شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

روزگار سیاهِ تنگ چوگان فارس

ﺍﻳﻦﻫﺎ ﻓﺘﻮﺷﺎﭖ ﻧﻴﺴﺖ، ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺳﻴﺎﻩ ﺷﺎﻫﭙﻮﺭ ﻭ ﺑﻬﺮﺍﻡﻫﺎﺳت! ﺗﻨﮓ ﭼﻮﮔﺎﻥ، ﺗﻨﮕﻪﺍﻱ ﺧﻮﺵ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪﺍی ﺭﻭﺍﻥ ﻭ ﺧﺮﻭﺷﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﻨﮕﻪ ﻣﯽ ﺧﺮﻭﺷﻴﺪ ﻭ ﭘﻴﺶ ﻣﻲﺭﻓﺖ .

 روزگار سیاهِ تنگ چوگان فارس

ﭼﻨﻴﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺗﻨﮕﻪ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ساسانی ﺑﻪ ﺑﺎﺯی ﭼﻮﮔﺎﻥ ﻣﻲﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﻭﯼ، ﺍﻳﻦ ﺗﻨﮕﻪ ﺑﻪ ﺗﻨﮕﻪ ﭼﻮﮔﺎﻥ ﻧﺎﻣﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻳﻦ ﺗﻨﮕﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﭘﺮﺭﻭﻧﻘﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ پر رونقی ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎیی ﻛﻪ ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﻛﻮﻩ ﻧﻘﺶ ﺍﺳﺖ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ فهمید. ﺍﻣﺎ ﮔﻮﻳﺎ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﺧﻮﺵ ﺳﺮﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎ ﻛﻪ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺎ و ﻳﺎﺩﻣﺎنی ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﮕﺎﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩی ﻣﺤﻜﻮﻣﻨﺪ!. ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺷﻴﺮﺍﺯ ﺑﺮﻭﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥﺟﺎ ﺭﺍﻫﯽ ﻛﺎﺯﺭﻭﻥ ﺷﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎیی بیﻫﻤﺘﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻫﺮﻛﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺗﻨﮕﻪ ﭼﻮﮔﺎﻥِ ﻭ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎی ﺳﻴﻪ ﺭﻭﺯﺵ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ، ﻧﺸﺎﻧﺘﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ . ﺳﻨﮓ ﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎیی ﻛﻪ ﺍﻳﻦﺭﻭﺯﻫﺎ، ﺳﯿﺎهی ﺳﺮ ﻭ ﺭﻭﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻲﺗﻮجهی ﻣﺴﻮﻭﻻﻥ، ﺩﺍﻣﻨﺸﺎﻥ ﺭﺍ.

ﻧﻘﺶﺑﺮﺟﺴﺘﻪﻫﺎﻱ ﺗﻨﮓﭼﻮﮔﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮒﺗﺮﻳﻦ ﻭ ﺷﻜﻮﻫﻤﻨﺪﺗﺮﻳﻦ، ﻧﻘﺶﺑﺮﺟﺴﺘﻪﻫﺎﻱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻨﺪ، ﺭﺳﻮﺏ ﻭ ﻧﻢ ﻭ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲﻫﺎ، ﺁﺏِ ﺭﺥ، ﺳﻴﺎﻩ ﻛﺮﺩﻩﺍﺳﺖ، ﺁﻥﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﭼﺸﻢ ﺗﻴﺰ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﻛﻮﻩ، ﺑﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﺗﻨﮕﻪ ﺩﻳﺪ . ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺭﻭﻳﻲ ﭼﻨﻴﻦ ﻫﺮ ﺑﻴﻨﻨﺪﻩﺍی بیﮔﻤﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺑﺎﺳﺘﺎﻧﻲ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﺑﻮﺩﻥ، ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﻧﻪ ﺛﺒﺖﺷﺪﻧﺸﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻴﺎﻫﻪ ﻳﺎﺩﻣﺎﻥﻫﺎی ﻣﻠﻲ ﻛﺸﻮﺭ ......!

 ﺍﻳﻦ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺭﻭی ﺳﻴﺎﻩ، ﻛﺎﺭ ﻓﺘﻮﺷﺎﭖ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺑﺮﺁﻳﻨﺪِ ﺳﻬﻞﺍﻧﮕﺎﺭﻱِ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻓﺮهنگی ﻛﺸﻮﺭ ﺍﺳﺖ!! ﺳﺎﺯﻣﺎنی ﻛﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻦﻛﻪ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭ ﻳﺎﺩﻣﺎﻥﻫﺎی ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺎﺷﺪ!! ﻭﻇﻴﻔﻪﺍی ﻛﻪ ﺧﺒﺮﻫﺎﻱ ﺭﻳﺰ ﻭ ﺩﺭﺷﺖِ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪﻱ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﻳﺎﺩﻣﺎﻥﻫﺎﻱ ﺗﺎﺭیخی ﻛﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﻣﻲﺭﺳﺪ، ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﻳﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﻳﻦ وظیفه خویش ﺭﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ، ﻳﺎ ﺍﺯ ﭘﺴﺶ ﺑﺮﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ .!

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﮕﻪ ٦ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲﺧﻮﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺭﻭزی ﺭﻭﺯﮔﺎﺭی ﭼﺸﻢﻧﻮﺍﺯی ﻣﻲﻛﺮﺩ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﻩ ﺍﺯ ﻧﻬﺎﺩ ﺑﻴﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﺮﻣﻲﺁﻭﺭﺩ . ﭼﻬﺎﺭ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩ ﯾﮏ ﺟﺎ ﻭ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﻫﻢ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﺮﺳﯿﻨﻪ ﮐﻮﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﻭ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩ ﺑﺮ ﺳﻤﺖ ﭼﭗ ﺁﺭﻣﻴﺪﻩﺍﻧﺪ .

- ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩﻫﺎ، ﺭﻭﺍﻳﺖ ﭘﻴﺮﻭﺯی ﺷﺎﻫﭙﻮﺭ ﯾﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭ ﺭﻭﻣﯽ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﮕﺎﺭﻩ ﺍﻓﺴﺮﺍﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ پنج ﺭﺩﯾﻒ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺐ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺳﻮ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍﻥ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻨﺼﺒﺎﻥ ﺭﻭﻣﯽ ﺩﺭ پنج ﺭﺩﯾﻒ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺎﻫﭙﻮﺭ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺭﺯﺍنی ﭘﯿﺸﮑﺶﻫﺎ ﻭﺍﺭﻣﻐﺎﻥﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ .

-  ﺩﺭ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﺎﺯﯾﺎﻥ ﺑﯿﺎﺑﺎﻧﮕﺮﺩ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺩﻳﺪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﻴﺎهیﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻧﺪ!!!

 - ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺳﻨﮓﻧﮕﺎﺭﻩ ﻧﯿﺰ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﯾﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪﺍﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺣﻠﻘﻪ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ. ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺳﻨﮓ ﻧﮕﺎﺭﻩ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺑﻬﺮﺍﻡ ﺩﻭﻡ ﺑﺮ ﺷﻮﺭﺷﻴﺎﻥ ﻭ ﺳﺮﮐﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ . ﺗﻨﮕﻪﭼﻮﮔﺎﻥ ﮔﻮﻳﺎ ﺭﻭﺯﻫﺎی ﺭﻭﻧﻖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺮﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩ و ﺳﻬﻞﺍﻧﮕﺎﺭی ﻛﻪ ﺩﺍﻣﻨﺶ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ می ﺑﺮﺩ!! می ﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﺭﻭﻳﻪﻫﺎی ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺗﺎﺭﻳﺦ، ﺑﻪ ﺟﺎیی ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﺴﻞﻫﺎی ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﺮﺍغی ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ .

هرچند اکنون نیز کسی سراغی از شکوهِ پیشیانش نمی گیرد. تنها میتوان گفت: دریغ و صد دریغ

 روزگار سیاهِ تنگ چوگان فارس

تنگ چوگان

 

گردآوری: علی سجادی

2 نظر

  • احسان طولابی چگنی

    انسانی که هشتاد سال عمر کرده , نمیتواند چهل سال اول عمرش را نادیده بگیرد و مملکتی که چند هزار سال قدمت دارد , نمی شود تاریخ قبل از ورود اسلام را نادیده گرفت. ما همواره از افراط و تفریط ضربه ها خورده ایم. قبل انقلاب تمام توجهات به تاریخ باستانی بود و هم اکنون برعکس شده است. به هر حال باید به دنبال حمایت حداکثری بود . باید جذب منفعت کرد و دفع مضرت. باید از این تاریخ و از این آثار باستانی در جهت جذب توریسم و صنعت گردشگری استفاده مفید برد. الان مسجد ایاصوفیه استانبول و بازار تاریخی استانبول سال گذشته به تنهایی نود و پنج میلیون گردشگر جذب کرده بود حالا شما حساب کنید که چه جمعیت کثیری در هتل ها و رستوران ها و فروشگاه ها مشغول به کار و کاسبی میشوند و چه مقدار ارز برای رشد و شکوفایی اقتصادی وارد کشور ترکیه میشود. نباید از ظرفیت های گردشگری غافل بود. متأسفانه استانهای لر نشین علیرغم طبیعت سر سبز و رودخانه های پر آب داعمی و محصولات کشاورزی و فرآورده های لبنی و صنایع دستی بی نظیر , به علت عدم زیر ساخت و معرفی نشدن درست توسط صدا و سیما , نتوانسته از ظرفیت گردشگری به جایگاه واقعی خود برسد. تغییرات فرهنگی باعث تغییرات اجتماعی و تغییرات اجتماعی باعث تغییرات فرهنگی میشود.


  • بی توجهی به نابودی زاگرس

    چقدر جورج در ایران خوشبخت‌ است که در صدر اخبار قرار گرفت! فارسها با او همدردی کردند و در مشهد برای او شمع روشن کردند و صدای ستم‌دیدگی‌اش در جهان پیچید ولی فارسها هم سیل پارسال و هم آتش‌سوزی کهگیلویه را تمسخر کردند! جورج فلوید در کشوری زندگی میکرد که روزی پنجاه میلیون بُن غذا به نیازمندان می‌دهد و هشت سال رئیس‌جمهور سیاه‌پوست داشت، اما در ایران از هجده وزیر، شانزده وزیر فارس است و هیچ رییس‌جمهور غیرفارسی نداشته! ایران بعد از برزیل رتبه دوم نابرابری ناحیه‌ای و شکاف طبقاتی را دارد. بزرگترین زندانهای خاورمیانه در ایران است. پرداختن رسانه‌ها به جورج و بایکوت خبری آتش سوزی زاگرس، به شناخت ماهیت ستم در ایران بما کمک می‌کند. زاگرسیان طردشده از صحنه زندگی که ستم نظام‌مند بر آن‌ها روا می‌شود. بی‌اعتنا از نابودی زاگرس عبور می‌کنند، گویی زاگرس جزء ایران نیست یا بخشی از حاشیه‌است. در ایران محیط‌زیست از اولویت‌های آخر همه دستگاه‌های اجرایی است. بودجه‌اش از ده‌ها نهاد بی‌خاصیت کمتر است، بودجه تنفس جنگل یا درمان بیماری بلوط‌های زاگرس هیچ‌وقت درست پرداخت نشد و برای داشتن چند هلی‌کوپتر که به درد خاموش کردن تخصصی آتش بخورند، در اولویت نبوده است. دغدغه محیط‌زیست هیچ‌وقت دستور کار اصلی حکومت‌ نیست، جایی در قدرت رسمی ندارد فقط وقتی مهم می‌شود که آتش بگیرند وگرنه زیر فرش سیاست جارو می‌شود.🔥یک هفته است در خاموشی رسانه‌ها، زاگرس در شعله‌های آتش می‌سوزد! کانالهای تلگرامی! پایگاههای خبری! روزنامه داران! تلنویسان! روزنامه نگاران! خبرنگاران! قلم به دستان! هنرمندان! شاعران! همه خبرها را بایکوت کنید! قلم را فقط در عزای زاگرس بگریانید!!!



آخرین مقالات