پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

از ابادانی کویر تا کویر سازی لرستان

ذخایر اب شیرین جهان تنها 6 درصد کل حجم ابهای کره زمین است. کارشناسان اب ، آستانه بی ابی را سرانه 2000متر مکعب و خط فقر اب را 1500متر مکعب به ازای هر نفر در سال تعیین کرده اند. متوسط سرانه اب در ایران در سه دهه گذشته به میزان پنجاه درصد کاهش یافته و در حال حاظر به میزان 1750 رسیده که با توجه به سیاست های ازدیاد جمعیت و طرحهای کشاورزی و صنعتی و برداشت های بی رویه اب تا پنج سال دیگر یعنی در افق سال 1400 برابر با سال 2021 ، سرانه اب ایران به رقم 1300 تنزل می یابد. بر اساس استاندارد جهانی هر کشوری که بیش از 40درصد منابع تجدیدپذیر را استفاده نماید وارد بحران اب شده است. این در حالی است که ایران بیش از 72 درصد از ذخیره اب سفره های زیرزمینی را استفاده کرده بطوریکه مصرف ایران از این اب معادل 10 میلیارد متر مکعب میباشد، کشور ایران از بین 133 کشور رتبه 132 را کسب نموده است . یعنی از اخر دوم. خطر بحران کم ابی بشدت ایران را تهدید میکند. منابع ابی کشور ایران از دو بخش سطحی و زیر زمینی تامین می گردد که از 94 میلیارد متر مکعب کنونی 55 درصد ان معدل 51 میلیارد متر مکعب از اب های زیر زمینی و بقیه از اب های سطحی برداشت می شود، همچنین 90 تا 93 درصد اب به بخش کشارزی و 5درصد اب شرب و ما بقی صرف صنایع میگردد.

از ابادانی کویر تا کویر سازی لرستان

از 42 میلیارد اب سطحی ایران یک سوم ان معادل 14میلیارد ان مربوط به سرشاخه ها و حوزه های اب ریز سه رود کارون، کرخه و دز در لرستان بزرگ (بخحتیاری، لرستان، کوهگیلویه بویراحمد) میباشد.

مجموع جمعیت استان های چهارمحال بختیاری و هگیلویه بویراحمد و لرستان و خوزستان که سرچشمه و حوضه و مسیر عبور چند هزارساله و تمدن ساز این سه رود بزرگ بوده اند در حدود بالغ بر 10 میلیون نفر (بصورت تقریبا که قطعا بیش از این تعداد هستند) هست. بنابرین اگر تمام 14 میلیارد متر مکعب اب این سه رود در این استان ها مصرف شود سرانه هر فرد در این استان عدد 1750خواهد بود، یعنی این مناطق از آستانه بی ابی عبور و به خط فقر آب نزدیک شده اند.

در سالهای اخیر موج ئسد سازی در لرستانات به منظور توسعه صنعتی و کشاورزی مناطق کویری و مرکزی ایران و به بهانه تامین اب شیرین ان مناطق از سرشاخه های رودخانه های کارون، دز ، زهره و خیراباد شروع شده است که البته اعتراضات مقطعی غیر موثر مردم ان سامان را در پی داشته است ولی این برداشت ها دست کم تاریخچه 400 ساله ای دارند که در پی می اید.

پس از انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در دوره شاه طهماسب صفوی به سال 1588میلادی، به هدف تامین اب مورد نیاز کشاورزی و باغات و رونق بخشیدن به پایتخت جدید بحث انتقال اب از منطقه کوهرنگ بختیاری موسوم به کارکنان آغاز شد. همچنین این طرح در دوران شاه عباس اول در سال های 1578 تا 1590 میلادی دنبال شد ولی توفیق چندانی نداشت و در زمان شاه سلمان صفوی و نیز شاه سلطان صفوی پیگیری شد و شاه صفوی اجرایی نمودن این طرح از لویی چهاردهم ، پادشاه فرانسه درخواست کمک نمود که مهندسین و معماران فرانسوی را به ایران بفرستد ولی این طرح در سال 1095 شمسی برابر با 1716 میلادی با شکست روبرو شد . نهایتا در دهه 30خورشیدی  برابر با 1954 این طرح عملی گردید و در دهه 70 شمسی  توسط دولت هاشمی رفسنجانی توسعه یافت.

در دولت های خاتمی و احمدی نژاد این روند ادامه داشته و نیز طرحهای زیر در دولت کنونی حسن روحانی در حال اجرا و بهره برداری هستند:

مهمترین طرح های انتقال اب در شمال شرق لرستان در منطقه بختیاری و اهداف طرح ها:

1-طرح انتقال اب کوهرنگ 1 بر چشمه علی بروجن توسط شرکت عموگستر رفسنجان جهت تامین اب باغات پسته رفسنجان

۲-طرح انتقال کوهرنگ 2  بر رودخانه ماربره در شهرستان کوهرنگ

3-طرح انتقال اب چشمه لنگان و خندگستان در سرچشمه کارون در روستای سرداب شهرستان فریدون بختیاری

4-طرح انتقال اب بهشت اباد بختیاری

سد بهشت اباد در 5کیلومتری شهر اردل پس از تلاقی رودخانه های کوهرنگ و بهشت اباد بنا شده و در حال حاظر تونلی با ارتفاع 10متر و عرض 6متر با حداقل دبی 35متر مکعب بر ثانیه، حفر گردیده و قرار است یک میلیارد متر مکعب اب روانه اصفهان نماید.

از طرف دیگر اوردن اب زاینده رود سالانه 850 میلیون متر مکعب است و بهمین میزان از کوهرنگ  1و 2 و 3 و چشمه لنگان به زاینده رود  تزریق میشود. به عبارتی دیگر نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب اب بختیاری به استان اصفهان میرود.

 گفتنیست که یک سوم صنایع کل کشور در استان اصفهان احداث شده اند و بیش از 25 درصد صنایع ایران در شعاع 50 کیلومتری شهر اصفهان هستند و این خود به این معناست ک اگر دو درصد از کل اب کشور  مربوط به صنایع ایران است حجم بالایی از این اب به شهر اصفهان تخصیص یافته است.

با توجه به مراتب فوق ، اب ورودی در ایستگاه سد کارون4 در شمال خوزستان منطقه بختیاری 165 متر مکعب بر ثانیه است ولی با افتتاح کوهرنگ3 که اب را با حجم 30 متر مکعب بر ثانیه انتقال میدهد به 135 متر مکعب بر ثانیه اکاهش داده است و تونل بهشت آباد (خط لوله اب) نیز که حجم انتقال ان 35 متر مکعب در ثانیه میباشد.......................

1-سد کوثر در جنوب شهر دهدشت بر روی رود خیرآباد و سد رستگاران در زیدون بهبهان به منظور تامین اب شرب و کشاورزی بخشایی از پنج استان کوهگیلویه بویراحمد، فارس، خوزستان، بوشهر و هرمزگان و نیز صادرات اب به کشور کویت طولانی ترین خط انتقال اب کشور از دهدشت در استان کوهگیلویه بویراحمد لرستان تا بندر لنگه در استان هرمزگان بطول  762کیلومتر میباشد. در مسیر این خط لوله 6 شهر بزرگ ، 36 شهرک و 1200 روستا وجود دارد و همچنین قرار است این سد اب مورد نیاز نیروگاه اتمی بوشهر ، جزیره خارک(بندر صادراتی نفت ایران) و پالایشگاه کنگان در شرق استان بوشهر را تامین کند. حجم مخزن سد کوثر بیش از 600میلیون متر مکعب در سال است.

2- سد چم شیراز در 25 کیلومتری جنوب شرقی گجساران در استان کهگیلویه بویر احمد در جنوب لرستان بر روی رودخانه زهره در نزدیکی مرز استان  بوشهر با بودجه ای بالغ بر 230میلیون دلار و ظرفیت 2میلیارد متر مکعب در حال احداث است و قرار است جهت تلفیق و تکمیل اهداف سد کوثر باشد. این سد با ارتفاع 155 متر و طول تاج 580 متر، پنجمین سد بزرگ کشور خواهد بود.

 

پیامدها

تغییر مسیر اب رودخانه های تمدن ساز باعث تغییر حیات ادمیان خواهد بود.  از پیامد های  تغییر مسیر ابهای جنوب غرب ایران بواسطه نفوذ قدرتمند لابی نواحی مرکزی و کویرنشین ایران اعم از اصفهان و کاشان و قم و یزد و کرمان و پیدایش باندهای رانت خوار و مافیایی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:

1-ایجاد تغییرات زیست محیطی و تخریب محیط و خشک شدن چشمه ها و چاه ها و کاهش سفرهای زیر زمینی . گفتینیست یکی از علل خشک شدن جنگل های زاگرس ، برداشت بی رویه اب از ان مناطق است.

نمونه الف)  یکی از نمونه های تاسف بار انتقال اب کارون در بخش دهدز اتفاق افتاد. دهدز با 38 هزار جمعیت در شمال استان خوزستان و در مجاورت سد های کارون 3 و 4 با مجموع 7میلیارد متر مکعب است ولی از اب اشامیدنی محروم هستند، گزارش ها نشان میدهند که در ان منطقه اب اشامیدنی جیره بندی شده است و مکرر قطع میشود. نزدیک به 70 روستا و 50 چشمه انجا در دریاچه سد کارون 3 به زیر اب رفتتند. لازم به ذکر است که هدز از مهمترین مخازن اصلی ژنتیکی درخت جنگلی بلوط در زاگرس میانی بوده و پوشش گیاهی و جنگلی ان به خطر افتاده است.

نمونه ب) تالاب  گندمان با مساحتی حدود هزار هکتار در فاصله 20کیلومتری جنوب بروجن و 4کیلومتری شهر گندمان که در سال 1952 در دفتر بین المللی تحقیقات پرندگان آبزی به ثبت رسیده بود، با این تغییرات زیست محیطی در حال خشک شدن است.

2-اثرات و تغییرات بر کیفیت آب در پایین دست و در مصب رودخانه می گردد

 

راهکارها :

 1.تغییر در الگوی مصرف آب کشاورزی و ممنوعیت اقلام آب بر، در استان های کویر نشین بویژه برنج ، هندونه، گندم، پنبه ، پسته و انار و جایگزینی اقلام مقاوم کشاورزی و کم مصرف مانند خیار، گوجه، طالبی، و نیز کاهش صادرات محصولات آب بر، به عبارتی دیگر پرداختن به تجارت آب مجانی

2.انتقال سریع کارخانجات پرمصرف سوخت و اب در مناطق ساحلی جنوب کشور در استان های بوشهر، هرمزگان و سیستان بلوچستان و نصب دستگاه های اب شیرین کن  جهت مصارف ان کارخانجات و همچنین در راستای توسعه متوازن و متناسب استان ها و عدم مرکزگرایی به منظور جلوگیری از مهاجرت به سوی نواحی مرکزی .

3.ایجاد NGO ها و سازمانهای مردم نهاد در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی در داخل کشور در تمامی این مناطق و همکاری مستمر و هماهنگ آن نهاد ها

4.ایجاد دفاتر دیده بانی و حراست از منابع طبیعی و محیط زیست در خارج از کشور و انعکاس بین المللی فعالیت های تخریبی عرصه محیط زیست و منابع طبیعی و جلب حمایت بین المللی از فعالین محیط زیست که مورد غضب و تصمیمات غلط مقامات و باندهای مافیایی درون حکومتی.

5.تلاش برای تغییر نگاه بی تفاوتی اپوزیسیون بویژه احزاب چپ و برابری خواه جهت انعکاس این رویداد های تلخ هست

 

اگر ان احزاب بر عدالت اجتماعی و برابری حقوقی جهانیان و همچنین ایرانیان ، تاکید و تصریح دارند ، چرا در مقابل این غارت که نتیجه ان ایجاد تبعیض اقتصاد، سیاسی، فرهنگی در دو نقطه از ایران (کویر نشین و لر نشین) هست سکوت کرده اند؟ چرا باید هزاران نفر شغل خود را از دست دهند، کشاورزی و دامپروری خویش را رها کنند و راهی ناکجاآباد شوند؟ چرا باید احزاب چپ، مبارزه با این پدیده شوم را مسکوت گذارند و انرا موکول به اینده نمایند؟

از طرفی دیگر بخشی از مبارزه نوین، فعالیت در حوزه محیط زیست و استفاده بهینه از طبیعت و منابع طبیعی هست که متاسفانه تاکنون جنبش چپ ایران ، این رویداد تلخ را روایت نکرده است لذا در اثر کوتاهی چپ و امتناع ورود ان به حوزه محیط زیست و حفظ منابع طبیعی ، این بار در لرستان ، میدان را به نفع نیروهای قومی خالی کرده و در اینده برای جبران ناچار خواهد بود هزینه بیشتری پرداخت نماید.

 

ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻟُﺮ ﻫﻨﺪﯾﺠﺎﻧﯽ در خوزستان ﺑﻪ ﺍﺣﺪﺍﺙ ﺳﺪ ﺩﺭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ سدهایی که با بودجه ی تعیین شده برای مناطق لرنشین در مناطق لرنشین احداث میشود ولی متاسفانه ضرر و خطرش خیلی بیشتر از منفعتش هست، تاجایی که متوان گفت با زدن این سدها به بیابی کردن مناطق مجاور و لطمه زدن به مردم بومی منطقه چیز دیگری عاید محل و منطفه نمیشود. قضاوت باشماست مردم ...

 

 

مافیای سدسازی و آب

 شبکۀ خبر - 1 دی 93 - 20:00| موسوی، نمایندۀ مردم اهواز در مجلس گفته است که در بازدیدی که از سرشاخه های کارون داشته است، تونل جدیدی را کشف کرده است که از سرشاخه های کارون گرفته شده و به شرکت فولاد مبارکۀ اصفهان می رسیده است. به گفتۀ وی، مدیر کل آب و برق استان خوزستان از وجود این تونل اظهار بی اطلاعی کرده است. (مافیای اب)

 

بیشتر بدانید

در کشور آلمان صنعت را به منطقه پر آب "روهر" در غرب آلمان ( دوسلدورف ) بردند تا نیازی به انتقال ، لوله گذاری و پمپاژ آب با صرف هزینه های گزاف نداشته باشند. آب سد و رودخانه برای توسعه کشاورزی و استقلال اقتصادی مملکت است نه اینکه برای تن شویی _ وان پر کنی _ استخر شنا _ چمن کاری _ جکوزی _ پارک آبی و ساخت دریاچه مصنوعی هشت هکتاری به سمت بیابان های بی طول و عرض اصفهان و یزد و کرمان و اراک و قم و کاشان شود. دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب "حماسه کویر" صفحه ۲۴۸ مینویسدشما اگر قدرت دارید بیایید و به جای هشت سانت باران از آسمان , باران بیشتری فرود بیاورید وگرنه بالا کشیدن ذخیره آبی دیگران و حیف و میلش کار آسانی است. در مصرف آب زیاده روی می کنیم و حمام و وان و بیده و گلکار و عجیب تر از همه "چمن کاری" آن هم در شهرهایی مثلیزد و کرمان و اصفهان و کاشان داشته باشیم و حال آنکه فراموش کرده ایم که در شهرهایی مثل اصفهان و کرمان و یزد , گل لاله عباسی و خطمی را از زایده آب آفتابه ای که وضو میگرفتند به ثمر میرساندند. آب سدها در مرحله اول اگر به کار کشاورزی نروند , نقض غرض است. اگر قرار باشد تمام آب پشت سدها و رودخانه ها به صورت لوله کشی در اختیار مصرف شهرهای کویر نشین قرار بگیرد , حکایت از مایه خوردن است. اصفهان و کرمان و یزد و قم به قول قدیمی ها "خاکشان جاری و آبشان راکد است" . دو سوم ایران کویر لم یزرع است. ذات کویر , بی آبی است و به زور , گلستان نمی شود. اساسأ شهر و استان هایی که در دل کویر بودند و از قدیم الایام آبشان را از قنات و کاریز و آب انبار تأمین میکردند چرا باید به قطب صنعتی تبدیل شوند؟ شهری که کمبود آب دارد , چرا زمینه بزرگتر شدنش را فراهم میکنند؟ چرا صنایعی مثل فولاد و ذوب آهن که آب فراوان می خواهند باید در شهری کویری احداث شوند؟ هیچ کس با توسعه, و پیشرفت تضادی ندارد ولی تصمیمات باید عاقلانه و مبتنی بر دانش باشند. کارشناسان آلمانی بهترین جا برای ساخت کارخانه ذوب آهن و فولاد را شهرهای بندری و نزدیک به دریا مثل بندرعباس و بوشهر میدانستند ولی فولاد بندرعباس را با رانت و بدون کار , کارشناسی به اصفهان و هشتصد کیلومتر دورتر از دریا بردند , فولادی که محتاج آب زیاد و نزدیکی به بندر جهت واردات سنگ آهن و صادرات شمش بود. اصفهان جزو فقیرترین استانهای ایران از لحاظ منابع معدنی و طبیعی است اما به تنهایی بیش از هشت هزار کارخانه صنعتی و تولیدی دارد. اصفهان همه چیز را باهم میخواهد هم صنعت , هم کشاورزی و هم گردشگری , منهای کویری بودنشان. آیا سد و تونلهای کوهرنگ ۱ و ۲ و ۳ و تونلهای گلاب ۱ و ۲ و ۳ و جدیدأ تونل بهشت آباد و ۷۰۰ میلیون لیتر در ثانیه از آب کارون بس نیست؟ باید مصارف صنعتی اصفهان کاهش یابد چون هر اندازه به تعداد جمعیت و کارخانه های اصفهان افزوده شود طبیعتأ مقدار آب بیشتری طلب خواهد کرد. صنعت باید به استانهای پر آب منتقل شود. یک زمانی شروع به توسعه مناطق کویر مرکزی ایران کردند , برنج کاری را توسعه دادند , باغهای رنگارنگ میوه و پسته آنهم در کم بارش ترین و گرمترین مناطق کشور , غافل از آنکه طبیعت امروزه شروع به انتقام گیری کرده و با خشک شدن رودخانه ها و تالابها گرد و غبار درست شده و جنگلهای بلوط زاگرس شروع به خشکیدن کردند چرا که حیاتشان وابسته به سفره های آب زیر زمینی است. تمام شهرها و استان های کویری از آب مناطق لرنشین حق, دارند بجز خود ما. آب و نفت و گاز متعلق به همه کشور است , این درست ولی قبل از آب و نفت چیزهای قابل تقسیم زیادی هستند که باز آنها هم سهم شما شده مثل صنعت و گردشگری و بودجه های کلان عمرانی. کمک سالانه دفتر ریاست جمهوری به اصفهان معادل بودجه پنج استان غرب کشور است. در انتقالات آب تنها نفع و سود استانهای مقصد , در نظر گرفته میشود. دهه شصت شعار پایتخت فرهنگی ایران سر میدادند و فولاد بندرعباس و پتروشیمی ماهشهر را با لابی انتقال دادند , آب را صنعت اصفهان دارد با ولع سیری ناپذیری نوش جان میکند. استان چارمحال بختیاری فقط از ۴ درصد منابع آبی خودش استفاده میکند و ۹۶ درصد دیگر نصیب استانهای کویری میشود. با انتقال غیر اصولی آب , استانهای غرب به کویر تبدیل میشوند و ایران منبع آب خود را از دست خواهد داد. به گفته وزیر نیرو , اصفهان زمینهای کشاورزی خود را در سالهای اخیر از ۴۵ هزار هکتار به ۲۵۰ هزار هکتار رسانده است که این خودش یکی از دلایل خشکی زاینده رود است. راه زنده نگه داشتن یک رود , میراندن رودی دیگر نیست. تجربه نشان داده انتقال آب راهکار نیست وگرنه تاکنون جواب داده بود. اگر اصفهان آب ندارد پس چرا شاهد این همه توسعه جمعیتی و صنایع وابسته به آب هستیم؟ پروفسور پرویز کردوانی ، جغرافیدان ، استاد دانشگاه تهران و پدر کویر شناسی ایران در مصاحبه با هفته نامه امید جوان , شماره ۷۷۷ , صفحه ۱۴ , اذعان میکند کههر استانی را می خواهید نابود کنید آب را از این طرف و آن طرف بگیرید و به آن منطقه آب بدهید , شما اگر یک بچه ای را بخواهید بد تربیت کنید , راهش این است که هر چه پول می خواهد به او بدهید. با انتقالات متعدد آب به کویر , چرخه آب را تخریب کردند و منابع آب ما تجدید نمی شوند به زبان ساده تر پس انداز را هم خرج کردند. آب را از استان های لر نشین گرفتند و بردند به استانهای خشک مرکزی , استانهای کویری مرکزی آب دار نشدند , بلکه بدبخت هم شدند. چرا؟ چون آبها را فقط به شهرها دادند , نه به کشاورزی که مردم استفاده کنند. در زمینه آب , علم هیچ کاری نمی تواند بکند. نمی توانیم برای جایی بارندگی درست کنیم. آب نمی شود درست کرد. باروری ابر هم که مطرح می کنند ؛ بی نتیجه است. بنابراین مصرف آب بیشتر میشود در حالی که مقدار آب ثابت است. مقدار آب ثابت , زیادی مصرف , زیادی آلوده کردن آب ؛ نتیجه اش این است که آب بهداشتی دارد روز به روز کم میشود. هر چه زمان میگذرد , توقع شهرهای کویری هم از آب بیشتر میشود. پروفسور پرویز کردوانی در همان مصاحبه با هفته نامه امیدجوان در صفحه ۱۵ میگویددولت باید کارخانه آب شیرین کن بگذارد و آب را شیرین کند. آب دیگر نیست. این همه آب از استان های غربی گرفتند ، دیگر غرب را نابود کردند. چارمحال بختیاری سه تا رود بزرگ ازش سرچشمه می گیرد و خودش فاضلابش را تصفیه کرده و دارد استفاده میکند چون آبش را میدهند به اصفهان و یزد و کرمان. او در ادامه میگویداولویت بندی اشتباه است. اولویت را اول می دهند به شهرها. فکر می کنید همین آبی که از الیگودرز لرستان می برند به کاشان چه می کنند؟ فقط به شهر میدهند. شرب نیست , کارواش است , دستشویی و حمام است. همین آب گران را تصفیه می کنند. ۳۵۰۰ کیلومتر لوله می کشند و آب متری مکعبی ۱۰ هزار تومان تمام میشود , میدهند به شهر کاشان _ سمنان _ قم _ اراک و اصفهان. روستایی هم می بیند آب بهش نمی دهند , می آید در شهر. هر روستایی را بخواهند نابود کنند , کافی است آب از کرخه و کارون و دز و باقی جاها بگیرند و بدهند به شهرها. بقیه جاها نابودند . روستاها نابود هستند. الیگودرز بدبخت خودش آب ندارد.

 

در مصاحبه ای در یکی از خبر گزاری ها میخواندم که مدیر آب منطقه ای لرستان بیان داشته که تعداد ۸۹۲ روستای بالای ۲۰ خانوار در لرستان مشکل آب سالم بهداشتی و آشامیدنی دارند ( مهر ؛ ۹۰/۱/۲۷ ) . آب قم گوارا شد اما صدها روستای ما که تولید کننده محصولات کشاورزی و دامی و لبنی هستند و منبع معیشت شان وابسته به آب است , مشکل جدی آب بهداشتی دارند و با جیره بندی و قطعی و افت فشار آب مواجه هستند. از طرفی دیگر پروژه ی بزرگ انتقال آب الیگودرز لرستان به قم که نامش را هم قمرود نهاده اند , برابری شهروندی در این فرایند وجود نداشته است و شهروندان قم مهمتر از شهروندان ساکن روستا و شهرها در لرستان بوده اند. تا کنون هیچ حق آبه ای به روستاهای خسارت دیده الیگودرز داده نشده و ۱۶ روستا مجبور به تخلیه و ترک روستاها شده اند. دکتر رضا رحیمی نسب نماینده خرم آباد در مجلس در خصوص این طرح گفتوزیر نیرو ( پرویز فتاح ) هنگام ورود به لرستان بر محرومیت مردم مظلوم استان , اشک ریخت اما در پروژه انتقال آب این مسعله را نادیده گرفت. ایجاد تونلهای متعدد آب در الیگودرز موجب تغییرات اکولوژیکی و زیست محیطی شده و در منطقه عسگران و الیگودرز , چشمه ها در حال خشک شدن هستند و مردم مجبورند از این مناطق با تهیدستی کوچ کنند و به حاشیه شهرها پناه ببرند زیرا مسؤلان فقط سود و منفعت شهرهای مقصد انتقال آب را در نظر میگیرند و حفظ منابع زیست محیطی را نادیده گرفته و برای مردم بومی منطقه هیچ چاره ای نیندیشیدند. حجت الله رحمانی نماینده مردم الیگودرز در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی با جعلی خواندن نام پروژه آب قمرود اظهار داشتدر سالهای اجرای پروژه آب رسانی به قم , مردم شهرستان الیگودرز لرستان مورد اذیت و آزار قرار گرفتند , اما مسؤلان نام قمرود را برای این پروژه انتخاب کرده اند. حجت الله رحمانی نماینده مجلس هشتم الیگودرز با افشاگری در مورد اهداف پشت پرده در نطق میان دستور مورخ ۵ تیر ماه ۱۳۹۰ گفتاین حجم آب انتقالی برای استفاده قریب به ۱۴ میلیون نفر است در حالیکه استان قم حدود ۱ میلیون نفر جمعیت دارد و بنابراین با راه اندازی و انتقال کامل آب به قم , تنها ۵ تا ۸ درصد آب انتقالی صرفأ به منظور شرب به قم منتقل شده و مابقی آن به مصرف امور کشاورزی _ صنعتی _ سیاحتی و گردشگری خواهد رسید و این فریبی بیش نبوده است. هدف اصلی انتقال آب الیگودرز لرستان به قمرود جهت مصارف کشاورزی و "باغات پسته" در استان قم می باشد. رحمانی با نکبت خواندن وعده های وزیر نیرو عملکرد آنها را مصداق چپاول سرمایه مردم دانست. این طرح در حالی برای استانهای دیگر هدف گذاری شده است که ۸۹۲ روستای استان لرستان مشکل آب آشامیدنی دارند و ۶۸ هزار جمعیت روستایی لرستان به وسیله تانکر آب رسانی میشوند. خشک شدن چاهها و چشمه های شهرستان الیگودرز علاوه بر خسارات بسیاری که به بخش کشاورزی وارد کرده است باعث از بین رفتن مجتمع های پرورش ماهی در این شهرستان محروم شده است. در شهرهای لر نشین جیره بندی و قطعی مداوم آب و آبرسانی با تانکر وجود دارد اما شهرهای حاشیه کویر برخلاف طبیعت منطقه شان همواره چشمشان به دنبال انتقالات متعدد آب با صرف هزینه گزاف است. پروژه انتقال تونل بهشت آباد با ۶۸ هزار و ۹۷۰ متر طول چارمحال بختیاری و خوزستان, را با مشکلات جدی مواجه میکند و این استانها کمترین امکانات را به نسبت شهرهای کویری دارند و مردم به دلیل نارسایی ها و مشکلات اقتصادی و زیست محیطی مجبور به مهاجرت به استانهای کویری برای امکانات شغلی و زندگی هستند. تمام کارخانجات مادر بین مثلث تهران , اصفهان و کرمان احداث میشوند.

باید از نمایندگان و مسؤلین ارشد استان لرستان خواست که چه اقداماتی برای دفاع از حقوق آبی مناطق محروم استان انجام داده اند؟ قم و اراک و اصفهان اگر سیراب از آب و منابع آبی شود خوب و ارزشمند است به شرطی که ابتدا مردم لرستان و توسعه ی اقتصادی این استان مد نظر قرار گیرد , حال که کار آب رسانی به قم با سر و صدا اتمام یافته است وکلا و نمایندگان استان و سازمانها و گروه های مردمی باید به دنبال حل مشکل آب محروم های دور افتاده و نیز توسعه به معنای مدرنیزه کردن کشاورزی استان باشند. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی بکر دارد که بیش از ۹۰ درصد این اراضی کشاورزی از نوع دیم است و پایین تر از میانگین کشوری است. خوشبختانه مکانهای تاریخی قابل جا به جا شدن نیستند اگر چه با رشد لحظه ای تکنولوژی و عقلانیت ابزاری میتوان ناشدنی ها را شدنی و امکان پذیر نمود اما فعلا مکانهای تاریخی و باستانی همانند قلعه ی فلک الافلاک را نمیتوان به استانی محروم از این آثار منتقل کرد. هر چند به آینده امیدوار نیستیم. با مدیریت کارآمد و توسعه گرا در کنار سرمایه ی کافی باید گردشگری را در استان رونق گسترده داد. شاید هم ذهنیت هایی در استانهای خالی از آثار باستانی برای جابه جا نمودن آثار باستانی وجود داشته باشد!!! همچنین امید دارم با تعهد و مسؤلیت شناسی مسؤلین و نمایندگان محترم سایر نشانه ها و اثرهای ارزشمند و غنی باستانی در موزه های سایر استانها و یا حتی خارج از کشور مشاهده نشوند.استان لرستان همواره به عنوان مهد منابع آب و یا طبیعت بی نظیر معرفی میشود. اما بازگشت درآمدی به درون استان و بازتاب آن در ترقی و رفاه شهروندان بسیار ضعیف میباشد. ابتدا استانی با توسعه ی پایدار براساس مزیتهای نسبی را باید هدف داشت و پس از آن به فکر کمک به دیگر هم وطنان بود. البته هم خود و هم دیگری را مورد توجه قرار دادن ارزشی ایده آل است که باید به آن برسیم. توجه به دیگری بدون توجه برابر به خود احساس تبعیض و نارضایتی اجتماعی و روانی را در ذهن مردم و نخبگان به دنبال می آورد. اگر قرار است استان لرستان و سایر استانهای لر نشین ابزار و پله ای برای تولید انواع منابع توسعه برای دیگران باشد باید دست کم منابع را همراه درآمد زایی برای مردم داشته باشد. اگر دادن این منابع با ارزش , "مجانی و رایگان" باشد استان ما به استان کارگر بدون مزد تبدیل میگردد که در زبان جامعه شناسی توسعه از آن به نام "استثمار منابع" یاد میشود. ما همه برابر هستیم و حقوق شهروندی برابر و یکسان داریم. پس باید هوشیار بود تا به کارگر مجانی استحاله نشویم. آیا قم یک کیلو سوهان مجانی به ما میدهد؟ آیا اصفهان یک کیلو گز مجانی به ما میدهد؟ اینهایی که سفسطه میکنند و میگویند آب و نفت متعلق به همه ملت است , باید بدانند که قبل از آب و نفت چیزهای دیگری هم هستند که قابل تقسیم می باشند مثل صنعت و پزشکی و راه آهن و رفاه و اشتغال پایدار که ما سهم آنچنانی از آن نداریم. ما شده ایم منبعی برای رشد و توسعه استانهای خشک کویری و حتی جور بیابان بودن و کم آبی را هم ما باید پس بدهیم. لرستان دو هزار و پانصد کیلومتر رودخانه داعم پر آب دارد اما هیچ سد استانداری برای ذخیره و مهار آبهای روان ندارد و ۸۵۰ هزار هکتار زمین حاصلخیز کشاورزی دارد که نود درصدشان دیم است. در کتاب "جمعیت شناسی ایران" اثر دکتر مژده کیانی , صفحه ۱۵۸ استان لرستان و خوزستان به دلیل آمار بالای بیکاری و شرایط دشوار اقتصادی جزو پنج استان مهاجر فرست ایران هستند و در صفحه ۲۲۰ همان کتاب آمده کهاستان لرستان با نرخ بیکاری ۲۱ درصد بالاترین آمار بیکاری را دارد!!! نرخ سرمایه گذاری دولت در یزد که استانی خشک و کویری است سیصد برابر لرستان بوده است. توسعه نقطه ای و ناموزون به روشنی ملاحظه میشود. اصولا اهداف توسعه توأم با جهت گیری های خاص تعیین میگردد. مگه ما هم جزء این مملکت نیستیم مگه سپاه لرستان و لشکر ۸۴ خرم آباد در رأس آزاد سازی خرمشهر نبود مگه کربلای ۵ و حاج عمران و مرصاد ومتأسفم که فقط نفع استانهای خشک مرکزی در نظر گرفته میشود.متأسفم برای این همه بی عدالتی

 

تمام صنایع ریز و درشت ما در استانها و شهرهای کویری جمع شدند. آیا آب و خاک آنها ( که آبشان هم قرضی است ) با آب و خاک ما متفاوت است؟ در صورتی که شرایط اقلیمی و جغرافیایی ما به مراتب بهتر است اما نرخ بیکاری و محرومیتهای ما در اکثر زمینه ها بیشتر است. تمام صنایع مادر را طبق بخشنامه ها در کویر مرکزی دایر کردند در حالیکه وجود آب فراوان و خاک غنی برای ساخت کارخانجات و توسعه کشاورزی از اوجب واجبات است اما باز هم چه اصراری است که شهرهای حاشیه کویر برای صنعتی شدن انتخاب میشوند؟ و جالب تر اینکه با حفر تونلهای طولانی و صرف هزینه گزاف آب را پس از مراحل مختلف برای بهره برداری صنعتی و توسعه زمینهای کشاورزی به استانهای خشک کویری انتقال میدهند. وجود پتانسیل های ویژه همچونآب فراوان _ خاک حاصلخیز و هوای مطلوب در مناطق لر نشین , امکان ارتقا سطح توسعه یافتگی و رفاه عمومی را میسر میسازد. لرستان مستعد چرا محروم باید بماند روزانه ۱۲ هزار بشکه نفت از چاههای منطقه سرکان مالکوه پلدختر تولید و به استان مرکزی به صورت خام فرستاده میشود و ما هیچ پالایشگاه و پتروشیمی نداریم. انتقالات متعدد آب به اصفهان و قم و اراک و یزد و کرمان در صورتی انجام میگیرد که خوزستان و لرستان و بختیاری از کم آبی مفرط رنج میبرند و با تانکر به روستاها آبرسانی میکنند و آب در ساعات متعددی جیره بندی میشود. این طرحهای انتقال آب بدون مطالعه همه جانبه مصوب شده و تنها منافع اصفهان و قم و اراک در نظر گرفته شده و به مصارف حوزه های پایین دست توجهی نشده است. تونل بهشت آباد ۶۸ هزار و ۹۷۰ متر فقط طول دارد و ۶ متر قطر آن است. این طرح فقط سود و نفع اش برای استانهای کویری است. احداث غیر منطقی و طبیعت ستیزانه صنایع بزرگ نظیر فولاد سازی _ ذوب آهن _ پالایشگاه _ پتروشیمی در حاشیه رودخانه زاینده رود که آب زیادی مصرف میکنند. راندمان کشاورزی در اصفهان پایین و غیر اصولی است , کاشت محصولات کشاورزی پر مصرف نظیر ؛ برنج و ذرت علوفه ای و سبزیجات و همچنین برداشت غیر اصولی آب برای کاشت و آبیاری درختان ویلاهای ساخته شده توسط ثروتمندان اصفهانی در نقاط خوش آب و هوای استان بختیاری از علل هدر رفت آب است. منهای خطه سر سبز شمال اکثر اراضی ایران جز مناطق خشک و کم بارش هستند. براساس شرایط اقلیمی و اکوسیستمی , کویر ویژگیهای خاص خود را دارد که قابل تغییر و دستکاری نیست. ذات کویر بی آبی و گرما و تبخیر بالاست و به زور گلستان نمی شود. مشکلی که طرحهای انتقال آب به وجود می آورد برهم خوردن اکوسیستم طبیعی است. از قدیم الایام تمدن ها در کنار آب شکل گرفتند حالا اگر این آب به کویر هدایت شود چه اتفاقی برای ساکنان بومی و قدیمی به وجود می آید؟ مجریان طرحهای انتقال آب مطالعه نکردند که پیامد و تبعات اجرای این طرحهای هزینه بر چیست؟ برداشت بی محابای آب و حفر تونلهای ۱ و ۲ و ۳ کوهرنگ کافی نبود؟ انتقال آب کارون بس نبود؟ آب مشکلاتشان را حل کرد و شهرکهای صنعتی بیشتری احداث کردند و کشاورزی را گسترش دادند و جمعیت زیادی را جذب کردند و باز طمع شان بیشتر شد و از غفلت و سهل انگاری مردم میخواهند باز به نفع خودشان بهره برداری کنند و داعمأ از طریق لابی و فشار قصد دارند هر طور که شده طرحهای مورد نظر را اجرا کنند. طبق اخبار واصله برنامه ریزی آنها برای انتقال ۶ میلیارد متر مکعب آب است. کشاورزی در کویر توجیه اقتصادی ندارد و زیانش بیش از سودش است و بودجه کلان میلیاردی می طلبد که تنها موجب اتلاف منابع و سرمایه بیت المال است. نکته جالب این است که جانبداران این طرحها خود از بومیان مناطق خشک و کویری اند و به دنبال تأمین منافع منطقه ای و شخصی خود هستند. نگاه باید به این مسعله ملی باشد و نه منطقه ای. شرایط کشاورزی در استانهای لر نشین با محدودیت روبرو است به گونه ای که به راحتی به کسی مجوز برداشت آب و حفر چاه نمی دهند و به دلیل نبود صنایع , تنها منبع معیشت مردم همین کشاورزی است و از طرفی دیگر با انتقالات متعدد آب به کویرستان موجب خشکی چاه و قنات و رودخانه ها و آسیب دیدن روستاییان میشوند با این حساب تکلیف معیشت کشاورزان مظلوم ما چه میشود؟ علت انتقالات آب به کویر شاید به دلیل انتصاب رییس جمهوران ایران باشد که عمدتأ برخاسته از استانهای کویری کرمان و یزد و سمنان و اصفهان و قم بوده اند که با دیدگاههای سیاسی به خاستگاهشان رونق بخشیدند و به اسم آب شرب در پی اهداف دیگری هستند و به قضیه به صورت جانبدارانه مینگرند. از سه تونل حفر شده کوهرنگ بختیاری بیش از ۹۰۰ میلیون لیتر آب به سمت کویر اصفهان منتقل میشود و باز هم چشمشان دنبال آب سایر استانهاست ما دچار غول بیابان اصفهان شدیم. بجای هزینه کردن و انتقال آب به کویر با صرف هزینه گزاف میتوان طرحهای به صرفه تر را دنبال کرد مثل عربستان که بدون برخورداری از آب شیرین و تنها با استفاده از دستگاه آب شیرین کن و استفاده از آب دریا اکنون بعد از آمریکا دومین صادر کننده گندم در دنیاست. کرمان و یزد که به بندرعباس و خلیج فارس و دریای عمان نزدیک تر هستند چرا از آب شیرین کن استفاده نمی کنند؟ زمین های کویر اصفهان اصلا قابل مقایسه با زمینهای مرغوب و حاصلخیز استانهای لر نشین نیستند , زمینهای کویر به دلیل شدت گرما و آفتاب و عدم رطوبت هیچگونه کارایی و مرغوبیتی ندارند که تلاش می کنند با آب قرضی و غصبی دیگر استانها به کاشت برنج و ذرت آنهم به شکل غرقابی در دل کویر بپردازند. خشکی دریاچه ها و تالابها و رودخانه های کشور نمود عینی طرحهای آبی بی برنامه است که تحت تأثیر تصمیمات غیر فنی و آلوده به سیاست اجرا شدند. عامل اصلی لغزش در شهرستان اردل استان بختیاری همین انتقالات و حفر تونلهای آب است. منشأ و سرچشمه کارون و زاینده رود و دز و مابقی رودهای مهم کشور استان بختیاری است بعد ما باید برای برداشت و استفاده از منابع آب خودمون منتظر اجازه دیگران باشیم. ما چوب سادگی و یکرنگی خودمون رو میخوریم. کرمان و رفسنجان و قم با کاشت و فرآوری و تجارت و صادرات پسته سالانه میلیاردها دلار سود میبرند حالا به ما چه میرسد؟ بی غیرتیما جای تقدیر دارد. تمدن گیاهی و جانوری استانهای غرب و جنوب غرب کشور به دلیل انتقالات متعدد آب به شدت در معرض تهدید است. راه عبور از کم آبی , انتقال آب و نابودی مناطق دیگر نیست بلکه چاره در مدیریت مصرف آب , اصلاح الگوی مصرف , کاهش مصارف صنعتی استانهای خشک کویری و آگاه سازی مردم است. کویر مرکزی ایران از قدیم الایام آب نداشته و در گذشته با حفر قنات از کوهپایه ها به آن آب میرساندند. آب را باید در مناطق دارای خاکهای غنی و حاصلخیز که دارای مواد معدنی باشند سرمایه گذاری کرد نه در کویر شن زار. صنایع هم باید به خارج مناطق داخلی ایران منتقل شوند مخصوصأ به سواحل جنوبی کشور تا به جای استفاده از آب شیرین و ناچیز زاینده رود و آلوده کردن فضای بسته بین کوهها از آب دریا استفاده کنند و دچار حبس آلودگی هم نشوند و همچنین به بنادر جنوب جهت صادرات هم نزدیکترند. تنها گزینه مناسب برای خوزستان تبدیل آن به یک کارگاه بزرگ صنعتی و بازرگانی است. حیف که خیلیها نفع شخصی خود را در نا آگاهی, مردم میدانند.

 

55 نظر

  • عباس عبدی

    واقعأ حرف عجیبی است که تازگی ها در شهر نشین ها رخنه پیدا کرده از یک طرف اصرار دارند با لوله های چند صد کیلومتری و چند فرسخی آب روستاها را به قیمت میلیاردها تومان به شهرهای مرکزی منتقل کنند و از طرف دیگر اصرار دارند که شهر زدایی کنند و کوشش کنند که روستایی در ده بماند و به شهر نیاید!!! در واقع یک نوع دزدی آب است , منتهی در قدیم آب مردم را در شب تار میدزدیدند حالا در روز روشن از زیر و روی زمین بالا میکشند و این رقابت و مسابقه بین شهرهای کویری وقتی ادامه پیدا میکند که نتیجه آن خشک و کویری شدن مناطق پر آب و رودخانه کشور است. باید آبادانی شهر به خرابی روستا منجر نشود. شما وقتی که آب روستا را به شهر می آورید و در لوله های قطور می اندازید طبعأ خود روستایی هم به دنبال آن به شهر خواهد آمد مگر نه اینکه او اصلا بخاطر همان آب در روستا دل خوش کرده و منزل گزیده است؟ روستایی که به شهر وارد شد و دستفروشی کار پر درآمدش شد که از گندم کاری در روستا بیشتر درآمد دارد , دیگر محال و غیر ممکن است که به روستا بازگردد و این همان سیل جمعیتی است که زاغه نشین ها و گود نشین ها را رسوب میدهد و حلبی آباد و مفت آبادها را بر پا میکند و روستایی دیگر از شهر به ده باز نخواهد گشت. سیل دریا دیده هرگز برنمیگردد به جوی _ نیست ممکن هر که مجنون شد دگر عاقل شود. انتقال آب از کوهستان به کویر شاهکار مهندسی منتهی در جهت معکوس است. بالا کشیدن ذخیره آبهای سرزمین های کوهستانی توسط کویرنشینان , در حکم خراجی فرزندی است که ارث پدر را بی منت و زحمت بدست آورده. ما دچار غول بیابان شدیم. انتقالات متعدد آب باعث آسیب دیدن پیکره آبی کشور و صدمه سفره های آب زیر زمینی میشود و دشواریهای تازه ای پیش آورده است و سرچشمه نابسامانیها و معضلاتی شده است که یکی از این معضلات مهاجرت روستاییان است که بیشتر زاییده تنگدستی و نداشتن وسایل زندگی و امید به آینده است. این روستاییان پیرامون شهرهای بزرگ صنعتی در خانه هایی که با خشت و گل ساخته شده و یا در زاغه ها و حاشیه نشین ها ساکن میشوند. نبودن تناسب اخلاقی تازه واردان کوچنده که خود را از قید و بندهای زندگانی در محیط اصلی خود آزاد می بینند و معاشرت با مردمی که معمولا در اینگونه مناطق و محله ها ساکنند باعث افزایش کژ رفتاری و جراعم و رواج کارهای بد و ناپسند و غیر قانونی میگردد و باعث افزایش بیکاری در بین طبقه کارگر و بالا رفتن نرخ مواد غذایی و ساز و برگهای نخستین زندگی نیز میگردد. در روستاها به علت کوچ روستاییان و از دست رفتن شمار چشمگیری از جمعیت فعال , فرآوری کاهش می یابد و روستاها رو به ویرانی می گذارند. ایران که روزی تولید کننده بزرگ گندم بود امروز وارد کننده چند صد هزار تن گندم است و هر ساله واردات این کالا به کشور بیشتر میشود. انتقالات آب و تنگدستی و ناداری و مشکلات اقتصادی در روستاها از یک سوی و جاذبه شهر و امید داشتن دستمزد و زندگی بهتر , سبب اصلی این کوچیدن هاست. بی توجهی مسولان به روستاهای استان های محروم و عدم اجرای برنامه های آبادانی عامل کوچ و مهاجرت روز افزون روستاییان است.


  • سعیدی

    عیسی کلانتری دبیر کل خانه کشاورز در مصاحبه با نشریه قانون گفته بود که:آبهای زیر زمینی تحلیل رفته اند و بیلان منفی آب بیداد میکند و کسی به فکر نیست. کم آبی کشور را به شدت تهدید میکند و بیلان منفی برداشت آب در ابتدای انقلاب زیر صد میلیون متر مکعب در سال بود این بیلان در حال حاضر به ۱۱ میلیارد متر مکعب رسیده است یعنی ۱۱۰ برابر شده است. اگر وضعیت اصلاح نشود بجای چند استان کویری , تمام کشور به کویر تبدیل میشود. در کویر اگر بارش هم صورت گیرد , ثمری ندارد چون سفره آب زیر زمینی خشک شده است , آب درسطح می ماند و تبخیر میشود. در حال حاضر تمامی پیکره های آبی طبیعی ایران خشکیده اند. دریاچه ارومیه, بختگان , تشک , پریشان , کافتر , گاوخونی , هورالعظیم , هامون , جازموریان و…دیگر چیزی باقی نمانده است. زندگی ملت در حال تهدید است. یک کشوری مانند مالدیو که در جنوب اقیانوس هند است در معرض زیر آب رفتن است. این کشور بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و سالهاست سازمان ملل در حال بررسی است که این ملت را کجا ببرد. حالا ما با ۸۰ میلیون نفر , به فرض افزایش نیافتن جمعیت کجا باید برویم؟ بدون مجوز سازمان محیط زیست این همه تونل انتقال آب به کویر زدند برای تولید بیشتر , آبهای زیر زمینی را از بین بردند و منابع تجدید شونده را به غیر تجدید پذیر تبدیل کردند. کویر در ایران در حال گسترش است و به زودی تا ۲۵ سال دیگر جنوب البرز و شرق زاگرس غیر قابل سکونت میشود و افراد باید مهاجرت کنند اما به کجا؟ عیسی کلانتری میگوید:راحت بگویم از ۸۰ میلیون نفر جمعیت ایران ۴۵ میلیون نفر بلاتکلیف می مانند. آن وقت رییس کمیسیون کشاورزی بیاید و بگوید غذای یک و نیم میلیارد نفر را در ایران تولید می کنیم. آخر با کدام آب؟ زمین های بیابان و کویر اصلا قابل مقایسه با زمین های مرغوب و حاصلخیز نیستند , زمینهای کویر مرکزی ایران به دلیل شدت گرما و آفتاب مستقیم و تبخیر بالا و عدم رطوبت , هیچگونه کارایی و مرغوبیتی ندارد و چندین برابر مناطق دیگر آب مصرف میکنند و محصولاتشان هم فاقد کیفیت و طعم و مزه واقعی است. باید واقعیت را پذیرفت و آرمانی فکر نکرد ذات کویر همین است. باید به همه هشدار داد که پیکره آبی ایران در حال نابودی است. انتقالات آب بدون ارزیابی محیط زیست و تنها با نگاه توسعه یک جانبه سبب به وجود آمدن مشکلات و معضلات، اجتماعی _ اکولوژیکی شده است. بارها آب را به نام آشامیدنی و به کام گسترش صنایع , آنهم در کویریات انتقال داده اند و نتیجه ای جز تنش و تفرقه و بر هم زدن چرخه طبیعت نداشته است. امید داریم از این پس تصمیمات مبتنی بر دانش و عقلانیت باشد نه سیاسی کاری.


  • پدرام خلیلی

    به تصریح مسؤلان مربوطه هدف از تونل های متعدد انتقال آب به کویر مرکزی ایران , آب شرب و صنعت است و کشاورزی مد نظر نیست چرا که آب مورد نیاز کشاورزان را با این آب گران قیمت که با هزینه و زحمت فراوان به دست می آید نمیتوان تأمین کرد و اگر آبی برای کشاورزان در نظر گرفته شود پساب های حاصل از اجرای طرح است. این تناقض را چگونه میخواهند حل کنند که از یک طرف از کشاورزی به عنوان محور توسعه یاد میشود و از جانب دیگر در طرحی با توجیه توسعه هیچ جایی و هدفی برای کشاورزی در نظر گرفته نشده مگر از محل پسابهایی که سلامت عمومی شهروندان را تهدید میکند و مگر جز این است که سبزیکاری های جنوب تهران , به سبب استفاده از همین پسابها , تهدید سلامت مردم تلقی میشوند؟ این پروژه های انتقال آب میخواهند کدام مشکل بیابانهای بی طول و عرض کویر را حل کنند؟ به مردم تشنه آب برسانند یا آب مورد نیاز صنعت شهرهای کویر را تأمین کنند؟ در حالت اول اگر به آب معدنی یارانه بدهند که بیشتر می صرفد و در حالت دوم نیز آیا همه مشکلات صنایع ما حل شده و تنها لنگ آب شیرین کوهستان های لرستان هستند؟ اگر درد صنعت , آب باشد و با آب , صنعتی می شدیم که شهرک های صنعتی مناطق پر آب شمال کشور به این حال و روز نمی افتادند. این آب که میتواند در سمنان و اصفهان و قم و اراک و کرمان و یزد تبدیل به صنعت و برنجکاری و باغات رنگارنگ پسته شود نمیتواند در همان مناطق استانهای غربی که طبق سازمان آمار بالاترین نرخ بیکاری را دارند معجزه کند و به صنعت و اشتغال مولد بدل شود؟ آیا آب فقط در کویر میتواند معجزه کند و دست به اعجاز بزند؟ مگر نمی گویید که میخواهیم آب را از لرستان و بختیاری و خوزستان به اصفهان و یزد و کرمان و قم و اراک برسانیم تا به کار کشاورز و صاحب صنعت بیاید پس چرا در غرب و جنوب غرب کشور که در کنار همین منابع آب قرار دارند و نیازی هم به حفر تونل و لوله گذاری و سد انحرافی ندارند وضع کشاورزی و صنعت و گردشگری تعریفی ندارد؟ مگر آب در کنار آنها نیست؟ چرا کشاورزی و صنعت خوزستان و لرستان و بختیاری به این روز افتاده است؟ این که اقداماتی از این دست , دستکاری در طبیعت است و پیشتر تبعات منفی انتقالات آب و احداث سد به صورت بی رویه را با خشک شدن دریاچه ارومیه تجربه کرده ایم نکات ناگفته ای نیست و هر که اندکی از محیط زیست بداند , در می یابد که چه لطمات اکولوژیکی بر این گونه طرحها مترتب است. همه میدانند کویر , بیابان نیست و نگاه بیابانی به کویر خطاست. در بهترین حالت و حتی اگر بودجه هنگفت این پروژه ها تأمین و اجرا شود و به نتیجه برسد زیانهای زیست محیطی آن غیر قابل جبران خواهد بود. چرا که اکوسیستم طبیعی ایران را دوپاره میکند و به اکولوژی منطقه لطمه وارد میکند. بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری را از بین میبرد و آسیبهای جدی دیگری که احتمالأ کارشناسان از بیان آنها غفلت نخواهند ورزید. در ثانی ایده ها و بلند پروازیهایی از این دست باید نسبتی با پیشرفتهای تکنولوژیک داشته باشد. واقعیت این است که پروژه هایی این گونه از توان فنی ما بیرون است . ما که انواع مایحتاج خود را از خارج از کشور وارد می کنیم و هنوز در تولید خودرو منتظریم تا ببینیم کدام خودروساز میخواهد خط تولید خود را جمع آوری و به یک کشور جهان سومی منتقل کند بهتر نیست رضایت مردم را با بهبود اقتصادی فراهم سازیم؟ واقعأ به دنبال انتقال آب از استانهای غربی و جنوب غربی ( مناطق لر نشین همیشه مظلوم و محروم ) به وسط کویر هستیم که چی بشود؟ ظاهرأ قرار است با این آب در کویر مرکزی خیار بکارند و خیارشور صادر کنند یا برنجکاری برپا کنند آنهم با کشت غرقابی زیر آفتاب سوزان کویر و دما و تبخیر بالایش!!! تجربه نشان داده که پروژه های بلند پروازانه با این اقتصاد دلالی و راکد به جایی نمیرسد. اصلا همین حالا تصور کنید که آب با صرف هزینه های گزاف به کویر مرکزی اصفهان رسیده است آیا کشاورزی آن با توجه به موقعیت جغرافیایی اش شکوفا میشود یا در استانی که با مشکل جدی کم آبی روبروست میتوان صنعت را در بلند مدت گسترش داد؟ مگر در خوزستان و بوشهر و بندرعباس که لب دریا هستند و به آب دسترسی دارند این اتفاق افتاده که در کویریات بیفتد؟

  • احمد تاجی

    در برخی جاها خوزستانیها و قمیها بر سر آب الیگودرز لورستان که به قم منتقل شد ، آبی که متعلق به لورستان است وارد دعوا در فضای گمنام مجازی شده اند و نقطه ی مشترک هر دو نادیده گرفتن کامل لورستان است! مثلأ در سایت تابناک در جواب نظر قبلی یک خواننده ی قمی چنین نظر میدهد:اصلأ این آب چه ربطی به خوزستان دارد؟ از چارمحال میاد نه خوزستان!!! گویا مردم قدرشناس قم! هم بسان مسوولان حتی قصد یک سپاسگزاری خشک و خالی از مردم الیگودرز لورستان را ندارند هیچ!!! رندانه از کنار نام لورستان هم میگذرند و حتی اگر میخواهند جعل کنند یک جعل کامل میکنند یعنی از چارمحال بختیاری ؛ بختیاری اش را هم به علت اینکه بوی لور میدهد را حذف میکنند!!! ما لورها چقدر مظلومیم در این وادی گرگها که آبی که از کوهستانهای اشترانکوه الیگودرز( لورستان ) گرفته شده را به قم و اراک و کاشان میبرند و هیچ امتیازی هم به مردم منطقه بخاطر خشک شدن چاه ها و سراب ها نمیدهند و کشاورزی منطقه را بی آب میکنند که روستاییان مجبور به مهاجرت و آوارگی شوند آخرش هم خوزستانیها مظلوم می مانند! گویا نمی دانند سالانه ۱۳ میلیارد متر مکعب آب از ارتفاعات لورستان به خوزستان میریزد! گویا نمیدانند تمام رودخانه های خوزستان از ارتفاعات استانهای لور نشین سرچشمه میگیرد و به خوزستان و اصفهان میریزد! در جواب این منور الفکرها ذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه ، این آبی که به قم رفته مستقیمأ از الیگودرز لورستان رفته و اینکه قرار بوده بعدها در فلان مکان کدام رودخانه را بسازد مسأله بعدی است!


  • محمود قاسمی

    در نشریه سازمان ترویج وزارت کشاورزی ( مروج ) , شماره سوم , خرداد ماه ۱۳۴۵ , صفحه ۱۲ , مطلبی با عنوان ؛ تأسبسات آبیاری کوهرنگ و سرگذشت آن , آمده است که نکات بسیار جالبی در آن ذکر شده است. حیف ام آمد که آن را برای سایت وزین تان نفرستم. امیدوارم که مفید فایده باشد. تأسیسات آبیاری کوهرنگ شامل یک تونل در کوه کارکنان و یک سد بر روی رودخانه شیخ علی خان می باشد. طول تونل کوهرنگ ۲۸۴۱ متر و سطح مقطع آن که به شکل نعل اسب ساخته شده ۱۱،۳۰ متر مربع است و حداکثر میتوان ۳۰ متر مکعب آب در ثانیه را که معادل ۲۲۵۰ سنگ میشود از آن عبور داده و جریان آب رودخانه کارون را که به بختیاری و خوزستان می ریزد به طرف دشتهای اصفهان سرازیر میکند. تمام تونل با بتون پوشش شده و در قسمت هایی که جنس زمین آن سست بوده در داخل بتون کادر فولادی کار گذارده شده است. در محل خروج تونل چون کف دره در حدود هفتاد متر پایین تر از کف تونل قرار دارد یک سرسره سنگی به همین ارتفاع ساخته شده است که آب بدون ایجاد خرابی به پایین میریزد. ساختمان سد در حدود دو کیلومتر پایین تر از محل تلاقی آب کوهرنگ با آب شیخ علیخان واقع شده و عرض آن در بالا ۷۹ متر و ارتفاع آن از بستر رودخانه ۱۲،۱۰ متر و از پی ۲۱،۶۲ متر می باشد. این سد از نوع سدهای وزنی بوده و تمامأ با بتون و سنگ و ملات سیمان ساخته شده و در قسمت وسط دارای آبریزی است که در مواقع سیلابی مازاد آب رودخانه از آن لبریز میشود و در بدنه سد دو دریچه فلزی قرار داده شده که با استفاده از آن میتوان آب مخزن را تخلیه کرد. طبق اندازه گیری هایی که به عمل آمده در نقاط مختلف رودخانه ی زاینده رود در حدود سیصد میلیون متر مکعب آب به طرف زاینده رود جاری میشود و در فصول تابستان و پاییز که آب برای زراعت بسیار ذی قیمت است تقریبأ به میزان دو برابر میرسد و با استفاده از سد حداقل ۱۵ هزار هکتار اراضی جدید تحت کشت درآمده است. هزینه کل تأسیسات کوهرنگ بالغ بر ۱۳۴ میلیون و ۲۹۴ هزار و ۴۲۱ ریال گردیده است. تونل کوهرنگ سرگذشت جالبی دارد و به طوری که تاریخ نشان میدهد ساختمان آن در قرون گذشته همواره یکی از هدفهای اصلی سلاطین صفویه بوده و در هر دوره که فراغتی برای امور عمرانی دست میداد از هیچ اقدامی در این راه فرو گذار نگردیده است. شواهد تاریخی و آثار موجود نشان میدهد که در قرون گذشته از راه حفر چاه و ایجاد نقب خواسته اند از این چشمه ی فیاض و منبع با ارزش استفاده نمایند. در زمان شاه طهماسب صفوی در نیمه دوم قرن دهم هجری به فرمان آن پادشاه میر افضل الله شهرستانی حاکم اصفهان مأمور انجام این عمل خطیر گردید و مدت سه سال به مطالعه و تهیه مقدمات کار و ساختن خانه و مسکن برای کارگران پرداخت و اولین کلنگ به سال ۹۶۶ هجری با حضور ارکان دولت و رجال اصفهان و سران بختیاری بر فراز کوه "کارکنان" زده شد ولی متأسفانه حوادث سلطنت شاه طهماسب و مخصوصأ اشتغال او به کار آذربایجان و غیره مانع از ادامه کار گردید تا آنکه شاه عباس در سال ۳۱ سلطنت خود پس از فراغت از جنگ های شمال و مغرب ایران مجددأ ساختمان تونل کوهرنگ را وجهه ی همت خود قرار داد و محمد علی لله بیگ را که معمار مخصوص بود مأمور انجام کار کرد. طرحی که معمار مزبور تعقیب میکرد ایجاد برش عظیمی در کوه بود که طول آن سه هزار ذرع و عرض آن یکصد و پنجاه ذرع پیش بینی شده بود. لله بیگ مدت دوسال و نیم به تهیه مقدمات کار پرداخت و کوه بری را آغاز کرد اما زمستان های سخت و برفهای شدید که هر سال بیش از شش ماه سبب تعطیلی کار میشد مانع از انجام سریع عملیات میگردید. شاه عباس از طرفی مالیات مخصوصی برای اینکار وضع کرد!!! و از طرف دیگر با ایلات و عشایر دستور داد که به صورت بیگاری!!! همه ساله عده ای کارگر به این کارگاه بفرستند!!! چنان چه حتی از اهالی "ممسنی" و "دشتستان بوشهر" هم کارگرانی به این منطقه آورده شدند ( حالا خدا میداند تحت چه نظارتهایی این مردانی که برای بیگاری در آن کارگاه به کار مشغول بودند را نگهبانی میدادند و مجبور میکردند با ابزار آلات ابتدایی در اوج سرمای کوهستان , کوه را از میان بردارند آدم به یاد رفتار با بردگان در معادن طلای نوبیای مصر می افتد که در کتاب دیودورس سیسیلی آمده است ) معذالک نظر به مشکلات طبیعی کار چندان پیشرفتی نداشت تا آنکه امام قلی خان بیگلربیگی فارس و حسنعلی خان حاکم لرستان و جهانگیر خان بختیاری متفقأ مأمور انجام کار شدند ولی باز هم پیشرفت کار رضایت بخش نبود. این بار جهانگیر خان بختیاری فوق العاده در جمع آوری کارگران فنی و پیشرفت کار مبذول داشت ( اوج دل پاکی و سهل گیری لرها ) بختیاری به تنهایی داوطلب انجام ساختمان گردید و کوشش به خرج داد به طوری که مورد رضایت شاه عباس قرار گرفت و شاه عباس شخصأ از این کارگاه بازدید کرد. این فعالیت هم مدت سه سال ادامه داشت تا آنکه بیماری شاه عباس و کشمکش هایی که در سر حدات ایران به وقوع پیوست مانع از ادامه کار شد و شاه صفی پس از جلوس به تخت مالیات کوهرنگ را لغو کرد و از ادامه کار چشم پوشید. در زمان شاه عباس دوم بر اثر خشکسالی های متوالی مجددأ انجام کار مورد استدعای مردم و توجه شاه قرار گرفت به طوری که وزیر اعظم و صدر اعظم هر یک مدتی متصدی کار شدند ولی به علت عدم پیشرفت کوه بری و تسریع در انجام کار به فکر ساختمان سد افتادند و با تحمل مخارج بسیار!!! پایه های سد را با سنگ و ساروج بنا نمودند ولی متأسفانه در زمستان همان سال سرمای شدید و یخبندان پایه های سد را منهدم ساخت و خسارات فراوانی وارد آورد و انجام این کار جزء معضلات بزرگ و لا ینحل قرار گرفت و تعطیل گردید ( چه مقدار هزینه و انسان بی گناه که در راه طمع کویریها از بین نرفتند ) معذالک در اواخر سلطنت شاه سلطان حسین صفوی باز به امر شاه عملیات کوه بری!!! آغاز شد و مدت دو سال ادامه داشت تا اینکه حمله افاغنه و افول کوکب اقبال دودمان صفویه این کار را برای مدت نامعلومی تعطیل ساخت. در دوره های بعد باز هم چندین مرتبه موضوع ساختمان کوهرنگ مورد توجه قرار گرفت و مطالعاتی هم از طرف، عده ای از مهندسین خارجی در این زمینه به عمل آمد تا اینکه در سال ۱۳۲۳ خورشیدی عده ای از اهالی اصفهان پیشقدم شدند!!! و اقداماتی انجام دادند که منجر به تشکیل شرکت سهامی کوهرنگ اصفهان گردید و با توجه و کمک بنگاه مستقل آبیاری آن زمان این امر مهم و آرزوی چندین ساله جامه عمل به خود پوشید. در مهر ماه سال ۱۳۲۷ اولین کلنگ ساختمان تونل و سد کوهرنگ به دست پهلوی دوم بر زمین زده شد و در تاریخ ۲۴ مهر ماه ۱۳۳۲ تأسیسات سد و تونل انتقال آب کوهرنگ افتتاح گردید. چند نکته از این سطور جالب توجه است اول آن که اصفهان به دلیل در حاشیه کویر قرار گرفتن , از قدیم الایام با مشکل کم آبی رو برو بوده آنهم در زمانی که جمعیت قلیلی داشته و فاقد صنایع مادر بوده است. دوم اینکه برای حل مشکل قدیمی سکنه اصفهان از صفویه تا کنون حکومت ها و دولتهای گوناگونی درگیر خود کرده و باعث شده مالیات جدیدی بر مردم وضع گردد تا هزینه و بودجه سر سام آور آن فراهم گردد. سوم آنکه ایلات و عشایر به بیگاری ( کار بی مزد ) گرفته شدند و خوانین لر بختیاری ناچارأ و به جبر حکام وقت در راهی قدم گذاشتند که امروز مردمان لر در استانهای مختلف دارند تاوان آن سهل گیری را پس میدهند. چهارم اینکه طمع و زیاده خواهی مردمان کویر نشین تمامی ندارد و باعث سلب آسایش استانهای مجاور شده اند. اگر صنعت بجای تمرکز در یک شهر به استانهای پر آب مجاور برده میشد شاید دیگر احتیاجی به صرف آن همه هزینه برای ساخت تونلهای طویل ۷۰ کیلومتری در عمق زمین و ساخت سدهای انحرافی نبود. و این هزینه ها در صنعت سرمایه گذاری میشد. آخر میشود در دل کویر و زیر تابش آفتاب مستقیم و تبخیر بالا شالیزاری برنج به راه انداخت؟


  • موحدی

    منابع طبیعی ما به خاطر توسعه افسار گسیخته استانهای کویری مرکزی پیوسته در حال نابودی است. بدون آگاهی دست به تخریب محیط زیست میزنند که پیامدی جز بحران محیط زیست ندارد. از رودخانه ها , سدها , کوهها , مراتع و جنگلها , همگی استفاده بی رویه میشود و بیابان زایی از فرایندهای این دستکاری های طبیعت است. تخریب منابع طبیعی نوعی اتلاف ثروت ملی است و همین مانع از انباشت سرمایه برای توسعه است. استفاده بی رویه از منابع طبیعی به توسعه ی ناپایدار داخلی دامن میزند که خود از موانع توسعه است. تخریب منابع طبیعی و از بین بردن چرخه طبیعی آب یعنی فراموش کردن نسلهای آینده و اسراف در استفاده از منابع موجود. شهرهای کویری محیط زیست را قربانی نفع اقتصادی خود کردند. جریان اتلاف منابع طبیعی به فقر شدید استانهای مبدأ انتقال آب می انجامد که استانهای کویری برای توسعه خود با سرعت هر چه بیشتر به نفع خود بهره برداری میکنند و هیچ راه حلی هم برای ترمیم محیط طبیعی ندارند. آنان میخواهند با ارزان ترین قیمتها و هزینه ها از منابع استانهای محروم بهره برداری کنند , در این فرآیند به حفظ محیط زیست هیچ توجهی ندارند و از طریق کارخانجات خود شدیدترین آلودگیها را بر محیط زیست وارد میکنند و به هیچ وجه منافع نسلهای آینده در نظر گرفته نمیشود. و به جای توسعه ی متوازن , همه جانبه , پایدار و یکپارچه فقط صنعتی کردن استانهای مرکزی را در نظر گرفتند و دیگر استانها در حالت رخوت و عقب ماندگی اند و از مواهب توسعه و صنعت بی بهره اند و فقط نفع استانهای مرکزی در نظر گرفته میشود. توسعه همه جانبه استانهای کویری در راستای رشد به گونه ای است که نهایتأ به کاهش منابع _ تخریب محیط زیست و اغتشاش در ساختار اجتماعی شده و آینده را به قیمت مصرف گرایی حال از بین بردند. در توسعه هدف ایجاد محیطی توان بخش برای همه مردم است نه استانهای خاص و انگشت شمار. برای نسلهای آینده آسیبهای اقتصادی , اجتماعی و زیست محیطی به ارث نگذارند. محرومیت _ فقر _ ناداری و تنگدستی توان فرسا _ بیکاری _ بزهکاری و تنگناهای اقتصادی از مشکلات و معضلات قابل ملاحظه استانهای غرب و جنوب غرب کشور است که برآمده از نابرابری های اجتماعی _ اقتصادی و حاصل عدم نگاه همه جانبه و توسعه ناموزون است. این رشد و توسعه ی محدود و ناموزون , نابرابری بخشی و ناتوانی جامعه در به خدمت گرفتن منابع موجود برای رشد داخلی دامن میزند. سرمایه گذاری دولت هم متمرکز بر بخش شهری است و در زمینه فعالیتهای ساختمانی , بخش خدمات و صنایع سنگین متمرکز میشود و بخش کشاورزی سرمایه های اندکی را جذب خود کرده است که افزایش بیکاری و هجوم روستاییان به حاشیه شهرها را در پی داشته است. سرمایه گذاریها , به صورت ناموزون درون بخشی , بیشتر به کشاورزی سرمایه بر اختصاص یافت و کشور به وارد کننده غلات تبدیل شد. رشد و توسعه بیشتر برای جامعه شهری اتفاق می افتد و در نتیجه مناطق روستایی از خدمات کمتری بهره مند شدند. بیکاری روستایی به شهرها منتقل شده و شهرها پر شده از خیل عظیم بیکاران و آنهایی که در بخش اقتصاد غیر رسمی اشتغال دارند. امید داریم با نگاه یکسان زمینه حل مشکلات را فراهم آورند چرا که توجه صرف به یک جنبه خاص و غفلت از سایر امور شکست به بار خواهد آورد. امید داریم که حافظ منابع مختلف جامعه برای مصرف آیندگان باشند و عدالت اجتماعی را در جامعه ایجاد کنند. باید عدالت اجتماعی بین شهر و روستا و جامعه عشایر به یک شکل و اندازه رعایت گردد. باید سیاستهای علمی و اجرایی توسعه در حد شعار نباشد. باید از توانایی های موجود استفاده بهینه شود. بدون تخصص گرایی و کار علمی نمیتوان به قافله توسعه رسید.


  • امیر کریمی

    باید منفعت و هزینه های کل استانها در نظر گرفته شود. باید تواناییها و امکانات استانهای کویری را در نظر گرفت و آرمانی فکر نکرد. اگر قرار باشد در زمینه توسعه کاملأ آرمانی فکر کنند و ظرفیت جامعه را در نظر نگیرند , هر عملی به اهرمی تخریبی تبدیل میشود و آثار منفی آن بیش از بازدهی مثبت آن خواهد بود. نباید استانهای غرب و جنوب غرب از توسعه و صنعت بی بهره بمانند چون اختلاف در وضع زندگی و شیوه بهره گیری از سرمایه های طبیعی , افزون تر میشود و دیگر به خودی خود قادر به جبران عقب ماندگی ها نمیشوند و استانهای کوچکتر و ناتوان تر زیر نفوذ استانهای بزرگ صنعتی قرار میگیرند و فشار و تأثیر شهرها و استانهای پیشرفته و نیرومند خود به خود مانع پیشرفت استانها و شهرهای کوچکتر و ضعیف تر میگردد. نابرابری و عدم تعادلی بین استانهای برخوردار صنعتی و استانهای محروم پدید می آید که آرامش و نظم اجتماعی همه را متزلزل میکند و جامعه را با دشواری ها و مساعل متعددی روبرو میکند که نمی تواند مورد فراموشی نگره پردازان و جامعه شناسان قرار گیرد. شرایط پیشرفت و گسترش در جامعه ما یکسان نیست و بیکاری پنهان , انواع جرایم و تنشهای اجتماعی , زاغه نشینی , فقر اقتصادی و مهاجرت داخلی فراوان دیده میشود و فاصله زیادی میان لایه های اجتماعی وجود دارد.کشور ما هم از اقوام گوناگون با سلایق و فرهنگهای متفاوتی تشکیل شده که گاه تضادهای پنهان و گاه آشکاری با هم دارند و این تضادها به صورت موانع توسعه عمل میکنند زیرا تاریخ این کشور نشان میدهد که تضادهای قومی_طایفه ای بر فرایندهای عقلانی تأثیر میگذارند و باعث مخدوش شدن جریانات توسعه میگردند. بسیاری از داوریهای سطحی و پندارهای نادرست که اقوام مختلف به هم نسبت میدهند حاصل این تضادهاست.اختلاف قومها در چشم اندازهای گوناگون زندگی , بستگی به عوامل مختلف دارد و در حقیقت نتیجه منطقی آن عوامل است و ربطی به استعداد و ادراک ندارد. اختلافات و تضادهای قومی مانع نوآوری سودمند میشود لذا از آنجا که همواره با بدگمانی به اندیشه دیگران مینگرند و آنها را نادرست تلقی میکنند , آن دسته از مساعل داخلی که به آسانی با استفاده از ابداعات دیگر اقوام حل میشود , برای مدتی بسیار طولانی و گاه بی پایان , حل ناپذیر باقی می ماند. قوم مداری افراطی به طرد غیر ضروری و بیهوده خرد و دانش دیگر فرهنگها منتهی میشود و از هر گونه مبادله فرهنگی و غنی سازی فرهنگ خودی جلوگیری میکند.لذا باید با کوشش شبانه روزی , پیگیری و نو آفرینی , همکاری سازنده , پایمردی , پویندگی و از خود گذشتگی معضلات و نارسایی هایی اقتصادی _ اجتماعی را برطرف کرد تا اجتماع بارور شود. اکنون ژاپن پس از یک قرن کار و کوشش به این دوره رسیده است. توسعه ی نقطه ای و تنها به یک شهر و استان خاص رسیدن دیگر جوابگو نیست چون ظرفیت زیستی برخی شهرها و استانها تمام شده و لذا افزایش رشد جمعیت تنها بر دامنه فقر و تنگدستی و تنش خواهد افزود. جمعیت که به خودی خود تأمین کننده خوشبختی به شمار نمی آید بلکه کیفیت علمی و فنی که به جمعیت داده میشود عامل کار ساز است. نهادهای اجتماعی و اداری پیش بینی وضع آینده جمعیت را نباید از یاد ببرند. باید ظرفیت را سنجید و آرمانی فکر نکرد. تصمیمات باید مبتنی بر دانش باشند. ناداری و تنگدستی و محرومیت و اعتیاد و بیکاری و مهاجرت برآمده از رشد جمعیت و فراهم نبودن زیر ساختهای توسعه است.


  • میلاد سروش

    مردم وطن پرست لرستان که در تمام ادوار گذشته برای اعتلا و عظمت این سرزمین مقدس از جان و مال دریغ نداشته اند و بعد از انقلاب اسلامی سال ۵۷ تنها قوم ایرانی بود که حتی یک گلوله هم به سمت دولت و حکومت مرکزی شلیک نکرد و هیچ اقدام تجزیه طلبانه ای انجام نداد و در جنگ ناخواسته و تحمیلی با تمام توان رزمی در میدان های نبرد , حضور فعال داشتند و فرزندان این قوم , در تمام جبهه های جنگ زمینی , عرصه را بر دشمن تنگ کرده بودند و به عنوان صف شکن شهرت داشتند و با انهدام نیروها و اسارت نفرات و تصرف تانکها و تجهیزات جنگی ضربه های جبران ناپذیری بر دشمن بعثی و منافقان وارد ساختند که دشمن زبون ناگزیر شد برای جبران شکست در نبرد زمینی به جنگ هوایی و بمباران شهرهای بی دفاع بپردازد و استان لرستان و شهر خرم آباد در مجموع ۱۴۲ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشک باران شد که در این حملات بیش از دو هزار و پانصد نفر شهید شدند و خرم آباد پنجمین شهری بود که مورد بیشترین حملات هوایی قرار گرفت. در این گیر و دار جنگ هوایی , شهر خرم آباد که در طول جنگ تحمیلی , تدارک پشت دو جبهه ی جنوب و غرب کشور را با شایستگی به عهده داشت , شب و روز به شدت بمباران میشد و متأسفانه تلفات جانی بسیار و خسارات مالی فراوان به لرستان بزرگ وارد شد , به طوری که پس از پایان جنگ , لرستان بعد از خوزستان درگیر در میدان جنگ , با ۱۰۲ میلیارد تومان آن زمان ( سال ۶۷ ) دومین استان خسارت دیده اعلام گردید!!! بعد از پایان جنگ با توجه به اینکه تمام زیر ساخت های لرستان آسیب دیده بودند و در این ۸ سال جنگ سرمایه گذاری صنعتی در استان نشد و به بهانه نزدیکی به مرز و بمباران هوایی , پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد که کلنگ آن هم در سال ۱۳۶۲ در خرم آباد به زمین زده شده بود به اراک واگذار شد و هنوز هم قطعات و لوازم آنها با نام خرم آباد از خارج میرسد!!! بعد از پایلن جنگ هم بیشتر استانهای کویر مرکزی با توجه به مسافت طولانی از جبهه های جنگ مورد عنایت ویژه قرار گرفتند و با تخصیص اعتبارات کلان دولتی و بهره گیری از سرمایه گذاریهای بخش خصوصی و استفاده از مدیران بومی و آشنا به شهر و دیار خود توانستند گامهای بلندی در سازندگی و عمران و آبادانی بردارند و استانهای کویری هم در این مدت با برخوردار بودن از عنایات خاص مسؤلان در اجرای پروژه های بزرگ و زیرساختهای ارتباطی , بزرگراهها , زمینی , ریلی , هوایی از جذب بیشترین اعتبارات دولتی و خصوصی استفاده کردند. چون پیشتر دولتها زیر بناهای لازم را برای لرستان فراهم نکردند از جذب سرمایه های ملی و بخش خصوصی نیز محروم مانده ایم و به قول نورگسه:"فقیریم چون فقیریم" . با این وجود نه تنها بی توجهی ها ادامه می یابد بلکه هر روز وجه جدیدی به گرفتاریهای لرستان افزوده میشود که یدک کشیدن نرخ بالای بیکاری طی چند دهه , تنها گوشه ای از محرومیتهای ما است. آقای مهندس زنگنه وزیر نفت وقت در مصاحبه با روزنامه ابرار اقتصادی مورخ ۲۶ بهمن ۸۳ میگوید:به دلیل جنگ تحمیلی , اسکلت اقتصاد در غرب کشور از هم پاشیده که برای ترمیم این عقب ماندگی لزوم سرمایه گذاری های مهم دولت و شرکتهای دولتی الزامی به نظر میرسد. با وجود این , نه تنها دولتها برای جبران آنچه بیان شد سرمایه گذاری لازم را انجام نداده اند بلکه برای شرکتهای دولتی نیز هیچ ساز و کار ترجیحی جهت سرمایه گذاری در استانهایی چون لرستان تعریف نشده و در نتیجه , شرکتهای دولتی هم هر گونه سرمایه گذاری در لرستان را موکول به شرایطی ناممکن ساخته اند. برای نمونه معاون سرمایه گذاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران در مصاحبه با روزنامه اطلاعات مورخ ۱۶ آبان ۱۳۸۳ اظهار میکند:وظیفه ی ما به عنوان یک سازمان توسعه ای , کمک به بخش خصوصی است , اگر بخش خصوصی استان لرستان, هر پروژه ای داشته باشد , سازمان تا ۴۰ درصد در آن پروژه مشارکت میکند. بر این پایه به قول "اندرسون":آنهایی که ممکن بود بهروزی منطقه را فراهم کنند اکنون در بازارهای دیگر در جستجوی کار هستند. به گفته ی این صاحب نظر:اتلاف ناشی از این استفاده ی نا مناسب از نیروی انسانی یک منطقه فاجعه آمیز است و موضوع مستتر در آن , از موضوع اتلافهای اقتصادی بسی فراتر میرود. به تعبیر "جورج ویلیام" عقب افتادگی , توجیه کننده ی موقعیتی غیر قابل انکار و ناشی از عدم تعادل میان ظرفیتها و نیازها از یک طرف و زیربنای اقتصادی از طرف دیگر است و بدین ترتیب , برای حل مسعله , باید به ایجاد تعادل بین این دو , تدبیر کرد. نماینده پیشین خرم آباد در مجلس شورای اسلامی در مصاحبه با روزنامه ی صدای ملت مورخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ گفته اند:از مجموع اعتبارات کشور ۸ درصد بین استانها توزیع میشود و ۵۷ درصد در اختیار ریاست جمهوری و ۳۵ درصد دیگر سرگردان , گلوبال و شناور است. استانهای کویری با نفوذ و لابی آن ۳۵ درصد را با لطافت الحیل جذب پروژه های عمرانی خود میکنند. اغلب دولتها مسؤلیت کارهایی را که باید در سطح کلان انجام شود به گردن استانداران انداخته اند. برای مثال احداث راه آهن را به استاندار محول کرده اند.راه آهن دورود_خرم آباد_پلدختر_اندیمشک که از سال ۱۳۵۶ جزو پروژه های مهم آمایش سرزمین بوده است در برنامه های توسعه از جمله برنامه ی ۱۴۰۰ که به تصویب مجلس هم نرسید ولی به اعتبار آن , هزاران کیلومتر راه ریلی در کشور تعریف شد , حتی نامی هم برده نشد و اکنون این پروژه با گذشت چهار دهه فقط در فاصله ی دورود_خرم آباد فعال است آن هم با پیش رفتی لاک پشتی! این در حالی است که اتصال این راه به اندیمشک از ضرورتهای تقویت مسیر فعلی راه آهن لرستان با عملکرد ملی شمال _ جنوب است. اما استان لرستان که بین ۳۱ استان کشور از نظر وسعت منطقه جغرافیایی و تراکم جمعیت در رده ی چهاردهمین استان قرار دارد و از نظر توانمندی های بالقوه و داشتن منابع و معادن غنی و سرشار از نفت و گاز و فلزات گران بها , وجود آب فراوان , خاک حاصلخیز , مناظر طبیعی بکر و پوشیده از گل و ریاحین , چشمه های جوشان آب زلال و گوارا و آبشارهای فراوان که آثار باستانی و تاریخی آن زینت بخش موزه های جهان است و سالهای متمادی عنوان قطب مهم کشاورزی و دامپروری را در کارنامه دارد , با کمال تأسف به علت نداشتن مدیران بومی دلسوز و صاحب نام در دستگاه مدیریت و حاکمیت تا کنون نتوانسته است از اعتبارات کلان دولتی برخوردار باشد و در این مدت با تخصیص کمترین میزان اعتبار مرحمتی از درآمد ملی , عالمأ عامدأ از رشد و توسعه و آبادانی عقب نگه داشته شده است , و با تحمیل مدیران غیر بومی و ناآشنا به, منطقه و ناتوان در انجام وظایف و مسؤلیتها نتوانسته اند از وجود تمام امکانات و توانمندیهای بالقوه این استان زرخیز با مردمی مهربان , سخت کوش و صبور به نحو مطلوب استفاده نمایند و در واقع شهر خرم آباد و استان لرستان در این مدت به صورت مرکز آموزش مدیران غیر بومی و کار آموزی آنان تبدیل شده است و کلانشهر خرم آباد توسط مدیریت روستایی اداره میشود و هر روز عقب ماندگی اش از روزهای قبل بیشتر نمایان میگردد و کار به جایی رسیده است که به قول معروف:آش به حدی شور است که آشپز باشی هم میگوید شور است.


  • محسن انصاری

    مسؤلان در بازدیدهای فصلی از لرستان بزرگ از تخصیص اعتبارات اندک و عدم اجرای عدالت در توزیع صنایع در، لرستان در این چند دهه از فرط تأثر و تأسف اشک ندامت و شرمساری از تحمیل محرومیتهای ناخواسته بر این مردمان غیور و صبور از دیدگان جاری ساخته اند. در این میان هر فرد لرستانی غیرتمند و مردمی از خود میپرسد به راستی عیب کار کجاست؟ و گناه نابخشودنی مردم این سامان چیست؟ آیا لرستان بزرگ و توانمند با آب فراوان و خاک حاصلخیز و منابع و معادن سرشار و نیروی انسانی تحصیل کرده باید در محرومیت بماند؟ آیا مردم لرستان خودشان نمیخواهند که استان و شهرهایشان آباد شود؟ آیا بی تفاوتی عامل این عقب ماندگی است؟ آیا تهاجم ضد فرهنگی و اجتماعی مهمترین عامل این عقب ماندگی است؟ آیا بی تفاوتی و عدم احساس مسؤلیت و فرار مغزهای راحت طلب و رها کردن شهر و دیار و زادگاه اجدادی خود عامل این عقب ماندگی صنعتی است؟ آیا مسؤلان ، رشادت ، مهمان نوازی ، مهربانی ، صداقت و صمیمیت مردم لرستان را سزاوار عقب ماندگی دانسته اند؟ آیا مردم لرستان از درآمد سرانه ملی به اندازه جایگاه اجتماعی چهاردهمین استان کشور سهمی دارند؟ آیا عدم توزیع عادلانه اعتبارات , عامل مهم عقب ماندگی لرستان بزرگ است؟ آیا مدیریت ناتوان عامل این عقب ماندگی لرستان بزرگ است؟ امیدواریم در آینده عدالت اجتماعی در جامعه ما برقرار بشود و ناظر بی عدالتی های تحمیل شده نباشیم. قلم به دستان درد آشنا و آگاه و با ایمان برای استیفای حقوق قانونی و گرفتن سهم قوم لر از درآمد ملی و برقراری عدالت اجتماعی در توزیع اعتبارات باید صدای حق طلبانه مردم لر را به گوش مسؤلان برسانند , آیندگان نیز باید فرزندان شایسته پدران خود باشند. ای لرستانی غیرتمند حق گرفتنی است ؛ با شایستگی جایگاه اجتماعی خود را محفوظ نگه دار…


  • حامد اسماعیلی

    وجود کوه های بلند و جنگل های انبوه دو عامل مهم و مؤثر در جذب رطوبت و باران زایی در لرستان است. فراوانی آب و حاصلخیز بودن خاک لرستان در بهره وری تولید بسیار مؤثر و مهم است. انواع میوه ها مانند:سیب _ انار _ انگور _ گلابی _ زردآلو _ انجیر _ گردو _ بادام و انواع سبزیها مانند هویچ ، گوجه ، سیب زمینی ، سیر، پیاز به وفور تولید میشود ؛ حبوبات متنوع لرستان در کشور مقام اول را دارد , عسل کوه ها و دشتهای سر سبز پوشیده از شقایق و ریاحین لرستان , شهرت خاص دارد ولی متأسفانه هیچ صنایع تبدیلی در چرخه ی تولید در لرستان وجود ندارد و تمامی محصولات و فرآورده ها به صورت فله ای و خام به استانهای همجوار مثل اصفهان صادر و پس از بسته بندی با نام خودشان به چند برابر قیمت صادر میگردد. باید برای رفع محرومیت مناطق لر نشین , به توسعه ی صنعتی و اشتغال زایی همت بگمارند و زمینه ی احداث کارخانه های تبدیلی , بوجاری حبوبات و بسته بندی استاندارد فرآورده ها را فراهم نمایند , تا سود حاصل از ارزش افزوده ی اقتصادی تولیدات تبدیلی نصیب کشاورزان , تولید کنندگان و کارگران منطقه لرستان گردد و اقتصاد صنعتی با گذر از مرحله رکود با آهنگ رشد سریعتر به سوی توسعه و رونق اقتصادی برسد. وزارت صنایع و معادن باید کارخانه های استراتژیک مهم و حیاتی صنایع مادر را که در امر خودکفایی و بی نیازی کشور از بیگانگان نقش موثر دارند را در استانهای پر آب احداث و تأسیس کنند نه در استانهایی که در حاشیه کویر قرار گرفته اند و آب شان قرضی است. مسؤلان و دولتمردان باید در راه توسعه صنعتی و رونق اقتصادی استانهای غربی و جنوب غربی که در تنگنای محرومیت قرار دارند , گام اساسی بردارند. بیکاری اقشار زحمتکش جامعه مظلوم و محروم این مناطق که خود و فرزندانشان به دلیلی نزدیکی به جبهه های جنگ , حماسه ها آفریدند و بسیاری از عزیزان خود را از دست دادند به مصلحت نبوده و شایسته و سزاوار مردم شریف و نجیب این استانها نیست. استانهای غرب و جنوب غرب کشور با این همه امکانات بالقوه و مواهب خدادادی بی شمار و منابع و معادن غنی و سرشار از ذخایر نهفته در دل خاک مستعد پیشرفت و توسعه هستند و نباید بیش از این مورد بی توجهی قرار گیرند. امیدواریم کلانشهرهای حاشیه کویر , مقداری از آلودگی های صنعتی شان را هم با ما تقسیم کنند تا شاهد این همه مهاجرت نباشیم.


  • بختیاری

    به مردم چارمحال بختیاری اجازه برداشت آب از استان خودشون رو نمیدن و تالاب مهم چغاخور رو میخان آبشو ببرن واسه کارخانه جدید دو میلیون تنی فولاد اصفهان ! مردم استان ما هم حق زندگی دارن , تا کی باید شاهد انتقالات متعدد آب به کویر اصفهان باشیم؟ چرا استانی که محتاج آب استانهای دیگه است باید این همه کارخونه داشته باشه؟ اصفهان کم بود تازه یزد و کرمان و اراک و قم و طبس هم بهشون اضافه شد.روستاهای ما که تولید کننده محصولات کشاورزی و فرآورده های دامداری و لبنی هستند تو این بحران بی آبی در مضیقه اند بعد احداث کارخانه های فولاد و جریان یافتن آب تو زاینده رود واسه جذب توریست خارجی حیاتیه فقط واسه اینکه اصفهان وکیل و وزیر تو دستگاه اجرایی زیاد داره.


  • الوندیان

    اگر تمام سدهای در دست ساخت لرستان را هم تکمیل کنند حجم آب ذخیره کننده آنها ۴۵۰ میلیون متر مکعب است یعنی اینها سد نیستند بلکه بیشتر حوضچه ان و تمام سدهای لرستان به اندازه نصف سد گتوند خوزستان که بیش از یک میلیارد متر مکعب آب ذخیره دارد , نیستند. لرستان بیش از دو هزار و هشتصد کیلومتر رودخانه داعم دارد ولی اجازه احداث یک سد استاندارد را در خرم آباد و کوهدشت و پلدختر نمی دهند. لرستان هشتصد و پنجاه هزار هکتار زمین حاصلخیز برای کشاورزی دارد که بیش از نود درصدشان دیم است. بیش از ۸۹۲ روستا در سراسر لرستان مشکل جدی آب دارند و با مشکل جیره بندی روبرو هستند و با تانکر آبرسانی میشوند.هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد آبی که از زیر پای تو عبور میکند تمامأ به استانهایی دیگر اختصاص داده شود و صرف احداث پارک آبی و آکواریوم شهری و دریاچه مصنوعی هشت هکتاری در شهرهایی شود که آب شیرین میخریدند و از قنات و کاریز و آب انبار استفاده میکردند. ما زیاده طلب نیستیم ولی زیاده خواهی را نیز بر نمی تابیم , یا آب بها و حق آبه بپردازید یا قسمتی از صنایع بزرگ را که با پول نفت جنوب و طراوت آب در شهر و استانتان مستقر نمودید را با استانهای غربی و جنوب غربی قسمت کنید و آن وقت دم از عدالت کوروش بزنید.


  • احمد بیگی

    اصفهان یه استان خشک و کویریه که میخواد توریسم ، جاذبه های زیست محیطی ، صنایع بزرگ ، کشاورزی پرآب ( صیفی کاری و برنج کاری ) ، هوای سالم و همه فاکتورهای مطلوب رو داشته باشه حتی با قیمت نابودی استانهای لرستان و خوزستان و بختیاری و کهگیلویه. اگر نظر سنجی در مورد محبوبیت اصفهان در این استانها انجام بشه نتایج جالبی خواهد داشت.


  • دردمند

    درود . ممنون که گوشه ای از مشکلات شهرهایی که حیات و اقتصادشان قربانی زیاده طلبی شهرها و استانهای بیابانی قرار گرفته را عنوان کردید. وزیر نیرو در برنامه تلویزیونی شبکه خبر گفتند که قابلیت کشاورزی در خوزستان و بختیاری و لرستان بیشتر از زمین های خشک اصفهان است ایشان افزودند که انتقال آب با حفر تونل های طویل توجیه اقتصادی ندارد و هزینه های سرسام آوری برای مردم و دولت در پی دارد. این موضوع که آب کشاورزی برای مصارف شهری انتقال یابد اساسأ با اصول تخصیص که وزارت نیرو دنبال میکند متفاوت است. کشت عجیب برخی محصولات مانند برنج و علوفه و سبزیجات در کویر مرکزی اصفهان با وجود بی آبی با واقعیتهای منطقه بیابانی جور در نمی آید. اصفهان ۲۰ هزار هکتار شالیزار برنج در شرق اصفهان دارد آن هم در این، وانفسای بی آبی , چون درآمد برنج از گندم بیشتر است. با واقعیت مبارزه نکنید و حقیقت کویری بودن را بپذیرید که کشاورزی در کویر آن هم به روش غرقابی مطلقأ توجیه علمی و عقلی ندارد. استانی که با بی آبی روبرو است چرا هر سال به تعداد کارخانجاتش اضافه میشود؟ چرا زمینه بزرگتر شدنش را فراهم می کنند؟


  • دارایی

    اجداد اصفهونیا با آب قنات , کشاورزی نیم بندی میکردند و متوجه محدودیت های کویر بودند اما الآن به دلایل سیاسی اقبال به آنها رو کرد و صنعتی شدند و مصرف و انتظاراتشان بالا رفته است. روستاهایی که در سرچشمه زاینده رود هستند آب ندارند بعد یه عده فقط به فکر این هستند که زاینده رود تو اصفهان برای توریستها آب داشته باشد. کشاورزهای برنج کار اصفهانی شغلشون رو عوض کنند آلمانی ها گفتند که فولاد و ذوب آهن باید تو سواحل جنوب ایران مثل ماهشهر و بندرعباس و بوشهر احداث بشه و از آب شور دریا برای خنک کردن فولاد استفاده کنند ولی با رانت و لابی و نفوذ بردنش اصفهان تو دل کویر و برای تأمین آبش , چند استان مجاور را بدبخت کردند.ذوب آهن اصفهان متعلق به بندرعباس بود الانم خوراکش از معادن یزد تأمین میشه.


  • اکبر منصور نژاد

    سلام. از مطلب مفیدتان تشکر میکنم. دوستان شک نداشته باشید که طرح های زود گذر منطقه ای و چند هزار میلیاردی نه تنها مشکلات شهرهای حاشیه کویر را حل نمی کند بلکه غرب کشور و جنوب را نیز دچار مشکل میکند. وجود فقر ، بیکاری ، مشکلات عدیده اقتصادی ، ضعف در سیستم کنترل اجتماعی ، گسیختگی ارزشی و … باعث شکلگیری خرده فرهنگهای کجرو شده که حاصل توجه یکجانبه به استانهای خاص است. احساس حاشیه ای بودن و دوری از متن به تدریج نوعی ذهنیت اجتماعی را به وجود می آورد و گسترش میدهد که بر اساس آن استانهای حاشیه ای و مرزی از سازمانها و نهادهای اداری و رسمی رویگردان و به گروه بندی های قومی و غیر رسمی رجوع نمایند و این فرآیند به تدریج بی توجهی به دیگران عام و تمرکز بر روی ما آن هم در حد خویشاوندی و قومی _ قبیله ای را توسعه میدهد. در سایه این بی تفاوتی از یک سو هنجارهای تنظیم کننده روابط اجتماعی به شدت تضعیف میشود و از سوی دیگر مسؤلیت پذیری اجتماعی در قبال حقوق دیگران آسیب می بیند و فضای مساعد برای آشفتگی اجتماعی پدید می آید. لذا برای جلوگیری از این اتفاقات باید از توسعه ای نقطه ای پرهیز و به فکر توجه به تمام استانها بود.


  • غلامرضایی

    صنایع فولاد و ذوب آهن ، محتاج آب فراوان است در استانی مثل اصفهان و اراک که آب نیست چرا باید کارخانه های فولاد چند میلیون تنی احداث شود؟ چرا فقط آب متعلق به همه است؟ آیا صنعت و دیگر ثروتهای ملی متعلق به همه نیست؟ چرا اصفهان به تنهایی بیشترین کارخانجات را دارد و ۳۵ درصد کل صنایع ایران در اصفهان متمرکزند؟ چرا اصفهان باید سهم بیشتری از درآمدهای عمومی ببرد؟ چگونه است که ما برای آبی که حق ماست باید حق آبه بپردازیم ولی استانهای خشک کویر سر در آب ما کرده و فوج فوج آب را که تنها دارایی ما است را میبرند؟ برف و سرمای شدید و طولانی را تحمل می کنیم و تابستانم با کم آبی شدید مواجه ایم و اجازه برداشت آب در استان را با سختی و محدودیت میدهند. در حالی که ۲۰ هزار هکتار برنجکاری به صورت غرقابی در اصفهان آبیاری میشوند!!! اگر آب مازادی هست همه باید از آن استفاده ببرند نه اینکه تنها سهم آبادانی کویری شود که صدها کیلومتر با ما فاصله دارد.


  • مجتبی رشوند

    حجت الاسلام والمسلمین امیرقلی جعفری نماینده ولی فقیه در دانشگاه شهرکرد و عضو کمیته صیانت از آب استان چارمحال بختیاری عرض کردند که:تونل ۷۰ کیلومتری انتقال آب بهشت آباد شهرهای اردل , کیار , بروجن و شهرکرد را تبدیل به کویر خواهد کرد وی افزود:در استان بختیاری بیش از ۲۳۰ روستا با تانکر آبرسانی میشوند و دشتهای اصلی کشاورزی ممنوعه هستند و این در حالی است که در استان خشک اصفهان فضای سبز موجود , چندین برابر سرانه کشوری است و هزاران هکتار زمین کشاورزی غرقابی وجود دارد.


  • برزو فروتن

    زاینده رود و کارون هر دو از ارتفاعات بختیاری سرچشمه میگیرند ولی روستاهای بختیاری با تانکر آبرسانی میشوند آیا واقعأ سزاست زمستان طولانی را با دمای ۲۰ درجه زیر صفر رد کنیم که آب براحتی از طریق تونل و کانال به استان دیگه بره و بهارمونم مثل زمستون خوشی نبینیم؟! تونل گلاب چون بصورت تونل و بدون لوله میخواد منتقل بشه سر راهش هر چی چشمه و قنات و رودخانه و منابع آب زیر زمینی است همه به تونل سرازیر میشه و عملأ استان بختیاری به کویر تبدیل میشه.


  • شهاب ثاقب

    تونل گلاب و بهشت آباد فقط منافع و نفع یک شهر خاص را ( اصفهان ) تأمین میکند. روستاهای ما با تانکر آبرسانی میشن و باغات خشک شدن و کشاورزی هم بدون آب که توجیه اقتصادی ندارد. این همه ما باید متضرر بشیم تا زاینده رود آب داشته باشه و سود گردشگری بره تو جیب اصفهانیا. این همه بودجه و سرمایه از کجا میاد صرف تونل و ساخت سد برای انتقال آب به کویر میشه؟ چطوره کویر توسعه یافته و برخوردار شده و مناطق کوهستانی و پرآب با خاک حاصلخیز محروم ماندند؟ حفر تونلهای متعدد و ساخت سدهای غیر اصولی ، انتقال آب زاینده رود به یزد ، کشاورزی بی رویه ، کاشت محصولات پر آب مثل برنج ، احداث صنایع سنگین مثل فولاد و ذوب آهن در اصفهان باعث خشک شدن زاینده رود شد با این حال چرا ما باید جور بکشیم و تاوان بیابانی بودن یک منطقه را پس بدهیم؟ دیواری کوتاه تر از دیوار ما نیست؟


  • پرنیان

    سد کارون ۳ با آن همه تبلیغات رسانه ای و تخلیه جمعیت پانزده هزار خانواری روستاهای اطراف سد و حاشیه نشین شدن ساکنان روستاها , الان ما ساکنان ایذه که زیر سد هستیم ۱۲ ساعت فقط در روز آب داریم و در تابستان شاهد قطع متوالی برق و آب هستیم. معلوم نیست آن همه آب پشت سد به کجا میرود!!!


  • بهروز حیدری

    جوانان تحصیلکرده استان های غربی و جنوب غرب ایران , یا بیکارند , یا در جستجوی کار , و یا دارای کار موقت هستند و این فرهنگ فقری که به ما تحمیل شده علتش اینست که آن توجه ای که به استان های خشک مرکزی ایران میشود , از ما دریغ میدارند. میزان سرمایه گذاری صنعتی دولت در یزد که محتاج آب دیگران است به مراتب بیشتر از لرستانی است که صدها رودخانه داعم دارد. ماشین آلات کشاورزی مرودشت فارس برابری میکند با کل ماشین آلات کشاورزی استان لرستان!!! پول فروش تابلوهای سهراب سپهری در تهران برابری میکند با بودجه عمرانی یک سال لرستان!!!


  • حبیب کشوری

    در سر چشمه ایم , اما تشنه ایم…


  • قنبری

    راه آهن بافق _ تربت حیدریه که به طول ۱۰۰۰ کیلومتر در حوزه کویر مرکزی ساخته شد الان چه سودی برای ملت دارد؟ آیا هدفی جز آبادانی یزد ( زادگاه خاتمی ) مورد نظر بوده است؟ در حالی که استان های غرب و جنوب غرب با آن تراکم بالای جمعیتی هیچ بهره ای از راه آهن نبرده اند!!!


  • بیژن یزدانی

    این اولین بار نیست که آب از طریق تونل با صرف هزینه های گزاف انتقال میدهند به کویر , و مطمعنأ آخرین بار هم نیست , تا زمانی که در شهرهای کویری کارخانه و صنایع مادر احداث میشود , شاهد انتقالات متعدد آب به کویرستان هستیم. قوم لر همیشه خود را جزء جدا نشدنی از ایران دانسته و میداند ما چیزی بیشتر از دیگران نمی خواهیم , حق ما را هم از صنعت , اشتغال و آبادانی بدهند.


  • محمودی

    چرا اجازه احداث سد در شهرستانهای پلدختر و خرم آباد و کوهدشت را نمی دهند؟ کشاورزان در گرمای تابستان با مشکل کمبود آب مواجه هستند


  • مازیار احمدوند

    آب تنها کالایی است که تولید نمی شود ؛ اما مصرف آن , روز افزون است و زندگی , فرهنگ و تکامل بشر به آن بستگی دارد. تأثیر آب و کم آبی بر ساخت اقتصادی و تنوع فعالیتها و اشتغال , ساختار اجتماعی و تفاوت اقشار وطبقات و سبک زندگی , ساخت کالبدی و مورفولوژیک ساختمانها و طراحیها , موقعیتهای جغرافیایی و پراکندگی جمعیت و حتی اوضاع قانونی , حقوقی و سیاسی جامعه , امری مسلم است. برخی از صاحب نظران مثل یویچ بر این باورند که وضعیت هر تمدن را میتوان با جایگاه یا سهم زیر ساخت های مربوط به آب در کل زیر ساختهای آن تمدن اندازه گیری کرد. در کویر مرکزی قنات مظهر فرهنگ به حساب می آید. قناتها بیش از هر چیز دیگر , نشان میدهند که کهن ترین الگوی توسعه در جهان , الگوی توسعه پایدار است و این امر مثل بسیاری از مظاهر تمدنی دیگر , برای اولین بار در دوره ساسانی اتفاق افتاد و بخاطر همین بود که در دوره اشکانی ما شهر کم داشتیم و در دوره ساسانی با ساخت قنات و هدایت آب از کوهپایه ها به کویر , حیات را به آن مناطق بردند. در تحلیل اندیشمندان غربی از جامعه ایران , آب جایگاه ویژه ای دارد , به گونه ای که کارل مارکس به ناچار و با توجه به اهمیت آب در زندگی مردم ایران مفهوم "شیوه تولید آسیایی" را خلق میکند و با تعریف و توضیح مفهوم "استبداد شرقی" بر حسب نحوه و میزان تسلط بر آب به تحلیل نوع نظام سیاسی حاکم بر منطقه می پردازد ؛ به عبارت دیگر در دورانی که کارل مارکس به دلیل اهمیت زمین آن را فعودالیته مینامد در ایران بیشتر از زمین "آب" مهم است و قنات نماد "آبادانی" است و "میراب" حاکم بر جریان زندگی است و مالک ؛ علی آباد ، حسن آباد ، احمدآباد و…را در تیول خود دارد. از همین رو خانم لمتون در بررسی جامعه ایرانی , بجای تحلیل طبقاتی , به مناسبت بین "مالک و زارع" میپردازد. پژوهشگران بر باورند که پیش از اشکانیان , در ایران , قنات وجود نداشت و سکونتگاه کم بود. با نوآوری و اختراع قنات در دوره ساسانیان بود که روستا و شهرهای زیادی شکل گرفتند و نقاط قابل سکونت افزایش یافتند. از باب تلنگر و یادآوری و لحظه ای رهایی از فرایند فراموشی تاریخی , بنگرید به کتاب "تاریخ مهندسی در ایران" نوشته پروفسور مهدی فرشاد که بنیاد نیشابور آن را منتشر کرده است. با کمبود روزافزون آب , برای جلوگیری از جنگهای آینده به همت دکتر محمد حسین پاپلی کتاب "دیپلماسی آب" به رشته تحریر درآمده است. فرایند کمبود آب به تدریج به یک مسعله اجتماعی و بین المللی تبدیل میشود زیرا هم از لحاظ طبیعی بر اثر تکرار نشدن بارندگی و بارش , هر نسل افسوس برف و بارانهای به یاد ماندنی سالهای گذشته را میخورد. بررسی وضعیت اقلیم و نمودارهای هواشناسی نیز سیر نزولی را نشان میدهد. تولید دیگر کالاها از مواد غذایی گرفته تا آهن و فلزات نیز وابسته به مصرف آب است و روز به روز مصرف این کالای تولید نشدنی به صورت طبیعی و صنعتی افزایش می یابد. آب و حفاظت از آن مؤلفه اصلی توسعه پایدار است. زیرا محیط زیست و حفظ آن , بدون آب امری محال و غیر ممکن است.


  • بهاروند

    از قدیم الایام تا کنون روستا یا شهر را در کنار رودخانه می ساختند ؛ نه اینکه با صرف هزاران میلیارد هزینه , آب یک منطقه را سلب کنند و به کویر و بیابان انتقال دهند تا آبادانی به وجود بیاورند. از قدیم گفتند:یک ده آباد , بهتر از صد شهر خراب.


  • imany

    قوطی سس دیده , خون آلود نام اش می نهند _ از افق ابری بیاید , دود نام اش می نهند / آب شیرین الیگودرز ما را برده اند _ در شگفتم من , چرا قمرود نام اش می نهند؟؟؟


  • لرستانی

    آب صاف رودهای ما کجاها میرود؟ _ حیف از آب زلالی که به یغما میرود / این کشاورزان ندارند آب بهر کشت و کار _ ابر بی باران و خشک آید که فردا میرود / جمله مسؤلان استان هم نمی سازند سد _ در دل ما انتظار از لطف آنها میرود / آبهای صاف از این جا به خوزستان روند _ اشک ما سیلاب گشته , آشکارا میرود / مردم خوب لرستان پهلوان هستند و پاک _ هر کسی آید لرستان دیر از اینجا میرود


  • موگویی

    سرمایه ی مردم در منطقه ی الیگودرز آب بود که به اصفهان و قم و اراک برده شد و فاز دوم قمرود هم به صورت چراغ خاموش در حال انجام است بنابراین دولت باید این خسارتها را جبران کند و یک سری امتیازات به مردم شهرستان الیگودرز لرستان بدهد تا جبران مافات گردد. کلنگ این پروژه ها در زمان دولت اصلاحات به زمین زده شد و با قلدری تمام تنها سرمایه و منبع معیشت مردم الیگودرز لرستان که همان آب است را بردند حتی در زمان کلنگ زنی این پروژه , استاندار , فرماندار و نمایندگان مجلس لرستان را دعوت نکردند!!!


  • بهرام تاجمهر

    پرسش یکی از نشریات استان لرستان ( هفته نامه اقتصاد لرستان ) از مراجع عالی قدر در خصوص انتقالات آب:نظر به خشکسالی های پی در پی و در حالی که بسیاری از شهرها و روستاهای لرستان با کمبود آب کشاورزی و شرب مواجه اند , حکم انتقال آب این استان به استانهای همجوار , علی رغم عدم رضایت کشاورزان و مردم منطقه چیست؟ پاسخ این مراجع عالی قدر را مرور می کنیم:بسمه تعالی , لازم است در هر گونه انتقالی مراعات حال اهالی منطقه در اولویت قرار گیرد و ضرر رساندن به اهالی یک منطقه با انتقال آب آن به مکان های دیگر و عدم اختصاص آب مورد نیاز به آنان جایز نمی باشد. دفتر حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی مد ظله , بخش استفتاعات / بسمه تعالی , در صورت نیاز اهالی هر منطقه به آب محل برای مصارف ضروری و نیز کشاورزی انتقال آن برای مناطق دیگر جایز نیست و تنها در صورتی که منطقه ای دارای آب مازاد بر احتیاج است میتوان آن را به مناطق دیگر انتقال داد والله العالم . محمد جواد علوی طباطبایی ۹۱/۶/۲۳ / بسمه تعالی , چنانچه ملک باشد غصب آن جایز نیست . آیت الله محمد الحسینی الشاهرودی / بسمه تعالی , سلام علیکم , در فرض سوال مسؤلین محترم مربوطه باید بر اساس مقررات حکومت اسلامی عمل نمایند و تخلف از آن جایز نیست. دفتر استفتاعات حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی دام ظله ۹۱/۶/۲۵ .


  • خرم آبادی

    بزنگاه قوم لر کجاست؟ کجای این جهان باید رنج مان را فریاد بزنیم؟؟؟


  • بویر احمدی

    آب شهر شیراز هم از سد تنگ سرخ یاسوج تأمین میشود. روزی نیم میلیون بشکه نفت از استان کهگیلویه استخراج میشه ( به اندازه کل کشور امارات ) آن وقت استان کهگیلویه در تمام شاخص های اقتصادی جزو آخرین استان ایران است و بالاترین شاخص نرخ بیکاری و فقر را دارد. سرانه سپرده گذاری در کهگیلویه ۱۷۵۰ تومان است که پایین ترین میانگین در کشور است و تهران ۲۰ برابر بیشتر از کهگیلویه درآمد دارند. چرا استان ثروتمندی مثل کهگیلویه باید جزو فقیرترین و محرومترین استانهای ایران باشد؟ در صورتی که شهرستان کاشان با ۲۰۰ هزار نفر جمعیت و قرار گیری در دل کویر دارای دانشگاه صنعتی و کارخانجات خودروسازی و شهرکهای صنعتی متعدد است!!! مهندس جعفر شریف امامی سال ۱۳۲۵ رییس شبکه آبرسانی ایران بوده تو کتاب خاطراتش مینویسه:کاشان آب نداشت , اینان یک آب انبار بزرگ داشتند که پر از حشره و اشغال بود و مردم زیر پوستشان کرم می افتاد!!! حالا نمی دونم چطور ورق برگشته و استان های خشک کویری همه صنعتی و پیشرفته و آباد شدند و ما رو عقب نگه داشتند تا مصرف آب مان فزونی نگیرد!!!


  • امین دشتستانی

    سد کارون چهار که بزرگترین سد ایرانه تو شهرستان لردگان بختیاری است ولی اگه برید ببینید دارن به روستاها باتانکر آبرسانی میکنند. هدف فقط توسعه لجام گسیخته شهرهای کویر مرکزی است و بس!!!


  • منوچهر عیسوند زیبایی

    طبق تحقیقات موسسه ملی تحقیقات فضایی برزیل، مخازن سد  های بزرگ با انتشار حدود یک چهارم متان  از کل متان منتشر شده در جهان، بزرگترین منبع و عامل انسانی انتشار متان و گرم شدن  کره زمین به شمار می روند. اگرچه متان مدت زیادی در جو دوام نمی آورد، اما تأثیر آن در حبس گرما در نیوار و گرم شدن آن در مقایسه با دی اکسید کربن، بسیار قویتر است. متان توسط پوسیدگی  مواد آلی در مخازن سد تولید می شود. حجم انبوهی از متان تولید شده توسط مخازن آبی در مناطق استوایی به این معناست که سدها در مقایسه با کارخانه هایی که از آلوده ترین سوختهای فسیلی استفاده می کنند و مقدار مشابهی از برق تولید می کنند، تأثیر به مراتب وسیعتری بر گرم شدن زمین داشته باشند. ............. بین سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ بود که تب سدسازی  در دنیا همه‌گیر شد. در مدتی کوتاهی رودخانه‌های مهم به‌ویژه در آمریکا  با ایجاد سدها مسدود و آب‌ها ذخیره شد. اما مدتی طول کشید تا انسان‌ها از فاجعه ‌های ناشی از این سازه‌های عظیم آگاه شوند. در طول ۶۰ سال سدهای مخزنی بزرگ، نابودکننده‌ترین تأثیرات زیست ‌_محیطی بر روی مردم و محیط پیرامونیشان را برجای گذاشتند. مشاهده اثرات منفی و فشار گروه‌های زیست‌محیطی در برخی کشورهای جهان مانند آمریکا موجب شد تا برخی سدها تخریب  شود تا فرصت حیات دوباره و بازیابی به اکوسیستم‌ها برگردد. این جنبش محدود به ایالت متحده نشده و حتی چین  نیز امروز پروژه‌های بزرگ سدسازی خود را تعطیل کرده است. اما در دو دهه گذشته ، ساخت سد در  ایران  به جنبش عظیم تبدیل شد. سدسازی‌هایی که به جرأت می‌توان برخی از آنها را بی‌حساب و کتاب و بدون ارزیابی اثرات دانست و البته در این میان هستند کسانی که سدها را عامل اصلی تنش ‌_آبی در ایران می‌دانند. سدهایی که امروز بیش از هر چیز به محلی برای ذخیره آب برای کلانشهرها تبدیل شده و از کارکردهای اصلی دیگرش بازمانده است. «گتوند  » یکی از همین سدسازی‌های بدون_مطالعه  است. سد گتوند با قرار گرفتن در محلی نامناسب خود به بحران  تبدیل شده است. آب سدی که قرار بود حیات بخش باشد اکنون شور  شده و حیات جلگه خوزستان  یکی از بزرگترین خاک‌های حاصلخیز ایران را با تهدیدی جدی مواجه کرده است. بسیاری از روستائیان با شور شدن خاک زمین‌هایشان، چاره جز ترک زمین‌های آبا و اجدادی و آوارگی و مهاجرت  نداشته‌اند. بهانه توسعه کشاورزی  و صنعت  و افزایش جمعیت باعث شد تا بر سر دشت‌های حاصلخیز در خوزستان ،شهریار  ، ورامین  ،میناب  ،مسیله  ،کربال  ،گاوخونی  و ارومیه  بلایی بیاوریم که اثرات زیانبار ان جبران ناپذر شود.


  • بهنام دهناشی

    سلام خدمت همه سروان لر تبار ما آلعان ساکن شهرستان ایذه هستیم خدا شاهد ه آرزوی یه حمام درست حسابی به دلم مونده یا آب ها قطع یا کم فشار فاصله تا سد کارون 3. )15 کیلومتر تاکارون4 . )60کیلومتر تاشهیدعباسپور45کیلومتر ولی......بی آبی. ... و بسیار مشکلات دیگه حدود 80درصد بیکاری جوانان ...... چه بگیم...


  • فاطمه

    سلام لطفا در خصوص نقشه ی جدید منتشر شده در ارگان های دولتی اصفهان که قسمتی از خاک لرساتان و استان بختیاری را واسه اصفهان تسیم کردن بگذارید ازجمله اداره پست اصفهان http://www.esfahan.post.ir/HomePage.aspx?TabID=3667&Site=esfahan.post&Lang=fa-IR


  • بهرام رشنو

    در یکی از مجتمع های رفاهی _ خدماتی قم مشغول صرف غذا بودم که خیلی اتفاقی چشمم به یک بطری آب معدنی افتاد که نوشته بود:آب معدنی پروشات قم!!! آدرس کارخانه:کیلومتر ۵ جاده سلفچگان _ قم. واقعأ متعجب شدم آب قم که به شوری شهره است و استان کویری قم هم که از کوه و چشمه بی بهره است حالا احداث آب معدنی در قم چه توجیه اقتصادی دارد آنهم با آب انتقالی از الیگودرز لرستان به قم!!!


  • سامان فتاحی

    مردمان لر از کمبود روزانه منابع آب سرزمین اجدادی شان نگران هستند. پروژه های انتقال آب از محدوده زاگرس به دشتهای خشک همجوار سالی بیش از دو میلیارد متر مکعب آب در قالب انواع پروژه های انتقال آب دارد اجرا میشود یعنی آب از مناطق لر نشین برده میشود به جاهایی مثل:قم _ اصفهان _ یزد _ کرمان _ اراک _ کاشان و حتی جاهای دورتری مثل ورامین تهران!!! انتقال بدون ضابطه آب از این مناطق و گسترش روز افزون جمعیت ، صنعت و خدمات در مناطق کویری و خشکسالی های پیاپی مناطق پر آب ، استان های بختیاری و لرستان را با بحران جدی کم آبی مواجه کرده اند و مردم این مناطق دارند با تانکر آب رسانی میشوند و چشمه ها و سراب ها و رودخانه ها خشک شده اند و منبع معیشت و اقتصاد کشاورزی مردم این استانها به خطر افتاده است. برگ برنده مردم ، همین آبی است که دارد به سمت دشتهای بی انتهای مرکزی پمپاژ میشود. تالاب چغاخور و گندمان که آبشان قرار است از طریق حفر تونل و با صرف هزینه ای گزاف به کارخانه فولاد دو میلیون تنی سپیددشت اصفهان منتقل شود. این کارخانه سیستم باز چرخانی و تصفیه آب را ندارد و آب بکار رفته در خنک کردن فولاد دیگر قابل استفاده نیست. مردم لر بسیار بدبین و مستعد درگیری شدند زیرا دولت هیچوقت مصالح و منافع و مشکلات آینده را در نظر نمی گیرد.


  • لرستان

    32 سال ریاست جمهوری با کویر نشينان کل وزارت نیرو با کویر نشينان مارهای کویری الان ما رماهی شده اند


  • محمدرضا پاپی

    استاندار یزد:آب رودخانه کارون را می بریم و به کسی هم ربطی ندارد !!! عیسی کلانتری رییس سازمان محیط زیست خطاب به نماینده اهواز:به تو ربطی ندارد !!! اسحاق جهانگیری معاون رییس جمهور:به هر قیمتی آب را به رفسنجان کرمان منتقل میکنم !!! به راستی پس انتقال آب کارون که در سرزمین اجدادی ماست به چه کسی ربط دارد؟؟؟ اصرار مافیای انتقال آب بر پروژه های مختلف آب در حالی که میانگین بارش چارمحال بختیاری به عنوان سرچشمه کارون و زاینده رود در سال آبی جاری نسبت به میانگین بلند مدت منفی ۷۰ درصد کاهش را نشان میدهد. احیای رودخانه فصلی زاینده رود بر پایه انتقال متعدد آب از چارمحال بختیاری و لورستان و تخریب محیط زیست زاگروس محکوم است. اینها اگر مسلمان هستند باید بدانند که آب غصبی حرام است و وضو و نماز و خورد و خوراک شما هم قبول نیست


  • مجتبی

    البته باید به همکاری بین دولت و وعده ای که به پانکردها برای تشکیل کردستان جعلی داده شده توجه کرد.هدف از این کارها علاوه بر تامین آب برای شهرهای کویری و خشک ایران،کوچ دادن اجباری لرها از مناطق لرنشین و اسکان تدریجی کردها و فارسها برای غارت نفت و آب لرهاست تا دیگر مخالفی با غارت این منابع موجود نباشد و لرها را وادار به مهاجرت به شهرهای کویری و بی آب کنند. این در حالی است که مناطق لر نشین از جمله کهگیلویه-چهار محال و لرستان از محرومترین استان های ایران هستند و حتی آب لوله کشی منبع شهری برای آشامیدن ندارند و بسیاری از روستاهای این مناطق هم از آغاز انقلاب تا کنون گاز کشی هم نشده اند و مردم این روستاها با سوزاندن شاخ و برگ و هیزم درختان بلوط زمستان های سخت را میگذرانند و آب روستاها هم با تانکر تامین میشود.


  • محمدی

    مجمع نمایندگان اصفهان در مجلس ۴۲ طرح کشاورزی و اشتغال زا را در استان چار محال بختیاری لغو کردند تا منابع آب بختیاری دست نخورده به کویر اصفهان برود.


  • وقتی آب سر بالا میره ، قورباغه ابو عطا میخونه !!!

    اظهارات وقیحانه و بی شرمانه نماینده اصفهان در رابطه با زاینده رود چارمحال بختیاری:مردم چارمحال بختیاری زاینده رود را غارت کرده اند !!! مدیریت آب امروز کشور با فرهنگ دینی سازگار نیست !!! در فرهنگی که حتی نماز خوانده شده با وضویی که با آب غصبی گرفته شود را هم حرام میداند برخی برداشت آب به شکل بی حساب و کتاب از رودخانه را ثواب می پندارند !!! این اظهارات نماینده اصفهان در حالی بیان میشود که ۹۰ نماینده لر تبار مجلس هیچ واکنشی به زیاده خواهی های مردم اصفهان کویری نشان نمی دهند و به ایشان اعتراض نمی کنند و تذکر نمی دهند که اجداد شما در کویر با آب قنات و کاریز و آب انبار زندگی میکردند که پر از حشره و کثافات بود حالا شما بیشترین فضای سبز کشور را دارید و دریاچه مصنوعی و پارک آبی و استخر شنا و جکوزی طلب میکنید؟ ذات کویر شما بی آبی بوده است . رودخانه های زاینده رود و کارون و دز و کرخه تمامأ از سرزمین لرها سرچشمه میگیرند و چرا نباید مردمان ما از آب سرزمین پدری شان بهره مند نشوند و با تانکر آب بخرند و کشاورزی شان دیم باشد تا منابع آب ما دست نخورده در اختیار کویر نشینان نمک نشناس قرار گیرد؟؟؟ مردم لر سرمای طولانی زمستان را تحمل میکنند بعد آبش در اختیار مردم ناز پرورده اصفهان قرار گیرد؟ آیا این با عدالت خداوندی در تضاد نیست که تمام منابع و موقعیت های اقتصادی بطور منحصر در اختیار اقلیت کویر نشین قرار گیرد؟


  • لرستان تشنه !

    لرستان به عنوان چهارمین استان پر آب ایران ، میانگین زمین های دیمش از استان های کویری بیشتره !!! به همین دلیله که قمی ها و اصفهانی ها و خوزستانی ها دعا می کنند بارندگی استان لرستان زیاد باشه !!!


  • Ebrahimazarm

    با آب لرها تو بیابونهای اصفهان اینقدر برنج کاشتن که فکر کنم از شمالم بیشتر باشه .شهر کویری اصفهان شده سبزترین شهر ایران فقط به خاطر جذب توریست اونم با آثار باستانی ترکها که چارصد سالم بیشتر قدمت نداره اونقت ما تو خوزستان آثار باستانی ۵۰۰۰ساله و بیشترهم داریم که توریستا حتی نمیدونن .اینقد کارخانجات بزرگ و کوچک ساختن که دیگه واسه استانهای دیگه هیچی نزاشتن. خاک لرها رو هم که نصفشو تصرف کردن. واقعا نباید یه درس خوب بهشون بدیم؟ما از نسل سرداران ایلامی هستیم داریم به کجا میریم؟ خاک و آب منابع و فرهنگ ووووووو همه چیزمون را دارن غارت میکنن اینطور باشه تا چند نسل دیگه نامی از لر باقی نمی مونه.باید یه حرکتی ضد این جریانات بکنیم


  • سهم ما مردم لر از توسعه چیست ؟

    ما مردم لر مقام اول فقر و بیکاری را داریم به راستی سهم ما از این توسعه و اقتصاد ملی چیست ؟ انتقال آب از سرچشمه های کارون را متوقف کنید ! حقابه تالاب های ایذه و باغ ملک را بدهید ! جیره بندی آب در شهرهای لر نشین را پایان دهید ! چرا حاصلخیز ترین دشت ایران تشنه است ؟ چرا مردم ایذه در چند کیلومتری سد کارون تشنه و بیکارند ؟ چرا صنایع کارشناسی نشده مثل:فولاد و ذوب آهن را در شهر کویری اصفهان احداث میکنند که نیاز به انتقال آب پیدا کند ؟ شاید با انتقالات متعدد آب به کویر به یک توفیق کوتاه مدت دست پیدا کنند ولی ننگ تاریخی و ابدی را تا ابد برای خود میخرند !


  • سیاست مرگ بر لر !

    آقای اردکانیان وزیر یزدی نیرو اعلام کردند که به کشاورزان معترض اصفهانی پول میدهیم !!! در چند روز آینده " پانصد میلیارد تومان " قرار است به استانداری اصفهان بدهند که بین کشاورزان معترض اصفهانی تقسیم کنند و اینکار ادامه خواهد داشت ! چرا آب الیگودرز لرستان را میبرید اراک و قم و کاشان ولی به مردم و کشاورزان لرستانی پول و خسارت نمیدهید ؟؟؟ چرا پول آبی که از کوهرنگ بختیاری میبرید را به مردم چارمحال بختیاری نمیدهید ؟ چرا به مردم محروم ایذه که در چند کیلومتری سد کارون هستند حق آبه نمیدهید ؟ مگر همه ما ایرانی نیستیم ؟ پس چرا بی عدالتی به لرها میشود ؟ آیا این " سیاست مرگ بر لر " نیست ؟؟؟ اصفهان کویری آبش کجا بود ؟.این آبها را که از لرستان و چارمحال بختیاری و بلاد لر نشین دزدیده میشوند ؟ جالب است آب مناطق لر نشین را میدهند به یزد ، بعد وزیر یزدی نیرو ، پول آب را میدهد به اصفهانی ها !!!


  • سدهای الیگودرز لرستان خالی و بی نصیب !

    روزنامه جام جم در شماره ۵۰۸۴ ، صفحه ۱۵ نوشته:سدهای لرستان خالی و بی نصیب ! در حالی که برف و باران همه نقاط کشور را فرا گرفته سد حوضیان آب بسیار کمی دارد و سدهای خان آباد و کزنار الیگودرز هم اصلا آبی برای رها سازی بخش کشاورزی ندارند !!! تا همین جا هم میزان بارش ها در سال آبی جاری در مقایسه با دوره مشابه سال قبل حدود چهل درصد کاهش داشته است ! مدیر عامل شرکت آب منطقه ای لرستان از کشاورزان خواسته که از هرگونه کشت آبی در اراضی تحت پوشش این سدهای خالی از آب ! خودداری کنند ! این در حالی است که قم با آب انتقالی الیگودرز لرستان دریاچه مصنوعی هشت هکتاری جوان را ساخته است و باغات رنگارنگ پسته و میوه راه انداخته و زمینه هر چه بزرگتر شدن قم را فراهم میکنند !


  • احداث صنایع آب بر در اصفهان اشتباه است

    تالاب گاوخونی که در زمان قدیم بدون انتقال آب از کارون زنده بود امروزه خشک شده است. هر چه آب هست در اصفهان خرج صنایع آب خور فولاد و ذوب آهن کرده اند که بایستی در کنار سواحل خلیج فارس احداث میشدند ! هر چه صنعت آب بر هست در اصفهان ایجاد کرده اند ! نمیشه همه صنایع آب بر را در اصفهان متمرکز کرد ! فضای سبز ، چمن کاری و پوشش سبز اصفهان از رشت و ساری و گرگان هم بیشتر است. نمیشود تا قله کوه صفه در اصفهان درخت و چمن کاشت ! دیگر پتانسیل انتقال آب از دیگر حوضه ها را به کویر اصفهان نداریم ! چون الان در غرب حوضه شامل غرب اصفهان و چارمحال بختیاری حداقل باید ۲۵ % صرفه جویی انجام شود. نمیشود هر چه آب هست در اقلیم خشک اصفهان استفاده شود. دیگر آبی برای انتقال به کویر مرکزی باقی نمانده است.


  • احداث نیروگاه خورشیدی

    مناطق لر نشین ایران به دلیل شرایط آب و هوایی بسیار خوبی که دارد پتانسیل احداث نیروگاه های کوچک و بزرگ خورشیدی را داشته و بیش از ۳۰۰ روز در سال دارای هوای، آفتابی است. پیشرفت تکنولوژی و صنعت مستلزم احداث نیروگاه های تولید انرژی فراوانی است که با توجه به تجدید نا پذیر بودن سوخت های فسیلی مانند:زغال سنگ _ نفت و گاز روی آوری به سمت تولید انرژی خورشیدی به انرژی الکتریکی به عنوان یک ضرورت در جوامع کاملأ محسوس بوده و اقدامات گسترده ای در این زمینه صورت گرفته است. پاک بودن انرژی خورشیدی ، در دسترس بودن رایگان این انرژی ، امن و بی خطر بودن آن و همچنین جلوگیری از انتشار گازهای گلخانه ای و کاهش مصرف سوختهای فسیلی از مهمترین مزایای استفاده از پنلهای خورشیدی است.


  • کم آبی زنگ خطری برای ایران

    بحران امنیتی ناشی از کم آبی زنگ خطری برای دولت است. انتقال آب لرستان به فلات مرکزی خلاف قانون است. انتقال آب یک دغدغه برای انتشار ریزگردهاست و با انتقالات آب بین حوضه ای گرد و غبار بوجود می آید و عامل مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها میگردد. یک جریان خاص در پشت پرده انتقال آب به کویر است. دولت نباید هر وقت کم آورد آب استانهای لر نشین را به حاشیه کویر انتقال دهد زیرا منابع آب زاگرس و جنگل های بلوط از بین میروند و خشکسالی بیشتر فراگیر میشود.


  • انتقال آب کارون به کویت

    قراردادی ۳۰ ساله انتقال آب کارون به کویت در سال ۱۳۸۲ زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی امضاء شد که به موجب آن ایران موظف است روزانه ۹۰۰ هزار متر مکعب و یا ۱۰ هزار لیتر آب در ثانیه به کویت صادر کند لوله عظیمی که از روستای منیخ خرمشهر عبور میکند آب کارون را به بصره در جنوب عراق صادر میکند حتی تلویزیون چین گزارش داد ایران روزانه ۶۵۰ هزار لیتر آب به جنوب عراق و بصره صادر میکند! این درحالی است که شهرها و روستاییان خوزستان و بختیاری آب آشامیدنی سالم ندارند.


  • چرا صنایع پر مصرف آب در کویر اصفهان احداث میشوند؟

    احداث طرح های صنعتی پر مصرف آب در کویر اصفهان چه توجیه اقتصادی دارد؟ دیگر حتی چشمه و قناتی در چارمحال بختیاری نیست که آبش را به کویر اصفهان انتقال دهند! تمام کشاورزی و دامداری و معیشت مردم لر بختیاری نابود شده و مردم حتی آب خوردن ندارند! این غارت یکطرفه آب چارمحال بختیاری به کویر را متوقف کنید! شهرستان کوهرنگ بختیاری از حق برداشت آب از زاینده رود بختیاری محروم است اما آب چارمحال بختیاری برای مصارف کشاورزی ، صنعتی ، تفریحی و عبادی قم و یزد و اصفهان و کرمان منتقل میشود! در حالی که کوهرنگ در سرچشمه های کارون و زاینده رود بختیاری است اما نه تنها تخصیص آب کشاورزی اش حذف شده بلکه آب شرب هم ندارد! آیا اجرای پروژه بن _ بروجن برای مصارف صنعتی از سهم کوهرنگ خیانت نیست؟؟؟ پروژه های انتقال آب به شهرهای حاشیه کویر و سد سازی های متعدد در بلاد لر نشین و تبدیل این منطقه به، سرزمین سوخته از طرح های لر ستیزانه و استعماری است.توجه بی اندازه به شهرهای خشک بیابانی و احداث صنایع سنگین در اصفهان و یزد و کرمان باعث شده مرکز این شهرها افغانی نشین شود و هویت فرهنگی این شهرها به علت مهاجرت افاغنه در حال تغییر است! این درحالی است که شهرهای لرزبان را عقب نگه داشته اند!


  • برای تولید هر تن فولاد ۲۳۰ هزار لیتر آب هدر میرود!

    اکثر صنایع پر مصرف آب مثل فولاد و ذوب آهن و پالایشگاه و پتروشیمی در اصفهان کویری احداث شده است شهری که بی آبی به خانه های مردم رسیده است در حالی که برای تولید هر تن فولاد ۲۳۵ هزار لیتر آب هدر می رود !!! افتتاح این طرح های بزرگ صنعتی در کویر مرکزی یکی از نشانه های مافیای کویری حاکم بر ایران است! غارتگران آب لطفأ از بی آبی در اصفهان دم نزنید!



آخرین مقالات