سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

پسوند ''وند'' شناسه مردم لر

وقتی یک دزد مالی را که سرقت کرده پیش مالخر می‌برد که بفروشد آنجاست که ممکن است مالباخته اجناس خود را دیده و دزد را رسوا کند. اینجا زبان لری مالی است از لر زبانان و سارقی به نام پان و بازاری به نام اینترنت پدیدارند. پسوند ''وند'' یکی از نشانه های شناخت قوم بزرگ لر میباشد که متاسفانه در ده های گذشته پدیده لر گریزی و کرد پنداری که به جان قوم لر افتاده است پسوند ''وند'' را در بخش هایی از لرستان بزرگ بلعیده و در حال هضم ان میباشد . لرها قومی بوده اند که گذشتهء ان ها بر تمام شرق شناسان و ایران شناسان پوشیده نیست ، قومی که همواره پاسبانی ایران بزرگ را کرده و هیچ گاه به وطن خیانت نکرده است. دشمنان ایران زمین این را خوب میدانند و دریافته اند که برای تضعیف پایه های ایران باید لرها را تضعیف و تجزیه کنند ...

پسوند ''وند'' شناسه مردم لر


بسیاری از اقوام ایرانی در آخر نام خانوادگی‌شان یک پسوند دارند که به طور معمول از آن پسوند می توان به ریشه ی قومیتی آن شخص یا آن قوم پی برد. به عنوان مثال پسوند "لو" (مثل اینانلو) برای اقوام آذرى است و پسوند "زایی" (مثل صفرزایی) در میان اقوام بلوچ رایج است.

اما پسوند "وند" به چه معناست و ریشه در کجا دارد؟ این پسوند اصالتا متعلق به کدام قوم است؟

تقریبا بیش از 60درصد لر زبانان در ایران دارای پسوند «وند» هستند، فراگیری این پسوند چنان است که بسیاری وجود آن را نشان دهنده لر بودن میدانند. حداقل میتوان این مطلب را قاعده کرد که پسوند «وند» تنها در طوایف لر دیده میشود و طوایف کرد از آن استفاده نمیکنند (گرچه در چند دهه گذشته بخاطر رواج خود کرد پنداری عده ای این پسوند را از اخر نام ایل یا طایفه خود حذف یا تغییر داده اند). اما در کل این مسئله میتواند اندکی ما را در شناخت طوایف و انشقاق آنها از کرد یاریگر باشد.

1.استفاده از پسوند وند در بین ایلات بزرگ بختیاری = 98 درصد

2.استفاده از پسوند وند در بین ایلات مینجایی = 90 درصد

3.استفاده از پسوند وند در بین ایل لک = 70 درصد

4.استفاده از پسوند وند در بین ایل کلهر = 30 درصد

5.استفاده از پسوند وند در ایل زنگنه کرمانشاه = 10 درصد

6.استفاده از پسوند وند در دیگر ایلات بدلایلی که بر ما معلوم نیست استفاده نمیشود.

(توجه:  این امار تقریبیست)

 

همانگونه که می دانید زبان لری ریشه در پهلوی باستان دارد و بسیاری از کلمات پهلوی باستان که در زبان های دیگر از جمله زبان فارسی فراموش شده اند، در زبان لری کماکان مستعمل و زنده اند. میتوان گفت یکی از دلایلی که به شاخه ای از لرها، فیلی می گویند همین است. (فیلی یا فهله ای = پهله ای / پهلوی : اعراب چون حرف 'پ' ندارند آن را 'ف' می خوانند). در پهلوی باستان کلمه ی "وند" به معنای نگهبان و مسئول می باشد. طوايفى از لرها نيز پسوند وند را دارا هستند مثل ( زراسوند، پولادوند/فولادوند، بهداروند، میرزاوند، بيرانوند و....)

زراسوند = نگهبان زر/طلا ها

پولادوند/فولادوند = نگهبان فولادها یا اهن ها

بازوند = نگهبان بازها (عقابها)

دریک وند= خزانه دار

دالوند = شاهین بان (دال واژه ای لکی است که می توان آن را در نام دال آهو، کوهی در کرمانشاه دید که عده ای آن را دالاهو میدانند)

و.... (البته این بدان معنا نیست هرکس وند داشت بمعنای نگهبان... باشد).

داشتن پسوند در آخر نام طوایف روش معمولی در میان اقوام ایرانی و حتی غیر ایرانی است که علاوه بر آن که باعث وحدت و شناسه در میان یک قوم میشود آن را از گروه های دیگر ایلی تمییز میدهد.

برای مثال:

آلمانیها از پسوند von-van /فن/ به معنای /از/ استفاده میکنند.

فرانسویها از پسوند Tu تو مالکیت استفاده میکنند .

اسکاتلندی ها از پسوند nik - ni نیک - نی به معنای *دختر* استفاده میکنند .

پرتغالی ها از پسوند dos دوس به معنای* از* استفاده میکنند .

اعراب ازپسوندهای AbuوBenو Al ابو و بن و ال به معناهای *پدر* و* پسر* استفاده میکنند.

ژاپنی ها از پسوند Naka ناکا به معنای *وسط* استفاده میکنند.

ایتالیایی ها از پسوند Degli دگلی *مالکیت* استفاده میکنند.

ارامنه از پسوند Der به معنای* فرزند* استفاده میکنند.

ترکها از پسوند Lu لو استفاده میکنند.

بلوچها از zo , zehi زو و زهی استفاده میکنند.

انگلیسیها از Son ,Mc سون و مک به معنای *فرزند* استفاده میکنند.

 

در مردمان لر تبار نیز چنین ویژگیهایی وجود دارد و نامهای خانوادگی و طوایف آنان بیشتر از پسوند *وند/ون* از ریشه مصدر *ونن/وندن* به معنای افکندن و دوانیدن پیروی میکند و به دو شکل *ون* و *وند* ادا میشود.

در چند دهه گذشته به دلایل گوناگون و نیز با به کار گیری شیوه های مختلف ترغیب , تشویق و گاه اعمال زور بر ایلهای لرستان(همه سرزمین های لرنشین) برای انتخاب نام خانوادگی به جز نام ایلها به منظور دریافت شناسنامه , میل و رغبت برخی خانواده ها ونیز به دلایل مختلف از جمله تداخل جمعیتی نامهای خانوادگی در میان مردمان لر بسیار متنوع شده و در برخی مناطق به طور کلی ساختار خود را از دست داده و نامهای متفاوتی برگزیده شده است.

در ادوار گذشته در طرحی کشوری و به‌منظور ساماندهی جمعیتی و آماری، اعطای نام خانوادگی و سجلد آغاز گردید. به علت آنکه این نهضت در آن دهه بی امکانات و‌ کم‌جمعیت از سوی مردم کشور (که عموماً در بخش‌ها و روستاهای مختلف سکنا داشتند و شهرنشینی و‌ وسایل ارتباط‌جمعی به شیوه امروز غریب می‌نمود) با عدم استقبال و پیگیری مواجه شد، شیوه‌های مختلفی برای اجرایی شدن آن آزموده شد. از ترغیب، تشویق و استفاده از ریش‌سفیدان مناطق گرفته تا اعمال زور.

لرستان آن روزها که در نبود نیرویی متحدالشکل و دولتی برای ایجاد امنیت، از قدرت و کاریزمای خوانین و کدخداها، بصورت خویش گردان اداره می‌شد نیز با گاردی مخالف برای نهادینه شدن این طرح روبرو بود. هر چند که در طی آن سال و سال‌های بعد موضوع کاملاً متفاوت شد و امرای نظامی مختلفی از سوی دولت مرکزی و به‌منظور ایجاد نظم و یکپارچگی به چهارگوشه کشور گسیل شده و جنگ‌ها و کشتارهای فراوانی در کشور، صورت گرفت که تاریخ آن را به‌خوبی به یاد دارد.

اجرای قانون اعطای شناسنامه منوط به داشتن نام خانوادگی بود، در برخی مناطق لرستان، نام ایل برای شهرت و فامیلی انتخاب شد و برخی مناطق دیگر خویش برگزیدند خانوادگی به‌جز نام ایل‌ها به میل و رغبت مختلف ازجمله تداخل جمعیتی نام‌های خانوادگی در میان مردمان لر بسیار متنوع شده و در برخی مناطق نیز کاملاً این ساختار دستخوش تغییر شد و نام‌های متفاوتی برگزیده شد.

و این‌چنین بود که وند به ثبت کشوری رسیده و سازمان ثبت‌احوال وقت کتابت‌های متفاوتی از این پسوند (extension) یا دامنه فامیلی لری را ثبت کرد.

گستردگی این دامنه‌ی عشیره‌ای از شخص به شهرها رسید و شهرهایی با این دامنه وجود آمدند، ازجمله دماوند، نهاوند، الوند، سیوند، کساوند (ملایر) و...

دامنه‌ی *وند* همچنین در برخی کلمات و ادیان نیز وجود دارد من‌جمله *ورجاوند* در دین زرتشت.

 

در زیر تعدادی از نامهای ایلات و طوایف لر تبار بختیاری , لک , فیلی و ... نوشته شده است که البته با توجه به تغییر مکان زندگی به دلایل کوچ و تبعید و ... آمیختگیها و پراکندگیهایی نیز در مناطق جغرافیایی مختلف صرف نظر از گویش و خواستگاه اولیه جغرافیایی آنان به وجود آمده است و نیز نامهای طوایف و خانوادگی به پسوند *وند/ون محدود نمیشد :

*لرهای بختیاری:

دیناروند -بختیاروند-زراسیوند - اسیوند - ایهاوند- سیف الدین وند -سهماروند-خلیل وند- گاییوند-شیخ عالی وند- کلاوند- قاسم وند- ارزویی وند- کوراوند- علاءالدین وند-بلیوند- ممی وند-تساروند - دویروند فرخ وند - جمال وند -غریب وند -عاشوروند - عالی وند - جاوند -ممی وند- پولاد وند - عبدال وند - حاجی وند - عیسی وند - گرگیوند - جلیل وند - وسوند - آدینه وند - شهروسوند -میزه وند- پولادوند- سالاروند -گراوند- الاسوند- بیران وند- حاجیوند-عیسوند- جعفروند-جمشیدوند- بهداروند.

*لرهای لک:

بیرانوند-باجلوند-حسنوند-کاکولوند -جلالوند-یوسفوند-کولیوند-ترکاشوند-کرم علی وند-کاکاوند-مظفروند- ولد وند- مراد- تاجدینوند- باریکوند-موسی وند-احمدوند-می‌روند-تالوند-گُجوند-درگا وند-آدینه وند-بالاوند-کاوشوند-جلیلوند-نامی وند -پایروند-هم وند-شیرازوند-عثمانوند-بیژنوند-قلابوند-گراوند-رومانوند-کرنالوند-دینارآوند- زینل وند- غیاثوند-دشتی وند-کید خورده وند-همایون وند-خیروند- قنیوند- خضروند-سهرایوند-سپهوند-هداوند.

*لرهای مینجایی و پشتکوه(ایلام):

سکوند- شهنشی‌وند -طاهروند- قاسم‌وند- خلفوند-ندروند -شهرخوند -مرتضی‌وند-بیساوند-قلاوند-دركوند- بهاروند- سیراوند- دیرکوند- شیرکوند-مراد علي وند-دالوند- كردعلي وند-متاوند -شون وند-میرزاوند- ويس وند- پولادوند- کمالوند- گلالی وند -زینی وند- طالبوند- کرفوند- ساتیاروند- هدر وند- شاهی وند- ایسه‌وند- کیاوند- حیدروند- رماوند.

*لرهای کلهر و فیلی:

روتوند-کیخسروی راوند-ریزه وند-دوستعلی وند-نوروژه وند-باپیروند-مه‌میه‌وند-مظفروند - کرکلوند - پایه وند-جمالوند -یارم وند-ستار وند-خزروند - مرشدوند-خرزینوند-سرایلوند-کله وند-کناری وند-رسولوند.

 

 پسوند شناسه لرتباران یکی از وجه های تمایز بین لرها ودیگر اقوام به خصوص کردها است; چنانچه به گفته سیسیل جی ادموندز پسوند «وند» در بین کردها وجود ندارد. چنین است که ایل لک «باجولوند» هنگامی که در همجواری کردها زندگی میکند شناسه «وند» خود را از دست داده و «باجلان» خوانده میشود.

برخی ایلات و طوایف مهم کرمانج عبارتند از: هودانلو، بادلانلو، زیدانلو، صوفیانلو، توروسانلو، زنگلانلو، باچیانلو، رودکانلو، رشوانلو، حمزکانلو، شیخ امیرانلو، جلالی، سیاه منصور، جهان بیگلی، مادانلو، قرباشلو.

 

ایلات و طوایف مهم کردستان نیز عبارتند از: ايل گلباغى شامل طوايف قلقالى، جوجه رشى، كاملى، مراد گورانى و سندولى. ميكائيلى، شاطرى، گلالى، رخ زادى، اسماعيل عزيزى، شيخ اسماعيلى، هارونى، كمالى، باشوگى، مندمى، ولدبيگى، ايناخى، كلاشى و ترخانى- كماسى، سادات نقشبندى و كلانترزان,كشكى , كمانگر, شهيدى، بهرام بيگى، احمدى و لطفالله بيگى, گورك سقز، فيضالله بيگى، تيله كوهى، جاف سقز، كلالى، وكيلى قباغلو، سرشيو سقز، گوره قلعه ديوانى، اردلان، ده بكرى سقز و خور خوره, احمد زينل، بيگ زاده، گيوه كش و خراط، ندرى، لالهاى، كوسهاى، گشكى، سور سور، سگور و تامى جوزى.

 

 

سیسیل جی ادموندز مینویسد: «نام­هایی که به وند ختم میشوند مخصوص سرزمین اصلی کردستان نیستند و در میان لرها شیوع بیشتری دارند. این پیشوند از ریشه فعل لری «وندین» به معنای افکندن یا دوانیدن و لذا به معنی شاخه یا شعبه است و نخستین بخش نام قبیله همیشه نام «نیا» است و هیچ گاه نام محل نیست» (ادموندز؛ 1382: 54)

 

ابراهیم یونسی حدث ادموندز را که آن را ریشه «ونن» vanen میداند با دیده تردید نگریسته و میگوید «دانشمند آلمانی این پسوند را از ریشه «بند» میداند اما من این وجه اشتقاق را که از یکی از درس خواندگان خرم آباد شنیده ام و نظایری در سایر زبان ها دارد محتمل تر میدانم» (همان: 54)

دکتر طبیبی، بی آنکه به نام ادموندز اشاره کند نظر او را تکرار کرده و «ون» را از ریشه افکندن و دوانیدن میداند و در عین حال شرط عضویت افراد یک طایفه را به داشتن «نیای مشترک آرمانی» برمیشمرد:

«در سیستم خویشاوندی آرمانی نیز عضویت افراد، نه تنها به سبب خویشی و قرابت خونی، بلکه داشتن نیای مشترک آرمانی است که ایل یا طایفه بنام او نامیده میشود. این نوع خویشاوندی در میان عشایر لر بیشتر وجود دارد که با پسوند «وند» مشخص میشوند مانند همه وند (همه یا حمه مخفف محمد) حسنوند / بهاروند / رشوند/ بختیاروند / عیسوند/ حاجیوند/ حسینوند/ گرگیوند/ میوند و غیره...

این پسوند از ریشه فعل لری «وندین» به معنی افکندن یا دوانیدن در مفهوم شاخه یا تیره است.» (طبیبی؛ 1378: 200)

محمد حنیف به نقل از ایرج محرر ذکر پسوند «وند» یا «ون» را علاوه بر نام طایفه برای نام مکان هم ممکن میداند:

تاکنون خیلی از پژوهشگران در مورد پسوند «ون = وند» وند تحقیق کرده اند چرا که این پسوند نه تنها در نام اقوام ایرانی دیده میشود بلکه در نام برخی از اماکن ایران همچون دماوند، نهاوند و الوند نیز وجود دارد. حتی واژه «دما» در نام ترکیب دماوند را به معنی عقب و واژه نها در نام ترکیبی نهاوند ـ را به معنی جلو ذکر نموده اند، من نیز به این باورم که واژه ال در نام ترکیبی الوند دگرگون شده آن (عقاب) است که روی هم به معنی عقابوند همچون نام خانوادگی دالوند در لرستان که به معنی عقابوند است» (حنیف؛ 1378: 6)

البته همین محقق پسوند ون در بیرانون (= بیرانوند) را استثنا دانسته و میگوید: «پیشوند بیدن درنام بیرنوند دگرگون شده نام بهرام (بهرم بهرن بیرن) به شمار میرود از ریشه اوستایی وِرِتمن» (همان).

 

وند در دستور فارسی به شکل «ون» و «آوند» هم آمده است: آوند که از گروه وندهای سترون است به دو جور «- آوند» و «---وند» با ویژگی هایی که صرفی اند نه آوایی به کار میرود. گونه های این وند به دریافته های (دارندگی،‌ نسبت)؛ اسم آمیخته شده اند و اسم (خداوند) یا صفت (ورجاوند) ساخته اند، پسوند «ون» (van) هم در دستور فارسی پسوند شباهت، لیاقت، همانندی (شبیه، چگونگی) ذکر شده است. ون سبک شده وان و نشان شباهت و مانندگی است (ضیاءالدین هاجری، 1377: 256).

وند در دستور زبان فارسی نشانه نوعی ارتباط است.

وند در ایران باستان (ونت) vant و در سنسکریت وت vat بوده پسوندی است به معنای:

الف) خداوندی، صاحبی مانند: دولت هنر

ب) شباهت: خاوند (خداوند)، پولادوند

ج) در پایان اسم های مکان درآید: ورجاوند، دماوند

دکتر هاجری در این باره اضافه می­کند:

«پسوند «وند» برای نسبت است و در فارسی باستان به معنای «دارنده» بوده مانند پیوند، خداوند، خویشاوند، در زبان فارسی گذشته گاوند (= گاودار) در نام های خاص مردمان، اماکن، طوایف نیز آمده است مانند: الوند، پولادوند، باوند، دماوند، نهاوند، سگوند»

در کتاب «کاملترین دستور زبان فارسی» دربارهء پیشوند و پسوندهای زبان فارسی (ص 388) از گفتار کسروی آمده است: «وند که در آخر نام های خانواده ها و ایل ها بسیار آمده چنانکه باوند، هیداوند و عیسوند ، بختیاروند و لغت نویسان آن را ادات نسبت دانسته و در کلمه خداوند به معنای (مانند) نوشته اند ما می پنداریم در نام های نهاوند و دماوند به هیچ یک از این معنی ها نبوده و معنایی دیگر دارد چه (وندن) در زبان های باستان ایرانی به معنای (نهادن) بوده و یکی از معناهای نهادن واقع شدن و ایستادن بر جایی است؛ و (نها) به معنی پیش و دُما، به ضم دال به معنی پشت و دنبال بوده پس نهاوند یعنی شهر یا آبادی ایستاده در دنبال و پشت. میتوان گفت در نامگذاری این دو آبادی، دوری و نزدیکی آنها را نسبت به جایی یا شهری میزان گرفته، آنچه نزدیک بوده نهاوند و آن دیگری را دماوند نامیده­اند»  (ضیاءالدین هاجری، 1377: 259).

این گمان اخیر را ملک الشعرای بهار هم متذکر میشود و میگوید که دماوند از ترکیب دما (= پشت)، + وند ساخته شده و این گمان را تقویت میکند که دماوند و نهاوند به معنای حدود «وند»ها به معنای مطلق طوایف لر بوده است به عبارتی «وند» نام عمومی طوایفی بوده است که حدفاصل همدان و تهران زیسته اند.

 

 در منطقه لرستان جنوبی و مشخصا ایلات کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی اولا پراکنش «وند» خیلی کمتر می شوند، از طرف دیگر ظاهرا تلفظ آن هم دستخوش تغییر می گردد. شاید این مساله به زبان لری منطقه بازگردد. در لرستان وند را  van تلفظ می کنند که مصدر آن می شود  vane و   vanen ، در بختیاری  vand  و  ven و مصدر آن   vandan    و  vanden . اما در لرنشین جنوب ظاهرا این واژه  uni بر وزن «نونی» تلفظ می شود، به این نامطایفه ها بنگرید: احمدونی، گلگونی، مراسخونی، تارمونی، دیگلونی، بادلونی.

نتیجه گیری

1.       وند: این پسوند بر چگونگی و مانندگی و گاهی دارندگی دلالت دارد. مانند: شهروند، پیشوند، پسوند، میانوند. که در زبان لری باستان ، پهلوی میانه و اوستایی بصورت a/an/van/vant می‌باشد.

2.       وند فقط مختص مردم لر میباشد و یکی از شناسه های شناخت مردم لر است.

3.       وند در قوم لر یک نوع تعلق و یا وابستگی و یا معرفی ریشه و نسب خود به شخص و یا ایل و در نهایت قوم خود(لر) میباشد. بعبارتی دیگر وند یعنی دنبال کننده و از نسل شخصی مشخص، مثلا وقتی میگویند عیسوند یعنی افرادی که از نسل عیسی هستند.

4.       وند در اخر نامهای لرتباران یک نوع تاکید بی قید و شرط در معرفی هویت و اصالت انهاست.

5.       وند پسوندی میباشد که فقط مختص قوم لر و یک شناسه در شناخت قوم بزرگ لر میباشد و تمام اشخاصی که  گوشه گوشه کشورمان زیست میکنند و این پسوند را در اخر فامیلی خود دارند بدانند که اصالت ان ها لر تبار است که ممکن هست به دلایل همچون تبعید یا مهاجرت به نقاط دیگر رفته و هویت لری خود را رفته رفته از یاد برده اند.

 

31 نظر

  • رحیم کلهر

    سلام و درود . ممنون از اطلاعات خوبتون . این قضیه در بین عموم مردم نیز بهمین معناست . یعنی پسوند وند تایید بر لر بودن هست


  • صحبت اله نباتی

    با سلام و تشکر از اطلاعات کامل و جامع شما. بدون شک و تردید پسوند *وند *بیشترین کاربرد را در نام طوایف لر دارد. و به معنای دسته و گروه به کار میرود.


  • سیماش

    دکترعلی شریعتی در کتاب تاریخ ادیان جلد دو میگه وند توتم لرهاست.وند به زبان پهلوی یعنی افکندن.مثلا دریک وند یعنی اصل و نیای این طایفه فردی بنام دریک بوده است که دریک واحد پول هخامنشیان بوده و در کتابهای باستانی مثل تاریخ ایران باستان نوشته دکتر شیرین بیانی به اون اشاره شده است

  • مدیر وبسایت

    درود بر شما از اطلاعی که دادید. با تشکر


  • kurd

    وند صرفا یک پسوند شناخته شده برای قوم لر می باشد . حتی کسانی ک پسوند وند را دارند اما در بین کرد و یا فارس و ترک و غیره زندگی میکنند و خود را کرد یا فارس و یا ترک و غیره می نامند این ها نیز در اصل از ریشه لر هستند


  • کرد کرمانج

    درود بر لرستان


  • دت لک

    بروهی لرستان بزرگ


  • سلفچگان

    درود بر لرستان بزرگ


  • شهنشاهیوند

    شهنشاهیوند ندروند خلفوند طاهروند مرتضی وند شهرخوند قاسموند از ایل آهوقلندری هستند که قبلا در طایی کنا دایی هاشون (رشنو) و جدشون سید علی آهوقلندری بودن و بعدها به خرم آباد دورود اندیمشک و دزفول و دره شهر نقل مکان کردند زبان همه قبلا لری بالاگریوه ای بوده ولی الان بجز شهرخوند و مرتضی وند بقیه لری خرم آبادی حرف میزنن


  • زینی وند

    در بین اقوام به همین توصیفی که شما ارائه دادید درست می باشد لرهای(چهار محال بختیاری و یاسوج) لر پشتکو و پیشکو(ایلام و لرستان) ولی در بعضی از شهرستان ها لهجه ها و گیش های لر ی تغییر کرد مثلا در شهر ایلام. لر پشتکو و پیشکو بعلت وسیع بودن والی ها آنها را از هم جدا کرد تا مدیریت بهتر داشته باشد


  • ناصر سامیری

    جناب خوش قلم، اول از همه خدمتتون عرض کنم که شما یه موضوعی رو در نظر نگرفتید، اینکه در مناطق کرمانشاه و همدان و لرستان که امروزه از این پسوند استفاده میشه و شما ربطش دادید به زبان پهلهو چندین هزار سال پیش؟ آیا پسوند وند در زبان لکی صرف میشه؟ میشه بفرمایید کدام حسنوند در معرفی خود در بین همزبان خود ایا به خودش میگه حسنوند یا حسنه ن؟ آیا یک بیرانوند به خودش میکه بیرانوند یا بیرانه ن ؟ یا من ترکاشوند به خودم میگم ترکاشوند یا ترکاشن، لطفا جواب این موضوع رو بدین کمی بیشتر تامل کنید ببینید این یک پسوند وارداتی نیست که از گذشته نزدیک از فارسی به ما رسیده ؟؟

  • مدیر وبسایت

    باسلام. پسوند «وند» مختص و معرف مردم لر هست ولا غیر. اگر به بختیاری تشریف ببرید یا لرستان و بخش هایی از ایلام دقیقا وند تلفظ میشود. «ون» همان وند است که بخاطر همسایگی با کردها شباهت های تلفظی ایجاد شده است که طبیعی است.


  • پاسخ به گجر و سامیری

    اول باید به آن آقای سامیری عرض شود که شما به حسن وند میگید حسن ان ؟؟؟ دوست عزیز شما دارید فحش میدید ! یعنی چی ؟ آیا میشود در شناسنامه تلفظ را با محتوا یکی دانست ؟ اصلا حرف شما اینقدر سطحی و بی معناست که جوابی ندارد و دوم اینکه جناب گوجر ایل جاف اصالتأ متعلق به عراق هستند و در تاریخ کردستان اثر مردوخ آمده که اینها یک قرن پیش از عراق وارد خاک ایران شدند و مهاجر محسوب میشوند از آن گذشته وند خاصه طوایف و ایلات لر است و احتمالا به علت همجواری طوایف کرد از پسوندهای لری وند و ترکی لو استفاده برده باشند چون برخی طوایف کرد پسوند لری وند و ترکی لو دارند مثل زعفرانلو یا شادلو که نشان میدهد کردها از لرها و ترکها تقلید کرده اند.واژه لک هم اولین بار در اواخر صفویه در کتب مورخان آمده است مثلا در کتاب منتخب التواریخ نطنزی صفحه ۵۳ از لک به عنوان یکی از طوایف لر نام برده شده است


  • امیر

    🌟طایفه های دارای پسوند (وند) دو گروهند، ۱- گروهی که در دوران هخامنشیان بنام پیشه و شغل نیای خود به آن معروف شدند، مانند (دریک وند = خزانه دار ) . (سپه وند = نگهبان سپاه) . (دال وند = مسئول دالها (عقابها) . (ترکاش وند = مسئول تیر و کمانها و ...) ۲- گروهی که بعد از ظهور اسلام بنام پدران و محل سکونت خود به این نامها معروف شدند مانند (حسن وند) . (بیرن وند) . (حاجی وند) . و ...


  • پراکنش وند در نام فامیل لرهای بختیاری

    پراکنش وند در نام فامیل شناسنامه ای لرهای بختیاری نمود زیادی دارد نگاهی به لیست طایفه های بختیاری در کتاب قوم لر اثر دکتر اسکندر امان اللهی بهاروند به خوبی، نشان میدهد که لرهای بختیاری هم مانند لرهای لرستان پسوند وند دارند. باید از صدها طایفه " وند دار بختیاری " بدون ملاک و معیار ، تعدادی را نام ببریم:بهداروند ( اغلب پژوهشگران خود کلمه بختیاری را مشتق از بهداروند که آن را بختیاروند دانسته اند میشمارند و شاید بتوان گفت تمام لرهای بختیاری به نوعی تعلق به یک وند دارند که همان بختیاروند میباشد ) _ زراسوند _ میوند _ اسیوند _ گتوند _ هداوند _ سالاروند _ فولادوند _ حاجی وند _ عبدلوند و … در لرستان بختیاری همچنین نام وند در نامجاها نیز به وفور یافت میشود در منطقه لرستان جنوبی و مشخصأ سرزمین ایلات کوه گیلویه و بویر احمد و ممسنی تلفظ وند دستخوش تغییر میگردد که این مسأله به زبان لری منطقه بازمیگردد مثلأ در لرستان وند را van تلفظ میکنند که مصدر آن میشود vane / در بختیاری vand و مصدر آن vandan / اما در لرستان جنوبی این واژه uni بر وزن نونی تلفظ میشود. به این نام طوایف بنگرید:احمدونی _ گلگونی _ مراسخونی _ تارمونی _ دیگلونی _ بادلونی، و …


  • وند مثل:علیرضا بیرانوند

    روزی نیست که فاکس اسپورت / الکاس / بین اسپورت / سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا / استاد الدوحه / دیلی میل / سان / ناسیونال / dnevnik / سایت گل و … مطلبی یا یادداشتی درباره علیرضا بیرانوند ننویسند. روزنامه الدوحه پس از مهار پنالتی احمد کانو المهیجری ( کاپیتان عمان ) نوشت:علیرضا بیرانوند سریعترین پنالتی تاریخ جام ملتهای آسیا در ثانیه ۵۵ را از کاپیتان عمان گرفت! صفحه توییتری فیفا نوشت:کریستیانو رونالدو تنها بازیکنی نیست که علیرضا بیرانوند موفق به مهار پنالتی او میشود. بیرانوند اینبار پنالتی احمد المهیجری کاپیتان تیم ملی عمان را نیز مهار کرد! پرتاب دستهای بلند بیرانوند مورد توجه دیلی میل ، سان و ناسیونال قرار گرفت و رسانه کرواسی dnevnik پرتابهای علیرضا بیرانوند را ۷۰ متر خواند! سایت مشهور گل در صفحه توییترش ادرسون برزیلی ، داوید دخیا و آلیسون بکر را به چالش بیرانوند برای مسابقه پرتاب دست دعوت کرد! همچنین نشریه سوفوت فرانسه پرتاب دستهای ۶۵ متری بیرانوند را با موشک هدایت شونده از راه دور مقایسه کرد که پس از گذر از خط میانه زمین ، درست جلوی پای مهاجم تیمش فرود می آید! اما علیرضا بیرانوند بازیکن خرم آبادی تیم ملی آنقدر خاکی و متواضع است که هرچقدر مشهور تر میشود به همان اندازه هم افتاده تر شده و تحسین همه را بر می انگیزد. برای او و خانواده محترمش آرزوی موفقیت روزافزون داریم.


  • اسامی تاریخی طوایف لُر

    وَن van در زبان لُری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لُر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و در شاهنامه میر به معنی《کدخدا》و《صاحب سواد》آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان اشکانی و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است.خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده.دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی《خوش یمن》و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است.در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد در شاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لُر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است. زهتابی zehtab یکی از طوایف چگنی است که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در معمولان و پلدختر لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین احتمال دارد ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی باشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده است. دِ هُوز ویس کرمی یَه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. وِیسیو veyseyo که نام شهری در شهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ《پاشنگ_وندیداد》صفحه ۱۰۳ آمده است. همچنین در زبان روسی وِس به معنای دهکده آمده است.


  • لُرستان《دارالغرور》

    سر اورال ایسیتن در کتاب جغرافیای تاریخی غرب ایران ، بخش ؛ طوایف و سکنه لرستان مینویسد:الوار ( لرها ) را میتوان تنها طایفه شمرد که کمتر با نژادهای دیگر مخلوط شده باشند و قیافه الوار به قیافه ایرانی های، قدیم شبیه است که در حجاری های هخامنشی و ساسانی دیده میشود همانطور که قیافه آنها تغییر نکرده ، زبان و عادات قدیمی آنها هنوز باقی است.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • لُر کیست؟

    لر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد ( ابو لؤ لؤ پیروز نهاوندی ) … لر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لر تا مصر علم استقلال کشید ( ابو سعید بن بهرام گناوه ای ) … لر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد ( صلاح الدین محمود لر ) … لر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد ( نصرت الدین احمد اتابک لر بزرگ ) … لر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند ( امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی ) … لر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند ( کریم خان زند ملایری ) … لر همان است که شجاع ترین و دلیر ترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش ( لطفعلی خان زند ) … لر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود ( فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار ) … لر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد ( عمان سامانی ) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است ( حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری ) … لر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است ( آیت الله وحید بهبهانی ) … لر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید ( رییس علی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری ) … لر همان است که دمار از ارتش رضا خانی درآورد ( کی لهراسب باطولی و دلیران بویر احمد و خوانین لرستان) … لر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد ( زنان لرده دشتستان ) … لر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد ( خدا کرم خان بهمعی ) … لر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت ( علی سمیل فخرایی دشتی ) … لر همان است که عالی ترین مرجع جهان تشیع بود ( آیت الله سید حسین بروجردی ) … لر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید ( آیت الله کمالوند ) … لر سردار شهید محمد بروجردی است … لر سردار شهید نعمت سعیدی است … لر هزاران شهید و آزاده دفاع مقدس است … لر هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس و معلم است … به آن دلقکان یاوه گو میگوییم ؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • عبور و مرور ژنها

    ما فرزند خانواده خودمان نیستیم بلکه فرزند مردمان خودمان هستیم یعنی شما یک پدر و مادر دارید اما ۴ تا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارید و اگر یک درجه برویم عقبتر میشود ۸ تا و یک نسل برویم عقبتر میشود ۱۶ تا و اگر ۱۰ نسل برویم عقبتر میشود ۱۰۲۴ تا !!! یعنی ۱۰۲۴ نفر نقش بازی کردند در پیدایش شما ! حالا اگر ۲۰ نسل به عقب برگردیم تعداد اون آدمها میشه ۱ میلیون و ۵۰ هزار نفر و شما ۱۰۲۴ نفر یا ۱ میلیون را هرگز در یک خانواده یا طایفه پیدا نمیکنید و به خاطر اینکه از لحاظ ژنتیکی اینقدر به هم نزدیک هستیم یعنی هر چه به عقب برگردیم این ریشه نژادی رقیق تر میشود. همچنین والدین ما هم خودشان دو تا پدر و مادر دارند و این تصاعدی میرود بالا. در درون یک خانواده نمیتوانید با خودتان ازدواج کنید و مجبورید بروید با همسایه ، شهرک یا شهرهای مجاور دنبال همسر آینده بگردید. اینگونه ازدواج میکردند و غالبأ از محیط خانوادگی خارج میشدند. وقتی شما نیازمند ۱۰۲۴ نفر باشید آن تعداد در مردم متفاوت است و هر چه به عقب میروید نیازمند افراد بیشتری میشوید. لذا صحبت کردن از اصالت نژادی و تفخر به طایفه و ایل و قوم آنهم در کشوری مثل ایران که پل میان شرق و غرب بوده دور از عقل است. تنوع و کثرت در اقوام مختلف و همچنین تفاوت های ظاهری خود گوای این مدعاست. خودمان را محدود و محصور کردیم به نام اسامی طوایف و تمام انرژی مان را صرف بحثهای پوچ و منسوخ شده میشود و به فکر تنها چیزی که میستیم توسعه و پیشرفت شهرهایمان است در واقع ما مردم لر به جای شهر محور بودن ، طایفه محور هستیم و خودمان را به جای شهر و صنعت با طایفه معرفی میکنیم لذا تفاخر به طوایف برای ما مهمتر از آبادانی شهر و موطن مان است به همین خاطر مشکلات اقتصادی _ اجتماعی در بلاد ما خودنمایی میکند در واقع ما پیش از آنکه یک لر باشیم یک وند هستیم!


  • دستبرد تاریخی پانکردها

    دستبرد تاریخی کردها: تجربه نشان داده نخبگان ملتهای نو پدید یا ناحیه گرایان سیاسی که ریشه های تاریخی و اشتراکات لازم برای آفرینش ملت نداشته اند ناگزیر به جعل تاریخ و تحریف بسیاری از واقعیات فرهنگی و تاریخی روی آورده اند و به آفرینش قهرمانهای ملی پرداخته اند ؛ نخبگان و روشنفکران کرد در جهت ساخت سابقه سیاسی برای کردها ناگزیر به خلق قهرمان ملی شده اند. پانکردها صلاح الدین ایوبی را قهرمان ملی معرفی میکنند اما نمیگویند که بیشتر سپاهش ترک بودند یا او بیشتر دلبستگی به اسلام داشت و او هیچگاه آنگونه که در تحلیل نخبگان معاصر کرد بازتاب یافته خود را کرد ندانسته است. نمونه دیگر کریم خان زند است که کردها او را قهرمان ملت کرد مینامند!!! شگفتا که سلسله زندیه را قاجارها که مورد پشتیبانی دو ایل بزرگ کرد یعنی اردلان و مکری بودند ، نابود کردند. زندیه توسط ۲ ایل کرد اردلان و مکری نابود شد ( دکتر مجتبی مقصودی ، همگونی جمعیتی و توسعه ملی در ایران ، صفحه ۱۴۲ ).


  • علی

    🔴طایفه های دارای پسوند (وند) دو گروهند؛ 🔹۱- گروهی که در دوران هخامنشیان بنام پیشه (شغل) نیای خود به آن معروف شدند، مانند (دریک وند = خزانه دار).(سپه وند = نگهبان سپاه).(باز وند = مسئول بازها "عقابها").(ترکاش وند = مسئول تیروکمانها). و ... 🔹۲- گروهی که بعد از ظهور اسلام بنام پدران یا منطقه سکونت خود به این نامها معروف شدند، مانند (کمال وند).(بیرن وند).(چغل وند). و ...


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • لُرستان یعنی تمام بلادلُرنشین

    لُریاتی یعنی هرچه که بوی لُر و لُری بودن از آن استشمام میشود. چیزی که نهاد جان مایه آن با فرهنگ لُر گره خورده است و بدون این فرهنگ از اصل و هویت خود سقوط خواهد کرد. البته تمام تعریف لُریاتی در این مورد خلاصه نمیشود بلکه علاقه افراد و اشخاص و دل و جانی که برای لُر و فرهنگ لُری بتپد را نیز شامل میشود. نیازی نیست فرد و یا گروه مردمی حتماً با آزمایش DNA ثابت کنند لُر هست و یا خیر! بلکه اگر در گوشه ای از قشر خاکستری مغزش خود را لُر بداند و علاقمند به فرهنگ لُری، وی دارای فرهنگ و غیرت لُریاتی است. استاد لوریس_چکناواریان هنرمند بزرگ ارمنی《متولد بروجرد》که در مصاحبه ای تلوزیونی خود را لُر بروجرد میداند! وی حتی خود را در ارمنستان بیگانه دید ولی زادگاهش بروجرد لُرستان را آشنا و آشناتر از هرجایی یافت منظور و بن مایه لُریاتی این است عشق به لُر و لُرستانی! چه بسیار هستند گروه و اشخاصی که لُرند ولی علاقه ای به فرهنگ لُریاتی از خود نشان نمیدهند و خلاصه کلام عاری از هرگونه فرهنگ لُریاتی میباشند. کما اینکه شخصی خود را لُر بگوید ولی در پشت ذهن خود یک نوع خود برتربینی و حسادت نسبت به گروه و یا شخص لُر داشته باشد ولو اینکه پسر《شجاع الدین خورشید》و یا《هزار اسب》و...باشد وی نیز عاری از غیرت لُریاتی است. لُرستان منظور تمام مناطق لُرنشین است نه تنها استان لُرستان!


  • لُرستان《دارالغُرور》

    شاهان حکومت صفویه علاقه به مَحو نام لُرستان و خدشه دار کردن استقلال حکومت لُرکوچک بود تا جایی که شاه اسماعیل صفوی در اوایل کارش از به کار بُردن عباراتی چون لُرستان و لُرکوچک امتناع میکرد! و در مکاتباتش اتابک لُر را نه اتابک بلکه《حاکم ولایت صَدمره، هارون آباد (اسلام آباد غرب) و سیلاخور》میخوانده است (رُهر برن، نظام ایالات دوره صفویه، ص 123). او هرگز موفق نشد این عنوان مجهول را جایگزین《حکومت لُرکوچک》کند اما با این تلاش خود تصویری از گستره سرزمینی لُرکوچک ارائه داد. شاه عباس صفوی بعد از کشتن آخرین اتابک لُرکوچک (میر شاهوردیخان) لُرستان را به ایالت تبدیل کرد (تقسیمات سیاسی_اداری ایران، محمد پورکمال، ص 7). در اواخر صفویه 10 ایالت و 4 والی نشین مستقل وجود داشت که عبارت بودند از: لُرستان، بختیاری، گرجستان و خوزستان. (کلیات جغرافیای طبیعی و تاریخی ایران، عزیزالله بیات، ص 106). با بروز انقلاب مشروطه، قانون تشکیل ایالات و ولایات در سال ۱۲۸۵ خورشیدی به تصویب مجلس رسید که براساس این قانون کشور به 4 ایالت و 12 ولایت تقسیم میشد و《لُرستان》ششمین ولایت ایران بود (جغرافیای سیاسی ایران، محمدرضا حافظ نیا، ص 391). با روی کار آمدن پهلوی سیاست یکپارچه‌سازی کشور و برخورد شدید با نیروهای سیاسی محلی در دستور کار رضاشاه قرار گرفت و نظام سیاسی تمرکزگرایی را حاکم کرد و استانها را براساس اعداد نامگذاری کرد و در پرتوی کُدگذاری جدید هویتهای تقسیمات سطح اول کشور نادیده انگاشته شد و هویتهایی که سرشت جغرافیایی داشتند و در طول تاریخ نقش ایفا میکردند را نادیده گرفت و ولایت لُرستان بین استان ششم (خوزستان) و استان پنجم (کرمانشاه) تقسیم شد (جغرافیای سیاسی ایران، ص ۳۹۳). سال 1325 لُرستان به مرکزیت خرم‌آباد به فرمانداری کُل ارتقا یافت و سال 1352 ایران ۲۰ استان داشت که لُرستان یکی از آنها بود. خیلیها چشم ندارند نام لُر و لُرستان را ببینند! و دوست ندارند این نام باشه! چه در شاهان قدیم که اقدام به تغییر اسامی میدادند و چه حالا که به انواع روشها و جعلیات متوسل میشوند تا حرف کذب خود را به کُرسی بنشانند اما لُرها همچون کوههای مقاوم سرزمین شان با اعدام، تبعید، کشتار، بمباران، ایجاد اختلافات در دل لُر، نفاق و تفرقه، غارت منابع، دست اندازی به این خاک و حربه های دیگر هرگز نتوانسته و نتوانستند و نخواهند توانست به چنین چیزی برسند! مردم لُر هوشیارتر از همیشه در مقابل فتنه ایستاده و می‌ایستیم!


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • اقتصادان کارآفرین به مجلس بفرستیم

    چنانچه وظایف نمایندگان را بشناسیم به آن‌ها اجازه نمی‌دهیم که هرکاری که در استان انجام‌شده را به خود نسبت دهند و با شرکت در مراسم‌های کلنگ زنی و افتتاحیه‌های غیر مربوط، انجام این کارها را، نتایج تلاش‌های خودشان نشان دهند. یک نماینده وظیفه آب‌رسانی و گازرسانی و...به روستاها را ندارد و حل مشکلات جاده‌ای به آن‌ها مربوط نیست و دستگاه‌های ذی‌ربط‌اند که در این باره مشغول‌اند و خدماتی را که وظیفه‌شان است به مردم ارائه می‌دهند. در بسیاری از موارد دیده شده که مردم یک روستا از این که نماینده‌شان در افتتاحیه گازرسانی به آن جا شرکت داشته انجام این کار را به او نسبت داده‌اند و همین کار را دلیل حمایتشان از وی اعلام می‌کنند. در واقع همین نبود آگاهی برخی افراد باعث شده که برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تمام زورشان را بزنند تا رضایت مردم را با انجام همین کارهای پیش پا افتاده به دست آورند و همین کارها، تضمینی برای بقایشان در مجلس برای دوره‌های بعدی باشد. حتی برخی نمایندگان استان‌های مختلف برای تصویب طرح‌هایی که اصلاً توجیه اقتصادی ندارند و فقط موجب رضایت قشر خاصی از حوزه انتخابی‌شان می‌شود و بسیار به چشم می‌آید به هر دری می‌زنند و بعد از تصویب آن‌ها و گرفتن ردیف بودجه، تازه کارشناسان در مورد بی‌خود بودن این طرح‌ها اظهارنظر می‌کنند و حتی در برخی موارد ساخت آن‌ها در نیمه‌راه نیز متوقف می‌شود، متأسفانه در حال حاضر شرایط مجلس به‌گونه‌ای است که برخی نمایندگان ابتدا مصوبه و ردیف بودجه را می‌گیرند آنوقت کار کارشناسی برای بررسی طرح آغاز می‌شود؛ و در این بین، فقط بودجه و زمان زیادی به هدر رفته می‌رود که جاده کوهدشت- مسجدسلیمان و الشتر- بروجرد و ساخت برخی سدها و...از جمله آن‌هاست. نفوذ نمایندگان در ادارات بسیار جدی است!!! انتخاب مدیر و دخالت در تعویض معاونین و تحمیل نیرو به ادارات باعث شده که در برخی دستگاه‌های دولتی با ازدیاد نیرو مواجه شوند و شایسته‌سالاری راهی در سیستم اداری نداشته باشد و حتی برخی مدیران با کوچک‌ترین اصطلاحات تخصصی حوزه کاریشان آشنایی نداشته باشند و نتوانند یک مصاحبه کوتاه بدون حضور نیروی کمکی با خبرنگار داشته باشند. گاه نفوذ نمایندگان استان در کار دستگاه‌های دولتی تا حدی اوج گرفته که شنیده‌شده که کارمندان فلان اداره به سفارش یکی از نمایندگان وقت، باید برای تعویض روغن اتومبیلشان به یک تعویض‌روغنی خاص مراجعه کنند. لزوم بازنگری قانون‌های قدیمی بودجه: در شرایطی که قانون بودجه کشور مربوط به سال 1351 است و بازنگری آن با توجه به تغییرات چشمگیر وضعیت مملکت در طول این سال‌ها ضروری به نظر می‌رسد و هنوز هم قانون‌های آزمایشی وجود دارند که 20 سال است که اجرا می‌شوند برخی نمایندگان قانون گذار ما در مجلس شورای اسلامی فقط به دنبال سفت کردن جای پایشان و ایجاد کانال‌هایی برای انجام کارهایی در راستای اهداف شخصی‌شان هستند و انگار هدف دیگری ندارند. در طول سال‌های گذشته هنوز مشاهده نشده که نماینده‌ای از استان به سازمان دیوان محاسبات مراجعه و خواستار مطالعه عملکرد دستگاه‌های استان باشند این در حالی است که دیوان محاسبات را چشم مجلس عنوان می‌کنند و پیوستگی این دو می‌تواند در قانونمند بودن فعالیت دستگاه‌های دولتی بسیار تأثیرگذار باشد و نماینده می‌تواند از این طریق نحوه هزینه شدن بودجه و قانون‌مندی ادارات را تحت نظر داشته باشند. وقت آن رسیده که مردم ما با شعور و آگاهی اجتماعی و سیاسی‌شان اجازه ندهند که کاندیداها با دادن وعده‌های سرخرمن یک کرسی از مجلس را در شرایطی که توانایی قانون‌گذاری را ندارند اشغال کنند. مطالبات ما از نمایندگان باید بیش از ایجاد شغل سفارشی باشد ما در قبال نسل‌های آینده مسئولیم. باید پاسخ دهیم که چرا سال‌ها پیش پتروشیمی استانمان به استان مرکزی منتقل شد؟ چرا پروژه قمرود در میان سکوت مسئولان وقت اجرا شد؟ چرا حقابه استان را از پروژه قمرود ضایع شد؟ چرا دو سد در یک حوضه آبریز ساخته شد و حقابه سد مروک کجا رفت؟ چرا دهکده المپیک به یک سالن ورزشی به نام المپیک تبدیل شد؟ سرنوشت کارخانه پارسیلون، یخچال سازی، سیمان، نیروگاه برق و...به کجا رسید؟ چرا هر که از راه می‌رسد پروژه راه‌آهن را به خود اختصاص می‌دهد؟ دیگر زمانی برای شنیدن وعده‌های دروغ نداریم دیگر ایجاد کارناوالی از دروغ در سطح شهر و دست و هورا کشیدن برای دروغ‌های ساده‌لوحانه کاندیدها بس است بیایید به شعور خودمان احترام بگذاریم و اجازه ندهیم بازیچه دست افراد فرصت‌طلبی شویم که علاوه بر ایجاد مشکلاتی برای شهر بر حجم غده سرطانی برخی مدیریت‌های بی‌تدبیر شهرمان می‌افزایند بیایید قانون‌گذار به مجلس بفرستیم نه کار راه‌انداز!


  • مرزبان

    متاسفانه از همان اول قرن بیستم بلکه قبل از ان نژاد پرستی احمقانه در همه کشورها رواج گرفت و باعث شد هرکس به راهی رود از نشانه های ان هم فراوانی سخن بی سوادان است بنا بر انچه در گل نوشته های اشوری امده انها به منطقه شرق نینوا پارسوا میگفتند این نام مترادف پارس بارها تکرار شده و منجمه برای شرق بابل و مناطق لر نشین - منطقه پارسه نامش انشان بود و اخیرا هم انشان در نزدیکی شیراز پیدا شد همه اشعار فردوسی و روایتهای تاریخی نشان میدهد پارس و ایران یکی هستند بختیاریان از اصیلترین ایرانیان هستند و فرقی نمیکند از کجای ایران امده باشند از کاشغر تا سوریه همه ایران بوده بختیاریان در قرن پنجم پس از حمله غزان به شام به مکان اتابکان لر بزرگ امدند و احتمالا از عشایر خراسان بوده اند که برای مقابله با روم به شام رفته اند به هرحال دست کم ده قرن در لرستانند و زرتشت نیز اهل بلخ بوده بلکه تمام ایران ویجا در خراسان بوده - باری ده قرن در لرستان بودن یعنی ریشه محکم - در پارسی حرف گاف و واو و میم به هم تبدیل میشوند اصل مند از گنج است و گنج به معنای اندوخته و انباشته و مانده است گندی شاپور و وندی شاپور به معنای گنج شاپور و مخزن شاپور کتایه از کتابخانه و دانشگاه است گنج را به کتاب دایره المعارف نیز میگویند - انگاکیه را اندیمش میگویند و نه گندی شاپور را - دانشمند به معنی دانش انبوه - - اگنج اهالی گندی شاپور را مندایی میگویند و عالمشان را گنجور اصل کلمه از هن و شن است و و گن و اگنج مصددر انست اگندن و اوگنیدن به معنی انداختن و اندوختن است الفختن و الفنج و اگندن ون و من است و اگنیدن و اوگنیدن و انگشته به معنی گنجین و زنگین و اغشته و انبوه و مستمند کسی که تنها مشت دارد بوی گند هم یعنی بوی ماندگی مانداب کنداب - -


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • نامهای لُری

    نامهای لُری: تیام = چشمهایم / بُرگام = ابروهایم / ساوا = زیبا و ظریف / سیدا = برای مادر / چیدا = مثل مادر / تیدا = چشم مادر / ستین = ستون، تکیه گاه / وادا = همراه مادر / چی‌گل = مثل گل / داایل = مادر ایل / تيامسيس = چشمهايم برايش / تياناز = چشمهای زيبا / آرمون = آرزو / آرمین = آرزو ، شوق و عشق / آرُنگ = آهنگ ، ناله / اُلمان = عاشق یا معشوقی خیالی / اِلیما = قومی باستانی که در بختیاری می زیسته اند و پایتخت آنها ایاپیر (ایذه) بوده / باوام = عزیزم / بردین = سنگی ، مقاوم / پایار = پایدار / پرناک = جوان بالغ و برومند ، آماده پرواز / ویرا = یاد و خاطره برای دختر / هرنگ = عزیز دل (برای دختر ) / هانا = صدا و فریاد (برای دختر) / ارسام = اشکهایم / کوهزاد = زاده کوه / سایدا =سایه مادر / دنا = نام کوهی در کهگیلویه / کی لهراس = آزادیخواه قوم لُر / آساره یا آستاره = ستاره / تیما= چشم ماه / نازدا = ناز مادر / سوتیام = نور چشمانم / تاشين = مقاوم / تاشا = تراشنده كوه، كوهكن / فرناك = نوزاد پرنده اماده پرواز / دلا = (نام یک کوه در سرزمین بختیاری) نامی برای دختران / تاراز = (نام یک کوه در سرزمین بختیاری) نامی برای پسران / تمتی یا تهمتی = (نام الهه باستانی سرزمین بختیاری و به معنی قوی چشم) / تیناز = ناز چشم / هیوا = امید / هیرو = مبارک / آسا = عزیز / پایاز = پایدار / آسام = آسایشم / آوان = نام سلسله پادشاهانی در لُرستان / آرتا = فرمانده کاسیان (لرها) در سپاه دوم خشایارشاه هنگام حمله به یونان / شیوار = لاله واژگون / نازار= نازپرورده ، نازنین / تیــارا = ( تـی = چشم ) + ( آرا = آراینـده) / تیــارام= صاحب چشمان آرام / دالیا = مادر زیبا / زونیام = زانو هایم / روشنا = نور ، روشنایی / نها = پیشواز / تیگدار= خوش اقبال و...


  • ای قوم لُر ای مظهر استقامت

    ای قوم لُر ای مظهر استقامت: نمی دانم این حرف هست ناقص _ که تو را خوانمت ای نژاد خالص / من این را می‌دانم یک تکلیف _ که در همه جا از تو کنم تعریف / ای قومی که میخواهدت جهان _ تو خود را میدانی از تبار ایران / ایران را میدانی سرزمین مادری _ برای آن همیشه سرباز و یاوری / ای که در آرزوی توست شهادت _ ای قوم لُر ای مظهر استقامت / هر وقت دشمن با تو کرد جنگ _ همچو موش آنرا آوردی به چنگ / از مرام مرد زادگاهم بهمئی _ تا عشق پاک ایل بویراحمدی / از پهنای سرزمین دل دهدشت _ تا بلندای سر به فلک منگشت / از صفای هم نژادم در کوهدشت _ تا مرام هم تباران در دهدشت / از سرزمین زر خیز خوزستان _ تا طبیعت بی رقیب لُرستان / سکونت بزرگان تو در شیراز _ محل حکومت تو بود از دیرباز / ای دارنده تنها گوهر شیمبار _ آرزوی همه است کنندش دیدار / بنازم به شجاعت ایل بختیاری _ که مقاومند همچون آسماری / از سرزمین فایز و دشتستان _ تا مسجدسلیمان در خوزستان / تو نگذاشتی فرق بین لُردگان _ تا فاصله ها با برادرت در بهبهان / ای که داشتی سرافرازان کوهرنگ _ که لحظه ای نترسیدن از جنگ / ای ایل همیشه سرافراز لکی _ تو تنها در دنیا همیشه تکی / ای قوم سرافراز وطنم ایران _ ای سرزمین شیران و دلیران/ ای قومم با همین اتحاد بمان _ تا بترسد از از غرشت جهان / گر صدایش در آمد روزی جهان _ روزی نه ساعتی آن را کنی ویران ............. فضل الله آبشنگ


  • مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشت هجری

    تاریــــخ قــــوم لُــــر؛ مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشتم هجری: عبدالرحمان ‌‌‌‌جامی با مشایخ عصر خود ملاقات هایی داشته که از جمله آنان می‌توان مولانا فخرالدین لُرستانی و دیگر خواجه برهان الدین ابونصر پارسا و دیگر خواجه شمس الدین محمد کوسوئی و دیگر مولانا جلال الدین پورانی و...را نام برد. منبع: نفحات الانس، صفحه ۲۸۹، مولف: نورالدین عبدالرحمان جامی.



آخرین مقالات