شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

سردار مریم بختیاری

او تنها زنی بود که لقب و نشان سرداری از کنسول آلمان گرفت . بی بی مریم شیرزن مشروطه خواه، زنی تحصیل کرده، روشن فکر و خودساخته از دیار بختیاری که در آزادسازی اصفهان و فتح تهران رشادت های فراوانی انجام داده است.

سردار مریم بختیاری

سردار مریم بختیاری
بی بی مریم بختیاری

سردار مریم بختیاری در سال ۱۳۱۳ خورشیدی

زادروز

۱۲۵۳

درگذشت

۱۳۱۶ خورشیدی
اصفهان

آرامگاه

تخت فولاد، تکیه بختیاریها، اصفهان

ملیت

ایرانی

تبار

بختیاری

شناخته‌شده برای

از زنان مبارز عصر مشروطیت

لقب

سردار مریم بختیاری

جنبش

جنبش مشروطه، جنبش زنان

همسر

علی قلی خان بختیاری، فتح الله خان

فرزندان

علیمردان خان بختیاری، محمد علی خان، مصطفی قلی خان

والدین

حسینقلی خان ایلخانی

خویشاوندان

خواهر علیقلی خان سردار اسعد

جایزه‌ها

اهدای بالاترین نشان پادشاهی آلمان از کنسول آلمان در ایران

 

در دوران استبداد صغیر اقوام ایرانی به مبارزه برخواستند که در این میان مردم لر بیشترین رشادت ها را نسبت به دیگر اقوام تا ایجاد مشروطه بر عهده داشته اند، البته متاسفانه تاریخ گویا به عمد در این حیطه مسکوت مانده است. در این دوران تا ایجاد مشروطه لرها ابتدا به فتح اصفهان مبادرت ورزیدند و سپس اهنگ فتح تهران کردند و جانانه جنگید و خون دادند تا دودمان قجری را لوله کردند و انگلیس را از ایران راندند تا مشروطه با خون لر مشروطه شود.

یکی از تفنگ ها را در ان دوران شیر زنی از دیار بختیاری بدست میگیرد. بی بی مریم زنی تحصیل کرده، روشنفکر و خودساخته که با فرماندهی بخشی از قشون بختیاری در آزادسازس اصفهان و در فتح تهران هم بهمراه برادرش علی قلی خان سردار اسعد رشادت میکند و نقشی بسیار پر رنگ داشته است. او یک زن مسلمان و آزادی خواه بود .

 منابع بختیاری نقل کرده اند که سردار مریم بختیاری سال 1288 هجری شمسی در جنگ ازاد سازی اصفهان به همراه خواهرش بی بی لیلی فرماندهی یک ستون سواره نظام را به عهده داشته است.

او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادیخواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. وی به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه خواهان می پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می شد. وی طی نامه ها و تلگراف های مختلف بین سران ایل و سخنرانی های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می کرد و به عنوان یکی از شخصیت های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده است.

سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده ای سوار وارد تهران شده ودر خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله ای سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق ها مشغول جنگ شد. او حتی خود شخصا تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتش را در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت به طوری که به لقب سرداری مفتخر شد.

مقام معظم رهبری در باره سردار مریم می فرمایند: بی بی ضد انگلیس و ضد بیگانه بوده است و باید تجلیل شود.

 

سردار مریم بختیاری

قدرت سردار مریم در منطقه به حدی بود که روس ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را در اصفهان مصادره کردند.

بی بی در بحبوحه جنگ جهانی اول بخشی از سواره نظامش را به یاری دلیران تنگستان میفرستد. و در سال 1295 نیز به کمک لژیون های المانی که با سربازانشان در جنوب ایران با انگلیسی ها می جنگیدند شتافت و پس از آن در جنگی خونین با قوای روس و انگلیس، لژیون های آلمانی را هرچند از سوی انگلیس تهدید میشد نجات داده و انها را تحویل دولت عثمانی میدهد که از انجا به المان بروند که بخاطر این شجاعت و رشادتی که از خود در برابر قوای بیگانه روس و انگلیس از خود نشان میدهد از سوی کنسول آلمان بالاترین نشان پادشاهی آلمان را دریافت میکند.

(بی بی به پاس حمایت های سرسختانه از ویلهلم دوم امپراطور المان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت المان بود از پادشاه المان دریافت کرد و وی تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نايل آید)

بی بی میدانست که مشکل کشور و کشورهای خاورمیانه استعمار پیر انگلستان است.

رشادت و دلاوری این زن بختیاری به حدی بود که آوازه شهرت و آزادگیش در سرتاسر میهن پیچید و منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد که در دوران جنگ جهانی اول خانه او در اصفهان پناهگاهی بوده برای فعالان سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبردهخدا، ملک الشعرای بهار ، دکتر مصدق، وحید دستگردی و ... که در خلال جنگ جهانی اول مورد تعقیب نیروهای متفقین بویژه انگلیسی ها بودند.

پروفسور گارثویت می نویسد: «این پیرزن برجسته روحی سرکش و فکری مستقل داشت و در تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول نقش مهمی ایفا کرد».

 دکتر باستانی پاریزی مورخ شهیر معاصر نیز می نویسد:  «در همین کوهستان زنی می زیسته که برابر صد مرد در سرنوشت تاریخ معاصر ما دخیل بوده است. مقصودم «بی بی مریم بختیاری» است که وقتی در جنگ بین الملل اول، ایرانیان وطن خواه از اولتیماتوم روس، و بعداً از هجوم انگلیسی ها ناچار به مهاجرت شدند و آواره کوهستان بختیاری، این زن نامدار، همه آنها را پناه داد، و وسائل رفتن آنها را به غرب و کرمانشاه و بلاخره عثمانی فراهم ساخت در حالی که ما همیشه خوشمان می آید که بگوییم این انگلیسی ها بودند که مشروطه دادند و سردار اسعد را حمایت کردند! و چه و چه و چه»

دکتر مصدق در خاطراتش وقتی از او میپرسند چند مرد در ایران میشناسی میگوید: یک مرد و ان بی بی مریم بختیاری است .

 

سردار مریم بختیاری همچنین از مشفقان و حامیان حقوق زنان بود، او در خاطراتش درباره اینکه چرا زنان در جامعه عقب مانده اند نوشته است که : تمام بدبختی های ما از خود ما میباشد چراکه نه علم داریم و نه حقوق خود را میدانیم، اگر ماهم میدانستیم برای چی خلقت شده ایم برای احقاق حقوق خود البته جان فشانی ها  میکردیم. ما حالا فکر میکنیم فقط برای رفع شهوت مردها خلق شده ایم یا برای اسارت و کنیزی، ما میتوانستیم برای حقوق انسانی خود به تمام ملل عالم تظلم کنیم و حقوق خود را بر قرار کنیم، اما ما زن های ایرانی ابدا از عالم انسانیت خارجیم.

( سردار از معدود زنان مشروطه است که خاطرات خود را نوشته است)

 

بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام السلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است او مادر علی مردان خان سرافراز بختیاری است.

در سال 1316 او در اصفهان زندگی را بدرود گفت و پیکرش در ارامگاه تخت فولاد اصفهان در تکیه میرفندرسکی  در گمنامی به خاک سپرده شد. و خانه او را که در اصفهان در چهار راه قصر ابتدای خیابان شیخ بهایی واقع بود بنا به وصیت خودش به اداره فرهنگ هدیه دادند که در محل ان مدرسه رودابه ساخته شد.

یک بار در روزنامه از خاطراتش چنین نوشته شد که : ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه میکنید اگر در عصر شما ایران وطن عزیز مرا و خودتان را دیدید  که به دانش علم نورانی و مشعشع شده است و قدم در راه و خاک ازادی گذاشتید، یا در سایه علم و تمدن زندگانی کردید! از من بیچاره که یگانه ارزویم تمدن ایران است یادی کنید، ایا ساعتی که من در قعر گور خوابیده ام شما ایرانی های بدبخت ازادید؟ با کمال سرافرازی قدم های شمرده شمرده میزنید؟

یاد این بانوی ازادی خواه و مبارز که برای بیرون بردن ایران از عصر حجر و تاریک و ظلمت قجری، خود و ایل تبارش را فدا کرد گرامی میداریم هرچند بعدا تمام دستاوردهای مشروطه و خون هایی که در این راه ریخته شده با دست نشاندهگان انگلیس، پهلوی ها برچیده شد.

11 نظر

  • کامران بابادی

    سردار بی بی مریم بختیاری متولد ۱۲۹۴ هجری قمری بود. پدرش را زمانی که پنج ساله بود به شهادت رساندند ( ۱۲۹۹ هجری قمری ) و شیرعلی مردان بختیاری , پسرش را سال ۱۳۱۳ خورشیدی شهید کردند و خود سردار مریم بختیاری سال ۱۳۱۷ خورشیدی وفات یافت.


  • نقش لرهای بختیاری در آزادسازی اصفهان

    هرگاه در تاریخ اصفهان با خطر و چالشی مواجه میشد لرهای بختیاری و قدرت نظامی مردان بختیاری به مددش میشتافت و شهامت و شجاعت لرهای بختیاری ضامن سرکوب و دفع هر شرارتی بود و دافع هر تجاوزگری به این شهر ، قبل از اشغال اصفهان به دست افاغنه ، قاسم خان بختیاری با یازده هزار مرد جنگی بر افاغنه تاخت و در میمه به سختی شکستشان داد ولی بی کفایتی شاه سلطان حسین صفوی و عدم ارسال توپخانه برای مجاهدان لر بختیاری و بستن دروازه های اصفهان ، اشغال این شهر را به دنبال داشت در طی هفت سالی که اصفهان در اشغال افاغنه بود بارها افغان ها طعم تلخ شکست از لرهای بختیاری را تجربه کردند و در نهایت نادرشاه افشار با حمایت و همراهی لرهای بختیاری فتنه افغان ها در اصفهان را فرو نشاندند و قلع و قمع شان کردند و شکست و سرکوب اقبال الدوله کاشی در اصفهان هم ابراهیم خان ضرغام السلطنه تنها با صد و ده سوار بختیاری قوای استبدادی را در هم شکست و اصفهان را نجات بخشی. دو طایفه بزرگ لر بختیاری یعنی شیرانی و استکی از ساکنان اولیه عهد شاه عباس صفوی در اصفهان هستند و منشأ خدمات بزرگ علمی و فرهنگی به این دیار تاریخی و فرهنگی و اینک حدود چهل درصد اصفهان لر بختیاری هستند.


  • تاراز

    وحید دستگردی سال ۱۹۱۵ میلادی ( ۱۳۳۴ قمری ) در بحبوحه جنگ جهانی اول ، از بیم انگلیسیها آواره دهات اصفهان بود و این مردم دلیر بختیاری بودند که صمیمانه به دستور بی بی مریم شیرزن بختیاری از او چندین ماه پذیرایی کردند و نگذاشتند اجنبی به او آسیبی برساند.


  • سردار مریم بختیاری

    «بی‌بی‌مریم بختیاری» یا آن‌گونه که بختیاریها خود می‌گویند «سردار مریم» زنی تحصیل‌کرده و روشنفکر و در عین‌حال تیرانداز و سوارکاری ماهر که در فتح تهران و سقوط استبداد نقش فرماندهی داشت اما تنها و تنها به‌علت «زن» بودن، گمنام ماند. بی‌بی‌مریم پیش از فتح تهران، در کسوت یک پارتیزان انقلابی، پیشاپیش یک دسته از نیروهای سوارکار بختیاری، مخفیانه وارد تهران شد. دلاور زنی فرمانده و خوش‌فکر با درک تاکتیکی بسیار بالا در صحنه نبرد. او و نیروهایش به مجرد حملهٔ قوای بختیاریها از سمت محمدعلیشاه قاجار، در یک منطقه، از پشت به نیروهای قزاق مدافع استبداد حمله کرد و باعث شکست و فرار آنان شد. شرح بخشی از آن ماجرا را《سرهنگ ابوالفتح اوژن بختیاری》از رزمندگان بختیاری فاتح تهران در کتاب تاریخ بختیاری ص ۲۱۹ ثبت کرده است. شگفت‌ آنکه: هنگامیکه سردار مریم برای مشروطه می‌جنگید، رضا‌خان در کسوت سردسته یک فوج قزاق ضدانقلابی به‌روی مشروطه‌خواهان با شصت‌تیرش شلیک می‌کرد! نزدیکان بی‌بی‌مریم نوشته‌اند به‌رغم سازش برخی سران بختیاری با دولت انگلیس، بی‌بی مریم با نفوذ انگلیس مخالف بود و پیش از انقلاب مشروطه در این راه، شماری از خوانین پشتکوه را در مسیر مبارزه با نیروها و سیاست‌های استعماری انگلیس پیوسته حمایت و تجهیز کرده بود. سابقه مخالفت این زن شجاع با انگلیس‌ها تا دشمنی وی با قرارداد ننگین ۱۹۱۹ وثوق‌الدوله می‌رسد. نیروهای استعماری روس نیز در دشمنی با این سردار میهن‌پرست، هنگام فتح اصفهان منزل او را غارت کردند! بی‌بی‌مریم از مخالفان جدی کودتای ۱۲۹۹ و روی‌کار‌آمدن دیکتاتوری دست‌نشانده رضاخان بود. به‌علت همین مخالفت بود که در سال ۱۳۱۳ خورشیدی به دستور رضاشاه، پسر وی علیمردان خان (همان شیرعلیمردان) را به‌قتل رساندند. دکترمحمدمصدق رهبر نهضت ملی ایران نیز که هنگام کودتای رضاخان، حاکم فارس بود، پس از مخالفت با کودتا و عزلش از حکومت فارس، به کوهستانهای بختیاری پناه برد و مدتها مهمان بی‌بی‌مریم بود. زنی که تضاد اصلی جامعه خویش را به‌روشنی دریافت و در جهت حل آن، راساً به اقدام پرداخت اما هم‌چون خواهر نامدارش در آن‌سوی ایران‌(زینب پاشای تبریزی) در سایه تاریخ‌نگاری مردسالار حاکم، نادیده گرفته شد. آنچه که از او و آوازه‌اش باقیمانده، زندگینامه‌ای‌ است که خود نوشته《کتاب خاطرات بی‌بی‌مریم بختیاری》کتابی که بایدش خواند تا به عمق عظمت کاری که آن شیرزنان در تاریک‌ترین دهلیز‌های تاریخ عصر قاجار موفق به انجام آن شدند، درک گردد.


  • پول و ژنتیک

    پول وارد ژنتیک شده و درون رگ‌ها به حرکت می‌افتد. سلول می‌سازد، بافت‌های زیبا تولید می‌کند و در نهایت از روی پوست خود را نشان می‌دهد. این است که آدم پولدار با گذر زمان جذابتر می‌شود! پول همان بقای زیبایی و جوانی است. پازولینی درست می‌گفت:《ما که انسانهای فقیری هستیم زمان اندکی داریم، برای جوانی و زیبایی!》زنان فارس و ترک که تمام پول نفت بلادلُرنشین در مناطق آنها خرج میشود فارغ از هیچ استرسی و با انواع جراحی پلاستیک و بالاترین امکانات، بدون هیچ مشقتی، روز به روز جوانتر و زیباتر میمانند اما زنان لُر باید روی گنج نفت باشند اما تمام رنج ها را تحمل کنند! ایران کشور فارسهای کویرنشین و ترکان مهاجر شده است! تهران بین فارس و ترک تقسیم شده و بقیه اقوام هیچ سهمی از آن نمی برند!


  • رویارویی روشنفکران ایران با غرب

    رویارویی روشنفکران ایران با معرفی اندیشه‌های غرب برای برون رفت از انحطاط و شیوه برخورد آنها با تجدد: 1) راهکار تطبیق و تلفیق که هدفش سازگاری آموزه‌های غربی با اسلام بود که برجسته ترین نماینده این اندیشه مستشارالدوله صاحب کتاب《یک کلمه=قانون》بود. او تلاش کرد در کتابش از سازگاری احکام و فقه اسلامی با مفاهیم موجود در فرانسه سخن بگوید که ماشاءالله آجودانی درکتاب مشروطه ایرانی در انتقاد از این نوع تفکر می‌نویسد: مفاهیم غرب را گرفتیم و با اسلام درهم آمیختیم و دچار تقلیل مفاهیم شدیم! متفکران ایرانی قرن 19 اندیشه غربی را در چارچوب فهم خودشون درک کردند نه آن چیزی که در واقعیت بود! در واقع غرب به‌عنوان نماینده مدرنیته و اسلام که به‌شدت سنت گراست مثل دو قطب متضاد و دو منظومه فکری متفاوت باهم قابل انطباق نیستند! دکتر سریع القلم درکتاب اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار، ص 145، مینویسد: این دو طرز تفکر، بازی فکری با حاصل جمع صفر بود و ورود یکی، خروج کامل دیگری را می‌طلبید. 2) برخی به تطبیق آموزه‌های غربی با اسلام باورمند نبودند و این دو اندیشه را از اساس باهم متفاوت میدانستند《فتح علی آخوند زاده》از روشنفکرانی بود که میگفت: غرب با اسلام از اساس تفاوت بنیادی باهم دارند. دکتر آدمیت درکتاب《فکر دموکراسی اجتماعی》ص 4 مینویسد: روحانیون در درجه اول در پی ریاست فائقه بودند نه معتقد به نظام پارلمانی و سیاست عقلی! آبراهامیان در تاریخ ایران مدرن ص 94 مینویسد: محمدعلیشاه در تلاش بود تا با جایگزینی اصطلاع《مشروعه》بجای مفهوم مدرن《مشروطه》تعهدات شاه قبلی را تعدیل کند. درکتاب ایران بین دو انقلاب ص 118 آمده: روزنامه صور اسرافیل با طرح موضوع کناره‌گیری روحانیون از سیاست و هجو آنان به‌عنوان اخاذهایی که اهدافشان را با موعظه پنهان میکنند جنجال بپا کرد و حبل المتین نویسندگان قانون اساسی را بدلیل تاسیس کمیته عالی بررسی مشروعیت دینی قوانین مصوبه مجلس مورد تمسخر قرار داد: اینکار به همان اندازه بی معنی است که برای بررسی دقیق اعتبار حقوقی کلیه قوانین تجاری که نمایندگان تصویب کرده‌اند یک کمیته عالی متشکل از 5 تاجر تشکیل دهیم! لیبرالها علما را به توجیه منافع ریاکاران متهم کردند و خواستار بهبود فوری حقوق اقلیتهای مذهبی و زنان بودند و همچنین آن مواد قانون اساسی که به علما اختیار لغو قوانین مجلس را میداد را مورد انتقاد قرار دادند و معتقد بودند قوانین دولت باید از شریعت جدا شود! شیخ فضل الله نوری انجمن محمد را تاسیس کرد تا به دفاع از شریعت در برابر مشروطه طلبان بپردازد این جمعیت از روحانیون، طلاب، مستخدمین دربار، دهقانان اراضی سلطنتی ورامین، کارگران، فقرا، صنعتگران، قاطرچی ها و شاغلان رده پایین تشکیل میشد. شیخ فضل الله در گردهمایی گفت: فکر برابری یک《بدعت خارجی》است و بی ثباتی و تنزل فکری را به《ملکم ارمنی بی دین》نسبت داد و اعلام کرد: لیبرال های مجلس مثل ژاکوبن های فرانسه بسوی آنارشیسم و نهیلیسم می‌روند و جماعت شنونده با این سخنان تحریک شدند و به هر عابری که کلاه اروپایی بسر داشت بعنوان《مشروطه خواه بی دین》یورش بردند. شیخ فضل الله خطاب به ناظم الاسلام کرمانی می‌گوید: ترا به اسلام قسم میدهم آیا مدارس جدید خلاف شرع نیست؟ آیا ورود به این مدارس مصادف با اضمحلال اسلام نیست؟ آیا درس زبان خارجه و تحصیل شیمی و فیزیک عقاید شاگردان را سخیف و ضعیف نمیکند؟ مدارس را افتتاح کردید، در جراید از ترویج مدارس نوشتید، حال شروع به مشروطه و جمهوری کردید؟ (حامد الگار، میرزا ملکم خان، ص 106).برخی مانند تقی زاده اقتباس کامل و بعضی مانند شیخ فضل الله نوری نفی کامل و بعضی مانند ملکم خان اقتباس گزینشی را پیشنهاد میکردند! مرامهای فکری اجازه هم پوشانی نمیداد و روحیه افراد بگونه‌ای بود که مصالحه در کار نبود. ایرانیان نه میتوانستند از دیگران بیاموزند و کشور را متحول کنند و نه درمیان خود توانایی اجماع سازی داشتند! در واقع زمینه و ظرفیت《هماهنگی فکری》و《انسجام عملی》وجود نداشت و کار سیاسی داستان مرگ و زندگی بود و برخوردها خشونت آمیز و حذفی! از اینرو افراد در طرح نظریات و پیشبرد اهداف سیاسی خود ناچاراً به عوام فریبی، تکفیر، افترا و نسبتهای ناروا و قتل متوسل می‌شدند (مشروطه ایرانی،ماشاءالله آجودانی، ص ۳۸۴). مخالفین شیخ فضل الله او را مجرم میخواندند و وی متمم قانون اساسی را ضلالت نامه خطاب میکرد! واقعیت این بود که ظهور یک جریان در ایران همیشه باعث حذف و نابودی دیگری بوده‌است چون گروهها و تفکرات، زمینه کار جمعی و عمومی را نداشته‌اند! تضاد میان مدرنیته و اسلام و ناسازگاری فلسفی میان این دو مکتب فکری باعث تداوم اقتدارگرایی گردید و آنقدر طرفین در پی حذف و تخریب و نابودی یکدیگر کوشیدند که در نهایت به استبداد رضاخانی انجامید (اقتدارگرایی ایرانی در عهد قاجار، سریع‌القلم، ص 153).


  • جغرافیای فکری

    جغرافیای فکری: در جهان امروز،《جغرافیای فکری》مهم‌تر از جغرافیای سرزمینی است. در عین حال، انزوای فکری بدتر از انزوای جغرافیایی است. جغرافیای فکری شامل همه اقشار می‌شود: مهندس، پزشک، استاد، کارآفرین، نماینده مجلس، صنعت‌گر، مدیر، معلم و بانک‌دار. اما شعاع جغرافیای فکری افرادی که فکر می‌کنند و تصمیم می‌گیرند از همه مهم‌تر است چون آن‌چه مستقیم مشاهده می‌کنند، تجربه می‌کنند و در معرض قرار می‌گیرند در استنباط و استنتاج آنان تأثیر جدی دارد. هر ورودی، خروجی خود را دارد. از افرادی که اتصالات محدود (Connectivity) دارند، انتظار تغییری هم نیست. تنها عنصری که می‌تواند املاح ته‌نشین شده‌ی ذهن را تکان دهد، افزایش شعاع دایره‌ی زندگی، تعامل و یادگیری است. در چه شرایطی کودک زیر ده سال زبان می‌آموزد، شنا یاد می‌گیرد و با موسیقی آشنا می‌شود؟ وقتی‌که شعاع فکر پدر و مادر، حداقل سی سال را در بر گیرد. از کودک شش ساله انتظاری نیست که به اتکاء خود شنا بیاموزد. تاریخ اقتصادی اروپا به وضوح معرف این واقعیت است که "فرصت اتصالات" به کشورهای دیگر و حتی قاره‌های دیگر، زمینه‌ساز بزرگ‌تر شدن افق فکری و جغرافیای فکر کارآفرینان شد. معاشرت و تبادل نظر با افراد تکراری و ثابت، شعاع فکر را نیز با زنجیر قفل و متوقف می‌کند. بی‌دلیل نیست در دانشکده‌های مختلف دانشگاه‌های کلیدی جهان، همیشه چند نفر《استاد مهمان》از کشورهای دیگر حضور دارند، تا شعاع فکر دانشجو و اساتید وسیع‌تر شود. چگونه یک فرد، شرکت، بنگاه، محقق، مهندس، پزشک، نماینده، مدیر یا کارآفرین دائما می‌تواند جغرافیای فکر خود را گسترش دهد؟ با افراد جدیدی که معاشرت می­کند، از سیستم‌ها و تشکیلاتی که بازدید می‌کند، از بیوگرافی و تجربیات جدیدی که مطالعه می‌کند و از《فکر جدیدی》که باید شعاع اندیشه را همواره گسترش دهد. روان‌شناسان اجماع دارند که انسان ۹۰ درصد آن‌چه می‌گوید و بدان عمل می‌کند از ناخودآگاه (Unconscious) اوست. اگر در رسوبات ناخودآگاه، تشکیک نشود، خانه‌تکانی نشود، سؤال نشود، داده‌های نوین وارد نشود، نباید منتظر خروجی جدید بود. در دانشگاه‌های معتبر جهان رسم است، هر پنج سال اساتید به《فرصت مطالعاتی》بروند و از محیط دائمی خود دور شوند و یکسال در معرض تحقیق جدید، اندیشه‌های جدید، پاسخ‌های جدید و بلکه سؤال‌های جدید قرار بگیرند و شعاع فکری خود را توسعه بخشند. شاید کلیدی‌ترین خدمتی که یک دولت نسبت به مردم خود و به پرسنل خود و به‌خصوص پرسنل سیاسی و امنیتی خود می‌تواند عرضه کند، این است که《فرصت‌های مقایسه》را برای آن‌ها فراهم آورد و شعاع دوایر فکری آن‌ها را وسیع‌تر کند. انزوای سیاسی به‌تدریج توهم می‌آورد. انزوای فکری، فقر و انزوای معاشرتی، هر دو؛ توهم و فقر. |دکتر محمود سریع‌القلم|


  • هشتمین عجایب جهان

    زنها را دست کم نگیرید! درنهایتِ ظرافتشان چنان برایت تکیه‌گاه می‌شوند؛ که انگشت به دهان بمانی! زنها هشتمین عجایبِ جهانند. نرگس صرافیان


  • قدم خیر قلاوند بالاگریوه

    یک ترانه به لری مینجایی از استاد رهدار شاعر فرهیخته بختیاری در توصیف بانو قدم خیر قلاوند لُرستانی: برگرفته از کتاب لالایی دآ: قدم خیر سَروَنش کاله _ آساره زَنگلِ ماله / گُلوَنیش تنگوانکوه بی _ دختر رستمِ زاله. ترجمه: قدم خیر سربند زنانه قهوه ای رنگی بر سر دارد و همچون ستاره ای در بین زنان خاندان (مال) می‌درخشد گُلونی او از لحاظ (شکوه و استواری) همانند تنگوانکوه بود گویی که دختر رستم زال است. 🔷واژه نامک: #سرون sarvan: سربند، روسری / #کال: قهوه ای روشن / #آساره: ستاره / #زنگل: زنان / #مال: آبادی، خاندان، خانه / #گلونی: سربند معروف زنان لُر فیلی (لُرکوچک) که مردان هم همچون شال و کراوات آنرا می پوشند / #تنگوانکوه: تنگه و کوهی در شمال اندیمشک زادگاه بانو قدم خیر قلاوند لُرستانی / #قدمخیر: بانوی نامدار و مبارز لُر که در راه مبارزه با یکسان سازی اجباری پوشش زنان لُر به مبارزه با آسیمیلاسیون فرهنگی رضاخانی برخاست و قیام کرد / #استاد رهدار: شاعر فرهیخته هویت طلب و فرهنگ پرور لُربختیاری که نقش مهمی در بیداری فرهنگی جوانان لُر به ویژه در منطقه بختیاری ایفاء کرده است / #لالایی دا: نام کتابی از لالایی های مادرانه برای فرزندان لُر که استاد رهدار به زبانهای لُری بختیاری، مینجایی، لکی و جنوبی سروده است.


  • سردار لُر بختیاری

    بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام‌ا‌لسلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. پایگاه خبری گُلوَنی، سمیه باقری حسن‌کیاده: این روزهای من پر شده است از ورق زدن تاریخ؛ تاریخ قدیم و معاصر. من این روزها به شدت به دنبال ژن‌ خوب‌های اصیل ایران می‌گردم؛ آن‌ها که بی‌هیچ هیاهوی اضافه‌ای تاریخ ساختند و می‌‌سازند و برای خاکشان نه فقط از جان خود، که از جان عزیزترین‌هایشان هم گذشتند و می‌گذرند که مبادا ذره‌ای از آب و خاک و شرافت ایران به تاراج رود. تاریخ بخوانید. ژن خوب‌هایی که برای ما گمنام هستند برای خط به خط این کتاب‌ها خاطره‌اند. تاریخ بخوانید که ببینید امثال بی‌بی مریم بختیاری و ﻣﯿﺮﺯﺍ یوﺳﻒﺧﺎﻥ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭالدوله از وکیل و وزیرهایی که استیضاح می‌شوند و می‌روند آن‌طور که نادر رفت و آب از آب اوضاع این وطن خسته تکان هم نمی‌خورد، بیشتر مفید بوده‌اند. تاریخ می‌خواندم و نتوانستم از بانویی بگذرم که تنها بانوی سردار جهان است. زندگینامه بی‌ بی مریم بختیاری: سال ۱۲۵۱ خورشیدی دختری چشم به جهان گشود که به خاطر عشق به وطن و شجاعت و قدرت مثال زدنی‌اش سردار آبروی زنان و مردان ایران شد. بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام‌ا‌لسلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. او از زنان تحصیلکرده و روشنفکر عصر بود که به طرفداری از آزادی‌خواهان برخاست و در این راه از هیچ چیز دریغ نورزید. او به مثابه زندگی ایلیاتی در فنون تیراندازی و سوارکاری ماهر بود و چون همسر و جانشین خان بود عده ای سوار در اختیار داشت و در مواقع ضروری به یاری مشروطه‌خواهان می پرداخت. سردار بی بی مریم بختیاری، یکی از مشوقین اصلی سردار اسعد بختیاری جهت فتح تهران محسوب می‌شد. وی طی نامه‌ها و تلگراف‌های مختلف بین سران ایل و سخنرانی‌های مهیج و گیرا، افراد ایل را جهت مبارزه با استبداد صغیر (استبداد محمدعلی شاهی) آماده می‌کرد و به عنوان یکی از شخصیت‌های ضداستعماری و استبدادی عصر قاجار مطرح بوده است. سردار لر: سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانه با عده‌ای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حمله‌ای سردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندی نمود و با عده ای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاق‌ها مشغول جنگ شد. سردار مریم بختیاری در هنگامه جنگ جهانی اول سلاح بر دوش به همراه بختیاریها با انگلیسیها نبرد می کند و در سخت ترین شرایط به آزادی خواهان مشهور ایران زمین در خانه خود در سرزمین بختیاری پناه میدهد. قدرت سردار مریم در منطقه به حدی بود که روس‌ها به هنگام فتح اصفهان خصمانه به منزل او تاختند و اثاثیه او را به یغما بردند و کلیه اموال و املاک او را در اصفهان مصادره کردند. رشادت و دلاوری این زن بختیاری به حدی بود که آوازه شهرت و آزادگیش در سرتاسر میهن پیچید و منزل او مأمن و پناهگاه بسیاری از آزادیخواهان عصر مشروطه شد. به‌طوریکه هنگام فتح اصفهان توسط روس‌ها (در جنگ جهانی اول)؛ فن کاردف، شارژ دافر سابق آلمان به خانه سردار مریم بختیاری پناه برد و مدت سه ماه و نیم در پناه او بود. بی بی مریم بختیاری دختر حسینقلی خان ایلخانی، خواهر علیقلی خان سردار اسعد و همسر ضرغام‌ا‌لسلطنه بختیاری از زنان مبارز عصر مشروطیت است. تا اینکه پس از شکست بختیاری‌ها از روس‌ها و کشته شدن ۵۸ نفر راهی کرمانشاه شد و از آنجا به برلن رفت. به پاس حمایت‌های سرسختانه بی بی مریم از فن کاردف، امپراطور آلمان، کمان تمثال میناکاری و الماس نشان و همچنین صلیب آهنین خود را که مهمترین نشان دولت آلمان بود، برای او فرستاد و او تنها زنی بود که در دنیا توانست به دریافت این نشان نائل آید. جریان مبارزات سردار مریم بختیاری با انگلیس‌ها در طی قرارداد ۱۹۱۹ و کودتای ۱۲۹۹ همچنان ادامه یافت به طوری که دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتای ۱۲۹۹ پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود. مزار بی بی مریم بختیاری سردار لُر: سردار مریم بختیاری در سال ۱۳۱۶ خورشیدی سه سال پس از شهادت فرزندش علی‌مردان خان زندگی را بدرود گفت.


  • کدخدا نازطلا کوشکی

    کدخدا نازطلا در حال افتتاح مدرسه روستای چم‌گرداب با حضور استاندار و دیگر مقامات استان لُرستان: داستان کدخدا "نازطلا عالی‌نژاد کوشکی": بنا به اظهارات بزرگان لُرستان بویژه طایفهٔ کوشکی در اوایل دهه چهل خورشیدی یک یگان نظامی نیروی زمینی ارتش شاهنشاهی قصد عبور از مسیر خرم‌آباد به اندیمشک را دارند که به‌هنگام غروب در روستای چم‌گرداب خودروی اتوبوس آنها دچار نقص فنی می‌شود. سرهنگ فرمانده آن یگان به روستا می‌رود و سراغ کدخدا را گرفته تا شاید بتواند نظامیان و سربازان را در منزل وی اسکان دهد تا فردا که بتوانند خودرو را تعمیر نمایند. در کمال ناباوری کدخدای آبادی از پذیرفتن این نظامیان خودداری می‌کنند در این میان که صدای سرهنگ بلند است، نازطلا‌خانم به آنجا می‌آید و از سرهنگ می‌خواهد تمامی نظامیان در منزل وی و فامیل ایشان اسکان پیدا کنند. تمامی نظامیان در منزل نازطلا و نزدیکان ایشان ساکن می‌شوند در فاصله‌ای کوتاه چندین گوسفند برای شام آنها ذبح و سپس طبخ می‌شود. با درایت نازطلا کُلی پتو، تُشک و بالش از منازل آبادی برای استراحت این افراد تهیه می‌شود. بنا به‌گفته بزرگان محل ظاهراً توقف این یگان دو روز به‌طول می‌انجامد و در این دو روز نازطلا و وابستگانش نهایت پذیرایی مرسوم را از آنها به‌عمل می‌آورند. سرهنگ به‌واسطه این مهربانی قول می‌دهد در برگشت از طریق هنگ لُرستان ایشان را به‌عنوان کدخدای چم‌گرداب (محل اسکان طایفه کوشکی) معرفی نماید، چون معتقد بوده که کدخدایی این آبادی حق مسلم این زن است... سرهنگ بر وعده خود جامه عمل می‌پوشاند و "نازطلا عالی‌نژاد" از طریق هنگ لُرستان و بخشداری ملاوی به‌عنوان کدخدای رسمی روستای چم‌گرداب معرفی می‌گردد. "نازطلا عالی‌نژاد" سالیان درازی بعنوان کدخدای رسمی چم‌گرداب منشاء امور خیری برای این روستا بوده که امروزه با گذشت سال‌های سال مردم بومی آن منطقه از زحمات و خدمات وی به نیکی یاد می‌کنند.



آخرین مقالات