شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

چرا لرها نمی توانند رئیس جمهور شوند؟

قول امیر کبیر در ستایش کریم خان زند می نویسد” ای کاش هر چند وقت یک بار شیر بچه ای لر در ایران شاه می شد تا مردم مزه عدالت را می چشیدند”

چرا لرها نمی توانند رئیس جمهور شوند؟

به گزارش بولتن نیوز به نقل از بویرنیوز، حتما از خواندن این مطلب متعجب می شوید و قتی بدانید و می دانید که نگارنده خود از تبار لر است و این گونه تیتری برای مطلب خود می گزیند.

 حتما اکنون ناراحت و متعصب از این که چطور یک لر زاده این گونه خبری را منتشر کرده و فوم خود را فاقد توانایی برای ریاست جمهوری می داند.

من هم یک لر زاده هستم با تمام ویژگی های تعصبی، احساسی، مهمان نوازی، مردانگی،ناموس پرستی، انسان دوستی، سخاوت، باهوشی و…….اما دلم از لرها خون شده است و می خواهم بلند و رسا فریادشان بزنم و به آنها گله گزاری کنم.

تاریخ را که ورق می زنم قوم لر در همه تاریخ نام و نشان دار و پر افتخار است اما همیشه بدون جایگاه واقعی خود!

چرا و به چه دلیل امروز و دیروز من و پدرانم سهمشان از مدیریت ها در کشور هیچ تناسبی با وزن قومیتی، دلاوری، تدبیر و کیاست آنها نبوده است؟

به قول امیر کبیر در ستایش کریم خان زند  می نویسد ای کاش هر چند وقت یک بار شیر بچه ای لر در ایران شاه می شد تا مردم مزه عدالت را می چشیدند

وقتی لرها هم از نظر وزن جمعیتی و هم توان علمی و هم ولایت مداری در کشور در خط اول بوده و هستند چرا حقشان از مدیریت های کلان کشور همواره ناچیز است؟

مدت ها فکر می کردم که باید جواب این سوال را از چه کسی جویا شوم و بعد از کلی تحقیق دریافتم که لرها خود مقصر این اتفاق تلخ هستند.

لرها با این همه ویژگی های مثبت یک نقطه منفی دارند که همه توانایی های آنها را خداشه دار کرده است و آنهم این که اتحاد ندارند و وقتی لر زاده ای به منصبی می رسد برخی هم تبارانش بجای شعف و خوشحالی سعی دارند تا او را از این جایگاه پایین بکشند.

بجای آنکه دست بدهیم و نردبان هم باشیم گاهی وقت ها نردبان از پای همدیگر برمی داریم.

چرا میرزان کوچک خان جنگلی و ستار خان و باقرخان و رئیس علی دلواری در تاریخ امروز ما به نیکی یاد می شوند اما بیشمار دلاور لر نام و نشانی ندارند؟

براستی مقصر این فاجعه تاریخی و این همه اجحاف به قوم لر کیست؟

جالب توجه است که استان های لرستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام، بخشی از استان فارس، بخشی از استان خوزستان، بخشی از استان همدان و......را قوم لر شامل می شود.

آیا جز این بوده که با همین غریب پرستی و خود گریزی امروز استان های لر نشین محروم ترین استان های کشور هستند علیرغم این که این استان ها از نظر مواهب طبیعی  و سرمایه انسانی اول هستند.

ای کاش لرها با هم متحد بودند و بجای آنکه زیر پای هم را خالی کنند، به هم کولی بدهند تا بالا روند و دست هم را بالا بکشند و رئیس جمهور و وزیر و مدیر داشته باشند و چهره زشت فقر را برای همیشه از مناطق لر نشین پاک کنند. انشاله

26 نظر

  • لورتا

    نمیدانم چرا وقتیکه صحبت از جوان لر به میان میآید همگان وی را سوار بر اسب و برنو به دوش تصور میکنند درحالیکه این تصور,تصوری بی پایه و اساس است.تبلیغات منفی,تبعیضات و محرومیتهای تاریخی در بوجود آمدن چنین تصوری مؤثر بوده است.استعدادهای نهفته بسیاری درمناطق لرنشین وجود دارد که میشود با ایجاد زمینه های رشد,آنها را شکوفا کرد و از نیروی فکر و اندیشه آنان در سازندگی ایرانی آباد و آزاد بهره برد.کشور ما از اقوام مختلفی تشکیل شده و پیکره ملت ایران از همین اقوام شکل گرفته و درخشش کشورمان درصحنه های مختلف ثمره همین تنوع اقوام درکشور بوده اند اما متأسفانه تاکنون نتوانستیم به نحو احسن ازاین تنوع بهره بگیریم و ازسرمایه های سرشار معنوی و مادی اقوام ایرانی استفاده کنیم و امروز شاهدیم که عدم یکسان نگری و توسعه نقطه ای موجب متراکم شدن مطالبات درمقاطع مختلف شده است ومیان مطالبات قومی و بحران قومی همیشه ارتباط عمیقی وجود دارد.اگرمطالبات قومی مسیرمعقول خودش را طی کند و درفضای مناسب,این مطالبات مطرح شود ومسؤلان نیز زمینه لازم برای طرح آنرا فراهم نمایند مطمعنأ هرگز به بحران تبدیل نخواهد شد.امیدواریم با هماهنگی,همبستگی و تلاشی فراگیر برای زدودن غبار محرومیتها و تبعیضها شاهد رشد و شکوفایی تمامی استانهای مملکت باشیم نه فقط استانهای حاشیه کویر مرکزی.


  • mohammad

    http://www.salampaveh.ir/67979/%D9%87%D9%8F%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%85/ اهانت به لر و لک در سایت اکراد نوکر اسراییل


  • سیاست در لرستان

    سیاست در لرستان چارچوب ندارد. همه آن تعاریف علمی _ فنی و تخصصی که علمای علوم سیاسی و جامعه شناسی بیان کرده اند در سیاست ایران شبیه آن چوب نازکی است که دهل نوازان از آن استفاده میکنند. سیاست در لرستان شبیه بازی شطرنج نیست که نیاز به تفکر داشته باشد بلکه بیشتر شبیه بازی بومی _ محلی دال پران است که قدرت بازو را بیشتر می طلبد. سیاست در لرستان بیشتر به خواب های آشفته ای می ماند که بر اثر پرخوری میهمانی های شبانه و محفل های دوستانه صورت میگیرد. احزاب و تشکل های سیاسی در لرستان قاعم به فرد هستند و کارکرد جمعی ندارند. سیاست زدگی جای سیاست ورزی را در بلاد لر نشین گرفته است که حاصلش میشود ترجیح منافع فردی بر منافع جمعی ! در دنیای سیاست زده لرستان دو کلمه زنده باد و مرده باد نقش کلیدی دارند. به محض اینکه یک نفر از گروه و دسته ای به جایگاهی میرسد سیل زنده بادها شروع میشود و کلمات در توانمندی او در فضای مجازی و غیر مجازی به راه می افتد و کافی است این فرد نتواند پاسخ مناسبی به نیازهای افراد گروه و دسته اش بدهد. همانها، شروع میکنند به نقد او که ما از روز اول میدانستیم که فرد ناتوانی است. قضاوت در دنیای سیاست در لرستان ، قضاوت در مورد توانمندی آدمها نیست ، قضاوت در مورد آن است که فرد چقدر برای من مفید است !!! " ما " در سیاست لرستان کلمه مغفولی است که جایش را " من" گرفته است. با این حساب سیاست در لرستان نیاز به ارتودنسی دارد تا این کج و معوج بودنش کمی صاف شود. سیاست در لرستان نیاز به صافکاری دارد چرا که اتومبیل سیاست در لرستان زدگی زیادی دارد. سیاست در لرستان نیاز به، لوکوموتیوران های ماهری دارد تا این قطار خارج شده از ریل را روی ریل بیاورند. سیاست در لرستان نیاز به غریق نجات های با تجربه ای دارد که تمامی دریا را رصد کنند.سیاست در لرستان نیاز به خروج از محافل قهوه خانه ای و میهمانی های شبانه دارد. سیاست در لرستان باید به میز احزاب کشیده بشود نه میزهای مدارس ! سیاست در لرستان حالش خوب نیست. این بیمار تب کرده نیاز به مراقب دارد. مواظبت نشود به کما میرود. باید مواظب کم شدن سطح هوشیاری اش باشیم.


  • تفکر استراتژیک در کشور ما کجاست؟

    در آلمان سالانه ۸۵۰ میلیارد دلار سطح تولید است که حدود نیمی از آن را صادر میکند این توسعه یافتگی محصول انسجام اجتماعی _ فکری جامعه آلمان است که توانسته علیرغم محدودیت منابع ، ذهن ملتی را تربیت کند که با برنامه ریزی و دقت به درجه قابل توجهی از تولید جهانی برسد! توسعه ، تنوع دید میطلبد و جامعه در کنار نخبگان متحول میشود. فرد گرایی منفی و ضد توسعه است و اگر شهروندان در جریان اندیشه های یکدیگر قرار نگیرند و پل ارتباطی برقرار نکنند چگونه میتوانند به انسجام و سیستم برسند؟ سلیقه گرایی آفت بزرگ توسعه است! امنیتی کردن اجتماع و کنترل بیش از حد ، قدرت رشد شهروندان را تضعیف میکند و فرهنگ چند شخصیتی و ریاکارانه را متبلور میکند که این طرز تفکر مانع توسعه است! توسعه یعنی استفاده از تجربیات علمی و انسانی دیگر کشورها ! توسعه یعنی به کار گیری صحیح نیروها و منابع ! جامعه ای توسعه می یابد که کار کردن و زحمت کشیدن در آن سیستمی و نهادینه باشد. انسان باید توسعه را از اندیشه به عمل تبدیل کنند. فرزندی که داعمأ در معرض نزاع پدر و مادر خود باشد نمیتواند رشد کند و کشوری هم که داعمأ درگیر تنش و هیاهو و تحریم باشد مجالی برای توسعه و پیشرفت پیدا نمیکند!


  • بلاد لر نشین بدون امید

    وقتیکه هیچ تکاپویی از سرچشمه دیده نمیشود و کمتر مسؤلی هم جرأت اظهار نظر در مورد شرایط بد اقتصاد و اشتغال لرستان را دارد بدون شک مردم هم نا امیدانه فقط از دست رفتن روزهای عمرشان را نظاره میکنند. جلسات روتین و بدون خروجی که نه تنها کسی رغبتی برای حضور ندارد بلکه مدیران و مسؤلان سعی میکنند کمتر جلوی چشم و لنز دوربین باشند تا مبادا مردم مطالباتشان را عنوان کنند. درحالیکه در استانهای حاشیه کویر و بیابانی شاهد آمد و رفت وزراء و معاونین تأثیرگذارشان هستیم اما از رکود و بیکاری و محرومیت لرستانات بوی امید به مشام نمیرسد. محدودیتها و محرومیتها که از پایتخت برای بلاد لر نشین مصوب میشود اما جوانان همچنان دلخوش به آینده سرزمینشان هستند و این سکوت و رکود نمیتواند آرامشی واقعی را به آنها بدهد. درجایی که رنگ و بوی سیاست از نقطه نقطه ی آن سرازیر است شما رنگی از اقتصاد و عمران و اشتغال نمی بینید و این درد سرزمین زخمی لرستان است. سکوت و در خفا حرکت کردن مسؤلان لرستان درد کهنه لرستان را التیام نخواهد داد و سرعت توسعه را کند خواهد کرد همان چیزی که بدخواهان به دنبال آن هستند و کاسبان و سهم خواهان در کمین چنین لحظه ای نشستند که مرگ لرستان را در عالم انفعال و تنش ببینند.


  • یاسین میرزاوند

    هرگز قد مردمان آزاد - با هیچ فشار تا نگردد / در پنجه ی اقتدار مردان - نبود گرهی که وا نگردد / ور مرد فنا شود غمی نیست - زیرا اثرش فنا نگردد / آن کوه ره مردمی روا داشت - تسلیم به ناروا نگردد. دغدغه اصلی مردم قوم لر عقب ماندن از شرایط مطلوب اقتصادی و سوخته شدن فرصتها و پتانسیلهاست. اینکه در بلاد لرنشین بی کفایتها در رٱس امورند و از سر کارنابلدی و حسادتهای مدیریتی امان بهم نمیدهند تا دلسوزی برای لرستان پیدا شود بر هیچکس پوشیده نیست. اما اینکه تا این حد به انزوا برویم که با تمام پتانسیلهای موجود در سرزمین های لرنشین برای جذب سرمایه گذار بازهم جزء سیصد سرمایه پذیر ایرانی نباشیم جای تٱمل دارد. لرستانات را دریابید... هر چه میگویم که ساکت باش مرد - باز می آشوبدم این موج درد / درد را باید به اهل درد گفت - نه به برگی که ندارد رنگ زرد !!!


  • تلاش برای حذف مدیران لرتبار

    غلامرضا تاجگردون نماینده کهگیلویه و بویراحمد در مجلس در جلسه استیضاح ربیعی وزیر کار گفت : آقای ربیعی من لرم افتخار هم میکنم لرم ، پنج سال در کنار تو بودم درحالی که هیچکدام از وزراء لر نیستند! چرا روزنامه های معلوم الحال را بسیج میکنی و میگی بگو این لر است! و این فلان است! منظور غلامرضا تاجگردون از این جملات تلاش دامنه دار برخی محافل جهت حذف مدیران لرتبار است که گویا ربیعی نیز تحت تأثیر این مافیاهای لرستیز است. بیش از این نیز بسیاری از روزنامه نگاران مستقل از لابی گری گسترده طیفی از اصلاح طلبان علیه سیاستمداران لر با بهره گیری از جوسازی های رسانه ای خبر داده بود.


  • عبور و مرور ژنها

    ما فرزند خانواده خودمان نیستیم بلکه فرزند مردمان خودمان هستیم یعنی شما یک پدر و مادر دارید اما ۴ تا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارید و اگر یک درجه برویم عقبتر میشود ۸ تا و یک نسل برویم عقبتر میشود ۱۶ تا و اگر ۱۰ نسل برویم عقبتر میشود ۱۰۲۴ تا !!! یعنی ۱۰۲۴ نفر نقش بازی کردند در پیدایش شما ! حالا اگر ۲۰ نسل به عقب برگردیم تعداد اون آدمها میشه ۱ میلیون و ۵۰ هزار نفر و شما ۱۰۲۴ نفر یا ۱ میلیون را هرگز در یک خانواده یا طایفه پیدا نمیکنید و به خاطر اینکه از لحاظ ژنتیکی اینقدر به هم نزدیک هستیم یعنی هر چه به عقب برگردیم این ریشه نژادی رقیق تر میشود. همچنین والدین ما هم خودشان دو تا پدر و مادر دارند و این تصاعدی میرود بالا. در درون یک خانواده نمیتوانید با خودتان ازدواج کنید و مجبورید بروید با همسایه ، شهرک یا شهرهای مجاور دنبال همسر آینده بگردید. اینگونه ازدواج میکردند و غالبأ از محیط خانوادگی خارج میشدند. وقتی شما نیازمند ۱۰۲۴ نفر باشید آن تعداد در مردم متفاوت است و هر چه به عقب میروید نیازمند افراد بیشتری میشوید. لذا صحبت کردن از اصالت نژادی و تفخر به طایفه و ایل و قوم آنهم در کشوری مثل ایران که پل میان شرق و غرب بوده دور از عقل است. تنوع و کثرت در اقوام مختلف و همچنین تفاوت های ظاهری خود گوای این مدعاست. خودمان را محدود و محصور کردیم به نام اسامی طوایف و تمام انرژی مان را صرف بحثهای پوچ و منسوخ شده میشود و به فکر تنها چیزی که میستیم توسعه و پیشرفت شهرهایمان است در واقع ما مردم لر به جای شهر محور بودن ، طایفه محور هستیم و خودمان را به جای شهر و صنعت با طایفه معرفی میکنیم لذا تفاخر به طوایف برای ما مهمتر از آبادانی شهر و موطن مان است به همین خاطر مشکلات اقتصادی _ اجتماعی در بلاد ما خودنمایی میکند در واقع ما پیش از آنکه یک لر باشیم یک وند هستیم!


  • تمرکزگرایی صداوسیما

    صداوسیما نامش رسانه ملی است و ملت یعنی تمام اجزاء و عناصری که یک ملت را تشکیل میدهد.وقتی میگوییم ملت یعنی همه شریک هستند. بچه که بودیم تمام یا اکثر مثالهای کتابهای درسی فقط از چند شهر خاص بود: تهران، شیراز، اصفهان، مشهد و...انگار که بقیه شهرها وجود ندارند.حالا چرا برخی از برنامه سازان صداوسیما هم همین تمرکزگرایی صدساله را در کشور ما ادامه می دهند ماهها و سالها برنامه پرمخاطب و جذاب به نام زاینده_رود اصفهان و خوشا_شیراز در شبکه سراسری در این شهرها داریم ولی چرا مثلاً خوشا_کرمانشاه، خوشا_خرم آباد خوشا_یاسوج و خوشا_اردبیل نداشته باشیم؟ نه این تصور ایجاد شود که مخالف اصفهان و شیراز هستیم این شهرها عزیزند ولی نه این همه کش دادن و مانور تمرکزگرایانه. بعد خب معلوم است که آسیبهای این تمرکزگرایی فرهنگی شامل حال زبان مادری هم میشود.


  • ناسیونالیسم ایرانی

    ناسیونالیستهای ایرانی به روایت ویلسون آرنولد تالبوت ویلسون ( Arnold Talbot Wilson ) در کتاب سفرنامه خودش ، صفحه ۲۳۵ مینویسد:ناسیونالیست های ایرانی ( منظور پان پارسها ) میخواهند با تمام عناصر غیر ایرانی ( غیر پارس ) و اقلیت های کشور رفتار خصومت آمیزی داشته باشند. فقط زبان ترکی که در شمال ایران و دربار ( دربار قاجاریه ) کشور مرسوم است از این قاعده مستثنی میباشد. اینها عربها را به خاطر زبان عربی دوست ندارند از کردها به سبب گرایش آنها به تسنن بدبین اند. آسوریهای ارومیه را به علت آنکه مسیحی هستند قبول ندارند ، زرتشتی ها را به علت مذهب مورد تأییدشان نیستند ، طوایف بلوچ و افغانی در مرزهای شرقی و قشقاییها در جنوب ایران وضعی مشابه دارند. بختیاریها و لرهای لرستان و پشتکوه نیز چون جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مستقل هستند مورد نفرت آنها ( فارسها ) هستند !!! احتمال دارد این روحیه به خاطر اقدامات و فشارهای وحدت طلبی ایرانیها به وجود آمده باشد ، ولی یقینأ در افق فکری این مردم چنین مسأله ای وجود ندارد اگر قرار باشد وحدت ایران در برابر امحاء آداب و سنن و رسوم و فرهنگ نژادی اقلیت هایش امکان پذیر شود یقینأ وقوع چنین امری بهای گزافی خواهد بود !!! ایرانی محصول تمدن قدیمی و بازمانده ی چندین سیستم مذهبی و چندین نوع آب و هوا میباشد و اختلاف نقاط مختلف آن به اندازه ی تفاوتی است که بین مردمان از سیسیل ( در جنوب ایتالیا ) تا دریای بالتیک( در شمال اروپا ) میشود دید! جامعه ایران از نژادهای مختلفی مانند:ترک / عرب / کرد / فاس / بلوچ / لر / افغانی / آسوری / گیلک / مازنی تشکیل یافته است!


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • قوم و زبان ملاکی برای برتری جویی نیست!

    نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آنرا با بوق و کرنا《ملاکی برای برتری》یا اصالت و فخامت زبان خود قرار داده اند! زبان یک نظام ارتباطی خاص که از سوی اعضای یک گروه برای تبادل نظر، دستور، احساسات و...بکار میرود. بحث درباره زبان یا گویش بودن لری مجال علمی دیگری میطلبد هرچند زبان شناسی مانند دکتر اریک جان آنونبی کانادایی (Eric John Anonby) که سالها بصورت تخصصی بر روی لری کار کرده است نه تنها لری را یک گویش نمیداند بلکه آن را مجموعه ای متشکل از سه زبان میداند! بحث ما در اینجا نقد نظرات متداولی است که این روزها در مقالات و نوشته های فضای مجازی زیاد به چشم دیده میشود. نظراتی مانند: افتخار به اینکه لری دست نخورده است! لکی دست نخورده ترین و همان زبان پهلوی است! لری همان فارسی میانه است! بختیاری نزدیکترین زبان به پارسی باستان است! حتی در یک جلسه رسمی در یک نهاد رسمی، دوستی با《برافروختگی کامل رگ گردن》نظر داد لکی《فرزند برحق》زبان پهلوی است! ما عبارت نایب برحق را در مباحث مربوط به ولایت فقیه و رهبری امت اسلامی شنیده بودیم و صفت برحق در آن مباحث مناسبت دارد ولی جل الخالق! در زبانشناسی اولین بار است که《فرزند برحق》میشنویم! مگر یک زبان فرزندان ناحقی هم دارد؟و زبانهای دیگر چه گناهی مرتکب شده اند که برحق نیستند؟ دوستی که《دکترای زبان و فرهنگهای باستانی》داشت در همان جلسه پس از تأمل و سکوتی معنادار برگشت و به او گفت البته قرابت با زبان پهلوی در همه گویشهای ایرانی وجود دارد! لکی قواعد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و از 1 تا 10 کسی نمیتواند به لکی بشمارد و اکثر کلمات کلیدی اش از فارسی و عربی است! یکروز شخصی نوشته بود در لری هیچگونه کلمه عربی بکار نمیرود، هرچند همه میدانیم که این نظر کاملاً نادرست و ملهم از نظرات آریاگرایان افراطی است ولی در حوزه زاگرس بطور خاص و در کل کشور بطور عام طوری برخورد میشود که انگار دست نخورده ماندن زبان، یک ارزش و فضیلت محسوب میشود. در حوزه زبان فارسی نیز از لحاظ برخورد با زبان عربی دو گرایش کاملاً افراطی وجود دارد که هر دو علیرغم جهت گیری 180 درجه ای خود نتیجه ای جز تضعیف زبان فارسی را ندارند: یکی عربی ستیزی و دیگری عربی مآبی! فارسی روحی عربی و کالبدی خراسانی دارد. فارسی ۷۰ هزار کلمه دارد ولی عربی ۱۲ میلیون کلمه دارد. واژگان عربی زیادی در فارسی هست که هنوز معادلی در فارسی برایشان ساخته نشده مثل: مدافع / حقوق / مسلط / اتصال / اقتصاد / ریاضی / تاریخ / اخلاق / سیاست / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / مساحت / جامعه / ضمیر / فعل / فاعل / اخبار و...


  • لرهای غیرایرانی

    در تاریخ ۲۹ مهر ۹۷ در اصفهان و با حضور نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان مدرسه ای تحت عنوان ( مدرسه اتباع خارجی ) افتتاح شد. در این مدرسه دانش آموزی با لباس لری در مدرسه پناهندگان و اتباع خارجی ( که علی الظاهر باید برای عراقیها و افاغنه باشد نه نوجوان لر بختیاری ) حضور یافته است. این اقدام با هر توجیهی غیر قابل درک و بخشش است. کیست که نداند لرها قدیمی ترین قوم ایران هستند که در طول تاریخ ، رسالتی جزء دفاع از تمامیت ارضی و مرزداری از مام وطن را نداشته اند. چند وقتی است صدای اعتراض فعالین هویتی لر تبار درآمده است که ما شهروند درجه سوم و یا کمتر ایرانی هستیم و آیا اصلأ ما از ایرانی بودن سهمی میبریم؟؟؟ سیاستگذاران فرهنگی ایران به جای شنیدن این صداها و تلاش برای رشد وضعیت اقتصادی و اجتماعی لرها و خروج ساکنان باستانی ایران از حس شهروند درجه دوم ، به یکباره ما را جزو اقشار و اتباع " خارجی و غیر ایرانی" معرفی و ما را به صورت نمادین در مدارس اتباع بیگانه ثبت نام میکنند !!! آیا این کار بدون پیام است؟ نقل شده است که در ایام قدیم ، دستفروشی به یکی از روستاهای لرستان وارد میشود چند نفر گردنه بگیر تمامی وسایل او را به غارت میبرند و پس از چپاول اموالش تا جا دارد دستفروش را کتک هم میزنند ! دستفروش در حالی که از درد ، نای صحبت کردن ندارد میگوید:بی وجدانها مگر اموالم را غارت نکردید دیگر چرا خودم را کتک میزنید؟ دیر آمده ام یا کم آورده ام برایتان؟ حال باید به برادران اصفهانی گفت:برادران من ، آبمان را کیلومترها با صرف میلیاردها هزینه ، در داخل لوله ها و تونلها انداختید و با آب غصبی کویرتان را آباد کردید ، با آبمان در اصفهان ۴۰ هزار هکتار برنجکاری کردید ، استخر پرورش ماهی راه انداختید و کارخانه آب معدنی و یخ ساختید ، سرانه فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید، در یزد کویری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش دادید ، کویر را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید ، در قم با آب الیگودرز دریاچه تفریحی ۸ هکتاری ساختید ، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار هم اسم لرستان و لرها را نیاوردید ، با نفت و گاز و آب ما کویرتان را صنعتی و سر سبز کردید ، در حالی که مشکل آب آشامیدنی شهر اصفهان با ۱۱ درصد صرفه جویی در مصرف آب حل میشود اما آبمان را به بهانه شرب به کویرتان انتقال دادید ولی یخ بسته بندی شده و آب معدنی را به خودمان فروختید !!! همه اینها را کردید و ما هیچ نگفتیم ! اقلأ بگذارید دلمان با توهم ایرانی بودن خوش باشد ! بخدا وقاحت و جسارت هم حدی دارد ! عاجزانه از نمایندگان شهرهای لر نشین در مجلس خواستاریم جلوی این اقدامات نا پخته و نژادپرستانه که در شرایط حساس کنونی موجب ایجاد تفرقه بین اقوام ایران میشود را گرفته و با عاملان آن برخورد مناسب صورت بگیرد.


  • انکار هویت قومی موجب تحقیر میشود!

    آن زمان که کویر نشینان در فقدان آب ، سردابه هایشان مملو از کرم و لجن بود لرها از سخاوت چشمه ها و سرابها آب سرد و گوارا می نوشیدند همچنین وجود آثار و ابنیه باستانی در بلاد لر نشین نمایشگر وضعیت قابل قبول از رفاه و زندگی مطلوب لرهاست. انکار هویت قومی به معنی بردگی و بندگی است و نه دست آوردی دارد و نه موجب افتخار است بلکه بی شخصیتی و اسارت است. اینانی که بنده و بی شخصیت شوند به انسانهایی پسیو و متجاوز تبدیل میشوند و آنان در برابر ستم استعمارگران مطیع و سر به فرمانند و در برابر اقوام و هم تباران خود متجاوز هستند. در سایه چنین سیاستهایی بوده که افراد گمنامی تبار قومی خود را انکار میکنند و رو در روی همتباران خود قرار میگیرند. بی شک وقتی یکی را چون از شاخه ای میبرند و سپس روی شاخه ی دیگری پیوند میزنند این شاخه بی ریشه چون میخواهد زنده بماند راه خدمت به دیگری را برمیگزیند چرا که او پشتوانه ای درتبار اصلی خود ندارد. وقتی او در موطن خود راهی برای بالندگی نمی یابد به بیگانه خواهی روی می آورد.


  • چاغروند

    اکثر چاههای نفت در بلاد لُرنشین هستند ۱۲۰ سال از مسجدسلیمان بختیاری نفت استخراج میکنند اما فقیرترین شهر ایران است.گچساران در کُهگیلویه دارای پنجمین ابر مخزن نفت جهان و بزرگترین منابع گاز خاورمیانه است اما کهگیلویه پایین ترین درآمد سرانه را دارد و فقیرترین استان ایران است. شهرهای نفت خیز دهلُران ، پلدختر و افرینه هم وضعیت مشابه ای دارند.نورآباد ممسنی در فارس ۱۸ درصد جمعیتش دانشجو هستند و شهری نخبه پرور است ولی هیچ امکانات مطلوب شهری و صنعتی ندارد تهران با ۱۲ درصد رتبه دوم کشور را دارد.اندیمشک ۳ سد بزرگ جهانی دارد و ۸۰ درصد برق ایران را تامین میکند اما بیکارترین شهر خوزستان است.متاسفانه بودجه تمام کشور جارو میشود به سمت تهران و خرج بُرجسازی میشود.تمام صنعت کشور در استانهای کویری قُم و سمنان و یزد و اصفهان جمع شده است و آب بلاد لُرنشین را از طریق تونل (نه لوله) به کویر میبرند!


  • سوغات ما قلب پاک و دل ساده است

    هیچگاه گناه فقر خویش را که ناشی از خود برتر بینی برخی مرفهین بی درد است را به پای دیگران ننویسید. قوم لر محروم نیست بلکه مظلوم است. مسئولان لرتبار بجای تمرکز بر روی حل مشکلات انرژی شان را صرف دعواهای سیاسی و جناحی میکنند. سوغات اصلی مردم لر ، قلب مهربان و دل ساده ی آنهاست که همیشه آنرا بصورت رایگان در اختیار برخی سودجویان قرار میدهند.


  • توسعه با مطالبه گری ، محقق میشود !

    در یک منطقه نمیتوان دست به توسعه و نوسازی زد ، مگر دغدغه پیشرفت در اذهان عمومی نهادینه شود همچنان که نوسازی و تحول باید یک خاستگاه همگانی باشد ، این مهم در گرو مثبت اندیشی و عملگرایی مردم، جامعه است. توسعه با جنجال آفرینی شکل نمیگیرد. توسعه در فضای نا آرام شکل نمیگیرد. اگر ما مثلث سه گانه:مسوؤلان ، مردم و بخش خصوصی را در نظر بگیریم ، میتوانیم به الفبای مدرنیسم دست یابیم. نرخ بالای بیکاری بلاد لر نشین ، محصول ضعف جدی اقتصادی در برخی شاخص های محوری توسعه است. مدیران آمار ساز جولان میدهند بی آنکه اشتغالی شکل گرفته باشد. نه شغل پایداری ایجاد شد که از بار بیکاری مناطق لر نشین بکاهد و نه صنعتی نو بر پا گردید ، نه مانعی از سر راه واحدهای صنعتی برداشته شد ، نه راه چرخهای تولید تسهیل گشت ، نه بانکهای خصوصی راغب شدند که پولهای مردم استانهای لر نشین را صرف استانهای خودشان کنند و نه مصوبات، ستادها از کاغذ به فعل درآمدند.


  • هر کجای لرستان که دست میگذاریم درد میکند !

    چرا به این درجه از انفعال و درماندگی رسیدیم ؟ ترکیب فقر ، بیکاری و خشکسالی و نا امیدی مردم را درمانده کرده است و راه های روزمره و معمولی و تکراری دیگر جواب نمیدهد. وضعیت دشوار به تصمیمات کارگشا و بزرگ نیازمند است. زنجیر فقر گلوی تمام جامعه را میفشارد و هرچه گلویت نازکتر باشد تیغ فقر بی رحمانه تر میبرد. آسیبهای فقر و بیکاری گریبانگیر تمام مردم میشود و نتیجه آن بازتولید فراینده آسیبهای اجتماعی است. آنقدر مساعل غامض بر جامعه مستولی شده که نمیدانیم برای کدامیک اشک بریزیم؟ نمیدانیم تا کی قرار است جولانگاه تاخت و تاز عده ای باشیم که در روسفیدی لاشخورهای در انتظار مانده ای ، که چشم بر قطعه قطعه کردن ایران دوخته اند ، پیشی گرفته اند. ایران چو از این کویر وحشت به سلامت گذشتی ، به شکوفه ها ، به باران ، برسان سلام ما را …


  • پخمگان در متن ، نخبگان در حاشیه

    تأملی بر جابجایی نقشها در سیستم مدیریتی جوامع توسعه نیافته:کیانوش معمر. در این مقاله منظور ما از پخمگان همان کسانی هستند که به دلیل استمرار در محاوره های درون اجتماعی معنای کریه خود را از دست داده و به واسطه نفوذ در ساختار قدرت و با اهداء رانت در زنجیره باند یا جناحی قرار میگیرند و بر جایگاهی تکیه میزنند که نه شایستگی آنرا دارند نه سواد و تخصص آن را. بنابراین این طبقه نخبه مآب به تناسب شرایط اقلیمی و قومی در جوامع توسعه نیافته تغییر رنگ میدهند و برساخته ذهن جماعتی هستند که اسیر غوغاسالاری و هوچی گری تحت نام مبلغین جناعی _ عشیره ای بزرگ میشوند و آن پخمه را ستاره ای نجات بخش در اذهان عمومی معرفی میکنند و پخمه چون فاقد هرگونه توان مدیریتی و دانشی است لاجرم نگاهی خانواده سالار و طایفه نگر دارد و می آید که از کیسه بیت المال جیبی بدوزد و برود و تنها آسیبش میماند و گریبان جامعه مفلوک را میگیرد. پخمگان چون دانش مرتبط با جایگاه مسؤلیتی خود را ندارند فقط حرف و شعار میبافند و میدوزند تا دوران شکوهشان به سر آید. با وعده های توخالی و به دور از واقع جماعتی را بر سر کار میگذارند و چون ناتوان در حل مشکلات و معضلات اجتماع هستند همواره امیدی، پوچ در دل مردم میکارند و درکی از منفعت جمعی ندارند. اما طبقه نخبگان ذهنی خلاق و عقلی نقاد دارند تصمیماتشان مبتنی بر دانش است و مرد عمل و کارند. وابسته به مکر و شعار و وعده نیستند و در مدار باندهای فاسد سیاسی قرار نمیگیرند. نخبگان ملت را بر دولت ترجیح میدهند. توسعه ملی صورت نمیگیرد مگر آنکه نقشها و مسؤلیتها به اهل فن واگذار شود


  • احمدوند

    چون مردم لرستان برای مقایسه , معیاری ندارند و از کارهایی که در لرستان شده , بسیار مبالغه میشود ؛ بخاطر این طرز فکر اصولأ نسبت به بقیه استانها از نظر رشد صنعتی و جذب سرمایه گذاری عقب افتادیم. متأسفانه مردم ما هم روح مطالبه گری ندارند و تن به فداکاری نمیدهند.


  • فاطمه عباسی

    دردی بدتر از علت نادانی نیست _ جز علم دوای این پریشانی نیست / با آنکه به روی گنج منزل دارد _ بدبخت و فقیر تر ز لرستانی نیست.


  • فرود

    لرستان با سه استان مرزی همسایه بوده و بعد از خوزستان بعنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ با ۱۰۲میلیارد تومان آنزمان شناخته شده است.شهر خرم آباد در طول هشت سال جنگ تحمیلی تدارک و پشتیبانی دو جبهه جنوب و غرب کشور را با شایستگی به عهده داشت و شب و روز بمباران میشد.لرستان ۱۴۲ بار توسط هواپیماهای بعثی به شدت بمباران شد و ۱۲ بار هم موشکباران شد که در نتیجه ۲۵ هزار واحد مسکونی تخریب شدند و ۲۴۳۵ نفر هم به شهادت رسیدند.لرستان بیش از۶هزار شهید تقدیم انقلاب کرده و بیش از هزار آزاده و ۶۰ هزار رزمنده داشته و خرم آباد پنجمین شهر ایران بوده که مورد بیشترین حملات هوایی قرار گرفته است.لرستانیکه سرشار از نعمات خدادادی است چرا باید طبق کتاب جمعیت شناسی ایران دکترمژده کیانی ص۲۰۱ لرستان باید بالاترین نرخ بیکاری را داشته باشد؟آیا استانی که۱۳میلیارد مترمکعب آب دارد استانی که۸۵۰هزارهکتار زمین کشاورزی دارد محروم است؟بعد استان اصفهان و اراک و یزد و قم که حتی آبشان از همین لرستان تأمین میشوند برخوردارند؟گچساران در کهگیلویه روزی چهارصدهزار بشکنه نفت تولید میکند یعنی به اندازه کل کشور امارات بعد جزو استانهایی است که بیشترین آمار بیکاری را دارد.چرا ما باید جور استانهای خشک,کویری را بکشیم؟پول نفت صرف صنعتی کردن شهرهای حاشیه کویر میشود و منابع آبی هم با صرف هزینه گزاف به کویر پمپاژ میشود تا شوره زاری را گلستان کنند.ما چقدر از ایرانی بودن سهم میبریم؟مردمان لر که هیچ وقت علیه امنیت ملی ایران اقدامی نکردند چرا باید مضحکه اوقات فراغت شهروندانی قرار گیرند که رفاه و آسایش شان از منابع مناطق لرنشین تأمین میشود؟


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • دو قرن سکوت

    200 سال از مرگ آخرین سلطان لرتبار ایران، لطفعلی خان زند و صد سال از فتح تهران توسط لرها در انقلاب مشروطه میگذرد. بعد از صفویه، لرها تأثیرگذارترین قوم ایران در عرصه سیاست بودند.پیشتر با انقراض حکومت پانصد ساله اتابکان لر توسط شاه عباس صفوی، لرها به مدت یکقرن در انزوای سیاسی قرار گرفتند.اتابکان لر دومین حکومت ایرانی بعد از حمله اعراب بودند که در بخشهای وسیعی از ایران حکم راندند و با بغداد پایتخت خلافت عباسی نیز رابطه داشتند. دوران افول قوم لر از مرگ لطفعلی خان زند آغاز شده و تا امروز ادامه دارد.در 200 سال گذشته لرها ۲ بار مورد هجوم سراسری و خشن حکام مرکزی قرار گرفته و تا مرز نابودی پیش رفته اند. بار نخست توسط آغامحمدخان قاجار در انتهای قرن ۱۲ شمسی و صد سال بعد توسط ارتش رضاخان در ابتدای قرن حاضر! قساوت آغامحمدخان قاجار در برابر دودمان زندیه موجب شد به مدت صد سال اثری از لرها در سیاست ایران بروز نکند. کینه تجمیع شده لرها از سلطنت قاجار به شکل قیام دموکراسی خواهانه آنها در انقلاب مشروطه نمود یافت اما دولتشان به دلیل جنگ جهانی اول دوام نیافت. پادشاهی رضاخان با احساس خطر وی از قوم لر آغاز و به جنگهای ۱۰ ساله وی با ایلات لر منجر شد. ارتش رضاخان با شعار مدرن سازی ایران، بلاد لر نشین را از نیروهای نخبه سیاسی پاکسازی کرد و بزرگترین مصادره زمین و جابجایی جمعیت انسانی تاریخ ایران را رقم زد! تبعیدهای دسته جمعی و پاکسازی قومی در سرتاسر منطقه زاگرس لر نشین از اقدامات رضاخان و ارتش به اصطلاح مدرن وی بود که با کمک افسران هندی_انگلیسی اجرا شد. ارتش رضاخان فقط《مصرف داخلی》داشت وگرنه در مقابل قوای بیگانه روس و انگلیس که در شهریور ۱۳۲۰ به ایران حمله کردند حتی ۲۴ ساعت مقاومت نکرد و مثل برف در برابر آفتاب ذوب شد! در نهایت آنچه از مدرن سازی نصیب مردم قوم لر شد سرزمین سوخته خالی از نخبگان سیاسی بود که لرها را تاکنون به حاشیه سیاست و فرهنگ ایران برده است و تلاشهای بعد از انقلاب ۵۷ نیز نتوانسته از عمق حاشیه نشینی لرها بکاهد! سلطنت پهلوی برنامه های توسعه را تعمدأ در خارج از زاگرس لرنشین طرح ریزی کرده بود. با اینکه نفت، آب و منابع معدنی و اصلی ثروت ایران در سکونتگاه های این سرزمین جمع بود اما از مدرنیزاسیون بجز دستگاه های دیوانی و بوروکراسی اعمال سلطه، هیچ صنعت مادری در بلاد لر نشین اجرایی نشد! صنایع آب بر (آبدوست) مثل:فولاد و ذوب آهن در کویر اصفهان پایه ریزی شد و آب مورد نیازشان از مناطق لرنشین با صرف هزاران میلیارد تومان هزینه با حفر تونلهای متعدد کوهرنگ یک و دو و سه تأمین گردید! توسعه پالایشگاه های نفت و پتروشیمی هم با همین مدل صورت گرفت و هیچ شهر لرتباری صاحب پالایشگاه و پتروشیمی نشد! مسجدسلیمان نخستین شهر نفتی ایران و خاورمیانه تا همین امروز شهری فقر زده باقی مانده است! و نفت از اعماق خاکش به صورت خام در برابر چشمان مردم گرسنه و محرومش استخراج و به پالایشگاه ها و پتروشیمی های حاشیه کویر منتقل و پمپاژ میشود. کهگیلویه و بویر احمد روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند ولی فقیرترین استان ایران است.متأسفانه بعد از انقلاب ۵۷ همان سیاستها همچنان در بلاد لرنشین ادامه یافته است. استان لرستان با اینکه ۱۲ درصد منابع آب ایران را دارد اما هیچ سد بزرگی ندارد! هیچ صنعت مادری در لرستان پایه ریزی نشده است! پالایشگاه و پتروشیمی بزرگی ندارد! مرکز لرستان هنوز به راه آهن سراسری وصل نیست! و این الگو در سراسر زاگرس لرنشین از ایلام و خرم آباد تا ممسنی و بوشهر کم و بیش قابل رؤیت است. در ۲ قرنی که قوم لر در حاشیه سیاست و حکومت به سر برده در متن حماسه نگهبانی و حراست از کیان و تمامیت ارضی ایران حاضر بوده است. دفاع اتابکان و والیان لرستان فیلی در برابر تهاجمات عثمانی و رشادت رییس علی دلواری در مقابل استعمار انگلیس و دفاع جانانه ایلات لر در برابر روسها و حضور بی دریغ لرها در جنگ ۸ ساله با عراق فقط فراز کوتاهی از داستان دلاوری این قوم میهن دوست در برابر بیگانگان است.



آخرین مقالات