من لر هستم | نگین زاگرس

یک شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

من لر هستم

فراموش نکنیم در پاسخ به اینکه اگر کسی پرسید کجایی هستید؟ قبل از اینکه بگیم بختیاری هستم یا بویری یا ممسنی یا فیلی یا لک یا ... و..... بگویم ما لریم .

من لر هستم

وقتی کسی میپرسه کجایی هستی ؟

 

اگر ذره ای تردید داشتی چه بگویی به گذشته ای که داری فکر کن ،به تاریخ پر افتخارت ،به رشادت های مردان و زنان ایلت و به پشتوانه ها و افتخاراتی که داری فکر کن!

به اینکه هسته اصلی ایران بودی ،

به اینکه صاحب اولین تمدن در دنیا هستی فکر کن

به اینکه هیچ قومی از قلمرو سرزمینت نتوانسته بگذرد حتی عرب و مغول

به اینکه با آریوبرزن راه اسکندر را جانانه بستی و تا آخرین سربازت مقاومت کردی اما افسوس تنها بودی و همه رفته بودند

به اینکه نومیدی نادرشاه را به امید تبدیل کردی و قندهار بی تو فتح کردنی نبود!

به اینکه مشروطه را رقم زدی و برای اولین بار در تاریخ کشور ، خاورمیانه و آسیا حرف از دموکراسی و برابری و حکومت مردم زدی.

به اینکه هرگز نخواستی و اجازه ندادی بام وطن تنها بماند.

به اینکه با سر دادن ملودیه "دایه دایه وقت جنگه" 8 سال جلوی بعث پلید ایستادی!

به اینکه در فرهنگت شعر داری موسیقی داری ،رقص داری ،نمایش داری ،داستان داری ،افسانه داری ،روش های طبابت و دارو شناسی داری و دنیایی حماسه داری ،عشق های جانانه داری.

پس هیچ وقت احساس حقارت نکن!!!!!!!!!!!

میخواهند غرورت، اصالتت و هویتت را خرد کنند، قامتت را بشکنند، تا که شاید بتوانند بی هویتی خود را پشت جک هایی که برای تو میسازند پنهان کنند.

و هزاران افتخار دیگر که قلم یاری به نوشتن ان نمیکند.

به این فکر کن که هنوز آرزوی خیلی هاست نسبشان به تو برسد

چون که لر بودن یک افتخار است

پس مفتخر باش و بی درنگ بگو من لرم.

 


                                    

لر کیست؟؟؟؟؟؟

 

لر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد ( ابو لؤ لؤ پیروز نهاوندی ) …

 

لر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لر تا مصر علم استقلال کشید ( ابو سعید بن بهرام گناوه ای ) …

 

لر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد ( صلاح الدین محمود لر ) …

 

لر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد ( نصرت الدین احمد اتابک لر بزرگ ) …

 

لر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند ( امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی ) …

 

لر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند ( کریم خان زند ملایری ) …

 

لر همان است که شجاع ترین و دلیر ترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش ( لطفعلی خان زند ) …

 

لر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود ( فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار ) …

 

لر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد ( عمان سامانی ) …

 

لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است ( حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری ) …

 

لر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است ( آیت الله وحید بهبهانی ) …

 

لر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید ( رییس علی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری ) …

 

لر همان است که دمار از ارتش رضا خانی درآورد ( کی لهراسب باطولی و دلیران بویر احمد و خوانین لرستان) …

 

لر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد ( زنان لرده دشتستان ) …

 

لر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد ( خدا کرم خان بهمعی ) …

 

لر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت ( علی سمیل فخرایی دشتی ) …

 

لر همان است که عالی ترین مرجع جهان تشیع بود ( آیت الله سید حسین بروجردی ) …

 

لر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید ( آیت الله کمالوند ) …

 

لر سردار شهید محمد بروجردی است …

 

لر سردار شهید نعمت سعیدی است …

 

لر هزاران شهید و آزاده دفاع مقدس است …

 

لر هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس و معلم است …

 

به آن دلقکان یاوه گو میگوییم ؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری .

65 نظر

  • لردا

    نیست مانند لرستان در همه ایران زمین_بر تمام مردم لر صد هزاران آفرین/ای که تهمت میزنی بر قوم ما این را بدان_هر که لر باشد کلامش هست خوب و دل نشین. لرها در گذشته نیرومند,ثروتمند و بسیار مغرور بودند ولی امروزه تنها غرورشان برایشان باقیمانده است.ویلیام داگلاس,سرزمین شگفت انگیز,صفحه۱۵۹,سفرسال۱۳۲۸به لرستان.

  • لورستان ویترین تمدن بشریت است

    در کتاب ( قوم لور در آیینه تاریخ ) نوشته:حشمت رحمتی ، صفحه ۳۶ آمده است که:دکتر وانیلو پزشک سفارت کبیر روسیه مطالعاتی نژاد شناسانه و روان شناسانه بر روی وضعیت جسمانی و فیزیکی لورها انجام داده است طبق این تحقیقات لورها اصیل ترین و دست نخورده ترین قبایل این مرز و بوم هستند. ریپلی در اواخر قرن نوزدهم میلادی درباره نژادهای جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه ) میگوید:در ایران دو نژاد خالص وجود دارد ، اول:لورها و مردمان کوه نشین غرب ایران و دوم:مردم اطراف تخت جمشید. راولینسون لورها را قومی رشید و جالب توجه قلمداد میکند که هزاران سال در این نواحی خوش آب و هوای کوهستانی زندگی کرده اند و ایرانی الاصل بودن لورها مسجل و مبسوط است. لورها ده هزار سال پیش و قبل از ورود آریاییها ، عربها و ترکها ، جزء ساکنان اولیه و بومیان اصیل و خالص هستند. هنری فیلد انسان شناس آمریکایی در نیمه اول قرن بیستم میلادی درباره خصوصیات ایرانیان به خصوص لورها نظراتی دارد اما متأسفانه تحقیقات ایشان محدود به پنجاه نفر از یک طایفه ساکن ایلام میشود که قابل استناد نیست. لرد جورج ناتانیل کرزون ( ۱۸۵۹ _ ۱۹۲۵ ) در کتاب "ایران و قضیه ایران" ، جلد دوم ، صفحه ی ۳۲۸ مینویسد:لورها بازماندگان نسل و نژادی خالص و ممتاز بوده اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم آنها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند. آیت الله مردوخ کردستانی در کتاب "تاریخ مردوخ" ، جلد یکم ، صفحه ی ۴۵ مینویسد:نزدیک ترین زبان به زبان پهلوی ساسانی در درجه اول ، زبان لوری است چه محل الوار به مرکز پهلوی قدیم ( تیسفون و مداعن ) خیلی نزدیک بوده است و از مراوده با اجانب هم به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و زیستی ( کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه ) محفوظ بوده اند و حتی از ملت کلده و آشور هم چندان متأثر نشده اند و تغییر زبان نداده اند.

  • لورستان ویترین تمدن بشریت است

    در کتاب ( قوم لور در آیینه تاریخ ) نوشته:حشمت رحمتی ، صفحه ۳۶ آمده است که:دکتر وانیلو پزشک سفارت کبیر روسیه مطالعاتی نژاد شناسانه و روان شناسانه بر روی وضعیت جسمانی و فیزیکی لورها انجام داده است طبق این تحقیقات لورها اصیل ترین و دست نخورده ترین قبایل این مرز و بوم هستند. ریپلی در اواخر قرن نوزدهم میلادی درباره نژادهای جنوب غرب آسیا ( خاورمیانه ) میگوید:در ایران دو نژاد خالص وجود دارد ، اول:لورها و مردمان کوه نشین غرب ایران و دوم:مردم اطراف تخت جمشید. راولینسون لورها را قومی رشید و جالب توجه قلمداد میکند که هزاران سال در این نواحی خوش آب و هوای کوهستانی زندگی کرده اند و ایرانی الاصل بودن لورها مسجل و مبسوط است. لورها ده هزار سال پیش و قبل از ورود آریاییها ، عربها و ترکها ، جزء ساکنان اولیه و بومیان اصیل و خالص هستند. هنری فیلد انسان شناس آمریکایی در نیمه اول قرن بیستم میلادی درباره خصوصیات ایرانیان به خصوص لورها نظراتی دارد اما متأسفانه تحقیقات ایشان محدود به پنجاه نفر از یک طایفه ساکن ایلام میشود که قابل استناد نیست. لرد جورج ناتانیل کرزون ( ۱۸۵۹ _ ۱۹۲۵ ) در کتاب "ایران و قضیه ایران" ، جلد دوم ، صفحه ی ۳۲۸ مینویسد:لورها بازماندگان نسل و نژادی خالص و ممتاز بوده اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنیم آنها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند. آیت الله مردوخ کردستانی در کتاب "تاریخ مردوخ" ، جلد یکم ، صفحه ی ۴۵ مینویسد:نزدیک ترین زبان به زبان پهلوی ساسانی در درجه اول ، زبان لوری است چه محل الوار به مرکز پهلوی قدیم ( تیسفون و مداعن ) خیلی نزدیک بوده است و از مراوده با اجانب هم به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و زیستی ( کوهستانی و صعب العبور بودن منطقه ) محفوظ بوده اند و حتی از ملت کلده و آشور هم چندان متأثر نشده اند و تغییر زبان نداده اند.


  • هیرو

    ایران صدف و ایل مان در باشد , با عشق تمام باورم پر باشد. این مایه افتخار و خوش اقبالی است , هرجا که کسی اصالتأ لر باشد.


  • رشنو

    دوخانیکوف روسی میگوید:مردان لر قامتی متوسط و تنه ای قوی دارند و به سختی خو گرفته اند , رنگ آنها قهوه ای است موی سیاه با موجهای طویل , چشمها کشیده که به توسط ابروانی پر پشت سایه انداخته شده اند , بینی بزرگ و عقابی و خم شده بر روی لب , آرواره پایین قوی و چهارگوش , گونه ها برجسته , نگاه سخت , گردن کوتاه , کاسه جمجمه به خاطر پیشانی باز


  • قاسمی

    لوریس چکناواریان ( موسیقیدان ) با اصلیتی ارمنی در برنامه دستان که روزهای جمعه از شبکه آموزش پخش میشود , گفت:در لرستان زاده شدم و لر بودن را برای خود افتخار میدانم چون لرها قومی بزرگ هستند و به داشتن قلبی پاک , بی آلایش بودن و راستگویی در گفتار معروفند.


  • محسن ایمانی از پاپیل ( پلدختر لرستان )

    ای لرستان ام بلوط تو درخت عشق ماست _ گنج های مفرغ ات در کل دنیا آشناست / مملو از گنجی و نهری و سراب و آبشار _ این همه نعمت ز لطف بی حد ذات خداست / مردمان ات صاف دل ، پاک و اصیل و بی ریا _ جان به قربان کسی که پاک و صاف و بی ریاست / ای که مشتاق صفا کردن به تفریحی ، بدان _ لر به هر جا خانه دارد خاک آنجا با صفاست / ای لرستان ! دوستان ات را خدا یاور شده _ دشمنی گر هست هم در معرض باد فناست / بنده از کاسیت ام و این افتخار هر لر است _ لر زبانان ! جان من خاک کف پای شماست / جمله ای گویم به توصیف دل درمانده ام _ در ره عشق لرستان ام دل و جان ام فداست .


  • یونس ولدبیگی

    در کتاب تاریخ مطبوعات قزوین ، نوشته محمد رضا حمیدی ، صفحه ۱۷۷ ، نشر طه ؛ قزوین ، ۱۳۸۰ آمده است که:نشریه ای به نام " غیاث " در دهه ۱۳۳۰ هجری قمری به صاحب امتیازی " عباس غیاثوند " فرزند امیر مجد غیاث نظام در قزوین منتشر میشده است. مرور واقعه ای که برای این " خانواده لر تبار " ساکن استان قزوین رخ داده و بازگویی شمه ای از عرق میهن دوستی بانوی این خانواده برای امروز ما بسیار ارزشمند و درس آموز است. در شرح احوال امیر مجد غیاث نظام در کتاب " مینو در " چنین آمده است:غیاث نظام علاوه بر ریاست ایل غیاثوند , تأمین امنیت جاده قزوین تا منجیل را نیز عهده دار بود. در سال ۱۳۲۸ هجری قمری که مجاهدین مشروطه به فرمان سپهدار اعظم تنکابنی به قزوین حمله کردند ، در بین راه قزوین _ منجیل ناصرخان پسر غیاث نظام را کشتند ؛ پس از گشوده شدن قزوین هم خود حاج غیاث نظام را مقتول نمودند. در این وقت قونسول روس در قزوین یک بیرق روس را نزد همسر غیاث نظام فرستاد و پیام کرد که:بیرق روس را در سردر منزل خود نصب کنید , تمام خانواده و فامیل شما در تأمین ما خواهید بود. بانوی نامبرده بیرق روس را پس فرستاد و از پذیرفتن تأمین قونسول روس سر باز زد. چون مجاهدین این علو همت را از آن بانو مشاهده کردند , در مقام عذر خواهی برآمده و از کردار و رفتار خود اظهار پشیمانی کردند و به جبران این سوء تفاهم , جنازه غیاث نظام را با تجلیل فراوان به خاک سپردند و سپس به بانوی مذکور و فرزندان وی کمال محبت و حسن رفتار را به جا آوردند.


  • اسحاق عیدی

    حدیث زمزمه جویباران است _ شکوه قله شامخ کوهساران است / تبسم شقایق چهچهه وحشی کبک _ خروش سرکش رود و کرنش بهاران است / لطافت شبنم و بوی گندم زار _ طلوع آب زمزم چشمه ساران است / کلام سبز دره و ناز رقص نسیم _ جلال خیمه ابر و خشم باران است / صدای پای نرم عروس حجله گل _ ترنم غنچه , در بستر روزگارانست / ستبر سینه برف و صلابت جنگل _ نوای زنده بزم هوشیاران است / نه این لرستان است و مسکن لرهاست _ نشستگاه گرم , ستره داران است / فضای خوب سماجت , در تسلسل تاریخ _ صلای نان گرم بلوط و مهر یاران است .


  • معینی چاغروند

    ای لرستان جای شیران بودی اندر روزگار _ راد مردان تو بودند از تهمتن یادگار / ساکنین مرز و بومت از صغار و از کبار _ با هنر بودند و بی آلایش و نیکو شعار / شیر مردانت چو شیر شرزه روز کارزار _ هر یکی بودند همچون رستم و اسفندیار / این دیار پر ز کوه و تپه ی صعب العبور _ روزگاری بود جای مردمی راد و غیور / مردمی نیکو نهاد و از صفات بد به دور _ مردمی از باده ی مردانگی مست غرور / فطرتأ دارای عزمی آهنین اندر امور _ مردمی با همت و با غیرت و پرهیزگار / لر به پاکی و صداقت در جهان مشهور بود _ در مصافش هر یل زور آوری مقهور بود / مظهر صدق و شرافت بود و از بد دور بود _ مرد میدان ها و دارای سری پر شور بود / لر سرا پا روح بود و لر سراپا نور بود _ بود در هر گیر و داری سر فراز و کامکار / در دل لر بانگ دشمن پوچ و بی تأثیر بود _ او مدام آماده پیکار همچون شیر بود / عاشق زور آزمایی مرد تیغ و تیز بود _ دشمن جهل و فساد و حیله و تزویر بود / یار و غارش روز تا شب نیزه و شمشیر بود _ چون تهمتن بود مرد لر به روز کارزار / از قمار و الکل و افیون گریزان بود لر_ با دلی عاری ز آلایش مسلمان بود لر / حافظ ناموس و پرچمدار ایمان بود لر _ کاخ ایمان و دیانت را نگهبان بود، لر / گاه رزم و جان فشانی مرد میدان بود لر _ مادر میهن به این فرزند می کرد افتخار / مرد لر را بین مردان جهان همتا نبود _ اندرین دنیای دونش هم ز کس پروا نبود / باکش از توپ و تفنگ و بمب آتش زا نبود _ پیش چشمش فرق بین مور و اژدها نبود / جای او جز پشت زین و دامن صحرا نبود _ یک سوار لر برابر بود با یکصد سوار .


  • رضا میداوودی

    سردار اسعد بختیاری با سفیران روس و انگلیس به این قسم جواب و سؤال کرده است:سفیران گفته اند شما نباید از این نقطه حرکت کنید و پیشتر بروید ، سردار اسعد بختیاری جواب گفته است:ما مسلمان هستیم و به حکم پیشوایان خود حرکت کرده ایم نه به میل شخصی ( تمجید السلطان تفرشی _ روزنامه اخبار مشروطیت و انقلاب ایران _ به کوشش ایرج افشار _ چاپ دوم _ تهران ؛ امیر کبیر _ صفحه ۱۷۰ _ سال ۱۳۷۶ ) .


  • بهروز لر نژاد

    قوم لر در تمامی اعصار به صداقت و راستگویی شهره بوده است. به نقل از یکی از علمای قم , معمار "حسین لر زاده" ( ۱۲۸۵ تا ۱۳۸۳ ) که ۸۴۰ مسجد ساخت و حرم سید الشهداء در کربلا را مرمت کرد و مسجد قم را هم او بنا نهاده در اصل لر نبوده اما به حدی راستگو و صادق بوده که لقب "لر زاده" را به وی داده اند.


  • شاهوردی

    ما از اولاد خاک لرستانیم ، یادگار کیان و ساسانیم / حرف حب الوطن من الایمان ، گفت بر ما که اهل ایمانیم .


  • محسن ایمانی

    ای لرستان نام تو آرام جان بنده است ، از وجود عطر روح ات این جهان آکنده است / ای سرای پهلوانی و دلیری , بی گمان ، در تمام روزگاران دشمن ات بازنده است .


  • لر زاد

    خاک پاک ما لرستان است , خاک شیر خیز _ این بود دشت پلنگان دلیر و تند و تیز / مردمان اش,پهلوان اند و همه مهمان نواز / مرد و زن , برنا و پیرش جملگی باشند عزیز


  • امیدگودرزی منجزی بختیاری

    من از نسل مردان شیر افکنم من از نسل شیران با غیرتم نشانم بلند است و پر افتخار سند در تمام کتب دارم با افتخار مورخ اگر روس بوود یا که انگلیس یا که یونانی و روم و هر اجنبی زه لر همس به افتخار یاد کند قلم در نوشتن عجب مانده است ورقهای تاریخ چنین قومی ندیده است لر از نسل و نژاد شیران نر است هیبتش در کلام و نام لر است نام لر لرزه بر قلب دشمن مینهد زانوها را چنان و چونون میکند جرات از لشگر اجنبی میبرد ترس را بر هر یل مینهد خدا در آفرینش گر خدایی بکرد زه انسان گر دلیر و رشید دم بزد خدا با خداییش افتخار میکند همه روز برین آفرینش نگاه میکند به کار لر و جرات و غیرتش به ذات درست و بی آلایشش همش برخودش آفرین میکند

  • مدیر وبسایت

    درود بر شما


  • لرسو

    با افتخار لرم


  • قنبری

    در کتاب ( تاریخ خرم آباد ) نوشته:استاد سید فرید قاسمی در صفحه ۷ آمده که:در قرون اسلامی علاوه بر نام بردن قوم لر در کتابهای مورخین و جغرافی نویسان در قرون سه و چهار هجری در آثار مسعودی _ اصطخری _ ابن حوقل _ مقدسی _ یاقوت حموی _ ابن بطوطه _ مستوفی و… در سال ۱۲۸۹ شمسی کتاب انیس المسافر نوشته غلامرضا والی در اداره ی مظفری بوشهر یکی از نخستین کتابها درباره ی لرستان بود. تاریخ بختیاری هم هست که توسط سردار اسعد بختیاری حدود یک قرن پیش تألیف شده است.


  • دیناروند

    پروفسور مینورسکی در زمینه ی روابط میان اقوام "لر" با حکومت های تازه تأسیس قرون نخستین اسلامی اظهار میدارد:"در جنگ هایی که در قرون اولیه هجری میان ایرانیان و اعراب رخ داد ، لرها مانند سایر طوایف فارس و خوزستان علیه اعراب وارد نبرد شدند و همبستگی خود را با سلسله های ایرانی مانند:صفاریان ، آل بویه ، آل کاکویه و… که در خوزستان ، اصفهان ، شیراز و همدان حکومت می کردند ، مستحکم کردند ( اتابکان لرستان ، سعادت خودگو ، صفحات ۱۵ و ۱۶ ) .


  • کشوری

    در دوران اسلامی به تمامی طوایفی که در کوهستان های زاگرس به صورت شبانی و کوچروی امرار معاش میکردند عنوان "کرد" داده شد. نام کرد در بسیاری از منابع عربی و نیز در متن پهلوی کارنامه اردشیر ساسانی بیابانگردان قطع نظر از اینکه از لحاظ زبانی یا نژادی با کردان امروزی پیوند داشتند یا نداشتند اطلاق شده است. فی المثل همه مردم لرستان را کرد میدانستند ، همچنان که عشایر خوزستان و بلوچ و دیلم و کرمان را هم کرد میدانستند ( عصر زرین فرهنگ ایران ، ریچارد نلسون فرای ، ترجمه مسعود رجب نیا ، صفحه ۲۷ ) .


  • بهروزی

    حسین بیرانوند در کتاب "لرستان در دوران باستان" ، صفحه ۳۱ مینویسد:اولین قومی که به طور منظم بر خاک لرستان حکومت کردند ، عیلامیان بودند و حدود لرستان در دوران باستان ، جدا از محدوده ی دولت مقتدر عیلام نیست ، در اوج تاریخ عیلام ، حدود آن در شمال تا کویر مرکزی ایران ، اصفهان کنونی و لرستان ، در جنوب تا خلیج فارس ، در مغرب تا دشت بین النهرین و در مشرق تا شهر سوخته در نزدیکی زابل کنونی می رسیده است.


  • مهرداد نصیری

    ماشاءالله بیرانوند در کتاب سیری اجمالی در تاریخ ایران و لرستان ، صفحه ۹۶ مینویسد:مشیرالدوله ( حسن پیر نیا ) و دمورگان فرانسوی معتقدند که لرستان به طور کلی از ایالات مهم عیلام باستان بوده و خرم آباد ( خایدالو ) و شاپورخواست بعدی یکی از چهار شهر معتبر عیلامیان بوده است. حسن پیر نیا در کتاب تاریخ ایران باستان ، جلد دوم ، صفحه ۱۶۹۶ مینویسد:کاسی ها در لرستان ( لر بزرگ و کوچک ) سکنی داشتند.


  • حیات الغیبی

    معین الدین نطنزی مؤلف قرن هفتم هجری قمری در کتاب ( منتخب التواریخ ) از قول سید جمال الدین کاشانی مؤلف ( زبده التواریخ ) که شاید قدیمی ترین سند مربوط به تاریخ لرستان باشد و در قرن ششم قمری ( ۹ قرن قبل ) تألیف یافته، نقل میکند:به دان ولایت لرستان به غایت وسیع و عریض افتاده و آن را به دو قسمت منقسم کرده اند ، یکی را لر بزرگ و دوم را لر کوچک می خوانند و این لقب به واسطه ی آن یافتند که به تاریخ " سنه ثلاث ماء " ( ۳۰۰ قمری ) دو برادر حاکم این دو قسمت شدند. قسم اول را به نام برادر بزرگ تر ( بدر ) و قسم دوم را به نام برادر کوچک تر ( منصور ) باز خوانند ( دکتر عبدالله رازی ، تاریخ کامل ایران ، صفحه ۳۲۶ ، به نقل از منتخب التواریخ صفحه ۳۷ ) .


  • امیر رضایی

    جون بارگ تنراشتن در کتاب "شاه جنگ ایرانیان در چالدران" ، صفحه ی ۲۷۶ ، مینویسد:در جنگ چالدران زمان شاه اسماعیل جنگجویان " لر " به فرماندهی سارو بیره با گرزهایی که از چوب بلوط و گردو می ساختند به یاری او شتافتند و با شجاعت و استقامت صف سربازان عثمانی را درهم می شکستند و جلو می رفتند و ترسی از مرگ نداشتند. آنها نزدیک، به دو هزار تن بودند که جانانه می جنگیدند. سربازان عشایر لر از طوایف قلاوند ، دریکوند ، سکوند و…بودند ، سلاح آنها چوب و شمشیر و فلاخن بود و در به کار بردن چوب در میدان جنگ خیلی مهارت داشتند. شرکت مردان لر در جنگ چالدران و دفاع آنان از ایران در حالی است که کردها سال ۹۲۰ هجری _ ۱۵۱۴ میلادی از سلطان سلیم شاه عثمانی ( دشمن شاه اسماعیل صفوی ) به دفاع و حمایت پرداختند.


  • چگنی

    رضا خدا بخشی در کتاب ، تاریخ سیاسی ، جلد یکم ، صفحه ۳۰ مینویسد:در زمان شاه سلطان حسین صفوی ، محمود افغان به ایران حمله کرد و اصفهان مرکز حکومت ایران را به محاصره ی خود درآورد ، علی مردان خان فیلی ( والی لرستان ) به سپاه افاغنه تاخت و حمله ی او قرین به پیروزی بود که شاه سلطان حسین صفوی او را از نبرد بازداشته و به لرستان فرستاد تا برایشان آذوقه جمع کند و همین سوء تدبیر پادشاه بی لیاقت صفوی سبب سقوط پایتخت به دست افغان ها شد. پروفسور ولادیمیر مینورسکی در کتاب لرستان و لرها ، صفحه ی ۳۵ مینویسد:در دوران آشفتگی ، یعنی مقارن حمله ی افغانها به اصفهان ، والی لرستان کوچک که علیمردان خان فیلی نام داشت ، نقش بسیار مهمی را بازی میکرد وی با پنج هزار مرد جنگی از پایتخت ایران ( اصفهان ) دفاع میکرد و حتی به فرماندهی کل قوای ایران برگزیده شد متأسفانه به علت لجاجت سایر فرماندهان صفوی نتوانست فتنه افغان ها را به کلی بر کند و در سال ۱۷۲۵ میلادی ( ۱۱۳۸ قمری ) ترکهای عثمانی به فرماندهی احمد پاشا ، مرزهای ایران را مورد تجاوز قرار داده ، علی مردان خان فیلی هم در عوض قصد تصرف بغداد را نموده و به جانب آن شهر حرکت کرد و ترکان چون از نقشه ی علیمردان خان والی با خبر شدند مجبور به عقب نشینی شدند.


  • فرهاد شمس

    در کتاب عالم آرای عباسی ، به کوشش یدالله شکری ، صفحه ۱۳۰ آمده است:هنگامی که شاه اسماعیل صفوی به قلعه زنجیر در نزدیکی شوشتر رسید به او اطلاع دادند که:ملک شاه رستم لر که ایشان از زمان حضرت امیرالمؤمنین ( ع ) تا حال شیعه ی فطری آن حضرت است و چهل هزار خانه ی الوار به فرمان اوست ، در این مدت باج به پادشاهان ترکمان نداده و هر سال چند مرتبه که قافله ی عظیم از این راه عبور می کنند ، می زنند . نه حاکم بغداد ایشان را حریف میشود و نه دیگری . شاه اسماعیل صفوی هم پس از شنیدن این سخنان برای شاه رستم لر نامه ای میفرستد که:شنیده ام که شما شیعه ی فطری شاه مردانید و نمی خواهیم که در میانه ی ما و شما کار به جنگ و جدل برسد ، حال که مذهب امامیه رواج یافته ، برخاسته به خدمت ما بیایید که تو را ببینم و همان در ملک موروث بوده باشی.


  • بهنام رفیعی

    خانم فریبا بهاروند در کتاب "تاریخ لرستان از اواخر سلجوقی تا اواسط دوره صفوی" ، صفحه ی ۱۱ مینویسد:تنها سلسله ای که بیشتر از همه در ایران بعد از اسلام تداوم پیدا کرد ، حکومت اتابکان لر کوچک بود که بیش از چهار قرن و نیم از سال ۵۷۰ تا ۱۰۰۶ قمری موجودیت سیاسی خویش را تا اواسط دوره ی صفوی همچنان حفظ کردند ، این سلسله به سبب انتساب به خورشید یکی از نیاکان خود و یا شجاع الدین خورشید مؤسس آن ، بنی خورشید نام گرفتند. اتابکان با، درایت خویش مانع یورش چنگیز مغول شدند و مغولان با حکام لر کوچک از در صلح در آمدند و در حمله ی تیمور لنگ جانانه مقاومت کردند حکومت طولانی و با ثبات اتابکان لر کوچک برای لرستان آبادانی ، امنیت و رونق به همراه داشت و در شکل گیری ویژگی های فرهنگی و اجتماعی مردم منطقه اهمیت زیادی داشت و لرستان در این دوره از آبادترین ایالتهای ایران به شمار میرفت وجود قلعه ها و پلهای و آسیاب های عظیم نشان از مدنیت و آبادانی حکومت لرها دارد. اتابکان لر دارای دربار ، خزانه و ارتش بودند و سلطه ی حکومت آنان از چند کیلومتری بغداد تا رود دز خوزستان را شامل میشد.


  • حاتمی

    مرحوم علی محمد ساکی در کتاب "جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان" ، صفحه ۲۳۶ مینویسد:اولین و قدیمی ترین دولتی که به طور منظم و از روی ترتیب بر قسمتی از سرزمین لرستان حکومت کرده اند ، عیلامیان باستان بوده اند. دکتر شیرین بیانی در کتاب ، تاریخ ایران باستان ، جلد دوم ، صفحه ی ۱۸ مینویسد:عیلام که بر گستره وسیعی از غرب و جنوب غربی ایران قرار داشت و در زمان اوج عظمت ، منطقه ای وسیع شامل خوزستان ، لرستان ، ایلام ، بختیاری ، کهگیلویه و بوشهر را شامل میشد و در مدت سه هزار سال مدنیت و تمدن ، مهمترین حکومت در فلات ایران و نیز از مهمترین قدرتهای منطقه زمان خود بود.


  • تاراز

    حمید ایزد پناه در کتاب آثار باستانی و تاریخی لرستان ، جلد یکم ، صفحه ی ۳۹ آورده است که:دوره ی ساسانیان ، لرستان جزء سرزمین پهله یا پهلو یعنی استان بزرگی که بعدأ عربها آن را جبال نامیدند بوده است و پهله همان سرزمینی است که پادشاهان اشکانی ، پادشاهی خود را نخست از آنجا آغاز کرده اند و شامل شهرهای اصفهان ، ری ، همدان ، کرمانشاهان ، دینور ، نهاوند ، کوفه ، قم ، قزوین و آذربایجان بوده است.آخرین حکمران ساسانی در لرستان احتمالأ هرمزان بوده است که بر سیمره حکمرانی میکرده است و توسط اعراب به اسارت گرفته شد. شاهان ساسانی توجهی خاص به ناحیه لرستان داشتند به طوری که لرستان دوره ی آنان آباد بوده و وجود پلها و قلعه های عظیم که شاهکارهای معماری آن زمان به شمار می آمدند ، گواه این مدعا میباشد.


  • طهماسبی

    حمدالله مستوفی در کتاب تاریخ گزیده ، پیدایش حکومت اتابکان لر کوچک را مربوط به اواخر قرن سوم هجری قمری میداند و مینویسد:لر بزرگ و لر کوچک به اعتبار دو برادر که در قرب سنه ثلاثماعه ( ۳۰۰ قمری ) حاکم آنجا بوده اند. در این میان نیمی در اختیار برادر کوچکتر یعنی منصور قرار داشت و به همین جهت آن منطقه را لر کوچک نامیدند و نیمی دیگر زیر نظر برادر بزرگتر که بدر نام داشت اداره میشد و از این رو لر بزرگ نام گرفت. غیاث الدین خواند میر در کتاب "حبیب السیر" ، جلد سوم ، صفحه ۷۵ مینویسد:در کتب راستان ، مرقوم خاصه بلاغت نشان گشته که لرستان ، منقسم به دو قسم است لر بزرگ و لر کوچک و منشأ این قسم و وجه تسمیه آن که در قدیم الایام دو برادر که بزرگ بدر نام داشته و کوچک ابو منصور ، معاصر یکدیگر در دو موضع از آن ولایت ایالت می نمود.


  • دارالغرور

    استانلی لین پول در کتاب ( تاریخ طبقات سلاطین اسلام ) ، صفحه ی ۱۵۷ مینویسد:پایتخت امراء لر بزرگ ایدج ( ایذه) بوده است و سرزمین لر بزرگ دوره ی اتابکان شامل استانهای بختیاری ، کهگیلویه و بویر احمد ، نواحی وسیعی از خوزستان مانند:مسجد سلیمان ، رامهرمز ، ایذه ، بهبهان و نیز مناطق بین خمین ، اصفهان یعنی گلپایگان ، فریدن ، خوانسار ، و ازنا و الیگودرز بوده است. اسکندر بیک ترکمان در کتاب عالم آرای عباسی ، جلد اول ، صفحه ۳۵۱ مینویسد:قلمرو لر کوچک در دوران حکومت صفویان بین همدان و خوزستان و بغداد بود. گی لسترنج در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی ، صفحه ۲۱۶ مینویسد:لر کوچک همه نواحی واقع در شمال کارون را شامل میشده است.


  • احمد محمودوند

    ذبیح الله صفا در کتاب تاریخ ادبیات در ایران _ جلد ۲ _ صفحه ۲۷ مینویسد:از جمله سلسله های مهم اتابکان که در تاریخ ایران شهرت بسیار دارند و در ادبیات فارسی هم به سبب داشتن مداحان بسیار و پاره ای خدمات که انجام داده اند بی اهمیت نیستند ، اتابکان لرستان و آذربایجان و فارس هستند. ناصر راد در کتاب تاریخ سرزمین ایلام ، صفحه ۱۶۵ آورده که:یکی از وقایع مهم دوران حکومت شجاع الدین خورشید ، بیرون کردن ترکهای بیات مهاجر است که با حملات و غارتگری هایشان خسارات فراوانی به مردم منطقه وارد کرده بودند او تابستان ها در گریت بود و زمستان ها در دهلران پشتکوه به سر میبرد. مولانا زاده بروجردی در کتاب تاریخ بروجرد ، جلد دوم ، صفحه ی ۴۳۳ مینویسد:این شخص ( شجاع الدین خورشید ) چون متصف به صفات پسندیده بود ، از حسن سلوکش روز به روز بر وسعت قلمرو حکومتش افزوده میشد به حدی که از شهر دزفول تا بروجرد ، تا سر حد بغداد نزدیک پنجاه فرسخ در پنجاه فرسخ ( هر فرسخ تقریبأ شش کیلومتر است ) به نام بلاد لر کوچک در تصرفش درآمد و طوایف الوار با او مریدانه رفتار می نمودند. قاضی احمد غفاری قزوینی ، در تاریخ جهان آرا ، صفحه ۱۷۲ نوشته:شجاع الدین خورشید به غایت عادل و فاضل و منصف بود و با حسن سلوکش همه ی اقوام لر را تسخیر نمود. حسین قلی ستوده در کتاب تاریخ آل مظفر ، جلد دوم ، صفحه ۱۴۹ مینویسد:او ( شجاع الدین خورشید ) مردی کاردان و دلیر بود و با زیر دستان به مهربانی رفتار میکرد و به سبب عدالتش ، قبر او مزار متبرک لران شد و دوران حکومت او نزدیک به پنجاه سال بود.


  • بهنام زندی

    اشتن متز مؤلف آلمانی کتاب سلطان سلیم ، در شرح نبرد چالدران مینویسد:سربازان عشایر لر از طایفه های قلاوند ، سکوند ، اسپاوند و… در میان آنها دیده میشده است سلاح اصلی سربازان لر ، چوب محکم و مخصوصی از درخت بلوط بوده و در بکار بردن چوب در میدان های نبرد ، مهارت زیادی داشته اند و از دلاوری لران تعاریف زیادی نموده است. این مطلب در کتاب جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان اثر حمید ایزد پناه صفحه ۲۷۴ هم ذکر شده است.


  • سیروس مهرابی

    نصرالله فلسفی مؤلف کتاب ( زندگانی شاه عباس اول ) ، جلد سوم ، صفحه ۸۰۵ مینویسد:ولایت لرستان جزء چهار ولایت مهم صفویه بود و والی خودمختار داشت و عنوان دیوانی لرستان ، دارالغرور ، بود.


  • کریمی

    مؤلف جهانگشای خاقان در صفحه ی ۳۰۰ کتابش مینویسد:طوایف لر کوچک از قدیم الایام به تشیع فطری و دوست داری اهل بیت معروف بوده اند و لقب عباسی برخی اتابکان لر به دلیل انس و علاقه به خاندان مطهر اهل بیت است.


  • مهراد عزیزی

    بارون دوبد روسی در کتاب سفرنامه لرستان و خوزستان ، صفحه ۲۷۰ مینویسد:بر طبق اقوال نویسندگان متقدم ، بر حسب ظاهر از دورترین ازمنه تاریخ دنیا ، این کوهستان های لرستان پیوسته جایگاه نژادی از انسان های جنگجو و اسرار آمیز بوده است که علیه اقتدار مادها و پارسها ستیزه گری کرده اند و اسکندر مقدونی و بعدها آنتیگونوس در مرزهای باختری با دژها و موانع نامنتظره و دشمنی سخت این مردمان کوهستانی مواجه شده اند.


  • محبیان

    نخستین تماس سیاسی اتابکان لر کوچک با دولت صفوی ، در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول صورت گرفت:شاه رستم لر حاکم وقت لرستان در طی دیداری با شاه اسماعیل اول در شوشتر مراتب اطاعت و احترام خود را نشان داد و با زبان لری در نهایت شیرینی به دعا و ثنای شاه اسماعیل پرداخت و همچنان که در کتاب جهانگشای خاقان آمده شاه اسماعیل نیز در قبال این عمل دستور داد ریش "ملک شاه رستم لر" را جواهر و مروارید بگیرند ( تاریخ جهانگشای خاقان صفحه ۳۰۰ / تاریخ نقاوه الآثار نطنزی صفحه ۴۸۵ ) .


  • رحیمیان

    ولادیمیر مینورسکی در کتاب دو سفرنامه درباره لرستان ، صفحه ۲۰ مینویسد:از آن جایی که مناطق لر نشین در عهد باستان بر سر راههایی که مراکز مهم امپراتوری ایران را به هم می پیوست ، قرار داشته ، لرها نقش بسیار مهمی را ایفا میکردند.


  • صدری

    لرستان دیاری است که ابوالفداء به عنوان "سرزمین پر نعمت و کوهستانی" _ ابن عربشاه دمشقی "ناحیتی آباد و دارای نعمت ها و میوه های فراوان" _ ابو دلف مسعر بن مهلهل خزرجی "سرزمین پلهای شگفت انگیز" _ ابن حوقل "سرزمین فراخ نعمت" _ اصطخری " آباد و غنی" _ حمدالله مستوفی "ولایتی معتبر" _ و خاورشناسان "منطقه ای خوش آب و هوا و دارای دشتهای فراخ و محل پرورشگاه اسب" از آن یاد کرده اند.باستان شناسان دانمارکی نیز ، زمانی که در آنجا به آثار هفت هزار سال قبل از میلاد دست یافتند ، اظهار داشتند که به احتمال زیاد علم کشاورزی ، که انقلاب تدریجی هم نامیده شده ، از لرستان آغاز گردیده است. پروفسور ولادیمیر مینورسکی معتقد است که مناطقی که امروزه لرها در آن به، سر میبرند مدتها پیش از کوچ ایرانیان ، مسکون بوده است. کاوشهای باستان شناسی سابقه ی زندگی پیش از تاریخ در این دیار را به شصت هزار سال پیش یعنی دوره ی پارینه سنگی نخستین می رسانند. شرایط اقلیمی در این دیار از اواخر دوره ی پلاستوسن برای استقرار و زیست انسان سازگار بوده است و از دیر باز تاکنون مواهب طبیعی و نعمت های خدادادی و موقعیت محل ، امکان اسکان و استقرار ساکنین را فراهم آورده اند. غارهای مسکون و منقوش این دیار ( کنجی _ قمری _ گر ارجنه _ یافته _ پاسنگر _ هومیان _ میر ملاس _ دوشه چگنی _ کلماکره ) حاوی آثار زندگی غار نشینی در دوره های موسترین ، بارا دوستی و زارزی هستند. بررسی این غارها نشانگر فرهنگ و تمدن این سرزمین در ادوار مختلف پیش از تاریخ و دوره تاریخی است. محققان دانشگاه رایس آمریکا ( فرانک هول و فلانری ) پس از یک بررسی اجمالی در سالهای ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ در گزارش خود از اجتماعات عصر حجر در این دیار حکایت کرده اند و حتی همان سال کتابی به نام " دوره پیش از تاریخ در جنوب غربی ایران " نیز توسط پروفسور فرانک هول استاد دانشگاه رایس آمریکا پس از کاوش در خرم آباد لرستان چاپ شده است


  • رضا راد فر

    دوخانیکوف روسی میگوید:مردان لر قامتی متوسط و تنه ای قوی دارند و به سختی خو گرفته اند ، رنگ آنها قهوه ای است ، موی سیاه با موج های طویل ، چشمها کشیده که به توسط ابروانی پر پشت سایه انداخته شده اند ، بینی بزرگ و عقابی و خم شده روی لب ، آرواره پایین قوی و چهار گوش ، گونه ها برجسته و نگاه سخت ، گردن کوتاه ، کاسه جمجمهبه خاطر پیشانی باز و از دور نمایان و نمونه کامل یک نژاد اصیل است


  • محمد حسین آریا لرستانی

    مترجم و محقق نامدار کشور ، شادروان محمد حسین آریا لرستانی به سال ۱۳۱۵ خورشیدی در خرم آباد مرکز لرستان متولد شد. تحصیلات مقدماتی وی تا سال ۱۳۳۴ در زادگاهش گذشت و از آن پس در دبیرستان نظام تهران ادامه یافت. آریا پس از کسب دیپلم ، در سال ۱۳۳۵ به دانشکده ی افسری نیروی زمینی ارتش وارد شد و در مدت سه سال ، دوره ی کارشناسی خود را در رشته ی علوم نظامی به پایان برد. محمد حسین آریا پس از آن برای تکمیل تحصیلات خود در زمینه های نظامی به نهادهای آموزشی آمریکا فرستاده شد و دوره های عالی ارونانس ، فرماندهی ، ستاد و مدیریت آموزشی را با موفقیت گذراند. آریا از آن پس در دانشکده های نظامی تهران و سایر نقاط ایران به تدریس علوم نظامی مشغول بود و درجه ی استادی ممتاز و نشان علمی دریافت کرد. ایشان به سبب سالها آشنایی با متون خارجی ، تحصیل در غرب و تسلطی که به زبان انگلیسی پیدا کرده بود ، به یکی از مترجمان گرانقدر ایران تبدیل شد که بخاطر انتقال صریح مفاهیم ، حفظ لحن و مفهوم نویسنده ، رعایت دستور زبان و کاربرد واژه های مناسب و شیوا ، عناوین ( مترجم خوب ) را در بین مترجمان برتر کشور از آن خود کرد. سرهنگ محمد حسین آریا لرستانی پس از بازنشستگی فرصت یافت تا بیش از پیش به کار تحقیق و ترجمه بپردازد و در این زمینه آثار ارزشمندی را تألیف و ترجمه کند که تا کنون ده ها عنوان از آنها چاپ و منتشر شده اند. از جمله ترجمه های آریا میتوان به:تاریخ تمدن مغرب زمین ، ( ۲ جلد ) ، تألیف اشپیل فوگل / تمدن های عالم ، ( ۲ جلد ) ، تألیف آولر / بررسی تاریخ تمدن ، تألیف توین بی / گزیده آثار توین بی ، تألیف فردریک تاملین / سفرنامه توین بی به دور دنیا ، اثر توین بی / سلیمان با شکوه ، تألیف آنتونی بریج / زندگی و سفرهای وابری ، تألیف آرمینیوس وابری / عجایب هفتگانه دنیای باستان ، تألیف مارتین برایس / زندگی نامه مهاتا گاندی ، تألیف رنو لوز / فرزندان درباری ایران ( ظل السلطان ) ، تألیف اسپاروی / رویای خانه سرخ ، نوشته ؛ تسا سوعه چین / ساندینو ، نوشته ؛ گعورک سلسر / گاندی زندانی امید ، تألیف:جولیت براوان / تمدن های خاورمیانه ، تألیف:وبرین / شمشیر ایران نادرشاه ، تألیف:آکس وورتی / برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان ، تألیف:مونتگمری واست / مسلمانان در اروپا ، تألیف:برنارد لوییس / اقلیت های مسلمان در اتحاد شوروی ، تألیف:آکینر / اقلیت های مسلمان در جهان امروز ، تألیف:کتا نی / دیدگاه های بین المللی درباره جنگ خلیج فارس ، تألیف:ونچف / جنگ افزار در دوران قدیم ، تألیف:فاولر / دوره ی دو جلدی تمدن های عالم ، تألیف:فیلیپ آدلر / لرستان در سفرنامه ی سیاحان و… این مترجم نامدار لرستانی ، سرانجام در صبح روز سه شنبه پانزدهم شهریور ماه سال ۱۳۹۰ خورشیدی و پس از سه ماه تحمل رنج بیماری در بیمارستان طالقانی تهران چشم از جهان فرو بست و در قطعه ی ۲۴۳ بهشت زهرا آرام گرفت. مرحوم محمد حسین آریا لرستانی در زمان فوت ۷۵ سال سن داشت. روح اش شاد.


  • رشنوآبادی

    رومن گیرشمن باستان شناس فرانسوی در کتاب "به جستجوی سیلک" ، هنر حقیقی ایران را هنر لرستان دانسته است.همچنین آندره گدار باستان شناس فرانسوی با عنوان کتاب خود که "برنز لرستان ، هنر آسیا" است به خوبی جایگاه جهانی صنعت و هنر مفرغ کاری لرستان را معرفی میکند. ایگور میخاعیلوویچ دیاکونوف خاورشناس بزرگ روسی نیز در کتاب تاریخ ماد زبان به تحسین اشیاء مفرغی لرستان میگشاید و آن را نشانه ی "چیره دستی شگفت انگیز" فلزکاران عهد باستان لرستان میداند.


  • مسعود رایگان

    استاد مسعود رایگان متولد بهمن ماه سال ۱۳۳۳ در خرم آباد است. او از بازیگران مطرح عرصه ی سینما و تعاتر ایران است. پدرش مرحوم محمد رایگان ( ۱۳۱۰ _ ۱۳۸۷ خورشیدی ) از فعالان و بنیانگذاران تعاتر در خرم آباد بود. محمد رایگان ( پدر مسعود رایگان ) بازیگر ، کارگردان ، گریمور و به نوعی طراح صحنه بود او در طی مدت فعالیتش نمایش های گوناگونی را به روی صحنه برد که عمومأ دارای مضامین تاریخی بودند و به دست خودش تحریر می شدند او ۱۱۰ نمایش نامه نوشت که فقط ۵۰ نمایشنامه از بین آنها اجازه نمایش پیدا کرد از جمله:فریاد صداهای خاموش ( ۱۳۳۹ ) , نبرد کرنال ( ۱۳۳۵ ) , همه مریضند ( ۱۳۴۳ ) , در مطب دکتر چه خبره ( ۱۳۳۹ ) , ندای وجدان ( ۱۳۳۵ ) , تاجر ونیزی ( ۱۳۴۷ ) و … مسعود رایگان هم بازیگری را از دوران کودکی و با پرده خوانی در کارهای پدرش آغاز کرد. خواهر او افسانه رایگان هم از بازیگران برجسته و توانای لرستانی است.مسعود رایگان که دارای مدرک کارگردانی تعاتر از دانشکده هنرهای دراماتیک است سالهای ۵۱ و ۵۲ در فیلمی از مرتضی جزایری بازی کرد و در سالهای ۵۹ و ۶۰ با حضور در چند برنامه تلویزیونی فعالیت خود را ادامه داد و سپس به سوعد رفت. علاوه بر تحصیل در مدرسه فیلم سوعد با مراکز اینتر نشنال کالجر ، فرهنگ ملل و تعاتر شهر ، تعاتر ملی و…همکاری کرد. در سوعد برنامه ای را با عنوان "دستهای روشن" برای شبکه دو سوعد کارگردانی کرد. رایگان سال ۱۳۸۰ به دعوت وحید موساییان ( کارگردان خرم آبادی ) به ایران آمد و در فیلم "خاموشی دریا" ایفای نقش کرد. همسر او رؤیا تیموریان است که ایشان نیز از بازیگران مطرح و توانای عرصه ی تلویزیون و سینمای کشور می باشند. اولین بار تماشای فیلم "اسپارتاکوس" تأثیر عجیبی روی مسعود رایگان گذاشت. خودش میگوید:تنها چیزی که مرا به این سمت کشاند ، جادوی تعاتر بود ، چون پشت صحنه آن خیلی برایم جذاب بود. پدرم آموخته های خودش و کارهای عزت الله انتظامی و دیگر بزرگان تعاتر را از تهران به شهرمان آورده بود و روی آنها کار میکرد. پدرم نمایشنامه ای داشت با نام "نادر پسر شمشیر" من ۱۳ ساله بودم و قرار بود نقش پیغام بری را که پیامی برای نادر می آورد بازی کنم اما پدرم بشدت مخالفت کرد که من این نقش را بازی کنم و کلأ دور و بر تعاتر بچرخم. مسعود رایگان سال ۱۳۵۵به عنوان بهترین بازیگر مرد در تعاتر انتخاب شد و بعد از آن به خدمت سربازی رفت و سال ۵۷ وارد دانشکده هنرهای دراماتیک شد. در عرصه ی بازیگری تجربه تدریس هم داشته است. او بشدت با اخلاق و به معنای واقعی کلمه یک آدم با شخصیت است. به غیر از بازیگری کار ترجمه هم انجام میدهد. او کاملا به زبان عربی و انگلیسی مسلط است. حدود ۲۱ سال در سوعد زندگی کرده است. با بازی در فیلم "خیلی دور ، خیلی نزدیک" به کارگردانی رضا میر کریمی نامش بر سر زبانها افتاد. چندی پیش نمایش "قاتل بی رحم" را کارگردانی کرد و به روی صحنه برد. او و همسرش رویا تیموریان زوج هنری موفقی هستند که توجه ویژه ای به هنر تعاتر دارند. مسعود رایگان از جمله بازیگرانی است که در عین سادگی و روانی در ایفای نقش خود بسیار هوشمندانه و به دور از اغراق ، ماهیت کلی یک کاراکتر را به تصویر میکشد. خاموشی دریا _ تنهایی باد _ خیلی دور خیلی نزدیک _ کافه ستاره _ خون بازی _ گوشواره _ دستهای خالی _ سنتوری _ مخمصه _ گلچهره _ جرم _ بوسیدن روی ماه و…از جمله فیلم هایی است که در آن ایفای نقش کرده است. او همچنین در سریالهای شمس العماره ، خسته دلان ، سقوط یک فرشته و مدار صفر درجه بازی کرده است. سال ۸۴ از جشن نهم خانه سینما برای بازی در فیلم "خیلی دور , خیلی نزدیک" تندیس زرین بهترین نقش اول مرد را از آن خود کرد. سال ۸۵ هم برای بازی در فیلم "خون بازی" کاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشنواره فیلم فجر بود. اولین سینما ( سینما شهناز ) در شهر خرم آباد به سال ۱۳۲۳ توسط پدرش ( محمد رایگان ) احداث شد. او میگوید بهترین دیالوگی که تا به حال شنیده ام در فیلم "مسافران" بهرام بیضایی بود که مرحومه جمیله شیخی میگفت:ما رویای همدیگر هستیم. کوتاهی و بلندی نقش برایش اهمیت ندارد. اهمیت در تأثیرگذاری و ارزشی بودن آن است. خودش و همسرش اولین منتقدان حرفه ای و سر سخت کارهای یکدیگر هستند. در چهار مجموعه تلویزیونی در کشور سوعد نقش آفرینی کرد. در سوعد در فیلمی از سوزان اوستن تحت عنوان "زندگی خطرناک" بازی میکرد. اهل مطالعه ، مردمدار ، خوش قول ، شیک ، با کلاس و با نظم و ترتیب است و آداب و معاشرت او واقعأ مثال زدنی است. خیلی دوست دارد با ناصر تقوایی کار کند. در هر شرایطی بسیار مؤدبانه برخورد میکند. بازیگری است که به نوعی همه کارهایش قابل اعتنا و دفاع است. به قول خودش در دوره ی جوانی به سوعد رفت و دوره میانسالی به کشور بازگشت. در سالهای ۵۸ و ۵۹ تهیه کننده تلویزیون بود و حاصل فعالیت آن سالها یک سریال تحقیقی درباره صهیونیسم بود در قالب مجموعه ای به نام دنیای کتاب. حرفه اصلی و خانه اول و آخرش بازیگری است و بیشتر تمرکزش هم روی این حرفه است هر چند کارگردانی هم بخشی از علایق اوست. پس از بازگشت به ایران در فیلمی بازی کرد بنام "خاموشی دریا" که اعتقاد دارد فیلمی بسیار شریف است. اگر از کاری احساس لذت نکند در آن حضور پیدا نمیکند. در طول سال انبوهی از فیلم نامه ها برای بازی به او پیشنهاد میشود که بیش از ۹۰ درصد آنها از سوی ایشان رد میشود. معتقد است آنچه ما در سینما از آن رنج میبریم ، ضعف فیلمنامه و برخورد و تعریف و شناخت ما از درام است. همسرش رویا تیموریان متولد ۲۷ اسفند ۱۳۳۸ تهران است. فیلمهای سینمایی گوشواره ، کافه ستاره ، سریال مدار صفر درجه و…از جمله کارهایی بوده است که با همسرش در کنار هم به ایفای نقش پرداخته است. اواخر حضورش در کشور سوعد با رویا تیموریان آشنا شد و با او ازدواج کرد. در سوعد، در نمایش نامه ای حضور پیدا کرد با عنوان "در اعماق کروکی" از هر کشور دو نفر در آن بازی میکردند. دو نفر از سنگال ، دو نفر از ایران ( رایگان و علیرضا مجلل ) ، دو نفر از ترکیه و چهار نفر از سوعد. در پشت صحنه کارها بسیار آرام و متین برخورد میکند. در زندگی اش به برنامه ریزی و نظم خیلی اهمیت میدهد و معتقد است هر ضربه ای که هر گروه و یا تشکیلاتی میخورد از عدم برنامه ریزی است.


  • دکتر هوشنگ اعظمی

    دکتر هوشنگ اعظمی از فعالان سیاسی روزگار پهلوی دوم است. پدر بزرگش مردان بیرانوند از خوانین عشایر لر بود که در سال ۱۳۰۳ خورشیدی توسط رضاخان به قتل رسید. پدرش مرتضی خان اعظمی نیز از چهره های برجسته لرستان به شمار میرفت و یک دوره نیز وکیل مردم خرم آباد در مجلس شورای اسلامی بود.دکتر هوشنگ اعظمی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی و زمانی که خانواده اش در تبعید به سر میبردند ، در خراسان متولد شد. دوران کودکی را تا زمانی که رضاخان مجبور به استعفا شد ، در تبعید به سر برد و پس از شهریور سال ۱۳۲۰ همراه سایر تبعیدشدگان به لرستان بازگشت. وی پس از آشنایی با جبهه ی ملی و در جریان ملی شدن صنعت نفت ، فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کرد و به عضویت آن حزب درآمد. اعظمی در جریان نخست وزیری مصدق به حمایت از او برخاست و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نیز از فعالیت علیه رژیم محمد رضا پهلوی دست نکشید. گرایشات سیاسی و اندیشه های آزادی خواهانه او سبب شد که از دانشکده افسری ارتش اخراج شود. هوشنگ اعظمی ، پس از آن در سال ۱۳۳۸ در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پذیرفته شد و مدرک دکترای پزشکی را با موفقیت از آن دانشگاه اخذ کرد. وی پس از آن به طبابت در خرم آباد مشغول شد و در عین حال فعالیت های سیاسی خود را تشدید کرد. اغلب بیماران او از روستاییان تهیدست لرستان بودند ، بعضی از آنها حتی قادر به تهیه دارو نبودند و دکتر علاوه بر اینکه حق ویزیت از آنها نمی گرفت و هزینه دارو را خود میپرداخت. او در بیشتر نسخه ها مینوشت:داروخانه نسخه به حساب من پیچیده شود.دکتر در حقیقت به مردم عشق میورزید و دارای ویژگی هایی بود که باعث شهرتش گردید:شجاعت ، صمیمیت ، ظلم ستیزی ، عواطف صاف و روشن و بینش اجتماعی و دستگیری از فقراء از ویژگیهای بارز او بود. عظمی بارها مورد تعقیب ساواک قرار میگرفت و مکررأ دستگیر میشد ؛ لیکن به واسطه نفوذ پدرش پس از مدتی شکنجه آزاد میشد. با شدت گرفتن فعالیت سیاسی دکتر اعظمی ، وی در سال ۱۳۴۹ برای چندمین بار دستگیر شد و این بار روانه زندان قزل قلعه تهران گردید. اعظمی چندین ماه را در زندان به سر برد و سرانجام و با وساطت برخی از سیاسیون لرستان مجددأ آزاد شد ، به شرط آنکه از فعالیت های خود دست بکشد. هوشنگ اعظمی ، پس از آزادی از زندان ، نه تنها از مبارزات سیاسی خود دست نکشید ، بلکه با تشکیل، یک گروه شورشی ، به درگیری های مسلحانه با رژیم شاه روی آورد و نهایتأ مجبور شد تا به کوههای لرستان پناهنده شود. دکتر هوشنگ اعظمی از خرداد ۱۳۵۳ بصورت مخفیانه زندگی میکرد و پس از مدتی به یکباره ناپدید شد. بعدها معلوم شد که وی به همراه چند تن از همراهانش ، در یک درگیری مسلحانه با نیروهای نظامی در ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۵ خورشیدی کشته شده است. دکتر هوشنگ اعظمی علاوه بر فعالیتهای سیاسی ، در ادبیات نیز صاحب ذوق بود و آثاری در قالب چند نوشتار پژوهشی ، شعر و داستان از او به جا مانده است. سرکار خانم فریده کمالوند همسر دکتر هوشنگ اعظمی , کتابی تحت عنوان "یادهای ماندگار" درباره او نوشته است.


  • مهرداد روزبهانی

    لرد کرزون ( جرج ناتانیل کرزون ) در کتاب "ایران و قضیه ایران" ، جلد دوم ، صفحه ۳۲۸ ، مینویسد:لرها بازماندگان نسل و نژادی ممتاز بوده اند و همین قدر کافی است که اعتراف کنم ، آنها از نسل و نسب ایرانی اند و از قرنها پیش ، در نواحی کوهستانی خویش زیسته اند.


  • علی مردان خان والی لرستان

    پروفسور ولادیمیر مینورسکی در کتاب "رساله لرستان و لرها" ، صفحه ی ۳۵ ، درباره علیمردان خان والی لر کوچک مینویسد:در دوران آشفتگی ، یعنی مقارن حمله افغان ها به اصفهان ، والی لر کوچک که علی مردان خان فیلی نام داشت ، نقش بسیار مهمی را بازی میکرد ، وی با پنج هزار مرد جنگی از پایتخت ایران ( اصفهان ) دفاع میکرد و حتی به فرماندهی کل قوای ایران برگزیده شد ، متأسفانه به علت لجاجت سایر خوانین نتوانست کاری از پیش ببرد در سال ۱۷۲۵ میلادی ( ۱۱۳۸ هجری قمری ) ترکهای عثمانی به فرماندهی احمد پاشا مرزهای غربی ایران را مورد حمله و تجاوز قرار دادند و تا خرم آباد ( دارالحکومه والی لرستان ) پیش آمدند ، علی مردان خان فیلی در عوض دفاع از خرم آباد ، قصد تصرف بغداد را نموده و به جانب آن شهر حرکت کرد ، ترکان عثمانی که تا نزدیکی های خرم آباد پیش آمده بودند چون از نقشه علی مردان خان با خبر شدند مجبور به عقب نشینی شدند. ( رساله لرستان و لرها ، صفحه ۳۵ ) . در کتاب "تاریخ سیاسی لرستان" ، اثر مهندس رضا خدا بخشی ، جلد اول ، صفحه ۳۰ آمده است که:در زمان شاه سلطان حسین صفوی ، محمود افغان به ایران حمله کرد و اصفهان مرکز حکومت صفویه را به محاصره ی خود درآورد و اصفهان بیش از ۶ ماه در محاصره بود و قحطی رواج یافت. علی مردان خان والی لرستان علی رغم دشمنی صفویان و براندازی سلسله چهارصد ساله ی اتابکان لر کوچک ، به یاری مردم اصفهان شتافت و با پنج هزار مرد جنگی عازم جنگ با افغانها شد و اولین حمله ی او هم قرین به پیروزی شد ولی شاه سلطان حسین صفوی او را از میدان نبرد فرا خواند و به او دستور داد برای جمع آوری آذوقه و کمک به قحطی زدگان شهر اصفهان به لرستان برگردد و آذوقه جمع آوری کند و همین سؤ تدبیر پادشاه بی لیاقت صفوی سبب سقوط پایتخت به دست افغانها شد. در کتاب "سیری اجمالی در تاریخ ایران و لرستان" ، نوشته ماشاءالله بیرانوند ، صفحه ۱۲۶ آمده است که:نادرشاه افشار در ملاقات با علی مردان خان فیلی ، والی لرستان ، چون او را مردی جنگی و فهیم در مساعل عثمانی یافت او را به سفارت اسلامبول میفرستد که در کرکوک فوت میکند و در مقام مشهور به امام زین العابدین مدفون میگردد.


  • برزو رشنو زاده

    دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی ، در کتاب "کوچه هفت پیچ" ، چاپ ششم ، صفحه ۳۳۹ و صفحه ۳۴۸ ، مینویسد:لرهای کرمان در حوالی کوه پنج ، وکیل آباد ، پاریز ، در رابر ( طایفه شمس الدینی ) ، در جیرفت ( طایفه بیگی و طایفه شریفی ) ، در بافت ( طایفه سلطانی ) ، در سیرجان ( طایفه شولی ) ، در راویز رفسنجان ( طایفه محمد کرم ) همگی لر هستند و لرهای منطقه ما ، مثل همه لرها ، مردمی ساده و بی ریا هستند و خیلی کمتر از سایر قبایل همسایه ، به مردم آزار میرسانده اند.در خود کرمان خانواده های زیادی هستند که جد خود را به اتابک احمد لر میرسانند و به طایفه وزیری معروفند و این مطلب در تاریخ کرمان وزیری ، تصحیح دکتر باستانی پاریزی ، چاپ دوم ، صفحه ۳۴۹ آمده است.


  • لر نژاد

    مرا ببخش دکارت ، لر هستم ، پس هستم / ببخش نیوتون ، تنها هویت لر مرا جذب میکند / ببخش ادیسون ، زیرا که لر روشنایی بخش جهانم است / ببخش سپیده دم ، چون لر طلوع من است / ببخش افلاطون ، چون آرمان لر ، مدینه فاضله ام است / ببخش روم ، همه راههایم به لر ختم میشود / ببخش ژولیت ، لر تنها معشوق ابدی من است / و مرا ببخش فردوسی چو لر نباشد ، تن من مباد …


  • VALOUR

    لرستانم ، بگویم من ز فرهنگم _ نژاد پاک و یکرنگم / من اوج اشترانکوهم _ اگر چه پر ز اندوهم / منم خرم ، منم آباد _ دورود یا که نورآباد / من ازنا و الیگودرز _ ز پاکی با گهر هم مرز / الشتر یا بروجردم _ زبانها جاری از وردم / منم زاگرس پر از اختر _ ز دلفان تا به پلدختر / پر از کوهم ، پر از دشتم _ ز کوهدشت تا سپیدشتم / لرستانم از این خاکم _ ببین تاریخ افلاکم / لرستانم صدف هستم پر از در _ پرم از بختیاری و لک و لر / لرستانم پر از دردم _ به من توهین شود هر دم / اگر نیش و کنایه برد امانم _ لرستانم هنوزم قهرمانم / لر اصیل با این اهانت ها نلرزد _ که اگر لر نبودی نقشه ایران کجا بودی؟؟؟


  • آرمند پولادوند

    نمودم به تاریخ من بررسی … به از بختیاری ندیدم کسی / به ناموس غیرت بود پایبند … به تاریخ هرگز ندیده گزند / زنش شیر زن ، مردمش شیر مرد … ندارد همتا به روز نبرد / چه در قم ، چه کرمان ، چه در قندهار … نمودیم ما دشمنان تارو مار / چه گویم که افغان در اصفهان … قلم شرم دارد که سازد بیان / گر ایران زمین بختیاری نداشت … گمانم که از بخت ، یاری نداشت / نخورد بختیاری به میدان شکست … که یزدان پرستنده خسرو پرست / بود بختیاری کر بی نظیر … که هم دست دل باز و مهمون پذیر .


  • خورشیدوند

    آیا لر بودن خنده دارد؟ بله ، خنده دارد چون نزدیک ۹۰ درصد ذخایر نفت و گاز کشور در مناطق لر نشین است ولی خودمان در فقر مطلق به سر میبریم. لر خنده دارد چون زمانی که برای استانهای محروم ردیف بودجه تعیین میکنند لرستان را جزء استانهای محروم حساب نمی کنند تا بودجه مناطق محروم را هم خرج استانهای کویری کنند. لر خنده دارد چون نمیداند در محیطی که بر پایه بی نجابتی میچرخد ، نجیب بودن عین بی نجابتی است. لر خنده دارد چون آب الیگودرز لرستان را برای قم میبرید و اسمش را میگذارید قمرود و کلنگ افتتاح پروژه تان را هم در قم بر زمین میزنید و صدایی از ما بلند نمیشود. لر خنده دارد چون با آب شرب ما که با هزینه گزاف به کویر و نمک زارتان منتقل شده ، دریاچه هشت هکتاری تفریحی میسازید. لر خنده دارد چون نمی پرسد کویر چه ربطی به شالیکاری و برنجکاری و صنعت آب بر دارد؟ لر خنده دارد چون مشکل آب آشامیدنی مردم اصفهان با ۱۰ درصد صرفه جویی در مصرفشان حل میشود ولی آب استان بختیاری را برای صنایع سنگین و آب بر اصفهان میبرید. لر خنده دارد چون هیچ لری نمیپرسد چرا آن صنایع سنگین، آب بر را در مناطق پر آب لر نشین نمیسازید که مجبور نباشید چند کیلومتر تونل در زیر زمین حفر کنید و با هزینه، های سر سام آور برای چند طبقه کردن صنایع استانهای کویری آب ببرید. لر خنده دارد چون نمی پرسند چرا در اصفهانی که کمبود آب دارد و در دل کویر است چرا باید ۲۰ هزار هکتار شالیزار به روش غرغابی آبیاری شود در حالیکه در استانهای لر نشین اکثر روستاها با مشکل آب مواجه هستن و آب جیره بندی است و با تانکر آبرسانی میشود و اکثر زمینها از نوع دیم است. لر خنده دارد چون با آب ما در قم و اصفهان شالیزار برنج و دریاچه مصنوعی تفریحی و پارک آبی هفت، هکتاری میسازند و ما تمام زمین های کشاورزی حاصلخیزمان دارد نابود میشود. لر خنده دارد چون اصیل ترین قوم ایرانیم ولی به اندازه فلسطین و لبنان و افغانستان و یمن و عراق از بودجه کشورمان سهم نداریم. آری لر خنده دارد چون سردار اسعد بختیاری که برایمان اولین نظام مشروطه آسیا را به ارمغان آورد را در سریالهای یک ریالی تان خاعن و کاسه لیس انگلیس خطاب میکنید و ما همچنان نجابت و صبوری بخرج میدهیم. لر خنده دارد چون هشت سال با چنگ و دندان جلوی تجاوز متجاوزان بعثی عراقی را گرفتیم و امروز کامیونهای بنزین و امکانات از میان استانهای لر نشین میگذرد و برای همان عراقیها بنزین و امکانات میبرید. لر خنده دارد چون اولین چاه نفت در مسجدسلیمان خرداد سال ۱۲۸۷ خورشیدی ( ۱۳۲۶ قمری _ ۱۹۰۸ میلادی ) زمان سلطنت محمد علی شاه قاجار کشف شد و پس از ۱۱۰ سال همچنان چاه استخراج نفت در مناطق لر نشین است و پالایشگاهها در استانهای خشک کویری و جالب تر آنکه روستاهای حومه مسجدسلیمان و اندیکا خودشون را با هیزم گرم میکنند. ما هم جای شما بودیم به این همه نجابت می خندیدیم. ایل من گر چه درختان تو را دار زدند ، و کلاغان به عقابان تو منقار زدند / ایل من حق تو غم نیست خدا میداند _ پاسخ عشق ستم نیست خدا میداند…


  • محمودوند

    لر کیست؟ لر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد ( ابو لؤ لؤ پیروز نهاوندی ) … لر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لر تا مصر علم استقلال کشید ( ابو سعید بن بهرام گناوه ای ) … لر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد ( صلاح الدین محمود لر ) … لر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد ( نصرت الدین احمد اتابک لر بزرگ ) … لر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند ( امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی ) … لر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند ( کریم خان زند ملایری ) … لر همان است که شجاع ترین و دلیر ترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش ( لطفعلی خان زند ) … لر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود ( فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار ) … لر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد ( عمان سامانی ) …لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است ( حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری ) … لر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است ( آیت الله وحید بهبهانی ) … لر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید ( رییس علی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری ) … لر همان است که دمار از ارتش رضا خانی درآورد ( کی لهراسب باطولی و دلیران بویر احمد و خوانین لرستان) … لر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد ( زنان لرده دشتستان ) … لر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد ( خدا کرم خان بهمعی ) … لر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت ( علی سمیل فخرایی دشتی ) … لر همان است که عالی ترین مرجع جهان تشیع بود ( آیت الله سید حسین بروجردی ) … لر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید ( آیت الله کمالوند ) … لر سردار شهید محمد بروجردی است … لر سردار شهید نعمت سعیدی است … لر هزاران شهید و آزاده دفاع مقدس است … لر هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس و معلم است … به آن دلقکان یاوه گو میگوییم ؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری .


  • عرفان ویسکرمی

    در کتاب "سرزمین جاوید" ، اثر ماریژان موله ، جلد اول ، صفحه ۱۴۷ آمده است که:زمانی که مادها ، پارتها و پارسها وارد ایران شدند ، گروهی از مردم در کوه های زاگرس زندگی میکردند که الآن آنها را به نام " لر " میشناسیم . در کتاب ( اندیشه ها ، اختراعات و اکتشافات ایرانیان قدیم ) ، صفحه ۴۲۸ آمده است که:در ۳ هزار سال پیش ، سه دسته از اقوام مشخص شدند یعنی بطور وضوح از دسته های دیگر متمایز گردیدند و آنها عبارت بودند از پارسها ، پارتها و مادها . بین این سه دسته ، اقوام دیگری هم بودند که از لحاظ نژادی و زبان به یکی از این سه دسته شباهت داشتند مثل سکاها که در زابلستان و سیستان کنونی و قسمتی از افغانستان امروزی زندگی میکردند و مورخین نتوانسته اند آنها را وابسته به هیچ یک از اقوام سه گانه فوق ( ماد _ پارت _ پارس ) نمایند یا کوه نشینان مغرب ایران که در کوه های زاگرس زندگی میکردند و امروز آنها را به اسم " لر " میشناسند و مورخین نتوانسته اند کوه نشینان مزبور را وابسته به هیچ یک از اقوام سه گانه نمایند. توحید ملک زاده در کتاب "سلماس در مسیر تاریخ" ، مینویسد:لرها بومیان اصلی ایران هستند و از زمان حکومت ایلام باستان در ایران بوده اند و قدمت آنان به ۵ هزار سال قبل از میلاد مسیح بر میگردد. قبل از این که آریاییهای مهاجر از شمال هند وارد ایران شوند لرها در مناطق خود ساکن بودند.


  • LORD MAN

    دکتر احمد متین دفتری ، وزیر و نخست وزیر در دوره پهلوی اول ، که یکی از زندانیان متفقین در اراک بود ، در کتاب خاطرات یک نخست وزیر ، در صفحه ۲۲۲ مینویسد:همه کبکبه و دبدبه دولت ایران به اندازه یک خان لر وجودی نداشت. هنگامی که در زندان اراک بودم چند تن از لرهای اتباع مسلح "حسین قلی خان پاپی" را تحت الحفظ آوردند. حسین قلی خان پاپی به ارتش انگلیس اولتیماتوم فرستاد که اگر آنها آزاد نشوند سربازان انگلیسی که از مرز و بوم و قلمرو او عبور کنند در امان نخواهند بود. این تهدید مؤثر افتاد و لرها آزاد شدند و وقتی که مجلس را ترک میکردند میگفتند:فرار از این سیمهای خاردار برای آنها اشکالی نداشت ، اگر چند روز معطل ماندند برای این بود که تفنگ های خود را پس بگیرند. به ما ثابت شد که دولت ایران به اندازه یک خان لر اثر وجودی نداشت. آن ارتش رضاخانی که نصف بودجه مملکت خرجش شد حتی نتوانست ۲۴ ساعت در مقابل قشون انگلیس و روس مقاومت کند. خواهشأ پانکردهای جاعل و مقلد ، این متن را به نام خودشان جعل نکنند چون ما منبع را با ذکر صفحه آوردیم.


  • زلقی

    در کتاب " تاریخ ایران " ، نوشته سر جان ملکم ، باب ۲۳ آمده است که:قبایل لر بختیاری و فیلی در کوهستان هایی که از اصفهان گرفته تا شوشتر تا قریب کرمانشاهان میرود سکنا دارند.


  • بهرام تیموری

    سلمان فارسی که نام اصلیش روزبه بوده و پدرش بدخشان کاهن از روحانیون زردشتی بوده است در رامهرمز زندگی میکرد ولی متولد محله یهودی جی اصفهان بود. همیشه بنام اصفهان مطرح میشود در حالیکه بزرگ شده و پرورش یافته، شهر رامهرمز خوزستان بوده است. در هفته نامه امید جوان ( سال بیستم ، شماره ۹۴۶ ، صفحه ۱۲ ) ، آمده است که:سلمان فارسی در رامهرمز زندگی میکرد ولو متولد جی بود ، از خودش سوال کردند که فرمود:من در جی متولد شدم و در رامهرمز بزرگ شدم. رامهرمز منطقه ای بود که تمام فرهنگهای دینی در آن رایج بود ؛ از مانوی و مزدکی و ماندایی و صابعی. از آن طرف هم دانشگاه جندی شاپور آنجا بود. یعنی آنجا از لحاظ علمی هم خیلی قوی بود. داستان سلمان رامهرمزی با راهبان مسیحی در کتاب ( سیر اعلام النبلا ، جلد اول ، صفحه ۳۶۲ تا ۴۰۵ ) آمده است.


  • با افتخار لور هستم

    افتخارم این است که لورم _ نه مهاجر بوده ام و نه رانده _ اصالتم را از موزه ها باید پرسید _ نشان تبارم را از شیر سنگی بپرسید …


  • بهروز

    درود بر همتباران لرم.درود بر نژاد اصیل ایرانی.درود بر وارثان عیلامی و ساسانی .درود بر شیر مردان و شیر زنان قهرمان عشایرم.درود بر لر-سلام بر لرستان.افتخار میکنم که لرم


  • محمود

    دوخانیکوف روسی میگوید:مردان لر قامتی متوسط و تنه ای قوی دارند و به سختی خو گرفته اند , رنگ آنها قهوه ای است موی سیاه با موجهای طویل , چشمها کشیده که به توسط ابروانی پر پشت سایه انداخته شده اند , بینی بزرگ و عقابی و خم شده بر روی لب , آرواره پایین قوی و چهارگوش , گونه ها برجسته , نگاه سخت , گردن کوتاه , کاسه جمجمه به خاطر پیشانی باز و نمونه کامل یک نژاد اصیل است.


  • توحید

    جدید ترین دزدی کولی ها: طوایف کرد در جنوب ایران: کردهای فارس مهمترین طوایف کرد!!! فارس کردشولی!!! هستند. کردشولی‌ها که پیش از در قرن نوزده میلادی وارد فارس شوند زمانی را در میان ممسنی‌ها یا بختیاری‌ها گذرانده‌بودند جذب اتحادیه ایلی قشقایی شدند اما پیش از جنگ جهانی اول دوباره استقلال خود را بازیافتند. در ایل عناصر ترکی نیز یافت می‌شود به طور خاص تیره خلجی. عمده زنگنه‌ها ساکن کرمانشاه هستند اما تیره‌هایی از ایشان وارد بختیاری کهگیلویه و فارس (شهرستان لامرد) شده‌اند. ظاهرا باید هر روز منتظر دزدی جدید و جعل هویتی ایلات و عشایر لر از سوی پانکردها باشیم. ویکی پدیای فارسی: ابزار کردیزاسیون ایلات و عشایر لر


  • علی باجلان

    گفتند که ما اصل و اصالت داریم _ هنگام نبرد و جنگ غیرت داریم / از درد و عذاب ما نگفتند سخن _ صدها گله از فقر و فلاکت داریم .


  • بیرانوند

    از ایل بزرگ بیرانوندم لرلکم افتخار میکنم به لر بودنم تاریخ پوشش و آداب رسومم بزرگانمون اینو میگن سرزمین مادریم لرستان اینو میگه ..متاسفم برا پانکردا ک چیزی جز جعل هویت و تاریخ و ترور خیانت کاری بلد نیستن..خدا شاهده از 10تا کرد 9نفرشون پان هستن و به شدت دنبال جعل هویت تاریخ لر هستن...ما بیرانوندها لکیم و افتخارمون اینه لر لرستانی هستیم ..پانکردای متوهم ک میگن لک کرده روی چ اصولی میگن ما لکها ی دیقه هم تاریخ مشترک با اکراد نداریم هیچ شباهتی هم نداریم حتما از نظر شما پانکردا طوایف لک و سرلک ایل بزرگ لربختیاری هم کرد هستن من تو عالم واقع کردهای نسل اواسط دهه هفتاد به بعد رو کلا پان میدونم...چون توی مغزشون چرندیات پر کردن جوری ک یکیشون میگفت کشور کردستان تا بوشهر بوده بهش گفتم کسگم اگه منظورت این نقشه ک به پنج سالم نمیکشه و جعله این مناطق کلا لر نشبنه نسل جدیدشون اینقدر نادانن ک جعلیات خودشونم باور کردن..


  • گزارش رادیو ایران در تاریخ ۱۰ اسفند ۹۶

    رادیو ایران در تاریخ ۱۰ اسفند سال ۱۳۹۶ گزارش مفصلی از انسان های هوشمند اراعه داد که به طور خلاصه ذکرش میکنیم:تا امروز عنوان شده بود اجداد اروپاییان از شامات به اروپا مهاجرت کرده بودند اما طبق بررسی باستان شناسان بلژیکی و اسپانیایی و همچنین کاوشات هیعت باستان شناسی ایران به سرپرستی دکتر بهروز بازگیر ، کشف شد و به اثبات رسید که نسل اولیه انسان های هوشمند و اجداد اروپاییان از منطقه لرستان که وسعت آن بیش از استان لرستان کنونی بوده است و به مرکزیت غار کلدره بوده که ۵۴ هزار و چهارصد سال قدمت دارد ، بوده است و هم اکنون باستان شناسان در حال بررسی تمام اشیاء و آثار باستانی داخل غار هستند هر چند در گذشته آثار غار باستانی کلماکره پلدختر لرستان که ششمین گنجینه تاریخی دنیا و بزرگترین گنجینه باستانی ایران بود جهانیان را بهت زده کرد. دکتر رضا شعبانی در کتاب تاریخ تحولات ایران در دوره های افشاریه و زندیه صفحه ۱۱۳ مینویسد:شواهد باستانی حاکی از آن است که بلاد لر نشین پیش از ورود آریاییان مسکونی و متمدن بوده است و اقوام باستانی گوناگونی در آن مناطق زندگی میکرده اند در حفاری هایی که در غار تاریخی گر ارجنه و غار گنجی و یافته و قمری در نزدیکی های خرم آباد انجام پذیرفته ، ابزارها و وسایلی به دست آمده است که قدمت آنها به چهل هزار سال پیش میرسد !!! همچنین حفاری هایی که در تپه های باستانی میمه ، علی کش و چغا سبز در نزدیکی دهلران صورت گرفته ، آثاری از اولین دهکده های پیش از تاریخ را با قدمتی برابر هشت تا ده هزار سال اراعه میدهد ( پروفسور فرانک هول آمریکایی ، کتاب دوره پیش از تاریخ در جنوب غربی ایران " لرستان" ، صفحه ۲۲ ) . بازمانده های فرهنگی جوامع پیش از تاریخ در لرستان بیانگر آن است که این جوامع به تدریج مراحل تکامل از پارینه سنگی تا میانه سنگی و نو سنگی و شهر نشینی را پشت سر نهاده اند و ساکنان نواحی لر نشین از پیشقدمان انقلاب ده نشینی و کشاورزی ایران و یکی از چهار نقطه اولیه زیستی در خاورمیانه بوده اند و در پیدایش زندگی شهر نشینی سهم عمده ای بر عهده داشته اند چنانکه ایلامی ها ( منظور ایلام باستان ) و کاسی ها ساکنان کهن بلاد لر نشین بوده اند و دارای تمدن درخشانی هستند که سابقه آن به سه هزار سال قبل از میلاد مسیح میرسد. تحقیقات پژوهشگرانی چون دیاکونوف و گیرشمن درباره منشأ قومی و سرزمینی لرها مدلل میدارد اقوام کاسی و ایلامی در نواحی لر نشین سکونت داشته اند.


  • Ebrahimazarm

    لرها صاحبان اصلی ایرانند


  • Ebrahimazarm

    لرها صاحبان اصلی ایرانند


  • آنچه از لر در خاطر تاریخ نمانده ، شکست است

    ای لرستان ، جان به چه کارم آید ، اگر در راه تو و مردمت فدا نشود ؟ اگر زبان از گلویم بیرون کنند ، باز هم نام تو را فریاد خواهم زد و اگر سر بر تنم نگذارند قسم میخورم رگهای در باد رها شده ام قداستت را نجوا کنند .


  • سپهوند

    قدیمی ترین آفتابه ( آو دبه ) جهان از جنس برنز ( مفرغ ) است که مربوط به ۲۶۰۰ سال پیش است و در منطقه لرستان کشف شده و اکنون در موزه هنر مینا پولیس نگهداری میشود. دشمنان لر به اندازه این آفتابه قدمت ندارند.



آخرین مقالات