سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

لرستان سهمش از آب را می‌خواهد

قبل از سیل‌های بنیان‌کن اخیر که تمام معادلات علمی و نظریات کارشناسی چند دهه اخیر را به هم‌ ریخت شاهد دست‌ درازی حساب ‌شده‌ای به نقشه‌های استان لرستان برای دستیابی به سرچشمه‌های دز و تحت سیطره درآوردن منابع آبی استان لرستان بودیم

لرستان سهمش از آب را می‌خواهد

قبل از سیل‌های بنیان‌کن اخیر که تمام معادلات علمی و نظریات کارشناسی چند دهه اخیر را به هم‌ ریخت شاهد دست‌ درازی حساب ‌شده‌ای به نقشه‌های استان لرستان برای دستیابی به سرچشمه‌های دز و تحت سیطره درآوردن منابع آبی استان لرستان بودیم که بعد از روشنگری فعالین اجتماعی و رسانه‌ای و خنثی شدن این توطئه این روزها شاهد آن هستیم که بار دیگر در اقدامی هماهنگ عده‌ای سودجو در عین تمامیت ‌خواهی و زورگویی مانند گسل بار دگر فعال‌شده‌اند و با تمام قوا اعوان ‌وانصار خود شامل رسانه‌های وابسته و دانشگاهیان ذی‌نفوذ و افراد تأثیرگذار حوزه‌های اجتماعی و سیاسی را به میدان آورده‌اند برای القا وجا انداختن این فرضیه غلط که سدسازی در استان لرستان عملی قبیح است که باعث آسیب به محیط ‌زیست و به هم خوردن اکوسیستم و طبیعت می‌گردد.

 از جامعه‌شناس همه‌چیزدان گرفته که از شیر مرغ تا تخم کروکدیل تز می‌دهد تا فعال محیط‌ زیست که نظراتش با تغییر شرایط آب و هوایی تغییر می‌کند در این وانفسایی که مردم لرستان در ویرانه‌های به‌ جامانده از سیل با مرگ دست ‌و پنجه نرم می‌کنند در کمال وقاحت قصد دارند نان خود را در خون این مردم بزنند و مشغول ارائه نظریه‌های های غیر کارشناسی، غیرمنصفانه و خلاف منافع ملی خود هستند.

و اما چند سؤال واضح از این دایه‌های مهربان‌تر از مادر چطور آن روزها که تمام صنایع و کارخانجات آب بر ایران را به استان‌های شرقی منتقل می‌کردند دم از حفاظت از محیط ‌زیست و حفظ طبیعت نمی‌زدید؟


چطور آن روزها که این طرح‌ها را مطالعه می‌کردند به فکر تأمین آب این صنایع آب بر در استان‌های کویری نبودید؟


شما که حفظ گونه‌های مختلف جانوری و حیات‌وحش را بهانه مخالفت خود با سدسازی برای ذخیره آب و تخصیص عادلانه آن بین همه ذینفعان پایین‌دست و بالادست اعلام می‌کنید آیا به فکر حیات و بقای انسان‌های مقیم مناطق غربی و جنوبی ایران هم هستید؟


چگونه است که این مردم در طول این دهه‌های سپری‌شده سهم مشخص و معینی از اشتغال و منافع هنگفت حاصل از کارخانه‌ها و صنایع احداث‌شده در مناطق خاص نداشته‌اند و هیچ سهمی از سودهای هنگفت این صنایع به این استان‌های محروم تعلق نگرفته است؟


حالا که در اثر بی‌تدبیری مشکل آب برای صنایعی که در شرایط ناعادلانه و نه بر اساس منافع عمومی مردم ایران‌زمین در مناطق کم آب احداث‌شده‌اند پیش‌آمده بازهم باید تاوان این سودجویی از جیب مردم لرستان [تمام بلاد لر] و با دست‌درازی به منابع آب لرستان و خوزستان پرداخته شود؟


چطور آن روزها برای تقسیم صنایع و کارخانجات نباید توسعه متوازن و عدالت صنعتی در نظر گرفته می‌شد؟ ولی حالا که اشتباه بودن سیاست‌های قبلی بر همگان روشن‌شده و مردم استان‌های لرستان و خوزستان با پرداخت هزینه گزاف و به قیمت ساقط شدن از هستی‌شان آن را پرداخته‌اند دم از عدالت آبی می‌زنید؟


آقای متخصص این چه نظریه مضحکی است که سد موجب از بین رفتن محیط‌زیست می‌شود مگر غیرازاین است که پشت هر سدی که ساخته می‌شود اکوسیستم منطقه شکل جدیدی به خود می‌گیرد و گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری خود را با فضای ایجادشده تطابق می‌دهند و شکل جدیدی از اکوسیستم شکل می‌گیرد، کدام عقل سلیمی انتقال آب با لوله و حفر تونل را راه‌ حل پیشگیری از سیل و منطبق بر اصول و قواعد علمی می‌داند و ساختن سد را عملی منسوخ‌شده؟


یا این تیوری لایروبی رودخانه‌ها را بر چه پایه و اساسی بر سدسازی ترجیح می‌دهید چگونه و با صرف چه هزینه‌ای می‌خواهید هزاران کیلومتر رودخانه را لایروبی کنید درحالی‌که معلوم نیست سال‌های بعد دوباره به حالت اول خود بازنگردد!!!!

مردم لرستان این بار فریب پروپاگاندای تبلیغاتی با توسل به نظریه‌پردازی‌های شبه‌علمی را نمی‌خورند و از حق مسلم خود نمی‌گذرند اگر لرستان قطب کشاورزی و دام‌پروری است پس سهم خود را از آب این مایه حیات باید در زمین‌های کشاورزی خود ببیند و دولت ‌مردان توجه داشته باشند که مردم لرستان نه حق آبه که خون آبه خود را می‌خواهند.

 

آرش کاظمی / منتشر شده در وبسایت یافته بدلیل اهمیت موضوع در وبسایت نگین زاگرس بازنشر شد.

41 نظر

  • بهراد چنگایی

    سرپرست معاونت محیط طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست گفته : برای حل مشکل آب کشور نیاز به گذشت ملی داریم!!! مفهوم جمله این است که مردم بلاد لرنشین کوتاه بیایید تا روند انتقال آب به کویر شتاب بگیرد! در ادبیات این حضرات خصوصأ جماعت اصلاح طلب که خاستگاه کویری هم دارند هرگاه صحبت از ملت ، ملی ، کشور و وطن میشود منظور قوم پارس است فقط تصور کنید که نفت و گاز در کویر بود. نفت مایع سیاه رنگی است که از مناطق لرنشین استخراج و در کویر پالایش و سرمایه گذاری میشود.


  • بختیاری

    هرجا لر است آنجا بحران آب است. انتقال آب / حیف و میل آب در صنایع فولاد و ذوب آهن کویر / کاهش بارندگی / سدسازی غیراصولی / خشکسالی / کشاورزی سنتی / چاه های غیرمجاز / و قلدر مآبی شهرهای کویری برای مالکیت و مدیریت منابع آب بلاد لرنشین بر سر مردم لر هوار شده است.جنگ یزد و اصفهان بر سر آب کوهرنگ بختیاری آدم را یاد این مثل می اندازد : دو کافر سر مال یک مسلمان باهم جنگ کردند! مافیای آب حتی نام تاریخی رودخانه سیمره در محدوده لرستان را به کرخه تغییر دادند تا برای انتقال آب زمینه را فراهم کنند.اگر فقط یک دهم اعمال کشاورزان ورزنه اصفهان را لرها انجام میدادند برچسب تجزیه طلب / اغتشاشگر / برهم زننده امنیت / و مزدور بیگانه را در رسانه ها بما میچسباندند.


  • در ایران دانشگاه زینت مجالس است تا حلال مشکلات

    دکتربابک مختاری : معمولا دانشگاه ها در کشورهای توسعه یافته در مرکز شهر و در نقاط قابل دسترسی ساخته میشوند و اصلا برخی از شهرها حول یک دانشگاه شکل گرفته اند و سرزندگی و شادابی شهر به وجود دانشجویان گره خورده است آکسفورد و کمبریج دو نمونه برجسته اند چون اروپایی ها دانشگاه را یک عُنصر اضافی و مزاحم نمی بینند که برای دور نگه داشتن دانشجو ، دانشگاه را روی قُله کوه یا در بیابانها دور از شهر بسازند بلکه هدفشان از تاسیس دانشگاه استفاده از دستاوردهای آموزشی ، پژوهشی و فناوری برای اداره بهتر امور مملکت است. دانشگاه میگوید انحصار در قدرت باعث ایجاد فساد و رانت میشود / دانشگاه میگوید در مناطق خشک کویری ، کشاورزی انجام نشود اما در ایران کم آب ترین دشتها جایگاه صنایع آبخواه و محصولات آب بر مثل برنج است / دانشگاه میگوید صنایع آهن ، فولاد ، روی ، مس و آلومینیوم را در سواحل و کنار آبهای آزاد تاسیس کنیم که هم آلودگی شان رقیق تر شود و هم آب شیرین هدر داده نشود اما ما در دل کویر صنایع بزرگ را برپا کردیم / دانشگاه میگوید رشد و شکوفایی اقتصاد در گرو بازار آزاد و رقابت سالم است اما در ایران فعالیتهای اقتصادی شفاف نیست / دانشگاه میگوید اولین گام برای اشتغالزایی ، سرمایه گذاری در صنایع کوچک است. در ایران دانشگاه بیشتر زینت مجالس است تا حلال مشکلات. در ایران پول بادآورده نفت به جای نخبگان تصمیم میگیرد.


  • تبعات سیل بر اقتصاد نحیف لُرستان

    سیل نوروز ۹۸ موجب از بین رفتن راهها و پلهای زیادی شد و راه ارتباطی شهرها و روستاهای لرستان را مسدود کرد و ساختمانهایی که در مسیر سیل بودند تخریب شدند.هزار مدرسه دچار خسارت و صد مدرسه تخریب شدند. سیل موجب از دست رفتن شغلهای زیادی شد. کشاورزان دیگر کِشتی ندارند. دامداران دامهایشان را از دست دادند و صنعتگران سازه های صنعتشان را آب برده و بازیابی آنها در کوتاه مدت امکان پذیر نیست. دولت به هیچ عنوان نمیتواند تمام خسارتهای سیل را جبران کند به قول شاعر : شب نگردد روشن با وصف چراغ - نام فروردین نیارد گل به باغ. سیلاب شادی و زندگی مردم سیلزده را با خود برد.از سدهای پنجگانه مطالعه شده در حوزه آبریز کرخه فقط دو مورد احداث شده و مابقی در چرخه کلنجار خواسته های محدود شهرستانی / استانی / و حتی قومی بر زمین مانده است. اگر سد گاوشمار و تنگ شبیخون در لُرستان احداث میشد جلوی خسارت سیل را میگرفت. چو بَد کردی مشو ایمن زِ آفات - که لازم آمد طبیعت را مکافات.


  • چرا لرستان پرآب نباید سدی داشته باشد؟

    مطالعه سدهای بختیاری ، گاوشمار ، کاکاشرف ، داربلوط و شبیخون انجام شده و باید اعتبار لازم برای احداث آنها تخصیص داده شود.درحالی که لُرستان جزء پنج استان پرآب ایران است اما میانگین زمینهای کشاورزی آبی در لرستان فقط ۲۳% است و در کشور ۴۶% میباشد. مردم لرستان خواستار احقاق حقوق خود در حوزه آب هستند.از سال ۱۳۸۹ ، ثانیه ای ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب از الیگودرز لرستان به استانهای اصفهان ، اراک و قم میبرند ولی صدها روستا در لرستان با تانکر آبرسانی میشوند.طریقت بجز خدمت خلق نیست - به تسبیح و سجاده و دلق نیست.


  • سدهایی که به استخر مبدل شدند

    ۲۲ فروردین ۹۸ مجمع نمایندگان لُرستان در مجلس با وزیرنیرو دیدار کردند. ملکشاهی نماینده کوهدشت خطاب به وزیرنیرو گفت: ما تخصیص عادلانه آب لُرستان را میخواهیم ، براساس بررسیها حدود ۵۰% معدل کشور تخصیص آب داریم ، نیاز داریم به تکمیل و احداث سدهای ضروری ، هیچ سد بزرگی در لرستان نبود که روی آن سیل را مدیریت کنیم اگر سد معشوره (گاوشمار ) با همان حجم و مطالعات قبلی اجرا شود شهرستانهای پلدختر ، کوهدشت و چگنی از آن بهره مند میشوند ولی وزارت نیرو حجم معشوره را کاهش داد و جلوی ساختش را گرفت چون یک کارشناس گفته بود : به گوزن زرد زیان وارد میشود!!! مگر در آنجا گوزن زرد داریم؟ این نظرات غیرکارشناسی خیانت است. کارشناس دیگری گفته بود: از منافع استان پایین دست چیزی به لرستان بدهیم!!! چگونه میشود منابع آبی که از لرستان عبور میکند و در پایین دست در بخش کشاورزی استفاده میشود را به ما بدهند؟ این اظهارنظرها موجب توقف ساخت سد معشوره شد. حجم سدهای لرستان را اینقدر کاهش دادند که به استخر مبدل شدند. توقع مردم لُرستان از وزارت نیرو ۴۰ ساله است ما هم یک حق قانونی را فریاد میزنیم و هم یک ضرورت را ، ما را به عنوان یک استان کشاورزی معرفی کردند اما سدها را به استخر و بشکه تبدیل میکنند و اراضی آبی مان نصف میانگین کشوری است.


  • حجم تمام سدهای لُرستان فقط ۲۰۶ میلیون مترمکعب است

    دکتر رستمیان نماینده نورآباد لرستان در مجلس روز پنجشنبه ۲۲ فروردین در حضور وزیر نیرو در استانداری لرستان گفت : میانگین اراضی آبی کشور ۴۵% است و این میزان در لرستان ۲۳% است وزارت نیرو باید به لُرستان توجه کند اعتراض ما به ۴۰ سال مدیریت وزارت نیرو است ؛ اگر ۱۰ سد استاندارد در لرستان ساخته میشد اینقدر خسارت نمی دیدیم چندین بار در صحن مجلس نطق کردم و این خطرها را به استحضار رسانیدم ولی توجهی نشد ، چند بار ظرف زمانی ۱۰ روزه و یک هفته ای تعیین کردیم اما آن ظرف زمانیها را هم آب برد ، میخواهیم سدهای لُرستان را اجرا کنید ، آنقدر هر روز حجم مخزن سد معشوره را کاهش دادید که واقعاً به یک استخر کوچک تبدیل شده است.


  • اگر لُرستان سد داشت ویرانی بوجود نمی آمد

    روزنامه همشهری 19 فروردین 98 : اگر وزارت نیرو سد معشوره را احداث میکرد یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب سیلاب جمع آوری میشد و این سیل ویرانگر بخش شاهیوند ، شهر معمولان و پلدختر را تخریب نمیکرد از سویی اگر سد بختیاری با آن میزان از پیشرفت احداث میشد بخش عمده آب و رسوب وارده به سد دز و به تبع آن خوزستان کاهش می یافت ؛ مجری سد بختیاری اعلام کرده است اگر این سد احداث شود میتوان ۶۰% روان آبها و ۵۰% رسوب منتهی به سد دز را مهار کند و مانع ورود گل و لای به سد دز شود. همچنین اگر بر رودخانه ی کاکاشرف سد زده میشد آن سیلاب ویرانگر منطقه ی ماسور خرم آباد را به زیر آب نمیبرد و باعث تخریب دیوار فرودگاه خرم آباد نمیشد. مدیرعامل شرکت آب منطقه ای لرستان ضمن تاکید بر مدیریت صحیح حوضه ی آبریز خرم آباد و ساماندهی خرمرود ، ساخت سدهای مخملکوه و تنگ شبیخون که مطالعه آنها هم انجام شده است را از راهکارهای حل مشکل سیلاب در خرم آباد دانسته است (روزنامه همشهری ۱۲ اسفند ۹۷ ).


  • دیناری

    چرا جوانان تحصیلکرده و سیاسیون لُرتبار بصورت مداوم به مجلس و سایر ارگانهای دولتی سر نمیزنند و پیگیر حل مشکلات سرزمین قوم لر نیستند؟ چرا نمایندگان شهرهای لرنشین در مجلس به خواسته های به حق و قانونی خود پافشاری نمیکنند؟ چرا تمام لرتباران با همبستگی و اتحاد در مجلس دنبال طرحهای صنعتی و اشتغالزا نیستند؟ اراک ، همدان ، اصفهان ، اهواز ، شیراز ، کرج و قم لرتبار کم ندارد وقتی با ازدواج و روابط فامیلی بین مردم لرستان و سایر استانها بیشتر شود اهرم های بیشتری برای ورود به حوزه های گوناگون اشتغال و استخدامی یافت میشود.متاسفانه شهرهای لرنشین ارتباطات کمی باهم دارند.


  • راه حل کاهش خسارت سیل ، ساخت سد است

    متخصصان راه حل کاهش خسارات سیل را در لُرستان ساخت سد میدانند. سد صرفاً یک سازه است و نقش آن نه صد در صد مثبت و نه صد در صد منفی است. معمولاً هدف اصلی سدها ذخیره و تنظیم منابع آب است و در برخی مناطق هم سد را برای کنترل سیلاب میسازند. در ایران سدها بیشتر برای استفاده کشاورزی ، شرب ، صنعت و تولید برق احداث میشوند. عملکرد سدها در سیلاب اخیر مثبت بود و توانسته تا حدودی در اثر تله اندازی سیل ، خسارات را کاهش بدهد. سد یک ابزار برای مدیریت سیلاب است. وقتی سدها خالی باشند قدرت کنترل سیلاب آنها بالا میرود یعنی اگر سال آینده چنین بارشی داشته باشیم سدها این مقدار تاثیرگذار نخواهند بود. در سیلابهای اخیر نقش سدها در زمان حادثه مثبت ارزیابی میشود.کار سد این است که شدت سیل را کاهش داد و بلاد لُرنشین به سدهای بزرگ و استاندارد نیازمند هستند و مجمع نمایندگان لُرستان در مجلس باید بطور جدی پیگیر ساخت سدها باشند چون ۹۰ % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم هستند و لرستان بالاترین آمار بیکاری را دارد و بشدّت محتاج اشتغالزایی در حوزه کشاورزی است.چرا بلاد لُرنشین باید از سیل خسارات ببینند ولی منابع آب مناطق لُرنشین خرج صنایع چند طبقه کویر مرکزی شوند؟ آیا این مرکزگرایی نیست که تمامی صنعت را در شهرهای حاشیه کویر احداث کردند؟


  • مشکل کم آبی در کویر《انسان ساز》است

    مشکل بی آبی در شهرهای حاشیه کویر《انسان ساز》است و اشتباه مسئولان در احداث صنایع در کویر مرکزی باعث به وجود آمدن این مشکلات شده است و بارشهای اخیر هم راهگشا نخواهد بود چون صنایع کویر چندطبقه شدند و رشد جمعیت بالایی دارند و هر مقدار که بزرگتر شوند آب بیشتری را طلب خواهند کرد لذا رفتار محیط زیستی مردم کویر و حاکمیت اشکال دارد و باید طوری رفتار کنیم که به پایداری در سطح حوضه آبریز برسیم. نباید زمینه بزرگتر شدن شهرهای کویری چون اصفهان ، یزد و قم را فراهم کرد چون به دلیل بافت کویری در آینده به شدت با مشکل و معضل روبرو خواهند شد.


  • مردمان لُر فریب پروپاگاندای تبلیغاتی کویریها را نخورند

    در مجله《چشم انداز ایران》، شماره ۱۱۵ ، صفحه ۲۵ آمده است : مردم ساکن در کویر مرکزی این دیدگاه را مطرح میکنند که اگر با انتقال آب چارمحال بختیاری (سامانه سد و تونل بهشت آباد) به اصفهان و یزد و کرمان مخالفت نمیشد دیگر سیلاب به لُرستان و خوزستان خسارت نمیزد!!! در جواب پروپاگاندای تبلیغاتی کویرنشینان باید بگوییم : بارشهای رخداده در بازه ۶ تا ۱۳ فروردین ۹۸ در استان لُرستان در رودخانه های دز و کارون (حوضه آبریز کارون بزرگ) ، کشکان و سیمره (حوضه آبریز کرخه) به گونه ای بود که بدون وجود سدها در شرایط بیشینه حدود ۲۰ هزار متر مکعب در ثانیه جریان آب وارد خوزستان میشد که از این میزان ۱۰ هزار مترمکعب در ثانیه از کارون بزرگ و باقی آن از کرخه بود با این توضیح《هیچکدام از طرح انتقالی》اثری بر کاهش سیلاب لُرستان و خوزستان نمیتواند داشته باشد!!! درست کردن یک سازه تونل که در ۵۰ سال یکبار استفاده شود《توجیه اقتصادی》ندارد و میزان آبی که به کویراصفهان منتقل میشود حدود ۲۰ مترمکعب بر ثانیه بوده که بر کاهش سیلاب هم《هیچ تاثیری》ندارد!!! ما در مملکتی هستیم که همواره منافع مردم استانهای مرکزی و حاشیه کویر در نظر گرفته شده است همان هایی که آب بلاد لُرنشین را در روز روشن میبرند و حتی اکراه دارند نام لُر و لُرستانی را ببرند! مافیای انتقال آب از احداث صنایع در شهرهای لُرتبار به بهانه پتانسیل کشاورزی جلوگیری میکنند و زمانیکه پیگیر ساخت سد برای ذخیره آب و آبی کردن زمینهای کشاورزی میشویم میگویند شما پتانسیل گردشگری دارید و احتیاج به کشاورزی ندارید!!! حقیقت این است که مافیای انتقال آب ، کویر را هم صنعتی کردن ، هم گردشگری و هم سطح مزارع آبی شان به مراتب بیشتر از مناطق لُرنشین است. مردمان لُر به هیچ وجه فریب پروپاگاندای تبلیغاتی زیاده خواهان کویرنشین را نخورند وقتیکه شهرهای اصفهان ، یزد و قم هم صنعتی هستند هم کشاورزی و گردشگری و از این طریق به کسب ثروت زیادی مشغولند چرا لُرها در فقر و نداری دست و پا بزنند؟


  • با انتقال چندباره آب به کویر، لُرها ضربه می بینند

    با اجرای متعدد طرحهای انتقال آب از بلاد لُرنشین به《کویرهای بی طول و عرض》اصفهان و یزد و کرمان ، فقط لُرها متضرر میشوند و به زیان مردم و حاکمیت خواهد بود و در دراز مدت منابع آب مبدا آب (لرستان) به شدت آسیب می بینند. استانهای لُرنشین برخلاف شهرهای کویری هیچگونه صنعت اشتغالزایی ندارند اگر مُداوم بخواهند آب به کویر انتقال دهند همین کشاورزی نیم بند هم از دست لُرها در میآید و این وسط فقط ما متضرر میشویم! انتقال آب آخرین راه تامین آب ، آنهم برای مصارف خاص مانند《شُرب》میباشد! ولی ما شاهدیم که میلیاردها مترمکعب آب از سرزمین لُرستان به کویر پمپاژ میکنند و صرف صنایع ، کشت برنج و چغندر ، ساخت دریاچه مصنوعی و آکواریوم میکنند. مقدم بر انتقال آب ، تهیه طرح آمایش سرزمین است. منفعت ملی ایجاب میکند بجای انتقال آب به سمت کویرمرکزی ، نیاز را با آب موجود تنظیم کنند! بنابراین بر طبل انتقال آب کوبیدن یک مُعادله《همه طرف بازنده》است! کویر عظیم اصفهان به منبع آب مطمعن نیاز دارد نه آب انتقالی سیلاب لُرستان! راه حل در همه جای دُنیا نگاه آمایشی است که متناسب با ظرفیت منطقه نیاز آبی ایجاد گردد!!! اصلاً چرا دولت مجوز تاسیس صنایع آبخواه در استانهایی میدهد که حتی در تامین آب شُرب خود مانده اند؟ چرا لُرها دائماً باید تاوان تصمیمات اشتباه و زیاده طلبی های مافیای انتقال آب را بدهند؟ مگر آنان یک تکه سوهان و گَز مجانی به لُرها میدهند که دائم به طمع آب نشسته اند؟ آیا خود لُرها نیاز آبی ندارند که منبع مطمعنی برای کویرنشینان شدند؟


  • بودجه طرحهای انتقال آب از کجا تامین میشود؟

    قرار است آب را با قیمت بسیار بالایی《به ازای هر مترمکعب بیش از ۲۵ هزار تُومان》از دریای عُمان به مشهد منتقل کنند! قبل از آن باید پرسید علت کمبود آب در مشهد چیست؟ در کجای دُنیا مسیر ۲ هزار کیلومتری را برای انتقال آب لوله گذاری کردند؟ بودجه اینکار از کجا تامین میشود؟ آیا کل مردم ایران باید برای حل بی آبی شهرهای حاشیه کویر هزینه بپردازند؟ باید مصرف را بهینه کرد نه اینکه بخاطر سوء مصرف ، آب را از فاصله ۲ هزار کیلومتری منتقل کرد! چرا با احداث صنایع در کویر مرکزی ، باعث مهاجرت از سایر نواحی به این شهرها شدید و الآن با رشد جمعیت با بُحران آب مواجه شدید؟ تمام طرحهای انتقال آب موقتی است و نقش مُسکن دارد و چاره کم آبی نیست.


  • ظرفیت جمعیتی کویر محدود باید باشد

    دولت از محل بودجه عمومی (که متعلق به کل مردم ایران است نه فقط کلانشهرها) قرار است از خلیج فارس حجم آب زیادی را با هزینه سرسام آور به یزد و اصفهان انتقال دهد. پول تصفیه آب شور ، هزینه پمپاژ و لوله گذاری های چندصد کیلومتری ، میلیاردها تومان پول میشود که از جیب کُل مردم ایران باید پرداخت شود تا همچنان شهرهای کویری به قطب صنعت و کانون جمعیت باقی بمانند!!! برای کدام ناحیه ایران به اندازه کویر مرکزی هزینه شده است؟ ظرفیت زیستی و جمعیتی شهر اصفهان فقط ۵۰۰ هزار نفر است اما الان ۴ برابر این میزان در اصفهان زندگی میکنند! اگر ایران طرح آمایش سرزمین داشت هیچوقت نباید مجوز احداث صنایع در کویر را میدادند! در تمام دُنیا مرسوم است که صنایع به سواحل منتقل شوند و پرجمعیت ترین شهرهای دنیا مثل ریودوژانیرو در برزیل / نیویورک در آمریکا / دوبی در امارات / بمبئی در هند / شانگهای در چین / استانبول در ترکیه / جاکارتا در اندونزی و کراچی پاکستان همگی در کنار سواحل و دریاها هستند اما در ایران بزرگترین شهرها در مرکز کویری ایرانند!


  • طرح کویر سبز!

    طی دهه ها و سالهای گذشته میلیاردها تومان هزینه صرف عُمران و آبادانی کویر مرکزی ایران شده است و ثقل اصلی سرمایه گذاری حاکمیت منتهی به شهرهای حاشیه کویر شده است. در ایران برای هیچ منطقه ای به اندازه استانهای مرکزی هزینه نشده است. مردمی که تا دیروز از قنات ، کاریز و آب انبارها استفاده میکردند امروزه با انتقالات متعدد آب از بلاد لُرنشین صاحب صنایع چند طبقه ، دریاچه های مصنوعی ، بزرگترین آکواریوم خاورمیانه و بیشترین سرانه فضای سبز کشور شدند! شهر کویری یزد از ۴۵ کیلومتر قبل از شهر تا ۷۵ کیلومتر بعد از شهر تماماً دو طرف جاده پُر از شهرکهای صنعتی و مزارع سرسبز کشاورزی است! خود مسئولان یزدی میگویند بدون آب انتقالی کوهرنگ فقط ۳ روز آب داریم! چه اصراری است که صنعت به کویر برود؟ آیا این مرکزگرایی و فارس محوری نیست؟ بخشی از این پولی که برای این انتقال آب میخواهند هزینه کنند بهتر است برای حفاظت آبهایی که در حوضه وجود دارد هزینه شود. بهترین راه حل ، سازگاری با کم آبی است. هر حوضه باید براساس منابع آب موجود خودش برنامه ریزی کند و اگر قرارست انتقال آب صورت بگیرد باید منافع آن به حوضه مبدا (بلاد لُرنشین) هم برسد. منافع هم باید صرف کاهش اثرات منفی محیط زیستی و اجتماعی حوضه مبدا گردد. بنابراین اولین اصل اینست که در حوضه مقصد آب (کویر) صرفه جویی شود و جمعیت متناسب با منابع باشد چون اصولاً با یک سیل نمیتوان گفت که دوره خشکسالی تمام شده و وارد دوره تَرسالی شده ایم!


  • خطر تغییر اقلیم در لُرستانات جدی است

    اصولاً در لُرستانات چقدر رواناب سطحی داریم که کویریها طمع انتقالش را کرده اند؟ آیا به لحاظ شاخصهای محیط زیستی میبایست مسیر تمام رودها را عوض کرد و به کویر هدایت نمود؟ پس تکلیف حیات ، اقتصاد و معیشت حوزه مبدا چه میشود؟ سهم نیازهای زیست محیطی به ویژه تالابها ، دریاچه ها و رودها در این بین چه میشود؟ توجیه اقتصادی طرحهای انتقال آب همیشه منفی بوده است و باید بازنگری در افکار و آرای پیشین کرد. ایران در کمربند خشک دُنیا واقع شده و انتقال مُداوم آب به کویر موجب نگرانی اقوام و تنازع بر سر آب میشود. تصمیم سازان و تصمیم گیران کلان کشور باید واقعیت جغرافیای کویر را درک کنند. ذات کویر بی آبی است و به زور گلستان نمیشود.


  • خسارت سیل برای لُرستان ، آب برای کویر!

    سیل ۹۸ به دلیل نبود سد در لُرستان که کانون بارشها بود موجب خسارت به شهرها و روستاهای لُرستان شد و دو شهر معمولان و پلدختر به زیرآب رفت و مزارع کشاورزی زیر گِل و لای مدفون شدند. از بارش و بارندگی فقط خسارت سیل به لرها رسید و میلیاردها متر مکعب آب ، بدون استفاده از لُرستان خارج شدند! بیش از ۹۰ % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و ثانیه ای ۱۸۰ میلیون مترمکعب آب از الیگودرز محروم به کویر قُم میرود. سدهای لُرستان همه بشکه و استخر هستند و حجم کُل سدهای لُرستان به ۲۰۰ میلیون مترمکعب نمیرسد! این درحالی است که در بارندگیهای فروردین ۹۸ بیش از ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به پایین دست رفت و موجب خسارت به شهرهای خوزستان شد. اگر لُرستان سد داشت هیچوقت این همه از سیلاب خسارت نمی دید. ایکاش استانهای لُرنشین را هم مثل شهرهای کویری ببینند.


  • رودها و رویدادها

    کویر مرکزی ایران بدون دریافت بارش موثری همواره با کمبود شدید آب روبه رو است این در حالی است که این منطقه کویری کانون صنایع ، جمعیت مهاجر و مراکز زیربنایی عمده ای را در خود جای داده است که تامین نیاز روزافزون آنها به آب این مناطق خشک را با بحران شدید آب مواجه ساخته است. مردمان کویر از آغاز با دشواری در کویر زندگی کردند چون خاصیت کویر همین بی آبی است و کویریها با حفر قنات ، کاریز و آب انبار با کم آبی کنار آمدند. اما نمیشود صنایع یک مملکت وسیع مثل ایران را وابسته به یک نقطه (کویرمرکزی) کرد. متاسفانه در چند سال اخیر که اکثر وزراء و دولتمردان خاستگاه کویری داشتند بر امر احداث صنایع در کویر دخالت عمده کردند و با رانت و لابی تمام صنایع ریز و درشت را در منطقه ای خشک و بی آب احداث کردند و با استفاده بودجه هایی از محل صندوق توسعه و بودجه عمومی اقدام به انتقالات متعدد آب از بلاد لُرنشین به حاشیه کویر کردند و دائم به اختلافات دامن زدند و تحت فشارها مخصوصا فشار افراد ذی نفوذ یا برخی نمایندگان از نظرات کارشناسان محیط زیست عدول کردند و خواسته و ناخواسته موجب آشفتگی و اختلاف در حوضه های آبریز شدند. اگر طرح آمایش سرزمین که مشمول تمام پارامترهای ژئوپلیتیکی از قبیل اقلیم ، جمعیت ، توپوگرافی ، موقعیت ، قابلیت ارضی و امنیت است و متناسب با توانمندی های خاص آن مناطق اجرا میشد مطمئناً هیچ قانونی اجازه نمیداد در کویر صنعت تاسیس کنند که امروزه مناطق زیادی را درگیر مشکلات و معضلات کنند.


  • توسعه کویر محور

    متاسفانه در ایران به دلایل متعدد مطالعات طرحهای آمایش سرزمین صورت نگرفته است که از اصلیترین عوامل آن نفوذ استانهای کویرنشین و مدیریت جزیره ای و ناحیه ای آنها بجای مدیریت ملی و یکپارچه است. در بخش آب به دلیل اینکه شهرهای حاشیه کویر ضعف شدید آبی دارند لذا هر مدیری یا نماینده ای خود را در حوزه آب صاحب نظر میداند و همین دخالتهای نابجا مسائل را پیچیده تر و مدیریت را محلی و ناحیه ای کرده است. عملاً وزارت نیرو در خدمت استانهای کویری است و هر از گاهی شاهد پروژه های انتقال آب با هزینه های سرسام آور هستیم که فقط مصالح کویرنشینان را در نظر میگیرند و نمایندگانشان اهرمهای لازم برای فشار را در اختیار دارند وطرحهای مُخرب زیست محیطی را به اجرا درمیآورند همین عامل سبب شده که مسابقه اتلاف منابع آب بین استانهای اصفهان ، یزد و کرمان شکل بگیرد و هرکدام به نوعی سعی دارند تا منابع آب بیشتری از بلاد لُرنشین به کویر مرکزی انتقال دهند. از شالیکاری زیر آفتاب سوزان کویر بگیر تا ساخت بزرگترین آکواریوم خاورمیانه تا ساخت دریاچه های مصنوعی چند هکتاری در کویر! این مسابقه اتلاف منابع آب درحالی صورت میگیرد که استانهای مبدا انتقال آب مثل لُرستان از نبود سد برای کنترل سیلاب در سیل ۹۸ به شدت آسیب می بیند و دو شهر معمولان و پلدختر کامل تخریب شدند و شماری جان باختند و ۱۵۰ هزار نفر آسیب مستقیم از سیل دیدند. شهرهای کویرنشین که به ناحق و با استفاده از لابی و نفوذ صنعتی شدند دائماً دنبال فرصت برای انتقال آب میگیرند! نمیدانیم طرح انتقال آب کوهرنگ ۱ و ۲ و ۳ کافی نبود؟ طرح انتقال آب قمرود که ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز لرستان خارج میکند کافی نبود؟ طرح انتقال آب گلاب و بهشت آباد کافی نبود؟ طرح انتقال آب کارون زمان دولت سازندگی (رفسنجانی) کافی نبود؟ تمامی دولتها فقط به کویر مرکزی میرسند. برای هیچ منطقه ای به اندازه ناحیه کویر مرکزی هزینه و سرمایه گذاری نشده است و این چیزی جز مرکزگرایی نیست.


  • توسعه نقطه ای با تاکید بر کویر مرکزی

    تمامی صنایع ایران به اشتباه در کویر مرکزی متمرکز شدند و طی سالیان اخیر و بروز مدیریتهای محلی و جزیره ای نگرانیهایی از وجود برداشتهای بیش از نیاز و انتقالات مُداوم آب به شهرهای کویری ، مشکلات و تنشهایی بین حوزه های آبریز بوجود آورده است. اکثر سدهای بزرگ ایران در خوزستانی احداث شدند که به علت گرمای هوا و تبخیر بالا ، حدود دو سوم منابع آب پشت سدها تبخیر میشوند! در بارشهای فروردین ۹۸ با آن همه بارندگی و خسارت به لُرستان فقط ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب ذخیره شد و حدود ۲۰ میلیاردمترمکعب آب از لُرستان به خوزستان رفت! کماکان این هدررفت آب لُرستان ادامه دارد و ۹۰ % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم و تشنه هستند و ۲۰۰ روستای لرستان در ماه های گرم سال با تانکر آبرسانی میشوند! رسانه های استانهای کویرنشین با شانتاژ رسانه ای دارند تبلیغ میکنند که اگر آب بلاد لُرنشین به کویر منتقل شود دیگر سیل بروز نمیکند!!! اولاً اگر ابرها را بارور نمیکردند این حجم بارندگی رخ نمیداد. دوماً چرا به جای انتقال آب به کویر ، در خود لُرستان برای مهار سیلاب و ذخیره آب ، سدسازی نکنند؟ حجم تمام سدهای لُرستان تنها ۲۰۰ میلیون مترمکعب است درحالیکه ۲۰ میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به پایین دست رفته است.مردمان لُر به هیچ وجه فریب تبلیغات را نخورند همین هایی که به دنبال انتقال آب مناطق لُرنشین به کویر مرکزی اند زمان سیل در لُرستان تنها به تحقیر و توهین به مردم سیل زده میپرداختند و میگفتند اگر لُرها با سیل از بین بروند ما کویریها جهان اول میشویم! یا لُر...شنا کن تا پلدختر برقصآ! بگذارید ببینم با کدام منابع کویر میخواهند جهان اول بشوند! اگر پول نفت مناطق لُرنشین نبود شما الان بدتر از افغانستان بودید.


  • طرح انتقال آب به کویرمرکزی (بهشت آباد)

    طرح پُر هزینه انتقال آب بختیاری به کویر مرکزی (بهشت آباد) که رویای کویر آباد و سبز را دنبال میکند با جوسازی ها و شانتاژ رسانه ای استانهای اصفهان ، یزد و کرمان دوباره فعال شده است در صورتی که این طرح مُخرب زیست محیطی اجرا بشود ثانیه ای ۱۵۰۰ میلیون مترمکعب آب از چارمحال بختیاری به《کویر بی طول و عرض》انتقال میدهد و تقریباً حیات در چارمحال بختیاری را مختل و تحت شعاع قرار میدهد چون قبلاً هم پروژه انتقال آب کوهرنگ ۱ و ۲ و ۳ اجرا شده و دیگر آبی برای انتقال باقی نگذاشته است! کویریها ادعای دروغینی را با استفاده از حوادث سیل ۹۸ عنوان میکنند که هدف این طرح انتقال آب به کویر برای جلوگیری از سیلاب است! که کذب محض است و تنها با هدف جمع آوری آب باقیمانده در چارمحال بختیاری و انتقال آن از طریق تونل《نه لوله》به کویرستان است تا صرف صنایع ، کشاورزی و گردشگری شود! آنچه که در طرحهای انتقال آب نادیده گرفته میشود تنها منافع استان مبدا《بختیاری》است که در محرومیت اقتصادی و محدودیت معیشتی به سر میبرد. اگر نگران سیلاب هستید خُب ابرها را بارور نکنید یا در بلاد لُرنشین سد بزرگ بسازید نه اینکه سیل را بهانه کنید تا بتوانید برای چندمین بار منابع آب را انتقال دهید!


  • محدودیت احداث صنایع در کویر خشک

    در صورت وجود《طرح آمایش سرزمین》در ایران ، مدیریت منابع آب کشور را فراهم می آورد تا به جای سوق دادن تمامی《صنایع ریز و درشت》به کویرمرکزی ، صنعت / ثروت / اشتغال / و رفاه به طور یکنواخت در بین تمامی مناطق ایران پخش شود نه اینکه آنها را در یکجا به دور از منابع آب ، مجتمع کنند! هم اکنون قرار است با پولهای نجومی طرح انتقال آب از خلیج فارس و دریای عُمان به کویرمرکزی اجرایی شود! تمامی دولتها به طُرق مختلف انواع و اقسام کمکها و سرمایه گذاریها را در کویرمرکزی انجام دادند. نمیدانم چه اصراری دارند که تمامی امکانات را در مرکز ایران فراهم کنند و پیرامون (مرزها) را محروم نگه دارند؟ اگر صنعت کشور به طور یکسان در تمامی استانها بخصوص سواحل دریاها و استانهای پرآب احداث میشد شاید مجبور نبودند برای تامین آب چند استان نور چشمی به سمت طرحهایی بروند که تاکنون هیچ کشوری ، کمتر به سوی آنها رفته اند! هزینه و بودجه این طرحهای انتقال آب از کجا فراهم میشود؟ از جیب ۸۰ میلیون ایرانی برای اقلیت کویرنشین هزینه میکنند؟ هزینه های سرسام آور انتقال آب ، لوله گذاری ، شیرین کردن و ایستگاه های پمپاژ آب ، منافعش تماماً برای کویرنشینان است اما مضرات زیست محیطی آن گریبانگیر کل کشور میشود.《نگاه آمایش》و《تقسیم کار ملی》باید جایگزین مدیریت جزیره ای نامتقارن شود و در مناطق کویر مرکزی و کم بارش نباید طرحهای صنعتی و تمرکز جمعیتی صورت بگیرد چون《ظرفیت زیستی》شهرهای خشک کویری محدود است و پتانسیل جذب جمعیت و صنایع آبخواه و آب بَر را ندارند. حاکمیت ، مجلس ، دولت ، وزارت نیرو و خود مردم ایران باید جلوی احداث صنایع را در کویر مرکزی ایران بگیرند و اجازه ندهند بخاطر زیاده خواهی برخی ، کل کشور با تنش مواجه شود.


  • جلوگیری از احداث سد عامل خسارت سیل به لرستان بود

    روز ۲۳ اردیبهشت ۹۸ دکتر ملکشاهی نماینده کوهدشت لُرستان در مجلس گفت : جلوگیری از احداث سد در لُرستان عامل خسارت سیل بود و صدمات زیادی به روستاها و شهرها وارد شد متاسفانه تصمیمات نامعقول ، غیرمنصفانه و تبعیض آمیز《وزارت نیرو》موجب عقب ماندن استان لُرستان از قافله توسعه و پیشرفت شده است! ظلم روشن وزارت نیرو با توجه به《عدم تخصیص متناسب آب به جمعیت استان لُرستان》موجب شده است نسبت اراضی آبی ، نسبت به اراضی دیمی ، کمتر از ۵۰ % معدل کشور باشد که این اقدامات غیرعادلانه موجب《عدم رونق کشاورزی》،《عدم توسعه》،《افزایش نرخ بیکاری کشاورزان》و《مهاجرت کشاورزان به حاشیه شهرها》شده است! آقایان چیت چیان و اردکانیان وزرای نیرو باید در دادگاه پاسخ دهند چرا تخصیص قطعی ۲۷۵ میلیون متر مکعب آب《سد معشوره لُرستان》برای آب شُرب ، صنعت و کشاورزی شهرهای کوهدشت و رومشگان به ۱۰۰ میلیون مترمکعب کاهش دادند؟ و جلوگیری از احداث سد معشوره در سالهای گذشته موجب خسارتهای فراوان مالی و جانی به استان ۲ میلیونی لُرستان به خصوص در سیل ۹۸ شده است. نماینده کوهدشت در مجلس اظهار داشت : مجدداً متذکر میشوم حتی از کاهش یک متر مکعب از تخصیص آب لُرستان و سد معشوره نخواهیم گذشت و پرونده قضایی را تا به سرانجام رسیدن ادامه میدهیم.


  • انتقال آب الیگودرز به قُم

    ۹۰ هزار مترمکعب حجم مخازن انتقال آب الیگودرز لُرستان به قُم بود.تاکنون برای آن ۱۳۰۰ میلیارد تومان هزینه شده است.البته رسانه میلی نام الیگودرز یا لُرستان را به هیچ وجه نیاورد و از عنوان کلّی و مُبهم《طرح انتقال آب از سرشاخه دز به قُم》یاد کرد! و نام لُرستان همیشه در اخبار به عَمد سانسور شد.الیگودرز هم اکنون تامین کننده اصلی آب شُرب ، صنعتی و کشاورزی شهرهای : خوانسار / گلپایگان / خُمین / محلات / دلیجان / شازند / نیم وَر / ساوه / سلفچگان و قُم میباشد! پرویز فتاح وزیر نیرو در زمان افتتاح گفت : آب انتقالی قُمرود یکی از بهترین آبهای شیرین دُنیاست که دارای ۴ سد انحرافی و ۶۰ کیلومتر تونل است که بزرگترین تونل انتقال آب خاورمیانه است! بیش از ۹۰ % آب قُم از خارج استان تامین میشود.سرانه مصرف آب شهروندان قُمی روزانه ۱۶۵ لیتر و از استاندارد جهانی خیلی بیشتر است.آب قم و ۹ شهر کویری شیرین شد ولی ۱۶ روستا بخاطر انتقال آب تخلیه شدند و تمام چاه ها / چشمه ها / قناتها و رودخانه های در مسیر طرح به کلی خشک شدند.هرچقدر قُم صنعتی تر و بزرگتر شود آب بیشتری انتقال میدهد و این چیزی جز مهاجرت ، فقر ، بیکاری و عدم صنعتی شدن شهرهای لُرنشین در پی ندارد.


  • انتقال آب کوهرنگ بختیاری به زاینده رود

    نقشه و طرح انتقال بخشی از آب رودخانه کوهرنگ بختیاری به زاینده رود اصفهان اولین بار به فکر《شاه طهماسب صفوی》رسید ولی شاه عباس آن را آغاز کرد و الکساندر گیب آن را به پایان بُرد (تاریخ ایران ، مهدی وزین افضل ، ص ۴۲۱).


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • استعمار شاخ و دُم ندارد!

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • عدم توجه به شهرهای لُرنشین

    گرو کشی و چندمین نامه تهدیدآمیز و تحریک آمیز نمایندگان اصفهان! آنها تامین《چهل میلیون متر مکعب آب شرب》مردم چهارمحال بختیاری را برای اجرای تونلهای سوم کوهرنگ و بهشت آباد که اهداف کشاورزی و صنعتی را دارند گرو گرفتند!!! از بند آخر نامه اینگونه برداشت میشود که نمایندگان اصفهان نظام را تهدید به برداشتن حمایت خود کردند! به نظر آنها کشور، نظامشان و شهدا را هم برای اجرای طرحهای انتقال آب گروگان گرفتند! واقعاً چه کسانی پشت صحنه طرحهای انتقال آب و نابودی سرزمینی ایران است؟ درخواست تشکیل استانی جدید در جنوب کرمان: مردم جنوب کرمان، قلعه گنج جیرفت و دیگر مناطق که سالهاست در محرومیت شدید ناشی از تمرکزگرایی بیش از حد شهرهای شمالی کرمان قرار دارند خواستار ایجاد استان جدید هستند! شمال کرمان مقصد بیشتر طرحهای انتقال آب چه از جنوب کرمان و چه از سرشاخه های کارون برای توسعه کشاورزی و صنعت و تفریح است و جنوب کرمان که بیشتر از اقوام لُر، بلوچ و عرب هستند در نهایت محرومیت بسر میبرند!!!هنوز بسیاری از مدارس قلعه گنج مدارس کپری هستند و دولت با انتقال آب از سرشاخه های هلیل رود به شمال کرمان علاوه بر نابودی محیط زیست جازموریان، محرومیت مضاعف را در حق مردم جنوب کرمان روا میدارد!!! لُرهای بختیاری اصفهان و چارمحال و خوزستان باید استان بختیاری را تشکیل دهند تا کمتر به بختیاریها ظلم شود! الآن چادگان و فریدونشهر اصفهان که لُر هستند حتی آب و برق و گاز و صنعت هم ندارند چون اصفهانیها فقط فارسها را قبول دارند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟



آخرین مقالات