یک شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دروغ های پانکرد/ کلیک کنید

دوستی برای ما این جعلیات پانکرد را فرستاد و از ما خواست تا در رد این ادعاهای پوچ مطالبی را بنویسیم

دروغ های پانکرد/ کلیک کنید

پانکردها گفته اند که :

1.     آیا میدانستید خوزستان اسم قدیمیش سوزیان یعنی محل احساس یک اسم کوردی بوده؟

2.     آیا میدانستید البرز يا برز که عربها بهش ال دادن یعنی بلند یک اسم کوردی بوده؟

3.     آیا میدانستید دماوند محل قشلاق عشایر کورد بوده و ریشه نامش دوماوند در گویش کوردی لکی یعنی عقب وند (محل قشلاق)؟

4.     آیا میدانستید جزیره لاوان یک اسم کوردیه یعنی جزیزه جوانان؟

5.     آیا میدانستید اسم اصلی قزوین کژین بوده بخاطر لهجه ترکها به قزوین تغییر کرده و کوردیست یعنی دخترانه ؟

6.     آیا میدانستید تبریز اسم اصلیش تاوریژ بوده یعنی پایین امدن تب یک اسم کوردی بوده؟

7.     آیا میدانستید اصفهان اسم اصلیش اسپدان به کوردی یعنی محل نگهداری اسبها که اسم کوردی بوده؟

8.     آیا میدانستید شهر خوی یک اسم کوردیست به معنای نمک؟

9.     آيا ميدانستيد خراسان يعني بالا آمدن خورشيد يك كلمه كورديست؟

10. آيا ميدانستيد خدا در تورات در اشعيا ١٣كوردها را ارتش من خطاب ميكند؟

11. آيا ميدانستيد شهر سقز به ساكز تغيير كرد و پايتخت سكاها بود؟

12. آيا ميدانستيد ساسانيان كورد بودند و پايتختشان در كرمانشاه بود؟

13. آيا ميدانستيد هلاكو خان فقط از كوردها شكست خورد؟

14. آيا ميدانستيد نادر شاه افشار از كوردهاي كرمانج خراسان بود؟

15. آيا ميدانستيد ابو مسلم خراساني از كوردهاي كرمانج خراسان بود؟

16. آيا ميدانستيد كورش يا كورشا به كوردي يعني پسر شاه؟

17. آيا ميدانستيد كريم خان زند از کوردهای لک بود؟

18. آيا ميدانستيد حضرت نوح بعد از طوفان معروف نوح کشتی اش درکردستان به خشکی نشست؟

19. آيا ميدانستيد 250كورد در سازمان ناسا حضور دارند؟

20. آيا ميدانستيد مظفر پرتوماه از فيزيك دانان هسته ايي و عضو سازمان ناسا كورد بود؟

21. آيا ميدانيد روسها و انگليسيها فقط از كوردها شكست خوردن آ ن هم توسط سنجر خان؟

22. آيا ميدانستيد فقط كوردها توانسته اند بر داعش و داعشيان پیروز شوند؟

23. آيا ميدانستيد تنها ملتي كه هنوز زبان و لباس و فرهنگ جندين هزار ساله اش را حفظ كرده است كوردها هستند؟

24. آيا ميدانستيد اعراب به هرجا اسلام بردند زبانشان با زبان مردم منطقه بومی نفوذ کرد و فرهنگشان گسترش یافت؟بعد از اسلام لباس خیلی از اقوام مسلمان شده نابود و فرهنگشان فراموش شد ولی عربها نتوانستند بر فرهنگ كوردها نفوذ کنند نه در زبان نه در لباس و نه فرهنگ.                                            

25. آيا ميدانستيد اعراب به دلیل اینکه هرگز نتوانسته اند بر كورد ها چیره شوند به آنها لقب جنيان به دليل سريع بودن و پنهان بودن از ديد نهادند؟

26. آيا ميدانستيد اسم بغداد كورديه به معني باغچه عدالت؟

27. آيا ميدانيد در جهان فقط كوردها قادرند در صورت یاد گرفتن زبانهاي ديگررا بدون لهجه صحبت كنند؟

28. آیا میدانستید اولین زن تاریخ نویس جهان یک زن کورد مستوره اردلان بود؟

29. آیا میدانستید بین 30تا 40% خاک ترکیه را کردها تشکیل میدهند و 15% خاک سوریه و 5 استان خاک ایران !؟

30. آیا میدانستید در کشور اسراییل بیش ۲٥۰هزار کورد وجود دارد؟

31. آیا میدانستید جمعیت کل کردهای جهان به شصت میلیون نفر میرسد بااحتساب کردهای ایران /ارمنستان /عراق/ترکیه/سوریه/اسراییل /مصر / لبنان و کردهای مهاجر ومقیم کشورهای اروپایی و آمریکا؟

32. آیا میدانستید کوردها اولین کسانی هستند که در دنیا در صفوف ارتش چریکها وجنگجویان بیشترین دختر و زن را در خود جای داده اند حتی به مراتب بیشتر ارتشیان زن ایالات متحده؟

33. آیا میدانستید فاصله ی شهر موصل عراق با اربیل و دهوک (شهرهای کردستان عراق) به اندازه فاصله کرج تا تهران است ؟وشهر موصل و تکریت با حدود 5میلیون نفر جمعیت بدست داعش سقوط کرد ولی اربیل با دو میلیون نفر جمعیت همچنان در حال سپری کردن روزهای عادی زندگی است.

 

این دوستان پانکرد اگر یکباره میگفتند تمام دنیا کرد هست و یا بقیه قومیت ها اصلا ادم نیستند بهتر از این اراجیف دروغی بود که گفتند .

 

اما پاسخ ها:

1-خوزستان از خوزی گرفته شده است که نامی عیلامی (مربوط به لرها) هست. حتی ولادیمیر مینورسکی و  سوات سوجک ریشه نام خوزستان را برگرفته از قوم خوزی که بازماندگان عیلامیان هستند، می‌دانند. خوزستان یعنی سرزمین مردمان خوزی یا هوزی(به دهیچ وجه نامی عربی نیست). در سنگ‌نوشته‌های فارسی باستان که مربوط به ۲۵۰۰ سال پیش هستند برای نامیدن قسمتی از سرزمین عیلام یعنی منطقهٔ خورستان امروزی بوده است که مربوط به تاریخ و هویت لرهاست و لرها کرد نیستند.

2- برای ریشه یابی نام البرز به سراغ دهخدا رفتم.« البرز. [ اَ ب ُ ] (اِخ ) در اوستا، هره بره زئیتی پهلوی هره برز یا هربورس مرکب از دو جزء: هر، بمعنی کوه و برز بمعنی بالا و بلند و بزرگ یعنی کوه بلند و مرتفع. در ادبیات پارسی «برزکوه » هم بمعنی البرز آمده و ترجمه ٔ تحت لفظ آنست .» حالا مقایسه با زبان لری : کلمه البرز از دو جزء« ال + برز» تشکیل شده ، با «ال» که کاری نداریم عربیست و مدتی که اعراب بر ایران نفوذ داشتند وارد شده اما قسمت «برز» این کلمه لغتی کاملا لریست و در حال حاظر هم در زبان لری لکی و لری مینجایی کاربرد دارد و به معنای «بالا بلند» میباشد، و در گویش های کرمانشاهی و ایلامی و شرق عراق خانقین و مندلی هنوز واژه ی برز البته با تلفظ بَرز وجود دارد ، بخاطر اینه که در تمام منابع این مناطق  جز لرستان محسوب شده اند و مردمش اصالتا لرتبارند.(نکته: زبان اوستایی و پهلویی بیشترین شباهت را به زبان لری با گویش های مختلفش یعنی لکی، بختیاری، مینجایی و غیره دارد).

نکته: مردم لرستان، ایلام و کرمانشان باتوجه به اسناد مستند تاریخی کرد نیستند و کردخواندن این خطه از لرستان فیلی از دسایس پانکرد و نقشه های صهیونیستی است)

3-ریشه یابی نام «دماوند»:

دماوند، نام بلندترین قلۀ رشته کوه های البرز و نیز نام شهری است در 25 کیلومتری جنوب این کوه. این نام  به پهلوی در کارنامۀ اردشیر بابکان به صورت «دُنباوند» و در کتیبه های دوران ساسانی چون کتیبۀ شاپور اول در نقش رستم فارس و کتیبۀ نرسی در پایکولی، به صورت «دومباوند» و «دُنباوند»، در نامۀ تنسر، شهرستان های ایران، ایرانشهر و کتاب جغرافیای موسی خورنی، «دُمباوند» آمده که در واقع تغییر یافتۀ نام پهلوی آن است. این نام در منابع پارسی و عربی دوران اسلامی به صورت ضم دال «دُنباوند» و فتح دال «دَنباوند» و «دَباوند» آمده است.

به این ترتیب، این نام پیش از اسلام و تا مدتی پس از آن به ضم دال، دُمباوند و دُنباوند بوده که در قرون اسلامی آن را با فتح دال، دَنباوند و رفته رفته «دَماوند» ثبت کرده اند که با نام پهلوی آن مطابقت دارد. اکنون نیز نام کوه و شهر با فتح دال، دَماوند معروف است.

این نام از دو جزء ترکیب شده، دُم یا دَم + آوند، یا دُما یا دَما + وند. نام های دُمباوند، دُنباوند و دَنباوند نیز از دو جزء ترکیب شده است. دُمب یا دُنب یا دَنب + آوند یا وند، که در هر صورت از نظر معنایی برای کوه دماوند تفاوتی با یکدیگر ندارند.

دَم یا دَنب، همان «دَم» در زبان پهلوی، از مصدر «دَفتن» به معنی «تف و گرما» یا «بخار و گاز» است و «آوند» به معنی «ظرف» می باشد. «وَند» نیز پسوند نسبت است و در زبان پارسی باستان، فراوان به کار رفته. به این ترتیب می توان گفت این نام به معنی ظرفی است که دارای تف و گرما یا بخار و گاز باشد و به همین علت آن را به قلۀ بلند البرز که زمانی آتشفشانی بوده نسبت داده اند.

نام های دیگری که برای کوه دماوند در منابع دیگر آورده شده است عبارتند از:

 

 لواسان:

به معنی «محل برآمدن و طلوع خورشید» (لواسان، همچنین نام حوزه ای شامل چند روستا در شرق تهران است و کوه دماوند در شرق آن قرار دارد. بنابراین، لواسان محلی بوده که خورشید از پشت کوه دماوند در آن جا طلوع می کرده.) این واژه را نخستین بار ناصرخسرو در سفرنامۀ خود استفاده کرده.  

 

 بیکنی(Bikni)

به معنی «کوه سنگ لاجورد» که بارها در متن های آشور نو آمده است. این پادشاهان ادعا کرده اند که «مادهای دوردست در کناره های کوه بیکنی» را تحت فرمانبرداری خود درآورده اند.

نام های دیگری که در دوران باستان به آن اشاره شده عبارتند از : قلۀ مونس، کوه یاسینوس و کارن.

در مورد دلیل نام‌گذاری دماوند در فرهنگ معین آمده‌است: «دم (دمه، بخار) + اوند = وند؛ دارای دمه و دود و بخار (آتشفشان).

احمد کسروی درباره‌ٔ نام‌ گذاری دماوند یا دنباوند نظر کاملاً متفاوتی دارد. وی با استدلال‌هایی نام ‌گذاری «نهاوند» و «دماوند» را مرتبط می‌داند و می‌نویسد «در زبانهای باستان «نها» به‌معنی پیش و «دما» به‌ضم دال به‌معنی پشت و دنبال بوده و در مورد «وند» می‌نویسد:««وندن» در زبانهای باستان ایران به‌معنای «نهادن» بوده[...] یکی از معناهای «نهادن» واقع شدن و ایستادن برجایی است.[...] و ناچار «وندن» نیز همان معنی را داشته و «وند» که ماضی آن است به‌معنی نهاد، برجایی ایستاد  می‌آمده‌است او در ادامه نتیجه می‌گیرد:«پس «نهاوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در پیش‌رو و «دماوند» یعنی شهر یا آبادی یا قلعهٔ ایستاده در دنبال و پشت .

این محل از قدیم الایام محل قشلاق ییلاق قبایل لر بوده و همینک هم بسیاری از لرها در این محل بصورت یکجا نشینی و عشایری زندگی میکنند.

 

3-ریشه نام لاوان :

جزیره ای که امروز لاوان(در هرمزگان) خوانده می شود سال ها با نام "شیخ شعیب"در نقشه جغرافیایی ایران دیده می شود.نام لاوان استاد فقیه علامه ابراهیم پور داوود با مراجعه به مدارک و سوابق تاریخی برگزید. به اعتقاد وی این نام دارای اصالت فارسی است. درواقعه باید گفت نام این جزیره همیشه لاوان نبوده اما راجب ریشه لغت «لاوان» باید گفت یک کلمه عربی و عبری هست حتی نام پدر همسر یعقوب (ع) حالا اگر کردا این لغت عربی را در زبانشان دارند بعید نیست چون خود کلمه «کرد» یک لغت عربی هست بمعنای عشایر و چوپان.

4-ریشه نام قزوین:

کهن ترین سند درباره نام " قزوین" نوشته " قداثر بن جود" است که در نیمه دوم سده سوم ه. ق می زیست. نام قزوین به فارسی"کشوین" خوانده می شد. کتاب "فتوح البلدان" نیز آن را "کشوین" یاد می کند. حمدالله مستوفی مورخ پر آوازه قرن هشتم ه.ق نیز از این شهر، تحت عنوان "کشوین" نام می برد که بعدها عرب ها آن را معرب کرده و قزوین نامیده اند. مورخین غربی نام قزوین را مأخوذ از "کاسپین" می دانند. از نظر لغوی این نام ترکیبی از دو جزء است: "وین" بر وزن "سین" (برهان قاطع و دهخدا) به معنی درخت، باغ و به ویژه انگور سیاه است. ولی درباره جزء نخست آن معنی روشنی وجود ندارد. از دکتر دبیر سیاقی به نقل از استاد علامه دهخدا نیز اشاراتی رفته است. به نقل از ایشان، قزوین در اصل "کزوین"  و مرکب از "کزو" به معنای پسته و "ین" به معنای شهر- شهر پسته- بوده و بعدها معرب شده و به قزوین تبدیل گشته است.

رافعی در کتاب "التدوین"، علاوه بر حدیث های مختلفی که درباره قزوین ذکر کرده، به روایتی از حضرت رسول  (ص) اشاره می کند که در آن حضرت، قزوین را "باب الجنه" نامیده اند. رشیدی در کتاب "تاریخ گیلان"، ضمن شرح سفر"سلطان ابوسعید" به قزوین، از این شهر با نام "باب الجنه" سخن رفته و صاحب کتاب "وفیات العیان" نیز در صفحه از قزوین به نام "مدینه مبارک قزوین" یاد کرده است.

در دوران صفویه که قزوین به پایتختی برگزیده شد، لقب "دارالسلطنه قزوین" را به خود گرفت. این لقب در دوران قاجاریه نیز باقی ماند و در اکثر فرمان های پادشاهان قاجار این عنوان دیده می شود. قزوین را در عهد باستان "شاد شاپور" می نامیدند.

منبع: میراث فرهنگی استان قزوین

 

5-ریشه یابی لغت «تبریز»

تبریز: جایگاه ریختن تب، جای بهبود بیماری.

در ریشه یابی نام تبریز سخنان گوناگونی وجود دارد. برخی ریشه¬اش را فارسی و برخی ترکی می¬دانند و اختلاف نظر بسیار است؛ در کتابها نام تبریز به این صورتها آمده است: توریز، تَوْرِژ، تَوْرِش، دَوْرِژ، تارماکیس، تارماکیزا، تاوراکیس، تاورش، تاوریز، توریس، توریز، دبریز، تَبریز، تِبریز، تربیز، تیوریس و تیوریز:

a. معروفترین نظریّه این است که: تبریز پیوند «تَب + ریز» است، یعنی شهری که به دلیل خوش آب و هوا بودن موجب می¬شود بیمار تندرست شود. تب نشانه¬ای برای بیماری است و تبریز یعنی شهری که ریزندۀ تب است. اولیا چلبی [از شخصیّت¬های دوران عثمانی] در سفرنامۀ‌ خود تبریز را به ترکی «ستمه دوکوجو» (سِتمه به ترکی یعنی تب، و دوکوجو یعنی ریزنده) معنا کرده است. برخی روستاییان نام شهرشان را تربیز تلفّظ می¬کنند.

یاقوت حموی در «مُعجَمُ ‌البُـلدان» می¬نویسد نام شهر در زمان دیدار یاقوت از تبریز در زبان محلّی «تِبریز» تلفّظ می‌شد. با توجّه به این سخن، مینورسکی بر این باور است که تلفظ تِبریز باید به گویش ایرانی آذری کهن وابستگی داشته‌ باشد. 

b.بنابر نوشتۀ مصطفی مؤمنی در دانشنامهٔ اسلامی، اهالی بومی آذربایجان تبریز را توری (چشمه یا رود گرم ) می‌خوانده‌اند. تا آغاز سدۀ چهاردهم خورشیدی نیز روستاییان پیرامون تبریز این شهر را توری می‌نامیده‌اند. حتّی امروزه مردمان «قنبرآباد» پیرامون تبریز به این شهر توری می‌گویند. در نوشته‌های کهن (برای نمونه ابوالفداء) نام این شهر به ‌شکل «تُوریز» آمده‌است و هنوز هم در زبان‌های کردی و تاتی «توریز» و «تُوْری» به‌کار می‌رود. برخی نام شهر را در ارتباط با  جنبش¬های گرمایی کوه سهند دانسته‌اند.

c. دانشنامهٔ بریتانیکا تبریز را در اصل «تپ + ریز» می‌داند، چیزی که باعث روان شدن گرما می‌شود و شاید به‌خاطر چشمه‌های آب‌گرم پیرامون آن است.

d. در ریشه یابی نام شهر یک داستان نیز گفته می¬شود: زبیده زن هارون‌الرشید تب بالایی داشت؛ چند روزی که در آن سرزمین بود در اثر هوای خوب و دل‌انگیز آنجا تندرست شد، دستور داد آنجا را آباد کنند و نام آن‌ را «تب‌ریز» نهادند. دکتر سیّداحمد کسروی تبریزی زبان¬شناس در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان چنین سخنانی را عامیانه و نادرست می‌داند.

e. برخی گویند تبریز واژه¬ای ایرانی و برگرفته از تب به‌معنای «گرم و نیم گرم» و رز و ریز و رش از مصدر «ریختن» است و  به‌سبب وجود چشمه‌های آب‌گرم نزدیکش به معنای «گرماریز» است.

f. ویلهلم آیلرس زبان‌شناس آلـمانی یافتن ریشۀ دقیق واژهٔ تبریز را دشوار دانسته و گمان برده است که تبریز از دو بخش تب و رِز، به‌معنای «رود آب گرم» پدید آمده باشد. تپ یا تف به‌معنای «گرم» (برای نـمونه در نام تفتان) و ریز به ‌معنای «روان بودن چشمه و جوی» است؛ مانند «کاریز» و «نیریز».

g. دانشنامه بریتانیکا تبریز را در اصل «تپ + ریز» می‌داند، چیزی که باعث روان شدن گرما می‌شود که احتمالاً به‌خاطر چشمه‌های آب‌گرم اطراف آن است.

h. فاوست بیزانسی در سدۀ چهارم میلادی، تبریز را «تَوْرِژ» و «تَوْرِش»، اسولیک در قرن یازدهم میلادی، نام این شهر را «تَوْرِژ» نوشته‌است و واردان در قرن چهاردهم میلادی آن‌را «تَوْرِژ» و «دَوْرِژ» ذکر کرده‌است؛ گویا «دَوْرِژ» از لهجهٔ عامیانهٔ ارمنی گرفته شده و ریشۀ کلمه، «دَ-ای- وْرِژ» به‌معنای «این برای انتقام است» بوده‌است. بر طبق پاره‌ای منابع، این شهر در سال ۲۴۶ میلادی «شهستان» نامیده می‌شده‌است و توسّط تیرداد سوم، فرمانروای اشکانی‌تبار منطقه، به‌تَوْرِژ تغییر نام داده‌است. هرچند ولادیمیر مینورسکی در دانشنامۀ اسلام این نظریّه را رد کرده و بیان می‌کند این داستان که شاه اشکانی‌تبار ارمنستان به‌خاطر انتقام کشته‌شدن اردوان (آخرین پادشاه اشکانی) به دست اردشیر بابکان (بنیانگذار زنجیرۀ ساسانی) تبریز را اشغال کرده و این شهر را پایتخت ارمنستان قرار داده، تنها بر اساس نوشته‌های واردان تاریخ‌نگار ارمنی در سدۀ چهاردهم میلادی است و در منابع قدیمی به چنین چیزی اشاره نشده و این روایت ریشه‌ای عامیانه دارد.

i.دکتر سیّد احمد کسروی تبریزی زبان¬شناسی که دربارۀ ریشۀ نام شهرها و روستاهای ایران پژوهش کرده است، دربارۀ ریشۀ نام تبریز که زادگاه خودش است مینویسد: «آن¬چه دربارۀ تبریز در کتاب¬ها نوشته¬اند و بر زبان¬ها می¬گویند، همه عامیانه و نادرست است و من با همه جست¬وجوهایی که به کار بردم، به معنای آن نرسیدم و بهتر دیدم به حال خود گذارم.»

در دانشنامهٔ اسلامی، در پایان نتیجه‌گیری می‌شود که با توجّه به‌منابع ارمنی که نام شهر را در سدۀ پنجم میلادی، «تورژ» دانسته‌اند و این‌که به‌فارسی هم تورز تلفّظ کرده‌اند و با توجّه به‌معنای رایج فارسی «تب‌ریز» و «تب‌پنهان‌کن» و به‌قول اولیای چلبی «سِتْمه دوکوجو» (ستمه: تب+ دوکوجو: ریزنده) است و احتمالاً نام تبریز، «پنهان‌کنندهٔ تف و گرما» و با جنبش‌های آتشفشانی کوه سهند مرتبط بوده‌است.

فاوست بیزانسی در قرن چهارم میلادی، تبریز را «تَوْرِژ» و «تَوْرِش»، اسولیک در قرن یازدهم میلادی، نام این شهر را «تَوْرِژ» نوشته‌است و واردان در قرن چهاردهم میلادی آن‌را «تَوْرِژ» و «دَوْرِژ» ذکر کرده‌است. گویا دورژ اخیر از لهجهٔ عامیانهٔ ارمنی مشتق شده‌است و اصل کلمه، «دَ-ای- وْرِژ» به‌معنای «این برای انتقام است» بوده‌است./ دانشنامه نام ها و واژه ها. عادل اشکبوس.انتشارات مدرسه.

 

6- ریشه یابی لغت «اصفهان»:

نام های کهن اصفهان: گوناگون  اصفهان، اِسپَهان ،اسفهان، اصبهان  ، اسپاهان ، آسپدان ،اَسپَدانـَه ، اِسپَهان ،  اسفهان ،  صبهان ، اصپدانه ، بسفاهان ، ، اسباهان  ،  جی ،دار الیهودی  ، سپاهان ، سپانه ، ، صفاهان ، صفاهون و یهودیه. از آنجا که پیش از اسلام ، این شهر  محلّ گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران ، مانند : کرمان ، فارس ، خوزستان ، سیستان و ... در این شهر گردهم  می آمدند ؛ آنجا را « اسپهان » نامیدند و اِسپَهان مُـعَرَّب شد و تبدیل به اِصفَهان گردید .این شهر دارای واژگان کهنتری است که شبیه اسپهان نیست . مانند : ، گابیان ، گابیه ، جی ، گبی ،گی ، گابا .

یاقوت حموی ، می‌نویسد :«اصفهان یا اسپهان از کلیه اسباه است که به معنی سپاه و سگ می‌باشد . »

 

استاد پورداود ، می‌گوید :«ارزش این وجه اشتقاق فقط در این است که می‌رساند در لهجه قدیم اصفهانی ، اسباه به معنی سگ نیز بوده است » سپاه در پارسی باستان به معنی اسب نیز می باشد. زیرا اسب  بخش اصلی کار سپاه بوده چنانکه یاقوت حموی ، می‌گوید سپاه برابر اسب است و همین اصفهان را جایگاه سپاهیان نموده است .

محمد حسین بن خلف تبریزی ، درباره نام اصفهان این گونه  نوشته است :«اصباهان ، معرب اسپاهان است و آن شهری است مشهور در عراق و نام اصلی او این است . و نام مقامی است از جمله دوازده مقام موسیقی و آن را اصفهانک نیز خوانند .»

هرتسفلد نوشته است : اصفهان نام بلوکی از ولایت پریت کان و نام شهر « گبی » بوده است . گبی بعدها « گی » و سپس عربی شد و به « جی » تبدیل یافت.

 

7-ریشه یابی لغت «خوی»:

شهر خوي يکي از شهرهاي استان آزربايجان غربي و مركز شهرستاني به همين نام است. شهر خوي را به علت استقرار در محلي پست "خوي چوخورو" نيز مي نامند. كساني كه دنبال ريشه شناسي نام خوي با استفاده زبانهاي هند و ايراني بوده اند ادعا مي كنند كه معني واژه‌ "خوي" و ريشه‌ اين نام روشن نيست. اين بسيار طبيعي است، زيرا ريشه شناسي اين نام و وجه تسميه آن مي بايد بر اساس زبانها اورال-آلتائيك و در راس آنها تركي و در ارتباط با زبانهاي التصاقي باستاني مطرح در منطقه و در راس آنها زبان پروتورك سومري انجام پذيرد. بر اين اساس، نام شهر خوي، كلمه اي تركي است. در زير به برخي از نظريه هاي گوناگوني كه در ريشه شناسي اين نام تركي مطرح شده اند اشاره مي گردد:

a. کلمه "خوي" فرم باستاني كلمه "قويQuy, Qoy " در تركي قديم است كه مفهوم "چوخور" (سرزمين پست) را مي رساند. در ديوان لغات ترك، "قوي" به معني دره، بستر و بخش مسطح دره، وادي بزرگ و گود بين دو كوه و ته آمده است. همريشه با كلمات "قويتوQuytu " و "قوياقQoyaq ".

-قوياق Qoyak: به معني وادي بزرگ و گود بين دو كوه، گودي طبيعي ايجاد شده بين كوهها و صخره ها، گودي طويلي كه در دشتها توسط بركه هاي آب ايجاد مي شود است.

-قويتوQuytu : رد كلمه باستاني تركي "خوي-قوي" را در واژه "قويتو Qoytu - Quytu" كه مركب از كلمه "قوي" به علاوه پسوند "-تو" مي باشد نيز مي توان مشاهده نمود. در لغتنامه ائتيمولوژيك تركي در مقابل كلمه قويتو Kuytu گفته مي شود: "چوخور يئر çukur yer، گونه ش آلمايان يئر، كؤلگه (ترجمه: جاي پست، محلي كه آفتاب نمي گيرد، سايه). كلمه كويتوKuytu در تركي عثماني و تركي مدرن تركيه به معني جاي خلوت، محلي دور از چشم، محافظه شده از باد، است. ظاهرا اين كلمه با واژه "قويتو" مغولي به معني پشت، عقب، شمال و واژه "كوزKüz " تركي به معني محلي كه آفتاب نمي گيرد در ارتباط است. پسوند تي، -تو، پسوند اسم ساز از اسم بوده و در تركي آناتوليائي قديم به شكل دو موجود است (ائلتيElti ، قويتو Koytu، تورتوTortu ، اكتي Ekti، پيرتيPırtı ، پينتيPinti ). اين پسوند تصغير و تخفيف در تركيب با واژگان تقليدي كه به ير، -ور، -يل، -ول و ختم مي شوند بسيار فعال است: فيسيلتي، زونقولتو، فيشيرتي، اينيلتي (تركي آناتوليائي قديم).

 

b. نام شهر خوي از كلمه "خويXuy "، "قويQuy " كه در تركي باستان بسيار رايج بوده و به معني نقطه و مكان تجريد شده مي باشد گرفته شده است. كلاوسن در لغتنامه ريشه شناسي تركي پيش از قرن ١٣ ميلادي، اين كلمه تركي را مشتق از واژه چيني Kuei كه در آغاز به معني اقامتگاه زنان، بخش خصوصي يك مسكن بوده دانسته است. وي كلمه "كويتوKuytu " به معني جاي خلوت و محافظه شده از باد در تركي عثماني و تركي مدرن تركيه را نيز مشتق از اين كلمه مي شمارد. كلمه "خوي-قوي" امروز نيز در بسياري از زبانهاي تركي شمال شرقي به شكل "كويKuy " و به معني غار و در تركي خاقاسي به شكل "خويXuy " بكار مي رود. در تركي خاقاني، "كوي" به معني انتهاي يك دره است (كاشغري): "تاغيغ آتيپ اوغراسا، اؤزو كويي ييرتيلورTağığ Atıp Uğrasa Özü Kuyi Yırtılur" (هنگامي كه به كوهي تير بياندازد، مركز و دره هايش پاره مي شوند).بای بک

 

c. در تركي باستان دو كلمه به شكل "قويQoy " به معني محل پائين آوردن و گذاشتن (هر چيز) و "قويو Qoyu" به معني پائين گزارده شده، واقع شده در پائين وجود دارد. ظاهرا اين كلمات از ريشه مصدر "قويماق Qoymaq" به معني گذاشتن، پائين گذاشتن، پائين آوردن مي باشند. كلمه "قويوQoyu " را در تركيب "اوزو قويولوÜzü Qoyulu " به معني شخص دراز كشيده رو به پائين (بر روي شكم) نيز مي توان مشاهده كرد. زبانشناسان اين كلمات را همريشه با "قويونQoyun " به معني آغوش، "قودغورماقQodğurmaq " به معني به پائين چيزي رفتن و "قويروقQuyruq " به معني دم، بن (مرتبط با قودورغا Kudurğa مغولي، كفل اسب) دانسته اند.

 

d. در زبان تركي كلمه مشابه ديگري به شكل "قويوQuyu " و به معني چاه، گودي عميق كنده در خاك وجود دارد. اين كلمه اصلا از مصدر "قوذماق-قويماق" به معني آبي كه بيرون مي ريزد است. فرمهاي گوناگون آن در زبانهاي توركي: قويي، قوذوق، قوذوغ، قويوق، قويوغ، قودوق، قوداغ،. همريشه با "Kut " مجاري به معني چاه، قوددوغ Qudduğ ، قودوق Qudug، خودوقXuduq ، خوداقXudaq در زبانهاي مختلف مغولي به معني چاه و گودال آب، و قوتوغور Qotuğur به معني گودي و گودال (احتمالا نام منطقه سرحدي "قوتور" در شهرستان خوي مرتبط با اين كلمه است).

 

e. در کتاب "سيماي خوي" (صدرايي خويي) کلمه خوي مأخوذ از کلمه "قويون ـ قوي" ترکي به معني ميش و گوسفند دانسته شده است.

 

f. محمدامين رياحي نويسنده‌ي كتاب تاريخ خوي بر اين باور است كه شايد واژه‌ي خوي با جزء آخر نام شهر "اولخو" كه دو هزار و ‌١٠٠ سال پيش در همين جا قرار داشته است بي‌ارتباط نباشد. نامهاي مكانهائي چون "اولخو" و "حويه‌وه" در سال‌نوشته‌هاي آشوري، نيز "حويله" در کتاب مقدس كه محل آنها ظاهرا مطابقت تقريبي با شهر و منطقه خوي دارد، محتاج ريشه يابي هاي دقيق از سوي لغتشناسان و زباندانان بي طرف مي باشند. گرچه واژه "حويه وه" (حوي+ه وه) فوق مي تواند مرتبط با "خوي اووا" (وادي پست)، واژه "حويله" مرتبط با "قويلو" (دشت پائين) و واژه "اولخو" نيز مرتبط با "اؤل خوي" (وادي مرطوب) شمرده شوند.

 

g. ادعا شده است كه "در زبان سومري که از سوي برخي از صاحبنظران زباني پروتوتورك محسوب مي شود واژه اي مشابه "خوي" وجود دارد كه به معني سرزمين و دشت کم ارتفاع و پست است. اقوام سومري از آسياي ميانه (ترکستان) با گذر از سرزمين آزربايجان به منطقه بين النهرين رفته اند و در طول اين مهاجرت، سالها در آذربايجان رحل اقامت افکنده اند و گروههائي از آنها نيز براي هميشه در آزربايجان ماندگار شده‌اند. با توجه به اين واقعيت كه منطقه تمدن خيز "آراتتا" ذکر شده در کتيبه هاي سومري عموما با منطقه خوي و کلا غرب آزربايجان و شرق آناتولي منطبق مي شود، احتمال اينکه نام "خوي" يک کلمه سومري به معني سرزمين و دشت کم ارتفاع و پست باشد زياد است". با اينهمه در لغتنامه هاي سومري بررسي شده از سوي اينجانب، به همچو كلمه اي برخورد نشد.

 

8-ریشه یابی لغت «خراسان»:

ریشه این اسم خــوَر آستان است به معنی سرزمین خورشید .جایی که خورشید طلوع می کند  و خراسان مخفف خورآستان است.

در لغت‌نامه دهخدا آمده‌است که کلمه «خراسان» واژه‌ای پهلوی است که در متون قدیمی به معنی مشرق (خاور) در مقابل مغرب (باختر) به کار رفته‌اس.  و در منابع دیگر نیز خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاورزمین مورد استفاده قرار گرفته‌است .

یاقوت حموی جغرافیدان بزرگ ایرانی چنین نوشته‌است: خُر به فارسی دری، نام خورشید و آسان گویا اصل و جای شیء است. و سپس در شرح وجه تسمیه خراسان به نقل از دغفل النسابه چنین می‌نویسد:

خراسان و هیطل دو پسر عالم بن سام بن نوح، هر یک در شهری که منسوب به آنها شد وارد شدند، هیطل در شهری معروف به هیاطله در بالای رود جیحون و خراسان در شهرهایی که در زیر رود جیحون بود فرود آمدند و هر قطعه‌ای به نام کسی که در آن فرود آمد نامگذاری شد.

حافظ ابرو جغرافیدان مشهور، تعبیر دیگری به کار برده و خوراسان را «آفتاب مانند» معنی نموده و نقل کرده‌است که: بعضی گفته‌اند خورآسان، یعنی به آسانی بخور. و بعضی نیز خراسان را سرزمین نورانی یا طالع نوشته‌اند و آن را کلمه‌ای مرکب از لفظ «خور» به معنی خورشید و «آسان» به معنی شرق دانسته‌اند.

از بررسی نظرات ارائه شده چنین استنباط می‌شود که صورت درست واژه «خراسان»، "خورستان (خور+ستان = سرزمین مطلع خورشید)" بوده‌است که بر اثر تطور زمان و شاید از باب تطابق نگارش به خراسان تبدیل شده‌است.

 

9- پانکردها میگویند که خدا در تورات در کتاب اشعيا كوردها را ارتش من خطاب ميكند:

در تورت اسمی از کرد نیست از سرزمین عیلام سخن گفته و جنگجویان عیلامی که اجداد لرهای امروزی هستند را ارتش تاریکی ها خطاب کرده است. در این دوره زمانی عیلام چنان باشکوه و قدرتمند بوده که از انها بعنوان «سرزمین مخوف« و جنگجویانش را « لشکر تاریکی ها » یاد کرده و خداوند در تورات از«لشکر تاریکی» میخواهد که شهرها را محاصره کنند و به ظلم و ستم پایان دهد. (لرها کرد نیستند)

 

10-سکاها:

منبع موثقی وجود ندارد که کردها را سکایی خوانده باشد.

 

11-ساسانیان:

 ساسانیان اصالتا لر تبار بودند. ما تمام مدارک و اسناد لر بودن ساسانیان را درین لینک جمع اوری کرده ایم میتوید کلیک کنید و مطالعه فرمایید:

  http://www.neginzagros.com/News/Details/53

 

12- هلاكو خان:

یک حاکم مغول بود که بخش عمده‌ای از غرب آسیا و از جمله ایران را تسخیر کرد. هولاکو بنیانگذار سلسله ایلخانیان در ایران است که پایه‌ای شد برای سلسله صفوی و شکل‌گیری ایران امروزی. هرچند نبردهای وی و بازماندگانش با مملوک‌ها به منظور فتح سوریه و مصر با شکست مواجه شد اما او بخش عمده‌ای از جهان اسلام را تحت حکومت خود درآورد و با شکست خلافت عباسیان و سقوط بغداد بر سیطره اعراب بر این مناطق پایان داد. او یکی از چهار پسر تولی خان و نوهٔ چنگیزخان بود. مادرش زنی عیسوی مذهب موسوم به سرقویتی بیگی بود و زنش دوقوز خاتون نیز مسیحی بود. برادر بزرگ او قوبلای خان نخستین امپراتور سلسله یوآن در چین بود. او همچنین برادر منگوقاآن جانشین چنگیز و چهارمین خان از امپراتوری مغول بود.

 

اما هالاکو خان تنها یک مکان را تسخیر کند ان هم ایل باستانی شبانکاره بود.

در ایران یکی از ایالت‌هایی که به حکومت مغولان گردن ننهاده بود ولایت شبانکاره بود. شبانکاره در جنوب بود که تا این زمان فتح نشده بود و هم چنان خارج از نفوذ مغولان باقی مانده بود و اعلام فرمانبرداری نکرده بود. سپاهیان مغولان در سال ۶۵۸ ه برای فتح کردن این ایالت به راه افتادند و از راه شهر کرمان به دروازه‌های شهر رسیدند و خواستار ایلی شدند و در نهایت پس از جنگ های زیادی که صورت گرفت ولایت شبانکاره‌ایی نیز خراجگزار حکومت مرکزی گردید.

ایل شبانکاره یکی از ایلات باستانی لرتبار هست که امروزه این ایل پراکنده شده است و در دل لرهای بختیاری و ممسنی و کوهگیلویه بویر احمد هضم شده است.

 

ما در لینک زیرعلاوه بر ذکر مستنداتی در لر بودن ساسانیان اشاراتی به ایل باستانی شبانکاره که از ایلات باستانی لرستان بزرگ هستند نیز پرداخته ایم، میتوانید کلیک کنید

  http://www.neginzagros.com/News/Details/53

 

13- نادر شاه افشار

کسی که فتوحات و نام اوازه اش را مدیون قوم لر میباشد که اگر قوم لر او را همراهی نمیکرد به چنین اوازه ای دست نمی یافت .

نادرقلی ملقب به تهماسب‌قلی خان و نادر شاه از ایل افشار خراسان از ۱۱۱۴ خورشیدی تا ۱۱۲۶ پادشاه ایران و بنیانگذار دودمان افشاریه است. او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است که سرکوب افغانها و بیرون راندن عثمانی و روسیه از کشور و تجدید استقلال ایران و نیز فتح هندوستان و ترکستان و جنگهای پیرزومندانه او سبب شهرت بسیارش گشت. به او در اروپا لقب «آخرین جهانگشای شرق» و «ناپلئون ایران» نیز داده‌اند.

 

اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های ترکمان جزء گروه قومی ترک‌های آذربایجانی هستند. که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های دودمان صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبهٔ بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادرشاه افشار از شعبهٔ اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و درهٔ گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمن‌ها مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند.

 

14- اَبومُسْلِمِ خُراسانی (۷۱۸-۷۵۵ میلادی)

یکی از فرماندهان نظامی ایران و رهبر جنبش سیاه‌جامگان بود که توانست با براندازی حکومت بنی امیه، حکومت بنی عباس را پایه‌گذاری کند. نام اصلی او بهزادان پسر ونداد بود که به توصیه ابراهیم امام، یکی از بزرگان بنی عباس، به عبدالرحمن تغییر نام داد و با حکم وی رهسپار خراسان شد تا رهبری جنبش ضد اموی در این منطقه را بر عهده بگیرد. وی پس از پیروزی بر حاکم خراسان و تسخیر مرو، سپاهی را روانه عراق نمود و توانست در سال ۱۳۲ هجری قمری، مروان، آخرین خلیفه اموی را شکست دهد. با بر تخت نشستن ابوالعباس عبدالله سفاح به عنوان اولین خلیفه عباسی، امارت خراسان به ابومسلم سپرده شد. اما قدرت و نفوذ وی برای خلیفه و اطرافیان او نگران کننده بود. سرانجام، ابومسلم در سال ۱۳۷ هجری قمری، به نحو توطئه آمیزی به دستور منصور، دومین خلیفه عباسی به قتل رسید.

به نظر می‌رسد که ابومسلم در همان دوران زندگی خویش نیز شخصیتی مرموز بوده است و نام و تبار او مورد ستیز فرقه‌های گوناگون بوده است و از همان آغاز او را عرب، ترک، کرد(که کرد بودن ان جز محالات هست) یا ایرانی نامیده‌اند. برخی او را از تبار سلیت بن عبدالله از عباسیان دانسته‌اند که مشکوک است. برخی تا جایی پیش رفته‌اند که او را از تبار علی بن ابی طالب دانسته‌اند و برخی دیگر هم او را یک ایرانی از تبار بزرگمهر ذکر کرده‌اند. نام رسمی او که بر روی سکه‌ای «عبدالرحمن بن مسلم» آمده است، هرچند که برخی باور دارند این نامی بوده است که ابراهیم امام به او داده و نام واقعی او چیز دیگری بوده، که به گفته برخی «ابراهیم بن عثمان» یا به گفته برخی دیگر، نام ایرانی «بهزادان پسر وندادهرمزد» بوده است.همچنین نام او را ابواسحاق ابراهیم بن حیکان نیز ذکر کرده‌اند.

با این حال، ابومسلم در زمان حیاتش با نام عبدالرحمن نیز خطاب می‌شده است. این تغییر نام ظاهراً به سبب درخواست یا دستور ابراهیم امام (یکی از بزرگان خاندان بنی عباس که برای خلع بنی امیه و بدست گرفتن خلافت تلاش می‌کرد) صورت گرفته است؛ چرا که وی نام و نسب فارسی ابومسلم را دستاویزی برای دشمنان عباسیان می‌دانسته است.

ابومسلم خراسانی احتمالاً در سال ۱۰۰ هجری قمری در مرو یا اصفهان متولد شد. با این حال روایات تاریخی دیگری نیز در مورد محل و زمان تولد وی نقل شده است؛ چنان‌که اظهار نظر صریح در این مورد آسان نیست. این احتمال وجود دارد که مجهول ماندن اصل و نسب ابومسلم، تعمداً توسط حکومت بنی عباس صورت گرفته باشد تا نقش دیگران در براندازی حکومت بنی امیه کمرنگ جلوه نماید. 

بیشتر منابع بر روی این اتفاق نظر دارند که ابومسلم در کوفه بزرگ شد که مهد نافرمانی سیاسی و اجماعی بر ضد امویان بود. امویان سیاستی نژادپرستانه بر ضد غیراعراب یا حتی مسلمانان غیرعرب داشتند و این برخلاف باورهای مسلمین در برابر بودن همه مسلمان با هم بود و موجب خشم موالی (مسلمانان غیرعرب) گردید. وی در کودکی و نوجوانی، به خانواده‌ای به نام عِجلی در کوفه خدمت می‌کرد (احتمالاً به عنوان برده در ۱۲۴ (۷۴۱۷۴۲ میلادی) ابومسلم نخستین ارتباط خود را با واسطی از عباسیان را در کوفه برقرار می‌سازد و در نهایت او به امام بن محمد در مکه معرفی می‌شود.

تنها تاریخ باشکوهی که از کردان در خراسان میتوان دید مربوط به کردان چگنی هست که همه میدانند چگنی ها لر هستند که در شرفنامه ذکر شده است که در دوره شاه طهماسب ولی شیخ گنابادی نقل کرده در دوره امام رضا به خراسان رفتند.

 کرد خواندن ابومسلم(که از نسب چگنی های خراسان است) بخاطر این است که کردها لرها را کرد میدانند در صورتی که لرها جدای از کردان هستند.

 

15- كورش يا كور شا به كوردي يعني پسر شاه ؟

کُر یک لغت لری است و در زبان لری یعنی پسر.

 

16-کریم خان زند

در تمام نقل های تاریخ نویسان ان زمان از جمله کتاب رستم التواریخ کریم خان را لر گفته اند. علاوه بر این کریم خان خود نیز همواره خود را لر معرفی کرده است.

 

17-کشتی حضرت نوح

عده ای گفتند در کوه جودی به گل نشست. و گفته اند این کوه در موصل عراق در کردستان عراق(قسمت مشترک بین لر و کرد) میباشد. اما تحقیقات جدید این نظریه را رد کرده و با توجه به تحقیقات جدید کوه های ارارات ترکیه را محل به گل نشستن کشتی نوح دانسته اند اما بازم ضد نقیض هایی وجود دارد و به تاییدیه نهایی نرسیده و هنوز تحقیقات ادامه دارد

 

18-همه میدانند 250 ایرانی از تمام اقشار و قومیت های ایرانی در ناسا هستند نه کرد که اصلا جای بحث ندارد.

 

19-انگلیس در جنوب توسط قوم لر(لرهای بختیاری و لرهای بوشهر) شکست خورد و از ایران بیرون رانده شد. در شمال کشور هم شمالی ها با روس درگیر بودند و اسمی هم از کرد درین موارد نیست.

 

20-داعش

اگر سردار سلمانی به اصرار بارزانی وارد موصل نمیشد اقلیم کردستان با اینکه سیاسیون اقلیم در پشت پرده با صهیونیست ها و داعشی ها و وهابیون همراز شده بودند شکست خورده بود.

 

21- گفتند که فقط ما کردها توانستیم زبان و فرهنگ و لباسمان را در برابر اعراب حفظ کنیم:

پس این چفیه عربی چیست که جزیی از لباس کردی شده؟ ته لهجه عربی که کردها دارند نشان از پیوستگی نژادی بین این دو قوم است.

کردها بالغ بر ده نوع مذهب ده نوع زبان که هیچ کدام زبان هم را متوجه نمیشوند(مثلا یک سورانی زبان یک کرمانجی را نمیفهمد و...) دارند. شلوار کردی 150 سال هم بین کردها قدمت قدمت ندارد، بعضی ها معتقدند این شلوار از یک نمونه یونانی شبی سازی شده است. 

 

22-قضاوت با محققان است.

 

23- اما در منابع چیز دیگری بیان شده از جمله:مؤلفین اسلامی به کرات از ازدواج أجنه با زنان مسلمان روایت کرده اند و کسانی از افراد سرشناس را زاده ی مشترک أجنه و آدمیان دانسته اند علامه محمد باقر مجلسی از امام جعفر صادق (ع) روایت میکند که قوم کرد جنیانی هستند که خداوند آنان را بصورت آدمیان درآورده است حلیه المتقین فصل ۱۴.

در منابع آمده که جنیان علاقه عجیبی به موسیقی دارند.

 

24-ریشه لغت «بغداد»:

 

بَغْدادْ (برگرفته از پارسی میانه: b a g d a d ، به‌معنی: خدا-داد، هدیهٔ خدا) بزرگ‌ترین شهر عراق و دومین شهر بزرگ جنوب غربی آسیا، مرکز استان بغداد و پایتخت این کشور است که در مرکز جغرافیایی آن در کنار رود دجله است. پایتخت ساسانیان شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود.

 بغ(bagh)،بگ(bag) وبک(bak) در زبان پهلوی به معنی خدا می باشد.  نام بغداد به معنی  خداداد یا هدیه ی خداست. نام باکو در کشور آذربایجان نیز در اصل بَغو بوده که باکو شده .

 روستاها و شهر هایی که ریشه در این واژگان دارند عبارتند از:

بغرایی در خراسان جنوبی، بق دراستان سمنان،  روستای بق بقاب درخوزستان،   روستاهای بکان و باکان(بکان)در استان فارس،روستای بکتاش در آذربایجان غربی(تاش در زبان پهلوی از ریشه تاشیت به معنای« آفریده »می باشد . پس بکتاش می شود:  « آفریده خدا» ، بکران در استان سمنان،  ، بگه جان در استان کردستان، بگدانه در استان فارس و بگ وبگان در استان سیستان وبلوچستان ، بکیان در استان فارس ،روستای بغبغو در خراسان رضوی ، بغستان یا بیستون امروزی به معنی شهر خدا.

 

25- از قدیم گفتند دردی بدتر از نادانی نیست / جز علم دوای این پریشانی نیست

 

26-بله حرف حق جواب ندارد.

 

27-بله میدانیم ترکیه کرد کرمانج داره ولی درصد های خیالیش را نمیدانیم. سوریه هم بله کرد داره درصدش اطلاع نداریم، در کشور خودمان خوب میدانیم جز استان کردستان و قسمت کمی در شمال شرق ایران کرد نداریم.(کرمانشاه و ایلام اصالتا لر هستند و لر کرد نیست)

 

28-گروهک های تجزیه طلب پانکرد با صهیونیست ها دستشون تو یک کاسه است

 

29- توهم.

 

30- تروریست های پ پ ک و کومله و... از دختران بزک کرده در لباس نظامی عکس میگیرند و در فضای مجازی پخش میکنند (برای فریب افکار عمومی و تشنگان جنسی)

36 نظر

  • آیا میدانید؟؟؟

    قزوین معرب کسپین یا کاسپین است اگر با ویکی پدیای عربی سرچ کنید متوجه میشوید حالا قصد پانکردها از بهره برداری تشابهات لفظی اظهر من الشمس است اینها دنبال جای پایی برای خود در منطقه میگردند / اسم تبریز , توریس بوده / سوزیان یعنی محل احساس!!! یعنی چی؟؟؟ محل چه احساسی؟ احساس به گرما یا شرجی؟ چرا باید اسم یک منطقه این باشد؟ / دماوند محل قشلاق کردها بوده؟؟؟ پس چرا هیچ ردی از خود بر جای نگذاردند؟ کردها که در کوه زندگی میکنند چه احتیاجی داشتند از کردستان به راه بیفتند و از همدان و زنجان و قزوین بگذرند تا به دماوند برسند؟ / نام قدیم اصفهان , اسپدان بوده که به کردی یعنی جای اسب!!! یعنی اصفهانم کردن؟؟؟ یاقوت حموی در معجم البلدان صفحه ۶۱ و ۱۸۷ مینویسه اصفهان از دو بخش جی و یهودیه تشکیل شده و یهودی زیاد داره همچنین بلاذری در فتوح البلدان به یهودیه اصفهان اشاره کرده و در دایره المعارف یهود بارها از اصفهان نام برده شده که اسرای یهودی بخت النصر شاه بابل پس از شکست از کوروش , یهودیان را آزاد وآنان به ایران وارد شدند وقتی به اصفهان رسیدند , بزرگ آنها گفت:خاک هیچ منطقه ای را شبیه تر از اصفهان به بیت المقدس نیافتم و گفت که در اینجا اردو میزنیم که اردو زدن به زبان عبری میشود اشکهان!!! طبق نظر تاریخ نگاران همچون ابن فقیه , اصطخری , ابن حوقل , مقدسی , ابن خلدون و… یهودیان چون به اصفهان رسیدند در مکانی که ترجمه عبری آن اردو زدن معنی میدهد ( اشکهان = در اینجا می نشینیم ) منزل کردند و آب و خاک آن را هم وزن با آب و خاکی که از اورشلیم همراه خویش آورده بودند یافتند , در جلد سوم کتاب اوصرنگینوت اسراعیل لغت اصفهان را عبری دانسته و آنرا مشتق از سیان به معنی پناهگاه میداند. حسین بن محمد العلومی مورخ سده ۱۴ میلادی از یهودیان اصفهان در کتاب احوال اصفهان نام برده است , البته شاید کردها راست بگویند چون پانکردها خیلی گدایی محبت اسراعیل را میکشند / لاوان به کردی یعنی جوانان!!! یعنی جزیره لاوان آب حیات داره و هیچ پیر مرد و پیر زنی توش نیست؟؟؟ بعد قزوین هم به کردی یعنی دختران؟؟؟ خوی در، آذربایجان غربی هم به کردی یعنی نمک!!! / در کدام منبع تاریخی نوشته خراسان اسمی کردی است؟؟؟ / کرمانشاه پایتخت ساسانیان بوده؟؟؟ پس تیسفون چی؟؟؟ منصور خلیفه عباسی بغداد را روی خرابه های تیسفون پایتخت ساسانی ساخت , دکتر عبدالحسین سعیدیان در کتاب "سرزمین و مردم ایران زمین" , صفحه ۴۰۱ مینویسد:نام قدیم کرمانشاه " قرمیسین " بود و کرمانشاه ده بود تا حمله مغول… / نوشته ابو مسلم خراسانی از کردهای کرمانج بوده است!!! ماجرای ابومسلم خراسانی برمیگردد به اوایل قرن دوم اسلامی و کردهای کرمانج طبق کتاب کردستان نوشته دکتر علی اصغر شمیم ( تهران:انتشارات مدبر ، ۱۳۷۰ ) , صفحه ۱۳ , کوچاندن اجباری عده ای از کردهای کورمانج به خراسان شمالی به دستور شاه عباس اول صفوی در اواخر قرن ۱۶ میلادی صورت گرفت , حالا پانکردها نمیدونم چطور از صفویه و قرن دوم اسلام پل زدن؟؟؟ / در کدام منبع تاریخی نوشته که هلاکوی مغول از کردها شکست خورده است؟ هلاکو سردار خود به نام کیتوبوقا را با ده هزار نیرو در رمضان سال ۶۵۸ به جنگ ممالیک مصر فرستاد در عین جالوت ( نزدیک سرزمین فلسطین ) قوتوزخان سردار ممالیک مصر , مغولان را شکست داد و کیتوبوقا را کشت , عین الجالوت اولین شکست مغولان بود. حالا شما نمیدونم از کجا کردها را در این سند تاریخی جای میدید!!! / کریم خان زند از لرهای کمازانی ملایر بود و در کتاب رستم التواریخ نوشته محمد هاشم آصف مورخ دوره زندیه در صفحه ۵۴۱ خود را لر معرفی کرده است حالا چطور کرد شد؟؟؟ / ما شصت میلیون گونه حشره داریم , حالا اگر داستان نوح واقعیت داشته چطور این همه موجود را در کشتی جای داده؟ تهویه هوا و تغذیه کشتی چگونه بوده؟ با چه وسایلی چنان کشتی عظیمی ساختند؟ تازه شنیدیم عده ای مدعی بودند بقایای کشتی را در کوههای آرارات ترکیه گیر آوردن!!! / داعش با پنج هزار نفر , پنج استان عراق را در پنج روز گرفت و اگر روسیه و ایران نبودند الان معلوم نبود داعش چه بلایی سرتون میاورد , ضمنأ رابطه داعش با کردهای عراق به دلیل همسانی مذهبی بد نیست / نوشتند که کردها هیچ تأثیری از اعراب نگرفتند!!! ببخشید پس چطور مسلمون شدید؟؟؟ دکتر مجتبی مقصودی در کتاب قومیتها و نقش آنان در تحولات در صفحه ۵۴ مینویسد:کردها به دلیل نزدیکی به مرکز خلافت ( بغداد ) بیشترین تأثیر را پذیرفتند و به طریقه تسنن و پیروی از خلفای وقت پیوستند و بر اثر ارتباط با اعراب و ترکها تعدادی زیادی لغات ترکی و عربی وارد زبان کردها شد و همچنین تمام اصطلاحات دینی اکراد عربی است مثلأ هات در کردی یعنی آمد و در عربی فرهنگ لاروس جلد ۲ صفحه ۲۱۰۰ نیز به عربی میشود آمد و دیگر توز در کردی یعنی گرد و غبار و در ترکی نیز به همین معناست و چپلاخه در کردی یعنی سیل و در ترکی نیز به همین معناست کرد در فرهنگ لغت عربی لاروس جلد ۲ صفحه ۱۷۰۴ به معنی راندن ستور است و کرد در فرهنگ بدایع اللغه صفحه ۱۴۵ به معنای چوپان و گوسفند چران است و کردها به دلیل همسانی مذهبی همیشه حامی خلافت بودند و در دوره خلافت عثمانی به دلیل تعارض مذهبی با صفویه در نبرد چالدران سال ۹۲۰ هجری / ۱۵۱۴ میلادی از خلافت عثمانی حمایت کردند و عامل شکست ایران شدند تازه دکتر عبدالرحمان شرفکندی پژوهشگر کرد در کتاب فرهنگ لغات کردی به کلمات زیادی اشاره کرده که از زبان لری وارد گویش کردی شده است / مسعودی در کتاب التنبیه والاشراف صفحه ۸۴ و اصطخری در مسالک و ممالک صفحه ۸۹ کردها را غیر ایرانی میدانند و کافی کلینی در جلد ۵ کتابش میگه:با کردها همنشینی نداشته باشید که طایفه ای از جنیانند / کردها به هلال خصیب ( داسه بارور ) نزدیکند و نژادشان سامی است / کردها همین فارسی را دست و پا شکسته حرف میزنند چه برسه به تمام زبانهای، زنده دنیا!!! / ماه شرف خانم معروف به مستوره اردلان همسر خسرو خان ناکام والی اردلان است که تاریخ اردلان و خاندان اردلان از شکل گیری تا سال ۱۲۵۱ قمری را شرح میدهد حالا تاریخ محلی خاندان , ربطی به تاریخ جهان دارد که شما او را مورخ جهان لقب میدهید؟ اگر اثر عظیم ویل دورانت را که با کمک همسرش , تاریخ ویل دورانت را نوشت را ببینید یا آثار هانا آرنت را بخوانید بعد تازه میفهمید که نباید القاب و عناوین را الکی بذل و بخشش کرد / طبق کتاب اطلس جامع گیتاشناسی که توسط واحد پژوهش گیتاشناسی زیر نظر دکتر سعید بختیاری تدوین و نگاشته شده است در صفحه ۸۱ نوشته کل جمعیت ارمنستان دو میلیون نفر است که ۹۸ درصدش ارمنی و ۱ درصد روس و ۱ درصد هم کرد دارد _ صفحه ۸۹ نوشته تنها ۲۳ درصد جمعیت عراق , کرد است _ صفحه ۸۹ نوشته سوریه ۷ درصد جمعیتش کرد است _ صفحه ۸۶ نوشته ترکیه ۱۸ درصد کرد دارد _ صفحه ۹۳ نوشته لبنان فقط ۶ درصد کرد عشایر دارد _ صفحه ۹۴ نوشته ۸۴ درصد کشور مصر , عرب مصری است و ۶ درصد عرب سودانی دارد و بقیه هم بربرهای عرب اند حالا چطور آمار دقیق و داده های جمعیتی پانکردها دارند خدا میداند / هند که دومین کشور پر جمعیت دنیاست با آن سابقه در علم هوا فضا و آن تعداد عظیم دانشجو تنها چند تن دانشمند به معنای واقعی کلمه در ناسا دارد حالا پانکردها چطوری حساب کردن که ۲۵۰دانشمند کرد در ناسا وجود دارد خدا میداند و آیا این همه پرسنل به چه کارشان می آید و این ۲۵۰ نفر تنها از یک قوم در دنیا است؟ پس چرا ضریب هوشی کردها در دنیا بجای ملتهای جنوب شرقی آسیا ( مثل هنگ کنگ و سنگاپور و کره جنوبی و ژاپن که به ببرهای آسیا در تکنولوژی و علوم جدید معروفند ) اول نشد؟ / تنها دشمنی که کرد به خودش دیده طیب اردوغان و صدام حسین بوده حالا کار و مرز مشترک و مشکل روسیه و انگلیس با هزاران کیلومتر فاصله با کرد چی بوده تنها خود کردها میدانند و بس!!!

  • تبار نادرشاه افشار ( ناپلعون شرق )

    در کتاب ( نادر شاه ) اثر "نقوی پاکباز" که توسط انتشارات بنیاد سال ۱۳۷۱ چاپ شده در صفحه ی ۱۷۳ سخنرانی دکتر لاکهارت را در نوروز ۱۳۱۷ در انجمن همایونی آسیایی درباره نادرشاه بیان کرده که بخشی از آن را برای پی بردن به تبار اصلی نادرشاه افشار بیان میکنیم. دکتر لاکهارت در مورد نادرشاه افشار میگوید:امام قلی پدر نادر یکی از افراد گمنام قیریقلو از تیره های ایل افشار بود. افشار نام یکی از ایلات نیرومند جنگجوی "ترک" است که از قرنها پیش از آناطولی ( ترکیه ) به خراسان مهاجرت کرده بودند. از نام امامقلی معلوم میشود که "شیعه مذهب" بوده و حرفه ی ویرا پوستین دوزی ، ساربانی ، گله چرانی و دهقانی گفته اند. هر چه و هر که بود ، نام و نشانی نداشت و مثل سایر افراد ایل به ییلاق و قشلاق میرفت. ییلاق امامقلی و همراهانش ده کوچکی بود بنام کوب کان واقع در شمال خراسان و هشتاد مایلی شمال غربی مشهد. نخستین اروپایی که این ده را دیده و از نقاط مختلف آن عکس برداشته مرحوم سرلشکر پرسی سایکس مؤلف تاریخ ایران است. زمستانها ایل قریقلو به دهات درگز میرفتند و امامقلی هم با آنان کوچ میکرد. در ماه نوامبر ۱۶۸۸ میلادی نادر در یکی از دهات دره گز موسوم به دستگرد متولد گردید. نکته تازه در اینجاست که پس از مشهورشدن نادر ، هر کشور و شهری در صدد برآمد نادر را بخود منتسب سازد و افسانه هایی برای چسباندن این انتساب در خارج و داخل ایران جعل شد. تا آنجاکه ایرلندی ها هم نادر را از خودشان دانستند ، به این قسم که نادر بعدها چنان که میدانیم به "طهماسب قلی خان" Tahmsp Quli Khan مشهور شدو و ایرلندی ها آنرا تحریف کرده "توماس او کلی" Thomas O'Kelly گفته و نادر را ایرلندی دانستند. حالا حکایت پانکرد است که به خاطر فقر مشاهیر و نبود جا پایی در تاریخ ایران سعی دارند نادرشاه افشار را کرد معرفی کنند در صورتی که محققان و پژوهشگران غربی صدها سال پیش تبار و هویت او را ترک معرفی کردند!


  • آیا میدانستید که…

    آیا اسم واقعی خفاش شب را میدانید؟ آیا علی رضا ملا سلطانی را میشناسید؟ آیا از نحوه مرگ و قاتلان جلال الدین خوارزم شاه , میرزا کوچک خان جنگلی , باقر خان ( سالار ملی ) , خلبان محمد تقی خان پسیان آگاهی دارید؟

  • مدیر وبسایت

    احسنت. کاملا صحیح


  • آیا میدانید؟؟؟

    آیا میدانید بیشترین قاچاق در کدام مناطق کشور صورت میگیرد و چه مقدار زیان به اقتصاد مملکت وارد میشود و چه تأثیرات مخرب و منفی بر روی تولید داخلی میگذارد و باعث اخراج کارگران و تعطیلی کارخانجات داخل میشود؟


  • آیا میدانید!!!

    حدیث نبوی صلی الله تعالی شأنه علیه و سلم فرموده است که:الاکراد طاعفه من الجن ، و این حدیث در کتاب فقهی " شرح لمعه " و اکثر کتابهای تاریخی هم آمده و وجود دارد و در کتاب ( بدایع اللغه علی اکبر وقایع نگار کردستانی در صفحه ۱۹ ) آمده است . در تاریخ ابن خلکان و کتاب "قصه و امم" که در انساب عرب و عجم است آمده که اکراد از نسل عمرو مزیقیا میباشند که اجدادشان از ملوک یمن بودند و به ولایت عجم آمده و حتی شعری هم در این مورد هست که میگوید:لعمرک ما الاکراد من نسل فارس _ ولکنه کردین عمرو بن عاص = سوگند به جان شما کرد از نسل فارس نیست بلکه کرد فرزند عمرو بن عامر است _ عمرو و پدرش از ملوک یمن بودند و بعد از آن به شام منتقل شدند . و مذهب کرد من أوله إلی یومنا هذا ( از ابتدا تا کنون ) تسنن بوده و پیرو مذاهب شافعی و حنفی هستند.


  • آیا میدانستید که!!!

    آیا میدانید قوم لر در مقابل رضاخان بیشترین ایستادگی را کرد و بیش از هر قوم دیگری با او جنگید و آیا میدانید رضاخان و سپهبد امیر احمدی ( قصاب لرستان ) با مزد بگیری کدام قوم همسایه و حمایت آنان لرها را در پشتکوه ( ایلام ) و لرستان قتل و عام کردند؟ آیا از کسانی که چماق رضاخان بودند و لرها را نسل کشی کردند اطلاع دارید؟ آیا میدانید ژنرال بدره ای _ آریانا _ برنجیان و… از کدام قوم بودند و به خاطر خوش خدمتی به رضاخان به این درجات رسیدند؟


  • آیا میدانستید که؟؟؟؟

    در کتاب سلسله ی والیان لرستان , نوشته دکتر روح الله بهرامی , ( تهران:انتشارات حروفیه ، ۱۳۸۸ ) , صفحه ۱۳۴ ، متن یکی از قسم نامه های امرا و سرکردگان طوایف کرد ( محمد امیر اعظم ) برای همکاری با دولت و امیر لشکر غرب , جهت سرکوب و کشتار لرها و پایان بخشیدن به قدرت والی پشتکوه فیلی ( غلام رضا خان والی ابوقداره ) به قرار زیر است: متن سوگند نامه ی محمد امیر اعظم برای همکاری با دولت رضاخان , علیه لرها و غلام رضا خان والی پشتکوه:با حضور کلام الله مجید ، سوگند یاد میکنیم ؛ اولأ با کمال افتخار و تشکر به جهت خدمت گزاری!!! و فداکاری دولت!!! و اطاعت و فرمانبرداری از حضرت مستطاب اشرف اعظم , آقای امیر لشکر غرب دامت شوکته , حاضر , ضمنأ با حضور نمایندگان و وکلای امیر مخصوص ( عباس خان قبادیان رییس طایفه کلهر ) و فتح الدوله عهد می کنیم و حاضر می شویم برای این که هر وقت از طرف دولت و حضرت اشرف امیر لشکر غرب دامت شوکته امر به خرابی و معدومی غلام رضا خان والی بشود , این بنده!!! در اضمحلال و نابودی ایشان خودداری و فروگذاری نمی کنم!!! و فورأ برای رجوع این خدمت حاضر می شوم!!! متن سوگند نامه ی سه تن دیگر از امرای کرد برای همکاری با دولت رضاخان و براندازی والی ابوقداره پشتکوه:با حضور کلام الله مجید , این بندگان از طرف امیر مخصوص ریاست عشایر غرب و فتح الدوله , وکالتأ قسم یاد می کنیم , همچنان که آقای امیر اعظم مصدر خدمت گزاری و اطاعت و اوامر دولت , و حضرت اشرف امارت جلیله ی لشکر غرب دامت شوکته شده اند!!! که بعدها خلاف نکنند , آقای امیر مخصوص ( عباس خان قبادیان ) و فتح الدوله جانأ و مالأ از خیرخواهی و دوستی!!! و مساعدت دولت با آقای امیر اعظم , فروگذاری ننمایند , و با دولت معظم الیه دوست , و با دشمن شان دشمن باشند. ۴ برج حوت ۱۳۴۲ قمری ، سالار ارفع ، بهرام و رستم کرد . با این تمهیدات و با اشاره ی دولت رضاخان امرای کرد بنای اذیت و آزار و تجاوز به محدوده ی قلمرو والی پشتکوه را گذاشتند ؛ چنان که عده ای از رعایای خزل از طوایف پشتکوه مورد تعرض عشایر کلهر قرار گرفتند. حبیب الله نوبخت که از پیشکاران رضاخان بوده در کتابش ( شاهنشاه پهلوی ) , صفحه ۱۴۹ , اسم ایلات لری را که با رضاخان و چماق ها و مزدبگیرانش جنگیدند را به این شرح نام میبرد:ایل بیرانوند _ سکوند _ پاپی _ چگنی _ دریکوند _ قلاوند _ دالوند _ قاعدرحمت _ میر و جودکی . این ایلات با دشمن فرضی نجنگیدند , قدم خیر با دشمن, فرضی نجنگید. در خاطرات سیاسی و نظامی سرهنگ ستاد "غلامرضا رحمانی" در جلد ۱ صفحه ۵۵ مینویسد:یعنی لرها را واقعأ قلع و قمع کردند به طوری که پشتکوه برای سالها خالی از سکنه شد!!! حالا میان در کمال پر رویی میگن پشتکوه فیلی , کرد بودند و لرها به این منطقه مهاجرت کردند. آخ از بیسوادی…آخ از تحریف تاریخ… آخ از این نامردان که ادعای برادری میکنند…


  • میدانید که …

    آیا میدانید بیشترین گروهک های مسلح ایران ستیز در کجا استقرار دارند؟؟؟ از جنایات و خیانت های پژاک و کومله و دموکرات و شورای آزادی چه میدانید؟


  • اندکی تأمل!!!

    احزاب سیاسی و گروهک های مسلح کرد ، شریک قاچاق انسان و کالا در مرز هستند. این همه اشک تمساح برای یک عده قاچاقچی کرد چه معنی دارد؟؟؟ بیکاری که دلیل قاچاقچی شدن نیست! چطور افغانی ها و ایرانی های بیکار و بی پول که برای تأمین زندگی خود و خانواده شان از افغانستان مواد و کالا قاچاق میکنند قاچاقچی نامیده میشوند و سریع اعدام میشوند ولی پای یک سری کرد قاچاقچی که پیدا میشود , ناگهان اسمشان به "کولبر" تغییر پیدا میکند و همه ندانسته اشک تمساح میریزند!!! چرا تا به حال حتی یک قاچاقچی کرد اعدام نشده است؟؟؟ چرا خراسانی های بیکار از سر نداری که به قاچاق کالا روی می آورند تنها باید اعدام شوند؟ مگر خراسانی و بلوچ و افغانی و جنوبی نان نمی خواهند؟ اگر قاچاقچی شدن هر کس ( چه کرد و یا غیر کرد ) تحت عنوان بیکاری , بی اشکال است ، پس چرا برای بقیه گریه و زاری نمی شود؟؟؟ طبق گزارشات روزنامه ها , ارزش هر محموله قاچاقچی کولبر تا مرز ۲۰۰ هزار دلار است!!! کاروان قاچاقچیان بین ۵۰ تا ۱۰۰ نفر است حالا خدا وکیلی خود حساب کنید که ارزش تنها یک کاروان چند میلیون دلار است؟؟؟صاحب این همه پول چه میکند با این سرمایه هایی که روزانه گیرشان می آید؟ غیر از این است که سلاح و گلوله میشود و در سینه سربازان و مرزداران ایرانی مینشیند؟ آقایون قاچاقچی حزب دموکرات کردستان که بزرگترین سرمایه گذاران قاچاق در آن طرف مرز هستند و چند وقت پیش هم رسمأ اعلام نمودند که از جمله برای دفاع از کولبران وارد ایران شده اند!!!هنوز به استثمار هم قومان خود ادامه میدهند. ولی در سایتهای رسمی خود برای آنها اشک تمساح میریزند. آقایون حزب قاچاقچیان دموکرات کردستان بزرگترین سرمایه گذاران انواع و اقسام اجناس هستند. نه اقتصاد داخلی و تولید ملی سرشان میشوند و نه به فکر کارگران بیکار شده کارخانجات مملکت هستند. شما ای ایرانی مسلمان با خرید کالای قاچاق و با صرف کلی پول و کرایه و بنزین , برای تخفیف چند درصدی به گروهکهای پانکرد مسلح در آن سوی مرز که پای ثابت قاچاق انسان و کالا هستند کمک نکنید و ازشان چیزی نخرید , مطمعن باشید شما غیر مستقیم به قدرتگیری گروهکهای مسلح ایران ستیز کمک میکنید. ننگ و نفرت بر قاچاقچی تجزیه طلب باد…


  • آیا میدانید؟؟؟

    آیا میدانید تا چند وقت دیگر کره زمین به کره کرد تغییر نام می یابد؟؟؟


  • آیا میدانید؟؟؟

    آیا میدانید این پانکردها بودند که توهین و تمسخر لرها را بدیهی کردند؟ آیا میدانید شبیخون فرهنگی بر علیه مردمان لر را گروهک های سایبری پانکرد هدایت می کنند؟ آیا میدانید جوک ابزار سرکوب است و کارکرد سیاسی دارد و اغلب مقاصد سیاسی هستند که موج های فراگیر جوکسازی را تغذیه می کنند؟ آیا میدانید تمام جوک ها و توهینات علیه مردم لر در اقلیم کردستان عراق توسط گروهک های تجزیه طلب و با پشتیبانی فکری و رسانه ای اسراییل ساخته و تدوین میشوند؟ که نشان دهنده اوج دشمنی و تخاصم پانکردهاست!!! نیروهای ضد وطنی و تنگ نظر پانکرد خوب بدانند که لرها شیرند و به شغال جماعت باج نمی دهند.


  • دانیال رفعتی

    اصلا اصطلاح "کرد هوفل" یا "هوفلی کرد" بین لرها معروفه. به کردها به خاطر بزرگ نمایی و اغراق در حرف , میگن هوفل…


  • سیامک زمانی

    در کتاب بدایع اللغه نوشته علی اکبر وقایع نگار کردستانی که فرهنگ لغت کردی است در صفحه ۱۴۴ ذیل واژه کرد نوشته:طایفه ای صحرانشین کم فهم را گویند خصوصأ چنان که مشهور است لفظ کرد مبدل کرت است که به معنی کوتاه می باشد و طوایف صحرانشین ( کرد ) چون در فهم و عقل قصور دارند مسمی به این اسم شده اند!!!


  • آیا میدانید!!!

    آیا میدانید که اولین قومی که بعد از انقلاب ۵۷ علیه دولت موقت مرکزی شورش و اغتشاش کرد کردها بودند و با حمله صدام حسین به عنوان ستون پنجم در خدمت ارتش بعث عراق بودند و به پاس خدماتشان از صدام حسین نشان لیاقت گرفتند؟ آیا میدانید کومله و پژاک و دموکرات و شورای آزادی کردستان اسیران ارتش , سپاه و بسیج را برای جلوگیری از فرار نعل می کردند و برای اعتراف گیری و زجر کشی سر آن شهیدان بزرگوار را با حلبی و آجر می بریدند؟


  • رحیمی

    نظامی شعری دارد با این عنوان که:کردی خرکی به کعبه گم کرد _ در کعبه دوید و اشتلم کرد. در این شعر منظور نظامی از کردی , فرد عشایر بوده است


  • آیا؟؟؟

    آیا مسعود کشمیری ( متولد ۱۳۲۹ شمسی ) عامل انفجار در دفتر نخست وزیری ( ۸ شهریور ۱۳۶۰ ) را میشناسید؟


  • چرا؟؟؟

    تا حالا فکر کردید که چرا باید بیشترین جوک قومی برای ترک و لر که هر دو شیعه اهل بیت و از جمله بزرگترین اقوام ایران هستند باید ساخته بشود؟


  • احمدی

    متملق کرد , یا میخواهد تحقیرم کند یا فریبم دهد…


  • jalily

    آیا میدانید سند باد کرد بوده؟ چون شلوارش گشاد بود!!!


  • لر ئيلام

    کرد خواندن ایلامی ها جز تمسخر چیز دیگری نیست. بخدا گر ما خرد داشتیم ........


  • لر-مهران

    واقعیت گفتید.


  • لرسو

    یک دوستی برام صحبت میکرد ک هشت سال هست بین کردها در شهرهای مختلف زندگی میکنم، میگفت کردها همیشه یک حرف رو زیاد تکرار میکنند و ان اینکه میگن: "ما کردها مردیم". اما چیزی ک من در طی هشت سال ازین جماعت توهمی دریافتم این واقعیت بود که خاعن ترین، دزد ترین، بدترین انسان ها همین کردها بودند. ان ها فقط ب ظاهر میگن مردیم اما نامرد ترین انسان ها هستند. حتی از کسانی ک در خدمت سربازی با کردها بودند بپرسید میگن ک همیشه کرد راپرت میدادند و بچه ا رو لو میدادند و کاسه لیسی میکردند، خایمالی میکردند. چیزی ک من ازین کردها فهمیدم این بود ک هیچ انسجام ملی جامعه ای بین کردها وجود ندارد. بین کردها بیش از 15 مذهب وجود دارد و این خطر بزرگی بین خود کردها هست .


  • kurd

    لر یعنی شیر نر


  • وحید نوری

    شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی دو بزرگ ایل معروف کرد یعنی اردلان و مکری بودند , نابود کردند ( دکتر مجتبی مقصودی ، نا همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، مؤسسه مطالعات ملی ، پاییز سال ۱۳۷۶ ، صفحه ۱۴۲ ) .


  • پارس

    شمالرهاو كردها بزنيدتوسرهم كوروش نام ايران پارس گذاشت وخودشو پارسي خوند وارياييها س دسته بيش نبودند پارس يافارس پارتها مادها.لروكرد بعداسلام ب ايران اومدن كردها ك صددرصد ازعرااق يابابل اومدن.لرها هم سراينك از عيلامي ها كاسي ها گوتي هاو... هستن هنوز ب نتيجه نرسيدن واگ از مادها بوديد شما ك ادعاتون ميشه دست نخورده ايد چرانام قومتون از ماد ب لر عوض شد. ارياييها همه پارس زبان بودن شما بااين حرفاتون پارسهاي ايران ك 67درصد جمعيتو دارن وپارسهاي هند وتاجيكستان وروسيه وخيلي كشورهاي ديگ رو چطوري تعريف ميكنيد درصورتي ك همه دنيا در تاريخ باستان مردم ايران رو ب زبان پارسي وسرزمين پارس ميشناسن درحاليك جمعيت لرها 6درصدكردها 18 حتي تركاي مغول ازشما بيشترن چطور ساساني وهخامنشي رو ب خودتون ربط ميديد.امپراطوري پارس جزو خيلي ازكشورها بوده كتو همشون پارس زبانان هنوزم هستن ولي تو هيچكدوم لرها نيستن.

  • مدیر وبسایت

    با سلام، راجب قوم لر لطف كن مقاله ((وجه تسميه واژه لر )) را در سايت نگين زاگرس بخوانيد و بعد از ان مقاله منتشر شده در همين وبسايت تحت عنوان ((نژاد لر)) مطالعه فرماييد بعد راجب قوم لر دهان باز كن . ما اصلا دوست نداريم لرها را به دروغ پارس و يا از كورش بخوانند چراكه ما به وضوع ميدانيم تاريخي كه بنام كورش و پارس نوشتن همش بزرگنمايي بوده كه توسط پهلويي ها براي مقاصد سياسي ساخته و پرداخته شد. لطفا در لغت نامه دهخدا و معني معناي پارس را جستجو كن، بدرود

  • جواب جناب پارس ( با خلوص بالای عاریایی )

    پارس در فرهنگ لغت دکتر معین ، جلد اول ، صفحه ۴۵۴ یعنی آواز سگ! در فرهنگ کاتوزیان ( محمد علی طهرانی ) صفحه ۱۳۸ پارس یعنی:صدای سگ در موقع حمله و عوعو کردن! در فرهنگ لغت عمید ، چاپ شانزدهم ( ۱۳۶۱ ) ، صفحه ۲۴۹ پارس یعنی:عوعو کردن سگ هنگامی که بیگانه ای را در خانه صاحب خود ببیند و پارسه یعنی:پرسه ، گدایی و دوره گردی! ناصر پور پیرار در کتاب اشکانیان صفحه ۲۴ سال ۸۱ مینویسد:واژه ی پارس نه در معنای جغرافیایی و نه در معنای قومی پیش از ظهور داریوش در شرق میانه یافت نشده است و در تطبیق با معنای مسلم کنونی آن در فارسی معلوم شد که این واژه نوعی ناسزای تحقیر آمیز به معنای بی خانمان ، بی اصل و نصب ، غارتگر و مهاجر مهاجم است که پس از ویرانی های به بار آمده در دوران مهاجرت آریاییها و پارس ها به فلات ایران از سوی بومیان اصلی منطقه به قوم کوروش بخشیده شده است. پیش از داریوش هیچکس و از جمله کوروش اشاره ای به قوم یا سرزمینی به نام پارس ندارد و واژه ی پارس ، نخستین بار در بیستون به کار رفته است. در فرهنگ ایلام ( عیلام باستان ) پارس یعنی گدا و ولگرد و مهاجم از این لقب مشتق و بصورت پرسه زدن در فارسی آمده است و حتی صدای عصبانیت سگ را مردم ایران به قیاس پارس شناخته اند. پارسی از الفاظ وارداتی همراهیان یهودی داریوش است و احتمالأ یک واحد نظامی یهودی بوده است. در کتاب حزقیال یهودیان ( ۲۷ / ۱۰ ) و ( ۳۸ / ۵ ) نوشته که:مردم سرزمین های دوردست پارس _ لود و فوط جزء سپاهیان تو میباشند! چه ارتباطی میان پارس و یهود است که کوروش منجی یهودیان میشود و پارس جزء سپاهیان حزقیال پیامبر یهودیان به شمار میرود؟ فار به زبان عربی و عبری میشود موش! و نماد یهودیها هم موش است و صاحب والت دیزنی هم یک یهودی است که در برنامه هایش همیشه موش بر گربه پیروز میشود.دکتر مجتبی مقصودی در کتاب قومیتها و نقش آنان، در تحولات سیاسی سلطنت محمد رضا پهلوی ، صفحه ۷۷ مینویسد:ارایه تعریفی جامع از قومی به نام فارس قدری دشواراست باید به کدامیک از اقوام ساکن در این سرزمین لقب فارس داد و آن را متمایز از باقی ساخت؟ با وجود گمان بیشتر روشنفکران ، اطلاق و شمول بخشی از جامعه ایران به عنوان قوم فارس کاری بسیار مشکل بوده ، چرا که تلفیق نژادی ، قومی ، اجتماعی و سیاسی و جابه جایی های جمعیتی در طول تاریخ عملأ تفکیک و شناسایی قومی به نام فارس را امکان ناپذیر میسازد.تا قبل از سلسله پهلوی در هیچ منبع و سندی شما نامی از پارس و آریایی نمی یابید. در تمام منابع تاریخی شما تاجیک و عجم را می بینید اما اصلأ خبری از پارس نیست.پارس یک ژنتیک و نژاد شناسنامه دار نیست بلکه فارس یک فرهنگ است و هرکسی که فارسی تکلم کند ، فارس میشود. تمام اصطلاحات امروزی قراردادی و وضع شده توسط زبان شناسان در قرن اخیر است و محل اتفاق همه آراء نیست و تنها یک گمان است. اعراب همه ایران را فرس میخواندند به دلیل اینکه ایالت فارس در مجاورت اعراب مهاجر بود آنان همه ایران را فرس میخواندند. با ورود رضاخان به صحنه سیاست و گرایش او به ایجاد دولت _ ملت مدرن ، تکثر قومی و نژادی در کشور کثیرالقوم ایران تبدیل به ناسیونالیسم قومی و نژادی شد. رضاخان پالانی در ایجاد دولت مدرن به همرنگ سازی اقوام و نژادهای ایرانی از طریق سیاستهای همانند سازی دست زد و در این سیاست نه به وجوه مشترک همه اقوام ، بلکه بر مسلط کردن ویژگی های یک گروه قومی به همه گروه های دیگر تأکید کرد. او با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و مخصوصأ آموزش و پرورش ، سازمان پرورش افکار ، فرهنگستان ، سینما و تلویزیون و رادیو و … ایران را با تمام تنوعاتش "پرشیالیزه" کرد. بنابراین دولت مدرن به ایران حالت تسلط قومی به خود گرفت و دیگر اقوام را علیه قوم مسلط و نظام سیاسی بدبین کرد. ناسیونالیسم فارسی با وجود یکی ، عدم دیگری را می طلبد!

  • لرعیلامی

    پانفارس زیاد جوش نزن افغانستان و تاجیکستان ک فارس نیستن پشتو هزاره بلوچ تاجیک هستن..خوده کشور ایرانم ..20درصدم فارس نداریم..لر ترک ترکمن تات قشقایی مازنی و گیلگ بلوچ کرد تالشیه اینا هیچکدوم زبونشون فارسی نبوده و نیست


  • رضا احمدی

    در جواب شخص پارسی باید عرض شود که به هر میزان که در حرفهایتان فرو میروم به همان میزان بیشتر شاهد گزافه گویی شما میشوم! اقلیت بومی فارس و ایجاد زمینه های فرهنگی شکل گیری آن در مقابل سایر اقوام برمیگردد به زمان رضاخان که برای پر کردن خلاء محرومیت و حس تحقیر شدگی در اجتماع ملی قومیتی به نام فارس را به وجود آورد وگرنه قبل از دوره ی پهلوی هیچ نامی از پارس و آریایی در منابع و اسناد نمی بینیم. واژه های موالی و عجم و تاجیک هست اما پارس نیست! حالا شما بفرمایید چطور پارس دست نخورده باقی ماند در طول این همه سال ولی پارت و ماد از بین رفتند؟ اصلأ در کدام منبع یا کتیبه تاریخی آمده که آریایی ها سه دسته اند؟ چطور در طی سالیان متمادی و پس از آن حمله های اقوام و کشورهای یونان و روم و اعراب و ترکان و مغولان ، پارسها همچنان یکدست باقی ماندند؟ این همه تنوع و تعدد قومیتها و گویشها از آمیختگی و تلفیق نژادی حکایت میکند نه خلوص یک نژاد خاص! بعد جناب پارس بفرمایید که ، کی و کجا لری که ریشه در تمدن ۷ هزار ساله ایلام باستان و کاسیان دارد خود را به تمدن ۵۰ ساله ماد چسبانده است؟ اگر پارسها بومیان اصلی ایران بودند قطع به یقین در بدترین نقاط زیستی و جغرافیایی ایران سکونت نداشتند! مردم مهاجر و مهاجم پارس که بیابانگرد بودند پس از تصاحب سرزمین عیلام باستان ، مدنیت ، تمدن ، کشورداری ، خط ، هنر و معماری را مدیون عیلامیان هستند. زبان ثقیل و ترکیبی فارسی که نصفش عربی است و اعداد شمارش آن هندی است از کی تا حالا زبان آریایی ها شد؟ اقلیت فارس با احتساب جمعیت و سرزمین گیلک و مازنی و لر و جنوبی و تالش و ترکمن و افغانی شد ۶۷ درصد وگرنه کویر مرکزی ایران چه دارد که ظرفیت ۶۷ درصد جمعیت ایران باشد؟ مگر نه اینکه آب و نفت و گازتان قرضی و غصبی است؟ هم اکنون ۶۰ درصد اصفهان و شیراز و بیشتر اراک و قم و ورامین و پاکدشت و پیشوا و کرج و قزوین هم لر تبار است که بخاطر سیاست های تمرکز جمعیتی و صنعتی در شهرهای تلفیقی و هزار نژاد فارس مجبور به مهاجرت نیمه اجباری شده اند. اما نگفتید از کی تا بحال روسیه دارای پارس شده است؟ در صورتی که خواستگاه ، زادگاه و مسقط الرأس فارسی افغانستان است و اولین کتیبه های فارسی مثل بغلان و سرخ کتل و رباطک در افغانستان و متعلق به سلسله کوشانشاهی است. در واقع دین اسلام احیاگر زبان فارسی شد نه فردوسی. زبان فارسی اصالتأ کالبدی افغانی و روحی عربی _ اسلامی دارد و اعراب برای ترویج و تفسیر قرآن و احکام در سرزمین جدید فتح شده و در میان مردم بومی ، نیاز به لسان جدید داشتند و در بلخ و مزار شریف و بدخشان افغانستان نطفه زبان دری ( فارسی ) شکل گرفت و زبان فارسی یک زبان کاملأ وارداتی از جنوب تاجیکستان است. خواهشأ نام آن کتاب جمعیت شناسی که جمعیت لرها را ۶ درصد و کردها را ۱۸ درصد ذکر کرده را با ذکر صفحه بگویید.بعدش اگر فارسها ۶۷ درصد و لرها ۶ درصد و کردها ۱۸ درصد جمعیت را داشته باشند میشود ۹۱ درصد جمعیت ایران پس ترک و بلوچ و عرب و ترکمن چه میشود؟ فامیلی هایتان را با فامیلی های فارسهای اصفهان و یزد و کرمان و تهران مقایسه کنید تا متوجه شوید کی تبارش کجایی است. کربلایی ، نجفی ، کاظمینی ، عراقی ، یثربی ، لاهوتی ، حجازی ، أسود ، مکی ، جبل عاملی ، مرعشی ، قندهاری ، کابلی ، بدخشانی ، هراتی ، بلخی ، قریشی و… تمام لرها شجره نامه و ایل و طایفه دارند و همگی دارای وند میباشند.به راستی فرهنگ فارسی به من چه داده که من نداشتم؟ آیا فرهنگ صیغه ، متعه ، لواط ، چادر چاقچور ، تقیه ، روضه ، قمه زنی ، باباکرم و … ارزش فرهنگی دارد؟ ناسیونالیسم پارسی ملغمه ای است از واپسگرایی آریایی ، قومگرایی پارسی و شاهپرستی منسوخ شده! در ایران هیچوقت بافت جمعیتی یکدستی نبوده است طوری که فرمانروایان خود را شاه شاهان میخواندند و اقوام ایرانی آنقدر با هم تفاوت دارند که میتوان آنها را به راحتی از هم تمیز داد.


  • بهمن وکیلی

    فراموش نکنید پارس پرستی تنها هدیه ای که برای ما مردمان لور به همراه داشته فقط توهین و تحقیر و استهزاء بوده است. بیچاره های فریب خورده به خیالشان فکر میکنند پارس و آریایی شدن مثل یک منبع آب پر از فضیلت است و هر کس که یک لوله ای از این منبع نکشد هیچ چیز برای زندگی و افتخار ندارد و از تشنگی می میرد! آنقدر جذب و غرق پان آریایی ها شدند که خدمت به اصالت و فرهنگ خودشان را فراموش کردند. همین خود تخریبی ، خود ویرانگری و خود زنی امثال اینها باعث شده که امروز در تمام شاخص های توسعه عقب بمانیم و سوژه جوک و مضحکه اوقات فراغت پان آریایی ها شویم. پان آریاییها ضد ایرانند ایرانی واقعی کسی است که به تمام قومهای ایران احترام بگذارد نه اینکه هویت خود را بر دیگران تحمیل کند. علت تحقیر ، فقر و محرومیت ما این است که به راحتی در برابر هویت تصنعی تک بعدی پان آریاییسم تسلیم شدیم. اینها وطن پرست نیستند بلکه خود پرست هستند همینها بودند که به اسم پان آریایی تیشه به ریشه هویت ، فرهنگ و زبان لری زدند و نابودی هویت اقوام آرزوی اینان است.من عاشق ایرانم ولی از پان آریایی که لر ستیز است بیزارم.


  • کیان

    بله دوست عزیز از این دست چرندیات پانکردها فراوان در وبلاگ ها و سایتهایی که خودشان میسازند بنده و سایر دوستان خوانده و شنیده ایم و این مطلب جدیدی نیست،پانکردها روزانه حدود 20 سایت میسازند و در آنجا به هر نحو که میتوانند امورات دنیا و گردش روزگار را به کرد و کردستان ربط میدهند.حتی پانکردی در یکی از سایتها گفته بود که اردبیل تغییر یافته همان واژه آرتاویل است که کلمه ای کردی است...


  • سلمان

    احسنت بر تو لرسو؛حرف دلم رو زدی.اینها خنده دار ترین جملاتی بوده که در عمرم شنیدم:کردها مردند!!!!،کردها با غیرتند!!!!کردها مرزبانند!!!!.والا ما هرچی از این جماعت به ظاهر ایرانی تو این 30-40 سال دیدیم چیزی جز یاغی گری و شورش،آدم فروشی،کوبیدن بر طبل جدایی از ایران و استقلال و خودمختاری در حالی که هیچ قوم دیگری این را نخواسته ،جاسوسی در 8 سال دفاع مقدس برای دشمن،کشتن سربازان ایران و بریدن سر آن بی گناهان با حلبی که هیچ حیوان و کافری این کارو نمیکنه؛حتی الان که الانه جوونای ما دارن توسط این اشرار در مرزهای غرب کشور شهید میشن،دزدی و کیف قاپی در شهرهای بزرگ مثل کرج و...،بزهکاری،قاچاق مواد مخدر به صورت عمده،قاچاق انواع کالا و محصولات آرایشی،دزدیدن نفت و محصولات پتروشیمی با تانکر،قاچاق الکل و ویسکی و مشروبات از کردستان عراق و حمل آن به مرزهای ایران،فروش کلیه و تن فروشی زنان و دخترانشان در کرج و تهران و... ،توهین به اقوام ایرانی و تمسخر و کوچک شمردن آنها،فخر فروشی به دیگر اقوام و اینکه دائما به همه میگن ما کردیم....،نژادپرست ترین مردم روی زمین،نداشتن احساس و بی تفاوتی نسبت به هموطنانشان در جامعه که خود ثابت میکند اینها هرگز ایرانی نیستند و در کل کثافت ترین و آدمکشترین و بی غیرت ترین مردم روی زمین همین کردها هستند. عروسی کردها را ببینید،زن و مرد قاطی،زناشون لخت و پخت با مردای نامحرم دست میدند مثل اینکه با هم محرم اند و براحتی با هم میرقصند و روبوسی و.....بله پانکردها دستاویزی بهتر و دروغی بزرگتر از این سخنان برای سرپوش گذاشتن بر جنایات و کثافت کاری هاشان ندارند،از آن رو دست به گفتن انواع دروغ و چرندیات میزنند تا چهره منحوس این جماعت بیگانه عراقی را در نزد مردم تطهیر کنند و کردها را ایرانی جلوه دهند.ولی کسی که این جماعت را نشناسد،راحت گول حرفهای آنها را میخورد.


  • مسعود

    در جواب شخصی که با اسم پارس کامنت گذاشته باید بگم که:واقعا چه حرف خنده داری زدی دوست عزیز؛آریایی ها همگی پارس بودند!!!!!خخخخخخ.به طور کلی چیزی به اسم نژاد آریایی وجود خارجی ندارد,این آریایی خطاب کردن مردم نوعی سیاست فریب است برای یکدست کردن فرهنگ و تمدنهای مختلف برای اینکه دولت راحتتر بتوان منابع آنها را غارت کند.ما قومی به اسم پارس یا فارس در ایران نداریم،همونطور که کرد معنی قومی نمیده،شمایی که میگی لرها ماد نیستند,اولا اینکه ماد مجموعه ای از قبایل کوهستانی بوده و فقط لرها را شامل نمیشده.وسعت قلمرو مادها از آذربایجان تا خود لرستان را شامل میشده,ثانیا مادها تمدن بزرگی به حساب نمی آمدند و تاریخ افتخار آمیزی نداشتند چرا که حدود 50 سال دوام آوردند و به دست هخامنشیان سرنگون شدند؛لرها از اعقاب تمدنهای لولوبی، گوتی ,ایلامیان و کاسیت هستند و جزو بومیان اصیل و اولیه ایران زمین بودند,آنها از خود حکومت و فرمانروایی و خط نوشتن داشتند،اولین جرقه کشاورزی و در واقع آغاز انقلاب صنعتی از شهرهای شمالی خوزستان منطبق با جغرافیای حکومت ایلامیان آغاز و سپس به اکثر نواحی ایران گسترش یافت,ایلامیان هنرمندان چیره دست و توانایی بودند و در ساخت کوزه های سفالین با نقوش برجسته استاد بودند.کاسیتها اولین رام کنندگان اسب و دیگر حیوانات اهلی بودند و نژاد خالص اسب را به مردم بین النهرین میفروختند.آنها در ساخت اشیای مفرغی بسیار توانگر بوده اند و ساختار ابزار آلات شکار و نبرد آنها دقیقا مشابه با اصول و روشهای ریخته گری و قالب بندی در دنیای امروزی است.چرا که آنها ابتدا آهن را می گداختند و سپس آهن گداخته و مذاب را داخل قالبهایی از سنگ های خرد شده و آهک و خاک میریختند و سپس بعد از سرد شدن قالب و محتوای آن،قالب را شکسته و جسم اصلی را بیرون میاوردند.پروفسور رومن گریشمن معتقد است که:اوج عنر ایرانیان باستان در هنر برنز لرستان میباشد.اولین موسیقی جهان را لرها اختراع کرده اند,اولین زندگی های شهر نشینی و سرآغاز تمدن از آن لرهاست.اولین بومیان ایران لرها بوده اند,اولین پرورش دهندگان اسب و حیوانات اهلی همچون گاو,اولین مبدعان خط نوشتار و اعداد کسری,اولین هنرمندان تاریخ,مبدعان صنعت مفرغ و برنز،اصیل ترین قوم ایرانی،ریشه دار ترین قوم ایرانی،صاحب هنرهای برجسته و اصیل،صاحب بهترین پوشش ها،بهترین و اصیل ترین موسیقی و ریشه دار ترین زبان ها و...... ما مردمان شریف و نجیب لر بودیم و هستیم .اومدی جوک نوشتی؟؟؟همه دنيا در تاريخ باستان مردم ايران رو ب زبان پارسي!!! وسرزمين پارس!!!! ميشناسن.یکدفعه بگو کل جهان فارس نژاد پرسته.شما فارسها از خودتان هیچ چیزی ندارید؛تمام تاریخ و فرهنگتان را مدیون لرها هستید.فارس یا همون پارس معنی واق واق سگ میده.آخه شماها چی از خودتون دارید که خودتونو با کلاس هم فرض میکنید؟؟زبونتون که حداقل 50 درصدش عربی است،20 درصدش ترکی و مابقی از دیگر زبانها به آن وارد شده اند.فارسی اصلا زبان نیست که حالا بخواهیم در مدارس تدریسش هم کنیم.نژادتون که معلوم نیست از کجا به ایران آمده اید،پوشش دختراتون که دیگه افتضاح!!اروپا رم رد کرده،الان هرکی به تهران بره میبینه چه خبره اونجا،کاراتون که همه سوسول بازی و این حرفاست...،فرهنگتون چشم و هم چشمی و فخر فروشی به این و اون شده،چیزی که براتون اهمیت داره فقط پوله،شبیه یه مشت آشغال هستید؛بعد با این وجود میایید لرها رو هم مسخره میکنید؛خودشونو چسبوندن به لرها،میگن لری فارسیه!!!!به زبون ما میگن گویش!!.اگر لری گویشه پس چرا ما در لری به مادر دا میگیم،ولی فارسا میگن مادر-مامان و...؟؟؛چرا لرها به بلند شدن میگن وریس،فارسها میگن پاشو؟؟؛ چون لری یک زبان اصیل و دست نخورده است که به دلیل عدم اختلاط با زبانهایی همچون ترکی یا عربی بدون تغیی باقی مانده است،اما امان از فارسی ؛نگم بهتره....


  • آهوقلندری

    سلام خدمت مدیر سایت نگیــــــــــــــن زاگـــــــــــــــــــــــــراس سایت شما نگیـــــــــــــــــن است واقعا در کل دنیا با مدرک دلیل و هرچه با عقل جور در میاد و با مطالعه زیاد جواب تروریستهای رقاص کولی از هند گریخته را میدهید ... بخشی از کردها به گورانی معروف هستند گورانی در بین لرها دسته ای از کولی های هندی تبار هستند این خودش جای بحث دارد با هندیهای ایرانی (کردها) چرا کردها فقط و فقط و فقط به رقص و رقاصی معروفند؟؟ چرا زمان اوردن کولیها به ایران انها را نیز برای رقص و رقاصی اورده بودن؟؟ هرکسی از هر طرفی میگذره میشه کرد .... آریوبرزن هم میگن کرد بوده ساسانیان که پارس بودن اونها را هم میگن کرد بوده بعد ادعای ماد بودن هم دارن کولیها ... سخن امیر کبیر شاید داناترین سیاست مدار ایرانی باشد را در مورد کریم خان زند بخوانند بعد سخن بگویند کولیها با این دسیسه ها سعی در بلعیدن لرها را دارند که خوشبخاته هیچ لری حتی دیگه به مانند قبل کرد را برادر هم نمیداند چه برسد به یکی بودن به این زنا زاده ها ( زنای اجنه) میگن گروهی از اجنه به روی زمین هجوم اوردن و از آنها با زنان (انس) وصلتی صورت گرفته به دستور حاکمان دینی ان زمان همه این بچه ها که از نسل پدر جن و مادر انس بودن را کشتند بجز گروهی که به کوه ها فرار کردن و معروف شدن به کوهی یا همان دز زبان عربی کـــــــرد که بعدها با اوردن کولی های رقاص جمع جن و کولی جمع شد و در کل کرد شدن به معنی کوهی


  • خادمی

    اصولا هر جا فقر بیشتر باشد گرایش به خرافات و باورهای دروغین نیز بیشتر میشود و لذا مردم کرد که اموراتشان از راه قاچاق کالا و دست فروشی و کارگری است بیشتر به خرافات و موهومات گرایش دارند و آدم های متعصب و بحث ناپذیر و تنگ نظری هستند


  • بهاروند

    پان عرب ها و پانکردها علیه مردم لر توطعه و دسیسه میکنند و در پارلمان فرانسه سخنرانی کردند یوسف عزیزی بنی طرف و کریم عبدیان مشاور ارشد حزب تضامن دموکراتیک الاهواز و مصطفی هجری دبیر کل حزب دموکرات کردستان با هم بر علیه سرزمین لرها گفتگو کردند. مردم لر هوشیار باشند و در مقابل دشمنان اتحادشان را از دست ندهند


  • بابا کرم

    لر تحریم هست . لر ثروتمندی فقیر است .


  • امرایی

    روزنامه جوان در شماره ۵۳۰۰ ، صفحه اول نوشت:پارس سگ !!! بعد فارسها میگویند سگ هاپ هاپ میکند !!! در تمام فرهنگ لغات پارس یعنی آواز سگ .


  • پانوراما

    یک نفرو یقه اشو گرفتند و تا پشت مرز مغولستان پس راندنش. وقتی برگشت سوغاتش این بود که لرها و کردها هندی اند. نه خواست بفهمه کولی در این کشور کیه و نه اونقدر هول بود که فکر کنه دراینصورت هند کجا میتونه باشه؟


  • اندر جعلیات جماعت پانکرد

    در کتاب:بوره که یی ( پاراگه یی ) کهن ترین تیره باستانی آریایی !!! در کردستان ، آمده است که:زردشت کرد !!! رستم کرد !!! کاوه آهنگر کرد !!! فریدون کرد !!! دیااکو کرد !!! کوروش کرد !!! فقر مشاهیر و احتیاج به تاریخ سازی برای مردمی که ادعای ملت میکنند سخت آزار دهنده است به طوری که احزاب تجزیه طلب کرد برای گسترش جغرافیای خیالی کردستان و رسیدن به آبهای آزاد خلیج فارس با جعل و تحریف تاریخ درصدد ملتسازی هستند و به خطرناکترین تهدید برای امنیت ایران تبدیل شدند. پانکردها اعتماد به نفس قاچاق میکنند و متخصص تحریف تاریخ هستند و هر کجا در تاریخ مبهم باشه بیدرنگ سر و کله شون پیدا میشود. میگویند زردشت کرد بوده در حالیکه اطلاع ندارند زردشت یک اسم ترکیبی است و معنای آن شتر زرد است و شتر هم فقط در کویر و آب و هوای خشک یافت میشود نه در کوهستانهای پر برف کردستان !!! پانکردها ادعا میکنند رستم هم، کرد بوده است ! درحالیکه فردوسی در شاهنامه میگوید:رستم یلی بود در سیستان ! لابد مردم زابل هم کرد هستند؟ هیچ سندی برای کرد دانستن کاوه آهنگر و فریدون در دست نیست. مادها مجموعه قبایل متفاوتی بودند که در مقابل حملات آشوریان متحد شدند و هیچ سند ، کتیبه ، سکه ، شی ء و مدرکی که از مادها باقی مانده باشد و ثابت کند که مادها کرد بودند ابدأ در دسترس نیست خود کوروش هم برآمده از منطقه پارسوماش است و عده ای هخامنشیان را وامدار تمدن عیلام باستان میدانند حالا عده ای در کردستان عراق دارند برای ما تاریخ سازی میکنند !



آخرین مقالات