شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

لرهای عمان

لرهای عمان

تذکر:عکس فوق جنبه تزیینی دارد

 

لرهای عمان

 

قبلا در مقاله ای از اریک جان آنونبی خوانده بودم که در کشور عمان گروهی از لرها به نام کومزاری زندگی می کنند ولی با توجه به اینکه خود ایشان اذعان کرده بودند که به قدر کافی در این باره پژوهش صورت نگرفته است بنده هم چندان جدی نگرفتم ولی در سایت جاشواپروجکت به لر بودن کومزاری ها اشاره شده است. زبان آنها کومزاری و تباره آنها لری بختیاری گفته شده است. شبه جزیره مسندم در عمان که گویش کمزاری در آن رایج است.

روستای کُمزار از روستاهای شبه‌جزیره و استان مسندم عمان است. این روستا در فاصلهٔ ۳۶ کیلومتری شمال شهر خصب واقع می‌باشد، یاقوت حموی در شرح این روستا چنین می‌نویسد: کُمزار با ضمّ وسکون، روستایی در کرانهٔ دریای عمان در وسط دره‌ای مابین دوکوه واقع شده‌است ودرآن چشمه‌های آب شیرین وگوارا جاری است. این روستا در پایهٔ منطقهٔ (رؤوس الجبال) واقع شده‌است، مسیر راهش با قایق تا شهر خصب ۴۵ دقیقه‌است. از مشاهیر روستای کمزار وأعلام بارز آن می‌توان از الشیخ محمد بن صالح المنتفقی نام برد، وی در اواخر قرن یاز دهم هجری قمری فوت کرد ودر ضلع جنوبی روستا در پایه کوه مدفون است. در چند سال أخیر دولت مدرسه أی در روستا به یادگار وی نامگذاری کرده‌است.

 

بیشتر مردم این روستا از قبیله شُحُوح هستند که مفرد آن شِحِی می‌گویند. قبایل شحوح عادات غریبی در مراسم عروسی ومناسبات دارند به طوریکه در هنگام جشن عروسی با صدای نغمه طبل و رقص، شمشیر به هوا پرتاب می‌کنند و درهنگام بازگشت شمشیر به زمین آن را در هوا بادست دوباره باز می‌یابند چونکه در این عملیات شمشیر نبایستی به زمین بیفتد. زبان این قوم عربی است ولی احیاناً کلماتی در زبان می‌آورند که برای غیر ساکنان این منطقه نامفهوم است. بعد از رقص وشمشیر بازی با نغمه طبل، بساط شام که عبارت از پلو وبره بریان است برپا می‌کنند وشام را صرف می‌نمایند. پس ازصرف شام رئیس آن گروه که در رقص وشمشیر بازی شرکت داشتند سر بره بریان‌شده را از روی سینی بر می‌دارد وآن را می‌تکاند و با ایجاد صدایی مانند صدای شغال (هُو هُو، هُو هُو) به صدا زدن آغاز می‌نماید، در پی این صدا بقیه افراد مجموعه نیز باهم صدای (هُو هُو) شروع می‌کنند، تقریباً در حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه این مراسم ادامه دارد، سپس این مراسم رقص و شمشیر بازی پایان می‌یابد.

 

ساکنان کُمزار

ساکنان این روستا از مردمان لر تشکیل یافته‌اند .

 

کمزاری

باقی ماندهٔ اشغالگران انگلیس، همانطور که معلوم این مناطق سالهای مدیدی تحت نفوذ انگلستان و پرتغال بوده‌است، ودر نتیجهٔ آمیختگی بین افراد قشون انگلیسی‌ها و پرتغال‌ها و ساکنان اصلی تعدادی از تبار پرتغالی و انگلیسی در منطقه باقی مانده‌است که به زبان مادری شان تکلم می‌کنند.

 

مفردات زبان کمزاری

بعضی از مفرداتی که در زبان کمزاری وجود دارد:

کاغد

غترة

عوبله

طورماحی

لدن

سنة

غطة

تواری

برظة

طمربی

أرف

سیّة

حسکه

 

پانویس

سلطنة عمان. مسقط: وزارة الاعلام، ۱۹۹۲ میلادی.

السلطان: قابوس، البوسعید، موسوعة دلیل الأعلام: مسقط، چاپ اول، سال ۱۹۹۸ میلادی. (به عربی)..

عمان فی عام ۱۹۸۶ (عام الحصاد والتراث) إصدار وزارة الإعللام، دارالعرب للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۹۸۶ میلادی .

لفتنانت کولونیل، سیر آرنولد ویلسون، ، «(تاریخ عمان والخلیج)» ،. انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی..

 الحموی، یاقوت، ابوعبدالله، (معجم البلدان) ، دار الکتب العلمیة، بیروت، لبنان، جلد چهارم، چاپ سال ۱۹۹۰ مبلادی به (عربی)..

 السلطان: قابوس، البوسعید، موسوعة دلیل الأعلام: مسقط، چاپ اول، سال ۱۹۹۸ میلادی. (به عربی)..

عمان فی عام ۱۹۸۶ (عام الحصاد والتراث) إصدار وزارة الإعللام، دارالعرب للطباعة والنشر والتوزیع، ۱۹۸۶ میلادی .

 

گویش کُمزاری یا لارکی یکی از گویش‌ها از زبان‌های ایرانی از گروه جنوب غربی است و از زیر شاخه های زبان لری که در ایران در جزیره لارک بدان سخن می‌رانند. کمزاری همچنین در روستای کمزار، شهر خصب و دبا در شبه جزیره مسندم (کرانه جنوبی تنگه هرمز - روبروی بندرعباس) درعمان نیز صحبت می‌شود. در لارک این زبان هنوز فرم اصلی خود حفظ نموده ولی درکمزار، خصب و دبا بعلت گستردگی استفاده از زبان عربی در اداره‌ها، مدرسه‌ها و رادیو تلویزیون، در کمزاری تعداد زیادی واژه عربی وارد شده‌است.

 

در مسندم گویشوران آن ایرانیتباران ساحلنشین طایفه شحوح هستند.

مالچانووا زبان شناس معاصر بنیاد (موسسه) زبانشناسی فرهنگستان روسیه، عقیده دارد که کمزاری یکی از لهجه‌های اچمی است . با این حال کومزاری شباهت‌های زیادی نیز با گویش مینابی دارد. از دیگر ویژگی‌های کمزاری این است که برای سخنوران به گویش لری قابل فهم می‌باشد، به همین دلیل است که در اتنولوگ کمزاری شاخه‌ای از لری دانسته شده.

در گستره پراکندگی کمزاری در عمان عربی زبان رسمی است. ارتباط مستمر لر های کُمزاری با عربها در عمان پیدایش مجموعه‌ای (بیش از ۳۰ درصد) از واژه‌های عربی در واژگان کمزاری و نیز پدیده تداخل آوایی (بیشکار از واژه کهنتر «پیشکار»، حین از واژه کهنتر «آهن» و غیره) در آواهای آن را سبب شد. در نحو کمزاری همانندی‌هایی با زبان عربی دیده میشود که احتمالاً به سبب رشد همگرایی این زبانها است. مانند ساختارهایی با معنی «داشتن» با حرف اضافه حالت بایی: وای مه («با من») «من دارم»، مقایسه با: عربی مَعَهُ «با او» و نیز در ترکیب صفت و موصوف که در زبان عربی، صفت از لحاظ شمار و معرفه یا نکره بودن با اسم مطابقت میکند.

 

از ویژگیهای آوایی کمزاری وجود ح حلقی و دال و ر برگشته است، که متأثر از زبانهای خارجی (عربی، اردو) است. پدیده خاص آوایی  لری کمزاری «ر» شدگی است، مانند: دور برای «دود»، و کرام برای «کدام» در حوزه هم‌خوان‌ها این زبان ویژگیهای تاریخی زبان لری را نمایان میسازد هم‌چون «دانستن» و «پسر» و نه «زانستن» و «پور» که از واژه‌های شمال غربی است.

 

نمونه‌هایی از زبان لری کمزاری

عناصر زبان فارسی در لارکی زیاد یافت می‌شوند ولی بعضی کمی تغییر شکل داده‌اند مانند: خانه = خانوغو، مرد = مردوکو

چند جمله کوتاه به زبان لری لارکی:

پ گییا تای ؟ = از کجا می‌آیید ؟

کییا تو خوری ؟ چه می‌خورید ؟

بپ تو گییا هه ؟ = پدرت کجاست ؟

مَ تو خاووم = من می‌خوابم.

مَ تو گوم = من می‌گویم.

مَ تو خوروم = من می‌خورم

 

دستور زبان

لری کومزاری بسیاری از خواص زبان‌های کهن ایران را تاکنون محفوظ داشته، مانند صرف نام‌ها در حالت‌های هفت‌گانه و به کار بردن پیشوندهای متعدد برای فعل‌ها.

ضمیرها شخصی:

مفرد:

 اول شخص: مَی‌اَم mæɪ æm 

 دوم شخص: تُوی toviː

سوم شخص: ییهه jiːhe

 

جمع:

اول شخص : ماهِم mɑːhem

دوم شخص: شومائه ʃumɑː ə

 

سوم شخص: یِهن jehen

 

در گفتگوهای روزمره معمولاً مَ mæɪ æm، تُو toviː و یِ je برای من، تو، او بکار می‌رود.

 

منابع:

الف) زبان کومزاری در اتنولوگ

 

ب)پروژه روزتا در مورد زبان کومزاری

1. و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویش‌های بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژه‌نامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).

 

2. و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویش‌های بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژه‌نامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).

 

3.

Molchanova, E.K., Kumzari yazyk/dialekt, in Yazyki mira: Iranskie yazyki. I. Yugo-Z apadnye Iranskie yazyki, Moskva: Indrik, ۱۹۹۷, pp. ۱۹۱-۱۹۳.

 

4. و.و موشکالو، آ.آ کریمووا، ای.ک مالچانووا. گویش‌های بشکردی، کردشولی و کمزاری. ترجمهٔ لیلا عسگری. ۱۳۸۳.

 

5. Ethnologue 14 report for Luri

 

6. و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویش‌های بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژه‌نامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).

 

7. و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویش‌های بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژه‌نامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).

 


حضور بختیاری در دو سوی تنگۀ استراتژیک هرمز

همانطور که گفته شد در شمال کشور عمّان و در قسمت شمالي «شبه جزيره مُسَندَم» مردمی به نام کُمزاری زندگی می‌کنند که عمدتاً در شهر ساحلی «کُمزار»، «خصب» و «دبا» حضور دارند. شبه جزیرۀ مسندم با کوه‌های مرتفع مشرف به تنگۀ هرمز است. وابستگی نژادی ایشان در گزارش‌های بین المللی، پارس و ماد ثبت شده است. جمعیت آن‌ها 7100 نفر تخمین زده شده و از بومیان منطقه محسوب می‌شوند. از نظر چهره، مردمانی کوتاه قد، چهارشانه و قوی با موی سیاه و رنگ چهره‌ای تیره هستند. مسلمانند ولی ترکیبی از اسلام با ریشه‌های پیش از اسلام را به اجرا در می‌آورند.

آن‌ها به سایه‌ای اهریمنی در کالبد یک زن اعتقاد دارند که با لباسی ژنده و با یک سبد در دست بر روی زمین راه می‌رود و بر بالین زنان آبستن حاضر می‌گردد و باعث سقط جنین آنها می‌گردد و این همان اعتقادیست که در بختیاری‌ها به «آل» شهرت دارد (مَثَل معروف آلبرات). کمزاری‌ها با زبانی ریشه در پارسیان اما به لهجۀ عربی سخن می‌گویند و قومیّت آن‌ها از لرهای بختیاری ثبت شده است.
در منابع تاریخی کمتر اشاره‌ای به تاریخ این مردم شده اما تحقیقات گسترده‌ای بر روی زبان آنها صورت گرفته است. زبان کمزاری در گروه زبان‌های جنوب غربی ایران قرار دارد و در کنار شاخۀ زبان لری، بختیاری شناخته می‌شود.

 نکتۀ جالب این است که علاوه بر کمزار، خصب و دبا در مناطق شمالی عمان، کاربرد این زبان در برخی مناطق جنوبی ایران همچون قشم و لارک هم به چشم می‌خورد و هر دوی این مناطق، دو سوی استراتژیک ترین تنگۀ جهان یعنی تنگۀ هرمز قرار دارند.

تشابهات جالبی در بین مردم کمزاری و مردم بختیاری به چشم می‌خورد؛ از جمله در نحوۀ مشارکت زنان و مردان در ادارۀ زندگی و همچنین اعتقاد به اهریمنی که در فرهنگ بختیاری بیش از هر جامعۀ دیگری به آن اعتقاد دارند و به «آل» مشهور است. اگرچه مرجع بختیاری دانستن کمزاری‌ها مشخص نیست اما مطالب فوق را می‌توان قرینه‌ای بر بختیاری بودن مردمان کمزاری دانست؛ چرا که گزارشی از اعتقاد به این اهریمن با چنین توصیفی در بین اعراب به چشم نخورده است و پر توجه‌ترین اهریمن بین کمزاری‌ها و بختیاری‌ها را می‌توان نشان از وجود یک پیشینۀ اعتقادی مشترک دانست.

اما آنچه از نظر تاریخی برای توجیه حضور بختیاری‌ها در سواحل شمالی عمان مشهور به شبه جزیرۀ مسندم می‌توان بیان نمود، این است که در سال 1031 هجری قمری (1622 میلادی و 1001 شمسی) شاه عباس صفوی تصمیم گرفت به بیش از یکصد سال تصرف جزایر ایرانی خلیج فارس توسط پرتغالی‌ها پایان دهد. در شرایطی که سرداران بزرگ ایران همچون امامقلی خان گرجی بيگلربيگى فارس، جهانگیر خان حاکم بختیاری، حسين خان فیلی بيگلربيگى لرستان، صفى‌قلي خان حاكم همدان و مفت على بيگ لله در کوهرنگ بختیاری مشغول حفر کانال انتقال آب به اصفهان بودند، پرتغالی‌ها به تصرف جزایری دیگر در خلیج فارس پرداختند.

ولی حضور مخفیانۀ شاه عباس صفوی در بختیاری، همۀ معادلات را بر هم زد؛ وی پس از مذاکره با سردارانش دستور متوقف نمودن عملیات حفر کانال انتقال آب را صادر و دستور به آمادگی برای حمله به مواضع پرتغال در خلیج فارس داد.

در این لشکرکشی، جهانگیر خان به عنوان فرماندهی عملیات تصرف سواحل شمالی عمان انتخاب گردید تا ضمن اخراج پرتغالی‌ها از این مناطق، به ایجاد استحکامات پرداخته و تا مدتی در این منطقه جهت حفظ و حراست از تجارت دریایی بپردازد. این موضوع آنجا مورد توجه قرار می‌گیرد که قلعۀ صحار در شمال عمان توسط جهانگیر خان احیاء گردید و مدتی در این قلعه به حکومت پرداخت و سکه به نام شاه عباس ضرب کرد.

حضور بختیاری ها در عمان برای اخراج پرتغالی ها و انگلیسی ها و ساخت قلعه صحار در عمان
ایرانیان جهت تأمین آذوغه برای مدت زمان اقامتشان در احیای قلعۀ صحار، به سوی شبه جزیرۀ مسندم شامل مناطق «خصب»، «دبا» و «کمزار» حرکت نمودند. یکی از سرداران کُرد ایران نیز در «دبّا» و در مسیر بازگشت به سمت «صحار» در ساحل شرقی عمان با پرتغالی‌ها درگیر می‌شود و پس از رسیدن به جهانگیر خان، گروهی از سپاهیان ایران به این منطقه گسیل می‌شوند تا از ورود پرتغالی‌ها به این جزایر جلوگیری نمایند. همچنین در خصوص کوه «جبل اخضر» که در شبه جزیرۀ مسندم قرار دارد و از آن برای تهیۀ آذوغه بهره برده شده است نیز اشاراتی در منابع آورده شده است. ظاهرا گسیل این نیروها منجر به حضور دائمی بختیاری‌ها در این مناطق شده است.
پس از شکست پرتغالی‌ها و اخراج کامل آنها از خلیج فارس، جهانگیر خان به کوهرنگ بازگشت و مشغول به حفر کانال انتقال آب شد و شاه عباس شخصاً برای دیدار وی و دیگر سرداران ایرانی در کوهرنگ حاضر گردید. در این دیدار، امامقلی خان سپهسالار ایران به توضیح عملیات‌ آزادسازی خلیج فارس پرداخت و به فعالیت جهانگیرخان در آزادسازی سواحل عمان اشاره نمود که متن این سخنان در دسترس نگارنده است.

 منبع: تاریخ بختیاری، تألیف حسن آسترکی، در دست انتشار.

 

2 نظر

  • علی

    گویش کومزاری در شبه جزیره مسندم کشور عمان شاخه ای از گویش لری است. نام کومزار برگرفته از نام روستای خومه زار در نزدیکی نوراباد ممسنی می باشند.مسن دم ریشه در نام ممسنی( مه مسن= مه/ بزرگ ، مسن بزرگ)دارد.ممسنیها از دوره ساسانی در واحدهای ارتش ایران مامور به خدمت در یمن و بعدها تا دوره قاجار در عمان حضور داشته اند. ر


  • پولادوند

    درود بر شما بسیار مقاله مُفیدی بود. همانطور که در متن اشاره کردید لُرهای جنوبی که نزدیک سواحل هستند در گذر ایام بنا به دلایل اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی مجبور به مهاجرت شدند و در کشورهای حوزه خلیج سُکنی کردند و اصلاً این مهاجرتها در کُل تاریخ مسبوق به سابقه بوده و لُرهای جزیره مَسندُم عُمان و گویش کومزاری ریشه در مَمسنی خودمان دارد. کشور عُمان رابطه خوبی با ایران دارد به خاطر سرکوب کمونیستهای ظفار توسط ایران ، مردم عمان از ایران به نیکی یاد میکنند.



آخرین مقالات