یک شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

چرا لرها نمی توانند رئیس جمهور شوند؟

قول امیر کبیر در ستایش کریم خان زند می نویسد” ای کاش هر چند وقت یک بار شیر بچه ای لر در ایران شاه می شد تا مردم مزه عدالت را می چشیدند”

چرا لرها نمی توانند رئیس جمهور شوند؟

به گزارش بولتن نیوز به نقل از بویرنیوز، حتما از خواندن این مطلب متعجب می شوید و قتی بدانید و می دانید که نگارنده خود از تبار لر است و این گونه تیتری برای مطلب خود می گزیند.

 حتما اکنون ناراحت و متعصب از این که چطور یک لر زاده این گونه خبری را منتشر کرده و فوم خود را فاقد توانایی برای ریاست جمهوری می داند.

من هم یک لر زاده هستم با تمام ویژگی های تعصبی، احساسی، مهمان نوازی، مردانگی،ناموس پرستی، انسان دوستی، سخاوت، باهوشی و…….اما دلم از لرها خون شده است و می خواهم بلند و رسا فریادشان بزنم و به آنها گله گزاری کنم.

تاریخ را که ورق می زنم قوم لر در همه تاریخ نام و نشان دار و پر افتخار است اما همیشه بدون جایگاه واقعی خود!

چرا و به چه دلیل امروز و دیروز من و پدرانم سهمشان از مدیریت ها در کشور هیچ تناسبی با وزن قومیتی، دلاوری، تدبیر و کیاست آنها نبوده است؟

به قول امیر کبیر در ستایش کریم خان زند  می نویسد ای کاش هر چند وقت یک بار شیر بچه ای لر در ایران شاه می شد تا مردم مزه عدالت را می چشیدند

وقتی لرها هم از نظر وزن جمعیتی و هم توان علمی و هم ولایت مداری در کشور در خط اول بوده و هستند چرا حقشان از مدیریت های کلان کشور همواره ناچیز است؟

مدت ها فکر می کردم که باید جواب این سوال را از چه کسی جویا شوم و بعد از کلی تحقیق دریافتم که لرها خود مقصر این اتفاق تلخ هستند.

لرها با این همه ویژگی های مثبت یک نقطه منفی دارند که همه توانایی های آنها را خداشه دار کرده است و آنهم این که اتحاد ندارند و وقتی لر زاده ای به منصبی می رسد برخی هم تبارانش بجای شعف و خوشحالی سعی دارند تا او را از این جایگاه پایین بکشند.

بجای آنکه دست بدهیم و نردبان هم باشیم گاهی وقت ها نردبان از پای همدیگر برمی داریم.

چرا میرزان کوچک خان جنگلی و ستار خان و باقرخان و رئیس علی دلواری در تاریخ امروز ما به نیکی یاد می شوند اما بیشمار دلاور لر نام و نشانی ندارند؟

براستی مقصر این فاجعه تاریخی و این همه اجحاف به قوم لر کیست؟

جالب توجه است که استان های لرستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، بخشی از استان فارس، بخشی از استان خوزستان، بخشی از استان همدان و......را قوم لر شامل می شود.

آیا جز این بوده که با همین غریب پرستی و خود گریزی امروز استان های لر نشین محروم ترین استان های کشور هستند علیرغم این که این استان ها از نظر مواهب طبیعی  و سرمایه انسانی اول هستند.

ای کاش لرها با هم متحد بودند و بجای آنکه زیر پای هم را خالی کنند، به هم کولی بدهند تا بالا روند و دست هم را بالا بکشند و رئیس جمهور و وزیر و مدیر داشته باشند و چهره زشت فقر را برای همیشه از مناطق لر نشین پاک کنند. انشاله

12 نظر

  • لورتا

    نمیدانم چرا وقتیکه صحبت از جوان لر به میان میآید همگان وی را سوار بر اسب و برنو به دوش تصور میکنند درحالیکه این تصور,تصوری بی پایه و اساس است.تبلیغات منفی,تبعیضات و محرومیتهای تاریخی در بوجود آمدن چنین تصوری مؤثر بوده است.استعدادهای نهفته بسیاری درمناطق لرنشین وجود دارد که میشود با ایجاد زمینه های رشد,آنها را شکوفا کرد و از نیروی فکر و اندیشه آنان در سازندگی ایرانی آباد و آزاد بهره برد.کشور ما از اقوام مختلفی تشکیل شده و پیکره ملت ایران از همین اقوام شکل گرفته و درخشش کشورمان درصحنه های مختلف ثمره همین تنوع اقوام درکشور بوده اند اما متأسفانه تاکنون نتوانستیم به نحو احسن ازاین تنوع بهره بگیریم و ازسرمایه های سرشار معنوی و مادی اقوام ایرانی استفاده کنیم و امروز شاهدیم که عدم یکسان نگری و توسعه نقطه ای موجب متراکم شدن مطالبات درمقاطع مختلف شده است ومیان مطالبات قومی و بحران قومی همیشه ارتباط عمیقی وجود دارد.اگرمطالبات قومی مسیرمعقول خودش را طی کند و درفضای مناسب,این مطالبات مطرح شود ومسؤلان نیز زمینه لازم برای طرح آنرا فراهم نمایند مطمعنأ هرگز به بحران تبدیل نخواهد شد.امیدواریم با هماهنگی,همبستگی و تلاشی فراگیر برای زدودن غبار محرومیتها و تبعیضها شاهد رشد و شکوفایی تمامی استانهای مملکت باشیم نه فقط استانهای حاشیه کویر مرکزی.


  • فرود

    لرستان با سه استان مرزی همسایه بوده و بعد از خوزستان بعنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ با ۱۰۲میلیارد تومان آنزمان شناخته شده است.شهر خرم آباد در طول هشت سال جنگ تحمیلی تدارک و پشتیبانی دو جبهه جنوب و غرب کشور را با شایستگی به عهده داشت و شب و روز بمباران میشد.لرستان ۱۴۲ بار توسط هواپیماهای بعثی به شدت بمباران شد و ۱۲ بار هم موشکباران شد که در نتیجه ۲۵ هزار واحد مسکونی تخریب شدند و ۲۴۳۵ نفر هم به شهادت رسیدند.لرستان بیش از۶هزار شهید تقدیم انقلاب کرده و بیش از هزار آزاده و ۶۰ هزار رزمنده داشته و خرم آباد پنجمین شهر ایران بوده که مورد بیشترین حملات هوایی قرار گرفته است.لرستانیکه سرشار از نعمات خدادادی است چرا باید طبق کتاب جمعیت شناسی ایران دکترمژده کیانی ص۲۰۱ لرستان باید بالاترین نرخ بیکاری را داشته باشد؟آیا استانی که۱۳میلیارد مترمکعب آب دارد استانی که۸۵۰هزارهکتار زمین کشاورزی دارد محروم است؟بعد استان اصفهان و اراک و یزد و قم که حتی آبشان از همین لرستان تأمین میشوند برخوردارند؟گچساران در کهگیلویه روزی چهارصدهزار بشکنه نفت تولید میکند یعنی به اندازه کل کشور امارات بعد جزو استانهایی است که بیشترین آمار بیکاری را دارد.چرا ما باید جور استانهای خشک,کویری را بکشیم؟پول نفت صرف صنعتی کردن شهرهای حاشیه کویر میشود و منابع آبی هم با صرف هزینه گزاف به کویر پمپاژ میشود تا شوره زاری را گلستان کنند.ما چقدر از ایرانی بودن سهم میبریم؟مردمان لر که هیچ وقت علیه امنیت ملی ایران اقدامی نکردند چرا باید مضحکه اوقات فراغت شهروندانی قرار گیرند که رفاه و آسایش شان از منابع مناطق لرنشین تأمین میشود؟


  • فاطمه عباسی

    دردی بدتر از علت نادانی نیست _ جز علم دوای این پریشانی نیست / با آنکه به روی گنج منزل دارد _ بدبخت و فقیر تر ز لرستانی نیست.


  • احمدوند

    چون مردم لرستان برای مقایسه , معیاری ندارند و از کارهایی که در لرستان شده , بسیار مبالغه میشود ؛ بخاطر این طرز فکر اصولأ نسبت به بقیه استانها از نظر رشد صنعتی و جذب سرمایه گذاری عقب افتادیم. متأسفانه مردم ما هم روح مطالبه گری ندارند و تن به فداکاری نمیدهند.


  • ترسقلوند

    کرد یک لغت عربیست . کردها در اصل دو نژاد هستند. عده ای عرب زاده و عده ای کولی زاده هندی


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • سیاست در لرستان

    سیاست در لرستان چارچوب ندارد. همه آن تعاریف علمی _ فنی و تخصصی که علمای علوم سیاسی و جامعه شناسی بیان کرده اند در سیاست ایران شبیه آن چوب نازکی است که دهل نوازان از آن استفاده میکنند. سیاست در لرستان شبیه بازی شطرنج نیست که نیاز به تفکر داشته باشد بلکه بیشتر شبیه بازی بومی _ محلی دال پران است که قدرت بازو را بیشتر می طلبد. سیاست در لرستان بیشتر به خواب های آشفته ای می ماند که بر اثر پرخوری میهمانی های شبانه و محفل های دوستانه صورت میگیرد. احزاب و تشکل های سیاسی در لرستان قاعم به فرد هستند و کارکرد جمعی ندارند. سیاست زدگی جای سیاست ورزی را در بلاد لر نشین گرفته است که حاصلش میشود ترجیح منافع فردی بر منافع جمعی ! در دنیای سیاست زده لرستان دو کلمه زنده باد و مرده باد نقش کلیدی دارند. به محض اینکه یک نفر از گروه و دسته ای به جایگاهی میرسد سیل زنده بادها شروع میشود و کلمات در توانمندی او در فضای مجازی و غیر مجازی به راه می افتد و کافی است این فرد نتواند پاسخ مناسبی به نیازهای افراد گروه و دسته اش بدهد. همانها، شروع میکنند به نقد او که ما از روز اول میدانستیم که فرد ناتوانی است. قضاوت در دنیای سیاست در لرستان ، قضاوت در مورد توانمندی آدمها نیست ، قضاوت در مورد آن است که فرد چقدر برای من مفید است !!! " ما " در سیاست لرستان کلمه مغفولی است که جایش را " من" گرفته است. با این حساب سیاست در لرستان نیاز به ارتودنسی دارد تا این کج و معوج بودنش کمی صاف شود. سیاست در لرستان نیاز به صافکاری دارد چرا که اتومبیل سیاست در لرستان زدگی زیادی دارد. سیاست در لرستان نیاز به، لوکوموتیوران های ماهری دارد تا این قطار خارج شده از ریل را روی ریل بیاورند. سیاست در لرستان نیاز به غریق نجات های با تجربه ای دارد که تمامی دریا را رصد کنند.سیاست در لرستان نیاز به خروج از محافل قهوه خانه ای و میهمانی های شبانه دارد. سیاست در لرستان باید به میز احزاب کشیده بشود نه میزهای مدارس ! سیاست در لرستان حالش خوب نیست. این بیمار تب کرده نیاز به مراقب دارد. مواظبت نشود به کما میرود. باید مواظب کم شدن سطح هوشیاری اش باشیم.


  • تفکر استراتژیک در کشور ما کجاست؟

    در آلمان سالانه ۸۵۰ میلیارد دلار سطح تولید است که حدود نیمی از آن را صادر میکند این توسعه یافتگی محصول انسجام اجتماعی _ فکری جامعه آلمان است که توانسته علیرغم محدودیت منابع ، ذهن ملتی را تربیت کند که با برنامه ریزی و دقت به درجه قابل توجهی از تولید جهانی برسد! توسعه ، تنوع دید میطلبد و جامعه در کنار نخبگان متحول میشود. فرد گرایی منفی و ضد توسعه است و اگر شهروندان در جریان اندیشه های یکدیگر قرار نگیرند و پل ارتباطی برقرار نکنند چگونه میتوانند به انسجام و سیستم برسند؟ سلیقه گرایی آفت بزرگ توسعه است! امنیتی کردن اجتماع و کنترل بیش از حد ، قدرت رشد شهروندان را تضعیف میکند و فرهنگ چند شخصیتی و ریاکارانه را متبلور میکند که این طرز تفکر مانع توسعه است! توسعه یعنی استفاده از تجربیات علمی و انسانی دیگر کشورها ! توسعه یعنی به کار گیری صحیح نیروها و منابع ! جامعه ای توسعه می یابد که کار کردن و زحمت کشیدن در آن سیستمی و نهادینه باشد. انسان باید توسعه را از اندیشه به عمل تبدیل کنند. فرزندی که داعمأ در معرض نزاع پدر و مادر خود باشد نمیتواند رشد کند و کشوری هم که داعمأ درگیر تنش و هیاهو و تحریم باشد مجالی برای توسعه و پیشرفت پیدا نمیکند!


  • پخمگان در متن ، نخبگان در حاشیه

    تأملی بر جابجایی نقشها در سیستم مدیریتی جوامع توسعه نیافته:کیانوش معمر. در این مقاله منظور ما از پخمگان همان کسانی هستند که به دلیل استمرار در محاوره های درون اجتماعی معنای کریه خود را از دست داده و به واسطه نفوذ در ساختار قدرت و با اهداء رانت در زنجیره باند یا جناحی قرار میگیرند و بر جایگاهی تکیه میزنند که نه شایستگی آنرا دارند نه سواد و تخصص آن را. بنابراین این طبقه نخبه مآب به تناسب شرایط اقلیمی و قومی در جوامع توسعه نیافته تغییر رنگ میدهند و برساخته ذهن جماعتی هستند که اسیر غوغاسالاری و هوچی گری تحت نام مبلغین جناعی _ عشیره ای بزرگ میشوند و آن پخمه را ستاره ای نجات بخش در اذهان عمومی معرفی میکنند و پخمه چون فاقد هرگونه توان مدیریتی و دانشی است لاجرم نگاهی خانواده سالار و طایفه نگر دارد و می آید که از کیسه بیت المال جیبی بدوزد و برود و تنها آسیبش میماند و گریبان جامعه مفلوک را میگیرد. پخمگان چون دانش مرتبط با جایگاه مسؤلیتی خود را ندارند فقط حرف و شعار میبافند و میدوزند تا دوران شکوهشان به سر آید. با وعده های توخالی و به دور از واقع جماعتی را بر سر کار میگذارند و چون ناتوان در حل مشکلات و معضلات اجتماع هستند همواره امیدی، پوچ در دل مردم میکارند و درکی از منفعت جمعی ندارند. اما طبقه نخبگان ذهنی خلاق و عقلی نقاد دارند تصمیماتشان مبتنی بر دانش است و مرد عمل و کارند. وابسته به مکر و شعار و وعده نیستند و در مدار باندهای فاسد سیاسی قرار نمیگیرند. نخبگان ملت را بر دولت ترجیح میدهند. توسعه ملی صورت نمیگیرد مگر آنکه نقشها و مسؤلیتها به اهل فن واگذار شود


  • هر کجای لرستان که دست میگذاریم درد میکند !

    چرا به این درجه از انفعال و درماندگی رسیدیم ؟ ترکیب فقر ، بیکاری و خشکسالی و نا امیدی مردم را درمانده کرده است و راه های روزمره و معمولی و تکراری دیگر جواب نمیدهد. وضعیت دشوار به تصمیمات کارگشا و بزرگ نیازمند است. زنجیر فقر گلوی تمام جامعه را میفشارد و هرچه گلویت نازکتر باشد تیغ فقر بی رحمانه تر میبرد. آسیبهای فقر و بیکاری گریبانگیر تمام مردم میشود و نتیجه آن بازتولید فراینده آسیبهای اجتماعی است. آنقدر مساعل غامض بر جامعه مستولی شده که نمیدانیم برای کدامیک اشک بریزیم؟ نمیدانیم تا کی قرار است جولانگاه تاخت و تاز عده ای باشیم که در روسفیدی لاشخورهای در انتظار مانده ای ، که چشم بر قطعه قطعه کردن ایران دوخته اند ، پیشی گرفته اند. ایران چو از این کویر وحشت به سلامت گذشتی ، به شکوفه ها ، به باران ، برسان سلام ما را …


  • توسعه با مطالبه گری ، محقق میشود !

    در یک منطقه نمیتوان دست به توسعه و نوسازی زد ، مگر دغدغه پیشرفت در اذهان عمومی نهادینه شود همچنان که نوسازی و تحول باید یک خاستگاه همگانی باشد ، این مهم در گرو مثبت اندیشی و عملگرایی مردم، جامعه است. توسعه با جنجال آفرینی شکل نمیگیرد. توسعه در فضای نا آرام شکل نمیگیرد. اگر ما مثلث سه گانه:مسوؤلان ، مردم و بخش خصوصی را در نظر بگیریم ، میتوانیم به الفبای مدرنیسم دست یابیم. نرخ بالای بیکاری بلاد لر نشین ، محصول ضعف جدی اقتصادی در برخی شاخص های محوری توسعه است. مدیران آمار ساز جولان میدهند بی آنکه اشتغالی شکل گرفته باشد. نه شغل پایداری ایجاد شد که از بار بیکاری مناطق لر نشین بکاهد و نه صنعتی نو بر پا گردید ، نه مانعی از سر راه واحدهای صنعتی برداشته شد ، نه راه چرخهای تولید تسهیل گشت ، نه بانکهای خصوصی راغب شدند که پولهای مردم استانهای لر نشین را صرف استانهای خودشان کنند و نه مصوبات، ستادها از کاغذ به فعل درآمدند.


  • بلاد لر نشین بدون امید

    وقتیکه هیچ تکاپویی از سرچشمه دیده نمیشود و کمتر مسؤلی هم جرأت اظهار نظر در مورد شرایط بد اقتصاد و اشتغال لرستان را دارد بدون شک مردم هم نا امیدانه فقط از دست رفتن روزهای عمرشان را نظاره میکنند. جلسات روتین و بدون خروجی که نه تنها کسی رغبتی برای حضور ندارد بلکه مدیران و مسؤلان سعی میکنند کمتر جلوی چشم و لنز دوربین باشند تا مبادا مردم مطالباتشان را عنوان کنند. درحالیکه در استانهای حاشیه کویر و بیابانی شاهد آمد و رفت وزراء و معاونین تأثیرگذارشان هستیم اما از رکود و بیکاری و محرومیت لرستانات بوی امید به مشام نمیرسد. محدودیتها و محرومیتها که از پایتخت برای بلاد لر نشین مصوب میشود اما جوانان همچنان دلخوش به آینده سرزمینشان هستند و این سکوت و رکود نمیتواند آرامشی واقعی را به آنها بدهد. درجایی که رنگ و بوی سیاست از نقطه نقطه ی آن سرازیر است شما رنگی از اقتصاد و عمران و اشتغال نمی بینید و این درد سرزمین زخمی لرستان است. سکوت و در خفا حرکت کردن مسؤلان لرستان درد کهنه لرستان را التیام نخواهد داد و سرعت توسعه را کند خواهد کرد همان چیزی که بدخواهان به دنبال آن هستند و کاسبان و سهم خواهان در کمین چنین لحظه ای نشستند که مرگ لرستان را در عالم انفعال و تنش ببینند.



آخرین مقالات