شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

اریو برزن

اریو برزن سردار لر تبار ایلامی بود نه پارسی . ایلامیان اجداد لرها هستند. اریوبرزن پهلوان دلیر لر از پهلوانان و سرداران محلی بود، از همین کوه‌نشینان لر که در طول تاریخ عمدتاً دارای حکومت نیمه‌مستقل و محلی در همین جغرافیای فعلی مناطق لرنشین بودند، بپا می‌خیزد. اما دقیقاً انگیزه‌ی او از این قیام چه بوده، آیا همانطور که در این سایت‌ها و وبلاگ‌ها آمده است او فرستاده‌ای از شاه ایران برای دفاع از امپراطوری هخامنشی بوده؟ یا موضوع چیز دیگری است؟ مطمئناً نه آریو برزن فرستاده‌ی شاه ایران بوده نه هدفش دفاع از تاج و تخت و امپراطوری شاه بوده، بلکه هدف او دفاع از ناموس و شرف مردمش بوده، چیزی که نه تنها آریو برزن نشان داد بلکه صدها لر دیگر هم در طول تاریخ نشان دادند، که لر نه بر کسی تجاوز می‌کند نه اجازه‌ی تجاوز به دیگران را می‌دهد. نمونه‌ی همین حس و روحیه‌ی سلحشوری و غیرتمندی را لرها در مقابل شاه مستبد ایران رضاخان هم درست در نقطه‌ای مشابه و احتمالاً یکسان توسط سرداران دلیر لر نشان دادند.

اریو برزن

آریو برزن یک ایلامی بود

 

مقدمه

بارون دوبــــد منشی ســفارت روس در ســــفر نامه لرستان وخـوزســـــتان میگوید:

(( انانی که راه را بر اسکندر بستند وبا وارد کردن تلفات سنگین وچندین بار هزیمت آن سپاه عظـــیم ومجـــهز جنگ افــروز ؛ از وی دعـــوی باج خـواهی می کردند و انانی که در دوره اشکانیان سلسله حــکومتی (الی مائس= الیمائید ) را بنیان نهاده بودند را با چه باوری می توان تبار انان را از کوچ کنندگان جـــبل الســـماق ســـــوریه و... پنداشت ؟ این کـــوه نشینان خـــشن لــــــــرستان بزرگ ونوادگان ارزشمـــند قــوم اوکــــسیان بـوده اند که از اسکـــندر به همان نـــحو باج می گرفتند که شــــاهان خودشان به هـــنگـــام عــبور از آن منطقه به رســـم مـــعمول به آنان انــــــعام می دادند.

 

(نکته: اوکسیان قومی ازاقوام ایلامی بودند نه اریایی و پارس  و انها بودند که در زمان حمله اسکندر راه را بر اسکندر سد کرده بودند و درین زمان داریوش سوم پا به فرار گذاشته بود حال  چگونست که میگویند اریوبرزن سردار پارسی بوده؟).

 

همچنین والتــر هیس باستان شناس نیز در کتاب گمشده عیلام می نویسد :

تصویر گر در تصاویر آجر پخته محافظان داریوش ؛ در قصر شوش که در 500 قبل ازمیلاد  ... از طرف دیگر ؛ گارد های قــــهوهای پـوست ممکن است نمــــــاینگر عیلامیان کوه نشین باشند که امــروز به عنوان لرها باقی هــستند : در شمال سوزیان لر های فیلی ودر شرق وجـــــنوب بختیاری ها و کوهگیلویه و بویر احمد و ممسنی و.... اکثریت لرها سیاه مو وقـــــــــهوه ای پوستند، نژادی خشن که به زندگی در کوهــستان عادت دارند واز دشت نشــــینان کمی بلند است .

تا 1000سال بعد از میـــــلاد ؛ جغرافیادانان عـرب در گوشه وکنار خوزستان به زبان غیر مـــــــفهومی برخورد کرداند . این زبان (خوزی )مسلمــا" اخرین شکل باقی مانده زبان عیلام بوده است . نام (خـــوزیان) به زبان پارسی قدیم بر می گردد . حتی داریوش کبیر ( 522ـ 486 هم اسمی از عیـــلام نشنیده بود ؛ بلکه فقط ان را به نام (هــوزا) می شناخت . هوزاها مسلمــا" هـــمان نژاد عیلامی اوکســـیان های کوهــــــستان کوه نــشین؛  میان بهبهان و پرسپولیس ؛ محلی که بر راه میان شوش وپرسپولیس مســـــــلط بـــود ؛ ساکــــــن بوده اند وقتی ایــــــشان به عادت خود از سپاهیان مقدونی باج خواستند اســکندر نپذیرفت وتوانست ؛ گر چه به اشکال ؛ راه خود را در قلمــــرو ایشان بــزور بگشاید. وهمین مطلب در کتاب تاریخ ایران صــفحه 6؛5 دانشگاه پیــام نور آقای دکتر رجــبی آورده شده است.

( قومی که در ایلام بنام اوکسیان ) حیات ماندگار داشته است ودر سر فصل های تاریخ اقوام بومی ایران پیوسته نام آنان به عنوان یکی از اقوام بومی قبل از آمدن آریائی ها در دیار ( انشان )  در دامنه کوه های زاگرس حضــور خود را به ثبت رسانده ودر دوره سلسله هخامنشیان پیوسته مــطرح بوده واز شاهان هخامنشی به گاه عزیمت به شوش ـ پایتخت گرمسیری انان و یا هنگــام مراجعت به تخت جمشید در مـــسیر گذرگاه جاده شاهی که از دیار آنها می گذشت باج می گرفتند.

نکته: والترهیس نیز به وجود قومی با نام اوکسیان اشاره میکند(که امروزه تحت نام لرهای بختیاری و کوهگیلویه بویراحمد و لیراوی و ممسنی معرف حضور هستند) ، والتر هیس نیز تایید میکند که این اوکسیان بودند راه را بر اسکند بستند و اوکسیان جدای از اریایی و پارسی و ایلامی تبار هستند و حتی از هخامنشیان نیز باج میگرفتند، حال چگونه هست که اریوبرزن را اریایی و پارسی معرفی کرده اند؟

 

توضیحات تکمیلی

آریوبرزن با شکل نوشتاری درست تر ان «آریو برزنگی» یک غیر آریایی و بومی واقع در لرهای بزرگ است.

 

برزنگی ها کی بودند؟

برزنگی ها را به اشتباه و یا به عمد اریایی های پارسی میدانند و هرودت دین آنها را اهورا پرستی گفته است.  برزنگی ها (بازرنگی ها) شاخه ای از ماردها یا آمارها بوده اند و هرودت می گوید کیش آماردها اهورمزدا بوده است، اما چیزی که نشان میدهد کیش آماردها جدا از آریایی ها بوده است، در یک سنگ نوشته که متعلق به 3214 سال پیش بوده است از خدایان قومی نام برده می شود که تخی کوتو پادشاه آماردها ساخته است و برخی را بازسازی نموده است و این نشان می دهد کاردها کیشی جدا از آریایی ها داشته اند.

در تاریخ ماد از دیاکانوف از کشته شدن پادشاه آماردها (مارادن) در جنگی که آستیاگ در بار نخست با کورش داشته است سخن  می گوید که اترادات پیشوای مارادیان کشته می شود.

هرودت در جایی دیگر از هیرودیاس که یک ماردی بود سخن می گوید و از شکست کرزوس در شهر سارد (لیدیه باستان) سخن می گوید چراکه هیرودیاس دژ بلند شهر را به دست گرفت و در انجا آماردها را از قوم مارد می گوید و بین ماردها و آریایی ها تمایز قائل می شود.

کنت کورس در تاریخ اسکندر کتاب پنجم بند هفتم عادات و اخلاق مردها(آماردها) را جدای از پارسیان دانستهو آنها را از مردان جنگی و شجاع می نامد.

در برگردان سنگ نبشته های کول فره و اشکفت سلمان شهر ایذه بختیاری نامی از پادشاه مرد(آمارد) که درین سنگ نبشته (هیپرتیپ) خوانده می شوند یاد می گردد که یکی از آنها نام «هانی یا خنی» داشته است . و تخی کوتو آماردی گفته است که هیکل خدای بزرگ را تعمیر نموده چرا که خاک آنزان(پادشاه آنزان) را به او بخشیده شده است.

آماردها کیش دیویسنا «خورشید پرستی» داشته اند.

در سنگ نگاره های تمدن ایلامی میانی (3314) سال پیش می توان نگاره خدایان خوب (دیوها) را دید، نگاره هایی که دیوها را مهربان نشان می دهند، یک نمونه آن سنگ یادبود تاریخی اونتاشگال است که یک دیو را با شاخ های میش کوهی نشان میدهد.

گویا آماردها و برزنگی ها بومی استانی بودند که امروهزه کهگیلویه بویراحمد خوانده میشوند.

2 نظر

  • بویراحمد

    پس آریو برزن یک بویراحمدی بوده یقینن


  • آریوبرزن:سردار لر تبار

    وطن یعنی به دشمن راه بستن ، به اوج آریوبرزن نشستن / وطن یعنی دو دست از جان کشیدن ، به تنگستان و دشتستان رسیدن .



آخرین مقالات