چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

قلمرو تاریخی سرزمین کهگیلویه و منشا تاریخی نام آن ؟

سرزمین لُرنشین کهگیلویه , نام خود را در حقیقت از نام نیای نخستین خاندان لر گرفت که درآن منطقه حکومت مقتدری تاسیس کردند . محمد بن حسن بن گیلویه حاکم مقتدر منطقه .نیای او ,گیلویه فرزند مهرجان و مهرجان فرزند روزبه بود. محیط زندگانی و قلمرو حکمرانی گیلویه و اسلافش منطقه ای لرنشین بود که به دلیل اقتدار و اشتهار گیلویه، بعدهابه نام او " کُه گیلویه " (کوهستان گیلویه ) خوانده شد.

قلمرو تاریخی سرزمین کهگیلویه و منشا تاریخی نام آن ؟

بقلم: نورعلی مرادی بئوار الیما

 

کهگیلویه ماقبل دوره اسلامی

سرزمینی که امروز کهگیلویه خوانده ی شود روزگار کهن بخشی از لور کبیر(لرستان بزرگ -لرستان جنوبی ) با مرکزیت شهر کهن دهدشت بود و در عهد کهن تر بخشی از سرزمین الیمایی با مرکزیت شهر آیاپیر (مالمیر کنونی ) بود و در عهد باستان بخشی از امپراطوری عیلام بوده که شهر و شهر باستانی بهبهان (ارجان) مرکز آن محسوب می گردید . احتمال دارد قرن ها تلاش لازم بوده است تا ساکنان دشت های سوزیان (شوش) و نیمه کوچ نشینان جبال ( کوه گیلویه و بویر احمد و منطقه بختیاری) بصورت یک گروه (مردم عیلام) در آید، علاوه بر این به نظر میرسد که این اتحاد سیاسی فقط به وسیله فرمانروایان قوی حاصل میشد و اگر فرمانروایی از این قبیل وجود نداشت نواحی مختلف عیلام به حالت انزوای اولیه خود باز می گشت.

به همین دلیل عیلام همیشه بصورت یک کشور فدرال سازمان یافته ،در تلاش برای متحد کردن مناطق مختلف فدراسیون شاهان که حکمرانان برتر بودند سعی کردند شاهزاده نشین های کوچک را از طریق ارتباط های خونی(ژنتیکی) به خود وفادار سازند،نتیجه این امر نوعی هیئت سیاسی بود که بر یک خط مشی غیر عادی پیچیده ودر واقع بی همتا شکل می گرفت.

خاندان هایی فرمانروایی که در این امر موفق بوده اند به نظر میرسد که از سرزمین های کوهستانی برخاسته باشند نه از دشت های سوزیان(شوش) هرچند که خود شوش در اوایل کار موقعیت پایتخت را به دست آورد.

پیوند میان چمن زارهای حاصلخیز و پرآب و سرزمین های زراعی سوزیان (شوش) و دره های بلند و سلسله جبال در شمال و شرق دشت (منطقه بختیاری و کوه گیلویه و بویر احمد امروزی) که از نظر چوب و آهن ثروتمند بودند،این پیوند مبنای اصلی ویژگی تاریخ و تمدن مستقیم عیلام بود .

وقتی قبایل نو رسیده و نیمه وحشی "آریایی پارس و ماد" کوه های عیلام را به تصرف در آوردند،این ارتباط حیاطی در قرن هفتم قبل از میلاد شکست و تمدن عیلام رو به زوال رفت . هرچند که تا اواخر دوره اشکانی , بازماندگان عیلامی ها یعنی شاهان الیمایی نیمه مستقل سرزمینی را به مرکزیت " آیاپیر(مالمیر -ایذه) اداره کردند که کهگیلویه نیز بخشی از آن بود.

بعدها بلاد شاپور نامیده شد این ناحیه که در مرز بین خوزستان و فارس در مشرق ارجان قرار داشت و این همان سرزمین پهناور کوه گیلویه است که در کنار آن شهر باستانی (دهدشت) و در 60 کیلومتری آن شهر ارجان مرکز آن بوده است.

 

کهگیلویه در دوره اسلامی

هر چند سقوط ساسانیان به دست اعراب مسلمان، خیلی سریع صورت گرفت و اسلام در شرق و مرکز ایران خیمه و خرگاه زد، اما تا قرن‌ها بعد , قوم لر , سازش قطعی و واقعی با مهاجمان مسلط نیافتند و به گونه های مختلف در ستیز بودند. لرستان , همچون مرکز و شرق کشور ایران به آسانی در برابر مسلمانان سر تسلیم فرو نیاورد . حقیقت آنکه ,لرهای زاگرس و أجداشان الیمایی ها هیچ گاه به صورت قطعی و کامل با مردم نجد ایران و حکام مرکزی ایران , پیوند نخوردند و همواره در تخالف و تضاد بودند. لرهای لربزرگ , در منطقه ایالت فارس و کهگیلویه امروزی , در مناطق خود که رَم یا زَم خوانده می شد، برای حاکمان عرب و ترک ودست نشاندگان ایرانی آنان، رقیب و دشمن به شمار می رفتند و در مواقع مناسب و مختلف این تعارض و عناد را با جنگ و مقاومت نشان می دادند.

وسیع ترین و قدرتمند ترین مناطق عشایری استان فارس، رم گیلویه بود که از نزدیکی های شیراز شروع می شد و تا حدود ولایات اصفهان و خوزستان امتداد می یافت. حاکم این ناحیه گسترده و پردرآمد، خاندان روزبه بود که چون در میان این خاندان، گیلویه نوه روزبه اقتدار و اشتهار افزونی یافت، قسمتی از منطقه به نام او ماندگار شد. وی با خاندان عرب عجلی که در نواحی جبال ایران- خاصه همدان، اراک و اصفهان تسلط مقتدرانه یافته بودند، درگیر شد و توانست با شکست آنها یکی از سران این خاندان را به قتل رساند. البته در دنباله کارزار بین این دو خاندان معارض لر و عرب، گیلویه لر، جان باخت ولی نامش جاودان ماند. شهرت و شوکت وی به حدی بود که شاعران مداح ابودلف عجلی نظیر بکر بن نطاح و علی بن جبله در تمجید از ممدوح خویش، شکست و قتل گیلویه را از کارهای بزرگ ودرخور او دانسته اند .

خاندان گیلویه یا به عبارتی خاندان روزبه، از مشهورترین و مؤثرترین خاندان‌های لر در سه سدۀ نخست اسلامی بود که پس از سقوط ساسانیان، به¬ تدریج موفق شدند در دستگاه خلافت عباسی نفوذ یابند و نقش بارز خود را در وقایع سیاسی- اجتماعی عصر نشان دهند. گیلویه که از همۀ اعضای خاندان معروف‌تر و برجسته ¬تر شد، اقتدار و عظمتش به حدی رسید که منطقۀ وسیعی از (لر بزرگ ) را تحت حاکمیت خود درآورد، و منطقه به احترام و اشتهار او نام‌گذاری شد. وی که سپاهی آماده و چند هزار نفری داشت، با خاندان ابودلف عجلی عرب، که از قرن دوم هـ ق در بخشی از ایران خاصه عراق عجم- حضور و سلطه یافته بودند، درگیر و به رغم موفقیت‌های مقطعی و قتل معقل، برادر ابودلف، سرانجام کشته شد. قلمرو گیلویه که ناحیۀ گسترده¬ای از نزدیکی‌های شیراز تا سمیرم، لردگان، ارجان (= بهبهان)، بخشی از کناره¬ های خلیج فارس(لیراوی , گناوه , بوشهر ) ممسنی و خوزستان (هندیجان , بندر ماچول"بندر ماهشهر) بود، قلمرو حکمرانی گیلویه و خاندانش محسوب می‌شد.

کُه گیلویه یعنی کوهستان و جبال گیلویه , سرزمینی بود که بعدها به نام وی مشهور شد از دو قسمت تشکیل می شد . جبال و کوهسار یعنی کهگیلویه امروزی که ییلاقات عشایر لر بود و دیگری دشت و ساحل خلیج که قشلاقات ایلات لر بود .

امروزه بخشی از کهگیلویه ,جزوه استان کهگیلویه بویراحمد , بخشی ملحق به استان خوزستان و بخشی ضمیمه استان بوشهر است .

اساسا اینکه لرهای گناوه ,دیلم , تنگستان , دشتستان , هندیجان , ماهشهر , ابواب جمعی کهگیلویه بوده اند و مردمان آن از منشعب شده از طوایف کهگیلویه اند از همین رو زبان و فرهنگ و پوشاک و سنن آنها ریشه در تاریخ کهگیلویه قدیم دارد . کما اینکه منطقه و مردم لیراوی بندر دیلم , کنار ساحل خلیج , در اصل خود شاخه ایی از طوایف کهگیلویه اند که به دو بخش تقسیم می شوند . لیراوی بالابند(کوه) که در کوهستان است و لیراوی دشت که بر کنار ساحل خلیج است .

از ملوک لیراوی مشهورترین آنها امیر فرامرز بن هداب است، دوران طلایی لیراوی عهد امیران لیراوی بوده است و لیراوی کوه و دشت تحت حاکمیت امیران لیراوی بوده. مقر گرمسیری امیران لیراوی قلعه گلاب ( حد سه استان بوشهر ، خوزستان و کوهگیلویه و بویراحمد) و مقر سردسیری آنها تنگ لیرو دهدشت.

 

سلسله امیران لیراوی به این ترتیب است

1 - امیر محمود شاه لیراوی

2- امیر شیخ لیراوی

3- امیر سهم الدین شنگل لیراوی که در 22 ذیحجه 723 قمری مطابق 20 دیماه 799 شمسی حاکم لر بزرگ گردید.

4- امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی مرد شمشیر و قلم صاحب طبل و علم امیرالامرای فارس

5- امیر مهنا لیراوی که از طرف شاه عباس صفوی حاکم بغداد شد .

6- امیر بهمن لیراوی آخرین امیر لیراوی که بعلت ظلم جنون آمیز بدست پسر عمویش کشته شد و سلسله امیران لیراوی برچیده گردید ، طوایف و ایلات لیراوی توسط خوانین اداره شدند همچنین طوایف لیراوی کوه و دشت پراکنده شده یا در دیگر ایلات حل شدند. لیراوی کوه بین دو ایل بهمئی و طیبی تقسیم شد.

ایل خدری پراکنده شده عده کثیری به بختیاری رفتند ، عده ای نیز به لیراوی دشت آمدند (خدری لیراوی دشت شامل تیره ها و خاندان های مختلف است ، خوانین لیراوی از این طایفه هستند) گروهی به تنگستان و دشتی و جم رفتند ( طوایف خدر و تنگستان و خنسیر دشتی). به طور خلاصه، از تنگه هرمز تا مرز عراق می توان طوایفی یافت که ریشه در لیراوی کوه یا دشت دارند.

بلوک لیراوی در 2 اردیبهشت 1295 شمسی از کوهگیلو یه جدا شد. و در غالب استان جدید بوشهر به این استان ساحلی الحاق شد

 

منابع :

خاندان گیلویه و نقش سیاسی- اجتماعی آنان در عصر عباسیان (کشواد سیاهپور)

بیشینه یا قدمت کوه گیلویه و بویر احمد(شمشاد امیری)

بلوک لیراوی؛ جایگاه ایل لیراوی در فرهنگ و هویت لُریاتی(محسن خواجه گیری)

 

5 نظر

  • عیسوند زیبایی

    دکتر احمد اقتداری در کتاب خوزستان و کهگیلویه و ممسنی ص 836 راجع به مفهوم نام کهگیلویه مینویسد: ...... کلمه کوه که معنی ان معلوم است. کَیَلُو را می توان به سه جزء (کَی) - (اَل) - (اُو) تقسیم نمود. کی به معنی شاه و امیر و رییس چنانچه در زبان فارسی کی و کیانیان مقید همین معنی است. (ال) با فتح الف و سکون لام اضافه ی زبان لری است (مانند تووَل یعنی خانه ها) و (او) تصغیر یا علامت معرفه در زبانهای شیرازی و فارسی است. پس کلمه مرکب (کَی - اَل - اُو) را در اطلاق محاوره، کیلو با فتحه ی مخفف یاء در اورده اند و بعد این فتحه هم در گویش مردمان از بین رفته و کیلو و سپش گیلو شده است و کوه گیلو یعنی کیان و شاهان و بزرگان. دکتر امان اللهی نیز میگوید: انچه مسلم است وجه تسمیه این ایالت مرتبط است با نام یکی از سران قبایل لر موسوم به گیلو یا گیلویه که در قرن سوم هجری می زیسته است. جایگاه اولیه گیلویه در منطقه خمایگان (هندیجان امروزی که سر راه اردکان به شیراز قرار دارد) و نیز منطقه جاوید ممسنی بوده است، کما اینکه هنوز در جاوید ممسنی محلی به نام گیلومر وجود دارد که خاطره این سردار را زنده نگه داشته است. دکتر احمد اقتداری مولف دانشمند در کتاب فوقالذکر ص 363 می نویسد: ابواسحق ابراهیم اسطخری در مسالک و ممالک خود نوشته است: یکی از پادشاهان رموم که همیشه از یک تا سه هزار نفر بر در خانه های ایشان لشکر حاظر شده ، مهرگان پسر روزبه پادشاه زمیگان است که رم گیلویه مشهور شده و مهرگان پیش از گیلویه بوده و شان و شوکتی از گیلویه بالاتر داشته است. پس از مهرگان برادرش سلمه به جای او نشست. گیلویه که از مردم خمایگان سفلی از ولایت اسطخر است نزد او امد و به خدمتگذاری پرداخت. چون سلمه بمرد گیلویه انجا را تصرف کرد و کارش بجایی رسید که این سرزمین را بنام او میخوانند و بزرگی او چنان است که با خاندان ابودُلَف رقیب گردید و معقل بن عیسی برادر ابودلف خبردار شد اهنگ او نمود و او را گرفته و سرش را جدا کرد تا روزی که دوره خاندان ابودلف سپری شد این سر نزد ایشان بود و در جنگ ها ان را بالای نیزه نمود ه و در جلوی لشکر می کشیدند و کاسه ان را نقره گرفته بودند . سرانجام در سال 271هجری قمری چون احمد ابن عبدالعزیز در زرقان از دست عمرولیث شکست خورد سر گیلویه بدست عمرو افتاد و حکمرانی کهگیلویه را مجددا به خاندان گیلویه سپرد. دراینجا به این موضوع نیز باید پرداخت که گیلویه از اولین کسانی بوده که بر زدتازیان سر به شورش زده و جان خود را درین راه از دست داده است . درود بر روح بزرگان قومم که در راه ازادی وطن خون ها داده اند.


  • مهرداد زکوی

    کهکیلویه از واژه اوستایی " ککهی " ، Kakahya و از ریشه ی کهو kahv ، به معنی درخشنده ، به عنوان نام کوهی بلند و پر برف آمده است که منظور از درخشندگی ، برف و یخچال طبیعی کوهستان است ( فرهنگ پاشنگ و فرهنگ اوستا صفحه ۳۴۶ ) .


  • ali

    لطفا نام مولف مقاله را (نورعلی مرادی بئوار الیما) را ذکر کرده امانت دری کنید

  • مدیر وبسایت

    با سلام. بعضی از دوستان لطف میکنند مطالب برای انتشار در وبسایت میفرستند اما متاسفانه نام نویسنده محترم رو ذکر نمیکنند . اما همین که مطلع بشیم قید میکنیم حتما.


  • مدرسه ای که دانش آموزان با کلاه ایمنی سرکلاس حاضر میشوند

    دانش آموزان روستای میان تنگان در بخش کبگیان از توابع شهرستان بویراحمد واقع در ۷۰ کیلومتری شهر یاسوج مرکز کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد که این مدرسه چند کلاس فرسوده و قدیمی مخروبه و غیرقابل استفاده دارد که با کوچکترین زلزله ای تخریب میشود. مدرسه میان تنگان بویراحمد حتی فاقد شیشه است و صندلی و میز استاندارد ندارد. با اینحال ۵۵ دانش آموز بویراحمدی در دو مقطع ابتدایی و راهنمایی در آن تحصیل میکنند. دانش آموزان این مدرسه بخاطر فرسوده بودن مدرسه میان تنگان با کلاه ایمنی وارد مدرسه میشوند چرا که هر لحظه امکان ریزش آن وجود دارد و بخشهایی از سقف مدرسه قبلأ ریزش کرده است. بزرگترین مشکل آموزش و پرورش شهرستان بویراحمد کمبود مدرسه و تجهیزات است و ۵۴ مدرسه با عمر بالای ۵۰ سال دارد! این فقر عمومی مردم کهگیلویه و بویراحمد در حالی است که این استان روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند ولی جزء فقیرترین و بیکارترین استانهای ایران است و سرانه سپرده بانکی هر یاسوجی ۲۵ برابر کمتر از هر شهروند تهرانی است ! نفت و گاز در کهگیلویه و بویراحمد و گچساران است اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنعت و کارخانه ها در شیراز و اصفهان و تهران و یزد است. استاندار لرستان در مصاحبه ای گفته بود:اگر متراژ شهرکهای صنعتی استان لرستان را جمع بزنیم احتمالأ به اندازه یکی از شهرکهای صنعتی شهر یزد نمیشود !!! ماشین آلات کشاورزی شهر مرودشت فارس برابری میکند با کل ماشینهای کشاورزی استان لرستان ! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۲۰۰ برابر لرستان است و همین توجه های ویژه باعث شده که نرخ بیکاری در یزد منفی پنج باشد. زخمی دردی و تیر ناکسو … ای خدا ده ناکسو حقش بسو / سرزمین رنج و درد و بی کسی … لرسونه ، لرسونه ، لرسو


  • وجه تسمیه کهکیلویه:کوه گیلویه یا کهگیلویه

    گیلویه پسر مهرگان سردار ایرانی از بزرگ زادگان در جنوب ( کهگیلویه بویر احمد و ممسنی کنونی ) در اواخر قرن دوم هجری علیه حاکم دست نشانده عباسیان به پا خواسته و او را مقتول میسازد. این مهم همزمان با قیام عمومی مزدکیان ( خرم دینان ) در نقاط مختلف ایران بوده است. گروهی از مزدکیان از مناطق مرکزی ایران به وی پناه آورده یا شاید متحد میشوند. هم اکنون روستای مزدک در نزدیکی شهر یاسوج به همین نام بر جای مانده است. برخی نشانه ها حاکی از مراودات و هماهنگی هایی بین او و بابک در آذربایجان است. گیلویه چنان برای مردم سرخورده از تحقیر و تهدید اعراب ، مهم و قیامش بارز بوده است که کوهستان های مرکز قیام و حکومت وی به نام وی مانده و تا کنون نیز به نام "کوه گیلویه" خوانده میشود !!! همچنین در منطقه دشمن زیاری ممسنی روستایی به نام " گیلو مهر" به یاد " گیلویه مهرگان" همچنان به همین نام وجود دارد. گیلویه چند سال خود مختار از حکومت خلیفه وقت ( هارون الرشید ) بوده تا اینکه در نبردی با سپاه اعزامی از همدان و لرستان که تحت سیطره خاندان ابودلف عرب بوده کشته میشود. خبر کشته شدن گیلویه چنان مهم بود که در وصف آن شعر سروده شد و سر او نقره اندود بر سر نیزه جلوی سپاه حاکم عرب قرار میگیرد. قریب هشتاد سال بعد یعقوب لیث صفاری با شکست قوای عباسی در فارس سر او را از نیزه پایین آورده و با احترام دفن میکند ! گیلویه از اولین سرداران ایرانی است که خود را از زیر یوغ عباسیان بیرون میکشد اما متأسفانه علیرغم ماندگاری نامش در جغرافیای کنونی کهگیلویه بویر احمد کمتر فردی حتی از اهالی تاریخ نام او را شنیده است. به یاد و نام این بزرگمرد دلاور میهن پرست. این یادداشت در شماره ۳ هفته نامه لربان ، صفحه ۶ چاپ شده است.



آخرین مقالات