شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

قهرمانان لرستان جنوبی کی لهراسب بویراحمدی

لرها همواره مردمانی بوده اند که زیر بار حرف زور نرفته و میهن پرستی و استعمار ستیزی ویژگی ذاتی آنها در طول تاریخ بوده است. در این میان در لرستان جنوبی و در ایل شجاع بویراحمد شخصیتی رشد می کند که دلیری اش نمایانگر خصوصیات تمامی مردمان این ایل است.

قهرمانان لرستان جنوبی کی لهراسب بویراحمدی

بله سخن از قهرمان اسطوره ایی لر در جنگ نابرابر تنگ تامرادی، کی لهراسب باطولی بویراحمدی است.

جنگ تنگ تامرادی، جنگ بزرگی بود که در سال ۱۳۰۹ بین قوای شاهنشاهی از یک سو و لرهای بویراحمدی(به فرماندهی کی لهراسب بویراحمدی) در سوی دیگر انجام گرفت. درباره زمینه بروز جنگ تنگ تامرادی که منجر به مطرح شدن و هراس شاه از نام کی لهراس و ایل بویراحمد شد دلایلی  همچون سیاست یکجانشینی توسط دولت پهلوی بیان شده است. اما برخی مورخان معاصر نبرد نوگک ممسنی را زمینه جنگ‌ مشهور و حماسی تنگ تامرادی می دانند.

 

*معرفی کوتاهی از نبرد نوگک ممسنی:*

سران منطقه رستم و ممسنی از معین التجار بوشهری که مسئول جمع آوری باج و خراج منطقه رستم و ممسنی بود، سرپیچی نمودند و بخاطر اینکه بخاطر سرپیچی امکان مجازات سخت وجود داشت، از همتبار قهرمان خود کی لهراس باطولی امداد و هی جار می خواهند و کی لهراس لرتبار و همراهانش غیرتمندانه در منطقه نوگک ممسنی به نیروهای ممسنی می پیوندند و شکست سختی را به نیروهای رضاشاهی تحمیل می کنند.

درباره جنگ نوگک ممسنی این جمله از کی لهراس مشهور است:

* وختی یه آدمی جور معین التجار بوشهری وه بن و کلخونگ عشایر ممسنی مالیات اگره، وا یکی جور میرغلام بوه گندش پاک کنه.*

 

کی لهراس قهرمان اسطوره ایی بخشی از مبارزات حق طلبانه مردم لر علیه رژیم پهلوی، با نبوغ و مهارت های ویژه نظامی خود، تاکتیک های چریکی فوق العاده ایی را در تنگه تامرادی بر قوای شاهنشاهی اعمال کرد و نبوغ نظامی لرها را اثبات نمود.

او انسانی حق طلب و عدالتخواه بود که در راه سرافرازی مردم لر از هیچ شجاعت و رشادتی دریغ نکرد و تصمیم دولت برای تغییر لباس و زندگی لرها را ننگ می دانست.

شوربختانه روایت زندگی قهرمانان لر همواره با خیانت، کین، حسادت و برادرکشی پایان می یابد و داستان کی لهراس قهرمان، هم اینگونه است و یکی از همراهان حسود و کینه جوی، او را در سنگرش در کوه مصلی واقع در روستای نوگک به شهادت رساند.


*به قلم ابوالفضل بابادی شوراب*

*کوهرنگ ۷ مرداد ۱۳۹۸*

3 نظر

  • از نگهبانی سفارت هلند تا شاهی!

    سلطان زاده درکتاب《انکشاف اقتصادی ایران》ص ۵۵ مینویسد: صنعت رضاشاه درجهت وابسته کردن ایران به انگلیس گام برمیداشت. وزارت جنگ ۴۰% بودجه کشور را میگرفت اما در هجوم متفقین هیچ کارایی نشان نداد! خونریزی که نظامیان در سرکوب لُرها بکار بردند در مواردی چنان بود که گویی فاتحی خونریز با قومی بیگانه طرف است (ایران بین دو کودتا، ص ۱۲۹). در سالگرد کودتای سوم اسفند در نشریات درباره علل و اهداف کودتا زمزمه هایی برخاست و رضاخان در ۲ اسفند ۱۳۰۰ بیانیه داد: بیجهت اشتباه نکنید از راه غلط مسبب کودتا را تجسس مینمایید با کمال افتخار به شما میگویم که مسبب حقیقی کودتا منم!!! در پایان بیانیه هشدار داده بود: از این پس سخن گفتن درباره کودتا ممنوع و مشمول مجازات شدید خواهد بود (تاریخ احزاب سیاسی ایران، جلد ۱، ص ۱۸۵). رضاخان در تلاش بود تا مهر وابستگی به انگلیس را از پیشانی خود پاک کند. او در ۱۷ اسفند اعلامیه شدیداللحنی خطاب به همه روزنامه ها و روزنامه نگاران صادر کرد و آشکارا آنان را به ضرب و شتم تهدید کرد. روزنامه《ستاره ایران》مطلبی علیه انگلیس مینویسد و سفیر انگلیس به رضاخان شکایت میکند و رضاخان شخصأ به دفتر روزنامه میرود و با مشت توی دهان《حسین خان صبا》میزند! همین بلا را سر مدیر《مجله دنیا》میآورد! سرپرسی لورن وزیرمختار انگلیس در تهران که نقش مؤثری در قدرتگیری وپادشاهی رضاخان بازی کرد از همان آغاز بدرستی دریافته بود که هرگونه شائبه وابستگی به انگلیس در افکار ایرانیان عاملی اثر گذار است لذا در اول بهمن ۱۳۰۰ تلگرافی به وزارت خارجه انگلیس فرستاد: از این پس ما باید از هرگونه تظاهر به اینکه رضاخان زیر حمایت ما میباشد خودداری کنیم (تلگراف لورن به لرد کرزن، شماره ۶۳، مورخ ۳۱ / ۱ / ۱۹۲۱). رضاخان نیز به او وعده داد: من با دست ایرانیان کاری انجام خواهم داد که بریتانیا میخواهد با دست انگلیسیها انجام دهد یعنی ایجاد ارتش نیرومند و استقرار نظم و ساختن یک ایران مستقل (شیخ خزعل و پادشاهی رضاشاه، ص ۵۴ ).رضاشاه چگونه از نگهبانی سفارت هلند و دربانی منزل فرمانفرما به حکومت رسید؟ چرا قرارداد دارسی را سوزاند قراردادی که از نیمه عمر آن گذشته بود و بزودی ماحصلش برای ایران میماند و قرارداد جدیدی با انگلیس وضع کرد که اگر نفت توسط مصدق ملی نشده بود تا سال ۱۳۷۰ انگلیس نفت میبرد! سخنان مصدق در مجلس چهارم را بخوانید که گفت: ایران همچین خائن به وطنی نزایید‌!مصطفی فاتح در کتاب «پنجاه سال نفت ایران» ص 16 مینویسد: انگلستان هم صلاح منافع خود را دراین میدانست که در ایران حکومت مقتدری بوجود آید تا از نفوذ افکار انقلابی و از دست دادن منافع نفتی جلوگیری کند نقشه هایی طرح و اجرا شد که بقول سیاستمندان و نویسندگان خارجی و بقول خود انگلیسیها مظهر بدوی آن کودتا و سپس حکومت 20 ساله بود. یحیی دولت آبادی در کتاب «حیات یحیی» جلد 4، ص 115 مینویسد: کمیته آهن که دراصفهان تحت نظر کنل هایک انگلیسی و با شرکت فیروز میرزا نصرت الدوله تشکیل شده بود با سید ضیاء طباطبایی روزنامه نگار طرفدار انگلیس در رابطه بود تا مقدمات بدست گرفتن قدرت حکومتی و اجرای روح قراداد 1919 را فراهم کند. حسین مکی در کتاب «تاریخ بیست ساله» جلد1، ص 202 به نقل خاطرات افسر ارشد ایرانی لشکر قزاق که در قزوین شاهد ملاقات رضاخان《ژنرال آیرونساید》و دیگر افسران انگلیسی بود میپردازد. ملک الشعرای بهار در《تاریخ احزاب سیاسی ایران》ص 188 نیز از قول تلگرافچی اردوی قزاق منجیل، از حضور بلندمدت شبانه رضاخان در اردوی انگلیس سخن میگوید. ژنرال آیرونساید فرمانده نیروهای انگلیس در شمال ایران در کتاب «خاطرات و سفرنامه های ژنرال آیرونساید» ص 14 با افتخار میپذیرد که در واقع او طراح اصلی کودتاست. دکتر مصدق درکتاب《خاطرات و تألمات》ص ۱۹۶ مینویسد: بخشی از ثروت هنگفت رضاشاه ناشی از خدمت او به انگلیسیها در انعقاد قرارداد ۱۹۳۳ بوده است! در منابع به دخل و تصرف رضاشاه در عایدات نفتی سخن رفته و دلیل درگیری میلسپو مستشار آمریکایی که در اداره مالیه کار میکرد با رضاشاه همین بوده است! سهمی که کمپانی نفت انگلیس و ایران به دولت میداد هیچگاه وارد ایران نمیشد و در بانکهای لندن به حساب شخصی رضاشاه واریز میشد. طبق گزارش وزارت خزانه داری آمریکا و بانک جهانی طی سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱ میلادی《کمپانی نفت انگلیس و ایران》۱۸۵ میلیون دلار به ایران داده است! خُب این پول چه شد؟ راه آهن که با مالیات بر قند و چای ساخته شد! طبق گزارش وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۴۱ رضاشاه در این زمان ۱۰۰ میلیون دلار در حسابهای بانکی خارج پول داشته است! رضاشاه در بانک لندن ۱۵۰ میلیون دلار و در بانک نیویورک ۱۸ میلیون دلار داشت! تمام دارایی نفت را به سرقت برده و ۱ ریال در ایران سرمایه گذاری نکرد! سال ۱۹۴۱ کل گردش پولی بانک صادرات و واردات آمریکا ۱۰۰ میلیون دلار بوده و حتی راکفلر چنین پول نقدی در اختیار نداشت!


  • مشاهیر قوم لُر

    لُر همان است که ضربه دستش دل یاران زهرای مرضیه را شاد کرد (ابو لؤلؤ پیروز نهاوندی) ... لُر همان است که نخستین بار بر علیه خلیفه جور قیام کرد و از سرزمین لُر تا مصر علم استقلال کشید (ابوسعید بن بهرام گناوه ای) … لُر همان است که نخستین عملیات دریایی ایران پس از اسلام را انجام داد (صلاح الدین محمود لُر) … لُر همان است که سنت سخاوت گذاشت و ثلث منال حکومتش را خرج مهمانان کرد (نصرت الدین احمد اتابک لُربزرگ) … لُر همان است که مرد شمشیر و قلمش خواندند (امیر جلال الدین مسعود شاه لیراوی) … لُر همان است که عادلترین پادشاه ایران خوانند (کریمخان زند ملایری) … لُر همان است که شجاع ترین و دلیرترین شاهزاده تاریخ ایران گفتندش (لطفعلی خان زند) … لُر همان است که فاتح قندهار و سند و دهلی در زمان نادرشاه افشار بود (فوج کهگیلویه و بختیاری در لشکر نادرشاه افشار) … لُر همان است که شعر و مدح اهل بیت اش بر تارک ادبیات ایران میدرخشد (عمان سامانی) … لر همان فاتح تهران و سردار مشروطیت است (حاج علی قلی خان سردار اسعد بختیاری) … لُر همان پایه گذار شیعه اصولی در جهان تشیع است (آیت الله وحید بهبهانی) … لُر همان است که پوزه استعمار پیر را به خاک مذلت سایید (رئیسعلی دلواری و دلیران تنگستان و دشتستان و سواران بختیاری) … لُر همان است که دمار از ارتش رضاخانی درآورد (کی لهراسب باطولی و دلیران بویراحمد و خوانین لرستان) … لُر همان است که زنانش هنگ نظامی بریتانیای کبیر را شکست داد (زنان لُرده دشتستان) … لُر همان است که تنها کسی بود که در مقابل کشف حجاب رضاخانی قیام مسلحانه کرد (خدا کرم خان بهمنی) …لُر همان است که شجاعت و سخاوت و دیانت را توأمان داشت و زیر بار دو پهلوی نرفت (علی سمیل فخرایی دشتی) … لُر همان است که عالیترین مرجع جهان تشیع بود (آیت الله سیدحسین بروجردی) … لُر همان است که شجاعانه مقابل شاه ایستاد و پیام مرجعیت را به شاه رسانید (آیت الله کمالوند) … لُر سردار شهید محمد بروجردی است … لُر سردار شهید نعمت سعیدی است … لُر تیمسار غضنفر آذرفر فاتح حاج عمران و کربلای ۷ است ... لُر هزاران شهید و آزاده دفاع از ایران است ... لُر دکتر عبدالحسین زرینکوب، دکتر جعفرشهیدی، دکتر مهرداد اوستا، پروفسور سکندر بهاروند، دکتر علی‌محمد رنجبر، دکترمحمدمهدی فولادوند، دکترشاموربختیار و هزاران دانشمند و استاد و دکتر و مهندس است … به آن دلقکان یاوه گو می‌گوییم؛ ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست … عرض خود میبری و زحمت ما میداری.


  • جنگ نامه کشم

    جنگنامه کشم، حاوى دو منظومه «جنگنامه كشم» و «جرون‌نامه» است به زبان فارسى كه در سال‌هاى 1032 قمری به نظم درآمده‌اند. «جنگ‌نامه كشم» سروده شاعرى ناشناس، روايتى منظوم از فتح جزيره قشم توسط سپاهيان ايران است ولی احتمالا سروده قدری شیرازی باشد چون اثر جرون نامه که درباره فتح قشم هست را خودش خوانده است. فرماندهی جنگ با پرتغالیها به عهده امامقلی بیگ ممسنی بود. جنگنامه کشم از سه نفر از دلاوران ایل باستانی ممسنی در نبرد ایران و پرتغال در هرمز نام می برد: ملک شیر ممسنی، امیر احمدی جاویدی و یوسف میرشکار. همچنین تاریخ الفضل التواریخ خوزانی از نقش عمده سیصد چریک لُر ممسنی به فرماندهی میرخلیل ممسنی در تصرف سنگرهای پرتغالی ها نام برده است. فرماندهی عملیات جنگ ایران با پرتغال به عهده امام قلی بیگ لُر ممسنی بوده است. همه رزم جویان ممسن تبار_بمانند در صفحه روزگار. در صفحه هشت جنگنامه کشم آمده: مَلک شیر مردی بود از ممسنی _ ز مردی بگویم بسی گفتنی.



آخرین مقالات