شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

پاسخ به اعراب وهابی یاوه گو عربستان

در گذار حمله ی اعراب به ایران یزدگرد پادشاه ساسانی به مرو فرار کرده بود، از غم آنچه از دستش رفته بود مردم فارس را تحریک میکرد و به آنها نامه می نوشت و بعد آنان را ملاقات کرد و گفت ای مردم فارس اعراب خوزستان و قلمرو مجاور اهواز را از شما گرفتند و به این بسنده نکردند بلکه به دیار شما و درون خانه ی شما آمدند، مردم فارس تحریک شدند و به مردم اهواز نامه نوشتند و عهد کردند و اطمینان دادند که همدیکر را یاری کنند. این مطلب که از کتاب تاریخ طبری جلد پنجم آورده ام نشان میدهد که اهواز نه شهر عرب ها بوده است و نه شهر فارس ها. اهواز شهر لرها بوده و از قلمرو سردار هرمزان لرتبار بوده است. در کتاب تاریخ طبری بین مردم فارس و قوم هرمزان سردار لر جدایی ها و دوگانگی دانسته شده است به گونه ای که سیا فرمانده ی از فارسها به لرها خیانت میکند. یک شاعر عرب از جنگ ایرانی ضد ایرانی یاد میکند و خیانت فارس ها به هرمزان و قوم او کاملا مشخص است و دست آخر فارسها با پرداخت جزیه تحت حمایت اعراب در می آیند و لرها یعنی همان قوم هرمزان که در جنگ نهاوندبوده اند حاضر به پرداخت جزیه نمی شوند. و البته جدای از شجاعت مردمان شمال در برابر اعراب و شجاعت لرها در جنگ با اعراب دیگر قضاوت با خوانندگان کتابهای زیر است که خیانت کارانی که به دیگر ایرانیان و بخصوص لرها خیانت کردند را بشناسند، ایران آن هنگام سقوط کرد که لرستان سقوط کرد و لرستان آن هنگام سقوط کرد که دست خیانت فارسها به خود را ندید. منابع، تاریخ طبری - تاریخ سرزمین ایلام تالیف ناصر راد - هرمزان دلاور لر، حجت الله حیدری

پاسخ به اعراب وهابی یاوه گو عربستان

در تاریخ با شروع جنگهای اعراب علیه ایران اگر کمی دقت کنیم میبینم که بیشترین ضرر را لرها کردند، عراقی که بیشتر آن سرزمین لرها بود و میدانیم که جنگ اعراب با لرها ( نه ایرانیان) در شهر بابل گواهی میدهد که بابل عراق جزو قلمرو لرها بوده، جغرافیایی که نبردهای اعراب با ایرانیان بود در واقع جغرافیایی بود که خاستگاه مردمان باشکوه لر بود، نمیخام از روی تعصب حرف بزنم ولی حقیقت این است که ما لرها مردانه با اعراب صدر اسلام جنگیدیم  و بعدها هم میبینیم که شورشهای ایرانیان علیه اعراب در واقع بیشتر شورشهای لرها علیه اعراب بود، ما لرها بودیم که در زمان ابوسعید گناوه ای بحرین و عمان را و شهر مکه را تصرف کردیم . 

ما لرها بودیم که همین زمان قاجار با محمد تقی خان بختیاری پسر علی خان کیان ارثی شیخ کعب عرب را از فلاحیه بیرون کردیم و شکست سختی به اعراب دادیم و خیلی از سرزمینهای لر نشین را زیر حکومت خودمان درآوردیم، در زمان والیان لرستان ( ايلام یعنی پشتکوه لرستان) این ما لرها بودیم که طایفه بنی لام عرب را سرکوب کردیم و گوشمالی دادیم، بله حسینقلی خان ابوقداره بود که طایفه بنی لام عرب را گوشمالی داد .


در دوران دیرینه تر مگر ما لرها هرمزان و فیروز نهاوندی نبودیم، ما لرها جزیه به عرب پرداخت نکردیم ولی اصفهان و ری و آذربایجان به اعراب جزیه پرداخت کرد .

عمر رو هم ما لرها کشتیم، در طول تاریخ میبینیم که ما لرها مثل فارسهایی چون سیاه و شیرویه خیانتکار نبودیم، در زمان صدام هم ما لرها بودیم که نگذاشتیم عرب بعثی نگاه چپ به خاکمان داشته باشد، دهلران را دیدند و فرار کردند 
ایلام و لرستان و لرهای بختیاری و تمام لرها هیچگاه نباید فراموش کنید که چه کسانی بودید، و چه تاریخ باشکوهی دارید، ما لرها بودیم که سنی نشدیم، ما لرها بودیم که به گواه بارون دوبد روسی تا زمان قاجار در قید هیچ دینی نبودیم، آزاد مردانه زندگی کردیم و شجاعانه مردیم، اینها حقیقت های تاریخ است نه تعصبات من .

چه کسی رشادت لرهای بوشهر و چه کسی شجاعت لرهای ایلام و چه کسی تاریخ را ورق میزند و نام باشکوه لر را انکار میکند؟

همین شیخ خزعل عرب را ما لرها سرکوب کردیم .


نبرد لرها با نیروهای روسی در کنگاور

 
بیرون راندن افغانها از ایران، بیرون راندن پرتقالی ها از خلیج فارس

 
اگر اصفهانی ها در سرزمین ما زندگی میکردند مطمین باشید عثمانی ها هم مرز با پاکستان میشدند ولی عثمانی ها میدانند لرها که بودند. 
روزگاری بیشترین جمعیت و بیشترین قلمرو را داشتیم ولی الان دارند بین ما تفرقه می اندازند.

 
عرب وهابی اومده میگه بختیاری ها لر نیستند و خوزستان سرزمین اعراب است.

 
ظهیر فاریابی میسراید: 
عروس ملک کسی تنگ در بغل گیرد / که بوسه بر لب شمشیر آبدار دهد.
عرب وهابی بداند ما لرها بوسه بر لب شمشیر آبدار داده ایم 
ما همان نامداران تاریخیم که رد پایمان فراتر از سرزمینمان است 
اینبار دیگر حسینقلی خان ابوقداره و محمد تقی خان بختیاری جدای از هم با دشمنان نمی جنگند. 

مطمین باشید گستاخی کنید باید تاوان سنگینی پس بدهید.

 
عده ای شاید گمان کنند تفکرات ناسیونالیستی جوانان لر نسبت به پدرانشان زیاد شده است، در پاسخ باید بگویم بله جوان لر ایلام به یاسوج می اندیشد و جوان لر همدان به بوشهر و خوزستان 
دیگر گذشته دوران ابلهانه دعواهای تهران ساخته برای تفرقه انداختن بین مردم لر، دیگر گذشته دوران گستاخی های اعراب وهابی چرا که خود میدانند حساب لر از دیگران جداست. 
دیگر گذشت دوران اعتماد به خیانتکاران دیروزی و امروزی چون سیاه و شیرویه 
این بار دیگر فرزندان لر برای اعراب ضد اتحاد لرها گورسگ را در ایلام یادآور نمی شوند بلکه خاک عربستان را به توبره میکشند. 
چشم طمعی به خوزستان باشد آن چشم را خنجر خواهیم زد 
نه فارسم و نه کرد که در قید دین باشم و نه از بوسه بر لب شمشیر آبدار زدن هراسی دارم 
پایان سخن اینکه مواظب توطئه ها برای تفرقه انداختن بین مردم لر باشید و با آن دسته لرهایی که نا آگاهانه برای تفرقه انداختن بین لرها تلاش می کنند هیچگونه احترامی برایشان قایل نباشید چرا که آنها همان سیاه ها و شیرویه های خاین دوران هستید.

 

«اصغر حاتموند»

53 نظر

  • مرجان ساکی

    درود بر شما صحیح


  • امیدگودرزی منجزی بختیاری

    بنازم عزم بلندت را ، راهی که توش پاگذاشتی و ماهم همراه و هم اندیشتیم ،راهی درست حقیقتیست راستی ولی خیلی کم کاریهای گذشته ونداشتن امکانات آگاهی رسانی نداشتن سواد به اذن ملعونهایی که نمیخواستن ما از تاریخمان آگاه شویم به امید روزی که هر لر بداند لر یعنی چه زمانی که تمامی لرها کامل از گذشته و تاریخ و کارهای بزرگ پدرانشان آگاه شوند براستی که به لر بودنشان میبالند و به این عقب افتادگی معلومات تاریخی شان شرمگین به امید اتحاد لر بزرگ قدیم که تمام ابرقدرتهای قدیم و جدید با نام لر زونیاسون سست ابو


  • امیدگودرزی منجزی بختیاری

    با درود ، نام لر نامش طلاست، طلای نابش کیمیاست ، لر اگر تنها شود آواره نالان شود سرکرده و فقران شود بازم لرست ، معمن گه و پاسدار این ایلات لرست، لر اگر خانه نشین و کور و علیل بیچاره و عزلت نشین بازم لرست اسمش لرست، نامش ترس و وحشت میدهد ،زونی زه دشمن میبرد ، ترسی غریب در دل دشمن مینهد این نام لرست، لر با افتخار و نامیست، قهرمان و نام آور هستی بازم لرست، عثمانی گر به سپاه ینگیچریش میبالد مابه گرز ارزنمون میبالیم تازی گر به شمیر بی غلافش میبالد لر به آن سرکردهای نامیش که عرب را بیچاره کرد میبالد


  • لرزاده

    درود به شرفت ما ملت لر فقط رنسانس تاریخی لازم داریم تا از این فقر تاریخی که ثمره حاکمان ملعون و منفور قاجاریه و پهلوی است بیرون برویم واین امر فقط با اتحاد و همدلی اندیشمندان وبزرگانی که دستی بر قلم دارند و تحقیق و مطالعه در مورد تاریخ و پیشینه کهن ملتی که ریشه در دل تاریخ بشریت دارد میسر خواهد شد. چگونه میشود ملتی با این سابقه تمدن و خلق اثار به جا ماند از نیاکانمان را فراموش کنیم باید دستان پنهان و پشت پرده کسانی که با اریایی اریایی کردن و هخامنش هخامنش کردن که قصد جدایی بین لرهای بختیاری و دیگر برادرانمان را دارند را قطع کنیم دره خرم اباد و غارهای مطالعه شده در این شهر نشان از انسانهای نخستین و عصر پارینه سنگی ٬و تکامل انسان غار نشین و ورود به دشت و شروع عصر کشاورزی٬رام کردن گاو ٬پرورش اسب ٬اختراع مفرق میدهد چطور با این همه غنای فرهنگی و اداب رسوم به ملت لر غبطه نخورند؟ اقوامی که خود را اریایی میدانند. با همه احترامی که برای دیگر اقوام دارم با افتخار به نژادم «««««من لرم ٬»»»»» ««لرزاده٬ از نژاد پاک و بی ریای لر»» به امید سر بلندی و اگاهی جوانان به نژاد برتر وریشه در تمدن لرررررررررررررررر

  • یاللعجب!!!

    رنسانس تاریخی یعنی چی؟؟؟ معنای رنسانس چه میشود؟ ما فقر تاریخی نداریم دوست عزیز!!! ما فقر آگاهی از گذشته تاریخی مان روبرو ایم.


  • دانیال

    با سلام.بله باید گفت که قوم هرمزان همان قوم لر هستند و کیان ایرانی که مختار ثقفی را در کشتن قاتلین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) یاری کرد، لر و از قوم هرمزان بوده. اگر فیلم مختار نامه را دیده باشید؛در آن فیلم افراد کیان یعنی ایرانی ها همگی کلاه خسروی ساسانیان شبیه کلاه لری بر سر داشتند و لرها جمعیت عمده و قالب ایران در آن دوران به حساب می آمدند،چرا که ساسانیان نیز خود لر تبار بودند و در آن زمان ها نواحی غرب و جنوب ایران تا عراق و....موطن و خاک لرها بوده است و این نظر کاملا صحیح است،زیرا لرهای عراق و بغداد از ساکنین اولیه این شهر بوده اند و تیسفون در عراق در گذشته پایتخت و مرکز ساسانیان بوده.توضیحاتی از حمله اعراب به ایران:پس از حمله اعراب به قلمروهای ساسانیان که در آن روزگار وسعتی بسیار داشت و شامل اکثر شرق و غرب ایران از جمله سوریه و عراق میشده،اعراب بیابانگرد بعد از شکست ایرانیان و فتح اکثر مناطق حکومت ساسانیان در غرب به عراق وارد میشوند.مثنی بن حارث شیبانی که یکی از رهبران عرب‌ها بود، با ایرانیان (ساسانیان) در عراق به مبارزه می‌پردازد.وی ابتدا از ابوبکر پشتیبانی طلبید. ابوبکر به او جواب مثبت داد و به کمکش شتافت و خالد بن ولید را برای اولین حملهٔ نظامی اسلامی به خارج شبه جزیرهٔ عربستان فرستاد.[۵۳] خالد بن ولید نیز از یمامه با دوهزار مسلمان خارج شد که هشت هزار مسلمان دیگر در ربیعه، سوریه و مضربه به او اضافه شد. در محرم سال ۱۲ه‍.ق مقارن با ۶۳۳ میلادی خالد بن ولید به سوی عراق روانه شد، هنگامی که به عراق رسید جنگ بین قبیله‌های عرب با ایرانیان شدت گرفت.در این میان تعدادی از عرب‌های عراق از جمله مثنی بن حارث به ارتش مسلمانان پیوستند. چون این اخبار به «هرمز» مرزبانِ ایرانی آن ناحیه رسید، وقایع را به دربار اطلاع داده، در مقابل دشمن شتافت. در حفیر که یکی از مناطق مهم سرحدی ایران نزدیک خلیج فارس بود، جنگی واقع شد که معروف به نبرد زنجیر است. «هرمز» در مبارزه با خالد پسر ولید کشته شد و ایرانیان شکست خوردند.دقت کنید مرزبان ایرانی هرمز نام دارد.


  • کوه

    کلاه بزذگان بختیاری هم شبیع کلاه کیان بوده


  • دلیل حمله اعراب به ایران !

    نورالدین هیثمی در کتاب مجمع الزواعد ، جلد ۶ ، صفحه ۲۱۵ / طبرانی در کتاب معجم الکبیر ، جلد ۲۰ ، صفحه ۳۶۹ / حاکم نیشابوری در کتاب مستدرک علی الصحیحین ، جلد ۲۰ ، صفحه ۵۱۰ ، دلیل حمله اعراب به ایران را با ذکر سند صحیح چنین می آورند:مغیره بن شعبه فرمانده لشکر اعراب در جنگ قادسیه با فرمانده سپاه ایران گفت و گو میکند که فرمانده ایرانی ( رستم فرخ زاد ) به مغیره بن شعبه میگوید:ما میدانیم که شما را چه چیزی به سرزمین ما آورده است ، شما در سرزمین خود غذایی نمی یابید که خود را با آن سیر کنید پس به شما قسمتی از اموال و غذاها را میدهیم تا برگردید ! مغیره بن شعبه در جواب میگوید:اما اینکه گفتی ما غذایی نداریم که خود را با آن سیر کنیم را راست گفتی و حتی گاهی اوقات آبی برای سیراب شدن نیز به دست نمی آوریم ؛ پس به کشور شما آمدیم ، دیدیم که خیلی غذا دارید و به خدا قسم سرزمین شما را ترک نخواهیم کرد مگر آنکه یا فقط برای ما باشد و یا فقط برای شما ! در واقع دلایل اصلی اعراب به ایران بیشتر جنبه اقتصادی داشته است و آنها خواهان تسلط بر راه های تجاری و بازرگانی بوده اند. در کتاب اسرار دربار پهلوی ، احمد پیرانی ، صفحه ۱۶۲ آمده است که:محیط صحرای عربستان برای زندگی انسان نا مساعد بوده و هست. حتی شتر هم به سختی در آن محیط زندگی میکند. صحرای سوزان و بی آب و علف و شوره زارهای وسیع فاقد آب با حرارت بالای ۵۰ درجه سانتیگراد میباشد در چنین شرایطی مجسم کنید که هر روز توفان های شن هم شروع به وزیدن کند و مقادیری گرد و خاک و شن های ریز سوزان را داخل حفره های گوش ، چشم و بینی انسان کرده و لابه لای موهای او بنشاند ! در آن ایام اعراب به خاطر آنکه از وزش شنهای سوزان و روان درامان باشند ، قطعه ای پارچه ( بلند تر از روسری های امروزی ) به دور سر و گردن خود می پیچیدند که امروزه در مردان عرب تبدیل به چپیه یا چفیه شده و زنان آن را بلند تر کرده و چادر مینامند ! در حقیقت چادر تکامل یافته همان پارچه هایی است که زنان عرب برای جلوگیری از ریزش شن های داغ به روی موهای خود به کار میبرند. زنها در جزیره العرب چندین شوهر اختیار میکردند و ازدواج یک زن با چندین مرد بیگانه امری عادی بود و هنگامی بچه ای متولد میشد یک فردی بنام قیات ( قیافه شناس ) را می آوردند تا به اندام نوزاد نگاه کند و بفهمد پدرش کیست ! حتی در جزیره العرب رسم بوده که زنان سینه های خود را عریان و لخت میگذاشتند یعنی نوع پوشش سنتی آنها به این صورت بود که از زانوان تا شکم خود را با بستن پارچه ای می پوشاندند و از آن جا تا زیر گردن لخت بود و بعد روی سر و گردن خودشان پارچه ای به نام چپیه می بستند تا از آزار شنهای روان در امان باشند ! هنوز هم این نوع رسم و پوشش در میان اعراب بادیه نشین و قبایل سنتی آفریقایی مرسوم است.


  • جنایت ذات العیون !

    سال ۱۲ هجری سپاه اعراب به فرماندهی خالد ابن ولید در جنگ فتح الانبار به تیراندازان خود دستور داد که چشمان مردم بیگناه را هدف بگیرند و آنان را به عمد کور کنند و در آن جنایت هزاران نفر را کور کردند تا حدی که این جنگ به ذات العیون شهرت یافت. ابن اثیر در الکامل ، جلد ۲ ، صفحه ۲۴۱ مینویسد:وقتی که شهر انبار فتح شد خالد بن ولید مأمور سر و سامان دادن به آن شهر شد ( این شهر از آن جهت انبار نامیده میشد که محل ذخیره مواد غذایی بود ) پیشاپیش لشکریان وی ، شخصی بود بنام اقرع ابن جابس که به مجرد رسیدن به شهر اطراف آن را محاصره کرد و آتش جنگ را شعله ور ساخت ، او مردی کم صبر بود لذا تیراندازان را جلوی لشکر گذاشت و دستور داد تا چشم های مردم را هدف بگیرند و خود او اولین تیر را رها کرد و لشکریان به دنبال او چشم های مردم را هدف قرار دادند که به هزاران چشم اصابت کرد و از این رو نبرد ذات العیون نام گرفت ! ابن کثیر دمشقی در کتاب البدایه والنهایه ، جلد ۹ ، صفحه ۵۲۶ / تاریخ طبری ، جلد ۳ ، صفحه ۳۷۴ / شهاب الدین نویری در کتاب نهایه الأرب فی فنون الادب ، جلد ۱۹ ، صفحه ۷۰ این جنایت اعراب را علیه ایرانیان ذکر کردند.


  • اسفندیاری

    در بررسی تاریخ اعراب باید تعصب را کنار گذاشت و عقل و وجدان را پایه قرار داد. اکثر نبردهای اعراب تهاجمی بوده است و غنیمت خوری شیوه مألوف و پسندیده اعراب است. در ایران ما دانشگاه جندی شاپور را داشتیم و هنگامی که تیسفون پایتخت ساسانیان فتح شد تمام کتابهای آن را به دجله ریختند و از فرط انباشت کتاب ، آب دجله سه روز بند آمد ! دشمن اصلی اعراب علم و آگاهی بود به همین دلیل کتابخانه را میسوزاندند و کتابها را به آب می انداختند ! در ایران قبل از اسلام شما واژه ای تحت عنوان غنیمت نمی یابید چون این واژه بار عربی دارد و در میان اعراب راهزنی و غارت کاروان ها یک شغل شرافت مندانه حماسی بود که تنها در دو ماه حرام از آن خودداری میشد چون چارچوبه شریعت ملاک تعیین حق بود حتی آیه لا اکراه فی الدین در اصل قانونی کردن غنیمت پروری است و هرگز به معنایی که امروزه استعمال میشود نیست و این آیه بدین خاطر بود که ملل مفتوحه به اسلام نگروند و بر دین خودشان باشند تا جزیه و مالیات بدهند ! این مطلب در تاریخ دو قرن سکوت آمده که حکام مردم تازه مسلمان شده را شماتت میکردند. من مطلقأ قصد توهین به هیچ قوم و ملت و نژاد و زبان و فرهنگی را ندارم و کاربرد واژه ها بر مبنای توصیف رفتارهای فاعلین موضوع است اما تم اصلی موضوع من این بود که شریعه یا شریعت در زبان عربی قدیم به معنی سر نیزه و سنان است. مشروعه یعنی راست کرده شده به سوی کسی ! مثل داعش که تمام وجودشان را سرنیزه میکنند تا به سمت مخالفانشان پرتاب کنند و هیچ تفاوتی با جاهل گرسنه ندارند فقط ظاهرشان متفاوت است وگرنه داعش مال مردم را غصب میکند به نام غنیمت و ناموس مردم را اسیر میکند به نام کنیز و آدم میکشد بنام جهاد! کلمات در گذر زمان عوض میشوند و آنی نیستند که در آغاز و ابتدا بودند


  • چالش های پیش روی ایران در عرصه جهانی

    غرب در روابط با کشورها ، استفاده خودش را میبرد و دستور کار خودش را تحمیل میکند این روش در ساختار سیاست خارجی آمریکا قرار دارد به عنوان نمونه زمان ریاست جمهوری ریگان ، آمریکا بحث جنگ ستارگانرا مطرح کرد که در آمریکا فقط یک طرح بود ، طرح بالقوه ای که توان تهاجمی آمریکا به شوروی را از روی زمین به فضا میبرد! وقتی آمریکاییها این طرح را مطرح کردند شوروی متوجه شد اصلأ توان فنی و تکنولوژیک این کار را ندارد بنابراین در مذاکرات سیاسی کوتاه آمد! آمریکا در نگاه خود به کشورها حاضر به تقسیم روابط نیست و این تنشهایی که در روابط آمریکا با چین و هند وجود دارد از این خاستگاه نشأت میگیرد ، اما اروپاییان حاضرند روابط خود را تقسیم کنند مثلأ فرانسه و آلمان میگویند شما میخواهید با ما روابط فرهنگی ، اقتصادی یا سیاسی برقرار کنید و سپس میپرسند که چه نوع رابطه ای میخواهید؟ اما آمریکا این سؤال را نمیکند. آمریکا میگوید که ارتباط ما با شما یک مجموعه است ،مجموعه ای که دارای سبد اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی است! دلیل اینکه رفتار آمریکا در زمان پهلوی دوم به تضادهایی منجر شد که نهایتأ به انقلاب انجامید همین است ، زیرا آمریکاییها حاضر نبودند ، ارتباطات اقتصادی _ نظامی خود را با ایران از تسلط مطلق بر نظام سیاسی ایران جدا کنند! تفاوت دیگر اروپا و آمریکا مربوط به فاصله علمی آنان است. این فاصله بین اروپا و آمریکا حدود نیم قرن است! آمریکاییها با نگاه تحریم با مسایل برخورد میکنند درحالی که شما تا به حال شنیده اید اروپاییها کشوری را تحریم کنند؟ اما آمریکاییها میگویند اگر این کار را نکنید ما فلان کار را میکنیم و شما را تحریم میکنیم !به عبارت دیگر همیشه با مسایل شرطی برخورد میکنند اما همین آمریکا با هندیها کمتر قادرند اینگونه برخورد بکنند ، زیرا هند با یک جبهه مشترک قوی و با مجلسی قوی به مسایل خود رسیدگی میکنند! هند مجلس قوی دارد و دولت این کشور باید اقدامات خود را به تصویب مجلس انجام دهد. بنابراین آمریکا تنها با یک نخست وزیر و چند وزیر طرف نیست بلکه با مجلس بزرگ هند نیز طرف است! در حوزه خلیج فارس از نظر امنیتی ، آمریکا بر این منطقه حاکم است در حالیکه اکنون اروپاییان خودشان را جزو کشورهای سلطه گر نمیدانند! اروپاییان برخلاف آمریکاییها ، بیشتر روابطشان را با دنیا از نظر اقتصادی تعریف کرده اند اما آمریکا تنها کشوری است که توان حاکمیت نظامی _ حاکمیت سیاسی _ حاکمیت فرهنگی و حاکمیت اقتصادی دارد ، تنها کشوری است که میخواهد صحنه گردان اوضاع داخلی کشورها باشد. در صحنه بین المللی هم نباید به دنبال اخلاق گشت بلکه در صحنه بین المللی مبانی رفتاری بین کشورهابر پایه سطح قدرتشان است! هر کشور بر حسب مقدورات و امکاناتش میتواند رفتار کند! در چند سال گذشته کارخانه های تولید کننده اسلحه در آمریکا با ایران هراسی چندین میلیارد دلار سلاح به کشورهای عرب خاورمیانه فروخته اند و این رقم بسیار بالاست! کارخانه هایی که اسلحه تولید میکنند اگر ۲۰۰ میلیارد دلار فروش اسلحه دارند ممکن است که ۵ میلیون دلار هم صرف تبلیغات کنند و چون در سطح جهانی هر کس به ایران هر چه بگوید کسی اعتراض نمیکند ، بنابراین تبلیغات وسیع جهانی خیلی هم مثبت تلقی میشود! یعنی کمپانی های تولید کننده اسلحه در آمریکا بیش از گروه های وابسته به اسراییل علیه ایران تبلیغ منفی و جو سازی میکنند و کار سیاسی و قانونی قوی میکنند و این به خاطر کسب درآمدهای کلانی است که دارند! کشورهای کویت _ امارات _ قطر _ بحرین و عربستان درآمدهای کلان نفتی دارند و بهترین مشتری برای خرید سلاح های از رده خارج شده آمریکایی هستند لذا کارخانه های تولید کننده اسلحه از ایران استفاده تبلیغاتی منفی میکنند تا سلاح های خود را به فروش برسانند! در ۴ سال گذشته هم تبلیغات وسیعی در خاور دور انجام گرفت و گفته شد که کره شمالی یک تهدید هسته ای برای کشورهای منطقه شرق آسیا است و این خبرسازی ها باعث شد تا آمریکاییها ۱۶۵ میلیارد دلار اسلحه به مالزی _ تایوان _ فیلیپین _ کره جنوبی و … فروختند به هر حال این هم یک مایه اقتصادی دارد! با این توصیفات دستگاه سیاست خارجی ایران باید در گفتار و رفتارشان با حداقل تشنج حرکت کنند زیرا در منطقه ای زندگی میکنیم که اشتباه کردن خیلی هزینه دارد.


  • gypsy

    اوژن اوبن فرانسوی در کتاب ایران امروز و کلنل دیمز جمجمه شناس ، جمجمه اعراب و هندی ها را شبیه به هم و از یک خانواده ژنتیکی میداند همچنین رنگ پوست ، جنس مو و نوع آرایش و خالکوبی اعراب و هندوها بسیار بهم شباهت دارد و هر دو در گذشته بت پرست بودند. هند ابن عتبه و یا هند الهنود نام زن ابوسفیان عرب بود. کلمه gypsy در انگلیسی در واقع تحریف شده egyptian به معنای عرب مصری است و یک کلمه توهین ، آمیز در اروپاست. طبق تاریخ طبری زوط ها که کولیهای مهاجر هندی بودند در بصره و جنوب خوزستان سکونت داشتند و گاومیش را با خود از هند به بصره و جنوب خوزستان آوردند و هم اکنون تمام اعراب خوزستان گاومیش پرورش میدهند. روزنامه اطلاعات در اردیبهشت سال ۱۳۶۴ مطابق می ۱۹۸۵ مردم عرب خوزستان را کولی خواند. کولی های خوزستان مثل کولی های کوت عبدالله عربی حرف میزنند. مسجد الهنود یا مسجد جعفری در محله عامری اهواز متعلق به هندی ها بوده و مسجد رنگون آبادان هم قبلأ مال هندوها بود


  • گروهک های تروریستی ایران ستیز

    گروهک تروریستی پژاک در حمله ای تروریستی در ۳۰ تیر ۹۷ در مریوان کردستان ۱۱ سرباز وظیفه بی گناه را کشته و ۸ نفر را زخمی کرد و گروهک تجزیه طلب الاحوازیه در ۳۱ شهریور ۹۷ در اقدامی وحشیانه و در کمال ناجوانمردی از پشت به مردم رگبار بستند و ۲۴ نفر را شهید کردند و ۶۹نفر را هم زخمی کردند که در بینشان زن و اطفال هم دیده میشود. این سبک و سیاق این تجزیه طلبان است که یا در تاریکی شب سربازان وظیفه را در هنگام خواب قتل عام میکنند یا از پشت سر به زن و کودک شلیک مستقیم میکنند. شیوه بزن در رو که حکایت از خشک مغزی و نامردی این انسان نماها دارد. آیا این تروریست های تجزیه طلب که بنام خلق عرب و کرد حتی به زن و کودک هم رحم نمی کنند میتوانند کاری مفید برای مردم منطقه انجام دهند؟ یا فقط با رواج ترور و خشونت و نا آرامی بر زخم های مردم نمک بپاشند؟ این مزدوران و کاسه لیسان داعشی خوب بدانند ایران ، سوریه نمیشود. خطاب به گروهک های پانکرد و پانعرب باید بگم:در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت … این عو عو سگان شما نیز بگذرد


  • ترویج شکاف قومیتی

    شکاف قومیتی در جای جای کشور در حال ترویج است. پانترک های آذربایجان گرایش به ترکیه و جمهوری آذربایجان دارند و پانکردهای ناحیه اردلان ( سنندج و مهاباد ) گرایش به کردستان عراق و عربهای غرب خوزستان به عربستان گرایش نشان میدهند و بلوچها هم به ایالت بلوچستان پاکستان تمایلاتی دارند. حادثه تروریستی اهواز تا حدود زیادی معلول سرمایه گذاری عربستان، وهابی بر روی اعراب منطقه است. مردم عرب خوزستان که شیعه ۱۲ امامی هستند ؛ دارند جوانها را جذب وهابیت تکفیری میکنند. جان سوزتر از فاجعه اهواز این است که قاتلین از قرار اطلاع ، سرباز سپاه و نفوذی در داخل بسیج بودند و از پوشش بسیجی برای نفوذ استفاده کردند. چهار نفر در میدان رژه تیراندازی کردند و زمانیکه جمعیت بطرف پارک میرود ۲ نفر مسلح از داخل پارک با لباس بسیجی از جلو رگبار میگیرند به جمعیت ! هفتاد درصد اهالی ملاشیه _ شلنگ آباد _ لشکر آباد و کوت عبدالله اهواز ، وهابی شده اند یا در حال وهابی شدن هستند! گروه الاحوازیه وجود خارجی دارد و مقر آنها در کپنهاک دانمارک است. کار تشکیلاتی عربستان وهابی چنان قوتی دارد که افراد سرشاخه وارد مناطق مزبور شده و هر سر شاخه تا ۷۰ خانوار زیر شاخه دارند و بیشتر در محلات فقیر نشین نفوذ میکنند. پولهای هنگفتی صرف وهابی سازی حاشیه نشینان شهر اهواز شده است. عملیات تروریستی هم کار همین تشکیلات است! چه باید کرد؟ مردم خوزستان اعم از عربها و لرهای بختیاری منطقه ، مردمی نجیب و شیعه هستند. اگر هم برخی اعراب مستعربه وهابی گری میکنند بخاطر اعتراض سیاسی به وضع نا عادلانه اقتصادی است و نه اعتقاد به وهابیت ! اندکی توجه به حقوق انسانی / فقر زدایی / توجه به جمعیت تحصیلکرده بیکار / رسیدگی به معضلات کم آبی و آلودگی هوا / توجه به مشکلات حاشیه نشینان و احترام به کرامت انسانی لازم است! خوزستان نفت خیز نباید مشکلات اقتصادی _ اجتماعی داشته باشد. همین مناطق فقیر نشین اهواز از امکانات اولیه زندگی محرومند. خیابانهای شان جدول کشی ندارد. آب فاضلاب وسط خیابان است. گازکشی و آب لوله کشی بهداشتی ندارند. در استانی که سرشار از نفت و گاز است چرا روستاهای دور افتاده خوزستان در مناطق بختیاری نشین فاقد گاز هستند؟ چرا اکثر پرسنل شاغل در پالایشگاه ها و پتروشیمی های خوزستان تهرانی و اصفهانی و مشهدی اند درحالیکه جوانان خود خوزستان بیکارند؟ اگر پولهایی که مجمع جهانی اهل بیت در آفریقا مثل نیجریه خرج میکند در مناطق محروم خوزستان خرج میکرد الآن نتیجه بهتری میگرفتیم! در کل کار آمدی اداری و اقتدار اقتصادی و توان خدماتی دولت مرکزی ایران مهم است! مردم اسکاتلند رأی دادند که کماکان جزء بریتانیا باشند ولی مردم ایران اگر همه پرسی شود معلوم نیست چه نتایجی از صندوقها دربیاید. مسوؤلان مردم خود ایران را دریابند.


  • چرا جلگه مناسب کشاورزی نیست؟

    جلگه جای مناسبی برای کشاورزی نیست مگر آنکه از آبرفت سنگهای آذرین تشکیل شده باشند مثل جلگه خزر یا عراق که آبرفت کوههای غنی از مواد معدنی ترکیه است. اما مناطقی در شمال و شرق خوزستان بجز رس وجود ندارد و تا قبل کشف نفت در فاصله اروند رود تا دزفول چیزی وجود نداشت و عربها میگفتند:لیس ورا العبادان قریه یعنی بالاتر از آبادان روستایی نیست.تنها در منطقه رامهرمز و دزفول و شوشتر بدلیل دانه بندی بهتر خاک و وجود ذرات آهکی کشاورزی و نفوذ پذیری خاک وجود دارد! خاک رس آب را بشدت جذب میکند اما پس نمیدهد اصلأ برای همین کوزه ها را از رس میسازند و بنابراین همین که سطح خاک خوزستان خیس میشود دیگر آب را رد نمیکند و برای همین آب روی زمین باقی میماند و به این خاطراست که رودهای متعددی در خوزستان وجود دارد و وقتی باران می آید فورأ در خوزستان سیل جاری میشود اما اگر بعد از همان باران زمین را نیم متر بکنید می بینید کاملأ خشک است همین مسأله باعث شده که برای کشاورزی در خوزستان ( جنوب و غربش) هم چند برابر مناطق دیگر به آبیاری نیاز است و به کود شیمیایی هم نیاز زیاد دارد چون خاک از نظر مواد معدنی فقیراست. بهترین و غنی ترین خاکهای ایران در کمربند ارومیه از شمال غرب به طرف جنوب شرق کشور ( زاگرس ) و در آبرفت تشکیلات آتشفشانی دوران سوم زمین شناسی است که شامل زمینهایی با مواد معدنی بالا و ماسه فراوان و رس به مقدار کافی است! اگر در خوزستان ۲ بار در سال محصول میگیرند بخاطر آب وهوای گرم است.اگر پرتغال ، سیب ، خرما و پیاز خوزستان را با بم مقایسه کنید مزه متفاوت آنان را حس میکنید.طعم محصولات وابسته به جنس خاک است.خوزستان فقط آب و هوای گرم و مرطوب دارد اما نه خاک غنی دارد و نه رس اجازه زهکشی میدهد.رسوبات خوزستان مملو از رس و آهک است و فاقد مواد معدنی از سنگهای آذرین است و ارزش کشاورزی ندارد.گیاخاک تنها در مناطقی که دارای مواد آلی و فعالیتهای زیستی باشند مانند مناطقی که در گذشته جنگل و چمنزار بوده نظیر بلاد لرنشین ایجاد میشود اما در جنوب و غرب خوزستان اصلأ گیاخاک وجود ندارد و آب هم بیشتر جذب خاک رس میشود و بیشتر از نیم متر در زمین نفوذ نمیکند جنس آبرفت در آبادان و خرمشهر از جنس آبرفت دجله وفرات است لذا خاک خرمشهر از اهواز بهتراست با این وجود بازهم کیفیت خرمای خوزستان بهتر از خرمای عراق یا بم نیست. اگر دست از آبیاری غرقابی بردارید آنوقت مشکل گل آلود بودن آب آشامیدنی خوزستان حل خواهد شد. بهترین الگو برای خوزستان تبدیل کردنش به یک کارگاه صنعتی است تمام صنایعی که به اشتباه در اصفهان احداث شدند باید در خوزستان تأسیس میشدند.


  • مهاجر ، مهاجم است!

    حافظ فاضلی از اعضای حزب تضامن دموکراتیک اهواز معتقد است که لر ستیز نیست اما همزمان معتقد است تنها ۲۰ ٪ خوزستان غیر عرب است و آن ۲۰٪ هم مهاجرند نه بومی!!! ایکاش حافظ فاضلی منابع دوره صفویه را مطالعه میکرد تا از مهاجرت اعراب شیعه عراق به جنوب خوزستان مطلع گردد. کلمات لر و بختیاری را از هم جدا میکند و نام خوزستان را عمدأ نمی آورد که یعنی زرنگ هستم! و در پرده منظور را میرسانم! اکثریت فعالان قومی عرب برخلاف سایر اقوام روشنفکر یا فعال حقوق بشر نیستند بلکه کارمند تشکیلات وهابیت صادره از آن سوی خلیج فارس هستند. باری گمان نکنید BBC و سایر رسانه های بیگانه که به این تیپ افراد میدان میدهند برای رضای خدا موش میگیرند! مهاجرین از عراق آمدند ، میهمان شدند ، ماندند و همسایه شدند و سالها کنار صاحبخانه زندگی کردند و کیست که نداند دوستی و دشمنی لر صاحبخانه مردانه استتا اینکه از آن سوی خلیج برخی میهمانان عرب را به هوس فتح تاریخ صاحبخانه انداخت.


  • موگویی

    عربها با آنکه اکثریت مناصب را در اختیار دارند اما دست پیش گرفته و از تبعیض گلایه دارند. لرها تا خرخره درگیر مشکلات اقتصادی ، فقر امکانات ، انتقال آب و بالاترین آمار بیکاری کشور را یدک میکشند حالا چطور علیه دیگران تبعیض کنند؟ مگر پایتخت لرتبارند که وزارتخانه و ادارات کل و مراکز تصمیم گیری در کنترلشان باشند؟توسعه طلبی پان عربها به جایی رسیده که نه تنها کل خوزستان بلکه ادعای مالکیت استانهای لرستان و ایلام را دارند!!! طبق اطلاعات دانشنامه معتبر لوکس لکس نروژ تنها ۳۳٪ جمعیت خوزستان عرب است و ۴۷٪ لرتبارند اما ۹۱٪ نمایندگان مجلس خبرگان عرب هستند و تمام نمادهای مذهبی خوزستان بی چون و چرا توسط اعراب اداره میشود. تیمهای ورزشی از شعار روی سکو تامدیریت تمامأ عرب هستند درحالیکه حتی با نامگذاری یک تیم لیگ ۲ فوتبال بنام بختیاری مخالفت کردند. اکثر برنامه های صداوسیمای خوزستان عربی است حالا بجای لرها دم از تبعیض میزنند.


  • زیوداری

    خسروپرویز نسبت به نُعمان بن منذر لخمی که در راه فرار خسروپرویز به بیزانس (روم شرقی) به شاه ساسانی بی احترامی کرده بود خشم گرفت و او را به زیر پای فیل افکند و با این اشتباه دودمان لخمی امارت حیره را که در بین دجله و فرات قرار داشت و تابع شاهنشاه ساسانی بود و ایران را از تاخت و تاز بدویان چادرنشین محفوظ میداشت از بین برد و ایاس طایی را جانشین این دودمان در حیره کرد. در سال ۶۰۴ میلادی بعد از قتل نعمان بن منذر ، خسروپرویز خواستار حرم و امانت های امیر مقتول حیره که در دست قبیله《بکر بن وائل》بود ، شد ولی به دلیل امتناع قبیله مزبور جنگ معروف ذی قار《ذوقار》در سال ۶۲۴ میلادی (۲هجری) بین طرفین درگرفت این اولین جنگ ایران و عربها بود که در نهایت به شکست ایرانیان منجر شد. بعدها اعراب مخصوصا در آغاز فتوح اسلامی این جنگ را همچون یک حماسه قومی ، خاطره ای بزرگ شمردند و با آب و تابی بسیار از آن یاد میکردند (مهدی وزین افضل ، تاریخ ایران باستان ، ص ۲۳۲ ). مثنی بن حارثه رییس قبیله شِیبانیان از قبایل اصلی《بکربن وائل》بود که در زمان خلافت ابوبکر مرزهای حیره را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند و عربستانیها را تحریک حمله به ایران کردند.


  • دو قرن سکوت

    دکتر عبدالحسین زرینکوب در کتاب《دو قرن سکوت》صفحه ۲۷ مینویسد : تازیان زمان ساسانیان برای غارت به بحرین و کناره های خلیج فارس می آمدند. در سراسر صحرای عربستان قانونی جز شمشیر و زور نبود و تازیان به علت فقر سرزمین شان ناچار مردمی خشن ، حریص و مادی بودند و جز آزمندی و سودپرستی هیچ چیز در خاطر آنها نمیگُنجید و جز به آنچه شهوات انسان را راضی میکرد نمی اندیشیدند و شجاعت را در غارتگری و انتقام جویی به کار میگرفتند و تنها به زن ، شراب و جنگ دل می بستند. آداب و رسوم زندگی شهری را به هیچ وجه نمیتوانستند بپذیرند و با غارت شهرها همه جا با خود ویرانی میبردند به قول ابن خَلدون : سنگی را از بُن عمارت برمیکندند تا زیر دِیگ بُگذارند یا آنکه تیر سقف را بیرون میکشیدند تا زیر خیمه و چادر نصب کنند (مقدمه ابن خلدون ، ص ۲۷۰ ). در روزگاران کهن اعراب شانی و قدری نبود ، شهر و تمدنی نداشت و محیط زندگی کویری او نیز پیدایش هیچ نظام و تهذیبی را اقتضا نمیکرد معهذا اگر در کناره های کویر عربستان اگر شهر ، روستا یا واحه ای بود از برکت تربیت و تمدن روم و ایران بود. مطالعه در تاریخ حیره و یمن نشان میدهد که ایرانیان در روزگار ساسانی عرب را به هیچ نمی گرفتند و هرگز از جانب آنها هیچ اندیشه ای نداشتند.


  • چرا حکومت ساسانی به دست بیابانگردان منقرض شد؟

    سپاه ساسانی یاغی بود و روحانیت زرتشتی روی در فساد داشت و تشتّت و اختلاف در عقاید و آرا پدید آمده بود و موبدان زرتشتی در ریا ، تعصب ، دروغ و رشوه غرق بودند. جنگهای بیهوده خسروپرویز با روم جز آنکه خزانه مملکت را تهی کند نتیجه ای نداد. سپاهیان یاغی و روحانیون فاسد را پروای مملکت داری نبود و جز سودجویی و کامرانی خویش اندیشه ای دیگر نداشتند پیشه وران و کشاورزان نیز که بار سنگین مخارج آنان را بر دوش داشتند در حفظ این اوضاع سودی گمان نمیبردند بنابراین مملکت بر لب بحر فنا رسیده بود و یک ظربت کافی بود که آن را به کام طوفان حوادث بیفکند. این ضربتی بود که عرب وارد آورد و مدت دو قرن دراز ، کشوری آباد و آراسته را عرضه دردناکترین طوفان حوادث کرد (دو قرن سکوت ، زرین کوب ، ص ۵۵ ).


  • اتابک والی زاده

    تازیان که حتی خود نیز خویشتن را پست و وحشی میخواند (رجوع کنید به قول جعفر بن ابی طالب در دربار نجاشی ، سیره ابن هُشام ).تازیان در عصر جاهلیت زندگیشان یکسره در جور و تطاول و شرک میگذشت. اواخر حکومت ساسانی قبیله《بکر بن وائل》در کناره فرات گاه گاه برای غارت و دزدی به آبادیها و دهکده های مجاور ایران تاختی میکردند و به درون صحراها میگریختند. مثنی بن حارثه در حدود حیره راهزنی میکرد و سوید بن قطبه در حدود ابلّه غارت میکرد (اخبارالطّوال ص ۱۰۷ ).در قادسیه چون دو لشکر بهم رسیدند و ایرانیان ترتیب آلات و اسلحه عرب را مشاهده کردند بدیشان میخندیدند و نیزه های ایشان را به دوک زنان تشبیه میکردند. رستم فرُخزاد فرمانده سپاه ایران در قادسیه به مُغیره بن شعبه گفت : شما عربان در سختی و رنج بودید و نزد ما به سوداگری و مُزدوری می آمدید چون نان و نعمت ما بخوردید برفتید و یاران و کسان خود را نیز بیاوردید؟ (البدء والتاریخ ، جلد ۵ ، ص ۱۷۳ ). نبرد قادسیه ۳ روز ادامه داشت و روز چهارم باد بدبختی ایرانیان وزیدن گرفت و بادی مخالف به چشم ایرانیان وزید و شن و خاک صحرا را به روی سپاه ایران فرو ریخت و خیانت ۴ هزار دیلمی به ایران که جانب تازیان را گرفتند عامل شکست ایران شدند. سعد بن وقاص به عمر بن خطاب فَتح نامه نوشت و عمر پاسخ نامه سعد را نوشت که : عرب را جز آنکه برای شتر و گوسفند به کار است نشاید! قومی صحراگرد که نمک را از کافور نمی شناختند زنان و دختران بسیار به اسارت گرفتند چندان که عُمر را از کثرت اسیران نگرانی در دل پدید آمد دینوری در اخبارالطوال صفحه ۱۲۳ مینویسد : عُمر مکرّر میگفت از فرزندان این زنان که در جلولا اسیر شده اند به خدا پناه میبرم! کشتگان جلولا را برخی بالغ بر صدهزار نفر نوشته اند (یاقوت حموی ، معجم البلدان ، جلد ۲ ، ص ۱۰۷ ).


  • چرا سپاه ساسانی در مقابل تازیان شکست خورد؟

    دکتر تورج اتابکی در کتاب شاهنشاهی ساسانی ، صفحه ۵۶ مینویسد: در زمان اصلاحات قباد یکم و انوشیروان ارتش ایران به اشتباه به چهار سپاه تقسیم شده بود که هر یک در مرزها مستقر بودند هرگاه یک سپاه شکست میخورد دروازه های قلب ایران به روی دشمن گشوده میشد پیروزی اعراب علل متعددی داشت که افزون بر مسائل و مشکلات داخلی ، سواره نظام سنگین ساسانی در برابر سواره نظام سبک اسلحه تازیان که قابلیت رزمی بیشتری داشت هماورد مناسبی محسوب نمیشد!!! منابع عربی معمولاً شمار سربازان ایرانی را صدها یا دهها هزار و چندین برابر سپاهیان عرب ذکر میکنند اما این گفته ها دروغ محض و از جمله《ادبیات لاف زنانه》است و مانند گزارشهای یونانیان از جنگهای ایران و یونان خواسته است دستاوردهای اعراب را بیش از حد بزرگ جلوه دهد! ارتش ساسانیان نمیتوانست در برابر یورش تازیان چنین نیرویی گرد آورد چون یا بسیاری از سربازان و مردان جنگی در جنگهای متعدد کشته شده بودند و یا به علت جنگهای طولانی با امپراتوری روم و کشمکشهای داخلی کشور احضار آنان ممکن نبود! یزدگرد سوم ساسانی ناچار بود از ایالتی به ایالتی دیگر برود و تقاضای وفاداری و کمک کند و سلطنت به صورت سیّار درآمده بود و مرزبان مرو ماهویه سوری و فرمانروای هپتالی باغدیس به دنبال او بودند تا او را بکشند و سال ۶۵۱ میلادی در مرو به دست سنگ تراشی در آسیابی کشته شد.


  • ماتورابی

    کلمه《ماتورابی》در کتیبه های آشوری و کلمه《آریانا》در کتیبه بیستون به معنی《زمین و کشور عرب》است و با بادیه الشام و بدویان آنجا منطبق میباشد. قدیمی ترین متنی که در آن ذکری از《عرب》شده است کتیبه شلمنصر سوم پادشاه آشوری میباشد. در تورات / قرآن / کتیبه های جنوب عربستان / و کتیبه های آشوری ، واژه《اعراب》هرگز جمع عرب نیست و تنها به دسته ای صحرانشین و《بَدوی》اطلاق میشود. در کتیبه های عربستان ، اهالی شهرها نه با نام عَرب بلکه همواره با نام شهر و قبیله خود موسوم اند. یونانیان برای اولین بار لفظ《عرب》را برای تمام ساکنان شبه جزیره عربستان به کار بردند. از نظر اغلب محققین ، نخستین خاستگاه سامیان شبه جزیره عربستان بوده است. قدیمی ترین کتابی که به تقسیم بندی نژادها از جمله نژاد سامی مبادرت ورزیده ، تورات است. عوامل جغرافیایی مثل طبیعت کویری علت زندگی ابتدایی و دور از فرهنگ و تمدن اعراب بود. در جنوب عربستان (نجران) به کسانیکه ریاست مجالس و مجتمعات مردم نجران را بر عهده داشتند《سیّد》میگفتند (کوهسار نظری ، تاریخ اسلام ، ص ۷ ).


  • تاریخ مهاجرت اعراب از عربستان جنوبی (یمن) به عراق

    کوهسار نظری در تاریخ اسلام صفحه ۷ مینویسد : حمله الیوس گالیوس به عربستان جنوبی ، شکسته شدن سد مارب که در قرآن هم آمده و حمله حبشه (اتیوپی) به جنوب عربستان باعث شد که اقتصاد《جنوب عربستان》درهم شکسته شود و اعراب شروع به کوچ به عراق کردند. قبایل لخمیان / غسانیان / کِندیان از جمله مهاجران جنوبی بودند که در اثر خرابی سد مارب به عراق مهاجرت کردند.در قرآن از حکومت سبائیان در جنوب عربستان در سوره های《سبا》و《نمل》سخن رانده و به《آفتاب پرستی》این قوم اشاره کرده است.القمه《خدای ماه》بزرگترین خدای سبائیان بود.


  • صلاه الضحی《نماز پرستش خورشید》

    صلاه الضحی《نماز پرستش خورشید》که ذکاء هم خوانده میشد توسط مردم جنوب عربستان در دوران جاهلیت بود. در جنوب عربستان تعداد شهرها بخاطر زراعت و تجارت بیشتر بود و مسیحیت و یهودیت در جنوب عربستان رواج داشت و دولتها در جنوب مستقل بودند و تحت تابعیت دولتهای خارجی قرار نداشتند ولی در شمال عربستان《بُت پرستی》رایج بود و برخلاف جنوب در کنار عبودیت بُتها ، اللّه را پرستیده و او را آفریننده آسمان و زمین و انسان قلمداد میکردند.


  • دین شایع《عربستان دوره جاهلی》بُت پرستی بود

    دین شایع عربستان دوره جاهلی《بُت پرستی》بود و بُتهای خانگی و قبیله ای مرسوم بود. اعراب به دلیل علاقه به سنگهای صاف و ساده و بی شکل آنها را میپرستیدند این بُتها به《انصاب》معروف بودند مانند بُت《ذوشری》که بُت نَبطیان بود. اوثان سنگهای شکلدار تراشیده شده مانند بُت وَد بودند و اصنام بتهایی که از چوب و زَر ساخته میشد. هُشام بن مُحمد الکلبی کتابی دارد تحت عنوان《الاصنام》که موضوع آن همین بُتان مورد پرستش است.در قرآن به ۵ بُت فرزندان نوح اشاره میکند : وَد / سُواع / یغوث / یعوق / و نسر که مورد پرستش اعراب جنوبی بودند. خدای مُشترک دولتهای جنوب عربستان یکی شمس بود و دیگری عشتر بود. اعراب به زندگی اخروی و حشر و نشر عقاید اعتقادی نداشتند و پرستش خدایان را به منظور موفقیت در زندگی دُنیایی انجام میدادند. مهمترین بُتهای اعراب : بُت لات / بُت منات یا منوت / بُت فِلس / بُت عُزّی که نزد قُریش اهمیت داشت و از سه درخت بزرگ بهم پیوسته تشکیل میشد و در بطن نخله قرار داشت. مجموع بُتان ؛ لات ، عُزّی و مَنات را《بنات اللّه》یا دختران اللّه مینامیدند و آنها را شفیع میدانستند (تاریخ اسلام ، کوهسار نظری ، ص ۱۳). اعراب برای استخاره و مشورت تیرهایی که به کلماتی مُشعِر (آگاه کننده) به امر و نهی بود جلوی بتها می انداختند که به آنها《ازلام》میگفتند.قبیله بنی تمیم دین مانوی داشتند.


  • اعتقادات اعراب قبل از اسلام

    جاهلیت یک نوع زندگی دینی بوده است یعنی جامعه ای بوده که مسائلی چون قصاص / بُریدن دست دزد / جنگ / حج / صلاه (نماز) / قربانی / حلال و حرام و به طور کلی آن چیزهایی که آیین نامیده میشود در این دین بُت پرستانه وجود داشته است و ارزشها هم در ارتباط با بُتها معنا داشته اند مثلاً عبدالمُطلب پدربزرگ پیامبر قبل از اسلام حج عُمره را برگزار میکرد و نامهایی که قبل از اسلام وجود داشتند الآن هم نزد اعراب عمومیت دارند مثل مسجدالحرام (منطقه ممنوعه) و کعبه زمان جاهلیت محل طواف و زیارت مردم عرب بود (تاریخ اسلام ، کوهسار نظری ، ص ۱۴).اهالی قُریش هر سال یکماه را در جایی مثل غار حراء اعتکاف میکردند و به مساکین اطعام میدادند که آنرا《تحنث》مینامیدند.عربها رسم پرده داری و دربانی کعبه را از یهودیان وام گرفتند.در محیط بُت پرستی زمان جاهلیت خدا (اللّه) غایب بود و آنچه پیامبر در اصل مطرح کرد خدا بود و برای اعراب خدا را نشان میدهد و نبوت و وحی با مسائلی نظیر شعر و استعداد شعری قریب الاُفق میشوند و آسمانها برای او رازآلود و شفاف میشوند و او تجربه ای را از خودش عبور میدهد.اعراب جاهلی بدلیل ترس از فقر و دوری از ننگ ، دختران خود را زنده به گور میکردند نخستین طایفه ای که شروع به زنده به گور کردن دخترها کرد طایفه بنی تَمیم بود.


  • مکورابا نام یونانی مکه است

    پروفسور دان گیبسون《باستان شناس》در تحقیقی که پیرامون تاریخ مکه کرده مینویسد : تا سال ۷۴۰ میلادی یعنی ۱۰۰ سال بعد از وفات پیامبر نامی از مکه در هیچ نقشه و کتاب تاریخی نیست و تشبیهاتی که از مکه شده به محیط مکه نمیخورد و زیتون و گندم و انگور اصلاً در مکه پرورش نمی یابد و نام مکه فقط یکبار در قرآن به صورت بِکه (محل گریه) آمده است. دان گیبسون میگوید : مکه اصلاً ایستگاه توقف کاروانهای تجاری نبود و در مکه آثار باستانی که متعلق به زمان حضرت محمد باشد اصلاً وجود ندارد و توصیفات مکه با اوضاع جغرافیایی آن محل همخوانی ندارد و در مکه هیچ خرابه یا بنای تاریخی از دل خاک کشف نشده است. دان گیبسون مینویسد : اطراف مکه مکانی صحرایی و پُر از سنگ است و بارندگی آن کمتر از ۱۰ سانت در سال است و حرارتی شدید و زمینی خشک دارد که برای روییدن هیچ گیاهی مفید نیست اما توصیفاتی که از شهر مقدس اسلام آمده ، شهری سرسبز با انواع درختان و خاک حاصلخیز معرفی شده درحالیکه هیچ خاک حاصلخیزی در اطراف مکه وجود ندارد این درحالی است که ابن اسحاق مینویسد : مردم مکه از قطع درختان اکراه داشتند اما از اینکه درختی در مکه وجود داشته باشد مدرکی در دست نیست. چطور ممکن است یک شهر تجاری و مذهبی که با اقوام و شهرهای اطراف داد و ستد دارد تا ۱۲۰ سال بعد از اسلام نامش در هیچ نقشه قدیمی نیست! لذا باستان شناسان معتقدند قبله اول مُسلمین شهر پُترا در جنوب اردن بوده زیرا اجداد پدری حضرت محمد نبطی و اهل شهر پُترا بودند و همگی به تجارت اشتغال داشتند و خود حضرت محمد هم تاجر بود. پُترا پر از معبد است و ام القری و مادر باستانی شهرهای اعراب است. پُترا پایتخت نبطی ها بود و پُترا به یونانی یعنی صخره چون تماماً در کوه بنا شده است و کنترل تمام راههای تجاری اطراف در دستشان بود.هیچ زمین کشاورزی نزدیک مکه نیست اما در پُترا آب ، مزارع گندم ، درخت انگور ، زیتون و خرما وجود دارد و شهری دیوار دار با نهرها بوده است درست مثل توصیفات قرآن. البخاری میگه : حضرت محمد دوست داشت ۷ بار تردد بین صفا و مروه را بین جوی آب باران که بین دو کوه بود انجام دهد اما صفا و مروه در مکه دو صخره کوچک هستند که هیچ آبی ندارد اما در پُترا جوب آب باران وجود دارد.در پُترا علامت هلال ماه وجود دارد. در مکه سنگ بزرگ علامت گذاری شده وجود ندارد اما در پُترا منطقه ممنوعه مقدس با سنگهای مکعب بزرگ به تعداد ۲۰ عدد وجود دارد.ابن زبیر در پُترا اعلام خلافت کرد و یزید اُموی علیه او لشکر فرستاد در تاریخ طبری جلد ۲۰ صفحه ۵۳۷ آمده : ابن زبیر کعبه را خراب کرد و آنجا را با خاک یکسان کرد و سنگ سیاه (حجرالاسود) را کنارش گذاشت و سال ۷۰ هجری موقعی که برای آوردن کمک و شتر به جنوب عربستان رفت هنوز سنگ سیاه مقدس (حجرالاسود) را داشت و کعبه را در همان مکان دور از دمشق (پایتخت اُمویان) ساخت و از آن تاریخ اُمویان به سمت پُترا در اردن و زُبیریان به سمت مکه (مکان جدید کعبه) نماز خواندند.طبری در جلد ۲۱ ، صفحه ۱۱۲ مینویسد: وقتیکه کوفیان عراق ، ابن زُبیر را ملاقات کردند عبدالله موصلی به او گفت : شُکر خدا را که ما را آزمود با زنجیرها و شما را آزمود با بخشیدن ما ، ای ابن زُبیر ما اشخاصی هستیم که چرخیدیم به سمت قبله تو! زمان محاصره کعبه ، اُمویان منجنیق ها را آوردند پشت دیوارها و کعبه را زدند باستان شناسان در پُترا ۴۰۰ سنگ منجنیق پیدا کردند اما در مکه هیچ سنگ منجنیقی پیدا نشده است.داستان بنای کعبه توسط حضرت ابراهیم به پُترا نزدیکتر است تا مکه که هزاران کیلومتر دورتر از بابل است.بیشتر قرآن بصورت شفاهی حفظ میشد و حافظان قرآن اکثراً سرباز هم بودند و دانش شان با مُردنشان از بین میرفت مثلاً در جنگ یامایا در ارمنستان ۴۵۰ حافظ قرآن کشته شدند و دانش شان از بین رفت در دوره عباسیان خلاء ادبیاتی بوجود آمد و مورخان شروع به نوشتن ، ویرایش و تصحیح کتابها کردند مثلاً ابن اسحاق نوشته های ابن هشام را تصحیح و دستکاری کرد و تاریخ مورد علاقه خودش را نوشت در واقع عباسیان که در عراق بودند و با امویان در دمشق (سوریه) دشمن بودند تاریخ را با جهان بینی خودشان نوشتند و بجای پُترا ، مکه را وارد سوره ۴۸ کردند. قرآنهایی که با خط کوفی نیستند آیاتی در مورد عوض کردن قبله یا شهر مکه ندارند اما قرآنی که زمان عباسیان به خط کوفی نوشته شد آیاتی در مورد مکه و تغییر قبله دارند. تمام تعریف های قرآن به شهر پُترا میخورد و گفته که به سمت منطقه مقدس ممنوعه《مسجدالحرام》نماز بخوانند نه به سمت سنگ سیاه《حجرالاسود》در واقع زُبیریان و عباسیان که دشمنان بنی اُمیه بودند قبله را از پُترا به سمت مکه تغییر دادند. تمامی مسجدهای قرن اول اسلامی قبله شان به سمت پُترا است نه اورشلیم یا مکه! حتی الان هم تمامی مسجدهایی که توسط بنی امیه در جنوب اسپانیا و شمال آفریقا ساخته شدند قبله شان به سمت پُتراست. دان گیبسون (Dan gibson) در کتابش این موارد را کاملاً با ذکر سند به اثبات رسانده است.


  • آیا پُترا قبله اول مُسلمین بود؟

    پاتریشیا کرون دانمارکی ، مایکل کوک انگلیسی و دان گیبسون دانشمندان باستان شناسی ثابت کردند که شهر پُترا در اردن محل اصلی زندگی حضرت محمد و اجداد ایشان بوده است و قبله نخست اعراب همین شهر پُترا بوده نه اورشلیم! مایکل کوک مُحقق انگلیسی در کتاب《هاجریسم》خاستگاه واقعی اسلام را منطقه پُترا در اردن میداند.پروفسور دان گیبسون در کتاب ۴۷۰ صفحه ای《جغرافیای قرآن》که ۲۰ سال برای نگارش آن تحقیق کرده معتقد است قبله مساجد قرن اول اسلامی به سمت شهر پُتراست مثل مساجد : گوانگژوی چین / مسجد فسطاط مصر / مسجد قصرالحمیمه اردن / مسجد بعلبک لُبنان / مسجد جامع امان اردن / مسجد خربه المنیه در فلسطین / مسجد حجاج در واسط عراق و...که قبله شان به سمت شهر پُتراست. دان گیبسون میگوید : در زمان تغییر قبله محل اولی مشخص نشده و قرآن هم به محل دوم اشاره ندارد و معتقد است که محل اول اردن بوده نه اورشلیم و نقشه های جغرافیایی و ماهواره ای ، خطوط جهت دهی قبله به سمت شهر پُتراست و شواهد ، قرائن و مشاهدات باستانی اینها را تایید میکند. عبدالله بن زُبیر سال ۷۰ سنگ سیاه (حجرالاسود) که یک شهاب سنگ بود و در آیه ۱۱۵ بقره به آن اشاره میکند را برداشته و از پُترا به مکه میبرد و کعبه را دور از دمشق (مرکز اُمویان) در مکه میسازد.در توصیفاتی که از مکه در کتابهای تاریخی آمده که شهری سرسبز با درختان انگور ، زیتون و مزارع گندم است و امکان کشاورزی داشته و حتی پدر پیامبر در خاک حاصلخیزش کشاورزی میکرده اما این تعاریف با وضع خشک و بیابانی مکه جور در نمیآید.در کاوشهای باستان شناسی هیچ آثار باستانی ، معماری ، ابزار ، لوازم و حتی استخوان انسان در حفاریهای مکه کشف نشده است حتی اثری از سنگهای منجنیقی که سپاه دمشق(اُمویان) بر کعبه ریختند نیست! حتی آثار درختها و کشاورزی در خاک مکه قابل مشاهده نیست.در منابع تاریخی بجز طبری هیچ نامی از مکه برده نشده است.


  • در مُطالعات تاریخی باید بیطرف باشی

    وقتی در مورد یک تمدن مطالعه میکنیم باید《تفکر تاریخی》داشته باشیم. باید در مطالعه تاریخی بیطرف باشیم. مطالعه تاریخ براساس شواهد و قرائن تاریخی صورت میگیرد و شواهد تاریخی و کاوشات باستان شناسی نشان میدهند که مکه از آغاز بی آب و علف بوده و نباید با تخریب مُنتقد موضوع را توجیه کرد آنهم توسط افراد لامی ، با سوادی تلویزیونی و حافظ منافع شخصی! اما اگر کسی خود را روشنفکر میداند باید گُفتمان منطقی داشته باشد و اسناد و مدارک تاریخی برای اثبات مُدعایش ارائه بدهد نه اینکه با توجیهات سطحی (ماستمالیزاسیون) و برچسب های مُقرضانه صورت مسئله را پاک کنند. در طول تاریخ اثبات شده سردمداران حکومتها خصوصاً از نوع مذهبی ، دین را ابزاری برای اهداف دُنیوی کرده اند و این ثابت میکند ادیان ساخته ذهن خود بشر برای حکومت بر مردم اند و مجموعه قوانینی است که انسانهای ساده حق زندگی نداشته باشند.خدا خالق همه ماست پس چرا به مسیحی گفته گوشت خوک و شراب حلال است اما به مسلمان گفته حرام است؟باید بدنبال خدای واحد برای همه انسانها بود.خدایی که تمام بندگانش عزیز و محترم شمرده شوند و در عدالت ، رفاه و امنیت زندگی کنند.


  • اساطیر الاولین

    ولید بن مُغیره سخنان پیامبر را اساطیر الاولین نامید و منظورش این بود که برخی از مطالب قرآن همان قصصی هستند که در تورات و انجیل هم آمده‌اند.پیامبر برای غارت کاروان تجاری قُریش ، عبداللّه بن جحش را از مدینه به نخله فرستاد و مسلمانان عمرو بن حضرمی رییس کاروان را کشتند و کالاهای آنرا به غنیمت گرفتند ولی چون این سَریه در ماه حرام انجام شده بود مسلمانان تحت سرزنش قُریش و یهودیان قرار گرفتند و حتی پیامبر نیز از این جنگ راضی نبود و سهم خود را از غنایم برنداشت (تاریخ اسلام ، مهدی وزین افضل ، ص ۴۱).


  • اغلال

    عصماء بِنت مَروان شاعر که پیامبر را هَجو کرد بدست عمیر بن عدی در سال دوم هجری کشته شد. ابو عفک شاعر ، پیامبر را هجو کرد و به وسیله سالم بن عمیر کشته شد. کعب بن اشرف شاعر به دست محمد بن مسلمه کشته شد. ابو عزّه شاعر در غَزوه حمراء الاسد اسیر شد و کشته شد.سَریه قرده در سال سوم هجری به رهبری زید بن حارثه اتفاق افتاد و زید کاروان قریش را غارت و به مدینه آورد سَریه قرده پُرغنیمت بود به طوری که سهم پیامبر ۲۰ هزار درهم و سهم هر یک از افراد ۸۰۰ درهم شد.در غَزوه حُنین سال هشتم هجری پیامبر تمام غنایم را برای ترغیب بزرگان قریش به اسلام به آنها داد و گفت میخواهم اسلام را در دهان ابوسفیان شیرین کنم.در تقسیم غنایم حُنین چیزی به انصار نرسید و ذُوالخُویصرَه به پیامبر گفت : محمد عدالت کن!منظور از《اغلال》که در قرآن آمده ؛ اوهام و خرافاتی بود که عقل و فکر《عرب جاهلی》را از پیشرفت بازداشته است و منظور از《حَمیت جاهلی》که در قرآن آمده است عَصبیت و تعصب قومی اعراب پیش از اسلام است.منظور از علم در نزد اعراب ، شناختن جای پا و سُم شتر یا کفش روی خاک است (کوهسار نظری ، تاریخ اسلام ، ص ۵۶).


  • نبرد قادسیه

    سال ۱۶ هجری در جنگ قادسیه فرمانده ایران《رستم فَرخزاد حاکم آذربایجان》در شهر قادسیه در ۵۰ مایلی کوفه در بیابان طف با اعراب وارد جنگ شد که به علت خیانت ۴ هزار سرباز دیلمی ، ایران شکست خورد.سال ۱۷ هجری سعدبن وقاص شهر کوفه را ساخت که از هفت قبیله تشکیل شده بود و به هر گروه《جبانه》داد که فضای باز برای چرای شتر بود.سال ۱۸ هجری خشکسالی سختی در عربستان رخ داد (عام الرماده) و عُمر در منبر رو به اعراب میگفت : برای چه در اینجا ماندید بروید به سواد (عراق)! برای اولین بار در کتاب《عبدالطیف بغدادی》و قفطی در قرن هفتم هجری ماجرای به آتش کشیدن کتابخانه اسکندریه توسط《عمروعاص》و به دستور عُمر بن خطاب آمده است.نبرد نهاوند در ۲۱ هجری با شکست ایران پایان یافت و دینور ، پشتکوه (ایلام) ، اصفهان ، قم و کاشان توسط《ابوموسی اشعری》در سال ۲۳ هجری فتح شد (تاریخ اسلام ، کوهسار نظری ، ص ۸۵).


  • ممنوعت مشغله زراعت برای اعراب

    عُمر سال ۱۵ هجری برای صلحنامه فتح بیت المقدس به فلسطین رفت و حضرت علی را بجای خود در مدینه گذاشت.عُمر در آغاز فتوحات قصد داشت خود به ایران سفر کند ولی با مشورت نظامی حضرت علی از این تصمیم منصرف شد.عُمر مقدر کرد اعراب در خارج از عربستان مُلک برای خود نگیرند و به مشغله زراعت از کار جنگ بازنمانند هدف عُمر از عدم تقسیم اراضی عراق ، ادامه فتوح و تامین نیازهای بیت المال بوده است.ترتیب اسلامی شدن ایران و پذیرفتن فرهنگ عربی نخست در بین طبقات مُرفه و عالی اجتماع ایران رُخ داد.عُمر به مسلمانان قدیمی ، مُجاهدان و خویشاوندان پیامبر سهم بیشتری از غنایم میداد.عُمر نخستین خلیفه ای بود که《سیاست تبعیض نژادی》در پیش گرفت و عرب را بر دیگران ترجیح داد و به تقویت عُنصر عربی دست زد.


  • المقدمه ابن خَلدون

    ابن خلدون در《المقدمه》صفحه ۱۵۷ از بادیه نشینان به عنوان تازیان یاد میکند و مینویسد : بادیه نشینان عادت به غارتگری و خرابکاری / آهنگ و انگیزه غلبه کردن / طبیعت و خوی وحشی داشتن / چادرنشینی / کوچندگی / ریاست طلبی ، صیادی و توحش / طایفه بازی و قوم مَداری / عدم توجه به هُنر و هُنرمندان / بَربریت و عَصبیت اجتماعی / عدم اقدام به اصلاح اجتماعی / و عامل سیاسی در بی ثباتی مناطق هستند.مردم در صحرانشینی با وجود نیازها و فعالیتهای محدود ، امکان گام نهادن به مراحل بالاتر فکری و مَدنی را نمی یابند.


  • چاغَری

    مهدی وزین افضل در تاریخ اسلام صفحه ۸۸ مینویسد : در زمان عُثمان بعضی از صحابه متوجه شدند که مردم همه جا قرآن را به یک شکل نمیخوانند و قرائتهای مختلفی شایع است همچنین در《جنگ یمامه》تعداد زیادی از صحابه که قاریان و حافظان قرآن بودند مثل《طفیل دوسی》کشته شده بودند و خطر فراموشی و نابودی قرآن میرفت. عثمان اوراقی را که《زیدبن ثابت کاتب پیامبر》در زمان ابوبکر و به امر او جمع شده بود و آن مجموعه در نزد حَفصه دختر عمر موجود بود را گرفت ک به زید دستور داد که آنها را در مصحفی تدوین کند.عثمان دیگر مصحفها را سوزاند و این امر مورد اعتراض عبدالله بن مسعود قاری قرآن و از صحابه پیامبر قرار گرفت. زید بن ثابت در مورد اختلاف قرائتها《لهجه قُریش》را ثبت کرد و نسخه ای از قرآن جمع آوری کرد و به《مُصحف امام》معروف شد.عبداللّه بن سبا مردی یمنی و مقیم بصره بود او را به عنوان شخصی که قبلاً یهودی بوده است و بعداً اسلام را پذیرفته معرفی میکنند عبدالله بن سبا معروف به ابن السوداء خلافت را از آن حضرت علی میدانست او شهرها را باهم مکاتبه میداد و جمعیتی شبیه احزاب سیاسی به وجود آورده بود. به لحاظ فعالیت عبداللّه بن سبا در گردآوری شورشیان علیه عُثمان اهل اخبار مخالفان عثمان را سبائیه مینامند.عایشه در اعتراض به اقدامات عثمان به او لقب نعثل (ریش بزرگ و سینه پشمالو) داد.


  • حجرالاَسود《سنگ سیاه》

    عبدالملک بن مروان (۶۵ تا ۸۶ قمری) خلیفه اُموی که در دَمشق بود اهل شام (سوریه) را از حج منع کرد زیرا《ابن زُبیر》در مدینه هر شامی را که می یافت او را به بیعت با خود وادار میکرد. عبدالملک حدیثی از پیامبر نقل کرد که مسجد بیت المقدس مثل مسجدالحرام است و گفت سنگی که پیامبر در شب معراج پای بر آن گذاشته است مثل حجرالاسود《سنگ سیاه》است پس بر آن سنگ قبه ای ساخت و مثل خانه کعبه پرده ها آویخت و مردم را به طواف آن وادار کرد. یعقوبی مورخ عرب میگوید : این رسم در تمام ادوار بنی اُمیه برقرار بود.


  • جُنبش تَعریب《عَربی کردن》

    در تاریخ اسلام نوشته کوهسار نظری صفحه ۱۲۰ درباره جنبش تعریب آمده است : عبدالملک بن مروان خلیفه اُموی برای تسریع در گسترش زبان عربی در سرزمینهای فتح شده / روی آوردن ساکنان این سرزمینها به زبان عربی و دین اسلام / و عربی کردن نهادهای حکومتی / تمام اداره و دیوان را به صورت کاملاً عربی درآورده و در سال ۷۶ هجری با تاسیس《ضرابخانه》برای نخستین بار به ضرب سکه اسلامی دست زد.عبدالملک بن مروان اُموی دستور داد سوره توحید و کلمه رسول خدا را در دو طرف درهم ها و دینارها نقش کنند و در کنار سکّه ، سال و محل ضرب حک شود. نقل دفاتر و دیوان ایرانی از فارسی به عربی در زمان عبدالملک بن مروان و به دستور《حجاج بن یوسف ثقفی》و توسط صالح بن عبدالرحمن صورت پذیرفت.


  • گرفتن《جَزیه》از نومسلمان

    اعراب از نومسلمانان جزیه میگرفتند و در جهان عرب به امری متداول بدل شد و به سربازان موالی (تازه مسلمان) کمترین دستمزد را پرداخت میکردند.ناراضیان را کوچ اجباری میدادند.اراضی و سرزمینهای مفتوحه به عنوان بیت المال بلکه به عنوان املاک سلطنتی خرید و فروش میشد (تاریخ اسلام ، کوهسار نظری ، ص ۱۲۳).


  • جنگ پواتییه《بلاط شهدا》

    عنبسه بن سحیم زمان خلافت《هُشام بن عبدالملک اُموی》شهرهای لیون / ماسون / شالون / و سانس را گرفت و صد مایل از پاریس پایتخت فرانسه فاصله داشت ولی در سال ۱۰۷ هجری کشته شد.عبدالرحمن غافقی از کوههای پیرنه اروپا عبور کرد و در سال ۱۱۴ هجری با سپاهیان《شارل مارتل شاه فرانسه》جنگید ؛ ولی در جنگی کشته شد.این جنگ در منابع عربی به بلاط شهدا معروف است چون بسیاری از سپاهیان عرب اُموی در آن کشته شدند.بلاط در عربی به راه سَنگفَرش گفته میشود.منابع اروپایی این جنگ را《پواتییه》نامیدند.شکست پواتییه مانع از هجوم عربها به قلب اروپا شد.اگر عربهای اُموی پیروز میشدند مسیر تاریخ عوض میشد و ما دیگر رُنسانس ، انقلاب صنعتی و علمی که توسط اروپاییان شروع شد را دیگر نداشتیم.عربها هر سرزمینی را میگرفتند بدلیل《حمیت جاهلانه عربی》آنرا بدل به ویرانه میکردند مثلاً حَسّان بن نُعمان غَسانی فرمانده عربها در آفریقا شهر باستانی《قرطاجنه》که ساخته مُهندسان روم بود را کاملاً ویران کرد و بجای آن شهر عربی تونس را ساخت.عبداللطیف بغدادی و قفطی مورخان قرن ۷ هجری جریان کتاب سوزی عربها در اسکندریه مصر را بازگو کردند که ۶ ماه تمام طول کشید تا میلیونها جلد کتاب ، کتابخانه اسکندریه را به عنوان سوخت حمام از بین بردند.


  • جمعیت اخوان الصفاء

    سیاست خلفای عباسی عرب برای از بین بردن مخالفان خود این بود که آنان را متهم به زنادقه و مانوی گری میکردند و ایرانیان را《علوج》مینامیدند این برخوردهای تند باعث بوجود آمدن《جمعیت اخوان الصفاء》که از جمعیتهای سرّی هواخواه فلسفه بودند در قرن ۴ هجری در بغداد تشکیل شدند.جمعیت اخوان الصفاء طرفدار فلسفه بودند و《افکار عقلی》را منتشر میکردند.آنها معتقد بودند که اسلام با پاره ای از اوهام مخلوط شده است و یگانه راه تصفیه آن از طریق فلسفه است (تاریخ اسلام ، کوهسار نظری ، ص ۱۶۴).


  • محیط مُنقطع و دربسته عربستان

    عباس اقبال آستیانی در《تاریخ ایران پس از اسلام》صفحه ۳۰۰ مینویسد: عربها در محیطی منقطع و دربسته زندگی میکردند.آب و هوای عربستان برای زندگی مساعد نیست و معیشت آن در حد زندگی ساده بدویت و صحراگردی بالاتر نبود.دُعای جاری عرب《سقاک اللّه》بود یعنی《خدا تو را سیراب سازد》چرا که سیراب شدن اعراب به علّت نُدرت و قُلّت آب نهایت آرزوی عرب بود.اعراب بیشتر چادرنشین بودند و به آنها اهل وَبر (پشم) میگفتند که مرادف بَدوی است.نخل بیشترین نبات و شُتر بیشترین حیوان عربستان بود.قبایل عرب اکثر اوقات بر سر امور جزیی (مسائل واهی) سالها و نسلها باهم میجنگیدند و هیچکدام راضی به قبول ننگ شکست نمیشدند که به این جنگها《ایام العرب》میگویند و جنگ ، نکبت و کشتار میان اعراب دائمی بود تا اینکه ۴ ماه (رجب ، ذی القعده ، ذی الحجه و مُحرم) را حرام اعلام کردند تا موقتاً کینه ها را فراموش کنند!


  • خط ، کتابت و اثر مکتوب

    در میان بَدویان عرب هیچ قِسم خط ، کتابت و معارف نوشته وجود نداشت.اگر هم معلوماتی از ملل مجاور اقتباس شده بود مخلوذ به خرافات و افسانه بود بطوریکه هیچ گونه جنبه علمی نمیتوان برای آن قائل شد.بقول مورخین عرب ، طوایف عرب فرزندان شخصی هستند بنام《یعرب بن قحطان》از اولاد《سام بن نوح》که پدر قوم عرب محسوب میشود (تاریخ ایران پس از اسلام ، عباس اقبال آشتیانی ، ص ۳۰۷).عربها در شجره نامه هایشان آمده که اصالتی یمنی و عراقی دارند حالا چطور مُدعی تمدن ایلام باستان هستند که از نژاد آسیانی《زاگرو ایلامی》بودند؟


  • آداب عبرانیان

    کعبه قبل از اسلام بزرگترین بُتخانه عربستان و زیارتگاه و مطاف اعراب بود.اعراب آداب عبرانیان را مقتبس کردند و اسلام آنها را باقی گذارد مثل: عدم ازدواج با محارم / حج خانه کعبه / احرام / عُمره / طواف / سعی و رمی جَمره / غسل / ختنه / بریدن دست دزد / نذر و قربانی.


  • بَکر بن وائل و بَنی شِیبان

    دکترعباس اقبال آشتیانی در《تاریخ ایران پس ازاسلام》صفحه ۳۳۶ مینویسد: قبیله بَکر بن وائل و بَنی شِیبان به فرماندهی مُثَنُی بن حارثه که همیشه به مرزهای ایران دستبرد میزدند از خلیفه دوم(ابوبکر) خواست که سپاه به مرز ایران بفرستد《خالدبن وَلید》فرمانده سپاه اعراب تسلیم اهالی حیره را به این شرط پذیرفت که از این تاریخ به بعد مردم حیره جاسوس مُسلمین بر ایرانیها باشند! خالدبن وَلید تا سال ۱۳ هجری در عراق بود و در این مدت از کشتن ، غارت اموال ، اسیر گرفتن زنان و کودکان کوتاهی نکرد و بدون هیچ اغراقی از کشتار مردم بیگناه به این دلیل که قبول اسلام نکردند جوی خون راندند!پس از او ابوعُبید ثَقَفی پدر مُختار روانه ایران شد و در طول مسیر هرجا به قبایل عرب میرسد ایشان را به نام《جهاد》به غارت ایران تطمیع میکرد! و جمع کثیری که عُمرشان به این عمل میگذشت با او همراه شدند ولی مردانشاه (بهمن) در نبرد پُل (جِسر) ابوعبید ، برادر و برادر زاده اش را کُشت و اعراب منهزم شدند و عُمَر خلیفه دوم از شدت تالُم نام عراق را تا یکسال به زبان نمی آورد.


  • درفش کاویان

    در جنگ قادسیه (۱۴ هجری) با اینکه ترس و تردید عرب از حمله به مداین پایتخت ساسانی واضح بود《رستم فرّخزاد والی خُراسان》ابداً حرکتی نکرد بدبختانه دل لشکریان ایران بر اثر جنگهای خسروپرویز و ناآرامی های پس از او باعث از میان رفتن مردان کاری شد.ایرانیان ۳ روز و ۳ شب با اعراب جنگیدند اما خیانت ۴ هزار نفر دیلمی(گیلانی) که به عربها پیوستند و وزیدن طوفان شن و افشاندن غبار بر دیده ایرانیان باعث شکست ایران شد و《درفش کاویان》که فال فَتح ظفر و مایه دلگرمی سپاه ایران بود بدست اعراب افتاد و آنرا درهم دریدند و جواهر و دُرر آنرا به یغما بردند و امید بقیّه السیف مبارزین ایران به یاس مبدّل شد.جماعت کویری که به عشق بهشت ، مرگ را خوار میشماردند به مرکز ثروت و خزینه نفایس مداین دست یافتند و غارتگرانی که به این شوق فرسنگها راه آمده و سختیها بر خود هموار کرده بودند ، بهشت موعود را در این دنیا یافتند و در بردن مال و《مُعاملات زشت نسبت به مغلوبین》از حدود انصاف و اعتدال به کلی خارج شدند (تاریخ کامل ایران ، انتشارات نگاه ، ص ۳۴۱).


  • سفرنامه حَسنعلی خان افشار

    حسنعلی خان افشار در《سفرنامه لُرستان و خوزستان》که سال 1264 قمری نوشته شده در صفحه 61 مینویسد: کعبی ها تیره ای از بنی خفاجه هستند که قرنها پیش از عربستان به بصره عراق مهاجرت میکنند سپس در روزگار شاه عباس صفوی وارد خارک ایران میشوند و در قپان کنار رودخانه بهمن شیر جا میگیرند آنها تا پیش از آمدن به ایران سُنی بودند و در برخورد با والیان مشعشعی به تشیع روی آوردند. در دوره افشاریه شیخ سلمان ریاست کعبی ها را در دست داشت و با شنیدن خبر مرگ نادر به سوی《دورق》رفت و آنجا را از دست حکمران افشاری به در آورد و شهر《فلاحیه》را بنیان نهاد! سیداحمد کسروی در تاریخ پانصد ساله خوزستان صفحات 130 و 159 / مُشیرالدوله در رساله سرحدیه صفحات 52 و 58 / لایارد در کتاب سیری در قلمرو بختیاری صفحات 81 و 91 / سپهر در ناسخ التواریخ، جلد 2 ، صفحات 117 و 123 به مهاجرت طوایف عرب به خوزستان اشاره کرده اند.


  • ابن خلدون

    چرا《پان‌عربیست‌ها》از ابن‌خلدون ناخشنودند؟ باید از اثر او مقدمه، نقل قول مستقیم کرد: از شگفتی‌هایی که واقعیت دارد این است که بیشتر دانشوران ملت اسلام، خواه در علوم شرعی و چه در دانش‌های عقلی بجز در مواردی نادر《غیر عرب‌اند》و اگر کسانی از آنان هم یافت شوند که از حیث نژاد عرب‌اند از لحاظ زبان و مهد تربیت و مشایخ استادان عجمی هستند! چنانکه صاحب صناعت نحو《سیبویه》و پس از او فارسی و بدنبال آنان زجاج بود و همه آنان از لحاظ نژاد، ایرانی به شمار می‌رفتند! آنان زبان را در مهد تربیت آمیزش با عرب آموختند و آنرا بصورت قوانین و فنی درآوردند که آیندگان از آن بهره‌مند شوند و همه عالمان اصول فقه چنانکه می‌دانی و هم کلیه علمای علم کلام و همچنین بیشتر مفسران ایرانی بودند! و بجز ایرانیان کسی به حفظ و تدوین علم قیام نکرد! و از اینرو مصداق گفتار پیامبر پدید آمد که فرمود: [اگر دانش بر گردن آسمان درآویزد قومی از مردم فارس بدان نایل می‌آیند و آنرا بدست می‌آورند] و اما علوم عقلی نیز در اسلام پدید نیامد مگر پس از عصری که دانشمندان و مؤلفان آنها متمایز شدند و کلیه این دانشها به منزله صناعتی مستقر گردید و بالنتیجه به ایرانیان اختصاص یافت و تازیان آنها را فرو گذاشتند و از ممارست در آنها منصرف شدند مانند همه صنایع و این دانشها همچنان در شهر متداول بود تا روزگاری که تمدن و عمران در ایران و بلاد آن کشور مانند عراق و خراسان و ماوراءالنهر مستقر بود.اکنون درمی‌یابید که چرا پان عربها نابودی تاریخ ابن‌خلدون را لازم می‌شمرد!شووینیست‌های عرب، از جمال عبدالناصر تا بن‌لادن، عزم قاطع دارند وانمود کنند که میراث فکری فارسی وجود ندارد! مبالغه نیست اگر بگوییم که ناسیونالیست‌های عرب‌ بخش اعظم تاریخ عرب را، بویژه هرجا که به سهم و خدمات ایرانیان به تمدن اسلامی و عربی مربوط می‌شود، بازنویسی کرده‌اند!


  • نامه معاویه به زیاد ابن ابیه

    درکتاب《ﻧﺎﺳﺦ اﻟﺘواریخ سپهر》صفحات ۸۶ تا ۹۶ نامه معاویه خلیفه اُموی از ﺷﺎم ﺑﻪ زﻳﺎدﺑﻦ اَﺑﻴﻪ ﺑﺮادرﺧﻮاﻧﺪﻩ ﻣﻌﺎوﻳﻪ و واﻟﯽ ﮐﻮﻓﻪ وﺧﻮزﺳﺘﺎن وﻓﺎرس وﻋﻤﺎن ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ و ﻣﺘﻦ اﻳﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﻮﺳﻂ مُنشی زیاد، رونوشتی را تهیه و در اختیار《ابان بن سلیم》قرار میدهد. متن عربی این نامه درکتاب حسن بن علی جواد فاضل در مجموعه دوجلدی ۱۴معصوم و همچنین کتاب، پس از ۱۴۰۰ سال دکترشجاع الدین شفا آمده است. ﻧﺎﻣﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﺁﻏﺎز ﻣﻴﺸﻮد ﮐﻪ: «اﻣﺎ ﺑﻌﺪ...از ﻣﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪ اﯼ ﮐﻪ وﻇﻴﻔﻪ ﺗﻮ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻗﺒﺎﻳﻞ و ﻃﻮاﻳﻒ ﻋﺮب و ﻏﻴﺮ ﻋﺮب ﭼﻴﺴﺖ؟...»در اﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ در ﻧﺎﺳﺦ اﻟﺘﻮارﻳﺦ ﭼﻨﻴﻦ ﺁﻣﺪﻩ: و ﭘﺲ از ﺷﺮﺣﯽ ﻣَﺒﺴﻮط درﺑﺎرﻩ ﻗﺒﺎﻳﻞ ﻳﻤﻦ و ﺑﻨﯽ رﺑﻴﻌﻪ و ﺑﻨﯽ ﻣﻀﺮ ﮐﻪ از ﻧﻘﻞ ﺁﻧﻬﺎ ﺻﺮﻓﻨﻈﺮ ﻣﻴﮑﻨﻢ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻪ اﻳﺮاﻧﻴﺎن ﻣﻴﺮﺳﺪ: و اﮐﻨﻮن ﻣﻴﺮﺳﻴﻢ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻗﻮﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﻨﺎم ﻣﻮاﻟﯽ در ﻣﻴﺎن اُﻣﺖ اﺳﻼم ﺑﻪ ﺳﺮ ﻣﻴﺒﺮﻧﺪ و ﻗﻮم ﻓﺎرﺳﯽ ﻧﺎم دارﻧﺪ. ﮔﻮش ﮐﻦ زﻳﺎد این مردم را باید ذلیل کرد باید به همان روش که عُمر آنها را میکوبید، طوری کوبیدشان که هرگز نتوانند سر بردارند. از عطایشان که حق عمومی اتباع اسلام است تا میتوانی بکاه، در تقسیم خواربار تا میتوانی از سهمشان کم کن، در جبهه جنگ آنها را در صفوف مقدم بگمار تا زودتر از دیگران هدف حملات دشمن تازه نفس قرار گیرند! سربازانشان را به کار جاده سازی، هموار کردن راهها، کندن درختان و تسطیح بیشه ها بگمار و سعی کن هرچه دشواری و عذاب باشد نصیب این اعاجم (ایرانیها) شود زیرا اگر جز این باشد هوای عُصیان خواهند کرد! اﻳﻨﻬﺎ ﺟﺰ ﺑﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻋُﻤﺮ ادارﻩ ﺷﺪﻧﯽ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ. آنها بر هیچ ﺷﻬﺮﯼ از ﺷﻬﺮهاﯼ اﺳﻼم واﻟﯽ ﻳﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﻧﺸﻮﻧﺪ، و در ﻣﻌﺎﺑﺮ هرﻗﺪر هم ﻣﻘﺎﻣﺸﺎن ﺑﺎﻻ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮ ﺻﻒ اول ﻗﺮار ﻧﮕﻴﺮﻧﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﻋﺪﻩ اﻋﺮاب ﺑﺮاﯼ ﺗﮑﻤﻴﻞ ﺻﻔﻮف ﮐﺎﻓﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ! و هرﭼﻨﺪ هم در ﻓﻘﻪ و ﻗﺮﺁن داﻧﺸﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻣﺮاﻗﺐ ﺑﺎش ﮐﻪ اﻳﻦ اﻋﺎﺟﻢ در ﺻﻔﻮف ﺟﻤﺎﻋﺖ در ﻧﻤﺎز ﭘﻴﺸﻨﻤﺎزﯼ ﻧﮑﻨﻨﺪ.در ازدواج ﺣﻖ زﻧﺎﺷﻮﻳﯽ ﺑﺎ زن ﻋﺮب ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، اﻣﺎ ﻣﺮدان ﻋﺮب ﺣﻖ همسری با زنان فارسی را داشته باشند! اگر یک عجم، عربی را بُکشد محکوم به قصاص با دیه کامل باشد وﻟﯽ اﮔﺮ ﻋﺮﺑﯽ ﻳﮏ ﻓﺎرﺳﯽ را ﺑﻘﺘﻞ رﺳﺎﻧﺪ از ﻗﺼﺎص ﻣﻌﺎف ﺑﺎﺷﺪ و دﻳﻪ را ﻧﻴﺰ ﻧﺼﻒ ﭘﺮداﺧﺖ ﮐﻨﺪ! عجم را ذلیل کن، به آنان توهین کن، آنها را از پیشگاهت دور دار، از ﺁﻧﺎن در رﺗﻖ و ﻓﺘﻖ اﻣﻮر ﮐﻤﮏ ﻣﺨﻮاﻩ و ﺑﻪ درﺧﻮاﺳﺖها و ﺣﻮاﺋﺠﺸﺎن اﻋﺘﻨﺎ ﻣﮑﻦ!!!


  • نژادپرستی عربی

    اسلام از همان آغاز، از مفهوم ابلهانه و بربر صفتانه پرستش نژادی فراتر رفت، اسلام چون همه ادیان (زردشتی، مسیحی، هندو، و...) خودشیفتگی نژادی را در جهت پذیرش دیگران، بی‌توجه به نژاد، قومیت، یا رنگ پوست، نفی می‌کند.همه انسانها (به فرموده جلال‌الدین رومی، عارف ایرانی)به منزله اعضای یک پیکر نگریسته می‌شوند. و اما درخصوص تمدن اسلامی، باز می‌توان از سمیر خلیل نقل قول کرد:در دوران بنی‌عباس، سیطره‌طلبی عربی پایان گرفت و فرهنگ عربی با مردمان هلال خصیب《فارس‌ها، ترک‌ها، بربرها، اسپانیایی‌ها، یهودیان و مسیحیان》با سرعتی بسیار، بگونه یک تمدن اسلامی پهناور دگردیسی یافت. پان‌عربیست‌هایی چون بن‌لادن، از مذهب برای پیشبرد اهداف پلید خود بهره می‌گیرند. می‌توانید نگاهی به سلطه‌جویان و بنیادگرایان مذهبی سفیدپوست کنونی بیندازید تا همترازهای آنان را ببینید.میشل عفلق آشکارا «دشمن امت» را معرفی کرد. این اصطلاح را، بسیاری از محافل آموزشی و توده‌ای عرب فرا گرفتند و کار بجایی رسید که امروز نسلی تمام از اعراب، ایرانیان را «دشمن اعراب»‌می‌پندارند (از مقاله «ما و دشمنان ما» نوشته میشل عفلق، بیشتر به مثابه برهان قاطع در اثبات این طرز تفکر، نقل قول می‌شود). خوشبختانه بسیاری از اعراب، دلیرانه و یا شهامت این اندیشه را نفی کرده‌اند؛ با این همه، انگیزه ایرانی‌ستیزی در آموزشهای عربی و رسانه‌های همگانی عربی (چون شبکه تلویزیونی الجزیره) ریشه دوانده است.نژادپرستی عربی در رژیم صدام حسین به مبتذل‌ترین گونه که براستی با فلسفه نئونازی‌های امروزی همتراز است، سقوط کرد. بهترین نمونه، رساله خیرالله طلفاح، دایی صدام است، با عنوان «سه موجودی که خدا نمی‌باید خلق می‌کرد: فارسها، یهودی‌ها و مگس‌ها». در دوران حکومت صدام حسین، نوشته‌های خیرالله طلفاح بگونه گسترده در عراق پخش می‌شد. از این باور نکردنی‌تر توضیح زیر از سعید ابوریش است: دولت (صدام) به عراقیهایی که همسر ایرانی تبار داشتند پیشنهاد کرد در برابر طلاق گفتن همسر خود 2500 دلار پاداش بگیرند.این فراز، یادآور دردناک حوادثی است که در دهه 1930 (برای نمونه در راه‌پیمایی نورمبرگ) در آلمان نازی روی داد و قوانین «خلوص نژادی» بر ضد یهودیان را در پی آورد.صدام هزاران ایرانی تبار را در دهه 1970 از عراق اخراج کرد، که بسیاری از آنان هم‌اکنون در ایران زندگی می‌کنند. گرچه همگان نمی‌دانند، اما واقعیت این است که در اوایل سده بیستم، شاید دوسوم جمعیت بغداد فارسی‌زبان بوده‌اند.بی‌گمان چندین دهه تبلیغات مستمر ضد ایرانی، بر تخریب جامعه متزلزل ایرانی مقیم عراق مؤثر بوده است. کردها نیز دشمنی قهرآمیز پان‌عربیسم را حس کرده‌اند. فجایع ناشی از سیاست صدام در کاربرد گازهای سمی (در حلبچه)و اخراج اجباری کردها از کردستان عراق به سود《مهاجران تازه عرب》نیز به اندازه‌ کافی معروف و مستند است.اعراب اگر بدانند که معنای واقعی «عراق» چیست، یکه خواهند خورد. «عراق» برگرفته شده از گویش پهلوی‌ و به معنای «پست بوم» (سرزمین کم ارتفاع) است؛ درست مانند اصطلاح ژرمانیک «ندرلاند» (Niederland)، که به هلند اطلاق می‌شود. در ایران کنونی ناحیه‌ای با همان اسم، برگرفته از ریشه پهلوی موجود است:《اراک》نام «بغداد» هم ریشه ایرانی دارد: «بُغو» (خدا) + «داد» (اعطا شده، داده، اهدایی از سوی). بغداد معادل دقیق اصطلاح «گادیوا» Godiva (خداداد) است. بقایای تیسفون، پایتخت شاهنشاهی ساسانی در فاصله فقط《چهل کیلومتری بغداد》واقع است. خود ایرانیان ممکن است از اینکه نام《تهران ریشه آریایی ندارد》شگفت زده شوند چون این محل پیش از تسلط آریایی‌ها بر فلات ایران از نشستگاههای《آسوری》بوده؛ و ترجمه دقیق «تهران» به زبان آسوری «جایی که به آن برمی‌گردم» است! از میان همه کشورهای عربی، عراق وارث غنی‌ترین میراث پارسی است؛ همچنان که فرد هالیدی تأکید می‌کند: عراق، قرنها در معرض نفوذ ایران بود، آنهم نه فقط در دورانی که فارس‌ها بر امپراتوری عباسی نفوذ داشتند؛ فرهنگ عرب‌زبانها زیر تأثیر ایرانیان است. کافی است به گویش عربی عراق گوش دهید، یا نگاهی به گنبدهای فیروزه‌ای رنگ مساجد شهرهای عراق بیندازید، تا ببینید که تأثیر ایران تا چه اندازه است! کردها از لحاظ زبان و فرهنگ به میزانی فراوان در حوزه فرهنگی ایران قرار دارند.ترسیم چهره منفی از ایرانیان امروزه همچنان در رسانه‌ها و نظام آموزشی اعراب ادامه دارد: تصویر اخیر کاریکاتوری ایرانیان در《شبکه تلویزیونی الجزیره》براستی نمونه‌ای است نکوهیده! اعراب شکوه دارند که در مطبوعات، رسانه‌ها و نظام آموزشی مغرب زمین، از آنها چهره‌ای منفی ارائه می‌شود، ولی چه بسا کسان که در دنیای عرب از وجود میراث نژادپرستانه حصری – شوکت – عفلق در میان خود بی‌خبرند!


  • gypsy

    gypsy اوژن اوبن فرانسوی در کتاب《ایران امروز》و کلنل دیمز جمجمه شناس، جمجمه عربها و هندیها را شبیه بهم و از یک استخر ژنتیکی میدانند!همچنین رنگ پوست تیره/ چشم قهوه ای/ موی پُر پشت مجعد/ نوع آرایش زنان/ حنا گذاشتن/ حلقه در بینی انداختن/ غذاهای تند عربی و هندی/ رقص زنان عرب و هندی که هر دو نیمه عریانند/ سرمه کشیدن و خالکوبی روی پیشانی و چانه/ هر دو در گذشته بت پرست بودند و اسامی بتها یکسانند!《هِند ابن عتبه》و یا《هِند الهُنود》نام زن ابوسفیان عرب بود! کلمه gypsy در انگلیسی در واقع تحریف شده egyptian به معنای《عرب مصری》است و یک کلمه توهین آمیز در اروپا به معنی کولی است! طبق تاریخ طبری زوطها که کولیهای مهاجر هندی بودند در《بصره و جنوب خوزستان》سکونت داشتند و گاومیش را با خود از هند به بصره و جنوب خوزستان آوردند و هم اکنون تمامی عربهای خوزستان گاومیش پرورش میدهند! روزنامه اطلاعات در اردیبهشت سال ۱۳۶۴ مطابق ۱۹۸۵ مردم عرب خوزستان را《کولی》خواند! کولیهای خوزستان مثل کولیهای کوت عبدالله《عربی》حرف میزنند و تشخیص کولیها و اعراب از هم بدلیل رنگ پوست تیره مشکل است! مسجد الهنود یا مسجد جعفری در محله عامری اهواز متعلق به هندیها بوده و مسجد رنگون آبادان هم قبلأ مال هندیها بود!اسامی عربی؛ حمزه: خر بیابان/ جعفر: ماده شتر/ باقر: گاو چاق/ اَصغر: ناچیز پست/ معاویه: ماده روباه/ اسحاق: خشک پستان/ اُمید: برده کلفت/ ذبیج: چارپایی که گلویش را بریده باشند/ عباس: اَخمو ترسناک/ عثمان: بچه مار/ کاظم: لال بی زبان/ یحیی: لاغر مردنی/ سوره ها؛ بقره: گاو/ عنکبوت/ فیل/ نمل: مورچه/ دُخان: دود/ حجر: سنگ/ حدید: آهن/ جن: موجودی خرافی که فقط عربها می بینند/عربها مثل هندیها آلت پرست بودند.ترکهای آلتایی هم آلت پرست بودند.در سوره توبه آیه 97 آمده: عرب بدترین قوم است!


  • کتاب سوزی

    در کتاب《ملاحظاتی در تاریخ ایران》که به علل تاریخی عقب ماندگی جامعه ایران میپردازد چنین میخوانیم: بعد از اسلام نیز نوعی ممنوعیت و تعصب مذهبی باعث شد تا اعراب هیچ چیز به جز قرآن را لایق خواندن ندانند. اعتقاد به اینکه قرآن ناسخ همه کتب و اسلام ناسخ همه ادیان و اندیشه ها است (ان الاسلام یهدم ماکان قبله) و هیچ دانشی نیست که در آن نباشد (لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین) باعث شد تا اعراب مسلمان به آثار علمی و ذخایر فرهنگی سایر ملل به دید تحقیر و دشمنی نگاه کنند! در حمله به مصر کتابهای کتابخانه های باستانی این کشور را به تون حمام ریختند به طوری که مدت 6 ماه حمام های مصر از سوختن این کتب گرم میشد! در حمله به ایران از همین سیاست استفاده شد به طوری که کتابخانه《ری و جندی شاپور》را به آتش کشیدند زیرا عمر میگفت: با وجود قرآن اعراب را به هیچ کتاب دیگری احتیاج نیست!


  • زوراء

    18 اردیبهشت 98 در ورزشگاه کربلا بازی بین الزوراء عراق و ذوب آهن ایران، بعد از زدن گُل مساوی توسط ایران، تماشاگران و بازیکنان عراقی به سمت بازکنان ایران حمله ور شدند و آنها را کتک زدند! تیم الزوراء در اینستاگرام پُست گذاشته: اگر یک ایرانی را زدی، دستتو با آب زمزم بشور!!!چنین بی خرد قوم صحرا نبرد_به ما دین به شمشیر تحمیل کرد/چگونه شدیم زندگی پشت و رو_تفو بر تو ای چرخ گردون تفو/ عطار نیشابوری : در قحطی نیشابور 40 شبانه روز گشتم نَه در هیچ مکانی صدای اذانی بود و نه هیچ مسجدی گشاده بود! آنجا دانستم که نام اعظم خداوند《نان》است!


  • تحریف تاریخ خوزستان

    ابوالفضل محمدبن حسین بیهقی نویسنده‌ تاریخ بیهقی در سده ۵ هجری می‌گوید: «تاریخ به راه راست رود که روا نیست تحریف و تبذیر در آن»! احمد ابن فضلان که به او ابن فضلان نیز می‌گویند، در سده‌ ۱۰ هجری به همه کاتبان و مورخان سفارش کرد: «دروغ ننویسید که روزی حقیقت بر ملاء می‌شود»! از همین‌رو بود که پیشینیان به درستی دریافتند، «ماه هیچگاه پشت ابر نمی‌ماند و زمستان رفته و روسیاهی به زغال می‌ماند.»اما شگفت آن که در جهان امروز که «عصرارتباطات» است‌٬ برخی گمان می‌کنند با دستکاری در تاریخ، می‌توانند پیشینه و هویت بسازند و مردم را فریب دهند.چندی پیش در پایگاه خبری «اگزار» عکس تاریخی زیر منتشر شد که در فضای مجازی بازتابی گسترده‌ داشت. از آن‌جا که این فرتور و نوشته‌های آن از جایگاه تاریخی برخوردار نبوده و پافشاری براینگونه تاریخ‌سازی می‌تواند پیامدهایی در پی داشته باشد چند نکته را باید برای آگاهی مردم یادآوری کرد. عکس شماره «۱» رویه‌ اگزار مردمانی را نشان می‌دهد که ۶ هزار سال پیش، تمدن بزرگی را در جنوب باختری ایران از خوزستان تا کرمان پایه‌گذاری کردند٬ کشور خود را «hal-ta-am-ti»(هلتمتی) یعنی سرزمین خدایان می‌گفتند. از آنجا که همسایگان آنان در میانرودان از آبرفت‌های پست کشورهای خود، به کوه‌های زاگرس در خوزستان می‌نگریستند٬ آنرا گستره‌‌ای«بلند» دریافتند. ازاین‌رو سومری‌ها آنجا را «الام» (elum) و اکدی‌ها «کورالامتو(kur elamatu) ، سرزمین بلند‌ می‌گفتند. بی‌گمان تورات نیز همین واژه را با ریشه سومری گرفته است.به گفته پژوهندگانی چون «والتر‌هینتس» و «دنیل تی.پاتس»٬ «عبدالمجید ارفعی» و «آرنو پوبل» چون در زبان‌های میان‌رودانی‌ها حرف«ع» وجود نداشت٬ نوشتن «عیلام» نادرست بود٬ «الام» و «الامتو » ریختی دیگر از « هلتمتی» است که مردمان میانرودان به‌کار می‌بردند. از همین رو در چند دهه گذشته همه خاور‌شناسان از واژه « ایلام» بهره می‌برند٬ سازمان میراث‌فرهنگی٬ صنایع‌دستی و گردشگری نیز که نهاد ۹ رسمی در زمینه باستان‌شناسی به شمار می‌آید همواره این واژه را « ایلام» می‌خواند.آن‌چه در بخش پایین و چپ فرتور دیده می‌شود٬ نه سنگ‌نگاره‌ ایلامی که سکه‌ الیمایی است. زیرا سکه‌های باستانی همیشه گرد٬ کوچک و از سیم (نقره)٬ برنز و مس ساخته می‌شدند که رخ یا نیمرخ فرمانروایان را نشان می‌داد.درحالیکه سنگ‌‌نگاره‌ها در اندازه‌‌ای بزرگتر، همه‌ اندام مردان و زنان تاریخی را به نمایش می‌گذارند. سنگ‌نگاره‌ ایلامی زن و ندیمه در شوش و نیایشگاه تاریشا (اشکفت سلمان) در ایذه بهترین گواه این موضوع هستند.چهره‌ روی سکه، متعلق به «کامناسکیرس» هفتم٬ فرمانروای الیمایی است. الیمایی‌ها فرمانروایان نیمه مستقلی در روزگار اشکانیان بودند که با پرداخت خراج در خوزستان و رشته‌ کوه‌های بختیاری زندگی می‌کردند. ازاینرو در شیوه کشورداری٬ فرهنگ٬ هنر٬ ساخت سکه و…پیرو اشکانیان بودند.آن‌چه بر سر «کامناسکیرس» دیده می‌شود٬ کلاه یا نیم ‌تاجی به نام تیار است که همراه با نوار یا سربندی زرین، در پشت سر گره می‌خورد که نمونه آن را برخی از شاهان اشکانی نیز بر سرداشتند. چنانکه می‌توان از فرتور (عکس) زیر از سکه‌های شاهان اشکانی یاد کرد. از این دست سکه‌های الیمایی در چند سال گذشته در «چگارمان» اندیکا و «دهملا»ی هندیجان بسیار یافت شده که ریخت تیار و سربند آن به خوبی دیده می‌شود. نگاره نمادین ماه و ستاره در بالای سکه٬ الگوبرداری از سکه‌های اشکانی همچون «مهرداد دوم»٬ «ارد دوم» و «فرهاد چهارم» است که ریشه در باور دینی آن روزگار مانند آیین مهرپرستی دارد.درباره «نگاره لنگر» برداشت‌های گوناگونی وجود دارد. اما برجسته‌ترین آن‌ها٬ لنگر را گونه‌‌ای دیگر از آتشدان می‌دانند که در روزگار ساسانیان نمایان‌تر شد. البته برخی نیز آن را برگرفته از سکه‌های سلوکی می‌دانند که رمز خدایان آن دوران برای پیروزی و کامیابی بود.اکنون باید از سرپرست پایگاه‌ خبری اگزار که خود از کنشگران میراث‌فرهنگی است٬ پرسید آیا ایشان ناهمسانی سکه و سنگ‌نگاره را‌نمی‌داند؟ به راستی چه همانندی میان تیار اشکانی و الیمایی با پوشش عربی دیده است؟ در حالی که در‌ چند دهه گذشته سازمان‌ها و نهادهای میراثی و دانشگاهی تمدن «ایلام» را با این نام می‌خوانند ،پافشاری بر واژه «عیلام» برای چیست؟ آیا او گمان می‌کند «عیلام» نمایشگر اقوام سامی است؟ این کنشگر جوان که خود نویسنده‌‌ای زبردست است و در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها می‌نویسد٬ خبرهای این‌چنینی در «اگزار» را چه می‌نامد؟اینگونه خبررسانی‌ها اگر از روی ناآگاهی باشد کم‌ دانشی است و باید دیگر انجام نگیرد و اگر آگاهانه است، دروغ‌پردازی خواهد بود که نه تنها برازنده یک کنشگر میراث‌فرهنگی نیست و با میراث‌بانی و امانتداری میراث همخوانی ندارد که می‌تواند بسیار نگران کننده باشد. فراموش نکنیم رسانه‌های ایران به نام‌های بزرگی چون «جهانگیرخان صوراسرافیل» و «ملک‌المتکلمین» و «محمد مسعود»٬ «کریم پورشیرازی» و…می‌بالند که هیچگاه خواننده را فریب ندادند و برای «ایران» تا پای جان ایستادند. پس باید دانست اینگونه تاریخ پردازی‌ها، نه ‌تنها ارج‌گذاری به هم‌میهنان عرب خوزستانی نیست که ستمی افزون به آنان است. زیرا فرهنگ و آیین‌های شهروندان عرب ایرانی چنان پربار و درخشان است که نیازی به وارونگی و دستکاری تاریخ نداشته باشد. یاری‌نامه: جغرافیای تاریخی قوم الیمایی٬ ایمان آزوش/ سکه‌های الیمایی٬ حسن پاگزادیان/ شهریاری ایلام٬ والتر هینتس/ باستان شناسی ایلام٬ دنیل تی، پاتس/ آثار ثبت شده ایران در فهرست آثار ملی٬ ناصر پازوکی.



آخرین مقالات