چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دکتر حمید عیدی

دکتر حمید عیدی یکی از سرآمدان آموزش و پرورش منطقه لرستان است که خیل عظیمی از چهره‌های شاخص و ممتاز علمی و فرهنگی شهر خرم‌آباد و توابع، که امروزه در مصادر و رشته‌های مختلف، به خدمتگزاری مردم در سطح استان و کشور مشغول‌اند، خوشه چین فضل و دانش این روحانی عالی مقام بوده‌اند. وی فرزند مرحوم کربلائی موسی عیدی و در سال ١٣٠٢ خورشیدی در شهر خرم‌آباد و در محله معروف به «درب‌دلاکان» پا به عرصه‌ وجود گذاشت. استاد حمید عیدی، بخشی از دروس مقدماتی صرف و نحو ومنطق را نزد روحانیون خرم‌آباد، همچون مرحومان سید حیدر طاهری، حاج سید عیسی جزایری، حاج علی‌اکبر رحیمی وحاج آقا روح‌اله کمالوند فرا گرفت. سپس برای ادامه و تکمیل تحصیلات راهی بروجرد شد و در حوزة علمیه‌ آن شهر که زیر نظر مرحوم آیت‌اله بروجردی (ره) اداره می‌شد حضور پیدا کرد. جان دانا در غمش جا داشت گر نالید زار _ چشم دانش گر در این سوگ است گریان در خور است . صبح روز دهم اسفند ماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی ، دکتر حمید عیدی ، استاد حوزه و دانشگاه و محقق، نستوه در سن ۹۴ سالگی به ملکوت اعلی پیوست. حجت الاسلام دکتر عیدی به واقع علامه ای از تبار فراز آمدگان بی بدیل بود. او دانشوری بود که حدود ۷۰ سال ، عمر با برکت خود را مصروف تفحص و تحقیق در زمینه های مختلف علوم حوزوی و معارف اسلامی و دانشگاهی کرد و در مدت عمر پر بار خود منشأ خدمات فرهنگی و تألیفاتی کم نظیر گردید که هر یک به مثابه ی منابعی مرجع در زمینه های علوم دینی و لرستان پژوهی و خصوصأ خرم آباد شناختی از اهمیت شایان توجهی برخوردارند. کارنامه ی پر بار ایشان از قبیل:یادگار عمر ( خاطراتی از خرم آباد قدیم ) ، گذر عمر ( شصت سال تبلیغ و تدریس ) ، شرح حال خواجه نصیرالدین طوسی ، داستان کربلا ، شرح حال خدیجه کبری ( س ) ، نقد عقاید ( بررسی نظرات انتقادی ابو برکات بغدادی بر آرا و عقاید ابو علی سینا ) و خدمات ۳۰ سال در آموزش و پرورش / ۵۰ سال در حوزه ی علمیه / ۲۵ سال در دانشگاه لرستان / ۱۰ سال در دانشگاه آزاد / ۵ سال در مرکز تربیت معلم و ۳ سال در دانشگاه پیامنور و دانشگاه علوم پزشکی و علاوه بر این وجوه ی مختلف زندگی ایشان از قبیل ساده زیستی و برخوردهای صمیمانه توأم با ، تواضع و خوش رویی و عظمت روحی و جایگاه رفیع معلمی و استنتاج های دقیق ، رابطه ی مرید و مراد با دانشجویان در حوزه ی مساعل گوناگون ، از ایشان چهره ای ماندگار ساخته است. کی با فنای تن ز تو کس دور میشود _ شمع از گداختن همگی نور میشود . استاد حمید عیدی ( دکترای فلسفه اسلامی و اجتهاد ) ، از سلاله ی خانواده ای اهل فضل و ادب و زاده ی سال ۱۳۰۲ خورشیدی در محله ی درب دلاکان خرم آباد بود. پدر و مادر و برادران و خواهران و فرزندان ایشان همگی از اصحاب و عالمان فرهنگ و ملبس به وجوه دینی و اخلاقی بایسته ای هستند. ایشان در دوران طلبگی با کمک و ارشاد زنده یاد آیت الله روح الله کمالوند در خرم آباد و بروجرد و قم در محضر اساتید حوزوی تا مرحله ی خارج فقه و اجتهاد تحصیل نمود و در سال ۱۳۳۰ در حوزه ی کمالیه ی خرم آباد جهت برپایی آن سعی فراوان نمود و به تدریس، علوم دینی پرداخت و همزمان در سال ۱۳۵۵ در تأسیس دانشگاه لرستان همراه دیگر فعالان و شخصیتهای فرهنگی و اجتماعی تلاشهایی مستمر داشت. این جانب از دوران تحصیلات متوسطه در دبیرستان امیر کبیر خرم آباد افتخار شاگری ایشان را داشته و یادمان هایی بیاد ماندنی از جلسات بحث و درس ایشان فارغ از قیل و قالهای مرسوم کلاس و درس و مدرسه همواره بخاطر داشته ام. و باید گفت با رحلت استاد حمید عیدی جامعه ی حوزوی و دانشگاهی لرستان یکی از بنیان های فرهنگی و علوم دینی خود را از دست داد ، هر چند او در زمره ی عالمانی است که تا مدتها نظیر و عدیل ایشان میسر نخواهد شد. خدایش بیامرزد و روحش قرین رحمت ابدی باد. عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند _ داستانی است که بر هر سر بازاری هست.

دکتر حمید عیدی

شیخ خردمند دانش و فرهنگ لرستان . حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید عیدی ، که در نزد مردم خرم آباد به "شیخ عیدی" معروف، است پس از یک دوره ی طولانی بیماری ،  صبحگاه روز سه شنبه دهم اسفند ماه سال ۱۳۹۵ به دیدار یار شتافت. ایشان ، به حق ، فخر دانش و فرهنگ لرستان و بی اغراق سرمایه ی ارزشمند این دیار بود و خواهد ماند و فقدان ایشان ، که آموزگار و استاد حوزه و دانشگاه بود ، ضایعه ای جبران ناپذیر بر پیکر علم و فرهنگ لرستان وارد ساخت. این پیر فرزانه ، محبوب هم شهریانش بود و همگان از زندگی و فعالیتهای علمی _ فرهنگی اش مطلع و آگاهند ، با این حال این نوشتار ، مدخلی برای شناخت از ایشان است. استاد شیخ حمید عیدی ، زاده ی سال ۱۳۰۲ در محله ی درلاکی خرم آباد است. پدر او ، مرحوم کربلایی موسی عیدی ، از معتبرین و معتمدین شهر خرم آباد بود. ایشان از طایفه ای ارزشمند و متشخص و معروف بودند. پدر استاد عیدی ، مرحوم کربلایی موسی شخصیتی باسواد بود که در محله ی "سه سیک" یا "میون کوچک" به شغل کتاب و نوشت افزار فروشی مشغول بود. این شغل ،که یکی از مشاغل نادر آن روزگاران خرم آباد ( اواخر قاجار ) به حساب می آمد ، فرصت مناسبی برای رشد فکری و معنویی فرزندان مرحوم کربلایی موسی به وجود آورد. فرزندان ذکور این مرحوم ، همگی در ایامی که تعداد دانش آموختگان خرم آبادی انگشت شمار بودند ، از تحصیلات عالیه برخوردار بودند. از جمله:مرحوم مهندس مجید عیدی که دانش آموخته رشته مهندسی کشاورزی از دانشگاه تهران بود و شاعر ، نویسنده و پژوهشگر برجسته ؛ استاد اسحاق عیدی که فوق لیسانس ادبیات فارسی را از دانشگاه تهران اخذ نمود. دهه ی نخست زندگی استاد دکتر حمید عیدی ، توأم با رنج و ملال فراوان برای ایشان بود. در اوان کودکی دچار بیماری مالاریا شد. این بیماری طولانی ، باعث گردید که ایشان ، در همان سال آغازین زندگی ، دچار ضعف شدید جسمانی بشود. در ۱۰ سالگی مادرش را از دست داد و اندکی پس از آن برادر خردسالش مرحوم "لطف الله" را . مرگ برادر برای وی بیش از مرگ مادر سنگین بود ، تا جایی که ، تا آخرین لحظات زندگی ، از آن حادثه با اندوه و حسرت یاد میکرد. مرحوم کربلایی موسی ، چندی پس از درگذشت همسرش ، مجبور به ازدواج مجدد میشود. استاد شیخ حمید عیدی ، همواره از زن پدرش به نیکویی سخن میگفت و از ایشان با نام مادر یاد میکرد و از حسن خلق و پاکدامنی و مهربانی اش میگفت. علی رغم اینها ، شیخ ، پس از ازدواج پدرش ، به همراه برادرش به خانه ی مادر بزرگ پدری اش ، که بانویی عفیفه ، صالحه ، نیکوکار و اندکی متمکن بود ، رفته و با او زندگی میکنند. استاد ذکر میکرد ، که مادر بزرگش ، نقش بزرگی در تحصیل خود و برادرش ماشاءالله داشت و همواره آنان را به علم آموزی تشویق میکرد. استاد عیدی ، که علاقه ی وافری به قرآن داشت ، نزد پدر ، شروع به یادگیری روخوانی قرآن میکند و سپس برای ادامه ی یادگیری روخوانی قرآن ، به مکتب بانو سیده زینب شاهرخی میرود و نزد ایشان یک جزء از قرآن را فرا میگیرد. استاد همواره از این بانوی گرامی به نیکی یاد میکرد و حتی عکس و شرحی درباره ی ایشان را در کتاب گذر عمر آورد. دکتر حمید عیدی با اینکه علاقه ی وافری به تحصیل در دبستان داشت و هوشمندی و استعداد یادگیری اش را در آموختن قرآن هویدا کرده بود ، ولی بخاطر مشکلاتی ، از نعمت تحصیل ، در سن قانونی برخوردار نشد. اما با تأسیس کلاسهای اکابر در سال ۱۳۱۴ خورشیدی در آن کلاسها ثبت نام کرد و دوره ی چهار ساله آن را با موفقیت پشت سر گذاشت. اتمام این دوره ی تحصیلی ، سرآغاز اشتغال استاد گردید.

ایشان مشاغلی نظیر:شاگرد کفاشی ، بزازی و عطاری را تجربه کرد و عاقبت در مغازه ی پدرش به کتابفروشی پرداخت. خودش همیشه، ذکر میکرد ، که کار در کتابفروشی پدرم برایم بسیار مفید بود و من فرصت مطالعه ی کتب موجود در مغازه را پیدا کردم. ضمن آنکه امکان مطالعه ی کتب درسی را هم داشتم. علاقه ی وافر استاد عیدی به ادامه ی تحصیل و اصرار دوست صمیمی ایشان ، آقای محمد رضا شیر محمدی ، او را واداشت تا به تحصیل ادامه دهد و سرانجام در سال ۱۳۲۰ موفق به اخذ مدرک ششم ابتدایی گردید. این پیر خردمند ، که در کلیه ی مناسک و مراسم مذهبی شهر ، شرکت میکرد ، به تحصیل علوم دینی علاقه مند گردید و بالاخره در سال ۱۳۲۱ رسمأ آغاز به یادگیری دروس حوزوی نمود و درس جامع المقدمات را نزد مرحوم حاج سید حیدر طاهری ، شروع نمود و به موازات آن درس منطق را نزد حضرت آیت الله حاج آقا روح الله کمالوند ( ره ) تلمذ نمود.

 

ایشان خاطره یک زیبایی از زمان ورودش به حوزه ی علمیه داشت ، که ذکر آن در اینجا ، بی مناسبت نیست:مدتی را با مرحوم عمه ام و همسرش مرحوم عمو خیر علی زندگی کردم. این دو صاحب فرزند نشده بودند و مرا بسیار دوست داشتند وبه من محبتی از نوع پدر و مادر و فرزندی تقدیم میکردند. شوهر عمه ام از دنیا رفت. اما روزی که من وارد حوزه علمیه شدم ، شبش خواب دیدم که بالای تراسی خوابیده ام و با صدای پای اسبی از خواب بیدار شدم و دیدم عمو خیر علی در حالیکه لباس سفید بر تن داشت ، سوار بر یک اسب سفید به طرفم آمد و خطاب به من گفت:از این که تصمیم گرفته ای روحانی شوی ، خیلی خوشحالم . همین موقع از خواب بیدار شدم و از این که ایشان از تصمیم من راضی بود ، احساس شادمانی نمودم و آن را به فال نیک گرفتم ( ۱ / ۸ / ۱۳۸۹ ) .

جالب اینجاست که استاد عیدی ، بنا به وصیتش در قبر مرحوم خیرعلی دفن شد. پیر خردمند پس از گذراندن دوره ی ابتدایی در حوزه ی کمالیه خرم آباد ، برای تحصیل مقدمات ، به همراه جمعی از طلاب جوان خرم آبادی ، راهی شهر بروجرد شد. تحصیل در حوزه ی علمیه ی بروجرد ، سختی ها و شداعدی از جمله دوری از خانواده ، برای استاد به همراه داشت. با این حال استاد عیدی با جدیت به تحصیل مشغول شد. خودش اظهار میکرد که در همان روزهای اول ، خادم مدرسه به حجره ی من آمد و مرا برای شامی که جناب مستطاب آیت الله بروجردی ( ره ) ترتیب فرموده بودند ، دعوت کرد و اظهار داشت ، که حضرت آقا تأکید فرموده آن طلبه ی جوانی که تازه آمد ( یعنی من ) حتمأ در ضیافت شام حضور داشته باشم. شیخ حمید عیدی علاقه ی زیادی به حضرت آیت الله داشت. یک شب که به اتفاق جناب آقای دکتر حمید زهره ای به ملاقات استاد رفته بودیم.

 

استاد خاطره ای از ایشان نقل کرد:در سال ۱۳۲۲ جمعی از تجار و متدینین اصفهانی به خدمت حضرت آیت الله بروجردی ( ره ) آمدند و در خواست کردند که ایشان رساله ی خود را تحویلشان دهند تا با هزینه ی خود ، منتشر سازند. آنها اظهار داشتند:شما مجتهد مسلم هستید و اعلم و ارجع میباشید. ایشان میفرمایند ، که شما من را به عنوان مجتهدی عادل قبول دارید؟ آنها جواب مثبت میدهند. حضرت آیت الله بروجردی ( ره ) میفرمایند ، که من میگویم شیخ ابوالحسن اصفهانی ( ره ) ارجع تر و از من اعلم تر است. نگذارید شکاف در بین مسلمین بیفتد ، بگذارید تا وقتیکه آقای اصفهانی زنده هستند ، جهان اسلام به او اقتدا کنند و شکاف در بین روحانیت و مسلمین نیفتد. بنابراین تا سال ۱۳۳۰ که حضرت آیت الله شیخ ابوالحسن اصفهانی در قید حیات بودند ، حضرت آیت الله بروجردی ، علی رغم اینکه واجد شرایط بودند ، اظهار وجود ننمودند. در سال ۱۳۳۰ پس از وفات حضرت آیت الله شیخ ابوالحسن اصفهانی ( ره ) حضرت آیت الله بروجردی ( ره ) به عنوان مرجع شیعیان معرفی شدند و از بروجرد به قم عزیمت کردند و مردم ایشان را تا قم مشایعت نمودند و از آن پس زعامت شیعیان را عهده دار شدند. آنچه که درباره ی این شخصیت ارزشمند قابل گفتن است ، این است که حتی اهل سنت به ایشان اقتدا میکردند مثل علمای کشور مصر ( ۱۷ / ۱۱ / ۱۳۹۱ ) . دکتر حمید عیدی تا سال ۱۳۲۳ در بروجرد ( شهر فرزانگان ) به سر میبرد و از آن پس به بعد ، پس از ملبس شدن برای ادامه ی تحصیل راهی قم میشود. ایامی را که استاد در حوزه ی علمیه ی فیضیه تحصیل میکند ، مصادف میشود با زعامت حضرت آیت الله بروجردی ( ره ) . به همین خاطر ، حضرت آیت الله در قم سکونت میکند و ضمنأ به تدریس هم میپردازد.

 

استاد حمید عیدی در این سالها ، نزد استادانی چون:امام خمینی ( ره ) ، آیت الله سید محمد حسین طباطبایی ، آیت الله شیخ روح الله کمالوند ، آیت الله خوانساری ، و آیات سرشناس دیگر تلمذ میکند. در مصاحبتی که با استاد عیدی داشتم ، ایشان ذکر خاطره کرد و گفت:مادامی که در حوزه ی علمیه قم بودم با آقایان:حاج سید یدالله صدری و حاج سید جواد الیاسی موانست فراوانی داشتم و چون آقای سید مصطفی خمینی ، از دوستان صمیمی آقای صدری بود ، با ایشان هم بسیار صمیمی شدم و بخش عمده ای از اوقات فراغتم را با این آقایان میگذراندم. در سال ۱۳۲۹ خورشیدی حوزه ی علمیه خرم آباد به همت مرحوم آیت الله شیخ روح الله کمالوند ( ره ) راه اندازی میشود ، به همین خاطر جمعی از طلاب خرم آبادی از جمله:شیخ حمید عیدی ، به زادگاه برمیگردند و به تحصیل و تدریس میپردازند. استاد عیدی علاقه ی بی حد و اندازه ای به مرحوم آیت الله کمالوند داشت و همواره از ایشان به عنوان یک استاد دانشمند ، دانا و مهربان یاد میکرد. یک روز برای گرفتن تعدادی عکس از استاد عیدی به منزل ایشان رفتم. پس از اینکه چندین قطعه عکس از ایشان گرفتم ، از من خواست تا عکسهای متفرقه ی روی تاقچه ی پشت سرش را بردارم و عکس آقای کمالوند را به جایش بگذارم ، تا در پس زمینه ی عکسهایش به چشم بیاید. بعدأ هم که عکسها را تماشا میکرد ، آن سری عکسها را بیشتر از بقیه دوست داشت. ایشان در همین ایام به کسوت آموزگاری درمی آید. البته بنا به گفته ی خودش ، پیش از پذیرش این پیشنهاد با آیت الله شیخ روح الله کمالوند ( ره ) مشورت کرده و اجازه می طلبد. آن روزگار ، با تدریس روحانیون در مدارس مخالفت میشد ، ولی آیت الله کمالوند ( ره ) با این نیت که تدریس درس دینی در مدارس ، امری شایسته است ، به ایشان اجازه ی تدریس میدهد. در مصاحبه ای که با ایشان داشتم ، در این خصوص چنین اظهار داشت: به عنوان دبیر "ادبیات عرب و تعلیمات دینی" در شهر خرم آباد مشغول به کار شدم. وضع آموزش در آن دوره هر چند که نسبت به سالیان پیش از آن بهبود یافته بود ، ولی باز هم بسیار ضعیف بود. در خرم آباد آن روز ، تنها یک دبیرستان به نام "دبیرستان پهلوی" وجود داشت ، این دبیرستان که در جوار میدان تختی کنونی قرار داشت دارای پنج کلاس درس بود و رشته ای که در آن تدریس میشد ، رشته ی علمی بود و به فارغالتحصیلان دیپلم علمی میدادند. دانش آموزان در این دبیرستان ، پنج سال درس میخواندند و به اخذ دیپلم علمی نایل می آمدند و اگر قصد میکردند که در رشته ای خاص مدرک بگیرند ، ناچار بودند به شهرهای اصفهان یا تهران بروند و به تحصیل ادامه بدهند و در رشته ی مورد علاقه ی خود دیپلم کامل بگیرند. مدتها وضع آموزش در خرم آباد چنین بود ، تا اینکه کم کم ، دو دبیرستان دیگر به نامهای "امیر کبیر در رشته ی طبیعی" و "بهار در رشته ی ادبی" تأسیس گردید ( پاپریک ، مرداد ماه ۱۳۸۲ ؛ ۵ ) . در همین سال ( ۱۳۲۹ ) استاد با، دختری از بستگان خود ازدواج میکند. همسر گران قدر ایشان:سرکار خانم حاجیه ( طاهره نیکبخت ) که بانویی پاکدامن ، نیکوکار ، مؤمنه ، فداکار و به معنای تام کلمه:طاهره بود ، با فداکاری هایش نقش بزرگی در اعتلای شخصیت همسر و اخذ مدارج علمی وی داشت. این زوج ، چنان به یکدیگر مهربانی و محبت می ورزیدند و زندگی صمیمانه ای داشتند ، که زبانزد دیگران شدند. حاصل ازدواج اینان ، فرزندان گرامی شان:حاجیه خانم شهلا ، حاج محسن ، حاجیه خانم زهره و دکتر مسعود عیدی میباشد که شخصیتهای دانشگاهی و با ارزشی در جامعه به حساب می آیند. همسر استاد ، در سال ۱۳۷۹ در طی یک عارضه ی قلبی دنیا را ترک کرد و استاد ماند ویک دنیا خاطره و حسرت و اندوهی که تا آخرین لحظه ی حیات او را رها نکرد. استاد در غیاب همسرش ، در این سالها فقط نفس کشید. در سال ۱۳۳۰ دولت وقت ، قانونی را میگذارند که طلاب حوزه های علمیه ، با داشتن حداقل ده سال سابقه ی تحصیل در مدارس دینی ، میتوانستند در امتحان ششم دبیرستان شرکت کنند و دیپلم بگیرند. استاد عیدی از این فرصت استفاده میکند و دیپلم میگیرد و با شرکت، در کنکور سراسری موفق به ورود در رشته ی فلسفه و الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران میشود و با مرارت فراوان ، به خاطر سفرهای پر مخاطره بین خرم آباد و تهران و دوری از همسرو فرزندان ، بالاخره در سال ۱۳۳۷ با گذراندن رساله ی فراغت از تحصیل تحت عنوان "بررسی آراء خواجه نصیر طوسی در خصوص علم واجب" ، با راهنمایی استاد دکتر "محمود شهابی" موفق به اخذ لیسانس میگردد. استاد ، در خلال سالهای تحصیلش ، با دکتر مصدق ملاقات میکند. خود در این باره چنین اظهار داشت:دو بار از نزدیک با مرحوم دکتر محمد مصدق دیدار کرده ام. بار اول مربوط به دوره ی دانشجویی ام در دانشگاه تهران بود. من و دو دانشجوی دیگر ، دچار مشکلی شده بودیم. یکنفر از اینان سید ، بنده شیخ و دیگری کلاهی بود. چون دانشگاه در حل مشکل ما اقدامی صورت نداد ، لذا به محل کار دکتر مصدق مراجعه کردیم. دفتر ایشان، در منزل شخصی اشان واقع شده بود و ما بدون هیچگونه مشکلی ، توانستیم به حضورشان برسیم. در این فرصت ، مشکل خود را بازگو کردیم و ایشان خیلی با دقت و حوصله به صحبتهای ما گوش داد و بلافاصله گوشی تلفن را برداشت و با جناب آقای دکتر فروزانفر تماس برقرار کرد و پس از سلام و احوال پرسی موضوع ما را در میان کشید و فرمود:این آقایان به من مراجعه کرده اند و من با دقت به صحبتهایشان گوش دادم و متوجه مشکل اینان شدم و معتقدم درست میگویند خواهش میکنم مشکلشان را حل کن.

گویا دکتر فروزانفر در آن سوی خط با این امر مخالفت ورزید چون ، جناب دکتر مصدق در جوابش چندبار بطور مؤکد فرمود:من به دقت به حرفهایشان گوش دادم ، ایشان درست میگویند ، کارشان را راه بینداز . کارشان را راه بینداز. و بدین شکل مشکل ما حل شد. بار دوم که به خدمت جناب دکتر محمد مصدق رسیدم حوالی سال ۱۳۳۲ بود. جناب مستطاب آیت الله شیخ روح الله کمالوند ( ره ) که مستحضر بودند ، من یکبار به خدمت آقای دکتر محمد مصدق رسیده ام از من خواستند تا نامه ای از سوی ایشان به نزد دکتر ببرم. من نامه را گرفتم و به تهران عزیمت کردم و باز هم بدون هماهنگی قبلی و بی معطلی و مشکلات معمول امروز ، به خدمت ایشان رسیدم. در بدو حضورم ، جناب دکتر مصدق ، بنده را سریعأ شناخت و اظهار فرمود:قبلأ هم با شما دیدار داشته ام. و من عرض کردم ، که بلی. در گذشته بخاطر مشکلی که در دانشگاه داشتم به محضرتان رسیدم. در ادامه اظهار داشتم:از خرم آباد ، از طرف جناب آیت الله کمالوند نامه ای برایتان آورده ام. و نامه را تقدیم حضورشان نمودم. ایشان همین که نام جناب آیت الله کمالوند را شنید ؛ لبخندی زد و فرمود:بله . جناب آیت الله کمالوند عزیز. ایشان بسیار محترم و گرامی اند. من با تعجب پرسیدم:مگر ایشان را میشناسید؟ دکتر محمد مصدق، فرمودند:بلی . دورادور به ایشان ارادت دارم. ضمن اینکه پدر ایشان در مجلس هم سنگرم بوده است. مرحوم یمین الملک والد ماجد مرحوم آیت الله روح الله کمالوند در دوره ی پنجم ، نماینده ی مردم خرم آباد در مجلس شورای ملی بوده است. پس از این گفت و گوها جناب دکتر نامه ی ایشان را مطالعه فرمود و بلافاصله کاغذ و قلم برداشت و بلافاصله در جواب آن ، نامه ای برای حضرت آیت الله، کمالوند نوشت ، آن را توشیح فرمود و در پاکت گذارد و پاکت را بست و آن را به من داد تا به دست ایشان برسانم. من نیز به خرم آباد برگشتم و آن را تحویل آقا دادم. از مفاد هر دو نامه هیچگونه اطلاعی حاصل نکردم. استاد حمید عیدی بلافاصله پس از پایان دوره ی لیسانس ، در ورودی دکترای پیوسته شرکت میکند و موفق به ورود در رشته ی معقول دانشکده ی الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران میشود. وی به طور معمول میبایست در سال ۱۳۴۴ موفق به اخذ دکترا میشد اما به دلایلی از جمله: به تعویق افتادن ناخواسته ی امتحانات و سنگینی محتوای رساله اش ، در سال ۱۳۵۴ با دفاع از رساله اش تحت عنوان:بررسی اشکالاتی که ابوالبرکات بغدادی بر آرای ابن سینا" داشته است ، تحت راهبری استاد "مصلح" موفق به اخذ مدرک دکترا میشود. ایشان در طی سالهای تحصیل و پس از آن ، در حوزه و دبیرستان های خرم آباد به تدریس میپردازد. تا اینکه در نیمه ی اول دهه ی پنجاه ، زمینه ی ایجاد دانشگاه در خرم آباد ایجاد میشود.

 

ایشان ( دکتر حمید عیدی ) در این خصوص اشاره داشت:در حدود سالهای ۵۵ و ۵۶ خورشیدی تعدادی از فرهنگیان علاقه مند به تأسیس دانشگاه در خرم آباد فعالیتی جدی را آغاز کردند و بدین منظور چندین بار به تهران سفر کردند و موضوع را با مسؤلین مربوطه مطرح نمودند. این تلاشها ادامه داشت ، تا این که در همان حوالی ، زحماتشان به بار نشست. مدرک دکترای بنده را گرفتند و به همراه چند مدرک دیگر به تهران ارسال کردند و به حمدالله پس از بررسی مدارک دکتری و توانمندی های موجود ، دستور تأسیس دانشگاه لرستان در خرم آباد صادر شد. دکتر حمید عیدی در سال ۱۳۶۰ پس از سی سال خدمت صادقانه در آموزش و پرورش لرستان ، بازنشسته شد و از آن پس بیشتر وقت خود را به تدریس در دانشگاهها اختصاص داد.

استاد در دهه ی شصت ، در ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد نیز نقش عمده ای داشت. خود در این باره چنین اظهار کرد: بنده خوشبختانه در تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد هم سهیم بودم. یک روز از استانداری لرستان با من تماس گرفتند و ضمن اینکه اظهار داشتند: آقای عبدالله جاسبی رییس وقت دانشگاه آزاد اسلامی ، در محل استانداری با جمعی از فرهنگیان استان جلسه دارد ، از بنده هم دعوت به عمل آوردند تا در این جلسه حضور بیابم. در این جلسه آقای جاسبی اعلام فرمود که قصد دارد یک واحد دانشگاهی در خرم آباد به وجود بیاورد. بعضی از آقایان ، انجام این کار را مشکل دانستند ، بنده هم اشاره کردم ، که میترسم به خاطر عدم وجود امکانات و استاد مناسب ، موفقیتی حاصل نشود. با این حال آقای جاسبی خطاب به بنده گفت:شما که یک طلبه ی تحصیل کرده هستید ، مگر روی حصیر و زیلو ، درس نخوانده اید؟ حالا هم ما یک مسجد یا هر محل مناسبی را تهیه می کنیم و از علاقه مندان به تحصیل ، دعوت به ثبت نام میکنیم. بدین شکل ، اصرار آقای جاسبی باعث شد که دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد تأسیس گردد. اولین کلاسهای دانشگاه آزاد اسلامی خرم آباد در طبقه ی دوم دبیرستان امام خمینی ( ره ) خرم آباد برگزار گردید. خوش بختانه این دانشگاه امروز به جایی رسیده است که هجده هزار دانشجو و چندین دانشکده مجهز دارد و من از وجود آن بسیار مغرورم ( پاپریک ، مرداد ماه ۱۳۸۲ ؛ ۵ ) . دکتر حمید عیدی ، آموزگار و استاد حوزه و دانشگاه ، عمر پر بارش را صرف یادگیری دانش و آموزش آن به دیگران کرد و بیش از نیم قرن این کار را انجام داد و در طی این سالها ده ها هزار دانش آموز ، دانشجو و طلبه از محضر او تلمذ نمودند و هستند دانش آموزان و طلاب و دانشجویانش ، که به مدارج بالای علمی و جایگاه بلند اداری رسیده اند. انجمن اهل قلم لرستان ، در سال ۱۳۸۰ از شخصیت دکتر شیخ حمید عیدی تجلیل به عمل آورد. این مراسم ، تحت عنوان "همایش بزرگ داشت پنجاهمین سال خدمات فرهنگی _ علمی دکتر حمید عیدی" ، با حضور شخصیتهای علمی _ فرهنگی منطقه ای و ملی برگزار شد. مقالات اراعه شده در این همایش ، در یک مجلد ، تحت عنوان:یادمان دکتر حمید عیدی ، در همان سال ، توسط اداره، کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان منتشر گردید. استاد حمید عیدی ، علاقه ی وافری به تدریس داشت و به همین خاطر ، اوقات ایشان ، بیشتر صرف مطالعه و حضور در کلاس درس میشد.

 

با این حال چند جلد کتاب از ایشان به جای مانده است که هر کدام در نوع خود ، اثری ارزشمند میباشد. این آثار عبارتند از: نقد عقاید ابوبرکات بغدادی ، ( ۱۳۸۲ ) ؛ خرم آباد:افلاک / یادگار عمر ( ۱۳۸۷ ) ؛ خرم آباد:افلاک / گذر عمر ( ۱۳۹۱ ) ؛ خرم آباد:شاپور خواست / شرح حال خواجه نصیرالدین طوسی / داستان کربلا / شرح حال خدیجه کبری ( س ) و ده ها مقاله و یادداشت از ایشان که در نشریات و مجلات علمی دانشگاه ها چاپ و نشر شده است.

 

استاد دکتر شیخ حمید عیدی ، این سرمایه ی ارزشمند دانش و فرهنگ لرستان ، صبحگاه روز سه شنبه دهم اسفند ماه سال ۱۳۹۵ به دیدار یار شتافت. یادش گرامی و جایگاهش بلند باد.

1 نظر

  • سعید شاهرخی

    درود بر شما . احسنت . جالب بود. جایگاه دکتر حمید عیدی بلند باد. هم اکنون ساختمان کتابخانه مرکزی دانشگاه لرستان به اسم ایشان نامگذاری شده است. روحش شاد



آخرین مقالات