شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

لرهای ایلامی

لرهای ایلامی

ایلام لرستان پشت کوه و مردمش لرتبارند

 

محدوده تاریخی لرستان فیلی

واژه فیلی منسوب به لرهاست اما این انتساب برای قشر خاصی از لرهای مقیم سرزمین لر کوچک نبوده است و تمام شاخه های لر کوچک را در بر میگرفته است. هر چند که در زمان جدیدتر کلمه فیلی عمومأ برای تمام منطقه پشتکوه لرستان به کار میرفت ولی باید دانست در منطقه پشتکوه هم تمام شاخه های لر کوچک ( مینجایی ، لک ، کلهر ، مهکی ) دیده میشوند. بنابراین همواره فیلی بر تمامی شاخه های لر در سرزمین لر کوچک و یا منطقه پشتکوه دلالت دارد و داشته است.

لرد جرج کرزن ( ۱۸۵۹ تا ۱۹۲۵ ) در کتاب "ایران و قضیه ایران" ، صفحه ۳۳۰ مینویسدفیلی ها ، لر کوچک یا لرستان صغیر ناحیه ای است بین دزفول در جنوب و حدود کرمانشاه در شمال و بین آب رود دز در مشرق و سرحد عثمانی در غرب که به دو حوزه تقسیم میشودپشتکوه ( ایلام ) و پیشکوه ( لرستان ) و جبال زاگرس که کبیرکوه میخوانند ، حد فاصل بین آنهاست تا استقرار خاندان قاجار بین این دو منطقه تفاوت سیاسی وجود نداشت.

آقا محمد خان قجر ، که به دلیل کینه از زندیه ، به همه لرها به مثابه دشمن نگاه میکرد برای تجزیه و تضعیف لرها و لرستان ، پیشکوه را از والی لرستان جدا کرد. از آن پس وی فقط به حکومت پشتکوه اکتفا نموده است. از اینجاست که منطقه ایلی فیلیها که سابقأ شامل همه لرستان کوچک بود در نزد عام به حوزه پشتکوه محدود شده است و فیلیها مشتمل بر همه افراد و جمعیتی میشود که در این ناحیه سکونت دارند.

اصلا خود پشتکوه قرینه پیشکوه است و نامهایی نظیر دهلران ، تل لالار و تل لارت و همچنین اکثر طوایف پشتکوه لرستان ( ایلام ) همگی در فامیلی شان "وند" دارند که خاص و ویژه ایلات و طوایف "لر" است.

از آن گذشته در تمام منابع و اسناد تاریخی ، به وضوح آمده که سکنه پشتکوه لر هستند و زبانشان هم لری است و از هشتصد سال پیش تا کنون جزء اتابکان لر کوچک و والیان لر فیلی بوده اند.

هوگو گروته که سال ۱۹۰۷ میلادی یعنی ۱۱۰ سال پیش به پشتکوه لرستان سفر میکند در سفرنامه خود صفحه ۲۸ مینویسددر پشتکوه یگانه زبان لری است ، از صد نفر حتی یک نفر هم فارسی نمیداند اما کسانی هستند که عربی صحبت میکنند.

دکتر اشمیت در کتاب راهنمای زبانهای ایرانی ، جلد دوم ، صفحه ۵۴۶ به زبان لری بغدادی در پشتکوه اشاره میکند.

فریدریش روزن ( Friedrich Rosen ) که سال ۱۸۵۶ میلادی در آلمان به دنیا می آید و دیپلمات و شرق شناس است در کتاب خاطرات شرقی ( سفرنامه پشتکوه لرستان ) در فصول دوم ، چهارم ، پنجم ، ششم و هفتم به لرهای پشتکوه و حاکمان لر آن دیار اشاره میکند.

مغلطه و سفسطه های پانکردها برای کردی سازی (همه کرد پنداری) راه به جایی ندارد چون ادعای آنان فاقد پایه ی علمی و اسناد مکتوب تاریخی است. پانکردها هیچ رد پایی در تاریخ منطقه نداشته اند.

سرهنگ ستاد رضاشاه پهلوی ، جناب غلامرضا رحمانی در کتاب "کهنه سرباز" جلد یک ، صفحات ۶۵ و ۵۵ به نسل کشی مردم لر پشتکوه ( ایلام ) اشاره میکند و مینویسدرضاشاه بزرگترین لشکرکشی حکومت خود را به فرماندهی سپهبد امیر احمدی ( قصاب لرستان ) را به لرستان کرد و فجیع ترین قوم کشی تاریخ معاصر ایران را رقم زد که نویسندگان و سیاسیون ایران بدلایل محافظه کاری یا ترس از بازگو کردن حقایق آن را از تاریخ معاصر ایران حذف کردند. سیاسیون قلم به مزد پان پارس با سکوت خود از تاریخ معاصر حذف کردند یا مذبوحانه سعی در وارونه نمایی آن کردند.

سرهنگ غلامرضا رحمانی در صفحه ۵۵ مینویسدیعنی لرها را واقعأ قلع و قمع کردند به طوری که پشتکوه ( ایلام ) برای سالها خالی از سکنه شد به همین جهت عنوان قصاب لرستان را به سپهبد امیر احمدی دادند. او همچنین در صفحه ۶۶ مینویسددر پشتکوه فقط آن عده ای از لرها که به عراق گریختند زنده ماندند و بقیه تمام کشته شدند.

ویلیام داگلاس در کتاب سرزمین شگفت انگیز صفحه ۱۷۷ مینویسدیکی از سرگرمی های سپهبد امیر احمدی ، شرطبندی بر سر مسافت دویدن اجساد بی سر لر بود. عبدالله مستوفی هم در کتاب شرح زندگانی من صفحه ۵۱۴ باز به قتل عام لرها توسط مزدوران رضاخان اشاره کرده است.

مرحوم جعفر شهری در کتاب قلم سرنوشت صفحه ۲۸۹ مینویسدرضاشاه پهلوی در یکی از کشتارهای لرستان بیش از ۱۸ هزار نفر را کشت و ۱۰ هزار نفر را زنده زنده سوزاندند و بیش از ۱۴۰ هزار نفر هم در جابه جایی و تبعید و اسارت نابود شدند. دکتر داریوش رحمانیان در کتاب "ایران بین دو کودتا" ، چاپ دوم ، صفحه ۱۳۰ مینویسددر عملیات جنگهای لرستان برای نخستین بار نیروی هوایی عملیات نیروی زمینی را پشتیبانی میکرد و این امر در توفیق قشون نظامی در سرکوب مردم لر بسیار موثر افتاد. و در صفحه ۱۳۸ مینویسدسرکوب لرها با روشی بسیار خشن و تند و قتل عام گونه به اجرا گذارده شد و به نابودی سکنه آنجا انجامید.

دکتر روح الله بهرامی در کتاب سلسله والیان لرستان در صفحه ۱۳۴ و ۱۳۵ متن قسم نامه سران طوایف کرد کرمانشاه را آورده که قسم خوردند رضاخان را در قتل عام لرهای پشتکوه یاری دهند و این کار را هم انجام دادند.

در عملیات انفال سال ۱۹۸۸ صدام حسین ، دیکتاتور عراق ، مردم، لر فیلی ، ساکن شرق عراق را قتل عام کردند که حاصلش ۲۲ هزار شهید لر فیلی بود. در این نسل کشی ۲۶۹ نفر از کردهای همکار صدام ، بر ضد لرهای فیلی اقدام کردند که بعدها بعنوان مجرم شناخته شدند ولی بجای محاکمه توسط دولت اقلیم کردستان عراق ، مورد عفو قرار گرفتند!!!

 نقشه جغرافیایی ایران در سال 1306

نقشه تقسیمات سیاسی ایران سال 1306

16 نظر

  • از ايلام

    هرچند می‌دانم که شاید همه اقوامی که ذکر آنها خواهد رفت، همه آن چیزی نباشد که در استان ایلام کنونی وجود دارد! اما مطمئن هستم 95 درصد آنها هم کسانی هستند، که در ادامه به آنها خواهم پرداخت. ناگفته پیداست که هم اکنون فرهنگ غالب فرهنگ مهکی است، که به نظر بسیاری از بزرگان زبان شناسی ایران و جهان تفاوت چندانی با گویش لک‌تباران لرستانی ندارد، هرچند تفاوت‌های بسیار جزئی دیده می‌شود و این را در زبان فارسی تهرانی با فارسی اصفهانی هم می‌توان دید، یعنی مخارج حروف و برخی اصطلاحات تفاوتی جزئی دارند، اما چیزی که مسلم است و تاریخ نگاران کُرد و لُر و فارس در نوشته‌های خود به آن اشاره کرده اند، این است که استان ایلام روزگاری به درازای چند صد سال لر نشین بوده، و همه اینانی که الان خود را ((کرد)) می‌دانند، دارای اجداد مشترکی با لرستانی‌ها هستند. چه شده است، که بعد از گذشت 80 سال فرهنگ کردی غالب شده، همان چیزی است که بنده با کندوکاو و پرس و جو و تحقیق دریافته‌ام، که در این مجال برخی را ذکر خواهم نمود. باید پذیرفت مردمی که اینک در استان ایلام روزگار را به سر می‌برند، از نظر زبانی تفاوت فاحشی با کردهای کردستان اعم از سورانی و کرمانجی و... دارند و در عوض شباهت بسیار زیادی به لک تباران لرستانی دارند. اثبات این نکته احتیاجی به آسمان و ریسمان دوختن ندارد.


  • فرازمند

    خوازم = خواستن ، گرفتن و ازدواج کردن / خالو = دایی / دویت = دختر / ساوا یا زاوا = داماد / وه رک = بره / منال = بچه ، کودک / چه خوید = چه میخای / چه خوای = چه میخوری / ته رسه قل = موتور سه چرخه .


  • مهاجرت کردها به ایلام در دوره پهلوی

    کردها بعد از عزیمت والی لرستان پشتکوه ( غلامرضا خان ) به بغداد ، بازوی نظامی رضاخان محسوب میشدند و به علت خوش خدمتی به رضاخان در قتل عام و نسل کشی لرهای پشتکوه ، جنوب آبدانان را به عنوان تیول سیاسی و نظامی دریافت کردند در حالیکه پشتکوه قرینه پیشکوه ( لرستان ) بود و هویت لری منطقه را میشود از نام شهرها ( دهلران ) و طوایف لر زبان مثل:کاید خورده / شوهان / ملکشاهی / رشنو / سلاحورزی / دریکوند / میرها / دیناروند / بیرانوند / جودکی و … که در این منطقه مستقر بودند تشخیص داد. کردها به علت مزدوری و خوش خدمتی برای رضاخان اوایل سلسله پهلوی به این منطقه کوچانده شدند که بیشتر تابع تصمیمات سیاسی دولت مرکزی بود. قیام عشایر لر را سرتیپ خزاعی فرمانده لشکر شرق که از عربهای خزاعی مشهد بود به کمک کلهرها سرکوب کرد و خیلی از نظامیان حکومت پهلوی کلهر بودند مثل:سپهبد عبدالعلی بدره ای / برنجیان / سرتیپ رکن الدین مختاری / سرتیپ سهرابی و … که بخاطر خوش خدمتی به رضاخان پهلوی به این درجات رسیدند. در کتاب کهنه سرباز ، جلد یکم ، صفحه ۶۵ ، که خاطرات سرهنگ ستاد غلامرضا رحمانی است آمده:یعنی لرها را واقعأ قلع و قمع کردند به طوری که پشتکوه ( ایلام ) برای سالها خالی از سکنه شد به همین جهت عنوان قصاب به او ( امیر احمدی ) دادند. حالا مورخان و سیاسیون قلم به مزد پانکرد با سکوت خود این واقعیتها را از تاریخ معاصر حذف کرده اند یا مذبوحانه سعی در وارونه نمایی حقایق دارند. دکتر روح الله بهرامی در کتاب سلسله والیان لرستان ، صفحه ۱۳۴ و ۱۳۵ نمونه ای از قسم نامه های امرا و سرکردگان کرد ( محمد امیر اعظم ، سالار ارفع ، بهرام ، رستم و … ) را می آورد که چگونه با عاملان رضاخان در جهت سرکوب و نسل کشی لرها همکاری تام و تمام داشته اند. لرهای فیلی در دوره صفویه و قاجاریه به واقع ناظم ایران غربی بودند. حسین خان فیلی والی لرستان در مقابله با عثمانی اکثرأ مقدمه الجیش سپاه ایران بود و در این مأموریتها همواره پیروزی خدمت میکرد ! این موقعیت در بازماندگان او تا اواخر قاجاریه و انقراض والیان لر فیلی ادامه داشت. نکته قابل توجه و مهم اینکه والیان لر فیلی عهدنامه خانوادگی داشتند که هیچگاه با دولت مرکزی ایران مقابله نکنند و همین یکی از عوامل اصلی مهاجرت والی پشتکوه ( غلامرضاخان ) به عراق عرب بود زیرا در آن سوی مرز نیز صاحب املاک و نسق بود و مسافرخانه و کاروانسرا و باغات داشت. در سراسر دوره صفویه تا پایان قاجاریه نیروی نظامی والیان لر فیلی یکی از منظم ترین سپاهیان تدافعی و تهاجمی بودند و در بین ایالات ایران کسی را یارای برابری با توان لشکری لرهای فیلی نبود زیرا از شیوه منحصر خدماتی و تسلیحاتی و رده بندی پیشرفته برخوردار بودند و بارها تهاجمات دولت عثمانی را دفع کردند و دولت مرکزی ایران با احترام تمام و اهداء القاب و عنوان با آنها رفتار میکرد. والیان لر فیلی هیچگاه فریفته استمالت و تحبیب خارجی ها نشدند.


  • میرزایی

    باسلام طوایف لر استان تهران هم که با توجه به مستندات موجود که بیش از دویست سال در شمال شرقی تهران تا جلگه ورامین در امتداد رودخانه جاجرود سکنی گزیده اند هم این ادعا رادارند که از لرهای پشتکوه والی از طایفه شاه نظرعلی هستند لذا در لهجه ای که هم اکنون صحبت می کنند مشترک بین لهجه های لکی ولری وبعضا کلمات کردی را می توان مشاهده کرد.خواهشمند است راهنمایی کنیید


  • مهاجرت کُردهای عراق به ایران

    در بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۳ شمسی کشور ایران مرتباً میزبان پناهندگان کُرد عراقی بوده که به واسطه بحرانهای پیش آمده مجبور به مهاجرت به ایران شدند! بعد از سال ۱۹۷۵ میلادی/۱۳۵۴ شمسی و عقد قرارداد الجزایر مابین ایران و عراق بر سر اروند رود، دوباره کُردهای عراق به استانهای مرزی ایران مهاجرت کردند! سال ۱۳۶۶ و در پی بمباران شیمیایی حَلبچه بیش از ۴۰ هزار کُرد عراقی وارد ایران شدند! دوباره در جنگ خلیج فارس بین آمریکا و عراق حدود ۱۶ هزار کُرد عراقی وارد استانهای غربی ایران شدند! سال ۱۳۷۰ ارتش بعثی عراق برای مقابله با شورش مردم کُرد عراق در《عملیات انفال》با بمباران و تخریب شهر و روستاها، مردم کُرد را وادار به آوارگی کردند و ۴۵۰ هزار آواره کُرد عراقی در ۳۶ نقطه کرمانشاه استقرار یافتند!!! به گفته مهندس ابراهیم رضایی استاندار وقت کرمانشاه در سال ۱۳۸۱ و با حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق بیش از ۲۲۰ هزار کُرد عراقی به ایران آمدند!!! ارتش عراق از سال ۱۹۶۳ میلادی (۱۳۴۲ شمسی) تا ۱۹۸۸/ ۱۳۶۷ بیش از ۴ هزار روستای کُردنشین هم مرز با ایران را نابود کرد (۲۵%جمعیت کردها) و آنان را مجبور به مهاجرت یا تبعید به ایران کرد! شیخ مردوخ کردستانی در《تاریخ کرد و کردستان》صفحه ۸۵ مینویسد: محل اصلی کردهای جاف که هم اکنون در کرمانشاه ساکن هستند سلیمانیه عراق بوده است! کردهای جاف از عراق و مرز ترکیه به ایران مهاجرت کردند و به عنوان نیروی نظامی و مزدپرور در خدمت ارتش رضاخان بودند و با قتل عام مردم قوم لر، دست به پاکسازی قومی در کرمانشاه و پشتکوه (ایلام) زدند و املاک لرها را به زور تصاحب و به کردهای جاف مهاجر از سلیمانیه و دیاربکر عراق دادند. کردهای جاف در دوره قاجار اصلاً ساکن ایران و کرمانشاه نبودند و در عراق سکونت داشتند و این حضور کنونی آنها در کرمانشاه به واسطه فشار اعراب عراق و کرمانج های ترکیه بر آنان بوده که سبب شده کردهای جاف به کرمانشاه مهاجرت کنند. طبق《گزارش فرهاد میرزا والی کردستان》درباره یاراحمد جاف یاغی معروف، حضور کُردهای جاف در کرمانشاه مربوط به پس از قاجار و دوره رضاخان است (کتاب یکصد سند تاریخی دوره قاجار، ابراهیم صفایی، سند شماره ۶۶).


  • ایلام هویت لُری داشته و دارد

    در اوایل سلطنت رضاشاه، پُشتکوه لُرستان را به نام ایلام نامگذاری کردند که البته اگر در رابطه با محدوده عیلام باستان نام گذاشته شده است، جای تردید است! تمدن عیلام باستان هم طبق نظر اکثر باستان شناسان مثل:والتر هینتس در کتاب شهریاری عیلام/رومن گیرشمن در تاریخ ایران قبل از اسلام/پروفسور مارسلا رمپوف هلندی/دانیل تی پاتس در کتاب تاریخ عیلام/پیر آمیه در تمدن عیلام/دکتر پرویز رجبی در تاریخ ایران باستان صفحه ۶ / دکتر شیرین بیانی در جلد۲ تاریخ ایران باستان ص ۱۹ و پیرنیا در جلد یک تاریخ ایران باستان اشاره کردند که مردمان لُر دقیقأ بر جایگاه تاریخی و زیستی عیلامیان باستان نشستند. ولی کُرد در منابع اسلامی_عربی معنی قومی نداشته و فقط بر《شیوه زندگی رمه گردانی و شبانی》دلالت میکرده! استخری درقرن سه هجری در کتاب المسالک و الممالک ص ۹۷ ضمن برشمردن رموم و طوایف فارس آنها را کُرد یعنی گله داران بیابان توصیف میکند. حمزه اصفهانی دیلمیان را اکراد طبرستان و عربها را اکراد سورستان نامیده! دکتر مارتین وان بروینسن و ولادیمیر ایوانف و دیوید مکنزی و ریچارد نلسون فرای و خانم دکتر لمبتون عقیده داشتند که کُرد بر پدیده رمه گردانی و زندگی عشایری دلالت داشته نه نام قومی واحد! زبانهای کردی چهار شاخه متفاوت و متمایز با فونتیک و گرامر خاص خود را دارد! اگر فقط تاریخ اتابکان لُر را مد نظر قرار دهیم از ۸۵۰ سال پیش حضور مکتوب در پشتکوه (لرستان غربی) دارند اما گروه خودکُردپندار هیچ مدرکی ندارند که ثابت کند ۴۰ سال در پشتکوه سابقه دارند! گروهکهای سایبری کُرد سعی دارند در عرصه ملّی تمام داشته های مردمان لر را از سرزمین و مشاهیر و تاریخ و فرهنگ و آداب و رسوم بنام خود مصادره و معرفی کنند! مدخلهای ویکی پدیا هرجا نام لُر بوده (چه لک چه مینجایی چه بختیاری) را به کرد تغییر دادند! در هیچ عکس تاریخی گُلونی را در میان کردها نمی بینید و تا همین اواخر نمیدانستند که چیست؟ولی الان در کُنسرتها و پوسترها دارند از آن با نام《یک شال کردی》حرف میزنند! اصلا به لباس کردی توجه کردید؟این لباس اصلاً بومی منطقه نیست چون در یک منطقه سرد کوهستانی جواب نمیدهد این یک لباس کاملا وارداتی از ترکیه و عراق است! چرا در عکسهای قدیمی بزرگان ایل کلهر شال و ستره بر تن دارند؟ چرا ردا و چوقای لری بر تن مردم ایلام است؟ چطور لباس کردی فراگیر شد؟ چون مردم لر هیچ رسانه و تریبون و مدیایی ندارند پانکردها از این ضعف ما دارند سؤ استفاده میکنند. متأسفانه ضعف شناخت تاریخی ما از نیاکان و تاریخ پر افتخارمان بزرگترین عامل این کردنمایی هاست! مقایسه سابقه درخشان مردمان لُر با کرد ناسزا به زمین و آسمان است! مردمان لر موسس تمدن هفت هزار ساله عیلام باستان هستند، کاشف مفرغ و برنز است، بزرگترین گنجینه باستانی در غار کلماکره پلدختر پیدا شد.لرها حکومت تشکیل دادند در تمام تحولات از جمله انقلاب مشروطه، ملی شدن نفت، جنگ و انقلاب حضور داشتند و هیچوقت تجزیه طلب نبودند. هنری راولینسون میگه:زبان لرها با دیگر ساکنین زاگرس فرق دارد! بارون دوبد در سفرنامه لرستان و خوزستان مینویسد:ایلات و طوایف لر خود را از کرد متمایز میدانند! اسکار فن نیدر مایر در کتاب زیرآفتاب سوزان ایران ص ۵۵ از لُرهای سنجابی نام میبرد!اگر منابع تاریخی را رصد کنید مشخص میشود کی اصالت خود را از دست داده! ایلام اصالتی لُری دارد.روستاهای لرزبان آبدانان: جابرانصار_پشت قلعه_هفت چشمه_شمشیرآباد_شهرک هزارانی_ماهوته_چم کبود_گرزآباد_تلور_جودکی_دوستعلی وند_سرپله_شهر مورموری_لرغه_تپه حمام علیا_آبطاف_تپه حمام سفلی_چم شالان_سیاهگل_چشمه شیرین_ژیور (حیدروند که اصالتأ لر گلال زیری هستند) و عرب زبانان آبدانان درویشهای پشت قلعه اند و اصالت لری دارند! بیش از ۶۰ درصد شهرستان آبدانان لُر هستند. اگر با کهنسالان دهلُران که جوانانشان خودکُردپندار شدند صحبت کنید اصالت خود را لُری ذکر میکنند. ایلات ایلام مثل: ارکواز_ملکشاهی_خزل_کاهیرده_عمله از قدیم جزء《قیطول والیان لر فیلی》بودند. کاهیرده در دهلُران و ایل بزرگ شوهان در مهران لُر هستند. دره شهرم اکثرأ میر، زینی وند، کولیوند، جودکی، بیرانوند، رشنو، حسنوند دیناروند، ناصرعالی، سلاحورزی و دریکوند هستند. موسیانم کامل لر هستند. تمام متون قدیم حتی سی سال پیش ایلام را لُر زبان میدانستند. هوگو گروته آلمانی در سفر 1907 به پشتکوه مینویسد: در پشتکوه یگانه زبان《لُری》است! متون جدید هم کاملأ مغرضانه نوشته شده و هرجا نام لُر را دیدند سریع سانسور کردند و صحت و سقمشان مورد تأیید نیست و کارشان خالی از قوم مداری نبوده و تفکر پانکردی پشت آن سطور مخفی است. در کتاب (میر نوروز شاعر ناشناخته لر) اثر دکتر کرم علیرضایی در ص ۵ آورده:میرنوروز بزرگترین شاعر لُر اهل ایلام است! میرنوروز چهارصد سال پیش نوه شاهوردیخان آخرین اتابک لُر بوده است و اهل دهلُران بوده و قبرش در زیر بستر چشمه آبگرم دهلران (سرگه رو) قرار دارد. به دستور غلامرضا خان والی در منطقه تخت خاتون واقع در ۳۴ کیلومتری ایلام بر روی سنگی به عرض یک متر و طول دو متر مختصری از《تاریخ والیان لُر》آورده شده که به خط فارسی است و تاریخ لرستان فیلی را بررسی میکند و سندی است بر اینکه ایلام اصالتی لری داشته و دارد. در سفرنامه ابودلف که متعلق به سال ۳۴۱ هجری است و توسط مینورسکی تصحیح شده در صفحه ۱۲۲ مینویسد:ده بالا (شهر ایلام) مکان مشهوری در لرستان غربی (پشتکوه) میباشد و محل اقامت والی اخیر پشتکوه بوده است! و در صفحه ۱۲۳ مینویسد:در سراسر لرستان پلهای شگفت آور مربوط به زمان ساسانیان وجود دارد که خود نشانه ای از سعادت و عمران منطقه مزبور در زمان گذشته میباشد. جعفر خیتال در کتاب مجموعه آرا درباره ساکنین ایلام (پشتکوه والی) ص ۱۱۳ مینویسد:نمیتوان منطقه پشتکوه را بطور مجزا از لرستان بررسی کرد! و درصفحه ۱۲۴ مینویسد:رزم آرا و مینورسکی و ایزدپناه و بریون ساکنین پشتکوه را لُر نامیده اند و در صفحه ۱۲۰ مینویسد:طوایف پُشتکوه در جنوب غربی لرستان بادیه نشین بودند و به لرهای فیلی معروفند! فرهنگ و زبان کردی در زمان معاصر همزمان با《نسل کشی لرها توسط رضاخان》شیوع یافت که طوایف کُرد به عنوان متحد رضاخان عمل کردند و مراتب از هم پاشیدگی ایلات و عشایر لر را فراهم کردند. در کتابهای《کهنه سرباز》،《قلم سرنوشت؛ جعفرشهری》،《کتاب خاطرات سپهبد امیراحمدی》،《جغرافیای نظامی لرستان اثر رزم آرا》به هویت لُری ایلام اشاره شده است.


  • حسین قلی خان ابوقداره《سردار اشرف》

    حسین قلی خان والی مقتدر لرستان پشتکوه (ایلام کنونی) ملقب به القابی مانند : سردار اشرف، صارم السلطنه و ابوقداره از والیان بسیار بانفوذ دوران قاجاریه و هم عصر با ناصرالدین شاه فاجار بود. ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه برای برقراری امنیت در قلمرو اش بارها از وجود حسین قلی خان والی بهره برد و وی به علت شهامت و شجاعتش مورد توجه و لطف شاهزاده قدرتمند قاجار قرار گرفت به طوری که در زمان عروسی پسرش جلال الدوله ، حسین قلی خان ابوقداره را به تهران دعوت کرد و در این سفر بود که حسینقلی خان با ناصرالدین شاه دیدار کرد و به پاس خدماتش مورد تقدیر قرار گرفت و پسر ارشدش غلامرضاخان به ترتیب القاب : صارم السلطنه و فتح السلطنه را دریافت کرد. در سنگ نوشته های زیادی که از حسین قلی خان ابوقداره برجای مانده است سرزمین تحت حکومت خود را نه پشتکوه بلکه لرستان فیلی مینامد!!! برای لقب ابوقداره حسین قلی خان دلایل زیادی آمده است از جمله دلایلی که برای این لقب می آورند معانی چون قوه و قدرت پدر شمشیر است. برخی میگویند در زمان عثمانیها تعدادی از اعراب مرز ایران به چنگوله حمله کردند که به وسیله حسین قلی خان دستگیر و گوش آنها را بریده و سپس آزاد کرد تا قدرت والی پشتکوه به گوش حکام بغداد برسد به همین خاطر لقب ابوقداره گرفت. در تمام دوران حکومت حسینقلی خان ابوقداره هیچگونه تنشی بین والی و حکومت مرکزی ایران به وجود نیامد. گرچه میتوان نوعی سیاست بی اعتمادی را از دو طرف نسبت به یکدیگر مشاهده نمود به دلیل نیاز متقابل دو طرف بهم ، این بی اعتمادی به درگیری منجر نشد و والی همواره در راستای منافع دولت مرکزی حرکت میکرد. ژاک دمورگان فرانسوی در این رابطه مینویسد : قدرت حسین قلی خان در آن زمان مشهور بود این آخرین بقایای ملوک الطوایفی ایران است که هرچند بخشهای لرستان که در سمت چپ سیمره واقع اند از آن جدا شده و لرستان در نظر بومیان چندان شهرت و قدرت قبل را ندارد به هنگام عبور از کوههای لرستان از هر کس بپرسیم که از این کوهها که چون دیواره ای جلوی افق برافراشته شده اند کدامند با احترام زیادی پاسخ می شنیدیم : مال والی پشتکوه یا ملک والی است. حسین قلی خان ابوقداره و عثمانیها : مرزهای ایران و عثمانی همواره نا آرام بود این نا آرامیها از زمان صفویه شروع شد و تا پایان قاجاریه نیز ادامه یافت. لرستان پشتکوه در مرز ایران و عثمانی قرار داشت ومعادن نمک ، مراتع و همچنین رودخانه کنجان چم که به داخل خاک عثمانی میریخت از موارد اختلاف میان والیان پشتکوه با عثمانیها بود. حسینقلی خان در اوایل حکومتش با دولت عثمانی در منطقه باغشاهی که جزو قلمرو عراق بود درگیر شد و توانست منطقه باغشاهی را به قلمرو خود بیفزاید و آن را ضمیمه خاک پشتکوه کند. منطقه باغشاهی در مرز پشتکوه با عراق و در بین زرباطیه و علی غربی قرار دارد. حسین قلی خان در مرزها همیشه با اقتدار کامل عمل ممیکرد. اختلافات مرزی در عهد وی شدید بوده والی پیوسته با اعراب عثمانی در حال جنگ و مکرر آنان را تا کرانه دجله عقب رانده است و بارها موفق به گرفتن غنایمی از آن قوم گشته است. لرد کرزن معتقد است یکی از دلایل اختلاف با عثمانیها دستبردهای والی بدانجا بوده و مینویسد : وی از راه کوت العماره با بغداد خرید و فروش میکند و به خاک عثمانی دستبرد میزند و این موضوع سبب اختلاف دائمی ایران و عثمانی است وی برجسته ترین سرکرده زنده مرزی است و میگوید قادر است ۳۰ هزار سرباز بسیج کند. نباید از حق گذشت که حسینقلی خان ابوقداره در حفظ کردن مرز ایران از تعرضات عثمانی بر طبق شواهد تاریخی از هیچ کمکی به نیروهایش دریغ نمیکرد این امر باعث شد از طرف حکومت مرکزی به درجه امیر تومانی (ژنرالی) نایل شود. حسین قلی خان مرکز حکومتش را از دهلران به حسین آباد انتقال داد و به دستور او در مقر حکومت ، قلعه ، حمام ، باغ و عمارت احداث شد که هنوز آثار یک قلعه در کنار رود کنجانچم به چشم میخورد. حسینقلی خان ابوقداره پس از ۶۸ سال زندگی به سال ۱۳۱۸ قمری درگذشت و در وادی السلام نجف مدفون شد. بعد از او پسرش غلامرضاخان والی حاکم پشتکوه لرستان شد و توانست در یک نبرد جانانه در منطقه مهران سپاه عثمانی را شکست دهد. رضاخان پس از خلع احمدشاه قاجار برای اینکه حکومت مرکزی قدرتمندی ایجاد کند والی پشتکوه که حالت ملوک الطوایفی و خودمختاری داشت را مزاحم خود میدید پس برای او ایجاد مزاحمت کرد و از او خواست که به تهران بیاید ولی غلامرضاخان که از سرنوشت شیخ خزئل و دیگر بزرگان ایلات و عشایر ایران آگاه بود از اینکار امتناع کرد و به حالت قهر و ناراحتی در سال ۱۳۰۷ شمسی به بغداد رفت و دیگر برنگشت. از سال ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۲ شمسی ایلات و عشایر لر در برابر قشون رضاخان سنگر گرفتند و با وجود رشادتها و دلیریها بخاطر خیانت برخی افراد نفوذی شکست خوردند در دوره پهلوی برای اینکه از قدرت لرها بکاهند لرستان پشتکوه و پیشکوه چند صباحی جزو خوزستان (استان ششم) محسوب شد که در دهه ۵۰ لرستان به شکل فرمانداری کل و سپس در سال ۵۲ به شکل استان درآمد و سپس پشتکوه نیز به همین شکل در سال ۵۳ استانی مستقل شد و نام جدیدالتأسیس ایلام را بر آن نهادند.


  • اعتراض ملک الشعرای بهار به نامگذاری ایلام

    اعتراض ملک الشعرای بهار به نامگذاری ایلام: تغییر نام پشتکوه لرستان به ایلام : در سال ۱۳۱۴ خورشیدی بنا به نظر و تصویب فرهنگستان زبان فارسی ، نام حسین آباد را به ایلام تغییر دادند که اعتراض اشخاصی چون ملک الشعرای بهار را در پی داشت. بهار در این زمینه مینویسد : من در سال ۱۳۱۳ در اصفهان تبعید بودم در جراید خواندم که بعد از هجرت والی پشتکوه به بغداد ، دولت حاکمی نظامی به حسین آباد فرستاده و اخیرأ وزارت فرهنگ اسم آن را ایلام ، اعلام داشته است. بیدرنگ نامه به وزارت فرهنگ نوشتم و توضیحات کافی دادم که تمام این محل ماسبذان یا سیروان بوده است و هرگاه صلاح نمیدانید باز هم آن را پشتکوه بنامید لااقل همان نام تاریخی قدیمی سیروان را به آن بنهید چرا که ایلام اولأ به آنجا نمیخورد و نام مملکتی وسیع بوده است شامل تمام خاک أنشان یعنی شامل : خوزستان ، خاک ارجان ، کوه گیلویه ، بختیاری ، لرستان پیشکوه و پشتکوه تا برسد به همدان و لذا هیچ مناسبتی ندارد شما یک قطعه ی کوچک را به این نام بنامید!!! مهدی وزین افضل در کتاب تاریخ ایران باستان ، صفحه ۲۶ مینویسد : کشور عیلام باستان شامل خوزستان ، لرستان ، بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد میشد و نام قدیم کشور عیلام ، آلامتو بود. حالا نام ایلام با وجود اینکه تناسبی با این سرزمین نداشت همچنان بر این سرزمین باقی مانده است!!!


  • وجه تسمیه واژه《کُرد》

    درکتاب (بدایع اللغه) که فرهنگ کردی_فارسی است نوشته《علی اکبر وقایع نگار کردستانی》در صفحه ۲۶ آمده:کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و صفحه ۱۴۴ ذیل واژه کُرد نوشته:طایفه ای صحرانشین کم فهم را گویند خصوصأ چنانکه مشهور است که لفظ کُرد مبدل کرت است که به معنی کوتاه باشد و طوایف صحرانشین چون در فهم و عقل قصور دارند مسمی به این اسم شده اند! دکتر علی اکبر نیک خلق درکتاب《جامعه شناسی عشایرایران》صفحه ۲۰ مینویسد:تاریخ نویسان و جغرافیدانان از تمام ایلات و عشایر ایران تحت عنوان (اکراد) نام میبرند که تنها کردها را در بر نمیگیرند بلکه همه چادرنشینان غیرعرب را نیز شامل میگردد! فرهاد نعمانی در کتاب《تکامل فعودالیسم در ایران》صفحه ۴۵۱ مینویسد:در زبان فارسی واژه کُرد بر چوپان و شبان دلالت دارد!دکتر محمدمعین در《فرهنگ لغت مُعین》ذیل واژه کُرد نوشته:ایرانیان قدیم دیلمیان را《اکراد طبرستان》و اعراب را《اکراد سورستان》مینامیدند. حمزه بن حسن اصفهانی (۲۷۰_۳۵۰ قمری) در کتابش《سنی ملوک الارض و الانبیاء》دیلمیها را اکراد طبرستان نامیده و آورده که رمه گردان و کوچرو هستند! در گویش طبری واژه کُرد به معنی چوپان است! اکنون در مازندران این واژه به چوپان گوسفند اطلاق میگردد حتی در《واژه نامه طبری》نوشته دکتر صادق کیا در صفحه ۱۶۶ واژه کرد را《چوپان گوسفند》معنی کرده است. در زبان پهلوی همانطوری که در کارنامه اردشیر بابکان هم آمده واژه کُرد به صورت کورتان یا کوریتان به معنی شبانان آمده است! در کتاب اسرار التوحید نوشته ابوسعید ابی الخیر درقرن ۴ هجری آمده که:کرد بود و گوسفند دار! دکتر یعقوب احمدی درکتاب《جامعه شناسی ایلات وعشایر》صفحه ۷۸ آورده که:گروههای چادرنشین را در گذشته عمدتأ با نام (اکراد) یاد میکردند! منظور اکثر مورخین از کُرد یا اکراد بیشتر شامل اقوامی است که دارای زندگی شبانی بودند و از طریق دامپروری و کوچ نشینی امرار معاش میکردند بنا به نوشته ایران شناس معروف پروفسور ریچارد نلسون فرای در کتاب《عصر زرین فرهنگ ایران》صفحه ۲۷ آمده که:نام کُرد در بسیاری از منابع عربی_اسلامی و نیز در متن پهلوی کارنامه اردشیر ساسانی به همه بیابانگردان قطع نظر از اینکه ایشان از لحاظ زبانی یا نژادی با کردان امروزی پیوند داشتند یا نداشتند اطلاق شده است فی المثل مردمان لُر را کُرد دانستند همچنان که بلوچها_کرمانیها_شیرازیها_دیلمیها و اعراب را هم کُرد دانستند! در گزارشهای اسناد لانه جاسوس《ویژه نامه کردستان》شماره۳۱_صفحه۳۷آمده:کردها منسوب به قبایل نینوا هستند که قبل از میلادمسیح در منطقه بین النهرین میزیستند! کردها جزو هلال خضیب (داسه بارور) هستند و از نظر نژادی《سامی》محسوب میشوند. بنا به نوشته حمدالله مستوفی در کتاب (نزهه القلوب) صفحه ۲۹ آورده شده که:این منطقه از اواخر دوره سلجوقی (سال ۷۴۰ هجری) برای اولین بار کردستان نامیده شد!


  • مطلق گرایی پانکُردیسم

    کردها محصور در کوهستانند و جغرافیای شکننده و آسیب پذیری دارند و به آبهای آزاد هم دسترسی ندارند به همین خاطر میخواهند با جعل تاریخ به《توسعه ارضی》و منابع آب_نفت_گاز دست پیدا کنند. آنان درحال تبدیل شدن به خطرناکترین تهدید برای هویتهای مستقل منطقه هستند. چرا باید به این زیاده خواهان اعتماد کرد؟ ایلامی که امروز خودکُردپندار شده حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به پانکُردها بوده است! آنها به همه میگویند شما کُرد بودید!گفتارشان را به ایده هایی ربط میدن که از لحاظ علمی، دروغ بودن آنها با شواهد تجربی و عقلی اثبات شده است! ادعاهای کذبشان را در لفافه ای از علم پنهان میکنند و به خورد توده بیسواد میدهند! کردها حتی یک حکومت در چارچوب جُغرافیای خود نداشتند و همیشه بخشی از ساکنان دیگرکشورها بودند! خانم دکتر لمبتون میگه: در قدیم به عشایرگله دار《کُرد 》میگفتند. بین فرهنگ لرهای شیعه با کردهای سنی تفاوت مذهبی_فرهنگی و نوع جهان بینی آنقدر زیاد است که نمیتوان در یک گروه واحد قرارشان داد! کُرد سوران زبان کرمانج را نمیفهمد. زبان اورامی شبیه گیلکی است و خود را دیلمی میدانند! گورانی در ابتدای عصرصفوی و با ترکیب مهاجران مثل: شیرازیها_کولیها_قلخانیها ایجاد شد!حتی اردشیرکشاورز که ازمهاجران دیاربکر به کرمانشاه هستند درمصاحبه ای اعلام کرد که: سنجابیها از یاسوج به کرمانشاه آمدند! ازعصرصفوی وشاه عباس روند مهاجرت ایلات لُر که خصوصأ ناسازگار بودند را به قزوین_ورامین_ری_خوار_لوشان و دیگرنقاط کوچ و تبعید کردند! مسعود کیهان مؤلف کتاب《جغرافیای مفصل ایران》ایلات کرمانشاه را لک و گوران دانسته است! کوردها طبق نظر《شرفنامه بدلیسی》از بلوچستان و شرق ایران به محل کنونی آمدند حتی پوشش بلوچ و کرد شبیه بهم است! عموم مورخین و جغرافیانویسان اسلامی، زبان اکراد را درقرون اولیه اسلامی عجمی نوشته اند! مقدسی صفت جامع و فراگیر《کرمانشاه》را زبان فارسی ذکرکرده است! مسعودی نیز به ماهات (کرمانشاه) اشاره کرده و آنرا محل اُسکان پارسیان دانسته است! منسوب نمودن کردها به ماد قطعأ درست نیست! چون اطلاع ما از مادها محدود به منابع یونانی است و هیچ کتیبه_شی منقوش_بنای تاریخی و سنگ نبشته ای اذعان یا اشاره ای نکرده که کُرد همان ماد است! ادعاها بیشتر متکی به فرضیه است تا نقل سند! خود اکباتان به ترکی یعنی قلعه بزرگ! همدان شمالش ترک و جنوبش لر است حالا چطور شد ماد؟ مسعودی درکتاب"التنبیه والاشراف"صفحه ۸۴ و اصطخری جغرافیدان سده چهارم در"مسالک و ممالک" صفحه ۸۹ کردها را《غیرایرانی》دانسته اند! کردها در سده های گذشته فقط درناحیه اردلان بودند ولی به توصیه خارج نشینان (که سر در آخور بیگانه دارند و نوکر اربابان چشم آبی هستند) طایفه ای و گروهی به حاشیه شهرها مهاجرت کردند و کم کم با رشد جمعیت ادعا کردند که ما بومی اصیلیم و شما مهاجرید!!!مثل مهاباد که اسم اصلیش سویوق بلاغ بود و الان تمامشو گرفتند همین بلارو سر ارومیه هم دارن میارند! اینها هیچ حکومت، تاریخ و ردپایی در منطقه ندارند لذا منتقدان و مخالفانشان را با ناسزا و توهین رگباری از سر راه برمیدارند! خود کردها زبان مردم منطقه را در جدولی دسته بندی کردن و به اون ارجاع میدهند! آخه منبع و سندتون چیزی است که خودتون طراحی کردید؟ کافیه تو تاریخ یک《سلسله یا شخصیت مبهم》باشد سریع سر و کله کردها پیدا میشود! بی اطلاعی و استنباطات غلط منشأ تاریخ حدسی کردهاست. با مطلق گرایی، جزم اندیشی و خشونت میخواهید دنیای بهتری برای خودتان و دیگران بسازید؟


  • مطلق گرایی پانکُردیسم

    کردها محصور در کوهستانند و جغرافیای شکننده و آسیب پذیری دارند و به آبهای آزاد هم دسترسی ندارند به همین خاطر میخواهند با جعل تاریخ به《توسعه ارضی》و منابع آب_نفت_گاز دست پیدا کنند. آنان درحال تبدیل شدن به خطرناکترین تهدید برای هویتهای مستقل منطقه هستند. چرا باید به این زیاده خواهان اعتماد کرد؟ ایلامی که امروز خودکُردپندار شده حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به پانکُردها بوده است! آنها به همه میگویند شما کُرد بودید!گفتارشان را به ایده هایی ربط میدن که از لحاظ علمی، دروغ بودن آنها با شواهد تجربی و عقلی اثبات شده است! ادعاهای کذبشان را در لفافه ای از علم پنهان میکنند و به خورد توده بیسواد میدهند! کردها حتی یک حکومت در چارچوب جُغرافیای خود نداشتند و همیشه بخشی از ساکنان دیگرکشورها بودند! خانم دکتر لمبتون میگه: در قدیم به عشایرگله دار《کُرد 》میگفتند. بین فرهنگ لرهای شیعه با کردهای سنی تفاوت مذهبی_فرهنگی و نوع جهان بینی آنقدر زیاد است که نمیتوان در یک گروه واحد قرارشان داد! کُرد سوران زبان کرمانج را نمیفهمد. زبان اورامی شبیه گیلکی است و خود را دیلمی میدانند! گورانی در ابتدای عصرصفوی و با ترکیب مهاجران مثل: شیرازیها_کولیها_قلخانیها ایجاد شد!حتی اردشیرکشاورز که ازمهاجران دیاربکر به کرمانشاه هستند درمصاحبه ای اعلام کرد که: سنجابیها از یاسوج به کرمانشاه آمدند! ازعصرصفوی وشاه عباس روند مهاجرت ایلات لُر که خصوصأ ناسازگار بودند را به قزوین_ورامین_ری_خوار_لوشان و دیگرنقاط کوچ و تبعید کردند! مسعود کیهان مؤلف کتاب《جغرافیای مفصل ایران》ایلات کرمانشاه را لک و گوران دانسته است! کوردها طبق نظر《شرفنامه بدلیسی》از بلوچستان و شرق ایران به محل کنونی آمدند حتی پوشش بلوچ و کرد شبیه بهم است! عموم مورخین و جغرافیانویسان اسلامی، زبان اکراد را درقرون اولیه اسلامی عجمی نوشته اند! مقدسی صفت جامع و فراگیر《کرمانشاه》را زبان فارسی ذکرکرده است! مسعودی نیز به ماهات (کرمانشاه) اشاره کرده و آنرا محل اُسکان پارسیان دانسته است! منسوب نمودن کردها به ماد قطعأ درست نیست! چون اطلاع ما از مادها محدود به منابع یونانی است و هیچ کتیبه_شی منقوش_بنای تاریخی و سنگ نبشته ای اذعان یا اشاره ای نکرده که کُرد همان ماد است! ادعاها بیشتر متکی به فرضیه است تا نقل سند! خود اکباتان به ترکی یعنی قلعه بزرگ! همدان شمالش ترک و جنوبش لر است حالا چطور شد ماد؟ مسعودی درکتاب"التنبیه والاشراف"صفحه ۸۴ و اصطخری جغرافیدان سده چهارم در"مسالک و ممالک" صفحه ۸۹ کردها را《غیرایرانی》دانسته اند! کردها در سده های گذشته فقط درناحیه اردلان بودند ولی به توصیه خارج نشینان (که سر در آخور بیگانه دارند و نوکر اربابان چشم آبی هستند) طایفه ای و گروهی به حاشیه شهرها مهاجرت کردند و کم کم با رشد جمعیت ادعا کردند که ما بومی اصیلیم و شما مهاجرید!!!مثل مهاباد که اسم اصلیش سویوق بلاغ بود و الان تمامشو گرفتند همین بلارو سر ارومیه هم دارن میارند! اینها هیچ حکومت، تاریخ و ردپایی در منطقه ندارند لذا منتقدان و مخالفانشان را با ناسزا و توهین رگباری از سر راه برمیدارند! خود کردها زبان مردم منطقه را در جدولی دسته بندی کردن و به اون ارجاع میدهند! آخه منبع و سندتون چیزی است که خودتون طراحی کردید؟ کافیه تو تاریخ یک《سلسله یا شخصیت مبهم》باشد سریع سر و کله کردها پیدا میشود! بی اطلاعی و استنباطات غلط منشأ تاریخ حدسی کردهاست. با مطلق گرایی، جزم اندیشی و خشونت میخواهید دنیای بهتری برای خودتان و دیگران بسازید؟


  • الاکراد طائفه من الجن

    حدیثی نبوی صلی الله تعالی شأنه علیه و سلم فرموده:الاکراد طاعفه من الجن! و این حدیث در کتاب فقهی《شرح لمعه》و اکثر کتابهای تاریخی و دینی وجود دارد (کتاب بدایع اللغه علی اکبر وقایع نگار کردستانی صفحه ۱۹). در《تاریخ ابن خلکان》و کتاب《قصه و امم》که درباره علم انساب عرب و عجم است آمده که:اَکراد از نسل عمرو مزیقیا میباشند که اجدادشان از ملوک《یمن》بودند و به ولایت عجم مهاجرت کردند! و حتی شعری هم در این مورد هست که میگوید:لعمرک م الاکراد من نسل فارس_و لکنه کردین عمرو بن عامر = سوگند به جان شما کرد از نسل فارس نیست بلکه کرد فرزند عمرو بن عامر است و عمرو و پدرش از ملوک یمن بوده و بعد از آن به شام منتقل شدند و مذهب کرد (من أوله إلی یومنا هذا) از ابتدا تا کنون تسنن و پیرو شافعی و حنفی بوده است. کُرد در《فرهنگ لغت عربی لاروس》جلد ۲ _صفحه ۱۷۰۴ به معنی راندن ستور (چهارپایان) است و مرد کوتاه قد هم معنا میدهد. کُرد در فرهنگ بدایع اللغه صفحه ۱۴۵ به معنی《چوپان و گوسفند چران》آمده است! هات در کُردی یعنی آمد و در فرهنگ لغت عربی لاروس جلد ۲ صفحه ۲۱۰۰ نیز به همین معناست! توز در کردی یعنی گرد و غبار و در ترکی هم نیز بدین معناست. چپلاخه در کردی یعنی سیل و در ترکی هم به همین معناست.


  • تورم لحظه ای قلمرو کُرد

    مدتها رویکرد رسانه ای قومگرای پانکرد اینگونه بود که وجود قوم مستقلی بنام لر را منکر میشدند و قلمروی قوم کرد را تا انتهای زاگرس و سواحل خلیج فارس ادامه میدادند با افزایش آگاهی نسبی بین لرتباران ناشی از گسترش شبکه های اجتماعی این ترفند گروه های فعال کردی با شکست مواجه شد اما حالا با شگرد جدیدی جلو آمدند امروزه نه تنها وجود ، قدمت و گستره قوم لر را انکار نمیکنند بلکه حقیقت لرتبار بودن کلهر / لک و فیلی آشکارا تصدیق میشود اما این بار کلیت قوم لر به عنوان یکی از ۴ شاخه ملت کرد! معرفی میگردد! همانطور که حقه ها و دسایس قدیمی نافذ نشد این کلک شما نیز توسط جوانان آگاه لر نیز نقش بر آب میشود.


  • واژه کُرد

    در دوران اسلامی به تمامی طوایفی که در کوهستانهای زاگرس به صورت شبانی و کوچروی امرار معاش میکردند عنوان "کُرد" داده شد. نام کُرد در بسیاری از منابع عربی و نیز در متن پهلوی کارنامه اردشیر ساسانی بیابانگردان قطع نظر از اینکه از لحاظ زبانی یا نژادی با کُردان امروزی پیوند داشتند یا نداشتند اطلاق شده است. فی المثل همه مردم لرستان را کُرد میدانستند، همچنان که عشایر خوزستان و بلوچ و دیلم و کرمان را هم کرد میدانستند (عصر زرین فرهنگ ایران، ریچارد نلسون فرای، ترجمه مسعود رجب نیا، صفحه ۲۷)


  • منابع تاریخی چه میگوید؟

    منابع تاریخی متعددی وجود دارند که بر لُر بودن طوایف کرمانشاه و کلهرها صحه گذاشتند: در کتاب《زیر آفتاب سوزان ایران》نوشته اسکارفن نیدرمایر صفحه ۵۹ هویت کلهرها را به قوم لُر نسبت میدهد و مینویسد: کنسول ایرانی برایمان تعریف کرد که حاکم کرمانشاه《امیرمفخم》درحال حاضر با قوای بسیار در سرپل ذهاب به سر میبرد و با《لرهای کلهر》که از پرداخت عوارض خود استنکاف کرده اند درحال جنگ است. اسکندر بیگ ترکمان مورخ دوره صفویه در جلد اول کتاب《عالم آرای عباسی》آورده: کلهرها پیوند و شباهت عجیبی با لرها دارند. بارون دوبد در صفحه ۴۲۹ سفرنامه اش کلهر را جزو ایلات پشتکوه لرستان آورده و گفته: طایفه های پشتکوه به نام فیلی معروفند و پشتکوه را همواره بخشی از لرستان دانسته و در صفحه ۴۲۷ گفته: لرستان به دو بخش پیشکوه و پشتکوه تقسیم میشود. در کتاب《کردان گوران》صفحه ۹۲ آمده: گورانها اصالت لری دارند. دکتر فریچ خاورشناس آلمانی کلهر و لُر را یکی میدانست. میرزا خانلرخان اعتصام الملک (نایب اول وزارت امور خارجه) در صفحه ۷۱ کتابش کلهرها را با هویت لُر ثبت کرده و مینویسد: محمدحسن خان سرتیپ، حاکم کلهر در آن ایام از کرمانشاهان مرخص و روانه محال خود گردید بعد از ورود او بر ایل و《الوار کلهر》خبر رسید که و...حافظ هم شعری دارد با عنوان: کاش حافظ پسر احمد کلهر بودی_دوغ و دوشابه خور و شوخ و لر بودی. حافظ اتفاقی کلهر را با لُر نیاورده بلکه پیوند و شباهتی بینشان بوده که باهم آمدند. ناصرالدین شاه در سفرنامه اش اهالی اطراف سرپُل ذهاب را لُر ثبت میکند او در صفحه ۸۲ کتابش از سنگ سفیدی در حوالی سرپُل ذهاب میگوید که لرها اهالی آن منطقه میباشند برای این سنگ حکایتی دارند البته ناصرالدین شاه در صفحه ۶۲ همان کتابش اهالی حومه《طاق بستان》را هم لُر ثبت میکند در این مورد نمیتوان گفت ناصرالدین شاه اشتباه کرده زیرا او به اندازه کافی مشاور و تصحیح کننده در اختیار داشته است. ناصرالدین شاه در سراسر سفرنامه اش (صفحات ۶۲_۷۲_۷۴_۱۶۹) طایفه زنگنه کرمانشاه را با پیشوند لُر و بصورت "لُر زنگنه" درج کرده است. همچنین کتاب منتخب التواریخ در صفحه ۵۳ زنگنه را در مجموع طوایف لُر قرار داده است. درکتاب《دایره المعارف سرزمین و مردم ایران》صفحه ۴۰۱ چنین میخوانیم: در عصر مغول قسمت شمالی جاده قصرشیرین به کنگاور جزو کردستان و قسمت جنوبی این جاده جزو لرستان بوده و کرمانشاه بصورت ده کوچکی درآمده است. مرز لُرفیلی در غرب با عربهای دشت آشور و در شرق با ترکهای همدان به خوبی روشن است زیرا که زبان لُری فیلی سنخیتی با زبانهای عربی و ترکی ندارد! اما این مرز درحد شمالی بخاطر هم ریشه بودن با کردها نامعلوم است و میتوان این حد را جاده قصرشیرین به کنگاور دانست. علی اکبر وقایع نگار کردستانی در کتاب《بدایع اللغه》صفحه ۲۳ کرمانشاهان را داخل سرزمین لرستان میداند و مینویسد محل و مسکن جماعت لُر از اصفهان گرفته تا به سرحد شوشتر و دزفول و یکطرف آن به عراق و یکطرف آن به کردستان سنندج و یکطرف آن به همدان متصل است و کرمانشاهان نیز داخل لرستان است و طوایفی که ذکر میشود همگی از قوم لُر منشعب شده اند: طایفه بختیاری/ طایفه بیستیاروند/ طایفه سنجابی/ طایفه جلیلوند و...روشن است که آقای وقایع نگار طایفه سنجابی کرمانشاهان را در زمره طوایف لُر قرار داده و در کتاب《زیرآفتاب سوزان ایران》اثر اسکارفن نیدرمایر صفحه ۶۵ سنجابی را لُر دانسته است. در مورد طایفه سنجابی یاید گفت که ایل سنجابی یا بخشهایی از آن در زمان سلطنت نادرشاه از حدود کُهگیلویه به مناطق کرمانشاه کوچانده شده اند (کتاب مقدمه ای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران صفحه ۲۶۳).در تأیید وجود مردمان لُر در کرمانشاه《یاسنت لویی رابینو》چنین نوشته: کرمانشاه دارای شمار بسیاری روستا است که در بیشتر آنها کردها و لُرها زندگی میکنند (رابینو صفحه ۳۴، ۱۳۹۱) و باز در ادامه مینویسد: بزرگترین فرآورده های این ایالت پس از گندم، پشم است و رَمه های بزرگ کردها و لُرها در تپه های سرسبز این ایالت درحال چرا هستند (رابینو صفحه ۳۴) او همچنین در مورد وجود زبان لُری در کرمانشاه میگوید: بیشتر روستاهای کرمانشاه از گویشوران کردی و لُری هستند. جلیل ضیاء پور (۱۲۹۹_۱۳۷۸) درکتاب پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستاییان ایران سال ۱۳۴۶ مینویسد: اهالی کرمانشاه را در دو محدوده کرد و لُر میداند و چنین نوشته: منطقه کرمانشاهان که مرکز آن کرمانشاه است و در جنوب کردستان و شمال لرستان قرار داد با اینکه دارای مردمی مختلف با خصوصیات و گویشهای متنوع است بخش شمالی آنرا کردها و جنوبی را لُرها اشغال کردند. کتاب《سفرنامه هوگو گروته》که سال ۱۹۰۷ به غرب ایران سفرکرده در صفحات ۸۸ و ۸۹ قضیه حمله کرندیها، سنجابیها و کلهرها به کرمانشاه را این چنین توضیح میدهد: روز و شب صدای تیراندازی قطع نمیشد، گروهی تیر می انداختند زیرا از کسی واهمه نداشتند بقیه شلیک میکردند برای اینکه میترسیدند و عده ای دیگر نیز میخواستند صرفاً به همسایگانشان بفهمانند که آنها نیز تفنگ دارند در خیابانها و دروازه های شهر پیروزی با لُرها و کردها بود. همچنین در ادامه ضمن توصیف شهر کرمانشاه مینویسد: بعد از گردش در محله های مختلف این شهر و معدود بناهای دیدنی اش آشنا شدم کردها و لُرهای تا دندان مسلح و زائران کربلا در کوچه های تنگ در رفت و آمد بودند. در《سالنامه ۹۲ ایلام》اکثریت مردم ایلام را اصالتاً لُر برشمرده اند. در قائده اراگتیو زبان، شناسه بجای چسبیدن به فعل به مفعول میچسبد مثلاً بجای آب خوردم میگویند آوم خوارد=آب مرا خورد! مردم برای آسان کردن مکالمه این کلمات را کوتاهتر میکردند تا به آسانی سخن برانند. قائده اراگتیو نشان قدمت پایین زبان کردی است! مردم ایلام و کرمانشاه هیچکدام با این قائده سخن نمیگویند و این نشان میدهد که این مردم کُرد نیستند بنده اصراری ندارم که ایلام و کرمانشاه لُر هستند ولی هرچه هستند، کُرد نیستند چون برخلاف کردها طبق قائده اراگتیو سخن نمیگویند


  • پلاستیک سازی

    پلاستیک سازی از دیگر دروغهای شاخدار که متأسفانه از سوی همین افراد زودباور و ساده لوح در گروهها و کانالهای تلگرامی دست به دست میشد این بود که: لرهای بختیاری اصالتاً کرد هستند! جالب اینکه برخی افراد ناآگاه این ادعای صد درصد کذب را باور کرده اند و در دورهمی های مجازی به آن استناد میکنند!《دزدان هویت》ازحدود یکصد سال گذشته تاکنون برای جعل هویت مناطق لُرنشین اقدامات راهبردی زیادی انجام دادند که متأسفانه تاحدودی هم موفق بوده اند. کردی سازی استانهای ایلام (لُرستان پُشتکوه) و کرمانشاه که محل زندگی لرهای لک و مینجایی میباشد و نیز راه اندازی《رادیوکردی》در استان کرمانشاه، در سالهای پیش از انقلاب را میتوان دراین چارچوب تحلیل و تفسیر کرد.تجزیه طلبان که در دهه های اخیر به دنبال جداسازی استانهای کردستان و آذربایجان غربی بودند؛ حالا دیگر چند سالی است که به خیال واهی خود میخواهند لُرستان را هم ضمیمه کردستان بزرگ کنند.چندی پیش دریکی از کانالهای تلگرامی عکسی از《پل کشکان چگنی》واقع در شهرستان چگنی منتشر شد که در پایین آن نوشته شده بود: پل کشکان واقع در《کردستان جنوبی!》بر اثر القائات و تبلیغات پیدا و پنهان پانکردها در استانهای کرمانشاه و ایلام در دهه های اخیر نسلی《خود کردپندار》پا به عرصه گذاشته که کاملاً به پیشینه تاریخی و قومی خود پشت پا زده و هویت هزاران ساله خود را انکار می کند!



آخرین مقالات