خود را با قوانین وفق میدهند و کار جمعی _ سیستمی ملاک است اما در ایران حوزه مانور اشخاص زیاد است و بیشتر فرد حاکمیت دارد برای همین سلیقه فردی و علایق فردی قوی است و اندیشه فرد بجای اندیشه عمومی حاکم میشود!!! ایرانیها آداب کار جمعی را بلد نیستند و غلظت فردیت بالاست.


  • اجتماع منفعت محور ایران

    چگونه میتوان بدون مازاد ملی ، ملتی را فرهنگی بار آورد؟ دغدغه و دل مشغولی های زندگی روزمره ، فرصت فرهنگی شدن را به مردم زیر فشار تورم و گرانی را نمیدهد! جامعه ی بی ثبات که در آن عدم اعتماد و بی اطمینانی روح حاکم باشد ، انسانهای شناور با فرهنگ روزمره تربیت میکند و فرهنگ کار چاق کنی را رواج میدهد. درحالیکه نظم اجتماعی باعث میشود که انسانها تاریخی بیندیشند و با زندگی و در دراز مدت اثرات مهمی بر جای بگذارند. فراموش نکنیم که نهایتأ انسانها محصول جامعه خود هستند و به شدت خود را با آن وفق میدهند بنابراین بهتر است منطق محیطی ، قاعده مند باشد و نه آنکه هر روز سنتی بر آن حاکم شود! ما مردمی عجول و جو پذیر و درگیر لذتهای مقطعی هستیم در حالیکه ژاپنی ها ملتی آرام و مکتوم ولی پرکار و بدون هیاهو هستند که یک پنجم اقتصاد جهان را در اختیار خود دارند! ژاپنیها سیاست را از حوزه حماسه به حوزه محاسبه منتقل کرده اند و افزایش قدرت ژاپن با شناخت و آگاهی و تجهیز است نه با تقابل و ستیز! چینی ها دانشگاه های آمریکا را تسخیر کردند به طوری که از هر پنج نفری که در یکی از شاخه های علوم در آمریکا دکتری میخواند ، سه نفر چینی هستند! این موضوع برای آمریکا به عنوان یک خطر امنیت ملی مطرح است! لذا ما آنچنان قدرتی نداریم که همه را مجبور به رعایت قواعد خود در سطح جهانی بکنیم و باید به دنبال منافع دراز مدت باشیم تا مسکن های کوتاه مدت! فرهنگ بومی زمانی برای مردم جذابیت پیدا میکند که به موازات آن سیستم اقتصادی _ اجتماعی کارآمدی داشته باشد! متأسفانه در فرهنگ ایرانیها به قدری ذهن با قالبهای از پیش تعیین شده عمل میکند که درک درستی از شرایط بین المللی و تحولات اخیر ندارند. باید تحلیلهای خود را با وقوع تحولات جدید تغییر دهیم نمیتوان شرایط یک قرن گذشته را با اوضاع امروز دنیا تطبیق داد! کشور کوچک مالزی سالانه ۶۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب میکند! کشور ما به یک استراتژی فرا جناحی نیازمند است و باید عقده زدایی تاریخی کنیم چون ما برای سامان وضع داخلی خود محتاج برقراری ارتباط اقتصادی _ فنی با غرب هستیم! ما برای مبارزه با غرب زندگی نمیکنیم. ما نیازی به درگیری مداوم با دیگران نداریم. رسالت اصلی ما ساختن خانه خودمان است. غرب از تخاصم ما متضرر نمیشود بلکه در واقع ضرر و فشار بر روی ما و آینده ما است!


  • در ایران ؛ ارادت مهمتر از مهارت است!

    در ایران علیرغم همه صحبتهایی که در رابطه با شایسته سالاری و شایسته گزینی میشود ، کمتر فردی را در سمتهای اجرایی کشور می بینیم که از سوابق تخصصی در مسؤلیتی که بر عهده اش است ، برخوردار باشد ، وقتی انسان تخصصی فکر و زندگی کرد ، دقت زیادی در جملاتی که میگوید ، میکند. تخصصی بودن در زندگی انسان بسیار تأثیر گذار است! علت اینکه در ایران افراد به راحتی در هر موردی اظهار نظر میکنند این است که در قالب تخصصی خود قرار ندارند! یکی از دلایل این مشکل این است که در کشور ما " ارادت مهمتر از مهارت است" در مدیتریتها هم اینست که من نسبت به رییسم ارادت دشته و این ارادت را ادامه بدهم! تخصص و مدرک دانشگاهی نقش تعیین کننده ای ندارد! این در حالی است که دنیا به شدت به سمت تخصص گزینی و شایسته سالاری میرود. در ایران بسیاری از افراد حاملان افکار مدرن ولی دارای خلقیات سنتی و عشیره ای هستند. قبیله تابع منافع فرد است و لذا در ادارات هم رفت و آمد فکری نداریم بلکه رفت و آمد فیزیکی داریم! در ایران اگر جهت گیری کسی مشخص باشد آن فرد لطمه می بیند برای همین در اجتماع ما ابهام و ریا جایگاه ویژه رفتاری دارد! بقای یک ایرانی در اینست که مبهم و راز آلود باشد صریح بودن من یعنی اینکه من خودم را از بین ببرم و خودم را محدود کنم ولی پیشرفت من اینست که لایه لایه باشم و از لابه لای خطوط و حریانات عبور کنم! همین مبهم بودن و صراحت نداشتن از علل اصلی عقب ماندگی توسعه در ایران است! بی تفاوتی نهایت شوربختی است. اگر شما با یک ژاپنی یا آلمانی ۲ روز را بگذرانید ، صحبت کنید ، غذا بخورید و قدم بزنید به خوبی میفهمید که این ژاپنی کیست و چه خصوصیاتی دارد ولی بعد از ۲ روز معاشرت با یک ایرانی ، شما گیج تر میشوید که ببینید لایه ها چیست؟ و کدام لایه ها الان مهم است؟ چون ایرانیها در رفتارهایشان چندین منبع دارند و از هر کدام در مواقعی که میخواهند استفاده میکنند و نوع استفاده ما بستگی به شرایط _ محیط و مخاطب دارد! بعضی از مدیران و مسولان و دولتمردان ما در طول یک روز ، سه بار جهان بینی خود را تغییر میدهند چون مجبورند برای بقا تغییر موضع بدهند! باید تضاد بین لایه های شخصیتی ایرانی را کم کنیم چون ایرانی هم، عاشورا را دوست دارد و هم تخت جمشید را دوست دارد و هم اگر بتواند علاقمند است از پعریس خرید کند ، ایرانی همه چیز را با هم میخواهد! مسافرت به آسیای مرکزی برای ایرانی راحت تر است ولی ترافیک هوایی به سمت غرب است! تجمل و زیبایی در ایران کمتر است لذا ایرانی غرب را دوست دارد! ایرانی قاعده گریز است و از اینکه دیگران را نفی کند لذت میبرد! خمیر مایه وجودی ایرانی مجمع الجزایر تضادها و تزاحم هاست! در ایران متخصص مهم نیست بلکه تبعیت مهم است ، فرهنگ مراد و مریدی مهم است! ما در ایران رنگین کمان تفکرات متفاوت را داریم! اندیشه در ایران هیچگاه در خدمت مردم ایران نبوده است مصداق آن مارکسیست ها در رژیم پهلوی بودند که به عنوان صاحبان یک اندیشه ، بجای اینکه محور حرکتشان ایران باشد ، شوروی را محور قرار داده بودند! اکنون نیز در جمهوری اسلامی نگرشی وجود دارد که ایران را به عنوان یکی از اجزای جهان اسلام قرار میدهد. به راستی چرا روشنفکران و اندیشمندان منافع مردم ایران را فراموش کرده اند؟ در ایران مردم در انتخابات شرکت میکنند و رأی میدهند و بعد به خانه هایشان میروند متأسفانه مکانیزمی نداریم که مردم بتوانند از آرایی که به صندوق ریخته اند نتیجه مشخصی بگیرند! در حالی که در آلمان حتی در یک روستا تشکیلات حزبی وجود دارد و مردم قدرت پیگیری نظرات و آرای خود را دارند! انتخابات در کشور ما در مرحله کمی است و به مرحله کیفی نرسیده است چون پشتوانه حزبی ندارد. در ایران افراد با موج رأی میدهند نه با تفکر و تحقیق ! در کشورهایی که اقتصاد مبتنی بر فروش نفت دارند ظهور دموکراسی یک توهم است. دموکراسی با وجود بخش خصوصی ممزوج است. سرمایه در گردش شرکت سامسونگ کره جنوبی ۲۶۰ میلیارد دلار است و ۳۷۰ هزار کارمند در ۳۳ کشور دنیا دارد. این فقط سرمایه یک شرکت در کره جنوبی است! شرکت هواپیمایی ایرباس با ۵۵ هزار کارمند از ۸۰ کشور دنیا طرح تولید هواپیمای ایرباس A 380 را تصویب کرد و این شاهکار فناوری در سال ۲۰۰۵ با بیش از ۱۰ میلیارد یورو سرمایه گذاری به بهره برداری رسید که این هواپیما ۹۰۰ مسافر را در خود جای میدهد و ۳۸ کیلومتر سیم کشی دارد و در آن ۳۲۰ هزار قطعه استفاده شده است!!! اگر مردم ایرانی جهانی فکر کنند و کمی با آمار و ارقام بین المللی اقتصاد آشنا باشند می فهمند ما چقدر از تحولات و پیشرفت های دنیا عقب ماندیم!


  • لرستان در بند کلیشه ها ، پارادوکسی بی انتها

    تمام کشورهای جهان با سرعت سرسام آوری در حال حرکت به سمت پیشرفت و توسعه هستنددر قرن ۲۱ وارد موج چهارم یعنی دنیای مجازی شدیم ولی جوامع کمتر توسعه یافته مثل ایران و مناطق لررنشین هنوز دربند کلیشه های ابتدایی و قرون وسطایی هستند. دیگران عصر فرا صنعتی را هم پشت سر گذاشتند ولی بلاد لر نشین هنوز حسرت نداشتن صنعت و مدرنیته را میخورند. هر روز دیگران را متهم میکنیم که چرا به استانهای لر نشین توجه نمیشود؟ چرا آنرا مدرن و صنعتی نمیکنید و … اما مبانی و لوازم توسعه چیست؟ مایی که هنوز زخم خورده مساعل طایفه گرایی و زد و بندهای سیاسی هستیم و درگیر مرزبندی سنتی هستیم . مایی که سیاست تا بیخ گوشمان را هم سوزانده ، مایی که ملاک انتخاب وکلای خود در مجلس و شورای شهر را طایفه و منفعت فردی قرار میدهیم ! طبیعی است که نباید انتظار توسعه داشته باشیم ابتدا باید اذهان خود را اصلاح کرده و سپس به دنبال پیشرفت و توسعه برویم زیرا توسعه مادی بدون تحول درونی انسان غیر ممکن و عبث است.


  • ضرورت اصلاح ساختار اداری

    گزینش های محفلی ، قومیتی ، طایفه ای ، فامیلی و باندیو اعمال نفوذ کارچاق کن ها و دلالان سیاسی در بیشتر موارد که خارج از چارچوب های اداری و به ناحق باعث ارتقای فرد یا افراد نا لایق میشود در دهه اخیر زیاد شده وتمام عزل و نصب ها را تحت تأثیر قرار داده است. انتصاب افراد نالایق و کم سواد مفسده زاست چون باعثبی انگیزگی و دلسردی نیروهای متخصص و کاردان میشود دومأ عدم شایسته گزینی باعث میشود که شأن مسؤلیت ها پایین بیاید و توان کارمندان بجای خدمت به جامعه صرف لابیگری و رایزنی برای کسب کرسی و پست اداری میشود همین عوامل باعث شده که مدیران غیر بومی برای پذیرفتن مسؤلیتها به بلاد لر نشین گسیخته میشوند


  • بی تفاوتی دولتها به مناطق محروم کشور

    مسؤلان دولتی نسبت به تأمین آب آشامیدنی / برق / گاز / مدرسه / درمانگاه و راه آسفالته روستاها و شهرهای مناطق محروم استانهای لر نشین بی تفاوت هستند. لرستانات با وجود دارا بودن بسیاری از شاخصه های توسعه مثل:آب فراوان _ خاک حاصلخیز _ نیروی جوان تحصیلکرده و … همچنان به لحاظ زیرساختی و صنعتی رشدی نداشته و به علت کم توجهی پایتخت نشینان و دولتهای گذشته ، پیگیری نکردن برخی نمایندگان لرستان در طول این سالها و بی توجهی و عدم سرمایه گذاری جزء مهمترین علت محروم ماندن لرستانات بوده است. لرستان علی رغم دارای ظرفیتها و پتانسیل های متعدد در حوزه های مختلف به ویژه کشاورزی _ دامپروری _ گردشگری _ وجود نیروی جوان و … همچنان در محرومیت و فقر به سر میبرد و این در حالی، است که در سایر مناطق کشور ایجاد طرح های کلان از قبیل ؛ فرودگاه / راه آهن / پتروشیمی / نیروگاه برق و … از مطالبات عادی مردم است اما متأسفانه در بسیاری از روستاها و شهرهای بلاد لر نشین حداقل امکانات اولیه از قبیل:آب سالم ، برق ، راه دسترسی ایمن و درمانگاه محروم هستند! نبود راه ارتباطی آسفالته _ مسکن های فرسوده _ آب شرب آلوده _ نبود گاز رسانی _ نبود امکانات پزشکی و درمانی از مهمترین مشکلات روستاهای استانهای محروم است. بیکاری ، فقر ، نداری و نبود فرصت های شغلی زمینه مهاجرت ساکنان روستاها را به حومه شهرها فراهم کرده است و رخنه هولناکی بنام اعتیاد گلوی مردم محروم را میفشارد. بالاترین نرخ تورم مربوط به ۳ استان محروم لرستان ، کرمانشاه و ایلام است که بیکارترین استانهای ایران محسوب میشوند حالا چرا تورم لرستان از میانگین کشوری بالاتر است؟ استانهای مرزی اردبیل ، سیستان و کردستان پایین ترین نرخ تورم را دارند ولی چرا لرستان با وجود فاصله کمتری نسبت به مرکز باید از گرانی رنج ببرد؟ نظام اقتصادی ایران نه بر اساس تولید بلکه بر پایه دلالی شکل گرفته است و معضلات اقتصادی از همین رانت و دلالی نشأط میگیرد.


  • مدیران نا کار آمد پاشنه آشیل توسعه هستند

    مسؤلان ما کاربلد نیستند و کاربلدها مسؤل نیستند. کاربلدها تنها دلیل توسعه نیافتگی بلاد لر نشین را نبود صنایع و عدم تکمیل زیر ساخت ها میدانند. لرستانات تمام امکانات را برای توسعه دارد ولی از لحاظ شاخص های توسعه در بین استانهای ضعیف قرار دارد و این درد جانکاهی است. لرستان از نظر مواهب خدادادی جزء استانهای برخوردار محسوب میشود:آب کافی / زمینهای حاصلخیز / آب و هوای مطلوب / نیروی جوان تحصیلکرده / قرار گرفتن در کریدور شمال به جنوب / موقعیت جغرافیایی استراتژیک و مرز بین المللی با عراق و … سرزمینی ثروتمند با مردمانی محروم است. به توسعه نرسیدن نشانه عدم مدیریت صحیح مدیران و نا کار آمدی نمایندگان ادوار گذشته است. جالب اینکه تمامی صنایع و کارخانجات بزرگ لرستان در زمان استانداری مهندس ابراهیم فرح بخشیان ( ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵ ) قبل انقلاب ساخته شده اند مثل:کارخانه سیمان _ کشت و صنعت _ چرم و پوست _ یخچال سازی _ پارسیلون _ کشتارگاه صنعتی دام _ ژنراتور سازی _ کارخانه پوشاک و البسه و … تمامأ در مدت حضور مهندس ابراهیم فرح بخشیان ساخته شده است. تمام اقتصاد دانان علاج لرستان برای برون رفت از معضل بیکاری را ورود صنایع به لرستان و در یک کلام توسعه میدانند ولی ما از توسعه فقط نامش را شنیدیم و نه رنگش را دیدیم و نه مزه اش را چشیدیم. احیای صنایع راکد ، حضور بخش خصوصی ، ورود سرمایه گذاران خارجی و داخلی ، گسترش پروازهای فرودگاه ، سرمایه گذاری کلان در حوزه گردشگری و توریسم ، احداث راه آهن و آزادراه و برکناری مدیران فربه و ناکارآمد میتواند لرستان را روی ریل توسعه قرار دهد.


  • چرا توسعه در لرستان نا کام ماند؟

    محرومیت مناطق لر نشین ریشه در سالهای طولانی دارد و تنها با توجه ویژه دولت و مدیریت جهادی خود مسؤلان لر تبار حل خواهد شد. مردمان لر علاوه بر محرومیت صنعتی ، از بسیاری امکانات که حق طبیعی و شهروندی آنهاست نیز محرومند و با غول بزرگ بیکاری دست و پنجه نرم میکنند ، غولی که با ظهور خود فقر _ اعتیاد _ طلاق _ حاشیه نشینی _ خودکشی _ بذهکاری و فساد اخلاقی را به دنبال داشته است. به طور حتم پروژه های زیر ساختی همانند:راه آهن ، آزاد راه ، چهارخطه کردن راه های ارتباطی ، توسعه و تقویت فرودگاه ، احداث نیروگاه سیکل ترکیبی و احداث پالایشگاه و پتروشیمی میتواند نقش مهمی در توسعه و پیشرفت یک استان داشته باشد. فعال کردن واحدهای تولیدی راکد _ به روز کردن تجهیزات کارخانجات _ تکمیل و افتتاح هتل ها و مکانهای گردشگری ، همگی دست به دست هم میدهند تا سرمایه گذاران خارجی و داخلی انگیزه کافی برای ورود به بلاد لر نشین را داشته باشند. از آنجایی که سرزمین های لر نشین به دلیل بی توجهی دولتهای گوناگون منبع آب پایدار در بلند مدت ندارند ، امروزه تخصیص آب به استانهای لر نشین نیز به چالشی بزرگ تبدیل شده است و لرستانات به دلیل نداشتن سدهای مخزنی بزرگ یا انتقالات متعدد آب به شهرهای حاشیه کویر ، نتوانسته از حق خود دفاع کندو علی رغم اینکه نیمی از آب شیرین ایران در استانهای لر نشین است متأسفانه به دلیل نا کار آمدی مدیران ، مسؤلان و نمایندگان لر تبار ، در این زمینه به شدت ضعیف عمل کردند. بسیاری از استانهای توسعه یافته مثل:اصفهان ، یزد ، کرمان ، قم ، مرکزی ، تهران و تبریز و … به دلیل انجام زیر ساخت های توسعه ، اکنون مشکلی در این راستا ندارد و بدون نیاز به اعتبارات ملی و دولتی با استفاده از ظرفیت بخش خصوصی میتوانند استانهای خود را اداره کنند اما لرستانات اکنون باید راه چند سال قبل این استانها را طی کند ! به هر اندازه ای که ایجاد زیر ساخت های توسعه ای در بلاد لر نشین طول بکشد به همان اندازه توسعه در این نواحی نا کام میماند و مردم به جای پیشرفت ، غرق در محرومیت و کاستی ها میشوند. بهتر است که مسوؤلان دلسوز لر ، بجای دادن آمارهای کاغذی از میزان اشتغال و میزان راه اندازی واحدهای تولیدی راکد بطور شفاف مشکلات را بیان کنند. چون مناطق لر نشین به لحاظ بیکاری و آسیب های اجتماعی جزو مناطق محرومی هستند که باید مورد توجه جدی قرار بگیرند. با اینکه استانهای لر زبان ظرفیتهای مناسبی در حوزه های صنعتی از جمله:سیمان ، فولاد ، صنایع پایین دست سنگ ، پالایشگاه و پتروشیمی دارد اما کوچک بودن شهرک های صنعتی از دیگر معضلات است و اگر متراژ شهرکهای صنعتی استان لرستان را جمع بزنیم ، احتمالأ به اندازه یکی از شهرک های صنعتی شهر کویری یزد نمیشود ! الان مردم بخاطر تلاطم اقتصادی ، رکود و تحریم فقیرتر شدند و آسیبهای اجتماعی افزایش یافته است لذا مسوؤلان مناطق لر نشین باید معضلات جامعه را به دولتمردان برسانند و چاره اندیشی کنند.


  • دکتر محمود سریع القلم:نگاهمان را به جهان شبکه ای کنیم !

    آمریکا از دو دهه پیش از فاز تولید به خدمات رفته است و ۴۶ % درآمد شرکتهای آمریکایی در سال گذشته از آن شرکتهای آی تی بوده است. نگاه ما به دنبال ، نگاه به دولتهاست و فقط رییس جمهور آمریکا را می بینیم ؛ ولی اگر نگاه خود را به جهان شبکه ای نکنیم ، به تحلیل درستی نمیرسیم. بطور مثال هفته پیش عربستان ۵۰۰ شرکت آمریکایی _ اروپایی و زاپنی را دعوت کرد تا در شمال مدینه منطقه ای ایجاد کرده و تمام تکنولوژی های دنیا را آنجا متمرکز کنند ! خود آنها میگویند با اینکار میتوانند تفکرات تند وهابی را نسبت به دنیا تغییر دهند. در سال گذشته سنگاپور ۶۷ میلیارد دلار سرمایه گذاری خارجی جذب کرده است ؛ درحالیکه این رقم در سال ۲۰۱۵ در ایران فقط ۸۷۰ میلیون دلار است ! سنگاپور یک جزیره به اندازه استان تهران است اما به صورت شبکهای کار میکند ! کشورهایی که مثل روسیه فقط به درآمد نفت و گاز متکی هستند در آینده ضرر خواهند کرد. اقتصاد روسیه تحت تأثیر کاهش قیمت نفت آسیب دید و ارزش روبل روسیه نصف شد. پنج سال پیش روسیه ۵۲۷ میلیارد دلار صادرات داشت اما این رقم اکنون به ۲۸۲ میلیارد رسیده است. قدرت در آمریکا یعنی شرکتهای آی تی و بانکهای این کشور. اپل سال گذشته ۷۰۰ میلیون آیفون در دنیا فروخت ! در واقع قدرت آمریکا متعلق به بخش خصوصی این کشور است. ترامپ در اولین سفر خارجی خود به عربستان رفت زیرا پس از انتخاب او در آمریکا ، وزیر خارجه عربستان به این کشور رفت و یک ماه و نیم در آمریکا ماند و شبکه جدیدی ساخت که بنیان آن شبکه تجاری ، سرمایه گذاری و آی تی بود. آنها رسمأ اعلام کردند در سال ۲۰۱۶ معادل ۱۶۰ میلیون دلار برای لابی در آمریکا خرج کرده اند. قرارداد نظامی ۴۷۰ میلیارد دلاری آمریکا و عربستان یکی از پیامدهای این حضور عربستان در آمریکا بود. در این قرار داد ۱۰۰ میلیارد دلار در آی تی سرمایه گذاری میشود که عمده این پول به اسراییل میرود ! در واقع پول فروش نفت عربستان دوباره وارد آمریکا و اسراییل میشود و از آن پول برای ایجاد نرم افزار جدید استفاده میشود. حضور آمریکا در خاورمیانه عمدتأ با هدف اقتصادی است. در عربستان ۴۵ هزار آمریکایی حضور دارند تا از تسلیحات فروخته شده آمریکایی مراقبت و آن را مدیریت کنند. در واقع درآمد به آمریکا بازمیگردد. در اثر همین قرار داد نظامی یک میلیون و ۳۸۵ هزار شغل در آمریکا ایجاد شد. در واقع ترامپ دنبال پول است تا پول را به اسلحه و آی تی تبدیل کند. قدرت اصلی آمریکا در تسلیحات و آی تی است نه در اتومبیل یا پوشاک ! اسراییل عمق استراتژیک و جمعیت قابل توجهی ندارد ؛ اما دنبال برتری بر دیگران است. منافع ملی اسراییل یعنی ضعیف بودن کشورهای همسایه اش ! بازسازی سوریه به ۳۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد و معلوم نیست سوریه چه زمانی به شرایط قبلی خود برمیگردد. لبنان هم دارای بحرانهای داخلی بوده و مصر هم گرفتار نان شب خود است و یکی از فقیرترین کشورهای دنیاست. شورای همکاری خلیج فارس نیز اکنون شریک اسراییل است. از نظر اسراییل موضوع هسته ای ایران تا ۱۰ سال آینده تحت کنترل است. بنابراین این کشور هم در آی تی متمرکز شده است و در این زمینه دستاوردهای مختلفی داشته است. عربستان میخواهد شهرک تکنولوژی خود را با کمک شرکتهای اسراییلی بسازد از سویی اسراییل با سرمایه گذاری در بخش صنعت نمک زدایی از آب سه و نیم تا چهار میلیارد دلار درآمد دارد. نسل جدید اعراب با ایران ارتباطی ندارند و همگی تحصیلکرده آمریکا و اروپا هستند. عادل الجبیر به دو زبان آلمانی و انگلیسی صحبت میکند و فردی مسلط به دیپلماسی است. عربستان با جریانهای فناوری در دنیا ارتباط برقرار کرده استو در این شبکه فناوری جهانی حضور دارد. عربستان میخواهد مشروعیت سیاسی خود را با درآمد اقتصادی گره بزند ، درآمد خود را متنوع سازی کرده و کمتر به نفت و گاز وابسته باشد و از طریق صنعت آی تی درآمد کسب کند. اعراب نمیخواهند ایران قدرتمند شده و وارد شبکه جهانی شود. اعراب ایران را رقیب جدی خود میدانند و معتقدند اگر ایران فرصت پیدا کند از آنها سبقت میگیرد و میتواند تا ۱۰ سال آینده وارد شبکه جهانی شود ! بنابراین مسأله آنها هم اصلأ مسأله هسته ای نیست البته این هم استراتژی خوبی نبود که مسأله هسته ای به حل المساعل کشور تبدیل شود ما با آمریکا ۹مشکل داریم که مساله هسته ای فقط یکی از آنهاست. روانشناسی سیاسی در خاورمیانه در کار است تا بحران ایران زنده نگه داشته شود و موضوع هسته ای طولانی شود تا ایران داعمأ موضع تدافعی بگیرد !!! اعراب خلیج فارس و اسراییل دنبال ضعیف نگه داشتن ایران و منزوی کردن کشور ما هستند. لوایح تحریمی جدید در کنگره که ۴۲۳ رأی موافق و ۲ رأی مخالف داشت این پیام را صادر میکند که شرکتها و کارخانه های دنیا بدانند که در ایران سرمایه گذاری نکنند ! سه هفته پیش ( مهر ماه ۹۶ ) هیأتی از ایران به سوییس رفت که آنها رفتار بسیار خوبی با هیأت ایرانی داشتند ولی گفتند نمیتوانیم برای همکاری با ایران مقابل وزارت خزانه داری آمریکا بایستیم. وزارت خانه خزانه داری در آمریکا یک طبقه را برای ایران اختصاص داده است و تمام فعالیتهای مالی _ اقتصادی و تجاری با ایران را رصد میکند. در پشت همه این مسایل اسراییل و عربستان قرار دارند. تا نگاه ما به منطقه خاورمیانه امنیتی و سیاسی باشد ، وضع موجود نیز ادامه دارد. ایران از نظر عربستان و اسراییل مزاحم است ؛ بنابراین مانع سرمایه گذاری در ایران میشوند تا از این طریق جلوی منابع مالی را بگیرند و در نهایت قدرت ملی ایران را کم کنند. سیاست خارجی ما مبنی بر هویت ماست که این هم خوب است ؛ اما در کنار آن باید دنبال تولید ثروت هم باشد. اگر پول نفت را فقط برای دفاع از هویت خود خرج کنیم ضرر میکنیم ما باید تولید ثروت کنیم و از طریق تولید ثروت از هویت خود دفاع کنیم !!! نود درصد سیاست خارجی کشورهای دنیا برای تولید ثروت است و ما هم باید این راه را ادامه بدهیم. ما در مورد سیاست خارجی در کشور مناظره نمیکنیم اگر برای تصمیم گیری در سیاست خارجی کسانی دور هم جمع میشوند یک نوع فکر کنند مناظره ای پیش نمی آید و ما پارادایم خود را تغییر نمیدهیم ؛ در حالیکه به ایده جدید نیازمندیم. در رسانه ها هم اصلا نقد سیاست خارجی مطرح نیست و ما یک خبرنگار سیاست خارجی حرفه ای که حداقل به دو زبان سخن بگوید نداریم ! رسانه ها حرف جدیدی در سیاست خارجی ندارند چون وسیله ای برای تبلیغات اقدامات، وزارت خارجه هستند. ما بین سیاست خارجی و اقتصاد ارتباط برقرار نمی کنیم و تمام ادبیات ما در این زمینه به ۲۰ سال گذشته تعلق دارد البته یک مشکل ریشه ای دیگر هم داریم که آن نحوه کار کردن ما ایرانیان باهم است. مشکل جدی ما نحوه تصمیم گیری ، سازماندهی و به اجماع رسیدن است. ما منابع انسانی و مادی کمی نداریم اما مشکل اصلی ما روش تصمیم گیری و مدیریت نظامهای تصمیم گیری است. در این زمینه ما مشکل جدی فرهنگی داریم. نگاه ما هم به خاورمیانه برمیگردد به اینکه چگونه در کشور تصمیم میگیریم. ایران نه کشور سیستم ها بلکه کشور افراد است. تا زمانیکه سیستمی نشویم ؛ نمیتوانیم تصمیم عقلایی بگیریم و در مباحث انتزاعی و فلسفی و خرده نهادهای ملوک الطوایفی متوقف میشویم. ایران به یک استراتژی ملی برای توسعه اقتصادی و تولید ثروت نیازمند است. اگر ثروت تولید کنیم شاخصهای اجتماعی و اقتصادی ما بهبود می یابد و هویت ماهم حفظ میشود !چرا کره جنوبی و سنگاپور پیشرفت کرد ؟ نکاه به حکمرانی باید کمی شود و حکمرانان با آمار و ارقام صحبت کنند ذهنی که آمار متوجه نشود نمیتواند برنامه ریزی کند. حکمرانی که فرق دو و نیم و ۳ و نیم درصد رشد اقتصادی را نداند نمیتواند حکمرانی کند. یکی از کارهایی که در دولتهای یازده و دوازده تا اندازه ای انجام شد بخصوص رییس جمهور آن را دنبال کرد نگاه کمی به مسایل کشور است. ایران برای من مهم است و جامعه ما نباید فقیر شود. اگر مسایل کشور ما سامان داشت، میتوانستیم در همه دنیا حضور داشته باشیماما عقل علمی و دینی ایجاب میکند که یک کشور اول به خود برسد ! در هر کشوری که مردمش از شرایط اقتصادی و اجتماعی راضی باشند آن کشور امنیت ملی دارد ! اگر عموم مردم بکویند من آینده ای روشن دارم و در کشور صادرات ، ارزش افزوده و مزیت نسبی داریم امنیت ملی هم بوجود می آید ! امنیت ملی ایران در گرو توسعه اقتصادی ، رشد ۵ درصدی و تورم تک رقمی است امکانات نظامی نیز در حد لازم و برای دفاع از کشور نیاز است اما باید هم اثبات کنیم که اگر در دنیا حضور نداشته باشیم امنیت ما به، خطر می افتد.



آخرین مقالات