🔀آخرین مقالات

لرهای بختیاری

لرهای بختیاری

بختیاری از اغاز تاکنون


 

 

 

منشا لغت بختیاری از لحاظ باستانشناختی.

 

 


ﻣﻌﻨﯽ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ عیلام ﻭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ


ﻧﺎﻡ ﺑﻮﻣﯽ ﺍﯾﻼﻡ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻠﺘﺎﻣﺘﯽ ‏( ﻫﻞ ﺗﻤﭙﺖ ‏) ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﯾﺰﺩ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺍﯾﺰﺩ ﻓﺮﺯﺍﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ . ﺧﻮﺩ ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻼﻡ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺳﻮﻣﺮﯼ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍِﻟﻮﻡ / ﺍﯾﻠﻮﻡ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺣﺮﻑ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭﯼ ﻧﯿﻢ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺑﺎﻻ / ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭﺍﻗﻊ ﺩﺭ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﺪﺍﯼ ﺁﺳﻤﺎﻥ ‏( ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻫﻮﻣﺒﺎﻥ / ﺧﻮﻣﺒﺎﺑﺎﯼ ﺍﺳﺎﻃﯿﺮﯼ ‏) ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ . ﻧﺎﻡ ﺍﯾﻼﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﮐﺪﯼ ﻫﻢ ﺍﯾﻞ - ﻻﻣﻮ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻣﺤﺮﻭﺳﮥ ﺧﺪﺍﯼ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﺮﻓﺖ . ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﻭﮐﺴﯿﺎﻥ ‏( ﻭﺧﺸﯿﺎﻥ = ﻣﺮﺩﻡ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﺪﺍﯼ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ‏) ﻭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ‏( ﯾﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﯾﺰﺩ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ‏) ﺍﺯ ﺗﺮﺟﻤﮥ ﻧﺎﻣﻬﺎﯼ ﻫﻠﺘﺎﻣﺘﯽ ﻭ ﺍﯾﻼﻡ ﻋﺎﯾﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﺎﻡ ﮐﯿﺴﯿﺎﻥ ﺍﯾﻼﻣﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﻤﺖ ﺟﻨﻮﺏ ﺍﯾﻼﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﻮﻣﺮﯼ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺎﯾﯿﻨﯽ ﮔﺮﻓﺖ . ﻧﺎﻡ ﻗﻮﻡ ﭘﺮﺍﺗﺎ - ﮐﯿﻦ ﺍﯾﻼﻡ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺮﺍﺑﻮﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﻭ ﺩﺍﻣﺪﺍﺭ ﺍﯾﻼﻡ ﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺳﺎﻧﺴﮑﺮﯾﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﺖ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻧﯿﺸﮑﺮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺯﯼ ﺍﺳﺖ .

 

ریشه نام بختیاری به عیلامیان مرتبط است

 معنی محتمل کیسی، اهواز، هویزه، خوزستان و اوکسی با معنای لغت امروزی "بختیاری" یکیست.

خوزستان یعنی سرزمین مردمان خوزی یا هوزی.

در سنگ نوشته های فارسی باستان که مربوط به 2500 سال پیش هستند برای نامیدن سرزمین ایلام(یعنی منطقه جنوب غربی ایران امروز و در بردارنده خوزستان امروز) واژه های  ʰŪja-  و ʰŪvja-  به کار رفته است . این واژه ها 24 بار در سنگ نوشته های داریوش یکم و یک بار درسنگ نوشته ای از خشایار شاه ثبت شده اند.

همین واژه ʰŪja- هوجا است که در زبان فارسی تبدیل به خوز شده است. واژه های  ʰŪjiya- ʰŪvjiya- نیز 7 بار در سنگ نوشته های داریوش یکن به کار رفته اند که در واقع صفت و به معنای "خوزی یعنی اهل سرزمین  ʰŪja- ʰŪvja- ‏" هستند. همین واژه   ʰŪjiya- است که در زبان فارسی تبدیل به خوزی شده است .

استرابون و پلینیوس از خوزستان به اسم "اوکسی" نام می برند. این استان با "ایلامیان" باستان و شوش کم و بیش مرتبط است. نام اهواز ، شوش و هویزه منعکس کننده ساکنین این منطقه در زمان ایلامیان بوده است.

در "برهان قاطع" آمده است: "نیشکر را از آن روی "خوز" می گویند که در خوز(خوزستان) فراوان یافت می شود".

 

نظر به کلمات خوَل(خوَذ) پهلوی و خویتی اوستایی به معنی شیرین، این معنی دارای اساس است. بنابرین نامهای اهواز و هویزه و خوزستان را میتوان به معنی محل نیشکر گرفت.

حتی نام باستانی "کیسی" را با توجه به کلمه سانسکریتی کیچَ - کَ (نی خیزران) می توان با نیشکر مربوط دانست. جالب است که نام "اوکسی" هم به صورت "ایکشو" در سانسکریت به معنی نیشکر است. اما نام "اوکسی" با توجه به واژه "خویتی" در معنی "خوشبختی" و شیرین کامی از سوی دیگر با کلمه اوستایی "وخش"(خوشبختی آور) و نام "بختیاری"(خوشبختی ها) مرتبط می نماید.

یعنی نام "بختیاری" با نام بومیان (عیلامی) مرتبط بوده است.

 

 

 به بیان ساده تر:در منابع کهن یونانی در نواحی جنوب غرب ایران از دو مردم به نام کیسیِن و اوکسیِن نام برده شده است که نام اولی به صورت کِسین در سانسکریت به معنی شیر شوُل است (در زبان لری بختیاری شوُل یعنی شیر و همینکه منطقه ای در لرستان بختیاری با نام شول آباد و مناطق لرهای ممسنی را شولستان گویند)

و نام دومی به وصورت وَخشین در اوستایی مترادف با بختیار به معنی خوشبخت است یعنی نامهای تاریخی کهن کیسین و اوکسین در سیر طولانی تاریخ به ترتیب تبدیل به شوُل(شولستان و الان ممسنی) و بختیاری شده اند که از این میان هویت قومی بختیاری ها بهتر بر جای مانده است.

کسانی که تا حدودی با زبان فارسی اشنایی دارند میدانند که بعضی از لغات در گذر زمان میمیرند و فرسوده میشوند و از واژگان زبان خارج میشوند و لغتی جدید البته با همان معنا و مفهوم جای گذین ان میشود. یک  مثال ساده بگویم:

مثلا پدران ما در گذشته می گفتند سجل اما امروزه دیگر این لغت کاربردی ندارد و جای خود را به شناسنامه البته با همان معنا و ماهیت داده است. ازین دست لغات بسیار زیادن که پرداختن به ان در بحث ما نمیگنجد

واژه اوکسین نیز در گذر زمان بار معنایی خود را ازست میدهد و جای خود را به لغت بختیار داده است 

 

نام ایل دامدار شول قدیم را که خویشاوند نزدیک شبانکاره بوده اند می توان با واژه سانسکریتی و اوستایی سورَ به معنی شجاع و دلیر و جنگی سنجید چه این مردم را متمایل به جنگ و پیکار معرفی کرده اند. گویا در شعر محلی بختیاری، "شوُل بختیار" به معنی"بختیار دلاور" است. اصلاَ در سانسکریت ریشۀ کلمۀ شیر درندۀ فارسی در واژه های شورَ و سهورَ به معانی شجاع و درنده و قوی و قهرمان که نامهایی بر شیر بوده اند، باقی مانده است. از اینجا معلوم میشود که شیر در مقام حیوان توتمی بختیاری ها شول نامیده می شده است که از همان ریشۀ شورَ ِ سانسکریت می باشد.

 

ریشه و منشاء قوم بختیاری بر اساس اسناد و مدارک موجود در سرزمین آنزانیان ( ایذه فعلی) که در پی خواهد آمد همگی حکایت از آن دارندکه خاستگاه و زیستگاه قوم بختیاری قبل از آمدن آریایی ها و هم زمان با ایلامی ها در منطقه ی فعلی در روزگار پیشین گسترش وسیع تری داشته است.  بختیاریان در دوره ی ایلام به نام اوکسیان – اوکسین ها- حیات ماندگار داشته است و در سرفصل های تاریخ اقوام بومی ایران پیوسته نام آنان به عنوان یکی از اقوام بومی قبل از آمدن، آریایی ها در دیار آنزان در دامنه های زاگرس میانی حضور خود را به اثبات رسانده و در دوره ی هخامنشیان پیوسته مطرح بوده است.

سیدمحمدعلی امام، محقق ایرانی، با استناد به نوشتار« استرابون» و به نقل از هرودت تاریخ نویس یونان باستان می تویسد:«اوکسیان ها (قوم فعلی بختیاری) زیستگاه زاگرس میانی را متعق به نژاد اصیل و قدیمی ایران زمین دانسته است و منشاء آن را از زمان به خشکی نشستن کشتی حضرت نوح (ع) می داند. که این قوم (اوکسیان ها) رو به مشرق و از سمت کوههای آرارات (ارمنستان) به سرزمین بختیاری فعلی کوچ و در آنجا مستقر گشته اند.»

«بارون دوبد» به استناد از تاریخ یونان (آینکوروس- گزانفون) می نویسد که این کوه نشینان زاگرس میانی (بختیاری فعلی) از نوادگان پاراتاکی paraetaci و آماردی Amrdi و ایشان کسانی هستند که در کتیبه ها و سنگ نگاره های تخت جمشید نیز نامشان مذکور می باشد.

 

خاستگاه قوم بختیاری آنزان

آنزان  سرزمین قوم اوکسیان، (بختیاری فعلی) است که قبل لز ورود آریایی ها(آریاها - هند و اروپایی) به ایران کنونی حکومت اشرافی ونظامی داشته اند. متون وکتیبه های عیلامی موجود در اشکفت سلمان و کوه فره(ایذه) دلیل بر صحت این ادعا است.

 

 

لغت   بختیاری   یک  لغت  عیلامیست

و

در گذشته با نام اوکسیان شناخته میشد

 




 

 

 

 

 

بیشتر بدانید : 

 


1ـ صفحه 138 کتاب ایران باستان نویسنده حدودات عیلام را به مـملکتی , که از این ولایت ترکیب یافته بود میداند : خوزستان ؛ لــرستـــــان؛ پشتــــــــکوه ؛ کـــــــوه های بـــــختــیاری

2ـ والتــر هیس باستان شناس در کتاب گمشده عیلام می نویسد :

(( تصویر گر در تصاویر آجر پخته محافظان داریوش ؛ در قصر شوش که در 500 قبل ازمیلاد..... از طرف دیگر ؛ گارد های قــــهوهای پـوست ممکن است نمــــــاینگر عیلامیان کوه نشین باشند که امــروز به عنوان لرها باقی هــستند : در شمال سوزیان لر های فیلی ودر شرق وجـــــنوب بختیاری ها. اکثریت لرها سیاه مو وقـــــــــهوه ای پوستند

نژادی خشن که به زندگی در کوهــستان عادت دارند واز دشت نشــــینان کمی بلند است .

تا 1000سال بعد از میـــــلاد ؛ جغرافیادانان عـرب در گوشه وکنار خوزستان به زبان غیر مـــــــفهومی برخورد کرداند . این زبان (خوزی )مسلمــا" اخرین شکل باقی مانده زبان عیلام بوده است . نام (خـــوزیان) به زبان پارسی قدیم بر می گردد . حتی داریوش کبیر ( 522ـ 486 هم اسمی از عیـــلام نشنیده بود ؛ بلکه فقط ان را به نام (هــوزا) می شناخت . هوزا ه ها مسلمــا" هـــمان نژاد عیلامی اوکســـیان های کوهــــــستان کوه نــشین؛  میان بهبهان و پرسپولیس ؛ محلی که بر راه میان شوش وپر سپولیس مســـــــلط بـــود ؛ ساکــــــن بوده اند وقتی ایــــــشان به عادت خود از سپاهیان مقدونی باج خواستند اســکندر نپذیرفت وتوانست ؛ گر چه به اشکال ؛ راه خود را در قلمــــرو ایشان بــزور بگشاید. وهمین مطلب در کتاب تاریخ ایران صــفحه 6؛5 دانشگاه پیــام نور آقای دکتر رجــبی آورده شده است.

(( قومی که در ایلام بنام اوکسیان = کوسیان = کی سیان )) حیات ماندگار داشته است ودر سر فصل های تاریخ اقوام بومی ایران پیوسته نام آنان به عنوان یکی از اقوام بومی قبل از آمدن آریائی ها در دیار (( انشان )) و آنزان ودر دامنه کوه های زاگرس حضــور خود را به ثبت رسانده ودر دوره سلسله هخامنشیان پیوسته مــطرح بوده واز شاهان هخامنشی به گاه عزیمت به شوش ـ پایتخت گرمسیری انان و یا هنگــام مراجعت به تخت جمشید در مـــسیر گذرگاه جاده شاهی که از دیار آنها می گذشت باج می گرفتند.



 3ـ هردوت  نیز بختیاری ها را از نژاد ایـــــرانی الاصل که از روزگاران کهن ؛ هـــــمواره ساکن باختر بوده اند ونام خود را از آن مکان گرفته اند ؛ وباخــتر را محلی بین عراق عرب ؛ همدان وپارس می دانند واین هـــــــمان منطقه ای است ؛که امــروز جایگاه ایل بختیاری است

(به نقل از نـشریه ایرانگردی وجهانگردی سابق نویسنده ایرج افشار)

 


4 ـ طرح مطالعات جامعه شناسی عشایری ؛ سازمان برنامه بودجه ,( ص2؛1)

 الف) در روزگاز باستان سرزمین فعلی بختیاری به (( عیلام یا عیلــم)) (مســـکن لــر بزرگ ) ولرستان به ((کـــشو یا کاسیت)) (مسکن لر کوچک) معروف بوده است(این مطلب در کتاب تاریخ بختیاری نوشته سردار نیز امده) در 30 قرن قبل از هجرت اهالی این دو منطقه متحــد شــــــده به کلده وبابل حمله وانجا را متصرف شــده وچنــــدین قــرن بر آنجا حکــومت می کنند . در 20 قرن ق .هـ  ایرانیان از مـــــشرق رسـتیده دو کشــور ((عیلام وکـــــشو)) را متصرف می شـوند . سرزمین عیلام بعدا" به انشان و یا انزان معروف شــد . یونانیان به عیلام اوجا یا حــوجا وبه سر زمینشان اوجــــــیا نام دادند . این واژه ها  بعدا" معرب شــده بصورت خــوز وخوزستان در آمدند .

 ب) هــوتم شینــدلــر می گوید : اوجا همان بختیاری می باشــد ((گوتی ها)) که طایفه ای از ساکنان قدیم زاگرس بوده اند ؛  در همسایگی ((لولوبی ها )) که ساکنان بلنــدیهای زاگــرس بــوده اند قرار داشــته اند .

ج )دیتـــر امان عقــیده دارد گـــــوتی ها فا تـــحین بابل بـــوده اند ؛ وبا نـــظر شـــندلر

که اهالی(( علـــیم وکـــشو )) را تســــــخیر کنندگان بابل بـــوده اند ؛ وبا نـــظر شیـــندلر که اهالی ((علـــیم وکـــشو )) را تســـخیر کنندگان بابل می دانـــد قابل تامل است.



5ـ طرح مطالعات جامعه شناسی عشایری ؛ سازمان برنامه بودجه(ص 3 )

 الف ) بــعد از ورود اعــراب به ایــــــران ؛ به علت کــوهستانی بــودن منطــقه بختــیاری وشرایط اقلـــیمی ؛ اعــراب چندان موفق به ورود در منطقه نشــدن ؛ در تاریخ ایــران کمبــریج جلــد چهارم می خوانیم ؛ که اهالی ایزج (ایـــــذه) وعشایر کوهستانی ان حــدود ؛ ابوموسی اشعــــــــری وســپاه او را به ســـتو آوردند..

ب ) در سال 300 هـ . ق ولایتی که شمالش کرمانشــا ه وجـــنوبش خوزستان وفارس بــود به دو قســمت لــر بزرگ (بختیاری ) ولــر کوچک (لــر ســتان) بین دو برادر به نامهای (( بــدر وابو منصــور )) تقســیم می شـــود . در قرن پنــجم هـ . ق اتابکان فضــلویه اعقاب این دو برادر را خــــــلع کردند . طی سالهای 338 تا 372 هــ . ش عضــدالدوله دیلـــمی تشــکیلات محــلی طــوایف بختــیاری را دوباره متحــد الشکل ساخت.

 

6 ـ نشــریه عشایر مرکــزی ایران . ص 103) صــفی نژاد هم با استــــناد به تاریخ گــزیده وشزفنامه بدلیسی به این نـــکته اشاره می کنــد

(( بختیاری ها از حملات عناصــر عــرب وتـــرک در طول دوران آشــوب آســوده بودنـــد ؛ شاید این امــر از آنجا ناشی شــده که در تشکیــلات ســیاسی ـ اجتماعی بختیاری ها همیـــشه یک ســپاه نظامی آمـــــــاده از جوانان تیــر انداز وجنگــنده ؛ نگهبان مـــرز ها ی جغرافیایی و اجــتماعی طوایف خــود بــوده اند .



7 ـ محقق و نویسنده در کتاب امثال وحکم بختیاری( ص 40)

((دیرینگی وقــدمت ایل بختیاری که بی شــک بازماندگان ایرانیان قــدیم(عیلام) هســتند و ســوابق تاریخی شش یا هفت هــزار ساله دارند ؛ در خــور توجه وپــژوهش است.))



8 ـ لوریـــمر یکی از مستشرقان در باره زبان ولــــهجه بختیاری ها به پـــژوهــش پرداخــته است که:

( بر اساس مشـــخصات جــسمی وروحـــی وعادات ؛ آنها را ایرانی الاصــــــل می داند ومــــــــعتقد است که پــــــناهگاه کوهســــــتانی آنها ؛ از جمله اعــراب مـــصونشان داشــته است ) بقایای هزاران شــیر سنگی که نماد شـیر مردان وزنان این دیار در جای جای کوهها و دشتــهای این ســـر زمین پراکنده است ؛ حکایتی از تاریخ پر فراز ونشیب مــردم این خــطه دارد. بنقل از کتاب امـــثال وحکم (ص 40)

9 ـ ایرج افشــار محقق ونویســنده معاصر می گوید.

(( لباس زنان بــــــختیاری شباهت زیادی به لباس زنان زرتشــتی دوره ســــاسانی دارد و زبان پهلوی زمان ساسانیان نزدیک است و از واژه های عمومی ترکی وعربی بهره نمی گــیردند.))



10 ـ تاریـــخ ایران بقلم دکتر پرویز رجبی  انتشارات دانـــــشگاه پیام نور  (ص 6 )

زبان خوزی ( خوزستان) ظاهرآ" واپســـــین بازمانده زبان عـیلامی است . خــوزا در نبشــته های داریوش (522ـ 486 پیش از میلاد ) بجای ایـــلام به کار می رود و در متن یونانی خــوزی ها ظاهــرا" همان قــوم ســــرکشی اند که بر ســر راه شــوش به تــــخت جمــشید از ســپاه اســکندر برای عــــــبور از این راه باج خواســتند واسکنــدر با زحمت موفق به سرکوب آنها نــشد.

11 ـ  کتاب فوق الذکــر ( ص 23)

((لباس معروف به لباس هخامنشی ؛ باید که از ایلامیان اقـــتباس شــده بوده باشد . ))

 

12 ـ تاریخ ده هزار ساله ایران  ایران بقلم استاد عبد العظیم رضایی (ص108)

( عیلام به معنی کوهستانست ؛ واهالـــی عیلام از آن زمان دولت خود را سوســـونکا می نامیدند )

13 ـ  بنقل از کتاب فوق الذکــر (ص118)

((در بهار سال 1949 مکـــتشفین برای نخستین بار در ایران آثار وبقایای انسان دوره ی مورد اشاره ( ایران پیش از تاریخ) را طی حــــــفاری غــــاری در پبــده ( در کو هـهای بختیاری) تشخیص دادند.))

14 ـ بارون دوبــــد منشی ســفارت روس در ســــفر نامه لرستان وخـوزســـــتان

( بنقل از کتاب بختیاری در گذرگاه زمان نویسنده ارزشمندجناب آقای باقری ص9)

(( انانی که راه را بر اسکندر بستند وبا وارد کردن تلفات سنگین وچندین بار هزیمت آن سپاه عظـــیم ومجـــهز جنگ افــروز ؛ از وی دعـــوی باج خـواهی می کردندو انانی که در دوره اشکانیان سلسله حــکومتی (الی مائس= الیمائید ) را بنیان نهاده بودند را با چه باوری می توان تبار انان را از کوچ کنندگان جـــبل الســـماق ســـــوریه و... پنداشت ؟))

الف) : این کـــوه نشینان خـــشن لــــــــرستان بزرگ ونوادگان ارزشمـــند قــوم اوکــــسیان بـوده اند که از اسکـــندر به همان نـــحو باج می گرفتند که شــــاهان خودشان به هـــنگـــام عــبور از آن منطقه به رســـم مـــعمول به آنان انــــــعام می دادند.

ب) : احتمالا" بختیاریها ممکن است از نوادگان ( مردی ) وپاراتاکی ؛ (( پاراتیاکنه )) واکـــسی باشــند که در لشــکر کشی اسکندر از شوش به تخت جمــشید نامشان مذکــور است ))

پاراتاکی به منطقه ای کوهستانی ناحـــیه اصفهان امــروزی می گفته اند که احتمالا" مســـکن نیاکان بختیاری ها بوده است

ج ) : برطبق اقوال ونویسندگان متقدم ؛ بر حــسب ظاهــــر از دورترین آزمنه تاریخ دنیا این کوهستان پیوسته جایگاه نــژادی از انـــسان های جنگجوی واسرار آمیـــزبوده است که علـــیه اقتـــدار مادها و(دیگران) ستیزه گری کردهاند واســـکندر مقدونی در غایت خاوری وبعدها هم آنتیگونوس در مـــرزهای باختری با دزها وموانع نامنتــظره ودشمنی سخت این اقــوام کوهستانی مواجه شـــدند. با این همه زمانی که به بقایای شهـــر کهن ودیگر یاد بودهای عهد باستان در لرستان خاوری یا لرستان بزرگ ؛ در مناطق نظــیر پتک ؛ باغملک ( منـجنیق ) ؛ مال امیر ؛ تنـــــگ سولک؛ تشان و ونظایر آن نــظری بیفکنیم و به جاده عظیم وکوهســتانی بنگــریم ؛ به این نتیجه می رسیم که زمانی این قسمت از کـــره خاکی به درجه ای از تــــــمدن بســیار بالاتر از آنچه اکنون داداست ؛ دست یافته است ؛ اما تاریخ کما بـــیش در این موضوع مســکوت است یا آنچه می گویند نا کافی است و اطلاعات مــــفیدی به ما نمی دهـــد تا بدان وسیــله بتوانیم قــضاوت کنیم که این شـــهرها را چه کسانی بنیان گذاشته اند.

این قـــوم در چه دورانی به شکــوفایی رسیــده است ؟ اما دست کم اکنون می دانیم که بایستی در این سر زمین ؛ الیمائید باستان را بجــوییم ...)

 

 15ـ پروفـــسور ((گریشـــمن))باستان شناس و معروف فرانســوی

روزنامه اطلاعات ؛ شنبه 28 فروردین ماه سال 1350شماره 13496 ؛ ص 8

(( در هریک از دره های مسجد سلیمان یک تخت(( دینی )) ساخته شــده بود وقلعهای نیز برای خان ورئیس طایفه بنا می گردید ؛ در کنار این قلــعه شهـــری کوچک برای زندگی مــردم ایجاد مشد وساکنان شهــر برای بقای حیات خــود وفرزندانشان در این شهــر به کشت وزرع می پرداختند ؛ و کار اصلی آنان نیز پرورش حیوانات بود وامــروز همان طــور که می بینیم ( بختیاریها ) به کار اجــداد خــود ادامه می دهــند ... ))

16 ـ سید محمد علی امام با استنباط از نوشته های استرا بون خوزستان را به چهار بخش تقسیم نمود

1ـ ســوسیان که مرکــز آن شوش وشامل جاـــگه خوزستان بوده تا کنار دریا

2 ـ خاک لرستان که با عیــلام منطبق است

3 ـ خاک کــوسیها که در شرق لــرستان وسواحل ســزار بوده

4 ـ خاک اُکـــسیها که بختیاری وکهگلویه کـــنونی باشد

 



 

 

 

 

سنت های ایلامی در فرهنگ بختیاریان

 

1.سنت شیر سنگی

خانم مارسلا روم پف عیلام شناس هلندی میگوید: بردشیرهای بختیاری ریشه در شیرسنگی های ایلام دارد.

زمانی که مقبر ‹‹تپتی آهار کبیر›› پادشاه ایلام را در هفت تپه خوزستان باز کردند شاهد یک شیر سنگی بر روی قبر او بودند

بختیاری
تاریخ شیر سنگی در بین لرها
تاریخ شیر سنگی در بین لرها

 

2.سنت چوب بازی

درباره فلسفه و ریشه این رسم کهن،عده ای معتقد هستند در ایران باستان بالاترین افتخار برای یک مرد،دلاوری در جنگ بودو به همین دلیل فراگیری فنون و مهارت های رزم بین آنان عادتی نیکو و پسندیده بشمار می‌رفت.

حتی در زمان صلح نیز از این کار غفلت نمی‌کردند. جوانان در مکانی گردآمده و با شور و علاقه فراوان به تمرین مهارت‌های رزمی می‌پرداختند تا آمادگی روانی و جسمانی برای رزم را در خود زنده نگه‌ ‌دارند. در تعلیم و تربیت ایرانی نیز تلاش می‌شد تا هنرهای برجسته ای مانند اسب سواری , تیراندازی و راستگویی از پنج سالگی تا بیست سالگی به پسران  تعلیم دهند.

و اما ایا میدانید این یک سنت ایلامی برا امادگی رزم در جنگ بوده است؟؟؟

 

 

چوبازی یک سنت عیلامیست
 
دمورگان به توضیح دموگرافی عیلام و جامعه ان و ارتش پرداخته است . او معتقد است جامعه عیلام طبقاتی بوده و همین سیستم طبقاتی در ارتش آن نیز حکمفرما بوده است. ارتش عیلام شامل سواره نظام که فقط اشراف حق ورود به ان را داشتند میشد. که خود شامل دو بخش کمانداران و نیزه داران میشده و پیاده نظام که شامل سه بخش میشده: 
 
1_تبر داران 2_گرزداذان 3_کاهن ها پیاده نظام.
 
عیلام برای امادگی رزمی خود به طور مداوم بت چوب های بلندی که در مواقع جنگ بر سر ان گرز(قسمت فلرزی همراه ) یا تبر میگذاشته اند مداوم در زمان صلح در حال تمرین و کسب امادگی جنگی برای مواقع خطر بوده است. دمورگان به قرینه از سنت چوبازی که همچنان در میان بختیاری موجود است نام میبرد و این چوب های چوبازی را همان دسته تبرها و دسته گرز های سنگین عیلامی میداند که در مواقع صلح با بازی کردن امادگی رزمی خود را حفظ میکرده اند . دمورگان در توضیح اینکه چرا هیچ دست تبر یا دست گرزی پیدا نشده میگوید: باتوجه به سر گرزهای سنگین و تیغه تبرهای بلند که از عیلامیان به جا مانده امکان پذیر نبوده که از دسته های فلزی استفاده شود و عیلامیان بخاطر سهولت کار با سلاحشان و همینطور وفور درختان بلوط(ارژن) در سرزمینشان از دسته های با چوب بلوط(ارژن) که نمونه های امروزی ان در چوب های سنت چوب بازی بختیاری میبینیم استفاده میشده ،که در زمان صلح بدون نصب سرگرز یا تبر با سنت چوب بازی امادگی رزمی خود را عیلامیان (بختیاری ها) حفظ میکرده اند.
 

 

بختیاری
 

 

 

 

 

 

 

 

 دومین سند چوب بازی

 

 

 

3-سنت نحس دانستن عدد و روز13

نحسی  سیزدههم
واقعیت این هست که لورها بازماندگان پوریم هستند.

13 نحس چه اتفاقی افتاد?? تمدن جیرفت و شهر سوخته (عیلام/ایلام شرقی) بر اثر کدام حادثه بزرگ و به وسیله چه کسی در 2500 سال پیش مصادف با پادشاهی خشایار شاه از صحنه روزگار محو شدند?

از جشن پوریم یهودیان چه میدانید?

هلوکاست واقعی را یهودیان در کجا و بر علیه چه کسانی اجرا کردند ?

آیا کشتار صدها هزار ایرانی به دستور یهودیان به امضای خشایارشاه اطلاعی دارید?

آیا فلسفه روز "13بدر" نوروز و خروج از خانه ها و نحسی عدد 13 که فقط مردم لر بر ان اعتقاد دارند را میدانید?

اینها سوالاتیست که پاسخ انها در ماهیت نحس دانستن روز سیزدهم نهفته است.

کشته شدند صدها هزار لر(عیلامیان) در واقعه پوریم بدستور یهودیان و امضای خشایارشاه درین روز، 13 را برای ملت لر نحس کرد که تا به امروز این مردم مظلوم به نحسی عدد 13 اعتقاد کامل و شدید دارند. مردم عیلام شرقی (جیرفت و شهر سوخته) زنده زنده در اتش کباب شدند. پوریم یا هلوکاست (قتل عام بصورت دست جمعی) ایرانیان بدست هخامنشیان به تحریک یهودیان اتفاق افتاد.

در دوران حکومت خشایار شاه هخامنشی به تحریک یهودیان نزدیک به یک میلیون ایلامی تبار را قتل عام کردند. کرمان محل انجام بزرگترین کشتار ایرانیان در طول تاریخ است جیرفت و شهرسوخته سند جنایت یهودیان در زمان هخامنشیان می باشد. خشایار شاه با پذیرفتن دختر یهودی بنام استر بعنوان همسر و ملکه ایران مقدمات این روز نحس را فراهم اورد.

 

تمدن عیلام شرقی  تا زمانی که نیزه داران هخامنشی بعنوان بازوی نظامی یهودیان ب این خطه سرازیر نشده بودند گاهواره ی تمدن آدمی بوده و مقاومت جمعی مردم آن ، در برابر هجوم هخامنشیان سرانجام یهودیان را در توطئه ای از پیش طراحی شده توسط یهودیان بنام "پوریم" به اجرای چنان نسل کشی عام متوسل و مجبور کرد که از زمان آن جنایت  تا پیدایی دولت صفوی به درازای 2200 سال اثری از تجمع و تمدن و تولید در ایران دیده نمی شود.

 

پوریم به معنای قرعه بوده و به اعتقاد یهودیان این سرنوشت و تقدیر الهی بوده است و "قرعه" ای از جانب پروردگار برای لطف به قوم یهود و نابودی دشمنان آن ها بوده است. در روز پوریم هر فرد یهودی مکلف است به حدی شراب بنوشد که تفاوت میان "نفرین بر هامان و درود بر مردخای" را تشخیص ندهد. گفته شده است این کشتار و هلوکاست در روزهای 13 و 14 "ماه آدار" اولین ماه سال جدید انجام می شود و روز دوم کشتار به اصرار "استر" زن یهودی خشایار شاه برای از بین بردن دشمنان قوم یهود (یعنی ایرانیان) ادامه پیدا میکند. بر اساس متون تاریخی نحسی روز 13 فروردین در میان ایرانیان (البته بهتره بگیم لرها چراکه این نحسی فقط بین لرها اعتقادی شده و هست و اگرهم در گذشته بین دیگر ایرانی ها این نحسی وجود داشته فعلا که سندی در دست نداریم) و بیرون رفتن مردم از خانه ها ریشه در کشتار تاریخی ایرانیان داشته است.

لازم به ذکر است که در تقویم یهودیان دو ماه آدار اول و دوم در تقویم عبری وجود دارد که ماه آدار دوم ان مصادف با اسفند ماه و فروردین ماه خورشیدی است. "نحسی" عدد 13 که فقط در بین لرها به آن اعتقاد دارند بخاطر قتل عام مردم عیلام/ایلام شرقی یعنی بخشی اجداد لرها بوده است که امروزه هنوز که هنوز است لرها عدد 13 را بعنوان روزی نحس میدانند .

 

3.سنت نخ ریسی

سنگ نگاره زن عیلامی(اجداد لرها) و قدمت نخ ریسی زن های لُر. سنگ نگاره زن عیلامی از آثار باستانی دوره عیلام است.بر روی این سنگ نگاره نقش زن عیلامی وجود دارد که درحال نخ ریسی است. این اثر در موزه لوور پاریس نگهداری می شود. تاریخ ساخت این سنگ نگاره سده هفتم و هشتم پیش از میلاد می باشد.این اثر تاریخی در منطقه شوش کشف شده است. مقایسه زن عیلامی با زن های لُر نشان می دهد که قدیمی ترین دوک های نخ ریسی از شوش بدست آمدندو لرها روش نخ ریسی را از اجداد خودشان یاد گرفته اند.

 

بختیاری
س

 

 

 

 

 

 

 

 

 4.سنت غذا خوردن با دست

لرها بخصوص لرهای بختیاری در گذشته عادت داشتند غذا را با دست و دست جمعی بخورند و این یک سنت دست جمعی هست.

بختیاری

 

 

بختیاری

5.تمتی

((تمتی لقب پادشاهان عیلام و امروزه در نام دختران لرهای بختیاری و لرهای کوهگیلویه بویراحمد)). خانم مارسلا رو‌م پف عیلام شناس هلندی در باره نام تمتی درمیان لرها چنین می گوید: ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭﺍﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻮ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﺪﻫﻨﺪ . ﮔﺎﻩ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻏﺎﻟﺐ، ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﻣﻐﻠﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﻧﺤﻮﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﻣﻮﺯ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪﻧﺪ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﻤﻬﺎﯾﯽ ﻧﻈﯿﺮ ﺗﻤﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻋﻘﺒﻪ ﺷﺎﻥ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻧﺪ، ﯾﻘﯿﻨﺎً ﻧﺎﻡ ﺗﻤﺘﯽ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺭ ﻧﺎﻡ ﻓﺎﻣﯿﻠﯽ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﯾﻼﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺭلرهای ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﺎﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺪﯾﻢ . ﺷﺎﯾﺪ ﻧﯿﺎﮐﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯾﻬﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻢ ﺗﻤﺘﯽ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻏﺎﻟﺐ(منظور دولت هخامنش) ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﻮﺩ « ﺧﻮﺏ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺑﻨﺎﻡ ﺗﻤﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺩﺍﺭﺩ » ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﻣﻘﺪﺳﯽ ﺑﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻣﺎﻝ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻼﻡ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺣﯿﺎ ﮐﻨﺪ . ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺩﻝ ﮐﻨﺪﻥ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺟﺒﺮﺍً ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﺸﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ . ﮐﻢ ﮐﻢ ﺗﻘﺪﺱ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺁﯾﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﺗﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ، ﺑﯿﻦ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﻗﻮﻡ ﮐﻬﻦ، ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﯼ ﺯﻥ ﻭ ﺗﻤﺘﯽ ﺑﺎ ﺗﺠﺴﻤﯽ ﺯﻧﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻗﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﻫﻮﺷﯽ ﺑﻨﺎﻡ ﺗﻤﺘﯽ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ (روزنامه ی ندای جنوب٬اردیبهشت ۹۳)

 
 
بختیاری
 

 

 

6-کتاب سردار اسعد بختیاری چاپ قدیم

تصویری از کتاب تاریخ بختیاری چاپ قدیم

 

شات از کتاب تاریخ بختیاری نوشته سردار اسعد که سرزمین لرستان بختیاری را عیلام معرفی کرده و لرستان فیلی را کاسیت. (البته چاپ قدیم کتاب)
 
7-((الیمايیدهای ساکن در زاگرس میانی سردودمان بختیاری ها بوده اند)) قباد باقری نویسنده کتاب "بختیاری در گذر زمان" در مصاحبه با نشریه "جنوبگان" شماره 12 2 و دکتر اردشیر صالحپور در کتاب "الیما تندیس مفرغی شمی" بر الیمایی بودن بختیاری ها و خصوصا حوزه آیاپیر(ایذه)تاکید می کند.(الیمایی ها نوادگان عیلامیان بودند)
8-والتر هینتس و دانیل تی پاتس دو باستان شناس مطرح خارجی عیلامی و الیمایی(عیلام نو) بودن بختیاری ها را با اسنادی عنوان نموده اند.
9-ایذه موزه روباز دنیا که پایتخت بختیاری هست خود سندی زنده در عیلامی بودن بختیاری ها و در کل لرهاست.(لازم بذکر است که تمام شهرهای بختیاری ازین گاهواره های تاریخی عیلامی سرشارند از ان جمله شهرستان دزفول میباشد)

 

 


 

 جایگاه لرهای بختیاری در تقسیم بندی بین لرها

 

در معمول ترین تقسیم بندی که بین لرها رایج بوده (البته کامل هم نیست) لرها را به دو دسته لر بزرگ و لر کوچک (یا فیلی) تقسیم کرده اند. که لرهای بختیاری را در زمره لرهای بزرگ محسوب کرده اند.

 

اما امروزه بخاطر گسترش تقسیمات و جلوگیری از تحریفاتی که پان ها در راس انها پان کردها  انجام داده اند فعالین محترم لر تقسیم بندی بهتر و کلی تر ایجاد کرده اند که از همه جوانب کاملتر و در برگیرنده تمام تقسیمات لرها اعم از ثلاثی و غیره میباشد و به این صورت هویت فرهنگی و کهن خود را از دستبرد های فرهنگی و تاریخی حفظ میکنیم.

لرستان فیلی(لر کوچک): که شامل لرستان کنونی، ایلام، کرمانشاه، بخش هایی از همدان و مرکزی و خوزستان و شمال عراق می شود ( که لرهای ثلاثی درین زمره قرار داردند).

لرستان بختیاری(لر بزرگ): شامل بخش وسیعی از خوزستان، چهارمحال بختیاری، اصفهان، قسمتی از لرستان و مرکزی و کرمان

لرستان جنوبی(لربزرگ): شامل بخش وسیعی از فارس و کرمان، کوهگیلویه بویراحمد و بوشهر و هرمزگان و بخشی از کشور عمان

(البته به تقسیم بندی ها باید دیگر لرها که در شمال کشور و زنجان و قزوین و ورامین و.... را نیز اضاف کرده که فعلا خارج از بحث ماست)

 

تقسیمات درون ایلی

لرهای بختیاری به دو قبیله بزرگ «چهارلنگ» و «هفت لنگ» تقسیم میشود - «لنگ» به معنای یک واحد مالیاتیست که طبق ان از ایلات مالیات میگرفتن. میگویند لنگ  همچون  ترازویی برای وزن کردن و یا واحدی برای اندازه گیری مالیات  بوده به این صورت که از عده ای هفت لنگ (هفت اندازه) مالیات میگرفتند و عده ای چهار لنگ تا عدالت بین مردم بر اساس وضعیت زندگی  رعایت شود. «لنگ» خود گویای یک نظم و یک حکومت منظم بین این قوم است که روزگاری  صاحب امر بودند. در زمان صفویه که از سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن استفاده میکردند، از سوس مامورین اطلاعات صفویه چالنگ و هفت لنگ را پررنگ میکنند و باعث جدایی و تفرقه بین بختیاریان میشوند که واقعا دود این تفرقه به چشممان رفت .

 

قبیله چهارلنگ: به پنج باب تقسیم میشود

باب میوند، باب زلقی، بابا کیانرسی، باب محمد صالح، باب موگویی

 

قبیله هفت لنگ: به چهار باب تقسیم می شود

بهداروند، دورکی، بابادی، دینارانی

 

این مطلب ادامه دارد .....

 

16 نظر

  • منوچهر عیسوند

    احسنت درود بر تو


  • کیارسی

    واژه بخت یار دوره صفویه به لر بزرگ اطلاق شد این کلمه نخستین بار بعنوان شهرت و نام خانوادگی میرجهانگیرخان آسترکی بکار رفته است رؤسای لر بزرگ روزگار صفویه خوانین آسترکی بودند و میرجهانگیرخان نام نیای خویش یعنی بختیار را برای شهرت خانوادگی برگزید و کم کم به کل ایل بختیاری اطلاق شد.


  • کیانی

    ممنون از اطلاعاتتون


  • کر ایل طیبی

    با سلام مطالبتون بسیار عالیه به لر بودن خودم افتخار میکنم


  • علیرضا چگنی

    بسیار عالی بود. دست مریزاد. زنده باشید


  • سینا

    ممنون از اطلاعات جالبتون


  • من یک اوکسی هستم

    اوکسیان همان قومی بودند ک سر راه اسکندر را بستند و باج خواستند. این قوم حتی ب عادت از شاهان هخامنشی هم همواره باج میگرفتند. حال چگونه هست عده ای بختیاری را پارسی و اریایی می نامند????


  • طیبی

    عالی ممنون بابت زحماتت


  • بخت یار

    دستت درد نکنه..مدمو زه اگاهی که و ایما در واره نوم بختیاری دای


  • کر زاگرس

    مانند صخره ها استووارند تبار لر / از داخل سنگهایی ستبر بر خاسته اند تبار لر / شجاع و دلیر ند تبار لر / راستگو و درستکار ند تبار لر / نترس و راست سخن و بی پیرایه هستند تبار لر/


  • احمد از المهدي

    خوب بود - با تشكر


  • امیدگودرزی منجزی

    با درود اینکه نام بختیاری از دوره ی صفویه و از جانب میرجهانگیرخان به بختیاری اطلاق شده و قبل از آن نام بختیاری وجود نداشته این اشتباه بزرگ و دروغ را در کتابهای مورخین بزرگ ذکر شده و جایی برای بحث نگذاشته رجوع شود به کتاب تاریخ گزیده تاریخ مستوفی که نام بختیاری را در کنار بسیاری از ایلات مهاجر از شام که ایل آسترکی نیز خارج از ایل بختیاری ودر کنار نام بختیاری بعنوان ایلات مهاجر که به منطقه کنونی زاگرس مهجرت کردند ذکر شده ودر جایی دیگر وقبل تر از آن در قرن ۴ هجری در کتاب مربوط به آل بویه در جایی نوشته شده که عضداله بویه را از گذر بختیاریها از آب فرات مطلع میکند در مورد نام بختیاری معنی این کلمه به طور دقیق و ثابت شده آنرا به معنای خوشبخت ذکر کرده اند و هیچ زمان این معنی را نمیتوان با نوشتار بخت یار معنا کرد معنای نام بختیاری درست و صحیح آن به این صورت که تاکنون در هیچ کتاب یا سایتی ذکر نشده و تنها معنای آن درست ذکر شده نوشته نشده همانگونه که در تلفض گویش مردم بختیاری که خودمان نیز خارج از آن نیستم بیان میکنیم میبینیم که با تفکیک عرض مکنم که نمایان باشد در کلام اول ۱. بخ که مخفف بخت میباشد و تلفض دو حرف "ت" ممکن یا سخت میباشد "ت" بخت گفته نمیشود و بعد ۲. تیار گفته میشود " بخت به معنای شانس و اقبال و تیار به معنای خوب یا خوش یا بهتر در مجموع ایجاد کلام درستش اینگونه است که بخت تیاری نوشته میشود ولی در گفتار و برای صراحت و راحتی بیان "ت" بخت بیان نمیشود و بختیاری به معنای کلمه خوشبخت یا خوش اقبال درست و قابل معنا میباشد از شما خواهشمندم کامل و بدون جابجایی تعغیر اشتراک داده شود ممنون امید گودرزی منجزی بهداروند

  • مدیر وبسایت

    درود دوست عزیز. بنده هم هیچ گاه موافق این نبودم ک بختیاری لقب میرجهانگیر خان بوده . گفته شما بسیار متین اما در کل همان طور ک توضیح ان در سایت برای اولین بار از سوی تیم نگین زاگرس رفت بختیاری تغییر شکل یافته "اوکسی" میباشد.


  • امیدگودرزی منجزی

    با درود با کمال احترام اینکه لرها و بختیاری از نوادگان عیلامی ها میباشند با تلاش و زحمات جنابعالی جای شک و تردید نمانده و از جنابعالی و زحماتتان کمال قدردانی را داریم ولی از اینکه بختیاری تغییر شکل یافته اوکسی باشد جای کار بیشتری دارد اما اینکه اوکسی ها لولوبی ها گوتی ها ایلامییان اجداد لرها میباشند کاملا صحیح میباشد و از تمامی کسانی که در این سایت حضور دارند در جهت آگاهی رسانی تعلل نکنند چون این همه به گمراهی رفتن مشکل از خودمان نیز هست


  • مهدی رشیدی اوندی . آنزان . اورک بزرگ

    واقعا ممنونم از اطلاعاتتون خسته نباشین🌹🌹


  • Ali

    درود بی پایان به شما به قوم بزرگ لر به بختیاریها ی از باطن زیبا .اافتخار می کنیم که ازقوم بزرگ لر هستیم . وافرین به شما با این همه اطلاعات واقعا عالی پاینده باشید .وپاینده بمانید


  • rahim

    جالب بود