دو شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

علیمردان خان بختیاری

قیام علی مردان خان بختیاری بر علیه حکومت مرکزی. ۱۷ آذر , ۱۳۰۸

علیمردان خان  بختیاری

 هواپیمایی که رضا شاه با ان مردم ایران را اعم از زن و بچه ، پیر و جوان را بمب باران کرد

 
 حماسه علی مردان خان بختیاری

 

خاندان و نسب:

علی مردان خان یا شیر علی مردان در سال 1310ه.ق. متولد گردید پدرش علیقلی خان پسر محمد علی خان پسر الله کرم خان پسر محمد حسین خان پسر ابدال خان از طایفه ی محمود صالح یکی از شاخه های بزرگ چهارلنگ بود. وی بر طوایف زیادی از چهار لنگ نفوذ داشت و در بین هفت لنگها نیز جایگاه خاصی داشت. بر همین اساس وقتی نزدیک به 20 سال سن داشت حسینقلی خان دختر تازه متولدش را نامزد او کرد تا بدین وسیله پیوند سیاسی چهار لنگ و هفت لنگ و خوانین تحکیم و تقویت گردد. مادر علی مردان خان، بی بی مریم دختر حسینقلی خان ایلخان کل بختیاری است. که چهل روز بعد از تولد، پدرش او را نامزد (ناف برون) علیقلی خان پسر محمد علی خان از طایفه ی محمود صالح چهار لنگ نمود. بی بی مریم نه سال بیشتر نداشت که پدرش بدست ظل السلطان به قتل رسید. در سن 15 سالگی علیرغم میل باطنی و به اصرار برادران به خانه ی شوهری رفت که  نزدیک به چهل سال سن و چندین زن و فرزند داشت. بی بی مریم دارای سه پسر شد که یکی از آنها در کودکی درگذشت و دو پسر دیگرش یکی علی مردان خان و دیگری محمد علی خان بود. با مرگ شوهر، بی بی به نزد برادرانش بازگشت و در پناه آنان به تربیت فرزندان پرداخت.

پس از چندی با پسر عموی خویش فتح الله خان ازدواج نمود حاصل این ازدواج فرزندان زیادی بود که تنها یکی از این فرزندان به نام مصطفی قلی خان بجا ماند. بی بی مریم در سن 30 سالگی از شوهر خود که مرد بوالهوسی بود، بدون طلاق و با وساطت برادران و اقوام جدا شد و سرپرستی املاک شوهر را برعهده گرفت. در جنگ جهانی اول به اتفاق برخی خوانین از جمله ابراهیم خان ضرغام السلطنه از آلمانها جانبداری نمود. او میزبان بسیاری از رجال میهن دوستی گردید که از طرف نیروهای متفقین تحت تعقیب بودند و در کنار سربازان و وطن پرستان ایرانی در مقابل نیروهای روسیه جنگید. مدتی نیز کاردار آلمان «کاردرف» و همراهانش را در منزل خود پناه داد.

در همین ایام نقشه حمله به اصفهان را به اتفاق سردار معظم و سالار مسعود طراحی و عملی کردند و در کروند حوالی نجف آباد با نیروهای روسیه درگیر شدند، ابتدا پیروز شدند ولی اتمام مهمات باعث گردید تا نتوانند در مقابل روسها دوام بیاورند و علیرغم فداکاری و رشادتهای فراوان با کشته شدن 58 سوار بختیاری مجبور به عقب نشینی شدند. به سبب این مبارزات و گرایشها، طرفداران روسیه و به ویژه پسران ظل السلطان اموال و منزل وی را در اصفهان غارت کردند. به سبب حمایت از آلمانها و جنگهای متعدد با نیروهای متفقین، «ویلهلم دوم» پادشاه آلمان، تمثال مینا کاری و الماس نشان خود را برای وی فرستاد. وی به خاطر شجاعت های بی نظیر به «سردار مریم» معروف گردید.

این شیر زن با این افکار و اندیشه تربیت علی مردان خان را برعهده داشت. از همان ابتدا تلاش فراوان نمود تا روحیه ی آزادمنشی، حق طلبی و ظلم ستیزی را که ویژگی ذاتی ایلیاتی می باشد، در فرزند خود ایجاد و تقویت کند و او را به گونه ای تربیت کند که در اوج جوانی در انقلاب مشروطه و فتح اصفهان و تهران و جنگ با اشغال گران روسیه مشارکت موثر و فعال داشته باشد. و یکی از قیامهای جاودان و مردمی را رهبری نماید.

مرحوم وحید دستگردی در باره شایستگی این زن می گوید ، اگر سردار اسعد به جای حمایت از برخی خوانین بی لیاقت در تصدی حکومت ولایات ، از این زن استفاده می کرد و وی را در مصدر کاری قرار می داد ، می توانست منشاء خدمات بسیاری به ایران شود.

 

مشروطه، جنگ جهانی اول، کسب تجربه

علی مردان خان در سن 17 سالگی به همراه سواران بختیاری و در کنار داییهای خود در تصرف اصفهان، شکست استبداد و فتح تهران و مقابله با طرفداران محمدعلی شاه در گوشه و کنار مملکت حضوری فعال داشت و تجربه ای کسب کرد که بعدها در خیزش مردمی وی بسیار موثر واقع شد. در جریان اشغال کشور به ویژه توسط قوای روسیه، مناطق بختیاری و همجوار آن نیز از حمله ی روسها در امان نماند. بسیاری از آزادیخواهان تهران و اصفهان به منطقه ی کوهستانی بختیاری پناه آورند. و بیشتر آنان مهمان ضرغام السلطنه و بی بی مریم مادر علی مردان خان بودند.

«فرادنبه» و «سورشجان» برای چندین ماه ماوای آزادیخواهان بسیاری شد. کادار دولت آلمان نیز به آنها پیوست. علی مردان خان که در این ایام قریب 23 سال سن داشت فرصت گرانبهای بدست آورد تا با افکار و اندیشه های آزادیخواهان و روحانیون که از روشنفکران و میهن دوستان مشهور کشور بودند، آشنا شود و درباره ی اوضاع جهان، جنگ جهانی اول و دسته بندی دول متخاصم اطلاعات ارزنده ای کسب نماید. خان با ذکاوت و تیزبین دانسته های بسیاری کسب نمود. به همراه مادر و خوانین جوان و سواران شجاع بختیاری به دفعات با نیروهای روسیه وارد جنگ شد و در شبیخونهای متعدد ضربات مهلکی به قشون روسیه وارد ساختند. پشت سر گذاشتن دو مرحله و مقطع مهم تاریخ کشور و حضور و مشارکت فعال در آنها (انقلاب مشروطه و اشغال کشور بوسیله متفقین) خان جوان را به پختگی لازم و کسب تجارب ارزنده ای در نبرد و سیاست رساند. همین تجارب ارزنده باعث گردید تا در سال 1308 شمسی با وجود خوانین باتجربه و با نفوذ، رهبری قیام را بر عهده گیرد و در کمترین زمان بین طوایف هفت لنگ و چهارلنگ انسجام و وحدت بوجود آورد.

 

آغاز قیام

زنده باد آزادی !

قیام علی مردان خان بختیاری بر علیه حکومت مرکزی. ۱۷ آذر , ۱۳۰۸

علی مردان بختیاری معروف به" شیر علی مردان" هرچند از سوی مادر با بختیارها یعنی خاندان ایلخانی نسبت داشت وایلخانزاده بود اما از سوی پدر لرزاده ایی اصیل و مردی از تبار بزرگان چالنگ بود ! مادرش سردار مریم دختر ایلخان بختیاری و پدرش علیقلی خان از بزرگان چالنگ بود .

درست چند هفته بعد از کودتای انگلیسی رضاشاه در اسفند ۱۲۹۹، جرقه برگرفته از اندیشه های چپ کارگری در کوه های زاگرس , در دل جامعه روستایی / عشایری لر , با تشکل گروهی تحت نام " حزب ستاره ایالت بختیاری " که اغلب خانزادگان جوان و نخبگان و تحصیل کردگان فرنگ بودند زده شد ! این سومین نسل خوانین لر بختیاری , که درصدد مهار کردن حکومت ملی گرا و مرکز گرای رضاشاه بودند، بیانیه اعلام موجودیت حزب ستاره ایالت بختیاری را در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی منتشر کردند !

اساسنامه حزب ستاره بختیاری , با جملاتی آغاز و دوام می یابد که تک تک آن جملات و واژه گان مندرج در اساسنامه , به روشنی اندیشه های شورایی "قوم" گرایانه و یا بهتر بگوییم " بوم" گرایانه و خواسته های منطقه ای, ایالتی , ولایتی , آن حزب برای ایالت بختیاری , به آشکارا در آن هویداست که در آن عصر و عهد ,مایه تامل است!در مقدمه اساسنامه آمده بود که :

("... ایران هم بلاد و ایالات جدید و متمدن دارد و هم بلادی که هرگز کمترین نور تمدن در آنها نتابیده است اولاً، این ضعف بزرگ ناشی از تهران (حکومت مرکزی) است؛ ثانیاً از تزویر اجانب و بلاخره از ضعف عقلای هر یک از این مِحال بلا دیده که از ارائه راه علاج، عاجز مانده اند. بر همه عقلا و فضلاست که روشنایی بخش شوند، در مرتبه اول در کلبه خویش.

ما مردم ایران (از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب)، در آداب کهن، خلق و خوی دست‌آوردهای علمی و ادبی خویش، در اوضاع جغرافیائی و سیاسی خود، آن چنان متفاوتیم که برای هدایت خویش و تحقق آمال‌مان باید گام نخست را در هر منطقه با دانش، استعداد، عادات و میزان تمدن اهالی آن برداشت، برای صعود به‌بنای پر عظمت تمدن نو از نردبان‌های متفاوت ترقی استفاده کنیم. به‌منظور افشاندن نورنیک بختی، آرامش و آزادی، و به‌منظور توفیق در مساعی‌مان در" ایالت بختیاری" که در قسمتی از ایران قرار گرفته و متأسفانه تاکنون در تاریکی باقی مانده است، باید با در نظر گرفتن موقعیت اهالی، دست به‌عمل بزنیم. با توجه به‌آن چه گفته شد، تنی چند از جوانان بختیاری حزبی را تأسیس کرده‌اند که این آمال را بر اساس اصول زیر تحقق بخشد و آن را ستارهٔ بختیاری نامیده‌اند.")

چهره های مؤثر در تأسیس این حزب خانبابا اسعد پسر علیقلی خان سردار اسعد دوم، محمد سالار اعظم پسر علیقلی خان سردار اسعد دوم، محمد علی سالار مسعود پسر خسروخان سردار ظفر، علی مراد سالار بهادر پسر خسرو خان سردار ظفر، پرویز اسفندیاری کوچکترین پسر اسفندیار خان سردار اسعد اول و علیمردان خان چهارلنگ پسر بی بی مریم بختیاری بودند.

اغلب اعضا , پس ازچندی فعالیت یا حبس یا اعدام شدند تا آنکه در سال ۱۳۰۸ علیمردان خان چالنگ , در مخالفت هم با ظلم و اجحاف بختیارها یعنی فئودال های محافظه کار خاندان ایلخانی که برخی از آنها چون جعفرقلی خان سردار اسعد سوم وزیر جنگ رضاشاه بود و و همچنین در برابر ظلم و ستم دولت مرکزی تصمیم به قیام مسلحانه گرفت ودر حوالی منطقه «پیر غار "علی مردان خان یارانش را گرد آورد و انگیزه و هدف قیام خود را تشریح کرد در مشورت با همراهانش و با هدف انسجام بخشی بیشتر میان نیروهایش، دست به یک ابتکار زد و آن تشکیل یک هیات بود. این هیات که نام کامل آن "هیأت اجتماعیۀ ایالت بختیاری" بود متشكل از 12 نفر از سران و كلانتران بختیاری بود.

 

*"هیأت اجتماعیۀ ایالت بختیاری"

در برخی نقل قول‌ها آمده که آ اسكندر بابا احمدی به‌عنوان رئیس هیأت انتخاب گردید. وظیفۀ هیأت سازماندهی نیروها و رهبری عملیات جنگی بود. هدف بزرگ هیأت نیز استیفای حقوق از دست رفتۀ لرهای بختیاری بود. جوانان لر برای اثبات وفاداری و پایبندی به قیام، به قرآن سوگند خوردند و برخی مهر و امضاء کردند. ابتدا در " گرمسیر بختییاری" ( خوزستان کنونی ) " پل شالو " را منهدم ساختند تا قوای ارتش شاهنشاهی از پشت آنها را غافلگیر نکند و سپس به سوی سرحد یا ایلاق یا سردسیر بختیاری حرکت آغاز شد . و هدفشان دهکرد (شهرکرد ) بود .

فئودال ها و خوانین حامی حکومت رضاشاه همچون جعفرقلی خان وزیر جنگ و «امیر جنگ»، «سردارظفر»، «سردارمحتشم» و «مرتضی قلی خان» در دیداری سعی کردند که وی را از اقدام به قیام اش بازدارند که میسر نشد

بالاخره علی مردان خان در 15 خرداد 1308 شمسی روانه ی دهکرد (شهرکرد ) شد.

قبل از ورود به شهر به ماموران دولتی و نظامیان اخطار شد که شهر را ترک کنند. سرهنگ «صادق خان»(پدر داریوش فروهر , ملی گرایی که به قتل رسید ) حاکم نظامی شهرکرد که به مردم ظلم و ستم زیادی روا داشت، با 50 نفر نظامی عمارت «مشهدی ابراهیم»، دبیرستان و ژاندارمری را سنگربندی کردند، روسای ادارات نیز در این اماکن متمرکز شدند.اما با بررسی اوضاع و گزارشهای رسیده کارکنان و اموال ادارات به بروجن منتقل شدند و نیروی نظامی نتوانست در مقابل غیرت و شجاعت جوانان بختیاری مقاومت کند. شهر تخلیه شد

و بالاخره در تاریخ 27 خرداد 1308 شمسی یاران علی مردان که شمار نیروهایش 2000نفر بود و بر پرچم آنان عبارت "علی ولی الله "نقش بسته بود و با شعارهای " ایما سی راست کردنه دین و دنیا ویدیمه ! جو زی ایما , نو ز ایسا"(ما برای اصلاح دین و دنیا آمدیم , جان از ما, نان از شما ) وارد دهکرد ( شهرکرد ) شدند .

اماکن دولتی در اختیار رزمندگان قرار گرفت. علی مردان خان تمام قوانین دولتی که موجب تحقیر، فشار و ستم به مردم بختیاری بود را ملغی اعلام کرد. مالیاتها لغو گردید، لباس و کلاه لری رواج پیدا کرد و هر کس کلاه پهلوی بر سر می گذاشت جریمه یا حبس می شد.

دولت از این اقدام شجاعانه ی سواران لر به وحشت افتاد. نیروهایی را به فرماندهی سرهنگ «محمد خان میمند» از راه تنگ «بیدکان» جهت مقابله با بختیاری ها اعزام نمود. سواران بختیاری به فرماندهی «نادرقلیخان» پسر سردار اشجع و «اسماعیل خان زراسوند» داماد امیر مفخم، با تصرف «تنگ انجیره» و ارتفاعات مشرف بر دشت، قوای مزبور را در «سفید دشت» به محاصره کامل در آوردند. سروان «عبدالله هدایت» مأمور می شود حلقه ی محاصره را بشکند ولی رشادت رزمندگان لر باعث می شود تا پس از بر جا گذاشتن تلفات سنگین وادار به عقب نشینی شوند. نیروهایی که به فرماندهی سرهنگ «امین الله خان جلوه» از طرف بروجن عازم شهرکرد بودند، دستگیر و خلع سلاح شدند. بختیاریها آنان را سوار قاطرهای لخت و بعضی را پیاده با ساز و دهل به شهرکرد وارد کرده و انتشار شکست قشون دولتی را اعلام نمودند.

سواحل زاینده رود تا «پل کله» در نزدیکی حدود اصفهان به تصرف بختیاریها درآمد.

از سوی دیگر نیز لرهای بختیاری‌ ساکن در محلات بید آباد و لنبان اصفهان نیز با تبلیغات وسیع خود، جنگ روانی علیه سربازان دولتی رضاشاه به راه انداخته بودند و درصدد بودند ضمن تخریب روحیۀ نظامیان، مردم را به حمایت و پشتیبانی از قیام بختیاری‌ها تحریک و تشویق کنند. شاه که بسیار نگران بود مبادا لرهای بختیاری، اصفهان را تصرف نمایند و به سمت پایتخت حرکت کنند، چند تن از خانواده بختیار ها و خوانین بختیاری با نفوذ و مشغول در دستگاه دولتی و وابسته را تحت فشار زیاد قرار دادند تا اسباب تفرقه و پراکندگی سواران علیمردان خان را فراهم سازند و از آنجا که مردم ایلات و روستاها و شهرهای لر نشین از قیام حمایت می کردند , سرانجام رضا شاه و ارتش وی , چاره را در بمباران شهر و روستاها ی بختیاری و مردم غیر نظامی لر دید و با اعزام هواپیماهای جنگی چند نوبت مردم بی‌دفاع را در شهركرد و مناطق نزدیك به میدان جنگ بمباران کردند.

 

خوانین، تجار و اهالی شهرکرد تلگرافی با این مضمون تهیه و مخابره می کنند:

«وزارت جنگ: قانون بین المللی اجازه نمی دهد مردم بی پناه و بی دفاع را بمباران نمایند.»

پاسخ رسید :

«آقایان خوانین سردار فاتح و سایر خوانین بختیاری : قانون بین المللی اجازه می دهد که هر کجا قشون دشمن اقامت دارد بمباران شود. اگر شما یاغی دولت نیستید خود را به ارکان حرب(جنگ ) معرفی کنید.»

ارتش ایران , برای نجات هنگ محاصره شده اش در" دشت سفید دشت "سه ستون نظامی کاملاً مجهز از سه طرف به منطقه گسیل داشت. تیمسار «شاه بختی» از طرف مبارکه، سرتیپ «تاجبخش» از طرف نجف آباد و سامان و تیمسار «محتشمی» از سوی فریدن، به سمت محل تجمع رزمندگان لر عزیمت کردند. از طرفی خوانین وفئودال های بختیاری وابسته به دولت و خوانین مسن که احساس خطر کردند وارد عمل شدند. و به تضعیف و تفرقه اندازی میان قیام کنندگان پرداختند. نیروهای نظامی از هر سو سر رسیدند. و تقریباً سواران بختیاری به محاصره در آمدند و مجبور بودند با چهار جبهه بجنگند!

یک گروه نظامیان در محاصره و سه گروه نظامی تازه نفس. قبل از آغاز حمله نظامیان به سران قیام پیشنهاد دادند که دولت قبول می کند:

1-ایالت بختیاری و مردم لر به مدت 10 سال از بخشودگی مالیاتی برخوردار شوند.

2-از خدمت نظام وظیفه نیز معاف شوند.

3-از آنان در مناصب دولتی استفاده شود.

مذاکرات در «قفهرخ» ادامه داشت که حمله ی نظامیان از زمین و هوا آغاز گردید. در واقع نظامیان با مطرح کردن مذاکره و توافق، به دنبال کسب فرصت لازم برای آشنایی با منطقه و طراحی نقشه حمله بودند.

چند روز بعد، در سه فرسنگی شهركرد، جنگ خونینی صورت گرفت؛ که این بار نیز بختیاری ها شكست خوردند. اردوی دو هزار نفری لرهای بختیاری به سرکردگی علیمردان چالنگ از زمان حرکت به طرف شهرکرد تا این نبرد نابرابر در حومۀ شهرکرد، نزدیک به چهل و چهار روز با ارتش تا دندان مسلح رضا شاه جنگید. با این که از مهمّات و اسلحه كافی و مجهزی برخودار نبودند، شجاعانه جنگیدند و علیرغم خلق حماسۀ وصف ناشدنی و رشادت‌های فراوان با سلاح‌های ابتدایی، پس از چند روز در مقابل قشون مجهز، زبده و تازه نفس رضا شاه شكست خوردند. تعدادی از رزمندگان لر کشته شدند و و جمع كثیری مجروح و عده‌ای نیز اسیر شدند از جمله، علی مردان خان !

این قیام چهل و چهار روزه بین لرهای بختیاری به سرکردگی علیمردان خان چالنگ و ارتش دولت مرکزی ایران , به جنگ «سفید دشت» معروف شد و در اذهان عموم و تاریخ مردم و سرزمین بختیاری یکی از بی نظیرترین و اصیل ترین قیامهای مردمی و به یادماندنی ترین حماسه و صحنه ی مقاومت و شجاعت ایل بختیاری است. که لرها در وصف این جنگ و این قیام موسیقی و منظومه " شیرعلی مردن " را سرودند و نواختند !

 

*سید جعفر پیشه وری وبزرگ علوی در باره این بزرگمرد لر چه نوشتند ؟

زنده با آزادی !

علی مردان بختیاری به زندان قصر منتقل گردید و حماسه دوم این مرد حماسه ساز آغاز گشت !

در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه(آذرماه ؟ )۱۳۱۳ این رادمرد لر را جلوی جوخه اعدام بردند.

نویسنده نامدار ، بزرگ علوی اینطور می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند.

هنگامی که از برابر جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوالپرسی کرد، وقتی یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت: پسرم!! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.

سید جعفر پیشه وری از قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن رادمرد لر آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد : در آخرین لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، با صدای رسایش فریاد برآورد:

" زنده باد آزادی" !

که با صفیر چند گلوله خاموش شد.

 

برگرفته از:

وب نوشت: هفته نامه زاگرس ایران

سرداران گمنام,حماسه شیرعلی مردون .میلاد موزر

 

اشعار گاگریو - حماسی در وصف شیر علی مردون

 

تفنگ علی مردون، هم باز صدا کرد                

سرهنگ کله پوستی، هنگ بلا کرد

***

تفنگ علی مردون، هم باز غرمنید                  

سرهنگ کله پوستی، چادر رمنید

***

کجه تیر، کجه سپاه، کجه فراشم                    

ره بدین دام و ددوم، بیان سر لاشم

***

مو لر بلیط خورم هف سال چوپونم                  

ار زنیم وه قرقره،مو مشق ندونم

***

بی عروس تو کل بزن، تا مو کنم جنگ             

شمشیرم وا گل زنم، سی ایل چهار لنگ

***

بی عروس کل ازنه، کل بساکی                      

سنگران خین گرد، تا کفت خاکی

***

بی عروس تو کل بزن، کل بساکی                   

تفنگچی زه مم صالح، سواره زه راکی

***

شمشیر علی مردون طلای بی غش               

به زمین برچ ای زنه، به آسمون تش

***

بی بی یل سی کشتنم پلان بریدن                  

گویلم ز داغ مو، هی لاله چیدن

***

دشمنون زه بهد مو چاره ندارن                        

گو یل نیله سوار به هفت و چارن

***

بی عروس سر قله پلا بریده                          

لاش اسبید علی مردون به دار کشیده

***

کجه رهد خان گپم هم وزن شابید                    

هر کی کشتس خانمه کارش خطا بید

***

اساره به آسمون، ماهی وه دریا                    

تا نیا آقا علی، ایل نیگره جا

***

لاشمه گویل بنین سر تخت منگشت               

بل غرورم نشکنه، دورون ور گشت

***

بعد مو قله تلن کنین سیه پوش                    

سی تقاص جون مو خینم زنه جوش

***

چی کلا پر پر کنم رم سر فردون                     

اسم شانه کور کنم سی علی مردون

***

طیاره بال بال کنه سرکه وردون                     

اسم شانه کور کته، شیر علی مردون

***

طیاره بال بال کنه سرکه فرودن                     

شمشیرم به گل زنم سی کل ایرون

***

یه گروهان ز دولتی اود به سیمون                     

گرگ که زال ایزنه، سی بیکسی مون

***

بیست و چهار تیر خردمه هنی بهوشم               

 لیک دام و ددوم اوید به گوشم

***

بالونا بالا هوا بالا تنیده                                   

ددیل آممد علی پلا بریده

***

دو در گل سی کشتنم پلان بریدن                        

گو یلم ز داغ مو پای کمر بریدن

***

نظامی کله پوسی لنگا ملاری                           

نی تری جنگ بکنی وا بختیاری

***

سر تنگ تا ته تنگ تانک و زره پوش                 

ما بین شال و قوا خین ای زنه جوش

***

چار لنگون و هفت لنگون غیرت ندارن               

چل کنن تهران خراو، خان درارن

 
 
تصنیفی حماسی بیاد علیمردان خان بختیاری شیر بیشه ی ایران مبارزه استبداد پهلوی
 

4 نظر

  • یاللعجب

    ایل لر بختیاری را میتوان بزرگترین ایل ایران از گذشته تاکنون قلمداد کرد(جامعه شناسی ایلات و عشایر صفحه۱۲۵ اثر دکتر یعقوب احمدی). علیمردان خان ایلخان ایل بزرگ بختیاری بود.او فرزند سردار بی بی مریم بود که نشان شجاعت از ویلهلم دوم شاه آلمان دریافت کرده بود.سردار مریم فرزند حسین قلی خان بختیاری بود که ۴۰ هزار تفنگچی در اختیار داشت و ظل السلطان از ترسش او را با خدعه به اصفهان کشاند و با زهر او را شهید کرد(ظل السلطان,حسین سعادت نوری ص۱۸۳).حالا جدیدأ پانکوردهای تازه به شهر رسیده جمله معروف علیمردان خان بختیاری را(اگر عقابی بخواهد از آسمان زاگرس عبور کند باید پرهایش را باج دهد)را جعل کرده و بنام یک لات و لمپن دسته چندم بنام آقا جاویدان نشر و معرفی میکنند.آخر جوجه پانکوردها این جمله را فردی تحصیلکرده و سیاسی در نامه ای به رضاخان مینویسد که در تاریخ آمده حالا شما مقلدین بیسواد که به دزدی مشاهیر و شخصیتهای تاریخی معروفید و تاریخ و طایفه برای بزرگنمایی خودتان گدایی میکنید به یک لات لمپن شهری منتسب میکنید؟بجای دزدی مشاهیر دیگران برید تاریخ نداشته تان را در رشته کوههای ترکیه و عراق جستجو کنید.التماس تفکر


  • کیانرسی

    دکترداریوش رحمانیان در کتاب ایران بین دو کودتا صفحه۱۲۸مینویسد؛سپهبد امیر احمدی در پاییز۱۳۰۲مأمور سرکوب و خلع سلاح عشایر لر شد قساوت و خشونتی که امیراحمدی در سرکوب مردم لر به کار برد در مواردی چنان بود که گویی فاتحی بیگانه و خونریز با قومی کاملأ بیگانه و یاغی طرف است.درصفحه۱۳۰مینویسد؛در عملیات لرستان برای نخستین بار نیروی هوایی عملیات نیروی زمینی را پشتیبانی میکرد.در همان صفحه آمده که در سالهای پس از مشروطه بختیاریها نیرومندترین ایلات کشور بودند و سران آنان در دولت و امور سیاسی و اداری کشور نفوذ و اقتداری چشمگیر داشتند و شرکت نفت بختیاری را با چهارصد هزار سهم یک لیره ای تشکیل داده بودند و جعفرقلیخان سردار اسعد شهریور۱۳۰۳وزیر پست و تلگراف شد و در دولت فروغی در همین مقام بود و در کابینه مخبرالسلطنه به وزارت جنگ رسید رضاخان که از قدرت روزافزون بختیاری واهمه داشت از اختلاف و صف بندی میان خوانین جوان بختیاری با خوانین کهنسال و نیز از تفرقه میان طوایف چهارلنگ و هفت لنگ بسیار بهره برد و سیاست خلع سلاح و تخته قاپو و حذف از مدار قدرت را به پیش برد.همان کتاب صفحه۱۳۷آمده است که رضاخان برای جنگ روانی و پیاده کردن نقشه هایش در جراید و رسانه ها عنوان میکرد که ایلات و عشایر ابزاری در دست انگلیس است برای فشار به دولت او.اما حقیقت این بود که انگلیس یا هر قدرت دیگری صرفأ یک عامل بیرونی بود که از شرایط مساعد درونی در راستای سیاستهای خود بهره برداری میکرد و اگر ضعف و مشکلات درونی بویژه فساد و تبعیض و بیعدالتی و زورگویی دولت و عوامل دولتی نبود به آسانی عشایر شورش نمیکردند ذهنیت توطعه اجازه درک آن را به دولتمردان آن روز ایران نمی داد توسل آنان به فرضیه توطعه نوعی فرافکنی و تلاشی برای پرده پوشی بر ضعف و ناتوانی و سؤتدبیر و فساد خود دولت رضاخان بود.کتاب شورش عشایری فارس,کاوه بیات صفحه۱۰۲به بعد.


  • شرح روز اعدام علی مردان خان بختیاری به نقل از بزرگ علوی

    شرح روز اعدام علیمردان خان بختیاری به نقل از بزرگ علوی:روز اعدام جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و رویی آراسته داشت و با گامهای بلند و استوار و قامتی مصمم به قتلگاه نزدیک شد وقتی یکی از دژخیمان میخواست چشم هایش را به هنگام اعدام ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و رو به او گفت:پسرم ! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعأ مافوقان شما را خوشحال میکند من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.


  • مهرداد عباسی

    تاریخ را کسانی مینویسند که قهرمانان را کشتند



آخرین مقالات