چهار شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ایت الله بروجردی

سید حسین طباطبایی بروجردی (۱۲۵۴ در بروجرد - ۱۰ فروردین ۱۳۴۰ در قم) معروف به آیت‌الله العظمی بروجردیاز مراجع شیعه ایرانی در سدهٔ چهاردهم می‌باشد. وی به مدت هفده سال زعیم حوزه علمیه قم و به مدت پانزده سال تنها مرجع تقلید شیعیان جهان بود. او در خانواده‌ای مذهبی از علما که نسب خود را با سی واسطه به امام حسن می‌رساندند متولد شد. سید محمد باقر بحر العلوم، عموی پدربزرگش و میرزا سید محمود طباطبایی بروجردی عموی پدرش که غالباً با ناصرالدین شاه در ستیزه بود. از مشهورترین نیاکان او در زمانهای اخیر بودند. بروجردی تحصیلات رسمی خود را در دوازده سالگی در مدرسه محلی در بروجرد به همراه پدرش سید علی و دیگر علما شروع کرد. در ۱۳۱۰ به اصفهان که هنوز مرکز اصلی آموزش مذهبی در ایران بود رفت و بخش اصلی آموزش خود را گذراند. معلمین او در علوم مذهبی ابوالمعالی کلباسی، محمدتقی مدرسی و سید محمدباقر درچه‌ای بودند. او همچنین با آخوند ملا محمدکاشی و جهانگیر خان قشقایی معروف و عرفان را با محمد مقدس اصفهانی خواند.

ایت الله بروجردی

آیت الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی , فرزند آقا سید علی طباطبایی ( متوفی به سال ۱۳۲۹ قمری ) از علمای بنام بروجرد بود و نسب اش با سی واسطه به امام مجتبی ( ع ) میرسید. سیری در شجره ی اجداد و اعمام این بزرگوار نشان می دهد که بسیاری از افراد این خاندان جلیل القدر از کبار دین و عظام مسلمین بوده اند. نام شریف اشخاصی چون سید محمد تقی مجلسی ( مجلسی اول , متوفی به سال ۱۰۷۰ قمری ) , سید محمد باقر مجلسی ( مجلسی دوم و صاحب بحارالانوار , متوفی به سال ۱۱۱۱ قمری ) , سید محمد بروجردی , سید محمد مهدی بروجردی ( معروف به علامه ی بحرالعلوم , متوفی به سال ۱۲۴۰ قمری ) , میرزا محمود بروجردی ( صاحب مواهب السنیه و متوفی به سال ۱۳۰۰ قمری ) و را میتوان در این شجره ی طیبه دید. حاج آقا حسین در صفرالمظفر سال ۱۲۹۲ قمری ( ۱۲۵۳ خورشیدی ) در شهر بروجرد دیده به جهان گشود. ایام کودکی را در نزد والد بزرگوارش گذراند و از سن هفت سالگی به تحصیل علوم رایج پرداخت ( ۱۲۹۹ قمری ) . ایشان مدت ۱۲ سال را به کسب علم در زادگاهش مشغول بود و در سال ۱۳۱۰ قمری برای ادامه تحصیل عازم اصفهان شد. در آن شهر به مدت ۸ سال از محضر علمای بزرگی نظیرسید محمد باقر درچه ای , ملا محمد کاشانی , ابوالمعالی کلباسی , سید محمد تقی مدرس , آخوند کاشی و میرزا جهانگیر خان قشقایی استفاده کرد. حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی در این ایام , در شمار فضلای آن حوزه به شمار می آمد و این در حالی بود که سن ایشان از بیست و چند سال تجاوز نمی کرد. خود آیت الله بروجردی درباره ی ایام حضور در اصفهان در کتاب الگوی زعامت , صفحه ی ۲۱ فرمودندمن در اصفهان که بودم ۱۸ ساعت را یا مطالعه میکردم , یا مباحثه و یا تدریس داشتم و ۶ ساعت را به خواب و خوراک اختصاص داده بودم و وقت غذا خوردن در دست چپ ام کتاب بود و با دست راست ام لقمه ای از غذا بر می داشتم و تا این یک لقمه غذا را میخوردم , دو سطر کتاب را مطالعه کرده بودم. آیت الله بروجردی پس از این دوران , در سال ۱۳۱۸ قمری از اصفهان به بروجرد مراجعت کرد و پس از مدت کوتاهی به نجف اشرف مهاجرت نمود و هشت سال دیگر را در حوزه ی علمیه ی آن شهر به تحصیل علوم فقهی پرداخت. وی در این مدت در جلسات درس حضرات آیات , آخوند ملا محمد کاظم خراسانی , شریعت اصفهانی ( شیخ الشریعه ) و سید محمد کاظم یزدی حاضر شد و اجتهاد مسلم او از طرف آن بزرگواران مورد تصدیق و تأیید قرار گرفت. آیت الله بروجردی در سال ۱۳۲۹ قمری بنا به سفارش پدر به بروجرد بازگشت و رهبری معنوی مردم را به عهده گرفت. ایشان در این مدت به سبب مراتب والای زهد و تقوا , به حاج آقا حسین امام مشهور بود و حوزه ی جداگانه ای در بروجرد داشت. محل تدریس معظم له بیشتر مدرسه نوربخش و گاهی مسجد شاه ( مسجد امام فعلی ) بود. در این دوره , علمای بسیاری جهت استفاده و کسب فیض از ایشان به بروجرد سفر میکرد. همزمان با این ایام آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حاعری یزدی , مؤسس حوزه ی علمیه قم درگذشت ( ۱۳۵۵ قمری ). با مرگ ایشان حوزه ی قم بدون سرپرست ماند و در اداره ی آن اختلالاتی ایجاد شد. از طرفی مقامات والای علمی و معرفتی آیت الله بروجردی سبب شده بود که پیوسته از ایشان دعوت شود تا به قم مهاجرت کرده و اداره ی حوزه ی آن شهر را در دست گیرند. این موضوع مصادف بود با ایام بیماری آیت الله فقید و مراجعه ی او به تهران جهت مداوا. سرانجام در چهاردهم محرم سال ۱۳۶۴ قمری , زمانی که ایشان پس از معالجه از تهران عازم بروجرد بودند در راه برگشت به اصرار علما و روحانیون و مردم قم , در آنجا ساکن شده و مدیریت حوزه ی علمیه قم را پذیرفتند. آیت الله بروجردی قریب ۱۵ سال زعامت و مرجعیت جهان تشیع را بر عهده داشتند و در این مدت حدود یک صد میلیون نفر از شیعیان از ایشان تقلید میکردند.

 

خدمات آیت الله بروجردی

هر چند خدمات مادی و معنوی آیت الله بروجردی در طول پانزده سال زعامت شیعیان جهان بیش از آن است که در چند سطر ذکر شود لیکن شایسته است تا تعدادی از آنها من باب نمونه و فهرست وار ذکر شود. با تلاش آن فقید فرزانه در مدت دوران مرجعیت اش , بیش از هزار و سیصد مدرسه , بیمارستان , کتابخانه و مسجد در ایران و سایر کشورهای آسیایی و حتی در آفریقا و اروپا ساخته شد. مسجد اعظم قم که از شاهکارهای معماری در عصر حاضر میباشد و کتابخانه ی معتبر آن توسط معمار مشهور حسین لر زاده ساخته شد و همچنین مدرسه ی خان , مسجد ارک تهران , مسجد جامع هامبورگ آلمان , حرم حضرت رقیه (س) ونمونه هایی از این آثار ارزنده میباشند. آیت الله بروجردی همچنین تعدادی کارخانه را در نقاط مختلف ایران تأسیس کرد. ایشان نمایندگانی را جهت تبلیغ اسلام به اروپا و آمریکا اعزام نمود که این امر موجب آشنایی بیشتر جهانیان با اسلام راستین و تشرف بعضی از آنها به مذهب تشیع شد. از مرحوم بروجردی آثار و تألیفات عدیده ای در زمینه ی فقه شیعه به جا مانده است که معروفترین آنها کتاب جامع الشیعه در ۲۰ جلد است. اسانید کافی , ترتیب اسانید التهذیب , رجال اسانید کتاب الفهرست شیخ طوسی , بیوت الشیعه , مستدرک فهرست منتجب الدین رازی , رجال اسانید الکافی , جامع احادیث , حاشیه ی علی وساعل الشیعه , الفقه الاستدلالی , حاشیه ی کفایه در اصول واز دیگر آثار معظم له میباشد. به دستور آیت الله بروجردی بسیاری از کتب علما و دانشمندان سده های گذشته که در معرض نابودی و فراموشی قرار داشت , تدوین و منتشر شد. در زمان ایشان عده ای قصد داشتند تا خط لاتین را جایگزین خط فارسی کنند. آیت الله بروجردی به شدت مانع شد و فرمودتامن زنده ام , اجازه نمی دهم این کار عملی شود.

آیت الله بروجردی در رعایت آداب معاشرت بسیار دقت میکرد با اینکه به پا درد مبتلا بود هیچگاه در مقابل کسی پا را دراز نمی کرد و حتی در روی منبر هم دو زانو می نشست و پاها را روی پله ی پایین قرار نمی داد. در زمان شدت بیماری , در فصول گرم سال نیز کرسی میگذاشت تا پای اشرا در زیر کرسی بکشد. در مجلسی برای ایشان پرتغال می آورند ؛ ایشان پس از تناول آن , هسته های پرتغال را تا آخر آن مجلس در دست خود نگاه می دارند و کنار بشقاب نمی گذارند , مبادا کسی ببیند و بدش بیاید. آیت الله بروجردی از تظاهر و چاپلوسی به شدت بیزار بودند. در دوران مرجعیت ایشان شخصی در کتاب خود به خلفا توهین میکند. ایشان پس از دستور جمع آوری نسخه های آن کتاب در جلسه ای می فرمایندآقایی کتابی نوشته و در آن کتاب به خلفا و شیخین بد گفته است ؛ نام من را هم برده است. من دستور دادم همه ی آنها را جمع کنند. امروز مسلمین نیاز ندارند که بدانند کی خلیفه بود و کی نبود! آنچه نیاز امروز مسلمانان است , این است که بدانند از چه مآخذی احکام گرفته میشود. این رفتار ارزشمند بروجردی سبب شد که در زمان ایشان , مفتی اعظم مصر و رییس جامع الازهر , شیخ محمود شلتوت به آیت الله بروجردی بسیار علاقه مند شود و او را مراد و پیر خود بداند. شیخ شلتوت پس از یکسری مکاتبات و ابراز ارادت به آیت الله بروجردی , حکم تاریخی خود را مبنی بر "به رسمیت شناختن مذهب شیعه ی امامیه و جایز بودن عمل به احکام آن مانند یکی از مذاهب اربعه" صادر میکند. حتی در دوران مرجعیت ایشان , از طرف شاه عربستان چند گروه برای دیدار آیت الله بروجردی وارد قم شدند و هدایای نفیسی را به محضر ایشان تقدیم کردند که آیت الله بروجردی به غیر از یک جلد قرآن و قطعه ای از پرده ی خانه ی کعبه , مابقی را به سفیر عربستان بخشید. حسن رابطه ی آیت الله بروجردی تنها به اهل سنت ختم نمیشد. ایشان با پیروان سایر ادیان الهی نیز مکاتبه و مراوده داشتند. روابط آن مرحوم با بزرگان مسیحیت چنان بود که پس از فوت معظم له , هیأتی به سرپرستی رییس مذهب واتیکان که از رهبران آیین عیسوی به شمار می آمد , در مراسم ختم ایشان شرکت کرده بودند.رییس مذهب واتیکان در این مراسم خطاب به حضار گفته بودنه تنها شما شخصیتی را از دست داده اید , بلکه جهان فردی را که در مقابل فساد کل جهان بود را از دست داده است ( الگوی زعامت , صفحه ۲۲۵ ). مقامات علمی و عملی آیت الله بروجردی به حدی در روحیه ی افراد تأثیر گذار بود که بسیاری از شخصیتهای بزرگ جهان را به اسلام متمایل میکرد. 

از جمله ی این افراد , دانشمند شهیر آلبرت انیشتین بود که پس از یک سلسله مکاتبات با آیت الله بروجردی به آیین اسلام و مذهب تشیع مشرف شد. انیشتین ضمن نامه ای تشرف خود را به دین اسلام چنین اعلام میداردصمیمانه ترین درودها از انیشتین محضرشریف پیشوای جهان اسلام , جناب سید حسین بروجردی ؛ پس از چهل مکاتبه که با جنابعالی به عمل آوردم , اکنون دین مبین اسلام و آیین تشیع دوازده امامی را پذیرفته ام که اگر همه ی دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند.

رضاخان پهلوی نیز با وجود روحیه ی استبداد گری و قلدرمآبانه ی خود , شیفته ی آیت الله بروجردی بود و برای ایشان احترام والایی قاعل میشد.

 

آیت الله بروجردی با وجود تمام خدماتی که در دوران مرجعیت خود و پیش از آن به جامعه ی اسلامی انجام داده بود , کمترین تکبری در این زمینه نداشتند و همگان را به رعایت اخلاص در عمل تأکید میکرد. ایشان میفرمودنداگر کسی درسی بخواند برای این که به مقامی برسد که من آخر عمری گرفتار آن شده ام , دیوانگی است. در درس باید هدف بالاتر باشد. انسان باید در قیام اش چه تنها باشد و چه با جمع , هدف اش خدا باشد. من , خود و شما را به اخلاص توصیه می کنم. مرحوم بروجردی زندگی بسیار ساده ای داشتند و به حداقل خوراک و پوشاک قناعت میکردند. آیت الله ملایری نقل میکند که روزی حاج آقا محمد حسن ( آقازاده ی آیت الله بروجردی ) به من گفتند از اجاره ی ملکی که از مادرمان به ما رسیده بود , به من و برادرم احمد روزی دوازده تومان می رسید. آقا , مادامی که این پول مصرف نمیشد به ما حقوق نمیداد. به آقای احسن گفتماکنون من مخارج دارم و این مقدار کفاف نمی کند. آقای احسن به آقا مطلب را متذکر شدند که آیت الله زاده چنین میگویند. آقا ناراحت شده و فرمودندتعبیر به آیت الله زاده نکنید. محمد حسن طلبه است. ایشان از من بیشتر پول دارند , آنان روزی دوازده تومان دارند و من با این مخارج چهارده تومان دارم. زمانی برخی افراد از آیت الله بروجردی خواسته بودند که آقازاده را برای اقامه ی نماز و امامت جماعت به مسجد بفرستند , آقا بسیار ناراحت میشود و میفرمایدچه میگویید؟ مگر اسلام را ملعبه میدانید که این حرفها را میزنید؟ درجات علمیآیت الله بروجردی از نظر علمی فرد جامعی بودند. شیوه ی فقهی ایشان توجه به آراء عامه و تطبیق آن با آراء و نظرات شیعه بود. مرحوم آیت الله شیخ علی صافی گلپایگانی در این مورد می فرمودندتسلط ایشان بر اقوال عامه , فوق العاده بود به همین خاطر هم استنباط های خوبی داشتند. در فلسفه تبحر کامل داشتنددر رجال اجتهاد میکردند و تنها به نقل نظر دیگران اکتفا نمیکردند. در اصول صاحب مبنی بودند. در مساعلی مانند مفهوم , ترتب ومبانی جدید داشتند.از جهت ادبیات خیلی دقیق بودند. آنچه را هم خوانده بودند , خیلی دقیق و خوب خوانده بودند. از همان اوان تحصیل بر کتابی که خوانده بود , به صورت تحقیقی و اجتهادی حاشیه زده بودند. نکته ی دیگر جنبه ی تتبع و تحصیل آیت الله بروجردی بود. هرگاه به نقل قول و نظریه ای برخورد میکرد , تا حد امکان به جستجو میپرداخت تا مصدر اولیه ی آن را به دست آورد. مرحوم بروجردی علاوهبر فقه و اصول در تفسیر رجال , انساب , ریاضی قدیم , تاریخ , فلسفه وصاحب نظر بود. آن مرحوم همچنین به ادبیات عرب و ادبیات فارسی تسلط داشتند. اکثر کتب ادبی شعری را مطالعه کرده و حتی گلستان سعدی را اول تا به آخر حاشیه زده بودند. در مابقی علوم مرتبط با دین تبحر خاصی داشتند. هنگامی که حسینعلی رزم آرا قبله نمای مخصوص خود را به ایشان نشان میدهد , آیت الله بروجردی در علم هیأت توضیحاتی میدهند که باعث اعجاب رزم آرا میشود. مقامات علمی ایشان به حدی بود که سایر علما را به جلسات, درس ایشان می کشاند. نقل می کنند که روزی آیت الله گلپایگانی که در زمان آیت الله بروجردی صاحب کرسی درس بود , بعد از پایان تدریس خود , با سرعت و در حال دویدن از پله های وسط فیضیه و صحن کهنه بالا میرفته است. کسی علت شتاب ایشان را میپرسد. مرحوم گلپایگانی در جواب میگویدمیخواهم که به اول درس آقای بروجردی برسم.

مرحوم آیت الله بروجردی در شب چهاردهم فروردین ۱۳۴۰ خورشیدی پس از شش روز کسالت دعوت حق را لبیک گفت و در زاویه جنوب مسجد اعظم به خاک سپرده شدند. روحش شاد.

 

1 نظر

  • جواد مختاری

    درود بر شما ، احسنت عالی بود.



آخرین مقالات