یک شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

شاعران و ادیبان بلادلُرنشین

برخی از شاعران و ادیبان لر

شاعران و ادیبان بلادلُرنشین

۱.عبدالعلی خسروی معروف به قائد بختياری (شاعر لُر، نويسنده و پژوهشگر).

۲.منوچهر آتشی لُر بوشهر ( شاعر و ادیب لُربختياری)

۳.داراب افسر بختياری از طايفه احمدخسروی، منطقه چغارخور که تمام دیوانش به لُری است.

۴.ميرزاحسين معروف به پژمان بختیاری ازطايفه دوركی منطقه دشتک، شاخه هفت لنگ بختياری (شاعر، محقق، اديب و مترجم)

۵.میرزا نورالله معروف به عُمان سامانی ملقب به تاج الشعرا از شاعران صاحب نام و پرآوازه سالهای 1258 تا 1322 هجری فرزند میرزاعبدالله متخلص به "ذره" و جدش میرزاعبدالوهاب سامانی متخلص به "قطره" از شاعران عهد ناصری از منطقه سامان چهارمال بختیاری.

۶.ملا زلفعلی كُرونی متخلص به مجرم از طايفه آسيوند بختياری سال 1260 قمری در كُرون چهارمحال بختياری بدنیا آمد و منظومه حدیث کساء (توحیدیه) از اوست.

۷.حسينقلی خان بختياری ( شاعر سروده‌های لُری بختياری) در دوره قاجار.

۸.سيدمحمد ابراهيم متخلص به مأذون (۱۲۰۹ـ ۱۲۷۴هـجری) عارف و شاعر برجسته از طایفه شيخ هابيل بويراحمدی بود. او سروده‌هایی به زبانهای (فارسی، عربی، لُری، کوهمره ای و لاری) در دوران قاجار شعر سروده است.

۹.خداكرمخان بويراحمدی (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجار.

۱۰.مُلتجی بويراحمدی (مُنتجی) از طایفه شيخ هابيل ايل بويراحمد (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجاريه.

۱۱.حمیدایزدپناه (ساکی) ۱۳۰۹ در خرم‌آباد متولد شد او از دانشگاه تهران مدرک خود را اخذ نمود و کتابهای فراوانی در مورد تاریخ وفرهنگ مردم لرستان نوشت و در سرودن شعر به زبان لُری به صفا متخلص بود.

۱۲.کربلایی آقاخان پاپی که دو قرن پیش در منطقه پاپی بوده و به کشورهای ترکیه، عراق، پاکستان و ولایات ایران مسافرت کرده و کتابی بنام کلاغ نامه دارد که محمدرضا والیزاده درکتاب تاریخ ایلات وطوایف لرستان ص 68 از آن نام برده است.

۱۳.حسام الدین ضیایی شاعر، نویسنده و پژوهشگر 1298 درخرم‌آباد متولد شد پدرش شیخ‌عزیزالله ضیایی اولین نماینده معارف خرم‌آباد بود. حسام ضیایی رییس اداره فرهنگ و مدیر نشریه ندای لُرستان بود و دهها مقاله نوشت و اشعار فراوانی به لُری دارد.

۱۴.محمدیگانه از طایفه گله دار ۱۲۹۷ در خرم‌آباد بدنیا آمد و دبیر دبیرستان بود و کتابهای ادبی مثل: آیینه‌افکار، گندم نمایان جوفروش و...را نوشت.

۱۵.عبدالله سلطان چگنی در قرن یازده هجری میزیسته و حاکم خراسان بود و دارای ذوق ادبی بوده و اشعار زیادی دارد (مشاهیرلُر، ص 571)

۱۶.هادی بیگ (شایق لرستانی) از ایل ساکی که دیوان شعر چهارهزار بیتی دارد و نامش در مجمع الفصحا آمده.

۱۷.منوچهرخان والی معاصر شاه عباس دوم که والیهای پشتکوه از اعقاب وی بودند منوچهرخان ذوق ادبی داشت و رقّت و ظرافت در اشعار او چشمگیراست.

۱۸.ملا وارسته چگنی که نامش امامقلی بیک بود و در اصفهان سکونت داشت و اشعار زیادی از او باقیست.

۱۹.محمد مانوس از ایل ساکی که از او نسخه‌های خطی بجای مانده که یکهزار و دویست بیت میباشد او معاصر روحانی معروف شیخ انصاری صاحب مکاسب و رسائل بوده و در مدح او قصیده‌ای دارد.

۲۰.محمد سامانی فرزند درویش کریم از طایفه سلاحورزی خرم‌آباد که پیشه بزّازی داشت و قاری قرآن بود و قطعات شعر زیادی از او باقیمانده که در کتاب مشاهیر لُر ص 582 به آنها اشاره شده.

۲۱.میرزا حسین بنان از طایفه سیاهپوش که اصالتاً بختیاری دزفول می‌باشند و اشعارش به فارسی و لُری است و در شعر خادم و رضوان تخلص داشت.

.

 

۲۲.اسفندیار غضنفری امرایی که بسابقه ذوق ادبی از شاعران خوش قریحه لُرستان بود و ماحصلش فعالیتش تذکره شعرای لُرستان (گلزار ادب) است.

۲۳.اسدالله امیرپور امرایی از بهترین شاعران لُرستان و در مسیر عبیدزاکانی و شعرای طنزپرداز بود و با روزنامه فکاهی توفیق و چلنگر ارتباط داشت که شعرهایش را چاپ میکردند.

۲۴.عبدالمحمد آیتی 1305 در بروجرد بدنیا آمد و در قم به تحصیل حوزوی پرداخت از دانشگاه معقول و منقول تهران لیسانس گرفت و تعلیفات ارزنده ای دارد مثل: معلّقات سبعه، رساله‌الغفران، تحریر تاریخ وصاف، کالسکه زرین، حناالفاخوری و تاریخ ادب عرب.

۲۵.قدرت شباب 1322 در خرم‌آباد متولد شد و از دانشگاه جندی شاپور فارغ‌التحصیل شد و دبیر دبیرستانهای اهواز و خرم‌آباد بود. دیوان شعر او سایه‌ای درغبار نام دارد.

۲۶.مهرداد اوستا 1306 در بروجرد متولد شد و در قصیده سرایی بشیوه خراسانی ید طولائی داشت آثار: آرش کمانگیر، رساله در منطق، عقل واشراف، دیوان اشعار، شراب خانگی ترس محتسب خورده، تیرانا، روانشناسی اخلاق، تصحیح دیوان سلمان و...

۲۷.اسدالله کمالوند فرزند میرزاعلی مستوفی سال 1245 شمسی در خرم‌آباد بدنیا آمد و پس از تحصیلات به استخدام وزارت مالیه درآمد و علاقه ادبی او را جزء بهترین شاعران یکصدسال اخیر قرار داد او همچنین خط زیبایی داشت.

۲۸.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور) اثر شاه رستم اتابک لُرکوچک.

۲۹.اسحاق عیدی شاعر و پژوهشگر سال 1320 درخرم‌آباد متولد شد و سال 50 فوق‌لیسانس ادبیات از دانشگاه تهران گرفت وی در دو مکتب سنتی و آزاد خالق سروده‌های دلکش است و در شعر لُری صاحب سلیقه است او تالیفات متعدد دارد: فرهنگ بزرگ لُری، دستورنامه لُری، لرستان پیش از تاریخ تا ظهور دولت ماد، فرهنگ اَعلام تاریخ طبری، لُری ها، سفرهای رضاشاه به بروجرد، خلوت عروسکها و...

۳۰.میرنوروز ملقب به رند لُرستان شاعر دوره صفویه است. او تأثیر فراوانی بر استان‌های لُرستان، ایلام و خوزستان گذاشت تا آنجا که هنوز برخی از طوایف لُر، اشعار حزن و طرب‌انگیز خود را بر مبنای اشعار او می‌سرایند و می‌نوازند. دیوان او توسط اسفندیار غضنفری امرایی چاپ شد. سیدحمید جهانبخت هم کتاب رند لُرستان را در مورد او نوشت.

۳۱.دکترفتح الله شفیع زاده متولد ۱۳۲۹ خرم‌آباد از طایفه رُک رُک و فارغ‌التحصیل دانشگاه بهشتی تهران، پزشک، شاعر، نویسنده و محقق است و آثار متعدد دارد: آوای کوه گشت لُرستان / لُرستان در شعر شاعران / یاد ایام / آسمون بی آساره و...

۳۲.هوشنگ رئوف سال 1330 در خرم‌آباد بدنیا آمد. سفره خورشید نخستین کتاب شعر مدرن با زبان تغزلی بود که نظریات متعدد را در مجلات و هفته‌نامه های آن دوران بوجود آورد. هفته‌نامه اُمیدجوان تهران در شماره‌ای به ستایش از اشعار هوشنگ رئوف پرداخت. آثار هوشنگ رئوف: سفره خورشید/ نازگلو خوانده‌ای/ جنون آب/ نبض گلوی تاک/ دو حنجره آواز و...

 

۳۳.نسرین جافری 1329 در خرم‌آباد بدنیا آمد او از دوران دبیرستان در قالب آزاد به سرودن شعر پرداخت و منظومه‌های زیادی در قالبهای مختلف سرود. مجله ادبی درگاه در شماره سوم و امیدجوان تهران در شماره 925 از شعر و قلم نسرین جافری تمجید و ستایش کردند. کتابهای او: زخم سایه و بید/ رمل هندسی آفتاب‌گردان/ نیمی از مرا کشته‌اند/ به‌سوی هرگز به‌سوی هیچ/ ما همچنان ترانه خواندیم/ خواب اتم/ و مجموعه اشعار.

۳۴.جلیل احمدپور سال 1303 در چگنی لُرستان بدنیا آمد اشعارش در قالبهای کهن است و در غزل و مثنوی استاد است از وی دیوان شعری بجا ماند.

۳۵.بنفشه حجازی، شاعر، نویسنده و پژوهشگرتاریخ متولد ۱۳۳۳ بروجرد است او پرکارترین شاعره ایران است. شماره 5 مجله ادبی درگاه به او اختصاص دارد. آثار وی: رویای انار / گزارشی از ستونزار / زن به ظن تاریخ/ انکار عشق تو ناگزیرم / به زیر مقنعه / نپرس چرا سکوت میکنم / تارا و ماه / ماه گریخته در پیراهن / یک منظومه آواره و بیست ترانه سرگردان / ضعیفه / دایره حیرت / نرگس عشق / تاج الرجال: رابعه عدویه / تذکره اندرونی / بیسکویت نیم خورده / اعتراف میکنم / زن در ترانه ها و اشعارعامیانه / زنان ترانه / زن در تاریخ / تاریخ هیچکس / اعترافات یک عکاس / کلمه کبود / تاریخ خانمها / ایمپالای سرخ / آمفی تئاتر / شصت ثانیه زندگی / ورای زنی که شاید دوستم بدارد / سرزمین اهورایی و....

 

۳۶.یوسف میرشکاک (ساکی) متولد شوش که نویسندگی و شاعری را از دبیرستان آغاز کرد مجله کیهان فرهنگی در بهمن 71، ص 104 به تمجید و ستایش از اشعار او پرداخت.

 

۳۷.حشمت شفیعیان شاعر و ترانه‌سرای معروف 1330 درخرم‌آباد متولد شد او خالق آثار حماسی چون: تفنگ، دالکه، کم بو دیره، سوار و صدها ترانه خاطره‌انگیز است. دکترابراهیم پاریزی درکتاب کوچه هفت پیچ، ص ۳۳۸ اشعار او را دلپذیرترین و انسانی ترین اشعار میداند.

۳۸.عزت چنگایی متولد ۱۳۳۴ خرم‌آباد است او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و درقالب سنتی و آزاد شعر می‌سراید و ترانه‌های لُری او بارها توسط هنرمندان از صداوسیما پخش شده و کتاب فرهنگ قوم لُر را به همراه محمدحنیف نوشته است.

۳۹.دکتر امید مسعودی متولد 1337 خرم‌آباد می‌باشد وی استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه سوره است وی علاوه بر عرصه رسانه، در حوزه شعر و ادب نیز دستی دارد که تالیفات مهم‌شان عبارتند از: شیوان، در حوالی عشق، زبان شعر، زبان شعر، برگزیده ادبیات معاصر. رتبه‌های آزمون: رتبه اول کارشناسی ارشد 1374‌ / رتبه اول آزمون دکتری اعزام به خارج 1380‌ / رتبه اول آزمون دکتری علوم ارتباطات 1380.

۴۰.عابد میرزایی چگنی فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و واژه‌های ناب لُری را در اشعار خود بکار می‌گیرد نخستین مجموعه‌ غزل لُری او در مجموعه (درد دل) چاپ شد و نام کتاب دیگرش (ترانه‌های هِل و میخک) است.

 

۴۱.باباطاهر لُرثلاثی شاعر قرن 5 هجری که اشعارش مشابهت لفظی با گویش لُری ملایر دارد و حتی جوادجعفری درکتاب لا ادری، ص 22 علت اشتهار باباطاهر عریان را تصحیفی از باباطاهر اوریانه (منسوب به روستای ایرانه) در ملایر میداند. علی بن عثمان هجویری درکتابش صفحه 215 اسامی صوفیان معروف را نام می‌برد که یکی از آنها ابوطاهر مکشوف است که مکشوف تعبیری از عریان است. اشعار فهلوی که راوندی از قول ساکنان همدان در قرن 6 آورده نشان می‌دهد که آن زمان، زبان ساکنان همدان شبیه به لُری ملایر بوده و با استناد به مشاهبت زبانی می‌توان فهمید باباطاهر لُرثلاثی بوده (دکترمحسن رحمتی، مرغزار شهریاران، ص 152). پرویز اذکایی در باباطاهرنامه ص 8 مینویسد: زبانی که رباعیات باباطاهر بدان نوشته شده لُری است. کنت دو گوبینو اظهار میدارد: باباطاهر اشعار خود را به زبان لُری نوشته است. اشتینگاس لری طاهر تاتی را یکی از عشیره های قوم لُر دانسته است. شودتسکو درکتاب (شعر عامیانه ایران) میگوید: اشعار باباطاهر تحت تاثیر فهلویات لُری است. پرویز ناتل خانلری درمجله پیام، شماره 8 زبان باباطاهر را لُری میداند. ادیب طوسی درمجله ادبیات دانشگاه تبریز، سال دهم مینویسد: فهلویات باباطاهر به زبان لُری است. ابراهیم صفایی درمجله ارمغان، سال 31، شماره 7 مینویسد: در تصحیح و خوانش اشعار باباطاهر فقط باید به زبان لُری توجه داشت. حیدر میرانی شاعر دهلُرانی لغاتی از دیوان باباطاهر استخراج کرده که امروزه فقط در لُری مینجایی و بختیاری استعمال میشوند.

 

۴۲.عزیز نادری 1337 در خرم‌آباد متولد شد او خالق اشعار لُری زیادی است و تاکنون کتابهای: خاکستر عشق، تش دل و پریسکه خیال را سروده و فرهنگ لغت لُری را هم تدوین کرده است.

 

۴۳.ایرج رحمانپور بهمن ۱۳۳۵ در خرم‌آباد متولد شد از دهه پنجاه تاکنون به سرایش ترانه مشغول است او در ترانه‌هایش از مجموعه زبانهای لُری خرم‌آبادی و لکی استفاده می‌کند و آثارش نقش ویژه‌ای در احیا زبان لُری دارد. مجموعهٔ اشعار لُری و لکی وی در کتاب (تونه می‌نویسم سرزمینم) و (برنو) توسط سهراب آزادی جمع‌آوری شده است.

۴۴.مرجان بیگی متولد بروجن بختیاری است او در اشعارش در بستری از بومی گرایی و توجه به عناصر طبیعی و مسائل اجتماعی می‌پردازد. کتاب (برف و برنو) مجموعه غزل او توانست در رقابت با ۲۰۰ عنوان کتاب، جایزه برترین کتاب سال در حوزه غزل را کسب کند.

۴۵.رمضان پرورده سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد او در رشته حقوق از دانشگاه تهران سال 58 موفق به اخذ ليسانس شد. ترانه سرايی را از نوجوانی شروع کرد و تاكنون كاست های زیادی با اشعار او خلق شده که در سوگ آفتاب در پنجمين جشنواره موسيقی فجر مورد تقدیر قرار گرفت. تاکنون ۳ کتاب خون و عطش، گلال تش و ترانه‌های افلاک از او منتشر شده‌است.

۴۶.پرویز پیمانی 1352 در خرم‌آباد متولد شد و سال 73 با سرودن اشعار و ترانه‌های لُری پا به وادی شاعری گذاشت و کتاب (نغمه‌های تنهایی) را سرود و مقام اول شعر را از دانشگاه‌های غرب کشور، مقام اول جشنواره بین‌المللی سراج و مقام دوم شعر کشوری را در جشنواره امام سجاد کسب کرد.

۴۷.محمدکاظم علیپور 1342 درخرم‌آباد متولد شد و سال 75 اولین مجموعه شعرش را بنام (کوچه‌های خسته) چاپ کرد. دیگر آثارش: بابونه‌های گرین، بر بلندای یافته، بر چکاد بلند زاگرس، ترانه‌های مفرغ و بلوط، کمانچه و برنو، وسوسه‌های خاکستری، اندوه پنهان، ترانه ومفرغ، یک کوفه غربت، اضطراب انسان کوه نشین و سمفونی اشک.

۴۸.هُشیارنامه (شاهنامه مُختصر) اثر؛ الله‌مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لُرستان را زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است.

۴۹.علی دوستی شاعر لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم‌آباد میزیسته و سبک عَلیوُسی Aliyosi در گوشه داد ماهور اجرا می‌شود منسوب به اوست. مضمون اشعارش بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است.

۵۰.اسماعیل بروجردی معروف به سرباز که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوان اسرارالشهاده با پنج هزار بیت از اوست.

۵۱.حسین حزین، شاعر و مورخ بروجردی سال ۱۳۲۷ قمری در محله حاج ظهرابی متولد شد. تخلصش حزین بود. آثار: دیوان قصاید / دیوان غزلیات / چکامه‌های پارسی / مثنوی مرصدالاسرار / دوبیتی‌های سوز و گداز / دیوان مدایح و مراثی / تذکره حزین (دربارۀ شاعران، حاکمان و تاریخ بروجرد).

۵۲.حسین پناهی شاعر، نویسنده و کارگردان ۱۳۳۵ در دژکوه حوالی شهر سوق کهگیلویه زاده شد. آثار: نامه‌هایی به آنا / به وقت گرینویچ / افلاطون کنار بخاری / سالهاست که مرده‌ام / ستاره‌ها / کابوسهای روسی / نمی‌دانم‌ها / من و نازی / جهان زیر سیگاری من است / نوید یک روزبلند نورانی / خروسها و ساعتها / دو مرغابی در مه / راه با رفیق / چیزی شبیه زندگی / بی بی یون / سرودی برای مادران / سلام خداحافظ / ستارها / راه با رفیق و...

۵۳.دکترعبدالحسین زرین‌کوب ۱۳۰۱ در بروجرد متولد شد او ادیب، تاریخ‌نگار، منتقد ادبی، نویسنده و مترجم برجستهٔ ایران است. عناوین شعرها: بوسه مهتاب / چوپان عاشق / نغمه آواره / جهان نو / کارنامه زرین / آن شب / چشمان تو / مهتاب و شاعر / اندوه جوانی / خزان امسال / عصیان / بودن یا نبودن / قصه برای خواهرم / بن‌بست / دیوپرست / سیمرغ / با مولانای روم / نی و کوه / نقش رویا / مناجات / در راه بازگشت و...

۵۴.سیدعلی صالحی شاعر و نویسنده ۱۳۳۴ در ایذه متولد شد. وی از پایه‌گذاران جریان موج ناب و بنیانگذار جریان شعر گفتار و شعر فراگفتار است. لیالی / منظومه ها / پیشگو و پیاده شطرنج / مثلثات و اشراق ها / نامه ها / نشانی ها / عاشق شدن در دی ماه،مُردن به وقت شهریور / آسمانی ها / رؤیای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود / سفر بخیر مسافر غمگین پنجاه و هشت / آخرین عاشقانه های ری را / ساده بودم، تو نبودی، باران بود / دیر آمدی ری را / دعای زنی در راه که تنها می رفت / دریغا مُلا عمر / چیدن محبوبه های شب / از آوازهای کولیان اهوازی / یوماآنادا / سمفونی سپیده دم / قمری غمخوار در شامگاه خزانی / زیارت نامه مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد / رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ / عاشقانه‌های بعد از گرگ / اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ / چند رؤیا مانده تا طلوع رنگین کمان / زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند / ما نباید بمیریم، رؤیاها بی مادر می‌شوند / نگران نباش همه چیز درست خواهد شد / پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر / شبانه ها در غیاب احمد شاملو / انیس آخر همین هفته می‌آید / نثار نامِ کوچکِ تو / آهوی الوداع به موسمِ زایمان آب / شازده کوچولو فال فروش میدان راه‌آهن / گل رُز در سفر به ستاره شمالی / کتاب کوچک معصومیت و امید / پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز است / این شفا برسد به دست مجروح ترین رؤیاها / زن در سایه چهره‌اش را نشان می‌دهد / دعوت به دعای عهد زنان / دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه / منشور شعر حکمت / گزارش به نازادگان / سرود روح بزرگ / دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی و...

۵۵.مهدی کاظمی طولابی 1296 درخرم‌آباد متولد شد پس از پایان تحصیلات به استخدام اداره ثبت اسناد درآمد. طولابی به سرودن شعر به زبان لُری خرم‌آبادی روی آورد و دو کتاب گنج لُر و کشکول را به چاپ رساند.

 

56. دکتر کرم علیرضایی متولد سال 1339 در شهر دهلُران و دارای مدرک دکترای ادبیات، از دانشگاه تهران است. در حال حاضر رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهلران می‌باشد، بی هیچ شکی او یکی از بزرگترین و پُرکارترین محققان درباره فرهنگ لُری بوده است، از جمله آثار منتشر شده ایشان، می‌توان به این کتابها اشاره کرد: 1- تاریخ و فرهنگ سرزمین کهن  2- ضحاک اژدهافش  3-میر نوروز شاعر ناشناخته لُر  4- اتیمولوژی واژگانی از گویش‌های غرب ایران  5- مثل های ایلامی  6- فرهنگ واژگان لُری و کُردی   7- دستور گویش ایلامی  8- بازیهای محلی سرزمین ایلام  9- مهرپرستی در ادب فارسی   10- فرهنگ واژگان محلی در گستره ادب فارسی 11- مندیل خیال 12- رجعت در فرهنگ بشری   13- استرلاب عشق 14- روشنفکران راستین   15- پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی  16- پیش درآمدی بر آیین نگارش  17- افسانه هایی از سرزمین ایلام  18- فرهنگ واژگان همانند در گویشها و زبانهای محلی و آخرین کتاب او «دستور زبان لُری» که بزرگترین  و عظیم ترین فعالیت او در زمینه ادبیات و فرهنگ لُری است.

24 نظر

  • دکتر عبدالحسین زرین‌کوب

    دکترعبدالحسین زرینکوب ۲۷ اسفند سال ۱۳۰۱ در بروجرد لُرستان متولد شد. سال ۱۳۳۵ با رتبه دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهده‌دار تدریس تاریخ ایران، تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکده‌ ادبیات و الهیات شد. دکتر زرین‌کوب چندی نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکده ی هنرهای دراماتیک» به تدریس پرداخت. وی از سال ۱۳۴۱ به‌ بعد، در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاه‌های آکسفورد و در سال‌های ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به‌عنوان استاد در دانشگاه‌های کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت. زرینکوب مورخی است ادیب و ادیبی است مورخ. او تاریخ را که پیوندی نزدیک با علوم‌انسانی دارد با سبک فاخر و هنرمندانه ای که از احاطه او بر ادبیات حکایت دارد عرضه می‌کند. وقتی در مصاحبه‌ای از زرینکوب پرسیدند کدامیک از آثارش را بیشتر دوست دارد؟ گفت: دو قرن سکوت، دو قرن سکوت اولین کتابم بود در سال 1329 تا 1335 نوشته و چاپ شد و خیلی هم سر و صدا ایجاد کرد و هنوز آن سر وصداها باقی است. چون من تاریخ را بصورت عام در ذهن داشتم. دکتر ملکیان در مورد زرینکوب می‌گوید: کسانیکه امروز به‌عنوان استادان تراز اول زبان و ادبیات فارسی مشهورند تا بحال یک پاراگراف مثل دکتر «زرین کوب» ننوشته‌اند! نه به لحاظ اتقان علمی و نه به لحاظ بلاغت و فصاحتی که او در نگارش داشت. دکتر زرین‌کوب ۶۵ کتاب / ۳۵۸ مقاله و رساله / و ۲۰ کتاب شعر دارد. دکتر زرینکوب در ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهراء (قطعه ۸۸، ردیف ۱۴۳، شماره ۱۰ ) بخاک سپرده شد.


  • دکتر جعفر شهیدی

    دکتر جعفر شهیدی در 1297 خورشیدی در بروجرد لُرستان دیده به جهان گشود. دکتر شهیدی تحصیل در رشته زبان و ادبیات فارسی را تکمیل کرد و از محضر جلال همایی و بدیع الزمان فروزانفر بهره ها بُرد و سرانجام در 1340 خورشیدی با اخذ درجه دکتری در دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. در 1346 به ریاست موسسه دهخدا منصوب شد. شهیدی تالیفات زیادی در زمینه تاریخ و ادبیات دارد: جنایات تاریخ / مهدویت در اسلام / چراغ روشن در دنیای تاریک یا زندگانی امام سجاد / پس از پنجاه سال (پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین) / شرح لغات و مشکلات دیوان انوری / تاریخ تحلیلی اسلام / زندگانی حضرت فاطمه / آشنایی با زندگانی امام صادق / زندگانی علی بن الحسین / ستایش و سوگ امام هشتم در شعر فارسی / تصحیح براهین العجم / تصحیح دره نادره / ابوذر غفاری نخستین انقلابی اسلام / ترجمه: شیر زن کربلا اثر بنت الشاطی / ترجمه: انقلاب بزرگ اثر دکتر طه حسین / ترجمه: نهج‌البلاغه و...کتاب «پس از پنجاه سال» دکتر شهیدی به زبان‌های عربی، انگلیسی، ترکی استانبولی، ترکی آذربایجانی، ژاپنی و اُردو و کتاب زندگانی حضرت فاطمه به زبان ترکی استانبولی و عربی و همچنین تاریخ تحلیلی اسلام به زبان‌های عربی و یونانی ترجمه شده است. دکتر شهیدی «بیش از یکصد مقاله» به زبان فارسی و عربی دارد که قسمتی از مقاله‌های فارسی او در مجموعه‌ای به نام «از دیروز تا امروز» گردآوری و چاپ شده و مقاله‌های عربی او نیز در مجله‌های ایران، الجزیره و عراق چاپ شده‌اند. شیوه تاریخ‌نگاری: دکتر شهیدی تاریخ را به‌عنوان دانشی که تنها به زندگی گذشتگان می‌پردازد، نمی شناخت! بلکه آنرا روزنه‌ای برای بیان نیازها و چالشهای موجود در جامعه می‌دانست و همواره بر آن بود تا آثار خود را به سمت و سوی نیازهای امروزی هدایت کند. جایگاه وی درمیان تاریخ نویسان چشمگیر است. آثار و نوشته‌هایش مورد استفاده و استناد پژوهشگران، استادان و دانشجویان قرار دارد. سال 1385 برای نگارش تاریخ تحلیلی اسلام برنده جایزه کتاب سال ایران شد. و از «دانشگاه پکن» دکتری افتخاری گرفت و 1374 موفق شد نشان درجه یک علمی را از آیت الله رفسنجانی رییس جمهوری وقت دریافت کند. از دکترشهیدی کتابخانه‌ای 30 هزار جلدی در نارمک تهران بجای ماند و 1374 منزل خود در نارمک تهران را به کتابخانه عمومی تبدیل کرد. سرانجام دکترشهیدی در ٢٣ دی ١٣٨٦ درگذشت.


  • علی میر دریکوند

    علی میر دریکوند از نویسندگان لُرستانی است که ۱۲۹۶ خورشیدی در روستای دادآباد در جنوب خرم‌آباد متولد شد. پدرش "نقی" از دهقانهای آن منطقه به شمار میرفت که در میانسالی درگذشت و علی را در سرپرستی خواهران و برادرانش تنها گذاشت. محمدرضا والیزاده معجزی در تاریخ لُرستان نوشته در دارالتربیه عشایری و دبیرستان پهلوی خرم‌آباد تحصیل کرد و در آنجا با زبان فرانسه آشنا شد. با اینحال مسئولیت سرپرستی خانواده سبب شد از ادامه تحصیل باز بماند و مشغول کار در پادگان لشگر خرم‌آباد شد و با افسر انگلیسی بنام جان همینگ آشنا شد و زبان انگلیسی را فراگرفت. استعداد خارق‌العاده و علاقه وصف‌ناپذیر موجب شد در مدت کوتاه به غیر از انگلیسی با فرانسوی، عربی و روسی آشنا شود. او کتابهای: برای گونگادین بهشت نیست و نورافکن را به زبان انگلیسی نوشت که توسط جان همینگ به انگلیسی منتقل شد و در آنجا توسط یکی از ناشران منتشر گردید. کتاب《برای گونگادین بهشت نیست》مورد توجه مجامع ادبی لندن قرار گرفت و برنده جوایزی شد لیکن این اتفاق زمانی رخ داد که خالق گونگادین چهره در نقاب خاک کشیده بود. علی میردریکوند ۱۳۳۷ به بروجرد رفت و ۵ آذر ۱۳۴۳ فوت کرد و در امامزاده جعفر بروجرد خاک شد. دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب (کوچه هفت پیچ، ص ۴۲۳) مینویسد: وقتی قشون احمد آقاخان (سپهبد امیر احمدی) به لُرستان رسید و تنگ ملاوی پلدختر (پا پیل) را تسخیر کرد و بطرف خوزستان رفت، علی میر دریکوند (گونگادین لُر) درباره او گفته بود: تو ای کجک کلا خنجر کش گردن گلاوی _ گذشتی عاقبت از پوزه تنگ ملاوی. غلامحسین معماری اینگونه علی میر دریکوند را در شعرش می‌ستاید: نازم این طاقت و این صبر و گران جانی را _ وین همه رنج علی، میر لُرستانی را / کاخ ییلاقی او بود سر گورستان _ کن نظر مسکنت و فقر و پریشانی را / موقع بهمن و دی مأمن وی گلخن بود _ یعنی ای دوست ببین کاخ زمستانی را / موی ژولیده و رخسار غبار آلوده _ هیچ نشناخت کس آن گوهر پنهانی را / گاه میگفت: بسوزه دلتان بر حالم _ گاه یا حضرت عباس برسان بانی را / بود تا زنده ز دل درد و خماری نالید _ کس نپرداخت به او حق مسلمانی را / حال سرتاسر دنیا همه جا صحبت اوست _ کرده مشغول بخود عالی و هم دانی را / منتشر گشت کتابش چو به لندن فهماند _ هوش سرشار لُر و ملت ایرانی را / چهره ایی بود که چون پرده برافتاد از او _ کرد روشن افق عالم انسانی را / شرح داده است به نورافکن و گونگادینش _ قصه بی سر وسامانی و حیرانی را / با چنین تیرگی بخت، کس معماری _ نتواند سپرد این ره طولانی را.


  • لُری زبان است

    چگونه لُری را گویشی از فارسی می‌پندارید؟《برخی از کلمات گویش بختیاری از زبان لری که در فارسی معادل ندارد》هُوال = کسیکه باهاش رودرواسی داری / کفچه = قاشق تُرکی است در زبان فارسی / نِهِل = باتلاق ترکی است / دیندا = عقب عربی است / مندیر = منتظر عربی است / دِلنگون = بلاتکلیف عربی است / گِرِپ = مسدود عربی است / سلار = رئیس، مدیر، عربی است / بندال = زندگی انگلی، کسیکه خودش کار نمیکند و از دیگران اخاذی میکند / سِریسات = مالیات، عربی است / مال = اجتماع، جامعه، عربی است، در لُری بختیاری به مردمی که دور هم جمع شده‌اند یک مال گفته میشود مثل مالمیر(مال امیر=ایذه) اگر بزرگ و ریش سفید مال، نامش آمرید باشد میگویند مال آمرید / نُم خدا = ماشاءالله، عربی است / بُق = فاسد عربی است، خایه بُق یعنی تخم مرغ فاسد شده یا گندیده / چوواسه = معکوس، برعکس عربی است / دُنگ دادن = حرف زدن، صحبت کردن، حرف و صحبت هر دوتاش عربی است / بیدُنگ = ساکت، عربی است / زِهِشت = رفاه، عربی است / رَویِگَه = معبر، عربی است / تلوارَه = جایی که رختخواب ها، پتو و تُشک را روی هم می‌چینند / ورواز = طویله، عربی است، قاش هم طویله ای که سقف نداشته باشد در فضای باز گفته میشود / درآستُن = حیاط، عربی است / هَوش = حیاط عربی است. مسخره نیست در زبان فارسی تهرانی حیاط معادل ندارد این چه زبونیه بعد ادعا فرهنگ و تمدن هم میکنند؟ / پُک = کامل، کاملاً، عربی است / خهرِسته = مصرف شده / قُیُم، قایُم = محکم عربی است / گل gal = جمع عربی است / پندَو = ورم عربی است، یعنی باد کردن قسمتی از بدن / بهر = قسمت، تقسیم، عربی است / گِردِل = دایره، عربی است / گُرداله = کلیه، عربی است / یَگِری (یک گیری) = اتحاد، عربی است / گُوگری = پیمان اُخوت / گدَه = هر آنچه داخل شکم وجود دارد / هیرَه = معده، عربی است / گئل = شخصی که قد بلند دارد، گئلون یعنی قد بلندها / خشخار = بدون هیچ دلیلی / وُلایدن = ماساژ دادن بدن هنگام حمام کردن / مُژگِنیدن = پیچاندن لباس خیس برای اینکه آب آن خارج شود / مِرنیدن = سر کشیدن آب و مایعات / تیغِشت = اشعه، عربی است / وُلاتوَر = تبعید، عربی است، دور کردن کسی از سرزمین و زادگاه خودش / دق dagh= سرزمین بدون آب و علف / دُندال = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / گاگریو = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / تاتِ = عمو مشتق از عم عربی است / بُته = خاله عربی است / هونِیَکی = صمیمیت، عربی است / وِردی = هدیه عربی در بختیاری نام شخص پسر، خداوِردی یعنی هدیهء خدا / دهرهدن، دهرِستن = غروب کردن آفتاب / گُرُهدن = فرار، عربی است / گُروسستن = مخفی شدن / گُروزنیدن = مخفی کردن، هر سه فعل یک ریشه دارند / گِری = لحظه‌ای عربی است / هِیسه = الآن عربی است / بیسا = صبرکن عربی است / منشور حقوق بشر کوروش کبیر: در این جمله تمام کلمات بجز کوروش عربی هستند / محدوده طرح ترافیک: تمام کلمات عربی هستند / استعمال دخانیات ممنوع: تمام کلمات عربی هستند. زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان اهل منطقی نمی‌گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است! آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده ای آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی‌آورد. هر زبانی به واسطه دستور زبان، آواها، خط و واژه‌های خاص، از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واج ها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه‌ها فقط مختص خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. شباهت بعضی واژه‌ها هم به‌دلیل کاربرد اسلامی_عربی آنهاست یعنی واژه‌ها و اصطلاحاتی که ما گمان می‌کنیم لُری نیست در اصل، ریشه عربی دارند. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع و دیگری زیرمجموعه است. اشتراکات لغوی هم به صورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده می‌شود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملاً مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنِه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لُری _ (را) در فارسی _ و (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی‌رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا می‌شود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم به‌دلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین می‌کنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمی‌شود.


  • نادر از دست لُران زخم بلایی دارد

    این لرستان که چنین آب و هوایی دارد _ دشت و صحرا و جبلش حال و صفایی دارد / چشمه‌ها یک طرف و کوه نمایان جانم _ دیده را مات، که این به چه هوایی دارد / کوه کلاه، یافته، سرداب، ز قالی کوه گو _ اشترانکوه و سفیدکوه، چه نمایی دارد / به سفیدکوه و کِوَر و قصه هشتاد پهلو _ آب شیرین لُرستان چه شفایی دارد / آبشار بیشه و اَفرینه و تافش نگرم _ داروی درد من است این چه دوایی دارد / هرچه گویم سخن از چشمه و کوه، ای عاقل _ وصفشان در سخنم بَه چه صدایی دارد / ایل و تبار حسنوند و بیرانوند همگی _ پاپی و میر و بهاروند چه نوایی دارد / شرح ایل جودکی و ساکی و قائدرحمت _ بخشش لُر بزرگ نشو و نمایی دارد / ایل دلفان و دریکوند و قلاوند سخنی _ وصف اوصاف لُران صوت منایی دارد / سخن از وصف لُران، شهد و شکر، طعم دهان _ این سخن در نظرم رنگ و حنایی دارد / شیعه ‌مذهب، ز الست زاده که شیرین سخنند _ پیرو پیر طریقت چه حیایی دارد / همه از آدم و حوا، همه یک عضو بدن _ سیر تاریخ که این سابقه جایی دارد / شهرهایش چو بهشتند و هوایش چو نسیم _ وان بناها بنگر بَه چه بنایی دارد / خرم‌آباد و گریت، زاغه و ازنای دورود _ از اتابک و کریم خان، ردپایی دارد / نادر آن زاده شمشیر که مردان دلیر _ همه دانند که چه جور و جفایی دارد / شیر مردان لُر و پنجه آرش بنگر _ نادر از دست لُران زخم بلایی دارد / این غلو نیست کزین بیت سخن بشنیدی _ این حقیقت بخدا سابقه هایی دارد / دژ افلاک خرم‌آباد نمایان شده است _ هنر مرد دلیر است و نمایی دارد / وصف اوصاف لُران را همه کس نتوان گفت _ شعر خادم ز الست شوق بجایی دارد. شاعر: کریم خادمی پاپی


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • جنگ نامه کشم

    جنگنامه کشم، حاوى دو منظومه «جنگنامه كشم» و «جرون‌نامه» است به زبان فارسى كه در سال‌هاى 1032 قمری به نظم درآمده‌اند. «جنگ‌نامه كشم» سروده شاعرى ناشناس، روايتى منظوم از فتح جزيره قشم توسط سپاهيان ايران است ولی احتمالا سروده قدری شیرازی باشد چون اثر جرون نامه که درباره فتح قشم هست را خودش خوانده است. فرماندهی جنگ با پرتغالیها به عهده امامقلی بیگ ممسنی بود. جنگنامه کشم از سه نفر از دلاوران ایل باستانی ممسنی در نبرد ایران و پرتغال در هرمز نام می برد: ملک شیر ممسنی، امیر احمدی جاویدی و یوسف میرشکار. همچنین تاریخ الفضل التواریخ خوزانی از نقش عمده سیصد چریک لُر ممسنی به فرماندهی میرخلیل ممسنی در تصرف سنگرهای پرتغالی ها نام برده است. فرماندهی عملیات جنگ ایران با پرتغال به عهده امام قلی بیگ لُر ممسنی بوده است. همه رزم جویان ممسن تبار_بمانند در صفحه روزگار. در صفحه هشت جنگنامه کشم آمده: مَلک شیر مردی بود از ممسنی _ ز مردی بگویم بسی گفتنی.


  • دکتر کیانوش زهراکار

    پژاره نومه لورِسو اثر دکتر کیانوش زهراکار: لورِسونِکَم ئی خاک زئرین _ ئی یادگارِ عیلام دیرین / تو یادگار کاسیت ئو مادی _ تاته زا افتو، کُر زا بادی / اما غمئینی دِ زورِ ژاری _ نوئنم سی چی تو غم دِ باری / گئپ روله ئیرو، شیوِسه حالِت _ دل پُر دِ انو، پِشکِسه مالِت / آزِ دئس ئو پام، زخمیه بالِت _ خین ئاو می توکه دِ چئشیا کالِت / ئسپی کئو غمئین، زرد کئو غم دِ بار _ دِ بختیاری وا تو نیء بخت یار / پُر دِ گئرینه غم ئو پژاره _ رئنِ زرد کوئر دِ دیر دیاره / اُشتران بی تائو، دنا بی قرار _ دِ دارسونیات دَ نئمئنه دار / سرئاو گیونِت دَ سوزی دِش نیء _ سی دل گئرونیت ها می‌زنه میء / دِز پُر دِ لفئاو، کارون ناراحت _ کئشکو مئر کِرده، کرخه بی‌طاقت / دِ شولِسونت باد غم مئیا _ غم وِ خروار ئو شادی کم میئا / آریو برزن نئز دِ دِلِش نیء _ یوتاب پریشو تئش دِ کئلش هیء / کریم خوء دل تئن، ها جو میئه قیت _ اتابکونت لیوه بینه سیت / بئو طاهر سی تو بِرّ بی ئو بیمار _ سی ژار ئو ژیئیریت بیه بی قرار / شاه خوشین عارف، ویر کرد وِ خدا _ سی آذائی تو هی میکه نذا / ابوقداره بورِس سِتارِش _ دِ وختی دیئه بَئچئلکِه ژارِش / میرکِه نوروزت دئنش نمئیا _ افسر غمئینه چی بئچه بی دئا / ملا پریشو، پریشو دِ بار _ ملاحقعلی خئوشن زَ وِ دار / سردار مشروطه، دل دِ هوله سیت _ سی مال پشکِسه، سی حونه پی چیت / قدم خیر سی تو هِی آذیتی بی _ هی که رئنِ ری زرد ئو ژَلمئت دی / غمئین، غم دِ بار، شیوسه حالشو _ چی بالئنه ژیئر، ئشکِسه بالشو / مار ها دِ کئلشو سی سرزمینت _ سی گئله بی‌شئوء، اسب بی زینت / تمارزو یئنان ژاریت نئینن _ چئش پُر دِ ئه سر، خواریت نئینن / بیایتو لُرئل دئس دیمو دِ یک _ دِ بختیاری، دِ فئیلی، دِ لک / کُل یه کی بوئیم یه رئن چی برار _ تا دِمو دیر با دردیا روزگار.


  • شیخ یعقوب بختیاری

    شیخ یعقوب ابن ابراهیم ابن جمال الدین بن ابراهیم البختیاری الاصفهانی در آغاز نیمه دوم قرن یازدهم ه.ق در منطقه بختیاری دیده به جهان گشود. وی عالمی فاضل و یکى از اعلام تفسیرى قرن یازدهم و دوازدهم هجرى در دوره صفویه بود که در ادب، فقه و حدیث و تفسیر تبحر فراونی داشت. چون بخشی از عمر خود را در حوزه علمیه هویزه که در آن روزگار حوزه ای معروف بود، گذراند ملقب به هویزی گردید. وی به شهر اصفهان نیز مسافرت کرد و بخشی از عمر خود را در این شهر به تحصیل و تدریس علوم دینی و ارشاد مردم اختصاص داد و از این جهت به اصفهانی نیز شهرت پیدا کرد. «سید عبدالله جزایری» در کتاب «تذکره شوشتر» درباره وی می‌نویسد: «وی در علوم نحو و صرف و لغت و معانی و قرائت نظیر نداشت و در فقه و حدیث و اصول نیز مسلم و مرجوع الیه بود و مصنّفات بسیار مبسوطه و مختصره و حواشی بر اکثر کتبی که از نظر گذرانیده بود نوشته نهایت چون در امر فتوی قدری تعجیل و به روایات شاذّه و اقاویل مجهوله متروکه بسیار تعویل مینمود مصنّفات فقیّهه او مهجور و فوائد و تحقیقات او غیر مشهور مانده و او از جمله معمّرین بود و در سال چهل و هفت در حویزه وفات نمود.» (جزایری ، ۱۳۸۴:۱۵۵). شیخ یعقوب که عالمی بزرگ و صاحب فتوا بود از چنان توانایی و اشراف برخوردار گردید که بر کتب زیادی حاشیه و توضیحات نوشت، مانند: ‌‌‌۱- شرح کامل صحیفه سجادیه که مرحوم صدر صاحب شیعه آن را مشاهده نموده است. / ۲- شرح الشرائع / ۳- شرح زیده الاصول / ۴- حاشیه الفیه شهید / ۵- شرح فروع الکافی / ۶- حاشیه علی تصریف زنجانی / ۷- حاشیه کنز العرفان / ۸- شرح دیباچه حاشیه ملاعبدالله شیخ صاحب تالیفات فراوانی نیز بود که عبارتند از: ۹- الاعتبار فی اختصار الاستبصار (در کتاب تذکره القبور الاسفار آمده است) در سه جلد در تجوید القرآن حاشیه علی تهذیب المنطق الشهابادیه / ۱۰- حاشیه بر مغنی اللبیب / ۱۱-الجرائد در اخلاق الخرائد فى الاخلاص / ۱۲- صوافی الصافی. ‌‌‌‌‌شیخ یعقوب بختیاری در فاصله ۱۱۴۷ تا ۱۱۵۰ پس از عمری طولانی در اصفهان وفات یافت. اگرچه درباره محل وفات وی اختلاف نظر وجود دارد .برخی وفات را در هویزه گزارش کرده‌اند. در کتاب «تذکره القبور دانشمندان و بزرگان اصفهان» آمده که شیخ یعقوب در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد.


  • بابا رستم بختیاری

    بابا رستم بختیاری یکی از عارفان مشهور قرن سیزدهم قمری است که در ابتدای دوره قاجاریه می‌زیست. وی که با نام رستم بیک نیز شهرت دارد، یکی از مشایخ سلسه چشتیه بود. «وی از افراد ایل بختیاری بود که ابتدا لشکری بود و در قوای نظامی اشتغال داشت اما به وادی سیروسلوک قدم نهاد». بابا رستم بختیاری پس از خروج از منصب نظامیگری، در شهر اصفهان سکونت اختیار کرد و در تکیه «مادر شاهزاده» یا تکیه شیخ محمدتقی رازی تخته فولاد که در بخش جنوب غربی تخت فولاد و شمال تکیه خوانساری قرار دارد، به‌سر می‌برد و آنجا را گوشه ای برای زهد، عبادت و ریاضت برگزیده بود. بابا رستم در یکی از صحن های حرم شاه رضا واقع در شهرضا (صحن شهدا) مدفون است ولی برخی به اشتباه فکر می‌کنند که وی در حرم شاهزاده علی اکبر در ۱۸ کیلومتری شهرضا مدفون است. بسیاری از عرفا و سالکان مستقیم یا غیرمستقیم شاگرد بابا رستم بختیاری بودند. به‌طور مثال: محمدصادق تخته فولادی، مستقیماً شاگرد بابا رستم بختیاری بود و از سویی حسنعلی نخودکی اصفهانی، شاگرد محمدصادق تخت فولادی بود. سید ابوالحسن حافظیان (اهل مشهد)، نیز شاگرد حسنعلی نخودکی اصفهانی بوده و از سویی استاد حسین قنبری قائم مشهور به «پیر مهر» و دکتر نباتی (اهل تهران) شاگرد سید ابوالحسن حافظیان بوده‌است. میرزا محمدحسن تخته فولادی نیز شاگرد و جانشین محمدصادق تخته فولادی بوده‌است. منبع: قاسمی، رحیم «گلشن اهل سلوک»، اصفهان، کانون پژوهش، ۱۳۸۵. صص ۱۶۱ تا ۱۶۳۲- همایی، جلال الدین «تاریخ اصفهان» تهران، انتشارات هما، ۱۳۸۱ ، ص ۱۲۰.


  • شیخ جمال الدین لُر ایذه ای

    تاریــــخ قــــوم لُـــر؛ ‌‌‌‌‌‌‌‌شیخ جمال الدین لُر، عارف قرن هفتم. توضیحات: شیخ جمال الدین لُر و به نقل از «شدّ الازار» ایذجی، اهل ایذج (ایذه، مالمیر) بود. وی از مشایخ و صاحبان کرامت است که در قرن هفتم می‌زیست. در آغاز اُمی بوده و به تیمار و تعلیم ستوران و اسبان می پرداخت سرانجام به علت زهد و تقوی و ریاضت به مقامات معنوی دست یافت. منبع: کتاب نفحات الانس صفحه ۳۰۶، نویسنده: نورالدین عبدالرحمان جامی.


  • سید حمید جهان بخت

    سید حمید جهانبخت در سال 1326 در قره‌ویس واقع در جنوب شرق لُرستان از پدری که اهل قلم و صاحب اندیشه بود، دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در دبستان پانزده بهمن و دبیرستان های امیرکبیر و ملک الشعراء بهار خرم‌آباد گذرانید. در سال 1345 وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شده، پس از فراغت؛ سالها به ‌عنوان سرپرست اداره آموزش بهداشت لُرستان، مدرسه عالی بهداشت مدارس، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لُرستان به خدمت پرداخت. در سال 1361 وارد وزارت اُمور خارجه شده و در همان سال به کشور هند عزیمت و مدتها مسئولیت بخش‌های دانشجویی و سیاسی و نیز سرپرستی سفارت ایران را عهده‌دار گردید. در این کشور موفق به اخذ فوق‌لیسانس در رشته زبان و ادبیات فارسی از کالج (دانشگاه) ذاکر حسین دهلی شد. پس از آن دو بار به پاکستان اعزام شده و به عنوان کنسول درجه یک به انجام وظیفه پرداخت. در این کشور دوره دکترای خود را در رشته ادبیات گرایش اقبالیات آغاز کرد که جنگ های قومی و حملات آمریکا و متحدانش به افغانستان از دالان هوایی بلوچستان پاکستان، مانع از تکمیل آن گردید. در بازگشت پس از تهیه رسالات مفصل و دفاعیه های دشوار به مقام رایزنی درجه یک سیاسی که بالاترین مقام علمی_سیاسی در وزارت اُمور خارجه می‌باشد، نایل شدند. آثار چاپ شده از استاد حمید جهانبخت: آیین ادبی نماز / نوادر لُرستان / رِند لُرستان / سفر قندهار / ادبیات لُری / مجموعه داستان ها / زندگی در شهر اتابکان / دیوان اشعار فارسی / دیوان اشعار لُری / مشکلات زبان اردو / شعر و شاعری در بلوچستان پاکستان / بلوچ و بلوچستان در پاکستان / مسلمانان و سیک ها در هند / جادوی ایمان / رساله‌های مختلف و متعدد سیاسی و اجتماعی و... در حال حاضـر ایشان علاوه بر فعالیت‌های تحقیقی، تالیفی، تدریسی، سرگرم تهیه مدخل هایی برای دانشنامه های تخصصی کشور می‌باشد.


  • هادی بیک ساکی《شایق لُرستانی》

    هادی بیک ساکی متخلص به "شایق لُرستانی" چنانکه از نام و نشان اش پیداست منتسب به ایل ساکی لُرستان میباشد. در فاصله سالهای ١١٧٥ تا ١١٨٠ ق به شيراز در آنجا به سرايندگي روي آورده است. بر پايه روند رويدادهاي زندگي شايق زندگي وي را ميتوان به دو مرحله تقسيم كرد: مرحله نخست از آمدن به شيراز تا فروپاشي دودمان زند (١٢٠٥ يا ١٢٠٦) ق؛ مرحله دوم از پيروزی قجرها تا مرگ سراينده در ١٢٢٩ ق ادامه دارد. پاره نخست روزگار خوشي و پاره دوم هنگامه در به دری است. در روزگار خوشی با شاعران و صوفيان بزرگ آن روز، كه در شيراز گرد آمده بودند، همنشين بود. چنانكه مفتون مينويسد :«با شعرا مانند رفيق اصفهاني و خرد مازندراني و منعم شيرازي و ديگران آغاز مشاعرت و معاشرت كرد. وابستگي شايق لُرستانی و كساني چون او به دربار حکومت زند را عامل ديگري در رشد اينگونه افراد بايد دانست. از نكته های برجسته مرحله نخست زندگي وي، سفر به قزوين و رشت و ديدار با هدايت الله گيلاني، فرمانرواي آنجا است. اگرچه به درستي سبب و نيز تاريخ اين سفر را نميدانيم ولي بر پايه گزارشهاي تاريخي هدايت، پسر حاج جمال فومني، نوه امير دباج است كه پس از كشته شدن نادر او و پدرش در گيلان دم از استقلال زدند. كريمخان در ١١٧٢ ق گيلان را تصرف كرد و خواهر هدايت را به عقد ابوالفتح خان، پسر دوم خود، درآورد. در نتيجه، وي فرمانرواي سراسر گيلان شد و تا زنديه پايدار بود به آنها وفادار ماند. در ١١٩٥ و ١١٩٦ ق آقامحمدخان به گيلان اردوكشي كرد. هدايت به قفقاز گريخت و گيلان به تصرف قاجارها درآمد. از اين رو بايد سفر شايق به گيلان را در روزگار جوانی او در شعري به جوانی خويش اشاره ميکند: ‌‌‌ به گيلان به عهدي كه بودم جوان // طلبكار پيري شدم ز اصفهان ‌‌‌‌ در دوره دوم، شايق مردي كامل است كه ٣٥ سال سن دارد. به نيكويي ميسرايد و طبع چون يم او پر از گوهرهاست. با اين ،همه روزگارش پريشان است. در به در و بيقرار است و زمانه بيدادگرانه با وي سر ستيز دارد. اين پريشاني پيامد تلخ شكست دودمان زند بود كه دامنگير لرها ؛شد زيرا سياست فرمانروايان قجر به، سبب كينه ديرينه ای كه از زنديان بر دل داشتند، برخواری و ناتوانی لُرها قرار گرفت. سرگذشت شايق نمونه ای كامل از اين بي مهری و كينه توزی است. سرانجام شایق لرستانی در شهور سنه ۱۲۲۹ قمری در دارالخلافه طهران مرحوم و نعش او را به دارالایمان قم نقل و در روضه معصومه دفن نمودند.


  • حافظ الدین ابوالبرکات ایذجی

    تاریــــخ قــــوم لُــــر: حافظ‌الدّین ابوالبرکات عبداللّه بن احمد بن محمّد نَسَفی ایذجی، فقیه، مفسر و محدّث حنفی، در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری بوده و از اهالی «ایذج» از نواحی بختیاری و متوفی سال ۷۱۰ ق در «ایذج» می‌باشد. آثار و تالیفات فقیه ایذجی: ‌‌‌‌‌‌‌‌۱. «تفسیر قرآن» یا «مدارک التّنزیل» در ۳ جلد / ۲. «کنز الدّقایق» در فقه، مطبوع / ۳. «شرح المنار» / ۴. «شرح الوافی» در فروع / ۵. «شرح منظومه ابی‌حفص نَسَفی» در خلاف به نام «المضی» / ۶. «عمده العقاید» / ۷. «کافی» در شرح وافی / ۸. «کشف الاسرار» (شرح المنار) مطبوع / ۹. «المنار» در اصول فقه / ۱۰. «الوافی» در فروع. نکته: ایذج نام قدیمی منطقه ایذه (مالمیر) کنونی در استان خوزستان است که علما و بزرگان بسیاری را در طول تاریخ به خود اختصاص داده است. منبع: مهدوی، سید مصلح‌ الدین، اعلام اصفهان، ج۴، ص۳۱۳. ‌‌‌‌‌‌‌


  • مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشت هجری

    تاریــــخ قــــوم لُــــر؛ مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشتم هجری: عبدالرحمان ‌‌‌‌جامی با مشایخ عصر خود ملاقات هایی داشته که از جمله آنان می‌توان مولانا فخرالدین لُرستانی و دیگر خواجه برهان الدین ابونصر پارسا و دیگر خواجه شمس الدین محمد کوسوئی و دیگر مولانا جلال الدین پورانی و...را نام برد. منبع: نفحات الانس، صفحه ۲۸۹، مولف: نورالدین عبدالرحمان جامی.


  • شاعران لُر دوره صفویه

    شاعران لُر در دوره صفویه: براساس کتاب تذکره نصرآبادی، صفحات 24، 32، 39، 362 و 363، لیستی از شاعران لُرزبان دوره صفویه آورده‌است. همچنین مرشد بروجردی، عبدالباقی نهاوندی، مدرکی نهاوندی و آقا خضر نهاوندی هم از شعراء لُر دوره صفویه هستند. مرشد بروجردی و عبدالباقی نهاوندی درکتاب《تاریخ ادبیات صفا》در دوره صفویه به تفصیل درباره آنها سخن گفته‌است. آقا خضر نهاوندی هم از شاعران لُر صفویه و برادر عبدالباقی نهاوندی و هر دو پسران مدرکی نهاوندی شاعر لُر بودند. آقاخضر نهاوندی از بانیان باغ فین کاشان است.


  • قدسی دهدشتی

    تاریــــخ قــــوم لُر: قدسی دهدشتی از شـاعران قـوی دسـت لُـر در دوره قاجـار برخاسته از کهگیلویه است. در روزگاری كه شهر دهدشت در اثر تنش بويراحمدی هـا و سران شهر دهدشت ويران و مردمش بـه شهرهای مختلـف پراكنـده شـدند قدسی از دهدشت به بهبهان آمد و پس از اقامت کوتاهی در اين شهر به روستای كيكاووس حومه بهبهان رفت و در آنجا مقيم شد. وی در دوره قاجار زندگی ميكرد و از اشعار موجود او بر می‌آید كه به شيوه بازگشت ادبی قلم می‌زده است‌‌‌‌‌‌‌ به اقتفای شاعرانی چون هـاتف اصفهانی و ديگـران رفتـه و خـوب هـم از عهده برآمده است. از ظاهر همين معدود اشعار میتوان پی برد که روحیه دینی و منش عرفانی داشته است. ‌‌‌‌از قراین استنباط می‌شود که فرزندی داشته که شاعر بوده، به نام میرزا علی‌اکبر که دیوان اشعارش از بین رفته است. شعر چند تن از شاعران از جمله هاتف اصفهانی (وفات ۱۱۹۸ ه.ق) عبدالله شمس الدین مغربی (وفات ۸۰۹ ه.ق) و آشفته شیرازی (وفات ۱۲۸۸ ه.ق) را تضمین کرده است. شعر زیر یک بند از شعر هاتف اصفهانی است در این تضمین که از ترکیب بند معروف "توحیدیه" هاتف صورت گرفته، خوب از عهده برآمده و کلماتی از همان جنس و سبک و سیاق استفاده کرده است. ‌‌‌ اي فلـــك چـــاكر و ملَـــك دربـــان ‌‌‌‌‌// باعــــث هســــتي زمــــين و زمــــان ‌‌‌‌‌ گـــويم ايـــن نكتـــه آشـــكار و نهـــان ‌‌‌‌‌// ای فــداي تــو هــم دل و هــم جــان ‌‌ جـــان نــــثار تـــو، چـــون تـــويي جــــانان (مجید کرایی ۱۸۲:۱۳۷۸) ‌‌‌ منبع: مجیدی کرایی، نور محمد (۱۳۷۸) علما و شاعران كهگيلويه و بويراحمد، تهران، به آفرین.


  • میرزا ابراهیم ملتجی بویراحمدی

    میرزا ابراهیم ملتجی بویراحمدی از شاعران بنام لُر است. از سـرايندگان دوران مشـروطيت و از هـواداران محمد عليشاه قاجار بود. وی ديوان شعری متشكل از غزليات، رباعیـات، تركيب بند و مخمس را دارد که در بخش خطی كتابخانه مركزی دانشـگاه تهـران موجـود و بـه شـماره ۲۹۳۷ به ثبت رسیده است. این ديوان، گنجینه ای ارزشمند و منحصـر به فـرد و یکی از معتبرترين اسناد فرهنگی و ادبی استان كهگيلويه بویراحمد است. از قـراين بر می‌آید كه علاوه بر شاعری و تسلّط در اين فن از هنر خوش نويسی نيـز برخوردار بـوده اسـت. اشعار ديوان او بالغ بر ۱۷۰۰ بیت است، از دیوانش اطلاعات زیادی درباره خود به دست نمیدهد؛ جز تخلص، نام پدر، ایل، محل سکونت و منشیگری او، چیز دیگری نوشته نشده است. وی خود را این‌گونه معرفی می‌کند: «ميـرزا ابراهیم ملتجی خاک قدم عارفان و قلاشان پارس» ( داروی، ۱۱:۱۳۹۱). از مطالعه در دیوان او بر می‌آید که عارف مسلک و صوفی منش بوده است، وی با شاهنامه فردوسی، دیوان حافظ و سعدی همدم و مانوس بوده است. ردپای حافظ را می‌توان در دیوانش مشاهده کرد. در دیوان او ملامتی نیز به چشم می‌خورد یکی از مضامینی که در شعر او نمود زیادی دارد عشق است همچنان که حافظ و بقیه شعرای عارف مسلک، عقل را در بیان مشکلات لایعقل می‌دانند، وی نیز معتقد است هر کجا عشق درآید، ناموس و نام بر باد می‌رود و از خرد نباید مسئله عشق را پرسید: ‌‌‌از خـرد مسـئله عشـق نبايـد پرسيد _ ‌‌‌‌‌‌ز آنکه در عشق، خرد مسئله دان این همه نیست! ‌‌‌‌‌از مطالعه و مداقّه در دیوان او به ویژه غزلیات، اشارات زیادی از اصطلاحات عرفانی، آلات موسیقی، نام پهلوانان و شاهان شاهنامه، اصطلاحات شطرنج و عشّاق معروف مشاهده می‌شود. ‌ملتجی بویراحمدی در بین شاعران گذشته بیشتر از همه از حافظ تاثیر پذیرفته است. غزل زیر را به اقتفای غزلی از حافظ با مطلع: ‌‌رونق عهد شـباب اسـت دگـر بسـتان را _ ميرسد مژده گل بلبل خـوش الحـان را ‌‌‌(حافظ، ۱۵:۱۳۸۲) گفته است: ‌‌‌‌‌تيغ ابروی كجت كـرده خـراب ايـران را ‌‌‌‌‌‌_‌‌‌ فتنه چشم تو بـر هـم زده تركسـتان را / ترسم از لعل لبت، كـام نگـردد حاصـل ‌‌‌_ كه به پيمانه كشی می شـكند پيمـان را ‌‌‌‌‌‌‌‌(داوری، ۶۲:۱۳۹۱)


  • ملا وارسته چگنی شاعر لُر

    ملاوارسته امام‌قلی بیگ چگنی از ادبا و فضلای قوم لُر: در کتابهای نام‌آوران لُرستان، گلزار ادب لُرستان و تاریخ معاصر چگنی از این شاعر و عارف نامدار قرن یازدهم به‌عنوان یکی از مشاهیر چگنی لُرستان یاد شده و هم در منابع قدیمی ازجمله تذکره نصر‌آبادی و قصص الخاقانی وی را از بزرگان شعر و ادب ایران عهد صفوی و از ایل چگنی ثبت کرده‌اند، اما نکته‌ای که حائز اهمیته اینه که چرا ما مردم لُرستان و چگنی با بزرگان و مشاهیر خودمون بیگانه‌ایم؟ چرا نام این بزرگان بر میادین، خیابان‌ها و بوستان های شهرمون نیست؟ و چرا کسی در خصوص زندگینامه و جمع آوری دیوان اشعار این مشاهیر فرهیخته قدمی برنمی‌داره؟ مرحوم ملاوارسته چگنی چند ماه آخر عمرشو در اصفهان زندگی کرد و در اون شهر از دنیا رفت و در جوار امامزاده اسماعیل اصفهان به خاک سپرده شد جالب اینجاست در منابع معاصر اصفهان از این شاعر و عارف تحت عنوان ملاوارسته چگنی اصفهانی یاد می‌کنند! اینم می‌تونه یه تلنگر برای ما باشه چون به گفته قصص الخاقانی ولی قلی بن داود قلی شاملو، جلد دوم، مرحوم ملاوارسته چگنی بیست هزار بیت شعر داشته است ایشون به قدری دل بُریده از نیازها و تعلقات دنیوی، آزاده، پارسا، باتقوا، فروتن و خاضع بود که به ملا وارسته تخلص یافت پس عجیب نیست که اصفهانیها این بزرگوار رو به نام خودشون معرفی کنند! عجیب اینه که ما مشاهیر خودمون رو بشناسیم و احیاناً اعضای شورای شهر و شهرداران خرم‌آباد، چگنی، ویسیان و دیگر شهرهای لُرنشین نام این بزرگان رو بر اماکن عمومی مثل پارکها، بوستان‌ها، میادین یا خیابانها بذارند اون وقته که باید تعجب کنیم! چراکه ما لُرها با مشاهیر خود بیگانه ایم.


  • هادی بیک ساکی《شایق لُرستانی》

    یکی از شاعران نامدار لُر هادی بیگ ساکی معروف به شایق لُرستانی است. او شاعر دربار زند بود و از لُرستان به شیراز رفت و از ملازمان دربار لطفعلی خان شد. رضاقلی خان هدایت (پدر بزرگ صادق هدایت) در کتاب معروف مجمع الفصحاء او را از شاعران نامدار و حاذق ادبیات فارسی در عصر زندیه میداند. دیوان اشعار وی به همت داوود ساکی حسین خانی منتشر شده است. دیوان وی مشتمل بر چندین هزار بیت در قالبهای مختلف شعری است‌. با انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت در زمان قاجار، او از نخستین لُرهایی بود که به تهران مهاجرت و اقامت کرد هرچند به دلایلی اواخر عمر از تهران به اصفهان برگشت و در سال ۱۲۲۹ هجری قمری (۱۹ سال پس از تاسیس حکومت قاجار) درگذشت. شایق لُرستانی دیوان شعر بزرگی دارد که به زبان رسمی (فارسی) سروده و هم ۳۰۰ بیت لُری از او به یادگار مانده است.


  • جلیلوند از تویسرکان

    جلیلوند از تویسرکان: شاعران لُری که به ادبیات و زبان مادری خود خدمت نکردند. شاعران لُرتباری که فقط شعر به فارسی سروده اند و از زبان مادریشان غافل شده اند در مورد شاعران همشهری لُر تویسرکانی ما هم صدق میکند. در تویسرکان شاعران بسیاری بوده اند که زبان مادریشان لری بوده اما فقط به فارسی شعر سروده اند. میر_رضی_ارتیمانی شاعر خوش ذوق تویسرکانی و شاعرانی دیگر دیوانها و دفترهای شعر داشته اند ولی به زبان لُری شعر نسروده اند و این دریغی است به زبان لُری و سوالی که به ذهن برجسته میشود این است که چرا این بزرگواران به زبان مادری خود شعر نسروده اند؟


  • استاد رضا جهانی لُر نهاوند

    شعری از استاد رضا جهانی نهاوندی در وصف مردمان لُر. استاد جهانی از شاعران طلیعه عصر بیداری فرهنگی لُر از منطقه ثلاث از استان همدان است که در اشعار وی توجه به هویت، فرهنگ، تاریخ و اتحاد لُر و ذکر نام و نشان مردمان لُر از همه مناطق لُرنشین فراوان دیده میشود: لُر یَنی سرنایِ شامیرزا, سَحر _ که بَنالَه تا بَپیچَه دِ کمر / لُر یَنی بُنگِ کمونچه شافَرَج _ چلسرو شا بیتِ ایرج رَج وِه رَج / لُر ینی دَنگِ سقایی و تُومَک _ لُر کَلاخی شازَنو چی شاپرک / لُر ینی اسب و تفنگ و کوگِ کو _ تافِ تافِ آو گرین تا وقتِ صو / لُر ینی مالار و پرچین و هومار _ گُلوَنی رَشمَه زنونِ سَردیار / لُر ینی تاریخ ,ایمروو وّ صوآ _ لُر ینی دَنگِ گَوُرّگه وا هَنا / لُر ینی رسم کریمخانی د نوو _ لُر ینی غیرت شرف وُ آورو / لُر ینی فیروزِ لوء لوء اسیر _ نرْه شیرئ دِ ثلاثِ شیر گیر / لُر دلیرون نهاونیِّ یّل _ پِلکِسَه وِه خاک و خین و بی کُتل / لُر ملایر, دشت فیروزان, خزل _ قله دختر گُورّ و مردون دو مِل / لُر ینی باقاسمو تپه گیو _ دژِ نهری, شانشین باریو / لُر ینی توسِرکون و دارِ وناو _ گردکونِ پیرِ تاریخ لو آو / لُر ینی مشق دلیری و شرف _ لُر ینی آزادگی و تافِ لَف / لُر ینی مفرغ, طلای لُرسو _ لُر ینی آوازه ی لُر دِ جهو / لُر دره شهر، دهلُرون، عیلامیا _ یا وِ هر جا کِ لُری هئ شا پیا / لُر ثلاث، خُرموعه، اندیمشکیا _ حیف قومم کِ دِ یَک واپِشکیا / لُر وروگرد, پل دختر، کوهدشت _ لُر ینی نعمت خدا بارونِ وَشت / لُر ینی هف_لنگ و چارِ بختیار _ بهمئی، ممسَن و دشمن_زیار / لُر ینی خاکی که یه مال لُری _ ریشه داره وا بهون و چایری / لُر خیال راحت ایرون زمی ّ _ سَر دَ قال و دالَه و دورهمی / لُر صداقت لر وفا دورء ز رنگ _ لُر پناه و پشت ایرو روزِ تَنگ.


  • فاطمه گودرزی

    معرفی یک بانوی شاعر لُر: سرکار خانم فاطمه معظمی گودرزی متخلص به تیام از شاعران لُر و متولد بروجرد است که از نوجوانی به تهران آمده است ولی مهر و محبت او به لُرستان و لُر مثال زدنی است. این شاعربانوی همیشه گلونی پوش لُرستان با استفاده از پوشش زن لُر، مروج فرهنگ بومی لُرستان بوده است. ما در اینجا نیز به مناسبت نزدیک شدن به روز گلونی تصمیم به معرفی این شاعر گلونی پوش گرفتیم. خانم گودرزی افسوس میخورد که چرا مردمان لُر قدر زبان مادری خود را نمیدانند. اینک نمونه ای از اشعار ایشان را می آوریم: سرم نذری تو لُرِسونِکَم _ ولاتِ رَنگین، کُل کسونکم / سورمه چشیامَه خاکِ نازارت _ فدای دلیرو دُشمه شکارت / لُرسو ملُک آوا و اژ دادم _ غیرتِ لُری کِردَه فریادم / سی تو بَمیرم پامال بی حقت _ وِ کجا رتن گنج و مفرغت / عزیز نازارم ولات کَم دَسِم _ ولات بی کس و بی هِنارَسِم / عرصه تنگ کِردِن وِه مردمونت _ بس نا کسونی سر کردن جونت / تش زنه جومِه ی گُلگُلی رنگت _ چی روله مُرده ی اه دلِ تنگت / کَت و گُلوَنیت وه کجا رَتِن _ وقولِ لَکیا ‌وَر آو رو کَتِن / سوختِنَه باغت تا ثمر نییرَه _ بلبل زباغت هیچ خَوَر نییرَه / لُرسو جونم فدا جونت با _ فدای، شیرینی ای زوونت با / کار ایی دنیا که هی چنینه! _ گهئ زین وِه پشت، گه پشت وزینه / یه روز میا تو هم سر، راس کنی _ زی غم و غصه خوت خلاص کنی / مه تا جو دارم یه شعا رمه _ تا ابد نومت، افتخارمه. اگر زبانم را ببرند با زبان مادریم فریاد خواهم کرد.


  • شاه خوشین لُرستانی زاده چگنی

    شاه خوشین لُرستانی متولد چگنی لُرستان بود به سال ۴۰۶ هجری و پسر ماماجلاله لُرستانی است شاه خوشین در حدود کوه یافته چگنی به دنیا آمده و حتی قبر مادر او در تنگ بواس کوه یافته شهرستان چگنی است متاسفانه ما لُرها نسبت به این شخصیت بزرگ تاریخی خود بی خبریم آنهم به این دلیل که پژوهشهای تاریخی بخصوص در زمینه اهل حق «یارسان» که شاه خوشین از رهبران بزرگ این آیین است بواسطه سیاست‌های توسعه طلبانه پانکُردیسم از مسیر اصلی خود منحرف شده و به بیراهه رفته است. ما می‌دانیم که شاه خوشین شهرت لُرستانی داشته است او نه شهرت کُردستانی داشته و نه گورانی و نه دیگر نامهای عجیب و غریب ناشی از تعصبات امروزی، او لُرستانی بوده و متولد لُرستان و به حدود امروزی شهرستان چگنی و قبر مادرش هم در شهرستان چگنی است یعنی مادرش را در سرزمین زادگاه خودش و بین مردمی نزدیکتر از نظر خویشاوندی با خودش به خاک سپرده است. سیستم جعل و فریب پانکُردها که به حق دست پانترکها را از پشت بسته، سالها تلاش نموده که شاه خوشین لُرستانی سرسلسله پیروان یارسان را با هژمونی رسانه ای به شخصیتی کُرد مبدل سازد اگرچه بوده‌اند برخی مورخین و محققین کُرد که نتوانسته اند حقیقت را کتمان کنند و شاه خوشین را لُر و لُرستانی دانسته اند اما امروزه شاهد هستیم که برخی میخواهند هویت تاریخی لُر و لُرستانی بودن شاه خوشین لُرستانی را مصادره کنند، اما کور خواندند چرا که ماه پشت ابر نمی‌ماند و هیچ دروغی با تکرار تاریخ نمی‌شود! از شاه خوشین لُرستانی اشعاری بجای مانده اگرچه حقیقتاً نمی‌توان با قاطعیت گفت این اشعار از خود شخص شاه خوشین بوده ولیکن این اشعار به یکی از زبانهای پهلوی سروده شده است، زبان اشعار شاه خوشین لُرستانی هم به زبانهای لُری نزدیک است و هم به زبان گورانی و هم کلهری و حتی به گیلکی نیز نزدیک است همانگونه که مثلا اشعار باباطاهر لُرستانی به مینجایی و لکی و ثلاثی و کلهری نزدیک است اما برخی پژوهشگران باید بدانند که چه بسا باباطاهر به زبان《راجی》شعر سروده است و زبان واقعی اشعار او راجی بوده باشد پس هنوز ما نمیتوانیم با قاطعیت بگوییم که باباطاهر لُرستانی و یا شاه خوشین لُرستانی به چه زبانی شعر می سروده‌اند، هر محققی هم که سخنی گفته، مطمعناً خود واقف بوده که قاطعیت در کلامش نداشته است. زبان سیال است و زبانها خاصیت، متحول شدن، دگرگون شدن، منقرض شدن و دوباره زنده شدن دارند و هیچ گروه جمعیتی در طول تاریخ زبانی واحد نداشته است. در هندوستان هزاران زبان هندی با ورود انگلیس به این کشور از بین رفته و میلیونها نفر انگلیسی زبان شدند، آفریقا و آمریکای لاتین همینطور پس ما چگونه می‌توانیم بیان داریم که مثلاً زبان فلان گروه از جامعه لُر سه هزار سال و یا حتی هزار سال است که همچنان واژگان و ساختار خود را به همان شکل اولیه حفظ کرده‌است؟ زبانها به مثابه موجودات زنده اند، نظریه داروین را می‌توان به تحولات زبانی نیز تعمیم داد پس این یک تعصب بی‌جاست که بگوییم چون مثلاً امروزه زبان من گورانی است پس شاه خوشین هم گورانی بوده‌است چه بسا هزار سال پیش زبان من چگنی که شاه خوشین در خاکم میزیسته است نیز زبانی شبیه راجی یا گورانی بوده باشد و یا اصلا اینکه هزار سال پیش زبان گورانی ها چیزی شبیه گیلک یا تالش بوده باشد این یک مورد مهم است که نشان میدهد《زبان نشانه نژاد نیست》هیچ زبانی نشانه هیچ نژادی نیست چه بسا شمای گورانی زبان که زبانت با آن بلوچ بسیار متفاوت است با هم از یک نژاد باشید و من لُر زبان با آن مازندرانی هم نژاد باشم اصلاً به فرض که اشعار شاه خوشین متعلق به خودش باشد، حال چگونه می‌توان گفت پس شاه خوشین گورانی یا لک یا لُر بوده است؟ از کجا معلوم که زبان مادریش چیز دیگری بوده و زبان اشعارش چیزی دیگر؟ مانند ساسانیان که زبان مادریشان خوزی بوده ولی زبان رسمیشان پهلوی بوده، مانند آن بختیاری که زبان مادریش لُری است ولی زبان رسمی کشورش و سرزمینش فارسی است چه بسا شاه خوشین لُرستانی هم زبان مادریش با زبان اشعارش متفاوت بوده باشد پس نیک می‌بینیم که نخست باید اثبات دقیق شود که آن اشعار متعلق به شاه خوشین لُرستانی است، سپس اندیشمندان باید ثابت کنند که زبان نشانه نژاد است و در ادامه باید ثابت شود که آیا زبان مادری شاه خوشین با زبان اشعارش یکی بوده یا خیر و البته اثبات شود که اگر زبانها خاصیت متحول شدن و منقرض شدن و دگرگون شدن و دوباره زنده شدن ندارند پس چرا این اتفاق برای زبانهای التصاقی یا زبانهای ایرانی یا هندواروپایی و چینی و افریقایی رخ نداده است؟ کجای دنیاست که زبانها این خاصیتها را ندارند؟ آیا فقط در تعصبات است که فکر میکنیم از هزارسال پیش تاکنون زبان ما یکدست مانده و بدون تغییر و دگرگونی؟ اگر اینچنین است پس این تعصبات پایه علمی ندارد و از اساس مردود است ما نمیتوانیم براساس دانشی که متغییر است تصمیم قاطع بگیریم. بدین منظور بوده که فلاسفه به نسبی بودن امور معتقد بوده براساس دانشی که متغییر است تصمیم قاطع بگیریم بدین منظور بوده که فلاسفه به نسبی بودن امور معتقد بوده اند، دانش زبانشناسی نمیتواند نشان دهنده هویت تاریخی و واقعی شاه خوشین لُرستانی و یا باباطاهر لُرستانی باشد و به تنهایی کارساز نیست، ما نیازمند به دانشهایی دیگر چون تاریخ، علوم سیاسی، مذهب شناسی، جغرافیای تاریخی هستیم تا بتوانیم بیان داریم شاه خوشین لُرستانی که بوده و کجایی بوده و چه هویتی داشته است، اگر غیر از این باشد و ما فقط به زبان متکی باشیم، لذا مردم ایل چگنی نیز می‌توانند شاه خوشین لُرستانی را با توجه به محل زادگاهش و محل دفن مادرش و روایتهای موجود یک شخصیت بزرگ از ایل خود بدانند و اتفاقا این می‌تواند مورد منطقی تری نیز باشد، بنظر می‌آید این موارد بهتر از دانش زبانشناسی به کمک ما می‌آیند تا بتوانیم شاه خوشین لُرستانی را بهتر بشناسیم. این مطلب برای تلنگری بر برخی ها بود که اینروزها از آدم تا عالم را متعلق به خود میدانند و گمان واهی دارند که فقط خود همه چی دارند ولی باید بدانند که هیچ دروغی با تکرار، تاریخ نمی‌شود.



آخرین مقالات