یک شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

فرهنگ «مُطالبه گری» و نمایندگان مجلس!

فقدان «فرهنگ مطالبه‌گری» یکی از حلقه‌های مفقوده‌ی توسعه لُرستان است که می‌بایست همگان درپی تقویت آن باشیم و خود در راستای سرکوب آن گام برنداریم! این معضل همواره سبب شده لُرستان به «بهشت مسئولان ضعیف» و »مأمن نمایندگان بی‌اثر» تبدیل گردد!

فرهنگ «مُطالبه گری» و نمایندگان مجلس!

در رابطه با نمایندگان مجلس باید توجه داشت که نوع ارتباط میان پارلمان و دولت در ایران ایجاب می‌کند که وکلای مردم با بالا بردن قدرت ارتباطی خود و نشان دادن توان علمی و تحلیلی، بر دیگر نمایندگان و اعضاء هیات دولت تأثیرگذار باشند. چنین شیوه‌ای سبب شده است که همیشه میان مجلس و دولت شاهد «پدیده‌ لابی‌گری» باشیم و این بده بستان‌ها در بسیاری از مواقع سبب می‌شود که هر دو قطب از انجام وظایف قانونی خود دور شوند.

ثمره چنین فضایی این است که ثروت ملی در ایران به صورت عادلانه بین شهرها و استان‌های کشور تقسیم نمی‌شود! و اگر چنین نبود شاهد شکاف عمیق میان مناطق توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته‌ی کشور نبودیم! به همین دلیل این متنفذان و صاحبان قدرت سیاسی استان‌ها و مناطق کشور هستند که درپی تأمین منافع عمومی مردم مناطق خود، از نفوذ و قدرت خویش در کانون‌های تصمیم‌گیری کشور بهره می‌برند تا سهم بیشتری از ثروت ملی را نصیب شهر و استان خود نمایند. در این میان مردم لُرستان و مشخصاً شهر خرم‌آباد که از مهره‌های تاثیرگذار در قوه‌ی مجریه و در بین دولتمردان بی‌بهره هستند، تمام امید خویش را به بازیگری نمایندگان مجلس و تاثیرگذاری آنان در «جذب سهم بیشتر از ثروت ملی» بسته‌اند تا شاید شکاف عمیق ایجاد شده بین لُرستان و استان‌های برخوردار عمیق‌تر نگردد و ریشه‌های فقر و فلاکت در این دیار بخشکد! امروز که یک دوره دیگر از مجلس رو به پایان است مردم لُرستان و شهر خرم‌آباد حق دارند پاسخ سؤالات خود را از نمایندگان مجلس به صورت شفاف دریافت کنند!

سوالاتی از قبیل:
۱
. نمایندگان این دوره از مجلس چه مقدار از شعارهای تبلیغاتی خود را عملی کرده‌اند؟ و اگر نتوانسته‌اند به هر دلیل وعده‌های خود را محقق کنند، علت را به صورت شفاف بیان نمایند؟ (قطعاً شعارهای تبلیغاتی خویش را خوب به یاد دارند!)

۲
. چه میزان قانون موثر در جهت «کاهش فقر مردم لُرستان» به‌ویژه مرکز استان با اختصاص ثروت ملی کشور در چهار سال گذشته به کمک سایر نمایندگان به تصویب رسانده‌اند؟

۳
. شرکت در استیضاح‌های دولتمردان به عنوان وظیفه‌ی ذاتی نمایندگان، چه خروجی موثری در جهت تامین منافع عمومی کشور و مردم لُرستان و مرکز آن «خرم‌آباد» داشته است؟

۴
. در چهارچوب قانون اساسی، نظارت بر انتصاب برخی مدیران ناکارآمد استانی را چگونه انجام داده‌اند؟

دکترمحمد یگانه: عضو هیات علمی دانشگاه/پایگاه خبری یافته

 

قوم گرایی آفت انتخابات

 

گروهی از انسان‌ها هستند که دارای اشتراکات نیایی و اصل و نسب و زبان و رفتار و مذهب هستند. در قرآن کریم، نیز از اقوامی مانند قوم نوح، قوم ثمود، قوم ابراهیم، قوم یهود، قوم لوط و...یاد شده است. با گذر از قومیت در سطح خُرد و منطقه‌ای به واژه‌های اُمت_ملّت در سطح کلان خواهیم رسید و قومیت این مؤلفه‌ها را استحکام می‌بخشد؛ اما گاهی با رویکردهای نادرست، این «قوم‌گرایی» در تقابل با «ملی‌گرایی» و بلکه تضعیف آن قرار می‌گیرد.

در عرصه اجتماعی قومیت واژه مقدس و با ارزشی است و در شادی و غم مردم، صحنه‌های بی‌بدیل و ماندگاری را می‌آفریند که قلم یارای نگارش آن را نخواهد داشت. اما در عرصه سیاسی مفهومی متفاوت می‌یابد. در واقع قومگرایی شمشیر دو لبه‌ای است. بنابراین در چه زمانی و در دست چه کسانی و چگونه بکار رود کارکردی متفاوت خواهد یافت. اگر قوم‌گرایی با هدف برانگیختن احساس یگانگی با زادگاه و موطن باشد تحسین‌برانگیز است. ولی اگر قومیت به ابزاری در دست «افراد قدرت‌طلب و سودجو» قرار گیرد آنگاه است که لبه تیز و بُرنده این شمشیر نمایان می‌شود. مساله قوم‌گرایی در فرهنگ سیاسی و انتخابات به‌عنوان یک ارزش در رفتار عمومی مطرح شده است و معمولاً بر «شایسته‌سالاری» ترجیح داده می‌شود. این موضوع باعث به حاشیه راندن ویژگی‌هایی مهم‌تری مانند تخصص و تجربه و تحصیلات و...می‌شود و عوامل نژاد و نیا و خون و نسب بر مناسبات سیاسی و مَدنی و حزبی و اعتقادی سایه می‌افکند.

در انتخابات شیوه عملی این تفکر هم بدین‌صورت است که شخص کاندیدا یا هم‌کیشان و حامیان وی اقداماتی مانند قول گرفتن و بیعت گرفتن و یاد نمودن سوگند و...را از قوم هدف معمول می‌دارند. با فرض توفیق در جلب آرای قومی بدین نحو، نهایتاً نماینده‌ای انتخاب می‌گردد که ممکن است تحلیل و دید جامع و کلان نسبت به کشور داری و قانون‌گذاری نداشته باشد! و با پنداشت «وام‌دار بودن به قوم و طایفه مشخص» ناگزیر به اجابت خواسته‌های ایشان خواهد بود و انگاره «چِک پاس کن» از این منظر ظهور می‌یابد و بیشتر وقت و انرژی منتخب در این راه هدر می‌رود و همچنان چشم اُمید به آرای ایشان در دوره بعدی نیز خواهد داشت.

لذا یک عده با هویت مشترک در دایره خودی قرار می‌گیرند و سعی می‌کنند بر بیشتر مناصب سیاسی_اداری شهر چمبره بزنند و بیشتر فرصت‌های شغلی/ تجاری/ اقتصادی و...را از آن قبیله خود کنند و البته گروه دیگر غیرهمسو را خارج از دایره قرار دهند! با این رویکرد اتفاق نامبارک «ایجاد گسست و گسل قومیتی» به وقوع می‌پیوندد. لذا این قوم‌گرایی آفتی است مهلک در جهت عدم رشد و توسعه شهر و منطقه! شاید بتوان بارزترین نمود عینی آن را در انتخاب بعضی از شوراهای شهر و روستا جستجو نمود و خسرانی که به ارمغان می‌آورد تنها به کشمکش و تخریب سرمایه عمومی و اتلاف سرمایه و وقت...محدود نمی‌گردد و نمی‌توان آن را شماره کرد.

البته «قوم‌گرایان» و عاملان آن، از این مهم غافل هستند که علاوه بر هویت‌ها و اقوام دیگری که از این اتفاق، در کوتاه‌مدت و درازمدت متضرر می‌شوند، خود ایشان نیز خالی از ضرر نخواهند بود. چرا که منافع مورد اصابت به ایشان زودگذر و ناپایدار است.

لذا جامعه درصورتیکه بخواهد به رشد و توسعه همه‌جانبه دست یابد و این «نقیصه قوم‌گرایی در دموکراسی» را به کمترین حد ممکن برساند چاره‌ای جز تجدیدنظر در اعمال مردم‌سالاری و رأی دادن و انتخابات به شیوه مرسوم ندارد و می‌بایست از قوم‌گرایی صرف به سمت‌وسوی شایسته‌سالاری و رفتاری تشکیلاتی سازمان‌یافته پیش روند. البته این گذر، کمی دشوار است ولی شدنی است؛ اما چگونه؟

۱- مبنا قرار دادن حقوق برابر برای همه شهروندان و تغییر نگاه متمرکز از قوم و طایفه به شهروند (فاقد از نژاد و نسب و زبان و...). ۲- سازمان یافتن و تشکیلاتی شدن ساختار سیاسی جامعه. ۳-تقویت احزاب و تشکل‌های مدنی و در سطح کلان با رویکرد شهروندی و حتا مطالبه گری قومی و ۴- عمل به احکام الهی دینی «ای مردم، ما شما را از زن و مرد بیافریدیم و شما را جماعت‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و خدا دانا و کاردان است» {سوره حجرات آیه ۱۳ } و نیز فرموده رسول مکرم اسلام (ص) در تقبیح عصبیت و تعصب قومی {وسایل الشیعه ج ۱۵ باب ۵۷ }می‌تواند ما به این گذار برساند. دکتر بابک گلپایگانی «استاد دانشگاه»

 

طایفه گرایی متعصبانه

از انگیزه‌های طایفه‌گرایی احساس تعلق و تعهد است. احساس تعلق و تعهد زمینه‌های تشکیل یک ارزش اجتماعی بنام هویت را فراهم می‌آورند. ساختار نظام‌ ایلی مبتنی بر هویت افراد است و این هویت معمولاً با ناحیۀ جغرافیایی، محل زندگی، نوع لباس، گویش و نمادهای دیگر مشخص می‌شود که نمایانگر آن است که هر طایفه مستقل از بقیه طوایف است! طوایف مختلف می‌توانند در یک ناحیه جغرافیایی مشترک مانند یک روستا، شهر، استان و...بدون هیچ مشکل یا محدودیتی به زندگی اجتماعی خود بپردازند و در معاملات و تعاملات اجتماعی با یکدیگر ارتباط داشته باشند. باید توجه داشت که وحدت طوایف نیازمند اعتماد، همکاری و همیاری می‌باشد. اما این وحدت و مسالمت ممکن است تحت تأثیر عواملی متزلزل شود و یکی از این عوامل می‌تواند «تعصبات بی‌مورد قومی و طایفه‌ای» در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و بخصوص در مسئلۀ انتخابات باشد.

مُسلماً جایی که مردم وابستگی‌های قومی و نژادی عمیقی دارند، در تصمیم‌گیری‌های سیاسی مبتنی بر «گرایش‌های طایفه‌ای» عمل می‌کنند و این یک امر عادی و بی‌اشکال است. اما مادامی که «خویشاوندگرایی» اولویت داده شود، این گرایش‌های طایفه‌ای چه پیامدهایی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و انتخابات مربوط به یک حوزۀ انتخابیه دارد؟ برای پاسخ به این سؤال باید واقعیت‌های جوامع با ساختار ایلی و طایفه‌ای را که بر پدیدۀ انتخابات تأثیر می‌گذارند بهتر بشناسیم. واقعیت اول آن است که در یک جامعه با «ساختار طایفه‌ای و عشیره‌ای» بدون شک نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه منسوب به یک طایفۀ بزرگ یا کوچک است، چرا که تعلق فرهنگی و قومی در چنین جوامعی یک پدیدۀ عمومی است!

واقعیت دوم این امر انکارناپذیر، قانونی و مسئولانه می‌باشد که نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه نهایتاً وکیل همۀ مردم آن حوزۀ انتخابیه است. درمقابل این دو واقعیت یک واقعیت سوم نیز خواه یا ناخواه شکل می‌گیرد و آنهم انتظارات مردم حاضر در حوضۀ انتخابیه است! مردم چه از تیره و تبار فرد نماینده باشند و یا هیچ رابطۀ خویشاوندی نداشته باشند، درهرصورت بر خواسته‌های خودشان اصرار می‌ورزند و فرد نماینده می‌بایست بین همۀ آن‌ها تعامل ایجاد کند. مشاهدات طولانی مدت یک اولویت‌بندی متداول و منطقی ایجاد می‌کند؛ یعنی فرد نماینده می‌کوشد تا ابتدا «رضایت خویشاوندان و هم‌تباران طایفه‌ای» را جلب کند زیرا تعهدات عاطفی و اتحاد خویشاوندی این الزام را فراهم می‌آورد و سپس باید به خواسته‌های سایر مردم که یک اجتماع بسیار بزرگتر را تشکیل می‌دهند پاسخ دهد! ازطرفی در این میان اسپانسرهای تبلیغاتی، هم‌حزبی‌ها و القاکنندگان خط و مشی‌های دورۀ رقابت‌های انتخاباتی نیز به دلیل وجود تعهدات توافق شده خواسته‌هایی دارند که در اینجا به آن‌ها نمی‌پردازیم. محدودیت‌های شخص نماینده مانع از آن می‌شود که خواستۀ همۀ طرفین انجام پذیرد و ازطرفی خویشاوندگرایی و احساس تعلق به گروهی خاص او را وادار می‌سازد تا نهایتاً به «حمایت از اطرافیان» بپردازد و  همین امر موجب می‌شود تا عموم مردم که خواسته‌هایشان بدون پاسخ باقی مانده است اعتماد خود را نسبت به شخص نماینده و در پی آن تیره وتبار او از دست ‌دهند.

درواقع، یکی از دلایل اساسی بروز چنین مشکلاتی سطح انتظاراتی است که افراد از نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه دارند و عامل اصلی این انتظارات نیز تا حدودی خود نامزدهای انتخابی هستند، زیراکه «وعده‌هایی خارج از توانایی‌های یک نماینده» را به مردم می‌دهند! به‌طور خاص در انتخابات مجلس هدف انتخاب نمایندگانی از جانب مردم است تا به‌عنوان وکلای مردم در قوۀ مقننه به تدوین قوانینی متناسب با نیاز روز برای دو قوۀ دیگر یعنی قوۀ قضاییه و قوۀ مجریه بپردازند. با یک نگاه اجمالی به وعده‌های بسیاری از نامزدهای انتخاباتی، می‌توان دید که بیشتر وعده‌ها «خارج از وظایف اصلی یک نماینده» هستند! متاسفانه بعضی از نامزدهای انتخاباتی از عدم آگاهی مردم به نفع خودشان بهره می‌جویند و به آن‌ها وعده‌هایی می‌دهند که اساساً «عوام پسند» و در جهت رفع مشکلات مردم هستند.

مثلاً «وعدۀ ایجاد شغل» یکی از این وعده‌های انتخاباتی است که امروزه در همۀ محافل تبلیغاتی توسط نامزدهای انتخاباتی به آن اشاره می‌شود و بسیاری از مردم نیز گمان می‌کنند در مجلس «حوالۀ احداث کارخانه و پتروشیمی» صادر می‌کنند و به خیال خودشان اگر کاندیدای مدنظر آن‌ها در انتخابات پیروز شود سریعتر از بقیه نمایندگان به اول صف دریافت آن حواله می‌رسد. این درحالی است که اساساً «ایجاد شغل وظیفۀ دولت و نهادهای اجرایی» است که در قوه‌ای مستقل از قوۀ مقننه عمل می‌کنند.

متاسفانه عوامل زیادی وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند و دور از انصاف است که نادانسته طایفه‌گرایی را به‌عنوان تنها عامل معرفی کنیم! چراکه در جوامع دارای نظام ایلی و عشیره‌ای، طایفه‌گرایی در انتخابات امری عادی و متداول است و فرد نماینده شایسته باشد یا نباشد، نهایتاً متعلق به یک طایفه است. هرچند خویشاوندگرایی متعصبانه تأثیراتی دارد اما همانطور که گفته شد وعده‌های انتخاباتی نیز یک پای قضیه هستند. گذشته از اینها عوامل نامتعارف دیگری نیز هستند که به‌راحتی نمی‌توان به آن‌ها پرداخت. به‌نظر شما چه عوامل دیگری وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند؟ به قلم: رضا فرهادیان.

«منتشر شده در پایگاه خبری یافته باز نشر در نگین زاگرس»

41 نظر

  • اسد امیرپور

    اسد امیر پور: هر که آمد در لُرستان بار خود پیچید و رفت _ بر لُرستانی ساده زیر لب خندید و رفت / هر رییسی که ز ثبت آمد روزی روی کار _ از پی تضییع حق مالکین کوشید و رفت / با پلاک اصل و فرع و حیله های مختلف _ گوشت و پوست یک به یک الوار را بلعید و رفت / با تحیر شو دمی خیره به عمال طرق _ هر رییس و هر مباشر پولها دزدید و رفت / این مظالم جمله انجام وظیفه نام داشت _ هر کس آمد چون کنه بر پای لُر چسبید و رفت / احمدآقا آن امیر مقتدر در بدو امر _ مدتی با مردم غیور لُر جنگید و رفت / روی کار آمد ز بعد وی خزاعی قصاب _ با جنایت، کار آن فرمانده انجامید و رفت / هر کجا آزاده مرد شیرگیری داشتیم _ دستهایش را به خون پاکش آلایید و رفت / نوبت فرماندهی زآن پس به شاه بختی رسید _ گوشت یا بوزیر دندان لقمه ها جوید و رفت / گیگو آن سرهنگ خون آشام آسوری نژاد _ هستی اولاد صید مهدی ز بن چاپید و رفت / دیدی آخر شیر محمد با رحیم نیک نفس _ حین خدمت چوبه های دار را بوسید و رفت / بین آنها نیز بودند کسانی مفت خور _ هر یک از این خوان یغما کاسه ها لیسید و رفت / یک دو روزی…راهش به مجلس باز شد _ بی نوا از بیسوادی روی برتابید و رفت / ما هم اندر مجلس شورا وکیلی داشتیم _ پنج دوره شد وکیل و کس از او نشنید و رفت / مزرعه باشد جهان، اولاد آدم چون علف _ عاقبت بینی که اندک مدتی خشکید و رفت.


  • حذف شایسته سالاری

    طایفه گرایی موجب حذف《شایسته سالاری》میشود! طوایف لُر بعنوان ساختارهای قبیله ایی منشعب از مردم لُر مورد احترام میباشند اما آنگاه که افرادی نادان به شکلی《برتری جویانه》به تخریب، توهین و تمامیت خواهی عمل مینمایند چنان پتانسیل و ظرفیت قدرتمندی را به یک ابزار ضد منافع مردم لُر تبدیل نموده و عموماً میگوییم فرد فوق الذکر《طایفه گرا》است! مطمئناً طایفه گرایی در بازه زمانی طولانی باعث اختلاف، کینه و دشمنی میان لُرها خواهد شد و آنها را از یک انسجام جمعی در قبال《منافع مشترک سرزمینی و هویتی خود》دور میکند. عقیده طایفه گراها مبتنی بر این است که انسانهای شایسته تنها در میان طایفه خود بوده و شایستگان دیگر طوایف لُر را به رسمیت نمیشناسند و بصرف غیرهم طایفه ای بودن شایستگی از آنها سلب میشود! به عبارت دقیقتر فرد ناتوان و ضعیف خود را شایسته تر از افراد توانای دیگر میدانند و قطعاً این نوع نگرش به زیان لُرها منجر خواهد شد. غالباً هرگاه طایفه گراها به قدرت و جایگاه سیاسی میرسند بدنبال آنند که تنها افراد طایفه خود را جایگاه، پست و مقام دهند و تا آنجا که بتوانند بدنبال حذف و تخریب افراد شایسته دیگر طوایف میروند بعلت آنکه ممکن است حضور آن افراد برای منافع شخصی و طایفه ایی شان آسیب زا باشد.اینگونه《تفکرمنسوخ شده》باعث میگردد که مردم لُر از حذف انسانهای شایسته خود که یا برخاسته از طوایف کم جمعیت اند و یا از طوایفی اند که علی رغم جمعیت بالای طایفه ایی، دیدگاه طایفه ایی ندارند زیان خواهند دید!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین: لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • قومگرایی آفت انتخابات: دکتر بابک گلپایگانی

    قومگرایی آفت انتخابات: گروهی از انسان‌ها هستند که دارای اشتراکات نیایی و اصل و نسب و زبان و رفتار و مذهب هستند. در قرآن کریم، نیز از اقوامی مانند قوم نوح، قوم ثمود، قوم ابراهیم، قوم یهود، قوم لوط و...یاد شده است. با گذر از قومیت در سطح خُرد و منطقه‌ای به واژه‌های اُمت_ملّت در سطح کلان خواهیم رسید و قومیت این مؤلفه‌ها را استحکام می‌بخشد؛ اما گاهی با رویکردهای نادرست، این《قوم‌گرایی》در تقابل با《ملی‌گرایی》و بلکه تضعیف آن قرار می‌گیرد. در عرصه اجتماعی قومیت واژه مقدس و با ارزشی است و در شادی و غم مردم، صحنه‌های بی‌بدیل و ماندگاری را می‌آفریند که قلم یارای نگارش آن را نخواهد داشت. اما در عرصه سیاسی مفهومی متفاوت می‌یابد. در واقع قومگرایی شمشیر دو لبه‌ای است. بنابراین در چه زمانی و در دست چه کسانی و چگونه بکار رود کارکردی متفاوت خواهد یافت. اگر قوم‌گرایی با هدف برانگیختن احساس یگانگی با زادگاه و موطن باشد تحسین‌برانگیز است. ولی اگر قومیت به ابزاری در دست《افراد قدرت‌طلب و سودجو》قرار گیرد آنگاه است که لبه تیز و بُرنده این شمشیر نمایان می‌شود. مساله قوم‌گرایی در فرهنگ سیاسی و انتخابات به‌عنوان یک ارزش در رفتار عمومی مطرح شده است و معمولاً بر《شایسته‌سالاری》ترجیح داده می‌شود. این موضوع باعث به حاشیه راندن ویژگی‌هایی مهم‌تری مانند تخصص و تجربه و تحصیلات و...می‌شود و عوامل نژاد و نیا و خون و نسب بر مناسبات سیاسی و مَدنی و حزبی و اعتقادی سایه می‌افکند. در انتخابات شیوه عملی این تفکر هم بدین‌صورت است که شخص کاندیدا یا هم‌کیشان و حامیان وی اقداماتی مانند قول گرفتن و بیعت گرفتن و یاد نمودن سوگند و...را از قوم هدف معمول می‌دارند. با فرض توفیق در جلب آرای قومی بدین نحو، نهایتاً نماینده‌ای انتخاب می‌گردد که ممکن است تحلیل و دید جامع و کلان نسبت به کشور داری و قانون‌گذاری نداشته باشد! و با پنداشت《وام‌دار بودن به قوم و طایفه مشخص》ناگزیر به اجابت خواسته‌های ایشان خواهد بود و انگاره《چِک پاس کن》از این منظر ظهور می‌یابد و بیشتر وقت و انرژی منتخب در این راه هدر می‌رود و همچنان چشم اُمید به آرای ایشان در دوره بعدی نیز خواهد داشت. لذا یک عده با هویت مشترک در دایره خودی قرار می‌گیرند و سعی می‌کنند بر بیشتر مناصب سیاسی_اداری شهر چمبره بزنند و بیشتر فرصت‌های شغلی/ تجاری/ اقتصادی و...را از آن قبیله خود کنند و البته گروه دیگر غیرهمسو را خارج از دایره قرار دهند! با این رویکرد اتفاق نامبارک《ایجاد گسست و گسل قومیتی》به وقوع می‌پیوندد. لذا این قوم‌گرایی آفتی است مهلک در جهت عدم رشد و توسعه شهر و منطقه! شاید بتوان بارزترین نمود عینی آن را در انتخاب بعضی از شوراهای شهر و روستا جستجو نمود و خسرانی که به ارمغان می‌آورد تنها به کشمکش و تخریب سرمایه عمومی و اتلاف سرمایه و وقت...محدود نمی‌گردد و نمی‌توان آن را شماره کرد. البته《قوم‌گرایان》و عاملان آن، از این مهم غافل هستند که علاوه بر هویت‌ها و اقوام دیگری که از این اتفاق، در کوتاه‌مدت و درازمدت متضرر می‌شوند، خود ایشان نیز خالی از ضرر نخواهند بود. چرا که منافع مورد اصابت به ایشان زودگذر و ناپایدار است. لذا جامعه درصورتیکه بخواهد به رشد و توسعه همه‌جانبه دست یابد و این《نقیصه قوم‌گرایی در دموکراسی》را به کمترین حد ممکن برساند چاره‌ای جز تجدیدنظر در اعمال مردم‌سالاری و رأی دادن و انتخابات به شیوه مرسوم ندارد و می‌بایست از قوم‌گرایی صرف به سمت‌وسوی شایسته‌سالاری و رفتاری تشکیلاتی سازمان‌یافته پیش روند. البته این گذر، کمی دشوار است ولی شدنی است؛ اما چگونه؟ ۱- مبنا قرار دادن حقوق برابر برای همه شهروندان و تغییر نگاه متمرکز از قوم و طایفه به شهروند (فاقد از نژاد و نسب و زبان و...). ۲- سازمان یافتن و تشکیلاتی شدن ساختار سیاسی جامعه. ۳-تقویت احزاب و تشکل‌های مدنی و در سطح کلان با رویکرد شهروندی و حتا مطالبه گری قومی و ۴- عمل به احکام الهی دینی《ای مردم، ما شما را از زن و مرد بیافریدیم و شما را جماعت‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید و گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست و خدا دانا و کاردان است》{سوره حجرات آیه ۱۳ } و نیز فرموده رسول مکرم اسلام (ص) در تقبیح عصبیت و تعصب قومی {وسایل الشیعه ج ۱۵ باب ۵۷ }می‌تواند ما به این گذار برساند. دکتر بابک گلپایگانی《استاد دانشگاه》پایگاه خبری یافته


  • خرم‌آباد بهشت نمایندگان بی‌اثر

    خرم‌آباد بهشت نمایندگان بی‌اثر حامیان برخی از کاندیداها بعضاً اقدام به آغاز تبلیغات زودهنگام انتخاباتی《قبل از زمان مقرر اعلام شده》از سوی شورای نگهبان کرده‌اند! این افراد با حضور در محافل خصوصی و عمومی به طُرق مختلف کاندیدای احتمالی مورد نظر را تبلیغ میکنند! تبلیغات انتخاباتی تا آنجا پیش رفته که برخی از کاندیداهای احتمالی سعی میکنند در جلسات و همایشهای مختلف دولتی که تا حدودی به شغل گذشته و یا سوابقشان مرتبط است شرکت کنند و از تریبون اینگونه جلسات دولتی بصورت غیر مستقیم بهره برداری انتخاباتی ببرند! این《نمایندگان طایفه‌ای》تنها نماینده یک قبیله هستند نه نماینده یک شهرستان!!! و فقط برای طایفه خودشان کار انجام میدهند!!! از بدو ورود به مجلس بجای حل مشکلات اساسی حوزه شهرستان مثل بیکاری، فقر و مهاجرت، فقط مسئول تعویض مدیران و معاونان ادارات را انجام میدهند و《افراد نامتجانس》را که تحصیلاتشان ربطی به شغل اداری ندارد را بدون آزمون و با سفارش به کار میگمارند! (البته مقصر هم نیستند چون با هزینه و حمایت همان مدیران و معاونان نماینده شده‌اند!) مشکل اینجاست که برخی از اینها نه کار مدیریتی بلدند و نه تحصیلات بدرد بخوری دارند! قدرت رایزنی شان صفر است! و هیچوقت نتوانستند سرمایه‌گذار خارجی_داخلی برای رونق اقتصادی وارد بلادلُرنشین کنند! کاندیدایی که معلّم است یا دندانپزشک یا حقوقدان، در کمیسیونهای ضعیف مجلس پذیرفته میشود و بُرشی ندارد! تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند《معضل بیکاری》همچنان پابرجاست!


  • طایفه‌گرایی متعصبانه

    طایفه‌گرایی متعصبانه: از انگیزه‌های طایفه‌گرایی احساس تعلق و تعهد است. احساس تعلق و تعهد زمینه‌های تشکیل یک ارزش اجتماعی بنام هویت را فراهم می‌آورند. ساختار نظام‌ ایلی مبتنی بر هویت افراد است و این هویت معمولاً با ناحیۀ جغرافیایی، محل زندگی، نوع لباس، گویش و نمادهای دیگر مشخص می‌شود که نمایانگر آن است که هر طایفه مستقل از بقیه طوایف است! طوایف مختلف می‌توانند در یک ناحیه جغرافیایی مشترک مانند یک روستا، شهر، استان و...بدون هیچ مشکل یا محدودیتی به زندگی اجتماعی خود بپردازند و در معاملات و تعاملات اجتماعی با یکدیگر ارتباط داشته باشند. باید توجه داشت که وحدت طوایف نیازمند اعتماد، همکاری و همیاری می‌باشد. اما این وحدت و مسالمت ممکن است تحت تأثیر عواملی متزلزل شود و یکی از این عوامل می‌تواند《تعصبات بی‌مورد قومی و طایفه‌ای》در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و بخصوص در مسئلۀ انتخابات باشد. مُسلماً جایی که مردم وابستگی‌های قومی و نژادی عمیقی دارند، در تصمیم‌گیری‌های سیاسی مبتنی بر《گرایش‌های طایفه‌ای》عمل می‌کنند و این یک امر عادی و بی‌اشکال است. اما مادامی که《خویشاوندگرایی》اولویت داده شود، این گرایش‌های طایفه‌ای چه پیامدهایی در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و انتخابات مربوط به یک حوزۀ انتخابیه دارد؟ برای پاسخ به این سؤال باید واقعیت‌های جوامع با ساختار ایلی و طایفه‌ای را که بر پدیدۀ انتخابات تأثیر می‌گذارند بهتر بشناسیم. واقعیت اول آن است که در یک جامعه با《ساختار طایفه‌ای و عشیره‌ای》بدون شک نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه منسوب به یک طایفۀ بزرگ یا کوچک است، چرا که تعلق فرهنگی و قومی در چنین جوامعی یک پدیدۀ عمومی است! واقعیت دوم این امر انکارناپذیر، قانونی و مسئولانه می‌باشد که نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه نهایتاً وکیل همۀ مردم آن حوزۀ انتخابیه است. درمقابل این دو واقعیت یک واقعیت سوم نیز خواه یا ناخواه شکل می‌گیرد و آنهم انتظارات مردم حاضر در حوضۀ انتخابیه است! مردم چه از تیره و تبار فرد نماینده باشند و یا هیچ رابطۀ خویشاوندی نداشته باشند، درهرصورت بر خواسته‌های خودشان اصرار می‌ورزند و فرد نماینده می‌بایست بین همۀ آن‌ها تعامل ایجاد کند. مشاهدات طولانی مدت یک اولویت‌بندی متداول و منطقی ایجاد می‌کند؛ یعنی فرد نماینده می‌کوشد تا ابتدا《رضایت خویشاوندان و هم‌تباران طایفه‌ای》را جلب کند زیرا تعهدات عاطفی و اتحاد خویشاوندی این الزام را فراهم می‌آورد و سپس باید به خواسته‌های سایر مردم که یک اجتماع بسیار بزرگتر را تشکیل می‌دهند پاسخ دهد! ازطرفی در این میان اسپانسرهای تبلیغاتی، هم‌حزبی‌ها و القاکنندگان خط و مشی‌های دورۀ رقابت‌های انتخاباتی نیز به دلیل وجود تعهدات توافق شده خواسته‌هایی دارند که در اینجا به آن‌ها نمی‌پردازیم. محدودیت‌های شخص نماینده مانع از آن می‌شود که خواستۀ همۀ طرفین انجام پذیرد و ازطرفی خویشاوندگرایی و احساس تعلق به گروهی خاص او را وادار می‌سازد تا نهایتاً به《حمایت از اطرافیان》بپردازد و همین امر موجب می‌شود تا عموم مردم که خواسته‌هایشان بدون پاسخ باقی مانده است اعتماد خود را نسبت به شخص نماینده و در پی آن تیره وتبار او از دست ‌دهند. درواقع، یکی از دلایل اساسی بروز چنین مشکلاتی سطح انتظاراتی است که افراد از نمایندۀ هر حوزۀ انتخابیه دارند و عامل اصلی این انتظارات نیز تا حدودی خود نامزدهای انتخابی هستند، زیراکه《وعده‌هایی خارج از توانایی‌های یک نماینده》را به مردم می‌دهند! به‌طور خاص در انتخابات مجلس هدف انتخاب نمایندگانی از جانب مردم است تا به‌عنوان وکلای مردم در قوۀ مقننه به تدوین قوانینی متناسب با نیاز روز برای دو قوۀ دیگر یعنی قوۀ قضاییه و قوۀ مجریه بپردازند. با یک نگاه اجمالی به وعده‌های بسیاری از نامزدهای انتخاباتی، می‌توان دید که بیشتر وعده‌ها《خارج از وظایف اصلی یک نماینده》هستند! متاسفانه بعضی از نامزدهای انتخاباتی از عدم آگاهی مردم به نفع خودشان بهره می‌جویند و به آن‌ها وعده‌هایی می‌دهند که اساساً《عوام پسند》و در جهت رفع مشکلات مردم هستند. مثلاً《وعدۀ ایجاد شغل》یکی از این وعده‌های انتخاباتی است که امروزه در همۀ محافل تبلیغاتی توسط نامزدهای انتخاباتی به آن اشاره می‌شود و بسیاری از مردم نیز گمان می‌کنند در مجلس《حوالۀ احداث کارخانه و پتروشیمی》صادر می‌کنند و به خیال خودشان اگر کاندیدای مدنظر آن‌ها در انتخابات پیروز شود سریعتر از بقیه نمایندگان به اول صف دریافت آن حواله می‌رسد. این درحالی است که اساساً《ایجاد شغل وظیفۀ دولت و نهادهای اجرایی》است که در قوه‌ای مستقل از قوۀ مقننه عمل می‌کنند. متاسفانه عوامل زیادی وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند و دور از انصاف است که نادانسته طایفه‌گرایی را به‌عنوان تنها عامل معرفی کنیم! چراکه در جوامع دارای نظام ایلی و عشیره‌ای، طایفه‌گرایی در انتخابات امری عادی و متداول است و فرد نماینده شایسته باشد یا نباشد، نهایتاً متعلق به یک طایفه است. هرچند خویشاوندگرایی متعصبانه تأثیراتی دارد اما همانطور که گفته شد وعده‌های انتخاباتی نیز یک پای قضیه هستند. گذشته از اینها عوامل نامتعارف دیگری نیز هستند که به‌راحتی نمی‌توان به آن‌ها پرداخت. به‌نظر شما چه عوامل دیگری وجود دارند که منجر به ناکارآمدی یک نماینده می‌شوند؟ به قلم: رضا فرهادیان/یافته


  • استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》

    استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》 مورد داشتیم که بعضی از نماینده ها توسط بعضی از مدیران احاطه شده و آنها از نماینده شهرستان استفاده شخصی میکنند. مثلاً فرزندان خودشان را با حمایت نمایندگان در ادارات بدون آزمون و مصاحبه استخدام میکنند درحالیکه حق آنها نیست و رشته تحصیلیشان با شغل اداری مرتبط نیست! بقیه جوانان شهر وقتی برای استخدام اقدام میکنند سنگهای زیادی جلوی پایشان میندازند مثلاً فردی که در تربیت معلم قبول شده را در مصاحبه رد میکنند تا هم طایفه‌ای را بجای او بنشانند! حق در استخدام ارتش و نیروانتظامی هم کسانی را قبول میکنند که هم طایفه‌ای شان باشد! در لُرستان خیلی همچین چیزی را تجربه کرده‌اند که طایفه بازی نقش اساسی در آن دارد! که دوستی با نماینده و هزینه تبلیغاتی برای او عامل این موضوع است! مردم باید وقتی همچین چیزایی را می‌بینند افشا کنند تا آبروی نمایندگان و مسئولان نژادپرست را ببرند! مردم باید به حراست اداره/ دیوان محاسبات اداری/ و اداره بازرسی شکایت کنند و گزارش تخلف مدیران ادارات در《استخدام طایفه‌ای》را بدهند! توضیح بخواهند که چرا بچه های خودشان را با رانت و لابی استخدام کردند بدون《آزمون و مصاحبه؟》ادارات دولتی جزو بیت‌المال هستند و مردم در آنها حق دارند و برای تامین نیرو باید《آگهی عمومی》بدهند و با عدالت از طریق آزمون، نیروی متخصص و تحصیلکرده جذب کنند!


  • نماینده شهرستان یا طایفه؟

    نماینده شهرستان یا طایفه؟ردپای《نمایندگان قبیله گرا》ادوار گذشته هنوز بر ادارات وجود دارد وابستگان آنها که بدون آزمون در ادارات استخدام شدند و کاش فقط شاغل باشند اما با بیفرهنگی و زیرآب زنی، نخبگان لُرستان را با عناوین مختلف از صحنه حذف مینمایند و موانع متعدد پیش پای آنها میگذارند حرکاتی از این قبیل جز تنفر و خسارت برای لُرستان چیز دیگری ندارد! همانا رویای آنها فقط بکار گرفتن《افراد بیسواد هم طایفه‌ای》و تصاحب چند موسسه اقتصادی است! آنها دلسوز شهر و استان نیستند فقط بفکر طایفه پوشالی هستند و نتیجه کارشان جز خسارت و عقب نگهداشتن شهر نیست! باید وابستگانشان از ریاست بر ادارات، مدارس، بیمارستانها، استانداری و سایر ادارات کنار بگذارند چون《دید طایفه‌ای》دارند! یکبار اصلاح طلب میشوند وقتیکه فضا عوض شد سریعاً اصولگرا میشوند! البته ما با بیخیالی و بیتفاوتی در انتخاب این افراد ضعیف و بیسواد مقصریم و در کمکاری آنها بخاطر سکوتمان شریک هستیم که نمیپرسیم آقای نماینده آن رویای شما در سرکار آوردن هم طایفه‌ای به حقیقت پیوست؟ آیا شما نماینده کُل شهرستانی یا فقط یک طایفه؟


  • استخدام بدون آزمون!!!

    استخدام بدون آزمون!!! در برخی ادارات دولتی، مدیران دست نشانده بعضی از《نمایندگان طایفه گرا》فرزندان و خویشاوندان خود را بدون اینکه فراخوانی برای جذب نیرو بدهند و آزمون برگزار کنند براحتی استخدام میکنند و طوری وانمود میکنند که انگار آن اداره ارث پدرشان بوده و آن شغل نیز حق فرزندشان است! اداره دولتی از اموال بیت‌المال است و شرعاً کار این مدیران گناهی بزرگ است چراکه از حق مردم به نفع خودشان بهره برداری میکنند. جالب اینکه همان《مدیر حق مردم خور》و خانواده‌هایشان در میان فامیل و خویشاوندان طوری ادعای دینداری میکنند و نسبت به جوانان بیکار ترحم میورزند انگار خود آنها نبوده‌اند که جایگاه شغلی جوانان بیکار را به نفع فرزندان خودشان مصادره کرده‌اند. این مدیران رانت خوار و نمایندگانی که در کار آنها دخیل هستند باید بدانند حقوقی که از طریق رانت دریافت میکنند حرام است و لقمه نانی که از آن حقوق برای فرزندانشان تهیه میکنند قطعاً حرام است.


  • لُرستان بهشت مدیران ضعیف

    لُرستان بهشت مدیران ضعیف: سال 92 آقای جایدری با آقای نیکوخصال مدیرکل ورزش وجوانان در شبکه افلاک درباره ساخت《دهکده اُلمپیک》مصاحبه کرد که آقای نیکوخصال در یک جمله تاریخی فرمودند:《مگه توی خرم آباد میخاد اُلمپیک برگزار بشه که بخواهیم دهکده المپیک درست کنیم!!!》به علت عدم پیگیری و برگشت بودجه، دهکده اُلمپیک به مجموعه ورزشی تقلیل پیدا کرد! که فقط شامل یک ورزشگاه فوتبال و یک سالن دو و میدانی میشود! بقیه طرحها هم بدلیل بیخیالی مسئولان مُنتفی شدند! ولی در رشت، اصفهان، تبریز، تهران و...دهکده های المپیک با تمامی امکانات تکمیل شدند! تا تفکر قبیله‌ای در ذهن مدیران و مسئولان لُرستان حاکم است و تا وقتیکه بودجه را به تهران برگشت میدهند مطمئناً یک لُرستان دو نمیشود!


  • عشق برفکی کاندیداها

    عشق برفکی کاندیداها: فریادهای طایفه‌بازها گلوی بلندگوهای شهر را پاره می‌کند. جریان‌های سیاسی فعال می‌شوند. گروه‌های نفوذ رایزنی می‌کنند. بزرگان قوم قرآن به دست ایل‌وتبار خویش را قسم می‌دهند که این بار باید《مردی از طایفه و ایل ما》به مجلس برود!!! جوانان شور دارند و گاهی ناامید در جمع دوستانه خویش از انتخابات صحبت می‌کنند. آنان نیز می‌دانند که سرنوشت مردمشان تنها از طریق دموکراسی و رأی‌گیری مشخص می‌شود. عده‌ای ناراحت که کاندیدایشان نتوانسته از مجاری قانونی مجوز ورود به این عرصه را پیدا کنند. عده‌ای شادمان که رقیبی جدی ندارند. جریان‌های سیاسی در این بازی می‌خواهند فعال جلوه دهند.《حزب‌های تک نفره》در فضای مجازی بیانیه صادر می‌کنند. گاهی تحریم می‌کنند، گاهی تشویق به حضور. رودربایستی بخش عمده‌ای از تصمیم ما را در لُرستان تحت شعاع خویش قرار می‌دهد. البته این رودربایستی تنها مختص ما نیست، تقریباً همه‌جاهایی که《قومی و قبیله‌ای فکر می‌کنند》به این درد مبتلا هستند! هرچند با حضور جوانان تحصیل‌کرده دارد کم‌رنگ می‌شود ولی بازهم تأثیر خود را دارد. سفره‌های رنگی، شام و ناهارهای چرب و چلی《شکم‌های گرسنه》را سمت بعضی کاندیداهای خاص می‌برد. مواظب باشیم سیم‌کارت‌های ایرانسلی، لباس‌های ورزشی و غیرورزشی هویت و شخصیت ما را برای خریدوفروش رأی به تاراج نبرد. از این موضوعات بگذریم، این روزها باید مواظب حرکت‌های عامه‌پسند باشیم. حرکت‌های انفرادی کاندیداها با لباس و فرم‌های خاص. این روزها معمولاً کاندیداها و افراد مرتبط با آن‌ها عاشق می‌شوند به عشق مردم صخره‌نورد می‌شوند، کوه یخی جابجا می‌کنند، با سبیل‌شان اتومبیل‌های سنگین‌وزن را جابجا می‌کنند. به عشق مردم زیر برف می‌روند و رکورددار می‌شوند. نکته آخر اینکه مواظب《عشق‌های برفکی کاندیداها》باشیم چرا که با تابیدن اولین اشعه‌های گرمابخش خورشید عشق به مردم‌شان آب می‌شود. عاقلانه انتخاب کنیم و خود را درگیر عشق‌های خیابانی نکنیم چرا که: عشق‌های که در پی ‌رنگی بود_عشق نبود عاقبت ننگی بود!!!


  • سکوت نمایندگان خرم‌آباد

    سکوت نمایندگان خرم‌آباد: آقای زهره نژاد اهل تهران از دولت تسهیلات گرفته که کارخانه لاستیک سازی خرم‌آباد را بسازد اما پول را گرفته و در شمال تهران دارد تالار میسازد و نمایندگان خرم‌آباد (صیمخو بیرانوند و محمدرضا ملکشاهی راد) هیچگونه اعتراضی به این قضیه نکردند! راه آهن دورود_خرم‌آباد_اندیمشک تعطیل شد ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! طرح بندرخشک خرم‌آباد را به سلفچگان قم منتقل کردند ولی باز نمایندگان خرم‌آباد هیچ افتراضی نکردند! از سال ۷۶ تا الآن هتل پارک صخره‌ای بلاتکلیف است ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! من نمیدونم برحسب کدام کار درخشان دوباره ثبت نام کردند؟ بجز استخدام فامیلشان در ادارات کار دیگری برای خرم‌آباد کردند؟ تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند مشکل بیکاری لُرستان حل نخواهد شد!


  • رفتار انتخاباتی لُرستانی ها

    رفتار انتخاباتی لُرستانی ها: طایفه‌بازها با موج آفرینی کاذب و سوار شدن بر تعصبات، مردم را از خواسته های اصلی منحرف میکنند که حاصلش نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتارشان انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! حداد عادل رییس مجلس هفتم در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده لُرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در دوره دهم نماینده خرم‌آباد بیانیه تشکیل فراکسیون بلاد کُردنشین را امضا کرد! نماینده دوره پنجم میخواست با هیاهو کاوه زمان جلوه کند اما بایکوت و شش ماه ممنوع کار شد! هنوز خاطره تلخ انتقال پتروشیمی خرم‌آباد به اراک در اذهان زنده است که مُسبب آن نمایندگان دوره سوم یعنی؛ علیمحمد سوری لکی و علی عنایت بودند! وقتی دستفروشی را عضو شورای شهر میکنید نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنید چون حاصل انتخاب خودتان است! مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند! مُنتقد نیستند! قانع هستند! زود عصبانی میشوند! مقابل کمبودها لَب فرو میبندند! منافع فردی را بر جمع ترجیح میدهند و از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت میگذرند! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند! بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری بحال لُرستان نداشته و آمارها این را اثبات میکند: لُرستان بالاترین نرخ بیکاری را دارد! کمتر از شش صدم درصد از صنعت کشور را دارد! از نظر درآمد سرانه رتبه بیست وهشتم را دارد! نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! دومین استان مهاجرفرست است! در اعتیاد وطلاق در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته‌اند نتوانستند موجب بهبود در وضعیت لُرستان شوند!تا زمانیکه اقتصاددانان و کارآفرینان بعنوان نماینده وارد مجلس نشوند آمار بیکاری ومهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال وصنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک معلم، دندانپزشک، وکیل یا باستانشناس هرچند هم بخواهد چون آشنا به اُمور اقتصادی نیستند، نمیتوانند مشکل‌گشا باشند! مجلس متعلق به استانهای پرجمعیت است اصفهان نوزده نماینده دارد و چهار نماینده بختیاری نمیتوانند جلوی انتقال آب را بگیرند! سه نماینده کُهگیلویه زورشان به نوزده نماینده فارس نمیرسد! و نُه نماینده لُرستان هیچوقت نمیتوانند در کاهش بیکاری مثمرثمر باشند! باید فراکسیون مناطق محروم تشکیل شود تا با اتحاد در جهت توسعه گام بردارند.


  • اعتراض مَدنی و انتخابات!

    اعتراض مَدنی و انتخابات! سهیلا والیزاده: به نظر می‌رسد در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیل به اهداف اقتصادی و ارتقاء آن که رابطه مستقیم با سطح زندگی، معیشت، اخلاق و عفت عمومی دارد اصلی‌ترین مطالبه‌ی عمومی جامعه است چیزی که در کشور ما همیشه در درجه چندم اولویت قرار می‌گیرد و به تبع آن شکاف‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه روز به روز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی که مهار جامعه از دست افراد پاکدست، توانمند، متخصص و دلسوز خارج شده است می‌توان سواد، نیرو و آگاهی خود را برای ارتقاء زیرساخت‌های فرهنگ عمومی متمرکز کرد تا افراد سطح پایین نتوانند شتاب بیشتری به سقوط و انحطاط آن بدهند. انتخابات نادرست و مبتنی بر هیجانات کاذب که البته قسمت عمده‌اش ناشی از انزوای افراد کاریزماتیک، جسور و پاک دستی است که به دلایل گوناگون پا به عرصه نمی‌گذارند و میدان خالی جولانگاه ترک‌تازی افراد میان‌مایه و ناکارآمد می‌شود و درنتیجه شکست‌های پیاپی و انسدادهای متوالی در برابر چالش‌های بزرگ کشور (مسئله اقتصاد و مبارزه با فساد و رانت و ...) است. از سوی دیگر عملکرد ضعیف نمایندگان ناکارآمد باعث دلسرد شدن مردم به انتخاب نماینده مجلس و شورای شهر شده است در این شرایط هواداران کاندیداها دست بهروش‌های غیرعقلانی و بر پایه جو زدگی می‌شوند و حس می‌کنند روش‌های خردمندانه‌ای برای جلب آرای عمومی وجود ندارد یا تأثیری ندارد. در لغت‌نامه معنای مسخرگی و لودگی را از هم جدا دانسته زیرا مسخرگی شغل است ‌و لودگی تنها برای خنده خود شخص و اطرافیانش...رسانه ملی در ایجاد فضای مسخرگی بیشترین نقش را دارد و با پرداخت حقوق‌های نجومی به کسانی از قبیل مدیری و جوان و...سعی داشته که قدرت تجزیه تحلیل درست را از افراد بگیرد و روح اعتراض نسبت به تناقض‌های آشکار از بین برده و خنثی کند تا جایی که مهران مدیری بارها در برنامه‌های خود اعلام می‌کند (من طرف شمام) با القاء این حس که مردم مقابل حکومت هستند البته ایشان با یک دستمزد غیرقابل‌تصور برای عامه مردم و در رسانه حکومت علیه آن‌ها. زیرا بار معنایی کلمات کاهش یافته و همه واژگان در خدمت مطامع سیاسی درآمده‌اند و تعارض و تناقض زیادی در شعار و عمل مسئولین وجود دارد و خوشبختی و معیشت مردم به درجه‌های آخر تنزل یافته‌اند؛ و بیان این‌همه تعارض هم مخالفت تلقی می‌شود؛ و مسخرگی به عنوان یک ابزار قدرت خیلی خوب می‌تواند باعث سازگاری هر چه بیشتر جامعه با زخم‌هایشان شود. نمونه اینکه برای تلخ‌ترین دردها هم در شبکه‌های مجازی جوک ساخته و آن را عادی و حتی خنده‌دار تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی بهترین شکل ممکن و ملموس از آزادی تائید همه‌جانبه‌ی تمامی ابعاد و سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و...است. در خرم‌آباد ما هم در هر دوره انتخابات با یک پدیده خاص مواجه می‌شویم و تائید مردم به خیال اینکه با یک فرد معترض (از گونه‌ای دیگر) طرف هستند ما را مضحکه خاص و عام می‌کند. اگرچه مجلس دهم مجلس کارآمدی نبود تا جایی که در تورم سیصد درصدی بنزین کوچک‌ترین واکنش اعتراض‌آمیزی با اَدله تسریع سقوط طبقه متوسط به ضعیف از خود بروز ندادند.اما نگرش متقابل ما و انتخاب آن نه‌تنها بازدارنده‌ی این رفتارهای سخیف و دم‌دستی نخواهد بود بلکه مهر تأییدی است بر گسترش هر چه بیشتر این فرهنگ مخرب و ویرانگر که برخی به اشتباه آن را نوعی اعتراض مدنی و مبارزه آرام با فساد مسئولین می‌پندارند. درحالیکه به نظر نگارنده یکایک ما همان قدر که وظیفه داریم به عنوان یک ایرانی با فساد، تباهی و زشتی به هر توش و توانی که داریم مبارزه کنیم به همان اندازه بایستی برابر گسترش لودگی و دلقک‌بازی‌های حقیر بایستیم زیرا بدون شک این رفتار در نهایت به نفع قدرت خواهد بود و ابزاری برای از بین بردن روح اعتراض جمعی است و سرانجام هم‌صدایی با آن ایجاد جامعه‌ای است که دلقک‌ها با معیارهای حقیر خود می‌سازند.


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که نقشه‌های متروی شهری آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • لُرستان مفلوک

    لرستان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد! براساس آخرین آمارهای موجود از نرخ تورم و بیکاری در بین استان‌های کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ فلاکت در دو استان لُرستان و کردستان در وخیم‌ترین وضع قرار دارد. رفاه و معیشت مردم تحت تأثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد. دراین بررسی که شاخص نرخ فلاکت براساس آخرین نرخ بیکاری (زمستان سال۹۸) و نرخ تورم (فروردین ماه سال۹۹) موجود به دست آمده، نرخ فلاکت کشور به ۴۲٫۸ درصد رسیده است. در بین استان‌های کشور، استان لُرستان با نرخ فلاکت ۵۳٫۸ درصدی مفلوک‌ترین استان شناخته شده، به‌طوری که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است. استان‌های کردستان و چهارمحال بختیاری نیز هرکدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۵۱٫۶ و ۴۸٫۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. هم‌چنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان فارس! دارای کمترین نرخ فلاکت در بین استان‌های کشور بوده که معادل ۳۶٫۲ درصد است! لرستان بیشترین نرخ تورم خانوارهای کشور را بعد از استان ایلام داشت! دیگر به اعلام شاخص‌هایی که رتبه لرستان در آن‌ها از آخر جدول، اول است، عادت کرده‌ایم. گویی حتی مسئولان هم این رتبه‌های فاجعه‌آمیز را هضم کرده و قبول کرده‌اند که باید به این آمارها و نمودارهای همیشه نزولی قرمز عادت کرد. نکته عجیب در اعلام رتبه و شاخص‌های اقتصادی لرستان، عدم واکنش مسئولان به این شاخص‌هاست که این بی‌تفاوتی به آمارهای مذکور واقعاً منزجر کننده است و این سؤال مطرح است اگر این شاخص‌ها بی‌اهمیت و بیخود است چرا مرکز آمار ایران به زحمت افتاده و آن‌ها را اعلام می‌کند؟ قطعاً اعلام این آمارها اتفاقی نیست و نمره عملکرد مجموعه مدیریت یک استان را نشان می‌دهد.بیش از سه سال از سند اشتغالی که بسیار هم رسانه‌ای شد می‌گذرد و تیمی که در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی سند مذکور را با کمک سایر دستگاه‌ها تدوین کرد همچنان بر مسند قدرت است. طی چند سال گذشته طرح‌هایی همچون کارا، تکاپو و طرح‌های روستایی با محوریت اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی در استان انجام ‌شده آیا وقت آن نرسیده تا دستگاه‌هایی که مسئولیت انجام این طرح‌ها و سند اشتغال را داشته‌اند در این خصوص به افکار عمومی پاسخگو باشند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دستگاه‌های نظارتی به مقوله آمارهای منفی ورود پیدا کنند. غیر از اینست که اعتبارات هنگفت از بیت‌المال برای سند اشتغال هزینه شد و قرار بود طی سه سال وضعیت اشتغال را بهبود ببخشد؛ اما هنوز در انتهای جدول اشتغال هستیم و کسی هم پاسخگو نیست؟ سندی که ما را به یاد جمله مادربزرگ‌ها در مراسم خواستگاری می‌اندازد که《مهریه را کی داده کی گرفته》چون این اسناد فقط دسیسه‌ای برای بقای مدیران دستگاه‌هاست و عملاً کارکردی ندارند. این جمله تناقض‌آمیز که لرستان مفلوک‌ترین استان کشور است و در عین حال بالاترین نرخ تورم را نیز دارد را کدام دلیل و برهان می‌تواند توجیه نماید؟ مسئولان عقل‌کل که ژست‌های فاضلانه و تکبرآمیزشان صفحه هر رسانه‌ای را به خود آلوده است چه پاسخی برای این وضعیت دارند؟ متاسفانه حقیقت آن است که دلیل اصلی فلاکتِ ما《خودمان» هستیم》بله، این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت‌زده باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در مقابل مدیران نالایق سکوت کرده‌ایم که مبادا منافع شخصی‌مان به خطر بیفتد. به لطف این مدیران، لرستان در تمام موارد منفی رتبه دار شده اخیراً هم در بخش گرانی اجاره‌بها و مسکن قهرمان شد. وقتی هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود، وقتی ما از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم‌ و پارتی‌بازی و فساد را قبول کرده‌ایم و پذیرفته‌ایم که در برابر ناکارآمدی صبور و بی‌توقع باشیم، نه صاحب تفکر و صاحب حق، باید هم به فلاکت بیفتیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که《محل تجربه‌آموزی》استانداران و مدیران ضعیف باشیم و اجازه دادیم که لُرستان ما حیاط‌خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد!


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • چرخه باطل فقر و فلاکت در لُرستان

    آیا افقی برای خروج از چرخه باطل فقر و فلاکت در لرستان وجود دارد؟ حمدرضا کرمی: نگارنده به‌تناوب و بر اساس دغدغه شخصی هراز چندگاهی مطالبی را درباره مشکلات و گرفتاری‌های هم تباران گران‌مایه و رنجدیده‌ام در لرستان قلمی می‌کنم که آخرین آن درباره نرخ تورم و فقر و فلاکت در لرستان بود. دستمایه اصلی نوشته حاضر بررسی پدیده شوم و خانمان‌سوز فقر در لرستان و پیامدهای آن است.《فقر محصول سیاست‌گذاری‌های تمرکزگرا و ایجاد قطب‌های رشد در مناطق خاص و به‌تبع آن شکل‌گیری نابرابری‌های فضائی است.》نابرابری فضائی باعث جابه‌جائی نیروی انسانی، سرمایه و مهاجرت و تعمیق شکاف اقتصادی میان استان‌های برخوردار و محروم می‌گردد. ادامه این روند به تثبیت پدیده شمال و جنوب در روابط بین استان‌های برخوردار و محروم کمک کرده است. قطب‌های رشد که من از آن‌ها به‌عنوان گرداب سرمایه و امکانات نام می‌برم به‌هیچ‌عنوان اجازه توسعه به استان‌های محروم نخواهد داد و مطلوب آن‌ها این است که استان‌های محروم همچنان به عنوان یک استان حاشیه‌ای باقی بمانند. شکل‌گیری‌های منطقه‌ای اقتصادی در چند نقطه کشور در سال‌های گذشته تاکنون مؤید این ادعاست و تا زمانی که برنامه‌ای قاطع، روشن، زمانمند و کارآمد برای رفع این نابرابری‌ها صورت نگیرد همچنان شاهد بازتولید چرخه فقر و محرومیت مضاعف این استان‌ها خواهیم بود. کسی که دچار فقر است توانائی لازم برای سرمایه‌گذاری ندارد و علی‌الدوام در سیکل فقر یا آنچه که اقتصاددانان آن را دام فقر می‌دانند گرفتار خواهند ماند. ادامه دام فقر و فلاکت و نبود چشم‌انداز روشنی برای مشکل‌گشائی موجب چیرگی و درونی شدن خشم و خشونت در فرد فقیر خواهد شد و نه‌تنها سیکل توسعه معیوب و ناکارآمد خواهد ماند و خطر آنجا مضاعف می‌شود که وقتی فرد فقیر احساس کند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بایستی منتظر عواقب وخیم امنیتی و اجتماعی غیرقابل‌جبران آن بود. از نتایج ملموس و دم‌دستی فقر فرسایش تمدنی و پسرفت در امر فرهنگ، سیاست و اجتماع مناطق محروم است. ادامه درد فقر موجب تشدید تقدیر گرائی و خو گرفتن با این پدیده و در نتیجه عقیم ماندن تغییر و تحول درونی در تک‌تک افراد می‌شود. در تشخیص علیت مسئله فقر هم با کمال تأسف نوعی آشفتگی در بین سیاست‌گذاران ما در کشور وجود دارد. نمی‌شود بدون درک درست از واقعیات و پیامدهای فقر صرفاً در پایتخت نشت و نسخه کاهش فقر در مناطق فقیر را تجویز کرد. به نظر نگارنده یکی از مشکلات اساسی که به‌نوعی در پس‌زمینه ذهنی تصمیم گیران و تصمیم سازان درباره چاره‌جوئی فقر وجود دارد این است که آن‌ها معتقدند که فقر فقرا نتیجه تصمیمات بد خودشان بوده و طبعاً مسئولیت هم با خودشان است ولی در واقع نتایج پژوهش‌های دانشگاهی خلاف این ذهنیت را نشان می‌دهد و فقرا چون بیشتر مواقع فقیر بودند تصمیمات بدی گرفتند؛ به تعبیری دیگر، علیت معکوس وجود دارد. این علیت معکوس به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که کجا را هدف‌گذاری کند. اگر اشتباه از فقیر بود باید او ملامت می‌شد، اما اگر اشتباه از فقیر نباشد و علیت معکوس اتفاق افتاده باشد، داستان متفاوت خواهد بود و سیاست‌گذار باید هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد؛ بنابراین تشخیص جهت علیت مساله بسیار مهمی در حوزه تصمیمات سیاست‌گذار است و می‌تواند زندگی فقرا را به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد. فقر و بداقبالی امری ذاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم همانند لرستان نیست و سیاست‌گذاران دولت جمهوری اسلامی بایستی چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به فقر در برابر مردم این مناطق قرار دهند. در عجبم که چرا مدیران عالی استانی و کشوری نسبت به این‌همه پژوهش‌های دانشگاهی که با پیمایش‌های میدانی دقیق آثار زیان‌بار پدیده فقر را مورد کنکاش قرار داده‌اند بی‌اعتنا هستند البته طبیعی است آنچه که از دل این پژوهش‌ها بیرون می‌آید آن چیزی نیست که مطلوب سیاستمداران باشد چرا که آن‌ها اغلب دنبال عوام‌گرایی و طرح‌های جذاب و عامه‌پسند و صدالبته بی‌نتیجه هستند. مردم رنجدیده استان‌های محروم برای رهایی از وضع فلاکت‌بار نیازمند ترحم و دلسوزی‌های بیجا نیستند بلکه انتظار حداقلی از دولت‌ها این است که زیرساخت‌های لازم را برای توسعه در این مناطق و رفع بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها فراهم سازند آنگاه خواهند دید که فرهنگ کار و توسعه در این مناطق چگونه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید فقر نه یک ناکامی شخصی بلکه محصول شکست ساختارهاست. در واقع، فرد هر چقدر که واجد شایستگی باشد و اراده تغییر شرایط را نیز داشته باشد، ساختار اجازه نمی‌دهد که چنین تغییری به وقوع بپیوندد. جداول منتشرشده از طرف مرکز آمار ایران در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که لرستان به رویه مألوف سال‌ها و ماه‌های گذشته از نظر نرخ تورم، فقر و فلاکت همچنان در بالای جدول قرار دارد و با تأسف و تأثر عمیقاً این احساس عمومی وجود دارد که ظاهراً چشم‌انداز روشنی برای تعدیل جایگاه لرستان و بهتر شدن اوضاع حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت وجود ندارد. روزمرگی مدیران عالی استان و همچنین ضعف مفرط در تحرک بخشی به فعالیت‌های اقتصادی استان از سوی نهادهای متولی استانی و کشوری به این بدبینی دامن زده است. معتقدم برخی مدیران عالی استان به خاطر ناکارآمدی در وجدان جمعی مردم لرستان استیضاح و برکنار شده‌اند و چه خوب بود که آن‌ها به احترام افکار عمومی استان که به‌شدت از عملکرد آن‌ها گلایه دارند اولاً عذرخواهی می‌کردند و ثانیاً استعفا می‌دادند و میدان را برای افراد توانمند و دلسوز خالی می‌کردند. آیا این توقع حداقلی نیست؟ لرستان بیش از این سزاوار کم‌توجهی‌ها نیست. مطالبه اصلی تک‌تک مردم عزیز، متنفذین و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان بایستی خروج از این وضعیت دردناک و ترسیم افقی روشن در دوره زمانی قابل‌دسترس باشد. به امید آن روز!


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • آمار بالای فقر و بیکاری در لُرستان

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لُرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لُرستان روا داشته می‌شود. قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از کشورشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است! این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی لُرستان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، خادمی استاندار فعلی لرستان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان، برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست! مقصر وضعیت اسفبار لرستان برعهده مدیران و مسئولان است. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به بارآورده شان به این مردم بدهند. امروز اگر برای مردم مستضعف فریادی بر سر مدیران نالایق نکشید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که "لُرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده" بایستی آغازگر موج‌ مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف جامعه باشیم؛ و خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌داریم این انقلاب برخاسته از انفاس ملت بوده، آنرا متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت وقیحانه مدیرانِ مقصر را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی، خواهیم شکست.


  • نونهَر مِن و گالون جافر

    یکسری از نمایندگان لُر در ادوار مختلف فقط رای لُر را می‌برند ولی هیچکاری برای منافع لُرها نمی‌کنند. متولد و بزرگ شده بلادلُرنشین هستند، رگ و خون و گوشتشان از لُرستان است ولی به ضرر لُرها کار می‌کنند حتی مدافع منافع و اهداف قومگرایان شورکات (کویر) هم می‌شوند که عالم و آدم را پان و قومگرا و زیاده خواه می‌بینند و می‌نامند به جز خودشان را! مثلی داریم که برای توصیف اینحال مناسب است: نونهَر مِن و گالون جافر!!! نانخور من است ولی گاوهای جعفر را به چِرا می‌برد! سالهاست مجلس در ایران، خروجی مهم و تاثیرگزاری نداشته، چون نه قانون مهمی از آن بیرون آمده و نه قدرت چانه‌زنی دارد. بطوریکه دولت بدون ارجاع به نظر نمایندگان، تصمیم به افزایش قیمت بنزین گرفت! به واقع تنها خاصیت مجلس برای کلانشهرهاست که بواسطه نمایندگانشان پتوی رانت و منابع را روی خود بکشند. لُرستان هیچگاه درگیر با جریان‌های سیاسی کشور نبوده و باوجود اینکه در انقلاب و جنگ سینه خود را سپر کرده و در جریان اصلاحات و اصولگرایی ایفای نقش نموده، از کمترین توجه و موهبت این اح اب برخوردار شد! سالهاست مدیر درجه یک و توانمندی پای به لُرستان نگذاشته و همیشه حیات خلوت لابی سیاسیون کشور بوده که ته مانده نیروهایشان را روانه لُرستان کردند. اکنون نیز در تمام شاخصها، از فقر گرفته تا بیکاری، در صدر آمارهای کشوراست. با این وضعیت، نمایندگان لُرتبار نباید خود را درگیر کشمکشهای سیاسی ایدئولوژیک کنند و توان خود را معطوف به جذب بودجه برای کاهش مشکلات بیشمار نمایند. داستان رد اعتبارنامه تاجگردون که از نمایندگان پرتلاش و بانفوذ لُر، در مجلس بود و بر هویت قومی خود تاکید داشت و علاوه بر حوزه انتخابیه خود، برای بلادلُرنشین ازجمله لُرستان تلاش می‌نمود چرا باید از حمایت همه‌جانبه نمایندگان لُر برخوردار نشود؟ چرا نمایندگان لُر منافع حزبی سیاسی را بر منافع قومی ترجیح دادند؟ خطاب به ایشان باید گفت؛ در خوشبینانه ترین حالت، این خودشیرینی ها برای جریان اصولگرا، دوختن کلاهی از این نمد برای خودتان است و نه نوایی برای مردم لُر! آنچه درطول سالها برای همگان به اثبات رسیده اینست که منابع و رانتهای دولتی نه به‌صورت جناحی_سیاسی، بلکه به‌صورت قومی در کشور توزیع شده و تلاش فعالان رسانه‌ای لُر در راستای "قومگرایی" را باید به راهکاری برای مقابله با "قوم محوری" در کشور بدانیم! بی‌تردید تضعیف نمایندگان سختکوش و صاحب نفوذ قوم لُر، با اهداف ایدئولوژیکی جناحی، جز زیان هرچه بیشتر، عایدی برای قوم لُر و مشکلات بدون پایان آن نخواهد داشت.


  • ماهیت گروه فشار بر دکتر تاجگردون را بشناسید

    سکوت تیم زاکانی پس از مصاحبه دکتر تاجگردون: پس از برگزاری کنفرانس خبری گروه زاکانی و ارائه اتهاماتی که شش ماه است در فضای مجازی بر علیه دکتر تاجگردون دارد انجام میگیرد، لبریز شده و شورای نگهبان با اطلاع از آن و‌ بررسی چندباره اش به تایید نماینده گچساران و باشت پرداخته بود. تاجگردون مدتی به سکوت خود ادامه داد ولی در هفته اخیر همزمان با مصاحبه‌ها و افشاگریهای رگباری تاجگردون، اتهاماتی از سوی برخی هواداران تاجگردون ‌و فعالان رسانه ای در سطح کشور مطرح شد و احتمالاً در روزهای آینده ادامه ‌خواهد یافت. اتهاماتی مثل: ۱- استفاده اعضای تیم زاکانی از قدرت در راستای نفوذ باواسطه در ابرشرکتها و هلدینگهای مهم اقتصادی. ۲- شراکت تودرتوی اعضا در موسسات خیریه فراوان که شائبه مسایل مبتلا به اینگونه موسسات را به میان آورده است. ۳- شراکت اعضای ‌گروه زاکانی با فامیل دیگر اعضا در شرکتهای مهم و‌ خیریه ها و ‌موسسات فرهنگی. ۳. نقش احتمالی زاکانی در اعطای قراردادهای فربه به نفع شرکت داماد و فرزندش بویژه خندوانه. ۴. تاثیر نقش مهم دکتر تاجگردون‌ در استیضاح وزیران راه و‌ کار و در پی آن استعفای مدیرعامل شرکت هواپیمایی آسمان که اتفاقاً برادر زن علی‌اکبر کریمی نماینده اراک و یکی از اعضای اصلی گروه تخریبی بر علیه دکترتاجگردون بوده است. ۵. قرارداد ۵۰۰ میلیون تومانی شخص زاکانی با سازمان تبلیغات اسلامی ده سال پیش که رقمی دهها میلیاردی درحال حاضر بوده است و ابهام در چگونگی انجام آن قرارداد و نحوه خرج کرد آن، توسط وی به نمایندگی از رسانه پنجره. ۶. شائبه ها در اعمال نفوذ یک مقام بلندپایه وزارت علوم در ارتقا علمی یک عضو گروه زاکانی و همسرش که علیرغم افشاگری ها هنوز هیچ پاسخی بیرون داده نشده است. ۷. هم نشانی بودن موسسه خیریه با نشانی حزبی جمعیت رهپویان که نحوه تصاحب ساختمان در یکی از بهترین نقاط پایتخت نیز مشخص نمی باشد. ۸. علیرغم تعهد رسانه‌ای برخی اعضا به عدم دریافت امتیازات مسکن، ماشین و تسهیلات دیگر، هنوز اعضا روشنگری در این زمینه نداشته اند و احتمال می‌رود نتوانسته باشند از مبالغ بالا چشم بپوشند. چون دکتر تاجگردون دو دوره ریاست کمیسیون برنامه و بودجه مجلس را داشته‌اند و سه بار پیاپی از طرف مردم با رای بالا به مجلس راه یافتند لذا برای حذف این مهره انقلابی در مجلس، شروع به جنگ روانی و اتهاماتی علیه ایشان شدند اما هیچکدام از اتهامات هنوز ثابت نشده و برخلاف تمام رویه های قانونی و علی‌رغم تایید چندباره شورای نگهبان و کمیسیون تحقیق مجلس، دوبار اعتبارنامه ایشان را به صحن مجلس بردند و در جلسه‌ای غیرعلنی!!! اعتبارنامه ایشان را رد کردند! امیدواریم قوه‌قضاییه با جدیت پیگیر حق دکتر تاجگردون نماینده گچساران و باشت در مجلس باشد.


  • چِرا؟ کلمه ممنوعه است

    چِرا کلمه ممنوعه است که ریشه مصائب و مشکلات ما لُرهاست. شما آزادید که به چَرا مشغول باشید اما حق ندارید که بگید چِرا؟ روایت است در شب‌های سرد زمستان، دو گرگ گرسنه بهم می‌رسند. از ترس روبروی هم می‌نشینند و مواظب یکدیگرند که یکی آن دیگری را از شدت گرسنگی پاره نکند. کم‌کم گرگان دیگر می‌رسند و همه دور هم می‌نشینند و مواظب یکدیگر پلک نمی‌زنند. هر بار یکی خسته می‌شود و پلک می‌زند، بقیه بر سرش می‌ریزند و پاره‌پاره‌اش می‌کنند و متوجه نیستند که زمان پاییدن یکدیگر، شاید شکارهایی رد شده‌اند و آنها ندیده‌اند. شاید اگر هرکدام از آنها حرکتی می‌کردند، وضعشان این‌همه دردناک نبود! ماجرای حذف تاجگردون همان حکایت حلقه گرگ‌هاست و تراژدی نکبت‌بار آدمیزاد. کار تاجگردون کوششی بود برای پُر کردن خندق های ذهنی ما! نمایندگان شورکات (کویر) بعداز کلی جنجال رسانه‌ای هنوز پاسخ روشنی به جُرم تاجگردون نداده اند و برخلاف رویه قانونی دوبار حذف او را با چراغ سبز رییس مجلس به رای گذاشتند! استان کهگیلویه فقط سه نماینده داشت که حاذق ترینش را سر بریدند! آیا این افتخار نیست که نماینده شهرلُرنشین گچساران دو دوره رییس کمیسیون برنامه وبودجه مجلس باشد؟ نجابت نماینده شیراز و نادری نماینده تهران از هر کوششی برای حذف تاجگردون کوتاهی نکردند بعد اعلام می‌کنند: پیگیر مطالبات مردم گچساران و باشت هستیم!!! وقتی مردم کهگیلویه یک مُلالغتی بنام موحد را به مجلس می‌فرستند و او هم برعلیه تاجگردون رای می‌دهد چه انتظاری از نماینده شیراز و قم و اراک دارید؟ هرچند که تمام نمایندگان بلادلُر به حذف تاجگردون رای دادند. اقوام دیگر جمعی کار می‌کنند ولی لُرها فردگرا ‌هستند. اقوام دیگر می‌نشینند عیوب همدیگر را نقد می‌کنند، ولی ما لُرها از نقد میترسیم. اقوام دیگر قبیلە گرا نیستند ولی ما قبیلە گراییم. اقوام دیگر بە بزرگانشان با هر اندیشەای کە باشند احترام می‌گذارند ولی ما لُرها دراین راستا کوتاهی می‌کنیم. اقوام دیگر باهم همکاری می‌کنند ولی ما لُرها دشمنی. قوم ریسمان اتحاد است، ولی در میان ما نە. قومیت دنیای وسیعی است؛ بە همە قالبها و موضوعات توجە کنید (مشکلات اقتصادی، نبود زیرساخت، انتقال آب، زبان، پاسخ به دروغ پانها) بلندپروازی نکنید و بە واقعیتها نگاە عالمانه داشتە باشید نه سطحی. ابتدا باید حس همگرایی بین لُرها را تقویت کنیم تا بتوانیم در سطح ملی دیده شویم. فردگرا نباشید. از همە افراد با هر اندیشە دعوت بە همکاری کنید. از نهادها کمک بگیرید اما وابستە بەهیچ نهادی نباشید. از قبیله‌گرایی پرهیز‌ کنید کە قبیلەگرایی باعث انحطاط است. یکجانبە گرا نباشید. نمیتوانیم در تمام حوزه‌ها ورود و کارها را نصفه و نیمه رها کنیم باید گام به گام جلو رفت. کاری نکنید کە گرفتار مسائل سلیقەای و انحرافی شوید. شاگرد پروری کار شایسته‌ای است اما مریدپروری نە. استعدادهای جوان را پیدا، پشتیبانی و حمایت کنید.


  • نمایندگان ضعیف لُر

    دیشب تا الآن بواسطه ادعای عجیب دکتر ویسکرمی خوابم نبرده است! حد نصاب خاص رای ایشان هم پیشکش زاکانی و نایب رئیس رکوردشکن صندوق رای! وقتی جای آزادمردان خالی بماند باید هم قوم لُر دستمایه تحقیر و دروغگویی قرار بگیرد. اصلاً بحث از شخص تاجگردون گذشته و اینک ماییم و تاجی که بجای سر سرفرازان در انبان شعبده های زاک تباران قرار گرفته است. قوم لُر حالا خود را بر سر دو راهی خاصی می‌یابد، یا باید ادعای ویسکرمی را دراین وکالت بپذیرد یا زبان به اعتراض بگشاید، و اینک ماییم و یک صدای بلند اعتراض به امپراطوری دروغی که بیشتر طنز تلخ زاکانی را جلوه گرست! ما دراین ادعای نماینده خرم‌آباد هیچ شراکتی را قبول نکرده و او را به همان زاکانی جدید (تاریخ وارونه ایران) حوالت می‌دهیم. از این دروغ آشکار و آن ظلم غیرقانونی مجلس مشروط یازدهم و برای اعتراض هم که شده، تاجگردون را نماد تاج به غارت رفته قوم لُر از مشروطه تاکنون خواهیم ساخت. تاجی که اگرچه بر چرخ گردون زیبنده است ولی در انبان دروغ و فریب و تسویه‌حساب خانوادگی به سرقت رفته است! سکوت تمام لُرتباران لاحق مجلس استصوابی را دراین ماجرا فراموش نخواهیم ساخت. گمان هم نمیکنیم هیچ قدرت یافته ای در این سالها، چندان عاری از رانت و تجمیع یاران در مناسبات باشد. گر حکم کنند که مست گیرند_در شهر هر آنکه هست گیرند. بیسوادانی که نه مجلس انقلابیشان به درد مردم فقیر و بیچاره لُر خورده و نه قلم و گفتار عدالتخواهانه شان یک جمله برای مردم محروم لُرستان نوشته و گفته است! سالها کاسه لیسی برای شورکات (کویر) و پر کردن جیب خود، کار این مُلا لغتهاست و اکنون نیز خوش خدمتی خود را به اربابانشان با خیانت به مردم لُر نشان دادند. علی‌محمد سوری لکی و علی عنایت نمایندگان مجلس سوم، امتیاز پالایشگاه وپتروشیمی خرم‌آباد را در قبال مبلغ بسیار ناچیزی که رشوه گرفتند به اراک فروختند! صیمخو بیرانوند بیانیه تشکیل فراکسیون مناطق کُردنشین را امضا کرد! و ملکشاهی در مجلس هفتم بودجه عمرانی لُرستان را برگشت داد! فلاکت لُرستان حاصل خیانت این پوفیوزهای سیاسی است و ربطی به تاجگردون ندارد.


  • دکتر مرتضی محمودوند

    نطق مرتضی محمودوند یک نطق جسورانه بود. مرتضی محمودوند در گام اول و نطق اول بدون هرگونه رودربایستی سیاسی ، چشم اندازها و مبنای حضور اش در مجلس را به مردم و مسئولین اعلام کرد،ظلم معیشتی و فلاکتی که در این چند دهه بر مردم لرستان وارد شده قابل مقایسه با هیچ استانی در کشور نمی باشد و چقدر شجاعانه مرتضی گفت که این ظلم ها نباید پایدار بمانند، در جایگاه یک فعال سیاسی چند توصیه برادرانه با مرتضی محمودوند مطرح می کنم؛ جناب محمودوند هرگز نطقهای انتخاباتی تان را فراموش نکنید چونکه اگر شما فراموش کنید، ملت هیچگاه فراموش نخواهند کرد. دراین چند دهه چه بسیار نمایندگانی را در فراخور اهداف شان دیده ایم: که با نطق های آتشین شروع کردند و با سرافکندگی تمام به خط پایان رسیدند وقتی قرار است زبان فقر و فلاکت و مهاجرت لرستان باشید، وقتی از ظلم نان و کار سخن به میان می‌آورید. بسیار مراقب باشید با افیون مدیرگزینی برای جلب رضایت جمعی کوچک شما را از اهداف تان دور کنند، سلامت شما نکته ی برجسته و بارز شما هست که خدا را شاکریم و شکی نیست شما سربلند خواهید بود. بیش از یک دهه است جمع توسعه اندیش دوستان ما، فقر و فلاکت لرستان را با آمارهای مستند و مستدل فریاد می زند؛ بر این اساس شایسته است نمایندگان مردم و از جمله مناطق توسعه نایافته و محرومی نظیر لرستان در مجلس، نقش نمایندگی را دریابد و متوجه باشند که نمایندگی با شان مدیریت اجرایی و حزبی و نقش روشنفکری و منتقد فرق دارد، نماینده موظف است در عرصه قانون گذاری و نظارت بر اجرای قوانین مصوب مجلس به نمایندگی از ملت ایفای نقش کند. پررنگ کردن نامه نگاری های روزانه و غالبا بی فایده خطاب به دستگاه های اجرایی محلی، یک انحراف جدی از نقش نمایندگی است دخالت های بی مورد در امور اجرایی دستگاه های محلی و پذیرش نقش کاریابی رای دهندگان و اعضای ستادهای انتخاباتی ، انحراف از رسالت سنگین نمایندگان و هدر دادن عمر نمایندگی است. البته عادت چند دهه ی ملت را نمیتوان ترک داد اما می توان اولا نامه نگاری هایی را که خود نگارنده هم میداند اثری ندارد کاهش داد. ثانیاً بجای مکاتبه و ارتباطات مستمر بی نتیجه با مسئولان محلی منحصرا موارد قابل دفاع را با هئیت دولت و وزرا در میان بگذارید البته کسب اطلاعات واقعی و مستند مستلزم مصاحبت با مردم به ویژه نخبگان است. همانطور که بدفعات اشاره کردیم لازم است اجماع نمایندگان استانی با تشکیل کار گروه های قوی و کارآمد و با اخذ اطلاعات و داده های واقعی از سازمان های دولتی ، نهادهای مدنی و بخش خصوصی مستندات محکمی جمع آوری و زمینه ساز تنظیم سند جامع توسعه استراتژیک منطقه باشند. اکنون باید بدانید که تاکنون نمایندگان چند سند، طرح و برنامه پیشنهادی در راستای توسعه استراتژیک استان برای تبدیل شدن به قانون، با محوریت نمایندگان استان به مجلس و دولت ارائه شده است، چرا در این ده دوره یک طرح مستقل توسط نمایندگان مردم استان های محروم -نظیر لرستان -ایلام- چهارمحال بختیاری برای ارائه به مجلس تنظیم نشده است، تهیه سند استراتژیک برای توسعه استان متاسفانه با تغییر مکرر مدیران موجب نپرداختن به طرح های بلند مدت شده است. مرتضی محمودوند نماینده مردم خرم آباد در نظر داشته باشید.: پس از تعیین چشم انداز و سیاست های کلی نظام و اهداف استراتژیک ملی که جزو اختیارات و وظایف رهبری نظام است، هدف گذاری بخش ها و مناطق مختلف و تعیین استراتژی های مربوطه، برعهده مجلس است. دولت نیز ضمن تصمیم گیری در مورد خط مشی ها و تدوین دستورالعمل ها و انتخاب روش های مناسب، وظیفه اجرای چشم انداز، اهداف استراتژیک و استراتژی های مصوب رهبری و مجلس را برعهده دارد. اگر این تقسیم کار قانونی را بپذیریم《که عاقلانه است بپذیریم》مجلس و دولت توامان نقشهای مهمی در تصویب اسناد توسعه مناطق و اجرای آن برعهده دارند. شاید قضاوت درمورد اینکه نقش کدامیک مهمتر است آسان نباشد اما آنچه مسلم است این که بدون وجود سند استراتژیک اثربخش، نمی توان انتظار اجرای کارآمد برنامه های بلند مدت و سالانه را داشته باشیم. لذا ضرورت دارد با نشست های مکرر نمایندگان درون استانی و استانهای محروم زاگرس نشین از یک استراتژی درون مجلسی با عنوان فراکسیون استفاده شود. آرزومند موفقیت و سربلندی برای شما و نمایندگان استان را داریم و برای یاری شما از هیچ کوششی فروگذار نخواهیم بود.


  • با آمار شیطنت بازی نکنید

    با آمار شیطنت بازی نکنید: طی گزارش فصلی مرکز آمار ایران که به‌تازگی منتشر شده است، مشخص شد که برآورد نقطه‌ای نرخ بیکاری لرستان در بهار 99 به 21 درصد رسیده که نسبت به فصل مشابه سال قبل (16.3 درصد) افزایش قابل‌ملاحظه‌ای داشته است. درواقع، لرستان تنها استانی است که در بهار 99 نرخ بیکاری آن از 20 درصد فراتر رفته است. البته لرستان از دیرباز وضعیت مطلوبی از نظر اشتغال نداشته و صرف‌نظر از بررسی‌های فصلی، در گزارشات سالیانه نیز که در سال‌های اخیر منتشر شده‌ شواهدی دال بر بهبود چشمگیر وضعیت اشتغال مشاهده نمی‌شود. شاید مهمترین عامل تاثیرگذار در افزایش نرخ بیکاری لرستان در آمار اعلام شدۀ اخیر، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی باشد و تا حدودی این موضوع را می‌توان ناشی از اثرات منفی ویروس کووید 19 بر وضعیت جمعیت شاغل استان دانست که عمدتاً در مشاغل روزمزد و کسب‌وکارهای بازاری مشغول به‌ کار هستند؛ بنابراین با توجه به وضعیت نامطلوب اشتغال در لرستان و آمارهای اعلام شده در فصل‌ها و سال‌های گذشته و همچنین پیامدهای ناشی از کروناویروس، این جایگاه آماری لرستان از نظر نرخ بیکاری تا حدودی منطقی به‌نظر می‌رسد. این درحالیست که ظاهراً سید موسی خادمی، استاندار محترم لرستان، این آمارها را دور از انتظار می‌داند. به گزارش یافته، استاندار لرستان روز سه‌شنبه 24 تیرماه 99 به این آمار اعلام شده توسط مرکز آمار ایران واکنش نشان داده و در گفت‌وگو با خبرنگار صدا و سیما اعلام نموده که بخشی از ارقامی که در این گزارش آمده از دقت و کارشناسی لازم برخوردار نیست و گاهی ناشی از شیطنت است. البته دقت در اندازه‌گیری‌های آماری همیشه مورد بحث است و بخصوص در رابطه با پدیده‌های اجتماعی همواره سعی می‌شود تا از داده‌های به‌روز شده استفاده شود تا درصد خطا کاهش یابد و یکی از دلایل انتشار آمارهای فصلی نیز همین است؛ بنابراین نظارت کافی برای جمع‌آوری صحیح داده‌ها می‌تواند تا حد زیادی دقت نتایج نهایی را بالا ببرد. در این مورد خاص احتمالاً جناب استاندار می‌دانند که متولیان جمع آوری داده‌ها چه نهادها و سازمان‌هایی هستند و برای آمارهای بعدی می‌توانند نظارت بیشتری بر کار آن‌ها داشته باشند؛ اما درمورد شیطنت‌های احتمالی نمی‌توان مطمئن بود چه کسانی ممکن است اینکار را انجام دهند و یا اصلاً چرا باید اینکار انجام شود و حقیقتاً این موضوع نادرست به نظر می‌رسد. به‌عنوان یک کارشناس آماری ریشۀ اینگونه واکنش‌ها را در عدم آگاهی درست از علم آمار می‌بینم. متاسفانه برخی گمان می‌کنند که علم آمار یعنی جمع‌آوری داده‌ها و اعلام برخی شاخص‌ها برای آگاهی‌بخشی از وضعیت موجود، درحالی‌که این یک قدم ابتدایی است و قسمتی که عمدتاً نادیده گرفته می‌شود استفاده از داده‌های در دسترس برای پیش‌بینی آیندۀ احتمالی و برنامه‌ریزی درست برای مواجهه با آن می‌باشد. معمولاً کشورهایی که به‌طور تخصصی و هدفمند از علم آمار استفاده می‌کنند از نظام اقتصادی قوی برخوردار هستند و در بحران‌های پیشِ رو موفق‌تر عمل می‌کنند چراکه با آنالیز داده‌ها و مشخص کردن تغییرات موجود در رفتار داده‌ها آیندۀ احتمالی را پیش‌بینی می‌کنند و برای مواجهه با آن آماده می‌شوند؛ بنابراین درک درست مسئولین از آمار و بهره‌گیری از آن برای برنامه‌ریزی در سطوح مختلف به آن‌ها این توانایی را می‌دهد تا در برخورد با بحران‌های احتمالی آمادگی بیشتری داشته باشند و موفق‌تر عمل کنند. در سال‌های اخیر، آمارهای اعلام شده از نرخ بیکاری لرستان همواره نمایانگر مسیر ناهموار اشتغال در این استان بوده و اگر این آمارها توسط مسئولین جدی گرفته می‌شدند و برنامه‌ریزی درستی براساس آن‌ها انجام می‌شد احتمالاً امروز اشتغال در لرستان از وضعیت بهتری برخوردار بود؛ اما متاسفانه هربار این آمارها تا حدودی جدی گرفته نشدند و اخیراً هم که جناب استاندار آن را محصول بی‌دقتی در گزارشات و ناشی از شیطنت دانسته‌اند. بهتر است به جناب استاندار یادآوری شود که در طول دورۀ مدیریت ایشان بارها مشابه این آمارها اعلام شده و اگر اهمیت داده می‌شد و اقدام مؤثری از سوی دستگاه‌های اجرایی و تحت مدیریت ایشان صورت می‌گرفت شاید اکنون شرایط به‌مراتب بهتر بود. در واقع، نه‌تنها آمار مربوط به بیکاری بلکه آمارهای دیگری نظیر نرخ بالای تورم، قیمت بالای خرید و رهن واجارۀ مسکن و همچنین گزارشات مربوط به شاخص‌های اقتصادی نظیر شاخص فلاکت که اخیراً براساس آن لرستان به‌عنوان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد همگی نشان‌دهندۀ ناکارآمدی و ضعف مدیریتی در لرستان است. انتظار آن می‌رود که جناب استاندار به‌عنوان نمایندۀ عالی دولت در استان لرستان درمورد این همه آمار نامطلوب اعلام شده در طول دورۀ مدیریتشان به مردم استان پاسخگو باشند.


  • فقر اقتصادی مقدمه فقر فرهنگی است

    نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در نطق میان دستور: آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد ونجات لُرستان نیازمند عزمی ملی است. عدم استفاده از امکانات و توانمندی‌ها صدمات جبران‌ناپذیری به کشور می‌زند. عضو کمیسیون امور داخلی کشور در مجلس گفت: شایسته نیست مردم لرستان زیر بار بی‌تدبیری و سختی از فقر، صدای شکسته شدن استخوان‌هایشان به گوش برسد در حالی که لرستان سرافراز یکی از منابع تولید قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. به گزارش یافته، "مرتضی محمودوند" در نشست علنی صبح امروز (چهارشنبه، 25 تیرماه) مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور خود با بیان اینکه باید به ظلم پایان داد و هیچ ظلمی پایدار نیست، گفت: امتحان تاریخی این مجلس باید پایان دادن به ظلم فرهنگی، اجتماعی و معیشتی در کشور باشد. نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در مجلس شورای اسلامی در ادامه با بیان اینکه مردم لرستان مردمی شریف در اندیشه و عمل، قانع و سخت‌کوش هستند که سال‌ها منافع آن‌ها در بی‌تدبیری‌ها و کوته‌فکری‌ها گم شده است، اظهار داشت: این مردم در زیستگاهی 54 هزار ساله زندگی می‌کنند، در کوهستانی که تمدن انسانی است؛ این مردم اندیشه‌ورز، مدافعان شجاع و سرسخت سرزمین مادر در برابر حکومت‌های جبار بوده‌اند. وی افزود: شایسته نیست که این مردم زیر بار بی‌تدبیری و سختی از فقر، صدای شکسته شدن استخوان‌هایشان به گوش برسد در حالی که لرستان سرافراز یکی از منابع تولید قدرت در نظام جمهوری اسلامی است. وی در ادامه با بیان اینکه امروز لُرستان در ظلم و بی‌توجهی، شاخص اول فلاکت و مقام نخست بیکاری در کشور است، اظهار داشت: بیکاری پنهان در لرستان بالای 40 درصد بوده درحالی‌که مادر تمام مشکلات روحی، روانی، خانوادگی، اقتصادی و اجتماعی است. تأمین معیشت روزانه برای برخی خانواده‌ها غیرممکن شده است. محمودوند در ادامه با بیان اینکه لرستان بزرگ با منابع طبیعی سرشار، مراتع و کشاورزی، هوای معتدل و باران کافی، همچنان در آتش فقر می‌سوزد، عنوان کرد: دیار باشکوه و تمدنی جهانی با مردمانی بی تکرار، در مهر و محبت مانند لرستان پارسی تبار که مربوط به ایران بزرگ است امروز از جور و جفای بی عدالتی و بی‌برنامگی از نفس افتاده است. این نماینده مردم از استان لُرستان در مجلس یازدهم ادامه داد: نجات این استان نیاز به عزمی ملی داشته و اگر روزی که مقام معظم رهبری عدالت اجتماعی با محوریت عدالت توزیعی را اکسیر برنامه‌ریزی می‌دانستند، توجه می‌شد امروز فرسنگ ها فاصله میان مردم دیار من و شما به وجود نمی آمد. اگر مجلس به عنوان عصاره فضائل است پس باید بدانیم فضیلت اخلاقی امام علی (ع) می‌گوید کسی که از فقر در سختی است نباید مسئولی در آن کشور سر آرام بر بالین بگذارد. وی در ادامه خطاب به رئیس جمهور گفت: در اندک فرصت باقیمانده برای یاری‌رساندن به مردم شریف لرستان چه برنامه‌ای دارید؟ چرا حداقل یک روز از ریاست رو به اتمام خود را در منزل یکی از تنگدستان نجیب دیار من، لرستان مظلوم سپری نمی کنید تا طعم تلخ درد را بچشید؟ آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد؛ می‌خواهم بدانم آیا از فقر فقرا دردمندید؟ عدالت ملی کجاست؟ نباید مردم را با آمار غلط و ساختگی فریب دهیم. محمودوند همچنین با بیان اینکه بیکاری در لرستان بیداد می کند، عنوان کرد: بدون شک اگر از تمام امکانات، منابع و توانمندی‌ها برای این تکلیف ملی استفاده نشود، لطمات بعدی بی‌تدبیری، صدمات جبران‌ناپذیری را برای کل کشور به بار می آورد. نماینده دولت در همین جایگاه در خصوص برنامه‌وبودجه اعلام کرد که کفگیر به ته‌دیگ خورده است که باید خطاب به دولتمردان بگویم بیش از 40 سال است که برای مردم مظلوم لرستان کفگیر به ته دیگ رسیده و از این به بعد قرار است چه مصیبتی بر سر مردم این منطقه بیاید. عضو کمیسیون امور داخلی کشور و شوراهای مجلس شورای اسلامی در پایان بیان حقیقت به مردم واجب دانست و خاطرنشان کرد: مردم لرستان برای تهیه نان به نانوایی رفته و نان قرضی می‌گیرند و این اتفاق برای زمانی بود که بودجه داشتیم لذا امروز که می‌گویند کفگیر به ته دیگ خورده است، مردم استان چگونه باید این ظلم و ستم را تحمل کنند. آقای روحانی! فقر و گرسنگی نیازی به آمار و ارقام ندارد و نجات لرستان نیازمند عزمی ملی است.


  • رشد روزافزون بیکاری در لُرستان

    جولان روزافزون بیکاری در لرستان و بی‌برنامگی مدیران: خبرگزای فارس لرستان، علی قربانی- جدیدترین داده‌های مرکز آمار ایران به عنوان بالاترین مرجع سیاست‌گذاری در زمینه آمارهای رسمی در کشور نشان می‌دهد که لرستان در بهار 99 در شاخص نرخ بیکاری با 21 درصد همچنان رکورددار بیکاری در کشور است. حال سوال اینجاست که آیا این رکورد زنی بی سابقه توانسته است زنگ هشدار را برای مدیران ارشد استان به صدا درآورد و آنها را نسبت به پیامدهای منفی و نگران کننده این وضعیت هوشیار نماید. این روزها بیش از هر اخبار دیگری رکورد زنی فلاکت و بیکاری، سرزمین چشمه‌های جوشان و آبشارهای خروشان و نخستین خاستگاه تمدن‌های بشری را آزار می‌دهد. سرزمین چهار فصل و بکر لرستان که می‌توانست به واسطه طبیعت بکرو دیدنی، معادن غنی طبیعی، سفره‌های زیر زمینی، با ارزش‌ترین ذخایر جنگلی جهان و موقعیت‌های بی نظیر دامپروری، شیلات،کشاورزی و باغداری توجه مخاطببین را به خود جلب کند، امروز به عنوان بیکارترین و فقیرترین استان کشور معرفی می‌شود و بیش از هر چیز دیگری نجابت، مهمان نوازی و سخاوت مردمان اصبل و ریشه دار آن به نشانه گرفته می‌شود. براساس اطلاعات مرکز ملی آمار ایران نرخ بیکاری در بهار 98 در استان لرستان 16.3 درصد عنوان شده که با سپری شدن یکسال نه تنها هیچ اقدام تاثیرگذاری برای کاهش نرخ بیکاری در استان صورت نگرفته است؛ بلکه با رشدی تقریباً 5 درصدی این نرخ در بهار 99 به 21 درصد رسیده و مهمترین پیام این آمار می‌تواند این باشد که پیامدهای کرونا ویروس بیش از آنکه مردم را خانه نشین کرده باشد و رونق کسب و کار را در این استان به چالش بکشاند، مدیران این استان را به ورطه بیکاری و روزمره‌گی کشانده و آنها نتوانسته‌اند عملکردی قابل دفاع در کاهش نرخ بیکاری از خود بروز و ظهور دهند. سیدموسی خادمی استاندار لرستان در نخستین واکنش رسانه‌ای خود نسبت به این آمارها تشکیک ایجاد کرده و آن را بیشتر نشانه شیطنت و دست کاری غلط در آمار اعلام کرده و می‌گوید: «بخشی از این آمار و ارقام که اعلام می‌شود از دقت کارشناسی برخوردار نیست.» وی بیکاری را از پیامدهای ثابت و انکارناپذیر استانهای زاگرس نشین اعلام کرده و ادامه می‌دهد: «نرخ بیکاری و تورم در این استانها همیشه بالا بوده و هست.» این تشکیک در حالی عنوان می‌شود که مرکز ملی آمار ایران به عنوان بالاترین مرجع سیاست‌گذاری در زمینه آمارهای رسمی کشور و از نهادهای دولتی زیر مجموعه سازمان برنامه و بودجه است که آمارهای آن برای مدیران و دست اندرکاران قابل استناد و اعتماد است و مدیران دستگاه‌های اجرایی در بیان گزارشات خود باید به آمارهای این مرکز استناد کنندو این انکار از زبان عالی ترین مقام دولت در استان بسیار عجیب و غیر منتظره به نظر می‌رسد. ناگفته پیداست که رفاه و معیشت مردم تحت تاثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش داده و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد و بر همین اساس باید پذیرفت پس لرزه‌های شاخص بیکاری و تورم در لرستان در مرحله هشدار قرار گرفته است و نباید نسبت به این مسئله مهم بی اعتنا بود و به سادگی از کنار آن گذشت. در ادامه با بیان اینکه با مدیریت استراتژیک قوی می‌توان در هر برهه‌ای بر مشکلات فائق آمد و تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد به بررسی آمارهای برخی از استانهای زاگرس نشین، محروم و نیمه برخوردار کشور اشاره می‌کنیم و وضعیت آنها را در بازه زمانی یک ساله بهار 98 تا بهار 99 بررسی می‌کنیم؛ براساس داده‌های آماری مرکز ملی آمار ایران در حالی که نرخ بیکاری در بهار 98 در استان ایلام 9.4 درصد بوده این آمار در بهار 99 به 6.5 درصد کاهش پیدا کرده است و در استان کرمانشاه هم آمار 14.8 درصدی بهار 98 در مدت مشابه سال 99 به 13.8 درصد کاهش یافته است. این کاهش نرخ بیکاری منحصر به این دو استان نبوده و در استانهای سیستان و بلوچستان نرخ 13.8 درصدی بهار 98 در بهار 99 به 14.1 درصد ، در استان مرکزی از 8.4 درصد به 6.5درصد و در استان هرمزگان هم نرخ بیکاری 16.2 درصدی در بهار 98 به 11.5 درصد کاهش پیدا می‌کند. استاندار لرستان درحالی به توجیه آماربالای نرخ بیکاری در سال 98 و افزایش تصاعدی آن در سال 99 می‌پردازد که نرخ بیکاری لرستان در بهار 98 از 16.2 درصد به 21 درصد در بهار 99 افزایش پیدا می‌کند و این نشان می‌دهد که عزم و اراده‌ای در این مدت برای کاهش نرخ بیکاری و رونق گرفتن تولید و کسب و کار در این استان بالقوه مستعد وجود نداشته است و حداقل تفسیری که می‌توان از این یافته‌های آماری داشت، چیزی جز این مطلب نمی‌تواند باشد.


  • مهدی میرزاوند چگنی

    مهدی میرزاوند؛ تحلیلی بر عملکرد مدیریت صمت و شهرکهای صنعتی: کارگر با کارآفرین زنده است نه با فقر و فلاکت و بدبختی:🔴در این مقاله میخوانیم: مسئولیت پذیری یعنی قابلیت پذیرش، پاسخگویی و پذیرفتن مسئولیت براساس توانمندی و ظرفیت فرد، تا بر این اساس نوابغ و سرآمدهای هر حوزه ای به فراخور استعداد و توانایی شان بکار گرفته شوند؟🔻مسئولیت پذیری در یک فرآیند طولانی قابل درونی شدن است و یک شبه و با موعظه اتفاق نمی افتد تمرکز مدیریت خصوصا در لرستان بیشتر روی افراد بوده تا روشها، موفقیت هیچگاه در چهره ها تحقق نمی یابدبلکه در فرآیندهاست که میتوان توسعه را از محرومیت تفکیک کرد. مدیریت در استان لُرستان مدیریت اصول و چگونگی ها نبوده که اگر بود باید به این پرسش تمرکز کنند که چگونه باید مدیریت کرد که لُرستان استان اول فقر و فلاکت معرفی نشود، لازمه نگرش عقلانی به توسعه، محاسبه هزینه، فایده و تلاش برای یافتن ابزارهای مناسب جهت رسیدن به اهداف توسعه است بدون توجه به پیامدها نمیتوان هزینه و فایده را اندازه گرفت در استانی که فقر و محرومیت جایی برای عقلانیت نگذاشته باشد طبعا پیامدهای ناکارآمدی و ناتوانی مدیران مهم شمرده نمی شود تا درنهایت این پیامدها باعث تضعیف استان و ضعف فرد می گردد.✔️معرفی شدن لُرستان بعنوان استان اول فقر و فلاکت، واقعیتی انکار ناپذیر است،با تعدیل و تعطیلی واحدهای صنعتی در لُرستان قرار نیست معجزه ای حاصل شود، بخش صنعت استان لُرستان، یک بخش فقیر در حوزه اقتصاد است، راکد بودن بخش عظیمی از صنایع لرستان دلیل اصلی مهاجرت به کلان شهرها است، در استان لرستان شهرک های صنعتی با وجود داشتن زیرساخت های مناسب هیچ گونه درخواستی برای کارآفرینی وجود ندارد اما در عرض یک ماه، سی واحد کارآفرینی معامله میشود سی واحد که از مزایای تخفیف چهل الی پنجاه درصدی سوبسید دولتی استفاده می کنند، آیا در این استان نظارت بر اجرا وجود ندارد؟ آیا تعهد بر اجرا در قراردادهای شهرک صنعتی وجود ندارد؟ که چنین بی رحمانه فقر و فلاکت در لُرستان سکونت کرده، در استان لُرستان به گفته مدیر عامل شهرکهای صنعتی ایران، 410 واحد صنعتی وجود دارد که با ظرفیت کمتر از 50 درصد مشغول فعالیت هستند که در این بین 96 درصد این واحدهای صنعتی کوچک هستند، سایه سنگین رکود بر صنعت لُرستان باعث تعطیلی واحدهای سنگ بری شده خلاء خلاقیت و تفکری نو در لُرستان باعث خام فروشی مواد معدنی شده، تعطیلی واحدهای صنعتی، اصلیترین علت عقب ماندگی لرستان در حوزه ی توسعه یافتگی و محرومیت است،در آسیب شناسی پیرامون علل فقر و فلاکت لُرستان، پایین بودن سرانه درآمد در استان چه از نظر رشد ناخالص داخلی و چه از نظر بی نصیب بودن از طرح های دولت مخصوصا طرح توسعه پایدار روستایی و حاشیه شهرها (بالای هشتاد درصد جمعیت لرستان با روستا مرتبط هستند) مسئولیت پذیری آن متوجه مدیریت صنعت، معدن، تجارت و جهادکشاورزی استان است در استان لرستان مفاهمه و فهم توسعه و باب گفتگو و همکاری مابین اتاق بازرگانی، صمت و جهاد کشاورزی نمیباشد. در تجزیه و تحلیل عملکرد مدیریت صنعت معدن و تجارت لُرستان پیامدهای آن فعالیت کمتر از 25 درصد واحدهای صنعتی استان است 4.1 درصد از واحدهای صنعتی کشور در تملک بانکها در استان لرستان است که 36 درصد از این واحدها یعنی 16 واحد صنعتی به طور کامل تعطیل است، مهاجرت سرمایه گذاران لرستانی، مهاجرت نخبگان متخصص، دورنگاه کارخانه تولید کاغذ از سنگ تا تبدیل شدن به خام فروشی مواد معدنی، طرحهایی که کلنگ در آنها گیر کرده است، فولاد رومشگان، پتروشیمی کوهدشت، طرح پالایشگاه پلدختر، کارخانه لاستیک بارز و...تا در نهایت با وارونه سازی و مسئولیت ناپذیری به پیامدها نام محرومیت پذیری لُرستان را گذاشته اند وفق یافتن با شرایط و نام مسئولیت گریزی را گذاشته اند اثرات تحریم. این نامگذاریها از اساس نادرست است تحمیل فقر تحمل نیست، زلزله، سونامی و دیگر بلایای طبیعی نیست که قدرت تغییر و پیش بینی نداشته باشد بلکه ناکارآمدی و مسئولیت ناپذیری و ناتوانی مدیریت صمت لرستان به نسبت استان های کشور است که سهم ملت ما شده فقر و فلاکت و بدبختی سهم آنها شده ارزش افزوده!!!


  • غلامرضا مصدق

    غلامرضا مصدق؛ بديهيات گفته شده - الزامات بر زمين مانده: بيكاری و تورم بايد كاهش يابند، فساد باید ریشه کن شود، صادرات باید توسعه پیدا کند، از وابستگی بودجه به درآمد نفت باید کاسته شود. همواره از این سنخ گزاره ها و اهداف كاملاً بدیهی كه امروزه حتی بچه هاي مدرسه اي هم قادرند فهرستي بلند بالا از آنها را ارائه دهند، از زبان مسئولان فراوان میشنویم، اما علی‌رغم حجم انبوه این لفاظی های بدیهی، نتیجه ای عملی از اهداف و برنامه‌ها حاصل نمی‌شود بماند، که هر روز از این اهداف دورتر و دورتر هم میشویم. چرا از این کوه عظیم بدیهیات گوئی حتی موشی هم زاده نمی‌شود؟! جواب ساده است، عملی شدن این بدیهیات، الزاماتی دارد که مسئولان ما به دلائلی که خودشان بهتر میدانند است خیلی خود را ملزم به آنها نمیدانند. 🔘كاهش تورم و بيكاري الزاماتی مثل، ثبات اقتصادی، بهبود فضاي كسب و كار، امكان دسترسی آسان به منابع مالي داخلي و خارجي، افزایش تولید، اتخاذ سياستهاي پولي و مالي علمی و امنیت اقتصادی دارد. مبارزه با فساد الزاماتي اساسی و غیرقابل اجتناب مثل وجود فضاي رقابتي در اقتصاد، دولت كوچك، قوه قضائيه مستقل و رسانه هاي آزاد دارد. الزامات توسعه صادرات، تعامل گسترده و با ثبات با دنیای خارج و دور انداختن استراتژی خودکفائی (بخوانید خود ویرانگری) است، الزامات کاهش وابستگی بودجه به درآمد نفتی، توسعه بخش خصوصی، استفاده از ظرفیتهای ترانزیت، نفت، گاز، کالا، مسافر، توریسیم، سرمایه گذاری خارجی، سرمایه و توان تخصصی ایرانیان ساکن خارج ، دسترسی به منابع سیستم مالی بین المللی و غیره است.🔘 مثالهای بالا مواردی محدود، اما عینی از مشکلات مزمن و به ظاهر لاینحل ده ها ساله ما هستند، که همواره میخواهیم با حرف درمانی بر آنها غلبه کنیم، ولی به هيچ روی ملزم به الزامات حداقلی آنها نیستیم. مثلاً يكي از الزامات رقابتي كردن اقتصاد، دست كشيدن از تقسيم بندي ملت به دوگانه خودي - غير خودي است، آيا مسئولان محترم ما حاضرند از اين امر مقدس دست بكشند؟ براساس تجارب گذشته و شواهد موجود اين تقسيم بندي از خطوط قرمز محسوب شده عبور از آن ممكن نيست، پس به همين يك دليل هم كه شده رقابتي شدن اقتصاد غير ممكن است. 🔘 برای برون رفت از این دور باطل تعیین هدف و ملزم نبودن به الزامات رسیدن به آن سه راه حل به ذهن نگارنده می‌رسد. اول، مسئولان بعد از کسب این همه تجربه پر هزینه و شکست خورده بالاخره بپذیرند رسیدن به هر هدفی الزامات اجتناب ناپذیر خود را دارد و خود را ملزم به الزامات برنامه ها و اهدافشان کنند. دوم، اگر به راه اول گردن نمی نهند صادقانه به مردم بگویند بنا بر مصالحی که ما تشخیص میدهیم، صلاح نیست این الزامات را رعایت کنیم، تا حداقل مردم تکلیف خود را بدانند. سوم ، منتظر ماندن و امید به وقوع معجزه ای که ما را از این بن بست خارج کند.🔘 تجربه ۴۱ سال گذشته نشان می‌دهد، هیچ چشم انداز امید بخشی برای تحقق گزینه های اول و دوم وجود ندارد، احتمال عملی شدن گزینه سوم اگرچه بسیار بسیار کم است اما فعلاً تنها روزنه امید برای برون رفت از این بن بست خود ساخته است.🔘 کسانیکه همواره برای حل مشکلات کشور برای اتمام دوره مجالس و دولتهای مستقر لحظه شماری می‌کنند تا دولت و مجلس بعدی کاری ‌کنند کارستان ، به امام زاده ای دخیل بسته اند که اگر کور نکند شفا نمی دهد، تجربه نشان داده آنچه که از آمدن و رفتن دولتها و مجلسها تا بحال بجا مانده، نه حل مشکلات بلکه تعمیق هر چه بیشر آنها بوده است، زیرا ریشه مشکل جای دیگریست.


  • نطق جسورانه دکتر مهرداد ویسکرمی در مجلس

    دکتر مهرداد ویسکرمی در نشست علنی امروز (یکم، مردادماه) مجلس در نطق میان دستور گفت: آنچه که در مورد لُرستان می‌گویم به معنای انکار بزرگی سایر اقوام و مردمان ایران نیست بلکه برخلاف ادبیات رایج می‌خواهم از مظلومیت مردم لُرستان بگویم اما مظلومیتی که با شجاعت، آزادگی، پاک‌دامنی و اقتدار عجین شده است. عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس افزود: رهبری فرمودند؛ «شجاعت جوانان لُرستانی را اگر دیگران شنیده‌اند من با چشمان خود دیده‌ام» خوب است بدانید لُرستان و قوم لُر افتخار دارد که یکپارچه بر ولایت علی (ع) همیشه مدافع تمامیت ارضی و استقلال ایران بوده است. وی ادامه داد: از دلایل اصالت نژادی لُرستان این است که هیچ دشمنی در طول تاریخ نتوانسته بر لُرستان استیلا پیدا کند و گاهی از اسب افتاده‌ایم اما همیشه اصیل مانده‌ایم؛ جوانان لرستانی پوزه مغول، محمود افغان، رضاخان و منافقان را در مرصاد بخاک مالیدند آیا می‌دانید شهید خلبان عباس بابایی پسوند چگنی دارد و شهید زین‌الدین از تبار لُرستان و شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی از طرف مادری از نژاد لُر است؛ آیت‌الله بروجردی به‌عنوان مرجع شیعیان و استاد امام راحل از لُرستان برخاسته است و از نظر فرهنگی هم تاریخ کهن لُرستان گواه بلندای فرهنگی استان من است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: پایتخت مطلق جهان با قدمتی بیش از 3 هزار سال تنها یک مثال است؛ پل شکسته، سنگ‌نوشته، قلعه فلک‌الافلاک و صدها اثر تاریخی و فرهنگی دیگر از قدمت فرهنگی دیار من، خبر می‌دهند. ویس‌کرمی با بیان اینکه تقدیم بیش از 6 هزار و 500 شهید گلگون کفن سند افتخار لُرستان است، گفت: لُرستان دارای مساحتی سه برابر لبنان و جمعیتی یک‌سوم آن، 12 درصد آب‌های سطحی ایران با حدود 12 میلیارد مترمکعب خروجی آب، سومین حوزه آبریز کشور، از قدیمی‌ترین سکونت‌گاه‌های بشر و پایتخت تاریخ جهان است و یکی از 4 بخش اصلی موزه ایران به لُرستان اختصاص دارد و دارای تنوع بوم زیستی بی‌نظیر با وسعت‌های گردشگری است. این نماینده مردم در مجلس یازدهم یادآور شد: برنج شهرستان خرم‌آباد بهترین برنج ایران و زعفران آن کیفیتی برتر از خراسان دارد اما کشت برنج و زعفران در استان ما صورت قانونی نیافته است!!! زمین‌های زراعی استان به‌تنهایی از 8 استان کرمان، سمنان، هرمزگان، خراسان جنوبی، قم، بوشهر، البرز و یزد حدود 5 هزار هکتار بیشتر است و متوسط بارش در لُرستان 2 و نیم برابر ایران اما درصد کشت استان نصف میانگین کشوری است!!! عضو کمیسیون آموزش وتحقیقات مجلس با انتقاد از اینکه سهم لُرستان از مخازن آبی کشور کمتر از نیم درصد است، ادامه داد: استان لُرستان 70 درصد کل اتحادیه اروپا تنوع گیاهان دارویی دارد، 5 درصد سنگ‌های تزئینی دنیا متعلق به لُرستان است و از 64 درصد نوع ماده معدنی شناخته‌شده 26 نوع آن در لُرستان وجود دارد و دارای رتبه چهارم در بارندگی، مراتع و جنگل‌ها را دارا است. وی با انتقاد از اینکه ساختار بودجه کشور ظالمانه بسته شده است، تصریح کرد: به ظاهر بودجه عمرانی ما در سال‌های اخیر افزایش‌یافته اما این بودجه حداکثر 10 درصد ورودی تخصیصی است و 90 درصد بودجه از طریق وزارتخانه تخصیص می‌یابد که سلیقه‌ای، لابی محور و تبعیض‌آمیز است!!! به‌عنوان مثال سهم استان لُرستان از تسهیلات بانکی در بازه زمانی 96 تا 98 کمتر از یک‌صدم استان یزد درحالیکه جمعیت ما یک و نیم برابر این استان است. نماینده مردم خرم‌آباد وچگنی در مجلس یادآور شد: ذخایر فراوان گاز، نفت و قیر در استان لُرستان کشف شده اما جوانان ما سهم چندانی از پتروشیمی خرم‌آباد ندارند و از برکت واگذاری‌ها و چوب حراج ظالمانه به کارخانجات لُرستان در دولت سازندگی و اصلاحات به تلی از ضایعات تبدیل شدند. به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، دکتر ویس‌کرمی تصریح کرد: لُرستان جنات تجری من تحتها الانهار است اما با لبان تشنه بر لب دریا نشسته و هیچ‌کدام از شهرهای لُرستان از منبع آب شرب پایدار برخوردار نیستند. لُرستان هرساله از سیلاب خسارت میبیند اما هیچ سدی ندارد!


  • جلال آل‌احمد ایدئولوگ بنیادگرایی

    ‍ ✍️ مهدی تدینی: «جلال آل‌احمد، ایدئولوگ بنیادگرایی»: جلال آل‌احمد درکتاب «غربزدگی» هزار استعاره آورده تا اثبات کند آدم غرب‌زده بیمار است، وبازده و طاعون‌زده است. اما واقعیت این است که آل‌احمد خود به《پارانویا》یا《روان‌رنجوری》حاد دیگری مبتلاست که بی‌درنگ به دارو درمانی و برق‌درمانی نیاز دارد. از من خرده نگیرید که چرا چنین گستاخ و قدرنشناسِ بزرگانمان شده‌ام، بلکه از فرهنگی خرده بگیرید که مهمل‌گویی و یاوه‌سرایی را هر چه غلیظ‌تر باشد روشنفکری می‌پندارد! از فرهنگی خرده بگیرید که عظمتی پوشالی به اشخاص می‌بخشد و سپس مقهور عظمت خودساخته‌اش حنجرۀ انتقاد به آن اشخاص را گِل می‌گیرد! اول با مثالی شیوۀ استدلال آل‌احمد را نشان دهم: او در مورد همه‌چیز ابتدا می‌گوید تخصص من نیست و بعد قاطعانه‌ترین حکم‌ها را در آن باره می‌دهد. مثل اینکه من بگویم من نمی‌دانم سرطان کبد چگونه پدید می‌آید، اما چند سطر به یقین بگویم: «دلیل سرطان کبد خوردن خیار نشسته است!» استدلالم چیست؟ استدلالم همین است که ادعایی را با یقین اساطیری بیان می‌کنم. از ادعاهای اصلی آل‌احمد در این کتاب این است که غربی‌ها در جنگ‌های صلیبی با اقتباس از فنون و معارف اسلامی پس از «پنج شش قرن» به خداوندان فن و سرمایه و معرفت تبدیل شدند و پس از هشت قرن به خداوندان صنعت و ماشین و تکنولوژی. حتماً انتظار دارید او اثبات کند چگونه این فرایند رخ داد؟ واقعاً منتظرید آل‌احمد ادعایش را اثبات کند؟ مگر قرار است روشنفکر خودپیامبرپندارِ جهان‌سومی فرض بنیادین نظریه‌هایش را اثبات کند؟ او فقط از جایگاهی جبروتی امر می‌کند چنین و چنان است. او بر همین مبنا مطالبۀ اصلی‌اش را مطرح می‌کند. می‌گوید غرب به دلیل ترس از نیستی در برابر شرق بیدار شد و تعرض کرد، حالا ما باید از ترس نیستی بیدار شویم و تعرض کنیم (ص ۴۵). یعنی حالا ما باید به غرب حمله کنیم. اما چگونه؟ کلید واژۀ آل‌احمد مفهوم «ماشین» است. کلاً ماشین و هر چیز ماشینی را غربی می‌داند. بزرگ‌ترین مشکل او این است که ماشین را غربی‌ها ساخته‌اند. می‌گوید ماشین طلسمی است که غربی‌ها بر سینۀ ما آویختند تا ما را بترسانند و بدوشند! چاره را چه می‌داند؟ می‌گوید خودمان باید ماشین بسازیم! در واقع خودمان باید از نو چرخ را اختراع کنیم. به صراحت می‌گوید ماشین مانند اسب است، باید رام شود و ما تا خودمان ماشین را نسازیم راممان نمی‌شود. می‌گوید باید اقتصاد و آموزش و روشی «مستقل» ایجاد کنیم. اما وقتی می‌پرسیم چگونه؟ پاسخ می‌دهد: «دیگر از من نخواهید وارد جزئیات بشوم که من این‌کاره نیستم...» (ص 97) آل‌احمد یا خواب است یا خود را به خواب زده است! می‌گوید ما باید ترس را کنار بگذاریم و این طلسم را بگشاییم. اما صدسال پیش از او کسانی به این ضرورت پی بردند و برای همین دارالفنون تأسیس شد و دانشجو به غرب فرستادند، اما او اتفاقاً دشمن متعصب همان دولتمردانی است که در پی بومی‌سازی ماشین و علومند! او از هر آدم فرنگ ‌برگشته‌ای سخت بیزار است! از خودشان و علمشان! و تهوع‌آورترین مسئله برایش این است که ما از مستشاران غربی راه‌وچاه چیزی را بپرسیم. درست در زمانی که آل‌احمدِ همه‌چیزدان متن «غرب‌زدگی» را می‌نوشت، برادران خیامی ایران‌خودرو را پایه‌گذاری می‌کردند و چشم‌وچراغ صنایع ایران شدند، البته آل‌احمد قطعاً به این غربزده‌ها به دیدۀ تحقیر می‌نگریست، چون آن‌ها بفکر انتقال فناوری بودند. حال از نظر آل‌احمد چه کسانی بر ایران حاکم بودند؟ خس و خاشاک، لومپن‌ها، وازده‌ها و بی‌کاره‌ها، بی‌اراده‌ها، بی‌شخصیت‌ها، بی‌ریشه‌ها، اراذل. بی‌بخارترین، ورشکسته‌ترین، بی‌کاره‌ترین، بی‌اعتبارترین افراد (و صد ناسزای دیگر به این بدگویی‌ها بیفزایید! همۀ این‌ها روشنفکری است!) در نهایت توصیه می‌کنم «غرب‌زدگی» را بخوانید تا ادب را از بی‌ادب و اندیشیدن را از نااندیشمند فراگیرید! البته خواندن این کتاب سخت است، مانند این است که دائم باید تشت زیر دهان بیماری بگیری که مدام بالا می‌‌آورد و هر چه بالا می‌آورد تمام نمی‌شود این استفراغ‌نامه! آل‌احمد نویسندۀ بسیار توانایی است، و بجای استدلال، به شیوۀ ادبی آسمان ‌و ریسمان بهم می‌بافد (مانند شارل موراسِ فرانسوی و گابریله دانونتزیویِ ایتالیایی که هر دو از نیاکان فاشیسم بودند). او شعبده‌بازی است که در میانۀ نمایش فکر می‌کند پیامبر است! عصا می‌اندازد تا اژدها شود، اما نمی‌شود؛ عصا بر نیل می‌زند تا رود بشکافد، اما آب از آب تکان نمی‌خورد، برای همین از همه خشمگین است و راهش تاختن به همه است! آل‌احمد را می‌توان ایدئولوگِ نوعی «محافظه‌کاری انقلابی» دانست، نوعی بنیادگرایی که اتفاقاً بسیار به اسلام دل بسته است، شیخ فضل‌الله و مشروعه‌اش را می‌ستاید و حتا مشروطه را غرب‌زدگی می‌داند.


  • کارگردانان بیکاری در لُرستان

    مهدی میرزاوند؛ کارگردانان بیکاری در لُرستان: کاش بجای برنامه ها و پایلوت ها، برای یکبار ظرفیت سازی جامعه در لُرستان انجام میگرفت، ظرفیت سازی جامعه یک روش ادارکی برای توسعه است که برای شناسایی موانع به کار میرود. موانعی که باعث میشوند مردم، سازمانهای دولتی و غیر دولتی، نتوانند اهداف خود را شناسایی کنند تا بتوانند بر علل محرومیتها و رنجها غلبه کنند. در مقایسه و بررسی استانهای توسعه مند با توسعه نیافته به تحلیل اینجانب اصلیترین دلیل رنجهای لُرستان عدم اجماع نمایندگان مجلس است. متاسفانه در تمام ادوار مجلس هنوز اجماع نسبی درباره مسیر توسعه لُرستان در بین نمایندگان و مسئولان حاصل نشده و نمیدانیم استان قرار است به کدام سمت برود، نمیدانیم چگونه از فرصتها استفاده کنیم و به همین دلیل در عمل تمام اقدامات پراکنده است. در جریان سیل ویرانگر سال گذشته استانهای لُرستان و تاحدودی خوزستان در دیدار نمایندگان مجلس با وزیر اردکانیان به عینه دلایل محرومیت لُرستان و سر سدسازی در خوزستان را مشاهده کردیم. در این دیدار علیرغم وضعیت وخیم سیل زدگان لرستان با حجم سنگین آسیبهای وارده به زیرساختهای لُرستان، متاسفانه نمایندگان مجلس استان لرستان بجای گفتگو برای حل مشکلات سیل زدگان و سپس مطالبه حقآبه لرستان به موازی کاری و برائت جستن روی آوردند درحالیکه اجماع نمایندگان خوزستان توانست بیش از پانصدهزار هکتار از اراضی خوزستان را مکانیزه کند و وعده احداث پتروشیمی اندیمشک را از اردکانیان بگیرند. عدم اجماع نمایندگان بدفعات لُرستان را زمینگیر کرده است. جانمایی آزاد راه اندیمشک_خرم‌آباد نیز از دیگر شاهکارهای نمایندگان مجلس بود که باعث آسیب رساندن به منابع طبیعی استان، بیکاری و مهاجرت بخش جنوبی استان شد. پیشتر نیز واگذاری پتروشیمی خرم‌آباد به اراک و به تازگی از دست رفتن پایلوت گردشگری (دورنگاه توسعه استان) به استان همدان، همه این هجمه های سنگین، محصول موازی کاری، ساده انگاری و پراکندگی کار نمایندگان مجلس لُرستان است که مدیر گزینی و موازی کاری باعث نادیده انگاری توسعه استان و بطبع آن فقر و محرومیت و تنگدستی یک قوم میشود. به زعم نگارنده میباید یک چارچوب مبتنی بر دانش اقتصاد و سیاستگذاری ارائه شود که در آن از این؛ حرکتهای پراکنده که انجام شده گذر کنیم و به یک چارچوب مطلوب برسیم. متاسفانه هنوز اجماع نسبی درباره مسیر توسعه استان بین نمایندگان مجلس حاصل نشده است. مشکل دوم توسعه نیافتگی استانهای محروم، برگشت اعتبارات طرحهای مناسب بواسطه بوروکراسی اداری و ضعف بنیه اقتصادی کارآفرینان در برآورده نکردن شروط بانکی است. طرزفکر عموم مردم اینست افرادی در بخش دولتی مشغول بکار هستند عملکردشان بجای آنکه روند شتاب دهنده ای در تخصیص اعتبارات باشد بر سر راه کارآفرین مانع ایجاد میکنند. اصطلاح متداول کاغذبازی یا فرآیندهای ناکارآمد بوروکراسی راه خلاقیت و ریسک پذیری و تغییر خوشایند را سد کرده‌اند. یکی از دلایل برگشت اعتبارات طرحهای مطلوب اشتغالزایی در لرستان برآورده نکردن شرط و شروط ضمانت نامه های بانکی است! استانهای ثروتمند و هدفمند با استفاده از این دست طرحهای اشتغالزایی مناسب در مسیر ظرفیت سازی جامعه به تقویت قابلیتها، مهارتها و شایستگیهای افراد در توسعه میپردازند درحالیکه همین طرحها در استانهای فقیر با ساده انگاری برگشت میخورد. اجماع نمایندگان مجلس میتوانست و میتوانند به استناد قانون برنامه چهارم پنجم و ششم توسعه: «دولت مکلف است به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعی، کاهش نابرابریهای اجتماعی_اقتصادی، کاهش فاصله دهکهای درآمدی و توزیع عادلانه درآمد در کشور و نیز کاهش فقر و محرومیت و توانمندسازی استانهای محروم، از طریق تخصیص کارآمد و هدفمند برنامه‌های جامع فقرزدایی و عدالت اجتماعی را با محورهای نامبرده تهیه و به اجرا بگذارند و ظرف مدت شش ماه پس از تصویب این قانون، نسبت به بازنگری مقررات در تسریع پرداخت ها اقدام نمایند. متاسفانه سهل انگاری نمایندگان مجلس در راستای مقررات دست و پاگیر بوروکراسی اداری که متناسب با بنیه اقتصادی شهروندان لُرستانی نمیباشد باعث برگشت اعتبار صندوق ارزی در دولت احمدی‌نژاد و طرح اشتغالزایی روستانشینان و حاشیه شهرها در دولت دوم روحانی شد تا بدین دلایل لُرستان مقام اول فقر و فلاکت و محرومیت و مهاجرت معرفی شود.


  • الیگارشی طایفه‌ای مانع توسعه لُرستان

    نه به مدیر گزینی: این روزها درحالی به استقبال آغاز کار مجلس یازدهم میرویم که کشور تحت تاثیر شدیدترین تحریمهای ظالمانه آمریکا قرار دارد در این شرایط نمایندگان مجلس باید با نگاه فراجناحی و از طریق بازنگری و اصلاح یا تصویب قوانین جدید گره گشای مشکلات《استانهای محروم》باشند، ملت ایران با وجود فراز و نشیبهای فراوان، همواره نگاهی امیدوارانه به این نهاد مهم داشته اند ولی متاسفانه نمایندگان ده دوره مجلس استان نتوانسته اند از ظرفیت مجلس برای توسعه مناطق کمتر توسعه یافته استفاده کنند. در 10 دوره مجلس بعد از انقلاب حتی《یک طرح توسعه محور》بصورت مستقل از سوی نمایندگان لُرستان و چند استان محروم وارد صحنی علنی مجلس نشده است. تجربه مناطق توسعه یافته و نقش آفرینی نمایندگان آنها نشان میدهد که تسلط آنها در قدرت رایزنی و سایر قوانین تاثیرگذار بر اصلاح نظام اقتصادی کشور که متناسب با رویکرد توسعه این استانها می‌باشد بعنوان عوامل مهم برای مهیا کردن هرچه بیشتر بستر توسعه این استانها بدفعات انجام گرفته است. از باب نمونه در《عدالت اقتصادی》میتوان به این پرسش پاسخ داد که آیا زمینه توسعه برای همه استانها وجود دارد؟ آیا حمایت مالی و اعتباری از انتقال فعالیتها و کاهش تصدیهای بخش دولتی اقتصاد به بخش غیردولتی به یک میزان است؟ آیا تخصیص منابع و کمک به تامین سرمایه کارآفرینان و افراد جویای کار به منظور ایجاد اشتغال جدید به یک میزان میباشد؟ بدون شک با بررسی وضعیت اشتغال و سطح رفاه استانها تفاوتها آشکار میشود. امثال ما که دستمان کوتاه و خرما بر نخیل است اما اگر انگیزه برای توسعه مطلوب باشد یکی از موانع جدی برای اثربخشی عملکرد نمایندگان مناطق توسعه نایافته در مجلس را میتوان نپرداختن به وظیفه ذاتی نمایندگان، فعالیت جزیره ای و تلاش انفرادی نمایندگان در حوزه ی خانمانسوز مدیرگزینی شمرد، از دیگر عوامل میتوان به نبود انسجام و هماهنگی نهادینه بین تمامی نمایندگان لُرستان اشاره کرد. متاسفانه در لرستان در همان روز ثبت نام نامزدین مجلس تا پایان کار مجلس《تقابل سیاسی و الیگارشی طایفه‌ای》مانع بزرگ اثربخشی، هماهنگی و توانمندی مجمع نمایندگان لرستان است. به تحلیل نگارنده ویروس بزرگ مدیرگزینی اصلیترین دلیل محرومیت لُرستان است. مادامی نمایندگان مجلس خلاف اساسنامه مجلس در امور اجرایی دخالت میکنند اولا از اثربخشی در مجلس برای تخصیص اعتبارات مناطق محروم دور میشوند و درثانی از مدیر همسو و حامی در شرایط ناکارآمدی مجبور به حمایت هستند و عملاً نخبگان و مدیران لایق را به دو بخش، همراه و غیرهمراه انتخاباتی تقسیم میکنند. متاسفانه تاکنون هیچ تلاش اثربخشی و نهادینه شده ای برای هماهنگ نمودن توانمندیها و تلاشهای مجمع نمایندگان لرستان و حتی استانهای محروم انجام نگرفته است. هیچ مکانیسم تعهدآوری برای تجمیع توان و تلاش تک تک نمایندگان لُرستان طراحی نشده و دردآور اینکه غالبا بعد از پیروزی در انتخابات تنها مکانیسم، فعالیت انفرادی و تقسیم غنائم《مدیر گزینی》می‌باشد که اغلب اقداماتشان زمینه‌سازی برای رای آوری جهت دوره بعد است و در عمل این امر میتواند آنها را وارد بده بستانهای نامعقول نموده و از انجام وظایف اصلی باز دارد. با این اوصاف یکی از دلایل اصلی توسعه نیافتگی لُرستان مدیر گزینی با موازی کار نمایندگان مجلس است.


  • از توسعه جا مانده‌ایم

    از توسعه جا مانده‌ایم: تا مادامی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی لُرستان برنامه‌ای هدفمند و دست یافتنی برای استفاده بخش خصوصی در مسیر توسعه لُرستان تهیه و تدوین نشود نمیتوانیم در حوزههای مختلف جهش تولید داشته باشیم، امروز دیگر وظایف دولت در توسعه زیرساختی و احداث پروژه‌ها کاربرد ندارد. مسیری که از پیش استانهای توسعه مند رفتند، لُرستان و پروژه‌های توسعه لُرستان در سند چشم‌انداز برنامه ششم توسعه می‌توانست با توسعه زیرساختی، امروز بخش خصوصی را راغب به سرمایه‌گذاری در لُرستان کند. از آنجا که لُرستان در برنامه‌های توسعه پنجم و ششم جامانده و یکی از اهداف دولت دوازدهم و به بیانی روشنتر کنار کشیدن فعالیت دولت با فعال نمودن بخش خصوصی است، اگر گفتمان منتخبین مجلس تغییر نکند و دست از سیاست زدگی و نزاعهای سیاسی نکشند و مدیرگزینی را کنار نگذارند آمار فقر و فلاکت و بدبختی و بیکاری و مهاجرت در لُرستان بالا میرود به تحلیل اینجانب در بررسی علل محرومیت لُرستان:《کارگردانان بیکاری لُرستان نمایندگان مجلس میباشند》چراکه در مواقع ضروری تدوین برنامه‌های توسعه صرفاً برای همراهی نمایندگان استانهای مجاور در انتصاب یک مدیر، میدان را به نمایندگان اصفهان و خوزستان واگذار کردند و بدفعات از زبان نمایندگان مجلس شنیدیم که انتخابات هیئت رئیسه مجلس، فرصت مدیرگزینی نمایندگان استانهای محروم است اتفاقی که تا امروز هیچگاه در مجمع نمایندگان زاگرس نشین انجام نگرفته است


  • تقابل سیاسی سد توسعه لُرستان

    🔹تقابل سیاسی سد توسعه در لرستان🔹نسبت همه ما با لرستان نسبت فرزند و والد است و چقدر سوزناک است رویت فرزندی افسرده، این سرزمین علی‌رغم اکوسیستم جغرافیایی قوی با طبیعتی بکر و چشمه سارهای خروشان به منظره کج نمای ایران تبدیل شده است. فرزندان این سرزمین همچون گلهای واژگون شده در کوهساری از هر سو اندوهناک پر پر میشوند. آمارهای معصوم تورم، فقر، بیکاری، رگه های پنهان خشم و بغض درون ماست. اما در مورد آثار خلاقانه خلقت لُرستان چه میتوان گفت، آنجا که هنرمند از جان خویش در اثرش میدمد، آب، خاک، هوا و طبیعت لُرستان از جان رنجور آفریدگارشان مایه گرفته اند تا حقیقت امروز لُرستان، تصویری قاب گرفته بر دیوار باشد. لُرستان و فرزندانش بالفطره قابلیت خود را خلاقانه نشان میدهند🔹در دوران جنگ تحمیلی همین بس که رهبر فرمود؛ رزم جوانان لُر بیشتر از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است🔹در دولت سازندگی، لُرستان با حجم سنگینی از خسارات جنگ تحمیلی زیر سایه خوزستان نادیده گرفته میشود🔹در دولت اصلاحات با ورود بخش خصوصی؛ استانهای همجوار به فولاد و پتروشیمی و ماشین سازی دسترسی پیدا میکنند اما سهم لُرستان میشود تعطیلی و تعدیلی کارخانجات پارسیلون، مجتمع گوشت، یخچالسازی و بتدریج سامان کاشی و...در دوره ای که استانهای کشور بدنبال توسعه زیر ساختی بودند، اجلاس تحکیم وحدت در خرم‌آباد لرستان برگزار میشود، بی آنکه فکری بداند و فهمی فریاد بزند، مسیر دموکراسی از توسعه اقتصادی می‌گذرد مسیر دموکراسی درآمد ناخالص داخلی است، هیچ کشوری در دنیا با محرومیت و توسعه نیافتگی به دموکراسی دسترسی پیدا نکرده است🔹در دولت عدالت محور احمدی‌نژاد، بغضی در سینه ما سنگینی می‌کند چرا که هنوز هم درب به همان پاشنه می‌چرخد. خوزستان از منابع آبی لرستان و بختیاری به قطب اول منابع آبی در ایران و خاورمیانه تبدیل میشود. در خوزستان به شماره یک دو سه چهار…سد ساخته میشود و در لرستان بدفعات سیل جاری میشود، اما این پایان ناعدالتی دولت احمدی‌نژاد در لُرستان نبود. بزرگراه اندیمشک_خرم‌آباد در لُرستان احداث میشود اما کار تحقیق و پژوهش در خوزستان انجام میگیرد!!! بیکاری در ویسیان، معمولان، ملاوی و پلدختر جیره بندی می‌شود و مهاجرت در لرستان آغاز می‌شود، لُرستان به مقام اول تورم، فقر، بیکاری و در پی آن مهاجر فرستی تبدیل می‌شود، بماند قصه قمرود و چاه‌های خشکیده الیگودرز و آبادانی کویر قم و سلفچگان و ساوه🔹بالاخره در دولت حسن روحانی: آسمان شروع به باریدن می‌کند تا استانی که در تور حسرتها وامانده بود را سیل ببرد، گرداب ناکامی دولتها در لُرستان آنجا بود که لُرستان را آب می‌برد اما در عوض پانصدهزار هکتار از اراضی خوزستان مکانیزه میشود زن و مرد، کودک و کهنسال پلدختر ناگریز به کوهها پناه می‌برند تا وعده احداث پتروشیمی در شمال خوزستان داده شود! بماند که قانون تخصیص اعتبار اشتغالزایی برای توسعه روستاها و حاشیه شهرها در دولت روحانی به‌دلیل بوروکراسی اداری، شرط و شروط بانکی و عدم نظارت نمایندگان مجلس کمترین استفاده را لُرستان علی‌رغم داشتن بیشترین روستا، بیشترین بیکاری و بیشترین مهاجرت می‌برد، مخلص کلام اینکه پتروشیمی لُرستان را اراک می‌برد، از سرچشمه آبهای لُرستان در خوزستان سدسازی می‌شود، پایلوت منابع و پتانسیلهای گردشگری لُرستان را به همدان واگذار می‌کنند. طرح بندرخشک خرم‌آباد به سلفچگان می‌رود چونکه این مفهوم توسعه است تا زمانیکه سطح آگاهی و سواد توسعه مندی و مطالبه‌گری در لُرستان نهادینه نشود محرومیت از هر طرف شنیده می‌شود، در روزگاری که دولتها نظام سرمایه‌داری را در پیش گرفته‌اند و مردم در تلاش هستند تا هرچه بیشتر کار کنند و درآمد و ثروت بیشتری داشته باشند متأسفانه در لُرستان شمار زیادی از مردم از رنج بیکاری یا مهاجرت کرده‌اند یا در مشاغل کاذب و غیر تولیدی به روزمرگی مشغول هستند. چرا که تحولات بزرگ در عرصه صنعت کشاورزی و تکنولوژی هستند که تاثیرات عظیمی روی شرایط اقتصادی_اجتماعی و حتی فرهنگی می‌گذارد. پایان تراژدی دولتها در لُرستان به‌دلیل عدم استفاده از سرمایه‌گذار کارآمد، کارخانجات و عدم تخصیص بودجه، شرکتهای تولیدی تعدیل و تعطیل شدند. بیایید به توسعه نگاهی عمیقتر از گذشته داشته باشیم و توسعه لُرستان را از جدلهای سیاسی جدا کنیم تا مادامی نگاه ابزاری، تقابل سیاسی را از توسعه لُرستان دور نکنیم لُرستان مصداق کتابخانه‌ای خاک خورده می‌ماند که صدای جیر جیر محرومیتش از هر طرف شنیده می‌شود.


  • بخشی نگری مانع توسعه لُرستانات شده است!

    🔹بخشی نگری....محمد خدابخشی دارای مدرک دکتری تخصصی ریاضی کاربردی گرایش تحقیق در عملیات، دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران است. وی رییس انجمن ایرانی تحلیل پوششی داده ها، عضویت در هیات مدیره انجمن ایرانی تحقیق در عملیات، عضویت در هیات مدیره شورای انجمن های علمی ایران، مدیر دانشجویی صندوق رفاه دانشجویان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و مشاور معاونت اجرایی مجلس شورای اسلامی را در کارنامه خود دارا است. وی از خرداد ۹۵ تاکنون نماینده مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه الیگودرز لرستان است. در سال پایانی مجلس دهم بیشترین بهره برداری از طرحهای اقتصادی و عمرانی دولت دراستان لرستان به حوزه ی انتخابیه الیگودرز اختصاص پیدا کرد از این رو بارها از عملکرد نماینده محترم الیگودرز دکتر خدابخشی بخوبی قدردانی کردیم [آقای خدابخشی فرزند لرستان و الیگودرز خاک لرستان است] با آغاز کار مجلس شورای اسلامی یازدهم و موفقیت دکتر خدابخشی بعنوان معاون اول کمسیون برنامه و بودجه، نخبگان استان را امیدوار به رسیدگی لرستان در بودجه و برنامه های جامع توسعه کرد.چراکه تمامی طرح ها و لوایحی که به نوعی آثار مالی و بودجه ای دارد جهت رسیدگی به این کمسیون ارجاع میشود. برنامه و بودجه مانند هر موضوع علمی دیگر برای برنامه توسعه نیز تعاریف فراوان و متفاوتی وجود دارد،این تفاوتها علاوه بر انعکاس تغییرات زمانی و نشان دادن مسیر تحولات تفکر توسعه، ناشی از دیدگاهها و برداشتهای متفاوت ارائه دهندگان آن نیز هست به بیان کلی برنامه ریزی جامع عبارت است از یک جریان آگاهانه که چگونگی رسیدن به اهداف معین و مشخص را باتوجه به وضع موجود در زمانی مشخص برای آینده پیش بینی می کند. برنا مه های جامع استان های توسعه مند به خصوص در دهه های ۷۰ و ۸۰ نمونه ی این دست تصمیم گیری های مجلس شورای اسلامی در برنامه های چهارم پنجم و حتی ششم توسعه بود. سخنی با جناب خدابخشی معاون اول کمسیون برنامه و بودجه:استان لرستان یکی از استان های محروم جامانده از قافله ی توسعه در کشور است اصلی ترین دلیل این توسعه نیافتگی را باید در ساربان یا ساربان های غافله نمایندگان ادوار مجلس جستجو کرد که هیچگاه حق لرستان همچون مرکزی، اصفهان، خوزستان و همدان ادا نشد، جناب خدابخشی: لُرستان تاوان فقدان برنامه ریزی توسعه در کشور را می‌پردازد تهیه و تصویب برنامه‌های توسعه در کشور فاقد چهارچوبهای معین و تعریف شده بود به همین دلیل دستخوش تغییرات سلیقه ای فراوانی گردیده است تا نتیجه این بخشی نگری توسعه نامتوازن در کشور باشد. از این رو انتظار لرستانی ها از شما کلی نگری است تا بخشی نگری ،در بازدید هوایی وزیر راه از جاده های لرستان اتفاقاتی رقم خورد که ما را وا داشت نکاتی را خدمت حضرتعالی یادآور شویم: در بازدید وزیر راه، شما در استان ضمن انتقاد از مدیرکل راهداری لرستان و تعریف از مدیر راهداری الیگودرز و ضمن انتقاد از عملکرد وزیر راه، نگاههای سطحی و بازدیدهای عجولانه ی را دلیل اصلی قعر نشینی لرستان در شاخص های توسعه دانستید و سپس در مجلس شورای اسلامی از عملکرد و حضور بموقع وزیر راه در الیگودرز تعریف و تمجید نمودید، با توصیف این رویکردهای متفاوت شما خودتان را جای ما بگذارید با قرار دادن این چند سطر در کنار هم چه برداشتی خواهید کرد: آیا خدابخشی بخشی نگر است یا کلی نگر، آیا خدابخشی و محور اقدامات خدابخشی توسعه ی متوازن است یا نامتوازن، آیا خدابخشی به رغم سابقه چندین ساله در کمسیون تاثیر گذار برنامه و بودجه تاکنون در راستای محرومیت زدایی استان لرستان طرحی و یا حتی تبصره ای در برنامه توسعه و بودجه گنجانده است و میتواند در تهیه و تصویب برنامه‌های توسعه برای محرومیت زدایی لرستان گامی بردارد یا اینکه خدای ناکرده در برنامه های توسعه که بیشتر به بودجه های یکساله تا پنج ساله شباهت دارند معطوف به تقاطع غیر همسطح شول آباد الیگودرز میشود. که باید قبل از پایان کار مجلس شورای اسلامی خطاب به نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی یازدهم متذکر شویم که راه محرومیت زدایی لرستان در اجماع و کلی نگری نمایندگان استان است راه در تصویب طرح محرومیت زدایی استانهای محروم است راه در بودجه سالانه به عنوان پاره هایی از برنامه های توسعه میان مدت است بنابراین انتظار می رود که جناب خدابخشی در سازماندهی اجرای این ماموریت و هدایت برنامه های بودجه ای به سوی تحقق اهداف برنامه های توسعه از طریق ایجاد هماهنگی بین نمایندگان مجلس شورای اسلامی در محرومیت زدایی لرستان اقدام کنند.


  • واقعیات اقتصاد ایران

    برخی واقعیات اقتصاد ایران: ️سمنان با آشناگر درصدر جدول: مرکز پژوهش‌های مجلس اندیشکده‌ معتبری است. این مرکز در خرداد 1399 گزارشی از وضعیت اقتصاد کشور ارائه کرده که خلاصه داده‌های آن به شرح زیر است. متوسط رشد اقتصادی در سال‌های مختلف: 11.4 درصد (1341 تا 1356)، منفی 4.8 درصد (1357 تا 1367)، 5 درصد (1368 تا 1391) و 0.2 درصد (1392 تا 1398). رشد اقتصادی بین سال‌های 1391 تا 1398 به شدت پرنوسان و بین منفی 8.3 تا 14 درصد با متوسط نزدیک به صفر بوده است. نرخ تشکیل سرمایه ثابت از 1390 پیوسته نزولی بوده و از نظر ظرفیت رشد اقتصادی در سال‌های آتی هشداردهنده است. نرخ تورم بلندمدت اقتصاد ایران به‌طور متوسط 20 درصد بوده درحالی‌که متوسط نرخ تورم جهان در سال 2018 برابر 2.4 درصد بوده است. تعداد شاغلین کشور از 1394 تا 1398 حدود 3 میلیون نفر افزوده شده اما این افراد عمدتاً در بخش غیرشرکتی متمرکز بر خدمات خرده‌فروشی، تعمیرات، حمل و نقل و واسطه‌گری اضافه شده‌اند. حدود 2.5 میلیون نفر نیز در زمستان 1398 اشتغال ناقص (کمتر از 44 ساعت در هفته کار) داشته‌اند. نرخ بیکاری بین 7.2 در سمنان تا 18.7 درصد در کرمانشاه متغیر است؛ و بیکاری فارغ‌التحصیلان بین 11.2 درصد در سمنان تا 28.5 درصد در کرمانشاه متفاوت است. درآمد سرانه کشور از 1390 تا 1398 کاهشی 34 درصد داشته است. قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 حدود یک‌سوم کاهش یافته است. اگر رشد 8 درصد سالیانه در اقتصاد ایران محقق شود 6 سال طول می‌کشد تا درآمد به سطح سرانه سال 1390 بازگردد. حدود 60 درصد شاغلین کشور تحت پوشش بیمه نیستند. زنان 38.3 درصد شاغلین اشتغال رسمی (دارای بیمه) و 61.7 درصد شاغلین مشاغل غیررسمی (فاقد بیمه) را تشکیل می‌دهند. 15.4 میلیون نفر از شاغلین کشور در بنگاه‌های کوچک کار می‌کنند که با توجه به وابستگی به منابع داخلی برای تأمین سرمایه در معرض آسیب‌های شدیدتر در کوتاه‌مدت قرار دارند. شکاف نابرابری بر اثر رشد اقتصادی منفی و تورم بالا درحال تشدید شدن است. فقر مطلق به معنای ناتوان در کسب حداقل استانداردهای زندگی و معیشت درحال افزایش است. نرخ فقر کشوری از 15.1 درصد در سال 1391 به 15.5 در سال 1392 و پس از آن تا پایان سال 1397 به 18.4 رسیده و در سال‌های 1398 و 1399 با توجه به شرایط اقتصادی بیشتر شده است. نرخ فقر بین 5 تا 32 درسد در استان‌های مختلف متغیر است. استان‌های نیمه شرقی کشور مثل سیستان نرخ فقر بالاتری دارند. رتبه محیط کسب‌وکار ایران 99 از 140 در جهان و 17 از 20 کشور منطقه است. کشورهای تاجیکستان، پاکستان و یمن رتبه‌ای بدتر از ایران در منطقه دارند. رتبه ایران در شاخص «انجام کسب‌وکار» 127 از 190 است و در منطقه کشورهای لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند. رتبه ایران در حقوق مالکیت 103 از 129 است و کشورهای لبنان،‌ پاکستان و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند. شکاف قابل توجهی بین هزینه‌ها و درآمدهای دولت (کسری تراز عملیاتی) وجود دارد و این شکاف در حال افزایش است. تأمین منابع مالی از محلی غیر از درآمدهای پایدار در سال‌های اخیر در حال افزایش بوده است. نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در بلندمدت تقریباً روند ثابتی داشته (نشان‌دهنده بهبود نیافتن وضعیت تحصیل مالیات) و از اهداف در نظر گرفته شده برای برنامه ششم فاصله دارد. عمده‌ترین بخش مالیات از مالیات بر «درآمد شرکت‌ها» تأمین می‌شود و سهم «مالیات بر درآمد شخصی» در مقایسه با کشورهای پردرآمد کم است. ایران به نسبت هر سه دسته کشورهای دارای درآمد کم، ‌متوسط و زیاد،‌ سهم بسیار بیشتری مالیات از شرکت‌ها می‌گیرد. پایه پولی ظرف 8 سال (از 1390 تا آذر 1398) 4.1 برابر؛ و نقدینگی 6.4 برابر شده است. پایه پولی در آذر 1398 به 314.2 هزار میلیارد تومان (همت) و نقدینگی به 2262.3 همت رسیده است. 42 درصد واردات 1397-1390 از سه کشور چین، امارات و کره جنوبی؛ و 70 درصد واردات از 10 کشور انجام شده است. تعداد کشورهایی که 80 درصد درآمد صادراتی ایران را تأمین می‌کرده‌اند از 23 کشور در سال 1380 به 9 کشور در سال 1397 کاهش یافته است. ایران در سال 1397 به 147 کشور کالا صادر کرده که 54 درصد آن به امارات، چین و عراق بوده است. محصولات معدنی، محصولات صنایع شیمیایی و گروه مواد پلاستیکی در سال 1397 تأمین‌کننده دوسوم درآمد ارزش کشور بوده‌اند. ریشه‌های این وضعیت نيز در گزارش بررسی شده است. این گزارش نامناسب بودن وضع و بدتر از آن، روند قهقرایی را نشان می‌دهد؛ و سال‌های دشوار پیش رو و ضرورت تصمیم‌های سخت و سخت‌کوشی‌ها برای رسیدن به وضع بهتر را نشان می‌دهد.



آخرین مقالات