جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

لرهای حاشیه خلیج فارس

در زبان لُری مردم جنوب ایران به خم، " خل " میگویند، خلیج از دو بخش " خل و ایج " ساخته شده است، ایج نسبت است به مانند یوشیج منسوب به یوش

لرهای حاشیه خلیج فارس

قبل از عهد پهلوى تقسيمات کشورى به صورت شهر و شهرستان و استان نبود بلکه به صورت ايلات و بلوکات و ايالات و ممالک بود مثلا ايل بير احمد، ايالت کهگيلو، مملکت فارس، که سر جمع همه ممالک مى شد «ممالک محروسه ايران» و گاهى نيز ممالک محروسه قاجار،  صفوى و يا هر دولتى ديگر.

«ايل» به عشاير کوچرو مى گفتند و «بلوک» به عشاير ساکن در دهات و شهر. در زبان لرى مناطق ساحلى خليج فارس به دريا «دريه»  (به کسر دال سکون را  فتح يا و سکون ها) مى گويند در کرانه خليج فارس در استان بوشهر تا جنوب شرق خوزستان به شهادت آثار باستانى و متون تاريخى از عهد دولت ايلام تا کنون مسکون بوده است.

آثار باستانى شهرهاى ليان، تاوگه، توج، گناوه (جنابه)، سنجاهان،  اسلجان، سينيز، قوستان، ماهرويان، ريشهر و رستاق آن، آسک و آثار صدها آبادى ناشناخته ديگر در سرتاسر شرق تا غرب کرانه شمالى خليج فاس (بوشهر و خوزستان) وجود دارد.

مردم اين سامان ساحلى به زبان لرى حنوبی با لهجه هاى مختلف سخن مى گويند، زبان لری در این سامان با سایر مردم لر بختیاری، لک، مینجایی و... اشتراکات بسیار زیادی دارد. در سال هاى اخير به علت تردد بسيار و بعضا سکونت در کشورهاى عرب  حوزه خليج فارس و همسايگى با اعراب خوزستان بعضى تاثيرات بر مردم اين سامان داشته همچنين زبان رسمى ملى بر گوييش اثر فراوان تا جاى که اغلب کلمات اصيل لرى طى سى سال گذشته از اين گوييش ها حذف گرديد هر چند هنوز نيز معمرين همان واژگان را بکار مى برند.

الحمدالله شعراى محلى سرا استان بوشهر به داد اين گوييش رسيده و با سرودن اشعار لرى احياگر زبان لرى با لهجه محلى خود گرديده اند برگزارى شب شعر محلى «سنگار افتو ديلم» ، شب شعر بهارونه ليراوى ، شب شعر دشتستان و .. همه موجب حفظ اين زبان کهن گرديده است. مناطق ساحلى سيستم عشيره اى دارند و هر شخص از ساحل نشينان تعلق خود به حونه، تيره، طيفه و بلوک خود را مى داند.

 

بلوکات لر نشين ساحلى از شرق تا غرب به اين ترتيب است؛

دشتى (که خود داراى 9 بلوک مجزا از هم مى باشد)، دشتستان ( 11 بلوک بوده که فقط سه بلوک آن ساحلى است انگالى , رودحله و حياتداوود)، ليراوى , هنديجان  و دورق

 

انگالى: اين منطقه جزء شهرستان بوشهر است در سال 628 قمرى از راه جزيره  شيف که از دهات بلوک انگالى است صلاح الدين محمود لر با لشکر شول و الوار با کشتى جزيره هرمز و بحرين و سپس قطيف را فتح کرد و ضميه حکومت اتابک سعد زنگى اتابک فارس نمود. در سال 671 شمس الدين محمد بن على لر از خور شيف با لشکر الوار اقدام به فتح هرمز کرد وجود افرادى با پسوند لر و لشکر الوار در منطقه انگالى و ارتباط با دريا از عهد اتابکان استانگالى داراى چهار طايفه است:

الف) طايفه لر پشتونى که خوانين انگالى از اين طايفه  هستند

ب) طايفه عمادينى شاخه اى از طايفه خدرى ليراوى مى باشد

ج) طايفه جمهورى که از لرستان به اين بلوک مهاجرت کرده اند

د) خاندان ها و تيره هاى  مختلف لر ديگر در دهات انگالى هستند

 

تنگستان:  بلوکى ساحلى است که محدود به دشتى و دشتستان و دريا است در تقسيمات کشورى شهرستان تنگستان به مرکزيت اهرم مى باشد لهجه تنگستان براى گويشوران لر جنوبى کاملا قابل درک است  رشته کوهى مناطق ساحلى و داخلى تنگستان را از هم مجزا کرده است تنگستان داراى چند طايفه متعدد است که چند طايفه آن بزرگتر مانند خدرو، زندبودى، زنگنه، فولادى و طوايف خاندان هاى کوچکتر هستند مانند خاندان احمد شاه خانى، احمدى ممسنى، گتو، جمالى، شهابى و...

حکومت تنگستان از دوره زند با خاندان احمد شاه خانى بود که نام باقرخان و احمد خان تنگستانى را در جنگ ايران و انگليس حوادث عهد ناصرالدين شاه قاجار داريم پس از خاندان احمدشاه خانى حکومت تنگستان بدست طايفه فولادى افتاد که زاير خضر خان هنگام جنگ بين الملل اول خان تنگستان بود , سپس خانى برقرار طايفه خدرو و ريس على خان خدرو تنگستانى و پسرش محمدعلى خان که تا اصلاحات ارضى خان تنگستان بود تنگستاني ها علاوه بر آنکه زبان لرى را به لهجه خاص خود سخن مى گويند , به گواه تصاوير باقى مانده از دوره قبل از تغيير لباس رضا خانى پوشش زنانه و مردانه لرى داشتند چندين طايفه تنگستانى اضافه بر موارد بالا منشاء نژادى لرى نيز دارند.

الف) طايفه خدرو : که اغلب حوادث تنگستان را رقم زده اند عموزاده طايفه خدرى ليراوى هستند.

ب) طايفه زنگنه : از ايل لک زنگنه هستند که در عهد صفويه ساکن اين خطه مى باشد و مثل بقيه اهل تنگستان به شجاعت مشهورند.

ج) طايفه زنده بودى : اين طايفه از الوار استان فارس هستند.

د) طايفه احمدى : اين طايفه از الوار ممسنى مى باشد که ساکن چندين روستا تنگستان هستند , ريس على دلوارى از اين طايفه است.

 

شهر بوشهر: در سال 1150 و اندى توسط شيخ ناصر آل مذکور ابومهيرى ناخدا باشى لشکر نادر شاه بنا نهاده شد، اين شهر داراى چهار محله بوده که تجار از همه جاى ايران و جهان در اين محلات سکونت داشته اند، دو محله اين بندر به نام دو شهر لر نشين است، محله دهدشتى و محله بهبهانى  لهجه بوشهرى  فارسى آميخته به لرى است و اغلب اصطلاحات و کلمات لرى را بکار مى برند.

 

بلوک دشتى : شامل شهرستان دشتى به مرکزيت خرموج و شهرستان دير به مرکزيت  بندر دير است.  لهجه دشتى خاص اين خطه است و بيشترين قرابت را با زبان لرى جنوبی دارد و بعضى افعال بسيار نزديک به لهجه بهبهانى و اردکانى است،  شايد بيش از نود در صد اصطلاحات لهجه دشتى با لرى جنوبی یکسان است پوشش زنانه و مردانه دشتى به گواه تصاوير باقى مانده از قبل از تغيير لباس رضاخانى لرى است حتى گاهى هم اکنون نيز زنان در مراسم عروسى لباس لرى مى پوشند بسيارى از طوايف دشتى اضافه بر اشتراکات بالا با لرها داراى نژاد لرى هستند طايفه جاگرو و جاگرانى اين طايفه لر نژاد با طايفه خواجه گيرى ليراوى عموزاده هستند که حدود چهارصد سال پيش ساکن دشتى شده اند و اکنون در شهر بندر دير، آبدان، روستاهاى تلخو، بادوله و .... سکونت دارند.

 

 طايفه خنسير نيز لر نژاد است و با طايفه خدرى ليراوى و خدرو تنگستان عموزاده هستند  اين طايفه ساکن کبگان،  لاور،  کلات، زيراهک،  بريکو، و .... ساکن هستند.

قايدان , طايفه ديگر لر نژاد بلوک دشتى هستند، که ساکن حيدرى و احشام حسن محمد، قايدان و ....  مى باشند،  خواجه  نيز طايفه اى لر نژادند که  در دهات دومنالو و.... ساکن هستند.

 

فخرکو طايفه ديگر لر تبار اين خطه است، على فخرايى کدخداى نوکن و مبارزه دوره پهلوى اول و دوم از اين طايفه بود منشا نژادى ديگر طوايف دشتى را به فرصت ديگر مى گذاريم دشتى مهد علما , سادات و شعرا و خوانين بزرگى بوده که در تاريخ و فرهنگ جنوب و بلکه کل ممالک اسلامى نقش داشته اند.

 

دشتستان: اين بلوک در گذشته بسيار وسيع تر از شهرستان کنونى دشستان به مرکزيت برازجان بود از رودخانه مند در دشتى تا رودخانه زهره در خوزستان را دشتستان مى گفتند و يازده بلوک و ناحيه مجزا از هم بود و خان و مالک جدا داشت، از آنجایى که در اين مقاله قصد پرداختن به طوايف کرانه خليج فارس را داريم از پرداختن بقيه مناطق لرنشين دشتستان صرف نظر کرده و به وقت ديگر موکول مى کنيم و فقط به بلوکات حيات داود و رودحله و انگالى مى پردازيم  گوييش دشتستانى گوييشى از زبان لرى است که با کمى تفاوت در مناطق مختلف با لهجه هاى خاص همان مناطق تلفظ مى شود لباس زنانه و مردانه همه دشتستان کاملا لرى است و موسيقى , رقص و آوازها کلا لرى مى باشد، در سالهاى اخير شعراى محلى سرا جهت احيا لهجه لرى دشتستان  جدا زحمت کشيده و اشعار زيبا سرودند خصوصا ملک الشعراى استان بوشهر مرحوم ايرج شمسى زاده.

 

رود حله و حياتداوود: به جز دو طايفه عرب که زبان لرى را هم چون زبان مادرى شان تکلم مى کنند مابقى طوايف اين دو بلوک لر مى باشند  خوانين حياتداوود بر هر دو بلوک حکومت داشته اند از آنجاى که تمام طوايف حياتداود لر زبان و لر نژاد هستند یکی از خوانین طوایف حیات داودی عبارتست از الله کرم خان حيات داودى   در کتاب هفت فصل طايفه اش را از منشعب از طايفه حيات الغيب لرستان مى داند که در عهد سلاطين صفوى وارد اين خاک شدند و بنام طايفه خود نمودند نخستين کسى از اين طايفه که  در متون تاريخى از آن نام برده شده است کا حيدر حيات داوودى و پس از او اميرعلى خان حيات داوودى است که لطف على خان زند را يارى نمود.

 

ليراوى: تنها بلوک کوهگيلو که در ساحل خليج فارس است در ارديبهشت سال 1295 شمسى از کوهگيلو مجزا و ضميمه بنادر گرديد ايل ليراوى از ايلات لر بزرگ بوده است و از عهد سلجوقى اميران ليراوى حاکم بر اين ايل بودند. پس از اتابکان لر امير سهم الدين شنگل حاکم لر بزرگ گرديد تمام محدود شهرستان ديلم در بلوک ليراوى قرار دارد و همگى لرزبان و لر نژادند.

 

بلوک هنديجان: که شامل شهرستان هاى هنديجان، اميديه و قسمتى از شهرستان ماهشهر است  و بسيارى از طوايف لر سکونت در اين بلوک داشته اند  که در اينجا فقط بقسمت ساحلى اين بلوک تا شهر بندر ماهشهر مى پردازيم طايفه شعبانى طايفه لر زبان جد خود را على خان و از خوانين شبانکاره مى دانند طايفه حياتى ديگر طايفه لر نژاد بلوک هنديجان که با طایفه حیات داودی هم نژاد است.

 

ديگر طوايف لر اين منطقه

بوالى، آغاجرى ها : بگديل و گشتيل،  ليراوى، قنواتى، شيرعالى و دراويش، طوايف عرب هنديجان نيز لرى را همچون زبان مادرى تکلم مى کنند دراويش شاه حمزه دشت غزاله ديگر طايفه لر اين صفحات هستند ساکنان بومى ماهشهر دو طايفه لرزبان بندرى و قنواتى هستند که لرى را با لهجه ماهشهرى تکلم مى کنند.

 

شهر شادگان: بوميان اين شهر به لرى تکلم مى کنند هر چند عربى نيز خوب سخن مى گويند و خاندان حاج عبدالمهدى ترتيب با نام خانوادگى کاظمى و طايفه قنواتى لر زبانان بومى شادگان هستند.

 

 نویسنده: محسن خواجه گیری

 

منابع

تحقيقات ميدانى و مشاهدات عينى و مصاحبه هاى حضورى در سطح مناطق ياد شده

راهنماى خليج فارس ( تاريخ و جغرافياى استان بوشهر) ج.ج لوريمر ترجمه مرحوم سيد محمدحسين نبوى انتشارات نويد شيراز1379

شش فصل, الله کرم خان حياتداوودى , مطبعه علوى بوشهر 1323 قمرى

شيرازنامه ابولعباس احمدابن ابى الخير زرکوب شيرازى , به کوشش محمدجواد جدى / احسان الله شکراللهى زمستان1389 فرهگستان هنر

گوشه اى از تاريخ هنديجان و طايفه شعبانى , مرحوم حاج عبدالله دنيارى انتشارات افهام 1384

فارسنامه ناصرى جلد 1 و2 حاج ميرزا حسن حسينى فسائى , تصحيح و تحشيه منصور رستگار فسائى, موسسه انتشارات امير کبير تهران 1392

مصاحبه با داريوش تنگستانى دبير بازنشسته و نوه ريس على خان تنگستانى و زاير خضر خان تنگستانى که خود از طايفه خدرى تنگستان است

مصاحبه با نوروز رمضانى خواهر زاده على فخرايى

نگاهى به تاريخ ماهشهر , اسحاق شکيبا , انتشارات نويد شيراز سال 1386

هفت شهر ليراوى و بندرديلم دکتر عليرضا خليفه زاده انتشارات شروع سال 1382

 

3 نظر

  • به غیربومی املاک نفروشید!

    قابل توجه مردم عزیز ایران بخصوص مردم غیور استانهای خوزستان/ فارس/ مشهد و قم. همانطور که مستحضر هستید مدتی است که مردم عراق بدون ویزا به ایران سفر می‌کنند و در شهرهای مختلف بخصوص آبادان، شیراز، مشهد، قم و شهرهای مختلف ملک و املاک خریداری کرده و به خوشگذرانی مشغولند!متأسفانه از بدو ورود به ایران بدنبال خوشگذرانی، خانه های فساد و کارهای نامشروع بوده‌اند! با عرض تاسف، ایران را محلی برای شهوترانی (در عراق) معرفی می‌کنند! اکثرشان تمامی میوه ها؛ سبزیجات، ماهیها؛ و حبوبات را خریداری کرده و به عراق میبرند. بدلیل اینکه ارزش ریال ایران به پایین ترین سطح خود رسیده و ارزش دینار آنها؛ خیلی بالا رفته است! در طی ۸ سال جنگ، چندصدهزار شهید را برای دفاع از ناموس تقدیم انقلاب کردیم تا صدام تکریتی آرزوی تصرف ایران را به گور ببرد! صدامی که قرار بود صبحانه را در اهواز و ناهار را در تهران صرف کند!!! در همان حمله و محاصره خرمشهر به تعدادی از زنان خرمشهری تجاوز کردند و هزاران جوان را شهید کردند حالا که صدام وجود ندارد وهابیان دارند آرزوی او را برآورده میکنند بدون آنکه به ایران حمله نظامی کنند، مایحتاج ایرانیان را با پولهای بادآورده به یغما میبرند و در ایران به خوشگذرانی و شهوترانی می‌پردازند! با توجّه به ملک و املاکی که تا هم اکنون عراقیها خریدند؛ در سالهای آینده؛ آبادان، خرمشهر، اهواز و برخی از شهرهای دیگر مثل فلسطین در اشغال مهاجران بیگانه خواهد بود و در سال‌های آینده راندن آنها به عراق غیرممکن خواهد شد! مردم غیور ایران به غیربومی املاک نفروشند.


  • توسعه سازگار با طبیعت

    توسعه سازگار و همگام با طبیعت اصلی است که هیچگاه در ایران به آن توجه نمیشود! در سالهای اخیر شاهد تشدید این موضوع نیز بوده‌ایم که این معضل عمدتاً با شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه و شانتاژ تبلیغاتی چگونه آخرین تیشه ها را به ریشه پیکره آبی ایران میزنند. لُرها بیشترین کسانی بودن که در این دور باطل زیان دیده و حق طبیعی حیات آنها نادیده گرفته شده است. تاسف از آنجا ناشی میشود که بسیاری از لُرها به این امر آگاه نیستند و حتی کسانیکه جرات میکنند و خود را بعنوان فعال لُر خطاب میکنند تنها جنبه های قومیتی و تعصبات قومگرایانه آنرا مینگرند و به بقیه زوایای این موضوع ناآگاه و جاهل هستند! ما جزئی از این جهان و طبیعت هستیم حال در این پاره هزار تیکه تقدیر بر آن شده لُر باشیم پس میبایست این تیکه را خوب آمایش و پیرایش و مشکلات آنرا رفع کنیم تا وظیفه خود را در قبال مادر طبیعت انجام داده باشیم. محیط زیست چیزی نیست که بشود براحتی از کنار آن گذشت. مطمئناً اگر در آینده‌ای نزدیک و یا در بازه زمانی کوتاه مدت توانستیم طرحهای ضد میهنی و ضدمحیط زیستی انتقال آب، نابودی جنگلها و توزیع ناعادلانه ثروت و مشکلات فرهنگی را در بین اتنیکهای ساکن ایران رفع و رجوع کنیم در میان جامعه و مناطق لُرنشین نیز از توسعه پایدار و همه جانبه میبایست بهره ببریم《سازگاری با طبیعت》یکی از این مهمترین اصول این روند خواهد بود!


  • سلسله لُربزرگ

    اتابکان لُر بزرگ《هزار اسب》از 543 تا 827 هجری حکومت کردند. پایتخت آنها ایذه《مالمیر، مال امیر》بود. رییس این خاندان، ابوطاهر بن علی بن محمد بود و چون جد نُهم وی فضلویه نام داشت به آنها اُمرای فضلویه هم میگفتند. حاکمان لُر بزرگ 17 نفر بودند و طبق دایره‌المعارف فارسی (غلام حسین مصاحب) تماماً نام اصیل ایرانی و لقب لُر داشتند. واژه اتابک به ترکی یعنی: پدر_شاهزاده. اما سلسله های محلی لربزرگ و لرکوچک که به غلط پیشوند اتابکان را دارند و با همین لقب در تاریخ معروف شدند اصلاً اتابک نبودند (یعنی تُرک نبودند) و هیچگاه از سرداران و اُمرای تُرک سلجوقی نبوده‌اند ولی طبق قاعده و رسم آن زمان لقب اتابک به آنها هم داده شده است (فریده غلامرضایی، تاریخ لُرستان بعد از اسلام، صفحه 253). جمال الدین عبدالله کاشانی مورخ عصر مغول در زُبده التواریخ و معین الدین نطنزی مورخ قرن هشت هجری در منتخب التواریخ، ص ۳۷، مینویسد: ولایت لُرستان به غایت وسیع و عریض اُفتاده و آن را به دو قسمت مُنقسم کرده‌اند یکی را لُربزرگ و دوم لُرکوچک میخوانند و این لقب به واسطه آن یافتند که به تاریخ سنه ثلاث مایه (یعنی سال 300 هجری) دو برادر《بدر و منصور》حاکم این دو قسم شدند قسم اول را به نام برادر بزرگتر (بدر) و قسمت دوم را به نام برادر کوچک (منصور) خوانند. هزاراسپ در سال 615 هجری لقب اتابک را از خلیفه عباسی《ناصرالدین الله》گرفت. دکترعباس اقبال آشتیانی درکتاب تاریخ مغول، ص 442، مینویسد: حدود حکومت لُربزرگ شامل سرزمینهای چارمحال بختیاری، شمال وشرق خوزستان، کُهگیلویه و بویراحمد، ممسنی و از غرب تا گلپایگان میرسید. حمدالله مستوفی در نزهه القلوب، ص 77، حکومت لُربزرگ را《ولایتی معتبر》میداند. در سفرنامه ابن بَطوطه، ص 108، از نصرالدین احمد (هفتمین حاکم لُربزرگ) به نیکی یاد میشود: او در قلمروی حکومتی خود 160 خانقاه، آباد کرد که از این تعداد فقط 44 خانقاه در مالمیر (ایذه) بود. ابن بطوطه در ص 204 میگوید: من از آثار خیر این اتابک لُر در نواحی مختلف لُربزرگ زیاد دیده ام که این آثار حتی در کوههای بلند و صعب‌العبور نیز دیده میشود. ولادیمیر مینورسکی درسفرنامه لُرستان، ص 42، تدبیر و حکومتداری نصرت الدین احمد لُر را ستایش میکند که دانشمندان و علماء را در مالمیر به دور خود جمع میکند و آنجا را به مرکز فرهنگی تبدیل میکند که سه کتاب بنامش نوشته میشود: تجارت السلف: ترجمه الفخری طقطقی/ تاریخ المعجم: نوشته شرف الدین فضل الله حسینی قزوینی/ معیار نصرتی در فن عروض و قافیه: اثر شمس فخری اصفهانی. حافظ در دیوان غزلیات ص ۳۹، در مورد پشنگ لُر آخرین فرمانروای قدرتمند لُربزرگ که در عمران و آبادانی منطقه تلاش کرد مینویسد: شوکت《پشنگ》و تیغ عالمیگر او _ در همه شهنامه ها شد داستان انجمن / بعد از این نشکفد اگر با نکهت خلق خوشت _ خیزد از صحرای《ایذج》نافه مُشک خُتن. سرانجام حکومت لُربزرگ در دوره غیاث الدین کاووس در سال 827 هجری بدست میرزا سلطان ابراهیم تیموری《حاکم فارس》از بین رفت. درسفرنامه ابن بطوطه، ص 108، به ساخت مدارس، کاروانسرا، خانقاه، راهها و روستاهای زیادی اشاره شده که توسط حکام لُربزرگ ساخته شده مثل: مسجد اتابکان شهرکرد، مدرسه دو طبقه طاق طویله که 14 هزار متر مربع زیربنا دارد، مدرسه قلعه کرایی، جاده اتابک یا راه سلطانی که مالمیر (ایذه) را به شرق اصفهان متصل میکرده و جاده سنگفرشی است و بارون دوبد و ژان پیر دیگار در سفرنامه‌های خود به عظمت آن اشاره کرده‌اند.



آخرین مقالات