شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

امروز فقط صدای واحد میتواند لرستان را نجات دهد

اما امروز فقط صدای واحد می‌تواند ما را از شرایط به وجود آمده نجات دهد. بدون هم‌صدایی ما و اصحاب رسانه همه تلاش‌ها بیهوده خواهد بود. شکایت از وزارت نیرو تا به مطالبه عمومی تبدیل نشود راه به‌جایی نخواهد برد.

امروز فقط صدای واحد میتواند لرستان را نجات دهد

 

بیانیه نماینده مردم خرم‌آباد:

امروز فقط صدای واحد میتواند لرستان را نجات دهد

لزوم تبدیل شکایت از وزارت نیرو به یک مطالبه عمومی

 

نماینده مردم خرم‌آباد و چگنی در مجلس شورای اسلامی با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: شکایت از وزارت نیرو تا به مطالبه عمومی تبدیل نشود راه به‌جایی نخواهد برد.

به گزارش یافته، در بیانیه «محمدرضا ملکشاهی راد» که شامگاه شنبه 24 فروردین‌ماه و خطاب به اصحاب رسانه، اساتید دانشگاه و صاحب‌نظران، فعالان فضای مجازی و احزاب سیاسی استان لرستان صادر شده، آمده است:

 پس از وقوع سیل در استان ما و خرابی‌های این حادثه بحث‌ها و اظهارنظرهای فراوانی هم از جانب مسؤولین و هم از طرف مردم شکل‌گرفته تا دلایل این سیلاب ریشه‌یابی شود و طبیعی است که در چنین شرایطی نظرها یکسان نباشد و اختلاف عقیده و رأی به وجود آید اما آنچه مسلم است اینکه بسیاری از زیرساخت‌های لرستان و خانه‌های مردم خسارت ‌دیده و همه به دنبال راهی هستیم تا خسارت‌های به وجود آمده جبران گردند.

 تضارب آرا و اختلاف‌نظر همواره وجود داشته و خواهد داشت اما امروز زمانی برای همدلی است تا با صدای واحد احقاق حق کنیم وزندگی‌های بر آب‌رفته مردم را بازگردانیم.

وزارت نیرو با اسناد و مدارک در همه ادوار با لجاجت به لرستان آسیب ‌زده و بدون شک اگر تنگ‌نظری‌های این وزارتخانه نبود امروز لرستانمان چنین نبود و خوزستان این‌گونه تهدید نمی‌شد. وزارت نیرو با عدم تخصیص منطقی آب و مقاومت در برابر ساخت سدهای لرستان، اصلی‌ترین مقصر حوادث به وجود آمده است.

 نمایندگان مجلس در همه دوره‌ها نیز به فراخور شرایط تلاش‌هایی برای تغییر شرایط و مجاب کردن وزارت نیرو داشته‌اند و در مواردی نیز رایزنی‌ها و لابی‌گری‌ها به نتایجی رسیده اما در نهایت سیاست این وزارتخانه بر عدم تخصیص مناسب آب لرستان بوده و مخالفت با احداث سدهای بالادستی به دلیل حجم بالای سدهای کرخه و دز، شرایط امروز را برای ما رقم زده است.

 این‌جانب با فضای نقد و چالش بیگانه نیستم و به گواه اصحاب رسانه هیچ‌گاه در مقابل انتقادهای حتی ناعادلانه برافروخته نشده‌ام و در مواردی که تخریب‌های ناجوانمردانه هم صورت گرفته تلاشی برای مقابله به‌مثل نکرده‌ام. شما منتقد باشید و اگر روزی مصلحت‌اندیشی کنید در حق مردم کوتاهی کرده‌اید.

اما امروز فقط صدای واحد می‌تواند ما را از شرایط به وجود آمده نجات دهد. بدون هم‌صدایی ما و اصحاب رسانه همه تلاش‌ها بیهوده خواهد بود. شکایت از وزارت نیرو تا به مطالبه عمومی تبدیل نشود راه به‌جایی نخواهد برد.

 کسانی که همه اقدامات نماینده مجلس را سیاسی و انتخاباتی جلوه می‌دهند در حق مردم لرستان خیانت می‌کنند"‌. جان و مال مردم رفته و بی‌اخلاقی محض است که تلاش برای شکایت از وزارت نیرو و دریافت خسارت از این وزارتخانه را برای مطامع سیاسی و تخریب‌های انتخاباتی خنثی کنیم. به‌وقت انتخابات بر سر مواضع خود بمانید و از هیچ تلاشی برای موفقیت کاندیداهای موردعلاقه خود کوتاهی نکنید اما در این شرایط که فرصتی برای بازپس‌گیری حقوقمان به وجود آمده، صدایمان باید واحد باشد.

 این‌جانب معتقدم در سی سال گذشته وزارت نیرو از عدم توجیه علمی تخصیص آب لرستان بیشترین بهره را برده و علیرغم تلاش نمایندگان، خیانت کارشناسان این حوزه باعث شده تا نتیجه موردنظر حاصل نشود.

بر همین اساس خواهشمندم اساتید دانشگاه، وکلا و حقوقدانان و از همه مهم‌تر اصحاب رسانه با هر تفکر و سلیقه‌ای یاریگر ما باشند تا دادستان حق مردم باشیم. لرستان آباد آرزوی ماست.

محمدرضا ملکشاهی راد/ نماینده مردم شریف خرم‌آباد و چگنی در مجلس شورای اسلامی

منتشر شده در وبسایت یافته ....


جمع و تفریق، جدول ضرب و سیل

همه چیز به سرعت سیاسی می‌شود و عجیب‌تر این‌که آن‌ها که در گرداب سیاست قرار می‌گیرند، ساده‌ترین و بدیهی‌ترین چیزها را اول به دست فراموشی می‌سپارند.

عجیب‌تر جامعه‌ای است که به سرعت باور می‌کند. بگذارید چند دقیقه وقت شما را برای روشن کردن دو نکته که فقط با کاربرد ساده جمع‌ و تفریق، و جدول ضرب به دست می‌آید، بگیرم. سه گزاره این روزها از سوی سیاسیون، و برخی دیگر طرح می‌شود.

🔹اول، اگر سد تنگ معشوره ساخته شده بود، سیلاب سال ۹۸ به لرستان خسارت نمی‌زد.

🔹دوم، اگر سد بختیاری ساخته شده بود، سیلاب به خوزستان خسارت بسیار کمتری می‌زد.

🔹سوم، اگر طرح انتقال آب خوزستان به بهشت‌آباد اجرا شده بود، سیلاب کارون، با انتقال آب به اصفهان، سبب خسارات کمتری می‌شد.

 

شما را به این توجه می‌دهم که من در این متن هیچ (مطلقاً هیچ) نظر له یا علیه این پروژه‌ها ندارم، و صرفاً می‌خواهم به وجهی خاص از وجوه استدلال موافقان این سه گزاره توجه دهم. تصمیم‌گیری تخصصی درباره ساخت دو سد معشوره و بختیاری، و پروژه انتقال آب سرشاخه‌های کارون از طریق طرح بهشت‌آباد به اصفهان، یزد و کرمان، به کلی بیرون از دایره این نوشتار است.

سد بختیاری در هشتم فروردین ۱۳۹۲ کلنگ‌زنی شد (مطالعات آن از سال ۱۳۷۵ آغاز شده بود) و در همان روز رئیس هیئت مدیره شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران اعلام کرد، سد با هزینه ۱۷۰۰ میلیارد تومان که با هزینه‌های جانبی به ۳۵۰۰ میلیارد تومان می‌رسد، ظرف ۱۱۲ ماه ساخته می‌شود.

 https://www.mehrnews.com/news/2023381

این بدان معناست که نه سال و چهار ماه برای ساخت سد وقت لازم بوده است و به شرط تأمین منابع ۳۵۰۰ میلیارد تومانی (بدون لحاظ کردن تورم، شرایط عمومی اجرای پروژه‌های بزرگ در کشور که گاه تا دو سه برابر زمان برنامه‌ریزی‌شده طول می‌کشند، شرایط تحریم‌ها و این‌که در ۲۳ مرداد ۱۳۹۶ هزینه ساخت آن ۷ هزار میلیارد تومان و با فاینانس یک شرکت کره‌ای اعلام شد) باید در مرداد ۱۴۰۱ (سه سال و نیم بعد از سیلاب ۱۳۹۸) تکمیل می‌شده است.

کلنگ احداث سد تنگ معشوره در چهارم خرداد ۱۳۹۲ توسط محمود احمدی‌نژاد به زمین زده شد

 https://www.mehrnews.com/news/2265718

اگر از همه اما و اگرها درباره مجوزهای محیط‌زیستی، ارزش اقتصادی و اعتراضات به ساخت سد که بگذریم، مقرر بود سد ظرف مدت ده سال با برآورد اولیه هزینه ۱۲۰۰ میلیارد تومان (رقمی نزدیک به سد بختیاری) ساخته شود. اگر همه چیز خوب پیش می‌رفت، سد در سال ۱۴۰۲ (چهار سال و نیم بعد از سیلاب ۱۳۹۸) به پایان می‌رسید.

طرح انتقال آب بهشت آباد به فلات مرکزی ایران براساس مصوبه جلسه ۲۴۸ کمیته تخصیص وزارت نیرو در ۲۱ شهریور ۱۳۸۹ برای انتقال حجمی برابر ۵۸۰ میلیون مترمکعب آب برای تامین نیاز شرب و صنعت سه استان اصفهان، کرمان و یزد مطرح شده و ۴ سال بعد یعنی در سال ۱۳۹۳ در سیزدهمین جلسه شورای عالی آب نیز تصویب شده است. انتقال ۵۸۰ میلیون متر مکعب آب در سال (به شرط تأیید فنی، محیط‌زیستی و اجتماعی، ارزش اقتصادی و تأمین هزینه و همه مناقشات موجود بر سر این پروژه) به معنای متوسط ۱۸.۳۹ مترمکعب در ثانیه است. سیلاب‌هایی که خوزستان را در سال ۱۳۹۸ در بر گرفتند، در اوج‌شان در رودخانه کرخه به بیش از ۸۰۰۰ مترمکعب بر ثانیه رسیدند و حتی در روزهای اخیر که ورودی و خروجی سدها کاسته شده‌اند به حدود ۱۴۰۰ مترمکعب در ثانیه رسیده است. حجم آب ورودی به سدهای خوزستان و سیلاب خوزستان چندین میلیارد مترمکعب است.

سؤال مهم این است: آیا سدهایی که قرار بود در بهترین حال در سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ ساخته شوند، و طرح انتقال آبی که قرار است در بهترین حالت ۱۸.۴ مترمکعب بر ثانیه آب منتقل کند، می‌توانستند در سیلاب سال ۱۳۹۸ لرستان و خوزستان را از سیلاب نجات دهند؟

برخی می‌گویند «اگر چند میلیارد مترمکعب سیلاب جاری‌شده بر دشت‌های خوزستان با طرح‌های انتقال به فلات مرکزی منتقل می‌شد، چه آبادانی‌ها که خلق نمی‌شد.» آیا کسی پرسیده است انتقال چند میلیارد مترمکعب آب در بازه زمانی چند روزه یا چند ده روزه سیلاب (و نه کل سال) چه سازه‌ها و تجهیزاتی با چه ملاحظات اقتصادی نیاز دارد.

 

این گونه سخنان بخشی از همان پوپوسیل (پوپولیسم سیلاب) یا ماهیگیری سیاسی از دل سیلاب است.

 

(محمد فاضلی عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی) منتشر شده در وبسایت یافته که بدلیل اهمیت موضوع در وبسایت نگین زاگرس بازنشر شد.

71 نظر

  • بوم گرایی در لرستان

    هرگاه سخن از لزوم بوم گرایی در لرستان میشود عموم منتقدین اظهار میکنند شایسته سالاری باید بر مناسبات حاکم باشد و منتقدان بوم ستیزی را به گرایشات سیاسی و طایفه ای متهم میکنند اولأ آنکه بوم گرایی مردم لر ابتدا به ساکن نیست بلکه واکنشی به رفتار اقلیم کویراست اگر شما به شایسته سالاری معتقدید باید به مسئولان برخاسته از شهرهای فارس نشین این انتقاد را وارد کنید همان هایی که مشغول تولید ژن خوب هستند. مردم بخوبی بخاطر دارند که رییس جمهور ، معاون اول ، وزیر نیرو ، معاونین وزیر اکثرأ در دوره اصلاحات یزدی بودند و با دستکاری اسناد ، پروژه های صنعتی را به کویر منتقل کردند. بومی به معنای کسی نیست که در فلان طول و عرض جغرافیایی متولد شده است خیر ، بومی کسی است که تعلق خاطر به زیست بوم و اقلیم دارد. تعداد مسئولان بومی لرستان آنچنان قلیل و انگشت شمار بوده که عملأ برای ارزیابی آنها در مواجهه با خیل عظیم مسئولان غیر بومی با کمبود داده مواجه ایم از اندک مسئولان بومی لرستان میتوان به شهرداران علیمحمدساکی قبل ازانقلاب و مهندس نصیری بعد ازانقلاب اشاره کرد که در مدت کم دست به کارهای بزرگ زدند.


  • خسارت سیل ۹۸ به کانونهای کشاورزی لرستان

    مراد بیرانوند رییس جهادکشاورزی خرم آباد گفت : خسارت سیل به خرم آباد ۶۲ میلیارد تومان برآورد شده و حوزه های زراعت / باغبانی / شیلات / و دامپروری را متضرر کرده است. بیشتر مزارع را آب گرفته و ۷۰۰ هکتار از باغات خرم آباد ۱۰۰٪ آسیب دیدند. ده هزار هکتار از اراضی گندم به زیر آب رفته و ۱۵۰۰ رأس دام تلف شدند و ۳۰۰ تن ماهی از بین رفتند و ۴۴ واحد شیلات غیرفعال شدند. سهم لرستان در تولید گندم ۵۰۰ هزار تن بوده و لرستان ۲ میلیون و ۱۴۷ هزار تن از محصولات زراعی که معادل ۳٪ از مجموع تولید کشور است را تولید کرده که با سیل ۹۸ و خسارات مزارع این آمار تولید به شدت کاهش می یابد.


  • سیلاب ، لرستان را سالها عقب انداخت

    سیدموسی خادمی استاندار لرستان : سیل ، لرستان را سالها عقب انداخت نیاز بود که در تخصیص آب به لرستان از سوی وزارت نیرو بازنگری صورت گیرد. در سیل اخیر ۱۸ شهر و ۱۲۰۰ روستا درگیر سیلاب و ۳۵ هزار خانوار دار مشکل شدند / ۶ هزار واحد تجاری / راه ارتباطی ۸۷۰ روستا / برق ۱۱۴۵ روستا / ارتباط تلفنی ۳۶۰ روستا و ۱۰ شهر / گاز ۱۸۲ روستا / و آب ۱۰ شهر قطع شدند.حدود هزار کیلومتر راه روستایی و شهری و ۷۵۰ دهنه پُل از بین رفت که ۱۵۰ دهنه پل بالای ۲۰ متر بود.همچنین ۶۰ هکتار زمین زراعی کامل از بین رفت / هزار هکتار زمین به طور کامل به زیر آب رفت و تبدیل به مسیل رودخانه شد / ۲۱ هزار مترمکعب از مزارع پرورش ماهی / ۵۰۰ ایستگاه پمپاژ از بین رفتند و در حوزه کشاورزی نزدیک هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان خسارت دیده ایم.


  • مشکل اصلی لُرستان بیکاری جوانان است

    آیت الله سیداحمد میرعمادی نماینده ولی فقیه در لرستان گفت:مشکل اصلی لرستان بیکاری جوانان است و ما انتظار داریم کارخانجات جدیدی ایجاد شوند و زمینه مشارکت مردم و بخش خصوصی در ایجاد فرصتهای شغلی فراهم شود. دولت میتواند با هدایت سرمایه گذاران زمینه ایجاد اشتغال در لرستان را فراهم کند و یاور بیکاران باشد. شاخصهای اقتصادی لرستان قابل مقایسه با استانهای دیگر نیست و انتظار این است که حداقل لرستان به میانگین کشوری برسد همچنین وضعیت تخصیص آب لرستان به میانگین کشوری برسد و یک سد بزرگ در لرستان احداث شود که برای استانهای پایین دست رفع خطر کند و جلوی سیلاب را بگیرد.


  • سیل تخریب

    سیل در لُرستان باعث شد که تا سالها فقر و کمبود زیرساختها در لرستان بیشتر بازنمایی و رسانه ای شود و همین اندک زیرساختها هم تخریب شوند و ساکنان این مناطق فقیرتر شوند.مشکل این است که دستگاههای مسئول کشور در ارتباط با آینده ، اغلب برخوردی تاخیری ، انفعالی و گاه غیرفنی داشته اند. در شهر خرم آباد عرض رودخانه را تنگ کردند و حریم رودخانه را از ۴۰ متر به ۲۴ متر کاهش دادند و در عرض ۱۲ متری خانه ساختند و همه مسیلها را پر کردند و خانه ساختند و بجای کمربند سبز شهری و طرح آبخیزداری ، ساختمان سازی را تا شانه به شانه مخملکوه ادامه دادند. ویتگنشتاین به درستی میگوید : ما مرزها را از آن رو نمی شناسیم که اصلا ترسیم نشده اند!!!


  • اقتصاد ایران از عدم شفافیت رنج میبرد

    اقتصاد ایران سالهاست که از عدم شفافیت رنج میبرد و عدم شفافیت موجب افزایش فساد و رانت / کاهش کارآیی / افزایش هزینه / رشد کاغذبازی اداری / کاهش پایه های مالیاتی / افزایش موانع تجاری / افت درآمدهای ارزی / عدم توازن بودجه / و رکود اقتصادی شده است.با وجود حجم تحریمهای کنونی که اقتصاد و کشور را به حالت نامساعدی کشانده آیا توسعه یافتگی ممکن است؟ بدون تردید پاسخ منفی است.


  • سد هراسی

    به وقت کم آبی سد متهم شده و مردم دچار سد هراسی میشوند و به وقت سیل ، سد متهم شده که اگر ساخته میشد ، اگر بودجه میدادند و سدهای بیشتری ساخته میشد این همه خسارت به بار نمی آمد و مردم دچار بحران نمیشدند.لُرها مردمانی مغرور و آزادمنش هستند شاید زندگی مالی و ماحصل یک عمر تلاششان یک شبه بر آب رفته باشد اما در بدترین شرایط هم برای ایشان حفظ شان انسانی و شرافتشان بیش و پیش از هر چیز دیگری حتی جان اهمیت دارد.


  • شکوه شرف!

    درود بر آهنین مرد لُر! درود بر سینه های پر درد و غمین اما چون دژ مستحکم مرد و زن لُر سرزمینم! شرف تو کوه صبر توست که در این سالیان با دیدن همه مرارتها چون آتش فشانی از درون جوشید اما طغیان نکرد. شرف تو ، تسلیم نشدن در برابر نامردی های روزگار است که چه بسیار هم دیده ای! نوروز لُرستان در گل نشست اما لُرها نفس شان به غرور و اُبهت شان گرم است و از زبان بزرگ مرد هم تبارم چه پژواک و طنین شگرف و شایسته ای دارد این بیت : نعمت روی زمین قسمت پُر رویان است _ خون دل میخورد آن کس که حیایی دارد!!! مَشکن ای بغضِ پر دردِ سنگین! بغضت را نگهدار بزرگمرد هم تبارم! اشکت مقدس است. در برابر شکوه بغض و اشک تو سیل ، بسی حقیر است! و تو راست قامت پس از همه ویرانه ها دوباره برخواهی خاست...لُرستان دارالغرور و سرزمین مردم آزادمنش است


  • سیل در پلدختر غارتگری کرد

    سیل غارتگر و بی رحم هرچه سر راهش بوده را در امان نگذاشته است همه جا را صاف و کور کرده است. دانشکده پرستاری ، فرمانداری ، شهرداری ، کلانتری ، مجموعه ورزشی ، مدارس و...همه نابود شدند پلدختر لرستان ویرانه ای است که به این زودیها آباد نمیشود. سیل شهر را در هم شکسته و زندگی مردمش را در گل فرو برده است. آنچه به چشم می آید حال مغموم و بُهت زده مردم بی خانمان است.


  • بارشهای اخیر نشانه تَر سالی نیست

    شماری از کارشناسان میگویند : بارشهای اخیر نشانه تَر سالی نیست بلکه ناهنجاریهای اقلیمی و از مهمترین نشانه های گرمایش جهانی به شمار میرود و احتمال وقوع دوباره آن با همان شدت و حتی بیشتر وجود دارد. بر این پایه باید همیشه آماده برگشت احتمالی این پدیده ی ناخوانده بود و با آینده نگری مشکلها را به حداقل رساند به گفته فرانسیس تیبالدز : پی بردن به اشتباههای گذشته همیشه آسان است ولی تبیین بهترین روشها برای رسیدن به راه حلهایی که اشتباههای پیشین در آن تکرار نشود به مراتب مشکلتر.بارها گفته شده ما اسیر گذشته و نگاه تنگ آن هستیم اینک باید به گونه ای عمل کنیم که آیندگان همین حسرت و افسوس را تکرار نکنند.


  • بی عملی و پُرگویی

    ایرانیها بسیار پُرگو و پُرسخن و کم عملند. همه چیز را میدانند اما دریغ از عمل به اعتقادات. ایرانیها اساسا مردمی پُرگو و پُر سخن و کم کُنش هستند. عدم ایجاد سدهای مناسب در مسیر سیلاب لرستان ، نتوانست سهم زیادی از این حجم انبوه آب را برای مصارف مختلف در استان حفظ کند! بلاد لرنشین از سیل خسارت دیدند و از محاسن آن نیز بهره لازم را نبرد. اغلب سدها علاوه بر تامین آب برای کنترل و مهار سیلاب ساخته میشوند


  • جودکی

    ما سیل زدگان لُرستان (پلدختر و معمولان) به دلیل امکانات لوکس و خیلی زیادی که مسئولین محترم در اختیارمان قرار دادند دوست داریم برای همیشه سیل زده باشیم و به خانه های خود باز نمی گردیم! وام ۶ میلیونی در اختیار سیل زدگان لُرستان گذاشتند درحالیکه برای اجاره خانه ۵۰ میلیون پول پیش و ماهی ۷۰۰ هزار تومان کرایه میخواهند! خدا وکیلی با ۶ میلیون وام منازلمان را درست کنیم یا اثاثیه بخریم؟


  • چه باید کرد تا لُرستان از حالت《توسعه نیافتگی》دربیاید؟

    چهار خُرداد ۹۸ دکترحسین سلاحورزی (نایب رییس اتاق بازرگانی ایران) در جمع خبرنگاران لُرستان گفت : هر روز دچار پَسرفت و توسعه نیافتگی عمیق و چند لایه در لُرستان میشویم. گاهی نا امید میشوم که در لُرستان توسعه اتفاق نمی افتد! هیچ دولت و نمایندگان دولتی که به دنبال برنامه کوتاه مدت باشند ، نمیتوانند برای لُرستان کاری بکنند. ما اگر خودمان به فکر لُرستان نباشیم در《گرداب توسعه نیافتگی》گرفتار میشویم! وقتی سُکاندار پارلمان اقتصادی لُرستان و ایران این چنین نا امید و مایوس سخن بر زبان میراند باید دانست آب در چه کرتی است! چه باید کرد تا لُرستان از حالت توسعه نیافتگی دربیاید؟


  • نرخ بیکاری لرستان ۳ برابر متوسط کشور است!

    رییس اتاق بازرگانی لُرستان : سهم لرستان از مساحت و جمعیت دو عامل توسعه لُرستان است و جایگاه لُرستان باید در میانه جدول اقتصادی کشور باشد اما متاسفانه جزء ۳ استان آخر کشور هستیم! با اینکه سهم لرستان از جمعیت و سرزمین و منابع تقریباً ۲ درصد است اما سهم آن از تولید ناخالص بیشتر از یک درصد نشده است! دکترحسین سلاحورزی گفت : نرخ بیکاری جوانان لُرستان سه برابر متوسط کشور است! هیچوقت نتوانستیم درآمد سرانه بیشتری از نصف حد متوسط کشور داشته باشیم! اگر بخواهیم به نُرم متوسط کشوری از نظر درآمد سرآنه ، اشتغال و تولید ناخالص که سهم و حق ماست برسیم ، بایستی به طور مُداوم در طول ۵ سال ، سالی ۵۰۰ میلیون دُلار یا حدود ۷ هزار میلیارد تومان پول جدید به لُرستان بیاوریم! اگر تمام منابع دولتی ، بودجه جاری و عمرانی و حتی درآمدهای شهرداری را حساب کنیم به ۲ هزار میلیارد تومان نمیرسد! پس فقط باید سالی ۸ هزار میلیارد تومان به لُرستان پول بیاوریم تا بتوانیم《ارزش افزوده》ایجاد کنیم و《درآمد سرانه》را افزایش دهیم! اگر ما لُرها خودمان کاری نکنیم همچنان در این《گرداب توسعه نیافتگی》باقی خواهیم ماند! توسعه یافتگی لُرستان بسته به فُلان شخص و دولت و حزب نیست! مگر یک جریان درست راه بیفتد و نه در حد حرف بلکه در عمل به این برسیم که《لُرستان بهشت سرمایه گذاری》است و سرمایه گذاران به لُرستان بیایند و اینکار سخت نیست فقط باید موانع را شناسایی کرد و با یک برنامه ریزی دقیق در این حوزه کار کنیم.


  • لُرستان زیر فشارِ تحریم

    مسلماً در این وضعیت ، فشار تحریمها بر استانهای محروم مثل لُرستان خود را بیشتر نشان میدهد و در شرایطی که ریسکِ اقتصادی بالاست سرمایه گذاری جدیدی صورت نمیگیرد و بر فعالیت های اقتصادی در کوتاه مدت و بلندمدت اثرات بدی میگذارد که کمترینش خروج سرمایه از لُرستان است. واگذار کننده پروژه ها خود دستگاه های اجرایی هستند و در فرایند واگذاریها اخلال ایجاد نموده و به بهانه های واهی سرمایه گذاران را دلسرد میکنند و یا پروژه ها را بدون توجیه اقتصادی جلوه میدهند. ادبیات دستوری و نگاه پیمانکار و کارفرما به عدم تمایل سرمایه گذاران منجر میشود. از حجم بودجه دولتی که به استانها پرداخت میشود سهم ناچیزی به اشتغالزایی اختصاص می یابد و اکثر بودجه به عنوان حقوق ماهانه بین کارمندان خود دولت در استانها پخش میشود و اشتغال اولویت اول نیست


  • کارگر لُر نمیخواهیم!

    روز ۲۲ خرداد ۹۸ موسسه کاریابی《کارآفرینان یزد》در چاپ آگهی استخدام شرکت فولاد در قسمت توضیحاتش نوشت : ترجیحاً لُر نباشد! مردمان لُر چشمتان روشن! ببینید روز روشن بطور آشکار نژادپرستان وقیحانه شرط میگذارند که از پذیرش کارگر لُر معذوریم! موقع انتقال آب بلاد لُرنشین به کویر ما هموطن ، غیور و سلحشور خطاب میشویم اما موقع استخدام شرط میگذارند که کارگر لُر نمیخواهیم! حتی کارگری ساده را هم برای تحصیلکردگان لُر بر نمی تابند! چرا کارخانه آب بَر فولاد باید در کویر یزد منتقل شود و به بهانه آن آب از کوهرنگ بختیاری ببرند؟ ۱۲۰ سال است که از مسجدسلیمان بختیاری نفت استخراج میکنند ولی به اندازه نصف یک شهر کویری امکانات ندارد! تمام پول مملکت به سمت کویرمرکزی جارو میشود و خرج بُرجسازی و تاسیس صنایع در کویر میشود!برخلاف تصور ما در خیلی از ادارات قانون های نانوشته زمان استخدام میگویند نباید فامیلی《وند》داشته باشد و از فلان استان لُرنشین باشد.


  • کیمیا

    سشماری جمعیت عراق و حذف قوم لر از آن:استانهای دیاله واسط و میسان در عراق جزو لرستان فیلی هستند و به لرهای فیلی پشتکوهی معروفند ولی در ویکی پدیا مناطق سکونت این دسته از لرها رو کرد نشین ذکر کرده است.جالب اینجاست که جمعیت لر عراق را 227000 نفر نوشته اند که خیلی بیشتر از این میباشد و ثانیا محل زندگی لرها رو ذکر نکرده ولی در مورد سایر اقوام با جمعیت کوچکتر حتی،جغرافیای زندگی شان نوشته شده است.توضیح ویکی پدیا:عراق کشوری است با قومیت‌های گوناگون و ساکنان آن را عرب، کرد،[۱۴۳]ترکمن، آشوری، کلدانی، مندایی و صابئین و غیره تشکیل می‌دهند. کُردها در نواحی شمال و شمال شرقی عراق که به کردستان عراق مشهور است و استان‌های واسط، استان دیاله و میسان(محل سکونت لرهای فیلی در سه استان مذکور) زندگی می‌کنند [۱۴۴] و از لحاظ فرهنگی. زبانی و طرز پوشش با عرب‌ها متفاوتند.ما لرها در عراق جمعیت 2 میلیون نفری را داریم و خوش نداریم کرد خطاب شویم.


  • ناسیونالیسم ایرانی

    ناسیونالیستهای ایرانی به روایت ویلسون آرنولد تالبوت ویلسون ( Arnold Talbot Wilson ) در کتاب سفرنامه خودش ، صفحه ۲۳۵ مینویسد:ناسیونالیست های ایرانی ( منظور پان پارسها ) میخواهند با تمام عناصر غیر ایرانی ( غیر پارس ) و اقلیت های کشور رفتار خصومت آمیزی داشته باشند. فقط زبان ترکی که در شمال ایران و دربار ( دربار قاجاریه ) کشور مرسوم است از این قاعده مستثنی میباشد. اینها عربها را به خاطر زبان عربی دوست ندارند از کردها به سبب گرایش آنها به تسنن بدبین اند. آسوریهای ارومیه را به علت آنکه مسیحی هستند قبول ندارند ، زرتشتی ها را به علت مذهب مورد تأییدشان نیستند ، طوایف بلوچ و افغانی در مرزهای شرقی و قشقاییها در جنوب ایران وضعی مشابه دارند. بختیاریها و لرهای لرستان و پشتکوه نیز چون جدا از ایران و حکومت مرکزی اداره و نیمه مستقل هستند مورد نفرت آنها ( فارسها ) هستند !!! احتمال دارد این روحیه به خاطر اقدامات و فشارهای وحدت طلبی ایرانیها به وجود آمده باشد ، ولی یقینأ در افق فکری این مردم چنین مسأله ای وجود ندارد اگر قرار باشد وحدت ایران در برابر امحاء آداب و سنن و رسوم و فرهنگ نژادی اقلیت هایش امکان پذیر شود یقینأ وقوع چنین امری بهای گزافی خواهد بود !!! ایرانی محصول تمدن قدیمی و بازمانده ی چندین سیستم مذهبی و چندین نوع آب و هوا میباشد و اختلاف نقاط مختلف آن به اندازه ی تفاوتی است که بین مردمان از سیسیل ( در جنوب ایتالیا ) تا دریای بالتیک( در شمال اروپا ) میشود دید! جامعه ایران از نژادهای مختلفی مانند:ترک / عرب / کرد / فارس / بلوچ / لر / افغانی / آسوری / گیلک / مازنی تشکیل یافته است!


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • خرم آباد: پنجمین شهر که بمباران هوایی شد!

    لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ است و با 3 استان جنگ زده هم مرز بوده و 6500 شهید و 50 هزار رزمنده در جنگ داشته است. خرم آباد با 144 حمله هوایی و 12 بار موشکباران《پنجمین شهر ایران》از لحاظ حمله هوایی و خسارت است که 2354 نفر در آن حملات شهید شدند!《روستای صاحب الزمان》خرم آباد 76 شهید، 350 جانباز و 700 رزمنده دارد کدام روستا در ایران چنین جانفشانی هایی برای دفاع از مملکت کرده؟ چرا چنین مردمانی بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب رکوردار بیکاری، فقر، مهاجرت و کمبود امکانات هستند؟ چرا مسئولان و نمایندگان این دردهای لُرستان را فریاد نمیزنند؟ چرا دولت و مجلس به فکر لُرستان نیست؟ چرا در خرم آباد افراد غیربومی را در ادارات استخدام میکنند؟


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • توسعه کویراصفهان به چه قیمتی؟

    توسعه کویر اصفهان به چه قیمتی؟ تخریب محیط زیست/ فقر/ بیکاری/ مهاجرت/ تنش قومی/ اختلاف بین شهرها/ و نابرابری اقتصادی_ناحیه ای از دستاوردهای انتقال آب بختیاری به کویراصفهان و یزد بوده است! تا کی این چرخه معیوب باید ادامه پیدا کند؟تاکنون شش طرح انتقال آب به کویر اصفهان اجرا شده و《کوهرنگ سه》هفتمین و بزرگترین آنها و نقش گیوتین را برای کارون و خوزستان دارد! هزینه اجرای سد کوهرنگ سه را فولاد مبارکه اصفهان تقبل کرده است! صنعتی که ملّی است اما منطقه ای عمل میکند و سودش فقط برای اصفهانیاست! فولادی که محصولات آنرا گران‌تر از قیمت جهانی به مردم میفروشد!متاسفانه با ادامه این روند غیرقانونی از بختیاری، خوزستان و لُرستان هیچی نخواهد ماند! در سالهای کم آبی مشکلات عدیده امنیتی، اجتماعی و زیست محیطی عدیده را برای بختیاری و خوزستان در پیش رو خواهیم داشت! مردم شهرها و استانهای لُرنشین غیرت به خرج دهند بجای مهاجرت و سرمایه گذاری در اصفهان پیگیر آباد کردن مناطق خودشان باشند و کالاها و محصولات ساخت اصفهان را تحریم کنند. مطمئن باشید تا زمانیکه کارخانجات کویر سود میکنند آب و منابع شما هم به کویرستان منتقل میشود!


  • دارالیهود

    هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از استان بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه《آدرس اشتباهی》میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون《حرص پول》دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد! مردهای اصفهان جَنم، عُرضه و مردانگی ندارند اگر مَرد بودن که سپاه عُمر/ سپاه چنگیزمغول/ سپاه تیمورلنگ/ سپاه محمودافغان/ سپاه ظل السلطان و جدیداً شاهین شهریا ناموسشون رو بی سیرت نمیکردن! اگر اصفهانیا مَرد داشتن که زنهاشون رو نمیفرستادن روی پُل خواجو واسه طلب آب و بازگشایی زاینده رود!عُبید زاکانی از سرباز مغولی حکایت میکند که به دور اسیری از اهالی《اصفهان》خطی کشید و نهیب اش داد که همین جا بمان تا بروم و طنابی برای بستن ات بیاورم! سرباز مُغول برفت و فراموش کرد! و بعد از هفته ایی مَرد اصفهانی را مُرده در درون همان دایره خطی یافتند! بختیاریا زورشان به چنین مردم ترسویی نمیرسه! زورشون به یک شهر نمیرسه! پروفسور پرویز کردوانی در مصاحبه با اُمیدجوان گفته بود: اصفهانیا آب چارمحال رو میبرن بعد خود چارمحالیا فاضلابشون رو تصفیه میکنند و میخورند! اصفهانیا سال 92 سر آب انتقالی کوهرنگ بختیاری به یزد تظاهرات کردند و لوله آب را منفجر کردند و با لودر و تراکتور تمام تاسیسات را از بین بردند چند نفر کشته شد! اما بختیاریا زورشون به اصفهانیا نمیرسه حتا نمیتونن مثل اونا رفتار کنند! در ایران به اقوام نژادپرست و فحاش بیشتر احترام میگذارند نمونه اش ترکها و کردها! ولی اگه سر به زیر باشی میگن: نمی فهمه! ساده است!


  • کارنامه وزرای یزدی نیرو

    اردکانیان وزیر نیرو در یزد اعلام کرد: اگر نرخ بیکاری یزد تک رقمی نشود در ایفای مسئولیتم موفق نبودم! شاید بتوان به جرات گفت که《منطقه گراترین》و قومگراترین مسئولان کشور و بخصوص در وزارت نیرو و سیاه ترین کارنامه وزرای نیرو مربوط به دو وزیر یزدی این وزارتخانه است!که منابع آب بلادلُرنشین را مفت و مجانی به کویریزد بردند و صنایع آبخواه مثل: فولاد/ ذوب آهن/ پتروشیمی/ پالایشگاه/ سرامیک وسفال/ صنایع هسته ای و...را در قلب کویرستان احداث کردند! جالبتر اینکه هیچ موقع خودشان منطقه گرایی را کتمان نکردند!《بیطرف》که عملاً در مصاحبه ای با《روزنامه آفتاب یزد》عنوان کرد: که اسناد بالادستی را برای منافع استان یزد دستکاری کرده است و همچنین به صورت غیرقانونی اقدام به انتقال آب از کوهرنگ و کارون برای صنعت و کشاورزی شهر یزد کرده است! حال بدتر از《بیطرف》این یکی《اردکانیان》است که چندین طرح انتقال آب از کارون و کوهرنگ را به کویرمرکزی و شهر یزد در دست اجرا دارد و کل کشور را رها کرده و فقط یزد، اصفهان و کرمان را چسبیده است! به اظهار نظرهای اخیر او دقت کنید: اجر اخروی انتقال آب به یزد برای من و فرزندانم کافی است! تمام راه‌های تامین آب یزد را در برنامه داریم! و این آخری که بدون شک نمک بر زخم خیل عظیم بیکاران استانهای بختیاری و لُرستان و خوزستان هستند که نرخ اول بیکاری در کشور را دارند! ایشان اعلام کرد که اگر در《یک رقمی کردن نرخ بیکاری در یزد》نتوانستم کاری کنم در ایفای مسئولیتم موفق نبودم!باید پرسید این همه بی حیایی از کجا نشأت میگیرد! آیا جایگاه این فرد منطقه گرا در جایگاه تصمیم گیری در سطح ملّی است؟ چرا چنین هزینه هایی را فقط برای شهرهای کویری فارس نشین میکنند؟


  • توهم اصفهان ستیزی!

    نماینده مردم شهرکرد در مجلس گفت《وزیر جهادکشاورزی》از ترس مسئولان اصفهانی حاضر به بازدید از شهرستان سامان نشد!چهارمحال بختیاری و بعضی مناطق آن شده قضیه جزایر سه گانه خلیج فارس که مسئولان ایرانی از ترس کشور های جنوبی خلیج فارس جرأت دیدار از آنها را ندارند! یوسف فرهادی در مورد اصفهان ستیزی میگوید: توهم اصفهان ستیزی نه تنها وجود خارجی ندارد، بلکه دروغی بر مبنای منافع غیردموکراتیک است که از قضا به ساختار سیاسی کشور نیز فشاری غیردموکراتیک وارد میکنند که منافع مردم محروم را نادیده بگیرد! اگر به سابقه این کانالها برگردید میبینید چطور طبل رسوایی برخی چهره های مدیریتی را صرفاً به دلایل قومی کوبیدند و با نوعی《نابگرایی قومی》معتقد بودند اصفهان به اصفهانیها تعلق دارد!!! آنها در موسم سیل و باران خانمان سوز غرب کشور از هدر رفتن آب سیلاب سخن میگفتند و خسارت و جان دادن مردم بلادلُرنشین برایشان مهم نبود! نه تنها تغییر کاربری اراضی بستر زاینده رود و زمینهای کشاورزی را عامل تعمیق بحران خشکسالی ندیدند بلکه با فرصت طلبی حتی بین شهروندان اصفهان نیز《خط کشی درجه یک و درجه دو》را ترسیم کردند! تراژدی حماقت این است که اینها گمان میکنند با توسل به چنین حربه هایی حماقت توسعه نابرابر در کشور نادیده میشود! پشت تمام این تبلیغات سیاسی که دائم  خود را قربانی قومگرایی و چند دستگی سیاسی میدانند باید به دیده تردید نگریست! هیچ بعید نیست که کلید اتاق فکرهای چنین توهماتی در دست همان کسانی باشند که در مجلس بر علیه وضع آشفته بازار خودرو میتازند و در خفا از آن آشفته بازار سود میجویند! آنهایی که در اصفهان زندگی کردند خصایل نژادپرستی و غیربومی ستیزی را بخوبی میشناسند! اصفهانیا حتی از خرید کالایی که مشابه آن در اصفهان تولید میشود خودداری میکنند! مردم اصفهان هیچ حقی برای چارمحال بختیاری که زمستانهای طولانی را تحمل میکنند قائل نیستند و با تاسیس هرگونه صنعتی در چارمحال بختیاری مخالفند تا منابع آب دست نخورده راهی کویراصفهان شود و صنایع اصفهان چندطبقه شوند!


  • فساد تهاتری

    معاون عمرانی استاندار کرمان گفت راهی به جز《انتقال آب حوضه به حوضه》برای تامین آب کرمان نداریم!!! یکی نیست به ایشان بگوید شما غلط میکنید به ضرس قاطع و با تاکید عنوان میکنید که راهی جز انتقال آب نیست!!! کرمان 100 کیلومتر با خلیج و دریای عمان فاصله دارد چرا از دریا آب نمیآورید؟ کرمان با توجه به آمار وزارت نیرو بیش از《هفت میلیارد مترمکعب》مصرف آب دارد و مطمئناً با صرفه جویی و مدیریت تقاضا اگر 10% هم اتفاق بیافتد 700 میلیون مترمکعب آب خواهید داشت! که با هیچ طرح انتقال آبی قابل مقایسه نیست!!! تنها فکری که به ذهن میرسد این است که این‌ها با تعریف پروژه های مختلف عمرانی منابع مالی برای خود تامین میکنند! از جمله مصادیق فساد حاکم بر کشور که بسیار هم شایع است آنهم: فساد تهاتری!!! تو اینکار را برای من بکن من اون کار را...فساد در مقابل فساد! بسیار شایعتر از رشوه و اختلاس و دزدی...مصادیق زیادی از این نوع فساد هر روزه میبینیم! مسئولان و نمایندگان شهرها و استانهای لُرنشین باید در مجلس بدنبال تاسیس فراکسیون مناطق لُرنشین باشند تا جلوی طمع، حرص و زیاده طلبی کویریها را بگیرند وگرنه بیابانهای بی طول و عرض کویر با آب اقیانوسها هم سیرمونی ندارند!


  • چرا اصفهان《طرح صرفه جویی آبی》ندارد؟

    مسئولان اصفهانی چقدر حاضر هستند در بحث زیبایی و کشاورزی صرفه جویی کنند و به بحث محیط زیست آب برسانند؟اگر تصاویر پل خواجو را با قبلاً مقایسه کنید متوجه خواهید شد زمانیکه آب فراوان بود بستر رود و پل محدودتر و الآن زمانیکه کمبود آب هست برای زیبایی و زینت بستر رود گسترده تر است! همین عکس رویکرد مسئولان اصفهانی به آب را مشخص میکند! نگاه آنها به آب بنظر نگاه زینتی و تفریحی است! آنها تنها چیزیکه را درنظر نمیگیرند اقلیم کویری اصفهان است! شهری با 97 میلیمتر بارندگی در سال و سرانه فضای سبزی بیشتر از رشت و انزلی! مسئولان اصفهانی با مظلوم نمایی و حرفهای پوپولیستی سعی در شستشوی مغزی هموطنان دارند و با ساخت برنامه《زنده رود》در پی القای این تفکر هستند که آب اصفهان را چارمحال در بالادست نمیدهد! آنها با تاکید بر واژه جعلی《اصفهان ستیزی》و مانور بر این جمله سعی در سوءاستفاده از احساسات مردمی در جهت فشار بر اجرای طرحهای بیشتر انتقال آب دارند! همانطور که میدانید این استان حدود《هفت میلیارد متر مکعب مصرف آب》در حوزه های مختلف دارد و چندین طرح انتقال آب به این استان اجرا شده است اما صرف برنجکاری در کویر و احداث صنایع آبخواه ذوب آهن و فولاد درکویر خشک شده است! کشاورزی اصفهان در این چندساله گسترش زیادی یافته و شرق و غرب و شمال و جنوب اصفهان همزمان کشتهای بهاره و زمستانه و تابستانه و پاییزه را اجرا میکنند! سطح زمینهای زیرکشت اصفهان از 45هزار هکتار به 250 هزارهکتار رسیده است! این درحالی بوده که ما تا همین چند سال پیش علاوه بر همزمان نبودن کشت مثلاً شرق و غرب اراضی هرسال دفعات محدودی زیر کشت میرفتند! حال ما از آنها سوال میپرسیم بر فرض محال که کل دنیا مخالف شما! خود شما با منابع آبی که از طریق بارش در خود اصفهان، آبهای زیر زمینی و زاینده رود و طرحهای انتقال آب در اختیار داشتید چه کردید؟ چرا حاضر نیستید با 10% صرفه جویی زاینده رود را حتی برای مقاصد توریستی و تفریحی حفظ کنید؟ آنچه شما انتظار دارید و بیان میکنید در اصل《طمع بیشتر》در راستای تخریب بیشتر بلادلُرنشین و در نتیجه کشور است!


  • کویر چرا باید صنعتی شود؟

    مظلوم نمایی مسئولان اصفهانی: مظلوم نمایی غیر واقعی برای تحت تاثیر قرار دادن مردم اصفهان برای همراهی با پروژه های تخریب گرایانه محیط زیست!!! مسئولان اصفهانی چند مصداق از اصفهان ستیزی را عنوان نمایند؟تاکنون بیش از یک میلیارد مترمکعب آب در هر سال علاوه بر ظرفیت زاینده رود طبیعی به اصفهان منتقل شده است! ولی آنها طرحهای بزرگ دیگری را در دست اجرا دارند که تأثیرات مخرب زیاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و زیست محیطی دارند که با مخالفت جدی فعالان زیست محیطی عدالت‌خواه و مردم استانهای چهارمحال بختیاری، خوزستان، لُرستان و کهگیلویه بویراحمد روبرو است! در صورت اجرای طرحهای جدید انتقال آب علاوه بر تخریب این طرحها طرحهای قدیمیتر از جمله کوهرنگ یک نیز سرنوشتی به غیر از تخریب نخواهند داشت! شهرهای کویری ذاتشان خشک است و با انتقال آب به زور گلستان نمیشوند! شهریکه مشکل آب دارد چرا صنعتی شود؟ چرا زمینه بزرگتر شدنش را فراهم میکنند؟


  • تخریب مناطق لُرنشین با دوز و کلک

    تخریب زاگرس با دوز وکلک! شاید تاکید فراوان مسئولان و نمایندگان اصفهان بر آب شرب، حق آبه و مرزهای استانی را زیاد شنیده باشید! و متاسفانه از هر کدام از این مفاهیم برای توجیه طرحهای انتقال آب بیش از پیش استفاده میکنند و این سدها و طرحهای انتقال آب منجر به تخریب محیط زیست و نابودی توان سرزمینی بختیاری، خوزستان و لرستان میشود! باید چندین سوال را از آنها برای روشن شدن مطالب پرسید! ابتدا نگاهشان به زاگرس و جلگه خوزستان چگونه نگاهی است؟ آیا اصولاً نگاهی به غیر از بهره‌برداری به این مناطق دارند؟ آیا این مناطق را جزیی از ایران میدانند یا ابزاری برای استثمار و استعمار تلقی میکنند؟در مورد اینکه کدام حق آبه و برای کدام اراضی و برای چند نوبت کشت در سال و برای چه محصولاتی؟ آیا آنها حاضر هستند به این سوالات ابتدایی جواب دهند؟ مثلاً اگر به سندی من درآوردی بنام《طومار شیخ بهایی》استناد کنند آیا حاضر هستند این سوالات را پاسخ دهند؟بطور مثال حتی در همان طومار شیخ بهائی مورد ادعا نیز زمان کشت شرق و غرب اصفهان متفاوت بوده و کشاورزی در اراضی حق آبه دار محدودی انجام میشده که امروزه دیگر این اراضی نیستند و شرق و غرب انواع کشت بهاره و پاییزه و زمستانه و تابستانه را دارند و اگر منظورشان از حق آبه بذل و بخششهای حکومت پهلوی و بعد‌ها جمهوری اسلامی است که در قالب طرحهای انتقال آب اجرا شدند دوباره باید این سوال را پرسید که کدام اراضی؟چند نوبت کشت در سال؟ وچه نوع کشت؟ و آیا این بذل و بخششها و اصطلاحاً تخصیصهای دولت، دائمی بوده و یا طبق قانون موجود هم، نباید باتوجه به شرایط جدید اقلیمی در این تخصیصها تجدید نظر کرد! البته چیزی به اسم زاینده رود به تنهایی وجود ندارد و بیش از 70% آب آن توسط تونلهای انتقال آب کارون هست! نام کارون مرکزی نام بسیار بهتری هست تا زاینده رود! امسال 300 هزارهکتار از محصولاتی که بیشترین آب را در جهان دارند در اصفهان و《کویر ورزنه》کاشته شده مثل هندوانه و خربزه و خیار و شلوتک و هر روز رکورد تولید فولاد در جهان را میشکنند و بیش 30 هزار چاه جذبی اما حاضر نیستند یک قطره آب به گاوخونی بدهند و تمام مشکلات زاینده رود را تقصیر باغات محدودی که آبیاری قطره ای هستند که البته متعلق بخود ثروتمندان اصفهانی است میدانند! دولت و صداوسیما پشت اصفهانند و برنامه سیاسی《زنده رود》از آنها حمایت رسانه ای میکند!


  • انتقال آب《سدکوهرنگ ۳》به اصفهان

    اولین زیان دیدگان《سد غیرقانونی کوهرنگ سه》چه کسانی هستند؟ فارغ از مباحث زیست محیطی و تاثیر این سد در منطقه کوهرنگ و《منطقه حفاظت شده قیصری》و تاثیر آن در افزایش درصد باران نسبت به برف، با یک مطالعه میدانی کوچک در روستاها و شهرهای زیردست آن متوجه آثار زیانبار اجتماعی و اقتصادی در این شهرها و روستاها خواهیم بود! اولین تاثیر این سد و طرح انتقال آب《خشکاندن سرشاخه اصلی کارون و رودخانه کوهرنگ》است که خشکاندن در سرشاخه دارای آثار سوء دهها برابر بیشتر برای پایین دست وخوزستان است! در مسیر رودخانه کوهرنگ از محل سد تا شهر کاج تعداد زیادی《مجتمع پرورش ماهی》وجود دارد که تعطیلی آنها علاوه بر آثار زیانبار اقتصادی بر میزان بیکاران این منطقه خواهد افزود! چندین هزار هکتار اراضی کشاورزی و باغداری وجود دارد که تحت تاثیر مستقیم بی آبی در زمانهای خشکسالی قرار خواهند گرفت! از جمله مناطقی که مستقیماً تحت تاثیر قرار خواهند گرفت میتوان به دشتک/ آلیکوه/ قلعه درویش/ رستم آباد و شهر کاج اشاره کرد! بدون شک بسیاری از چشمه های موجود در منطقه تحت تاثیر سد و قطعی آب قرار خواهند گرفت و این یعنی تامین آب شرب این منطقه نیز با مشکل مواجه خواهد شد! لذا از دوستان و همتباران ساکن در منطقه بخصوص روستاهای دشتک/ آلیکوه/ رستم آباد/ قلعه درویش/ و شهر کاج درخواست دارم بطور جدی مخالفت خود را با ساخت《سد کوهرنگ سه》و خشکاندن رودخانه کارون اعلام نمایند! فراموش نکنیم که خشکاندن رودخانه بعد از ساخت سد 100% خواهد بود و این رودخانه دائم تبدیل به رودخانه ای مُرده خواهد شد! از اوایل دهه ۷۰ شروع به ایجاد تونل کردند که باعث خشک شدن صدها چشمه شد و و نابودی زمینهای کشاورزی را بوجود آورد و صدها نفر را آواره کردند و الآن هم اگر جلوی《سد کوهرنگ سه》را نگیرند در طولانی مدت زیانهای جبران ناپذیری به شهرستان کوهرنگ وارد خواهند کرد! ساخت《سد کوهرنگ سه》باعث نابودی یخچالهای زردکوه میشود و رطوبت هوا بالا میرود و بار ابرها خنثی میشود و دیگر خبری از بارش برف و باران در این منطقه نیست!


  • پروژه کویر سبز

    هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از استان بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه《آدرس اشتباهی》میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون《حرص پول》دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد! مردهای اصفهان جَنم، عُرضه و مردانگی ندارند اگر مَرد بودن که سپاه عُمر/ سپاه چنگیزمغول/ سپاه تیمورلنگ/ سپاه محمودافغان/ سپاه ظل السلطان و جدیداً شاهین شهریا ناموسشون رو بی سیرت نمیکردن! اگر اصفهانیا مَرد داشتن که زنهاشون رو نمیفرستادن روی پُل خواجو واسه طلب آب و بازگشایی زاینده رود!عُبید زاکانی از سرباز مغولی حکایت میکند که به دور اسیری از اهالی《اصفهان》خطی کشید و نهیب اش داد که همین جا بمان تا بروم و طنابی برای بستن ات بیاورم! سرباز مُغول برفت و فراموش کرد! و بعد از هفته ایی مَرد اصفهانی را مُرده در درون همان دایره خطی یافتند! بختیاریا زورشان به چنین مردم ترسویی نمیرسه! زورشون به یک شهر نمیرسه! پروفسور پرویز کردوانی در مصاحبه با اُمیدجوان گفته بود: اصفهانیا آب چارمحال رو میبرن بعد خود چارمحالیا فاضلابشون رو تصفیه میکنند و میخورند! اصفهانیا سال 92 سر آب انتقالی کوهرنگ بختیاری به یزد تظاهرات کردند و لوله آب را منفجر کردند و با لودر و تراکتور تمام تاسیسات را از بین بردند چند نفر کشته شد! اما بختیاریا زورشون به اصفهانیا نمیرسه حتا نمیتونن مثل اونا رفتار کنند! در ایران به اقوام نژادپرست و فحاش بیشتر احترام میگذارند نمونه اش ترکها و کردها! ولی اگه سر به زیر باشی میگن: نمی فهمه! ساده است!


  • تغییر خطوط مرزی استانها توسط اصفهان

    خطر《تغییر خطوط مرزی》و طمع مسئولان اصفهانی بر خاک چهارمحال بختیاری و تسلط بر منابع آبی کشور! راهکار برگشتن مناطق لُرنشین اصفهان به سرزمین مادری و تشکیل استان جدید! در گذشته مساحت زیادی از استان کنونی اصفهان جزیی از سرزمین لُرستان و خاک بختیاری بوده است ولی در طول این چند سال دچار تغییرات زیادی شد. آخرین تغییرات رسمی و مصوب مرزی بین استانهای اصفهان و چهارمحال بختیاری و لُرستان مربوط به اردیبهشت سال 1372 میباشد! در این تغییرات خط‌القعر زاینده رود و سد زاینده رود به عنوان خط مرزی دو استان چهارمحال بختیاری و اصفهان تعیین شد! متاسفانه از آن تاریخ به بعد عُلمای زعیم اصفهان و مسئولانش این تغییرات را برخلاف دین دانسته و در هر فرصتی برای اغتشاش با چراغ سبز نهادهای مختلف استفاده میکنند و مقابل اجرای این مصوبه تلاش میکنند! هدف آنها تسلط بیشتر بر منابع آبی بلادلُرنشین است! متاسفانه در این سوی مرز مسئولان بختیاری و لُرستان و خوزستان هرگونه دفاع از حقوق اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مردم را مخالفت با منافع ملّی میدانند و نه خود تلاش میکنند و نه میگذارند مردم اعتراضی کنند! نتیجه اینگونه سهل انگاریها این میشود که عده ای به بهانه اینکه خاک استان خودمان است اقدام به تخریب محیط زیست کشور و انتقال آب همچون تونل گلاب کنند! به نظر راهکار دفاع از منافع واقعی ملی و منافع کل کشور ایجاد ولایت و یا استان بزرگی متشکل از مناطق لُرنشین و ترک نشین استان اصفهان و چهارمحال بختیاری است تا بلکه قدری در مقابل زیاده خواهیها و تخریب سرزمین لُرها ایستاد!شهرهای فریدن و فریدون شهر و چادگان جزو خاک بختیاری هستند و با کویر اصفهان هیچ سنخیتی ندارند! فریدن از لحاظ تاریخی خاک بختیاری است و طایفه چهارلنگ بختیاری در آن سکونت دارد اگر عده‌ای چندساله مهاجرت کردند و ساکن شدند دلیلی نیست بر تملکشان! گُرجیها که از اسمشان هم معلومه میتوانند تحقیق کنند که از کی به منطقه بختیاری آورده شدند! در سفرنامه ابن بطوطه که هزارسال پیش نوشته شده حکومت《اتابکان لُر بزرگ》را از فریدن تا اهواز گفته که ایذه (مالمیر) پایتخت آن بوده است! بزرگترین طوایف چهارلنگ مثل موگویی در فریدن و فریدون شهر ساکن هستند شیرهای سنگی چندصدساله در فریدن گواه این موضوع است!


  • نخود سیاه باستانگرایی و شاهنامه خوانی!

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت《یکسان سازی فرهنگی》صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • سیاست سرزمین سوخته در بلادلُرنشین

    ما لُرهای بختیاری در روز روشن داریم می بینیم سرزمین مان دارد غارت میشود اینقدر آب به کویراصفهان و یزد منتقل کردند که تمام چشمه های آبمان دارد خشک میشود ساخت سدهایی که مدیریتش در دست اصفهانیاست باعث کوچ اجباری روستاییها شد! منبع معیشت مردم بختیاری را نابود کردند تمام اینکارها برای این بود تا در کویراصفهان چرخ کارخانجات فولاد و ذوب آهن بچرخد! و سهم مردم لُربختیاری فقط آوارگی و فقر بود! آب کوهرنگ بختیاری را به یزد انتقال دادند تا کارخانه فولاد یزد آگهی بزند:《ورود کارگر لُر ممنوع》ایران تنها یک مرز سیاسی است و هموطن تنها جنبه تبلیغاتی دارد چون هرکس در اصفهان و یزد زندگی کرده باشد میداند که لُرها را شهروند درجه سه میدانند! اصلا نباید سکوت کنیم چون دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم! دولت ریالی بودجه برای تامین آب شرب مناطق محروم بختیاری نمیپردازد اما برای انتقال آب به کویر به مسافت هزارکیلومتر میلیاردها تومان پول خرج میکنند! ترکهای آذربایجان نه نفت دارند نه آبشان را انتقال دادند اما در مجلس و فضای مجازی همیشه علیه فارسها جبهه میگیرند و انتقاد میکنند! کار درست را آنها میکنند چون شخصیت فارسها را بهتر میشناسند اگر در مقابل فارس جماعت سکوت کنی میگویند: ساده است چیزی نمی فهمد!تونلهای کوهرنگ 1 و 2 و 3 و بهشت آباد و گلاب و خِرسان و بازفت و دز و کرخه و کارون تماماً دارد یکی پس از دیگری به کویراصفهان منتقل میشود!!!نابودی بختیاری سالهاست که کلید خورده حتی آب خوردن هم برای مردم لُربختیاری نذاشتند!سیاست زمین سوخته با جدیت در بلادلُرنشین درحال انجام است ولُرها بعنوان شهروند درجه سه در شهرهای کویری به بردگی و کار مشقت بار گرفته میشوند! لذا ما نباید سکوت کنیم چون بلایی نمانده که سر لُرها نیاورده باشند!


  • نفع اقتصادی شهرهای کویری

    دقت که میکنم آب و نفت و گاز بعنوان منابع طبیعی بلادلُرنشین ملّی هستند ولی معادن مختلف مانند: آهن/ مس/ و فلزات دیگر که بیشتر در کویرمرکزی هستند خصوصی است و یا مانند آب و نفت و گاز نیستند و ما مجبوریم فرآورده های آنها را بدون سوبسید و با قیمت بالا بخریم! معادن و کارخانه های کویرمرکزی به شهرهای کویرمرکزی انواع کمکها را میکنند و عوارض مختلف را میدهند! ولی سهم شهرهای لُرنشین از نفت و گاز و آبشان چیست؟دقت کردید گردوی خارجی و بادام خارجی بازار ایران را قبضه کردند ولی ما در بازار ایران پسته خارجی علیرغم تولید گسترده آن در خارج از کشور نمی بینیم! بادام و گردوی تولید بلادلُرنشین و مناطق سرد است و پسته تولید کویر ایران! گردوی چینی وارد میشود ولی پسته چینی بعنوان سومین کشور تولید کننده پسته جهان وارد نمیشود! به نظر سیاستهای اقتصادی کشور حتی در عرصه کشاورزی و واردات و صادرات محصولات نیز به نفع کویرمرکزی است! همیشه سود اصفهان و یزد و کرمان را میسنجند!


  • توسعه غیراصولی کویرمرکزی!

    توسعه غیر اصولی کویرمرکزی و عدم توجه به آمایش سرزمینی ناشی از نگاههای منطقه گرایانه و احساسی مسئولان کشور است. متاسفانه توسعه غیر اصولی و انباشت ثروت در شهرهای کویرمرکزی درنتیجه فریز مناطق دیگر روی داده است! این راه اشتباه هم اکنون باید متوقف شود! نمونه هایی از ظلم و فساد آبی در کشور! کلنگ زنی دریاچه مصنوعی اردکان یزد! دریاچه های مصنوعی پرورش خاویار یزد! آب نیست را باور کنیم یا دریاچه های مصنوعی ساخته شده در کویر را؟متاسفانه همزمان با ساخت این دریاچه ها شاهد تخریب محیط زیست و انتقال مُداوم آب به بهانه شرب به کویرمرکزی برای توسعه کشاورزی و انواع کشت بهاره و تابستانه و زمستانه و پاییزه و صنعت و تفریح هستیم! درحالیکه محیط زیست و باتلاقها و تالابهای کشور با کمبود جدی آب روبرو هستند، شاهد ایجاد و ساخت انواع دریاچه های مصنوعی در شهرهای کویری هستیم! دریاچه مصنوعی اردکان یزد! دریاچه مصنوعی بافق یزد! دریاچه زیتون بهارستان اصفهان! دریاچه تفریحی زرین شهر اصفهان! دریاچه مصنوعی فشافویه قم! دریاچه مصنوعی ۸ هکتاری پارک جوان قم! دریاچه مصنوعی پساب یزد! بزرگترین آکواریوم خاورمیانه دراصفهان!


  • مافیای کویر مانع توسعه چارمحال بختیاری هستند!

    مافیای کویر کاری میکنند که همه ما فرار کنیم ولی مطمئن باشند دوباره شهر و استان خود را میسازیم! طبق آمار بالاترین نرخ بیکاری کشور را چهارمحال بختیاری دارد استانی که《قربانی عدم توسعه》و《فریز سرمایه گذاری》توسط مافیای مخرب محیط زیست شده است! چهارمحال بختیاری یکی از مهاجر فرست ترین استانهای کشور است که علیرغم پتانسیلهای خوب و مزیتهای سرمایه گذاری بخاطر چشم طمع به آب و خاک و نیروی انسانی آن مورد تبعیض و ظلم مستمر کویریها قرار گرفته است! استانی که 16% آب ایران را در اختیار دارد چرا باید رکوردار بیکاری باشد؟ مسئولان و نمایندگان اصفهان از ایجاد هرگونه صنعت و توسعه کشاورزی در چارمحال بختیاری جلوگیری میکنند تا جمعیت همیشه درحال کاهش باشد و منابع آب بصورت دست نخورده به کویراصفهان منتقل شود!


  • اعتراض به تخریب محیط زیست

    چرا اعتراضاتی به تخریبهای بزرگ زیست محیطی و نابودی زیستگاههای حیات وحش و جنگلها انجام نمیشود چرا فعالان محیط زیستی مثل فعالان حقوق حیوانات، جسور نیستند؟ اخیراً شاهد تجمع و اعتراض بی سابقه فعالان حقوق حیوانات نسبت به کشتار سگها در اطراف تهران بودیم دوستداران حیوانات نسبت به کشتار وحشیانه سگها اقدام به برگزاری تجمعی بی سابقه در اطراف شهرداری تهران کردند. آنها با اعتراض نسبت به کشتار حیوانات خواستار حفظ حق حیات این حیوانات شدند. آنها معتقدند که سگها و گربه ها همانند دیگر موجودات حق زیستن دارند! آنها افراد جسوری هستند که بخاطر مراوده بیشتر با سگها و گربه ها بعنوان حیوانات اهلی و خانگی نسبت به آنها اُنس گرفته و در نتیجه نسبت به سرنوشت آنها از خود حساسیت نشان دادند. بدون شک با توجه به روحیه شان، اگر آنها میدانستند که جنگلها و رودخانه ها و حیات وحش دشتها و کوههای ایران همچون پلنگ و خرس و سنجاب و مار و آهو و گوزن و سمور و...در معرض خطر جدی هستند شاید از خود واکنشی نشان میدادند و همچون ما و دیگر فعالان محیط زیست منفعل نبودند و چرا که ما منفعلانه خود را مشغول اینستاگرام و فضای مجازی کردیم؟ آری ما با جنگلها اُنس نگرفتیم! با رودهایمان اُنسی و محبتی نکردیم و سرنوشت حیات وحش برایمان مهم نیست حتی دیگر نسبت به محیط زیست انسانی خودمان و هوای پاک نیز بیتفاوت شدیم! واقعاً چرا در مقابل این همه دست اندازیهای گسترده به حیات وحش، جنگلها و رودها و دشتها شاهد اعتراض جدی فعالان زیست محیطی نبودیم؟


  • چرا طرح سازگاری با کم آبی دراصفهان اجرا نمیشود؟

    ذوب آهن/ فولاد / پتروشیمی / پالایشگاه / نیروگاه ها/ کارخانجات سرامیک و سفال و کشت بهاره، تابستانه، پاییزه و زمستانه آنهم برنج و طالبی و خربزه و سیفی جات و...با طرحهای گران انتقال آب با هزینه تمام ملت ایران به کویرمرکزی را چطور هضم کنیم؟‏«آب که نیست تمامش را به کویر بُردید، کشت و کشاورزی هم که بی آب نمیشود و درآمدی هم از طریق صنعت نداریم...وضع ما را ببینید که چقدر بدبخت تصمیمات شما شدیم» در این شرایط بازهم کسانی هستند که علاوه بر اینکه هیچ تلاشی برای کاستن از زجر هموطنان ما انجام نمیدهند بلکه سعی دارند با اجرای طرحهای انتقال آب و سدسازی هموطنان بیشتری را مثل لُرهای بختیاری دچار زجر کنند! بدون شک با هزینه یکی از طرحهای انتقال آب به کویرمرکزی که برای اهداف غیرشُرب هستند میتوان کارهای بزرگی انجام داد هم در کویرمرکزی ایران کارهایی در جهت سازگاری و صرفه جویی در مصرف آب کرد و هم کمی از درد و رنج هموطنان ما در مناطق محروم کاست.


  • چرا تجمعات دراصفهان آزاد و دربختیاری ممنوع است!

    چطور است تجمع در اصفهان آزاد است ولی در چهارمحال بختیاری باعث سوءاستفاده دشمنان میشود!!! قرار بود که نمایندگان بختیاری درمجلس/ شورای شهر شهرکرد/ و کمیته موسوم به صیانت آب بختیاری تجمعی را ضد طرحهای مخرب انتقال آب و طرحهای نابودگر توان سرزمینی ایران و زاگرس برگزار کنند که به بهانه واهی سوءاستفاده احتمالی دشمنان این تجمع را لغو کردند!!! جالب است پافشاری و تجمع در اصفهان و کویرمرکزی بر اجرای طرحهای انتقال آب که علاوه بر تخریب محیط زیست و ریزگردها و نابودی آب و خاک کشور باعث تشدید اختلافات بین استانها میشود و در آنها شعارهای هنجارشکنانه مثل《رو به دشمن》سر میدهند و از شبکه های بیگانه پخش میشود و شعارهای بر ضد اقوام ایرانی خصوصاً لُرها سر میدهند به هیچ وجه بر ضد منافع ملّی نیست و دشمنان سوءاستفاده نمیکنند!!!جمع کنید این بساط را! همه چیز را به نفع خود توجیه نکنید! تونلها و طرحهای انتقال آب علاوه بر《غیرقانونی》بودن《غیر شرعی》و ظالمانه هم هستند و سرنوشت آنها تماماً نابودی خواهد بود این وعده الهی است که ظلم پایدار نمیماند!


  • مصرف 7 میلیاردمترمکعبی آب اصفهان

    شالیزارهای وسیع اصفهان کاشت برنج و محصولات جالیزی در سطح وسیع در اصفهان و《مصرف هفت میلیارد مترمکعب آب》در حوزه های کشاورزی و صنعت در این استان کویری در انواع کشت بهاره و تابستانه و زمستانه و پاییزه! این درحالی است که عنوان میشود که اصفهان با کمبود آب شرب و آب محیط زیست روبرو است و به این بهانه درحال اجرای بزرگترین و پر هزینه ترین طرحهای انتقال آب از سرشاخه های کارون به کویرمرکزی و اصفهان هستند! تونل کوهرنگ یک و دو و سه و لنگان و چندین طرح انتقال آب اجرا شده و آنها درحال انتقال کوهرنگ سه و بازفت و بهشت آباد و خرسان و سبزکوه و...هستند! پروژه کویر کردن چارمحال بختیاری سالها کلید خورده و مردم خوش خیال ما مثل کبک سر در زیر برف کردند!


  • 90 % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است!

    آب هرچقدر از لُرستان به سمت زمینهای کشاورزی عربها میاد خطرناکتر است امسال نزدیک یک میلیون تُن فقط تابستان برنج در خوزستان کاشته شد که یک دهم اش مال لرهای سمت باغملک و رامهرمز بود و بقیه اش همش رفت تو جیب عربها! این مسایل در آینده برای لُرها خیلی خطرناک است چون 80% آب لُرستان و بختیاری که میاد سمت خوزستان وقتی به جاهای صاف و جلگه ای میرسد به سمت زمینهای کشاورزی عربها هدایت میشود و آنها باهاش کشاورزی غرقابی میکنند و میلیونها پول درمیآورند و اسلحه باهاش میخرند و علیه همان لُرهایی که آبشان را تامین میکنند تبلیغات تخریبی میکنند! این درحالی است که سالانه 12 میلیارد مترمکعب آب از سمت لُرستان به خوزستان میرود اما 850 هزار هکتار زمین کشاورزی لُرستان تماماً دیم هستند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • چرا بی آلایش بودن در ایران عجیب است؟

    این درسته که هرکسی هرچی دوست داره راجع به قوم لُر نظر بده و ما فقط سکوت کنیم؟ تاکی باید بیتفاوت باشیم نسبت به این قضیه؟ باور کنید هرجایی رفتم و گفتم لُرم با نژادپرستی فارسهای کویرنشین روبرو شدم! اگر غیرفارسها را دوست ندارید پس چرا اجازه فدرال یا ایالتی شدن را نمیدهید؟ واقعیت آن چیزی نیست که شما در مورد لُرها شنیدید واقعیت آن چیزی هست که ما لُرها لمسش کردیم و داریم باهاش زندگی میکنیم《ما سالها با فاشیسم و نژادپرستی》علیه لُرها داریم زندگی میکنیم! میگن لُرها ساده اند و همین هم میزنند توی سرمون! معلومه در جامعه ای که دورویی، کلاهبرداری و دروغ غالب شده سادگی و بی آلایش بودن خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه وقتی وارد اکثر شهرهای فارس زبان میشی احساس غربت میکنی اما غریب نوازی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه در دوره ای که زنها افسار مردها را در دست گرفتند غیرت و مردانگی لُرها خیلی چیز عجیبی است!!! معلومه که فارسها ازدواج سفید را فرهنگ امروزی میدانند و لُرها را به تعصب بیجا متهم میکنند!!! من قوم و فرهنگ قومم را با تمام خصلتهای خوب و بدش دوست دارم و اصلاً حرف عده ای مغرض، ممسک و تازه به دوران رسیده برایم پشیزی ارزش ندارد! من سالها در اصفهان دانشجو بودم و آشکارا دیدم که اگر دختر یا پسری به دیدار خانواده اش میرود باید خورد و خوراکش هم را با خود ببرد!!! اما اینکار درمیان لُرها ننگ است و لُرها خان منش و سفره دار هستند! من در تهران شاهد روابط مثلثی و ازدواج سفید و رابطه با خواهرزن و برادرشوهر بوده ام که چگونه از این فرهنگشان برای هم تعریف میکردند!


  • فرهنگ غدرآمیز پارسها

    چرا فارسها میگن لُرها مهمان نوازترند؟ چرا میگن مهربانتر هستند؟ چرا میگن بی آلایش و صاف و صادق هستند؟ چون حتماً کلاهبرداری، حیله و سیاستهایی از غیر لُرها دیدند که این صفتهارو به لُرها نسبت میدهند!!! هرچند هرصفتی شامل همه نمیشه اگر میگن فلانی خوبه معنیش این نیست 100% خوبه و هیچ عیب و ایرادی نداره و همین موضوع هم درباره صداقت و سایر صفتهای خوب لُرها صدق میکنه! هر قوم، ایل و طایفه‌ای بَد و خوب داره و اگر یکنفر ایرادی داشت نباید به همه تعمیم بدیم و بَدی یکنفر به این معنی نیست که اون فرد مُعرف اکثریت لُرهاست! مثلاً همه فامیل شمارو به شوخ طبعی میشناسند فقط بر فرض مثال اگر یکی از اعضای خانواده جدی و صریح باشد آیا کسیکه با اون برخورد داشته، باید بگه خانواده فلانی همه خشک و جدی هستند؟ هر جایی خوب و بد داره هیچوقت نباید به کسی توهین کرد! همه میدانند که لُرها غیرتی هستند و روی ناموس و اسم و شرفشان تعصب دارند فرقی هم نداره زن باشند یا مرد! ولی برای یک فارس اینها ارزش نیست در منظومه فکری فارسها چنین جا افتاده که لُرها به خودی خود برای آنچه که هستند گناهکارند! پس جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با غیر لُرها وصلت کنند چون اگر تا مَرفَق دستش را آغشته به عسل کند و در دهان فارسها بگذارد باز به لُرها توهین میکنند! پس هر فردی بهتره با قوم و تبار خودش ازدواج کند!


  • ویژگی منفی زنان فارس

    زن فارس پر توقع، پر از خواسته های منفعت گرایانه و مادیگرایانه است و در مورد زیبایی خودش دچار توهم است!!! خرج زاست! و توان همکاری با مرد در ساختن زندگی را ندارد و از این مسئولیت شانه خالی میکند! محبتش معامله ای است! تشکیل خانواده، عشق و دوست داشتن برای زن فارس در اولویت نیست بلکه راحت طلبی، رفاه و مسائل مادی واسش در اولویته! زن فارس مثل مرد ایرانی برای تشکیل خانواده و تحکیم آن زحمت نمیکشد و《انفعالی》و《عکس العملی》رفتار میکند! در انگلیس یک ضرب المثلی هست که میگه: دلار آمریکایی داشته باش، خودرو آلمانی بخر و زن شرقی (چینی یا ژاپنی) بگیر!!! جدا از این ضرب المثل، ازدواج مردان انگلیسی با زنان چینی بسیار رایج شده است چون《زنان چینی》در حد پرستش به مرداشون احترام میگذارند، خانه دار و کدبانو هستند و توقعاتشان خیلی کم است و در ساختن زندگی به مرد خانواده همه نوع کمکی میکنند! خلاصه جوری شده که نژاد انگلیسیها داره تغییر میکنه! دختران فارس مشکل خیلی بزرگی که دارند اینه که بین سنت و مدرنیته گیر کردند هرجا به نفعشان است از سنت دم میزنند و با مهریه و نفقه و...پدر مرد ایرانی را درمیارند و هرجا هم که به نفعشان باشه دم از مدرنیته و فمنیزم میزنند! خواهر من یا پاتو از سنت بردار یا توی قایق مدرنیته برو! مردان تحصیلکرده و موفق لُر اگر با زن لبنانی، ترک، افغانی یا ارمنی ازدواج بکنند به مراتب خوشبختتر میشوند تا با یک زن فارس وصلت کنند چون سالها لُرها تحت تحقیر و ستم نژادی بودند و هرکاری هم برای جلب رضایت فارسها انجام دهند باز متهم به تعصب و توهین میشوند!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • بزرگترین آکواریوم خاورمیانه دراصفهان

    بی‌آبی منحصر به اصفهان نیست و زاینده‌رود هم متعلق به اصفهان نیست که فقط با نظر مسئولین آن بررسی شود! هزینه‌ در پروژه‌های فاقدمجوز مانند: گلاب و کوهرنگ سه چه توجیهی دارد؟ در حوزه آبی و پروژه‌های انتقال آب از بختیاری و سرشاخه‌ کارون به زاینده‌رود فساد درحال وقوع است! پول اجرای پروژه‌های انتقال غیرقانونی آب از کجا تامین میشود؟ ازهمان مجتمع های ذوب‌آهن و فولاد که دراصفهان مستقرند؟ چطور پول برای تداوم پروژه‌های فاقدمجوز گلاب و تونل کوهرنگ سه هست اما پول برای پرداخت تملکات و دادن حقوق اولیه ساکنین روستاهای محدوده پروژه وجود ندارد؟ وزیر نیرو پاسخ دهد؛ چرا باوجود مخالفت محیط زیست پروژه گلاب تداوم داشته؟ مگر مردم شهرهای کوهرنگ، سامان، بن، شهرکرد، بروجن و روستاهای مسیر، حق حیات و معیشت و بهره‌برداری از نعمت آبشان را ندارند؟ این چه عدالتی است که همه برای حل مشکل یک شهرکویری (اصفهان نورچشمی) حاضرند حقوق اولیه جمعیت کثیری در استان دیگری را نادیده بگیرند؟ مگر كاشت برنج براساس مصوبه دولت، غیر از استانهای شمالی ممنوع نیست؟ چرا چند هزارهکتار شالیکاری در اصفهان وجود دارد؟ چرا سرانه فضای سبز اصفهان از شهری مثل رشت هم بالاتر است؟ چرا صنایع آبخواه و مجمتع‌های فولاد در اصفهان درحال توسعه‌اند؟ تشنگی اصفهان را باور کنیم یا کاشت برنج و توسعه فولاد را؟ یا سه نوبت کشت کشاورزان را؟ یا نزدیک یک میلیارد مترمکعب آب رهاسازی شده از سد زاینده‌رود را؟ یک بام و چند هوا؟ چرا طرح مجوزدار آبرسانی بُن_بروجن که مسئولیت مشروب سازی نصف جمعیت چهارمحال بختیاری را به عهده دارد باوجود مصوبه و تعهد دولت با کارشکنی اصفهان عقب افتاده؟ چگونه هزار اتومبیل به اسم کشاورزان اصفهان حرکت کردن و لودر آوردند و محل آبگیر پروژه را تخریب کردند و هیچکس جلوی آنها را نگرفت؟ برنامه‌ريزان این اقدام تخریبی چه کسانی بودند؟ چگونه اطلاعات چهارمحال بختیاری سریعاً اقدامات پیشگیرانه میکند و با احضار و برخورد جلوی هرگونه تجمع را میگیرد! اما اطلاعات اصفهان روز روشن با این جمعیت و تحرکات برنامه‌ریزی شده آب در دلش تکان نمیخورد؟ دولت با مقصرین برخورد کند تا باورمان شود به عدالت رفتار میکنید!


  • نابرابری و تبعیض در ایران

    خوزستان علی‌رغم سطح زیرکشت بالای محصولات کشاورزی در رتبه پنجم ارزش افزوده کشاورزی کشور قرار دارد ️علت اصلی کاشت محصولات غیر باغی با ارزش افزوده پایین، مثل گندم در خوزستان دانست که با دارابودن قیمت دولتی و خرید انحصاری دولت، نقش مهمی در تأمین امنیت غذایی کشور برعهده دارد. درصورتیکه محصولات باغی و غیراستراتژیک چون: پسته، زعفران، چای و برنج که متعلق به بخش خصوصی و ارائه شده در بازار آزاد با نرخ آزادند رتبه استان‌های کویری را در این رتبه‌بندی افزایش داده است! تامین امنیت غذایی توسط خوزستان البته به قیمت هزینه‌های اکولوژیک و بحران‌های زیست‌محیطی بود که فشار مضاعفی بر مردم استان وارد کرده است. ️باید توجه کرد خوزستان از یکطرف به‌دلیل تولید نفت، رتبه دوم در تولید ناخالص ملی، بعد از تهران و از سوی دیگر با تولید محصولات استراتژیک کشاورزی نقش عمده‌ای در تحریک و حرکت پایدار موتور محرکه اقتصاد در یکصدسال گذشته را داشته است. منابعی که با سوءمدیریت، مدیران سیاسی مرکزگرا عمدتاً تلف شده است. خوزستان به‌دلیل عدم برخورداری از حضور سیاسی کافی در پایتخت و به‌دلیل اقتدارگرایی و تمرکز تصمیمات سیاسی در الیگارشی حاکم برآمده از سیاسیون کویری ایران، که همواره با سیاسی‌کاری و منطقه‌گرایی حقوق مردم دیگر استانها را ضایع کرده‌اند، هیچگاه از توسعه اقتصادی مناسب برخوردار نشده! نارضایتی اقوام گوناگون و مناطق غیرفارس و عدم توسعه‌یافتگی این مناطق، نشان از روح خاص یکجانبه‌گرایی و ناسیونالیسم فارسی دارد که در مدیران سیاسی مرکز ایران وجود داشته است. ️نفوذ در ارکان قدرت و نهادهایی چون سپاه، شورای نگهبان، دولت و وزارتخانه‌های مهم که در برخی موارد با «فرصت‌طلبی» نیروهای «انقلابی‌نما» در ابتدای انقلاب رخ داد، باعث شد بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌های مخرب، بدون ملاحظات زیست‌محیطی و رعایت الزامات آمایش سرزمین در خاستگاه کویری این مدیران به اجرا درآید. تبعات این طرح‌ها هم‌اکنون، دامان مردمان محروم بلادلُرنشین را گرفته و هم با اصرار بر اجرای طرح‌های انتقال آب رو به مهاجرت به کویر آورده‌اند! طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان، طرح انتقال از دریای خزر در کنار پروژه‌های کوهرنگ، خِرسان و بهشت آباد در سرچشمه‌های کارون، می‌رود تا مهر باطل بر حضور سرزمینی مردمان شریفی بزند که در برهه‌های حساس، با مقاومت و ایثار در طول تاریخ، تمامیت ایران را حفظ کرده‌اند. ️دموکراسی مشارکتی و حرکت به سمت عدالت اجتماعی راه بر توسعه سیاسی_اجتماعی می‌گشاید و زیاده خواهی و هجمه انحصارات قدرت و ثروت و زد و بندهای مشکوک را متوقف خواهد کرد.


  • کویر بی طول و عرض اصفهان《سیر》نمی‌شود

    افزایش خروجی سد زاینده‌رود به سمت اصفهان! از پانزده فروردین شرکت آب اصفهان اقدام به افزایش خروجی سد زاینده‌رود کرد و تقریباً هر هفته حدود شصت میلیون مترمکعب آب به سمت اصفهان جاری می‌شود! شصت میلیون مترمکعب در یک محاسبه ساده در این دو ماه بیش از پانصدمیلیون مترمکعب آب برای مصارف کشاورزی، صنعت و تغذیه چاههای غیر مجاز اصفهان آزاد خواهد شد! در اصل مافیای آب با افزایش خروجی ها چند هدف را دنبال میکنند. 1) ایجاد حق آبه کاذب برای کشاورزی غیراصولی و اراضی بیابانی سابق! 2) توجیه طرحهای انتقال آب به بهانه کم آبی! 3) عدم پرداخت حق آبه محیط زیست و گاوخونی و دوباره توجیه طرحهای انتقال آب! در اصل پشت پرده باز کردن های این‌چنینی فقط توجیه طرحهای انتقال آب است! فعالان محیط زیست چرا این مواقع سکوت کرده و از حق گاوخونی دفاعی نمی‌کنند؟ آقای درویش ما با همه طرحهای انتقال آب مخالفیم طرحهایی که شما جرأت نمیکنید اسمی از آنها ببرید مثل کوهرنگ یک و دو و سه! آقای درویش برای خوشحالی مافیای آب صحبت نکنید شما نه تنها به فعالان محیط زیست بختیاری توهین کردید بلکه به خودتان و فهم مخاطبین خود هم توهین کردید. طرح بن_بروجن، که فقط چهل میلیون آب شرب را تامین می‌کند را برابر با طرحهای عظیم، کوهرنگ یک و دو و سه و بهشت آباد و لنگان و...قرار میدهید که اهداف کشاورزی،صنعتی و گردشگری دارند؟ برای بن_بروجن فعالان بختیاری مخالفتهای جدی داشتند و این چهل میلیون مترمکعب آب در حقیقت رشوه مافیای اصفهان برای اجرای طرح کوهرنگ سه بود! هرچند قبل از آن طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و چندین طرح دیگر اجرا شد و شما عامدانه منشأ اصلی طرح بن_بروجن یعنی سرشاخه های کارون را فراموش کردید؟ زاینده‌رود فصلی آیا اگر طرحهای انتقال آب نبودند موجودیت داشت؟ آیا می‌توان به مردم عادی چهارمحال بختیاری گفت که اصفهانیها با طرح بن_بروجن که هدف تأمین شرب دارد مخالفند و نباید آن را اجرا کنید ولی ما طرحهای بزرگ کوهرنگ یک و دو و سه، بهشت آباد و گلاب را برای صنعت، کشاورزی و گروشگری اجرا کنیم؟انتقادی تند به فعالان سیاسی اجتماعی زیست محیطی استان خوزستان! و انتقاد برای فعالان کهگیلویه و بویراحمد هم که در مقابل انتقال خِرسان سکوت کردند! فعالان عرب خوزستان که زمان انتخابات با شعارهای تفرقه انگیزانه و اکثراً لُرستیزانه، پا به عرصه انتخابات و دیگر محافل میگذارید و دم از تبعیض میزنید؟ درحالیکه منشاء تبعیض سیستماتیک علیه خوزستان (چه لُر و عرب) را فراموش کردید؟ هم اکنون در اوج اجرای طرح ای انتقال کارون در کدام محفل و مکانی هستید؟ چرا دم بر نمی زنید؟ مگر کارون در خوزستان خون زندگی و میثاق اتحاد لُر و عرب نیست؟ چرا در مورد قطع این شریان حیاتی سکوت کردید؟ مطالعه فرمایید. نامه مهم منتشر نشده سازمان بازرسی کل کشور به وزارت نیرو در رابطه با پروژه‌های انتقال آب کارون: بند چهار: در صورت رعایت استاندارد در مصرف در استان اصفهان حجم تخصیص یافته از منابع فعلی برای شرب حتی بدون کوهرنگ سه و بهشت آباد کفاف تمام نیازها تا افق مدنظر را دارد! بند پنج: مطابق مصوبه کمسیون تخصیص آب؛ منبع آب مورد نیاز صنایع؛ آب بازیافتی حاصل از تصفیه فاضلابها در افق آتی در استانهای اصفهان، کرمان و یزد است ولی در ابلاغیه شماره ۷۰۰ / ۲۹۲۵۹ / ۸۹ مورخ ۲۱ / ۶/ ۸۹ برخلاف مصوبه مذکور از آب انتقالی برای مصارف صنعت نام برده شده که علناً مغایر با قوانین است. متأسفانه با وجود این نامه تا به امروز با متخلفان برخورد نشده است! مطالعه این نامه برای درک تخلفات وزارت نیرو در اجرای پروژه‌های انتقال آب کارون راهگشاست.


  • لُرها به حقوق خود آگاهی ندارند

    متأسفانه مردم قوم لُر به حقوق قانونی خود آگاهی ندارند و اکثریت خاموش ایرانند که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت و بی‌انگیزه هستند که این برای جامعه محروم و فقر زده ما حکم سم مهلک را دارد. دولت خاتمی سال هشتاد، هزار کیلومتر راه‌آهن از وسط کویر کشید و بافق و تربیت حیدریه دو شهر کم اهمیت و بیابانی را بهم متصل کرد که این راه‌آهن هیچ تأثیری در حمل و نقل ایران ندارد ولی بخاطر رونق استان خودش یزد این پول گزاف را خرج کرد و هیچ نماینده لُرتباری در مجلس اعتراض نکرد که چرا غرب کشور با آنهمه شهر و تمرکز بالای جمعیتی نباید راه‌آهن داشته باشد؟ نمایندگان لُرتبار فقط شیک و مرتب در مجلس می‌نشینند و ماهانه کلی تسهیلات می‌گیرند و محرومیت و فقر جامعه لُرها هیچ اهمیتی برایشان ندارد. الآن دولت روحانی راه‌آهن نود کیلومتری بین دورود و خرم‌آباد را پس از ده سال، تعطیل کرده! برای نود کیلومتر پول ندارند ولی برای هزار کیلومتر در کویر پول داشتند! فارسها همواره با موبایلشان از معضلات و کمبودها فیلم می‌گیرند و به شبکه‌های داخلی و خارجی می‌فرستند اما من تا بحال ندیدم که یک لُربختیاری، لُربویراحمدی یا لُرمینجایی از نبود امکانات، گرانی یا انتقال آب به کویر فیلم بگیرد و به شبکه‌های خارجی و داخلی بفرستد تا آگاهی جمعی نسبت به حق و حقوق شکل بگیرد. در لُرستان هر سال سیل می‌آید و تمام زیرساختها را نابود می‌کند اما هیچ لُری از این معضلات و نبود سد در لُرستان فیلم نمی‌گیرد و رسانه‌ای نمیکند تا تمام ایران، نمایندگان مجلس و مسئولان بخود بیایند و کاری کنند. ضعف ما جامعه لُر این است که سواد سیاسی نداریم! ما مطالبه گر نیستیم! اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم! همش در حاشیه‌ایم و سرگرم طایفه بازی و رفتارهای منسوخ شده قبیله‌ای! حکومت خیلی به اصفهان، تبریز و تهران می‌رسد چون اونا پرسشگرند، اعتراض مدنی می‌کنند، فیلم می‌گیرند و پخش می‌کنند ولی ما لُرها فقط ساکت و منظم و بی حاشیه در یک گوشه ایران با کمترین امکانات مشغول زندگی نکبت بار خود هستیم! فقر بر مردم لُر اجبار می‌شود و زمانیکه برای کار به شهرهای فارسی می‌روند که با خون و گوشت آنها آباد شده، مورد تبعیض و تحقیر واقع می‌شوند!


  • آب منبع زندگی و قدرت است

    آب منبع زندگی و قدرت است. آب به‌عنوان زیربنای تمدن توصیف میشود. رودخانه‌های بزرگی نظیر: کارون، دجله، فرات، سند، نیل و یانگ تسه درطول تاریخ زمینه‌ساز ظهور تمدنهای بزرگی مثل: ایلام، بابل، مصر و چین شده‌اند. شهرهای مدرن امروزی نظیر: رُتردام هلند/ لندن انگلیس/ نیویورک آمریکا/ شانگهای چین/ دوبی امارات و…توسعه موفقیت‌آمیز خود را مدیون دسترسی آسان به آب هستند. هشتاد درصد جمعیت دنیا در کنار سواحل زندگی می‌کنند اما در ایران از آبادان تا بلوچستان تنها دومیلیون نفر زندگی می‌کنند! ما از دوهزار کیلومتر ساحل جنوب چرا غافلیم؟ وقتی دورنمای منابع آبی تاریک است چاره‌ای نیست که صنایع آبخواه را به کنار سواحل منتقل کنیم. فولادمبارکه اصفهان قرار بود کنار ساحل (بندرعباس) احداث شود ولی با لابی، سر از اصفهان درآورد! خود محیط زیست در اینباره مقصر است چون سواحل جنوب و شمال را به روی استقرار صنعت بست! گفتند ورود به سواحل ابداً ممنوع! خب صنعت کجا برود؟ به بهانه توسعه زمان احمدی‌نژاد هشت طرح فولادی را در خشکترین منطقه "سمنان، یزد و قم" احداث کردند. اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه‌گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر متضاد آب است! صنایع ذوب‌آهن و فولاد/ صنایع اتمی/ لاستیک سازی/ سفال/ پالایشگاه و پتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آبخواه در جهانند و ما کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع جهان را در شهرهای کویری مستقر کرده‌ایم! در مقابل نیز به صنعت گردشگری، صنایع تک، صنایع استحصال انرژی خورشیدی، بادی، زمین گرمایی و جزر و مَد که کمترین نیاز به آب دارد، کمترین توجه را کرده‌ایم! اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود هفتاد درصد مردم ایران برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت هستند. درحال حاضر هفتاد درصد جمعیت کشور با سرانه زیر نهصد مترمکعب آب در سال زندگی میکنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی فاجعه! ایران با بهره‌برداری از نود و هفت درصد آبهای سطحی خود عملاً تمام رودخانه‌ها را خشک کرده! درحال حاضر وضع آبی برخی از شهرها به سطحی رسیده که آن شهرها از نظر تعاریف علمی و استانداردهای جهانی به شهر مُرده تعبیر می‌شوند حتی بارش ایده‌آل و نفوذ آب به زمین، جایی برای ذخیره آن وجود ندارد چون خاک بی ثمر شده است.


  • چرا صنایع آبخواه در کویر است؟

    ورود کارگر لُر ممنوع! موسسه کارآفرینان یزد در کانال تلگرام خود آگهی استخدام شرکت فولاد یزد را اعلام کرده که یکی از شرایط استخدام اینست که کارگر متقاضی لُر نباشد! نژادپرستان کویری اینقدر وقیح شدند که علناً در آگهی استخدام شرط می‌گذارند از قوم لُر نیرو نمیگیریم! این درحالی است که آب بلادلُرنشین با تونل (نه لوله) به یزد منتقل می‌شود و کارخانجات آبخواه مثل فولاد، ذوب‌آهن، سرامیک، لاستیک سازی، پالایشگاه و پتروشیمی در کویر احداث میشوند! یزد بدون آب کوهرنگ بختیاری فقط سه روز دوام میآورد. بە متن نگاە کنید مدرک مهم نیست فقط لُر نباشد! لابد اگر قاتل یا بزهکار باشد ایرادی ندارد؟ در یزد دەها هزار کارگر افغانی هست این بود تولید داخلی و حمایت از کارگر ایرانی؟ آیا لُرها از خودشان پرسیده‌اند چرا ما برای کارگری باید بە غربت برویم اما در کل زاگرس حتی یک کارگر کویرنشین نیست؟ چرا هربار کە آمریکا از حمله بە ایران منصرف می‌شود فارسها نوک پیکان توهین را بسوی ما می‌گیرند؟ آیا دیگر نیاز بە لُر سلحشور ندارند؟ جوکهای نژادیتان تَە کشید‌ شروع بە توهین کردید؟ چرا کُلِ زاگرس به اندازە استان یزد کارخانە ندارد؟ امیدوارم قوم لُر بە خود بیاید و کمتر سنگ مشاهیر فارس را به سینه بزنند؟ زاگرس سرشار از آب، نفت و گاز است چرا مردمیکە روی گنج خوابیده‌اند مجبورند برای امرار معاش به کویر بروند؟ اگر در مناطق لُرنشین هم سرمایه‌گذاری صنعتی میشد امکان نداشت جوانان تحصیلکرده ما برای کار آواره کویر شوند. میزان سرمایه‌گذاری دولت در یزد سیصد برابر لُرستان است.️ چرا اصفهان، یزد، قم و سمنان که منابع طبیعی ندارند باید صنعتی شوند ولی کُهگیلویه، بختیاری، لُرستان، ایلام، کرمانشاه و خوزستان که هم منابع طبیعی دارند و هم از لحاظ بافت تاریخی_فرهنگی سرآمد دیگر استانها هستند نباید صنعتی شوند و جز فقیرترین استانها هستند؟ اکثر چاههای نفت در بلادلُرنشین هستند صد سال از مسجدسلیمان بختیاری نفت استخراج میکنند اما فقیرترین شهر ایران است. کُهگیلویه دارای پنجمین ابر مخزن نفت جهان و بزرگترین منابع گاز خاورمیانه است اما کُهگیلویه پایین ترین درآمد سرانه را دارد و فقیرترین استان ایران است. شهرهای نفت خیز دهلُران، پلدختر، بهبهان، رامهرمز، اندیمشک و...هم وضعیت مشابه دارند. ممسنی در فارس هجده درصد جمعیتش دانشجواست ولی هیچ امکانات مطلوب آموزشی و دانشگاهی ندارد. اندیمشک سه سد بزرگ جهانی دارد و هشتاد درصد برق ایران را تامین میکند اما بیکارترین شهر خوزستان است. متاسفانه بودجه تمام کشور جارو میشود به سمت تهران و خرج بُرجسازی میشود. شصت و پنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود. تمام صنعت کشور در استانهای کویری قُم، سمنان، یزد و اصفهان جمع شده و آب بلادلُرنشین را از طریق تونل به کویر می‌برند.


  • چرایی فلاکت لُرستان

    زیودار:《چرایی فلاکت لُرستان》بنا به آخرین آمارهای منتشر شده مجموعه‌ی مدیران استان لُرستان، فتح‌الفتوح کردند و صاحب رتبه‌ی برتر فلاکت شدیم. برای بنده که اهل ادبیات هستم کریه‌تر از واژه‌ی «فلاکت» وجود ندارد. اما چرا ما صاحب این رتبه شده‌ایم؟ این سؤال پاسخی دراز دامن دارد؛ اما حقیقت آنست که دلیل اصلی فلاکتِ ما «خودمان» هستیم. این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت زده باشیم: ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرای مدیران نالایق نالایق هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون تا کمر در مقابل مدیران نالایق خم می‌شویم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون منافع کوتاه‌مدت شخصی‌مان را به منافع بلندمدت جمعی ترجیح می‌دهیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون ریاکارانه سکوت می‌کنیم. در مقابل مدیران تحمیلی سکوت می‌کنیم. تحقیرمان می‌کنند و سکوت می‌کنیم. صنایع‌مان خاموش می‌شوند و سکوت می‌کنیم. آب‌مان را می‌برند و سکوت می‌کنیم. سکوت می‌کنیم چون می‌ترسیم منافع شخصی‌مان به خطر بیافتد. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی مرکز استانمان نمایندگی مردم را وا می‌نهد و وکیل دولت بی‌تدبیر می‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی دیگر علناً دعوت به ارتشا می‌کند و توصیه به بردن عسل و روغن حیوانی می‌کند و نمی‌داند که این، رسمیت بخشیدن به اِرتشاء و آغاز فروپاشی اخلاقی است. ما فلاکت‌زده‌ایم چون هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در جامعه‌مان به ریاکاری رسمیت بخشیده‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون سهم‌خواه هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پارتی‌بازی یعنی فساد را پذیرفته‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که سلحشور باشیم نه صاحب تفکر و صاحب حق. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که محل تجربه‌آموزی استانداران و مدیران ضعیف باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که لرستان ما حیاط خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد. آهای آقایان! دولتمردان! رؤسای سه قوه! آیا صدای خرد شدن استخوان‌های مردم لرستان را نمی‌شنوید؟ اینجا لرستان است. یادتان رفته که این مردم مرزداران حریم این کشور و این نظام هستند؟ حضور این مردم در انقلاب را یادتان رفته؟ میانداری این مردم در همه‌ی برهه‌های حساس را فراموش کرده‌اید؟ آزاده‌مرد باشید و به داد این مردم فلاکت زده برسید. دیر نیست که لُرستان از دستتان برود. کمین‌کنندگان بسیارند.


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • چرخه باطل فقر و فلاکت در لُرستان

    آیا افقی برای خروج از چرخه باطل فقر و فلاکت در لرستان وجود دارد؟ حمدرضا کرمی: نگارنده به‌تناوب و بر اساس دغدغه شخصی هراز چندگاهی مطالبی را درباره مشکلات و گرفتاری‌های هم تباران گران‌مایه و رنجدیده‌ام در لرستان قلمی می‌کنم که آخرین آن درباره نرخ تورم و فقر و فلاکت در لرستان بود. دستمایه اصلی نوشته حاضر بررسی پدیده شوم و خانمان‌سوز فقر در لرستان و پیامدهای آن است.《فقر محصول سیاست‌گذاری‌های تمرکزگرا و ایجاد قطب‌های رشد در مناطق خاص و به‌تبع آن شکل‌گیری نابرابری‌های فضائی است.》نابرابری فضائی باعث جابه‌جائی نیروی انسانی، سرمایه و مهاجرت و تعمیق شکاف اقتصادی میان استان‌های برخوردار و محروم می‌گردد. ادامه این روند به تثبیت پدیده شمال و جنوب در روابط بین استان‌های برخوردار و محروم کمک کرده است. قطب‌های رشد که من از آن‌ها به‌عنوان گرداب سرمایه و امکانات نام می‌برم به‌هیچ‌عنوان اجازه توسعه به استان‌های محروم نخواهد داد و مطلوب آن‌ها این است که استان‌های محروم همچنان به عنوان یک استان حاشیه‌ای باقی بمانند. شکل‌گیری‌های منطقه‌ای اقتصادی در چند نقطه کشور در سال‌های گذشته تاکنون مؤید این ادعاست و تا زمانی که برنامه‌ای قاطع، روشن، زمانمند و کارآمد برای رفع این نابرابری‌ها صورت نگیرد همچنان شاهد بازتولید چرخه فقر و محرومیت مضاعف این استان‌ها خواهیم بود. کسی که دچار فقر است توانائی لازم برای سرمایه‌گذاری ندارد و علی‌الدوام در سیکل فقر یا آنچه که اقتصاددانان آن را دام فقر می‌دانند گرفتار خواهند ماند. ادامه دام فقر و فلاکت و نبود چشم‌انداز روشنی برای مشکل‌گشائی موجب چیرگی و درونی شدن خشم و خشونت در فرد فقیر خواهد شد و نه‌تنها سیکل توسعه معیوب و ناکارآمد خواهد ماند و خطر آنجا مضاعف می‌شود که وقتی فرد فقیر احساس کند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بایستی منتظر عواقب وخیم امنیتی و اجتماعی غیرقابل‌جبران آن بود. از نتایج ملموس و دم‌دستی فقر فرسایش تمدنی و پسرفت در امر فرهنگ، سیاست و اجتماع مناطق محروم است. ادامه درد فقر موجب تشدید تقدیر گرائی و خو گرفتن با این پدیده و در نتیجه عقیم ماندن تغییر و تحول درونی در تک‌تک افراد می‌شود. در تشخیص علیت مسئله فقر هم با کمال تأسف نوعی آشفتگی در بین سیاست‌گذاران ما در کشور وجود دارد. نمی‌شود بدون درک درست از واقعیات و پیامدهای فقر صرفاً در پایتخت نشت و نسخه کاهش فقر در مناطق فقیر را تجویز کرد. به نظر نگارنده یکی از مشکلات اساسی که به‌نوعی در پس‌زمینه ذهنی تصمیم گیران و تصمیم سازان درباره چاره‌جوئی فقر وجود دارد این است که آن‌ها معتقدند که فقر فقرا نتیجه تصمیمات بد خودشان بوده و طبعاً مسئولیت هم با خودشان است ولی در واقع نتایج پژوهش‌های دانشگاهی خلاف این ذهنیت را نشان می‌دهد و فقرا چون بیشتر مواقع فقیر بودند تصمیمات بدی گرفتند؛ به تعبیری دیگر، علیت معکوس وجود دارد. این علیت معکوس به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که کجا را هدف‌گذاری کند. اگر اشتباه از فقیر بود باید او ملامت می‌شد، اما اگر اشتباه از فقیر نباشد و علیت معکوس اتفاق افتاده باشد، داستان متفاوت خواهد بود و سیاست‌گذار باید هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد؛ بنابراین تشخیص جهت علیت مساله بسیار مهمی در حوزه تصمیمات سیاست‌گذار است و می‌تواند زندگی فقرا را به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد. فقر و بداقبالی امری ذاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم همانند لرستان نیست و سیاست‌گذاران دولت جمهوری اسلامی بایستی چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به فقر در برابر مردم این مناطق قرار دهند. در عجبم که چرا مدیران عالی استانی و کشوری نسبت به این‌همه پژوهش‌های دانشگاهی که با پیمایش‌های میدانی دقیق آثار زیان‌بار پدیده فقر را مورد کنکاش قرار داده‌اند بی‌اعتنا هستند البته طبیعی است آنچه که از دل این پژوهش‌ها بیرون می‌آید آن چیزی نیست که مطلوب سیاستمداران باشد چرا که آن‌ها اغلب دنبال عوام‌گرایی و طرح‌های جذاب و عامه‌پسند و صدالبته بی‌نتیجه هستند. مردم رنجدیده استان‌های محروم برای رهایی از وضع فلاکت‌بار نیازمند ترحم و دلسوزی‌های بیجا نیستند بلکه انتظار حداقلی از دولت‌ها این است که زیرساخت‌های لازم را برای توسعه در این مناطق و رفع بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها فراهم سازند آنگاه خواهند دید که فرهنگ کار و توسعه در این مناطق چگونه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید فقر نه یک ناکامی شخصی بلکه محصول شکست ساختارهاست. در واقع، فرد هر چقدر که واجد شایستگی باشد و اراده تغییر شرایط را نیز داشته باشد، ساختار اجازه نمی‌دهد که چنین تغییری به وقوع بپیوندد. جداول منتشرشده از طرف مرکز آمار ایران در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که لرستان به رویه مألوف سال‌ها و ماه‌های گذشته از نظر نرخ تورم، فقر و فلاکت همچنان در بالای جدول قرار دارد و با تأسف و تأثر عمیقاً این احساس عمومی وجود دارد که ظاهراً چشم‌انداز روشنی برای تعدیل جایگاه لرستان و بهتر شدن اوضاع حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت وجود ندارد. روزمرگی مدیران عالی استان و همچنین ضعف مفرط در تحرک بخشی به فعالیت‌های اقتصادی استان از سوی نهادهای متولی استانی و کشوری به این بدبینی دامن زده است. معتقدم برخی مدیران عالی استان به خاطر ناکارآمدی در وجدان جمعی مردم لرستان استیضاح و برکنار شده‌اند و چه خوب بود که آن‌ها به احترام افکار عمومی استان که به‌شدت از عملکرد آن‌ها گلایه دارند اولاً عذرخواهی می‌کردند و ثانیاً استعفا می‌دادند و میدان را برای افراد توانمند و دلسوز خالی می‌کردند. آیا این توقع حداقلی نیست؟ لرستان بیش از این سزاوار کم‌توجهی‌ها نیست. مطالبه اصلی تک‌تک مردم عزیز، متنفذین و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان بایستی خروج از این وضعیت دردناک و ترسیم افقی روشن در دوره زمانی قابل‌دسترس باشد. به امید آن روز!


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • چرا لُرستان رکورددار نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد است؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.



آخرین مقالات