چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

چرا لُری را زبان نامیده ایم؟

زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان عاقل و اهل منطقی نمیگوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است. آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده و اهل درکی آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی آورد.

چرا لُری را زبان نامیده ایم؟

هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست.

بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد.

برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی ، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است.

شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان فارسی است در اصل ریشه عربی است. واژگان مسترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست.

فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جملهاحمد عباسنه دی. در فارسیاحمد عباس را دید. در ترکیاحمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند.

این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟

زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود.

حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته است با آنکه زبان لری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است.

بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد.

هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش صفحه ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از فارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند.

آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ ، صفحه ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده است و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند.

دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» صفحه ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد.

زبان لُری قدمتی به فراخنای تاریخ گسترده و کوههای سر به فلک کشیده بلاد لُرنشین دارد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است و اطلاق عنوان گویش در عرف عموم بر این زبان که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره ی بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد ، اشتباهی محرز است و ضرورت دارد که لُری را در زُمره زبانهایی به شمار آوریم که دارای چندین میلیون گویشور است.

دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد.

پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتابTales from lorestsn  که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لری میپردازد.

همچنین دکتر اریک جان آنونبی زبان شناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را مجموعه زبان مینامد.

 

آثار مکتوب به زبان لُری :

1.       شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم عباسی اتابک لُر)

2.       باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)

3.       دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است

4.       هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است

5.       دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است

6.       فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد

7.       مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است

8.       خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی

9.       مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است

10.   تذکره حُسین حزین بروجردی

11.   تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)

12.   فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود

13.   اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود

14.   علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک عَلیوُسی Aliyosi)  ) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل ، شکوایه ، بیان رنج و حرمان است

15.   دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است.


 

 

توانمندی های زبان لُری

 

خیلی اسامی هستند که اصلاً فارسی نیستند بلکه باستانی و سومری اند مثل:

تَن که سومری است به معنای محل یا ظرف چیزی.

تنور یعنی محل نور که تنور در آیه ۴۰ سوره هود آمده است. واژه تنور را زبانشناسانی مثل «جعفری» معتقد هستند که نه ایرانی است و نه سامی بلکه از زبان اقوامی که قبل از آریاییها و سامیها بودند گرفته شده است. واژه «آگر» یا «آذر» یا «آتر» به معنای آتش است و یک «واژه باستانی فرا ملیتی» است.

قبل از ایرانیان ، کلدانیان و آشوریان سیاره مریخ را «ستاره آذر یا آتشین» مینامیدند و این نام در کتیبه های بابلی هم آمده است. قوم آزر ساکن شهر اور پایتخت سومر و کلده بودند و از نظر موقعیت جغرافیایی در شمال خلیج فارس نزدیک دلتای دجله و فرات بود. کلمه اور هم مانند آذر به معنای آتش است چون مرکز آتشکده های بسیاری بوده است. البته «اور» در زبان عیلامیان باستان یعنی «شهر» مثل ماس + اور یعنی شهر لبنیات! یا تلوری که تل یعنی شهری که در گردنه و تپه کم شیب واقع شده است یا اورشلیم یعنی شهر صلح یا دارالسلام.

به گفته «ابو منذر هشام کلبی» در الصنام صفحه ۸۳ آزر نام بتی معروف بوده که تارُخ پدر ابراهیم پرده دارش بوده است. خیلی از واژه ها و کلمات هم هستند که از زبان عیلامی وارد فارسی شدند مثل پدر _ مادر _ پسر _ شادی _ شاه _ بهتر _ شوش _ شوشتر _ اخوزیا (اهواز) _ بهبهان _ خارتیش (خوارکننده تشنگی = خایدالو) _ تیراشه (شیراز) و...همگی اینها اسامی عیلامی هستند.

دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی که بطور تخصصی و ویژه روی زبان لُری کار کرده است در کتاب «لُری چند زبان است؟» میگویدنه تنها لُری یک زبان است بلکه تک تک شاخه های آن یک زبان هستند و زبان لری یک گروه زبانی است.

اگر لری ننویسیم _ لری نگوییم _ لری حمایت نکنیم دچار خودگریزی فرهنگی میشویم. الفبای عربی برای لری نوشتن سخت است چون در خط و الفبای عربی نمیشود حروف مُصوت و صدا دار را نوشت ولی خط لاتینی که در زبان آلمانی استفاده میشود بسیار کامل است. زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است برای مثال بن فعل گفتن در زبان لری میشه ( ؤ ) حالا میخواهیم از این مصدر فعل «میگویم» بسازیم :

بختیاری= إیگوم / مینجایی= گوئم یا موئم / لکی= موشم.

پیشینیان ما برای لغات عربی و فارسی معادل داشتند و اگر لغتی را هم میپذیرفتند کلأ تغییرش میدادند مثلأ واژه حکایت که عربی است را گرفته و به «حَقات haghat » تبدیل کردند. بعضی کلمات هم که از ترکی وارد فارسی شدند مثلقاشق _ چنگال _ بشقاب. برخی کلمات لری که کلأ ساختمان و ترکیب کلمه شان متفاوت با فارسی است و توجه بفرمایید آنچه را که ما فارسی میدانیم در واقع عربی است معادل مسخره کردن یا تمسخر که لری اش میشود «دم هلکونی» یا «لابردنگ» یا «سیقاف» که هیچکدام تازی نیستند.

کلمه «محتاج» عربی است ولی در لری ما «ناک» را داریم که تازی نیست. و مثال های دیگری همچون: پل زیهغلت خوردن / پهلاکفش / پله پوشاخ و برگ / پوقیسهمنفجر شدن / تونک tonek نازک / ناکمحتاج / موکووریگستاخی / چزوگو chezogoورزش هاکی / قرس qars : طناب / حپ hapقرص / فتراقجستجو / أینل aynel زیربغل / ایمدال imdal اکنون یا دوباره / یالگهیخه (که ترکی است) / ذوق zoq سرما / گلموچه gelmocheمچاله / سیلیجلجن / پتیخالی و...

 

40 نظر

  • قدمت واژه《لُرستانات》

    واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است. کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی ، مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ متوفی شده است. همچنین شیخ بهایی در دیوانش یک شعری دارد با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.


  • اسماعیل خان《سرباز بروجردی》

    اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که در سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده است ، ادیب و شاعر بود که تخلص سرباز اختیار کرده بود. اصلش از《خرم آباد فیلی》بود و به مناسبت آنکه در بروجرد تولد و تمکن یافته به بروجردی مشهور شده و چون در فوج نظام صاحب منصب بوده ، تخلص سرباز را برای خود برگزیده است. وی در انواع شعر دست داشته و دیوانی در مراثی بنام اسرارالشهاده از او بازمانده که دو مرتبه در تبریز و بمبئی چاپ شده که قریب ۵ هزار بیت دارد. محمود میرزا قاجار میگوید : سرباز نامش اسماعیل خان بود و از طایفه فیلی خرم آباد ، در غزل سرایی دستی دارد و سعی نماید که از متوسطان باشد مشارالیه در درگاه نواب محمد قاسم میرزا به منصب تخلص خود ممتاز و سرهنگ سرباز است.نسخه ای از دیوان سرباز در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.


  • چنگایی

    دکتر ابراهیم باستانی پاریزی در کتاب《نون جو》صفحه ۵۰۱ مینویسد : دانشکده ادبیاتِ دانشگاه تهران در اختیار دو لُر《دکتر عبدالحسین زرینکوب و دکتر سید جعفر شهیدی》و یک تُرک《دکتر عباس زریاب خویی》است. جلال آل احمد هم این مطلب را در کتابش آورده است.


  • زبان باستانی لُری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری _ آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود. زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است. واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند. هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر《شوش》به زبان لری تکلم میکنند. زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است. زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر. وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است. هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند. لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است. وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • ملایری

    شمس قیس رازی در کتاب العجم فی معاییر اشعار عجم میگوید:بیشتر مردمان عراق رغبت زیادی به انشاء و انشاد ادبیات فهلوی دارند و از قول و غزلهای عربی و دری چنان لذت نمی برند که از فهلویات.از آنجا که شمس قیس خود اهل ری بوده به درستی گفته او نمیتوان شک کرد و ری نمیتواند زبان مرسوم دربار ساسانی بوده باشد. فریدون جنیدی در نامه پهلوانی صفحه ۵ مینویسد:ترانه های زیادی پس از دوران اسلامی در سرزمین ماد یعنی آذربایجان و همدان و لرستان بنام فهلویات مشهور و رایج بوده است.از همه بیشتر و بهتر ترانه های باباطاهر عریان است که کمتر ایرانی است که با آن آشنایی نداشته باشد.با مقایسه و تطبیق واژه های پهلوی با واژگان لری این موضوع روشن میشود که زبان لری کهن ترین زبان غرب ایران است و باستانی بودن این زبان به دوره پارت و ساسانی میرسد.


  • واژگونه نویسی پارادوکس معنایی نامجاهای لرستان

    واژگونه نویسی پارادوکس معنایی نامجاهای لرستان:بهمن آزادی اسم یا نام مهمترین شاخصه و شناسه برای شناختن و شناساندن هر چیز ، در همه کاینات جهان هستی است. برای مخلوقات اعم از جاندار و بی جان ، مانند:موجودات زمینی و زیر زمینی و هوایی و دریایی و _نامی در خور به کار گرفته میشود. حتی خالق این مخلوقات نیز نام منحصر به فرد خود را دارد. پر کاربرد ترین اختراع انسان ، نام و اسم گذاشتن برای افراد و همه موجودات میباشد. میتوان گفت نامگذاری هر یک از موجودات (اعم از جمادات و نبادات) بهترین راه متمایز نمودن هر یک از دیگری در جهان هستی میباشد. در میان ملل مختلف خالق هستی بخش و بوجود آورنده آنچه موجود است ، نام مختص خود را دارد. البته اعتقادات دینی _ فرهنگی در این نامگذاری مؤثر بوده است. ایرانیان در برهه هایی از تاریخ نویسان خود ، خدا را با نامهای مختلف خوانده اند. در کتاب اوستا بخش خرده اوستا که قسمت دعاهاست نام اهورامزدا را بکار بردند. در قرآن نیز نامهای با مسما برای خدا ذکر شده که الله برگزیده ترین آنهاست. لذا در ملل مختلف نامها برحسب موازین فرهنگی _ دینی و اجتماعی به کار برده میشوند که ریشه در باورها و اعتقادات خاص خود دارند. در نام مکانها هم سعی شده که از لحاظ ویژگی و خصوصیات ظاهری به نوعی معرف آن مکان باشند. اما متأسفانه ما با نوعی واژگونه نویسی نامهایی که برگرفته از تمدن دیرینه و فرهنگ و باورهای مردمان لر است از معنی و مفهوم خود دور میکنیم و به نوعی ناخواسته اقدام به خود زنی و خود ویرانگری فرهنگی و تخریب داشته های تاریخی خود می نماییم. آنچه در این بحث مد نظر است دگرگونه نویسی یا واژگونه نویسی است که از دیرباز در میان مردمان خطه لرستان مرسوم شده است و شوربختانه هنوز نیز بر ادامه این اشتباه ، ناخواسته اصرار می ورزیم. از جمله این واژگونه نویسی نوعی دگردیسی ناشایست از اسامی جغرافیایی در نوشتن نام مکانها در تابلوهای اداره راه و شهرسازی در جاده ها و به نوعی فارسی کردن نام مکانهاست. در اکثر تابلوها و نقشه هایی که از استان لرستان و شهرها و روستاهای این استان نوشته میشود به اولین اشتباه بزرگ میتوان به نوشتن نام خرم آباد اشاره کرد. در توصیف و شرح نام خرم آباد اشتباه نویسانی همچون حمدالله مستوفی بوده است که خرم آباد را محلی دانسته که خرما در آنجا فراوان بوده است! بدون شک با توجه به این شرحی که جغرافیا نویس از وجه تسمیه خرم آباد داشته ، با ضرس قاطع میتوان گفت که وی به دلیل صعب العبور بودن و بافت کوهستانی منطقه هرگز به این شهر نیامده و فقط این نام را شنیده و برایش با توجه به تجزیه و ترکیب و تحلیلی که از نام خرم آباد داشته ، آن را وصف نموده است! در زبان لری به خرم آباد (خورموعه) گفته میشود اگر بگوییم بین خورموعه و خرم آباد بسیار تفاوت است سخنی مبهم و اصم نگفته ایم. از دیگر واژگونه نویسی ها که به اصطلاح خواسته اند نامی فارسی بر شهر یا روستایی بگذارند میتوان مثالهای فراوانی آورد. مثال:چندین مکان موسوم به "باوممیل" وجود دارد که فارسی آن را بابا محمود نوشته اند. در کجای فرهنگ و زبان لری دیده یا شنیده ایم که به محمود ممیل بگویند! مثال:سراب نایکش کجا و نام وارونه ی ناوه کش کجا! مله شوؤنو کجا و مله شبانان کجا؟ مله یک واژه لری به معنای گردنه میباشد و شوؤن به معنای چوپان است حال چه اجباری هست که نیم نام این مکان را لری و نیمی دیگرش را فارسی بنگاریم؟ کمره سی ، از لحاظ لغوی و ظاهر واژگانی چه ارتباطی با مخملکوه دارد؟ شاید اسم مخملکوه به نام این کوه با مسما باشد اما با واژه کمره سی هیچ ارتباط معنایی نمیتواند داشته باشد. آو ک ت … روستایی نرسیده به پلیس راه چالان چولان که آن را آب کت نوشته اند ! بخش اول آن فارسی یعنی آب و نیم دیگر آنرا ، کت یعنی لری نوشته اند! نمیتوان با این نام یعنی آبکت وجه تسمیه درستی برای آن ارایه کرد. در تابلوهایی که در بین راههای لرستان نصب کرده اند اکثر قریب به اتفاق نامهای نوشته شده دچار این تناقض هستند نیمی از نامها فارسی و نیمی دیگر لری نوشته شدند. مثال:قلابردی را به فارسی برگردانده و آن را قلعه سنگی نوشته اند! آیا اگر همان قلا بردی را مینوشتند زیبا تر نبود؟ مثال:باواس را بابا عباس نوشته اند برخی معتقدند که قبر بابا عباس از بزرگان اهل حق در این مکان است هر چند این ادعا مستند نیست و ضعف سند دارد اما نام باواس را عده ای نیز با توجه به معبد مهر پرستی در تنگه باواس قدمتش را فراتر از آن میدانند که ما شنیده ایم! مثال:تنگ شوؤه خو ، را به تنگ شبیخون برگرداندن و نوشتن ، حال اگر شوؤه خو همان شبیخون زدن باشد چه الزامی در نوشتن فارسی آن بوده است؟مثال:خرگوش ناو از روستاهای توابع شهرستان الشتر که مسؤلین آن را خرگوش ناب مینویسند و در مصاحبه ها میگویند! آیا بین خرگوش ها _ ناب و نا باب _ وجود دارد ؟ اگر همانطور که میگوییم ، بنویسیم " خرگوشناو " چه اتفاقی می افتد؟ خرگوش + ناو یعنی زمینی که در آن خرگوشها لانه دارند! ناو ( ناوه ) به زمینی مسطح که دنباله ی سراشیبی تند میباشد و در اکثر جاها برای کشاورزی مرغوب است اصطلاحأ ناوه گفته میشود! اما اینگونه واژگونه نویسی ها در موارد بسیاری از تابلوهای نصب در بین راه ها و جاده ها و روستاهای لرستان موجود است که نیاز به تحقیق و پژوهشی کامل تر دارد ، در این مجال فقط به عنوان مصداق چند نمونه آورده شد. آیا درست آن نیست همانطور که روستا و یا مکانی را که از آن نام میبریم همانگونه هم بنویسیم؟ این واژگونه نوشتن نامجاها چه معنایی دارد؟ آیا وقت آن نشده که مسؤلین این نام نوشتنها ، آستین همت بالا زنند و این اشتباهای فاحش را برای حرمت نهادن به مردم لرستان و ادای درست نامها اشتباهات موجود را اصلاح کنند؟ در صورت اصلاح نامجاهایی که اشتباه نوشته شده میتوان امیدوار بود مانند:مناطق ترک نشین و کرد نشین! مازنی ها و گیلک ها در شمال هم بر روی تابلوهایی که در مسیر راهها و روستاهای آنها به همان زبانی که ادا میشود و نام میبرند نیز مینویسند! ما هم عمل کنیم تا برای تابلوهای واژگونه نوشته در لرستان هم مصداق پیدا کند. شاید کمکی به خودباوری بیشتر قوم لر باشد و ادای دینی که به عهده داریم بجای آوریم. ما مجبور نیستیم که نام روستا _ کوه _ سراب _ چشمه و رود که لری هستند را به فارسی برگردانیم چون از آن یک اسم بی معنی و بی مسما میسازیم! نامجاهای مکانی در لرستان را هرگز به فارسی برنگردانیم چون اسلاف ما هر نامی که بر محل و یا کوه در لرستان نهاده اند بار معنایی و تاریخ مختص به خود را دارد ! با این قاعده ی بی ریختی که از ثبت این نامها در اوایل این قرن با تخته قاپو شدن مردمان لر و ساخت جاده و راه آهن به ما رسیده ، برگرداندن به فارسی است که آن را ادامه میدهیم ، کار اشتباهی در پیش گرفته ایم که جز ضربه زدن به حیثیت اجتماعی و اصالت تاریخی و آسیب فرهنگی به خود کار مثبتی انجام نداده ایم!همچنین از نوشتن این اسمهای بی مسما (لری با پسوند یا پیشوند فارسی) امتناع کنیم بقول مولانا:هیچ اسم بی مسما شنیده ای _ یا ز گاف و لام گل ، گل چیده ای / نام فروردین نیارد گل به باغ _ شب نگردد روشن از نام چراغ! امیدوارم روزی برسد که لازم نباشد خودمان را به رنگ دیگران جلا بدهیم! بلکه هر آنچه هستیم همان را نشانه رویم ، هیچی از خود واقعی بودن نیک تر و بالاتر نیست!


  • لُری ؛ زبان مستقل

    بسیاری برحسب حُب و بُغض ادعا میکنند لُری زبان نیست و گویشی از فارسی هست! در جواب این بیسوادان باید گفت که نه تنها لُری زبان مستقلی هست، بلکه فارسی امروزی یا فارسی معیار خود گویشی از زبان لری میباشد. دلیلی که اینجا ذکر میکنم این هست: اگر لری گویش فارسی بود میبایست تمام افعال و لغات موجود در فارسی، در لری هم بدون هیچ کم و کاستی موجود بود، در صورتی که اینگونه نیست. بلکه زبان لری بسیار کاملتر از فارسی معیار است و ریشه پهلوی دارد و به دلیل جغرافیای خاص سکونت قوم لر که از گذشته های دور بین کوهستانهای زاگرس زندگی میکرده اند، بسیاری از زبانشناسان بر این عقیده اند که زبان لری کمتر از اختلاط با زبانهای بیگانه از جمله ترکی و عربی تاثیر پذیرفته و اصیل مانده است. در زبان لری هزاران لغت و حتی افعال مخصوصی وجود دارند که معادلشان به هیچ عنوان در فارسی مشاهده نمیشود.از جمله: لری: دا _ فارسی: مادر / لری: بو یا بووه_ فارسی: پدر / لری: پت _ فارسی: دماغ / لری: تیه _ فارسی: چشم / لری: تاته_ فارسی: عمو / لری:پتی ، بوتی ، کچی _ فارسی: عمه / لری: کور _ فارسی: پسر / لری: مِل _ فارسی: گردن / لری: عس _ فارسی: استخوان / و در افعال لری: ووری _ فارسی: بلند شو / لری: بجی _ فارسی: فرار کن / لری: ورگرد _ فارسی: برگرد / لری: رِمس _ فارسی: فرو ریخت / لری: جَر کردن _ فارسی: دعوا کردن / لری: بهر کردن _ فارسی: تقسیم کردن / لری: سیل کردن _ فارسی: نگاه کردن / لری: پق کردن _ فارسی: اخم کردن / لری: بونگ کردن _ فارسی: صدا کردن / و هزاران مورد دیگر که اصلاً بحث مُفصلی را میطلبد. بعد یک عده معلوم الحال به خودشان جرات میدهند و به زبان اصیل ما میگویند گویش فارسی! اصلاً فرق میان لهجه ، گویش و زبان را نمیدانند!


  • چرا لُری ثبت ملی نمیشود؟

    برخی از عزیزان مدام به کانال فرهنگستان زبان لُری فشار میآورند که چرا لُری را ثبت ملی نمیکنید؟چرا فلان چیز را ثبت نمیکنید(که حتی هیچ ربطی به زبان ندارد)؟ چرا《ایکس》را ثبت نمیکنید؟ چرا《ایگرگ》را ثبت نمیکنید؟ اولاً ثبت کار یک تیم پیگیر با پشتوانه اداری است. ما نه تخصص ثبت را داریم نه امکانات و وقت آنرا‌. چرا فقط از این و آن میخواهید برای لُر کار کنند پس شما چکاره هستید؟بعد تخصص و توان ما در زبان و ادبیات است نه در بقیه ابعاد فرهنگ! دوم اینکه ما اعتقاد چندانی به ثبت نداریم! به قول دکتر ابراهیم خدایی اصالت را باید در خانه ها و خیابانها فریاد زد نه صرفاً در موزه ها که این دلخوش کردنها و تفاخرها به موزه نشینی خود فاتحه خواندن است بر داشته های فرهنگی. چه سودی دارد که مثلاً لری را ثبت کنیم ولی در خانه ها و خیابانهای ما نه کودکان لری سخن بگویند و نه بزرگترها؟ و با شبحی از لری سخن گویند؟ که همین هم با تدوام این روند دو سه نسل دیگر از بین خواهد رفت. مگر انگلیسی ، عربی ، آلمانی و فارسی...جایی ثبت شده اند که این همه موفقیت و پیشرفت در حد خود به دست آورده اند؟پیشرفت هر زبان مرهون تلاش و تولید اهالی آن زبان به اضافه امکانات است. دنیای کنونی دنیای رقابت است. هر زبانی تولید ادبی و فرهنگی بالا داشت زنده میماند. شهر لُرنشین شوش کلش این ۶ سال است که نه ثبت ملی بلکه《ثبت جهانی》شده است ولی دریغ از یک ریال بودجه یا امکانات یا یک قدم پیشرفت با این ثبت جهانی! تازه یک پل روگذر تسهیل کننده جاده اهواز _خرم آباد را هم بخاطر این ثبت جهانی تخریب کردند و این خود شده یک معضل ترافیکی آزاردهنده برای شهر.حالا داستان دلخوش کردن صرف است به ثبتها و افتخارات موزه ای! و چه غم انگیز است که موزه های مردم شناسی و باستان شناسی و افتخارات کهن ما غنی و سرشار از اصالت باشد ولی خانه ها یا خیابانهایمان تُهی یا کم بهره! و یک کلام فرهنگ آن چیزی است که در خانه ها، کوچه ها و خیابانها زنده و جاری است موزه ها محل تاریخ و فرهنگ است نه محل حیات و سرزندگی.


  • لُرتباران همدیگر را حمایت کنند

    چرا ما لُرتباران از هم حسودی کنیم؟چرا کسی کاری انجام نمیدهد ولی وقتی یک نفر دارد زحمت میکشد فقط مردم زیر نظر دارنش تا یه چیزی ازش پیدا کنند مثلاً استاد مهرآموز یک زبانشناس هست من که بلد نیستم باید یاد بگیرم یا دنبال این بگردم تا یک کلمه اشتباه ازش پیدا کنم؟یا باید کمک و تشویق کنم تا بیشتر وقت بگذارد درحالیکه زبان مادریم دارد فراموش میشود! خواهش از همه دارم هر کی زبان فارسی را دوست داره دخالت نکنه ما همه زبانها را دوست داریم ولی نه اینکه زبان مادری را فراموش کنیم اگه از بزرگان لر حرف بزنند همه وانمود میکنیم که ما عشق لری هستم ، همه عکس سرداران را پروفایل میگذارند ولی چرا میگن زبان ما فارسی است؟ بزرگان ایران بسیاری از آنها لر بوده و لری صحبت کرده اند ولی چرا شهرستانها امروز زورشون میاد لری حرف بزنند؟ بخشکد ریشه ام، من خشک میشوم _ غَنی تاریخ و زبانم، خوش به حالم / ز بهرِ ریشه و شاخه ام، میدَوم _ زبانم بودِ پارسی، به خود میبالم!


  • وارونگی واقعیت به کدام انگیزه؟

    ابوالفضل بیهقی نویسنده‌ تاریخ بیهقی در سده ۵ هجری میگوید:《تاریخ به راه راست رود که روا نیست تحریف و تبذیر در آن!》احمد ابن فضلان در سده‌ ۱۰ هجری به همه کاتبان و مورخان سفارش کرد:《دروغ ننویسید که روزی حقیقت بر ملاء میشود!》از همین‌رو بود که پیشینیان به درستی دریافتند《ماه هیچگاه پشت ابر نمی ماند و زمستان رفته و روسیاهی به زغال می ماند》اما شگفت آنکه در جهان امروز که «عصرارتباطات» است‌ برخی گمان میکنند با دستکاری در تاریخ، میتوانند پیشینه و هویت بسازند و مردم را فریب دهند.چندی پیش پُستی در اینستاگرام خواندم که لکی کاملترین زبان دُنیاست! و دارای ۳۰ هزار واژه است درحالیکه عربی فقط ۷ هزار واژه دارد! این درحالی است که لکی قواعد مُستقل ندارد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و یک موسسه بین المللی و انستیتو زبانی نیست که لکی را زبان معرفی کرده باشد حتی لکها نمیتوانند از ۱ تا ۱۰ به لکی بشمارند و اکثر کلمات کلیدیشان برگرفته از فارسی و عربی است مثلاً برای کلمات: حقوق / اتصال / اقتصاد / اخلاق / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / جامعه و...چه معادلهایی در لکی دارند؟ یک زبان حداقل باید تا حدودی استقلال داشته باشد درحالیکه لکی ۸۰% کلماتش تلفیقی از فارسی وعربی است. اما عربی به عنوان کاملترین زبان بیش از ۱۲ میلیون کلمه دارد و نیم میلیارد نفر به آن صحبت میکنند و ششمین زبان سازمان ملل است. زبان انگلیسی ۶۰۰ هزار کلمه دارد و زبان بین المللی است. دیکشنری فرانسوی لاروس بیش از ۱۳۰ هزار لغت دارد و ۲۰۰ میلیون نفر به آن صحبت میکنند و زبان رسمی ۳۰ کشور است. زبان فارسی بیش از ۷۰ هزار لغت دارد. بازتاب اینگونه گزارشها از روی ناآگاهی است و هر نوشته ای اگر سند و مدرک معتبر نداشته باشد مورد شک و تردید است و نویسندگان آن رسوا خواهند شد!


  • دستور زبان و قواعد ساده

    برخلاف تصورات موجود زبانهای غیر لری اتفاقا درصد کلمات فارسیشان بیشتر از لری است فقط یکی دو قاعده دستوری بسیار ساده اینها را برای سایر گویشوران پیچیده نشان داده و آن هم چسباندن ضمایر متصل بجای فعل به مبتدا و خبر است مثلاً ما اگر《شارِت بشویَه》لری را به صورت《بشو شاریَه》بنویسیم تمام گویشوران غیر لر گاز پیچ میشوند! وگرنه از نظر کلمات زبان لری اختصاصات به مراتب بیشتری از دیگران زبانها دارد مثلاً معادل کلمه فارسی «برای» در کردی میشود «اَرای» و در لری «سی» است یا بگیر در گورانی « بِگِر » و در لری «بِیر» است یا در لری میگویند یخ کردم ولی لکزبانان میگویند: یخم کرد! بنابراین کلمات لری بسیار سخت تر هستند ولی چون دستور زبانش ساده است چنین تصور میکنند که گویش یا زیرمجموعه زبانی است! زبان بقیه مثل زبان زرگری است در زرگری جمله « شهین آمد » میشود:《سهین به شیدی ، سامد به آدی》همانطور که می بینید کلمه سخت و جدیدی اختراع نشده است.


  • سید حمید جهانبخت

    چون جوامع دگرگون شده‌اند؛ خیلی چیزها در حال گذار است و پیدا کردن جریان اصیلی که به هر اندازه و در هر شرایط مسیر خود را ادامه می‌دهد، برای‌شان کار آسانی نیست. مسئولان فرهنگی نباید از تحولات سریع اما تکراری عقب بمانند؛ نباید جوانان را در وادی حیرت متوقف بگذاریم. برخی جوانان امروزی به دلیل کم‌اطلاعی به نظرشان می‌آید که دیگر نیازی به《اصطلاحات بومی》ندارند؛ در حالی که اقوام و ملل دیگر، از جمله مللی که پیشرفته خوانده می‌شوند، باورهای تاریخی و فرهنگی زیادی دارند؛ مگر آنها را به باد فراموشی می‌دهند؟ نباید در کم‌رمق شدن واژه‌ها و تضعیف هویت احساس بی‌تفاوتی داشته باشیم. گناه بطالت یا غفلتی که رخ داده شده به گردن هویت نیست. به طور مثال نمی‌گوییم جوانان واژه‌ها یا اصطلاحات «نوک نوکه سال» را از بر کنند ـ البته همان واژه‌ها هم باید به طور مناسب حفظ شوند ـ اما می‌گوییم برای شروع از همین مانده‌های ضروری و سالم که هویت ما را ترقی می‌دهد؛ پاسداری کنیم. فرضاً ما در باب تعاون عرف‌های خوبی در جامعه روستایی داریم؛ «تاسو»،«شیرواره»، «گِل» و ...همگی نمادهای واقعی تعاون هستند؛ چرا نباید از آنها مراقبت کنیم؟ هویت‌ها ثابت نیستند و نیاز به مراقبت دائمی و بازنگری‌های لازم دارند؛ اگر این ‌طور نشود، محکوم به زوال هستند. چندی قبل در خرم‌آباد قدم می‌زدم؛ از هر 10 بچه، 2-3 تاشان لری حرف می‌زدند. جوانان قوم لر شاید به راحتی بتوانند از هویت خود چشم‌پوشی کنند؛ لکن هرگز نمی‌توانند نبود و خلأ آن را با چیز دیگری پر کنند؛ «هر چیز که خار آید، یک روز به کار آید». برهنه شدن از فرهنگ خودی توان تعامل با دیگران و حتی خودمان را از ما می‌گیرد. اگر می‌خواهیم گم نشویم باید نشانی‌ای داشته باشیم؛ نشانی ما همین فرهنگ خودی است.


  • سید حمید جهان بخت

    «گفتنِ ناگفتنی‌ها مشکل است/ نیست این کار زبان، کار دل است»، انتظار دارم فضای حقیقی و مجازی در زمینه اشاعه‌‌ی آثار فرهنگی و ادبی با هم رشد بیش‌تری پیدا کنند تا میراث معنوی ما بهتر در معرض عموم قرار گیرند. صاحب‌نظران، ادیبان و قلم‌ به دستان زیادی داریم که ناشناخته مانده‌اند. بومیان لرستان و مسئولان باید آن‌ها را به جامعه معرفی نمایند. سوالی دارم! «حیدر بابای شهریار» چرا این‌قدر معروف شد؟ ترک‌زبانان و بخصوص ترک‌های مقیم تهران برای معرفی آن تلاش کردند. این دقیقاً همان چیزی است که ما در آن ضعف داریم؛ کم‌تر هم‌دیگر را یاری می‌دهیم. خاطره‌ای بگویم: مقاله‌ای از یک نویسنده محترم در مورد «پیر لرستان» را دو نشریه در خرم‌آباد منتشر کردند؛ در یک نشریه نظرات منتقد کاملاً نوشته شد، در نشریه دیگر مقاله بی‌رحمانه «مثله» شده بود. این تناقض‌ها و تضادها آزاردهنده هستند؛ به نظر می‌رسد به طور مستمر حقوقی در این بین ضایع می‌شود. آیا وقت آن نرسیده که ما به کار گروهی روی بیاوریم؟! تا کی باید ارزش‌های ما در بازار دنیایی علم و فرهنگ نادیده گرفته شوند؟! چه نیکو فرمود آن بزرگِ ادب: «به کودکی پستی؛ به جوانی مستی؛ به پیری شکستی؛ پس ای عزیز، کی خداپرستی؟»


  • لُری ؛ زبان ، گویش یا لهجه؟

    دکترابراهیم خدایی در نشریه لور آورده است: لُری زبان است و یا گویش، یا لهجه؟ آیا لری یک زبان است یا چند زبان؟ یک لهجه است یا چند لهجه؟ آیا زبان لکی جز زبان‌های لری است یا خیر؟این‌ها پرسش‌هایی است که معمولاً در شناخت مردم لُر و البته در شناخت هر قوم و فرهنگ دیگری معمولاً مبتلابه است، در زمینه لرشناسی با توجه به فقدان هرگونه محفل رسمی دانشگاهی یا غیر دانشگاهی، مطالعات مفصل و مدونی وجود ندارد و به همین خاطر اطلاعات و اظهار نظرهای مغشوش و مشوش زیادی مطرح است. مساله‌ای که در ایران‌شناسی به عنوان یک حوزه مطالعاتی بین رشته‌ای با آن مواجه هستیم (و شاید در شناخت هر جامعه دیگری هم نظیر آن را بتوان یافت) پارادایم‌های متفاوت و بعضاً متعارضی است که بر رشته‌های علمی گوناگون حاکم است.تا جایی که به «ایران‌شناسی» مربوط است معمولاً رشته ادبیات فارسی و سپس تاریخ می‌چربند و سهم بیشتری در تحقیقات دارند در حالی که《انسان‌شناسی》با نام《مردم‌شناسی》بیشتر یک رشته غیر دانشگاهی است و زبان‌شناسی هم هیچگاه نه از نظر کمیت و نه کیفیت نتوانسته بر فضای تحقیقات ایران‌شناسی مسلط شود.به نظر می‌رسد سهم ادبیات فارسی در حاکمیت سیاسی کشور ایران آن‌قدر یکه تازان است که اجازه هرگونه رشد و سیطره به رشته‌های زبان‌شناسی و انسان‌شناسی نمی‌دهد.


  • علم زبان شناسی یا ادبیات؟

    تا جایی که به تحقیقات زبانی در حوزه‌های لرنشین مربوط است، دانشجویان، معلمان، اساتید رشته ادبیات فارسی و پژوهشگرانی که در اصل متخصص فارسی‌شناسی بوده‌اند هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی و هم از نظر سیاسی کاملاً دارای تسلط هستند و همین باعث شده است خود را مختار بدانند درباره تمام اجزاء و ابعاد لُری قضاوت کنند! بی‌شک از میان پرسشی که در تیتر این مطلب آمده است (یعنی تعریف زبان، گویش و لهجه و تعیین زبان بودن، گویش‌بودن و یا لهجه‌بودن لُری) نظر《علم زبان‌شناسی》بیش از هر علم دیگری صائب است! اما زبان‌شناسی نیز محدودیت‌های خود را دارد، مثلاً علم زبان‌شناسی می‌تواند تعیین کند دو گونه《ایکس》و《وای》دو زبان مختلف هستند یا گویش‌های یک زبان واحد، اما نمی‌تواند تعیین کند که کدام یک زیبنده نام لُری است و کدام نیست، در اینجا باید از تاریخ یا انسان‌شناسی کمک گرفت. به عبارت دیگر، طبق تعاریفی که در ادامه از زبان دکتر محمد دبیرمقدم، استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خواهد آمد، این سه جمله؛ الف) نمی‌دونم چی می‌گی تا تو رو راهنمایی کنم / ب) نمه ذانم چه موشی تا رهومنیت کم / ج) ناونم چئ مؤیی تا رهمونیت بکم! متعلق به سه زبان جدا از هم هستند (ولو این که هر سه در گروه زبان‌های ایرانی قرار گیرند) اما این که لُری یا فارسی نام کدام یک از آن‌هاست و نام کدام یک از آن‌ها نیست، در حوزه صلاحیت انسان شناسی و تاریخ است و زبان شناسی نمی‌تواند بر اساس استدلال و روش تحقیق خود حرف آخر را بزند بلکه زبان‌شناس‌ها باید بر اساس بررسی‌های علوم دیگر قضاوت کنند، البته در ادامه پای قدرت سیاسی، عملکرد رسانه‌ها و مسائل غیر علمی زیادی نیز به میان می‌آید.


  • نظریه زبان عمومی

    دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را می‌توان نظریه‌ای تصور کرد که بنیان‌ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان‌شناسی، صرف نظر از چارچوب‌های نظری خاص، است. (۱) زبان (Language): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زبان‌اند. (۲) گویش (dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوت‌های آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده می‌شود، گویش‌های یک زبان‌اند. (۳) لهجه (accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوت‌های آوایی (و واجی) دیده می‌شود لهجه‌های یک زبان‌اند. (۴) گونه (variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده می‌کنیم، می‌توان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد. بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی،《لری》، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زبان‌اند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبان‌های مذکور زبان‌های محلی کشورمان هستند.


  • قوم و زبان ملاکی برای برتری جویی نیست!

    نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آنرا با بوق و کرنا《ملاکی برای برتری》یا اصالت و فخامت زبان خود قرار داده اند! زبان یک نظام ارتباطی خاص که از سوی اعضای یک گروه برای تبادل نظر، دستور، احساسات و...بکار میرود. بحث درباره زبان یا گویش بودن لری مجال علمی دیگری میطلبد هرچند زبان شناسی مانند دکتر اریک جان آنونبی کانادایی (Eric John Anonby) که سالها بصورت تخصصی بر روی لری کار کرده است نه تنها لری را یک گویش نمیداند بلکه آن را مجموعه ای متشکل از سه زبان میداند! بحث ما در اینجا نقد نظرات متداولی است که این روزها در مقالات و نوشته های فضای مجازی زیاد به چشم دیده میشود. نظراتی مانند: افتخار به اینکه لری دست نخورده است! لکی دست نخورده ترین و همان زبان پهلوی است! لری همان فارسی میانه است! بختیاری نزدیکترین زبان به پارسی باستان است! حتی در یک جلسه رسمی در یک نهاد رسمی، دوستی با《برافروختگی کامل رگ گردن》نظر داد لکی《فرزند برحق》زبان پهلوی است! ما عبارت نایب برحق را در مباحث مربوط به ولایت فقیه و رهبری امت اسلامی شنیده بودیم و صفت برحق در آن مباحث مناسبت دارد ولی جل الخالق! در زبانشناسی اولین بار است که《فرزند برحق》میشنویم! مگر یک زبان فرزندان ناحقی هم دارد؟و زبانهای دیگر چه گناهی مرتکب شده اند که برحق نیستند؟ دوستی که《دکترای زبان و فرهنگهای باستانی》داشت در همان جلسه پس از تأمل و سکوتی معنادار برگشت و به او گفت البته قرابت با زبان پهلوی در همه گویشهای ایرانی وجود دارد! لکی قواعد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و از 1 تا 10 کسی نمیتواند به لکی بشمارد و اکثر کلمات کلیدی اش از فارسی و عربی است! یکروز شخصی نوشته بود در لری هیچگونه کلمه عربی بکار نمیرود، هرچند همه میدانیم که این نظر کاملاً نادرست و ملهم از نظرات آریاگرایان افراطی است ولی در حوزه زاگرس بطور خاص و در کل کشور بطور عام طوری برخورد میشود که انگار دست نخورده ماندن زبان، یک ارزش و فضیلت محسوب میشود. در حوزه زبان فارسی نیز از لحاظ برخورد با زبان عربی دو گرایش کاملاً افراطی وجود دارد که هر دو علیرغم جهت گیری 180 درجه ای خود نتیجه ای جز تضعیف زبان فارسی را ندارند: یکی عربی ستیزی و دیگری عربی مآبی! فارسی روحی عربی و کالبدی خراسانی دارد. فارسی ۷۰ هزار کلمه دارد ولی عربی ۱۲ میلیون کلمه دارد. واژگان عربی زیادی در فارسی هست که هنوز معادلی در فارسی برایشان ساخته نشده مثل: مدافع / حقوق / مسلط / اتصال / اقتصاد / ریاضی / تاریخ / اخلاق / سیاست / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / مساحت / جامعه / ضمیر / فعل / فاعل / اخبار / وطن و ...


  • توهم باستانی بودن!

    از نظر علمی، نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آن را با بوق و کرنا ملاکی برای برتری یا اصالت و فخامت گویش یا زبان خود قرار داده اند. دوستی اهل فضیلت در جایی میگفت فلان کلمه لکی ارزش حفظ کردن دارد زیرا به تلفظ آن در پهلوی نزدیک است!باید از این دوست گرامی و فاضل پرسید یعنی مطابق نظر شما اگر کلمه ای در لکی وجود داشته باشد که لک زبانان خود ساخته باشند یا شباهتی با پهلوی نداشته باشد فاقد ارزش است؟ و دور ریختن آن اشکالی ندارد؟ چرا ما خود را باور نداریم و برای اثبات حقانیت خود باید مرتب دست به دامان باستان شویم؟ و همواره از اصیل بودن قوم خود حرف بزنیم؟ گویا که این قوم هیچ محصول و ارزشی جز اصیل بودن برای دفاع از خود ندارد؟ هرچند بحث اصیل بودن نژاد هم همانند بحث دست نخوردگی زبان، بیشتر یک ایده ناسیونالیستی بوده و به توهم نزدیکتر است تا واقعیت و واجد ارزش خاصی نیست! اما اگر بالفرض زبانی پیدا شود که بطور کامل دست نخورده باقی مانده باشد به احتمال زیاد گویشوران آن《مردمی بدوی》،《منزوی》و《محصور》بوده اند که نتوانسته اند با حوزه های تمدنی و فرهنگی مجاور خود ارتباط و دادوستد برقرار کنند زیرا در تبادلات فرهنگی و تمدنی همواره با مفاهیم، اختراعات و عقاید تازه ای برخورد میشود که معادلی در زبان مقصد برای آن یافت نمیشود و طبیعتاً آن واژه دال بر آن مفهوم یا اختراع و...از زبان بیگانه وارد زبان خودی میشود، در سراسر تاریخ چنین بوده است، هرگاه دو جامعه زبانی باهم تماس جغرافیایی یا علمی_فرهنگی پیدا کرده اند واژگانی را از یکدیگر به عاریه گرفته اند. البته اینکه در اتخاذ واژه های بیگانه افراط نشود بحث دیگری است که دلایل خود را دارد.


  • کوشکی

    زبان انگلیسی زیر مجموعه زبان آلمانی است اما هیچ فرد عاقلی یک انگلیسی را آلمانی نمیداند! همچنین یونانی و ایتالیایی شباهتهای زیادی بهم دارند اما هرگز یکی محسوب نمیشوند! چیزی که آنها را از هم تفکیک میکند فرهنگ و تاریخ و مذهب و آداب و رسوم است!


  • مبانی زبان شناسی

    کسانی که از الفاظ و صفتهای عالی مانند: «اصیلترین» ، «نزدیکترین» و...استفاده می کنند چنین نتیجه گیری از نظر بررسی مقابله ای زبان (Contrastive Analysis) بسیار دشوار و نزدیک به غیر ممکن است. مثلاً فردی بگوید لری یا فلان گویش لری نزدیکترین گویش ایرانی به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی است. این امر میطلبد که فرد با کلیه گویشهای ایرانی بطور تام و تمام تسلط کامل داشته باشد تا همه جنبه های آنها را به دقت و ژرفایی کامل بشناسد و بتواند آنها را براساس اصول و مبانی زبانشناسی مقابله ای با فلان زبان باستانی ایران بسنجد، البته《باید آن زبان باستانی را هم بطور تام و تمام بداند》سپس بر اساس تحلیلهای آماری دقیق مشخص کند که مثلاً نزدیکترین گویش به آن زبان باستانی کدام است. بسیار واضح است که تاکنون فردی پیدا نشده است که چنین شرایطی را در خود جمع کرده باشد سپس به این آزمایش و《مقایسه فوق دشوار》دست بزند! اگر هم روزگاری چنین کاری صورت گیرد کار یک یا چند تیم متخصص خواهد بود که ممکن است چندین دهه بطول انجامد. جالب است که معمولاً کسانی چنین ادعاهایی میکنند که اندک آشنایی با《مبانی زبانشناسی》و حتی آن زبان باستانی مورد ادعای خود ندارند! یا اینکه نکات جسته و گریخته ای (anecdotal accounts) از شباهت گویش خود با آن زبان باستانی شنیده اند!


  • رشته زبانشناسی یا ادبیات فارسی؟

    تا جایی که به تحقیقات زبانی در حوزه‌های لرنشین مربوط است، دانشجویان، معلمان، اساتید رشته ادبیات فارسی و پژوهشگرانی که در اصل متخصص فارسی‌شناسی بوده‌اند هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی و هم از نظر سیاسی کاملاً دارای تسلط هستند و همین باعث شده است خود را مختار بدانند درباره تمام اجزاء و ابعاد لُری قضاوت کنند! بی‌شک از میان پرسشی که در تیتر این مطلب آمده است (یعنی تعریف زبان، گویش و لهجه و تعیین زبان بودن، گویش‌بودن و یا لهجه‌بودن لُری) نظر《علم زبان‌شناسی》بیش از هر علم دیگری صائب است! اما زبان‌شناسی نیز محدودیت‌های خود را دارد، مثلاً علم زبان‌شناسی می‌تواند تعیین کند دو گونه《ایکس》و《وای》دو زبان مختلف هستند یا گویش‌های یک زبان واحد، اما نمی‌تواند تعیین کند که کدام یک زیبنده نام لُری است و کدام نیست، در اینجا باید از تاریخ یا انسان‌شناسی کمک گرفت. به عبارت دیگر، طبق تعاریفی که در ادامه از زبان دکتر محمد دبیرمقدم، استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خواهد آمد، این سه جمله؛ الف) نمی‌دونم چی می‌گی تا تو رو راهنمایی کنم / ب) نمه ذانم چه موشی تا رهومنیت کم / ج) ناونم چئ مؤیی تا رهمونیت بکم! متعلق به سه زبان جدا از هم هستند (ولو این که هر سه در گروه زبان‌های ایرانی قرار گیرند) اما این که لُری یا فارسی نام کدام یک از آن‌هاست و نام کدام یک از آن‌ها نیست، در حوزه صلاحیت انسان شناسی و تاریخ است و زبان شناسی نمی‌تواند بر اساس استدلال و روش تحقیق خود حرف آخر را بزند بلکه زبان‌شناس‌ها باید بر اساس بررسی‌های علوم دیگر قضاوت کنند، البته در ادامه پای قدرت سیاسی، عملکرد رسانه‌ها و مسائل غیر علمی زیادی نیز به میان می‌آید.


  • بدویت و باستانگرایی منبع ارزش نیست!

    گیریم که لری یا فلان شاخه لری نزدیکترین به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی باشد و باز گیریم که این خود امتیازی برای آن محسوب شود ولی هنگامی که تولید ادبی و فرهنگی در سطوح مختلف و با کیفیت عالی وجود نداشته باشد این امتیاز باستانی جز فیس و افاده ای خشک و توخالی چه چیزی را به همراه خواهد داشت؟ یک زبان باید حرفی برای گفتن به جهانیان داشته باشد: آثار ادبی، علمی، مذهبی، خبری، فیلمی، موسیقایی و...گرانسنگ همه از جمله حرفهایی است که یک زبان میتواند برای گفتن به جهانیان و گویشوران خود داشته باشد در غیر اینصورت، چه بخواهیم یا نخواهیم سرنوشت یک زبان یا گویشی که به دست گویشوران خود و دیگر علل، راکد مانده است استحاله تدریجی و فناست! سالهاست که افتخارات پوچ و ایضاً اثبات نشده باستانگرایانه تبدیل به آفتی برای فعالان و تولیدکنندگان فرهنگی《حوزه جنوب غرب زاگرس》شده است! روزگاری زبان لکی به لطف شعرای فرقه یارسان تولید ادبی داشت ولی اینک کدامین اثر مهم را تولید کرده است؟ چه تحولی در ادبیات آن صورت گرفته است؟ ناراحت نشوید حقیقت را میگویم منظورم تنها لکی نیست لکی را مثال زدم!نهایت کار ما فقط تولید اشعاری در وبلاگها شده است اینکار فی نفسه بد نیست فوایدی هم دارد ولی برای یک زبان، رونق و شکوفایی محسوب نمیشود! بیایید از این باستانگرایی افراطی و سترون به قول یکی از دوستان باستانگرایی تهوع آور، فاصله بگیریم و در مورد نقش، داشته ها و قابلیتهای اجتماعی_فرهنگی خود، مفید و کاربردی بیندیشیم. باستان گرایی و بدویت منبع ایجاد ارزش نیست.


  • لُری زبان مستقل است

    زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی《لری》را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی《ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر《تمایلات ملی گرایانه》و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی هم هستند! کدام زبان شناسان؟ با چه معیارها و اصول و موازین زبان شناسی لری را گویش نامیده اند؟ به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی《تمایلات سیاسی و ملّی》به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید و انتظار ما این است که اگر در زبانشناسی تخصص یا حداقل مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!مگر زمانیکه مطالعه و دانش شما به اندازه کافی در این خصوص برسد! لری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لری بازنمایی شده و این واجها در خط لری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در《شرکت گوگل》به رسمیت شناخته شده و ثبت شده است. تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. بزرگواران و سروران همتبار حداقل در برخی موضوعات مانند زبان شناسی و مطالعات زبان لری اگر ما را یاری نمیکنید ناخواسته با ارائه مطالب نامعتبر تلاشهای دلسوزان و پژوهشگران کارشناس خود در این زمینه ها را ناخواسته تخریب و بی ثمر نکنید سعی کنید برحسب منابع و دانش کافی نظر بدهید و حرفتان مستند و مستدل باشد.


  • رویکرد سلسله مراتبی به زبان

    تضعیف زبان مادری ریشه های محلی توسعه را میخشکاند. ابراهیم خدایی: زبان فارسی از دیرباز زبان رسمی (درباری - اداری) و میانجی ایرانیان بوده است، اما در دوره اخیر برخی برای زبان فارسی ماموریتی فراتر از جایگاه تاریخی آن قائل شده اند، این گروه با روی کار آمدن رضاشاه موفق شدند نظر خود را به کُرسی بنشانند، به نام مدرنیته تعریف خود را از حاکمیت ملّی و تمرکزگرایی حاکم کنند و بکوشند زبان فارسی فراتر از یک زبان «رسمی و میانجی» تبدیل به «زبان مشترک و مادری» ایرانیان هم بشود. در شهر خرم آباد و حتی از درون همان کودکانی که دیروز با آنها فارسی صحبت میشد تا مبادا نشانی از زبان محلی در آنها بماند، کسانی به سن نوجوانی و جوانی رسیده و قلم به دست گرفته اند که نه فقط زبان فارسی را به عنوان «زبان مشترک» ایرانیان نمی پذیرند که حتی در کارکرد تاریخی آن به عنوان «زبان اداری و میانجی» نیز تردید دارند! تفکری که انسانها را به مثابه اجزاء و اعداد میبیند فراموش کرده است ویژگی اساسی انسان نسبت به سایر جانوران به کیفیت ارتباط، همکاری، تعلق خاطر و عواطف او بر میگردد و از بین بردن زبان مشترک گروهی از انسانها به معنی آسیب رساندن به کیفیت ارتباط، همکاری، تعلق خاطر و عواطف آنهاست تا جایی که برخی صاحب نظران توسعه از جنایتی به نام «قتل زبان مادری» و نقش این جنایت درخشکاندن ریشه های اخلاقی و روانی توسعه در ناخودآگاه افراد جامعه سخن میگویند. در رویکرد «سلسله مراتبی _ کارکردی» زبان فارسی و زبانهای مادری بیشتر از آنکه در رقابت و مسابقه باشند، از آنجا که کارکرد و جایگاه متفاوتی دارند، بی بدیل و بی جانشین هستند. زبان فارسی به عنوان زبان علمی و سیاسی کارکردهایی دارد که لُری و کردی و بلوچی ندارند، از سوی دیگر زبانهای مادری به عنوان زبانهای اجتماعی و فرهنگی کارکردهایی متفاوت از زبان رسمی فارسی دارند. میتوان زبان انگلیسی (جهانی)، فارسی (ملی) و لری (قومی) را در رقابت و مسابقه ای نابودکننده ندید. به بیانی ساده، زبان انگلیسی (یا عربی) برای برقراری ارتباط میان ایرانیان و غیرایرانیان، زبان فارسی برای برقراری ارتباط میان ایرانیان و همچنین امور علمی و اداری ایشان، و زبان بومی برای برقراری ارتباط میان همشهریان کارایی دارد. یکی زمینه همکاری جهانی، دیگری زمینه همکاری ملّی و سومی زمینه همکاری محلّی را فراهم میکند، اگر هر کدام از آنها نباشد یک بخش از همکاری میلنگد یا کیفیت میبازد. رویکرد سلسله مراتبی – کارکردی با برخی ادعاهای واگرایان از قبیل لزوم رسمیت بخشیدن به سایر زبانها در کنار زبان فارسی و یا تدریس علوم مختلف به زبانهای مادری مخالف است اما راه حل های ساده و عملیاتی برای حمایت از زبانهای مادری (و نه رقابت آن با زبان فارسی) پیش پای مان میگذارد که اغلب از سوی قوانین اساسی و اسناد بالادستی کنونی جمهوری اسلامی نیز حمایت میشوند و نیازی به تصویب قوانین جدید ندارند.


  • فرهنگ لُری

    زبان لری از نظر وسعت واژگان و ظرافت و ریزه کاری هایی که در آن نهفته است یکی از زبانهای پر مایه است به گونه ای که آقای احمد محمود داستان نویس برجسته ایرانی که خود از خطه خوزستان است وقتی پا به استان لرستان میگذارد و مدتی در مناطق لرنشین مثل خرم آباد و چگنی و پلدختر میماند تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد وحاصل بخشی از گفته ها و شنیده های خود از مردم این مناطق را که تعدادی واژه ی لری است در متن مجموعه داستان دیدار (۱۳۶۹) میگنجاند و در پاورقی برخی صفحات آن به تشریح واژه های لری میپردازد. اتفاقأ یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است.


  • فرهنگ لری

    زبان لری از نظر وسعت واژگان و ظرافت و ریزه کاری هایی که در آن نهفته است یکی از زبانهای پر مایه است به گونه ای که آقای احمد محمود داستان نویس برجسته ایرانی که خود از خطه خوزستان است وقتی پا به استان لرستان میگذارد و مدتی در مناطق لرنشین مثل خرم آباد و چگنی و پلدختر میماند تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد وحاصل بخشی از گفته ها و شنیده های خود از مردم این مناطق را که تعدادی واژه ی لری است در متن مجموعه داستان دیدار (۱۳۶۹) میگنجاند و در پاورقی برخی صفحات آن به تشریح واژه های لری میپردازد. اتفاقأ یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است.


  • زبان باستانی لری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر.وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • خط پاپریک

    هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ‌نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی _ فارسی داد.همانگونه‌که در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده‌ام تدوین خط برای لری به‌هیچ‌وجه پدیده‌ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج‌هایی وجود دارد که با رسم‌الخط موجود فارسی نمی‌توان آن‌ها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا ( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و…که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم‌الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می‌کنند یا به‌اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند.از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، و ضمه…معانی بسیاری از کلمات لری عوض می‌شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه‌مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته‌های لری به‌ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تائید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم‌الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه‌ کاری قومگرایانه!


  • نام لُرستان در دیوان شمس تبریزی

    نام لُرستان در دیوان شمس تبریزی در قرن ۶ هجری، رباعی ۱۴۹۸ : گر شادم و گر عراق و گر لُرستان، روشن شده زان چهره ی چون نورستان / با منکر و با نکیر همدستی کن ، تا دست زنان رقص کند گورستان


  • معنی و ریشه باستانی واژه دآ

    معنی و ریشه باستانی واژه《دا》: در فرهنگ فارسی عمید، ص 477 آمده: دا یعنی عطا و بخشش که واژه《دادار و بخشنده》هم از آن منشعب شده و دایی هم منسوب به مادر یا همان《دا》میباشد! واژه دا به چندگونه: دادا / دا da / دایه adya / دایا daya / دای day / ده ده dada / و دالکه daleka در زبان لُری معمول است (واژه نامه لُری، ص 341). دادا یا دایه کسیکه فرزند را تربیت کند مثال از مولانا: بیرون بر از این طفلی و ما را بُرهان، ای دل _ از غصّه هر داد و وز محنت هر دادا (فرهنگ فارسی، جلد 1، ص 740). در فرهنگ گویش دوانی اثر عبدالنبی سلامی، ص 252، دی di به معنی مادر است و به خواهر بزرگ داده dada میگویند. در لُری ایلامی دیده deda به خواهربزرگ میگویند. در لُری بختیاری به برادر دادا dada میگویند (فرهنگ بختیاری، عیدی محمد ارشادی، ص 366). درفرهنگ واژگان کُردی، ص93 : دالک و دایک گفته میشود. در اوستا《دئنو _ daenu》کسیکه از کودک پرستاری میکند / در پهلوی dayak یعنی ماده و شیر دهنده / در ارمنی dayeak یعنی دایه و مربی! در شاهنامه واژه《دایه》به معنی شیردهنده و پرورش دهنده است: به زابلستان شاه پر مایه بود _ سیاووش را مهربان《دایه》بود / سیاوش جهاندار و پُر مایه بود _ ورا رستم زابلی دایه بود (واژه نامک، عبدالحسین نوشین، ص 173). در فارسی کُهن واژه《داه _ dah》به معنی کنیز است مثال از فرخی: خنک آن میر، که در خانه ی آن بار خدای _ پسر و دختر آن میر بود بنده و داه. یا منوچهری میگوید: تاک زر را دید آبستن چون داهان _ شکمش خاسته همچون دم روباهان.


  • دآ نماد آفرینش

    دآ : نماد آفرینش و آفریدن: اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 341 مینویسد: دآ da یعنی مادر که مخفف دایه است و در لُری هُم دا به معنی سن هم بکار میرود. دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای《آفریدن، بخشیدن و ساختن》در فرهنگهای لغت قدیم《دادار》به معنی آفریننده و عطا بخش آمده و دا به معنی پرستار و مربی ذکر شده مثلاً منوچهری دامغانی میگوید: تا که رز را دید آبستن چو داهان _ شکمش خواسته همچون دم روباهان. همچنین در اوستا daenu به معنی ماده و شیردهنده و به پهلوی dayak یعنی دایه / در انگلیسی dam و dau یعنی دختر / در تاجیکی dayi یعنی دختر / در اُستی dain یعنی شیر دادن / در بلوچی dai یعنی مادر / در اورامانی ada میشود مادر / در کُردی: دایک یا دالگ، دی، داکو، دای، دیا میشوند مادر / در کرمانشاهی: دایه یا دالگ میشود مادر / در گیل و دیلم: دادی dadi ، دادا dada ، دده dada معادل مادر هستند / در لُری بختیاری: دا، دایه، داک و داه مادر میشوند / در دشتستان به مادر، دی day میگویند / در لارستان به دختر و خواهر dai میگویند (اقتداری، ص 107). دالکَه daleka نامی برای عزیز نگهداشتن مادر است که برداشتی از واژه پهلوی دایک dayak به معنی دایه، پرستار و تربیت کننده است که در لُری بختیاری دالَلَه dalala میگویند! پسوند کَم به نشانه تکریم و اظهار محبت است مانند: چشمک، یاقوتک و در محاورات قدیم تهران: پسرکَم، عزیزکَم، بَبَکم. دکتر غلامرضا کرمیان درکتاب《واژگان اشکانی وساسانی در زبان لُری》ص 95 مینویسد: دا da در لُری مادر را گویند. در نوشته های پارسی باستان، آفریدن و آفریننده معنی میدهد. واژه های پهلوی dater و datarih (داتار و داتاریه) به معنی آفریننده و آفرینندگی است. همچنین ده da در لری معنی دادن میدهد و de در پهلوی نیز معنی خالق میدهد! در واژه نامه شایست نشایست ص 306 واژه همانند و هم معنی آن دایگ dayag آمده است و در نوشته های زردشتی پازند از واژه نامه موبد شهرزادی ص 165 نیز همانند واژه لُری da به معنی دادن و بخشیدن آورده شده است.


  • واژگان کهن لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر «بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب «فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند.


  • قدرت زبان لُری

    واژگان لُری از اعماق فرهنگ و سنت بومی ما برخاسته اند آنقدر استقلال در بیان جملات و اصطلاحات و واژگان در زبان لری هست که قدیمی ها نیاز به استفاده از واژه غیر را نمی‌بینند اما جوانان امروزی که به زبان فارسی تحصیل میکنند و بخاطر سواد فارسی یا از روی نوآوری و افاده و تکبر اصطلاحاً لفظ قلم، واژه های فارسی_عربی را بعنوان جایگزین بکار میبرند وگرنه مادر برای ما «دا» بود، پدر«بُوه» ، برادر «گَگَه و برار» ، خواهر «دَدَه و خُوَر» است! واژگان لُری دارای تلفظ ویژه، اصطلاحات، ترکیب بندی، ساختار ویژه، اِعراب های متفاوت و مخفف های خاص هستند. البته تعداد زیادی از آنها واژگانی هستند که در فارسی قدیم مُصطلح بوده، اما امروزه در فارسی محاوره کاربردی ندارند. زبان هر سرزمین برگرفته از فرهنگ و تمدن و حوادث و اتفاقاتی است که در آن رُخ داده و آن را مورد تاثیر خود قرار داده است. مهاجرتهای متقابل، داد و ستد و تجارت با همسایگان و جنگها، همگی نقش به سزایی در شکلگیری زبان هر سرزمین دارند. بلاد لُرنشین به دلیل موقعیت جغرافیایی خود توانسته بر گویشهای متفاوت استانهای همجوار تاثیر بگذارد به طوری که دکتر عبدالرحمان شرفکندی که خود کُرد است درکتاب«فرهنگ لُغات کردی» به کلمات زیادی اشاره کرده که از لُری وارد زبان کردی شده است! توفیق وهبی کُرد زبان شناس هم لکی و کلهری را زیرمجموعه لُری معرفی میکند. دایره بالای واژگان مُستعمل (با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها) و تلفظ ویژه شان بر بستر پیشینه تاریخی_فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است. در زبان لُری واژگانی با اسکلت بندی کهن و تلفظی غالباً اوستایی_پهلوی وجود دارد که رابطه زبانهای کهن را با این منطقه عجین می نمایاند واژگانی چون: دِرَنه: دریدن/ مَنه: ماندن/ اِسپی: سفید/ سوسوار: اسب سوار/ دِییه: دیدن/ اَسر: اشک/ سزرگه: چندش/ هُنه: خانه/ اَ برای نفی چون اَ ناشتا/ وریسایه: ایستادن/ تاشتَه: تاشیدن/ هیشته: گذاشتن و... به اندازه ای که در لُری تلفظ واژگان اوستا وجود دارد، در هیچکدام مشاهده نشده است. واژه‌های عربی هم در زبان لُری گنجایش ندارد و علیرغم فشارهای قوم مهاجم، به دشواری در کالبد زبان لُری جای گرفته‌اند آنچنان که از ترکیب آنها با تلفظ قدرتمند لُری، واژه سومی شکل گرفته که اینک پس از قرنها، عربی تصور نمیشود بلکه تسلط و غلبه لُری آنها را کاملاً لری جلوه میدهد واژگانی چون: ساوَه: سربند از واژه عربی صوفعه/ مَلهو: نام درخت از ریشه عربی محلب/ چَره: قیچی پشم زنی از واژه عربی شعره/ حقات از ریشه عربی حکایت/ وِج: راه دست از واژه وجح/ لَچر: لجوج از ریشه عربی لَجاره/ اَلهو: سنگ قبر از ریشه عربی الحاد و...


  • بُن مایه قدیمی《زون لُری》

    لُری که لَبالب توانمندی واژه پردازی، اصطلاح سازی، توصیف و توجیه را در کالبُد خود دارد بر پایه فرهنگ و واژگان کهنی نیز استوار است. بُن مایه قدیمی لُری تا امروز تقریباً محفوظ مانده است. در زبان لُری حروف عربی مانند معادلهای آوایی تلفظ میشوند و حتی برخی حروف که به جهت تحکیم در عربی، اجبار در تلفظ دارند مثل «ع»معادل سازی میشوند و تا شکلهای کاملاً متفاوتی تغییر تلفظ پیدا میکنند. دکتر محمدجواد شریعت درکتاب«《دستور زبان» ص ۹ مینویسد: تعداد الفبای هر زبان که بیشتر باشد قدرت ادای صداهای طبیعی در آن بیشتر است. در دستور زبان دکتر ناتل خانلری ص ۲۸۵ آمده: مُراد از حروف، هر صوت ملفوظ مستقلی است که از صوتهای دیگر مشخص باشد بنابراین هرحرکت«زِیر و زبَر» جزو حروف به شمار می‌آید. باتوجه به مطلب فوق، زبان لُری از تنوع و قدرت تلفظ صداهای طبیعی بیشتری برخوردار است مثلاً قابلمه ترکی در لُری تغییر شکل میدهد و قاولمه میشود چون حرف «ق» در لُری تلفظی ویژه دارد که ترکیبی از «ق+ک»است! یا بشقاب ترکی در لُری دوری میشود! محمدتقی بهار در سبک شناسی، جلد 1، ص 190 به این پتانسیل زبان لُری اشاره کرده است. اشتراکات فرهنگی، چگونگی بن مایه زبانی، جمله پردازی، واژه آرایی، همه و همه حکایت از یگانگی زبان گروه‌های مختلف قوم لُر دارد اما پراکندگی هرکدام در نقطه ای خاص از نظر جغرافیایی و آمیختگی با دیگر شهرها و اقوام، تغییری محسوس در تلفظ گویش هر یک ایجاد کرده است. تلفظ قدیمی لغات، دایره واژگان بالا، حفظ شکل قدیمی تلفظ و استقلال در آرایش ارکان جمله، جاگیری فعل و فاعل همه حکایت از اشتراکات زبانی مردمان قوم لُر است. الفاظ در لُری گاه کوتاه اما گویا شنیده میشوند که نشانه های پیشینه زبانی این قوم و شرایط خاص آنرا در خود دارند.


  • قاعده ابدال در زبان لُری

    در دستور زبان فارسی پنج استاد اثر: امیراشرف الکتابی، ص 11 آمده: در فارسی حروفی که از عربی گرفته شده رعایت مخارج و تلفظ آنها را نکنند چنانکه «ث» و «ص» را مانند «س» و«ق» را مانند «غ» تلفظ مینمایند اما در لُری غالباً حروف عربی یا بدل و یا حذف میشوند مانند: سِنی: زندان که از سجن عربی گرفته شده یا وِج: راه دست که از وجح عربی گرفته شده و... قاعده ابدال «تبدیل حروف به یکدیگر و تغییر و تبدیل آواها» در زبان لُری نشان دهنده ماندگاری تلفظ های کهن در لُری است. ابدال در لُری تداعی خاطره آواها و تلفظهای پیشین بازمانده در حافظه نسل به نسل بوده است. دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را می‌توان نظریه‌ای تصور کرد که بنیان‌ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان‌شناسی، صرف نظر از چارچوب‌های نظری خاص، است. (۱) زبان: (Language) دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زبان‌اند. (۲) گویش(dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوت‌های آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده می‌شود، گویش‌های یک زبان‌اند. (۳) لهجه(accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوت‌های آوایی (و واجی) دیده می‌شود لهجه‌های یک زبان‌اند. (۴) گونه(variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده می‌کنیم، می‌توان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد. بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی(از زبان های لری)، «لری»، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زبان‌اند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبان‌های مذکور زبان‌های محلی کشورمان هستند.


  • زبان لُری《رسانه فراگیر》ندارد!

    هر زبانی به واسطه دستور_آواها_خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لُری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لُرهاست و آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لُری هست که در هیچ زبانی نیست. لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. برخی واژگان لُری با فارسی معیار بسیار ناهمگون هستند. در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه! اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست. فارسی و لُری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لُری جمله: احمد عباسِنه دِی. در فارسی: احمد عباس را دید. در ترکی: احمد عباسی گوردی. (نِه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول هستند. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترکند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل: ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش و نداشتن رسانه، لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان لُری نمیشود!


  • دیرینگی زبان لُری

    حمداللّه مُستوفی در تاریخ گزیده در قرن ۷ هجری ما را از وجود زبان لُری آگاه میسازد به طوری که میدانیم زبان لُری در قرن ۷ هجری وجود داشته با آنکه زبان لُری قرنها در بین قوم لُر رایج بوده است. بارون دُوبد روسی در سفرنامه لُرستان سال ۱۸۴۵ میلادی مینویسد : به قضاوت زبان لُرها که حاوی بسیاری از کلمات و اصطلاحات قدیمی منسوخ است و ایرانیها آن را فارسی قدیم میدانند این زبان با قدری اغماض در میان تمامی طوایف و زاگرس نشینان عمومیت دارد. هنری راولینسون که ۱۶۰ سال پیش به لُرستان سفر کرده در سفرنامه اش ص ۱۱۳ مینویسد : من بر این پندارم که زبان لُری از پارسی باستان (پهلوی) مُشتق شده که همزمان با زبان پهلوی به طور جداگانه و مشخص صحبت میشده است زبان لُرها تقریباً فارسی قدیم (زبان ساسانیان) است. واژگان بسیار اصیلی در زبان مردم لُر دیدگاه هنری راولینسون را تایید میکند. آیت اللّه مَردوخ کُردستانی در جلد اول تاریخ مردوخ، ص ۴۵ مینویسد: نزدیکترین زبان به پهلوی در درجه اول لُری است چرا که محل الوار به تیسفون مرکز پهلوی قدیم نزدیک بوده و از مُراوده با اجانب هم محفوظ بوده اند. دکتر کَرم علیرضایی درکتاب «پیوستگی زبان لُری با زبان تاجیکی» ص ۲۷ مینویسد: زبان لُری از دیدگاه ریخت شناسی به زبانهای باستان به ویژه زبان پهلوی دوره ساسانی میرسد. از مجموعه آرا و نتایج پژوهش محققان و براساس ویژگیهای علم زبانشناسی این امر مُسلّم است که زبان لُری در ساخت آوایی و دستور زبان ویژگیهای خاصّ خود را داراست و میتوان اذعان نمود که لُری یک زبان مستقل است که خود دارای گویشها و لهجه های متفاوتی در گستره بلاد لُرنشین است و حوزه جُغرافیایی وسیعی را در بر میگیرد که دارای چندین میلیون گویشور است. دکتر سکندر امان اللهی بهاروند در قوم لُر مینویسد که ۳۰ واژه لُری در کتیبه بیستون وجود دارد. پروفسور وِیلر تَکستون استاد زبان شناسی دانشگاه هاروارد در کتاب《Tales from lorestsn》که شامل دستور زبان لُری است به صحبت از توانمندی های زبان لُری میپردازد همچنین دکتر اریک جان آنونبی ( erik john anonby) زبانشناس کانادایی در کتاب «لُری چند زبان است؟» لُری را زبان مینامد.


  • چرا لُری زبان است؟

    زبان شناسان پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی انجام دادند و «لُری» را مستقل از فارسی دانستند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی ویلیام جی فرالی/ نشریه زبانشناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبانشناس هندی/ پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لُری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر «تمایلات ملی گرایانه» و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لُری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لُری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی در علم زبانشناسی هستند. برخی با جهتگیری تعصب آلود و برخلاف اصول و موازین زبانشناسی، لُری را گویش نامیده اند که اهداف سیاسی داشتند!!! به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی «تمایلات سیاسی و ملّی» به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید! اگر در زبانشناسی تخصص یا مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید! لُری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لُری بازنمایی شده و این واجها در خط لُری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در «شرکت گوگل» به رسمیت شناخته شده و ثبت گردیده است.


  • بدیهی بودن زبان لُری

    تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لُری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک جان آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. لُری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خاص خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد. زبان بودن لُری به میزانی بدیهی و مُستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لُری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند! و چه کسی معتبرتر و مستندتر از «پروفسور میرجلا‌الدین کزازی» استاد دانشگاه تهران که ویدئویی از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لُری را یک زبان مستقل میدانست! ۶ مهر ۱۳۹۷ خط لُری پاپریک در کیبورد گوگل (پرکاربردترین صفحه‌کلید جهان) ثبت شد. احمد محمود نویسنده مشهور تحت تأثیر فرهنگ لُری قرار میگیرد و واژه‌های لُری زیادی در کتاب دیدار (۱۳۶۹) می آورد و در پاورقی صفحات به تشریح واژه های لُری میپردازد. یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام «بازگشت» به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است. کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» اثر: مقدسی (قرن ۴ هجری) ص ۵۵۰ صراحتاً از زبان لری یاد میکند. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (قرن هفتم) ص ۵۳۸ در مورد وجه تسمیه واژه لُر سه نظریه را مطرح کرده و در مورد زبان لُری بحث میکند.


  • آثار مکتوب به زبان لُری

    آثار مکتوب به زبان لُری: 1.شاهنامه لُری (منظومه خورشید خاور اثر شاه رستم اتابک لُر)/ 2.باباطاهر عُریان (شاعر قرن ۵ هجری)/ 3.دیوان میرنوروز که از اعقاب اتابکان لُر بوده و در دوره صفویه میزیسته است/ 4.هُشیارنامه یا شاهنامه مُختصر اثر اللّه مراد لُرستانی که ساکن مُنگره بالاگریوه بوده و وقایع لرستان را در زمان قاجاریه به شیوه حماسی به نظم کشیده است/ 5.دیوان شایق لُرستانی (هادی بیک) از طایفه ساکی که مُعاصر ناصرالدین شاه بوده و نامش در تذکره الشعرا اثر رضاقلی هدایت آمده و دیوانش مشتمل بر ۴ هزار بیت است/ 6.فایز دشتستانی (لُرجنوبی) معاصر ناصرالدین شاه که در منطقه لُرنشین دشتی بوشهر زندگی کرده و دوبیتی های زیادی دارد/ 7.مُلا وارسته چگنی شاعر لُر که معاصر شاه عباس صفوی بوده و در اصفهان میزیسته است/ 8.خان الماس فرزند محمد بیک لرستانی/ 9.مُلا حقعلی سیاهپوش مُتخلص به فیلی ساکن الشتر که از سیاهپوش های بختیاری دزفول است/ 10.تذکره حُسین حزین بروجردی/ 11.تذکره امرایی (گلزار ادب لُرستان)/ 12.فخرالدین لُر (۷۱۰ هجری) که در همدان میزیسته و تقریظ نویس رشید ابن فضل الله همدانی وزیر غاران خان مُغول بود/ 13.اثیرالدین اُمانی که در قرن ۷ هجری مُعاصر حسام الدین خلیل پنجمین اتابک لُرستان بود/ 14.علی دوست : شاعر بدیعه سرای لُر که حدود ۱۶۰ سال پیش در ازنا ممیل خرم آباد میزیسته و سبک (عَلیوُسی Aliyosi) که در گوشه داد ماهور اجرا میشود منسوب به اوست و مضمون اشعار او بیشتر تغزل، شکوایه، بیان رنج و حرمان است/ 15.دیوان شعر داراب اَفسر بختیاری (۱۲۷۹ تا ۱۳۵۰ شمسی) که تماماً به زبان لُری بختیاری است/ 16.دیوان اسماعیل خان معروف به سرباز بروجردی که سال ۱۲۸۹ قمری وفات کرده و دیوانی در مراثی بنام《اَسرارالشهاده》از او بازمانده که ۵ هزار بیت دارد نسخه ای از دیوانش در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است/ 17.اَنیس المسافر سال ۱۲۸۹ شمسی در بوشهر توسط غلامرضاخان والی پُشتکوه بعنوان کتابی مستقل درباره لرستان چاپ شده و در جلد ۳۰ فرهنگ ایران زمین هم آمده و سال ۹۷ توسط دکتر روح الله بهرامی بازنشر شد/ 18.مُلا زلفعلی کرانی بختیاری متخلص به «مجرم» در سال ۱۲۶۰ قمری به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ قمری آثاری دال بر زنده‌بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کَسا» به زبان لُری است که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمی‌ترین متن به زبان لُری بختیاری است که به کتابت درآمده است. ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لُری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سِنا،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از «علیرضا تجلی‌» و «شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌» را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از زبان‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌ که در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لُر‌ی‌ ‌از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (ص۹، ۱۳۷۵) این متن را لُر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ ۱۱ هجری یا قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد.



آخرین مقالات