چهار شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

قیام مردم بختیاری بر علیه رژیم طاغوت و مزدور پهلوی

زادرو :چنارود - درگذشت۱۳۱۳ زندان قصر، تهران. - سال‌های فعالیت مبارزه مسلحانه (۱۳۱۳–۱۳۰۸). - لقب شیرعلی مردان - همسر بی بی عروس -والدین : بی‌بی مریم بختیاری(سردار مریم بختیاری) و علیقلی خان چهارلنگ

قیام مردم بختیاری بر علیه رژیم طاغوت و مزدور پهلوی

آنچه  هر ایرانی باید بداند

 

 

سالروز شهادت دلاور مرد بختیاری، شیر بختیاری آ علیمردان خان بختیاری گرامی باد.

 

نوشته شده در تاریخ12/05/2016          ساعت: 22:16:26

مردمی که تاریخ خود را ندانند به فریبخوردگانی زبون تبدیل ومحکوم به انزواء و شکستهای پی در پی خفتبار آن هم به دست وارثان میراث خوار دشمنان پدران خود خواهند بود.

 هواپیمایی که رضا شاه با ان مردم ایران را اعم از زن و بچه ، پیر و جوان را بمب باران کرد

 

به مناسبت سالگرد تیرباران ایرانبان شیر علی مردان خان بختیاری میهن پرستی که با فریاد پاینده باد ایران و مرگ بر سلطنت اجنبی گلوله باران شد.

 

بزرگان لرهای بختیاری و بسیارانی از آزادیخواهان دیگر لر و دیگر هم میهنی ها را  رضا پالونی و پسرش دست بوس امریکا و انگلیس قتل عام کردند.

 

 رضا پالونی  قزاق معروف به رضا خان(کسی که پدرش نه جد پدریش نه خان بودند نه کدخدا) مهره استعمار و کودتا چیان بر علیه مشروطه ملی ایرانیان .

 

 

 

پیشگفتار:

 

🔴برگی از تاریخ ایران:

 

علیمردان خان بختیاری از مادری چون بی بی مریم ، معروف به سردار مریم بختیاری زاده شد.

بی بی مریم دختر حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و مادرش بی بی فاطمه دختر علیرضا خان کیانرسی بود .

بی بی مریم یکی از کم مانند ترین زنان تاریخ ساز ایران پس از دوران پر غرور ساسانیان میباشند.

 

 

ایشان زنی تحصیل کرده که در جنگ اول جهانی که بخشهایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای استعمارگر روسی و انگلیسی قرار گرفته بود به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و بر علیه نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد .

 

 

بقول پروفسور گارثویت: این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکری مستقل داشت و در تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرد.

 

 

در رخداد قیام مشروطه نیز این بی بی مریم بختیاری بود که به همراه یک دسته ده نفره از چریکهای بختیاری بدور از چشم سربازان ترک وارد تهران شد و نخستین عملیات پارتیزانی را در مقابل مجلس وقت آغاز کرد ،این نبرد ایزایی از پیش سازماندهی شده باعث فریب نیروهای دشمن شد بگونه ای که توجه اکثر گارد محافظ شهر که از پیشتر توسط مخبران در جریان حمله بختیاریها قرار گرفته بودند به سمت میدان بهارستان معطوف نمود و بدینویسله راه ورود برق آسا سواران زبده سپاه بختیاری به فرماندهی سردار اسد بختیاری به شهر تهران را از چندین نقطه مهیا و درنهایت پس از درگیری خونین چند روزه تمام تهران به دست مبارزان و مردم افتاد و 👈 شاه قاجار به سفارت روسیه پناهنده و اعلام شکست حاکمیت خود را رسما قرائت کرد.

 

 

🔴پیامی که توسط تلگراف به سراسر ایران مخابره شد و از آن پس بود که محاصره تبریز نیز در هم شکست و مبارزان آذربایجانی به همراهی ستار خان و باقر خان پس از چند روز به تهران دعوت شده و مورد استقبال گرم مبارزان بختیاری قرار گرفتند.

 

 

🔴پدر علیمردان خان، علیقلی خان چهارلنگ بود که در جوانی در اثر توطئه ای فامیلی ( اختلاف اندازی های انگلستان ) کشته شد و کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند علی مردان خان به مکتب رفت و سواد آموخت تا اینکه در سال ۱۳۰۲ بعد از جدا سازی طوایف چهارلنگ از هفت لنگ ( به دسیسه انگلستان و روسیه) به همراه برادر خود محمد علی خان به عنوان روسای این طایفه تعیین گردیدند .

 

 

🔴در سال ۱۳۰۰ با تشکیل حزب (( ستاره بختیاری )) که نخستین سازمان ایلی در چهار قاره جهان بود *و توسط گروهی از روشنفکران بختیاری از جمله زنده یاد خان بابا خان بختیاری که از جوانان تحصیل کرده و اروپا رفته زمان خود بود و ایشان نیز به اتهام دروغین اقدام بر علیه امنیت کشور توسط دژخیم رضا قزاق تیرباران شد، علاقه و گرایش شدیدی به این حزب پیدا کرد ...

 

 

علیمردان خان در سال ۱۳۰۷ جمعیتی به نام (( هیئت اجتماعیه بختیاری )) مرکب از ۱۲ نفر از سران و کلانتران بختیاری را تشکیل داد .

سپس در تنگ گزی  و شوراب اردو نظامی زده و پس از آن راه جنوب به شمال بختیاری را با انفجار ( پل شالو ) بر روی قشون دولتی بستند و آماده حمله به هنگ نظامی مسقر در فریدن شهر اصفهان شدند.

پس از مخابره این اخبار دولت وقت با شتاب سردار فاتح و محمدتقی خان امیر جنگ را برای مذاکره نزد بختیاری ها فرستاد در همین زمان جمعی از دیگر ایلات بختیاری به دیگر جنگجویان بختیاری پیوستند و محمدرضا خان سردار فاتح و سردار اقبال هم عملا از نهضت پشتیبانی کردند.

 

ولی مذاکرات خوانین بختیاری با علیمردان خان 4 لنگ بی نتیجه ماند .

چرا که علی مردان خان برای خون خواهی سردار اسد بختیاری و سایر مشروطه خواهانی که توسط کودتا چیان از جمله رضا قزاق زندانی و کشته شده بودند و همچنین برگرداندن قوانین اصلی مشروطه ملی به عرصه مدیریت کشور قیام کرده بود.

 

 

ایشون به همراه سایر بزرگان بختیاری با طرح استانی شدن و اسکان اجباری و نیز خلع سلاح عشایر مدافع مرزهای ایران و بویژه طرح توهین آمیز متحد شکل کردن لباس ایرانیان به شدت مخالف بودند، و این طرح ها را دسیسه اجنبی برای از بین بردن اتحاد اقوام ایرانی با همدیگر میدانست.

 

و اینگونه اعلام میکردند که ما هرگز حاظر نخواهیم شد تن پوش و کلاه خسروی ( شاهی ) نیاکان خود را از سر برداشته و تن پوش و کلاه پوستی ( بی ارزش ) بیگانگان را بر سر بگذاریم اشاره به ( کلاه پهلوی طرح پیشنهادی روسیه بود مشابه کلاه و لباس رضا قزاق که مشابه ارتش روسیه است ).

 

 

در سال ۱۳۰۸ دهکرد و اکثر مناطق بختیاری به دست نیروهای هیئت اجتماعیه بختیاری آزاد شده و از نفوذ دولت پهلوی خارج و همه مردم گروه گروه به آنان پیوستند .

 

دولت سرسپرده رضا قزاق با مدیریت سید ضیا الدین طباطبایی هراسان از این قیام تمام نیروهای خود در سراسر کشور را برای سرکوب به فرماندهی تیمسار شاه بختی بسیج و روانه منطقه بختیاری کرد.

این حرکت نامردانه در زمانی رخ داد که از سوی دیگر تقیه ای شریرانه بکار بسته شد و هیئت اعزامی شامل چندین نفر هیئت دولتی و مذهبی برای صلح با علیمردان خان و دیگر سران نهضت در روستای زرد و یا در حومه قهوه رخ ( قه فرخ ) به ظاهر مشغول مذاکره بودند!!

از همه طرف بختیاری مورد تهاجم ارتش تا دندان مسلح به جنگ افزارهای روسی و انگلیسی از قبیل : هواپیما / تانک / توپ/ تیربارهای سبک و سنگین و با استفاده از سربازان تعلیم دیده مزدور و روسی و انگلیسی قرار گرفت .

 

 

از جنوب ، لشگر اهواز به فرماندهی سرهنگ محتشمی ،از غرب لشگر خرم آباد به فرماندهی سرتیپ تاج بخش

از شمال سرهنگ خیانتکار بهادر بختیاری و تیمسار شاه بختی حمله ای هماهنگ را آغاز کردند.

 

 

با گسترش خبر حمله قافلگیرانه ارتش رضا نامرد به سرزمینهای بختیاری نشین همه زنان و مردان با هم سوگند خوردند و تا آخرین نفس در مقابل یورش دشمنان با در دست گرفت سلاح سرد و گرم صف آرایی کردند.

 

 

جنگجویان بی باک بختیاری به فرماندهی علی مردان خان توانستند در منطقه سفید دشت که به جنگ سفید دشت معروف شد حماسه ای بزرگ از خود بجا بگذارند و به مدت ۲۰ روز یک تیپ کامل از ارتش را در محاصره خود قرار داده و تعداد بسیاری از سربازان را کشته و به اسارت خود در آوردند ، اما پس از پیوستن نیرو و ادوات پیشرفته جنگی بیشتر به ارتش و حمایت بمب افکنهای نظلمی بیگانه ( طیاره هایی که بادست بمب پرتاپ میکردند) طی جنگی بسیار خونین منطقه سفید دشت به تصرف کامل دولت درآمد و نیروهای بختیاری به کوهای منطقه عقب نشینی و در آنجا سنگر بندی کردند.

 

 

 

از آن پس بود که علیمردان خان و یارانش بعد از یک سال درگیری و جنگهای پارتیزانی ضربات سختی را به رژیم دیکتاتوری رضا خانی وارد آورده که در نهایت با وساطت بعضی از خوانین فریب و قرآنهای مهر کرده با امضاء رضا قزاق ( سوگند نامه ) علی مردان خان سلاح را بر زمین گذاشت و جهت مذاکره با دولت به تهران رفت(توجه کنید رضا شاه هیئتی با یک بیعت نامه با قران نزد علیمردان خان فرستاد و از علیمردان خان درخواست کرده بود و گفته بود: بیا جنگ را کنار بزاریم و با هم کشور را اداره کنیم، رضا پهلوی به خان نامه نوشته بود که روس میخاد از شمال به کشور حمله کند بیا در کنار هم برای ایران بزرگ چاره جویی کنیم _ علیمردان خان، خانی که رضا شاه هیچوقت نتونست شکستش بدهد، فقط درگیر توطعه نامردی های دوست و دشمن شد).

 

ولی با امدنش به تهران سوگند به قرآن رضا قزاق به توطئه برای مرگ این سردار شکست ناپذیر و سایر مبارزان تبدیل شد.

بعد از مدتی اقامت در تهران به همراه سردار فاتح و سردار اقبال و چند نفر دیگر توسط گارد مسلح دربار دستگیر و به زندان قصر منتقل گردید.

 

 

و از آن پس بود که به شهادت تاریخ حماسه دوم حماسه ساز بختیاری آغاز گشت .

 

حماسه اول او نبرد بر علیه دیکتاتوری و استعمار بود و حماسه دوم که عظیم تر از حماسه اول اوست مقاومت دلیرانه و بی باکانه او در مقابل ظلم و مرگ شجاعانه و غریبانه اش می باشد.مرگی که عین زندگی بود آن هم یک زندگی حماسی و قهرمانانه (نامیرایی).

 

علیمردان خان بختیاری همچون همه نیاکانش با مقاومت مردانه خود باعث تحسین معروفترین رجال سیاسی و زندانی وقت گردید،

 

در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه ۱۳۱۳ این راد مرد بختیاری ایرانبان را دسته های پرشماری از شغال جلوی جوخه اعدام بردند.

 

 

 

🔴نویسنده نامدار ، بزرگ علوی در راستای این رویداد اینطور می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد.

او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری ( رضا قزاقی ) رقم زند.

 

هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوالپرسی کرد، وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم!! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند و من رو هم  خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.

 

سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد : در آخرین لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، با صدای رسایش فریاد برآورد (( زنده باد ایران و آزادی )) که با صفیر چند گلوله خاموش شد.

 

لحظاتی بعد جسد بی جان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت، ودر میدانهای جنگ هیچ رزمنده ای پشت او را ندیده بود دَمَر به پای چوبه دار بر زمین در غلطید. که چه خوش تصویر می کند شاعر ، ذهن شیر علیمردان را در آخرین لحظات جان دادن:

 

 دُرگل سی کُشتنُم پلان بریدن

 

گَویلُم زداغ مو کمر بُریدن

 

بــالـونـا بـالا هـوا بـالا تـنـیـده

 

دِدُیَل محمدعلی پلا بریده☹️

 

 

 

علیمردان خان با مرگ خود مردی، دلیر، آزادگی، وطن دوستی و نفرت از دیکتاتوری و استبداد را شهادت داد و به قول روانشاد استاد مهراب امیری ، به موازات هر قطره خونی که از پیکر سردار رشید بختیاری بر روی زمین می چکید هزاران قطره اشک از چشمان مشتاقان و علاقه مندان او بر روی گونه های رنگ پریده شان می غلطید، مردان جامه دریدند و دیرکهای بهونها را پایین کشیدند، زنان موی سر بریدند، شعرا رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان ترانه شیرعلیمردان را ساختند. هنوز چوپانان در قله های منگشت، کلار، تاراز و زرده ( زردکوه )، قالی کوه، اشتران کوه و... اوازش را چنین می خوانند:

 

مو لُرِ بَلیط خوروم هف سال چوپونُم

 

ار زَنیم وِ قِرقِره مو مشقِ ندونم

 

معنی: من لری هستم که نان بلوط میخورم و هفت سال است که چوپان هستم اگر مرا به قرقره جوخه اعدام ببری مشقم را نمی دانم .

 

 

شُمشیر علیمردون طلای بی غش

 

زِ زمین بِرچ اِزَنه وِ آسمون تَش

 

معنی: شمشیر علیمردان طلای خالص است و در زمین برق می زند و در آسمان آتش .

 

 

بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ

 

شُمشیرُم وِ گِل زَنُم سی ایل چارلنگ

 

معنی: ای عروس خانوم تو گریله بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل زنم برای ایل چهارلنگ.

 

 

کُجه تیر کُجه سپاه کُجه فَراشُم

 

رَه بدین دامُ دَدوم بیان سر لاشُم

 

معنی: تیر و تنفگ و سپاهیان و خدمتگزارانم کجا رفتند، راه را برای مادر و خواهرم باز کنید تا خود را به جسدم برسانند.

 

 

دشمنون زِ بعد مو چاره ندارِن

 

گَویَلَ نیله سووار وِ هفت و چارِن

 

معنی: دشمنان بعد از من چاره ای ندارند زیرا برادران نیله سوار ( اسب سوار ) ما چهارلنگ و هفت لنگ هستند. ( سپاه ما شامل هر دو شاخه بختیاری هم چهارلنگ و هم هفت لنگ هستند).

 

چی کَلا پرپر کُنُم رُوم وِ تهرون

 

اسمِ شاه نَه کور کُنُم، شاه علیمردون

 

معنی: همانند کلاغ پرپر می زنم و می روم تا تهران ( پایتخت ) اسم شاه را کور می کنم ( از بین می برم ) و اسم شاه علیمردان را می نویسم.

 

بر گرفته از کتاب: موسیقی وترانه های بختیاری

 

مولف: کاظم پوره،انتشارات آنزان و

تاریخ سازان ایل بختیاری

 

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

چکامه ای زیبا به یاد آ علی مردان خان بختیاری

 

خسته و در هراس از نامت

 

که دهی تاج و تختشان بر باد

 

درون کوه و دشت

 

به دنبال شکار تو می گردند

 

تا ترا وارسته بر دار کشند

 

و تو چربک جاودانه

 

ایل و تبارم

 

آنسان که بی مهابا

 

پنجه در پنجه فکندی چون شیر

 

در نبردی سهمگین

 

در کناره هامون (1)

 

موج وحشت افتاد

 

در دل استعمار

 

و دژخیم پیر

 

نقشه ای شوم در سر

 

با طرح نیرنگ زا (2)

 

تور گسترده به کوه و شهرها

 

که ترا کشد به بند نیرنگ

 

چریک کوهستان

 

زاده زردکوه و کلار

 

کینو شیمبار و منار(3)

 

سوار بر اسب تفنگ بر دوش

 

تلاش وافر برای آزادی

 

ایران

 

شیر علی مردان

 

زاده یک سردار

 

از نسل چهار و هفت بختیاری(4)

 

اینکه غل و زنجیر است

 

به دست و پایش

 

در حصار یک قصر (5)

 

قصر تاریک سرشار از وحشت

 

و آن حرام زاده قزاق(6)

 

شب و روز دربانش

 

بامداد روشن

 

چریک کوهستان

 

هر چه دارد می بخشد به رفیقانش (7)

 

و می رود تا بوسه زند بر خورشید

 

بر مدار یک دار

 

تا بماند جاوید نام ایرانش

 

اینک:

 

چریک ایستاده است بردار

 

در برابر یک چرخه

 

با فریادی رسا فریاد می کند

 

زنده باد ایران

 

زنده باد آزادی

 

و مزدوران شلیک می کنند

 

چریک بختیاری ایستاده می میرد

 

و قطره های خون سرخش

 

از زاگرس فراتر

 

فریاد می کند

 

برای آزادی ایران!!!

 

 

 1ـ هامون: اشاره است به جنگ سفید دشت که یکی از بیاد ماندنی ترین صحنه های مقاومت و شجاعت ایل بختیاری به فرماندهی علیمردان خان ، علیه قوای دولتی رضا شاه است این حماسه برای همیشه در تاریخ این قوم ماندگارگردیده است.

 

2ـ رضا شاه برای بقای خود در متن امان نامه ی ارسالی توسط فرستاده اش سرهنگ صادق خان و سید ضیاالدین قسم دروغ خورده بود که هیچ خطری جان خان بختیاری و همراهان وی را تهدید نمی کند تا اینکه با این طرح نیرنگ زا علیمردان خان را از سردشت دزفول به اهواز و سپس به تهران منتقل کرد.

 

3ـ کوههای معروف مناطق بختیاری که بختیاری ها ییلاق و قشلاق خود را از انجا میگذرانند

 

 

4ـ علیمردان خان از طرف مادر به هفت لنگ می رسد و از طرف پدر به چار لنگ. مادرش بی بی سردار مریم دختر حسین قلی خان ،ایلخان مقتدر بختیاری هم عصر ناصر الدین شاه و خواهر علی قلی خان بخنیاری (سردار اسعد معروف) می باشد نیای پدری اش علیمردان خان بختیاری ، متحد کریم خان زند ومقنول به دست وی است پدرش علی قلی خان چهار لنگ طبق آیین بختیاری نام نیای برجسته ی خودرا براو نهاد.

 

5ـ علی مردان خان پس از دستگیری، به زندان قصر منتقل شد و بزرگ علوی و سید جعفر پیشه وری از نویسندگان و متفکرین حزب توده وحزب دمکرات هم بند او بوده اند.

 

6ـ طبق روایت تاریخی اصل و نسب رضا شاه به قزاق ها می رسد. رضا شاه یک قزاق بود .

 

7ـ طبق گفته بزرگ علوی علیمردان خان جامه ای زیبا به تن کرد و سرو روی خود را آراسته و با گامهای بلند و استوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک شد و پیش از اعدام تمام وسایل شخصی اش را به زندانیان بخشید حتی بقول سید جعفر پیشه وری علیمردان خان بختیاری در آخرین لحظات که می خواستند او را به جوخه دار ببندند با صدای رسایش فریاد برآورد زنده باد ایران زنده باد آزادی که با صغیر چند گلوله خاموش شد.

 

8ـ علیمردان خان بختیاری در سپیده دم یکی از روزهای اسفند ماه 1313 در زندان قصر اعدام گردید.

 

منابع مورد استفاده:

 

نبرد علیمردان خان بختیاری با رضا شاه نوشته حسن دهقانی شوینی بختیاری چاپ آذر 1379 ، 53 نفر نوشته ی بزرگ علوی

 

برگرفته از وب نوشت هفته نامه زاگرس ایران .

 

 

 

شعرمعروف حماسی در وصف خان بختیاری سروده شده است:

 

 

تفنگ عليمردون هم باز صدا كرد *

سرهنگ كُله پوستي هنگ بِلا كرد

 

تفنگ عليمردون هم باز قُرمنيد *

سرهنگ كله پوستي چادر رُمنيد

 

بي عروس كل ايزنه كل بساكي *

سَنگران خين گِرِد تا كفت خاكي

 

بي عروس تو كل بزن كل بساكي *

تفنگچي ز مم صالح سُوار ز راكي

 

شُمشير عليمردون طلاي بي غَش *

به زمين بِرچ ايزنه به آسمون تَش

 

نظامي كله پوستي لنگا مَلاري *

ني تري جنگ بُكُني وا بختياری

 

طياره بال بال كنه سر كوه وِردُون *

اسم شانه كور كنه شير علي مردون

 

طياره بال بال كنه سر كوه فردون *

شُمشيرم به گِــل زنم سي كل ايرون

 

دودر گل سي كشتنم پلان بريدن *

گـــويلم ز داغ مـــو كمر بريدن

 

بالـونا بالا هوا بــالا تنيــده *

ددويل محمد علـــي پلا بريده

 

كُجه تيپ كُجه سپـاه كُجه فراشُم *

ره بدين دام و ددوم بيان سر لاشم

 

بيست و چهار تير خَردُمه هني بهوشم*

ليكه دام و ددوم اويــــد به گوشم

 

سِر تنگ تاته تنگ تانك و زره پوش *

ما بين شال و قوا خين ايزنه جوش

 

 

 

 

 

خون بزرگام را نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم /

4 نظر

  • مرتضی

    بسیار زیبا و تحسین برانگیز از افتخارات بنده، این است که جد پدری ام، در راه آزادی ایران عزیز، همراه و همسنگر شیرعلیمردان خان بودند.


  • آسترکی

    تاریخ لرستان در وزارت , صدارت و سلطنت رضاخان حدیث خاک و خون است و داستان دژخیمی و سبعیت قشون رضاخان جز خلق مرگامرگ داخلی به کاری نمی آمد و در برابر بیگانه روی در گریز داشت بطوری که ارتش رضاخان که حدود یک سوم بودجه مملکت را می بلعید در شمال کشور ربع ساعت در برابر روسیه و در جنوب حدود بیست دقیقه در مقابل قوای اشغالگر انگلیس مقاومت کرد و جالب آنکه گلوله توپهای شمال در زرادخانه های جنوب بودند و تجهیزات تانکها و زره پوشهای جنوب در انبارهای شمال کشور بودند. این ارتش افسانه ای رضاخانی بود که در مقابل اشغالگران به مانند برف در مقابل آفتاب ذوب شد.


  • مکوندی

    زمانیکه قوای آزادیخواه لر بختیاری با مستبدین قاجاری جنگیدند و اصفهان و تهران را فتح کردند , ستارخان و باقرخان در تبریز بودند. تشکیل مجلس حاصل خون و رشادت لرهای بختیاری بود ؛ اما افسوس از چرخ روزگار که اکنون دارند تاریخ را تحریف میکنند و جدیدأ از چیزی تحت عنوان مشروطه اصفهانی!!! یاد و تبلیغ میکنند. شهرهای کویری و مرکزی ایران , از من البدو تا الی الختم , کانون تحجرات فکری و مذهبی بوده اصلا رویه فکری اینان با مشروطیت ناسازگار بود و از مخالفین جدی تجدد طلبان بودند شعارشونم این بود که ما دین نبی خواهیم , مشروطه نمیخواهیم. حال چگونه حامی مشروطه بودند؟ اشکال این جسارتها در کم کاری و سکوت ماست که تعبیر به ضعف میشود.


  • لر بختیاری

    همه گویند بختیاری کرد _ بخت بیدار بود و یاری کرد / شاه ایران و نادر دوران _ خاک بر چشم قندهاری کرد . لرهای بختیاری در سال ۱۱۵۰ هجری قمری ( ۱۷۳۷ میلادی ) قندهار را تصرف کردند.



آخرین مقالات