جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

رومز (رامهرمز)

بطوریکه استخری در قرن دهم میلادی در مسالک‌الممالک در مورد زبان این منطقه و مردمان اش می‌نویسد: " آنها زبان خودشان را دارند(لسان خوزیان) که نه عربی است و نه سریانی و نه فارسی" .

رومز (رامهرمز)

رامهرمز ؛ یا به زبان لری " رومز" از شهرهای کهن لر نشین در خوزستان است. که بنای آن به عهد عیلامی- الیمایی بر می گردد. در سال ۱۳۸۶ کشف اتفاقی گنجینه " جوبجی" روستایی در نزدیکی رومز؛ که متشکل از اشیاء طلایی متعلق به دوره عیلام و الیمایی بود , اثبات این ادعاست .

 

ساکنین این مناطق در کوهستان ها و در دشت ها تا شوشتر و دزفول را مردمانی تشکیل می دادند که خود را الیمایی و سرزمین خود را الیمایید می گفتند اما همسایگان پارس هخامنشی , آنها را هوچ یا اوج و سرزمین شان را هوچستان می گفتند که در اصطلاح امروز همان خوزستان است. این نام بعدها فقط به بخش دشت و نه کوهستان آن اطلاق می شد و در همان سده های میانی اسلامی متروک شد تا اینکه در زمان پهلوی اول توسط وزارت جنگ این نام احیا و بر دو اقلیم کاملا متفاوت لر نشین و عرب نشین اطلاق شد.

مورخین اسلامی در ابتدای ورود عرب ها به ایران و به استان خوزستان , در منطقه رامهرمز و شهر کهن تازنگ , معلومات از مردم هوزی ( خوزی ) میدهند که به زبانی صحبتی می کردند که نه فارسی بود و نه عربی.

بطوریکه استخری در قرن دهم میلادی در مسالک‌الممالک در مورد زبان این منطقه و مردمان اش می‌نویسد: " آنها زبان خودشان را دارند(لسان خوزیان) که نه عربی است و نه سریانی و نه فارسی" .

بی شک این زبان , زبان هوزی یا همان الیمایی بود که آخرین نفس هایش را می کشید و کم کم جای خود را به زبان کنونی لری داد اما تاثیرات این زبان الیمایی یا خوزی در زبان لری آشکار است. منجمله مورخین مسلمان خبر داده اند که خوزی های الیمایی تبار , " شین " را -" سین " و " خ" را " ح" تلفظ می کردند مثلا آنکه " خوز " را " هوز " و شوش را " سوس" می گفتند که این مشخصه لری بختیاری هنوز هست.

مردمان رامهرمز را لرهای بختیاری و لرهای بهمئی تشکیل می دهند.

عمارت یا باغ امیر سپهدار بختیاری در رامهرمز (رومز) یکی از زیباترین بناهای رومز است. عمارت از باغ های سکونتی - حکومتی بختیاری ها در دوره قاجار در گرمسیر بختیاری (شرق خوزستان )است که به عنوان حاکم نشین شهرستان رامهرمز استفاده می‌شد، و متاًثر از باغ های فرنگی ساخته شده است. این باغ شامل عمارت اندرونی است. عمارت به عنوان فضای ورودی بوده و در بیشتر موارد محل استقرار و سکونت نگهبانان و سایر کارکنان خدماتی صاحب باغ و مهمانانش بوده است.

2 نظر

  • قطب رشد (شهر غالب)

    دهه چهل زمان نخست‌وزیری هویدا طبق برنامه چهارم توسعه شهرهای اصفهان، تبریز، اراک و اهواز بعنوان قطب صنعتی و عمرانی درآمدند. این تحول موجب رشد مهاجرت به این شهرها شد. این سیاست (قطب رشد) موجب نابرابری ناحیه‌ای و عدم عدالت سرزمینی در بلادلُرنشین شد چون هیچ شهر لُرتباری قطب رشد و کلانشهر نشد. در طرحها و برنامه‌های توسعه، برای برخی قومیت‌ها منطقه ویژه‌ای در نظر گرفته شد (تبریز برای ترکها، اهواز برای عربها، کرمانشاه برای کردها) اما در مورد قوم لُر در تقسیمات و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، هر قسمت از بلادلُرنشین در حاشیه یکی از مراکز توسعه قرار گرفت و هیچ شهر لُرتباری برای خدمت رسانی فرااستانی انتخاب نشد! لُرستان سال پنجاه و یک زیرمجموعه تهران، در طرح آمایش سرزمین زیرنظر خوزستان و در طرح اُفق هزار و چهارصد زیرنظر کرمانشاه قلمداد شد! بین شهرهای لُرستانات ارتباط ریلی و جاده‌ای مناسب وجود ندارد و شهر لُرنشین غالبی شکل نگرفته که در درازمدت موجب اضمحلال فرهنگی مردم لُر در کلانشهرهای اطراف می‌شود. در بسیاری از قومیت‌ها یک شهر بزرگ نقش مرکزیت قومی را ایفا می‌کند اما در قوم لُر هیچ شهری این نقش را ایفا نکرد! خرم‌آباد به‌عنوان حاکم نشین لُرکوچک به‌دلیل خدمات دهی ضعیف و عدم رشد زیرساختها نتوانسته احساس تعلق تمام لُرها را به این شهر برانگیزد. ایذه پایتخت لُربزرگ هم به‌علت جمعیت کم، مرکز استان نبودن و کاهش سیطره تاریخی دیگر آن مرکزیت را ندارد. یکی از روشهای بالا بردن غرور و تعلقات قومی مردم لُر، پیشرفت شهرهای لُرنشین می‌باشد که یک شهر باید نقش مرکزیت را به‌عهده بگیرد. حسین سعیدیان در سرزمین و مردم ایران، صفحه چهارصد و یک می‌نویسد: کرمانشاه تا حمله مغول دهات بود حالا چرا کرمانشاه می‌تواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی کشور باشد اما در لُرستان حوزه پزشکی متناسب با ظرفیتها اثرگذار نیست. سزاوار نیست لُرستان بیمارانش را پس از سالها سرگردانی در بیمارستانهای تهران، اکنون برای درمان به شهر مرزی کرمانشاه اعزام کند! هرچه از روزگار قاجار و پهلوی به این طرف می‌نگریم مرز بین لُر و کُرد به نفع دومی دگرگون شده! مردم ما تعصب قومی ندارند و فقط طایفه خود را می‌کاوند. ایلام و کرمانشاه حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به کُردها بود و شاهد مرگ هویت لُری در این مناطق هستیم لذا اعتماد دوباره به کُردها تحت هر عنوانی خیانت به مصالح قوم لُر است و نباید یک خطا را دوباره تکرار کنیم.


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.



آخرین مقالات