چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

از دبیرستان تا بهارستان: معلمان سیاسی موانع توسعه لرستان

به گزارش تابناک لرستان ، یک ضرب المثل انگليسی می گوید: اشتباه پزشك زير خاك دفن مي شود؛ اشتباه مهندس روي خاك سقوط مي كند؛ و اشتباه معلم روي خاك راه مي رود ... ولی با کمال تاسف در استان لرستان اشتباه معلمان نه تنها بر روی زمین راه می رود بلکه به مجلس هم راه پیدا می کند. آمار بالای معلمین راه یافته به مجلس از حوزه های انتخاباتی لرستان و عملکر ضعیف آن ها به دلیل فقدان توان اجرایی اثباتی بر این مدعاست.

از دبیرستان تا بهارستان: معلمان سیاسی موانع توسعه لرستان

به واقع، چند صباحی است در استان لرستان بخشی از فرهنگیان با خروج از جایگاه ارزشمند معلمی روی به فعالیت های گسترده سیاسی آورده و با تغییر غیر حرفه ای مسیر انتخابات به نفع یکی از همکاران خود به یکی از موانع اصلی توسعه سیاسی استان تبدیل شده اند. فتح الله حسنوند، قدرت الله ایمانی، ملکشاهی راد و چندین و چند نماینده دیگری که از بین معلمان به بهارستان راه یافته اند بیانگر شکل گیری طایفه ای جدید به نام فرهنگیان است که آن ها نیز جز به طایفه خود رای نمی دهند. در این دوره از انتخابات نیز با موج ثبت نام معلمین برای کسب کرسی های مجلس در استان مواجه شدیم؛ گویا سیاسی بازی به هدف اول نهاد آموزش و پرورش تبدیل شده است.

قرار گرفتن سه معلم (دکتر صید محمدخان بیرانوند، محمدرضا ملکشاهی راد و اعظم محمدی نیا) در رتبه های اول تا سوم رقابت انتخاباتی شهرستان خرم آباد زنگ خطری جدی برای آینده این نهاد ماهیتا غیر سیاسی است.

اگر دلتان برای خاطرات مدرسه تنگ شده کافیست تنور انتخابات که داغ می شود در ستادهای انتخاباتی کاندیداهایی که احتمال پیروزی شان بالاتر از باقی است قدمی بزنید تا چهره های نوستالوژیک معلم های خود از کلاس اول تا کنکور را ببینید. این پدیده ی نادر در ایام رقابت انتخاباتی هر یک از حوزه های انتخابیه استان لرستان را به یک مدرسه سیاسی تمام عیار تبدیل می کند.

این دخالت های نابجا که همواره مورد انتقاد شدید نیروهای سیاسی و صاحبان اندیشه بوده در حالی است که به گفته رییس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش در سالی که گذشت میانگین نمرات امتحانات نهایی دانش آموزان سال آخر دبیرستان با یک افت چشمگیر به پایین ترین سطح خود یعنی معدل 12 رسیده است. همچنین در برخی از مناطق کشور این میانگین حتی به معدل 7 نیز تنزل پیدا کرده است.

این فعالیت های ناصواب سیاسی که لطمات جبران ناپذیری به تربیت نسل های آینده و همچنین توسعه استان وارد خواهد کرد در حالی است که معلمین در عرصه سیاست نیز به هیچ وجه کارنامه قابل قبولی نداشته و همچون شاگردان خود معدل فعالیتشان بسیار ضعیف بوده است. به واقع، این واقعیات معلمین را در مسیری دو سر باخت قرار داده است که یک طرف آن افت تحصیلی دانش آموزان و ضعف آموزش نسل آینده و طرف دیگر آن کند کردن مسیر توسعه استان است.

آیا معلمانی که بخش عمده ای از زمان خود را برای انجام فعالیت های سیاسی و فرستادن یکی از معلمین هم تبار خود به مجلس صرف می کنند، بهتر نیست با بازگشت به وظیفه ی اصلی خود جلوی این فاجعه ملی را بگیرند؟

آیا زمان آن فرا نرسیده است که به آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد علمی و تخصصی که حق دخالت در انتخابات را نداشته باشد بنگریم؟

آیا این واقعیت که با رای آوردن یا نیاوردن یک نماینده شاهد سونامی تغییرات در سطوح مختلف آموزش و پرورش باشیم بازی با سرنوشت نسل های آینده نیست؟

آیا زمان آن فرا نرسیده است که تمرکز معلمان به شغلی معطوف شود که برای آن حقوق می گیرند و رشد جایگاه افراد در سیستم آموزش و پرورش بر اساس صلاحیت علمی باشد و نه الزامات سیاسی؟

آیا معلمانی که صدای اعتراضاتشان برای افزایش حقوق گوش فلک را کر کرده است تاکنون با وجدان خود خلوت کرده و به خروجی کار خود منصفانه نگریسته اید؟

از این رو به عقیده نگارنده این یادداشت بهتر است تا زمانی که فاجعه افت تحصیلی دانش آموزان و دیگر مشکلات آموزشی حل نشده است؛ بخش سیاسی شده آموزش و پرورش برای رفع شبهات شرعی و اخلاقی تمام توان و زمان خود را صرف رفع مسایل و مشکلاتی نمایند که بابت آن از بیت المال حقوق دریافت می کنند.

 

منتشر شده در در سایت «تابناک لرستان»، بازنشر در نگین زاگرس

60 نظر

  • مهمترین چیزها را در مدرسه یاد نمیدهند!

    هاروکی موراکامی نویسنده سرشناس ژاپنی میگه: مهمترین چیزی که در مدرسه یاد گرفتم این بود که هیچوقت مهمترین چیزها را در مدرسه یاد نمیدهند!


  • رتبه 31

    در کنکور امسال، لرستان در بین 31 استان کشور رتبه 31 را کسب کرد!!! وقتی که معلمان لرستان پول میگیرند که به دانش آموزان آموزش دهند اما تمام توانشان را روی کارهای سیاسی میگذارند طبیعی است که این رکورد را بدست بیاورند!!! معلمان هر موقع وضعیت آموزش و پرورش را درست کردند آن موقع بیایند و کاندید انتخابات مجلس شوند!


  • نماینده معلم ها

    محمدبیرانوند نماینده خرم آباد که معلم ادبیات بوده بعد از راهیابی به مجلس در تمام سخنرانی ها و مصاحبه ها فقط از مشکلات قشر معلمها صحبت کرده مثلاً گفته: چرا حقوق معلمها کم است؟ چرا مدارس بخاری نفتی دارند؟ چرا مطالبات پولی معلمان پرداخت نمیشود؟ جناب بیرانوند شما نماینده شهرستان خرم آباد و چگنی و بخشهای تابعه هستید و باید مشکلاتشان را حل کنید نه اینکه دائماً از حقوق پایین معلمان بگید!


  • سواد ناقص و اَبتر

    اکثر معلمان دارای مدرک فوق دیپلم و لیسانس هستند و از نوشتن یک مقاله علمی_پژوهشی هم عاجزند. در واقع سوادشان ناقص و اَبتر است. کسی باسواد محسوب میشود که در یک رشته دکتری (Phd) بگیرد. معلمان بیشتر وقتشان با نونهالان و نوجوانان میگذرانند و فکر میکنند منظومه فکری اجتماع و کُل امورات جامعه هم اینگونه ساده است! از همین مدارس سطح پایین است که حس غرور کاذب در معلمین شکل میگیرد و آنها به کارهای سیاسی روی میآورند.


  • ۶ ماه تعطیلی با حقوق!

    اکثریت جامعه معلمین همواره از حقوق پایین شکایت میکنند اما نمیگویند بیشترین میزان تعطیلی و کمترین فعالیت را در بین مشاغل کشور دارند. آنها ۳ ماه تابستان کلاً تعطیل هستند اما ماهانه حقوق میگیرند و در فصل امتحانات در دی و خرداد هم تعطیل هستند. با نزدیک شدن نوروز از ۲۰ اسفند تا ۱۵ فروردین هم تعطیلند اما حقوق میگیرند! دبیران دبیرستان هفته ای ۲ روز تدریس میکنند و باقی ایام بیکارند اما حقوق میگیرند! آیا ماهی ۴ میلیون برای هفته ای ۲ روز تدریس کم است؟


  • انتخاب احساسی

    در خرم آباد استاد تمام دانشگاهی که دو مدرک دکترای اقتصاد و علوم سیاسی داشت و صاحب ده ها کتاب و مقاله بود رای نیاورد! بعد معلم ادبیاتی با رای بالا نماینده شد! معضل اصلی خرم آباد بیکاری، فقراقتصادی و نبود زیرساخت است و فردی که آشنا به علم اقتصاد است این مشکلات را بهتر میشناسد و راحت تر میتواند آنها مدیریت کند! متاسفانه رفتار انتخاباتی ما درست نیست و برحسب《طایفه گرایی مَنسوخ شده》یا《احساس سالارانه》تصمیم‌ میگیریم نه از روی شناخت و عقلانیت! مردم ما سواد سیاسی ندارند.


  • کمیسیون آموزش!

    وقتی معلّمی نماینده میشود بواسطه شغل و مدرکش، در مجلس عضو کمیسیون《آموزش》میشود! یا نهایتاً به عضویت کمیسیون اُمور اجتماعی درمیآید که زیاد بُرشی ندارند و حول مشکلات آموزش و پرورش فعالیت میکنند. اما مهمترین کمیسیونهای مجلس عبارتند از: امنیت ملی / برنامه و بودجه / و عمران! که متاسفانه نمایندگان لُرتبار به علت مدرک تحصیلی شان حضوری کمرنگ در این کمیسیونها دارند و طبیعتاً نمیتواند طرح و بودجه جذب کنند به همین خاطر از مردم بلاد لُرنشین میخواهیم که تمام جوانب کار را در نظر بگیرند و احساسی تصمیم نگیرند و نماینده ای به مجلس بفرستند که حداقل در کمیسیونی قوی عضو شود.


  • نهاد آموزشی یا سیاسی؟

    ما در کشور به اندازه کافی فارغ التحصیل علوم سیاسی و آدم سیاستمدار داریم که دانش بالایی هم دارند و نیازی به معلّمین نیست که شغل آموزشی را رها کنند و وارد سیاست شوند! این دخالتهای نابجا که همواره مورد انتقاد شدید نیروهای سیاسی و صاحبان اندیشه بوده درحالی است که به گفته《رییس مرکز سنجش وزارت آموزش و پرورش》در سالی که گذشت، میانگین نمرات امتحانات نهایی دانش آموزان سال آخر دبیرستان با یک اُفت چشمگیر به پایین ترین سطح خود یعنی《معدل 12》رسیده است!همچنین در برخی از مناطق کشور این میانگین حتی به《معدل 7》نیز تنزل پیدا کرده است! اول اوضاع آموزش و پرورش را درست کنید بعد بیایید برای مجلس ثبت نام کنید!


  • آشنا نبودن به حقوق عمومی

    مردم بلاد لُرنشین آگاهی عمومی نسبت به خواسته های قانونی خود ندارند و هیچوقت از پتانسیل های سرزمینی برای رسیدن به توسعه استفاده نکردند و مدیران لایق در راس تصمیم گیری نبودند به همین خاطر میانگین طول عمر مدیران لرستانی کمتر از ۲ سال است! به دلیل عملکرد ضعیف نمایندگان لُرتبار کمتر پیش آمده مردم لرستان دوبار به وکیلشان اعتماد کنند و هربار یکی را راهی مجلس کردند که تا امروز بر همان پاشنه نامرادی چرخیده و توفیقی حاصل نشده است!


  • طایفه، موج آفرینی، معامله!

    طایفه بازها با ایجاد《موج آفرینی کاذب》و سوار شدن بر تعصبات پوچ طایفه ای، عموم مردم را منحرف از خواسته های اصلی میکنند که حاصلش انتخاب نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتار و گفتارشان، انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! اهل معامله هم《خواسته های شخصی》را معیار انتخابشان میکنند و در محافل خانوادگی به انجام《تعهدات شخصی》سوگند یاد میکنند که نتیجه اش میشود دخالت مستقیم در چگونگی انتخاب مدیران و پیگیری خواسته های شخصی (نه عمومی) چند خانواده حامی نماینده!


  • نماینده برآمده از متن جامعه است

    نمایندگان و مدیران برآمده از متن جامعه هستند و البته ما و همه کسانیکه در آن بُرهه نقش داشته ایم، باید پاسخگوی نحوه انتخاب خود باشیم! وقتی احساسی یک دستفروش را به عنوان عضو شورا انتخاب میکنیم نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنیم چون حاصل انتخاب خودمان است. عموم لرستانیها زمان انتخابات درگیر طایفه بازی میشوند و آنچه که به یادشان نیست مطالبات عمومی و خواسته های جمعی است.


  • طایفه فرهنگی

    طایفه فرهنگی در ۲۰ سال اخیر در حوزه خرم آباد و لرستان هربار معلم به مجلس فرستادند مثلاً در دوره هفتم مجلس در 1382 آقایان (ف ح / ق ا ) هردو معلم بودند. در دوره هشم (م م ) معلم بود. در دوره نهم هم (م م / م ب ) هر دو معلم بودند.


  • اقدام نمایندگان برای کاهش بیکاری چه بود؟

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله《جزء صدرنشینان جدول بیکاری》کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود. اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند! نمونه بارز این مدیران《مدیرکل کار》《تعاون و رفاه اجتماعی لرستان》است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازند! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار لرستان!


  • رقابت طایفه ای

    با مهاجرت عشایر و روستاییان به حاشیه شهرها، فرهنگ طایفه ای را هم با خود آوردند و پای رقابت طایفه ای را به انتخابات مجلس باز کردند. اکثر نمایندگان برآمده از بافت طایفه ای هستند و کمتر نماینده ای توانسته در لرستان اعتماد مردم را برای چند دوره جلب کند و نمایندگیِ شان کند و ازطرفی لرستان نسبت به بسیاری از استانها درگذشته وضعیت مطلوب تری داشت ولی امروزه در شرایط ضعیف تری قرار دارد. وابستگی طایفه ای و استفاده از آن برای راهیابی به مجلس متاسفانه جای《شایسته گزینی》را گرفته و زورآزمایی و رقابت طایفه ای پایه تحقق آمال عده ای در رسیدن به صندلی مجلس شده است!


  • اولویت اهداف شخصی برمنافع جمعی!

    لرستانیها باگذشت سالها هنوز نتوانستند به مطلوبهای ذهنی شان برسند. وقتی تَن دادن به شرایط عمومی، حاصلی را در پی ندارد، طبیعی است《شخصی نگری》حاکم شود. بدین معنی که افراد جامعه ترجیح میدهند قید تغییر وضعیت به صورت عمومی و دستیابی به بهبود جمعی را زده و خواسته هایشان را《بصورت شخصی》دنبال نمایند! اینجاست که اهداف شخصی بر منافع عمومی اولویت می یابد!


  • بیکاری؛ بزرگترین مشکل لرستان

    در تمام این سالها بزرگترین مشکل لرستان《بالا بودن نرخ بیکاری》بوده که در هیچ دوره ای از طرف نمایندگان اقدام مثبت و سازنده ای برای کاهش آن صورت نگرفته است! حافظه مردم دلایل شکلگیری بیکاری را《انفعال نمایندگان پیشین》میدانند و هنوز خاطره تلخ《انتقال پتروشیمی خرم آباد به شازند》در اذهان زنده است که مُسببان آنرا نمایندگان دوره سوم (۶۷ تا ۷1) علیمحمد سوری لکی و علی عنایت میدانند!


  • شخصی نگری

    مردم لرستان با ناامیدی از اصلاح امور در زمینه بیکاری، اهداف شخصی و انفرادی را ملاک قرار دادند و با بیعت با کاندیدا او را به شرط برآورده کردن خواسته هایش یاری رساندند در واقع اگر بگوییم این نمایندگان تنها نماینده بخشی از مردم هستند سخن بیراهی نیست! ریشه این رفتار انتخاباتی ناشی از《عدم درک شرایط زمانی》و《عدم شناخت نسبت به وظایف و جایگاه نماینده مجلس》است! تصور نمایندگان هم از جایگاه نمایندگی غلط است و برای جلب نظر مردم و دستیابی به هدف، از ندانستگی مردم سوء استفاده میکنند که برخلاف اخلاق است!


  • چرایی ایجاد پارلمان

    فلسفه مجلس یا پارلمان این است که مردم، نمایندگانی داشته باشند تا مدافع حقوقشان باشند و قوانین را در جهت رفع نیازها و مطالبات مردم وضع کنند تا مردم (شهروندان) زندگی بهتری داشته باشند و از تبعیض، بی عدالتی و ستمگری رها شوند. گرچه ما لُرها نمایندگانی را روانه پارلمان کردیم اما سالهاست انگار بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری اساسی بحال توسعه لرستان نداشته و گزاره های آمارها این را اثبات میکند. لرستان بالاترین نرخ بیکاری کشور را دارد / کمتر از ۶ صدم درصد از صنعت کشور را دارد / از نظر درآمد سرانه لرستان رتبه ۲۸ را دارد / نود درصد زمینهای کشاورزی لرستان دیم است / دومین استان مهاجرفرست است / در اعتیاد و طلاق هم در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته اند نتوانستند موجب تغییرات اساسی در وضعیت محروم لرستان ایجاد کنند!


  • عزل و نصب مدیران

    مهمترین دغدغه نمایندگان ما، عزل و نصب مدیران بوده و هنوز نتوانستند نرخ بیکاری را بهبود بخشند یا سهم صنعت را افزایش دهند تا اینچنین در قعر توسعه نیافتگی قرار نگیریم! زمان انتخابات وعده های جذاب میدهند ولی به تدریج از مطالبات مردم، فاصله میگیرند و سرگرم عزل ونصب مدیران میشوند! آنهایی که کاندید میشوند میدانند از چه گفتمان هایی برای جذب مردم سود ببرند. لرستان نتوانسته از مزیت نمایندگان برای پیشرفت بهره ببرد! زیرا اگر خلاف این بود بجای رتبه های آخر اقتصادی، در صدر جدول استانهای برخوردار ایستاده بودیم.


  • عملکرد نمایندگان ما

    در بی خبری نمایندگان دوره سوم خرم آباد (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) پتروشیمی خرم آباد سر از شازند درآورد. دکتر حداد عادل رییس مجلس هفتم (۸۲ تا ۸۶) در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده یکی از شهرهای لرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج کشور، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در سال ۸۵ و با سفر رییس جمهور به لرستان یکی از نمایندگان (ق ا) کلامش را بدون بسم اللّه و خوش آمدگویی به رییس دولت آغاز کرد. در دوره دهم یکی از نمایندگان لرستان بیانیه تشکیل فراکسیون مناطق کردنشین را امضا کرد! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند.


  • رعایت اخلاق بهترین عملکرد است

    در لرستان ما شاهد نمایندگانی به ظاهر مودب و با انظباط بودیم که بجای دفاع از حقوق قانونی موکلان حوزه انتخابی خود، سکوت اختیار کردند و در افواه به《وکیل مودب》شهرت یافتند! گاهی هم نظاره گر وکلایی بودیم که با غوغاسالاری وارد میدان انتخابات مجلس میشدند و میخواستند با جنجال و هیاهو کاوه زمان جلوه دهند غافل از اینکه با بایکوت شدن در آن صحنه راه بجایی نبردند و تنها به بردن آبروی موکلان خود اکتفا کردند مثل نماینده دوره پنجم لرستان که ۶ ماه تعلیق شد. ثمره این موارد بی اعتمادی مردم به وکلایشان است که سبب شد اکثر نمایندگان فقط یکبار بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند و در عرف عامه به نمایندگان یکبار مصرف نامگذاری شوند. حال اگر برخلاف قضیه تشریح شده اگر وکلایی با بکارگیری ابزارهای غیرمتعارف (طایفه گرایی، لابیگری)بیش از یکبار بر کرسی مجلس جلوس کردند حاکی از《فقرفرهنگی》و《عدم خردورزی》در این خطه محروم است. استفاده از ابزار عوام فریبانه برای راهیابی به مجلس توهین به مقام نمایندگی و مردم شریف حوزه انتخابی است.


  • لرستان محرومِ دارای ظرفیت

    نمایندگان لرستان بجای تمسک به قانون و استفاده از فرصتها و سرمایه های اجتماعی برای پیشبُرد اهداف نمایندگی نتوانستند در توسعه لرستان محروم دارای ظرفیت گام بردارند. مردم باید با گذار از قبیله گرایی فردی فراجناحی و تحصیلکرده با مدیریت قوی را انتخاب کنند.


  • لرستان در گرداب فقر و بیکاری

    توسعه با اقتصاد گره خورده است اما لرستان همچنان در گرداب فقر، بیکاری و توسعه نیافتگی دست وپا میزند. چرا لُرستانی که همه چیز دارد (نیروی تحصیلکرده، نفت، آب، طبیعت زیبا و خاک حاصلخیز) از قافله توسعه عقب نگه داشته شده؟ در توسعه نیافتگی لرستان، مردم، رسانه، مدیران، نمایندگان و سیاسیون دخیل اند. مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند / مُنتقد نیستند / همواره قانع بوده و هستند / زود عصبانی میشوند / مقابل کمبودها لَب فرو می بندند / منافع فردی را بر منافع جمعی ترجیح میدهند / از مسئولان خواسته جمعی ندارند / از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت و بی انگیزه میگذرند! مردم لُر مطالبه گر نیستند.


  • جامعه پیشرفته را افراد توسعه یافته میسازند!

    اگر مطبوعات دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی را مرور کنید به انبوهی از مطالب و شکواییه های مردم لرستان که در صفحات این رسانه ها چاپ شده است، برخورد میکنید با این مضامین: ما مردم لرستان مردمی خوب، قانع، سربه زیر، شاه خواه، برای نظام شاهی مشکلی ایجاد نکرده ایم، اما چرا باید اوضاعمان چنین باشد؟ اکنون هم خواسته هایمان در همین حد است یعنی برای نظام اسلامی مشکلی ایجاد نکردیم، در ۸ سال جنگ حضور فعال داشتیم، حتی تیری بسوی نظام شلیک نکردیم، بیشترین خسارت را از جنگ دیدیم و...اما چرا باید دَر بر همان پاشنه بچرخد و ما همچنان در محرومیت، فقر و بیکاری دست و پا بزنیم؟ واقعیت اینست که جامعه پیشرفته را افراد توسعه یافته میسازند. مردم مسئول، آگاه و مُنتقد که تعهد اجتماعی دارند.


  • راه برون رفت: توسعه فرهنگی

    برشت: بیچاره ملّتی که نیاز به قهرمان دارد. امروز ارتباط《جامعه و اقتصاد》و تاثیر و تاثری که این دو برهم دارند بر کسی پوشیده نیست. با اینحال هنوز از نظر ساختاری جامعه ای که در آن زندگی میکنیم نتوانسته ربط منطقی این دو را اساس برنامه ریزی خودش برای《توسعه همه جانبه》قرار دهد و به سوی جایگاهی که شایستگی اش را دارد، خیز بردارد. درد محرومیت، درد امروز نیست و میراث بجامانده از تصمیم هایی است که بی تدبیر و بی مشاوره و کدخدا منشانه طی دوره های مختلف برای اداره جامعه لرستان اتخاذ شده است.جوانان بیکاری که با داشتن مدارک تحصیلی در دست از زندگی، ازدواج و معیشت حداقلی محرومند.مدیران هم از ریشه مُنکر درد میشوند تا زحمت درمان را بخود نداده باشند! نرخ بیکاری لرستان از مرز بحران زا عبور کرده است. سالهاست در حق مردم مظلوم لرستان کوتاهی شده و تبعیض استانهایی را به《گنج》و لرستان را به《رنج》کشانده است. عدم تخصیص اعتبارات لازم از سوی وزارتخانه ها موجب تعطیلی پروژه ها شده است. اصولاً کسی پاسخگوی عملکردش نیست و اصولاً فرهنگ《بازخواست》از مدیران، نه در میان مردم جاافتاده و نه قانونی برای آن تدوین شده است و اگر قانونی باشد به مرحله اجرا درنمیآید.


  • محرومیت زیبنده لرستان نیست!

    محرومیت زیبنده لرستان نیست. تعداد زیاد پروژه هایی که با وجود گذشت چندین سال به پیشرفت کاری مطلوب نرسیدند چون وزارتخانه ها اعتبار تخصیص نمیدهند. نداشتن حرف مُشترک بین دولت و بخش خصوصی به مرگ توسعه منجر میشود. باید فرهنگ اقتصادی در لرستان رشد یابد. حضور دانشگاه در توسعه کمرنگ است هرکجا سرعت توسعه بیشتر بوده، حضور دانشگاه پُر رنگ بوده است. لرستان از نبود زیرساختها رنج میبرد. شهرکهای صنعتی لرستان زمین خالی هستند و از ابتدایی ترین الفبای توسعه بی بهره اند و صنعتگران لرستان مثل انسانهای نخستین کار میکنند! ضرورت دارد متناسب با پتانسیلهای هر منطقه《خوشه های صنعتی》ایجاد شود تا موجب توسعه شود. اگر بخواهیم از روزمرگی خارج شویم باید به سمت توسعه گام برداریم.


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • کارآفرینی اقتصاددانان

    تا زمانی که اقتصاددانان کارآفرین به عنوان نماینده شهرهای لُرنشین وارد مجلس نشوند آمار بیکاری و مهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال و صنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک نماینده معلم یا پزشک هرچند هم بخواهد چون آشنا به این اُمور اقتصادی نیست، نمیتواند مشکل گشا باشد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگهداشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب ایران است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرها قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که بعلت پیگیر نشدن مسئولان لرستان ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی بعلت پیگیرنشدن نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان به نام استانهای همجوار ثبت ملی میشود.


  • عَصبیت قبیله ای

    میراثی که همواره تا به امروز در بلاد لُرنشین وجود داشته،《مطالبات فردی》ما بجای《درخواستهای گروهی》است و این جای تامل بسیار دارد. طایفه گرایی / عصبیت قبیله ای / قائم به شخص بودن ساختارهای مدیریتی / نهادینه شدن فرهنگ مخرب طایفه بازی / تخصیص امکانات به فرد یا گروهی خاص / سعی در حل وفصل درخواستهای فردی بجای همت به کارهای فراگیر و...سبب شده در فرهنگ سیاسی ما《جمع گرایی》و توجه به کارهای محوری در بطن فرهنگ اجتماعی ما رشد چندانی نداشته باشد!


  • مدیریت متخصص بجای《اُلیگارشی محلی》

    آنگونه که معمرین طوایف میگویند و اسناد هم برآن صحه میگذارند قبل از انقلاب و در سیستم پهلوی توده مردم در جامعه ایلیاتی بدین شکلی که امروز شناسنامه به دست گرداگرد صندوق آرا میچرخند و نماینده به مجلس میفرستند نقش چندانی در ارائه حق رای نداشتند.سیستم پهلوی با به حاشیه کشاندن مغز فرمان مشروطیت و انکار محتوای اصلی قوانین آن، زندگی حزبی را انکار میکرد و توده ها به خاطر فقدان نهادهای مدنی چیزی از حقوق انتخابی خود نمیدانستند.سیستم پهلوی بگونه ای حرکت میکرد و کنشگری سیاسی مردم را منفعل کرده بود که محترمین طوایف و سران خاندانها میبایست شناسنامه ها را جمع آوری و بجای عموم مردم رای میدادند و کسانی انتخاب میشدند که نمایندگان واقعی مردم نبودند.ولی پس از انقلاب حضور توده مردم و شرکت عموم اقشارجامعه به صحنه انتخابات غلیظ گشته و تحرک اجتماعی بیشتر شد.مجلس بعنوان مرجع قانون گذاری با اقشار و طبقات گوناگون جامعه در ارتباط بوده و استانها و شهرهای زیادی به یمن این ارتباط توسعه یافته، و امروز بعنوان مناطق برخوردار از مواهب توسعه و پیشرفت شهره اند و الان کمترین میزان بیکاری را نسبت به استان های محرومی مثل لرستان دارند!حال چرا هنوز این رابطه درمناطق محروم همچون حوزه های انتخابیه لرستان منجر به ایجاد جریان توسعه نگردیده است؟در منظر بسیاری از مردم لرستان خصوصاً جوانان امروزی که روز به روز بر تعداد تحصیلکردگان بیکارشان نیز افزوده میشود نمایندگان حوزه انتخابیه لرستان نتوانستند مطالبات واقعی مردم لرستان را با این همه تعهد و وفاداری به نظام برآورند.آگاهان در لرستان که مسائل را با مداقه دنبال میکنند《بیکاری مزمن و فقر کهنه ایی》که امروز بر گریبان مردم در لرستان چنگ افکنده و این مناطق را مبدل به《مهاجر فرست ترین》نقاط ایران کرده را پیامدی از《فقدان رابطه سالم بین شهروندان این حوزه ها با مجلس》در نشاندن نمایندگان کارآمد و توانا برکرسیهای مجلس می دانند! اگر طی اینهمه ادوار مجلس، لرستان دارای نمایندگان واقعی که صدای مردم بوده و از مشکلات شناخت کافی داشته و توانایی دفاع از حقوق حوزه های انتخابیه شان را در مجلس میداشتند، اکنون لرستان نیز در جرگه استانهای توسعه یافته و برخوردار بود! و اینهمه شدت بالای بیکاری و مهاجرت آزارشان نمیداد!لازم است که رابطه شهروند لُر در این حوزه های انتخابیه با مجلس در محیطهای محلی لرستان با غلظت ایلیاتی را بازنگری کرد.درجوامع لُرنشین ورود آیتمهایی چون طایفه آسیبهای جدی به حقیقت انتخابات زده و با تاثیر نامطلوب بر مدیریت استانی《روند توسعه》را فلج کرده است!هنوز ساختار ذهنی ما به پدیده مُدرنی همچون پارلمان، سُنتی است! و نتوانستیم به《تفکیک قوا》و نقش هر قوه در جایگاه خود شناخت پیدا کنیم و بیشتر مواقع نقش نماینده را در مجریه درآمیخته میکنیم! از نماینده انتظاراتی داریم که باید مجریه برآورد!متاسفانه مردم تحصیل کرده، هیچوقت به درک درست و ریشه ایی از جایگاه انتخابات، پارلمان و ارزش یک رای دست نیافتند به همین سبب بیشتر مواقع در انتخابها دچار اختلال میشویم و خروجی انتخابات در حوزه های زندگی ما کسانی بودند که در مجلس در دفاع از حق مردم《دچار لُکنَت زبان》شده و هرکدام با ورود به مجلس فقط در پی این بودند که دور بعد به وسیله《گروه گرایی》و《باند بازی》و《طایفه بازی》چگونه انتخابش تکرار شود! دغل بازان و کاسب کاران سیاست در جوامع محلی که هنوز احزاب و زندگی حزبی در آن تثبیت نگردیده آنرا با اندک بهایی برای انتخاب شدن و نشستن بر کرسی مجلس از یک《فرد عامی》خریداری میکنند!این معامله توسط کاندیدا و خود فرد عامی صورت میگیرد که هردو چیزی از این ارزش نمیدانند! در نتیجه اگر قدر رای و اهمیت تاریخی آنرا بدانیم پول و《طایفه گرایی》و میز ریاست را با آن معامله نخواهیم کرد! و دراختیار هر نالایقی آنرا قرار نخواهیم داد!باید مردم را آزاد گذاشت تا خودشان با تعقل و آسودگی انتخاب کنند!بجای یک《الیگارشی محلی》که محصول بی اعتمادی به مردم است! مدیریتی پویا، مُتخصص و کارآمد را به انجام برسانیم و اینگونه بخاطر خرد و تفکر پشت این رای براساس《فهم تاریخی》از ایجاد پارلمانتاریسم رابطه درست و راستینی بین حوزه انتخابیه خود و《مجلس》بعنوان هسته اصلی قانونگذاری و مرجع صدای مردم برقرار میکنیم. رضا جودکی نژاد/افلاک ورزشی


  • مُعامله با شرافت مردم برای کسب رای

    به گزارش افلاک ورزشی: خرید و فروش رأی، کالای بدون رقیب بازار مکاره انتخابات است! در این میان مناطق محروم و استانهای بی نوا مانند لرستان بیشتر از هرجایی مورد تهاجم《دلالان رأی》قرار گرفته است! اگر مانند ما به چشم خریدار در این بازار مکاره بنگری چه شرفها خواهی دید که با《وعده شام》و یا《حلبی روغن》معامله میشود! ایکاش بجز بند 1 و 3 ماده 28، بند خرید و فروش رأی به هر قیمتی هم جزو اصول اساسی در رد صلاحیتها محسوب میشد! از زبان یکی از کاندیداها شنیدم که تمام 30 شب ماه رمضان امسال را در منزل خود افطار به مومنان!!! داده و جالبتر آنکه با یک حساب سرانگشتی رقمی بین 80 تا 90 میلیون تومان هزینه این افطاری سنگین شده است! 30 شب بصورت مداوم و برای هرشب کمی بیش از یکصد نفرمهمان! کاندیدای مربوطه بودند! موضوع جالب اینست که این کاندیدای محترم!!! فقط رمضان امسال که منتهی به انتخابات است را افطار مومنین داشته! و سالهای گذشته خبری از این نوع دست و دلبازی های مذهب مأبانه نبوده است!خبرها حاکی از آنست که در روستاهای بخش شاهیوند و بصورت ویژه روستای"خاطره"یکی از کاندیداهای محترم!!! حوزه انتخابیه خرم آباد و دوره چگنی با پخش اقلام مصرفی مانند: برنج، روغن، قند و حتی وعده درمان مجانی دندان! برای بیماران این بخش بدنبال خرید و فروش (رأی) آنان بوده است! نکته مهم اینست که این اتفاقات به اشکال مختلف در گوشه به گوشه لرستان درحال روی دادن است! دریکی از شهرستانهای جنوب لرستان خبر میرسد که یکنفر با ویزیت مجانی مردم بینوای روستایی، آنهم فقط در ایام مُنتهی به انتخابات درصدد جمع آوری رای آنان است! خبرها آنقدر روشن است که حتی شنیده میشود جناب کاندیدای محترم!!! بصورت ویژه دستگاههای پزشکی را باخود به روستاهای مربوطه برای ویزیت تخصصی مردم میکشاند!!!نکته حسرت آور اینست که فرد یادشده تاکنون و تا قبل از انتخابات هیچگونه دیدار و قراری با اهالی روستاهای پدری خود نداشته و مراودات خود را قطع کرده بود!《ناظران محترم انتخابات》آیا خبر دارند که اتفاقاتی حتی بدتر بین برخی از کاندیداها در حال اتفاق است؟ از طرفی برخی دیگر از کاندیداها با شرافتمندی تمام درحال جذب رأی به شیوه انسانی هستند. آیا تفاوتی بین این کاندیداها قائل خواهند شد؟روزهای ماه محرم امسال چگونه یکی از کاندیداهای حوزه خرم آباد درسطح شهر با تهیه و پخش غذاهای رنگین و توزیع همراه با التماس دعای آن (جذب رأی برای کاندیدای مربوطه) بین مردم درحال خرید رای آنان بودند و متاسفانه برخوردی هم صورت نگرفت!بقول یکی از اهالی روستایی، مردم بسیار ضعیف و فقیر هستند؛ بطوریکه توانایی مقابله با وسوسه چندین وعده غذای خود که از سوی برخی کاندیداها میشود را ندارند! و از ناظران درخواست داشت که به داد خرید و فروش رای روستاییان و اهالی فقیر برخی مناطق شهری در مقابل وسوسه های مالی برخی کاندیداها برسند!آیا رسیدن به صندلیهایی که طبق یک برآورد و محاسبه، ماحصل خون 764 شهید برای هر کرسی هستند! این است؟ آیا میدانید که 290 صندلی بهارستان بصورت میانگین محصول خون چند شهید جنگ است؟ آیا شهیدان برای این مسائل، عزیزترین داشته خود یعنی جانشان را فدا کردند؟《مردم لطفا هوشیار باشید》《ناظران لطفا بینا باشید》


  • یک انتخاب خوب لرستان را میسازد!

    انتخابات برای تصمیم‌گیری مردم است که شخص یا اشخاصی را برای مقام، پست یا مسولیتی و برای مدتی معلوم برمی‌گزینند.به گزارش خبرنگار《افلاک ورزشی》هفتم اسفندماه ملت ایران در انتخاباتی که پیش رو دارند شرکت خواهند نمود و آن‌چه دراین میان اهمیت زیادی دارد انتخاب آگاهانه است، جایی که انتخاب هست یعنی اختیار وجود دارد‌! فرد مختار است از میان جمعی یک یا چندنفر را انتخاب کند. در چنین شرایطی انسان مسئولیت امری را می‌پذیرد که خود آن را برگزیده است! پس اگر ما:یکنفر را از میان خودمان برای امر مهمی انتخاب کنیم بایستی تمامی شرایط را درنظر بگیریم!اگر در انتخاب خطا کنیم،این خطا به سادگی قابل جبران نمی‌باشد، چه بسا با یک انتخاب اشتباه، نسل‌های آینده را بامشکل مواجه بسازیم!انسان در یک ویژگی نسبت به سایر موجودات برتری دارد و آن ویژگی《قدرت انتخاب》و امکان گزینش است! ما بعنوان انتخابگر بایستی اهمیت حق انتخابی که اصل ششم قانون اساسی بما داده را بدانیم و آنرا به ارزانی از دست ندهیم! وضعیتی که ما الان در لرستان شاهد آن هستیم (‌چه خوب و چه بد‌) محصول امروز و دیروز نیست بلکه نتیجه انتخاب‌هایی است که در طول سال‌های گذشته انجام داده‌ایم!امروزه که ایام انتخاب کردن و انتخاب شدن می‌باشد افراد متعددی کاندید شده و خود را در معرض انتخاب گذاشته‌اند و می‌خواهند ما آن‌ها را انتخاب کنیم و سرنوشت خود و آیندگان‌مان را به دست آن‌ها بسپاریم‌! پس ما نباید《چشم‌بسته》انتخاب کنیم، انتخاب توام با تفکر و عقلانیت لازم است!عیار داوطلبان را بخوبی بسنجیم وکسی را انتخاب کنیم که برای تمام امور (‌سیاسی‌، اقتصادی‌، اجتماعی‌، هنری‌، ورزشی و...) نهایت تلاش خود را بکار گیرد و خود را وقف خدمت به مردم نموده و از ثروت‌اندوزی و《قوم و خویش‌گرایی》و خودمحوری دوری نماید!کسی را انتخاب کنیم که دارای برنامه باشد‌، استراتژی مشخص و معینی داشته باشد‌، منطقه و پتانسیل‌های موجود آن را بشناسد، قدرت چانه‌زنی و لابی‌گری را دارا باشد. بطورکلی ویژگی‌های یک نماینده توانمند عبارتند از‌: تخصص‌، تعهد‌، تجربه‌، کارایی‌، مدیریت‌، روابط عمومی و ارتباطات بالا و...درنظر گرفتن ویژگی‌های فوق از سوی مردم در انتخاب‌، موجبات پیشرفت و حل مشکلات جامعه را فراهم خواهد کرد و هرگونه سهل‌انگاری در این زمینه ضرری است که به مردم و نسل آینده بازمی‌گردد!همه باید آگاهانه رویدادهای حوزه‌های انتخابیه را رصد نموده و در انتخابات پیش رو شرکت کرده و به توانایی‌، تجربه و کارایی داوطلبان خوب توجه کنیم و در انتخاب‌مان سعی کنیم منطق،صداقت و عقلانیت را چاشنی احساسات‌مان کنیم و انتخابی درست و رو به پیشرفت وتوسعه داشته باشیم! مشارکت و انتخاب آگاهانه مردم در انتخابات مجلس، موجب تشکیل مجلسی مقتدر و نظارت موثر بر اجرای امور خواهد شد! چنین منتخبی می‌تواند راه گشای مسائل ملی و منطقه‌ای شود! نویسنده: مجتبی پسند


  • اهمیت نظارت شورای نگهبان: کوروش بیرانوند

    به گزارش پایگاه خبری افلاک ورزشی، اهمیت نظارت بر روند انتخابات در قانون اساسی مورد توجه اکثر کشور‌های مدعی دموکراسی قرار گرفته است.در بسیاری از کشور‌ها جهت حفظ استقلال قوای سه گانه《نامزدن شدن کارکنان وحقوق بگیران دولت》برای مجلس ممنوع است مانند: استرالیا، کانادا، نروژ و ایرلند!در امریکا کارکنان فدرال به همین دلیل از کاندیداتوری محرومند!در یونان حتی سردفترداران از کاندیداتوری محرومند! در کشور فرانسه که مهد دموکراسی دنیاست هر شخصی که بخواهد نماینده مجلس شود باید طوماری حاوی ۵۰۰ امضا از اعضای قبلی مجالس این کشور ارائه نمایند! با شرایطی که ۵۰۰ امضاء از ۳۰ استان و ۵۰ امضاء تحت عنوان《لیاقت ملّی》ارائه نماید تا بتوانند برای نامزدی مجلس ثبت نام کنند! اما در ایران چگونه چهار سری کُپی از صفحات شناسنامه و 10 قطعه عکس، بدون هیچ سابقه و فعالیت سیاسی_اجتماعی کاندید میشود؟ داوطلبی که یکشبه تصمیم به حضور در عرصه انتخابات می‌گیرد نتیجه‌اش ثبت نام دوازده هزارنفری! و زحمت و هزینه برای نظام. باید اعتراف کنیم قانون انتخابات ما خالی از اشکال نیست و بسیار کلی است بگونه‌ای که هرکسی بصرف داشتن مدرک تحصیلی! خود را مُحق به نشستن بر صندلی سبز مجلس می‌داند!لازم است این موضوع بازنگری شود تا افراد به این راحتی وارد عرصه انتخابات نشوند! و توان سوءاستفاده از رد صلاحیت‌ها از آن‌ها گرفته شود. نظارت صحیح بر امر انتخاب از یکسو باید جنبه پیشگیری از وقوع تخلف را داشته باشد و از سوی دیگر می‌بایست جنبه پیگیری و تعقیب در رفع و ابطال موارد تخلف را داشته باشد. بنابراین نظارتی می‌تواند جامع باشد که تمام موارد و مراتب مربوط به لزوم انتخابات و درستی نمایندگی و نمایندگان را شامل شود برابر اصول قانون اساسی دو وظیفه مهم برای شورای نگهبان ذکر شده است: ۱_نظارت بر قوانین و مقرراتی که در مجلس وضع می‌شود که مغایرتی با قانون اساسی و شرع اسلام نداشته باشد. ۲_نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و مجلس و همه پرسی‌ها، اصل ۹۹ قانون اساسی این نظارت را《نظارت استصوابی》و شامل تمام مراحل اجرائی انتخابات ازجمله تایید و رد صلاحیت کاندیداها دانسته است شورای نگهبان از آنچنان جایگاه حقوقی و سیاسی برجسته و تعیین کننده‌ای در کشور برخوردار است که بر هیچکس پوشیده نیست نظارت بر تدوین قوانین وتعبیر قانون اساسی ونظارت بر انتخابات و همه پرسی‌ها، شورای نگهبان را در مرجعیت تام نهائی و غیرقابل انکار قرار داده است. بنابراین باید عده‌ای از اهل فن و خبره وجود داشته باشند تا افرادی را که در معرض آرا عمومی ملت قرار می‌گیرند از هر لحاظی شرایط لازم صلاحیتشان را احراز کنند بنابراین شورای نگهبان بدلایل متعددی قابل حذف نیست که برخی از آن‌ها عبارتند از: ۱_استصوابی بودن نظارت بر انتخابات امری است قانونی و در ماده ۳ اصلاحی مصوب ۶/۵/۷۴ ضمن تاکید برنظارت شورای فوق بر انتخابات آنرا با صراحت استصوابی عام و در تمام مراحل و امور انتخابات جاری دانسته است پس قانونگذار باتوجه به اینکه حق تفسیر قانون اساسی را برعهده شورای نگهبان گذاشته این شورا به دفعات نظارت موجود در اصل ۹۹را به نظارت استصوابی تعبیر کرده است و قطعا هدف قانون گذار دراین خصوص بی‌توجهی به انتخاب مردم نبوده بلکه حفظ حقوق ملی و مصلحت جامعه را مدنظر داشته است. ۲_اگرنظارت بر انتخابات را از نوع استطلاعی و نه استصوابی بدانیم در این صورت این نوع نظارت تامین کننده وظایف سنگین شورای نگهبان نخواهد شد زیرا فقط به اطلاع رسانیدن وضعیت انتخابات و نامزدهای انتخاباتی به تنهایی نمی‌تواند راهکار مناسبی برای نظارت و جلوگیری از مفاسد انتخاباتی و نفوذ عناصر فاقد صلاحیت به این پست حساس و کلیدی شود.


  • بیکاری یعنی《فاجعه》

    اگر روستائیان لرستان و خرم‌آباد با دستان پینه‌بسته و کمرهای خمیده از اینهمه رنج و مرارت، با دسترنجی اندک که همواره درمانده و در منجلاب فقر و شرمندگی هستند، اگر روستایی با وجود همهٔ دلبستگیها به کار در روستا، اما《مهاجرت به شهر》را تنها اُمید برای ادامهٔ روزگاران خود و فرزندانش می‌بیند، اگر فارغ‌التحصیلان کشاورزی، بیکار و شرمنده از تحصیل هستند، اگر مزرعه، باغ و شرکت‌های خصوصی و تعاونی کشاورزی و دامداری در روستا‌ها امروز ورشکست هستند‌، اگر دختران روستا جهیزیه‌ای ندارند تا به خانهٔ محقر بختِ انتظارشان بروند و اگر پسران روستا شرمنده از روی پدران زَجرکشیده و مادران مهربان، اما خسته هستند، اگر اعتیاد خانمان‌سوز، روستاهای ما را رنج می‌دهد و دسته‌های گل ما پر می‌سوزاند و اگر و اگر‌...این همه رنج و درد‌ محصول‌‌ همان فراموشی روستایی در قانون و《توزیع ناعادلانهٔ منابع》و ثروت‌های ملی_استانی بوده است؛ محصول مُدیرانی است که روستا را نمی‌شناختند و این‌گونه هیچ برنامه‌ای برای توسعه و آبادنی آن نداشتند و بعضاً تنها در ایام رای و انتخابات به روستا‌ها سفر می‌نمودند و هیچ‌گاه در کنار روستایی نبودند و نتوانستند باشند! محصول برخی انتخاب‌هایی است که به غفلت انجام شده است! انتخاب نمایندگان و مدیرانی که معلم، طبیب و نظامی بودند که درجای خود، احترام این مشاغل محترم است اما مردان اجرا و عمل نبودند و فصل مهم کتاب آبادانی و سازندگی را به لحاظ تخصص و تجربه، اساساً نداشتند!اگر مردم لرستان میخواهند بیکاری کاهش یابد باید به《کارآفرینان اقتصادی》که با بازار، علم اقتصاد، اشتغال و سرمایه گذاری آشنا هستند رای بدهند وگرنه یک معلم از نرخ ارز، بورس، تجارت، صنعت واشتغال چه شناختی دارد؟


  • رنج نامه ای بر فاجعه بیکاری

    اگر گل‌های جوان سرزمین مادری‌ام در نزد اشک چشمانم از اعتیاد طاقت‌فرسا و بیکاری‌ها پژمرده‌اند، اگر گلستان‌های آرزوهای این همه مردمان رنجور و درمانده تیره از رنگ غُبار هستند، اگر در صحن گلستان لرستان نزهتی نیست و در گل‌هایش نه طراوتی، اگر همه جا را پایمال فقر و《تبعیضی ناجوانمردانه》یافتم و اگر گمانی ندارم که با این روش‌ها و تکرار آن همه گذشته‌ها و در سایهٔ《کوتاه‌قدان امر مدیریت و نمایندگی》بهاری زین پس نیز در پی این همه خزان باشد، اگر این همه سال، دوازده ماه هر سال برای لرستان و همهٔ روستا‌هایش خزان بوده است و بس، با این همه سند و آمار قابل عرضه و غیر‌قابل تحریف و تکذیب، امروز یک مسوولیت و یک وظیفه برای وجدانمان خلق شده است و آن اینکه《هیچ ملتی با نشستن به سرافرازی نرسیده است!》پس بجای انفعال، سکوت و رای دادن طایفه ای، افراد اقتصاددان و کارآفرینان را به مجلس بفرستیم که حداقل بازار و اشتغال را بشناسند.


  • وعده های بر زمین مانده!

    اگر جوانان وطن گرفتار اعتیاد شده اند و فقر و بیکاری این شهر را خاکستر‌نشین کرده است، اقتصاد ملّی به مصیبت دچار شده است.اقتصادی که دست رَد بر سینهٔ فُقرا و مسکینان گذارد زیبندهٔ نظام اسلامی نیست! شاید پذیرش این «حقیقت تلخ» شیرین نباشد و مایهٔ تکدر خاطر باشد، اما از آن دشوار‌تر سکوت و دَم بر نیاوردن و از آن نیز غمگینانه‌تر تایید و حتی تشویق و صوت و کف زدن‌ها برای این مصیبت است! باید برای علاج این مصاحب کهنه و عمیق اقتصادی_اجتماعی چاره‌ای اندیشید. آیا نمی‌دانید که رعیت به مثابه دست و پای دولت است؟آنان را به کار باید واداشت نه اینکه برید؟ رعیت اسباب مدافعهٔ جسم دولت است. پریشانی امروز آنان پنج روز دیگر سبب خواری و پریشانی شماست. امروز مسوولیت باید در پیشگاه ملت پاسخگو باشد؟ امروز رعیت و مردم این ولی‌نعمتان حق دارند آزادانه و مستند بر آمار و حقایق مشهود؛ از دردهای خود که《بیکاری》از دردهای مزمن است سوال نمایند و از وعده‌های بر زمین ماندهٔ مسوولیت‌ها در هر رده و نام و نشانی‌، بازخواست نمایند. جنس پاسخ دولتمردان دیگر دور ازشان است که از‌‌ همان جنس رقیق شدهٔ وزیران قاجاری باشد! این است که می‌گوییم شعارهای معجزه‌گر و شفا‌بخش اقتصادی باید پاسخگو باشند...


  • یا بیاموز یا بیاموزم

    برخی هنوز بر این باورند که《دستی غیب》همین فردا برون آید و بر سینهٔ نابلدان زند.آری منم بر این باورم اما باورم اینست که‌ این دست غیب اراده و فریاد یکایک مستضعفان و محرومان است!مجلس باید بتواند برای طبقات فرودست هم قانون بنویسد!حافظ دولت، عدل اوست و عبادت دولت عبارت است از عدالت و رفع ستم، ظلم و تبعیض از زیر‌دستان‌! در سایهٔ فقر و تنگدستی رعیت؛ نه خسرو بماند و نه خسرو‌پرست! امروز مُدل حُکم‌رانی ارزشمند در ساختار سیاسی ایران چنین است که تا خیاط‌زاده و کفاش‌زاده و کشاورز‌ زاده و بقال زاده هم بتوانند وزیر، وکیل و ریس‌جمهور شوند. دیگر عصر حکمرانی پادشاه و پادشاه‌زاده و پول‌پرست گذشته است. نگذاریم دیگر بار پول بیاید و به قدرت برسد. فقرا فریاد می‌زنند که ما از این اقتصاد شکننده، مهر و محبتی ندیدیم. در فقری طاقت‌فرساست که خرم‌آباد عزیز ویران و پریشان است. ما نیز به‌‌ همان قسم جلاله بسنده می‌کنیم که ولله بالله تالله‌، این همه فقر و گرفتاری اقتصادی و《شهرک‌های صنعتی در بسته》و بیکاری با شعار و توهین به جنجره‌های دردمند؛ به راه اصلاح در نخواهند آمد. به شرافت فقرا و محرومان سوگند که سرمایه‌داران و مرفهین اگر صاحب همهٔ اقتصاد هم باشند وضعیت فقرا بهبود نخواهد یافت! من می‌گویم اگر نمی‌توانید برای توسعه و رونق اقتصادی خرم‌آباد کاری عملی بکنید اذعان کنید و بدانید که مرگ یکبار و شیون هم یک بار! این ملت مظلوم رنجدیده و فقیر هرباره زنده می‌شوند و هرباره به مرگ تدریجی جان می‌سپارد! اقتصاد و اشتغالزایی یک مدیریت، یک علم و یک هنر سخت است: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرس شد!به خدای لاشریک سوگند که کار این مردمان از فقر و تنگدستی و بیکاری به اضطرار کشیده است. در سایهٔ《شعارهای بی‌برنامهٔ اقتصادی》روز فروز این شهر مبدل به شب دیجور شده است. با اینهمه رنج و سختی و مرارت‌، بدانیم که مجلس پارلمان دولت نیست بلکه «مجلس ملت» و «خانه ملت» است! درد این مردم جنگ زرگری این جناح و آن جناح نیست! درد این مردم «فقری مزمن» است! شاید کسی پیدا شود که بنا داشته باشد قلم ملت را سر بشکند؟...مردم خرم‌آباد طعم فقر و مظلومیت را سال‌هاست چشیده است و با بیداری و حضور خود حقوق خود را استرداد خواهد نمود! علاج اینهمه درد و تنگدستی و بیکاری این مردم والله بالله تالله با شعار نیست!وقتی کشتی اقتصاد به مُرداب رکود نشسته است، در این شهر؛ دستی می‌خواهد و زبانی که همهٔ توان صلح و دوستی و محبت را بر مبنای عدالت به میدان بیاورد تا از لحاف و گلیم هم بادبان بدوزند و هرکسی تا می‌تواند پارویی به دست گیرد و تلاش نماید تا این کشتی به گل نشستهٔ اقتصاد تکنوکرات‌ها را بلکه به ساحل نجات برسانند. نه این‌که《ناخدای نابلدانی در اقتصاد》بجای این همدلی و هم‌زبانی بیایند و دست و پا گم کنند و در عوض این سعی، مردم و اهل دغدغه را دست به گریبان و ناسزاگویان بجان هم اندازد. آری اگر نمی‌توانند و کشتیرانی را نمی‌دانستند می‌گوییم گذشته، گذشته است اما فردا را‌‌ رها کنید‌. انتظار داریم بجای این اعترافات شجاعانه، ملت را متهم نسازید به اینکه شما نادان هستید، کج نشستید، و تا صد سال دیگر هم خاطراتتان را با اشک ناسزا بنگارید! اگرچه هزار توبه شکستی، بیا بیا که درگه ما درگه نا‌امیدی نیست. یار تو را من وفا بیاموزم یا زتو من جفا بیاموزم یا وفا یا جفا، از این دو یکی...یا بیاموز یا بیاموزم!


  • مجمع الجزایر طوایف

    پدیده شوم سیاسی_اجتماعی طایفه گرایی در انتخابات که چندسالی است شاهد تاثیرات ملموس آن بر نتایج انتخابات در جای جای لرستان هستیم، قطار توسعه استان را از مسیر اصلی خود خارج و دیار ما را از پتانسیل نیروی انسانی قوی و خوش فکر برخی از نخبگان و مسئولان محروم و آتش طایفه گرایی در انتخابات لرستان را شعله ور تر کرده است!این پدیده شوم که در هر دوران به سراغ یک طایفه خاص می آید، به راستی دلیل این موضع گیری همگانی به نام طایفه گرایی چیست؟چه اشخاص، گروه ها یا نهادهایی در شکل گیری این بی اعتمادی دخیل هستند؟چرا اکثریت مردم لرستان نمیتوانند به نخبگان مستقل برای نمایندگی خود اعتماد کنند؟ چرا در هر دوره یکی از طوایف لرستان مورد انتخاب قرار می گیرد؟در مورد شکلگیری پدیده سیاسی_اجتماعی《بی اعتمادی به کاندید مستقل》دلایل مختلفی از جمله فرهنگ قومی قبیله ای، شیطنت های انتخاباتی طوایف رقیب و...قابل ذکر است؛ اما مهمترین دلیل این پدیده را میتوان تمامیت خواهی تعداد محدودی از فعالین انتخاباتی طایفه طلب دانست. این فعالین انتخاباتی که آبروی طایفه را برای منافع خود به گروگان گرفته اند مانعی بر سر راه《رشد نخبگان بی شمار》تحصیل کرده و در نتیجه کند شدن روند توسعه استان شده اند! این تمامیت خواهی و《نگاه به انتخابات از عینک طایفه》موجب بی اعتمادی نخبگان سیاسی سایر طوایف به تصمیمات فعالین انتخاباتی شده است.نخبگان لرستان برای تغییر شرایط موجود باید با نگاهی فرا طایفه گرایانه بدعتی نو در جریان انتخابات لرستان ایجاد کرده و لرستان را به مجمع الجزایر طوایف تبدیل نکنند! تا زمانیکه انتخاب ما برحسب نخبه پروری و شایسته سالاری نباشد کماکان در مرداب فقر و فلاکت دست و پا میزنیم.


  • کارآفرینی موتور محرکه توسعه لرستان

    چندین سال است که جامعه لرستان از بیکاری جوانان رنج میبرد و اگرچه هر روز بیش از پیش تاوان سنگین بیکاری جوانان را میپردازیم، اما هنوز این معضل به قوت خود باقيست. بیکاری جوانان نه تنها ضرر و زیانهای گوناگون اقتصادی و اجتماعی بر پيكره لرستان وارد نموده، بلکه ضربات سنگین فرهنگی_اخلاقی برآن مُترتب ساخته است. امروزه در تمام نقاط توسعه يافته، مسئولين متوجه شدند که خودشان نمیتوانند توسعه و رشد ایجاد کنند، بنابراین اکثر مديران سیاستهایی اتخاذ میکنند که در منطقه شان《کارآفرینان رشد و نمو》پیدا کنند، یعنی بخش خصوصی را رشد و توسعه میدهند تا فضای کسب و کار ایجاد شود!امروزه برای همه روشن است که نیروی انسانی دولت بیش از حد سنگین شده و دیگر مانندگذشته قادر به استخدام نیروی جدید نیست!شرکتهای موجود نیز ظرفیتهای محدودی دارند و قادر به جذب نیروی جدید نیستند! بنابراین تنها راه حل بیکاری《ایجاد اشتغال》است که کارآفرینان در استانهای نظيرلرستان كه بااين معضل دست وپنجه نرم ميكند توسعه یابد و شرکتهای جدید غیردولتی ایجاد شود. باتوجه به این موضوع ایجاد اشتغال مستلزم افزایش تولید، رشداقتصادی و بهادادن به کارآفرینان است! براساس سخنان برخی نمايندگان مجلس بعضی از کارآفرینان لرستان بدلیل مشکلات مالی وعدم حمايت نهادهای ذيربط در زندان بسر ميبرند! شرایط ورود به فضای اقتصادی و شروع کسب و کار دراستان محروم لرستان مناسب نیست و متاسفانه برخی ازمديران متولی رفع بیکاری جهت توجيه افكارعمومی و دفاع از عملكرد ضعيف خود، تنها با استناد به برخی آمارهای نادرست سعی بر سرپوش گذاشتن براين مشكل گرانمايه دارند! قوانين دست و پاگير اداره كار درخصوص روابط كارگر و كارفرما و اموراتی نظير قراردادها و بيمه بدون توجه به محدوديتهای كارآفرينان/ فرآيند پيچيده ثبت داراييها/ عدم تامين اعتبار و كمكهای مالی و تسهیلاتی از سوی ادارات و نهادهای ذيربط/ عدم همکاری بانكها در پرداخت تسهيلات و ايجاد موانعی نظير اخذ ضمانتهای سنگين و جريمه های بالا/ نظام مالیاتی نامناسب دراين حوزه/ واردات بی رويه و فقدان حمايت از محصولات بومی و دهها مورد ديگر ازجمله معضلات گسترده ای است كه كارآفرينان لُرستان بصورت گسترده باآن درگير هستند. افزون براين متأسفانه در دولت‎های مختلف، امكانات به شکلی که به استان‎های دیگر اعطا شده به این لرستان تعلق نگرفته! و همین باعث شده لرستان به عنوان استانی آسیب‎پذیر در کشور معرفی شود! همه اين مسائل باعث گرديده كه《فرهنگ كارآفرينی》در لرستان نتواند به جايگاه شايسته ای دست پيداكند و همواره《رتبه اول بيكاری كشور》را بخود اختصاص دهد.محمود داودی نژاد/افلاک ورزشی


  • استانهای توسعه نیافته

    برای حضور سرمایه گذاران و بخش خصوصی باید بتوان ظرفیت‌های لرستان را نمایان کرد. از سوی دیگر دولت به استان‌ها سرمایۀ کلان اختصاص نمی‌دهد! و اگر خواهان حل و فصل مشکلات و توسعه لرستان هستیم، راهی جز حضور《بخش خصوصی》نداریم. به همین دلیل باید شرایط را طوری فراهم کرد که رغبت سرمایه‌گذاران برای حضور در لرستان بیشتر شود! چون تجربه نشان می‌دهد بخش خصوصی به سرمایه‌گذاری در استان‌های توسعه یافته رغبت بیشتری نشان می‌دهد! می‌پذیریم که لرستان کمبودها و محرومیت‌هایی بخاطر ضعف عملکرد نمایندگان گذشته دارد و از آن رنج می‌برد. برای نمونه زیرساخت‌هایی که ۲۵ سال پیش در استان‌های توسعه یافته ایجاد شده‌اند، تازه در لرستان درحال اجرا هستند! اگر بلاد لُرنشین نمایندگانی قوی و کاردان به مجلس میفرستاد قطعاً الآن جایگاهی بهتر میداشت.


  • لرستان: قربانی مدیریت غلط

    سرمایه انسانی یک سرمایه ثروت زا برای همه‌ کشورها می‌باشد تا آنجایی که 80 درصد ثروت ژاپن که عاری از منابع طبیعی و فیزیکی می‌باشد به نیروی انسانی آن برمی‌گردد اهمیت نیرو انسانی و البته استفاده از نخبگان در عصری که دنیا با فناوری‌های موج چهارم اسباب پیشرفت در کشورهای دارای این فناوری را فراهم کرده لزوم به‌کارگیری از نخبگان و نیروی انسانی مَهار و آماده بکار را درلرستان هر روز بیشتر و بیشتر خواهد کرد!طبق آمار رسمی 1395 رشد جمعیت در لرستان نسبت به تمام استان‌های دیگر پایین‌تر است! این خود زنگ خطر را برای مسئولین بصدا درآورده که این روند در لرستان این پیام را پژواک خواهد کرد جوانان و نخبگان بعلت نبود کار دارند از لرستان خارج می‌شوند که به گواه آمار و ارقام سالانه 20 هزار نفر از لرستان به‌قصد پیدا کردن کار از لرستان خارج می‌شوند.اگر سازوکاری برای بیکاری لرستان باتوجه به کارهای صورت گرفته در این چندسال در نظر گرفته نشود دیری نخواهد پیمود در آینده به استانی پیر و خالی از نیروی جوان تبدیل خواهد شد!جامعه لرستان《قربانی مدیریت غلط》در نظام تدبیر در ادوار گذشته شده است! حقوق مردمان ما در حوزه کار و اشتغال، قربانی بده بستان‌های سیاسی و بلندپروازی‌های سیاستمداران توده‌گرا (پوپولیست) شده که مصالحه خویش را وجه معامله منافع عمومی قرار دادند! نمایندگان و مدیران اجرایی هیچکاری برای《توسعه صنایع》که هیچ انجام ندادن آن‌ها را با مبالغ ناچیزی به بخش خصوصی ناکارآمد واگذار کرده! و به ورطه نابودی امروزی کشاندن که هر روز شاهد تجمع اعتراض‌آمیز کارگران آن صنایع نسبت به بلاتکلیفی‌شان هستیم که همین مشکلات باعث مهاجرت نیروی انسانی جوان آماده‌به‌کار شده که بعلت نداشتن امنیت اقتصادی و امنیت شغلی و ترس از آینده به مهاجرت پرداخته یا به تصمیم تجرد قطعی رسیده است! كاهش نیروی كار و سرمايه انساني، موجب خواهد شد که افزايش هزينه كالاها و خدمات توليدی و كاهش سطح خدمات و تنوع كالاها/ كاهش تخصص گرايی/ كاهش سرمايه اجتماعی را بالا ببرد.باید این‌ را از تبعات اقتصادی کاهش جمعیت دانست که هرچه زودتر برای آن چاره‌اندیشی نشود جمعیت لرستان در《تله جمعیتی》گرفتار خواهد شد.(نرخ رشد جمعیت لرستان در سرشماری سال گذشته ۷% صدم درصد اعلام شد یعنی گرفتار شدن با فاصله زیاد در تله جمعيتی).محسن سپهوند/افلاک ورزشی


  • طایفه‌گرایی؛ آفت جدی انتخابات لرستان

    جمعی که این روزها تعدادشان همچون قارچهای زیر زمینی درحال افزایش است، نخستین هدفشان به نوایی رسیدن است!افرادی از طوایف که با هزاران روش ناصحیح خود را به صندلی نمایندگی مجلس میرسانند و از آن پس دیگر ملت را نمی بینند و نه به آنان فکر میکنند تا بخواهند خدمتی داشته باشند!برخی از این افراد در زُمره افراد ضعیف جامعه بودند که بدلیل《نبود قانون نظارت مالی》هم اکنون اموال آنان را حسابی نیست!این اشخاص در چشم بهم زدنی، مالی بهم زده به نحوی که گویا ارث پدری خود را برای مردم به نمایش میگذارند و به لطف رابطه بازی، خویشان و اقوام را نیز به سمتهای مختلف گمارده و خانوادگی و طایفه ای به نوایی میرسند!!! این《اشخاص طایفه باز》بفکر مردم نیستند و به لطف اندیشه طایفه ای برخی از این افراد بارها بعنوان نماینده طایفه (نه شهرستان) برگزیده میشوند.در سایه《تفکر طایفه ای》عده ای سود میبرند و عده ای که تنها اعتقاد دارند باید از طایفه ماهم یکی وارد شورا شود، بهرحال موجب پایمالی حقوق مردم و حیف و میل بیت المال و عقب افتادن لرستان از توسعه میشوند! نگاهی به دوره های متعدد انتخابات مجلس و شوارهای شهر گواه این واقعیت است که بسیاری از عقب ماندگیهای لُرستان از تفکر《قومیت گرایی》و《طایفه گرایی》منشاء گرفته است! افراد ناتوان که افراد ضعیف را به سمتهای مختلف میگمارند که هم خود در دفاع از حقوق مردم ناتوانند و هم باتوجه به جایگاه خود و دخالت در انتصابها، منتصابان آنها نیز افرادی ضعیفند و در دوره مدیریت این افراد رکود و جا ماندن از اَرابه توسعه فضای جامعه را فرا میگیرد.روانه شدن افرادی که تنها چهره شناخته شده دارند را نیز میتوان از آسیبهای جدی انتخابات در سالهای اخیر دانست، هنرپیشه، هنرمند، ورزشکار و یا هرکسی که به نحوی توانسته خود را به مردم معرفی کند، شال و کلاه کرده و در نخستین روز ثبت نام، نام خود را به ثبت میرساند! نا آگاهیها و ساده گرفتن، امری مهم چون شوراهای شهر و نمایندگان مجلس موجب میشود، جمعی از شوراها از افرادی از این قشر باشند، کسانیکه شاید مدارج علمی بالایی داشته باشند اما به لطف تجربه میتوان ادعای ناکارآمدی و رد این افراد به نمایندگی مردم را داشت!بهتر است کمی با خود بیاندیشیم آیا این شهرت نمیتوانسته است دلیلی بر کسب مدرک نیز باشد؟ارائه آگاهی به مردم درخصوص وظایف اعضای شورای شهر شاید راهی برای راه یافتن افراد شایسته و توانمند به عرصه شورا و همچنین مدیریت شهری باشد.بی شک رسانه ملی میتواند با ارائه آگاهی بمردم و همچنین بیان شاخصهای مدیریت شهری به شایسته سالاری آمده و عرصه را برای ورود نمایندگان《نالایق》تنگ کند!عملکرد نمایندگان مجلس و شوراهای شهر باید به اطلاع مردم از طریق ارگانهای نظارتی_دولتی برسد!با ارائه عملکرد این افراد به مردم، بستر مقایسه نمایندگان در مناطق هم طراز فراهم شده و مردم میتوانند در انتخابها با رویکرد جدی گام بردارند! تا زمانیکه با《تفکر طایفه ای》رای میدهید《فقر》مهمان خانه های شماست!


  • انتخابات کور احساسی_طایفه ای!

    عده‌ای مشکلات لرستان را در انتخابات (که در یَد و قدرت مردم است) می‌دانند! آن‌ها معتقدند که فرهنگ لرستان براساس برنامه پذیری نیست و《گرایشات احساساتی_طایفه‌ای》منجر به انتخابات کور می‌شود! چون عشق کور است و چراغ عقل خاموش است. عده دیگری معتقدند که در خود طوایف هم افراد کاردان و باشخصیت، شانس بالایی برای رأی آوری ندارند! و فرد دیگری از طایفه که بجای برنامه، به《پُرس و پو رفته و یا خدای‌نکرده به خرید رأی روی آورده》مورد حمایت قرار می‌گیرد! عده‌ای نیز معتقدند که از صندوق فقط《عوام گرایان》بیرون می‌آیند. عده‌ای دیگر می‌گویند مگر خواصی که رأی آوردند چه گلی بر سر لرستان زدند؟ کدام‌یک درست می‌گویند؟ فی‌المثال اگر یکی از جملات بالا را بپذیریم، نقطه مقابلش چیست؟ به نظر می‌رسد که هیچ‌کدام از جملات بالا در لرستان محور انتخاباتی دائمی نیست که آن را محور شرارت بدانیم و به آن حمله کنیم. ولی محور خیر هم نداریم. اگر بتوانیم آرزوهای جوانان و مردم لرستان را اهداف یک برنامه انتخاباتی بدانیم، کدام‌یک از داوطلبان تاکنون استراتژی و راهبردی برای رسیدن به این اهداف ریخته‌اند و در معرض انظار عموم قرار داده‌اند؟کدام منابع مالی و غیرمالی برای اجرای قطعی این برنامه‌ها تعریف شده که قابل تحقق باشند؟ کدام گروه دارای صلاحیت علمی به پایش و راستی آزمایی این برنامه‌های احتمالی کاندیداهای آینده و انحراف از معیار آن‌ها همت می‌گمارند؟ اصولاً چنین کانون‌هایی در استان (که به‌عنوان چشم و گوش و زبان مردم بسیار لازم هستند) برای پایش برنامه‌ها و کاندیداهای برنامه محور از قبل ایجاد شده است؟جواب این سؤالات راهگشاست. برنامه گذر داده شده از راستی آزمایی کانون‌های فکری و علمی می‌تواند دغدغه سؤالات اول را برطرف کند. می‌تواند《شورهای دَم انتخابات》را حول کاندیداهای دارای پلن مشخص ببرد. می‌تواند ایشان را قبل از ورود به کارزار انتخاباتی مورد پرسش قرار دهد و بدون تهمت و یا عشق کور، نتایج انتخاب هر کاندیدا را برای مردم مشخص کند و با پاسخگویی کاندیدای نقد شده، گفتگوی مبارکی پیش آید که به نفع خیر عموم مردم باشد! این به آزادی رأی و عقلانیت و تقوای رجال سیاسی نزدیک ترست. علی صارمیان/سایت یافته


  • بی تفاوتی نهایت شوربختی است!

    کیانوش معمر: بی‌تفاوتی اجتماعی ماحصل موارد ذیل می‌باشد؛ سوء مدیریت‌ها/ حذف نخبگان و کارآمدان جامعه و درعین‌حال روی کار آمدن ناکارآمدان و《تقویت پخمگی》نه معنای لفظی آن، بلکه به همان معنای غیرمفید و غیر مؤثر بودن افراد ناتوان و سوارشدن آنان بر اریکه قدرت نهادها در بخش‌های دولتی/ مبالغه پردازی در برنامه‌های شعار محور و بی‌محتوا و غیر کارشناسانه و خارج از مقولات واقع‌گرایی/ ترویج فرهنگ غلط《پول و پلو》در انتخابات‌ها و خرید و فروش مناصب و مشاغل/به حاشیه راندن مدیران لایق که عزت‌نفس را بر ذلت ترجیح می‌دهند و ورای زدوبندهای سیاسی و وابستگی به این و آن حرکت می‌کنند/ نگاه جناحی داشتن به انتصابات در اداره امور مملکت و از همه مهم‌تر فرصت ندادن به جوانان خوش‌فکر و مستعد خدمت به ملت و نیز بی‌نظمی و بی‌برنامگی‌های موجود در اجرای طرح‌ها، لوایح، بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌های صادره و در نهایت نادیده گرفتن نقدنقادان اهل رسانه که نقش نمایندگی افکار عمومی را ایفاء می‌کنند.به‌گونه‌ای که افکار عمومی وقتی‌که علناً شاهد این آسیب‌های فوق الاشاره می‌باشند، دیگر میلی برای اهمیت دادن به نقد نداشته و در دنیای هرکی‌هرکی《آنارشیک》سیر می‌کنند و بنابراین هرکس در پی نفع خویش گام برمی‌دارد و از نفع عمومی که لازمه توسعه‌ ملی و بسط فرهنگ سیاسی و اجتماعی است می‌گذرند! بنظر می‌رسد، بروز این پدیده مذموم می‌تواند خطر حذف《نقادی》که به‌عنوان《پیش برنده و هموار کننده‌ی مسیر توسعه》محسوب می‌شود را برای هر ملتی به همراه داشته باشد. چرا که《نقد است که مانع تکرار خطا》می‌باشد. نقد است که زمینه‌ساز توسعه ملی است و هرازگاهی با تلنگری ساختی یا بافتی را اصلاح می‌کند! حال تصور کنید نقد حذف شود، اینجاست که چون دیگر گوش شنوایی نیست، جامعه به‌سوی《بی‌تفاوتی اجتماعی》سوق داده می‌شود! که این مورد در حوزه اجتماعی آن‌که پیش‌تر به آن اشاره شد، قابل‌تأمل است و می‌توان به‌صراحت گفت ظهور این پدیده‌ی شوم درهم تنیده با ضعف ساختار مدیریتی و اجتماعی است و باعث بروز تبعاتی چون《به من چه》که فلان مدیر کارش را به‌خوبی انجام نمی‌دهد؟《به تو چه》که فلان کادر درمان به اوضاع بیماران رسیدگی نمی‌کند؟《به ما چه》که فلان نانوا نانش را خوب طبخ نمی‌کند؟《به او چه》که اختلاس در فلان نهاد رخ داده و یا فلان کاسب گران‌فروش است و امثالهم...در نتیجه بی‌اعتمادی عمومی شکل می‌گیرد و جامعه دچار《فقر مطالبه گری》می‌شود و دست نااهلان روزبه‌روز بازتر و آلوده‌تر می‌شود!!!


  • انتشار اخبار کذب با هدف سیاسی

    مجتبی پسند: وظیفه ذاتی رسانه‌های گروهی《شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های تلگرامى》كمك به افكار عمومی در گزینش درست می‌باشد. این گزینش بی‌شک با روشنگری، انتقاد سازنده و انعكاس واقعی اخبار و اطلاعات میسر می‌باشد نه تهمت و انتشار اخبار كذب! شاید به‌گزاف نباشد بگوییم فضای مجازی تأثیری سرنوشت‌ساز در انتخابات دارد!تأثیر فضای مجازی بر افكار عمومی و نقشی كه این پدیده در تحولات سیاسی و اجتماعی دارد بر كسی پوشیده نيست. در یك جامعه اسلامی انتظار بر این است كه اخلاق و روح جوانمردى بر آن حاكم باشد. در فضای مجازی بایدها و نبایدها می‌بایست رعایت شود، اخلاقیات رعایت شود و تخریب و توهین هم نباشد! واقعیت این است كه همان‌گونه كه در جامعه شایعه، دروغ و تهمت است در دنیای دیجیتال هم همین‌گونه است، اگر در دنیای حقیقی این امور مذموم است در دنیای مجازی نیز ناپسند است!ما بايد از فضاى مجازى جهت مشاركت حداكثرى در انتخابات استفاده كنيم اما تخريب و انتشار مطالب كذب بر عليه كانديداهاى احتمالى و جريانات سياسى باعث بدبينى مردم و ايجاد جو مسموم در فضاى رسانه‌ای خواهد شد.فعالیت بعضی《کانال‌ها و گروه‌های تلگرامى》می‌تواند باعث تخریب اشخاص و جناح‌ها باشد و موجب برهم‌زدن صلح و دوستی و ایجاد دشمنی گردد! باتوجه به نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس، برخى اعضای گروه‌های تلگرامى《با منتشر كردن اخبار كذب》باعث ایجاد کدورت بین افراد و تخريب چهره‌ها می‌گردند و با ترویج شایعات در مورد افراد《با اهداف خاص سیاسی》باعث آسیب‌های جبران‌ناپذیر اجتماعی می‌گردند!متأسفانه در این مدت شاهدیم که برخی با هدف تبلیغات و اطلاع‌رسانی پا به عرصه سیاسی می‌گذارند، اما در واقع قصد تخریب دارند! استفاده از فضای مجازی برای تبلیغات انتخاباتی یک مزیت درجهت کاهش هزینه‌های تبلیغاتی و افزایش مشارکت عمومی در انتخابات می‌باشد اما همگان اذعان دارند که این امر باید درحیطه قانون انجام گیرد!اميدواريم《پليس فَتا》با منتشركنندگان اخبار كذب بر عليه كانديداهاى مجلس يازدهم برخورد جدى نمايند! تا ديگر كسى بخود اجازه ندهد در فضاى مجازى هرگونه اخبار كذب را منتشر نمايد!


  • نه به غیرمتخصص!

    جامعه‌ای که تخصص و شایستگی در مقابل وابستگی و رابطه بازی ذبح می‌شود، نباید انتظار توسعه و پیشرفت را داشت. در بسیاری از جایگاه‌های تخصصی، شاهد حضور افرادی هستیم که از حداقل‌ترین مهارت‌های دانشگاهی، ذاتی و فنی بی‌بهره‌اند. متأسفانه برخی از این افراد غیرمتخصص، با سوءاستفاده از انواع مختلف ابزار قدرت،همچنین گستاخی و هوچیگری، بدنبال جایگاه در بین جامعه می‌گردند.در این آشفته‌بازار، افراد تحصیل‌کرده و دارای حجب و حیا ترجیح می‌دهند، گوشه‌ای نشسته و خود را از گزند شاخ‌های زهرآگین برهانند! افسوس و صد افسوس از اینکه در بسیاری از عرصه‌های مختلف، وقاحت و پررویی، گوی سبقت را از تخصص و شایستگی ربوده است! یک شخص برای اینکه خلبان شود، باید درس بخواند، آموزش‌های مختلف عملی را پشت سر بگذارد، به‌عنوان کمک‌خلبان پرواز کند، با هواپیماها و آماتور در ارتفاع اندک پرواز کند، سپس درصورت موفقیت شرایط پرواز با هواپیما در ارتفاع بالا و مسافت‌های طولانی را به دست بیاورد.اینک از شما می‌پرسم: با توجه به مثال بالا، چند درصد از مشاغل ما در حرفه‌های مختلف این پروسه‌ی مدون را طی می‌کنند؟فقط و فقط به‌صرف اینکه یک نفر دوست دارد خلبان شود، توجیه‌پذیر نیست که چون با افراد ذی‌نفوذ و صاحبان قدرت در ارتباط است، یک هواپیما با چهارصد نفر مسافر در اختیار او قرار بگیرد.تردیدی وجود ندارد که عاقبت چنین پروازی سقوط است...اگر به دنبال احترام به تخصص‌ها هستیم، باید متولیان هر زمینه‌ای، از ورود《غیرمتخصص‌ها》جلوگیری نمایند. اگر به دنبال جامعه‌ای توسعه‌یافته و نوین هستیم، باید از افراد متخصص و بااستعداد حمایت کرده و بستر را برای فعالیت بدون دغدغه‌ی آن‌ها فراهم نماییم. فراموش نکنیم بهره‌گیری از افراد متخصص، فضای جامعه را به سمت تعالی پیش برده و باعث نتیجه گرایی در همه امور می‌شود.رضا طولابی/ یافته


  • وعده های پوچ

    عده‌ای از داوطلبان مجلس قول اشتغال‌زایی به حدی می‌دهند و ميگويند اگر من نماينده بشوم مردم شريف ما ديگر مجبور نيستند كه برای کار، کاشانه خود را رها كنند و آواره شهرهای دور شوند.با نزدیک شدن به انتخابات، داوطلبان و طرفدارانشان از انواع وعده‌ استفاده می‌کنند. شما رای بدهید ما قول می‌دهیم فرزندان شما را به سر کار ببریم! شما رای بدهید ما جاده روستای شما را آسفالت می‌کنیم! بعد از انتخابات و کامیابی فرد کاندید، نه‌تنها برای اشتغال آن‌ها کاری انجام نمی‌دهند بلکه با جواب‌های سربالا با آنها برخورد می‌کنند و آن‌ها را ناامیدتر می‌کنند و در اکثر مواقع جواب تلفن آن‌ها را نمی‌دهند!هر روزه خبرهای جدیدی مبنی بر برگزاری جلسات شبانه و میتینگ‌های انتخاباتی و برنامه‌ریزی برای ورود کاندیداهای احتمالی به عرصه انتخابات مجلس از دورافتاده‌ترین روستا تا پایتخت به گوش می‌رسد.حضور بدون دعوت و نمایشی کاندیداهای احتمالی در مجالس جشن و عزا و آیین‌های ملی و مذهبی از موضوعاتی است که روزبه‌روز بازار آن داغ‌تر می‌شود(منظور استفاده ابزاری از شرکت در مراسم سوگواری برای جمع‌آوری رأی می‌باشد)اگر به تاریخ انتخابات نیم‌نگاهی بی اندازیم خواهیم دید اغلب کسانی که بیش‌ازحد شعار و وعده داده‌اند، بعد از کامیابی در انتخابات در حل مشکلات منطقه و عمل به شعارهای انتخاباتی به بن بست رسیدند! اخیراً به گوش می‌رسد برخی پایتخت‌نشین با تشکیل جلساتی عملاً وارد صحنه انتخابات شدند و از فرسنگ‌ها دور فعالیت‌ها و اخبار انتخاباتی منطقه را رصد می‌کنند.بنظر می‌رسد کسانیکه سالانه حتی یک‌بار هم به لرستان سفر نمی‌کنند نمی‌توانند مشکلات منطقه را حل کنند.افرادی که خودشان در لرستان زندگی می‌کنند و گردوخاک این منطقه را می‌خورند و با جان و دل مشکلات مردم را لمس می‌کنند و این معضلات را جزء مشکلات روزمره خود می‌دانند می‌توانند در پیشرفت لرستان مثمر ثمر باشند. برخی از همین پایتخت‌نشینان برای خودشان سرمایه‌های آن‌چنانی دارند، حال سؤال بنده حقیر از هم استانی‌ها اینست کدام‌یک این آقایان در منطقه لرستان سرمایه‌گذاری کردند؟ کدام یک از این افراد به‌ظاهر دردآشنای جوانان، کارگاهی در منطقه ایجاد کرده‌اند تا جوانی بتواند در آنجا مشغول شود؟ کدامیک از این افراد که به گفته خودشان با بزرگان کشور نشست و برخاست دارند برای پیشرفت منطقه قدمی برداشتند؟ آیا حضور این افراد تداعی‌گر افکار فریبکارانه و منافع شخصی آنان در منطقه نمی‌باشد؟ بیاییم دست در دست هم دهیم و تعصب‌های کورکورانه و قومی و قبیله‌ای را کنار بگذاریم و از فردی حمایت کنیم که تخصص کافی برای این پست حساس داشته باشد و خود نیز بزرگ‌شده لرستان و آشنا به مسائل و مشکلات این منطقه و از بطن و متن مردم این منطقه باشد و همچنین تعهد کافی برای پیشبرد برنامه‌هایی که در زمان تبلیغات انتخاباتی ارائه می‌دهد داشته باشد و از همه مهم‌تر《شخصی توسعه‌گرا با ديد همه‌جانبه نگر》باشد و این مهم تنها با انتخاب دقیق و هوشمندانه و آگاهانه ما میسر خواهد شد.مجتبی پسند/یافته


  • جای خالی دانشگاهیان در اجتماع!!!

    دانشگاهیان در مسایل کلان راه داده نمیشوند و چندسالی است هشدار داده شده زیرا به مرز فروپاشی اجتماعی و آنومی رسیده ایم هنجارها از بین رفته و اخلاق ضعیف می‌شود علت آن است جامعه را علمی اداره نمیکنیم! اگر جامعه به دانشگاه مانند کشورهای پیشرفته نظیر ژاپن و چین بها داده شود نخبگان به سمت آموزش و پرورش میآیند اما نه به آموزش و نه هشدارهای جامعه شناسی توجه نمیکنیم.براساس آمارها ایران دومین کشور غمگین جهان است که بخشی از آن بر میگردد به سوءاستفاده از دین اسلام! دین رفعت و مهربانی است و بسیاری از ما عملاً عدالت علی را نداریم همچنین در فلسفه قیام امام حسین و عاشورا جنگ در آخرین مرحله قرار گرفته است.بخشی از مشکلات نیاز به بازشناسی دین دارد و اگر مسوولان به فکر نباشند سالهای آینده همانند بحران آب《بحران اجتماعی》خواهیم داشت و با انجام 11 هزار مشاوره به صراحت میگوییم که فروپاشی خانواده، افزایش جرم و خشونت، پایین آمدن آستانه تحمل و ضعیف شدن اخلاق در جامعه را شاهد هستیم. امروز باتوجه به آزاد بودن رسانه، برخورداری از اینترنت و ماهواره متاسفانه شاخصهای تولید و توزیع موادمخدر بیشتر شده، آمار خشونت بالا رفته و همدلی اجتماعی کمتر شده! بخشی مساله اجتماعی و روانشناختی است که به آن توجه نمی‌شود و تلویزیون در عین حال که میتواند تاثیرگزارترین رسانه باشد بدلیل آنکه همنوایی با قشر متوسط ندارد تاثیر آن کمتر و جدی گرفته نمی‌شود! پدیده《لجبازی اجتماعی》در جامعه دیده می‌شود! رها کردن زباله در خیابان/ تخریب صندلی اتوبوس/ دعوا کردن خیابانی و... نشانه خشونت و لجبازی اجتماعی است.ما خود را متعلق به سیستمی که در آن زندگی میکنیم نمیدانیم زیرا معتقدیم که مالیاتی که اخذ می‌شود صرف امنیت جامعه نمی‌شود! متاسفانه لجبازی در سطح جامعه ما بدلایل مختلف که میتوان یکی از آنان را《مشکلات اقتصادی》مطرح کرد فراوان دیده می‌شود که از جمله پاره کردن صندلیهای اتوبوس و خسارت زدن به اموال عمومی نمونه بارز افزایش خشونت در جامعه است!در جامعه ما اکثر افرادی که پلیس میشوند آموزش تخصصی برخورد با مردم را ندیدند و باعث بروز خشونت در جامعه میشوند.سریالهای تلوزیون با اجتماع امروز همخوانی ندارد و زندگیهایی را به تصویر میکشد که اکثر مردم از آن بهره مند نیستند و این خود باعث خشونت می‌شود.مطرح کردن اکثر فسادهای اقتصادی در رسانه ها ک از سوی مسئولان ارشد و اطرافیان آنان صورت گرفته جامعه را دچار خشونت میکند و مردم برای بیرون کردن عُقده های درونی خود در بسیاری از مواقع دست به اعمال خشونت به طریقه های مختلف در جامعه میزنند.


  • ناکارآمدی مدیران عامل محرومیت بلاد لُرنشین است

    وجود گذشت پنج برنامه توسعه در کشور، کماکان لُرستان از لحاظ شاخص‌های توسعه‌یافتگی در رتبه پایینی قرار دارد و عدم تعادل و توازن منطقه‌ای در آن بسیار زیاد است به‌گونه‌ای که اگر رشد اقتصادی مناطق کشور را بررسی کنیم متوجه《رشد با تصاعد هندسی مناطق توسعه‌یافته》و《رشد با تصاعد حسابی در مناطق لُرنشین》می‌شویم که این تفاوت نرخ‌های رشد، به تعمیق شکاف برخورداری و سطح درآمدی بین استان‌ها و مناطق کشور منجر شده است!در اصل ۴۸ قانون اساسی آمده: به منظور استفاده متوازن از امکانات و توزیع عادلانه و رفع تبعیض و ارتقای سطح مناطق محروم و تحقق عدالت، دولت مکلف است در توزیع منابع عمومی به نحوی عمل نماید که فاصله شاخص برخورداری شهرستان‌های با کمتر از سطح متوسط کشور در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و زیربنایی در هر سال حداقل ۱۰% به سطح یاد شده نزدیک شود! همچنین مقرر شده تا معادل ۲% از اعتبارات بودجه عمومی در قالب بودجه سنواتی در اختیار معاونت برنامه‌ریزی و امور راهبردی رئیس جمهور قرار گیرد تا در راستای تحقق اهداف فوق توزیع و هزینه شود! در برنامه ششم توسعه می‌بایست مواردی همچون توسعه کالاها و خدمات عمومی در مناطق محروم/ سیاست‌های مهاجرتی/دسترسی به منابع مالی/ ارتقای کارایی بنگاه‌های تولیدی و خدماتی/و تخصیص مجدد منابع به منظور ارتقای بازدهی در مناطق کمتر برخوردار مدنظر قرار گیرد.بخشی از سرمایه‌گذاری و بودجه‌های دولتی بعلت ساختار چانه‌زنی به ایجاد مزیت‌های نسبی مصنوعی در شهرهای توسعه یافته هزینه شده!برپا داشتن《عدالت اقتصادی در جامعه》مهمترین وظیفه و مسئولیت در دولت است که بر دو پایه استوار است: 1) رفع محرومیت و ایجاد رفاه عمومی 2) ایجاد توازن در ثروت‌ها و درآمدها!تاکنون بعلت ضعف برنامه‌ریزی در مدیریت کلان بلاد لُرنشین و عدم قدرت چانه زنی درمیان نمایندگان لُر، دستیابی به توسعه و متوازن درلرستان اتفاق نیفتاده! از اینرو مهاجرت به شهرهای بزرگ و سرریز درآمد روستاها و شهرهای لُرنشین به کلانشهرها سرعت روزافزونی داشته که این موضوع به《واگرایی درجه توسعه‌یافتگی》و《عدم تعادل در موازنه جمعیتی لُرستان》منجر شده است! 354 کارخانه تعطیل/تعطیلی صنایع کوچک/بیکاری کارگران/حقوق معوقه کارگران/شکست طرح‌های زود بازده/کاهش اعتبارات بانکی به صنایع/تخریب محیط زیست/سطح رفاه و وضعیت بَد معیشتی/رتبه سوم خودکشی/ شکاف میان وضعیت آموزشی لُرستان با مناطق توسعه‌یافته (رتبه آخر در سطح کشور)/مهاجرت نخبگان به شهرهای بزرگ/حاشیه‌نشینی/بالا بودن نرخ بیکاری، فقر و محرومیت/رتبه اول تورم کشور/مقام نخست کشور ازلحاظ گرانی/بالا رفتن شاخص فلاکت (رتبه پنجم کشور با شاخص عددی 45.1) که رابطه مستقیم با بالارفتن جُرم داشته و موجب ناامنی در جامعه می‌گردد/افزایش ناهنجاری‌ اجتماعی موجب اجتناب سرمایه‌گذاران برای فعالیت اقتصادی در لُرستان گردیده و همین امر موجب شده که با هزاران میلیارد تومان سرمایه‌گذاری محقق نشده در لرستان مواجه باشیم! این درحالی است که استانهایی كه سرمایه‌گذاری بیشتری روی آنها شده ارزش‌افزوده ناشی از تولید و فروش کالاها دارند و از نظر رفاه موقعیت بهتری دارند! از ضروریات توسعه《سرمایه‌گذاری》است.یکی از موانع اصلی توسعه مناطق لُرنشین کمبود سرمایه‌گذاری و《نبود انباشت سرمایه》است!عدم سرمایه‌گذاری موجب بیکاری میگردد و بیکاری از عامل اصلی فقراست! مناطقی که نتوانند فرصت‌ شغلی برای افراد در سن فعالیت ایجاد کنند از توسعه اقتصادی فاصله می‌گیرند!اگر استانی ضمن در اختیار داشتن سطوح مناسبی از سرمایه‌های مدیریتی، مالی و اجتماعی دارای فضای کسب‌وکار مساعدتری نسبت به سایر استانها باشد در نتیجه《میزان تولید و تولید سرانه بیشتری داشته》و با معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری باعث ورود سرمایه و به‌تبع آن نرخ اشتغال بالا و نرخ بیکاری پایین خواهد داشت!اگر شاهد تغییر بُنیادی در مدیریت کلان لُرستان نباشیم و انتخاب نمایندگان مجلس《به سبک طایفه ای》باشد و نگرش مسئولان تغییر نکند لُرستان به رده مناطق محروم سقوط خواهد کرد.مدیران در راستای اجرای برنامه ششم به‌گونه‌ای گام بردارند که اقتصاد کالبدی/ استفاده بهینه از منابع و پتانسیلهای منطقه‌ای/ تقویت زیرساخت‌های اقتصادی/ نگاهداشت محیط‌زیست و میراث فرهنگی/ اعتلاء هویت منطقه‌ای مورد اهتمام قرار گیرد.آرش کاظمی/ یافته


  • اقتصاد تَرَک برداشته ایران!

    اقتصاد ایران بحران‌هایی چون کسری بودجه‌های سالانه/ وابستگی دائمی به فروش نفت/خام فروشی/ پرداخت نقدی یارانه به صورت همگانی/ کسری‌های پی در پی صندوق تأمین اجتماعی و بازنشستگی/ بنگاه‌داری بانک‌ها و...همه و همه ترک‌های هستند که در خانه‌ اقتصاد ایران نمایان شده‌اند و مسئولان اقتصادی نیز دائماً با کیسه‌ای گچ، سعی در پوشاندن ترک‌ها کرده‌اند!در واقع صورت مسئله را پاک و بصورت مقطعی سعی کرده‌اند فشارها را از روی دوش خود بردارند و به دولت بعد از خود منتقل کنند. چرا که یقیناً اصلاحات اقتصادی بدون هزینه نخواهد بود و به همین دلیل است که هیچ دولتی «شهامت» این اصلاحات را به خود نداده است!بنظر می‌رسد که ساختار اداری و اقتصادی ایران از بروکراسی زائد و تورم نیروی انسانی رنج می‌برد! بعنوان مثال جمعیت 80 میلیونی ایران، حدود 2 میلیون و 400 هزار شاغل و حقوق بگیر رسمی دولت دارد! درحالیکه کشور ژاپن با 127 میلیون نفر جمعیت صرفاً حدود 300 هزار نفر کارمند رسمی دارد! با این حال درآمد ملی ژاپن تقریباً 12 برابر ایران است! این مقایسه کوچک نشان می‌دهد که دولت در ایران خیلی《متورم》است و نشان از عدم بهره‌وری《مشاغل دولتی》ایران دارد. از طرفی بخش خصوصی در ایران هنوز نتوانسته جایگاه خود را پیدا کند به همین دلیل بخش کوچکی از اقتصاد ایران در دست بخش خصوصی است و در عوض دولت همه کاره است《هم مجری است و هم ناظر!》در این زمینه تجربه‌ی کشورهای توسعه‌یافته دنیا نشان داده که هرگاه دولت، هم مجری طرحی باشد و هم ناظر؛ آن طرح با عدم بهره‌وری/ پرتی منابع/و اتلاف وقت همراه است. به همین دلیل این کشورها، دولت‌ها را چابک کرده‌اند تا صرفاً نقش نظارتی داشته باشند نه اجرایی! اقتصاد این کشورها دردست بخش خصوصی است و دولت نیز در این بین صرفاً نقش نظارتی و تسهیل کننده‌ای دارد تا شاخص‌های رشد اقتصادی، تورم، بیکاری، نرخ بهره و...کنترل شوند.از زمان تحریم‌های نفتی و بانکی ایران، ترک خانه‌ی اقتصاد ایران بیش‌تر شده است و حتا موجب شده که ترک‌های قبلی که با گچ پُر شده بودند، سرباز کرده، وضعیت آشفته‌تری به اقتصاد ایران بدهند! به تعبیر دیگری می‌توان گفت که خانه‌ی اقتصاد ایران در وضعیت《پیش از فروپاشی》و《نا اطمینانی》قرار دارد. نا اطمینانی از این منظر که مشخص نیست چه پیش می‌آید.شاید مهم‌ترین نتیجه‌ی تحریم‌ها بر اقتصادِ کشور، همین نااطمینانی و افزایش ریسکِ فعالیت‌هایِ اقتصادی بوده است زیرا در شرایطی که ریسکِ اقتصادی بسیار بالاست، سرمایه‌گذاری‌های جدید یا اصلاً صورت نمی‌گیرد یا به ندرت صورت می‌گیرد. علاوه بر این به سبب تحریک انتظاراتی که در بازار صورت گرفته است، فعالیت‌های سوداگرایانه و غیرمولد، رشد زیادی بخود گرفته و زمینه برای انحراف و انتقالِ منابع به بخش‌های غیرتولیدی بیش‌تر شده است.


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • طرح تکه تکه کردن قوم لُر

    یکشنبه 7 مهر 98 برنامه ترانه باران که از《شبکه شما》پخش میشود ترانه《نامیرا》از ایرج رحمانپور که تماماً لُری بود را به عنوان《ترانه لکی!》پخش کرد! حال سوال اینست که چرا ترانه های کُردی را به سورانی/ هورانی/ گورانی/ کرمانجی/ زازا/ و کلهری تقسیم نمیکنند؟ چرا ترکها را به قشقایی_ارسبارانی_شاهسوند_و خلخالی تقسیم نمیکنند؟ چرا تمام تلاش پان آریاییها برای تجزیه، اتمیزه و تکه تکه کردن مردم لُر است؟ چرا اتاق فکر پان ایرانیست ها از توهین، تخریب و تفرقه بین لُرها حمایت رسانه ای میکنند؟ چگونه است کسانیکه قلم در راستای تفرقه و جدایی میزنند حمایت میشوند ولی آنهایی که دم از اتحاد و همبستگی میزنند متهم به نقاق و تجزیه طلبی میشوند؟ چطور از تفرقه و تفاوت ساختگی بین لُرها میگید اما از فقر و بیکاری و مهاجرت بلادلُرنشین حرف نمیزنید؟ چرا به محض اینکه از مشکلات و معضلات شهرهای محروم لُرنشین مینویسم انواع برچسبها و انگها را به ما می‌چسبانید اما اگر از شاهنامه، کوروش، زرتشت و...بنویسیم کلی مورد تقدیر و تحسین قرار میگیریم؟ آنها همه فارس و کُرد و ترک هستند ولی لُرها را از هم جدا میخوانند! اظهرمن الشمس است که این قضیه خودجوش نیست بلکه اتاق فکری پشت این دسایس علیه موجودیت لُرهاست! لذا وقتیکه دشمن شمشیر را از رو بسته مردم لُر نباید بیتفاوت باشند و به این روند لُرستیزی و انکار داشته های قوم لُر باید اعتراض جدی داشته باشند.


  • آیا لُرستان تاکنون نماینده نداشته است؟

    چند سوال از مردم نجیب و بااصالت لُرستان...1) از ابتدای انقلاب لُرستان به تفکیک شهرها چند نماینده داشته‌اند؟ 2) میزان دارایی و سرمایه هر کدام قبل و بعد از نمایندگی چه تفاوتی کرده است؟ 3) اقوام و اطرافیان آنها چه استفاده ها و چه رانتهایی از موقعیت این نماینده‌ها بدست آورده‌اند؟ 4) چند نفر از این نمایندگان صاحب کارخانه، زمینهای تجاری یا کشاورزی، ویلا، باغ و شرکتهای خصوصی شده‌اند؟ 5) چند نفرشان بعد از نمایندگی هم پستها و سمتهای مهم ملی یا استانی داشته‌اند؟ 6) چند نفرشان از اول تاکنون با مردم صادقانه و رو راست بوده‌اند و بر عهد و پیمان خود باقی مانده‌اند؟ 7) چند نفرشان یا خودشان یا اطرافیانشان دارای حاشیه های تاسف بار و مهلک و تعجب آور بوده‌اند؟ 8) چند نفرشان به معنی واقعی نخبه علمی و شخصیت ممتاز و برجسته و تاثیرگذار بوده‌اند؟ 9) چند نفرشان در مجلس باعث افتخار لُرستان و موکلین و برعکس چندنفرشان با گفتار و رفتار موجب سرافکندگی و آبروریزی برای مردم محجوب و فهیم لُرستان بوده‌اند و موجب استهزاء رسانه ها و سایر نماینده‌ها گردیده‌اند؟ 10) چند نفرشان قدرت ارائه طرحهای کارشناسی و ضروری و محکمه پسند در مجلس داشته‌اند و چند نفرشان در صحن مجلس فعال و پویا و صاحب ایده و دارای قدرت تجزیه و تحلیل در مورد طرحها و لوایح بوده‌اند؟ 11) چند نفرشان به معنی واقعی کلمه دغدغه《منافع لُرستان》را داشته‌اند و بجای زد و بند سیاسی کاری و سیاست بازی《وکیل الرعایا》بوده‌اند؟ همه ما کم و بیش باخبریم که تعداد زیادی از نمایندگان ادوار مجلس بخاطر موقعیتی که به واسطه رای مردم بدست آورده‌اند از رای مردم لرستان سکوی پرشی برای خود و اطرافیان ساخته‌اند و《در استانهای دیگر کارخانه و شرکت و تجارتهای پُر سودی》به راه انداخته اند و صاحب املاک و مستغلات و دارایی های وافری شده‌اند! بجای اینکه سرمایه مالیشان را در بلادلُرنشین که سرآمد فقر و بیکاری است به کار بگیرند آنرا در کلانشهرها تبدیل به کارخانه و شرکت میکنند؟ این درست عبرتی برای مردم لُر شود و به افرادی که فقط موسم انتخابات از تهران و کلانشهرها به شهرهای لُرتبار میآیند یک رای هم ندهند چون اینگونه افراد رای را از لُرها گرفتند اما علیرغم سیل بیکاران و لشکر محرومان و مستضعفان نیازمند در سایر استانها سرمایه‌گذاری کرده‌اند حتی یک رای هم به اینها ندهند! هر وقت کارخانه‌ها و شرکت‌ها و سرمایه‌گذاریهای خود را به لُرستان منتقل کردند و تعهد دادند که تعداد زیادی از جوانان بیکار لُر را در کارخانه‌ها و شرکتهای خود به کار گماردند و میزان سرمایه و دارایی خود را شفاف اعلام کردند و دارایی خود را در جهت رونق اقتصاد لرستان به کار گرفتند آنوقت مردم لُر بیایند و به اینگونه افراد رای بدهند! نماینده باید بدنبال《نفع جمعی》باشد در غیر اینصورت مردم به آنها رای ندهند و آنها را تحریم نمایند! آیا واقعاً با عقل و انصاف سازگار است که اکثریت نمایندگان سابق لُرستان که از طریق اعتماد مردم به خود نماینده مجلس شدند حالا سرمایه و دارایی خود را به استانهای دیگر منتقل کنند تا جوانان مناطق دیگر بهره مند شوند و از طرف دیگر مردم شهرهای لُرنشین از روی ناچاری آواره اقصی نقاط کشور شوند و انواع توهینها و تحقیرها را تحمل کنند؟ واقعاً مردم لُر اینبار تامل و تفکر کنند و سوابق و لواحق را بسنجند و تحلیل کنند وگرنه افسوسها و حسرتها مسلسل وار تداوم خواهد یافت...این مطلب توسط: حمید مهدوی فر در ماهنامه《جهش نو》شماره 27، ص77 چاپ شده بود.


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • تفکر طایفه ای موجب عقب ماندگی سیاسی میشود!

    طوایف لر بعنوان ساختارهای خانوادگی و قبیله ایی منشعب از مردم لر ارزشمند و مورد احترام میباشند، اما آنگاه که افرادی نادان به شکلی برتری جویانه و لرستیزانه به تخریب، توهین و تمامیت خواهی عمل مینمایند چنان پتانسیل و ظرفیت قدرتمندی را به یک ابزار ضد منافع مردم لر تبدیل نموده و عموماً میگوییم فرد فوق الذکر《طایفه گرا》است.مطمئناً طایفه گرایی در یک بازه زمانی طولانی باعث اختلاف، کینه و دشمنی میان لُرها خواهد شد و آنها را از یک انسجام جمعی در قبال منافع مشترک سرزمینی و هویتی خود دور میکند.عقیده طایفه گراها مبتنی بر این است که انسانهای شایسته تنها در میان طایفه خود بوده و شایستگان دیگر طوایف لُر را به رسمیت نمیشناسند و بصرف غیرهم طایفه ای بودن شایستگی از آنها سلب میشود.به عبارت دقیق تر فرد ناتوان و ضعیف خود را شایسته تر از افراد توانای دیگر لُرتبار میدانند و قطعا این نوع نگرش به زیان لُرها منجر خواهد شد.غالباً هرگاه طایفه گراها به قدرت و جایگاه سیاسی میرسند بدنبال آنند که تنها افراد طایفه خود را جایگاه، پست و مقام دهند و تا آنجا که بتوانند بدنبال حذف و تخریب افراد شایسته دیگر طوایف میروند بعلت آنکه ممکن است حضور آن افراد برای منافع شخصی و طایفه ایی شان آسیب زا باشد.اینگونه باعث میگردد که مردم لُر از حذف انسانهای شایسته خود که یا برخاسته از طوایف کم جمعیت اند و یا از طوایفی اند که علی رغم جمعیت بالای طایفه ایی، دیدگاه طایفه ایی ندارند زیان خواهند دید.


  • طایفه گرایی: صورت بندی ناهمزمان با دنیای امروزی است!

    بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است! نبود نگاه سیستمی و بخشی نگری مانع توسعه لرستان شده است. فقر، بیکاری، اعتیاد، طلاق، مهاجرت و خودکشی ارتباط مستقیم با《فقر اقتصادی》که مقدمه فقر فرهنگی است دارند. درآمد سرانه مردم لرستان پایین تر از میانگین کشوری است و نرخ بیکاری نیز در آن به نسبت سایر استانها بالاست. میزان سرمایه گذاری دولت هم پایین است و با《بودجه قطره چکانی》نمیتوان معضلات را در کوتاه مدت حل کرد. ایکاش نمایندگان و مسؤلان توان امضاء جمع کردنشان را صرف رفع مشکلات جوانان و حل بحران بیکاری میکردند. اگر وقتشان را صرف رفع مشکلات کارخانجات و احیای صنایع تولیدی و اشتغال زایی در حوزه انتخابیه خود میکردند الان لشکر جوانان تحصیلکرده بیکار در خیابانها سرازیر نمیشد. بجای حمایتهای فکری و سیاسی از مردم فقط سرگرم مهره چینی های غیراصولی در دستگاه مدیریت هستند. ما از کمبود امکانات میگوییم آنها از عزل و نصب ها!!! ما از جذب بودجه و اعتبار میگوییم آنها از استخدام کردن آشنایانشان!!! روند شهرنشینی در مناطق لُرنشین برحسب رشد و توسعه صورت نگرفته بلکه فقر و محرومیت و فشار زندگی روستانشینان آنها را به شهر کوچ اجباری داده است و بیشترین آسیبها را همین حاشیه نشینان می بینند.تا زمانیکه مردم لُر دیدگاه طایفه ای دارند یک ما دو نمیشود!



آخرین مقالات