شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

میر مهنای دوغابی

استاد دکتر احمد اقتداری مورخ ، پژوهشگر و ایرانشناس بزرگ لارستانی در مطلبی تحت عنوان"واقعیتهای تاریخی میر مهنا" چاپ شده در هفته نامه نسیم جنوب در مورد اصل و تبار میر مهنا می نویسد: "نکته دیگر آن که برخلاف آنچه نوشته اند وظاهرا آقای فقیه هم پذیرفته است، میرمهنا عرب نبوده، خاندانش هم عرب نبوده اند، پدر وجدش هم عرب نبوده اند. زبانش لری ومذهبش شیعه بوده است

میر مهنای دوغابی

 واعراب واردبه خلیج فارس ازدوره قبل از صفویه تا اواخردوره افشاری عموما سنی مذهب وعرب نبوده اند، ولی لر زبانها به خصوص آن ها که در دوره کریمخان زند به سواحل خلیج فارس وارد شده اند، مجموعا اهل کهکیلویه بوده، لر زبان وایرانی تبار بوده اند. کتاب " ایلات کهکیلویه " نوشته ی محمود باور، و کتاب " خوزستان و کهکیلویه و ممسنی " تالیف احمد اقتداری، دراین خصوص بحثی مستوفی دارند.لیراوی ها وحیات داودی ها هردو لرزبان وتبار کهکیلویه ای ولری دارند ومطلقا عرب و یا ترک نیستند. نام طایفه وغایی راباید به طایفه " زهابی " زه + آب بدل کرد . کریم خان زند هم (که به میر مهنا جنگید) خود لر زبان ایرانی است. امروز هم لهجه های تمام سواحل خوزستان وبوشهر وفارس ،لُری است".

 

میر مُهَنّای بندرریگی در زمان پادشاهی کریم خان در بندر کوچکی از توابع بندر گناوه در استان بوشهر بنام بندر ریگ بدنیا آمد او فرزند میر ناصر بندر ریگی بود که در واپسین سال‌های فرمانروایی نادرشاه افشار، حاکم بندر ریگ و رود حلّه و جزیره خارک بود. میر مهنا دریک اقدام انقلابی و نا باورانه پدرش "میر ناصر دوغابی"را که نوکر عناصر هلندی و انگلیسی بود را به ضرب گلوله می کشد.او حضور بیگانگان را در ایران موجب فقر مردم میدانست لذا برای مبارزه با آنها بود تصمیم می گیرد بر راههای بازرگانی (دریایی، زمینی) فائق آید.او برای این کار به جمع آوری نفراتی می پردازد و به به مدت 15 سال به عنوان قدرتی بلامنازع و قهرمانی شکست ناپذیر بر خلیج فارس حاکمیت می کند. اقدامات جنگی میر مهنا آنقدر قدرتمند بود که تمام ناوگانهای نظامی متعلق به دولت هلند و انگلیس و پرتغال از حمله او و غارت اموالشان در خلیج فارس دچار رعب و وحشت شده بودند و به همین دلیل مرتب از دولتهای مرکزیشان طلب نیرو وکمک می کردند.او در سال ۱۷۶۲ به آن‌ها در خارک هجوم آورد که حمله‌اش دفع گردید. او بار دیگر در سال ۱۷۶۶ به خارگ حمله کرد و ۵۸ هلندی و ملوان بومی را اسیر کرداو در زمان حیات پدرش ،به کمک او به بحرین حمله کرده و اعراب و انگلیسی ها را از آنجا بیرون می کند. او در یورش هایش به کشتی های بیگانگان از قانون " حمله مورچگان به ملخ " استفاده می کرد.عدم اطاعت میر مهنا از کریم خان زند که او هم تبار لری داشته است موجب حمله سپاهیان زندیه به فرماندهی زکی خان برادر وکیل الرعایا به او و افرادش می شود. میرمهنا بعد از جنگ های متعدد با نیروهای خودی و غیر خودی و تعقیب مداوم زکی خان به ناچار ابتدا بندر خارک را تصرف کرد و بعد از مقاومت زیاد در برابر محاصره نیروهای زکی خان بناچار به بصره پناه می برد و بر اثر خستگی ،گرسنگی و تشنگی زیاد به مردم پناه می برد، ولی مردم او را می شناسند و تحویل حاکم بصره می دهند. والی بغداد در سال ۱۱۸۲ ق میر مهنا را به قتل رساند. کریم خان زند به اعتراض این عمل به بصره لشکر کشید و آنجا را تصرف کرد.

 

نام میرمهنا با هر لقب و عنوانی که برایش قائل باشیم، در تاریخ مبارزات و دشمن ستیزی های ملت های ایران و سرزمینهای حاشیه ی خلیج فارس، حیاتی جاودانه دارد. هر چند نویسندگان متاثر از کاتبین پیشین، درست یا غلط او را «دزد و راهزن» و فردی « خبیث و نامردمی» لقب داده اند، اما در ذهن و یاد مردم جنوب ایران به گونه ای ی دیگر ماندگار شد.مردم بوشهر... ده ها سال بعد، درخت سدری به یاد او کاشتند و آن را «کُنار مهنا» نامیدند. که در باورشان این بود که این درخت معجزه می دهد، و شفای بیمارانشان، بخت گشای دخترانشان و حاجات دیگرشان را از این درخت می خواهند و به آن دخیل می بندند و شمع روشن می کنند. امروزه جزیره‌ای غیرمسکونی در خلیج فارس به نام او جزیره میر مهنا و بندری نیز در جزیره کیش به نام او نامیده شده است.

3 نظر

  • دارالغرور《بلاد لُرنشین》

    بنازم مردمان پاکمان را _ تمام مردمان لُر زبان را / کسانیکه اصیل و ریشه دارند _ زلال و سبز مانند بهارند / دل لر آسمانی صاف و آبی است _ دل لر اهل نیرنگ و ریا نیست / بزرگ و سر بلند و پاک و والا _ دلی پر شور دارد مثل دریا / همیشه لر جماعت هر کجا هست _ صبور و مهربان و باوفا هست / ز کنگاور گرفته تا گناوه _ دلس پاک و زلاله جور آوه / ز کلهرهای کرمانشان و لکها _ بیا تا خاک ایلام مصفا / ز خاک خانقین تا بختیاری _ دل ما مهربان و گرم و جاری / لران مینجایی و ثلاثی _ همه از نسل ایلامیم و کاسی / اگر چه دور از هم افتادیم _ دوباره در هوای اتحادیم / کریمخان ، لطفعلی خان ، آریوبرزن _ به خود میبالم از اینکه لرم من / دنا و بیستون و زردکوه است _ همیشه هر کجا لر باشکوه است.


  • بُوَد افتخارم که لُر زاده ام

    من از نسل مردان حُر زاده ام _ بود افتخارم که لُر زاده ام / رسد پشت بر پشت به شیران لک _ تبارم بود از دلیران لک / سزاوار تاج سر شایی ام _ ز نسل سواران مینجایی ام / شود روز دشمن چنان شام تار _ به میدان گر آید لُر بختیار / بهار عدو چون زمستان شود _ اگر خار پای لُرستان شود / نژاد لُرم ایل شوهان بود _ همه افتخارم لُرستان بود / بود هندِمینی تبار لُرم _ دل شیر دارم ز مردی پُرم / لُرم از گناوه ز دلوار من _ ز بوشهر و دیلم ز کُمزار من / فدای لُرستان، جان و تنم _ من ایرانی ام، لُر، ز مهمَسنم / لُرم از نژاد بویر احمدم _ شبیخون به جیش سکندر زدم / لُرم، صاف و بی غش، من ایرانی ام _ بود افتخارم لُرستانی ام / من از نسل مردان حُر زاده ام _ بود افتخارم که لُر زاده ام. رحمان مریدی، دره شهر ایلام


  • علت لقب《وکیل‌الرعایا》کریم‌خان زند چیست؟

    محسن حیدری: ارتباط لقب «وکیل الرعایا» کریم‌خان زند با لقب علیمردان خان بختیاری. کریم‌خان متولد ۱۰۸۳ شمسی در ملایر و متوفی ۱۱۵۷ در شیراز است. وی که از سرداران لُرتبار سپاه نادرشاه به شمار میرفت، به مدت حدود سی سال از ۱۱۶۳ تا ۱۱۹۳ ه‍. ق فرمانروای ایران بود. چرا کریم‌خان، «وکیل الرعایا» نامیده شد؟ عده ای به نادرست گمان می‌کنند انتخاب لقب «وکیل الرعایا» توسط کریم‌خان، نشانه شکسته نفسی و تواضع بوده و برخی نیز آن را نوعی زایش دموکراسی در ایران دانسته اند؛ حال آنکه این لقب ناشی از《محدودیت قانونی》و تقابل معنایی با لقب علیمردان خان چهارلنگ بختیاری ملقب به «وکیل الدوله» نائب السلطنه شاه اسماعیل سوم صفوی می‌باشد. پس از درگذشت نادرشاه افشار، رقابت و سپس همکاری و سپس نبردهایی بین سه تن از سرداران به نامهای ابوالفتح خان بختیاری هفت لنگ، علیمردان خان بختیاری چهارلنگ و کریم خان زند رخ داد. پس از درگذشت نادرشاه افشار، در رقابتی که بین عادل خان و ابراهیم خان افشار درگرفته بود، ابراهیم خان افشار، ابوالفتح خان بختیاری را که از سرداران نادرشاه بود به حکومت اصفهان و کاشان منصوب کرد. شاهرخ میرزا افشار نیز پس از قتل عادل و ابراهیم افشار، ابوالفتح خان را به‌عنوان حاکم اصفهان تایید کرد. علیمردان خان بختیاری چهارلنگ که نواحی کنونی استانهای چهارمحال بختیاری، خوزستان، لُرستان و کرمانشاه را در قلمرو قدرت خود داشت و مدعی سلطنت بود، برای تسخیر مناطق مرکزی ایران به سوی اصفهان پیشروی کرد و در حومه شهر اردو زد. ابوالفتح خان بختیاری و سلیم خان افشار در ناحیه مورچه خورت، سپاه علیمردان خان بختیاری را به عقب راندند. آنگاه علیمردان خان بختیاری با حمله کریم خان به اردوی خود مواجه شد و ناچاراً باهم متحد شدند و با همکاری برخی نخبگان اصفهان ازجمله معیرالملک و بعضی سرداران ابوالفتح خان، در سال 1164 ه.ق اصفهان را تصرف کرد و به قلمرو خود افزود. ابوالفتح خان بختیاری با وساطت یکی از خوانین زند، مورد عفو علیمردان خان بختیاری قرار گرفت. علیمردان خان بختیاری، یکی از نوادگان شاه سلطان حسین صفوی را با نام شاه اسماعیل سوم که گفته شده《مادرش بختیاری》بود، بر تخت سلطنت نشاند و خطبه بنام او خواندند. بدین ترتیب علیمردان خان بختیاری در سمت «وکیل‌الدوله» نایب‌السلطنه شاه جوان شد و کریم‌خان زند به فرماندهی کل سپاه رسید. در برخی منابع گفته شده که ابوالفتح خان نیز در منصب پیشین خود، حکومت اصفهان ابقا شد. در این مقطع، قدرت اصلی در دست علیمردان خان بختیاری نائب السلطنه (وکیل الدوله) بود. در زمانیکه کریم‌خان زند به قصد مطیع ساختن حکام کُردستان و همدان از اصفهان خارج شده بود، علیمردان خان بختیاری، که قصد تصرف فارس را داشت میخواست از جانب ابوالفتح خان خیالش آسوده باشد که علیه او اقدامی نکند لذا او را دستگیر کرد و به قتل رساند. کریم‌خان ظاهراً به انتقام قتل ابوالفتح خان، وارد جنگ با علیمردان خان بختیاری شد. کریم خان در تقابل با علیمردان خان بختیاری که لقب وکیل الدوله (نائب السطنه قانونی) داشت، خود را «وکیل الرعایا» نامید تا از تقابل ملت و دولت استفاده کند و مشروعیت نائب السطنه را به چالش بکشد. کریم‌خان پس از یک رشته نبرد و ایجاد اختلاف بین هفت لنگها و چهارلنگها، توانست علیمردان خان نائب السطنه را شکست دهد. وی شاه اسماعیل سوم صفوی را، در روستایی بصورت حصر خانگی نگهداری کرد. او پس از قتل علیمردان خان بختیاری میتوانست خود را «وکیل الدوله» (نائب السلطنه قانونی) بنامد ولی اگر خود را وکیل الدوله مینامید به نوعی تاکید بر مشروعیت شاهزاده صفوی_بختیاری بود. برای کاستن از اهمیت آن شاهزاده صفوی–بختیاری، همچنان بر لقب «وکیل الرعایا» باقی ماند و خود را وکیل الدوله (نائب السلطنه) یا شاه ننامید! کریم‌خان پس از در دست گرفتن قدرت، از توان نظامی بختیاری‌ها در بازپسگیری بصره و بحرین استفاده کرد. زمان فتح بصره، به فرمان صادق خان زند، دو هزار نفر از بختیاری‌ها که شنا بلد بودند از شط گذشتند و در ساحل مقابل مستقر شدند و در ظرف ۱۸ روز پل ساختند و ۶ صفر ۱۱۸۹ قمری، سپاه ایران از شط گذشت و بصره را درمیان گرفت. (کریم‌خان زند، حسین نوایی، ص ۱۱۴) مرعشی نجفی در《مجمع التواریخ》ص ۱۵، می‌نویسد: زمانیکه کریم‌خان با آزادخان افغان جنگید و شکست خورد و خانواده‌اش از جمله مادرش به اسارت درآمد، کریم‌خان به کوه‌های بختیاری عقب‌نشینی کرد و اگر همراهی طوایف کوه نشین بختیاری نبود موجبات پیروزی کریم‌خان بر آزادخان افغان فراهم نمیشد. دکتر مصطفی تقوی، در مجله《پژوهش‌های تاریخی》ص ۴۵، می‌نویسد: کریم‌خان زند، میرزا طاهر اصفهانی که بختیاری‌الاصل بود و مردی مجرب و آشنا به مسائل نظامی بود را به‌عنوان مشاور خود منصوب کرد. سردار اسعد در《تاریخ بختیاری》ص ۴۸۱، می‌نویسد: از لشکر ۴۵ هزارنفری کریم‌خان حدود ۲۸ هزار نفر (۶۲درصد) آنرا لُران تشکیل می‌دادند.



آخرین مقالات