چهار شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

دین زروان - عیلام باستان

دین زروان کهن ترین دین در دوران باستان است که مربوط به عیلامیان میباشد. زروان بمعنای زمان است و نام یکی از ایزدان باستانی است. زروان در نوشته‌های پهلوی خدای زمان است اما بنا بر آیین زروانی، زروان خدایی است که در زمانی که هیچ چیز وجود ندارد نیایشهایی به جای می‌آورد تا پسری با ویژگی‌های آرمانیِ اورمزد داشته باشد که جهان را بیافریند. این نام در اوستا به صورت زَروان یا زُروان آمده‌است

دین زروان - عیلام باستان

زروان خدای دیرین ، پدر هورمزد و اهریمن به شمار می آمد
زروان نمایانگر زمان بی کران بود و مظهر تقدیر و سرنوشت .

 



درود بر لرســـــــــــــــــتا بزرگ

 

پلاک لرستان - دین رزوان
استوره رزوان روی پلاک لرستان.

بدست آمده از كاوش های لرستان را مى توان به اين استوره پيوند داد. در اين نقش نيز، خدا (اورمزد و اهريمن) را به دنيا مى آورد.
دور و بر زروان را چهره هايى فراگرفته اند كه نماد سه دوره ی زندگى
انسان است.


در آیین زروان تلاش شده بود که خیر و شر را به یک زمان که زروان است منسوب بدارند ، از آن پس زروان که پروردگار زمان بود مختار مطلق و جبار مقتدر گردید و دیگر جایی برای قدرت و اختیار انسان نماند بدین گونه اعتقاد به نوعی جبر که نتیجه ی این مذهب بود اندک اندک در میان مردم رخنه کرد و از دلایل سقوط و انحطاط پاداشاهان گشت.

  ( کتاب zurvan .A zaroastrian dilemma ،axford 1953 - دکتر عدالحسین زرینکوب در کتاب دو قرن سکوت صفحه ۲۳۱ ).

زروان اعتقاد به دو ایزد تاریکی و روشنایی دارد و آفریننده ی خیر و شر است .
فرهنگ معین در باب زروان چنین نوشته است(( ( زَ یا زُ ) - زروان چندین بار در اوستا از آن ذکر شده است و آن فرشته ی زمانه ی بیکران اراده شده است )).


بافت اساطیری زروان به این صورت است: « ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺯﻣﻴﻦ ﻳﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻏﺎﻳﻰ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ، ﺍﻭ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﭘﺴﺮﻯ ﺑﻮﺩ، ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﻛﺮﺩ . ﺗﻘﺪﻳﻢ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻴﺎﻳﺶ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ ﺯﻳﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ کهن، ﺗﻘﺪﻳﻢ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﻭ ﻧﻴﺮﻭ ﺩﺍﺭﺩ .ﺑﺎﺭﻯ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﺧﻮﺩ ﺷﻚ ﻛﺮﺩ .ﻭﻯ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻗﺮﺑﺎﻧﻰ ﻣﻮﺟﺐ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﭘﺴﺮﻯ، ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻓﺮﻳﻨﺪ . ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻭ ﻧﻄﻔﻪ ﺟﻔﺘﻰ ﺗﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻭ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ . ﺯﻳﺮﺍ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩﻯ ﺑﻰ ﻃﺮﻑ، ﻭﺟﻮﺩﻯ ﺩﻭ ﺟﻨﺴﻪ ﺍﺳﺖ . ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺟﻔﺖ ﺗﻮﺃﻣﺎﻥ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻯ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺍﻫﺮﻳﻤﻦ ﻛﻪ ﺗﺠﺴﻢ ﺷﻚ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ .

ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﭘﺴﺮﻯ ﻛﻪ ﺯﻭﺩ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺭﺣﻢ ﺍﻭ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻳﺪ ﺑﺒﺨﺸﺪ . ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻴﺰ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻋﻠﻢ ﻣﻄﻠﻖ ﺩﺭ ﺍﻭ ﻣﺘﺠﻠﻰ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﭘﻰ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺁﮔﺎﻩ ﺳﺎﺧﺖ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ ﺍﻫﺮﻳﻤﻦ ﺭﺣﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻣﻌﺮﻓﻰ ﻛﺮﺩ ...
ﺯﺭﻭﺍﻥ ﮔﺮﻳﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﭘﺴﺮ ﻣﻦ ﻧﻮﺭﺍﻧﻰ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﻮﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺑﺪﺑﻮ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﻜﻰ !... ﭼﻮﻥ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ
ﭘﻴﺪﺍ ﺷﺪ، ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻓﻮﺭﺍً ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺣﺎﺻﻞ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻳﺶ ﺍﺳﺖ ... ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﻧﻤﻰ
ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻋﻬﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﻄﺎﻯ ﻣﻮﻫﺒﺖ ﺳﻠﻄﻨﺖ ﺑﻪ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﺸﻜﻨﺪ، ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻰ
ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﻧﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻫﺮﻳﻤﻦ ﻭﺍﮔﺬﺍﺭ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﺭﻣﺰﺩ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﻳﻰ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﻋﻠﻰ ﺭﺍ
ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ . » ( ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﺳﺎﻃﻴﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ _ ﺟﺎﻥ ﻫﻴﻨﻠﺰ - ﺗﺮﺟﻤﻪ
ﮊﺍﻟﻪ ﺁﻣﻮﺯﮔﺎﺭ ﻭ ﺍﺣﻤﺪ ﺗﻔﻀﻠﻰ - ﻧﺸﺮ ﭼﺸﻤﻪ - ﺺ ۱۱۳ ، ۱۱۴ ».


ﺑﺮﺧﻰ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻭﺍﺭ، ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻗﺼﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯﻯ ﻫﺎﻯ ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﻮﻥ
ﺯﺭﺩﺷﺘﻰ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ . ﺯﻧﺮ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﻳﻚ ﻧﻮ ﺩﻳﻦ ﺯﺭﺩﺷﺘﻰ ﻣﻰ ﻧﻮﻳﺴﺪ : « ﻣﻮﺑﺪﺍﻥ، ( ﻣﻐﺎﻥ ) ﺍﺯ
ﺯﺭﻭﺍﻥ،ﭘﺪﺭ ﺧﺪﺍﻳﺎﻥ، ﻧﻘﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﻭ ﻣﺪﺕ ﻳﻚ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ، ﺁﻳﻴﻦ ﻣﻮﺑﺪﻯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ
ﺭﺍﺳﺘﻰ ﺍﺵ ( ﻋﺪﺍﻟﺘﺶ ) ﺩﻋﺎﻳﺶ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﺪ .» ﺷﺎﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﻋﺎ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﻚ ﻣﺬﻫﺒﻰ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻉ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﻛﻠﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ
ﺍﻯ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺑﺎﻧﻨﺪﻩ ﺭﻳﺸﻪ ﻫﺎﻯ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ ﺩﺭﺧﺘﻰ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺁﻳﻴﻦ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﭘﺮﺳﺘﻰ ﺍﺳﺖ، ﻧﻜﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ ﺭﺍ
ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺯﻭﺍﻳﺎﻯ ﺗﺎﺭﻳﻜﻰ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻰ ﻣﻰ ﺑﺨﺸﺪ .


ﺗﺌﻮﭘﻮﻣﭙﻮﺱ ﮐﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﻧﮕﺎﺭ ﻧﺎﻣﯽ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ، ﺩﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪﯼ « ﻓﯿﻠﯽ ﭘﯽﮐﺎ » ﺁﻭﺭﺩﻩ ﮐﻪ « ﻣﻐﺎﻥ، ﺑﺮ ﺍﯾﻦ
ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﭘﯽ ﺩﺭ ﭘﯽ، ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﺍﯾﺰﺩ « ﺭﻭﺷﻨﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ» ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ
ﮐﺮﺩﻩ، ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﺮﻣﺎﻧﺒﺮﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪ . ﺩﺭ 3000 ﺳﺎﻝ ﺩﻭﻡ، ﺑﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﻭ ﭘﯿﮑﺎﺭ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ، ﺑﺎ ﻫﻢ
ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﯾﻮ ﺑﺪﯼ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻪ
ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺑﯽﻧﯿﺎﺯﯼ، ﺑﺪﻭﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺑﺮﺩ، ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺳﺎﯾﻪﺍﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ
ﺍﯾﺰﺩ ﻧﯿﮑﯽﻫﺎ، ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻢ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ .


ﺗﺌﻮﺩﻭﺭﻭﺱ ﭘﺎﺭﺧﻮﻧﺎﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺸﯿﺎﯾﯽ ﺳﺮﯾﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﺪﻩﯼ ﻫﺸﺘﻢ ﺯﺍﯾﺶ ﻣﻬﺮ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ
ﻧﻮﺷﺘﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ «ﺳﮑﻮﻟﯿﺎ » ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ : ﻣﻐﺎﻥ ﻣﺎﺩﯼ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﺋﯿﻦ ﺯﺭﺩﺗﺸﺖ ﺯﺭﻭﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ .

 

ﺩﺭ ﮐﯿﺶ ﺯﺭﻭﺍﻥ؛ ﻣﻐﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﺎﯾﮕﺎﻩ ﻭﯾﮋﻩﺍﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﻭﺟﻮﺩ ﺩﻭ ﺍﯾﺰﺩ ﮐﻪ ﺭﯾﺸﻪﯼ ﺁﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﺶ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﻭ ﻧﯿﺮﻭﯼ « ﺧﯿﺮ ﻭ ﺷﺮ» ﻭﺍﺭﺩ ﺁﺋﯿﻦ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪﯼ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﻥ ﺯﺭﺗﺸﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺍﻣﻦ ﺯﺩﻧﺪ، ﻭﺍﺭﺩ ﺁﺋﯿﻦ ﺯﺭﺗﺸﺖ ﺷﺪ .


ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥﻫﺎﯼ ﻣﺤﻠﯽ مردم لر ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﺍﺯ ﺁﯾﯿﻦ ﻣﯿﺘﺮﺍﺋﯿﺴﻢ ﮐﻬﻦﺗﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺁﯾﯿﻦﻫﺎﯼ ﮐﻬﻨﯽ ﭼﻮﻥ ﯾﺎﺭﺳﺎﻥﺍﯾﺰﺩﯼ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﺮﺩ .


ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮐﻮﻫﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺭﻭﺡ ﻓﺮﺩ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﺭ
ﮐﺎﻟﺒﺪ ﻣﻮﺟﺪﺍﺕ ﺯﻧﺪﻩ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﯾﺎﺑﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻭﻧﺎﺩﻭﻥ ﯾﺎ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﻧﺪﻩ
ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﺎﺳﺦ ﺍﺭﻭﺍﺡ ﺍﺯ ﻧﺴﻠﯽ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ .
ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﮐﯿﺶ ﺯﺭﻭﺍﻥ ﻭ ﮐﯿﺶ ﺍﯾﺰﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺁﯾﯿﻦ ﮐﻬﻦ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩﻫﺎﺳﺖ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺷﺒﯿﻪ ﺍﺳﺖ . ﺟﺪﺍ ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻠﻪﯼ ﺳﻨﺨﯿﺖ ﺍﺭﻭﺍﺡ، ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﻓﺼﻞ ﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺁﺗﺶ ﻧﺰﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ الهه های ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ.

 

ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺟﺎﻥ ﻣﺎﯾﻪ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﯾﮏ ﮔﺎﻭ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺷﯿﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﯾﮏ ﺷﯿﺮ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺩﻭ ﮔﺎﻭ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺩﻭﺭ ﺷﺪﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﭘﯿﺮﻭﺍﻥ ﯾﺎﺭﺳﺎﻥ ﻧﮕﻬﺒﺎﻧﺎﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺑﻨﯿﺎﻣﯿﻦ ، ﭘﯿﺮ ﻣﻮﺳﯽ ، ﺭﻣﺰﯾﺎﺭ ، ﺗﻨﺎﺳﺦ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺭﻭﺡ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.


ﻟﺮﻫﺎ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺍﺩﯾﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﮐﻬﻦ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ...

ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ﺭﻭﺡ ﺩﺭ ﮐﺘﯿﺒﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﯿﻼﻣﯽ - ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻔﺮﻍ ﮐﺎﺳﯿﺎﻥ - ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺯﺭﺗﺸﺖ، ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﺷﮑﺎﻧﯿﺎﻥ - ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﺎﺳﺎﻧﯿﺎﻥ ﻭ ﻣﻬﺮﺍﻥ ﮐﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﺷﻬﺮﻫﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﻣﻬﺮﮔﺎﻥ ﮐﺪﻩ ، ﻣﻬﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻼﻡ ، ﭼﻢ ﻣﻬﺮ ﮐﻪ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺭﻭﺩ ﺳﯿﻤﺮﻩ ﻭ ﮐﺸﮑﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ
ﺩﺭ ﻣﻔﺮﻍ ﮐﺎﺳﯿﺎﻥ ، آﻧﺪﺭﻩ ﮔﺪﺍﺭ ( ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﻨﺮ آﻧﺪﺭﻩ ﮔﺪﺍﺭ ) ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻔﺮﻍ ﮐﺎﺳﯿﺎﻥ ﺍﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﻨﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﻟﺮ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ.

ﺭﻭﻣﻦ ﮔﯿﺮﺷﻤﻦ ﺍﺛﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﯽ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻭ ﮐﺎﺳﯿﺘﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﻬﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﺗﺼﺎﻭﯾﺮ ﺩﯾﻨﯽ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ. ﺭﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻟﺮ ﺩﺭ ﺳﻮﮔﻨﺪﻫﺎﯾﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ:

ﻭﻩ ﻟﯿﺴﮏ ﺍﻓﺘﻮﯼ ﻗﺴﻢ « ﺑﻪ ﺷﻌﺎﻉ ﻧﻮﺭﯼ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺳﻮﮔﻨﺪ » ﻧﯿﺰ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ. ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﮕﯽ ﺭﻭﺡ ﺩﺭ ﺁﯾﯿﻦ ﯾﺎﺭﺳﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﻋﯿﻼﻣﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ امروزه در میان لرها سوگند به زمان همچنان وجود دارد مانند:
وه ایواره قسم ( به غروب قسم )
وه ای دیر وقت داوِت ( به این زمان دیر وقت داوودی )
وه ای شومونگ قسم ( به ماه شب قسم )
قسم وی روز پیشی ( قسم به روز روشن ).


در میان لرها طایفه ای هست به نام زرونی که شاید ردی از نامواژه ی زروان باشد ، همچنین در فرهنگ معین از باب « رشن » نوشته شده است: « رَ شْ - فرشته ی عدالت ایزدی که روز سوم پس از مرگ سر پل چین لاود به اعمال خوب و بد در گذشتگان رسیدگی می کند » .


در بین لرها طایفه ای همچنین تحت نام « رَشْ نو - رشنو»  وجود دارد که این نیز می تواند دلیلی بر اعتقادات مردم لر بر باورهای کهن در نامواژه های به جای مانده باشد.

به همانگونه که کرونوس خدای زمان نزد یونانیان بود زروان نیز خدای بومیان کهن ایران(عیلامیان) بود و همه چیز را تحت کنترل خود داشت .


موبدان و روحانیان زرتشتی آیین زروان را نیز مانند عقاید مانی نوعی رفض و بدعت می شمرده اند و با آن مخالفت می ورزیده اند اما این ایین رواج بسیار یافت و حتی گاها آیین زروانی بر آیین زرتشتی برتری داشت ( رجوع شود به l' Iran sous les sassanides page 166 - christensen)

 


ریشه های این دین کهن که به قبل ورود آریایی ها به ایران می باشد در میان مردم لر همچنان وجود دارد

 

 زروان در یک نگاره عیلامی

تصویر \ زروان در یک نگاره عیلامی

 

در پایان خدمت عزیزان عرض کنم که برای اطلاعات بیشتر مقاله بعدی را تحت عنوان معرفی دو توتم از مردم لر در دوران باستان ( عیلام - کاسیت )  را مطاله کنند. (روی این متن ابی کلیک کنید)


گردآورنده \ اصغر حاتم وند

 

8 نظر

  • مرتضی پاپی

    خیلی جالب بود.


  • جوادبختیاری

    بنارم به غیرتت خداوکیلی دمت گرم. هرکی هستی اگه چندتالرباغیرت مس شماگیربیاداسم لرکل دنیامیپیچه ولی متاسفانه جدیدادارن بی غیرت میشن واصلاتعصب ندارن


  • خایدالو

    مقاله ای وزین , جامع و تخصصی بود. لذت بردم . دست مریزاد . برقرار و جاویدان باشید.


  • احمد چالنگ

    خیلی عالی . تشکر از اطلاع رسانی زیبا و دقیقتان


  • امیدگودرزی منجزی بختیاری

    بادرود فراوان 🎹 خدمت برادر و سروران گرامی عرض کنم که ما لرهای بختیاری بیشتر در پیشترها و بزرگان مان قسم هایی که از نیاکان و اجدادمان سینه به سینه به یادگار مانده تا مهری باطل و قاطع بر پیشانی این ضد الوارها زده شود در گفتگوهایشان بکار میبردند که اینها تمام بیانگر این موضوع میباشد که لرهای بختیاری که خود بر روی این موضوع تحقیقاتی نموده ام به این نتیجه رسیدم که لرهای بختیاری که از ساکنان قدیمی و کهن سرزمین ایران قدیم و ایلامیان بوده اند و همواره در زندگی گله داری و عشایری گونه خویش با تمامی قدرتهای هستی از قبیل باد، آب، باران، شب، روز، ستاره ، ماه ، خورشید، زمین، آتش، درخت، اسمان، و ... سروکار داشته و هم بابهره جستن ازین آفریده ها راه هایی برای مهار و استفاده درست از آنان خلق نموده اند و با دانستن این امر که تمامی این مخلوقات در تکامل و حیات شان بسیار گرانبها و الزامی و با قدر دانستن به این آفریده ها و مهم بودن شان به تمامی این آفریده ها ازروی احترام و تقدس قسم هایی یاد میکردند که با بیان اینان و شناخت بهتر از زندگانی لرها و نوع همبستگیشان با طبیعت به این باور یقین دست پیدا میکنیم که لرهای بختیاری آیینی جز آیین مهر آیینی یا مهر پرستی که بر دیده ها وباورهایشان پایدار بوده و این باور سر به ازمنه های دور و دراز میرساند دلیلی براین تحقیقات نمی یابیم نمونه ای از اقسام قسم هایی که در زندگانی لرها از قبیل بختیاری ها در گذشته بوده وتاکنون نیز ادامه داشته و خواهد داشت ازین قرار هست: ۱. بیو(به این) تش قسم ۲. بیو(به این) چاله قسم (منظور مکان آتش درست کردن) ۳. بیو شو قسم ۴. بیو برکت قسم ۵. بیو مه قسم ۶. آسارم ورسته ایر درو بگم(ستاره ام در آسمان نابود بشود)یکی از اعتقادات بختیاریها از گذشته های کهن که با بدنیا آمدن هر نوزاد ستاره ای برای آن در آسمان قرار میگیرد ۷. بیو روز قسم ۸. بیو افتو قسم پاینده لرهای دلیر لرستان بزرگ و سرافراز امید گودرزی منجزی


  • امیدگودرزی منجزی بختیاری

    با درود و سپاس ما لر های بختیاری به زندگی ایلی که از اجدادمان به ما رسیده افتخار میکنیم


  • -لرسو

    قومی ک باج میگرفت از شاهان ، بازیچه دست غلامان شده....


  • Ebrahimazarm

    بسیار عالی و کامل دستتون درد نکنه



آخرین مقالات