🔀آخرین مقالات

لرهای لک

لرهای لک

 

اثبات کورد نبودن لرها و لر بودن لک ها؛

لغتنامه دهخدا لک‌ها را ساکن کرمانشاه، همدان، اصفهان و کردستان معرفی می‌کند. دانشنامه ایرانیکا لک‌ها را به همراه لرها در یک دسته قرار داده و سکونتگاه آنها را عراق عجم در مناطق کوهستانی غرب و جنوب غرب ایران معرفی می‌کند. ایرانیکا در ادامه طرهان، کوهدشت، بخش‌هایی از خرم‌آباد و مناطق بین رودخانه کشکان و سیمره را به عنوان سکونتگاه مردم لک معرفی می‌کند.دانشنامه جهان اسلام در توصیف سکونتگاه مردم لک؛ دلفان، سلسله ، طرهان، منطقه بالاگریوه، شهرستان خرم‌آباد و به طور کلی غرب و شمال غربی استان لرستان را سکونتگاه مردم لک معرفی می‌کند

 

نظر خود را درباره این مطلب درج فرمایید.

 

مقدمه ای راجب کرد ها :

ولادیمیر الکسیویچ ایوانف میگوید: نام کرد در سده های میانه، نامی بود که بر همه رمه گردان و کوچ گران ایرانی اطلاق میشد.
مکنزی میگوید: اگر به حدود دوران گسترش امپراطوی عربها نگاه کنیم، خواهیم یافت که عنوان کرد با رمه گردان و کوچ گر به یک معنی است.
مارتین فان براینس میگوید: نام قومی کرد که در منابع قرن نخست اسلام دیده میشود بر یک پدیده رمه گردانی و شاید واحدهای سیاسی نامیده میشد و نه یک گروه زبانی. چندین بار حتی واژه «کردهای عرب» در منابع نام برده شده اند.
در کارنامه اردشیر بابکان؛ کرد در معنی عشایر بکار رفته و منظور از کردن با لرهای امروزی است.
در زبان طبری نیز واژه کرد بمعنی چوپان است.

 

و اما دلایل لر بودن لک ها و رد نظریات جعلی و دروغ پانکردها در کرد خواندن اقشار لر:

مهمترین دلیل: در انتخاب نام استان ها معمولا اسامی انتخاب میکنند که با اکثریت مردم همخونی داشته باشد نه اقلیت مردم . همونطور که میدانید و خود مردم لک واقف هستند 70درصد مردم استان لرستان را لک ها تشکیل میدند. یعنی نامیدن استان لرستان را با نام لر استان بیشتر بخاطر مردم لک بوده که 70 درصد این استان را شکل میدهد . خنده دار هست اگر بخایم تکذیب کنیم

 

 

[[زین‌العابدین شیروانی]] نویسنده کتاب تاریخی [[بستان‌السیاحه]] در سدهٔ نوزدهم، لک‌ها به عنوان یکی از ایل‌های [[لر]] می‌نامد.{شیروانی، زین‌العابدین، بستان‌السیاحه، تهران: کتاب‌خانهٔ سنایی، حدود ۱۹۸۰.}

در دوران معاصر نیز ح. ایزدپناه نویسنده فرهنگ لکی، کرد دانستن لک‌ها را یک «سوءتفاهم» و ناشی از استفاده واژه [[کرد]] از قدیم در معنی مردمان کوچ‌نشین ایرانی‌تبار در سراسر منطقه می‌داند.{ایزدپناه، ح. فرهنگ لکی، مؤسسه فرهنگی جهانگیری، تهران ۱۳۶۷خ، ص ده (مقدمه).}

 

۱- "'''معین الدین نطنزی'''" مؤلف کتاب (منتخب التواریخ) به سال ۸۱۶ هجری لک‌ها را یکی از طوایف اصلی قوم لر می‌داند و می‌نویسد:

چون قوم لر در آن موضع (مانرود) بسیار شدند و بعد از آن هر قبیله به جهت علفخواری (چرای احشام) رو به موضعی نهادند، بعضی به لقب و بعضی به اسم موضعی که قرار گرفتند نام قبیله بدان مشهور شد، مثل روزبهانی، فضلی، داود عباسی، ایازکی، عبدالمالکی و ابوالعباسی که به نام پدر موسوم اند و سلوزی، جنگروی، لک، هسته، کوشکی، کارند، سنوبدی، الانی، زخوارکی، براوند (بیرانوند)، زنگنه، مانکره‌ای، رازی، سلگی و جودکی که به اسم مواضع خود مشهورند.{منتخب التواریخ، معین الدین نطنزی، سال 816 هجری}

همان‌طور که واضح است او لکها و نیز زنگنه‌ها و بیرانوندها را که لک زبانند، در زمره قوم [[لر]] می‌داند.

 

۲-"'''اسکندر بیک ترکمان'''" مورخ دوران صفویه در جلد اول کتاب مشهور (عالم آرای عباسی) لک‌ها را لر و مناطق لک نشین را جزء لرستان و لرکوچک ذکر می‌کند، او می‌نویسد:

مجملآ طوایف لر کوچک که در ولایت خرماباد، خاوه، الشتر، صدمره و هندمین اقامت دارند از قدیم‌الایام به تشیع فطری و ولای اهل بیت و طیبین و طاهرین موصوفند و مؤلف نزهت القلوب به شرح قصبات و مواضع لر کوچک را به تفصیل مرقوم نساخته آنچه معلوم ذره حقیر گشته ولایت مذکور بر جانب جنوبی عراق (اراک) واقع گشته عرض آن یک طرف به ولایت همدان و قلمرو علیشکر متصل و طرف دیگر به الکاء خوزستان پیوسته طول آن از قصبه بروجرد تا بغداد و سایر محال عراق عرب قریب یکصد فرسخ است.{(عالم آرای عباسی، جلد اول، ص 469)}

در این کتاب مناطق اصلی لک نشین یعنی الشتر و خاوه که همان دلفان است از طوایف لر کوچک دانسته شده و با حدودی که برای ولایت لر کوچک مشخص شده یعنی از همدان تا خوزستان و از بروجرد تا بغداد؛ همه مناطق لک نشین جزء [[لر کوچک]] دانسته شده‌اند.

 

۳-'''میرزا محمد حسین مستوفی''' در رساله (آمار مالی و نظامی ایران در سال ۱۱۲۸) در دوره صفویه، قوم لر را ایرانی الاصل دانسته و آنها را مشتمل بر چهار طایفه می‌داند:فیلی، لک، بختیاری و ممسنی.{(فرهنگ ایران زمین، جلد 20، ص 406-409)}

دراین رساله مرکز لرفیلی را [[خرم‌آباد]] و طایفه [[زند]] را از [[لر]]‌های [[لک]] دانسته است.

 

۴-"'''حمید ایزدپناه'''" ادیب، شاعر و نویسنده لر در کتاب (فرهنگ لری) می‌نویسد:

در لرستان دو گویش لکی در شمال و لری فیلی در جنوب، شرق و غرب تکلم می‌شود. وی لکی را یکی از گویشهای اصلی قوم لر می‌داند. او معتقد است که لکی با لری فیلی زمینه‌های دستور زبانی و واژه‌های مشترک زیاد دارد و تفاوت آنها تنها آوایی است. به نظر وی زبان لکی، زبان ادبی لری می‌باشد.{فرهنگ لری، تألیف حمید ایزدپناه}

 

۵-"'''ایرج کاظمی'''" ادیب و نویسنده لرستانی که خود از لک زبانان دلفان است در کتاب (مشاهیر لر) گویش لکی را یکی از گویشهای مردمان لرزبان معرفی می‌کند.{کتاب مشاهیر لر، تألیف ایرج کاظمی دلفانی}

 

۶-"'''موسوی'''"در کتاب (سوگ سرایی و سوگ خوانی در لرستان) در تقسیم‌بندی زبان و گویش لرها می‌نویسد: لرها به گویش عمده لری، لکی و بختیاری صحبت می‌کنند.{(سوگ سرایی و سوگ خوانی در لرستان-موسوی)}

 

۷-"'''سکندر امان‌اللهی'''" نویسنده و انسان‌شناس بزرگ لر در کتاب (قوم لر) می‌نویسد:

گویش لکی جزو لری است که با گویش‌های هورامی و کرمانشاهی (کلهری) همبستگی زیادی دارد.{قوم لر، سکندر امان‌اللهی ، انتشارات آگاه تهران}

 

۸-"'''رحیمی عثمانوندی'''" در کتاب (بومیان دره مهرگان) که بی شک کامل‌ترین اثر در مورد مردم لک است. رحیمی در کتاب خود می‌نویسد:

لک‌ها در فرهنگ و منش‌های تباری با لر همانند و در تمام وجوه اعتقادی و کنش‌های فرهنگی و بومی با یکدیگر همسان و همانندند و تنها از حیث گویش تفاوت‌هایی با هم دارند.{(بومیان دره مهرگان) تألیف رحیمی عثمانوندی ، قوم لر، سکندر امان‌اللهی ، انتشارات آگاه تهران}

 

۹-"'''علیمردان عسگری عالم''' "مؤلف کتابهای (ادبیات شفاهی لر زبانان) و (فرهنگ واژگان لری) که خود از لک‌های الشتر است لکها را شاخه‌ای از قوم لر دانسته که پیشتاز عرصه شعر و ادب در غرب کشور هستند. وی واژه‌های لکی و فیلی را تحت عنوان فرهنگ واژگان لری گردآوری کرده است و قسمت عمده‌ای از کتاب ادبیات شفاهی لر زبانان را به ادبیات لکی اختصاص داده است.

 

10-"'''والتر هینتس''' " مؤلف کتاب شهریاری عیلام ، لرها را ساکنین اولیه ایران زمین می داند و اوج هنر ایران باستان را در برنز لرستان می داند . با توجه به کاسیت بودن مردمان لک و عیلامی بودن آنها ،  کورد بودن آنها غیر ممکن می باشد ، او در کتابش می نویسد : به قدرت رسیدن حکومت عیلامیان و قدرت یافتن سلسله عیلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهم‌ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پ. م. است. تا پیش از ورود مادها و پارسها حدود چهار هزار سال تاریخ سرزمین ایران منحصر به تاریخ عیلام است.

سرزمین اصلی عیلام در شمال دشت خوزستان بوده. فرهنگ و تمدن ایلامی از شرق رودخانه دجله تا شهر سوخته زابل و از ارتفاعات زاگرس مرکزی تا بوشهر اثر گذار بوده‌است. عیلامیان نه سامی نژادند و نه آریایی آنان ساکنان اولیه دشت خوزستان هستند. والتر هینتس در کتاب شهریاری عیلام ، عیلامیان را نیاکان قوم کهن لر میداند . قسمتی از متن کتاب : {{ تصویر موجود در آجر پخته محافظان داریوش ، که در 500 سال قبل از میلاد کاخ خود را با آن زینت داده بود ، دست کم سه نژاد را به وضوح مشخص کرده است . بعضی از محافظان سفید پوستند که به روشنی منظور از تصویر آنها نشان دادن پارسیان بوده است .

گروه دوم قهوه ای پوست ،که نمایانگر عیلامیان کوه نشین می باشند که امروزه به عنوان لُرها باقی هستند . در شمال شوشن لُرهای فعلی و در شرق و جنوب لر های بختیاری.اکثریت لُرها سیاه مو و قهوه ای پوست اند ، نژادی خشن که به زندگی در کوهستان ها عادت دارد و از دشت نشینان کمی بلندترند .

گروه سوم باید عیلامیان سرزمین پس کرانه باشند . حتی امروز هم افراد تیره پوست ، که به هیچ وجه سیاه پوست نیستند ، اغلب در خوزستان دیده می شوند ، ایشان اغلب خود را عرب می دانند و میان خود به عربی سخن می گویند ، به نظر میرسد که حتی جمعیت عیلام قدیم هم جمعیتی مختلط بوده است و از غیر بومیان تیره پوستی تشکیل می شده است که نژادشان معلوم نیست و از بین النهرین به عیلام نفوذ کرده بودند }}{کتاب شهریاری عیلام،نوشته والترهینتس،انتشارات ماهی}

 

11-"'''تیمور بیک یا تیمور لنگ''' "مؤلف کتاب (منم تیمور جهانگشا) در کتاب خاطراتش در فصل بیستم درباره سفرش به سرزمین لرستان توضیح می دهد و از مناطق اطراف رودخانه سیمره و ایلام که امروزه سکونتگاه لک ها هستند عبور می کند و مردم این مناطق را لر می نامد.{منم تیمور جهانگشا،مارسل بریون فرانسوی،کتابخانه مستوفی}.

12-تمام مردم لک طایفه زند و کریم خان زند را لک میدانند  ـ همونطور که شما میدانید و ماهم میدانیم و تمام مردم ایران میدانند کریم خان زند در تمام کتب برجا مانده از ایشان خود را لر نامیده است. ما برای اثبات ادعای خود از یکی از کتب قدمی با نام رستم التواریخ از صفحه مورد نظر عکس گرفتیم و در پایین برای همتباران نمایش میدیم

کتاب رستم التاریخ

کتاب رستم التواریخ جمله معروف کریم خان زند که گفته من لر هستم

 13-برای اطلاعات بیشتر میتوانید درین صفحه کلیک کنید

 14- نکته اخر : لر بودن لک ها چنان تابلو و مشخص هست که نیازی به تحقیق و تجسس نیست منتها در اخر زکر این نکته برای خوانندگان سایت لازم دیدم که لباس مردان و زنان لک کاملا لباسی لری هست . زنان لک حتی امروزه نیز از لباس لری محلی استفاده میکنند اما حدود کمی از مردان لک اگر چه لباس سنتی پدرانشان (لباس لری) شاید نپوشند اما عکس های قدمی بسیاری از بزرگان لک در دست هست که همه یا چوقا بر تن دارند یا شال و ستره لری که قابل کتمان نیست.  (عکس صفحه مربوط به موزه لباس مردم لک هست. چنانچه ملاحظه میکنید کاملا پوششی لری هست)

 

چوقای لکی

چوقای لکی (چوقا لباس باستانی لرهاست

1 نظر

  • Lak

    😳😳😳😳😳😳😳😳