سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

وجه تسمیه واژه لر

تاریخ یک دودمان یا فرد جدای از تاریخ یک شهر یا یک قوم و منطقه نیست و تاریخ یک قوم و منطقه بدون درک تاریخ ملتی که آن قوم بدان تعلق دارد ، بی معنی و پوچ است که بخشی از آن رویدادهای لرستان را در بر میگیرد. آنچه پیش رو داریم نگاهی اجمالی به وجه تسمیه و مفهوم واژه لر است. شواهد باستانی حاکی از آن است که لرستان از زمان های بس کهن ، که حدود آن چهل تا هشتاد هزار سال پیش برآورد کرده اند مسکن اقوامی بوده است که گفته میشود از نژادی موسوم به آسیانیک ( غیر آریایی و غیر سامی ) بوده اند. - - - برخی از محققان درباره "مفهوم واژه لر" کار پژوهشی خود را از وسط آغاز کرده اند و منطقی نیست که ما دوره های طولانی از تاریخ خود را نادیده بگیریم . - - - پانکردهای ادعا کرده اند که واژه لر ( به ضم لام ) , از واژه کردی " له وه ر " که به معنای سرزمین علفزار و جلگه حاصلخیز است ، گرفته شده است!!! این پانکردهای مغز فندقی یا سرزمین لرستان را ندیده اند یا معنی جلگه و علفزار را نمی دانند!!! طبق کتاب اطلس جامع گیتاشناسی صفحه ۲۹ کشور ایران تنها یک جلگه به معنای واقعی کلمه دارد و آنهم جلگه خوزستان است. هر آدم جهان دیده ای و اهل منطقی اگر از لرستان بگذرد و آن همه کوه و دره هولناک را ببیند و به خوزستان برسد و شاهد آن زمینهای یکدست و هموار باشد آنوقت فرق بین کوهستان و جلگه را می فهمد. این مقاله در جواب این دوست نماها و کسانی که به قوم لر توهین کرده اند منتشر می شود....

وجه تسمیه واژه  لر

بسم الله الرحمن الرحیم  حضرت علی مي فرمايد: اني اكره لكم ان تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهم كان اصوب في القول و ابلغ في العذر. من خوش ندارم كه شما فحاش باشيد، اگر شما به جاي دشنام، اعمال آنها را برشمريد و حالات آنها را متذكر شويد (و روي اعمالشان تجزيه و تحليل نمائيد) به حق و راستي نزديكتر است و براي اتمام حجت بهتر.(تفسير نمونه396.5.).


این مقاله در خصوص توهین عده ای در ترجمه و معنای 

واژهء لُر در ساعت 14:13:18 و تاریخ 2017-03-16 

منتشر شده است.


مقدمه

تاریخ یک دودمان یا فرد جدای از تاریخ یک شهر یا یک قوم و منطقه نیست و تاریخ یک قوم و منطقه بدون درک تاریخ ملتی که آن قوم بدان تعلق دارد ، بی معنی و پوچ است که بخشی از آن رویدادهای لرستان را در بر میگیرد. آنچه پیش رو داریم نگاهی اجمالی به وجه تسمیه و مفهوم واژه لر است.


شواهد باستانی حاکی از آن است که لرستان(منظور همه سرزمین های لرنشین) از زمان های بس کهن ، که حدود آن چهل تا هشتاد هزار سال پیش برآورد کرده اند مسکن اقوامی بوده است که گفته میشود از نژادی موسوم به آسیانیک ( غیر آریایی و غیر سامی ) بوده اند.

دیاکونف در کتاب تاریخ ماد ، صفحه ۸۸ و رومن گیرشمن در کتاب تاریخ ایران بعد از اسلام ، صفحه ۵۴ نوشته اند کهلرها از اعقاب باستانی مسکون در سرزمین لرستان هستند و منشأ نژادی آنان را به لولوبی _ گوتی _ کاسی و عیلامی ها نسبت میدهند که ساکنان اصلی و بومی فلات ایران بودند.  

بارون دوبد روسی جغرافیدان ، باستان شناس ، نایب سفارت روسیه، و سیاح معروف در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان ، صفحه ۲۷۰ مینویسدبر طبق اقوال نویسندگان متقدم بر حسب ظاهر از دورترین ازمنه تاریخ دنیا ، این کوهستانهای لرستان پیوسته، جایگاه نژادی از انسانهای جنگجو و اسرار آمیز بوده است که علیه اقتدار مادها و پارسها ستیزه گری کرده اند و اسکندر مقدونی و بعدها آنتیگونوس را در مرزهای باختری با دژها و موانع نامنتظره و دشمنی سخت این قوم کوهستانی مواجه شده اند.

مینورسکی در کتاب رساله لرستان ، صفحه ۲۰ مینویسداز آنجایی که مناطق لرنشین در عهد باستان بر سر راههایی که مراکز مهم امپراطوری ایران را بهم می پیوست ، قرار داشته ، لرها نقش بسیار مهمی را ایفا میکرده اند.


ژاک دمورگان ، در کتاب جغرافیای غرب ایران ، صفحه ۲۱۶ مینویسدشرایط مساعد جغرافیایی ، خاک حاصل خیز و رودهای پر آب عواملی بودند که این امکان را به لرستان داده بودند تا بستر و مهد یکی از درخشان ترین و کهن ترین مراکز فرهنگ و تمدن ایرانی درآید ، تمدنی که بعدها توانست دست آوردهای خود را به زیباترین شکل آن به صورت شاهکارهای قوم عیلامی و کاسی به جامعه بشری عرضه کند . آثار شهرها ، جاده ها ، پلها ، دژها و روستاهای موجود در این منطقه همه گواه بر این مدعاست و یاد آور روزگاریست که این بخش از سرزمین ایران مهد تمدن و فرهنگ بوده است.


 اساسأ مطالع تاریخ و فرهنگ و تمدن مناطق یاد شده این حقیقت را آشکار میسازد که این ناحیه در ادوار پیش از اسلام از رونق و شکوه و عظمت بیشتر و بالاتری نسبت به دوران اسلامی برخوردار بوده است چنان که ژاک دمورگان فرانسوی در این زمینه مینویسددر زمان قدیم و تا قرون وسطی این کوههای لرستان بسیار متمدن تر از آن بوده اند که اینک هست.

 

تاریخ زندگی

تاریخ زندگی بر روی این سرزمین به دوران حجر بر میگردد و به دلیل شرایط کوهستانی و غارها ، به عنوان مأمنی مطمعن در برابر بلاهای طبیعی و وحوش ، زندگی در این منطقه تا دوران پارینه سنگی نیز تخمین زده شده است. با وجود آثاری با بیش از پنجاه هزار سال سابقه از جمله آثاری در غار کم عمق "قلنن بور" ( yolennbor ) در تنگه ی لهور ( Lahor ) بین منطقه ی چگنی و آمیران کوشکی و براساس کشفیات دیگر در سایر غارهای مسکون و منقوش مثلغار منقوش دوشه چگنی _ غار میر ملاس _ غار هومیان _ غار پا سنگر _ قمری _ کنجی ( konji ) _ غار گر أرجنه _ غار باستانی کلماکره و غار یافته که طبق کاوشهای پروفسور فرانک هول آمریکایی در سال ۱۹۶۲ میلادی متعلق به دوره پیش از تاریخ هستند و قدمت سکونت و تمدن در این سرزمین را بسیار بالا میبرند و نشان میدهد قبل از ورود آریایی ها این منطقه ساکنینی داشته: هنرمند ، صنعتگر و باهوش که در کمال قدرت و آرامش در این منطقه زندگی می کرده اند. لرستان بزرگ به عنوان یکی از کهن ترین کانون های تمدن ایران ، نقش زیادی در شکل گیری فرهنگ و تمدن ایرانی در دوران باستان داشته است.

 تشکیل دولت سیماش ( عیلام میانی از ۲۲۲۵ قبل از میلاد تا سال ۷۴۵ قبل از میلاد ) ، در منطقه و نقش ساکنان لرستان در دوران طلایی تمدن عیلام ، شاهدی بر سهم بزرگ آنان در فرهنگ و تمدن ایران است.

 

لغت لر در زمان های قبل از اسلام

 براساس پژوهش های باستان شناسان لرستان یکی از کهن ترین زیستگاه های بشری بوده است.  برخی از محققان درباره "مفهوم واژه لر" کار پژوهشی خود را از وسط آغاز کرده اند و منطقی نیست که ما دوره های طولانی از تاریخ خود را نادیده بگیریم . بررسی مدارک و شواهد تاریخی نشان می دهد که واژه "لر" برای اولین بار در جریان حمله توکولتی _ نینورتای اول ( ۱۲۴۳ _ ۱۲۰۷ قبل از میلاد ) پادشاه آشور در تاریخ نمود پیدا میکند. در کتیبه های به جا مانده از این پادشاه آشوری آمده که وی پس از تثبیت موقعیت برتری خود بر بابل ، به آن سوی زاب علیا که سرزمین های گوتیوم ، لولوبیوم و للر یعنی بخش هایی از زاگرس که حاشیه های نفوذ دولت عیلام بودند تاخت و آنها را به تصرف خود درآورده است.  نکته جالب اینکه در شمال خوزستان در شمال سد شهید عباسپور در کنار کوه منار روستایی هست به نام للر که همگی لر هستند و روستاها و شهرهای اطراف همگی نامشان با "لر" ترکیب شده مثلللر _ لیروک _ لشتر _ سلیران _ سیلاور _ ایلر _ لورلا _ دهلر _ ایلرد _ لالی و…  که همگی حروف لام و ر ، را در ترکیب خود دارند و در جغرافیای زیستی و تاریخی لرستان بزرگ شاهد نام شهرها و روستاهایی مثلده لران _ لردگان _ لومار _ لرینی _ تل لالار و لارت در دره شهر _ لارستان _ لارک _ لاریم _ لامرد _ لاور _ لروا _ لرده _ لورآب _ لوران _ لیراب و… هستیم که همگی همانند سایر نامها در طول تاریخ دچار تغییر ، تحول و تطور شده است. سر پرسی سایکس در کتاب تاریخ ایران ، جلد یک ، صفحه ۶۲ میگویدمردم نخستین خوزستان ، عیلامیان بودند که از هزاره ی چهارم قبل از میلاد در فلات ایران می زیستند و از خشک شدن تدریجی جلگه خوزستان استفاده کرده ، از ارتفاعات و کوه های لرستان سرازیر شدند و در دشت وسیع خوزستان مسکن گزیدند.

 

 دکتر محمد باقر وثوقی در کتاب تاریخ خلیج فارس ، صفحه ۳ مینویسدخلیج فارس در آغاز وسعت بیشتری داشته و تا اواخر دوره سوم زمین شناسی سراسر جلگه خوزستان ، بهبهان ، برازجان و بوشهر زیر آب بوده و با گذر هزاران سال و رسوبات رودخانه های دجله ، فرات و اروند بر مقدار خشکی افزوده شده و آب در بخشهای شمالی عقب نشینی میکند. خود کلمه عیلام به معنی کوهستان است و عیلامیان باستان ابتدا ساکن کوههای شمال خوزستان ( لرستانات ) بودند و پس از عقب نشستن آب به دشت سرازیر شدند. دولت عیلام، عمدتأ در خاک خوزستان کنونی شکل گرفت ولی حدود آن در جنوب تا لیان ( بوشهر ) ، در شرق تا شهر سوخته زابل ، در غرب تا بین النهرین ، در شمال تا خرم آباد ( خایدالو ) بوده است. پس قطعأ سرزمین "للر" همان است که امروز لرستان نام دارد.  

 

سرزمین لولوبیوم همان جایی است که قوم لولوبی در آن به سر می بردند و امروزه استان کرمانشاه نام دارد.

دکتر شیرین بیانی در کتاب تاریخ ایران باستان ، جلد دوم ، صفحه ۱۵ مینویسدلولوبی ها از قسمت علیای رود دیاله تا کرمانشاه را اشغال کرده بودند. کانون تجمع و حکومت آنان در دره شهر زور نزدیک سلیمانیه بود. حکومت اورارتو که در کنار دریاچه ارومیه بودند لولوبی ها را دشمن خود میدانستند و به آنها لولو یعنی بیگانه می گفتند و به همین نام هم شهرت یافتند. دکتر شیرین بیانی در همان کتاب صفحه ۱۶ مینویسدلولوبیها از نژاد آسیانی بودند و با عیلامیان قرابت داشتند. گوتیها هم در شمال و شرق لولوبیها بودند. دکتر فرخ ملک زاده ( دکتر در باستان شناسی ) در مقاله بررسی تاریخ و هنر گوتیان و لولوبیان ( مجله تاریخ هنر ، شماره ۶ ، سال سوم ) صفحه ۵۶ میگویددر هزاره سوم پیش از میلاد در نواحی غربی و جنوب غربی ایران از شمال به جنوب اقوام گوتی _ لولوبی _ کاسیت و عیلامی سکونت داشتند. قبایل لولوبی Louloubi از لحاظ نژادی با عیلامیان قرابت داشتند و به زبان هوریانی لولو به معنی دشمن بیگانه است. گوتیها در شرق و شمال و شمال غربی لولوبیان و احتمالأ در آذربایجان کنونی و کردستان زندگی میکرده اند ( تاریخ ماد ، صفحه ۱۳۸ ) . گوتیان زبان مستقلی داشته اند که تا اندازه ای با زبانهای گروه عیلامیان و لولوبیان و کاسیان که در زاگرس زندگی میکردند قرابت و نزدیکی داشته است.

 

 دکتر فرخ ملک زاده در همان مقاله در صفحه ۵۷ مینویسدعیلامیان که از حدود خرم آباد تا کرانه های خلیج فارس سکونت داشته اند پیش از آمدن به ایران با لولوبیان و گوتیان در یکجا می زیسته اند. به لولوبیان کوه نشین های شرقی می گفتند. گوتیها و لولوبیها و کاسیها و عیلامیها قبل از ورود آریاییها به فلات ایران ، در فلات ایران ( عمدتأ در سلسله کوههای زاگرس ) متوطن بودند.  برخی اینان را از نژاد آسیایی و برخی دیگر آنان را از نژاد قفقازی میدانند.

 

دومین باری که این واژه ( للر ) در منابع تاریخی شرق نزدیک آمده ، مربوط به کتیبه های شلمنسر سوم ( ۸۵۸ _ ۸۲۴ قبل از میلاد ) پادشاه آشور می باشد. در کتیبه های این پادشاه آشوری نقشه حمله او به سرزمین ماد دقیقأ توضیح داده شده است. در این نقشه از کوه "کولار" نام برده شده ، که جدا کننده دو منطقه زاموای داخلی و خارجی بوده و دره علیای خوشکیه با این رشته کوه مجاور بوده است.  عنصر Lar به زبان محلی ظاهرأ به معنی "کوه" بوده و کولار ( kullar ) ظاهرأ در اسم یکی از قلل زاگروس یعنی کولار داغ هنوز محفوظ مانده است. مناطق زاموا امروزه جزء استان آذربایجان شرقی است. این امر می رساند که برای پیدا نمودن سرزمین اصلی ( للر ) باید جغرافیای وسیعی را بررسی نمود. مثلأ نام یکی از سرزمین های چهار محال بختیاری به به این نام شناخته میشود و همچنین نام شهرستانی در استان فارس به سرزمینی اطلاق میشود ومحدود استان فارس کنونی هنوز هم لار ( لارستان ) نام دارد . ولی هر چه هست سرزمین ( للر ) یا ( لار ) در زاگرس مرکزی بوده و به لرستان حالیه شده است.

در کتاب تاریخ ماد دیاکونف هم آمده که زبان اقوام لولوبی ، گوتی ، کاسی و عیلامی را Lar  میگفتند و این احتمال وجود دارد که اصطلاح ( لر ) را برای اولین بار این دول همسایه به کار برده باشند و بعدها که سلطه ی کاسی و عیلامی بر لرستان مستولی گردید این واژه عمومیت یافته باشد.

 

سومین باری که این واژه در تاریخ ثبت شده است مربوط به حمله شامشی _ آداد _ پنجم ( ۸۲۳ _ ۸۱۱ قبل از میلاد ) پادشاه آشور می باشد. در یکی از کتیبه های این پادشاه تحت عنوان "کولار" آمده است.

 

چهارمین باری که این واژه در تاریخ ثبت شده مربوط به کتیبه های تپتی _ هومبان _ اینشوشیناک ( ۶۵۳ _ ۶۶۴ قبل از میلاد ) می باشد. در یکی از کتیبه های این پادشاه عیلامی وی از پیروزی های بزرگ بر سرزمین شریر و بر مردم لالاریپ یاد کرده است. منظور از سرزمین شریر در کتیبه های این پادشاه عیلامی همان سرزمین آنشان است که قوم پارس در آن زمان بر آنجا مسلط شده بودند و حکمران آنها در این زمان چیش پش ( ۶۷۵ _ ۶۴۶ قبل از میلاد ) دومین حکمران سلسله هخامنشی بود.

مردم لالاریپ نیز در شمال عیلام باستان به سر می بردند. محتمل اینکه واژه ( لر ) صورت اشتقاقی همان کلمه لالاریپ است ، اما اینکه چرا در کتیبه های پادشاهان آشور این کلمه به صورت ( للر ) یا ( لالار ) ثبت و خوانش شده ولی در کتیبه های پادشاهان عیلام باستان به صورت لالاریپ ثبت و خوانش شده ، باید گفت که پسوند ( یپ ) یکی از پسوندهایی است که خاص زبان عیلامی بوده است و لالاریپ _ لالار _ للر _ لر بعدی همان سرزمین لرستان کنونی است که علی رغم گذشت هزاره ها همچنان نام خود را حفظ نموده است.

 

 

از تجزیه و تحلیل این داده های تاریخی میتوان گفت که این واژه "لر" یک واژه ی باستانی بوده در کتیبه ها و سالنامه های آشوری و عیلامی به آن اشاره شده است و قطعأ این اصطلاح ساخته و پرداخته آشوریان و عیلامیان نیست بلکه از گذشته های دور و دراز بر این منطقه اطلاق میشده است و شاید اسم گروه نژادی مردم بومی بوده که مأمن اولیه آنها این منطقه بوده است و یا اسم رب النوع خاص مردم منطقه بوده است. بنا به گفته ی دیاکونف واژه للر یا لر معنای سرزمین کوهستانی را می رساند. همو در جای دیگری میگویدعنصر LAR به زبان محلی به معنای کوه بوده است. منظور وی از زبان محلی ، همان زبانهای ساکنان قدیم کوههای زاگرس می باشد. زیرا لولوبیان به نواحی کوهستانی LAR می گفتند. این چند پدیده به صراحت از وجوه مشترک زبانی ساکنان قدیم رشته کوههای زاگرس یعنی گوتیان ، لولوبیان ، کاسیان و عیلامیان را میرساند. از طرفی می رساند که این نامگذاری از طرف دیگر ملل و اقوام صورت گرفته نه خود ساکنان لرستان قدیم. پس مردمی که در ادوار بسیار قدیم که شاید تصور آن هم در ذهن ها نگنجد و در این نقطه تاریخی گرد هم جمع شده اند را همسایگان شان ، آنها را به نام جایگاهشان که یک منطقه کوهستانی بوده است را ( لر ) نامیده اند.

 

حسین بیرانوند در کتاب لرستان در دوران باستان ، صفحه ۲۷ مینویسددر زمان سلسله های سیماشکی مناسباتی سیاسی بین شاهان سلسله سیماشکی در لرستان و پادشاهان ( لرس ) از شهرهای سومر ، به خصوص در عهد پادشاهی گونگونوم وجود داشته ، این مناسبات گاه خصمانه و گاه دوستانه بوده است به خصوص اینکه در، زمان مورد نظر پادشاهان سلسله ی دوم سیماشکی مدتی تابع پادشاهان ( لرس ) بوده اند. بنابراین ؛ این احتمال هم میتواند وجود داشته باشد که لفظ ( لر ) بازمانده و یادگاری از لفظ "لرس" باشد .

 

 در کتاب جغرافیای استان لرستان ( پایه یازدهم ) ، فصل چهارم ، صفحه ۷۳ آمده است کهبرخی صاحب نظران کلمه "لر" را برگرفته، از واژه « ل اورا ( La _ ora )  » میدانند.

 

 سعید شادابی در کتاب فرهنگ مردم لرستان ، صفحه ۱۷ مینویسدلر ( Lor ) در زبان فرانسه به معنی فرهنگ است و در انگلیسی ( Lore ) یعنی علم ، دانش و دانستنی ها که در گذشته های دور دانشمندان و علمای انگلستان را به نام لرد ( Lord ) که عنوانی برای نجیب زادگان بود , می شناختند و کم کم این عنوان را دولت مردان انگلیسی و صاحبان مقام از دانشمندان گرفتند و به خود اختصاص دادند. در زبان آلمانی لرن ( Lorn ) یعنی یادگیری و در زبان فارسی لر ( به ضم لام ) به معنی کام ، مراد و مطلب است و همچنین به عنوان نام یکی از اقوام بزرگ ایران گفته شده است.

 

 و چه آرزو و مراد و مطلبی بالاتر از کسب علم ، دانش و فرهنگ؟ و چنان چه هیچ رابطه ای بین این واژه و معنی آن در زبانهای مختلف نباشد. نتیجتأ و با توجه به بیش از شصت قرن سابقه تاریخی ، هنری و تمدن ساکنان لرستان(همه سرزمین های لرنشین) ، ( لر ) هر چه باشد یعنی فرهنگ ، دانش و هنر و در این مورد جای هیچگونه شک و تردیدی نیست.

 

لغت لر در دوران اسلام

 در دوره اسلامی نام این سرزمین و قوم ساکن در آن در منابع تاریخی و جغرافیایی قرن های سوم و چهارم هجری قمری به صورت لر _ اللوریه _ لورت _ لور _ لاریه _ بلاد اللور و…آمده است. و از این تاریخ بود که لفظ لر را در تألیفات مورخان و جغرافیدانان می بینیم .

 ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در التنبیه والاشراف ، صفحه ۸۴ و ۸۵ از طوایف لریه نام میبرد.

 ابن حوقل در کتاب صوره الارض ، صفحه ۲۹ ، این واژه را به صورت "لور" آورده است و توضیح میدهد کهلور شهری است که ذاتأ فراخ نعمت است و هوای کوهستان بر آن غلبه دارد. احتمال دارد منظور ابن حوقل از لور ، شهری باستانی لور باشد که امروز خرابه های آن در شمال دزفول قرار دارد. لور یک شهر باستانی مربوط به سلسله سیماشکی عیلام بوده است که در ۴ هزار سال پیش به گواه جرج کامرون در کتاب "سرزمینی که چندان دور نیست" لور شهری بوده بین سیمشک در لرستان و آوان در خوزستان که ابن بطوطه در سفرنامه خود ، ( ترجمه دکتر محمد علی موحد ، چاپ ششم ، ۱۳۷۶ ) جلد اول ، صفحه ۲۴۰ از مهمان نوازی اتابکان لر و آبادانی شهر لور و سرزمین بلاد لرستان صحبت میکند.

شهر تاریخی لور تا دوره قرون وسطی آباد بوده و الان خرابه های آن که دویست هکتار است در نزدیکی های اندیمشک است.

حسن جلالی عزیزیان در کتاب دایره المعارف اندیمشک صفحه ۲۵ مینویسدبه گفته مورخین و محققین تاریخ ، شهر لور در دو فرسنگی دزفول بوده و جای آن را میبایست در حوالی اندیمشک یافت و در دشت لور ( واقع در شمال شرقی شهر ) به نام آن باقی است و مورخین قرون ۳ تا ۷ هجری فاصله شهر لور تا شاپورخواست را حدود ۳۰ فرسنگ ذکر کرده اند.

 

راولینسون در سفرنامه خود میگویددر نزدیکی های صالح آباد ( اندیمشک ) چندین تپه کوچک و خرابه هایی چند دیده میشود که احتمالا بازمانده شهر ( لور ) و یا ( اللور ) میباشند.

 

 غیر از این اقوال استخری در قرن چهارم هجری در کتاب مسالک و الممالک صفحات ۸۹ و ۹۳ مینویسدلور شهری آبادان است و هوای کوه بر آن غالب است از جمله خوزستان است اکنون در شمار کوهستان میدارند به قسمت های شمالی کوچ کرده و محل سکونت تازه به نام آنان لرستان نامیده شده که بعدأ کلمه لور پس از تخفیف لر شده است و اکنون نیز، در جنوب لرستان و در ده کیلومتری شمال اندیمشک محلی است که به نام لور مشهور است و همان است که استخری آن را حد شمالی خوزستان دانسته و در مسالک و الممالک صفحه ۹۳ مینویسدحد شمالی آن سیمره و کرخه و لور است تا با حدود جبال بپیوندد.

 و این حدس ممکن است صحیح باشد .

امام شوشتری در صفحه ۲۰۸ کتاب تاریخ و جغرافیای خوزستان مینویسدمحتمل است کلمه لر مخفف لور باشد و آن شهری است در شمال دزفول و به مناسبت مرکزیت آن شهر نسبت به آن نواحی نام شهر به طوایف اطراف سرایت نموده و کم کم از باب توسعه ی استعمال بر تمامی کوه نشینان این حدود گفته شده است.

 شمس الدین مقدسی در کتاب ( احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ) ، جلد دوم ، ترجمه ی علی نقی منزوری ، صفحه ۶۱۱ مینویسدلور در مرکز کوهستانی است گویند از جبال می بوده سپس به خوزستان افزوده شده ، کارگاه های بافندگی بسیار دارد .

 

 

در قرن هفتم هجری ( سیزدهم میلادی ) ، یاقوت حموی در معجم البلدان با آنکه از لرها صحبت میکند اما کلمه اکراد را به کار برده است، چنانکه میگویداکراد قبایلی هستند که در کوههای بین خوزستان و اصفهان زندگی می کنند و محل این قبایل را بلاد اللور یا لرستان می نامند!!!

 مسعودی هم در کتاب التنبیه والاشراف در صفحه ۸۵ لریه ( لرها ) را گروهی از اکراد فارس مینامد و میگوید در قلمرو فارس و کرمان و سیستان و خراسان و اصفهان و جبال هستند!!!

 آیا این نقاط نامبرده واقعأ از نژاد کرد هستند؟؟؟

 طبری هم مورخ قرن سوم و چهارم هجری در حوادث سالهای ۲۳ تا ۲۹ هجری ، صفحه ۵ تمام مردم کوهستان زاگرس را کرد خوانده است!!!

 چرا اکثر مورخان قرن سه و چهار با اینکه از لر نام میبرند ولی آنان را گروهی از اکراد مینامند؟؟؟

 واژه کرد در قرون اولیه اسلامی کاربردی عام برای همه گله داران _ بیابانگردان _ چادرنشینان و کوه نشینان کوه های زاگرس داشته است. از این رو بیش از آنکه در کاربرد این واژه به معیارهای هویتی و قومی توجه شود شباهت های معیشتی مورد توجه قرار میگرفت. از این روی کاربرد لفظ کرد برای لرها نیز تابع چنین تصور و نگرشی است. به بیان دیگر به آن دسته از ایرانیانی که در صحرا و دامنه ی کوه ها به سر میبردند و گوسفندان و چهارپایان را پرورش میدادند و چوپانی میکردند – بصورت عشایری زندگی می کردند بدون در نظر گرفتن ماهیت قومی و نژادی به آنان کرد می گفتند چنان که در تاریخ یعقوبی صفحه ۵۰ آمده که جایگاه کردان در کوهستان های حد فاصل اصفهان و اهواز ذکر کرده است!!! یا استخری در کتاب مسالک والممالک صفحه ۹۷ ضمن برشمردن طوایف و ایلات فارس آنها را کرد به معنی گله داران بیابانگرد توصیف کرده است.

استخری واژه کرد را به منظور توصیف نوعی معیشت به کار برده است که مهمترین وجه تمایز آن تأکید بر گله داری و جابجایی در پی مراتع میباشد.

 

 بر این پایه میتوان نتیجه گرفت که جغرافی نویسان و مورخان قرون اولیه اسلامی از مردمان صحرانشین و نیمه صحرانشین با عنوان کلی اکراد یاد میکردند و منظور آنها لزومأ مردمان کرد نژاد نبوده است بلکه همه چادرنشینان و همه گله داران غیرترک را چنین می نامیده اند.

 برخی محققان و مورخان مثلدکتر سعید نفیسی در کتاب تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر ، جلد اول ، صفحه ۱۰ _ خانم دکتر آن لمبتون در کتابهای سیری در تاریخ ایران بعد از اسلام و کتاب تاریخ میانه ایران _ پروفسور ریچارد فرای در کتاب عصر زرین فرهنگ ایران صفحه ۲۷ _ دکتر علی اکبر نیک خلق در کتاب جامعه شناسی عشایر ایران صفحه ۲۰ _ دکتر پرویز خانلری _ دکتر مارتین وان بروینسن _ پروفسور ولادیمیر ایوانف _ پروفسور دیوید مکنزی _ دکتر آساطوریان و… چنین استنباط کرده اند که کرد در قرون اولیه اسلامی معنای قومی و نژادی نداشته بلکه نوعی شیوه و کسب معیشت بوده است.

 

 

 زنده یاد علی محمد ساکی هم در کتاب جغرافیای تاریخی لرستان صفحه ۴۱ در نقد نظریه کرد بودن لرها مینویسدولی با تمام این نوشته ها باید گفت عموم اینان اشتباه کرده و منشأ خطای آنان نیز لغت کرد بوده است و بس ، چه گمان کرده اند وقتی که نویسندگان قرون اولیه از تمام صحرانشینان به نام کرد یاد کرده اند به مناسبت هم نژادی آنان بوده است در حالی که چنین عقیده ای بی مورد و مقصود آنان از کلمه کرد ، مردمان صحرانشین ، بدون در نظر گرفتن نژاد میباشد و مراجعه ی به فرهنگ رشیدی که در مقابل کلمه لر مینویسدطایفه ای است معروف و صحرانشین و برهان قاطع محمد حسین خلف تبریزی ذیل مدخل لر میگویدطایفه ای از صحرانشینان ، به خوبی نشان میدهد که نام کرد سابقأ بر عموم صحرانشینان اطلاق می گردیده و چون الوار نیز خوی صحرانشینی و شبانی داشته اند تحت نام کرد از آنان یاد کرده اند.  

 

 

یاقوت حموی در معجم البلدان نوشتهلور ، کوره ( استان ) بین خوزستان ، اصفهان و معدوده فی عمل خوزستان است.

 

 معین الدین نطنزی در کتاب منتخب التواریخ ، صفحه ۳۵ تا ۵۳ که مطالبش شباهت بسیار به کتاب شرفنامه بدلیسی ( صفحه ۲۳ ) دارد گوید کهمورخان در آنچه نام این طایفه به "لر" موسوم شد چند وجه گفته اندیکی آنکه در ولایت مایرود ( یا مانرود ) دهی است که آن را گریت خوانند و دربندی دارد که به لوث موسوم است ، در آن دربند دهی است که آن را "لر" ( به ضم لام ) میگویند ، چون اصل ایشان از آن موضع است نام آن موضع لقب ایشان شده است.

  و وجه دیگر آنکه جد ایشان لر بوده ، چنانکه اهل فارس از فارس بن مهلوج و اهل خراسان از خراسان بن مهلوج و اهل روس از روس بن کماری ابن ترک ابن یافث منشعبند و تا امروز ایشان را به نام پدر خوانند ، لران را نیز به اسم جد موسوم کرده اند.

 

در کتاب زبده التواریخ اثر سید جمال الدین کاشانی صفحه ۵۳۸ و در کتاب حبیب السیر خواند میر ، جلد ۳ ، صفحه ۳۲۵ آمده کهولایت لرستان به لر بزرگ و لر کوچک قسمت شده و متذکر گردیده که لر بزرگ و لر کوچک به اعتبار دو برادر که در قرب سنه ثلاثماعه ( ۳۰۰ هجری ) حاکم آنجا بوده اند که بدر برادر بزرگتر حاکم لر بزرگ و منصور حاکم لر کوچک بوده است.  لر بزرگ شاملچهارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد و ممسنی و بخشهایی از خوزستان و اصفهان بوده است و بوشهر که مرکزیت آن با ایذه ( مال امیر ) بوده است.  و لر کوچک شامللرستان و ایلام و جنوب همدان و  و قسمت هایی از عراق و  شمال خوزستان میشده است که مرکزیت آن با خرم آباد بوده است.

 

 

اما در مورد وجه تسمیه " لر " مورخین روایات مختلفی نقل کرده اند که از آن جمله حمدالله مستوفی در قرن هفت هجری در کتاب تاریخ گزیده ، صفحه ۵۳۵ مینویسددر زبده التواریخ ( سیدجمال الدین کاشانی ) آمده که این اسم بر آن قوم به وجهی که گویند آن است که در مانرود دهی است که آن را کرد خوانند و در آن حدود بندی است که آن را به زبان لری کول خوانند و در آن بند موضعی است که آن را لر ( Lor ) خوانند ، چون اصل ایشان از آن موضع برخاسته اند از آن سبب ایشان را " لر " گفته اند.

 وجه دوم آنکه به زبان لری کوه پر درخت را لر ( Ler ) گویند به کسر لام ، به سبب ثقالت ، کسر لام را به ضمه بدل کرده اند و آن را لر ( Lor ) گفته اند.

 وجه سیوم آنکه شخصی که این طایفه از نسل اویند لر ( Lor ) نام داشته و قول اول درست تر می نماید.

 

 بدلیسی هم در شرفنامه نیز قول اول حمدالله مستوفی را در صفحه ۴۴ کتابش ذکر کرده و آن را پذیرفته است.

 

 محمد سهرابی در کتاب "لرستان و تاریخ قوم کاسیت" صفحه ۵۹ مینویسداین متن تاریخ گزیده بطور کلی برای واژه ( لر ) دو ریشه و منشأ قاعل است یکی منشأ جغرافیایی و طبیعی و دیگری اصل قومی و طایفگی. عوامل دو گانه جغرافیایی(مکانی ) و قومی در تعیین نام قبایل و طوایف مسکون در فلات ایران در طول تاریخ نقش مهم و تعیین کننده داشته اند و غالبأ اکثر اسامی قبیله ها و گروهها منسوب به یکی از این دو اصل میباشد. ممکن است مردمی برای نخستین بار وارد مکانی شوند و از نام محل تازه ، نامی جهت طایفه خویش برگزینند یا دیگران آنها را به سبب سکونت در آن محل، به نام آن مکان بنامند. در حالت دیگر گاهی در طول تاریخ اتفاق افتاده است که مردمان تازه وارد هنگامی که وارد محل جدیدی می شوند نام قومی و قبیله ای خود را بر محل جدید سکونت خود می گذارند. این مورد دوم بیشتر اتفاق افتاده است.

 چنانکه دیدیم اقوام آریایی وقتی که وارد سرزمین جدید شدند آن را ایران نامیدند. به احتمال زیاد واژه لر هم یک نام قومی و طایفه ای است و شاید تاریخ آن به پیش از ورود اقوام آریایی به فلات ایران و سرزمین لرستان مربوط شود و شاید این واژه باستانی بازمانده دوره کاسیان در لرستان بوده باشد . به احتمال زیاد واژه ( لر ) مفهومی گسترده داشته است که یکی از معانی آن کوهستان پر درخت یا کوه بوده است همچنانکه در تاریخ ماد دیاکونف صفحه ۴۷۷ آمده است کهاصطلاح لر ( به فتح لام Lar ) به معنای کوه است که قریب به یقین میتوان گفت لولوبی است.

 همچنین واژه لر( به فتحه لام  (Lar  در زبان لری به معنای انسان یا حیوان لاغر اندام است. و لره ( به کسره لام (Lera    یعنی لرزیدن انسان یا حیوان از سرما یا ترس و هیجان است . واژه لیر  Lir در زبان لری به معنای نوعی خانه و مسکن ابتدایی در زمان قدیم است که اکنون کاربرد این واژه متروک شده است. و همچنین لیر Lir محلی است واقع در ناحیه جندی شاپور خوزستان و همچنین لیراوی مکانی است در ناحیه کهگیلویه و بویراحمد.

 

  پروفسور ولادیمیر مینورسکی در رساله لرستان و لرها ، صفحه ۱۹ مینویسدتاریخ گزیده اسم لرها را به محلی موسوم به لور واقع در گردنه مانرود نسبت میدهد.   شاید علت نسبت دادن لرها به این محل مربوط به خاطره شهر اللور باشد که جغرافیدانان عرب درباره آن صحبت کرده اند و امروز نیز نام صحرای لور واقع در شمال دزفول هنوز زنده است.

 

 

 چند محل دیگر نیز یافت میشود که نام آنها متشابه با "لور" میباشد از آن جمله است "لیر" محلی واقع در ناحیه جندی شاپور و لیراوی واقع در کهگیلویه ( رجوع کنید به صفحه ۶۶۶ از کتاب Persien به قلم شوارتز (Shcwarz .

 کلمه لیر ممکن است همان کلمه لور باشد ، چنانکه در زبان لری پول به پیل تبدیل میشود. همچنین یاقوت حموی از محلی به نام لردجان ( لردگان ) نام برده است. به گفته استخری لردگان پایتخت بخش سردان Sardon میباشد که بین کهگیلویه و بختیاری واقع است و بالاخره در صیمره محلی است به نام لورت یا لرت.

 

 

 این حقایق نشان دهنده مراحل تکوینی اصطلاح جغرافیایی لرستان است که شاید مربوط به دوران پیش از ورود ایرانیان به این منطقه بوده که سرانجام منتهی به یک گروه قومی شده است. از طرفی اگر بخواهیم اصطلاح ( لر ) را مشتق از کلمات ایرانی بدانیم میتوان گفت اصطلاح "لر" مأخوذ از ( لهراسب ) است ( این نظریه پیش تر به وسیله دوبد De bode پیشنهاد شده است).

 

فردیناند یوستی در کتاب خود ( نامنامه ایرانی Iranishes Nomenbuch ) اظهار میدارد کلمه "لر" را میتوان به عنوان Rudhra یعنی قرمز نسبت داد شاید محلی را که یاقوت حموی رور ، Rur  نامیده است از همان  Rudhra مشتق شده باشد.

 

 

علیقلی خان بختیاری ( سردار اسعد ) در کتاب تاریخ بختیاری ( تهرانانتشارات یساولی ، ۱۳۶۳ ) ، صفحه ۱۹ و ۵۹ مینویسدلر ( بضم و تشدید لام ) نام کوهی است از کوههای خوزستان و اصفهان.

 

نتیجه گیری

 

با توجه به بررسی و تحلیل پیشینه تاریخی پیدایش قوم لر و اطلاق واژه لر به آنان میتوان وجه تسمیه مطروحه در منابع و مآخذ تاریخ را این چنین دسته بندی کرد

 

الف ) واژه لر از واژگان اصیل ایرانی مانند لهراسب مشتق شده است

ب ) لر نام شخصی بوده است که لرها از نسل او هستند

ج ) بر اساس روایت دسته سوم لر نام مکانی بوده است که لرها در آنجا سکونت داشته اند که آن هم به نوبه ی خود چند وجه است

 ۱ ) محلی بوده در ولایت مانرود یا مایرود ( مادیان رود ) که جایگاه اولیه ی تبار لرها بوده است.

۲ ) واژه ی لر مخفف ( اللور ) است که آن هم نام شهری در شمال غربی دزفول یعنی در حوالی اندیمشک بوده است .

 ۳ ) برخی نیز کلمه ی لر را تحریف شده واژه ی لیر یا لر ( به کسر لام ) یعنی کوههای پوشیده از جنگل دانسته اند.

اما عده ای از مؤلفان از جملهلسترنج در تاریخ خلافت شرقی _ راولینسون در سفرنامه ی لرستان _ امام شوشتری در تاریخ و جغرافیای خوزستان _ حسن جلالی عزیزیان نویسنده دایره المعارف اندیمشک و بسیاری از تاریخ نگاران و جغرافی نویسان واژه ی لر و لرستان را به صورت لور و لورستان ضبط کرده اند و معتقد هستند که برگرفته از نام شهر باستانی لور در نزدیکی اندیمشک میباشد.

49 نظر

  • جعفری

    نمیدونم چرا ای دور زمونه هر سگ و سوتکی که از راه می رسد به قوم لر اهانت میکند. اما یک چیز را خوب میدانم که لر خطریست بر سر راه این دزدان و دشمنان این مرز بوم برای رسیدن به اهداف خود که هیچگاه نمیتوانند ان را عملی کنند. زنده باد لرستانات - از لرستان فیلی گرفته تا لرستان بختیاری و لرستان جنوبی

  • حامد عبدی

    از بام تا شام دستگاه تبلیغاتی پانکردیسم ( توهم همه کرد پنداری ) بر علیه مردمان قوم لر سیاه نمایی میکنند و با بیان فلسفی و منطق میخواهند حقانیت موهومات را به اثبات برسانند اما قضایای موهوم را با هیچ زبانی نمیشود حقانیت شان را به اثبات رسانید. ملاک پانکردهای مغز فندقی صرفأ تشابه لفظی است در حالی که تعریف و وجه تسمیه لر به یک معنا که از منظر کردها باشه نیست. مثلأ شیر که هم به شیر جنگل گفته میشه و هم به شیر خوراکی و هم به شیر آب. همینطوری که این شیر اون شیر نیست ، اون لر ( Ler ) ، با اون لر ( Lor )، یکی نیست. دو جور وجود که نمیتوانیم داشته باشیم یعنی مفهوم ، معنا و تعریف لر فقط یکی است. خواهشأ با کلمات بازی نکنید.


  • شهرام مرادی

    بله درسته لور یک شهر باستانی مربوط به سلسله سیماشکی عیلام بوده است در 4000 سال پیش


  • معصومه عیسوند

    به نام خدایی که لُر آفرید ××× دلش را از اندوه پُر آفرید //////////////////////////////////////////// غمِ لُر غمِ غربتِ کوچ نیست ××× خداوند لُر بره و قوچ نیست


  • امید عیلامی

    کرد به کوچ نشین عشایر چادر نشین و بیابانگرد است ما نژادی به اسم کرد نداریم


  • لر ممسنی

    پایار لرستان بزرگ . لعنت ب دشمنان لر


  • کوهمره سرخ

    لر یک واژه عیلامیست و معانی مختلفی از جمله: کوهستان، جنگل، ارزو، جادوگر(عیلتمیان در جادوگری مهارت زیادی داشتند) و ترس (بمنظور اینکه همسایگان یک وحشت و ترس از عیلامیان داشتند بهمین خاطر ترس هم معنا میداد) ، و عیلامیان را که در دل اقوام همسایه ترس می انداختند ارتش تاریکی خطاب میکردند.

  • امید زرین پور

    ولادیمیر دیاکونف در تاریخ ماد مینویسد که Lar در زبان مردم عیلامی و کاسیتی و لولوبی و گوتی که با هم قرابت نژادی و زبانی داشتند به معنای کوهستان بوده است و چون لرها بیشتر در نواحی کوهستانی زندگی میکردند توسط همسایگانشان به این نام ، نامیده شده اند. لر شاید به معنی کوه نشین باشد زیرا که مردمان لر در نواحی مرتفع کوهستانی زاگرس زندگی میکردند.


  • علی بهمئی

    لر و لور هیچ تفاوتی ندارند. بنظر میاد ابتدا لور بوده و بعد ها مخفف شده و لر شد. گویا عده ای بر خلاف مدارک و اسناد حرف میزنند و هرگاه پای لر بوسط میاد دوست دارند بین ایلات این قوم شریف تفرقه. ایجاد کنند و عمد دست به تحریفات علیه این قوم سلحشور میزنند. زمانی ک لر بود اینا کجا بودند ک الان مدعی شدند!!! اما متاسفانه عده ای از خود ما لرها نیز هست ک چون سطح اطلاعاتشون پایین هست گاهی کاسه داغ تر از اش میشود. پایار لرستان


  • حسین ایلامی

    موزه ها تاریخ ما را فریاد میزنند


  • لر ئیلام

    سپاس از اطلاعاتتون


  • کورد ئیلام

    درود بر لرستان بزرگ


  • زهرا فرخی

    چرا لــرها محرومیت دارند? چون اصالت تاریخی چهل هزارساله در این جغرافیا دارند اما همـبستگی ندارند چون صـداقـت دارند اما با همتبار هویت طلب‌شان رفاقـت ندارند! چون برای وطن‌شان جان می دهند اما برای حق و سهم همتبارانش بــی‌خـیــال‌انـــد! چون در برخورد با اهانت فرصت طلبان هنوز یک دست نشده اند! دیشب در یک گروه لری همتباری داشت برای تبار خود جوک تعریف می کرد وقتی خصوصی از او پرسیدم شغلت چیست؟!؟ شوربختانه با کمال پررویی گفت که #معلم است دلم سوخت برای تاریخ خودم که در هر دوره ای سرآمد بوده جز در همین قرن حاضر! می پرسم چرا ‌به خودمان جوک می گویی می گوید خودم خودت ندارد ما انسانیم! و وقتی می پرسم انسانیت جوک و اهانت را مردود دانسته ، می گوید کتابی سخن گفتن آسان است ظاهرا بیکاری? و این حکایت تلخ ماست! چرا محرومیت با مردم لر عجین شده است.چون هنوز خودمان تاریخ مان موجودیت مان را باور نداریم چون به داشته های قوی مان ایمان نداشته و فاصله گرفته ایم! چون همدیگر را به امان خدای رها کرده ! و بیگانه پرست شده‌ایم در مقابل لرها می‌ایستیم به گمان اینکه میهن پرستی یعنی دشمنی با هر کسی که از هویت و اصالت قوم لر بگوید و لرهایی که خواستار حفظ زبان مادریشان هستند را باید به وطن فروش و تجزیه طلب معرفی کنیم ، چون فارسها به ما گفتن اگر از قومت حرف بزنی مساویست با "محاربه با خدا" و باید تنها خواسته‌ی فارسها را عملی کنی . میهن دوستی ربطی به پارس و بیگانه پرستی ندارد می‌توان روی لر بودنت تعصب و غیرت داشته باشی و میهن دوست هم باشی مانند بزرگان قوم لر #کریمخان و #سردار_اسعدخان

  • اسدی

    درود بر غیرتت


  • علی قلاوند

    درود بر شرفتان مقاله آموزنده ای بود من که خیلی از آن یاد گرفتم عالی و مستند بود


  • بویراحمد

    درودبر لر تباران و لر زادگان.امیدورام یک روز تعداد نظرات این پیج اینقد زیاد باشه و اینقدر اطلاع رسانی شده باشد که همه اقوام لر متحد و یکصدا اصالت خود را بازیافته و از شرف و دودمان خود دفاع کرده و به متجاوزان فرهنگ با قدرت وبدون هیچ ابهامی اصالت خود رو فریاد بزنند و جایگاه واقعی خود را در مللکت آبا و اجدادیشون به رخ بکشند


  • آنیتا هداوند

    درود بر شما ، احسنت. بسیار عالی و جامع بود. آنچه که به یک نوشته اعتبار و ارزش علمی می بخشد همانا ذکر کردن منبع دسته اول و سندی برای اثبات ادعاست که شما در مقاله تان بارها به کتابهای تاریخی و پژوهش های علمی همراه با ذکر صفحه اشاره کرده اید. دست گلتان درد نکند.


  • بردین بیرانوند

    اول از همه , از سایت نگین زاگرس کمال تشکر را دارم که انصافأ با تلاش های شبانه روزی همه سعی شان این است که گوشه ای از تاریخ باشکوه لرستان را با اراعه مقالات علمی و حساب شده به علاقمندان معرفی می کنند. و دوم اینکه خدا را هزاران بار شکر میکنیم که هر روز چهره واقعی پانکردها و دشمنی و تخاصم آنان با مردمان لر ، برای ما روشن تر میشود. دشمن دوست نما را نتوان داد تمیز … شاخه را مرغ نداند که قفس خواهد شد .

  • معنای کرد

    کرد ( kord ) در فرهنگ نفیسی ( دکتر علی اکبر نفیسی ) جلد چهارم ( چاپ ۱۳۴۳ ) ، صفحه ۲۷۸۱ یعنی:زمین زراعت کرده _ شالی زار _ سبزی و تره زار _ آبگیر و تالاب _ چوپان گوسفند چران _ رمه گردان بیابان گرد. من منبع را ذکر کردم امیدوارم پانکرد های متوهم تشریف ببرند و چک کنند. التماس تفکر


  • علیرضا چگنی

    در کتاب جغرافیای استان لرستان ( پایه یازدهم , فصل اول ) آمده است که بیش از ۷۰ درصد مساحت استان لرستان را کوهها اشغال کردند!!! در کتاب شناسنامه اجتماعی و فرهنگی استان لرستان که توسط دفتر امور اجتماعی استانداری لرستان تهیه و تدوین شده است در صفحه ۵۷ نوشته است که:لرستان سرزمینی است کاملا کوهستانی که با رشته کوه های ممتد و موازی خود نیمی از زاگرس میانی را در بر گرفته است و اشتران کوه با بیش از ۴۰۵۶ متر ارتفاع ، سرافراز ترین قله لرستان است و کوههای هشتاد پهلو _ گرین _ چهل نابالغ _ کبیرکوه _ سفیدکوه _ مخملکوه _ کازیستان _ تمندر _ قلعه کوه _ سرخه کوه _ مهراب کوه _چول هول _ هرور _ شاویلان _ کیالو و…تمامأ حاکی از ساختار کوهستانی لرستان است. در کتاب خرم آباد در گذر جغرافیای انسانی ، نوشته هدایت الله رشیدیان ، صفحه ۲۹ آمده است که:شهرستان خرم آباد ناحیه ای است کوهستانی که اطراف آن را کاملا کوهها احاطه کرده است حتی خود شهر خرم آباد مرکز لرستان واقع در دره کوهستانی است که از اطراف بین کوهها محصور میباشد و بلندترین قلل زاگرس هم در کوههای این منطقه است از میان کوههای لرستان ، اشترانکوه و کبیرکوه را باید از همه مهمتر دانست. نویسنده کتاب عالم آرای عباسی درباره کبیرکوه لرستان مینویسد:طول کبیرکوه را ۱۲۰ کیلومتر نوشته است و دارای قلل نوک تیز و دره های هولناک است و در بعضی از نقاط پهنای کبیرکوه به ۲۰ کیلومتر هم میرسد. یاقوت حموی در کتاب معجم البلدان ، جلد چهارم ، درباره کبیرکوه مینویسد:کبر جمع کبیر و آن کوهی است عظیم و متصل به رودخانه سیمره لرستان و بیش از ۲۰ فرسنگ از طولش قابل رؤیت است. بلندی کوه در برخی از نقاط متجاوز از ۳۰۰۰ متر میباشد. جنس اغلب کوهها در لرستان اغلب از سنگ ریزه و شنی میباشد و راه وصول به این مناطق پر مخاطره و دشوار است ( قابل توجه پانکرد مغز فندقی ) . دمرگان در کتاب زمین شناسی ایران از سرزمین کوهستانی لرستان سخن گفته است. از دیگر کوههای لرستان:کوه یافته ، کوه هشتاد پهلو ، کوههای داد آباد و قلعه سفید ، کوههای کیالان ، کوههای دهلیچ ، کوه مهله ، إسپی کوه ، کوه سیاه دان ، کوه برآفتاب ، کوه چل ، ورازکوه ، پونه کوه ، ازگنه چال ، سه کلاهان ، بلومان ، شترمل ، کمرسیاه ، کوه کلا ، کوه طاف ، کوه شهنشاه و… حداقل بیایید مناطق لرنشین را ببینید بعد تز بدید و ژست روشنفکری بگیرید تا فرق کوهستان و جلگه و علفزار را بفهمید!!! حداقل این مقاله را کامل بخوانید و به نظرات مورخان و جغرافی نویسان که شخصأ به لرستان سفر کردند و از نزدیک شاهد وضعیت اقلیمی و زیستی لرستان بودند , توجه کنید. آیا حرف شما پذیرفتنی است یا حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده که سه نظر را با ذکر دلیل بازگو کرده است؟؟؟ بعد منبع ادعای شما چیست؟ در کدام کتاب تاریخی در گذشته این نظر شما جماعت پانکرد مغز فندقی آمده است؟ اصلا چرا شما کردها خود را قدیمی تر از ما میدانید که لرها نام سرزمینشان را از زبان شما اقتباس کنند و بگیرند؟؟؟ اگر شما آریایی باشید که عیلامیان ( اجداد لرها ) هزاران سال قبل از ورود آریاییان صاحب تمدن و مدنیت بوده اند. توحید ملک زاده که خود کرد سلماس است در کتاب "سلماس در مسیر تاریخ" مینویسد:لرها از زمان حکومت عیلامیان در ایران بوده اند و قدمت آنان به ۶ هزار سال قبل از میلاد مسیح برمیگردد و کردها ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد و ترکها در ۳۴۰ هجری وارد ایران شدند!!! حداقل برید یک کتاب بخونید تا کمتر ضایع بشید!!! تازه شما اول برید فکری به حال واژه کرد بکنید که در کتاب واژه نامه طبری نوشته دکتر صادق کیا صفحه ۱۶۶ معنی کرد یعنی چوپان گوسفند!!! در کتاب اسرار التوحید نوشته ابوسعید ابوالخیر آمده که:کرد بود و گوسفند دار!!! همچنین در کتاب جامعه شناسی عشایر ایران ، نوشته دکتر علی اکبر نیک خلق ، صفحه ۲۰ آمده است:تاریخنویسان و جغرافیدانان از تمام چادرنشینان و رمه گردانان ایران تحت عنوان کرد یاد کردند. فرهاد نعمانی نویسنده کتاب تکامل فعودالیسم در ایران در صفحه ۴۵۱ مینویسد:در زبان فارسی واژه کرد بر چوپان و شبان دلالت دارد. حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض والانبیاء به اعراب عشایر میگه اکراد سورستان!!! واژه کرد در زبان پهلوی از کلمه کورتان و کوریتان گرفته شده که به معنی شبانان است!!! اول برید گذشته خودتون رو درست کنید بعد بیایید واسه دیگرانم جعل تاریخ کنید.

  • علیخانی

    پانکردها افرادی عقده ای ، تنگ نظر ، بخیل و حسودند. شبیخون فرهنگی که توسط پانکردها هدایت میشود نشان دهنده اوج تخاصم و دشمنی پانکردهاست. پانکردها میخان از طریق ماله کشی تاریخ رو تحریف و تهی از واقعیت کنند. اونا همیشه بدنبال مصادره به مطلوب هستند که نشان دهنده فهم نازل و درک نارس اونا از تحولات محیط زندگی شان است. هر چقدر هم که به عقب برگردیم باز هم قوم لر هیچ تشابه ای با کرد پیدا نمیکند. اگر داروین پانکردها را دیده بود حتمأ در فرضیات خود تغییرات عمده ای صورت میداد. اساس و بنیان فکری پانکردها نیرومند نیست و به درد یک اجتماع ترقی خواه نمیخورد. پانکردیسم توحش را عامل افتخار میدانند. اینها آدمهای مدنی نیستند و خلقیاتشان با توحش توأمان است و فرقی با اعراب دوران جاهلی ندارند. ناسیونالیسم را فرو کاستند به خشونت. نه اقتصاد پویایی دارند و نه حتی یک صنعت مونتاژی بعد دم از توسعه ارضی و کشورگشایی هم میزنند. آینده مردمی که سراسر سرزمین شان محصور در کوهستان است و به آبهای آزاد راهی ندارند چیزی بهتر از افغانستان نمیتواند باشد.


  • امید رشنو

    تشکر از سایت نگین زاگرس بخاطر مقالات خوب و کامل درباره تاریخ لرستان. آنچه که از مقاله مستفاد میشود این است که تمام اظهار نظرها در باب معنی و وجه تسمیه لر را با ذکر نام نویسنده و کتاب و صفحه آورده شده که جا برای شاعبه نماند. پان کرد ها هم اگر خواهان بازگویی تاریخ واقعی هستند اگر حرف شما را قبول ندارند حداقل به نویسنده کرد ( شرفخان بدلیسی ) رجوع کنند که در صفحات نخست کتابش ( شرفنامه ) من باب مفهوم واژه "لر" سخن گفته است. حداقل برای تأیید گفته هایشان منبعی را ذکر کنند تا سخنشان مقبول افتد. العاقل یکفیه الاشاره


  • روح الله بساک

    یاد باد آن روزگاران یاد باد، افسوس چشمه‌ها را خشک و فرهنگ عشایری و خاطرات ایل را ناجوانمردانه در مخزن سدها مدفون می‌کنند


  • آرش دره قاعدی

    لرستان ای سرزمین آبا و اجدادیم. ای تاریخ زنده عیلاممممم. ای مهدفرهنگ و تمدن ایران زمین. ای که اسب ومفرغ وزراعت را به دنیا ارزانی داشتی. ای که کوههایت شاهد دلیری و شجاعت مردمان این دیار است. ای وارث تمدن ایران زمین. ای که فرزندانت معنی رشادت را به دشمنان فهماندند. ای که کهن ترین آثار تمدن هنوز بر تو پابرجاست. ای مهد طبیعت و زیبایهای ایران زمین. ای که مردمانت هنوز تکلم وپوشش هفت هزارساله دارند. تو نگین بی نقص خاور زمینی. پس تو که به ما افتخار دادی ما هم با افتخارفریاد میزنم جانم فدای سرزمین غرورآفرینم. زنده باد مردم با اصالت دیارم. پاینده باد لرستان.


  • ایرج کوهدشتی

    صخره های غار هومیان، قدیمی ترین سکونتگاه های بشر باستانی در استان لرستان را تشکیل می دهند که قدمت سکونت در آنها به 100 هزار سال قبل از میلاد برمیگردد. با این حال صخره های این منطقه به عنوان یک پدیده طبیعی و تاریخی از اهمیت فوق العاده ای در مباحث علمی نیز برخوردارند، صخره های هومیان در تاریخ منطقه زاگرس و تمدن ایران زمین دارای اعتبار زیادی است.نقوش صخره‌ای هومیان با نقش لنگر کشتی آغاز و سپس نقش‌هایی از میادین شکار گوزن به صورت‌های فردی و جمعی پایان می‌یابد. شمار این نقش‌ها در غار هومیان ۱۰ نقش و در دره‌ی میرملاس ۱۸ نقش است که بیشتر آنان به رنگ‌های سیاه و زرد کشیده شده‌اند. حال با این وجود این سوال پیش میاد که چگونه یک عده به خود اجازه میدهند قوم لر را زیر مجوعه خود بداند؟ چگونه بهع خود اجازه بدهند به قوم لر توهین کنند؟


  • لک

    امیرکبیر درستایش کریم خان زند: ای کاش هرچندسال یکبار شیربچه ای لر درایران شاه می شد تامردم مزه عدالت رابچشند.


  • عباس مرادوند

    رومن گیرشمن باستان شناس شهیر راجب لرستان می نویسد: اوج هنرایران باستان رابایددرهنر مفرغ سازی لرستان جستجوکرد.. . . اینایی که به لر توهین میکنند باید خجالت بکشند


  • بختیاری زهرا

    چهار محال بختیاری یعنی چهار ناحیه که عبارت بودند از: لار، کیار، میزدج و گندمان. لطفا به لار توجه کنید ، همان لر هست. با تشکر

  • تاراز بختیاری

    احسنت . درود بر شما کاملأ درست است. به احتمال زیاد کلمات لالاریپ _ لالار _ لار _ للر _ لر ، همه یک اسم و مفهوم داشتند و به احتمال قوی لا یا لار ، یکی از خدایان عیلام باستان بودند. در کتاب مذهب قوم عیلام ، نوشته دکتر محمد رحیم صراف ، در صفحه ۱۱۹ آمده است که:لا ( La ) ، یک خدای عیلامی است که مورد احترام مردم عیلام باستان بوده است.کتیبه ای که روی استل شکسته مکشوفه از معبد اینشوشیناک آکروپل شوشی ( تاریخ کشف ۱۹۰۳ میلادی ) کنده شده اولین مدرکی است که تا کنون در رابطه با این خدای عیلامی به دست آمده، است. استل مذکور مربوط به پادشاهی شیلهاک اینشوشیناک است. وی ضمن نیایش خدای اینشوشیناک ذکری هم از "خدای لا " و به احتمال زیاد در رابطه با احداث یک عبادتگاه یا معبد برای خدای "لا" و اهدای آن به وی در این کتیبه ذکر میکند. در همان کتاب مذهب قوم عیلام در دنباله آورده شده که:سی لیر ( SILIR ) ، خدای حامی و نگهبان عیلام است که بصورت ( سی لیر ) یا ( سی لر ) آمده است. وی یکی دیگر از خدایانی است که مدت کوتاهی مورد پرستش مردم عیلام باستان قرار گرفته است. این مدت شامل زمان سلطنت پادشاهی شیلهاک اینشوشیناک است. وی روی یک استل از جنس سنگ آهکی به بلندی ۲ متر و پهنای یک متر که در شوش کشف شده ، ضمن نیایش به خدایان مختلف که اکثر اسامی آنها نیز با عناوین آورده شده از خدای "سی لیر" نیز به عنوان "حامی و نگهبان کشور عیلام" یاد میکند. کونیک ( KONIG ) ، وی را به عنوان خدای بارندگی نیز معرفی میکند. کشف اثر مذکور در شوش پایتخت عیلامیان روشن میسازد که سیلیر یا سیلر ( که شاید به معنای برای خدای لیر یا لر باشد. چون سی در زبان لری یعنی برای ) زمان پادشاهی شیلهاک اینشوشیناک یا سلسله شوتروکها، مورد پرستش عیلامیها بوده و محدوده نفوذ مذهبی وی شوش و حومه آن بوده است.


  • رهام لرزنی بهداروند

    من از لر تباران ایرانیم // که از دودمان گران جائیم گر از بختیاری تبارم نبود // در این ره بخت یارم نبود ××××××××××× مرا مادرم بختیاری بزاد /// به رگهایم خون مردی نهاد ×××××××××× زقوم لرم صد هزار افتخار // همین باشد آئین این بختیار


  • الیگودرز

    من لر هستم از تبار خاک ایران،از تبار مردمی که اگر نام و رسمشان به بلندای ایران نباشد به بلندای تاریخ است، زنده باد هرچی لره


  • مرجان پاپی

    سرپرست کاوش باستان‌شناختی غار کلدر اعلام کرد: بر اساس آخرین نتایج کاوش‌های باستان‌شناسی غار کلدر، قدمت سکونت در دره خرم‌آباد به 54 هزار سال رسید. به گزارش پایگاه خبری یافته، "بهروز بازگیر"، با اعلام این خبر گفت: نتایج کشفیات منحصربه‌فرد هیات مشترک ایرانی-اسپانیایی از کاوش باستان‌شناختی غار کلدر واقع در شهرستان خرم‌آباد، منجر به شناسایی قدیمی‌ترین شواهد فرهنگی از دوره پارینه‌سنگی جدید در ایران شد. بروهی لرستانات بروهی هرچی لره


  • فریدون میر زاده

    متأسفم برای جماعت پان کرد که هر روز برادری شان بیشتر ثابت می شود. وقتی دارند جعل و تحریف تاریخ می کنند و حتی معنی واژه لر را هم بر خلاف آنچه که در کتاب های تاریخی آمده است تغییر می دهند , پس چگونه میتوان به آنان اعتماد کرد و برادر خواندشان؟ عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

  • وجه تسمیه واژه کرد

    واقعأ برای پانکردها متأسفم که همیشه دم از برادری میزنند اما در حقیقت بیشترین توهینات را به قوم لر میکنند و انتظار هم دارند ما همچنان سکوت کنیم.جواب های ، هوی است.حالا مگر این عالی جنابان معنی واقعی کلمه کرد را نمیدانند؟ در کتاب بدایع اللغه ( فرهنگ کردی ) نوشته:علی اکبر وقایع نگار کردستانی در صفحه ۱۴۴ ذیل واژه کرد مینویسد:کرد را طایفه صحرانشین کم فهم را میگویند خصوصأ چنانکه مشهور است لفظ کرد مبدل کرت است که به معنی کوتاه باشد و طوایف صحرانشین ( کرد ) چون در فهم و عقل قصور دارند مسمی به این اسم شده اند. در همان کتاب صفحه بعد ( ۱۴۵ ) نوشته:کرد به معنی چوپان و گوسفند چران است. کرد در فرهنگ لغت عربی لاروس ، جلد دوم ، صفحه ۱۷۰۴ به معنی راندن ستور است. در واژه نامه طبری ، نوشته:صادق کیا ، صفحه ۱۶۶ آمده که:در گویش طبری واژه کرد به معنی چوپان است. در روستاهای مازندران هر وقت نوبت چوپانی مردان میشود به او میگویند امروز کردی!!! اکنون در شمال کشور واژه کرد به چوپان گوسفند اطلاق میشود. در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی واژه کرد به صورت کورتان و کوریتان به معنی شبانان است.دکتر فرهاد نعمانی در کتاب "تکامل فعودالیسم در ایران" ، صفحه ۴۵۱ و ۴۵۸ مینویسد:در زبان فارسی واژه کرد بر چوپان و شبان دلالت دارد. دکتر علی اکبر نیک خلق در کتاب "جامعه شناسی عشایر ایران" ، صفحه ۲۰ مینویسد:تاریخ نویسان و جغرافیدانان از تمام ایلات و عشایر و رمه گردانان ایران تحت عنوان "اکراد" نام میبرند که تنها کردها را در بر نمیگیرد بلکه همه چادرنشینان غیرعرب را شامل میگردد. در کتاب اسرار التوحید ابوسعید ابی الخیر هم آمده که:کرد بود و گوسفند دار. ابوالحسن مسعودی در کتاب "التنبیه والاشراف" صفحه ۸۴ و اصطخری جغرافیدان سده سوم در کتاب "المسالک و الممالک" صفحه ۸۹ کردها را غیر ایرانی میدانند. کافی کلینی در جلد ۵ کتاب اصول کافی ، صفحه ۱۵۸ حدیثی از پیامبر را شرح میدهد ( الاکراد طایفه من الجن ) و میگه با کردها همنشینی نداشته باشید که طایفه ای از جنیان اند. حدیث نبوی ( ص ) از پیامبر نقل شده که فرموده:الاکراد طایفه من الجن. این حدیث در کتاب فقهی شرح لمعه و اکثر کتابهای تاریخی هم آمده است.در تاریخ ابن خلکان و کتاب قصه و امم که در انساب عرب و عجم است آمده که اکراد از نسل عمرو مزیقیا میباشند که اجدادشان از ملوک یمن بودند و به ولایت عجم آمده اند. پروفسور ریچارد نلسون فرای در کتاب "عصر زرین فرهنگ ایران" صفحه ۲۷ مینویسد:نام کرد در بسیاری از منابع عربی و نیز در متن پهلوی کارنامه اردشیر ساسانی به همه بیابانگردان قطع نظر از اینکه ایشان از لحاظ زبانی یا نژادی با کردان امروزی پیوند داشتند یا نداشتند اطلاق شده است فی المثل مردمان لر را کرد خوانده اند همچنان که بلوچها ، دیلمیان ، کرمانیها و شیرازیها را کرد میدانستند. حمزه بن حسن اصفهانی ( ۲۷۰ تا ۳۶۰ قمری ) در کتاب سنی ملوک الارض و الانبیاء ، دیلمیان را اکراد طبرستان و اعراب را اکراد سورستان مینامد. دکتر پرویز خانلری _ دکتر سعید نفیسی _ دکتر مارتین وان بروینسن _ پروفسور ولادیمیر ایوانف _ دکتر دیوید مکنزی _ دکتر آساطوریان _ دکتر آنه لمبتون _ دکتر اسکندر امان اللهی و … کلمه کرد را در قرون اسلامی به معنی یک نوع شیوه معیشت و رمه گردانی به کوچگران اطلاق میکنند.


  • احمدوند

    خاک بر دهان لر ستیز باد…


  • علی ولدی

    سلام اینجانب یک لر ساکن اذرباییجان هستم و امشب با خوندن این مقاله احساس غرور کردم


  • میلاد خسروی

    دوستان برید پیج ها و سایت های زازایی و ایزدی و هورامی و… را ببینید که پانکرد ها چه بلایی سرشان آوردند. پانکردها به بهانه مبارزه با داعش و حفظ ایزدیها به شهرها و روستاهاشون حمله کردند و تمام زمینها و ملک و املاکشون رو به تصاحب خودشون درآوردند و اون بدبختها بدلیل اینکه جمعیتشون کمه و هیچ رسانه و تریبونی ندارند دارند به عنوان زیر مجموعه کرد معرفی میشن. کردستان کلا موقعیت کوهستانی داره و جغرافیاش شبیه افغانستانه و هزینه ساخت راه آهن و بزرگراه در مناطق کوهستانی خیلی بالاست به همین خاطر نمیشه دموکراسی به معنای واقعی کلمه در کشورهای کوهستانی برقرار کرد به همین خاطر سالیان طولانی است که خاندان بارزانی حاکم بلا منازع اقلیم کردستان است. کردستان کلا منطقه ای است که هیچ ارتباطی با آبهای آزاد نداره و محصور در کوهستانه.چنین کشورهایی به دلیل اختلافات دینی و فرهنگی و زبانی داعمأ در آتش تنش و تفرقه و جنگ داخلی میسوزند و اقتصادی بهتر از افغانستان ندارند.هر چه کشور همگن تر و جمع و جور تر باشد امکان برقراری صلح و پویایی اقتصادی در آن بیشتره.پانکردها هیچوقت حقیقت تاریخ رو نمیگن بلکه آنچه که خودشون دوست دارند تاریخ باشه رو میگن.نه تنها پانکردها , بلکه پانترکها هم کارشون جعل تاریخه.مردم ما باید متحد باشند هر چه باشد ما همه یکدست شیعه هستیم و زبان و فرهنگ هم را درک میکنیم.هیچ اعتمادی به بیگانگان نکنید.آنها فقط دنبال منابع خودشان هستند.

  • فرزاد شول

    پان کردها فقط میرن با اجساد داعشی که سپاه حشد الشعبی کشته ، سلفی میگیرند بعد به دروغ میگن ما اینارو کشتیم در صورتی که اگر اینها عرضه داشتند خیلی از اراضی و همچنین زنان و کودکانشان به دست عناصر مرتجع داعشی نمی افتاد. به حق که راست گفتن کرد هوفل است.


  • سیفی

    رسم الخط کردها عربیه . بعد من نمی دونم اینها چطور این حروف و کلمات رو میخونن شبیه نقاشیه ، مثل خط چینی ها میماند. مطلب دیگه اینکه توجه کردید پانکردها هیچ ابتکار و پژوهشی ندارند و فقط و فقط پیج و سایت و اقدامات فرهنگی لرها رو رصد میکنند بعد یا کپی نعل به نعل اون رو انجام میدن و میسازن ، یا لر رو حذف میکنند بجاش کرد مینویسند , یا منتظر می مانند ببینم لرها روی چه کاری تمرکز کردند تا اینا برن به نام خودشون ثبت و معرفیش کنند. بدبختها از فقر مشاهیر رنج میبرند جدیدأ رفتن گفتن امیرکبیر هم کرد بوده؟ میرزا قاعم مقام فراهانی هم کرد بوده؟؟؟ آیا باید حرف پانکردها را پذیرفت؟ چرا پانکردها فقط از خودشان شاهدی برای تأیید تزهایشان می آورند؟


  • دیناری

    چه اعتماد به نفس که چه عرض کنم ، چه اعتماد به سقفی ، چه اعتماد به جوی این پانکردها دارن که مدعی شدن واژه لر ، از زبان ما گرفته شده!!!! چقدر اینها خودشون رو تحویل میگیرند!!! چقدر اینها برای خودشون نوشابه باز می کنند!!! شفای عاجل انشاءالله… تازه جدیدأ هم مدعی شدن که لرستان جزیی از استان کرمانشاه بوده و رضاخان اونو از کرمانشاه جدا کرده؟؟؟ شما اول برید ثابت کنید که کرمانشاه اول کرد بودند و چرا سفرنامه نویسان خارجی و شاهان داخلی از سرپل ذهاب و بیستون و کنگاور و کرمانشاه رو لر معرفی کردند و از لرها یاد کردند؟ بعد بیایید مارو هم کرد کنید. ضمنأ کمتر روی رضاخان مانور بدید. شما دیواری کوتاه تر از اون سراغ ندارید؟ هی دروغ میگید هی جعل میکنید بعد با بررسی منابع تاریخی معاصر هی روسیاه میشید. بسه دیگه پانکردها کمتر جعل کنید. شما تاریختون از روزم روشنتره.


  • مهران علیزاده

    درود بر شما باد. همان طوری که در بالا اشاره کردید دکتر سعید نفیسی _ دکتر آن لمبتون _ دکتر ریچارد فرای _ پروفسور دیوید مکنزی _ پروفسور مارتین وان بروینسن _ پروفسور ولادیمیر ایوانف _ دکتر علی اکبر نیک خلق _ دکتر پرویز خانلری _ دکتر آساطوریان و… همگی از بزرگان علمی هستند و همه هم در کتابهایشان اذعان کردند که در قرون اسلامی هر جا گفتند کرد هستند یعنی به شیوه معیشت آن منطقه که دامداری و رمه گردانی بوده اشاره شد و زبان و نژاد و تبار منظورشون نبوده است. حتی الانم در فرهنگ لغت مازنی نوشته دکتر صادق کیا , صفحه ۱۶۶ آمده که کرد یعنی چوپان گوسفند. اگر بپذیریم لرها , جمعی از اکراد هستند باید دیلمیان و اعراب و فارس و کرمان را هم کرد به حساب بیاوریم چون به آنها هم در تاریخ کرد گفتند.پانکردها را به تجزیه طلبی و عملیات تروریستی میشناسند خواهشأ نام مارو هم آلوده به اعمالتون نکنید.اسم ما لرها رو نیارید. امیدوارم شعور انسانی تون برسه.


  • davoody

    در کتاب مطالعه اجتماعی فرهنگی لرستان ، جلد اول و کتاب لرستان در باستان و امروز ، تألیف بهجت پارسا ، صفحه ۱۳ آمده است که ۶۸ درصد لرستان را کوهها در بر گرفتند. حالا من واقعأ نمیدانم از کی تا حالا به کوههای صعب العبور و مرتفع جلگه و علفزار میگن؟؟؟؟ لابد اینم از کشفیات خود کردهاست!!! کلأ پژوهش های قومی کردها همیشه گرفتار پاره ای از گرایشات و تمایلات قومی بوده است. حرفهاشون منقول غیر معقوله. اینکه کلمات، زبان خودت را قاطی بکنی و حرفهای بی اساس روش بزاری که دلیل نمیشه. اطلاعات کردها با تصور ذهنی حاصل شده و خطاپذیر هستند اگر جغرافیای لرستان را میدیدند شاید معقول تر کلمات را بکار می بردند. البته حرف و نظر کردها برای ما هیچ ارزشی نداره. مهم نظر و دیدگاه خود ماست که درباره خودمون چی فکر میکنیم و مساعل و احوال و جغرافیا و تاریخ و آینده ما هیچ ربطی به جماعت کرد نداره.امیدوارم حداقل این رو بفهمند و هضم کنند.


  • سهراب محمودی

    چیزی که عقلانی باشه ، بهش میگن معقول. آقا جلگه نامیدن لرستان عقلانیه؟ چیزی که وجود داره ، بهش میگن موجود. مردم لر وجود دارند و موجود هستن و شما میتوانید به راحتی آنان را با کرد مقایسه کنی و به تفاوت ها پی ببری. وجود چیزی است که اثر قابل مشاهده داشته باشه. آیا جماعت پانکرد کور هستند و مارو نمی بینند؟ آیا کارکرد مغزشون منطقی عمل میکنه؟ اگر فرقی بین ما نیست پس چرا تقسیم شدیم به لر و کرد؟ آیا ملاک تقسیم کردن یا نکردن باید خود کرد باشه یا یک ملاک معقول غیر از کردها؟ با اطلاعات ده قرن پیش ، چارچوب اعتقادی شان شکل گرفته و فکر می کنند که دنیا در همان زمان مانده و جلو نیامده!!! باید با ذات و واقعیت معلوم را پیدا کنی ، نه خیالات موهوم. از نظر فلاسفه پانکرد همینجوری الکی الکی نام لر عمومیت پیدا کرده و همینجوری الکی الکی نظر پانکردها هم فقط قبوله!!! این حرفهاشون ناشی از بیسوادی اونا از واقعیات تاریخی است و در نوع خودش یک فاجعه به حساب میاد. همین بیسوادی مبنای استدلال های بعدی اونا میشه و دامنه ی این فاجعه هر روز توسط جعلیات پانکردها وسیعتر میشه و اونقدر تکرار و تکرار میشه تا اینکه بعنوان یک حقیقت نزد عموم پذیرفته بشه!!! پانکردها فقط فرض می کنند آنچه که درک کردند واقعیت است. بی هیچ اثباتی ، اونا تنها فرض می کنند. اگر دلیلی غیر از این دارند به ما هم بگید؟ این حرفها و این تقسیم بندی های پانکردها سراسر باطل است. بی ارزش و بیخود است چون ملاک درستی یا نادرستی خود پانکردها هستند. باورهای ذهن شخصی شون را به عنوان واقعیت به خورد مردم میدن و انتظار دارند از طرف مردم هم پذیرفته بشن!!! اونا خودشون رو کرد فرض می کنند چون اینطوری با این فرض راحت تر هستن و قصد دارند این فرض رو به دیگران هم تسری بدن و اونا هم بدون کم و کاست بپذیرند!!! در هم شکستگی قومیت و فردیت شما در نقطه کردپرستی تازه شروع فاجعه خواهد بود. به راستی چه کسی غیر از یک برده میلی به همچنین تقدیر هولناکی دارد که تحت رژیم برده پرور پانکردها ( حکومت توهم ) برود؟ اگر کسی دوست داره خودشو تقلیل بده به نسخه پانکرد ، خواهشأ دیگه برای بقیه تجویز نکنه چون ما هویت و تمامیت ارضی خودمون رو نمی فروشیم چون ما اصل خودمون رو فراموش نمی کنیم و بیاییم یه چیز عاریتی و سرهم شده بشیم. پانکردها فقط نقش تخریب چی و منفی در قبال لرها داشتند ما که چیزی بجز دشمنی ، تنگ نظری ، تمسخر و تخاصم ندیدیم.


  • بهاروند

    عادت پانکرده که نخودچی توی جیبم میکنه و سرم را میشکنه. مردم دانا و متحد شکست نمی خورند. نباید برای اختلاف سلیقه با هم درگیر بشیم. برای دستیابی به پیشرفت و توسعه باید مردم جامعه مون را در ارتباط با هم قرار بدیم. هدف پانکرد این است که با ایجاد بحثهای جانبی مردم مارو از هم دور کنند. ترفندشون اینه که میخان ما در جا بزنیم. بخاطر توهین کردها از خرید کالاهای استراتژیک کردها یعنی نان برنجی و عطر شاه محمدی و شلوار کردی خودداری کنید.


  • با افتخار لرم

    لر یعنی اصیل ، پاک لر یعنی کریمخان زند لر یعنی آریوبرزن و یوتاب لر یعنی سردار اسعد بختیاری لر یعنی بی مریم و بی قدم خیر لرستانی


  • لرم، لر زاده، لر هست تبارم

    با سلام درود فراوان برای همه فعالان تاریخ و فرهنگ ملت ریشه در تاریخ سرزمینم لرستان، ازاینکه میبینم هر روز توی هر گروه و سایتی دم از اتحاد دمکراتیک خلق لر زده میشه در پوست خودم نمی گنجم و خوشحالم که اگاهی مردمم هر روز نسبت به تاریخ و فرهنگ پر عظمت مون بیشتر میشه ونسبت به کوچکترین بی حرمتی ساکت نمیشینن، درود به شرفتون و درود به غیرت لری تون با دهن زدن یه سگ به دریا دریا نجس نمیشه


  • فرهادی

    بانو زهرا فرخی درود بر غیرت و حمیت شما … ای کاش دیگران به اندازه شما دلسوز مردمان خود بودند تا هم اکنون ما صاحب بهترین ها بودیم. همین عدم آینده نگری و بی تفاوتی بلای جان مردمان ما شد. استان لزبان کهگیلویه و بویر احمد روزی ۵۰۰ هزار بشکه نفت تولید میکند اما طبق خود آمارهای وزارت بهداشت سرانه قد جوانان این استان , بجای افزایش حدود ۲۰ سانت کاهش داشته است و عامل کوتاهی قد جوانان کهگیلویه طبق آمار سازمان بهداشت و درمان سؤ تغذیه اعلام شده است. عشایر قشقایی را دارند در گچساران یکجا نشین میکنند تا ترکیب جمعیتی استان را بهم بزنند. بعد مردم ساده ما دل در گرو سنگهای بی جان مرودشت دارند. خواهشأ به فکر جوانان هم تبار خود باشید که با فقر و بیکاری دست به گریبانند.


  • مصطفی میر احمدی

    ابوالحسن مسعودی در قرن چهار هجری در کتاب "مروج الذهب" صفحه ۴۸۳ کردها را از نسل یک عرب یمنی به نام مضر بن نزار میداند. علی اکبر وقایع نگار کردستانی هم در کتاب بدایع اللغه صفحه ۲۰ اکراد را از نسل عمرو مزیقیا میداند که از ملوک یمن بودند و به ولایت عجم آمده اند.


  • دیناروند شقه د آسمو

    سلام و درود خدمت همه دوستان عزیز وﺗﺸﮑﺮ ﺍﺯ ﺳﺎﯾﺖ ﻧﮕﯿﻦ ﺯﺍﮔﺮﺱ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻘﺎﻻﺕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﮐﺎﻣﻞشون فقط خواستم بگم بین این همه کوه دینار کوه رو جا گذاشتین .این کوه بین دهلران و ابدانان قرار داره و شناسنامه برادران لر شما مه و سیقه همتو .فره دوسه تو دارم و میحامتو. از شهر موسیان(تپه باستانی علی کش)


  • لر عیلامی بختیاری

    ممنون بابت مقاله کاملتون !! تشکر


  • رضا امامی

    واژه لر ( LOR ) در کتاب فرهنگ فارسی معین ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۵۴۶ به معنای پاک دل و سلیم آمده است. همچنین در فرهنگ لغت نفیسی ( دکتر علی اکبر نفیسی ) ، چاپ ۱۳۴۳ ، جلد چهارم ، صفحه ۲۹۵۸ ، در معنای واژه لر آمده است که نام قومی کثیر و بزرگ و نام دو ولایت بزرگ در ایران و به معنای کام و توان و مراد و مطلب هم آمده است. در فرهنگ فارسی عمید ، چاپ ۱۶ ، صفحه ۸۹۱ لر به معنای کام ، مراد و مطلب و نام یکی از اقوام بزرگ ایران که بیشتر در غرب و جنوب غرب ایران سکونت دارند اشاره شده است.


  • رضا امامی

    واژه لر ( LOR ) در کتاب فرهنگ فارسی معین ، جلد سوم ، صفحه ی ۲۵۴۶ به معنای پاک دل و سلیم آمده است. همچنین در فرهنگ لغت نفیسی ( دکتر علی اکبر نفیسی ) ، چاپ ۱۳۴۳ ، جلد چهارم ، صفحه ۲۹۵۸ ، در معنای واژه لر آمده است که نام قومی کثیر و بزرگ و نام دو ولایت بزرگ در ایران و به معنای کام و توان و مراد و مطلب هم آمده است. در فرهنگ فارسی عمید ، چاپ ۱۶ ، صفحه ۸۹۱ لر به معنای کام ، مراد و مطلب و نام یکی از اقوام بزرگ ایران که بیشتر در غرب و جنوب غرب ایران سکونت دارند اشاره شده است.


  • عبدالصالح باقری گله

    با سلام و تشکر ویژه از مطالبتان قوم "لر" حتما دارای وجه تسیمه جالبی و هوشمندانه ای است که احتمالا در گذر آینده هویدا می شود و مطئنا با توجه به خاستگاه و سکونت گاه ان که اگر فقط زاگراس را مشاهد کنیم پی به هوش سرشار این نژاد خواهیم برد1-80 درصد رودخانه ها و چشمه های بزرگ و شیرین و گوارا در این موضع قرار دارد2-60 درصد جنگلهای میوه و مراتع غنی در این موضع و مکان قرار دارد3- این مکان دارای اقلیم آب و هوایی متفاوت و چهار فصل می باشد.4- امروزه بیش از 90 درصد منابع انرژی نفت و گاز و ... در این سرزمین قرار دارد5- این سرزمین هیچوقت دچار قحطی و خشکسالی 100 درصد قرار نگرفته است 6- این سرزمین موطن و خاستگاه اکثرپادشاهان کیانی و هخامنشی که دوران طلایی ایران زمین بوده است6- این سرزمین مدفون تاریخ ناشناخته ترین قوم بشر( عیلامی ها) است که به زعم باستانشناسان با کشف این قوم و مطالعه این تمدن اکثر گره ها و سوالات بشری نسبت به تاریخ بشر تغییر خواهد کرد 7- هوشمندی این قوم در انتخاب البسه و فرهنگ و... که هنوز به جهانیان معرفی نشده است گواه این است که این قوم احتیاج به کسب علم و دانش بیشتری دارد تا ضمن معرفی کی از تمدنهای بزرگ بشری به مجهولات جهانیان هم پاسخی بدهد .. به امید انروز


  • حسین

    سلام لر یعنی ز نسل آریایی لر یعنی فززند کوروش و از نسل کورش لر یعنی گفتار نیک پندار نیک کردار نیک

  • مدیر وبسایت

    با سلام، اگر حقيقت را ميخواهي لر اريايي نيست و كورش هم از نسل لرا نبوده . ما ميخواهيم از چيزي بگوييم كه هستيم نه تخيلات ذهن يه عده، با تشكر

  • لر بختیاری

    جناب حسین! لرها بومیان اصلی ایران و وارث تمدن کهن کاسیت و عیلام باستان هستند. لرها آریایی مهاجر نیستند. این همه تاریخ و نماد زیبا در فرهنگ بومی و اصیل خودمان داریم چرا باید خودمان را فرو بکاهیم به تملق استخوان های پوسیده دیگران؟ ما که از تمدن های قدیم دنیا و جزء چهار نقطه زیستی خاورمیانه هستیم چرا باید به ناکجا آباد آریا حواله شویم؟


  • مجید

    سر وبالا و پایار بای لرسو.افتخار ایکنم که لرم،لر اصیل ترین نژاد ایرانی و وارث تاریخی کهن و پر افتخار است و احدی نخواهد توانست که لر و تاریخ او را تحریف کرده یا از اعتبار بیاندازد.لرم،ایلامی ام،پارسی دروغ است؛نشانم خایدالو،آنشان و شوش است...


  • حسن

    درود بر شما برادران مخصوصا جنابان خسروی و دیناری بسیاری از مشکلات جامعه لر نشین عدم داشتن امکانات و بخصوص رسانه در خصوص شناختن هویت و زبان و فرهنگ ریشه دار لری است و متاسفانه پانکردها معضل بزرگی برای مناطق لر نشین شده اند.مایه شرمساری است که این قوم بدوی غیر متمدن که به زور تاریخش به 500 سال در ایران میرسد و هیچ تاریخ افتخار آمیزی از خود ندارد،خود را از تمام اقوام ریشه دار ایران حتی لرهای عزیز هم بالاتر دانسته و حتی تاریخ و نام و نشان ما لرها را از خود میداند و ما مردم شریف و اصیل و نجیب لر که حداقل سابقه 10000 ساله در ایران داریم و صاحب تمدن و حکومت و تاریخ و فرهنگ بسیار غنی و آثار فوق العاده کهن هستیم،به درستی هنوز جایگاه خود را نشناخته و در نیافته ایم.باید اعتراف کرد که شبیخون فرهنگی پانکردها بسیار جدی است چرا که در هر سایت و وبلاگی عوامل اینها مشغول کارند و در این چند سال هر کجا مدخل لری بوده,آن را به کردی تغییر داده اند.مناطق آذربایجان غربی و بخشهایی از تبریز را در نقشه خیالیشان جزو کردستان حساب میکنند.با پر رویی مناطق لر نشین از جمله ایلام،لرستان،کرمانشاه،چار محال و بختیاری و خوزستان تا حتی بوشهر را جزو قلمرو کردستان محسوب میکنند و شبکه روداو وابسته به مسعود بارزانی و زیر نظر نیچروان بارزانی ،مدتهاست به بهانه گزارش هواشناسی،استان ها و شهرهای شمال تا جنوب ایران را در نقشه خیالی کردستان جزو اراضی این کشور جعلی عنوان میکند و متاسفانه مسئولان ما هیچ اقدام جدی یا عملی علیه این تهاجمات فرهنگی خاندان بارزانی و پانکردیسم انجام نمیدهند.پانکردها از ابزار توهین و ناسزا گویی و تمسخر دیگران و ایجاد حس ترس و خشونت در کاربران مجازی بهره میبرد به این صورت که نظرات مخالف با خود را همواره با تمام شدت میکوبند و همواره سعی میکنند تا جمعیت خود را خصوصا در ایران و ترکیه بزرگ جلوه دهند و در سایتهایشان دائما بزرگ نمایی و اغراق میکنند مثلا جمعیت خود را 50 میلیون ذکر میکنند که صد البته دروغ است، تاریخ و نژاد خود را از اقوام دیگر بهتر میدانند در حالی که برعکس است.با توهین و تمسخر اقوام ایران از جمله ترک و لرمثلا به ترک ها میگویند که شما از نسل مغول هستید یا لرها را نفهم و.. خطاب میکنند.در حالی که خود شان فاقد ریشه و اصالت هستند و در واقع از قوم کولی میباشند و دائما هم این جملات را تکرا میکنند:ملت کرد یا نژاد کرد یا قوم کرد که تمامی این ها توهم و دروغ است.اصلا نژادی به اسم کرد وجود ندارد،قومی به اسم کرد نداریم،کرد معنی چوپان میدهد یا ...ملت کرد یک دروغ سیاسی است،زیرا کردها با توهم به جمعیتشان اضافه میکنند و حتی لرها رو هم کرد حساب میکنند؛سعی میکنند آرام آرام زمینه برای کردیزاسیون و در واقع خود کرد پنداری و ترویج موسیقی کردی و رقص کردی و...و اینکه نژاد کرد برتر است؛در ذهن نسل جوان گسترش و توسعه دهند.سپس با ترویج شلوار و پوشش و زبان کردی و ازدواج با زنان کرد که همیشه برای نمایش دادن به مردم با چهره آرایش کرده و لخت و پخت به شهرهای مختلف ایران سفر میکنند قصد دارند که طعمه های خود را از بین جوانان انتخاب کنند و در نهایت رد پای خود را به استانهای مذکور بکشانند.کردها به دلیل عدم داشتن سابقه تاریخی و فرهنگی معتبر در خاور میانه و به دلیل موقعیت نا همگون جغرافیایی و سیاسی و نداشتن سواد کافی از واقعیات مسایل تاریخی و سیاسی و دارا بودن روحیه اعتماد به نفس کاذب و داشتن چشم طمع به منابع نفت و گاز و سایر منابع ملت ها و ناسازگاری بین خودو...با هدف تشکیل سرطان دوم یعنی کردستان جعلی سعی دارند با حل کردن اقوام کوچکتر مثل ایزدی ها، آشوری ها، کلدانی و گورانی و هورامی و....و تبلیغات بی اساس خود در سایتهایشان در مورد نژاد آنها و اینکه شاخه از کردها هستند و...برای خود تمدنی مقوایی درست کنند و افتخارات و تاریخ آنها را از آن خودشان کنند و ضمن یکدست کردن و همراه نمودن آنها با خود،به این دلیل که اقوام مذکورسدی در مقابل تکمیل این پازل و توسعه ارضی کردها هستند زمینها و منابعشان را نیز از دستشان بگیرند و علاوه بر آن پازل تکمیل کردستان جعلی بزرگ را بین چهار یا پنج منطقه خاور میانه که شامل ایران-ترکیه-عراق-ارمنستان-سوریه و آذربایجان میشود را کاملتر کنند و ما مردم ایران باید در مقابل این توطئه بسیار کثیف گروهک های ایران ستیز پانکرد متحد و منسجم عمل کنیم و با یکدیگر اتحاد و برادری داشته باشیم زیرا این خطر برای همه ما وجود دارد.


  • امیر

    سرزمین عیلامی لر یا لار شامل لارستان قدیم هم میشود که شامل جنوب ایران وهم مرز با بلوچستان بود عیلامیان حتی پیوستهای عمیقی با بلوچستان داشتندکه این پیوستگی هنوزهم قابل مشاهده وپیگیریست.



آخرین مقالات