شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی

زبان مهمترین رکن هر فرهنگ و تمدن است. زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی است که در واژه واژه های خود چند و چون ارزشها و احساسات و بار عاطفی فرهنگها را داراست. استعداد جغرافیایی و تنوع زیستگاهی مناطق لُرنشین بستری مناسب برای انتخاب مَدنیت های کاسیت و ایلامی بوده است و قدمت و عظمت تمدن پیشینیان در بلاد لُرنشین تاج سر افتخارات هنری بشر در دوران باستان است آثاری که نگاه به تصاویر آن در کتب و موزه ها، انسان را جادوی قدرت خویش میکند و همه حکایت از وجود زبانی دارند که یقیناً زبان کنونی لُری بر آن بستر تاریخی شکل گرفته است.

زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی

واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است!

واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند.

بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب «فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است!

توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند.

دایره بالای واژگان مُستعمل (با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها) و تلفظ ویژه شان بر بستر پیشینه تاریخی_فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است. در زبان لُری واژگانی با اسکلت بندی کهن و تلفظی غالباً اوستایی_پهلوی وجود دارد که رابطه زبانهای کهن را با این منطقه عجین می نمایاند واژگانی چون: دِرَنه: دریدن/ مَنه: ماندن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: اسب سوار/ دِییه: دیدن/ اَسر: اشک/ سزرگه: چندش/ هُنه: خانه/ اَ برای نفی چون اَ ناشتا/ وریسایه: ایستادن/ تاشتَه: تاشیدن/ هیشته: گذاشتن و... به اندازه ای که در لُری تلفظ واژگان اوستا وجود دارد، در هیچکدام مشاهده نشده است.

واژه‌های عربی هم در زبان لُری گنجایش ندارد و علیرغم فشارهای قوم مهاجم، به دشواری در کالبد زبان لُری جای گرفته‌اند آنچنان که از ترکیب آنها با تلفظ قدرتمند لُری، واژه سومی شکل گرفته که اینک پس از قرنها، عربی تصور نمیشود بلکه تسلط و غلبه لُری آنها را کاملاً لری جلوه میدهد واژگانی چون: ساوَه: سربند از واژه عربی صوفعه/ مَلهو: نام درخت از ریشه عربی محلب/ چَره: قیچی پشم زنی از واژه عربی شعره/ حقات از ریشه عربی حکایت/ وِج: راه دست از واژه وجح/ لَچر: لجوج از ریشه عربی لَجاره/ اَلهو: سنگ قبر از ریشه عربی الحاد و...

لُری که لَبالب توانمندی واژه پردازی، اصطلاح سازی، توصیف و توجیه را در کالبُد خود دارد بر پایه فرهنگ و واژگان کهنی نیز استوار است. بُن مایه قدیمی لُری تا امروز تقریباً محفوظ مانده است. در زبان لُری حروف عربی مانند معادلهای آوایی تلفظ میشوند و حتی برخی حروف که به جهت تحکیم در عربی، اجبار در تلفظ دارند مثل «ع» معادل سازی میشوند و تا شکلهای کاملاً متفاوتی تغییر تلفظ پیدا میکنند.

دکتر محمدجواد شریعت درکتاب «《دستور زبان» ص ۹ مینویسد: تعداد الفبای هر زبان که بیشتر باشد قدرت ادای صداهای طبیعی در آن بیشتر است.

در دستور زبان دکتر ناتل خانلری ص ۲۸۵ آمده: مُراد از حروف، هر صوت ملفوظ مستقلی است که از صوتهای دیگر مشخص باشد بنابراین هرحرکت «زِیر و زبَر» جزو حروف به شمار می‌آید.

باتوجه به مطلب فوق، زبان لُری از تنوع و قدرت تلفظ صداهای طبیعی بیشتری برخوردار است مثلاً قابلمه ترکی در لُری تغییر شکل میدهد و قاولمه میشود چون حرف «ق» در لُری تلفظی ویژه دارد که ترکیبی از «ق+ک» است! یا بشقاب ترکی در لُری دوری میشود!

محمدتقی بهار در سبک شناسی، جلد 1، ص 190 به این پتانسیل زبان لُری اشاره کرده است.

 

اشتراکات فرهنگی، چگونگی بن مایه زبانی، جمله پردازی، واژه آرایی، همه و همه حکایت از یگانگی زبان گروه‌های مختلف قوم لُر دارد اما پراکندگی هرکدام در نقطه ای خاص از نظر جغرافیایی و آمیختگی با دیگر شهرها و اقوام، تغییری محسوس در تلفظ گویش هر یک ایجاد کرده است. تلفظ قدیمی لغات، دایره واژگان بالا، حفظ شکل قدیمی تلفظ و استقلال در آرایش ارکان جمله، جاگیری فعل و فاعل همه حکایت از اشتراکات زبانی مردمان قوم لُر است. الفاظ در لُری گاه کوتاه اما گویا شنیده میشوند که نشانه های پیشینه زبانی این قوم و شرایط خاص آنرا در خود دارند.

در دستور زبان فارسی پنج استاد اثر: امیراشرف الکتابی، ص 11 آمده: در فارسی حروفی که از عربی گرفته شده رعایت مخارج و تلفظ آنها را نکنند چنانکه «ث» و «ص» را مانند «س» و «ق» را مانند «غ» تلفظ مینمایند اما در لُری غالباً حروف عربی یا بدل و یا حذف میشوند مانند: سِنی: زندان که از سجن عربی گرفته شده یا وِج: راه دست که از وجح عربی گرفته شده و...

قاعده ابدال «تبدیل حروف به یکدیگر و تغییر و تبدیل آواها» در زبان لُری نشان دهنده ماندگاری تلفظ های کهن در لُری است. ابدال در لُری تداعی خاطره آواها و تلفظهای پیشین بازمانده در حافظه نسل به نسل بوده است.

دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را می‌توان نظریه‌ای تصور کرد که بنیان‌ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان‌شناسی، صرف نظر از چارچوب‌های نظری خاص، است.

(۱) زبان: (Language) دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زبان‌اند.

(۲) گویش(dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوت‌های آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده می‌شود، گویش‌های یک زبان‌اند.

(۳) لهجه(accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوت‌های آوایی (و واجی) دیده می‌شود لهجه‌های یک زبان‌اند.

(۴) گونه(variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده می‌کنیم، می‌توان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد.

بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی(از زبان های لری)، «لری»، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زبان‌اند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبان‌های مذکور زبان‌های محلی کشورمان هستند. هر زبانی به واسطه ی دستور _آواها_خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست.

 

*بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد.

 

*برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی ، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است.

*واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست.

*فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جملهاحمد عباسنه دی. در فارسیاحمد عباس را دید. در ترکیاحمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند.

این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟

 

زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود.

 

*حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته است با آنکه زبان لری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است.

 

*بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد.

 

*هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش صفحه ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از فارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند.

 

*آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ ، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده است و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند.

 

*دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» صفحه ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد.

 

زبان لُری قدمتی به فراخنای تاریخ گسترده و کوههای سر به فلک کشیده بلاد لُرنشین دارد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است و اطلاق عنوان گویش در عرف عموم بر این زبان که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره ی بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد ، اشتباهی محرز است و ضرورت دارد که لُری را در زُمره زبانهایی به شمار آوریم که دارای چندین میلیون گویشور است.

 

*دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد.

*پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتابTales from lorestsn  که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لری میپردازد.

*همچنین دکتر اریک جان آنونبی erik john anonby) ) زبان شناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را زبان مینامد.

 

زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی «لُری» را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم:

دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan  / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و... هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است.

البته در داخل کشور بخاطر «تمایلات ملی گرایانه» و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لُری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لُری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی در علم شناسی هست.

برخی با جهت گیری تعصب آلود و برخلاف اصول و موازین زبان شناسی، لُری را گویش نامیده اند.!!!

به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی «تمایلات سیاسی و ملّی» به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید! اگر در زبانشناسی تخصص یا مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!

 لُری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لُری بازنمایی شده و این واجها در خط لُری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در «شرکت گوگل» به رسمیت شناخته شده و ثبت گردیده است.

تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لُری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک جان آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. لُری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خاص خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد. زبان بودن لُری به میزانی بدیهی و مُستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لُری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند. و چه کسی معتبرتر و مستندتر از «پروفسور میرجلا‌الدین کزازی» استاد تمام دانشگاه تهران که ویدئویی از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لُری را یک زبان مستقل میدانست!

 ۶ مهر ۱۳۹۷ خط لُری پاپریک در کیبورد گوگل (پرکاربردترین صفحه‌کلید جهان) ثبت شد. احمد محمود نویسنده مشهور تحت تأثیر فرهنگ لُری قرار میگیرد و واژه‌های لُری زیادی در کتاب دیدار (۱۳۶۹) می آورد و در پاورقی صفحات به تشریح واژه های لُری میپردازد. یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام «بازگشت» به صورت رُمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است. کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» اثر: مقدسی (قرن ۴ هجری) ص ۵۵۰ صراحتاً از زبان لری یاد میکند. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (قرن هفتم) ص ۵۳۸ در مورد وجه تسمیه واژه لُر سه نظریه را مطرح کرده و در مورد زبان لُری بحث میکند.

 

آثار مکتوب به زبان لُری : 1.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم اتابک لُر)/ 2.باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)/ 3.دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است/ 4.هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است/ 5.دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است/ 6.فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد/ 7.مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است/ 8.خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی/ 9.مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است/ 10.تذکره حُسین حزین بروجردی/ 11.تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)/ 12.فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود/ 13.اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود/ 14.علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک (عَلیوُسی Aliyosi) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است/ 15.دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است/ 16.دیوان اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوانی در مراثی بناماسرارالشهادهاز او بازمانده که ۵ هزار بیت دارد نسخه ای از دیوانش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است/ 17.اَنیس المسافر سال ۱۲۸۹ شمسی در بوشهر توسط غلامرضاخان والی پشتکوه بعنوان کتابی مستقل درباره لرستان چاپ شده و در جلد ۳۰ فرهنگ ایران زمین هم آمده و سال ۹۷ توسط دکتر روح الله بهرامی بازنشر شد/ 18.مُلا زلفعلی کرانی بختیاری متخلص به «مجرم» در سال ۱۲۶۰ قمری به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ قمری آثاری دال بر زنده‌بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کسا» به زبان لری است که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمی‌ترین متن به زبان لری بختیاری است که به کتابت درآمده است.

 

ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سنا،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از «علیرضا تجلی‌» و «شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌» را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از زبان‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌ که در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لُر‌ی‌ ‌از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (ص۹، ۱۳۷۵) این متن را لُر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ ۱۱ هجری یا قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد.

در مجمع‌ الفرس‌ (قرن یازدهم) در صفحه ۱۱۸_۱۱۷ نام زبان لُری و لُرستان آمده است. در سفرنامه‌ ابن‌بطوطه (قرن هشتم) به هنگام اقامت در ایذه ص ۲۰۷‌ از زبان لُری نام برده است. کتاب پزشکی تحفه المؤمنین نوشته: محمدمومن‌ بن‌ محمدزمان (پزشک شاه سلیمان صفوی، در قرن یازدهم) با نام تحفه حکیم مؤمن نیز شهرت دارد در صفحات ۲۴۰ و ۷۲۵ از لُرستان و واژگان لُری نام میبرد. در کتاب پزشکی «مخزن الادویه» اثر: عقیلی علوی خراسانی که در ۱۱۸۵ قمری تألیف شده و حاوی ۶۰۰۰ واژه طبی و دارویی است از واژه‌های زبان لُری در ص ۲۰۸ نام میبرد. در راحه‌الصدور راوندی ‌(قرن ششم) در دو مورد اشعاری از علاء‌الدوله عربشاه و پسرش فخرالدین خسرو شاه (قرن ششم) موجود است که ادیب طوسی در ص ۱۱ آن‌ها را لُری می‌داند. «ملا ابوالقاسم پریشان» یا «پریشان لُر» که به گفته روح بخشان (۱۳۸۳: ۶۲۷) احتمالاً در نیمه دوم قرن هشت و نیمه اول قرن نهم زندگی می‌کرده و اشعار او عمدتاً به زبان لُری و لری لکی هستند.

 

ترانه‌های کهن لُری بختیاری توسط دیوید لاکهارت لوریمر (۱۸۷۶-۱۹۶۲) در منطقه بختیاری گردآوری کرده است. لوریمر علاوه بر شعر بختیاری، داستان بختیاری هم گردآوری کرده است که مجموعه داستان‌ها و اشعار گردآورده او به همت وهمن و آساطوریان (۱۹۹۵ و ۱۹۹۱) منتشر شده‌اند. این متون بسیار ازنظر مطالعات گویش‌شناسی اهمیت دارند (محمودی بختیاری و بهرامی ۲۰۰۹) / کتاب «متنهای ادبی» با نثر لُری تالیف مصطفی باقرزاده است که نثری به زبان لری دارد و با رسم الخط تخصصی لری در 200 صفحه تالیف شده است. منظومه موسی و شبان سروده «کورش کیانی قلعه سردی» یکی از اشعار ماندگار به زبان »لری بختیاری» است که در این منظومه لری همچون اشعار عرفانی مولانا و عطار، قصه موسی و شبان، ظرایف و طنزی دقیق به کار رفته است.

 

لری زبان است.......

67 نظر

  • زبان باستانی لُری

    زبان باستانی لُری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل《زبان پهلوی》هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود. زبان لُری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی پهلوی است. واژه های پهلوی موجود در زبان لُری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند. هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر جهان یعنی شوش به زبان لُری تکلم میکنند. زبان لُری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است. زبان لُری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان لُر. وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لُری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لُر است. هدایت اللّه رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که: زبان لُری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لُری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلاً در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتی که لُرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند. لُرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لُر فیلی》معروف است و زبان لُری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است. وجود لغات مشابه لُری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • پروفسور عبدالمجید ارفعی

    چند وقت پیش در خدمت《پرفسور عبدالمجید ارفعی》بودم که تنها ایرانی هستند که خط میخی ایلامی رو ترجمه میکنند! در بحثی از ایشان پرسیدم نظرتان در مورد زبان لُری چیست؟ ایشان در پاسخ گفتند: فلانی از دیدگاه من از همدان تا بندر میناب همه لُر هستند اما با لهجه های مختلف! و این را به راحتی در صحبت کردن، فرهنگ و آداب و رسومشان میتوانی ببینی! متاسفانه ما مردمان قوم لُر تریبون، رسانه و مدیای قوی نداریم لذا اگر سوءتفاهمی پیش میآید تماماً به عدم شناخت درست برمیگردد!


  • خط لُری پاپریک

    خط لوریتین نام خط پایه لاتین زبان لُری است که نامش از دوبخش luri و tin که مخفف واژه لاتین است ساخته شده است. خط لوریتین خط بین المللی زبان لُری است که لُر شمول ترین و دقیق ترین و بی نقص ترین خط برای نگارش تمام گویشها و لهجه های زبان لُری با دقیق ترین آوانگاری در سطح بین الملل است. در واقع لوریتین یک سامانه نوشتاری یا الفبای لُری است که بنیان آن براساس آوانگاشت دقیق زبان لُری است. پایه این خط لاتین است و با تغیراتی در کاراکترهای الفبای لاتین این خط تولد یافته است. طراحان این خط که در سال ۱۳۹۵ به بهربرداری رسید دکتر غلامرضا مهرآموز و حسین عیسوند اسدی هستند. برای اینکه قوانین کشور اجازه استفاده از《خطوط لاتین مبنا》را نمیدهد لذا یک خط عَربی مبنا برای تولیدات داخلی نیز نیاز بود، لذا خط پاپریک جدید با همفکری و طراحی دکتر غلامرضا مهرآموز سردبیر مجموعه و نشریه فرهنگستان زبان لُری به بهره برداری رسید که خوشبختانه شرکت معتبری مانند گوگل نیز این خط را پشتیبانی میکند.


  • اسامی باستانی طوایف لُر

    وَن van در زبان لری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و در شاهنامه میر به معنی《کدخدا》و صاحب سواد آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است. خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده است. دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی خوش یمن و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است. در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد در شاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است . زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی میباشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. د هوز ویس کرمی یه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری درشهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ پاشنگ_وندیداد صفحه ۱۰۳ آمده. همچنین در زبان روسی وس به معنای دهکده آمده است.


  • قدمت واژه لُرستان

    قدمت واژه《لُرستان》لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن ایلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • زبان مستقل لُری

    بسیاری برحسب حُب و بُغض ادعا میکنند لُری زبان نیست و گویشی از فارسی هست! در جواب این بیسوادان باید گفت که نه تنها لُری زبان مستقلی هست، بلکه فارسی امروزی یا فارسی معیار خود گویشی از زبان لری میباشد. دلیلی که اینجا ذکر میکنم این هست: اگر لری گویش فارسی بود میبایست تمام افعال و لغات موجود در فارسی، در لری هم بدون هیچ کم و کاستی موجود بود، در صورتی که اینگونه نیست. بلکه زبان لری بسیار کاملتر از فارسی معیار است و ریشه پهلوی دارد و به دلیل جغرافیای خاص سکونت قوم لر که از گذشته های دور بین کوهستانهای زاگرس زندگی میکرده اند، بسیاری از زبانشناسان بر این عقیده اند که زبان لری کمتر از اختلاط با زبانهای بیگانه از جمله ترکی و عربی تاثیر پذیرفته و اصیل مانده است. در زبان لری هزاران لغت و حتی افعال مخصوصی وجود دارند که معادلشان به هیچ عنوان در فارسی مشاهده نمیشود.از جمله: لری: دا _ فارسی: مادر / لری: بو یا بووه_ فارسی: پدر / لری: پت _ فارسی: دماغ / لری: تیه _ فارسی: چشم / لری: تاته_ فارسی: عمو / لری:پتی ، بوتی ، کچی _ فارسی: عمه / لری: کور _ فارسی: پسر / لری: مِل _ فارسی: گردن / لری: عس _ فارسی: استخوان / و در افعال لری: ووری _ فارسی: بلند شو / لری: بجی _ فارسی: فرار کن / لری: ورگرد _ فارسی: برگرد / لری: رِمس _ فارسی: فرو ریخت / لری: جَر کردن _ فارسی: دعوا کردن / لری: بهر کردن _ فارسی: تقسیم کردن / لری: سیل کردن _ فارسی: نگاه کردن / لری: پق کردن _ فارسی: اخم کردن / لری: بونگ کردن _ فارسی: صدا کردن / و هزاران مورد دیگر که اصلاً بحث مُفصلی را میطلبد. بعد یک عده معلوم الحال به خودشان جرات میدهند و به زبان اصیل ما میگویند گویش فارسی! اصلاً فرق میان لهجه، گویش و زبان را نمیدانند!


  • الفبای لُری

    هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ‌نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی _ فارسی داد.همانگونه‌که در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده‌ام تدوین خط برای لری به‌هیچ‌وجه پدیده‌ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج‌هایی وجود دارد که با رسم‌الخط موجود فارسی نمی‌توان آن‌ها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا ( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و…که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم‌الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می‌کنند یا به‌اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند.از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، و ضمه…معانی بسیاری از کلمات لری عوض می‌شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه‌مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته‌های لری به‌ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تائید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم‌الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه‌ کاری قومگرایانه!


  • زبانهای ایرانی

    دانش ما از «پیشینه» این زبان‌ها و گویش‌ها هم شرایط مطلوبی ندارد و البته دلیل این مورد، لزوماً کاهلی پژوهشی ما نبوده است. نکته‌ای که در باب تاریخ زبان‌های ایرانیِ به‌جز فارسی باید در نظر داشت آن است که از گویش‌های‌ گوناگون ایرانی، واژه‌ها، جملات‌ و یا ابیات‌ پراکنده‌ای‌ باقی‌مانده‌اند که‌ می‌توانند ما را در بررسی‌ این‌ گویش‌ها یاری‌ ‌کنند.ولی‌ مشکل‌ اصلی‌ آن‌ است‌ که‌ در سراسر سده‌های‌ گذشته‌ از آن‌ها نمونه‌های‌ کامل‌ و یکدست‌ نداریم‌. به‌عبارت‌دیگر، وضعیت‌ آثار باقیمانده‌ گویشی در ایران‌ مانند ادبیات‌ فارسی‌ نیست‌، زیرا آثار ادبی‌ فارسی در سده‌های‌ گذشته‌ پیاپی بوده‌ است‌ و شیوه‌ تحول‌ و گسترش‌ زبان فارسی‌ را نشان‌ می‌دهد.تا آنجا که‌ بررسی‌ها نشان‌ می‌دهند، هیچ‌کدام‌ از این‌ گویش‌ها «سنت‌ ادبی‌» –مانند ادبیات‌ فارسی‌_ نداشته‌اند. درست‌ است‌ که‌ از برخی‌ از گویش‌های ایرانی‌ نوشته‌هایی‌ برجاست‌ و این‌ نوشته‌ها گاه‌ تا حد یک‌ کتاب‌ گویشی هم می‌رسند، اما هیچ‌کدام‌ از آن‌ها را نمی‌توان‌ دلیل‌ وجود «سنتی‌ ادبی»‌ دانست‌ که‌ در دوره‌ای‌ رایج‌ بوده‌ و سپس‌ از رواج ‌افتاده‌ باشد. پس‌ می‌توان‌ بزرگ‌ترین‌ فرق‌ آثار بازمانده‌ گویش‌ها با آثار ادبی‌ فارسی‌ را «نداشتن‌ سنت‌ ادبی»‌ دانست‌. عدم وجود خط ویژه‌ای که ظرایف آوایی این گویش‌ها را بنمایاند، در کنار سنت جاافتادۀ ادبیات شفاهی این گویش‌ها نیز باعث شده است که کل داده‌های کهن گویشی ایرانی در حد کسری کوچک از داده‌های کهن زبان فارسی هم نباشد و دانش تاریخی ما از این گویش‌ها هم به طبع همین کمبود، به حد مفید و مطلوبی نرسیده باشد. در این مقاله که بخشی از کار وسیع‌تری در باب مطالعه پیشینه گویش‌های ایرانی در متون فارسی است، ضمن معرفی اجمالی《زبان لری》و گویش‌های آن، به معرفی بازمانده‌های کهن این زبان در متون مختلف پرداخته می‌شود؛ با این امید که پرتو جدیدی بر حوزه مطالعات این زبان بیفکند.


  • سوء تفاهم یکی بودن زبان کُردی و لُری

    سوء تفاهم یکی بودنِ کردی و لری نتیجه وجود واژه‌های مشترک بسیار و شباهت‌‌های صوری زیاد میان این دو زبان است که باعث شده بود تا در اوایل قرن بیستم چنین تصور شود که لری و کردی گویش‌‌هایی از یک زبان هستند. نخستین دانشمندی که توانست تفاوت‌‌های این دو زبان را به نیکویی معرفی کند، اسکار مان آلمانی بود که در تألیف منتشره‌اش به سال ۱۹۰۴، به این اشتباه دیرین، پایانی علمی داد و نشان داد که به‌طور مشخص لری زبان فاعلی ـ مفعولی از دسته زبان‌های ایرانی جنوب غربی است، درحالی‌که گروه گویش‌‌های کردی (جز کردی کرمانشاه) همگی اصطلاحاً «ارگتیو» و از گروه زبان‌‌های ایرانی شمال غربی (و بازمانده پهلوی اشکانی یا پارتی) هستند. به لحاظ ارتباط لری و فارسی هم باید گفت که از میان زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، ذخیره واژگان مشترک فارسی و زبان لری از همه بیشتر است؛ به همین دلیل عده‌ای ممکن است به خطا لری و گویش‌های آن را گویش‌هایی از فارسی بپندارند، کما اینکه این خطا حتی به منابع مهمی چون لغت‌نامه دهخدا نیز راه ‌یافته است. برای زبان لری دو گویش به نام‌های «لر بزرگ» و «لر کوچک» شناخته شده است. لر بزرگ به لری مردم بختیاری، کهکیلویه و ممسنی اطلاق می‌شود و لر کوچک به گونه‌‌های لری استان لرستان گفته می‌شود. گویش بختیاری از زردکوه بختیاری و پیرامون چهارمحال و نواحی پشتکوه و دامنه‌های ایذه و دزفول و رامهرمز و نواحی خوزستان در میان قریه‌ها و قصبه‌هایی که مسکن ایلات و عشایر بختیاری است با اختلاف اندکی تکلم می‌شود. ایران‌شناس روس ارانسکی (۱۳۵۸: ۳۱۲) نیز در این زمینه می‌نویسد: «در منطقه لر بزرگ و یا بختیاری، ایلات بختیاری اقامت دارند. بختیاریان صحرانشین در تابستان به نواحی مرتفع کوهستانی میان بروجرد و اصفهان کوچ می‌کنند و زمستان با حشم و دام‌های خویش به جلگه خوزستان نزول کرده و تا شوشتر را فرا می‌گیرند. قبایل بختیاری به دو گروه تقسیم می‌شوند: هفت‌لنگ (در منطقه اصفهان) و چهارلنگ (در منطقه بروجرد). عده متنابهی از بختیاریان نیز در مناطق نفت‌خیز جنوب غربی ایران («میدان نفتون» در جنوب شرقی شوشتر) و هفتگل و آغاجاری و بهبهان (در مشرق و جنوب شرقی اهواز) زندگی می‌کنند»


  • مردمان قوم لُر

    آنچه درباره موقعیت فعلی لری گفتیم، البته با داده‌های موجود در برخی متون کهن همخوانی ندارد مثلاً در کتاب شرفنامه‌ بدلیسی‌ (که در اواسط قرن دهم هجری نوشته شده) زبان لری از انشعابات کردی دانسته شده و وجه‌ تسمیه مفاهیم لر کوچک‌ و بزرگ‌ هم آمده‌ است (ص‌ ۴۸ ـ ۴۳) و در صفحه ۷۶ آن به‌صراحت آمده است: «لر بزرگ‌، که‌ مشهورند به‌ بختیاری» (ص‌ ۷۶). در همین کتاب، باوجودی که در توصیف مردم ایل چگنی آن‌ها را از «اکراد» معرفی می‌کند و می‌گوید: «این‌ طایفه‌ (چگنی‌) در شجاعت‌ و شهامت‌ و دلاوری‌ از سایر اکراد ایران‌ ممتاز است»، ذکر می‌کند که «عمده‌ اکراد ایران‌ سه‌ طبقه‌اند: سیاه ‌منصور و چگنی‌ و زنگنه… آن‌ها سه‌ برادر بوده‌اند که‌ از《ولایت‌ لرستان‌》و به‌ روایتی‌ از گوران‌ به‌ عزم‌ ملازمت‌ سلطان ایران‌ از وطن‌ بیرون‌ آمده‌اند»‌ (۴ ـ ۴۲۳). منبع دیگری که در باب وجه‌تسمیه لرها و انواع آن‌ها می‌شناسیم، کتاب《نصف جهان فی تعریف اصفهان》نوشته محمدمهدی بن محمدرضا الاصفهانی است، که در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار نوشته شده است. در این کتاب آمده است: «وجه‌تسمیه (لرها) معلوم نیست، آنچه در زمین فیلی مانده‌اند، آن‌ها را لر بزرگ و مسکن ایشان را لرستان فیلی می‌نامند و آنچه پیش‌تر رفته و به زمین اصفهان نزدیک شده‌اند، لر کوچک و بختیاری می‌خوانند» (ص ۱۶۵) که این تعریف، با تعریف بدلیسی از لر بزرگ همخوانی ندارد! لذا حتی کتبی که ناظر بر تاریخ نواحی غربی ایران هستند نیز درزمینهٔ تعلق برخی اقوام به کرد یا لر باهم اتفاق‌نظر ندارند! لذا راهکارهای زبان‌شناختی می‌توانند در این زمینه اطلاعات مناسب‌تری ارائه دهند.


  • زبان لُری در متون

    در متون گوناگونی به زبان لُری اشاره شده است، ولی متأسفانه باید گفت که این اطلاعات بسیار اندک و پراکنده‌اند. احتمالاً قدیمی‌ترین سند در این زمینه، کتاب《احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم》مقدسی (قرن چهارم) است که در آن صراحتاً از زبان لُری یاد شده است. در این کتاب می‌خوانیم: «قوم‌ سامی‌، اسان‌، سهی‌، ارکی‌ اگرچه‌ زبان‌ لری‌ دارند، لر اصلی‌ نیستند» (ص‌ ۵۵۰). باوجود این، این منبع اطلاع دیگری درباره آنچه زبان لُری نامیده است، نمی‌دهد و کتاب دیگری که در مورد لُرها و زبانشان اظهارنظری کرده است، کتاب تاریخ‌ گزیده‌ حمدالله مستوفی (قرن هشتم) است که در مورد وجه تسمیه واژه لُر سه نظریه را مطرح کرده و معتقد است‌ که‌ «در زبان‌ لُری الفاظ‌ عربی‌ بسیار است‌، اما این‌ ده حرف‌ در زبان‌ لُری نمی‌آید: ح‌ خ‌ ش‌ ص‌ ض‌ ط‌ ظ‌ ع غ ق‌» (ص‌ ۵۳۸). ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لُری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سنای‌ سابق،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از ‌علیرضا تجلی‌ و شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌ ‌را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از لهجه‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌. در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لُر‌ی‌ از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (۱۳۷۵) این متن را به‌ یکی‌ ‌از لهجه‌‌ها‌ی‌ لُر‌ی‌ و احتمالاً لُر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ یازد‌هم‌ یا کمی‌ قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد. لُری بودن‌ متن‌ از واژگان‌ آن‌، به‌ویژه‌ مصادر افعال‌ لازم‌ آن‌ که‌ به ‌پسوند «ستن» ختم‌ می‌شوند روشن‌ می‌شود: مانند «چَوسِستن»‌ (چسبیدن‌) / «تهرستن» ‌(غلتیدن‌) / «کهرستن»‌ (شکستن‌) و «فهرستن»‌ (در رفتن‌) (‌صادقی ۱۳۷۵:۹) که بختیار‌ی بودن آن را‌ ‌از ‌اشاره‌ به‌ زردکوه‌ و دناکوه در متن می‌توان دریافت. این متن البته با توصیف مستوفی‌ درباره‌ تلفظ‌ زبان‌ لُری نمی‌خواند! چراکه برخی از حروف ده‌گانه موردنظر او در این متن وجود دارند! واژه‌های پراکنده‌ای از لُری هم در متون دیده می‌شوند، مثلاً در مجمع‌ الفرس‌ (قرن یازدهم)، در توضیح واژه‌ «ملک» می‌خوانیم:‌ «دانه‌ای‌ مانند ماش‌ که‌ در میان‌ باقلا باشد و در حوالی‌《لرستان‌》مانند عدس‌ و باقلا پزند و خورند و آن را ملک‌ خوانند و به‌ عربی‌ خلر گویند» (نک. کیا ۱۱۸-۱۳۵۷:۱۱۷). همچنین در سفرنامه‌ ابن‌بطوطه (قرن هشتم)‌ آمده است که به‌ هنگام‌ اقامت‌ او در ایذه‌ و در میان‌《لُر زبانان‌》مردم‌ به‌ هنگام‌ عزا می‌گفته‌اند «خوندگار ما»، یعنی‌ آقای‌ ما (ص ۲۰۷). کتاب پزشکی مهمی که در آن می‌توان واژه‌های گویشی (ازجمله زبان لُری) دید، تحفه المؤمنین نوشته محمدمومن‌بن‌ محمدزمان (پزشک مخصوص شاه سلیمان صفوی، در قرن یازدهم) است که بانام تحفه حکیم مؤمن نیز شهرت دارد. در این کتاب، دو واژه لُری «جرمیلک» و «کزرموشان‌» دیده می‌شوند که بدین گونه معرفی شده‌اند؛جرمیلک‌: به‌ لغت‌ کوهستان‌《لُرستان‌》و جابلق‌ اسم‌ دوائی‌ است‌ که‌ ترکان‌ آن‌ را با بیات‌ آزار نامند. بیخی‌ است‌ به‌ سطبری‌ انگشتی‌…(ص‌۲۴۰). کزرموشان‌: به‌ لغت‌ لُرستان‌ جمجم‌ بجیم‌ است ‌(ص‌۷۲۵). در کتاب پزشکی مخزن الادویه که توسط عقیلی علوی خراسانی در سال ۱۱۸۵ قمری تألیف شده و حاوی ۶۰۰۰ واژه طبی و دارویی است، نیز واژه‌های زبان لُری زیر آمده‌اند: «پای زاغان» (آطریلال، غازاباغی)، «جَرمیلَک» (بیخی است)، «طرم» (بَلبُوس، زیز، تلخه پیاز)، «گزرموشان» (جِمجِم)، «مَحلَب» (پیوند مریم) (مدبری ۱۳۸۲:۲۰۸). در متون نظم، باید گفت که قدیمی‌ترین فهلویات لُری که برای ما باقیمانده به باباطاهر عریان (متوفی حدود ۴۱۰ قمری) منسوب است، ولی مطالعه آن‌ها خالی از اشکال هم نیست، چراکه اولاً نمی‌توان همه آن‌ها را از باباطاهر دانست، ثانیاً به‌مرورزمان بسیاری از این متون صورت اصلی خود را از دست‌ داده‌اند و وزن‌ آن‌ مطابق‌ قوانین‌ عروض ‌رسمی‌ درآمده است، به صورتی که عملاً به‌گونه‌ای از فارسی تبدیل شده‌اند.


  • ردپای زبان لری در متون تاریخی

    در کتب‌ قدیم‌ ازجمله‌《المعجم‌》اشعاری‌ از او باقی‌ مانده‌ که‌ ازنظر لغت‌ و ترکیب‌ و وزن‌ با آنچه‌ امروز هست‌ تفاوت‌ دارد و نشان‌ می‌دهد که‌ هیچ‌کدام‌ از صور جدید ترانه‌های‌ او اصیل‌ نیستند (شمیسا ۲۶۷: ۱۳۶۳). بررسی مقابله‌ای نمونه‌هایی از شعر او با نمونه‌‌هایی‌ جدید تحولات‌ این‌ اشعار را به‌ دست‌ می‌دهند: ار کری‌ مون‌ خواری‌ اج‌ که‌ ترسی ‌ ور کشی‌ مون‌ ساری‌ اج‌ که‌ ترسی‌ ازینیمه‌ دلی‌ نترسم‌ اج‌ کیح‌ ای‌ کهان‌ دل‌ ته‌ داری‌ اج‌ که‌ ترسی‌ (المعجم، ص‌ ۱۰۵) کشیمان‌ ار به‌ زاری‌ از که‌ ترسی‌ برونی‌ ار بخواری‌ از که‌ ترسی‌ به‌ این‌ نیمه‌ دل‌ از کس‌ مو نترسم‌ دو عالم‌ دل‌ ته‌ داری‌ از که‌ ترسی‌ (تصحیح وحید دستگردی، ص ۷۲) من‌ آن‌ پیرم‌ که‌ خوانندم‌ قلندر نه‌ خانم‌ بی‌ نه‌ مانم‌ بی‌ نه‌ لنگر رو همه‌ رو ور آیم‌ گرد گیتی‌ شو در آیه‌ و او سنگی‌ نهم‌ سر (تاریخ‌ ادبیات‌ صفا، ج‌ ۲، ص ۳۸۵) مو آن‌ رندم‌ که‌ نامم‌ بی‌ قلندر نه‌ خوان‌ دیرم‌ نه‌ مان‌ دیرم‌ نه‌ لنگر چو روز آیه،‌ بگردم‌ گرد کویت‌ چوشو آیه،‌ به خشتان‌ وانهم‌ سر (تصحیح وحید دستگردی، ص ۱۵) از آن‌ اسبیده‌ بازم‌ همدانی‌ به‌ تنهائی‌ کرم‌ نخچیره‌ وائی‌ همه‌ به‌ من‌ و دیرند چرغ‌ و شاهین‌ به‌ نام‌ من‌ کرند نخجیر وانی (تاریخ‌ ادبیات‌ صفا، ج‌ ۲، ۳۸۶) مو آن‌ اسپیده‌ بازم‌ همدانی ‌ لانه‌ در کوه‌ دارم‌ در نهانی‌ به‌ بال‌ خود پرم‌ کوهان‌ به‌ کوهان ‌ به‌ چنگ‌ خود کرم‌ نخجیربانی‌ (تصحیح وحید دستگردی، ص ۸۹، به نقل از شمیسا ۱۳۶۳: ۷۰ ـ ۲۶۹). تفاوت‌های قابل‌توجه این ابیات نشان می‌دهد که برای تعیین صورت اصل این ابیات نیز چاره‌ای جز بررسی نسخ قدیمی نیست. نسخ معتبری که از باباطاهر می‌شناسیم، یکی نسخه عکسی شماره ۲۵۴۶ موزه قونیه (بر سر مزار مولانا) است که تاریخ کتابت ۸۴۸ دارد، دو قطعه‌ و هفت‌ دوبیتی‌ او را شادروان‌《مینوی‌》بازیابی‌ و به‌ خط‌ خود به‌صورت‌ کشکول‌ یادداشت‌ کرد و استاد صفا عین‌ خط‌ آن‌ مرحوم‌ را در تاریخ‌ ادبیات‌ خود به‌صورت‌ افست‌ وارد کرد. دیگری نسخه‌ کتابخانه‌ ملی‌ پاریس است. در صفحه‌‌ها‌ی‌ ۷۴ تا ۱۰۰ یک‌ نسخه‌ خطی‌ ‌عربی‌ که‌ در کتابخانه‌ ملی‌ پاریس‌ نگهد‌ار‌ی‌ می‌شود، رساله‌ کلمات‌ قصار باباطا‌هر ‌همد‌انی‌ نوشته‌ شده‌ ‌است و ‌ ۱۷۴ دوبیتی‌ ‌از او نقل شده است‌. نسخ مهم دیگر، جُنگ (نسخه خطی) شماره ۹۰۰ کتابخانه مجلس است، که در آن فهلویاتی از دو سه لهجه بدون ذکر نام گوینده آمده، است که به نظر ادیب طوسی (۱۳۳۷:۲)، بیشتر آن‌ها مربوط به《زبان لری》است و ازنظر سبک و مطلب نیز به شعرهای باباطاهر شباهت دارد.


  • بریژه لُری

    بریژه لُری بریژه یا سقز، صمغ درخت وَن یا کِلنگ Kolen کوهی است. بریژه کوهی، را در اواخر بهار، از درختان وَن که در جنگل‌های لرستان فراوان است، می‌گیرند. برای به دست آوردن آن با تیشه، ضربه‌ای به تنه درخت وَن می‌زنند، به طوری که شیاری در تنه آن ایجاد شود، سپس با گِل رُس، کاسه‌ای به قیاس یک زیر استکان درست می‌کنند و در قسمت زیر شیار به تنه درخت می‌چسبانند تا شیره جاری شده از شیار یا زخم درخت به این کاسه وارد شود. چند روز بعد سروقت این کاسه‌ها می‌روند و شیره جمع‌شده در آن را جمع می‌کنند، تا برای مصرف دارو و یا اسانس و بوی خوش در مواد استفاده نمایند. بریژه، از داروهای دَم‌دستی حکیم‌باشی‌های لرستان است. از آن، برای درمان بیماری‌های: ضرب‌دیدگی، جراحات و درمان زخم‌ها، مالش بدن و کوفتگی…خوش‌بو کردن دهان به‌عنوان «آدامس» استفاده می‌کنند. به روایت این حکیم‌باشی‌ها، بریژه دارای خاصیت گرم است و برای سرد مزاج‌ها مفید و موثر است. دودکردن بریژه، در خانه باعث خوشبوشدن فضای خانه و دور شدن اجنه خبیث خواهد شد. ضماد بریژه باعث جوش خوردن و به هم آمدن ترک دست‌وپا می‌شود.


  • تنوع برشتن در زبان لُری

    تنوع برشتن در زبان لُری پایگاه خبری گُلوَنی، زهرا زرگرانی: ضرب‌المثلی در لُری هست با این عنوان: «یکی تَش دِ ریشِش رَتی، یکی واش گَنِم زوردَه مورِشت» فعل «مورِشت» به معنی برشته می‌کرد، کباب می‌کرد، گذشته استمراری است از مصدر « برشتن» است. حال به تحلیل فعل «برشتن» و مقایسه آن در زبان فارسی و لری می‌پردازیم: در زبان فارسی: برشت (زمان گذشته، ماضی) برشته می‌کند (زمان حال، مضارع) برشته کن (امر) برشته (اسم مفعول) در زبان لری: برشت (زمان گذشته، ماضی) مورِژنَه (زمان حال، مضارع) بورِژ (امر) مورِژَن، مورِشت (گذشته استمراری) بِریژ (اسم مفعول مثل گِلَّه بِریژ) بریژ (اسم فاعل مثل نخوچی بِریژ) معنی واژه: گِلَّه: دانه، حبّه گِلَّه بِریژ: کباب گوشت قطعه شده، چنجه کباب نخوچی بریژ: کسی که شغلش برشتن و بو دادن نخودچی است. نتیجه:در زبان لری با ایجاد تغییر و تبدیل بعضی حروف، فعل‌ها و اسم‌های بیشتری از مصدر « برشتن» ساخته شده است. این کلمات در مقایسه با فارسی رایج امروز به ریشه پهلوی خود و شکل قدیمی لغت شبیه‌تر هستند. « وِریژتیک » واژه پهلوی به معنی « برشته» است. در مقایسه گویش لری و فارسی رایج امروز، علاوه بر این مورد بسیارند کلماتی که شکل قدیمی لغت از ریشه پهلوی خود را حفظ کرده و به نیای مشترکشان شباهت بیشتری دارند. بریژه هم از همین ریشه است چون صمغ درخت را برای فرآوری روی‌ آتش می‌جوشانند.


  • واژه های《دوخت و دوز》در لُری

    واژه های《دوخت و دوز》در لُری: سایت گُلوَنی، زهرا زرگرانی: بسیاری از واژه‌های اصیل لُری کم‌کم به دست فراموشی سپرده می‌شوند و معادل فارسی این کلمات جای آنها را می‌گیرند.در نسل جدید دیگر بِگِس استفاده نمی‌شود و معادل فارسی آن یعنی وجب کاربرد دارد. آنچه مسلم است با روند کنونی و با تغییر نسل‌ها، این واژه‌ها از حافظه شفاهی مردمان لر خواخند رفت و فقط در کتاب‌های فرهنگ لری می‌توان ردی از آنها گرفت. عده‌ای که با فرهنگ واژه‌های لری آشنا نیستند معتقدند که واژه‌های لری، گسترده نیستند و پاسخ‌گوی زندگی و رفتارهای زندگی امروزی نیستند.کلمات مادری و اصیل ما درون صندوقچه‌ سینه بزرگسالان ما خاک می‌خورد و نسل تازه مدرن‌شده از این کلمات استفاده نمی‌‌کند. واژه‌های پایین تنها نمونه‌ای از یک رشته وا‌‌ژه‌ِ مربوط به در کار《دوخت‌و‌دوز》است.واژه‌های دوخت‌ودوز در زبان لری: تال = نخ، رشته تال سِی زِ = نخ و سوزن دَشگَه = نخ چَرخَک = قرقره چوبی دِلو = سوزن بزرگ بُر کِردِه = معنای اول : کافی بودن مثال : إی پارچه سِی پیرهنِ بُلِن، بُر نِمی کِرد، ناونِی وِ چِه تیپ تَپی بَرَسونِش کِردِم معنای دوم « بُر کِردِه» رسیدن به موقع است. مثال : وِ خیاط گُتم إی جومَه وِ عروسی بُر میکَه؟ بِگِس = وجب مثال: خیاطی که وا بِگِس اندازَه بیرَه، کارِش دِ یَه بیتِر نِموئَه! کُل = کوتاه دُر = بلند پایِمو = لبه دوخت پایین لباس، پس دوزی مثال : جومَه نِ دوختمَه، هِه مَنَه پایِمونِش. پِیتِ پَرُو = پارچه کهنه کَل پَرُو = وصله پینه وِرتَکَنِه = شکافتن درز زبان لری و بازمانده‌های کهن آن: «او» (ow، بر)، «بَشن» (bašn، سر و بن و اطراف هر چیز)، «رون» (run، جهت و سمت و طرف)، «بِیّا» (beyyâ، به یک جا)، «یا» (yâ، جا)، «وی» (vi، باشد، معادل بی)، «زارْج» (zârj، کبک)، «دی» (di، دید، سوم سخص از dian)، «بول» (bül، غژم انگور)، «اَدخورد» (adxord، می‌خورد، ad- نشانه استمرار است)، «درد» (dard، داشت، از darden)، «وِزَرْت» (vezart، گذشت، عبور کرد، از vezartan)، «دال» (dâl، لاشخور، عقاب)، «بَمَه» (bama، بیامد، آمد، از aman)، «ساتَه» (sâta، محرف ساعت)، «بوکَد» (bowkad، افکند، از bowkandan)، «وات» (vât، گفت، از vâtan، مضارع آن از vâj ساخته می‌شود)، «وُجا» (vojâ، می‌اندازد، از vojiyan)، «وِستاخ» (vestâx، گستاخ)، «کیژ» (kiž، کَس)، «نِتگُوَن کرد» (netgovan kard، نت+ govan گمان+ کرد، گمان نمی‌کند)، «اَز» (az، من)، «اِژ» (ež، -َش، ضمیر متصل)، «کتّیم» (kattim، یافتیم مخفف کفتیم، از kattiyan)، «بِیبارَه» (beybâra، به یک باره، ناگهان)، «لاوه» (lâva، دلربایی، مجازا معشوق)، «هَنی» (hani، هنوز، دوباره، دیگر، در اکثر گویش‌های غرب و شمال غرب)، «ها زیدو» (hâzido، ها+ زی+ دو= هست از این دو)، «جین» (jin، از جینان= از اینان)، «هامان» (hâmân، صاف، هامان گهان= آسمان)، «ادسات» (adsât، از sâtan، می‌ساخت)، «ار» (ar، گر، انداجه‌گر= اندازه‌گر)، «وشانم» (vešânom، فشانم، از vešândan)، «توله» (tüla، شاخه)، «چرخ» (čarx، نوعی مرغ شکاری)، «تاوه شون» (tâve šon، تاو+ شون= شوق رفتن، ذوق زده شدن)، «ودزینه‌هاری» (vadzinehâri، بدعهدی)، «ویدادخواری» (vidâdxâri، بیدادکشی، خواری)، «تهره» (tehra، تیره)، «خور» یا «خوَر» (xor، خورشید، خوش)، «وید» (vid، بید)، «لاگهان» (lâgahân، لا+ گه+ ان، سیل گاهان)، «واژار» (vâžâr، بازار)، «بنشّه» (benašše، نرود، از šon)، «وشّی» (vašši، وش+تی، برای تو)، «بیانه» (biyâna، بیگانه).


  • لُری ویژگیهای دستوری خود را دارد

    لری ویژگیهای دستوری خود را دارد سایت گلونی: لری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد.گاهی بحث بر سر اینکه لری زبان است یا لهجه و گویش، داغ می‌شود. این نکته باید یادآوری شود که این بحث‌ها بیشتردر فضای مجازی اتفاق می‌افتد. ویژگی اینترنت این است که هرکسی با هر سطح آگاهی و مفروضات ذهنی، می‌تواند نظر و عقیده شخصی‌اش را در یک گستره جهانی مطرح کند. این کاربر فرضی امکان دارد برای نظریه خود هیچ سند و مدرک معتبری هم نداشته باشد ولی در این شرایط هم ممکن است بتواند مخاطبان زیادی را برای خود دست‌وپا کند. زبان لری هم از این نظریات بی‌پایه و اساس در امان نبوده است. فضای مجازی دنیای مناسبی برای کسانی است که در فضای حقیقی و بحث‌های علمی و مستند نمی‌توانند زبان بودن لری را انکار کنند. پس به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی پناه می‌برند تا شاید بتوانند از ناآگاهی برخی کاربران استفاده کنند، حرف خود را رسمیت دهند. زبان بودن لری به میزانی بدیهی و مستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند. و چه کسی معتبرتر و مستندتر از《پروفسور میرجلا‌الدین کزازی》ویدئویی که از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لری را یک زبان مستقل میدانست!


  • واژه نامه لُری

    اکبر یاوریان در کتاب واژه نامه لری (افلاک) می‌نویسد: «زبان لری بر اساس مطالب فوق بحث زبان با لهجه بودن آنچه را که لری می‌خوانند در جهت دارد. یکی دایره بالای واژگان مستعمل با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها و تلفظ ویژه آنها بر بستر پیشینه تاریخی و فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است و دیگر آنکه فرم شفاهی و غیر مکتوب آن، و تبعیت از قواعد دستور زبان دوره‌های بعدی زبان فارسی (پهلوی و دری) با وجود استثنائاتی چون نشانه مصدری ویژه، آن را شاخه‌ای از زبان فارسی تعریف می‌کند که در این صورت تعریف گویش بر آن صدق می‌کند.»


  • گویش لُری اشترینان

    بهروز ذوالفقاری در کتاب《واژه نامه لری گویش واژگان اشترینان》نوشته است: گرد آمده کنونی بیشترین بخش از گویش واژگان《لری اُشترینان》است. گرد آمده است، چرا که به لحاظ نبود کمترین امکان بررسی و جستجو، تنها به یادمانده‌ها و یادآمده‌ها بسنده شده است. بیشترین بخش است، چرا که به نشانه‌های گوناگون و فراوان این گویش واژگان در رهگذر تاریخی خود، بسیار بیش از این بوده است و به علت عدم ثبت و ضبط، همه آن قابل دسترسی نبوده است و نیست. هرچند که اُشترینان، شمالی‌ترین منطقه استان لرستان بر اساس تقسیم‌بندی‌های استانی است، اما گویش لری بسیار گسترده‌تر از استان لرستان است و چند استان همسایه را نیز دربرمی‌گیرد. پراکندگی جغرافیایی گویش لری سبب وجود شاخه‌های گوناگونی شده است که لری اُشترینان نیز یکی از آنهاست.با مجموعه تفاوت‌ها و شباهت‌ها و ویژگی‌هایش. چرایی این گردآوری با تمام نارسایی‌هایش از آن رو بوده است که تاکنون کاری در این زمینه صورت نگرفته است – یا به علت عدم توجه و باور و یا به علت عدم امکان. این اثر نیز در راستای تخصص و حرفه گردآورنده نیست، بنابراین و ناگزیر، کاستی‌های فراوان را در خود دارد. خاستگاه این گزینش حفظ و ثبت وجهه‌ای از فرهنگ است که هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شود. دشواری‌های پرداختن به کاری دور از توان و تخصص، در آغاز قابل پیش‌بینی و در جریان کار، قابل لمس و درک بیشتری است. لذا باز هم اگر بهانه این اقدام ناگزیری معرفی شود، بهتر است. در چنین نمونه‌هایی چنانچه امکان همراهی و همکاری افراد دیگری، به‌ویژه اگر از محل‌ها و حال و هوایی دیگر، موجود باشد، بی‌تردید پیامد کامل‌تری خواهد داشت، هرچند که بخش و شاخه‌ای از یک گویش بودن نیز توجیه‌کننده محدودیت‌های این کار است. نبود منابع و مراجع و امکان تخصصی و پی‌جویی، مبنایی است که اشتباه بودن احتمالی مفاهیمی را که صرفا از خاطره و حافظه نقل شده‌اند، قابل پذیرش‌تر کُند.


  • کاربرد خاص مفاهیم و واژگان

    کاربرد خاص مفاهیم و واژگان نیز سبب شده که قیاس با دیگر گویش‌ها و یا زبان‌ها، میدان چندان گسترده‌ای را باز نکند، چرا که در آن صورت بیشتر به حوزه زبانشناسانه روی خواهد نمود؛ که با توجه به اهمیت بالا و فنی‌بودن، حتی از اشارت به آن نیز پرهیز شده است. این‌که کسی با کاربست این گرد آمده قادر به یادگیری زبان و یا گویش نخواهد بود، این‌که حتی برای گویش وران آن نیز چندان راهگشا نخواهد بود، این‌که زبان‌های با گسترش بسیار بیشتر و فراگیرتر در خطر جدی سستی و فراموشی قرار دارند، این‌که حتی نسل‌های تالی گویشوران نیز، هم به ناگزیر و هم گاه به عمد فاصله هرچه بیشتری از این گویش گرفته‌اند و خواهند گرفت. این‌که چنین کاری کمترین تاثیری در گسترش و یا نجات چنین گویشی نخواهد داشت، چرا که در مدتی نسبتا کوتاه وزیر سنگینی و سلطه فرهنگ و زبان غالب، آشکارا دستخوش دگرگونگی و فراموشی گردیده است و این‌که این گردآمده نارساتر و ناکامل‌تر از آن است که دربردارنده نقشی از این لحاظات باشد، هیچ یک از انجام آن نگردیده است. ناتوانی واژه‌ها و ناگفته ماندن بی‌کرانگی اندیشه‌ها و دریافت‌های آدمیان، خود موجب جادوی کلام گردید و مایه کوشش پایان‌ناپذیر در راستای توصیف و برشمردن همان ناگفته‌ها.


  • لُری زبان است

    گویش‌ها و حتی زبان‌های بسته، به این علت که اساسا در برقراری ارتباط با خارج از حوزه جغرافیایی خویش فاقد کارایی‌اند، به سرعت به نفع زبان و یا گویش رسمی غالب از صحنه خارج شده‌اند و هرگز میدانی جهت رشد و پایایی که شرط بقای آن‌ها است، نیافته و نمی‌یابند. این وضعیت به سبب این‌که مایه عدم موفقیت نیز تلقی و تصور می‌شود، تاثیر معکوس نیز داشته است، به گونه‌ای که عاملی بازدارنده تشخیص داده شده و ناگزیر جای خود را به زبان و تکلم غالب برای کاربران آن سپرده‌اند. تداوم این ویژگی‌ هم‌اکنون با عنوان خطر اضمحلال، تماما جدی است. ابزارها و روابط و مفاهیم جدید با زبان و فرهنگ جدید وارد شده و پذیرفته شده‌اند و پیشینیان همین‌ها به لحاظ فقدان ضرورت کاربست، هم فراموش شده‌اند و هم هرچه بیشتر مایه کاستن از ارزش گویش اولیه گردیده‌اند. این وضعیت حتی در رویارویی و تقابل زبان‌های بزرگ نیز مسئله‌ای کاملا جدی است. گسترش دامنه این تاثیر و تاثر تا آنجاست که کاربران گویش‌ها نیز گاه به ناگزیر و گاه آگاهانه، به سوی رهاکردن آن روی آورده‌اند، چرا که آن را مانع گسترش فرهنگی خویش نیز پنداشته‌اند. فقدان کارایی و جذابیت و موانع فراوان سرچشمه گرفته از نارسایی‌ها، این ناگزیری را تا حدودی آشکار می‌سازد، سرنوشتی که تاکنون برای چند هزار گویش و زبان نسبتا کشف و شناخته شده رقم خورده است. بازدارنده‌های مورد اشارت، سبب می‌گردند که این باور که این مجموعه بتواند قابلیت استفاده‌ای فراگیر داشته باشد، کمرنگ‌تر می‌گردد. بنابراین به علت منتفی بودن ضرورت و نیز امکان آن، از بازگفت برخی نشانه‌ها و مطالب و نیز توضیح کامل برخی دیگر از جمله‌ها، انواع بازی‌ها، عبارات و اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های فراموش شده خودداری شده است و نیز از آوردن واژگانی که اسم خاصند و یا آنهایی که اختلاف تلفظ دارند، ولی شیوه تلفظ آن‌ها با نگارش کنونی فارسی قابل انعکاس نیست و در صورت نوشته شدن کاملا فارسی خوانده می‌شوند، خودداری گردیده است. چون می‌توان با کاربست قواعد دستوری که عمدتا فارسی است، انواع افعال و قیود و اسامی و دیگر مشتقات را ساخت، به لحاظ ذکر مصادر از آوردن و بازگفت مشتقات این مصادر تقریبا صرفنظر شده است. بر سر گذر قرارداشتن سبب شده است که این گویش از اغلب فرهنگ‌ها و گویش‌های پیرامونی حتی دوردست‌تر متاثر شده باشد، مثلا واژه قزآذری و به معنای دختر در ترکیبات دُیی قزی (دختر دایی) و عاموقِزی (دختر عمو) و حالَه قِزی (دختر خاله) که بازمانده از دوره‌هایی است که نواحی غربی ایران در تصرف درازمدت عثمانی‌ها می‌مانده است.


  • تغییرات زبان لُری

    مقاومت در برابر نوآوری‌ها و تغییرات زبانی: به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، غلامرضا مهرآموز نوشت: هنگامی که از عادت سخن به میان می‌آید بیشتر عادت‌های فردی به ذهن متبادر می‌شود که خصلت‌هایی پربسامد، اکتسابی و مقاوم در برابر تغییر هستند ولی کمتر یا به ندرت به تغییرات زبانی فکر می‌کنیم که عادت‌هایی اجتماعی و مقاوم‌تر هستند مثلاً ما لرها و خیلی دیگر از شهروندان اقوام ایرانی چون در نظام آموزشی عادت کرده‌ایم نوشته‌هایمان به زبان فارسی باشد هنگامی که پیامک و چت و…آمد نیز حتی وقتی می‌خواهیم به هم‌زبان خود یا عضوی از اعضاء خانواده خود پیام بدهیم یک پیام یا احوال‌پرسی بسیار ساده را هم به فارسی می‌نویسیم! ولی او را که می‌بینیم باز طبق عادت و عرف نانوشته جمعی در تعاملات شفاهی همان مطالب را به زبان مادری بیان می‌کنیم. تغییرات زبانی آن‌قدر قوی هستند که مردم گاه نه‌ تنها در برابر نوآوری‌های مفید زبانی مقاومت می‌کنند بلکه به تحقیر و تمسخر آن نیز می‌پردازند. چند مثال: شاید باور نکنید که وقتی فرهنگستان زبان فارسی در دوره پهلوی اول معادل‌هایی همچون دانشکده، پژوهشگاه، آزمایشگاه، دانشجو و…را ساخت یک سری از روزنامه‌ها و نشریات تهران مبادرت به حملات تند و تحقیرآمیز علیه فرهنگستان کردند که این معادل‌های من‌درآوردی را از کجا آورده‌اید؟ کی این‌ها را به کار خواهد برد؟ ولی امروزه این واژگان آن‌قدر عادی و پذیرفته شده‌اند که انگار از روز اول به صورت طبیعی در زبان فارسی وجود داشته‌اند. زمانی که در زبان انگلیسی، لغت نوساخته electrocute (اعدام الکتریکی کردن) به تقلید از execute (اعدام کردن) ساخته شد، وِبستِر انتقاد شدیدی از این نوواژه کرد. غافل از آنکه این واژه آنچنان عادی خواهد شد و راه خود را در لغت‌نامه‌های معتبر انگلیسی باز خواهد کرد که حتی چندین واژه دیگر به این قیاس ساخته می‌شود.وقتی که فرهنگستان زبان فارسی واژه یارانه را در برابر سوبسید ساخت کمتر کسی روی خوشی به آن نشان داد و آن را نوواژه‌ای ضعیف قلمداد می‌کردند که حتی امکان نیمه جا افتاده شدن آن بعید به نظر می‌رسید. ولی اجرای «برنامه هدفمندسازی یارانه‌ها» در ایران واژه یارانه را تبدیل به یک واژه بسیار رایج، عادی و طبیعی حتی در گفتار بی‌سوادان و کهنسالان کرد و چنان جا افتاد که واژه پرکاربرد سوبسید را حتی در ذهن و زبان تحصیل‌کردگان کمرنگ کرد.


  • نقش شبکه افلاک در تخریب زبان لُری

    محمد پورخداداد سایت گلونی: شبکه افلاک ضربه مهلک را جایی وارد کرده است که برنامه‌های تولیدی خود برای کودکان را هم مدتی است به زبان لری تهیه می‌کند. دوم اسفند روز جهانی زبان مادری است. در کشور ما به دلیل وجود اقوام مختلف که هرکدام زبان و برخی چند زبان ویژه خود دارند، موضوع زبان مادری و پاسداری از آن مسئله مهمی است. افزایش رسانه‌های ارتباط جمعی به‌ویژه گسترش فضای مجازی، جهان را با سرعت بیشتری به سوی جهانی‌شدن همه چیز حرکت داده است. حفظ زبان در چنین شرایطی بسیار دشوار می‌شود. زبان‌های زیادی نابود شده‌اند و یا در حال نابودی هستند. در ایران حفظ زبان اگرچه مورد بحث‌ها و حتی جدل‌های فراوانی بوده است، ولی تاکنون در این رابطه کار اساسی که بتوان به آن امید بست انجام نشده است.زبان لری یکی از زبان‌هایی است که در پهنه گسترده ایران بخش قابل توجهی را به خود داده است. در قوم لر که از ایلات و طوایف محتلفی تشکیل شده است، زبان‌های مختلفی وجود دارد که اگرچه در کلیتی به نام زبان لری گرد هم آمده‌اند، ولی هرکدام ویژگی‌های خود را دارند. زبان‌هایی چون لکی، مینجایی و بختیاری در دوره‌ای که رسانه‌های سراسری و محلی فقط به زبان رسمی کشور تمایل دارند، مورد ظلم واقع شده‌اند. تقریبا هیچ نشانی از این زبان‌ها در برنامه‌های سراسری وجود ندارد و اگر هم پرداخته شود، بسیار پراشتباه و از سر رفع تکلیف است. اما در کمال تعجب شبکه‌های استانی هم که به صورت محدود و برای استان و قوم خاصی برنامه تهیه می‌کنند هم از این موضوع مهم غافل هستند. البته کاش غافل بودند. شبکه استانی افلاک لرستان سال‌هاست که تیشه برداشته و بر ریشه زبان لری می‌زند. گاهی همین که برخی کاری نکنند، سود بیشتری برای مردم دارد تا کارکردنشان. کاش شبکه افلاک هیچ برنامه‌ای با زبان لری نمی‌ساخت تا انقدر به این زبان آسیب وارد نمی‌آمد. این شبکه، زبانی اختراع کرده است و مجریانش همگی به این زبان سخن می‌گویند. زبانی که افلاکی‌ها با آن برنامه می‌سازند نه فارسی است و نه لری! زبانی که فقط برخی افعال لری در آن استفاده می‌شود، مقداری ناز و کرشمه و باقی کلمات فارسی است! نکته مهم این است که شبکه‌های استانی با توجه به مخاطبان زیادی هم که دارند می توانند به‌صورت مستقیم بر فرهنگ زبانی یک استان اثرگذار باشند. این‌گونه سخن‌گفتن و بازی با زبان در فرهنگ عامه وارد می‌شود و کلمات در اصطلاح من‌درآوردی جای کلمات اصیل و کهن را می‌گیرند. شبکه افلاک ضربه مهلک را جایی وارد کرده است که برنامه‌های تولیدی خود برای کودکان را هم مدتی است به زبان لری تهیه می‌کند. این مورد دیگر قابل چشم‌پوشی نیست. کودک نگون‌بختی که زیر باران کلمات فارسی در رسانه‌های سراسری، کلاس مدرسه و خانواده‌هایی که این روزها لری حرف‌زدن فرزندانشان را کسر شان می‌دانند، قرار دارد، با دیدن برنامه‌های این شبکه و شنیدن کلماتی که در ظاهر به زبان لری بیان می‌شوند ولی نشصدا و انی از اصالت در آنها نیست، زبانی شترگاو‌پلنگی یاد می‌گیرد و دیگر چاره‌ای هم برای تغییر آن نمی توان متصور بود. به نظر می‌رسد تنها راه چاره برای برون‌رفت از این وضعیت این است که مدیران این شبکه استانی یا به‌کلی همه برنامه‌های تولیدی خود را به فارسی اجرا کنند و یا با استفاده از اهل فن و زبان‌شناسانی که کم هم نیستند، تغییراتی اساسی در شیوه گویش مجریان و برنامه‌سازان به‌وجود بیاورند.


  • لُری حرف زدن با دستور زبان فارسی

    امیدواریم که مجریان و گویندگان شبکه افلاک بدانند که یک شخصیت حقوقی دارند و ما به عنوان رسانه حق داریم از آنها بخواهیم طبق دستورالعمل سازمانی عمل کنند و لری را در شبکه افلاک درست حرف بزنند. بدیهی است که ممکن است برخی گویندگان یا مجریان بلد نباشند لری خوب بزنند و شاید شما بگویید فلانی در خانه هم همین طور حرف می‌زند اما باید خدمت‌تان عرض کنیم که اگر کسی نمی‌تواند لری حرف بزند و یا دست و پا شکسته حرف می‌زند، نباید در شبکه افلاک لری حرف بزند چون شبکه افلاک طبق وظایفش باید مروج لری و لکی باشد نه این که گویشی را تبلیغ کند که هیچ ربطی به زبان لری ندارد. شاید شما فکر کنید که منظور ما از لری حرف زدن به کار بردن واژه‌های لری است، بله واژه‌ها هم مهم هستند اما نکته مهم‌تر این است که تقریبا همه، نمی‌گوییم همه، تقریبا همه مجریان و گویندگان شبکه افلاک لری را چه خالص و چه دست و پا شکسته با دستور زبان و نحو فارسی حرف می‌زنند که این امر ضرر به مراتب بیشتر از به کار نبردن واژه‌های لری است. از یاد نبریم که《لری دستور زبان خاص دارد》که کاملا با فارسی و دیگر گویش‌های ایرانی متفاوت است و این دستور خاص، مهم‌ترین ویژگی زبان‌‌های لری است.


  • آزیتا تُرکاشوند

    بازیگر سریال گاندو به لری سخن می‌گوید و به لر بودنش افتخار می‌کند.آزیتا ترکاشوند که به خاطر بازی در سریال گاندو این روزها کمی بیشتر از قبل دیده می‌شود در یک مصاحبه تلویزیونی گفته «اهل بروجرد هستم و به لر بودنم افتخار می‌کنم».این ماجرا موضوع تازه‌ای نیست. احتمالا اکثر مردم ایران می‌توانند مدعی شوند که به زاده شدن در شهر خود افتخار می‌کنند.اما نکته‌ای که آزیتا ترکاشوند در این مصاحبه به آن اشاره کرد و کمی او را با دیگران متمایز می‌کند چیز دیگری است.بازیگر گاندو گفت «من در خانه لری صحبت می‌کنم. اگر لری صحبت نکنم پدرم ناراحت می‌شود»


  • محسن فراهانی

    تمام افرادی که می‌گویند ما به تولد در فلان شهر افتخار می‌کنیم آیا در خانه به زبان و گویش آن شهر سخن می‌گویند؟معلوم است که پاسخ این سوال منفی است.خیلی‌ها در گفت‌وگو مدعی می‌شوند که به آن شهر و دیار افتخار می‌کنند اما هرگز به زبان و گویش آن سخن نمی‌گویند. تا حد امکان سعی می‌کنند با فرزندان خود فارسی تهرانی صحبت کنند تا فرزندشان لهجه نداشته باشد.تا مبادا در تعاملات اجتماعی مردم بفهمند او اهل کجاست.تا مردم خیال کنند که او یک تهرانی اصیل است.خب آیا این اقدام مغایر با آن ادعای اولی نیست؟ آیا کسی که به شهر و دیار خود افتخار می‌کند نباید گویش و زبان آن را بلد باشد؟نباید به آن زبان و گویش سخن بگوید؟اما واقعاً چرا برخی‌ها این‌قدر تلاش می‌کنند تا خودشان و فرزندان‌شان بدون لهجه صحبت کنند؟ فارسی صحبت کردن کلاس دارد و گویش و لهجه محلی بی‌کلاس است؟ پس چرا به آن افتخار می‌کنید؟می‌ترسید کسی بفهمد شما اهل تهران نیستید و متعلق به فلان شهر و دیار هستید؟تهرانی بودن چه مزیتی است که برخی اینقدر برای وصل شدن به آن خود را به آب و آتش میزنید؟


  • خط لُری و ضرورت تدوین از دیدگاه علمی

    سایت گُلوَنی، دکتر غلامرضا مهرآموز: تلاش برای نگارش گفتار یکی از پردامنه‌ترین و پربرکت‌ترین تلاش‌های بشری بوده است.بشر همواره در حال آزمایش و خطا برای رسیدن به نظام مطلوبی بوده است که بتواند گفتار خود را ثبت کند تا از این طریق بتواند با غایبین و آیندگان دور و نزدیک ارتباط برقرار کرده و افکار، مفاهیم و احساسات خود را به آنها منتقل کند.انسان موجودی اجتماعی است و احساس نیاز به ارتباط با دیگران تنها شامل حاضرین در محل نبوده است بلکه او می‌خواسته ارتباط‌اش مرزهای زمان و مکان را درنوردد و این آرزو که در ابتدا همچون پرواز آرزویی دوردست یا دست نیافتنی می‌نموده است با اختراع خط و نظام‌های نوشتاری جامه عمل به خود پوشانده است.مصریان، چینیان و فینیقیان پیشتازان تحقق این آرزوی بزرگ و تمدن ساز بوده‌اند.پس از آن هر جامعه زبانی به فراخور زمان یک نظام نوشتاری را اقتباس نموده و تغییراتی در آن انجام داده است تا نیازهایی را برآورده کند که خط اقتباسی نمیتوانسته است به شکل دست‌کاری نشده انجام دهد.یکی از نمونه های موفق چنین اقتباسی ، خط فارسی مبتنی بر الفبای عربی است که با ابداعات و تغییرات مفیدی توانسته است در خدمت نگارش زبان فارسی واقع شود.گفتار لری – چه آن را زبان بنامیم یا گویش_دارای مشخصه‌های فراوانی است که خط فارسی نمی‌تواند آن را به درستی به نگارش در‌آورد.مثلا چگونه می توان با رسم الخط فارسی واژه «شیر»/ šir/ ( نوعی حیوان) را از «شیر» /ši:r/ ( محصول لبنی) تشخیص داد. در فارسی معاصر تفاوتی بین تلفظ این دو کلمه وجود ندارد ولی در زبان‌های حوزه زاگرس وجود دو نوع صدای «ای» که موجب تغییر فاحش معنا می‌شود اثبات شده است. در لری مینجایی (لرستانی) و لکی نوعی صدای «ل» وجود دارد که با «ل» متداولی که در فارسی می‌شنویم و در لری مینجایی و لکی نیز وجود دارد متفاوت است.این صدا که گویی ترکیبی از همخوان‌های «ل» و «ی» است در فارسی نمادی ندارد و تلفظ آن برای فارس‌زبانان بسیار دشوار است.ولی نکته اصلی آن است که معنی را عوض می کند. «تَل» /tal/ با صدای ل متداول در فارسی یعنی تلخ ولی با «ل» دیگر که اشاره کردیم /taL/ یعنی «نهال».صدها مثال می‌توان در این خصوص آورد که این همخوان «ل» ناشناخته در فارسی موجب تمایز معنا در لری مینجایی و لکی می‌شود. به عبارت دیگر در اصطلاح زبانشناسی «جفت کمینه» (minimal pair) دارد و خود یک تکواج (phoneme) مستقل است که نمود آن باید با ابداع کاراکتری در خط حاصل شود. همچنین تکواج‌های دیگری در زبان‌ها یا گویش‌های حوزه زاگرس وجود دارد که در فارسی نظیری ندارند که در اینجا جهت اختصار به آنها اشاره نمی‌کنیم. علاوه بر این، تلفظ خاص بسیاری از کلمات که واج‌های آنها در فارسی معادلی دارد باعث شده است نتوان آنها را به راحتی با خط فارسی نوشت. مثلاً محقق در بررسی خود بر روی نمونه‌های مختلفی که تلاش کرده بودند واژۀ معادل پدر را بنویسند با انبوهی از ثبت‌های مختلف مواجه شد: «بوئه، بووئه، باوئه، بووا، باوه، بوعه، باوء و …».حتی در مورد این یک کلمه اگر مثلا ضمیری مانند «م» به آن وصل شود ناهماهنگی‌ها در ثبت بسیار بیشتر می‌شود :« بوئه‌م، بوام، بوئم، بووام، بوعه‌م، بوعم، باوه‌م، باوم، بووم، بوءم، بووئه‌م، بوئه‌ام و …».


  • واژه‌های قدیمی لُری را مسخره نکنید!

    پایگاه خبری گُلوَنی، محمد پورخداداد: گروه‌های نمایشی طنز لری که سرآغاز آنها را می‌توان بازیگران برنامه «آخر هفته» در اوایل دهه هفتاد دانست، سهم زیادی از حجم هنرهای نمایشی را به‌خود اختصاص داده‌اند. اگر از چند گروه تئاتری که گه‌گداری کارهای قابل توجهی روی صحنه می‌برند، بگذریم، در دیگر شاخه‌های هنرهای نمایشی کاری انجام نمی‌شود.در استان‌های لرنشین ساخت فیلم‌های سینمایی به دلایل زیادی امکان‌پذیر نیست و هرچندسال یک‌بار اگر فیلمی ساخته شود چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. سریال‌سازی نیز هم‌چنان در دستور شبکه‌های استانی قرار ندارد و مشغول پخش صدباره سریال‌های تکراری شبکه‌های سراسری هستند.در این خلا به‌وجود آمده، گروه‌های طنز لری با اجراهای صحنه‌ای خود بار هنرهای نمایشی را به‌دوش می‌کشند. اما این گروه‌ها این بار سنگین را به منزل می‌رسانند؟ آیا این گروه‌ها مسئولیتی در قبال فرهنگ لری دارند یا در جهت سرگرم‌کردن مخاطبانشان می‌توانند با هرچیزی شوخی کنند؟اگر به دیدن اجراهای این‌گونه برنامه‌ها رفته باشید و البته با دیدی به جز تفریح و سرگرمی به آنها بنگرید، تنها چیزی که نصیبتان می‌شود آه و حسرت است.نمایش‌های سطح پایین و شوخی‌های دم‌دستی آنها اغلب تمسخر آداب و رسوم فرهنگ لری است.از تمسخر آداب مراسم‌های شادی و عزا گرفته تا شوخی‌ با موسیقی و از همه فاجعه‌بارتر بازی با زبان و لهجه‌های مردم مناطق لرنشین! در وانفسایی که از هر سو فرهنگ و زبان لری در جهت نابودی پیش می‌رود، این گروه‌های طنز آهنگ این پیشروی را هرروز تندتر می‌کنند. با استفاده از بازیگرهای زن‌‌پوش، لغات قدیمی مادران لر را مسخره می‌کنند و با لودگی بی‌اندازه زبانی که بزرگترین نشانه فرهنگی یک قوم بزرگ است را به بدترین شکل ممکن مورد حمله قرار میدهند.گروه‌های نمایشی طنزی مانند بازیگران آخر هفته که در سال‌های ابتدایی این حرکت، در قالب طنز به مشکلات اجتماعی و فرهنگی می‌پرداختند (مانند نمایش بودجه) حالا یا متلاشی شده‌اند و یا در مناسبات شبکه استانی حل شده‌اند و از برندگی و طنازی آنها کاسته شده است. امیدبستن بر شبکه‌های استانی چون شبکه افلاک که کار بیهوده‌ای است. مجریان این شبکه‌ زبانی تازه اختراع کرده‌اند که نه لری است و نه فارسی.همین سهل‌انگاری‌ها است که میدان را برای این گروه‌های مبتذل خالی کرده است تا هرچه می‌خواهند بر فرهنگ لری بتازند و تنها راهی که برای مقابله با آنها به نظر می‌رسد هشیاری لرهاست که نخاطب چنین نمایش‌هایی نباشند و برای چند لحظه خندیدن فرهنگ خود را به باد فنا نسپارند.


  • علم زبانشناسی یا ادبیات؟

    علم زبانشناسی یا ادبیات؟ تا جایی که به تحقیقات زبانی در حوزه‌های لرنشین مربوط است، دانشجویان، معلمان، اساتید رشته ادبیات فارسی و پژوهشگرانی که در اصل متخصص فارسی‌شناسی بوده‌اند هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی و هم از نظر سیاسی کاملاً دارای تسلط هستند و همین باعث شده است خود را مختار بدانند درباره تمام اجزاء و ابعاد لُری قضاوت کنند! بی‌شک از میان پرسشی که در تیتر این مطلب آمده است (یعنی تعریف زبان، گویش و لهجه و تعیین زبان بودن، گویش‌بودن و یا لهجه‌بودن لُری) نظر《علم زبان‌شناسی》بیش از هر علم دیگری صائب است! اما زبان‌شناسی نیز محدودیت‌های خود را دارد، مثلاً علم زبان‌شناسی می‌تواند تعیین کند دو گونه《ایکس》و《وای》دو زبان مختلف هستند یا گویش‌های یک زبان واحد، اما نمی‌تواند تعیین کند که کدام یک زیبنده نام لُری است و کدام نیست، در اینجا باید از تاریخ یا انسان‌شناسی کمک گرفت. به عبارت دیگر، طبق تعاریفی که در ادامه از زبان دکتر محمد دبیرمقدم، استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خواهد آمد، این سه جمله؛ الف) نمی‌دونم چی می‌گی تا تو رو راهنمایی کنم / ب) نمه ذانم چه موشی تا رهومنیت کم / ج) ناونم چئ مؤیی تا رهمونیت بکم! متعلق به سه زبان جدا از هم هستند (ولو این که هر سه در گروه زبان‌های ایرانی قرار گیرند) اما این که لُری یا فارسی نام کدام یک از آن‌هاست و نام کدام یک از آن‌ها نیست، در حوزه صلاحیت انسان شناسی و تاریخ است و زبان شناسی نمی‌تواند بر اساس استدلال و روش تحقیق خود حرف آخر را بزند بلکه زبان‌شناس‌ها باید بر اساس بررسی‌های علوم دیگر قضاوت کنند، البته در ادامه پای قدرت سیاسی، عملکرد رسانه‌ها و مسائل غیر علمی زیادی نیز به میان می‌آید.


  • چرا لُری ثبت ملی نمیشود؟

    چرا لُری ثبت ملی نمیشود؟ برخی از عزیزان مدام به کانال فرهنگستان زبان لُری فشار میآورند که چرا لُری را ثبت ملی نمیکنید؟چرا فلان چیز را ثبت نمیکنید(که حتی هیچ ربطی به زبان ندارد)؟ چرا《ایکس》را ثبت نمیکنید؟ چرا《ایگرگ》را ثبت نمیکنید؟ اولاً ثبت کار یک تیم پیگیر با پشتوانه اداری است. ما نه تخصص ثبت را داریم نه امکانات و وقت آنرا‌. چرا فقط از این و آن میخواهید برای لُر کار کنند پس شما چکاره هستید؟بعد تخصص و توان ما در زبان و ادبیات است نه در بقیه ابعاد فرهنگ! دوم اینکه ما اعتقاد چندانی به ثبت نداریم! به قول دکتر ابراهیم خدایی اصالت را باید در خانه ها و خیابانها فریاد زد نه صرفاً در موزه ها که این دلخوش کردنها و تفاخرها به موزه نشینی خود فاتحه خواندن است بر داشته های فرهنگی. چه سودی دارد که مثلاً لری را ثبت کنیم ولی در خانه ها و خیابانهای ما نه کودکان لری سخن بگویند و نه بزرگترها؟ و با شبحی از لری سخن گویند؟ که همین هم با تدوام این روند دو سه نسل دیگر از بین خواهد رفت. مگر انگلیسی ، عربی ، آلمانی و فارسی...جایی ثبت شده اند که این همه موفقیت و پیشرفت در حد خود به دست آورده اند؟پیشرفت هر زبان مرهون تلاش و تولید اهالی آن زبان به اضافه امکانات است. دنیای کنونی دنیای رقابت است. هر زبانی تولید ادبی و فرهنگی بالا داشت زنده میماند. شهر لُرنشین شوش کلش این ۶ سال است که نه ثبت ملی بلکه《ثبت جهانی》شده است ولی دریغ از یک ریال بودجه یا امکانات یا یک قدم پیشرفت با این ثبت جهانی! تازه یک پل روگذر تسهیل کننده جاده اهواز _خرم آباد را هم بخاطر این ثبت جهانی تخریب کردند و این خود شده یک معضل ترافیکی آزاردهنده برای شهر.حالا داستان دلخوش کردن صرف است به ثبتها و افتخارات موزه ای! و چه غم انگیز است که موزه های مردم شناسی و باستان شناسی و افتخارات کهن ما غنی و سرشار از اصالت باشد ولی خانه ها یا خیابانهایمان تُهی یا کم بهره! و یک کلام فرهنگ آن چیزی است که در خانه ها، کوچه ها و خیابانها زنده و جاری است موزه ها محل تاریخ و فرهنگ است نه محل حیات و سرزندگی.


  • دستور زبان و قواعد ساده

    دستور زبان و قواعد ساده برخلاف تصورات موجود زبانهای غیر لری اتفاقا درصد کلمات فارسیشان بیشتر از لری است فقط یکی دو قاعده دستوری بسیار ساده اینها را برای سایر گویشوران پیچیده نشان داده و آن هم چسباندن ضمایر متصل بجای فعل به مبتدا و خبر است مثلاً ما اگر《شارِت بشویَه》لری را به صورت《بشو شاریَه》بنویسیم تمام گویشوران غیر لر گاز پیچ میشوند! وگرنه از نظر کلمات زبان لری اختصاصات به مراتب بیشتری از دیگران زبانها دارد مثلاً معادل کلمه فارسی «برای» در کردی میشود «اَرای» و در لری «سی» است یا بگیر در گورانی « بِگِر » و در لری «بِیر» است یا در لری میگویند یخ کردم ولی لکزبانان میگویند: یخم کرد! بنابراین کلمات لری بسیار سخت تر هستند ولی چون دستور زبانش ساده است چنین تصور میکنند که گویش یا زیرمجموعه زبانی است! زبان بقیه مثل زبان زرگری است در زرگری جمله « شهین آمد » میشود:《سهین به شیدی ، سامد به آدی》همانطور که می بینید کلمه سخت و جدیدی اختراع نشده است.


  • لُری: زبان، گویش یا لهجه؟

    دکتر ابراهیم خدایی در نشریه لور آورده است: لُری زبان است و یا گویش، یا لهجه؟ آیا لری یک زبان است یا چند زبان؟ یک لهجه است یا چند لهجه؟ آیا زبان لکی جز زبان‌های لری است یا خیر؟این‌ها پرسش‌هایی است که معمولاً در شناخت مردم لُر و البته در شناخت هر قوم و فرهنگ دیگری معمولاً مبتلابه است، در زمینه لرشناسی با توجه به فقدان هرگونه محفل رسمی دانشگاهی یا غیر دانشگاهی، مطالعات مفصل و مدونی وجود ندارد و به همین خاطر اطلاعات و اظهار نظرهای مغشوش و مشوش زیادی مطرح است. مساله‌ای که در ایران‌شناسی به عنوان یک حوزه مطالعاتی بین رشته‌ای با آن مواجه هستیم (و شاید در شناخت هر جامعه دیگری هم نظیر آن را بتوان یافت) پارادایم‌های متفاوت و بعضاً متعارضی است که بر رشته‌های علمی گوناگون حاکم است.تا جایی که به «ایران‌شناسی» مربوط است معمولاً رشته ادبیات فارسی و سپس تاریخ می‌چربند و سهم بیشتری در تحقیقات دارند در حالی که《انسان‌شناسی》با نام《مردم‌شناسی》بیشتر یک رشته غیر دانشگاهی است و زبان‌شناسی هم هیچگاه نه از نظر کمیت و نه کیفیت نتوانسته بر فضای تحقیقات ایران‌شناسی مسلط شود.به نظر می‌رسد سهم ادبیات فارسی در حاکمیت سیاسی کشور ایران آن‌قدر یکه تازان است که اجازه هرگونه رشد و سیطره به رشته‌های زبان‌شناسی و انسان‌شناسی نمی‌دهد.


  • سیدحمید جهانبخت

    «گفتنِ ناگفتنی‌ها مشکل است_نیست این کار زبان، کار دل است» انتظار دارم فضای حقیقی و مجازی در زمینه اشاعه‌‌ی آثار فرهنگی و ادبی با هم رشد بیش‌تری پیدا کنند تا میراث معنوی ما بهتر در معرض عموم قرار گیرند. صاحب‌نظران، ادیبان و قلم‌ به دستان زیادی داریم که ناشناخته مانده‌اند. بومیان لرستان و مسئولان باید آن‌ها را به جامعه معرفی نمایند. سوالی دارم! «حیدر بابای شهریار» چرا این‌قدر معروف شد؟ ترک‌زبانان و بخصوص ترک‌های مقیم تهران برای معرفی آن تلاش کردند. این دقیقاً همان چیزی است که ما در آن ضعف داریم؛ کم‌تر هم‌دیگر را یاری می‌دهیم. خاطره‌ای بگویم: مقاله‌ای از یک نویسنده محترم در مورد «پیر لرستان» را دو نشریه در خرم‌آباد منتشر کردند؛ در یک نشریه نظرات منتقد کاملاً نوشته شد، در نشریه دیگر مقاله بی‌رحمانه «مثله» شده بود. این تناقض‌ها و تضادها آزاردهنده هستند؛ به نظر می‌رسد به طور مستمر حقوقی در این بین ضایع می‌شود. آیا وقت آن نرسیده که ما به کار گروهی روی بیاوریم؟! تا کی باید ارزش‌های ما در بازار دنیایی علم و فرهنگ نادیده گرفته شوند؟! چه نیکو فرمود آن بزرگِ ادب: «به کودکی پستی؛ به جوانی مستی؛ به پیری شکستی؛ پس ای عزیز، کی خداپرستی؟»


  • اصلاحات بومی

    جوامع دگرگون شده‌اند و خیلی چیزها در حال گذار است و پیدا کردن جریان اصیلی که به هر اندازه و در هر شرایط مسیر خود را ادامه می‌دهد، برای‌شان کار آسانی نیست. مسئولان فرهنگی نباید از تحولات سریع اما تکراری عقب بمانند؛ نباید جوانان را در وادی حیرت متوقف بگذاریم. برخی جوانان امروزی به دلیل کم‌اطلاعی به نظرشان می‌آید که دیگر نیازی به《اصطلاحات بومی》ندارند؛ در حالی که اقوام و ملل دیگر، از جمله مللی که پیشرفته خوانده می‌شوند، باورهای تاریخی و فرهنگی زیادی دارند؛ مگر آنها را به باد فراموشی می‌دهند؟ نباید در کم‌رمق شدن واژه‌ها و تضعیف هویت احساس بی‌تفاوتی داشته باشیم. گناه بطالت یا غفلتی که رخ داده شده به گردن هویت نیست. به طور مثال نمی‌گوییم جوانان واژه‌ها یا اصطلاحات «نوک نوکه سال» را از بر کنند ـ البته همان واژه‌ها هم باید به طور مناسب حفظ شوند ـ اما می‌گوییم برای شروع از همین مانده‌های ضروری و سالم که هویت ما را ترقی می‌دهد؛ پاسداری کنیم. فرضاً ما در باب تعاون عرف‌های خوبی در جامعه روستایی داریم؛ «تاسو»،«شیرواره»، «گِل» و ...همگی نمادهای واقعی تعاون هستند؛ چرا نباید از آنها مراقبت کنیم؟ هویت‌ها ثابت نیستند و نیاز به مراقبت دائمی و بازنگری‌های لازم دارند؛ اگر این ‌طور نشود، محکوم به زوال هستند. چندی قبل در خرم‌آباد قدم می‌زدم؛ از هر 10 بچه، 2-3 تاشان لری حرف می‌زدند. جوانان قوم لر شاید به راحتی بتوانند از هویت خود چشم‌پوشی کنند؛ لکن هرگز نمی‌توانند نبود و خلأ آن را با چیز دیگری پر کنند؛ «هر چیز که خار آید، یک روز به کار آید». برهنه شدن از فرهنگ خودی توان تعامل با دیگران و حتی خودمان را از ما می‌گیرد. اگر می‌خواهیم گم نشویم باید نشانی‌ای داشته باشیم؛ نشانی ما همین فرهنگ خودی است.


  • وارونگی واقعیت به کدام انگیزه؟

    وارونگی واقعیت به کدام انگیزه؟ ابوالفضل بیهقی نویسنده‌ تاریخ بیهقی در سده ۵ هجری میگوید:《تاریخ به راه راست رود که روا نیست تحریف و تبذیر در آن!》احمد ابن فضلان در سده‌ ۱۰ هجری به همه کاتبان و مورخان سفارش کرد:《دروغ ننویسید که روزی حقیقت بر ملاء میشود!》از همین‌رو بود که پیشینیان به درستی دریافتند《ماه هیچگاه پشت ابر نمی ماند و زمستان رفته و روسیاهی به زغال می ماند》اما شگفت آنکه در جهان امروز که «عصرارتباطات» است‌ برخی گمان میکنند با دستکاری در تاریخ، میتوانند پیشینه و هویت بسازند و مردم را فریب دهند.چندی پیش پُستی در اینستاگرام خواندم که لکی کاملترین زبان دُنیاست! و دارای ۳۰ هزار واژه است درحالیکه عربی فقط ۷ هزار واژه دارد! این درحالی است که لکی قواعد مُستقل ندارد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و یک موسسه بین المللی و انستیتو زبانی نیست که لکی را زبان معرفی کرده باشد حتی لکها نمیتوانند از ۱ تا ۱۰ به لکی بشمارند و اکثر کلمات کلیدیشان برگرفته از فارسی و عربی است مثلاً برای کلمات: حقوق / اتصال / اقتصاد / اخلاق / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / جامعه و...چه معادلهایی در لکی دارند؟ یک زبان حداقل باید تا حدودی استقلال داشته باشد درحالیکه لکی ۸۰% کلماتش تلفیقی از فارسی وعربی است. اما عربی به عنوان کاملترین زبان بیش از ۱۲ میلیون کلمه دارد و نیم میلیارد نفر به آن صحبت میکنند و ششمین زبان سازمان ملل است. زبان انگلیسی ۶۰۰ هزار کلمه دارد و زبان بین المللی است. دیکشنری فرانسوی لاروس بیش از ۱۳۰ هزار لغت دارد و ۲۰۰ میلیون نفر به آن صحبت میکنند و زبان رسمی ۳۰ کشور است. زبان فارسی بیش از ۷۰ هزار لغت دارد. بازتاب اینگونه گزارشها از روی ناآگاهی است و هر نوشته ای اگر سند و مدرک معتبر نداشته باشد مورد شک و تردید است و نویسندگان آن رسوا خواهند شد!


  • لُرتباران همدیگر را حمایت کنند

    لُرتباران همدیگر را حمایت کنند چرا ما لُرتباران از هم حسودی کنیم؟چرا کسی کاری انجام نمیدهد ولی وقتی یک نفر دارد زحمت میکشد فقط مردم زیر نظر دارنش تا یه چیزی ازش پیدا کنند مثلاً استاد مهرآموز یک زبانشناس هست من که بلد نیستم باید یاد بگیرم یا دنبال این بگردم تا یک کلمه اشتباه ازش پیدا کنم؟یا باید کمک و تشویق کنم تا بیشتر وقت بگذارد درحالیکه زبان مادریم دارد فراموش میشود! خواهش از همه دارم هر کی زبان فارسی را دوست داره دخالت نکنه ما همه زبانها را دوست داریم ولی نه اینکه زبان مادری را فراموش کنیم اگه از بزرگان لر حرف بزنند همه وانمود میکنیم که ما عشق لری هستم ، همه عکس سرداران را پروفایل میگذارند ولی چرا میگن زبان ما فارسی است؟ بزرگان ایران بسیاری از آنها لر بوده و لری صحبت کرده اند ولی چرا شهرستانها امروز زورشون میاد لری حرف بزنند؟ بخشکد ریشه ام، من خشک میشوم _ غَنی تاریخ و زبانم، خوش به حالم / ز بهرِ ریشه و شاخه ام، میدَوم _ زبانم بودِ پارسی، به خود میبالم


  • ویژگیهای زبان لُری

    ویژگی های زبان لری: لهجه اصفهانی بدونه اینکه واژگان، دستورزبان و…متفاوت با لهجه فارسی تهرانی داشته باشد آهنگ تلفظ برخی از واژگانش با فارسی تهرانی فرق دارد مثلا در لهجه اصفهانی《شده است》به صورت《شدهِ ست》ولی همین جمله در لری مثلا لری بختیاری میشود《وابیده یا آبیده》همانطوری که مشاهده می کنیم کاملا متفاوت ازفارسی است و این موضوع را می رساند که این دوجمله هرکدام از یک زبان مستقل اما هم خانواده هستند. هرچند که در بسیاری از موارد این تفاوت ها میان لری و فارسی دیده می شود،لیکن ما برای تفهیم بهتر تعریف لهجه سعی کردیم یک نمونه مثال بزنیم. یا اگر مثال های بیشتر بخواهیم بزنیم این مثال را می آوریم: فارسی: دخترخانم وسط آب نرو آب گل آلود است و خرچنگ دارد لری بختیاری: دُهدَر مینجا آوه مَرو آوه لغینه(خرَهینه) وه کرزلنگ داره لری خرم آبادی(مینجایی) دُخدِر د مینجا آوه نَرو آوه لخینه وه کرژنگ داره لری لکی: دت دمینجا آوه نَچو آوه لخینه وه کرژنگ دیره لری ممسنی: دُور مره منه اُو کرنجال منشه و غندالیه در واقع در نگاه اول هر خواننده ای شاهد تفاوت فاحش لری (گویش های مختلف) با فارسی می شود و این تقریبا شبیه لطیفه هست،که حتی برخی نویسندگان نیز لری را گویش هم نه بلکه لهجه ی! از فارسی می خوانند و ناگفته پیدا است که این نظرات تا چد حد غیر علمی ست و صرفا از دیدگاه های سیاسی که در دهه های پیش به کتب و مقالات علمی واردشده و تاکنون هم اصلاح نشده است نشات گرفته و می گیرد.طبق تعاریفی که در بالا از زبان،گویش و لهجه نقل کردیم،لری یک زبان است که گویشوران قابل توجهی دارد برای مثال گویش لربختیاری هرچند از نظر واژگانی و دستوری تفاوت هایی با لری خرم آبادی (مینجایی) دارد اما هر دو گویش های یک زبان هستند و گویشوران هرکدام با کمی دقت می توانند متوجه منظور هم بشوند و درصد بالایی از واژگان رایج دو گویش یا دقیقا مشابه هست یا ریشه مشترک و یکسانی دارد و این شرایط برای سایر گویش های لری نیز صادق هست.پس می توانیم چنین بگویم که لری بختیاری، مینجایی و دیگر گویش های زبان لری هرچند که بعضی ازخاصیت های منحصر به فرد را دارند ولی همه از یک زبان مشترک بنام لری هستند.زبان های لری، کردی، گیلکی، فارسی و دیگر زبان های اقوام ایرانی همه خویشاوند وهم ریشه هستند اما هیچ کدام زیرمجموعه دیگری نیست و گویش خواندن این زبان های کهن و با سابقه موجبات ضعف و نابودی آنان را فراهم می آورد.


  • لُری زبانی که از نو باید شناخت!

    لری زبانی است که باید از نوشناخته شود. زبان لری علیرغم تشابهات آوایی و واژگانی که به زبان فارسی دارد، دارای وجوه افتراق زیادی با آن است؛ اما شباهت بین این دو زبان به این علت است که این دو زبان متعلق به یک خانواده زبانی language family هستند. زبان لری دارای ساخت واج _ واژی و نحو خاص خود است و با این حال در بعضی موارد واجهایی در زبان لری است که در زبان فارسی نیست. برخی از پژوهشگران ولو کم با سطحی نگری و عدم بررسی دقیق و عمیق نه تنها لری را به عنوان یک زبان یا گویش به حساب نیاورده اند؛ بلکه آنها به اشتباه یا به سهو این زبان را لهجه ای از زبانهای دیگر نامیده اند که بیشتر جنبه سیاسی _ قومی دارد تا علمی! برخی ها به اشتباه زبان لری را لهجه ای از زبان فارسی دانسته اند، در حالیکه این نظرات کاملاً《غیر علمی》و《فاقد مطالعات زبان شناسانه》هستند؛ زیرا اینها زبانهای مستقلی هستند که همزمان با زبان فارسی از زبان پهلوی حدود دو هزار و پانصد سال پیش جدا شده اند. متأسفانه کسانیکه دارای《مطالعات زبان شناسی》عمیق نیستند، در مقابل نظریات اشتباه مطرح شده در خصوص زبان لری به دلیل گریز از انتقادهای برگزیده دیگران سکوت کرده و عوام هم به رواج چنین عقایدی دامن زده اند!


  • زبان ایرانی نخستین

    زبان ایرانی نخستین: اشتباهی که غالب افراد انجام میدهند، این است که گویش­های موجود ایرانی را گویش­های زبان فارسی می­دانند! در صورتی­ که گویش­های ایرانی، شاخه هایی از زبان فارسی نیستند! گویش­ها و زبان فارسی از یک زبان واحد که همان《زبان ایرانی نخستین》است، منشعب شده است! بنابراین، اشتباه است بگوییم گویش­های زبان فارسی! یعنی اگر یک زبان ایرانی نخستین درنظر بگیریم، زبان فارسی کنار گویش­ها قرار می گیرد نه اینکه گویش­ها از زبان فارسی منشعب شوند، تصور کنید که چندین هزار سال پیش، وقتی آریائی­ها از روسیه به­ طرف جنوب سرازیر شدند، بخشی به هند و بخشی به ایران آمدند. آنهایی که به ایران آمدند، در ابتدا زبان واحدی داشتند که همان زبان ایرانی نخستین است. این زبان بعدها به شاخه های متفاوتی تقسیم شد که یکی از این شاخه ها، زبان فارسی نام گرفت. سایر گویش­های ایرانی، شاخه های دیگر این زبان واحد هستند. بنابراین نباید گویش­ها را شاخه ای از زبان فارسی دانست. تعریف زبان و گویش و لهجه را قبلاً بیان کردیم. کُردی یک گویش ایرانی است و ترکی یکی از زبان­هایی است که در ایران به­ کار می رود چون از زبان مادری متفاوت است. گویش­ها از نظر آوایی، واژگانی و ساختاری استقلال دارند؛ ولی چون با زبان فارسی از زبان مادری واحدی منشعب شده ­اند، مسلماً شباهتهایی با هم دارند.


  • زبان باید《قدرت سیاسی》داشته باشد!

    زبان به معنی اعم آن، هر نوع نشانه یا قراردادی است که پیامی را بین افراد یک جامعه منتقل میکند؛ برای مثال، بوق اتومبیل، آژیر آمبولانس، چراغ راهنمایی، زنگ اخبار، تابلوی ورود ممنوع و《حرکات چشم و ابرو》و《سر و دست》و...نوعی زبان است. زبان ازنظر علم زبان شناسی، شامل تعداد محدودی قاعدة آوایی، معنایی و دستوری است که با این قواعد، تعداد محدودی واژه میتوان بی نهایت جمله ساخت و این جمله ها ازطریق دستگاه گفتار آدمی تولید میشود و واسطه ارتباط بین افراد است. در زبان فارسی، قواعدی داریم که براساس آنها معلوم می­شود: جای فاعل، مفعول و فعل در جمله کجاست؟ صفت و موصوف و مضاف و مضاف ­الیه نسبت به­ هم چگونه قرار میگیرند؟جای حروف اضافه / حروف ربط /قید و...کجاست؟به این قواعد دستور زبان گفته میشود. با این قواعد و واژه هایی که در زبان فارسی وجود دارد، میتوان بی نهایت جمله ساخت. ملاحظه میکنید که با این تعریف چگونه می­توان کلیه گویش­ها و لهجه ها را هم زبان نامید! این بحث را از این جهت در اینجا مطرح کردم که به ­محض اینکه موضوع زبان و گویش و لهجه مطرح می­شود، همه میپرسند که آیا مثلاً گویش کردی زبان است یا لهجه؟ بلوچی زبان است یا لهجه؟ این است که من اینجا تأکید میکنم که طبق این تعریف، به همة گویش­ها میتوانیم زبان بگوییم!اما زبان ازنظر گویش شناسی، در یک محدودة سیاسی آن چیزی که ما به آن زبان میگوییم، باید دو ویژگی داشته باشد: یکی اینکه《زبان رسمی یک مملکت》باشد، یعنی《قدرت سیاسی》داشته باشد، مانند زبان فارسی در ایران؛ دیگر اینکه در مقایسه با زبان­ها و گویش­های اطراف خود، زبان مادری متفاوت داشته باشد، مانند زبان­های ارمنی، عربی و ترکی در ایران که به­ ترتیب از زبان­های مادر آرمنین، سامی و اورالاتا گرفته شده، درحالی­که زبان فارسی از خانواده زبان­های ایرانی است! گویش­ها شاخه ای از زبان واحد هستند؛ برای مثال، فارسی، تاتی، کردی، بلوچی، مازندرانی، گیلکی و... گویش­های یک زبان ایرانی هستند.به انواع هر گویش، لهجه می­گویند برای مثال، لهجه­ های فارسی عبارتند از تهرانی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی و مشهدی! گیلکی دارای لهجه های رشتی، لاهیجانی، رودسری، آستانه ­ای است، و کردی لهجه های مهابادی، سنندجی و کرمانشاهی دارد. گویش­ها از نظر آوایی / واژگانی / و دستوری تفاوت­های زیادی با هم دارند و فهم آنها به آموزش نیاز دارد ولی لهجه های هر گویش معمولاً فقط تفاوت­های آوایی و واژگانی دارد و فهم آنها به آموزش چندانی نیاز ندارد. مثلاً یک اصفهانی با یک تهرانی یا شیرازی به­ راحتی میتوانند هم صحبت کنند ولی همین اصفهانی وقتی با گویش گیلکی یا مازندرانی و یا بلوچی روبه ­رو میشود اگر نخواهد از فارسی که زبان به­ اصطلاح میانجی به ­حساب می­آید استفاده کند، دچار مشکل می­شود!هر لهجه، گونه­ های زبانی دارد که وابسته به شغل، تحصیل، سن و جنس گویش است برای مثال، یک《اصفهانی تحصیل­کرده》با یک《بیسواد اصفهانی》تفاوت لهجه دارد و یا یک جوان اصفهانی در مقابل افراد همسن لهجه متفاوتی دارد! شغل و جنس نیز در ایجاد گونه های زبانی تأثیر می­گذارد.


  • زبان زنده

    زبان­ برای زنده ­ماندن نیازی به برخورد زبان­های دیگر ندارند! هر زبانی تا زمانی­که گویشور دارد، زنده است! و وقتی گویشوران خود را از دست می دهد، مرگش فرا میرسد. اتفاقاً برخورد زبان­ها به ­صورت بی رویه و حساب ­نشده ممکن است زبانی را ازبین ببرد. در برخورد زبان­ها با هم سه اتفاق ممکن است رخ دهد: یکی اینکه زبان غالب زبان مغلوب را از بین ببرد؛ مانند جایگزینی زبان ترکی با زبان قدیمی ایرانی در آذربایجان یا جایگزینی زبان عربی با زبان قبطی در مصر، یا زبان عربی با زبان­های بابلی، آشوری و اکدی در بین النهرین، و یا زبان ترکی با زبان یونانی و بیزانس یعنی ترکی فعلی، که ترک­ها به بیزانس حمله کردند و زبان یونانی را از بین بردند و زبان ترکی فعلی در آنجا باقی ماند. دوم اینکه زبان مغلوب زبان غالب را از بین ببرد؛ مانند برخورد زبان عربی با زبان فارسی پس از اسلام که زبان فارسی باقی ماند و زبان عربی را کنار زد. سوم اینکه دو زبان در کنار هم باقی بمانند و همزمان به کار روند؛ مثل زبان انگلیسی و فرانسه در《کبک کانادا》و یا کاربرد همزمان دو زبان انگلیسی و ایرلندی در ایرلند.


  • ریشه واژه بَرد

    ریشه واژه بَرد: از نظر توزیع جغرافیایی واژه، چرا《کردهای مهاباد》در شمال غرب ایران و لرها از لرستان تا کنار خلیج فارس واژه《بَرد》را بکار میبرند ولی سنندج، کرمانشاه و حتی لکها از واژه «کُچک» استفاده میکنند؟ واژه《بَرد》و《سَنگ》در چند زبان ایرانی نو: زبانهای جنوب غربی زبانهای شمال غربی فارسی sang سنگ کردی (مهابادی) bard برد لری bard برد سیوندی vard ورد لری (مَمسنی، کهگیلویه، بویراحمد و بختیاری)، کردی (سنندج وکرمانشاه) Bard / koḉok برد – کچک دزفولی bard / seng برد – سنگ لکی koḉok کچک بلوچی seng سنگ گیلکی seng سنگ در سایر گویشهای ایرانی واژه سنگ با تفاوت واکه《sang-a-》بکار میرود و در گویشی از زبان پشتون افغانستان جزء دوم واژه debar(سنگ) ممکن است با واژه بَرد ارتباط داشته باشد.واژه کُچک لری و کردی احتمالاً از دو جزء (پسوند تصغیر) ko+cek (کوه) تشکیل شده است! تحول واژه سنگ در دو شاخه ایرانی و ژرمنی زبان هند و اروپایی: (Aken) هندواروپایی اوستا asana / فارسی باستان ashanga / مادی asen / فارسی میانه sang / ژرمنی شمالی steinn / آلمانی نو stein / انگلیسی نو stone / در مورد اشتقاق واژه «برد» و ریشه شناسی آن تاکنون نظریه ای ارائه نشده است با این حال ممکن است این واژه از واژه های غیرایرانی وارد شده و در زبانهای کردی و لری پنداشته شود و آنرا دلیلی بر بعضی نظریه های نژادی در مورد اقوام ایرانی بدانند. همچنانکه دیاکونوف پس از اظهار تردید در مورد هندواروپایی بودن کاسیان میگوید: «به احتمال قوی قبایل کنونی《لُر》که با دامداری در کوهستان اعاشه میکنند از اخلاف ایشان میباشند که از لحاظ زبانی، ایرانی شده اند واکنون نیز در همان سرزمین ساکن هستند» گذشته از نظریات متناقضی که در مورد زبان ونژاد برخی از اقوام ایرانی گفته شده است بدون تردید اگر گویشهای مختلف ایرانی که امروزه به علت بی توجهی به آنها درحال نابودی میباشد گرد آوری و با موازین زبان شناسی تطبیقی_تاریخی مقایسه وتجزیه وتحلیل شوند بخوبی وجود برخی حلقه های مفقود زبانی و به تبع آن نژادی قابل شناسایی است که میتواند تقسیم بندی زبانی و نژادی کلاسیک پذیرفته شده در مورد اقوام دوران باستان غرب ایران را دگرگون نماید!


  • حفظ زبان مادری《لُری》

    حفظ زبان مادری(لُری): از بچگی با ما لری حرف زدند و اکنون در فارسی حرف زدن هیچ مشکلی نداریم. نباید از صحبت كردن با زبان قومی_محلی خجالت کشید چون ایران یک کشور《چند قومیتی》است و هر جایی زبان خاص خود را دارد.متأسفانه به دلیل خودباختگی بر اثر جنگ رسانه ای_روانی، بعضی‌ از زبان يا قوميت خود، خجالت می‌کشند که این، از اعتماد به نفس پایین نشأت می‌گیرد.فارسی حرف زدن که خیلی‌ها به اشتباه به آن (فارسی تهرانی) می‌گویند با كودكاني كه از نژاد و قوميتهای ديگر كشور هستند درست نیست!تهرانی هم خودش یک لهجه از فارسی است که از زمان فتحعلی خان قاجار مرسوم شد. ما باید به عنوان والدین به فرزندان خود کلمات قدیمی را یادآوری کنیم و مانع از فراموشی شویم، زیرا به نوعی، ما آخرین نسل وارث این کلمات هستیم.بایستی رادیو و تلویزیون مراکز لرنشین از زبان لری (شاخه‌های مختلف شامل مینجایی، لكی و بختیاری) فقط در《برنامه‌های طنز》استفاده نکنند! و در سایر برنامه‌های آموزشی و اخبار از《زبان لری》بهره بگیرند. اگر بخواهیم از سیاست《ذوب فرهنگی》صرف نظر کنیم به نظر عامل اصلی این واقعه خود ما لرها هستیم. به جای استفاده از لغات قدیمی لری، کلمات عربی وفارسی را جایگزین کرده‌ایم که این بحث در دهه هفتادی‌ها به بالا بیش‌تر مشهود است. البته آن‌ها هم بی‌تقصیرند زیرا متولد دهه‌ای بودند که فرهنگ و رسمی در جامعه باب شده که مادران به آن‌ها می‌گویند《لری حرف نزنید》زيرا فارسی باکلاس است و در آينده ممكن است با لری صحبت كردن، لهجه‌ فارسی شما دچار مشكل شود!بهتر است برای آموزش فرزندان خود، در سال‌های اولیه زندگی از کلمات اصیل لری استفاده کنیم تا در حافظه آن‌ها بماند و بار دیگر سینه به سینه نقل شود. به ياد داشته باشيد كه ادامه روند فعلی، ما آخرین حافظان این قبیل کلماتیم، ولی راهی که می‌توانیم بهتر به زبان لری کمک کنیم تلاش برای اجرای اصل 15 قانون اساسی است. ترجمه کتاب‌های فارسی به لری راه دیگری برای حفظ و ترویج زبان است! آزمایش‌های انجام شده نشان می‌دهند ضریب هوشی کودکانی که به زبان مادری تسلط دارند نسبت به کودکان دیگر بالاتراست.برای حفظ کلمات اصیل لری به جای کلماتی که ریشه عربی یا فارسی دارند سعی کنیم از واژگان مشابهی که در زبان لکی، بختیاری، یاسوجی و دیگر شاخه های لری است استفاده کنیم.عدم تلاش فرهنگی ما زمانی نمود بيشتری می يابد كه ميبينيم زبان‌های ترکی و کردی به واسطه‌ حفظ و نگه‌داری توسط مردم آن نواحی در خطر انقراض نیستند!البته هر حرکت برای حفظ و پیشرفت باید دسته جمعی باشد! با پیگیری و تکرار می‌توانیم زبان مادری‌مان را احیا كرده و گسترش دهيم! صد افسوس که دیگر، بسیاری از لر‌زبانان اصلاً دوست ندارند در محیط‌های اجتماعی لری صحبت کنند. جالب این است که این موضوع نه تنها در طبقه‌ اجتماعی فرهیخته بلکه در بین توده عوام نیز بسیار شایع شده و آنرا کسرشأن می‌دانند! اينک هشدار ميدهيم كه زبان لری در معرض خطر است. همان لری که درحال حاضر صحبت می‌کنیم با لری نيم قرن قبل، خیلی فرق دارد. 70 درصد لغات و کلمات اصیل دیگر کاربردی ندارند.برای حفظ زبان فارسی《فرهنگستان و فرهنگ‌کده》تشکیل شده چرا ما در شهرهای لُرنشين اینکار را نمیکنیم؟ اینهم یک راهکار برای حفظ زبان است.در دنیای مجازی اکثراً لرزبان‌ها برای هم لری تايپ ميكنند كه این جای خوشحالی دارد. امیدواریم اين فرهنگ دنيای مجازی به دنیای واقعی هم سرایت کند.همه میدانند در حال حاضر رسانه‌ها نقش پررنگی در زندگی مردم دارند اما 90% برنامه‌های شبکه لرستان (افلاک) به فارسی پخش میشوند که همین موضوع درد بزرگی برای زبان محسوب می‌شود! حتی اخبار هم باید مثل دیگر شبکه‌ها که به زبان مردم آن منطقه گفته می‌شود(مثل آذربايجان و كردستان) به زبان لری گفته شود. اينهم يک راهكار ديگر است كه متأسفانه در بایگانی سكوت مسئولان بايد خاک بخورد!《نگه‌داری هویت هر ملت يا قومي در دستان خودشان است》


  • زبان ملاکی برای《برتری جویی》نیست!

    زبان یا قوم ملاکی برای برتری جویی نیست! نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آنرا با بوق و کرنا《ملاکی برای برتری》یا اصالت و فخامت زبان خود قرار داده اند! زبان یک نظام ارتباطی خاص که از سوی اعضای یک گروه برای تبادل نظر، دستور، احساسات و...بکار میرود. بحث درباره زبان یا گویش بودن لری مجال علمی دیگری میطلبد هرچند زبان شناسی مانند دکتر اریک جان آنونبی کانادایی (Eric John Anonby) که سالها بصورت تخصصی بر روی لری کار کرده است نه تنها لری را یک گویش نمیداند بلکه آن را مجموعه ای متشکل از سه زبان میداند! بحث ما در اینجا نقد نظرات متداولی است که این روزها در مقالات و نوشته های فضای مجازی زیاد به چشم دیده میشود. نظراتی مانند: افتخار به اینکه لری دست نخورده است! لکی دست نخورده ترین و همان زبان پهلوی است! لری همان فارسی میانه است! بختیاری نزدیکترین زبان به پارسی باستان است! حتی در یک جلسه رسمی در یک نهاد رسمی، دوستی با《برافروختگی کامل رگ گردن》نظر داد لکی《فرزند برحق》زبان پهلوی است! ما عبارت نایب برحق را در مباحث مربوط به ولایت فقیه و رهبری امت اسلامی شنیده بودیم و صفت برحق در آن مباحث مناسبت دارد ولی جل الخالق! در زبانشناسی اولین بار است که《فرزند برحق》میشنویم! مگر یک زبان فرزندان ناحقی هم دارد؟و زبانهای دیگر چه گناهی مرتکب شده اند که برحق نیستند؟ دوستی که《دکترای زبان و فرهنگهای باستانی》داشت در همان جلسه پس از تأمل و سکوتی معنادار برگشت و به او گفت البته قرابت با زبان پهلوی در همه گویشهای ایرانی وجود دارد! لکی قواعد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و از 1 تا 10 کسی نمیتواند به لکی بشمارد و اکثر کلمات کلیدی اش از فارسی و عربی است! یکروز شخصی نوشته بود در لری هیچگونه کلمه عربی بکار نمیرود، هرچند همه میدانیم که این نظر کاملاً نادرست و ملهم از نظرات آریاگرایان افراطی است ولی در حوزه زاگرس بطور خاص و در کل کشور بطور عام طوری برخورد میشود که انگار دست نخورده ماندن زبان، یک ارزش و فضیلت محسوب میشود. در حوزه زبان فارسی نیز از لحاظ برخورد با زبان عربی دو گرایش کاملاً افراطی وجود دارد که هر دو علیرغم جهت گیری 180 درجه ای خود نتیجه ای جز تضعیف زبان فارسی را ندارند: یکی عربی ستیزی و دیگری عربی مآبی! فارسی روحی عربی و کالبدی خراسانی دارد. فارسی ۷۰ هزار کلمه دارد ولی عربی ۱۲ میلیون کلمه دارد. واژگان عربی زیادی در فارسی هست که هنوز معادلی در فارسی برایشان ساخته نشده مثل: مدافع / حقوق / مسلط / اتصال / اقتصاد / ریاضی / تاریخ / اخلاق / سیاست / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / مساحت / جامعه / ضمیر / فعل / فاعل / اخبار و...


  • هیچ زبانی《دست نخورده》نیست!

    هیچ زبانی《دست نخورده》نیست: قبل از هرچیزی متذکر می شوم که لری به هیچ وجه دست نخورده نیست بلکه کلمات بسیاری از عربی (ولی بسیار کمتر در مقایسه با فارسی) وارد آن شده است. برخی از این کلمات، تغییر شکل و معنا داده اند مانند تیارک (مقدمات یک جشن یا مهمانی برگرفته از تدارک عربی) / صقه (برگرفته از صدقه عربی با تغییر معنی به معنای فدا) / تصوق (تغییرشکل یافته تصدق عربی به معنی تحفه و هدیه نفیس) / طپیق (نوعی آش برگرفته ازطبیخ عربی). بیشتر کلمات عربی را لری با واسطه از طریق زبان فارسی وام گرفته است ولی بر اثر مجاورت عشایر لُر با عشایر عرب در مناطق جنوبی، واژگان دیگری از عربی بصورت وام واژه های جاافتاده مستقیماً وارد زبان لری شده است مثل «هچائه به معنی گفتگو برگرفته از هجایه عربی که واژه فارسی هجا نیز از همین ریشه است» / «سله به معنی سبد» / « قاذمه به معنی کلنگ» البته واژه قاذمه در نزد نسل جدید لُر منسوخ شده است و به جای آن از کلمه «قولنگه» استفاده میکنند. همچنین لری با استفاده از عناصری که از طریق فارسی از عربی گرفته است ترکیبات بدیعی مانند «حال خوَر: گفتگو، مکالمه» / « لئلَه نهار: گرگ و میش که ترکیبی ازتاریکی شب و روشنایی روز یا همان لیل و نهار است» ساخته است. از زبان ترکی واژگانی مانند کمک و تِل (مفتول) وارد لری شده است. از زبان یونانی نیز واژگانی مانند ساتراو (به معنی یل برگرفته از ساتراپ یونانی یعنی فرمانروا، فرد مقتدر) / کلیل (کلید) و ناموس را گرفته است. از کردی واژه ای مانند «نهات: بدبیاری» را گرفته است که معادل اصیل لری آن «نیومه» یا «نیومت» است. البته کلمات مشترک فراوانی مانند «پیا: مرد» / «کُر: پسر» و بَرد = کُچک: سنگ» و...بین لری و کردی یافت میشود که نتیجه وام گیری نیست بلکه به همریشگی و خویشاوندی زبانی (cognate state) برمیگردد. از زبانهای دیگر نیز مانند انگلیسی و فرانسه نیز کلمات زیادی از طریق فارسی وارد لری شده است مانند: «لَپر:جذام» / «کومپلت: کامل» / «پلیت: ورقه فلزی» / «فننیشت: اتمام کار یا اخراج برگرفته از finished) و...


  • مَبانی زبانشناسی

    مبانی زبان شناسی: کسانیکه از الفاظ و صفتهای عالی مانند: «اصیلترین» ، «نزدیکترین» و...استفاده می کنند چنین نتیجه گیری از نظر بررسی مقابله ای زبان (Contrastive Analysis) بسیار دشوار و نزدیک به غیر ممکن است. مثلاً فردی بگوید لری یا فلان گویش لری نزدیکترین گویش ایرانی به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی است. این امر میطلبد که فرد با کلیه گویشهای ایرانی بطور تام و تمام تسلط کامل داشته باشد تا همه جنبه های آنها را به دقت و ژرفایی کامل بشناسد و بتواند آنها را براساس اصول و مبانی زبانشناسی مقابله ای با فلان زبان باستانی ایران بسنجد، البته《باید آن زبان باستانی را هم بطور تام و تمام بداند》سپس بر اساس تحلیلهای آماری دقیق مشخص کند که مثلاً نزدیکترین گویش به آن زبان باستانی کدام است. بسیار واضح است که تاکنون فردی پیدا نشده است که چنین شرایطی را در خود جمع کرده باشد سپس به این آزمایش و《مقایسه فوق دشوار》دست بزند! اگر هم روزگاری چنین کاری صورت گیرد کار یک یا چند تیم متخصص خواهد بود که ممکن است چندین دهه بطول انجامد. جالب است که معمولاً کسانی چنین ادعاهایی میکنند که اندک آشنایی با《مبانی زبانشناسی》و حتی آن زبان باستانی مورد ادعای خود ندارند! یا اینکه نکات جسته و گریخته ای (anecdotal accounts) از شباهت گویش خود با آن زبان باستانی شنیده اند!


  • توهم باستانی بودن!

    توهم باستانی بودن: از نظر علمی، نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آن را با بوق و کرنا ملاکی برای برتری یا اصالت و فخامت گویش یا زبان خود قرار داده اند. دوستی اهل فضیلت در جایی میگفت فلان کلمه لکی ارزش حفظ کردن دارد زیرا به تلفظ آن در پهلوی نزدیک است!باید از این دوست گرامی و فاضل پرسید یعنی مطابق نظر شما اگر کلمه ای در لکی وجود داشته باشد که لک زبانان خود ساخته باشند یا شباهتی با پهلوی نداشته باشد فاقد ارزش است؟ و دور ریختن آن اشکالی ندارد؟ چرا ما خود را باور نداریم و برای اثبات حقانیت خود باید مرتب دست به دامان باستان شویم؟ و همواره از اصیل بودن قوم خود حرف بزنیم؟ گویا که این قوم هیچ محصول و ارزشی جز اصیل بودن برای دفاع از خود ندارد؟ هرچند بحث اصیل بودن نژاد هم همانند بحث دست نخوردگی زبان، بیشتر یک ایده ناسیونالیستی بوده و به توهم نزدیکتر است تا واقعیت و واجد ارزش خاصی نیست! اما اگر بالفرض زبانی پیدا شود که بطور کامل دست نخورده باقی مانده باشد به احتمال زیاد گویشوران آن《مردمی بدوی》،《منزوی》و《محصور》بوده اند که نتوانسته اند با حوزه های تمدنی و فرهنگی مجاور خود ارتباط و دادوستد برقرار کنند زیرا در تبادلات فرهنگی و تمدنی همواره با مفاهیم، اختراعات و عقاید تازه ای برخورد میشود که معادلی در زبان مقصد برای آن یافت نمیشود و طبیعتاً آن واژه دال بر آن مفهوم یا اختراع و...از زبان بیگانه وارد زبان خودی میشود، در سراسر تاریخ چنین بوده است، هرگاه دو جامعه زبانی باهم تماس جغرافیایی یا علمی_فرهنگی پیدا کرده اند واژگانی را از یکدیگر به عاریه گرفته اند. البته اینکه در اتخاذ واژه های بیگانه افراط نشود بحث دیگری است که دلایل خود را دارد.


  • بدویت و باستانگرایی منبع ارزش نیست!

    بدویت و باستانگرایی منبع ارزش نیست: گیریم که لری یا فلان شاخه لری نزدیکترین به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی باشد و باز گیریم که این خود امتیازی برای آن محسوب شود ولی هنگامی که تولید ادبی و فرهنگی در سطوح مختلف و با کیفیت عالی وجود نداشته باشد این امتیاز باستانی جز فیس و افاده ای خشک و توخالی چه چیزی را به همراه خواهد داشت؟ یک زبان باید حرفی برای گفتن به جهانیان داشته باشد: آثار ادبی، علمی، مذهبی، خبری، فیلمی، موسیقایی و...گرانسنگ همه از جمله حرفهایی است که یک زبان میتواند برای گفتن به جهانیان و گویشوران خود داشته باشد در غیر اینصورت، چه بخواهیم یا نخواهیم سرنوشت یک زبان یا گویشی که به دست گویشوران خود و دیگر علل، راکد مانده است استحاله تدریجی و فناست! سالهاست که افتخارات پوچ و ایضاً اثبات نشده باستانگرایانه تبدیل به آفتی برای فعالان و تولیدکنندگان فرهنگی《حوزه جنوب غرب زاگرس》شده است! روزگاری زبان لکی به لطف شعرای فرقه یارسان تولید ادبی داشت ولی اینک کدامین اثر مهم را تولید کرده است؟ چه تحولی در ادبیات آن صورت گرفته است؟ ناراحت نشوید حقیقت را میگویم منظورم تنها لکی نیست لکی را مثال زدم!نهایت کار ما فقط تولید اشعاری در وبلاگها شده است اینکار فی نفسه بد نیست فوایدی هم دارد ولی برای یک زبان، رونق و شکوفایی محسوب نمیشود! بیایید از این باستانگرایی افراطی و سترون به قول یکی از دوستان باستانگرایی تهوع آور، فاصله بگیریم و در مورد نقش، داشته ها و قابلیتهای اجتماعی_فرهنگی خود، مفید و کاربردی بیندیشیم. باستان گرایی و بدویت منبع ایجاد ارزش نیست.


  • ریشه باستانی واژه《دآ》

    معنی و ریشه باستانی واژه《دا》:در فرهنگ فارسی عمید، ص 477 آمده: دا یعنی عطا و بخشش که واژه《دادار و بخشنده》هم از آن منشعب شده و دایی هم منسوب به مادر یا همان《دا》میباشد! واژه دا به چندگونه: دادا / دا da / دایه adya / دایا daya / دای day / ده ده dada / و دالکه daleka در زبان لُری معمول است (واژه نامه لُری، ص 341). دادا یا دایه کسیکه فرزند را تربیت کند مثال از مولانا: بیرون بر از این طفلی و ما را بُرهان، ای دل _ از غصّه هر داد و وز محنت هر دادا (فرهنگ فارسی، جلد 1، ص 740). در فرهنگ گویش دوانی اثر عبدالنبی سلامی، ص 252، دی di به معنی مادر است و به خواهر بزرگ داده dada میگویند. در لُری ایلامی دیده deda به خواهربزرگ میگویند. در لُری بختیاری به برادر دادا dada میگویند (فرهنگ بختیاری، عیدی محمد ارشادی، ص 366). درفرهنگ واژگان کُردی، ص93 : دالک و دایک گفته میشود. در اوستا《دئنو _ daenu》کسیکه از کودک پرستاری میکند / در پهلوی dayak یعنی ماده و شیر دهنده / در ارمنی dayeak یعنی دایه و مربی! در شاهنامه واژه《دایه》به معنی شیردهنده و پرورش دهنده است: به زابلستان شاه پر مایه بود _ سیاووش را مهربان《دایه》بود / سیاوش جهاندار و پُر مایه بود _ ورا رستم زابلی دایه بود (واژه نامک، عبدالحسین نوشین، ص 173). در فارسی کُهن واژه《داه _ dah》به معنی کنیز است مثال از فرخی: خنک آن میر، که در خانه ی آن بار خدای _ پسر و دختر آن میر بود بنده و داه. یا منوچهری میگوید: تاک زر را دید آبستن چون داهان _ شکمش خاسته همچون دم روباهان.


  • دآ نماد آفرینش

    دآ : نماد آفرینش و آفریدن: اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 341 مینویسد: دآ da یعنی مادر که مخفف دایه است و در لُری هُم دا به معنی سن هم بکار میرود. دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای《آفریدن، بخشیدن و ساختن》در فرهنگهای لغت قدیم《دادار》به معنی آفریننده و عطا بخش آمده و دا به معنی پرستار و مربی ذکر شده مثلاً منوچهری دامغانی میگوید: تا که رز را دید آبستن چو داهان _ شکمش خواسته همچون دم روباهان. همچنین در اوستا daenu به معنی ماده و شیردهنده و به پهلوی dayak یعنی دایه / در انگلیسی dam و dau یعنی دختر / در تاجیکی dayi یعنی دختر / در اُستی dain یعنی شیر دادن / در بلوچی dai یعنی مادر / در اورامانی ada میشود مادر / در کُردی: دایک یا دالگ، دی، داکو، دای، دیا میشوند مادر / در کرمانشاهی: دایه یا دالگ میشود مادر / در گیل و دیلم: دادی dadi ، دادا dada ، دده dada معادل مادر هستند / در لُری بختیاری: دا، دایه، داک و داه مادر میشوند / در دشتستان به مادر، دی day میگویند / در لارستان به دختر و خواهر dai میگویند (اقتداری، ص 107). دالکَه daleka نامی برای عزیز نگهداشتن مادر است که برداشتی از واژه پهلوی دایک dayak به معنی دایه، پرستار و تربیت کننده است که در لُری بختیاری دالَلَه dalala میگویند! پسوند کَم به نشانه تکریم و اظهار محبت است مانند: چشمک، یاقوتک و در محاورات قدیم تهران: پسرکَم، عزیزکَم، بَبَکم. دکتر غلامرضا کرمیان درکتاب《واژگان اشکانی وساسانی در زبان لُری》ص 95 مینویسد: دا da در لُری مادر را گویند. در نوشته های پارسی باستان، آفریدن و آفریننده معنی میدهد. واژه های پهلوی dater و datarih (داتار و داتاریه) به معنی آفریننده و آفرینندگی است. همچنین ده da در لری معنی دادن میدهد و de در پهلوی نیز معنی خالق میدهد! در واژه نامه شایست نشایست ص 306 واژه همانند و هم معنی آن دایگ dayag آمده است و در نوشته های زردشتی پازند از واژه نامه موبد شهرزادی ص 165 نیز همانند واژه لُری da به معنی دادن و بخشیدن آورده شده است.


  • دیرینگی زبان لُری

    حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته با آنکه زبان لُری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است. بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش ص ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از پارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ، ص ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» ص ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد که دارای چندین میلیون گویشور است. دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لُری میپردازد همچنین دکتر اریک جان آنونبی ( erik john anonby) زبانشناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را زبان مینامد.


  • اُشی نام زنان لُر

    اَشی نام لُری زنان است. اَشی/ اَرد یا اَهریشونگ که اَرد بمعنای سهم و بخشش و پاداش است و اهریشونگ به معنی اَشی خوب، ایزدبانویی است که نماد توانگری و بخشش است. او را دختر اورمزد و سپندارمد به شمار آوردند که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها میبرد و خرد و خواسته میبخشد. بر گردنه سوار است در اوستا بصورت زنی درخشان، بسیار نیرومند، خوش اندام، مجلل، شکوهمند و آزاده نژاد توصیف شده است. بر زنان نفوذ دارد و زنانیکه اشی یارشان باشد سفید بخت اند و ایزدبانوی باروری است (تاریخ ایران باستان، دکترمحمود حریریان، ص۱۲۰).


  • قیصر امین پور: لُرها مَرد مُردند

    در یکصدسال گذشته به رغم اختناق، ممنوعیت و سختگیری سازمان یافته برای نابودی زبان لُری که از هیچ امکان حمایتی دولتی که منجر به شکوفایی و توسعه در منطقه نفوذ خود گردد بهره نبرده است. آنچه امروز بنام ادبیات کلاسیک فارسی از آن یاد می‌شود همگی اشعاری اند که با تشویق شاهان ترک در دربار و برای تقدیم به آنان سروده شده! بدنبال تغییر حکومتها و طلوع و افول سلسله‌ها و ظهور افکار نژادپرستی در اروپا و سرایت آن به سرزمین ایران در برخی مزاجهای مستعد،‌ اندیشه برتری طلبی و استیلاجویی را بار دیگر برانگیخت و با روی کارآمدن رضاخان، اندک اندک این شیوه رسمی مملکت ما گشت و به غلط صفت «ایرانی» با فارس زبان مترادف انگاشته شد! و چنین القا شد که گویی در این سرزمین عده‌ای تَنی و عده‌ای ناتنی‌ اند. حقارت فرضی زبان و عادات لُرها در هر فرصتی توسط هرکسی که از راه رسید بر زبان آورده شد! تاریخ رسمی را تا توانستند تحریف و واژگونه نشان دادند، سوادآموزی،‌ چاپ و نشر کتاب و موسیقی لُرها ممنوع و با محدودیت مواجه شد. زبان هر ملتی همان زبانی است که در دامان مادران خود آموخته‌اند و درمیان خود به آن صحبت میکنند. ارزشهای فرهنگی و سمبولیک هر ملّتی خصوصاً زبان جدای از کارکردهای اساس آن برای ایجاد رابطه، ابزار مادی تفکر، واسط انتقال تاریخ و تجربه، عامل ملت ساز و در یک کلام شاخص هویت هر فرد و ملتی نیز هست. پیشرفت اجتماعی و رشد هویت ملی هر جامعه‌ای نیز بستگی به از میان برداشتن نمادهای نابرابری اجتماعی همچون ممنوعیت آموزش به زبان مادری در پرتو حمایت قانون و سازوکارهای قضایی برای مجازات کسانی است که دانسته یا نادانسته آتش کینه و نفرت را شعله ور می‌سازند و ایجاد فرصتهای برابر برای زندگی فارغ از فقر، ترس، تحقیر و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادیهای اساسی و احترام به کرامت و ارزش هر فرد انسانی آرمانی است که بی وقفه باید برای نیل به آن مبارزه کرد. فارسها خود را مالک ایران میدانند پس چرا از شصت هزار بیت شاهنامه که کاملاً متعصبانه در مقام دفاع از فارسها سروده شده و از میان صدها هزار کتاب شعر فارسی چرا واژه آریا وجود ندارد؟ وقتی اساس یک نژاد موهومی با یک واژه جعلی به یک تاریخ نامعلوم ارجاع میدهند و دیگران را تخریب و تحریف میکنند چه جای قضاوت باقیست؟ زبان واحد با تعامل بدست میاد! ارتباطمان با همدیگر باید بصورتی باشد که یاد بگیریم که لُری را با خط لُری بنویسم! از علتهایی که ممکن است شما نتوانید بخوانید و متوجه بشوید لُری من را اگر با خط فارسی بنویسم اینه که خط فارسی جوابگوی نیاز یک لُر نیست! قیصر امین پور: من کُر لُر هستم زاده خاک پدرانم... ما لُرها مرز نشین نبودیم، مرزها آنقدر عقب آمدند تا به ما تکیه کردند. اصالتمان را موزه ها فریاد میکشند... اگر از تاریخ نشان مرا خواهی، خواهد گفت پدرانم همه اهل سخاوت بودند... و برادرانم شیردلانی که در سخت ترین نبردها خم به ابرو نیاوردند... از دشمن هم سراغ بگیری خواهد گفت: لُرها مَرد مُردند. آری با افتخار من لُر هستم...


  • شاعران بلادلُرنشین

    ۱.عبدالعلی خسروی معروف به قائد بختياری (شاعر لُر، نويسنده و پژوهشگر). . ۲.منوچهر آتشی لُر بوشهر ( شاعر و ادیب لُربختياری) . ۳.داراب افسر بختياری از طايفه احمدخسروی، منطقه چغارخور که تمام دیوانش به لُری است. . ۴.ميرزاحسين معروف به پژمان بختیاری ازطايفه دوركی منطقه دشتک، شاخه هفت لنگ بختياری (شاعر، محقق، اديب و مترجم) . ۵.میرزا نورالله معروف به عُمان سامانی ملقب به تاج الشعرا از شاعران صاحب نام و پرآوازه سالهای 1258 تا 1322 هجری فرزند میرزاعبدالله متخلص به "ذره" و جدش میرزاعبدالوهاب سامانی متخلص به "قطره" از شاعران عهد ناصری از منطقه سامان چهارمال بختیاری. . ۶.ملا زلفعلی كُرونی متخلص به مجرم از طايفه آسيوند بختياری سال 1260 قمری در كُرون چهارمحال بختياری بدنیا آمد و منظومه حدیث کساء (توحیدیه) از اوست. . ۷.حسينقلی خان بختياری ( شاعر سروده‌های لُری بختياری) در دوره قاجار. . ۸.سيدمحمد ابراهيم متخلص به مأذون (۱۲۰۹ـ ۱۲۷۴هـجری) عارف و شاعر برجسته از طایفه شيخ هابيل بويراحمدی بود. او سروده‌هایی به زبانهای (فارسی، عربی، لُری، کوهمره ای و لاری) در دوران قاجار شعر سروده است. . ۹.خداكرمخان بويراحمدی (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجار. ۱۰.مُلتجی بويراحمدی (مُنتجی) از طایفه شيخ هابيل ايل بويراحمد (شاعر لُر بويراحمدی) در دوره قاجاريه. . ۱۱.حمیدایزدپناه (ساکی) ۱۳۰۹ در خرم‌آباد متولد شد او از دانشگاه تهران مدرک خود را اخذ نمود و کتابهای فراوانی در مورد تاریخ وفرهنگ مردم لرستان نوشت و در سرودن شعر به زبان لُری به صفا متخلص بود. . ۱۲.کربلایی آقاخان پاپی که دو قرن پیش در منطقه پاپی بوده و به کشورهای ترکیه، عراق، پاکستان و ولایات ایران مسافرت کرده و کتابی بنام کلاغ نامه دارد که محمدرضا والیزاده درکتاب تاریخ ایلات وطوایف لرستان ص 68 از آن نام برده است. . ۱۳.حسام الدین ضیایی شاعر، نویسنده و پژوهشگر 1298 درخرم‌آباد متولد شد پدرش شیخ‌عزیزالله ضیایی اولین نماینده معارف خرم‌آباد بود. حسام ضیایی رییس اداره فرهنگ و مدیر نشریه ندای لُرستان بود و دهها مقاله نوشت و اشعار فراوانی به لُری دارد. . ۱۴.محمدیگانه از طایفه گله دار ۱۲۹۷ در خرم‌آباد بدنیا آمد و دبیر دبیرستان بود و کتابهای ادبی مثل: آیینه‌افکار، گندم نمایان جوفروش و...را نوشت. . ۱۵.عبدالله سلطان چگنی در قرن یازده هجری میزیسته و حاکم خراسان بود و دارای ذوق ادبی بوده و اشعار زیادی دارد (مشاهیرلُر، ص 571) . ۱۶.هادی بیگ (شایق لرستانی) از ایل ساکی که دیوان شعر چهارهزار بیتی دارد و نامش در مجمع الفصحا آمده. . ۱۷.منوچهرخان والی معاصر شاه عباس دوم که والیهای پشتکوه از اعقاب وی بودند منوچهرخان ذوق ادبی داشت و رقّت و ظرافت در اشعار او چشمگیراست. . ۱۸.ملا وارسته چگنی که نامش امامقلی بیک بود و در اصفهان سکونت داشت و اشعار زیادی از او باقیست. . ۱۹.محمد مانوس از ایل ساکی که از او نسخه‌های خطی بجای مانده که یکهزار و دویست بیت میباشد او معاصر روحانی معروف شیخ انصاری صاحب مکاسب و رسائل بوده و در مدح او قصیده‌ای دارد. . ۲۰.محمد سامانی فرزند درویش کریم از طایفه سلاحورزی خرم‌آباد که پیشه بزّازی داشت و قاری قرآن بود و قطعات شعر زیادی از او باقیمانده که در کتاب مشاهیر لُر ص 582 به آنها اشاره شده. . ۲۱.میرزا حسین بنان از طایفه سیاهپوش که اصالتاً بختیاری دزفول می‌باشند و اشعارش به فارسی و لُری است و در شعر خادم و رضوان تخلص داشت. . ۲۲.اسفندیار غضنفری امرایی که بسابقه ذوق ادبی از شاعران خوش قریحه لُرستان بود و ماحصلش فعالیتش تذکره شعرای لُرستان (گلزار ادب) است. . ۲۳.اسدالله امیرپور امرایی از بهترین شاعران لُرستان و در مسیر عبیدزاکانی و شعرای طنزپرداز بود و با روزنامه فکاهی توفیق و چلنگر ارتباط داشت که شعرهایش را چاپ میکردند. . ۲۴.عبدالمحمد آیتی 1305 در بروجرد بدنیا آمد و در قم به تحصیل حوزوی پرداخت از دانشگاه معقول و منقول تهران لیسانس گرفت و تعلیفات ارزنده ای دارد مثل: معلّقات سبعه، رساله‌الغفران، تحریر تاریخ وصاف، کالسکه زرین، حناالفاخوری و تاریخ ادب عرب. . ۲۵.قدرت شباب 1322 در خرم‌آباد متولد شد و از دانشگاه جندی شاپور فارغ‌التحصیل شد و دبیر دبیرستانهای اهواز و خرم‌آباد بود. دیوان شعر او سایه‌ای درغبار نام دارد. . ۲۶.مهرداد اوستا 1306 در بروجرد متولد شد و در قصیده سرایی بشیوه خراسانی ید طولائی داشت آثار: آرش کمانگیر، رساله در منطق، عقل واشراف، دیوان اشعار، شراب خانگی ترس محتسب خورده، تیرانا، روانشناسی اخلاق، تصحیح دیوان سلمان و... . ۲۷.اسدالله کمالوند فرزند میرزاعلی مستوفی سال 1245 شمسی در خرم‌آباد بدنیا آمد و پس از تحصیلات به استخدام وزارت مالیه درآمد و علاقه ادبی او را جزء بهترین شاعران یکصدسال اخیر قرار داد او همچنین خط زیبایی داشت. . ۲۸.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور) اثر شاه رستم اتابک لُرکوچک. . ۲۹.اسحاق عیدی شاعر و پژوهشگر سال 1320 درخرم‌آباد متولد شد و سال 50 فوق‌لیسانس ادبیات از دانشگاه تهران گرفت وی در دو مکتب سنتی و آزاد خالق سروده‌های دلکش است و در شعر لُری صاحب سلیقه است او تالیفات متعدد دارد: فرهنگ بزرگ لُری، دستورنامه لُری، لرستان پیش از تاریخ تا ظهور دولت ماد، فرهنگ اَعلام تاریخ طبری، لُری ها، سفرهای رضاشاه به بروجرد، خلوت عروسکها و... . ۳۰.میرنوروز ملقب به رند لُرستان شاعر دوره صفویه است. او تأثیر فراوانی بر استان‌های لُرستان، ایلام و خوزستان گذاشت تا آنجا که هنوز برخی از طوایف لُر، اشعار حزن و طرب‌انگیز خود را بر مبنای اشعار او می‌سرایند و می‌نوازند. دیوان او توسط اسفندیار غضنفری امرایی چاپ شد. سیدحمید جهانبخت هم کتاب رند لُرستان را در مورد او نوشت. . ۳۱.دکترفتح الله شفیع زاده متولد ۱۳۲۹ خرم‌آباد از طایفه رُک رُک و فارغ‌التحصیل دانشگاه بهشتی تهران، پزشک، شاعر، نویسنده و محقق است و آثار متعدد دارد: آوای کوه گشت لُرستان / لُرستان در شعر شاعران / یاد ایام / آسمون بی آساره و... . ۳۲.هوشنگ رئوف سال 1330 در خرم‌آباد بدنیا آمد. سفره خورشید نخستین کتاب شعر مدرن با زبان تغزلی بود که نظریات متعدد را در مجلات و هفته‌نامه های آن دوران بوجود آورد. هفته‌نامه اُمیدجوان تهران در شماره‌ای به ستایش از اشعار هوشنگ رئوف پرداخت. آثار هوشنگ رئوف: سفره خورشید/ نازگلو خوانده‌ای/ جنون آب/ نبض گلوی تاک/ دو حنجره آواز و... . ۳۳.نسرین جافری 1329 در خرم‌آباد بدنیا آمد او از دوران دبیرستان در قالب آزاد به سرودن شعر پرداخت و منظومه‌های زیادی در قالبهای مختلف سرود. مجله ادبی درگاه در شماره سوم و امیدجوان تهران در شماره 925 از شعر و قلم نسرین جافری تمجید و ستایش کردند. کتابهای او: زخم سایه و بید/ رمل هندسی آفتاب‌گردان/ نیمی از مرا کشته‌اند/ به‌سوی هرگز به‌سوی هیچ/ ما همچنان ترانه خواندیم/ خواب اتم/ و مجموعه اشعار. . ۳۴.جلیل احمدپور سال 1303 در چگنی لُرستان بدنیا آمد اشعارش در قالبهای کهن است و در غزل و مثنوی استاد است از وی دیوان شعری بجا ماند. . ۳۵.بنفشه حجازی، شاعر، نویسنده و پژوهشگرتاریخ متولد ۱۳۳۳ بروجرد است او پرکارترین شاعره ایران است. شماره 5 مجله ادبی درگاه به او اختصاص دارد. آثار وی: رویای انار / گزارشی از ستونزار / زن به ظن تاریخ/ انکار عشق تو ناگزیرم / به زیر مقنعه / نپرس چرا سکوت میکنم / تارا و ماه / ماه گریخته در پیراهن / یک منظومه آواره و بیست ترانه سرگردان / ضعیفه / دایره حیرت / نرگس عشق / تاج الرجال: رابعه عدویه / تذکره اندرونی / بیسکویت نیم خورده / اعتراف میکنم / زن در ترانه ها و اشعارعامیانه / زنان ترانه / زن در تاریخ / تاریخ هیچکس / اعترافات یک عکاس / کلمه کبود / تاریخ خانمها / ایمپالای سرخ / آمفی تئاتر / شصت ثانیه زندگی / ورای زنی که شاید دوستم بدارد / سرزمین اهورایی و... . ۳۶.یوسف میرشکاک (ساکی) متولد شوش که نویسندگی و شاعری را از دبیرستان آغاز کرد مجله کیهان فرهنگی در بهمن 71، ص 104 به تمجید و ستایش از اشعار او پرداخت. . ۳۷.حشمت شفیعیان شاعر و ترانه‌سرای معروف 1330 درخرم‌آباد متولد شد او خالق آثار حماسی چون: تفنگ، دالکه، کم بو دیره، سوار و صدها ترانه خاطره‌انگیز است. دکترابراهیم پاریزی درکتاب کوچه هفت پیچ، ص ۳۳۸ اشعار او را دلپذیرترین و انسانی ترین اشعار میداند. . ۳۸.عزت چنگایی متولد ۱۳۳۴ خرم‌آباد است او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و درقالب سنتی و آزاد شعر می‌سراید و ترانه‌های لُری او بارها توسط هنرمندان از صداوسیما پخش شده و کتاب فرهنگ قوم لُر را به همراه محمدحنیف نوشته است. . ۳۹.دکتر امید مسعودی متولد 1337 خرم‌آباد می‌باشد وی استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس دانشکده ارتباطات دانشگاه سوره است وی علاوه بر عرصه رسانه، در حوزه شعر و ادب نیز دستی دارد که تالیفات مهم‌شان عبارتند از: شیوان، در حوالی عشق، زبان شعر، زبان شعر، برگزیده ادبیات معاصر. رتبه‌های آزمون: رتبه اول کارشناسی ارشد 1374‌ / رتبه اول آزمون دکتری اعزام به خارج 1380‌ / رتبه اول آزمون دکتری علوم ارتباطات 1380. . ۴۰.عابد میرزایی چگنی فارغ‌التحصیل رشته ادبیات است و واژه‌های ناب لُری را در اشعار خود بکار می‌گیرد نخستین مجموعه‌ غزل لُری او در مجموعه (درد دل) چاپ شد و نام کتاب دیگرش (ترانه‌های هِل و میخک) است. . ۴۱.باباطاهر لُرثلاثی شاعر قرن 5 هجری که اشعارش مشابهت لفظی با گویش لُری ملایر دارد و حتی جوادجعفری درکتاب لا ادری، ص 22 علت اشتهار باباطاهر عریان را تصحیفی از باباطاهر اوریانه (منسوب به روستای ایرانه) در ملایر میداند. علی بن عثمان هجویری درکتابش صفحه 215 اسامی صوفیان معروف را نام می‌برد که یکی از آنها ابوطاهر مکشوف است که مکشوف تعبیری از عریان است. اشعار فهلوی که راوندی از قول ساکنان همدان در قرن 6 آورده نشان می‌دهد که آن زمان، زبان ساکنان همدان شبیه به لُری ملایر بوده و با استناد به مشاهبت زبانی می‌توان فهمید باباطاهر لُرثلاثی بوده (دکترمحسن رحمتی، مرغزار شهریاران، ص 152). پرویز اذکایی در باباطاهرنامه ص 8 مینویسد: زبانی که رباعیات باباطاهر بدان نوشته شده لُری است. کنت دو گوبینو اظهار میدارد: باباطاهر اشعار خود را به زبان لُری نوشته است. اشتینگاس لری طاهر تاتی را یکی از عشیره های قوم لُر دانسته است. شودتسکو درکتاب (شعر عامیانه ایران) میگوید: اشعار باباطاهر تحت تاثیر فهلویات لُری است. پرویز ناتل خانلری درمجله پیام، شماره 8 زبان باباطاهر را لُری میداند. ادیب طوسی درمجله ادبیات دانشگاه تبریز، سال دهم مینویسد: فهلویات باباطاهر به زبان لُری است. ابراهیم صفایی درمجله ارمغان، سال 31، شماره 7 مینویسد: در تصحیح و خوانش اشعار باباطاهر فقط باید به زبان لُری توجه داشت. حیدر میرانی شاعر دهلُرانی لغاتی از دیوان باباطاهر استخراج کرده که امروزه فقط در لُری مینجایی و بختیاری استعمال میشوند. . ۴۲.عزیز نادری 1337 در خرم‌آباد متولد شد او خالق اشعار لُری زیادی است و تاکنون کتابهای: خاکستر عشق، تش دل و پریسکه خیال را سروده و فرهنگ لغت لُری را هم تدوین کرده است. . ۴۳.ایرج رحمانپور بهمن ۱۳۳۵ در خرم‌آباد متولد شد از دهه پنجاه تاکنون به سرایش ترانه مشغول است او در ترانه‌هایش از مجموعه زبانهای لُری خرم‌آبادی و لکی استفاده می‌کند و آثارش نقش ویژه‌ای در احیا زبان لُری دارد. مجموعهٔ اشعار لُری و لکی وی در کتاب (تونه می‌نویسم سرزمینم) و (برنو) توسط سهراب آزادی جمع‌آوری شده است. . ۴۴.مرجان بیگی متولد بروجن بختیاری است او در اشعارش در بستری از بومی گرایی و توجه به عناصر طبیعی و مسائل اجتماعی می‌پردازد. کتاب (برف و برنو) مجموعه غزل او توانست در رقابت با ۲۰۰ عنوان کتاب، جایزه برترین کتاب سال در حوزه غزل را کسب کند. . ۴۵.رمضان پرورده سال 1332 در خرم‌آباد به دنیا آمد او در رشته حقوق از دانشگاه تهران سال 58 موفق به اخذ ليسانس شد. ترانه سرايی را از نوجوانی شروع کرد و تاكنون كاست های زیادی با اشعار او خلق شده که در سوگ آفتاب در پنجمين جشنواره موسيقی فجر مورد تقدیر قرار گرفت. تاکنون ۳ کتاب خون و عطش، گلال تش و ترانه‌های افلاک از او منتشر شده‌است. . ۴۶.پرویز پیمانی 1352 در خرم‌آباد متولد شد و سال 73 با سرودن اشعار و ترانه‌های لُری پا به وادی شاعری گذاشت و کتاب (نغمه‌های تنهایی) را سرود و مقام اول شعر را از دانشگاه‌های غرب کشور، مقام اول جشنواره بین‌المللی سراج و مقام دوم شعر کشوری را در جشنواره امام سجاد کسب کرد. . ۴۷.محمدکاظم علیپور 1342 درخرم‌آباد متولد شد و سال 75 اولین مجموعه شعرش را بنام (کوچه‌های خسته) چاپ کرد. دیگر آثارش: بابونه‌های گرین، بر بلندای یافته، بر چکاد بلند زاگرس، ترانه‌های مفرغ و بلوط، کمانچه و برنو، وسوسه‌های خاکستری، اندوه پنهان، ترانه ومفرغ، یک کوفه غربت، اضطراب انسان کوه نشین و سمفونی اشک. . ۴۸.هُشیارنامه (شاهنامه مُختصر) اثر؛ الله‌مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لُرستان را زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است. . ۴۹.علی دوستی شاعر لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم‌آباد میزیسته و سبک عَلیوُسی Aliyosi در گوشه داد ماهور اجرا می‌شود منسوب به اوست. مضمون اشعارش بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است. . ۵۰.اسماعیل بروجردی معروف به سرباز که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوان اسرارالشهاده با پنج هزار بیت از اوست. . ۵۱.حسین حزین، شاعر و مورخ بروجردی سال ۱۳۲۷ قمری در محله حاج ظهرابی متولد شد. تخلصش حزین بود. آثار: دیوان قصاید / دیوان غزلیات / چکامه‌های پارسی / مثنوی مرصدالاسرار / دوبیتی‌های سوز و گداز / دیوان مدایح و مراثی / تذکره حزین (دربارۀ شاعران، حاکمان و تاریخ بروجرد). . ۵۲.حسین پناهی شاعر، نویسنده و کارگردان ۱۳۳۵ در دژکوه حوالی شهر سوق کهگیلویه زاده شد. آثار: نامه‌هایی به آنا / به وقت گرینویچ / افلاطون کنار بخاری / سالهاست که مرده‌ام / ستاره‌ها / کابوسهای روسی / نمی‌دانم‌ها / من و نازی / جهان زیر سیگاری من است / نوید یک روزبلند نورانی / خروسها و ساعتها / دو مرغابی در مه / راه با رفیق / چیزی شبیه زندگی / بی بی یون / سرودی برای مادران / سلام خداحافظ / ستارها / راه با رفیق و... . ۵۳.دکترعبدالحسین زرین‌کوب ۱۳۰۱ در بروجرد متولد شد او ادیب، تاریخ‌نگار، منتقد ادبی، نویسنده و مترجم برجستهٔ ایران است. عناوین شعرها: بوسه مهتاب / چوپان عاشق / نغمه آواره / جهان نو / کارنامه زرین / آن شب / چشمان تو / مهتاب و شاعر / اندوه جوانی / خزان امسال / عصیان / بودن یا نبودن / قصه برای خواهرم / بن‌بست / دیوپرست / سیمرغ / با مولانای روم / نی و کوه / نقش رویا / مناجات / در راه بازگشت و... . ۵۴.سیدعلی صالحی شاعر و نویسنده ۱۳۳۴ در ایذه متولد شد. وی از پایه‌گذاران جریان موج ناب و بنیانگذار جریان شعر گفتار و شعر فراگفتار است. لیالی / منظومه ها / پیشگو و پیاده شطرنج / مثلثات و اشراق ها / نامه ها / نشانی ها / عاشق شدن در دی ماه،مُردن به وقت شهریور / آسمانی ها / رؤیای قاصدک غمگینی که از جنوب آمده بود / سفر بخیر مسافر غمگین پنجاه و هشت / آخرین عاشقانه های ری را / ساده بودم، تو نبودی، باران بود / دیر آمدی ری را / دعای زنی در راه که تنها می رفت / دریغا مُلا عمر / چیدن محبوبه های شب / از آوازهای کولیان اهوازی / یوماآنادا / سمفونی سپیده دم / قمری غمخوار در شامگاه خزانی / زیارت نامه مرغ سحر و همخوانی دختران خرداد / رد پای برف تا بلوغ کامل گل سرخ / عاشقانه‌های بعد از گرگ / اشاره به دریا پیش از زوال بزرگ / چند رؤیا مانده تا طلوع رنگین کمان / زندگی کن بگذار دیگران هم زندگی کنند / ما نباید بمیریم، رؤیاها بی مادر می‌شوند / نگران نباش همه چیز درست خواهد شد / پنهانی چند شعر عاشقانه برای دو سه نفر / شبانه ها در غیاب احمد شاملو / انیس آخر همین هفته می‌آید / نثار نامِ کوچکِ تو / آهوی الوداع به موسمِ زایمان آب / شازده کوچولو فال فروش میدان راه‌آهن / گل رُز در سفر به ستاره شمالی / کتاب کوچک معصومیت و امید / پرده را کنار بزن در پایان عشق پیروز است / این شفا برسد به دست مجروح ترین رؤیاها / زن در سایه چهره‌اش را نشان می‌دهد / دعوت به دعای عهد زنان / دختر ویولن زن در کوچه‌های برفی آذر ماه / منشور شعر حکمت / گزارش به نازادگان / سرود روح بزرگ / دختر ویولن‌زن در کوچه‌های برفی و... . ۵۵.مهدی کاظمی طولابی 1296 درخرم‌آباد متولد شد پس از پایان تحصیلات به استخدام اداره ثبت اسناد درآمد. طولابی به سرودن شعر به زبان لُری خرم‌آبادی روی آورد و دو کتاب گنج لُر و کشکول را به چاپ رساند.


  • لُری زبان است

    چگونه لُری را گویشی از فارسی می‌پندارید؟《برخی از کلمات گویش بختیاری از زبان لری که در فارسی معادل ندارد》هُوال = کسیکه باهاش رودرواسی داری / کفچه = قاشق تُرکی است در زبان فارسی / نِهِل = باتلاق ترکی است / دیندا = عقب عربی است / مندیر = منتظر عربی است / دِلنگون = بلاتکلیف عربی است / گِرِپ = مسدود عربی است / سلار = رئیس، مدیر، عربی است / بندال = زندگی انگلی، کسیکه خودش کار نمیکند و از دیگران اخاذی میکند / سِریسات = مالیات، عربی است / مال = اجتماع، جامعه، عربی است، در لُری بختیاری به مردمی که دور هم جمع شده‌اند یک مال گفته میشود مثل مالمیر(مال امیر=ایذه) اگر بزرگ و ریش سفید مال، نامش آمرید باشد میگویند مال آمرید / نُم خدا = ماشاءالله، عربی است / بُق = فاسد عربی است، خایه بُق یعنی تخم مرغ فاسد شده یا گندیده / چوواسه = معکوس، برعکس عربی است / دُنگ دادن = حرف زدن، صحبت کردن، حرف و صحبت هر دوتاش عربی است / بیدُنگ = ساکت، عربی است / زِهِشت = رفاه، عربی است / رَویِگَه = معبر، عربی است / تلوارَه = جایی که رختخواب ها، پتو و تُشک را روی هم می‌چینند / ورواز = طویله، عربی است، قاش هم طویله ای که سقف نداشته باشد در فضای باز گفته میشود / درآستُن = حیاط، عربی است / هَوش = حیاط عربی است. مسخره نیست در زبان فارسی تهرانی حیاط معادل ندارد این چه زبونیه بعد ادعا فرهنگ و تمدن هم میکنند؟ / پُک = کامل، کاملاً، عربی است / خهرِسته = مصرف شده / قُیُم، قایُم = محکم عربی است / گل gal = جمع عربی است / پندَو = ورم عربی است، یعنی باد کردن قسمتی از بدن / بهر = قسمت، تقسیم، عربی است / گِردِل = دایره، عربی است / گُرداله = کلیه، عربی است / یَگِری (یک گیری) = اتحاد، عربی است / گُوگری = پیمان اُخوت / گدَه = هر آنچه داخل شکم وجود دارد / هیرَه = معده، عربی است / گئل = شخصی که قد بلند دارد، گئلون یعنی قد بلندها / خشخار = بدون هیچ دلیلی / وُلایدن = ماساژ دادن بدن هنگام حمام کردن / مُژگِنیدن = پیچاندن لباس خیس برای اینکه آب آن خارج شود / مِرنیدن = سر کشیدن آب و مایعات / تیغِشت = اشعه، عربی است / وُلاتوَر = تبعید، عربی است، دور کردن کسی از سرزمین و زادگاه خودش / دق dagh= سرزمین بدون آب و علف / دُندال = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / گاگریو = مرثیه، عربی است، اشعاری که هنگام عزاداری میخوانند / تاتِ = عمو مشتق از عم عربی است / بُته = خاله عربی است / هونِیَکی = صمیمیت، عربی است / وِردی = هدیه عربی در بختیاری نام شخص پسر، خداوِردی یعنی هدیهء خدا / دهرهدن، دهرِستن = غروب کردن آفتاب / گُرُهدن = فرار، عربی است / گُروسستن = مخفی شدن / گُروزنیدن = مخفی کردن، هر سه فعل یک ریشه دارند / گِری = لحظه‌ای عربی است / هِیسه = الآن عربی است / بیسا = صبرکن عربی است / منشور حقوق بشر کوروش کبیر: در این جمله تمام کلمات بجز کوروش عربی هستند / محدوده طرح ترافیک: تمام کلمات عربی هستند / استعمال دخانیات ممنوع: تمام کلمات عربی هستند. زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان اهل منطقی نمی‌گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است! آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده ای آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی‌آورد. هر زبانی به واسطه دستور زبان، آواها، خط و واژه‌های خاص، از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واج ها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه‌ها فقط مختص خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. شباهت بعضی واژه‌ها هم به‌دلیل کاربرد اسلامی_عربی آنهاست یعنی واژه‌ها و اصطلاحاتی که ما گمان می‌کنیم لُری نیست در اصل، ریشه عربی دارند. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع و دیگری زیرمجموعه است. اشتراکات لغوی هم به صورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده می‌شود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملاً مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنِه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لُری _ (را) در فارسی _ و (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی‌رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا می‌شود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم به‌دلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین می‌کنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمی‌شود.


  • کلمات فراموش شده لُری

    کلمات فراموش شده لُری: «کِل _ kel» به معنی فرستادن است. (اکبریاوریان، واژه‌نامه لُری، صفحه 566). ریشه «کِل» در زبان لُری و به تبع لُری شوهانی به معنی فرستادن، رَد کردن و ارسال است اما این معنا با معنی واقعی آن متفاوت است، چرا که «کِل» در واقع به معنی: با نگاه، با چشم و دیدن، مواظب رفتن یا آمدن کسی یا حیوانی بودن است. مثلاً: «کِلِش کو» امر به همراهی کردن کسی، با نگاه کردن، تا مسافتی و این یعنی مواظب بودن با نگاه کردن. چون در گذشته همه منازل به‌عنوان پاسبان و نگهبان خانه و حشم، سگ نگهداری میشده، و این واژه در آن هنگام کاربرد داشته است بطوریکه در رفت و آمدها گاز گرفتگی توسط سگها چندان دور از انتظار نبوده، و معمولاً صاحبخانه، وظیفه داشته مهمان را تا مسافتی کوتاه، بدرقه نماید و بعد از رفتن نیز صبر میکرده تا مهمان دور شده و از گزند سگها در امان بماند و در تمام مدت ایستادن میزبان تا دور شدن مهمان، با نگاه کردن، او را همراهی میکرده و با چشم او را راهی میکرد. اما چرا کلمه «کل» بکار میرفته؟ چون «کل» به معنی: هرگونه شکاف یا دریچه می‌باشد، و هنگامیکه می‌گفتند (گلِش کو) یعنی از دریچه چشم یا شکاف چشم او را رَد کن یا بفرست. یا میگویند (کِل چَشت بو وِش) یعنی از شکاف چشم نظاره اش کن! (کِل زَم وآ دما) یعنی به عقب برگشتم و نگاه کردم.


  • واژگان مشترک زبان ایتالیایی با زبان لُری

    واژگان مشترک زبان ایتالیایی با زبان لُری: ایتالیایی: ola آنسو، آنطرف، لُری: اولا oola آنطرف، آن سو / ایتالیایی: papa پدر، لُری: پاپا papa پدر بزرگ / ایتالیایی: passerella کنار خیابان (پیاده رو)، لُری: پاساره pasareh کناره، کناره دیوار / ایتالیایی: ponte بینی، دماغ، لُری: پت pet دماغ، بینی، پوزه / ایتالیایی: pigro جنس بنجل، لُری: په ته رو petero خرت و پرت، بنجل / ایتالیایی: portamantello کیف ، جا لباسی، لُری: پرتال portal اسباب و اثاثیه / ایتالیایی: purgare پاک ، تمیز، لُری: پِرچ perch پاک، تمیز / واژگان مشترک زبان لُری با زبان انگلیسی: yeah , ay , yea: بله، لری:اَه، ah: بله / انگلیسی: blaze شعله درخشان، لری: بلیز blez گرمی و حرارت / انگلیسی: better بهتر ➖ لری: بیتر beter بهتر / انگلیسی: be بودن و شدن ➖ لری:بی be بودن، شدن / انگلیسی: papa پدر ➖ لری: پاپا papa پدر بزرگ / انگلیسی: jackal شغال ➖ لری: چقل chaghel شغال / انگلیسی: house خانه ➖ لُری: هٌوش hewsh خانه ، حیاط / انگلیسی: doll عروسک ➖ لُری: دءول deul مترسک / انگلیسی: evening عصر ، غروب ➖ لری: اِیواره evareh عصر، غروب / انگلیسی: hole سوراخ ➖ لُری: هل ، هله hole, hol سوراخ / انگلیسی: cow گاو ➖ لُری: گــءو gew گاو / انگلیسی: gaze نگاه خیره ، زل زدن ➖ لُری: گِز gez خیره نگاه کردن / انگلیسی: glass لیوان ➖ لری: گیلاس gelas لیوان / انگلیسی: lecher آدم هرزه ➖ لُری: لچر lacher آدم هرزه، هرزه زبان / انگلیسی: lit روشن کردن، آتش ➖ لُری: لیت lit آتش گرفتن، گر گرفتن / انگلیسی: cut بریدن، پاره کردن ➖ لُری: کوت cot پاره و نصف کردن / انگلیسی: pat بهنگام، به موقع ➖ لُری: پت pat فرصت، به موقع / انگلیسی: hom پیشوند (هم) ➖ لُری: هوم hom پیشوند (هم) / انگلیسی: tale قصه، داستان، خبرکشی ➖ لُری: تال tal (از چیزی یا رویدادی داستان در آوردن) / غروب در لُری میشود: إیواره evara و در انگلیسی eve یعنی سر شب و شامگاه / شاخه در لُری میشود: بچ bec و در انگلیسی branch یعنی شاخه / لباس سرهمی در لُری میشود: بلرسو balarsu و در انگلیسی boilersuit یعنی لباس مخصوص جوشکاری / شعله‌ور در لُری میشود: بلیز belez و در انگلیسی blaze یعنی شعله درخشان / بغچه در لُری میشود: بندیل bandil و در انگلیسی bandoleer یعنی حمایل / صدای شیون و زاری در لُری میشود: بونگ bong و در انگلیسی bang یعنی محکم بستن / بودن در لُری میشود: بی bi و در انگلیسی be یعنی وجود داشتن / درخت بید در لُری میشود: بی be و در انگلیسی withy یعنی درخت بید / ضربان قلب در لُری میشود: بیت bit و در انگلیسی beat یعنی نبض و ضربان قلب / بهتر در لُری میشود: بیتر beter و در انگلیسی better یعنی بهتر / بیگ یا بگ bag پیشوند آنام لُری است و در انگلیسی big یعنی آدم برجسته / تیرآهن در لُری میشود: بیم آهه bim ahe و در انگلیسی beam یعنی تیرآهن / پدربزرگ در لُری میشود: پاپا papa و در انگلیسی papa یعنی پدر بزرگ / دماغ در لُری میشود: پت pet و در انگلیسی pate یعنی کله و سر و point یعنی نوک / خالی در لُری میشود: پَتی pati و در انگلیسی empti یعنی خالی / بدخلقی در لُری میشود: پتی پتی pete pete و در انگلیسی pet یعنی بد خلقی / صدای سقوط جسم خشک در لُری میشود: پروق peruq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن / باد دهن در لُری میشود: پوف pof و در انگلیسی puff یعنی فوت / غلطاندن در لُری میشود: پِل دیه pel deye و در انگلیسی impel یعنی مجبور کردن / صدای سقوط جسم خشک در لُری میشود: پلوق peluq و در انگلیسی plunk یعنی تلپی افتادن / سد بستن کنایه از نقشه در لُری میشود: پله pela و در انگلیسی plat و plan یعنی نقشه / پیت در لُری میشود: پوت put و در انگلیسی pot یعنی دیگ / چهره در لُری میشود: پوز puz و در انگلیسی puss یعنی چهره / به دور خود چرخیدن در لُری میشود: پیت pit و در انگلیسی pitapat یعنی درحال بال بال زدن / پول در لُری میشود: پیل pil و در انگلیسی bill یعنی اسکناس / تاریک در لُری میشود: تار tar و در انگلیسی dark یعنی تاریک / گراز نر در لُری میشود: تاک tak و در انگلیسی hog یعنی گراز / ذوب کردن در لُری میشود: تاو taw و در انگلیسی thaw یعنی آب شدن / رد و دنبال در لُری میشود: تور tur و در انگلیسی trail و track یعنی رد پا و رد پا را گرفتند.


  • زبان لُری بکرترین شاخه زبان ایرانی

    ️زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی: ️زبان مهمترین رکن هر فرهنگ و تمدن است. زبان لُری یکی از بکرترین شاخه های زبان ایرانی است که در واژه واژه های خود چند و چون ارزشها و احساسات و بار عاطفی فرهنگها را داراست. استعداد جغرافیایی و تنوع زیستگاهی مناطق لُرنشین بستری مناسب برای انتخاب مَدنیت های کاسیت و ایلامی بوده است و قدمت و عظمت تمدن پیشینیان در بلاد لُرنشین تاج سر افتخارات هنری بشر در دوران باستان است آثاری که نگاه به تصاویر آن در کتب و موزه ها، انسان را جادوی قدرت خویش می‌کند و همه حکایت از وجود زبانی دارند که یقیناً زبان کنونی لُری بر آن بستر تاریخی شکل گرفته است. واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته‌اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لُری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل می‌کنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و اِفاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را به‌عنوان جایگزین بکار می‌برند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه»، برادر «گَگَه و برار»، خواهر «دَدَه و خُوَر» است!


  • محسن توکلی

    #زبان_لری یک #زبان_مستقل از فارسی دری هست .... . . برای منبع دکتر محمد دبیر مقدم استاد زبان شناسی دانشگاه علامه طباطبایی در (کتاب رده های زبان شناسی) لری را یک زبان قلمداد کرده اتفاقا ایشون معاون علمی فرهنگستان زبان فارسی هم بوده اند ... . . . #زبان_شناسی #زبان_لری #زبان_مادری


  • قدمت زبان لُری طبق واژگان کتیبه بیستون به دوره هخامنشی می‌رسد

    پروفسور بهاروند در همایش بررسی سیر تحول ادبیات بومی در لُرستان که در دانشگاه لُرستان برگزار شد، با اشاره به اینکه درحال حاضر در کتیبه بیستون حداقل ۲۵ واژه لُری وجود دارد بیان کرد: آنچه که دارد زبان بومی را تهدید می‌کند، آمدن تلویزیون به منازل و ترویج زبان فارسی و تکلم افراد بومی به زبان فارسی جای زبان مادری است. از لُرستانی‌ها انتظار دارم که متوجه عظمت زبان و میراث فرهنگی خود یعنی زبان لُری باشند و فرزندان خود را منع نکنند که به زبان لُری سخن گویند؛ چرا که فرزند خود را از هویت و میراث فرهنگی‌اش دور خواهید کرد. پروفسور سکندر بهاروند که دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه بالتیمور آمریکا دارد در مصاحبه با فصلنامه پریسک زاگرس، شماره ۷، صفحه ۲۳، عنوان کرد: الآن برخی از اقوام، زبان فارسی (زبان معیار) را جایگزین زبان قومی شان کرده‌اند. در لُرستان بعضی از والدین با بچه‌شان فارسی حرف می‌زنند؛ درحالی‌که نمی‌دانند زبان لُری متعلق به دوره هخامنشی می‌باشد. در کتیبه بیستون 25 لغت لُری پیدا کرده‌ام مانند:《اوسه》یعنی آن موقع،《ایسه》یعنی حالا. بجای ایسه، 《الآن》عربی، جایگزین شده‌است. چنانچه می‌گویند《منه پیا خوئیه》یعنی؛ فکر می‌کند مرد خوبی است. یا واژگان برار به معنی برادر که در متون ساسانی آمده یا اِیوارَه به معنی عصر یا وِیر به معنای حافظه. یا جمله: گِری بِسا هِیسه میام؛ که جزء به جزءش ساسانی است اما در فارسی می‌گویند: چند لحظه صبر کن الآن میام! و در این جمله، کلمات: لحظه، صبر و الآن عربی هستند! رود نیل در کتیبه داریوش پیر آو (Pir ava) ضبط شده است که کلمه پیرو Piero در زبان قبطی مصر به معنی رود بزرگ است اما چقدر ضبط داریوش و ضبط قبطی آن با کلمه پر آب (پر آو در لُری) و فاریاب فارسی نزدیک است. پیر آو در زبان لُری شاید رودخانه بسیار قدیمی معنی دهد (دکتر باستانی پاریزی، از سیر تا پیاز، صفحه ۴۰۶) اکنون مادران یا پدران که غافل از ریشه باستانی زبان هستند حرف زدن به زبان لُری را فراموش کرده‌اند. پروفسور ویلیام تکستون استاد دانشگاه هاروارد کتاب From Tales Loristan را سال ۱۳۶۵ چاپ کرد که الآن از طریق اینترنت هم قابل دریافت است و از کتابهای پر مراجعه و پر فروش است حتی در ژاپن هم در موردش نقد نوشته‌اند و مورد توجه زبانشناسان و افسانه‌شناس ها قرار گرفته‌است.


  • مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشت هجری

    تاریــــخ قــــوم لُــــر؛ مولانا فخرالدین لُرستانی عالم قرن هشتم هجری: عبدالرحمان ‌‌‌‌جامی با مشایخ عصر خود ملاقات هایی داشته که از جمله آنان می‌توان مولانا فخرالدین لُرستانی و دیگر خواجه برهان الدین ابونصر پارسا و دیگر خواجه شمس الدین محمد کوسوئی و دیگر مولانا جلال الدین پورانی و...را نام برد. منبع: نفحات الانس، صفحه ۲۸۹، مولف: نورالدین عبدالرحمان جامی.


  • رضا جهانی

    در زبان لُری به زمان جفتگیری هر دسته از حیوانات نام خاصی اطلاق می شود: اسب و الاغ⬅️زمان فَحل / گله گوسفندان⬅️زمان بَر / ماده گاو آبستن را آووس می‌گویند و... گله دارها بنا به تجربه از بهترین نژاد گوسفندان از میان بره های نر چند تا را جدا کرده و بیش از بقیه مورد توجه قرار می‌دهند. فرضاً بعد از زمان چرا هر روز غروب خوراک جو به آنها می‌دهند. پس از مدتی آنها را در گوشه ای از حیاط خانه میخکوب می‌کنند. نهایتاً یک یا دو تا از آنها را برای جفت گیری انتخاب کنند ( تعداد غورچ ها به تعدد گوسفندان حشم دار بستگی دارد ) به آنها ⬅️وِرَّن و زمانی که آماده جفتگیری می‌شود و در میان گله آزادانه می‌گردد به آن ⬅️ وِرَّن خَلت میگویند. برای اجازه ندادن و به صحرا نبردنشان هم دلیل دارند. وِرَّن یا غورچ ... هُورَّه گَله (هَرگله) میشود یا با غورچ های گله همسایه برای نشان دادن قدرت و برتری خود تا سرحد مرگ می‌جنگند. جدا کردن غورچ ها صحنه های دیدنی و تفریح چوپانان است. ابتدا اجازه می‌دهند تا با هم زور آزمایی کنند و در ادامه به دلایلی مانع جنگیدن شان می‌شوند که توضیحش در این مقال نمی گنجد. غورچ های نر شاخ دار(داک) عقب عقب می‌روند و با نهایت سرعت و توان پیشانی هم را هدف قرار داده به هم ضربه میزنند. بارها دیده شده که خون از منفذ بینی غورچها جاری می‌شود و تسلیم نمی‌شوند. پایان غم انگیز درگیری زمانی است که در لحظه ای که باید به پیشانی و سر هم ضربه بزنند. غورچ ضعیف تر سر خود را به چپ یا راست متمایل می‌کند (سَر لِرَنِن) تا از ضربه کاری در امان بماند. غورچ پیروز و فاتح صاحب بی چون و چرای گله می شود. غرض از این اطاله کلام اشاره به تک بیت پرمغز و نغز میر نوروز است که می‌گوید: غورچ خووه د مین غورچو سر بَشونه _ سر و شاخش بشکنه سر نَلرونه. مدعی باید در بین همپایگان عرض اندام کند آسیب ببیند و پا پس نکشد. رضا جهانی از نهاوند


  • دایا ایروه وه گازه

    دایا ایروَه و گازَه؛ داستان یک اصطلاح لُری: ایروَه و گازَه نام دو روستا در بخش پاپی از توابع سفیددشت لُرستان (نام لری قدیم: اِسبیریزیل) است. دایا (تلفظ بالاگریوه ای: دادا) واژه ای است مترادف با دالو یعنی پیرزن. اما عبارت《دایا ایروه و گازه》یک اصطلاح در لُرستان قدیم است به معنی کسیکه بین دو گروه یا دو نفر تفرقه و دشمنی درست می‌کند و پیش هرکدام از بدی دیگری می‌گوید ولی هر دو طرف از فتنه گری او خبر ندارند و تازه او را دوست و غمخوار خود می‌دانند. گویند که در زمانهای قدیم بین اهالی دو روستای ایروه و گازه که در صلح و صفا به سر میبردند مدتی چنین پدید آمد که دوستی شان تبدیل به دشمنی شد و درگیری هایی بین اهالی این دو دهکده پدید می‌آمد. بعدها فهمیدند که مقصر اصلی پیرزنی بوده که محبوب اهل هر دو آبادی بوده است. مثلاً یک سخن چینی یا حرف دروغ از یکی از این دو آبادی برای دیگری میبرد و آنها را ناراحت میکرده و اگر آنها حرفی از روی عصبانیت میزدند چهارحرف دیگر هم روی آن گذاشته و پیازداغش را زیاد کرده و به آبادی مقابل می بُرد. آنها نیز واکنشی تندتر نشان می‌دادند و می‌آمد به اهالی روستای دیگر میگفت چرا دست روی دست گذاشتید ببینید درباره شما چه می‌گویند و چه نقشه‌ها برای شما در سر دارند خلاصه جو را آنقدر در هر دو طرف متشنج میکرد تا به یک درگیری منجر شود و خود به‌عنوان دلسوز و خبررسان محبوب هر دو طرف تا اینکه شخصیت و فتنه گری اش مکشوف شد. بعدها این مثل باب شد که به هرکس با ظاهری دلسوزانه بین دو نفر را خراب کند بگویند "بییه وه دایاکَه ایروه و گازه" (شده ای پیرزن ایروه و گازه).🔹بئنَت مُردِ موو مینِکی د تُر کرونا د مرز ۱۰ هزار آیم گوئارِس: آمار مرگ و میر داخلی بر اثر کرونا از مرز ۱۰ هزار نفر عبور کرد. واژه نامک: بئنت beýnat: آمار، احصاء / مینکی mînêki: داخلی (متضاد آن درکی darêki: بیرونی) / گوئارس: عبور کرد، رد شد (از مصدر گوئارسن: عبور کردن، رد شدن، گذشتن) / مردموو mordêmu: مرگ و میر / دِ_تُر dêtör: بر اثرِ، در پیِ (تُر: اثر، پی، مسیر)


  • زبان مادری

    در بعضی از کشورهای جهان چند زبان رسمی وجود دارد. پان پارسها میگویند: کسانیکە دم از تدریس بە زبان مادری می‌زنند، تجزیە‌طلبند و اهداف دیگری در سر دارند. آنها می‌گوید چون اقوام مختلف در جای‌جای ایران زندگی می‌کنند پس نمی‌توان زبان مادری را در استان‌های مختلف ایران آموزش داد. بعد لُرستان را مثال میزند که اگر ترکی در لُرستان باشد مجبور است لُری یاد بگیرد. باید گفت: مگر چند نفر ترک در لُرستان زندگی می‌کنند که باید کُل را فدای جزء کرد؟ و بعد می‌گوید راە‌حلش سادە است و آن تدریس زبان مادری به صورت خصوصی است! جالب است که این شخص نمی‌داند هزینه‌های زندگی مردم به حدی زیاد است که مجالی برای چنین مخارجی نمی‌ماند. گذشته از اینکه معلم خصوصی این زبان از کجا پیدا شود؟ وقتی زبان مادری تدریس نمی‌شود چطور برای آموزش زبان فارسی بودجه می‌دهند اما ما باید از جیب خودمان پول بدهیم تا کودکانمان زبان مادری را علمی یاد بگیرند؟ جالب است بدانید ما همین الان همچنین اختیاری داریم و به دستور و سفارش هیچ دایه دلسوزتر از مادری نیاز نداریم. مراد از آموزش زبان مادری تحصیل و تدریس از دوره ابتدایی تا پایان دکتراست نه یادگیری چندلغت و قصه کودکانه. لازم به یادآوری است که تحصیل از دوره ابتدایی تا پایان دوره متوسطه طبق قانون رایگان است. برخی می‌گویند این فرد (ف.م.سخن) سلطنت‌طلب است. من هیچ‌گاه از سلطنت‌طلب‌ها خوشم نیامده است. آنان هیچ فرقی با دیگران ندارند. آن‌ها مانند حکام عرب عراقند کە هرکدام صدامی هستند در لباس...درکشوری که به یکی از اصول قانون‌اساسی احترام نمی‌گذارند و آنرا اجرایی نمی‌کنند باید هم بیگانگان بیایند و....من نمی‌دانم چرا دولت اینکار را نمی‌کند؟ آیا از این می‌ترسد که به امنیت ضربه بخورد؟ اگر چنین است مطمئن باشند که توجه ویژه به زبان فارسی و بی‌مهری به زبان اقوام مختلف در ایران، به امنیت ضربه‌ مهلک‌ خواهد زد که در درازمدت نتیجه آن آشکار خواهدشد. نخست می‌خواهم که کمی زبانشناسی بخوانند تافرق لهجه، گویش و زبان را بهتر بفهمد. دوم اینکه قانون اساسی کشورها را مطالعه کند تا بداند در بعضی از کشورها چند زبان رسمی وجود دارد و در ایران هم می‌شود زبان‌های لُری، کردی، ترکی و...بطور رسمی در مدارس و دانشگاه تدریس و در مکاتبات محلی از آنان استفاده کرد. و سوم اینکه از دولت می‌خواهم که اصل 15قانون اساسی را اجرا کند.


  • واژگان قدیمی زبان لُری

    خطاب به کسانیکه بدونه دانش زبان شناسی زبان لُری را گویش خطاب می‌کنند. درحالیکه لُری با چندین شاخه زبانی مثل بختیاری، مینجایی، جنوبی و...هرکدام دو یا سه گویش را در خود جای داده‌اند. آیا یک غیر لُرزبان کلمات ویژه زبان لُری را میفهمد؟ حتی از کلمات اصیل لُری برای بعضی از لُرزبانان قابل فهم نیست چه برسد به یک فارس! چند واژه از واژگان بیشمار زبان لُری برای نمونه: پؽا: مرد / مؽراٛ: شوهر / اؽڤاراْ: غروب / پٱسین: غروب / مل: گردن / تیاٛ، چٱم: چشم / گلٛاراْ: مردمک چشم / مری: مردمک چشم / هنا: صدا کردن / هاٛنا: مراقب، مرز، حد، حدود / لا: طرف، سمت، سو / لۉلک: ناز، عشوه / لاک: التماس / کولٛ: کوتاه / دور: بلند / گٱپ: بزرگ / دا: مادر / بٱڤاٛ: پدر / باڤٱ: پدر / گیاٛ: برادر / بتؽ: خاله / کچی: عمه / تاتاٛ: عمو / تاتاٛزا: عمو زاده / پت: دماغ / لؽڤاٛ: دیوانه / شیت: دیوانه، بی عقل / سی: برای / ساٛل: نگاه / قولٛ: پا / لؽق: پا / هناس: نفس / اْنٱ: نفس / اْنٱزٱنوݩ: اسفند ماه / قۉس: آبان ماه / ستینم: عزیزم / رۊلاٛ: فرزند، دلبند / کلٛک: انگشت / گٱڌاْ: شکم / هٱنکلٛ: زیربغل / چٱم: ساحل / ڤیرا: باهوش / ڤیر: یاد، خاطر، هوش / تۉلٛ: پیشانی / آورچ: آذرماه / رچ: ریشه فعل رچساْ: یخ زده / گٱمال: سگ / دال: کرکس / دال: هدف / قیل: عمیق / و هزاران واژه که اگر بخواهیم نام ببریم چندین کتاب قطور حجم آنان خواهد شد. هزاران واژه ذخیره و مشترک در بین گویشهای مختلف زبان لُری هست و بین تمام این گویشها و لهجه‌ها ۷۰ تا ۸۵ درصد واژگان مشترک (بختیاری، مینجایی، جنوبی، ثلاثی و... و سایر لهجه‌ها و گویشهای زبان لُری) بله زبان لُر بخاطر هم خانواده بودن با فارسی و گیلکی کلمات مشترک با این زبانها دارد که غیر قابل انکار هست در واقع همه زبانهای هم خانواده چنین خاصیتهای دارند. زبان لُری در کنار سایر زبانهای ایرانی یک زبانی غنی با واژگانی غنی و برای هر واژه ذخیره کلماتی وجود دارد اما آیا به راستی این واژگان برای غیر لُرزبانان قابل فهم هست چه بسا که برخی از لُرتباران هم با این واژگان اشنایی نداشته باشند.


  • تحول معنایی واژه《رش》در لُری

    معنای اصلی و تحول معنایی (semantic change) واژه رش در لُری: واژه رش raš در لُری در اصل به معنای سیاه بوده است ولی بر اثر دگردیسی و تحول معنایی به معنای تیره یا قهوه ای سوخته و نظایر آن تغییر یافته است. هنوز در نظام واژه سازی لُری و به ویژه ادبیات لُری، رش به معنای سیاه کاربرد دارد. طالَه رش: کسیکه بخت و طالع او سیاه است، سیه روز / هناسه رَش: کسیکه نفس او سیاه است کنایه از بدیمن / تول رَش: کسیکه پیشانی نوشت او سیاه است کنایه از بدبخت / اما چند نمونه در ادبیات لُری با کاربرد واژه رش به معنای سیاه: خوم رَش و بَختِم رَش وُ رَشَه هِناسه م _ ئی فِلَک رِختَه دِ یَک کَـمچَه وُ کاسه م. یا: اگر باور نمیکی طالَه رشم _ بیتر دی چاره ناچارم بَپُرسی (استاد رمضان_پرورده). اَ حسرت چنونه ا ماتم چنینَه _ منِ طالَه رش هم‌ چنی هم چنونم (استاد عزیز_نادری). غَمینِم ، آه نا خَش دِم وِریسَـه _ حِفار ئی طالِعِ رَش دِم وِریسـَه / نِزیکِــم نو کِه لونِــه گُنجِلونِـم _ چِنو باروتی‌ئِم تَش دِم وِریسـَه (استاد رحمان_مریدی). جالب آنکه استاد رضا_جهانی سئ و رش را کنار هم جهت تاکید و هم افزایی به عنوان جفت مترادف (doublet) آورده است: دلِتَه لیلَه سخونم وریسَه، تا وه فلک چپ و راس، طعنه وه ئی بختِ سئ و رش بَزنی! واژه رش در معنی تحول یافته دوم (قهوه ای سوخته، تیره) در لُری بختیاری نیز وجود دارد مثلا در گرمسیر بختیاری ماه اردیبهشت را رَشَه هوش rašahuš می‌گفتند یعنی ماه تیره شدن رنگ خوشه ها (منبع از نوشته های استاد رهدار). در مناطق سردسیری لُرنشین به ویژه لُر فیلی، جورش صفت یا هنگامه ای برای ماه باروݩبوروݩ (ماه قطع شدن باران) یا همان خرداد ماه بوده است. جۉرٱش یعنی هنگامه تیره شدن کشتزار جو. ضرب المثل یا گفته مشهور در اساطیر هواشناسی لری: ٱر د شٱممٱ نٱکنٱش خٱش _ مۉرٱش سی جۉرٱش. یعنی: اگر (صبح) شنبه بارندگیها قطع نشود تا زمان جورش (هنگامه تیره شدن رنگ کشتزار جو که بسته به نوع منطقه ییلاقی، اواخر اردیبهشت یا خرداد واقع می‌شود) به طول می‌انجامد (کنایه از اینکه سال پربارشی خواهیم داشت) در خود این معنای تحول یافته دوم هنوز عنصر معنایی سیاه( تیره) دیده می شود.


  • لُری زبان مادری ماست

    انکار هویت زبانی مردم لُر در خبرگزاری مهر: بابک بیات از فعالان فرهنگی لُر که اصالت ملایری دارد در پیج شخصی خود بیانیه اعتراض آمیزی نسبت به اقدام سوال برانگیز خبرگزاری مهر آورده است که بخش هایی از آنرا می‌آوریم: بی مهری به زبان لُری به خبرگزاری مهر هم رسید! بارها به عناوین مختلف در رسانه ها و نوشته های رسمی و غیر رسمی زخم زبانها و تحقیرها نسبت به زبان لُری را شاهد بوده ایم و میدانیم که چگونه موجودیت و هویت زبانی مردم لُر به وسیله این قبیل سخنان نسنجیده و توهین آمیز نشانه میرود. به تازگی خبرگزاری مهر که یک رسانه رسمی دولتی میباشد نقشه ای از زبانهای ایران را با عنوان "زبان مادری درحال فراموشی است" منتشر کرده اما در این نقشه زبانی، زبان《اره و اوره و شمسی کوره》را نوشته اند بجز زبان لُری را! مناطق لُرنشین را هم با مناطق فارس نشین یکی کرده و همه را از دم نوشته اند زبان فارسی!!! این همه گستاخی و بی دانشی در یک رسانه خبری که بایستی اصول بیطرفی را رعایت کند و اساس کارش تحقیق و حقیقت یابی باشد به چه دلیل است؟ این چه مدل نگرانی از فراموشی زبان مادری است که موجودیت زبان لُری را انکار میکند؟ و طرح گسترش حیطه زبان فارسی را در مناطق لُرنشین می گستراند؟ آیا در این حضور و غیاب نگرانی شما فقط لُر بود که نباید برایش نگران بود و باید آن را از لیست خط زد؟ چطور موقع جنگ و دفاع از مرز و... لُر در اول لیست می‌آید آن هم با عباراتی آنچنانی در بوق و کرنا! کدام لُرزبانی "مادر" میگوید که شما مناطق لُرنشین را با مشخصه کلمه مادر فارس زبان نوشته اید؟ کدام کردی "دالگه" میگوید که شما این کلمه لُری را بنام کردی نوشته اید؟ به این ترتیب قبل از اینکه نگران زبانهای رو به فراموشی باشیم، بایستی نگران این باشیم که غمخواران زبانهای ما چه کسانی هستند و چه نیاتی را دنبال میکنند؟


  • واژگان کهن سرمایه زبان لُری

    معادل هجری افتاوی جای هجری خورشیدی در زبان لری است. افتاو معادل آفتاب است نه معادل خورشید. در لری کهگیلویه و بویراحمد به خورشید، ( روز ) می گوییم. روز دَرومَه = خورشید طلوع کرد. روز نِشَهس= خورشید نشست. تا روز نَرَهتِهِ = تا خورشید نرفته. روز من قَی آسمون = خورشید وسط آسمون. خیلی از واژههای رایج در همه گویشهای زبان. لُری با فارسی مشترک هستند. ولی از طرفی بسیاری از همین واژه ها ممکن است در گویش دیگری از لُری معادلی زیبا و با مسما داشته باشند، بهتر آن است که واژههای اصیل لُری را بیشتر در دید عموم قرار دهیم و کماکان از واژههایی که به تعبیر کوردلان نزدیکتر است کمتر استفاده شود. (البته درصورتیکه جایگزین داشته باشند) کوردلان (همانهایی که لری را فارسی میدانند) با نگاه اجمالی به اخباری که به لُری در کانال گروه قرار داده میشن، می بینیم که واژههایی مثل همین (روز) رو میشود جایگزین خورشید کرد. به نظر من وقتی قرار است از زبان لری حرف بزنیم باید مرز و جغرافیا را نبینیم و از ظرفیت همه گویشها بهره لازم رو ببریم. تا بلایی که دامنگیر فارسی شد. دامنگیر ما نشه. در زبان فارسی هم میشود خیلی از واژههای زبانهای رایج در ایران رو جایگزین واژههای خارجی کرد که در این صورت زبان را چالاک و فربه میکند. ولی فرهنگستان فارسی به تلاش مذبوحانه در ساختن واژههای نَخوب و عجیب ادامه میده. امیدوارم که این مسیر را با توان و قدرت ادامه دهیم. نَخَهسَه و بِروهیت. در لری کهگیلویه و بویراحمد افتاو با روز متفاوت است و روز به معنی خورشید است را نمیدانستیم و جالب بود. خب ما از کجا بدانیم که در لُری کهگیلویه و بویراحمد خورشید چنین معادلی دارد اگر خود شما عزیزان مشارکت نکنید. اینکه فرموده اید فرهنگستان مرز و جغرافیا را گسترش دهد و از ظرفیت همه گویشهای لری در معادل گزینی بهره ببرد ما همواره حامی این رویه بوده ایم. یک مثال دم دستی از این نوع این است که برای بهترین معادل برای زنده_باد از همین لری جنوبی شما استفاده کردیم (واژه بروهی) درحالیکه این واژه در لرستان بختیاری و لرستان فیلی وجود نداشت ولی اکنون برای خیلیها شناخته شده است. نکته بعدی این است درست است که بسیاری از واژگان به کار رفته در بخش خبری قابل استفاده و مشترک بین همه لرهاست ولی در هر بخش خبری تمرکز روی لری یک شاخه است شما اخبار به لری کهگیلویه و بویراحمد با رعایت اصول و تایید فرهنگستان تهیه کنید در آنجا به جای هجری افتاوی از هجری روزی استفاده کنید. این خبرها بیشتر جنبه الگودهی و آزمایش دارد و دیکته اجباری یا قطعی و مطلق نیست‌. همچنین یادآور میشود که در شاخه زبانی لری به کار رفته در بخش های خبری افتاو به معنی خورشید است همان گونه که در لری بختیاری نیز چنین است. قبول داریم که باید از فارسلری نوشتن پرهیز کنیم و این رویه مورد حمایت ماست ولی هر واژه مشترکی با فارسی بدین معنی نیست که حتما ما آن را از فارسی گرفته ایم خیلی ها بخاطر ریشه مشترک است الآن واژه افتاو در لری با واژه آفتاب در فارسی و واژه هه_تاو در کردی همریشه است. واژه روز (خورشید) در لری با روژ در کردی به همین معنا همریشه است. اگر قرار باشد بخاطر همریشگی واژه ها را حذف کنیم که ۷۰ درصد کلمات زبان های جهان به علت همریشگی و خویشاوندی با زبان های دیگر باید حذف شود. اکنون خود کردها هم واژه هه_تاو را به علت همریشگی با فارسی حذف نکرده اند و کوچی_هه_تاوی در کردی رسمی سورانی یعنی هجری خورشیدی. یک نکته هم هست که خیلی مواقع در مورد واژگان مشترک با فارسی می بینیم شکل اصلی و ریشه ای کلمه پیش ماست و این فارسی بوده که آن را تغییر داده است چون خیلی ها فکر میکنند کلمات مشترک زبانهای غیر فارسی که تلفظ متفاوتی دارند اصل واژه حتما مال فارسی است و بقیه تلفظ تغییر یافته و محلی آن هستند. ممنون که به دانسته های ما در مورد معادلهای خورشید در لری افزودید و از این هم در سر جای خود استفاده خواهد شد. همه واژگان لری سرمایه کل زبان لری هستند.



آخرین مقالات