دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آیا لرستان، جزئی از خاک ایران است؟/ تشریح دو قاعده وسع و دفاع از مظلوم

۱. به‌راستی چه دلیلی وجود دارد که لرستان همچنان باید «کمتر برخوردار» فرض شود و مردمانش باید در فقر و محرومیت دست ‌و پا بزنند؟! آیا ما مسلمان و شیعه نیستیم که مشمول قاعده‌ی وسع و دفاع از مظلوم باشیم...! ؟ ۲. آیا لرستان در حوزه و حریم استحفاظی ایران عزیز و اسلامی قرار ندارد و ایالتی جدای از ایران است که این‌گونه جوانان برومندش باید در فقر و بیکاری غوطه‌ور شوند و راهی این شهر و آن شهر شوند تا لقمه نانی حلال به دست آرند و صبحی را به شامی به سر برند و فقط نمیرند و آینده‌ای هم برای خود ترسیم نکند.؟!

آیا لرستان، جزئی از خاک ایران است؟/ تشریح دو قاعده وسع و دفاع از مظلوم

قاعدتاً در بافت و شاکله‌ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قاعده‌ای تحت عنوان قاعده «دفاع از مظلوم» بر اساس پیام گهربار نبی مکرم اسلام (ص) «مسلمان نیست کسی که صدای مسلمانی را بشنوند و به دادش نرسد» از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ایران گنجانده شده و ما ملت ایران نیز چون شمایل فرهنگ مذهبی و ملی‌مان نیز کاملاً موافق انسان‌دوستی و کمک به همنوعان است از آن قاعده در طول این ۴۰ سال عمر مبارک نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حمایت کردیم تا شاید با تحمل سختی‌های معیشتی و اقتصادی درون جامعه‌ای خود بخشی از مشکلات رفاهی جوامع هم‌کیش و هم‌مسلک خود، همچون سوریه و فلسطین و لبنان و یمن را حل کنیم و امروز به اقرار رهبران آن کشورها و حتی مجامع بین‌المللی نقش جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران بی‌بدیل بوده و بر آن معترف‌اند و صدالبته که ما نیز حریم امنیتی خود را از این طریق گسترش داده‌ایم...

و اما قاعده‌ای دیگر در همان سیاست خارجی تبیین و تشریح شده تحت عنوان « قاعده وسع» که بر اساس این قاعده هر آنگاه که توان و وسع ما به حد مطلوب برسد به‌گونه‌ای که ملت خودمان دچار بحران نشوند بر اساس آموزه‌های دینی‌مان وظیفه‌ای شرعی بر ما وارد است که به ملت‌های مظلوم به‌ویژه در بلاد اسلامی یاریگر مظلومان جهت دفع و رفع مظلومیت و مشکلات معیشتی آنان باشیم و این‌گونه امت اسلام به رفاه فراگیر دست یابند و این همان آرمان مقدس ماست که تجلی‌بخش فرهنگ ملی و مذهبی ما ایرانیان است و دولت‌های ما نیز طی این مدت از عمر و حیات نظام مقدس ج.ا با توجه به دارا بودن«وسع» این دو قاعده را به‌خوبی اعمال کرده‌اند و مردم نیز به انحاء مختلف در قالب صندوق‌های متعدد کمک‌های مردمی و...از آن حمایت کرده‌اند.

تأکید می‌کنم در زمره این قاعده نیز به‌صورت شفاف آمده است که اول اولویت با مردم درون کشور است و بعد دیگران و البته با کشورها و دولت‌های اسلامی منطقه هم کاری نداریم که چرا آنان داعیه اسلام‌خواهی دارند و از این دو قاعده‌ی ارزشمند اسلامی تبعیت نمی‌کنند...! به هر حال به نقل از مَثل مرسوم قدیمی و عامیانه «عیسی به کیش خود و موسی نیز به همین شکل...»

 

و اما جای سؤال اینجاست...حال که قطعاً توانمندی مالی و منابع ملی و حیاتی ما به فراتر از حد خود رسیده که این‌گونه با افتخار به داد امت اسلام می‌رسیم، در چارچوب مفهومی این دو قاعده ذکرشده در بالا:

۱. به‌راستی چه دلیلی وجود دارد که لرستان همچنان باید «کمتر برخوردار» فرض شود و مردمانش باید در فقر و محرومیت دست ‌و پا بزنند؟! آیا ما مسلمان و شیعه نیستیم که مشمول قاعده‌ی وسع و دفاع از مظلوم باشیم...! ؟

۲. آیا لرستان در حوزه و حریم استحفاظی ایران عزیز و اسلامی قرار ندارد و ایالتی جدای از ایران است که این‌گونه جوانان برومندش باید در فقر و بیکاری غوطه‌ور شوند و راهی این شهر و آن شهر شوند تا لقمه نانی حلال به دست آرند و صبحی را به شامی به سر برند و فقط نمیرند و آینده‌ای هم برای خود ترسیم نکند.؟! که البته نه‌تنها ما بلکه برگ برگ زرین تاریخ این مورد را رد می‌کند و همگان خوب می‌دانند که شیرازه حیات ایران مدیون دلاور مردی‌های ساکنان این استان است و تاریخ میهن در برابر حماسه‌آفرینی‌های لرستانی‌ها به تواضع سر تعظیم فرود آورده است و درواقع ایران بی لرستان معنایی ندارد.

۳. شاید مهم‌ترین دلیل از منظر نگارنده به‌عنوان فردی از تبار اهل رسانه تنها یک‌چیز باشد و آن‌هم بی‌مهری برخی مسئولین کشوری و عدم‌کفایت مسئولین استانی. که در حوادث طبیعی به‌ویژه سیلاب اخیر بارها شاهد آن بودیم. و البته این بی‌مهری نشان از آن دارد که آنان یا بی سوادند و قواعد مطروحه بالا را نفهمیده‌اند که اجرای قاعده وسع مستلزم رفع نیاز مردم درون کشور است و یا عقده‌ای با این قوم دارند و اگر این‌گونه است که صلاحیت لازم را برای اداره مملکت اسلامی ندارند. چرا در اسلام مجریان باید عدالت‌گستر باشند و به دور از تبعیض قومیتی عمل کنند و اما بی‌کفایتی برخی مسئولین استانی نیز بخشی از آن به نوع انتخاب‌های ما بر می‌گردد. که کسانی را انتخاب می‌کنیم که تا دیروز با کت و شلواری ژولیده و رنگ‌پریده در شهر قدم می‌زدند و امروز به یُمن بالا رفتن از پلکان مردم پالتو و قبایی گران‌بها به تن می‌کنند استخوانشان گوشت گرفته و فراموش کرده‌اند که بوده‌اند و خود را باخته‌اند به غرور چندروزه‌ای کاذب.

 

هی داد از بی کسی دیارم

درد آن‌چنان عمیق است که با نگارش این‌گونه موارد فقط می‌توان تلنگری زد و بس؛ اما ما اهل رسانه وظیفه داریم بی‌پروا بنگاریم و اگر این‌گونه ننویسیم چه کنیم...باشد که ماحصل آن ذره‌ای بر غیرت برخی مسئولین ملی و استانی بی افزاید و خجالت بکشند از مدیریت ناکارآمدشان.

 

 به قلم کیانوش معمر، روزنامه‌نگار، مدرس دانشگاه و دانش‌آموخته دکترای علوم سیاسی منتشر شده در وبسایت یافته که به علت اهمیت موضوع در وبسایت مردمی نگین زاگرس باز نشر شد.

55 نظر

  • لرستان دلسوز ندارد

    در بحران سیل لرستان ما شاهد سکوت و بی تفاوتی رسانه ها بودیم. درحالیکه سیل شهرهای لرستان را زمینگیر کرده بود و باعث مرگ بسیاری شد شبکه خبر دائما با مسئولان وزارت نیرو در خوزستان در تماس بود و زیرنویسی میکردند که استحکام سدهای خوزستان مطلوب و امن است! سیل جاده و راه آهن و زمین کشاورزی و شهرهای معمولان و پلدختر را زیر هزاران تن گل و لای مدفون کرده است. حوادث طبیعی در همه دنیا رخ میده ولی اونا پیشگیری میکنند. در ایران با کمک هواپیماهای روسیه ابرها را بارور کردند و عامل این سیلاب شدند وگرنه هیچوقت سابقه نداشت لرستان به مدت ۲ هفته به کانون بارش بدل شود.بلاشک دستکاری طبیعت عامل این سیلاب بود


  • چرا لرستان پر آب سد ندارد؟

    سیل فروردین ۹۸ در لرستان خسارات جبران ناپذیری به شهرها و روستاها وارد کرده است فقط ۶۵ کیلومتر از جاده خرم آباد به پلدختر محو و نابود شده است و ۶۲۰ روستا راه ارتباطی ، آب ، برق ، گاز و تلفن ندارند. دو شهر معمولان و پلدختر و صدها روستا غرق شدند و تمام معابر و منازل پر از گل و لای شدند. در همین چند روز بارندگی ۱۳ میلیارد متر مکعب آب از لرستان به سمت خوزستان رفته در حالیکه کل ظرفیت سدهای لرستان تنها ۲۸۰ میلیون مترمکعب است! اگر سدهای مخملکوه خرم آباد و معشوره (گاوشمار) چگنی در لرستان احداث میشدند تمامی سیلاب را کنترل میکرد و سیل میلیاردها تومان خسارت به لرستان و خوزستان نمیزد!


  • مطالبه گری یک قانون است

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. مردمان لر مطالبه گر و پرسشگر حقوق خود نیستند. مطالبه گری یک قانون و فرصت است. سیلاب در لرستان معلول بحران وزارت نیرو است. مطالعات منابع آب در حوضه کرخه قبل انقلاب توسط مشاوران خارجی صورت گرفته که اسناد آن هنوز در آرشیو سازمان آب و برق خوزستان موجود استو مطابق این مطالعات ۳ سد برای حوضه آبریز کرخه پیش بینی میشود تا تعادل در این حوضه آبریز بعد از احداث سدها برقرار شود : سد کرخه / سد سیمره / و سد گاوشمار (معشوره). براساس این مطالعات اولویت با سد معشوره بوده که بایستی به لحاظ فنی قبل از بقیه سدها ساخته شود اما بعد از انقلاب شرکت مهاب قدس ۲ بار طرح معشوره را مورد بازنگری قرار داد و بجای معشوره ، کرخه و بعد سیمره را ساختند و معشوره به علت کارشکنی وزارت نیرو ساخته نشد. در بازنگری دوم سد معشوره حجم آن را به ۱۰۰ میلیون مترمکعب کاهش دادند و نیروگاه برق آبی آن حذف شد و قرار بود ۳۶هزار هکتار از اراضی چگنی و کوهدشت را تغذیه کند درحالیکه الآن تنها تخصیص مختصری برای کشت گلخانه ای درنظر گرفته شده است. اگر سد گاوشمار (معشوره) در لرستان ساخته میشد سیلاب بوجود نمی آمد و خوزستان خسارت نمیدید.


  • صادقیان

    مطالعات سدها و شبکه های آبیاری و زهکشی لرستان همزمان با خوزستان شروع شده اما توسعه منابع آبی در خوزستان انجام شده ولی در لرستان تنها سدهای کوچک ۵ تا۱۰ میلیون مترمکعبی شاخته شده که بیشتر شبیه حوضچه و بشکه آبی هستند نه سد! و سدهای اصلی همچنان با فشار و کارشکنی وزارت نیرو درحال بازنگری هستند. در سیلابهای اخیر لرستان خسارات زیادی دید. تنها روز اول معاونت آب وزارت نیرو اشاره ای به عدم توسعه منابع آب در لرستان کرد و بعد از آن مشخص نیست که چطور خبرهای پایگاه های وزارت نیرو متمرکز به سدهای شمال خوزستان شدند و با سیاستگذاری وزارت نیرو ، رییس جمهور که قرار بود به لرستان سفر کند مسیرش را عوض کرد و هواپیمایش سر از خوزستان درآورد! حضور دکترحسن روحانی در خوزستان باعث شد علی رغم خسارتهای ناشی از نادیده گرفتن مطالعات اولیه توسعه منابع آب در حوضه کرخه و نادیده گرفتن علت در خطر افتادن خوزستان یعنی عدم احداث سد در لرستان برای مهار سیلاب ، منجر به طرح افزایش ارتفاع سد دز شد یعنی سیل هرساله در لرستان مهم نیست و سدی برای مهار سیلاب ساخته نمیشود!


  • پولادوند

    شهرهای معمولان ، پلدختر ، چگنی ، دورود و خرم آباد در محاصره سیلاب بودند و سیل جان ۱۶ نفر را گرفته و بسیاری از مزارع و روستاها را تخریب کرده ولی وزیر بهداشت بجای رییس جمهور به لرستان می آید که هیچ سنخیتی با اوضاع نداشته و در واقع به تمسخر لرستان پرداختند و پایگاه خبری وزارت نیرو هیچ خبری از وضعیت لرستان منتشر نمیکند! جناب اردکانیان وزیر نیرو فقط راجع به خوزستان صحبت کرده و تنها از کلمه مهار سیلابهای بالادست استفاده میکنند و حتی یک کلمه نگفتند این سیلابها حاصل از روان آبهای جاری لرستان هستند گویا لر و لرستان کلمات ممنوعه است و گفتن آن موجب جلب توجه کارشناسان و سؤالات متعددی از وزارت نیرو میشود که وزارت نیرو از آن ترس دارد!


  • دریکوند

    اخیرأ مصوبه ای برای توسعه مناطق شرق و غرب ایران تصویب شده که در آن مدلی برای کل کشور طراحی کرده اند و ۱۰ استان توسعه نیافته در آن منظور شده که با توجه به این مصوبه امتیازات خوبی از جمله سود تسهیلات ۵ درصدی و دوره بازگشت سرمایه بیش از ۵ سال برای استانهای مشخص شده در نظر گرفته اند درحالیکه سه استان لرنشین چارمحال بختیاری ، لرستان و کهگیلویه و بویر احمد با بی مهری جزء آنها نیستند!!!


  • اصالت ما نمرده است

    پروین گنجی : شهر من این روزها از نگاه بغض آلود تو ، میشود شکستن قلبمان را به نظاره نشست اما اصالت چند هزار ساله مان که نمرده است. ما ایلیاتی هستیم و غرورمان عظمتی دارد به مثابه آتشفشان ، طغیان خواهد کرد و دوباره تو را خواهد ساخت تا باز چون گذشته تاریخ ساز شوی.


  • مالیات ؛ سد راه تولیدکنندگان لرستان است

    در لرستان که نرخ بیکاری آن دو برابر نرخ کشور است و تولید ناخالص آن نصف کشور است وصول درآمد ۱۰۲ درصدی مالیاتی در لرستان جای تأمل دارد! چوب اداره مالیاتی مانع حرکت بانکهاست. در بلاد لرنشین شرایط اقتصادی نسبت به میانگین کشوری بدتر است و استانهای لرنشین که از ضعف بنیادی آسیب دیده و دارای مشکلات فراوانی است درآمد مالیاتی در آن بیش از میزان پیش بینی شده است‌. نمیشود با اتکا بر ظرفیتهای داخلی مشکلات را برطرف کرد. وصول مالیات در لرستان ۱۰۲ ٪ است اما در حوزه حمایت عقب تر بوده و گرفتاری داریم.


  • هومان فیلی

    بانکها فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان در مناطق لرنشین اعمال کرده گویی تافته جدا بافته اند. با ورشکست شدن کارخانجات برای کارگران بیکار شده تبعات و آسیبهای اجتماعی رخ میدهد. دولت بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان کلنگ زنی داشته و این درحالی است که کل بودجه عمرانی دولت فقط ۶۵ هزار میلیارد تومان است!!! حدود ۱۰۰۰ و ۶۰۰ تریلیون تومان پول نقد در دست مردم ایران است که دولت برای استفاده از آن در حوزه تولید هیچ برنامه ای ارائه نداده است. در دنیا به ازای هر بازنشسته ۷ نیروی شاغل باید وجود داشته باشد که در ایران این میزان به یک رسیده است و در آینده شاهد بحران بازنشستگی در ایران خواهیم بود!


  • برزو دیناری

    سالی ۲۰ میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور میشود که ۵ میلیارد آن فقط مربوط به پوشاک است.نمیتوان با تکیه بر ظرفیتهای داخلی تمام معضلات را حل کرد.در لرستان مازاد محصولات کشاورزی ۸۰۰ هزار تن بوده که فقط ۵ درصد آنان صادر میشود چون صنایع بسته بندی و فرآوری در لرستان وجود ندارد. حتی یک گلخانه مدرن در لرستان وجود ندارد.وضعیت بیکاری لرستان از حد بحران گذشته است.بانکها بفکر بخش تولید نیستند واحدهای تولیدی را بانکها تملک کرده اما تعیین تکلیف نمیکنند و برنامه ای برای ادامه کار ندارند. بانکهای خصوصی پول مردم لرستان را در سایر استانها سرمایه گذاری میکنند و تسهیلات اشتغالزایی به جوانان بیکار لر پرداخت نمیکنند. بخش کشاورزی بلاد لرنشین با وضع موجود کمکی به اقتصاد و معیشت مردم نکرده و محصولات زمانی به بازار عرضه میشود که بازار اشباح شده و سود چندانی عاید مردم نمیشود. لرستان آب فراوان دارد و باید واحدهای صنعتی بزرگی در آن ایجاد شود مثلأ کارخانه بزرگ گهر دورود بلااستفاده مانده و بدترین راه حل برای وصول مطالبات بانکها تملک آنهاست و تملک یعنی متروکه شدن و رها شدن است.


  • ساتیاروند

    جامعه لرستان به لحاظ تاریخی توسعه نیافته است و ما همواره از توسعه در سطح ملی عقب ماندیم و اکنون این شکاف بین استانی بیشتر هم شده است. سالانه ۱۲ هزار نفر تحصیلکرده و نخبه لرستان را به دلیل نبود شغل ترک میکنند.جامعه لرستان به لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی ندارد و بروکراسی موجود در لرستان توسعه گرا نیست. باید شرکتها و کارخانجات ورشکسته و قدیمی را کنار زد و اولویت حمایت با شرکتهای فعال باشد. وجود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان پروژه نیمه تمام در کشور هست که با اعتبارات دولتی ساختشان ۳۵ سال طول میکشد.


  • خودمان به داد سیل زده های لرستان برسیم

    از کشورهای اروپایی مثل آلمان و سوییس و حتی کشورهای عرب مانند کویت کمکهای زیادی برای سیل زده های لرستان ، گلستان و خوزستان فرستاده شده پس چرا به دستشون نمیرسد؟ حالا هم سیل کار دشمن بوده یا بارور کردن ابرها؟ اصلأ چکار کردیم که همه با ما دشمن هستند؟ از قدیم گفتن وقتی دشمنات از دوستات بیشترن مشکل از خودته! اولین محموله کمکهای مردمی از اروپا به ایران رسید سیل زدگان لرستانی میتوانند بروند از ناصرخسرو تهران و سایر بازارهای پایتخت کالاهای مورد نیاز خودشان را چند برابر قیمت بخرند.کمکهای جهانی بجای توزیع میان سیل زده ها به دلالهای بازار تهران فروخته میشوند.ایکاش نذری های امسالتان را بجای محرم الآن بدست سیل زده ها که واقعأ بهش نیاز دارند برسانید.


  • حال لرستان خوب نیست!

    نمیدونم چرا بلایای طبیعی تو ایران تخصص ویژه ای در زمینه شناسایی مناطق محروم دارند زلزله سرپل ذهاب ، سیل آق قلا و لرستان. چرا کلانشهرها و شهرهای بزرگ هیچوقت حادثه ندارند.احمد سالک رییس کمیسیون فرهنگی مجلس در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم در ۳۱ فروردین ۹۵ گفته : بودجه سیل را به مبارزه با بدحجابی اختصاص بدهید! میخواهید سیل نیاید بروید با بدحجابی مبارزه کنید. نصف مملکت را سیل برده ولی هنوز خسارات سیل نصف اختلاسهایی که در تهران شده نیست.شماهایی که از ته رانی نمیگذری لطفأ در مورد سیل لرستان نظر ندید. لرستان در جنگ ۱۴۵ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران شد و ۶ هزار شهید در جنگ داد همین پلدختر به هویزه ثانی معروف است ما لرها آنچه داشتیم در جنگ دادیم ولی آنچه بود سیل با خود برد.


  • در سختی دوست و دشمن شناخته میشوند

    تحقیر و توهین نزد پان پارسها هنر است.پارسیان در توییتر فارسی به سیل زدگان ترک آق قلا و لر پلدختر توهین کردند و پارس کردند که اگر لر و ترک در سیل غرق بشن احتمال داره ما جهان اول بشیم!!! در جواب این خودستایان خود بزرگ بین باید بگم اگر نفت در بلاد لرنشین کشف نمیشد مطمعن باشید شما در این ۱۲۰ سال بدون پول باد آورده نفت ، قطع به یقین افغانستان غربی بودید چرا که شما پارسیان در کویر مرکزی زندگی میکنید و بجز شن و شپش و شاعر هیچ چیزی ندارید حتی در تأمین آب شهرهای قم و اراک و اصفهان و یزد و کرمان هم وابسته به سرزمین قوم لر هستید. شما حتی همین مجلس را هم از صدقه سری مجاهدت سردار اسعدها و ستارخان ها دارید وگرنه توان مقابله با استعداد قجرها در ذات شما فارسهای ماست نبود. جیمز موریه در کتاب مسافرت حاجی بابا میگه : در دنیا مردمی به لافزنی فارسها وجود ندارد لاف و گزاف اساس وجود فارسهاست. ژان شاردن سیاح فرانسوی که در دوره صفویه به اصفهان رفته میگه : فارسها تنها چیزی که از دنیا میفهمند عیش و نوش است. الکسی سولتیکوف شاهزاده روسی ۱۵۰ سال پیش تو سیاحتنامش نوشته : درستی صفتی است که در فارسها وجود نداره. حتی رحیم نامور سردبیر روزنامه شفق ، محمدعلی جمالزاده ، سیمین بهبهانی ، جلال آل احمد ، مطهری ، بازرگان و ... هم از بدی خلقیات فارسها گفتند. ز دهقان و از ترک و از تازیان - نژادی پدید آید اندر میان / نه دهقان ، نه ترک و نه تازی بود - سخن ها به کردار بازی بود. شما فارسها در تمام نبردها مقابل اعراب شکست خوردید و تا زمان رضاخان هیچ پیروزی در مقابل بیگانه نداشتید حتی در جنگ جهانی دوم ارتش رضاخان مثل برف در مقابل آفتاب ارتش روس و انگلیس ذوب شد.از سایت نگین زاگرس میخواهم کامل چاپ شود چون ما لرها به مردمی احترام میگذاریم که ارزش داشته باشند.


  • انسانم آرزوست!

    کاش خود آریایی پندارها شعور داشتند که درخواست کمک را مسخره نکنند ، کاش ذره ای انسانیت در وجودشان بود تا به مردم سیل زده ترک و لر توهین نکنند ، کاش مغزی برای فکر کردن داشتند که از سیل و بدبختی دیگران جوک نسازند ، البته فرهنگ درستی ندارند که اگر داشتند با اختلاس ، دزدی و احتکار به غرور ۸۰ میلیون ایرانی توهین نمیکردند ، اگر فرهنگ درستی داشتند وضع زندگی و مملکتی که آنها پایتختش هستند این نبود.مدیریت جاهلانه و متحجرانه شما حتی توان تخلیه آب شهرک آق قلا بعد از یکماه را ندارد بعد ادعای جهان اولی میکنید؟ جهان اول شدن با تلاش و فرهنگ درست بوجود می آید نه فاشیسم و نژادپرستی! نیاز به هیچ توضیحی نیست که مردمان لر در این کشور مثل غریبه ها زندگی میکنند و از ایرانی بودن هیچ سهمی نمی برند. مردم قوم لر ، پان آریایی ها را که در این شرایط بحرانی بجای همدردی و امدادرسانی چوب تکفیر را علیه لرها بلند کردند و مثل همیشه کارشان مسخرگی و لودگی بود را در حافظه تاریخی مان به بدی قضاوت خواهیم کرد. بذر سکوت ریشه دوانید و برگ داد ، آنگه هزار شاخه شد و میوه های مرگ داد.


  • چه بهاری است که آفت زده فروردین اش...

    درحالیکه سیل تمام دارایی مردم استانهای گلستان و لرستان و خوزستان را زیر آب و گل مدفون کرده و جان برخی هموطنان را گرفته عده ای پان آریایی در فضای مجازی به توهین و تحقیر نژادی مردم سیل زده پرداختند و حماقتشان را آشکار کردند. این بی ارزشان و مصرف کنندگان آرزوی مرگ لر و ترک را کردند تا جهان اول بشوند!!! و حتی شعر فاشیستی سرمیدادند : آمد بهار جانها ای ترک ... برقصآ _ ای لر ... شنا کن تا پلدختر برقصآ !!! اگر آرزوی مرگ لر و ترک را میکنید چرا با جدایی ، خودمختاری و فدرالیسم مخالفید؟ چطور از لرها بد میگویید ولی سالهاست که آب و نفت و معادن ما را به کویرتان غارت میکنید؟ در بحران سیل دست به تحقیر و تمسخر میگشایید ولی در مواقعی که احساس خطر کنید لر غیور ، سلحشور و مرزدار میشود؟ ایکاش همتبارانم برای یکبار هم که شده تکبر ، نفاق و مکر و حیله شما را میشناختند. ایکاش لرها هم مثل شما کینه جو بودند و نادرستی پان آریاییها را فراموش نمیکردند.بترسید از زمانی که لر مانند رودخانه هایش طغیان کند.


  • آروان

    سیل آق قلای گلستان در شهر ماند اما در لرستان نه شهر ، نه خانه بلکه همه زیر ساختها را هم با خود برده ، پلها ، جاده ها و منازل با سیل رفته اند و مسیر راههای زمینی با بیشتر شهرهای سیل زده لرستان قطع شده است بالگردهای ارتش پای کارند اما راه ارتباطی زمینی که نباشد کار امداد رسانی سخت است و به یک حرکت جهادی برای بازسازی زیرساختها نیازمندیم. در همین سیل به راحتی میتوانید تشخیص دهید که برخی بجای حل مشکلات مردم عمدتأ بفکر ارائه تصویری خوب از خودشان به عنوان وظیفه شناس و فداکار هستند و برای خلق این تصویر حاضرند تا خرخره در آب فرو روند چون آنان معتاد به دروغگویی هستند ولی کسیکه خانه و زندگیش زیر آب است گول این ظاهرسازی ها را نمیخورد.


  • خورشیدوند

    هشدار دادن سیل بدون پیش بینی امکانات چه فایده ای دارد؟ کسیکه قرار است خانه اش را سیل ببرد باید کجا ساکن شود؟ از طرفی مدیریت و برنامه ریزی مسئولان چه میشود؟ پس پدافند غیر عامل و آن همه مانورهای پر هزینه برای چه مواقعی بود؟ ستاد بحران باید کمپ یا مکانی را برای استقرار مردم سیل زده لرستان پیش بینی میکرد تا مردم هم منازلشان را ترک کنند. الآن بهترین فرصت برای مطالبه گری و بلند کردن صدا برای احقاق حقوق عامه مردمان قوم لر است چون منافع عمومی ما مورد دست درازی افراد سودجو قرار گرفته است.


  • ادب مرد به ز دولت اوست

    مردم لر گدا نیستند : متأسفانه در شرایطی که سیل خسارات زیادی به شهرهای لرستان خصوصأ معمولان و پلدختر وارد کرده و مردم را بی خانمان و آواره کرده است عده ای بدنبال ادامه پروژه تحقیر مردمان لر هستند. این شایعه یا بزرگنمایی نیست ولی در این چند روز امداد رسانی نیروهای دولتی نه تنها دردی از دردهای این مردم رنج دیده کم نکردند بلکه رفتارهای زشتی از سوی امدادگران دیده میشود که ما را بیشتر به این باور میرساند که ما لرها تنها زمانی در این مملکت به حساب می آییم که جنگ باشد و قرار باشد ما برای عقب راندن دشمن گوشت جلو توپ و فدایی شویم! بجای القاب لر غیور و سلحشور از پول چاههای نفت بلاد لرنشین به مردم سیل زده اعتبار برای بازسازی بدهید! آیا شما کرامت انسانی ، عزت و غرور یک انسان را میدانید؟ اگر میدانید چگونه با نحوه پخش مواد غذایی و کمکهای اولیه به کرامت و انسانیت مردم لرستان توهین میکنید؟مگر مردم سیل زده حیوانند که آب و غذا را از دور با اوقات تلخی به سمتشان پرتاب میکنید یا بسته غذایی را روی گل و لای می اندازید؟ مردم ما گدا نیستند بخدا قسم شما تا قیامت بدهکار ما هستید. ما برخلاف اقوام دیگر هیچوقت بر علیه تمامیت ارضی مملکت اقدام مسلحانه انجام ندادیم که سزاوار این تحقیرها باشیم! در هشت سال جنگ مردم لرستان دومین استان خسارت دیده بعد از جنگ بودند ۱۴۵ بار بمباران و ۱۲ بار موشکباران شد و ۶ هزار شهید در جنگ دادند. تمام منابع آب و نفت ما را میبرید بعد اینگونه تحقیرمان میکنید؟ جناب خلبان مگر بالگرد ارث پدرت است که بخاطر نقص فنی مردم ما را مقصر میدانی؟هویت شما در همین حوادث است که شناخته میشود. زخمی دردی وه تیر ناکسو -ای خدا ده ناکسو حقش بسو / سرزمین رنج و درد و بی کسی - لرسونه ، لرسونه ، لرسو


  • ایران به لرها مدیون است

    مظلومیت یعنی نه کسی صدایت را بشنود و نه فریادرسی جز خودت داشته باشی! لر و لرستانی نامی است که از دیرباز مظلوم بوده و هست. لر اگر میهن پرست نبود اتابکان لر ، تیمور لنگ را مغلوب نمیکردند ، سپاه روم را در رومشکان شکست نمیدادند و زنده یاد رضا سقایی هرگز ترانه دایه دایه را برای رزمندگان جنگ هشت ساله نمیخواند! لر اگر عاشق ایران نبود بانو قدم خیر در خط مقدم نمی جنگید. کار از مصلحت اندیشی گذشته است. لرستانم غرق آب و خون است. اگر لرستان نبود قلب مصنوعی در جهان توسط مخترع لرستانی اختراع نمیشد ، وکیل الرعایایی در تاریخ ایران نبود ، اگر لر نبود منطقه حاج عمران و تنگه ابو قریب بدست بعثی ها می افتاد ، اگر لرستان نبود وحید امیری با غیرتش به پیکه لایی نمیزد و علیرضا بیرانوندی نبود که بخواهد از رونالدو پنالتی بگیرد! اگر سپاه ۵۷ لرستان و لشکر ۸۴ خرم آباد نبود پس سرنوشت عملیات خیبر و بیت المقدس چه میشد؟ اگر لرستان نبود رودهای زاگرس از کجا تا عمق کویر مرکزی ایران را سیراب میکردند؟ اگر لرستان نبود آیا قمرود پر آب میشد؟ گویا واژه غیرت هم در سیل غرق شده که رسانه ها در مقابل سیل لرستان سکوت کردند؟ همیشه ما مردمان لر سپر بلای همه اتفاقات تلخ بودیم ، همیشه برای حفظ تمامیت ارضی مملکت از حقوق قانونی خود چشم پوشیدیم ، همیشه بی منت حامی ایران واحد بودیم اما الآن مزد ما را با تحقیر و تمسخر میدهند! لرستان همه حکومتها را مدیون خود کرده است و تاریخ ایران بدون فداکاری لرها چیزی برای عرضه ندارد. با یک مقایسه ساده بین اتفاقات کشور متوجه تبعیض بین لرستان با سایر مناطق کشور میشویم حقیقت این است که لرها از ایرانی بدون هیچ سهمی نمیبرند.


  • لرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟

    همیشه در برابر تمام خواسته های ملی - میهنی و حقوق اولیه ، ما تنها یک پاسخ شنیدیم و آن هم : لر غیور و سلحشور بود! همیشه در همه دورانهای ریاست جمهوری تمام صنایع مادر و طرحهای اشتغالزا در دل کویر مرکزی ساخته شدند و شعارهای پوشالی سهم ما شد. برف و بوران و سرمای طولانی زمستان برای ماست ولی صنعت و استخر و شالیکاری در کویر و پرورش خاویار برای اصفهان و قم و یزد بود. چاه های نفت در شهرهای لرنشین پلدختر و دهلران و گچساران و مسجدسلیمان است اما پول و رفاه و امکانات برای کلانشهرهاست. زبان ما در حال نابودی است اما پژوهشکده زبان فارسی در اوگاندای آفریقا شروع بکار میکند. حالا این روزها که سیل امان لرها را بریده و حالمان بد ، کاممان زهر و جانمان سر لب است پان آریایی ها خوشحالند که سدها پر شدند و بفکر تأمین آب صنایع مستقر در کویرند! عده ای هورآ میکشند که آب برای شالیکاری اصفهان و پرورش ماهی یزد مهیا شد. عده ای بر علیه لرها شعر نژادپرستانه سر میدهند که ای لر ... شنا کن تا پلدختر برقصآ. عده ای میگویند جمعیت لرها زیاد شده وقت مردنشان رسیده است! بسیاری در فضای مجازی لرها را تحقیر و تمسخر کردند و به سبک خودشان با ما ابراز همدردی کردند! برخی گفتند : اگر لرها در سیل غرق شوند ایران جهان اول میشود! این است واقعیت نگاه آنها به ما. باید واقع بین باشیم و خودمان را گول نزنیم چون با یک مقایسه ساده بین اتفاقات مشابه در کشور متوجه تبعیض بین لرستان با سایر مناطق میشویم. بیایید در این هیاهو درباره واژه هم میهن و هموطن بیشتر فکر کنیم که آیا اینها واقعی است یا ابزاری برای تحمیق ما؟


  • لرستان غریب و بی کس

    بارور کردن ابرها موجب شد که حجم بارش یکسال در یکروز بر سر لرستان ببارد و رودهای لرستان ظرفیت پذیرش این همه آب را نداشتند و طغیان کردند و جنوب خرم آباد ، چگنی ، معمولان و پلدختر به زیر آب رفتند. حجم تمام سدهای لرستان تنها ۲۸۰ میلیون مترمکعب است درحالیکه ۱۳ میلیارد مترمکعب از لرستان به خوزستان رفت و سد دز با ۶ میلیارد مترمکعب پر شد و دریچه ها را باز کردند تا آب به خلیج و مرز عراق برود اما با ساخت سد کوچک معشوره لرستان که فقط ۱۰۰ میلیون مترمکعب ظرفیت دارد و برای مقابله با سیل بود مخالفت کردند. لرستان سد اگر داشت جلوی سیل را میگرفت و مانع خسارت به خوزستان میشد. لرستان سیل زده در اندوه است و پان پارسها خوشحالند از پر شدن سدهای لرستان وخوزستان برای انتقال آب به حاشیه کویر. شما پان پارسها ما را هموطن خود ننامید. شما از سیل لرستان شادید و لرها را تمسخر و تحقیر کردید. ما هموطن نیستیم. تو نه همدرد منی بلکه خود درد منی. سیل لرستان همراه با زندگی ما ، باورهای ما را نیز در مورد هموطنی با خود برد.


  • بمیر سی یکی که بگریوه سیت!

    در لری مینجایی ضرب المثلی داریم که میگوید : بمیر سی یکی که بگریوه سیت! یعنی برای کسی بمیر و برای کسی ارزش قائل باش که جانت را فدایش کنی که برایت گریه کند و در هنگام رنج و سختی دستت را بگیرد و کنارت باشد! ولی ما لرها متأسفانه برای کسانی می میریم که در هنگام درد نه تنها برای ما گریه نمیکنند بلکه به درد ما هم میخندند و نمک روی زخم ما میپاشند و نسبت به بلایی که با بارور کردن ابرها بر سر ما آوار کردند بی توجه و بیخیالند. کاش این ضرب المثل لری را آویزه گوشمان کنیم و سی کسی بمیریم که سیمو بگریوه! ما لرها همیشه مثل غریبه ها در این مملکت زندگی کردیم و هیچ سهمی از ایرانی بودن جزء محرومیت نبردیم حقیقتأ ما لرها فریادرسی بجز خودمان نداریم. امیدوارم اینبار حافظه تاریخی مردم لر این مصیبت و تنهایی و توهینات و تمسخرات پان پارسها و خوشحالی آنها از سیل لرستان را فراموش نکنند. آنها تنها به چشم منبعی برای غارت و چپاول به بلاد لرنشین نگاه میکنند تازه غم بزرگتر ما پس از فروکش کردن سیل شروع میشود و نمایندگان شهرهای کویرنشین در مجلس صف میکشند و دعوا میکنند بر سر انتقال آب لرستان و خوزستان به حاشیه کویر و نمایندگان و مسئولین ما طبق همیشه سکوت میکنند.


  • سیل ما را نابودتر کرد

    در خبر ۲۱ شبکه اول ، مجری از وضعیت سیل لرستان و خوزستان از وزیر نیرو میپرسد و دکتر اردکانیان و جهانگیری میگویند : این سیل برای ما نعمت بود و خوشبختانه تمام سدهای خوزستان پر شدند و میتوانیم آب شرب (به کام صنعت) شهرهای مرکزی کشور را تأمین کنیم! وزیر نیرو خودش متولد یزد است و میخواهد در طول وزارتش کاری برای استانش بکند چون اکثر وزیران ما برآمده از شهرهای کویری اند و بیشتر منافع آنها را در نظر میگیرند. تنها فکرشان بدنبال انتقال آب است و آوارگی سیل زدگان لرستان گویا فراموش شده!غم بزرگتر ما پس از سیل است که شهرهای کویری صف میکشند برای بردن آب استان لرستان ، بختیاری و خوزستان و نمایندگان و مسئولان ما طبق همیشه سکوت میکنند. وقتی از ۱۸ وزیر شانزده نفر فارسند طبیعی است که اوضاع همیشه به نفع آنها خواهد بود. ما لرها سیاست نداریم و همیشه چوب سادگی ، بیخیالی و تفرقه خودمان را میخوریم.


  • خطر جاودانه شدن فقر در لرستان را جدی بگیریم!

    جناب وزیر خارجه در توییت انگلیسی خود گفته : مشکل سیل اینست که ترامپ ما را تحریم کرده و نمیتوانیم هلیکوپتر بخریم! جناب ظریف با ما شوخی ضخیم نکن! هلیکوپترهای قبلیت را بشمار و با یکی از همان هلیکوپترهای آکبند که در انبارها خاک میخورند بیا لرستان و خوزستان. اصلأ به شما هواپیمای جنگی نمیفروشند وگرنه هیج مانعی برای خرید هواپیمای امدادی نیست! زخم مردم سیل زده لرستان را با هلیکوپترهای نخریده تان پیوند ندهید. نان ، پتو و غذا به لرستان نفرستید ، واژه بفرستید ، محبت بفرستید ، عدالت بفرستید ، انسانیت بفرستید ، واژه لرستان را در قالب اصلی و تمامیت معنوی آن بر زبان بیاورید. باور کنید مشکل بغرنج و ظاهرأ لاینحل مناطق لر زبان که معمای توسعه نامتوازن در ایران و خطر جاودانه شدن فقر در این منطقه از ایران را رقم زده است حل خواهد شد و این زخم رو به التیام خواهد نهاد‌. گرسنگی را چاره خواهیم کرد. سرمای شبانگاه را بی سقف و سرپناه تاب می آوریم ولی مسخ و انکار تمامیت معنوی لرستان را نه. بهترین کمک شما به لرستان اینست که واژه لرستان را با تمامیت معنوی آن بر زبان بیاورید. مردم بلاد لرنشین را داخل پرانتز قرار دادید انگار لر کلمه ممنوعه است! پرانتز را برداریم لرستان و مردمانش را از زندان این پرانتزهای تحمیلی آزاد کنیم سیل ویرانگر فروکش خواهد کرد. از بین رفتن تمامیت معنوی واژه لرستان یعنی همین که اغلب مجبوریم توی پرانتز به این حقیقت اشاره کنیم که لرستان گستره ای بزرگ با جمعیتی ۲۰ میلیونی ساکن در استانهای خوزستان ، کهگیلویه و بویر احمد ، فارس ، بوشهر ، چارمحال بختیاری ، لرستان ، اصفهان ، ایلام ، همدان ، مرکزی و کرمانشاه است لرها خواه از ایلات بختیاری ، لک ، مینجایی ، کهگیلویه ، بویراحمدی ، ثلاثی ، حیات داوودی ، کلهر و ... لر هستند و بخشی از اکوسیستم طبیعی و انسانی لرستان با واقعیات مشترک و شرایط مشابه. اجازه دهیم و تمرین کنیم این حقیقت از درون پرانتز به متن برگردد. خودبخود لرها به وضعیت انسانی تر و متعادلتری خواهند رسید که خودشان مشکل لرستان را حل خواهند کرد. تا زمانیکه تمامیت معنوی واژه لرستان به او بازنگردد حقوق کلکتیو مردم این خطه نیز محلی از اعراب نخواهد داشت و فرصتی برای مطرح شدن پیدا نمیکند. همتباران تا لرها توی پرانتز زندگی میکنند و نام لر کلمه ممنوعه باقی بماند ، وضعیت لرستان و بلاد لرنشین همین است. پرانتز را بردارید تا سیل فقر فروکش کند. خطر جاودانه شدن فقر در لرستان را جدی بگیریم. ایران ، برابری و مهربانی.


  • بیدار باشیم

    اکثر روزنامه ها در نخستین شماره سال ۹۸ هیچکدام در تیترهایشان اشاره ای به سیل لرستان نکردند فقط روزنامه ایران نوشت : امداد در لرستان و آماده باش در خوزستان! نکته ناراحت کننده برای مردم لر که سرزمینشان از مکانهای اصلی درگیر سیل است عدم پوشش رسانه ای کامل و نبود هیچگونه اقدام حمایتی چه از سوی دولت و چه از طرف مردم ایران است.حتی در خبر رسانی نیز تبعیض واضح ، عیان است. گویی بلاد لرنشین جزء کشوری بیگانه است و در باب توجه و همیاری نمی گنجد اما هنگام انتقال آب و نفت به کویر دوباره به حیطه توجه بازمیگردد. خودمان درد خود را چاره باشیم چرا باید تن به این تحقیرها بدهیم کدام هموطنی وقتی کسی بما توجه ندارد؟ اگر یک آجر از ۳۳ پل اصفهان کم میشد مورخان و فرهنگ دوستان یقه جر میدادند ولی پلهای زمان ساسانی مثل کشکان ، گاومیشان ، شاپوری ، صفوی (پل گپ) و پل معمولان را سیل تخریب کرد و کسی معترض نشد چون اینها در سرزمین لرستان واقع شدند و لرستان هم کلمه ممنوعه است. بی عرضگان تاریخ اگر از اندوه بمیرند رواست.بسیاری از کشورها مثل ترکیه ، کویت ، اتحادیه اروپا ، آلمان ، فدراسیون صلیب سرخ و هلال احمر جهانی ، فرانسه ، روسیه ، ارمنستان و عراق کمک نقدی ، تجهیزات پزشکی ، وسایل آشپزخانه و تصفیه آب ، مواد غذایی ، پتو و بسته های بهداشتی برای سیل زدگان ایران فرستادند اما چرا این کمکها بدست سیل زدگان نمیرسد؟


  • زمان سختیها مشکلات لرستان به چشم نمی آید!

    نادیده انگاری سیل در مناطق لرنشین ، سیمین کاظمی (جامعه شناس) : طرد و غیریت سازی از لرها یک واقعیت اجتماعی غیر قابل کتمان است که از دوره رضاخان با قشون کشی و سرکوب آغاز شده و در دوره ما به اشکال جدید بازتولید شده و استمرار یافته است. نادیده گرفتن مصایب سرزمین مردم لر که محرومیت مزمن و توسعه نیافتگی را برای این بخش از خاک ایران رقم زده اکنون و در زمینه مصیبتی دیگر رخ نموده و نمک به زخم تاریخی مردمان این منطقه می پاشد در حالی که سیل نوروز ۹۸ صدمات جدی و غیرقابل جبران به لرستان زده و مردم را خانه خراب و آواره کرده است اما گویا عمدی وجود دارد که این فاجعه دیده نشود و سهم چندانی از توجهات دولتی و رسانه ای نداشته باشد. این نادیده انگاری در شرایطی صورت میگیرد که در ادبیات رسمی ، مدام بر همبستگی ملی و اتحاد تأکید میشود اما در بزنگاه هایی مثل سیل اخیر گویا ضرورت همبستگی و لوازم آن به کلی فراموش میشود و تبعیض و طرد به راهبردی کارآمد تبدیل میشود‌. همبستگی با احساس تعلق رنگ میگیرد و هرگونه احساس طرد شدگی و نادیده گرفتن همبستگی را نابود میکند. تا الآن نتیجه نادیده گرفتن بلاد لرنشین ، محرومیت مزمن ، توسعه نیافتگی ، فقر اقتصادی و نابرابری اجتماعی بوده است که خطر آسیب پذیری را جدی تر میکند.نیازی به گفتن ندارد که این سیل غیر طبیعی فروکش میکند ، بینوایان و محرومان لرستان با رنج و سختی که تنها سرمایه شان است خانه هایشان را دوباره خواهند ساخت ولی طرد شدگی و احساس تبعیض بعید است از حافظه تاریخی مردمان لرستان زدوده شود و در موقعیت یا وقتی دیگر سر باز نکند.زمان سختیها مشکلات لرستان به چشم نمی آید. نزه بارو که تژگاه سرده ایمشو - نزه بارو دلم پر درده ایمشو / پنه گم زیر بارو آسمونه - زمی د زیر پام هه پرده ایمشو.


  • آیا لرستان جزو پهنه جغرافیایی ایران هست؟

    دکتر رستمیان نماینده الشتر و نورآباد لرستان در جلسه ۱۹ فروردین ۹۸ مجلس ضمن انتقاد از ظلم و تبعیض در تخصیص بودجه و عدم توجه به زیرساختهای لرستان نسبت به سایر شهرها و استانهای توسعه یافته کشور گفت : آیا لرستان جزو نقطه جغرافیایی ایران هست یا خیر؟ اگر هست چه کسی باید پاسخگوی تبعیض ها باشد؟ بجای القاب لرغیور و سلحشور به لرستان بودجه و اعتبار عمرانی بدهید. دکتر رستمیان با بیان اینکه وزارت نیرو ، وزیر فعلی و وزرای گذشته باید به عنوان مسبب اصلی سیل ها و محاصره روستاها توسط سیل محاکمه شوند اظهار داشت : متأسفانه وزارت جهاد کشاورزی در بحث آبخیزداری و آبخوان داری ضعیف عمل کرده و باید مجازات شوند. دکتر رستمیان گفت : مجلس باید بحث امروز صحن را بر روی موضوع سیل میگذاشت چرا وقت مجلس با بحثهای بیهوده و کم اهمیت هدر رفته و حق استانهای سیل زده مثل لرستان نادیده گرفته شد؟


  • افول لرها از زمان صفویه شروع شد

    افول لرها از دوران صفویه شروع شد. حکومت مستقل و پانصد ساله اتابکان لرکوچک توسط شاه عباس سرنگون و به یکی از ۴ ولایت اصلی ایران تبدیل شد که هنوز دارالغرور لقب داشت. لر بزرگ هم به ایالت بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی تجزیه شد. روند افول و زوال به استثنای کوتاه مدت دوران زندیه ادامه یافت تا ضربه کاری و نهایی را رضاخان وارد سازد. لرها با شانتاژ رسانه ای دستگاه تبلیغاتی پهلوی به توحش ، راهزنی و ... متهم شدند و بنا شد که مواهب مدرنیزاسیون از نوع پهلوی اش به زور به آنها عرضه شود. آنها که طلیعه تمدن را با قتل عام دسته جمعی / نابودی مراتع و سرقت دامها توسط ارتش پهلوی / آتش زدن زیستگاهها / تبعید دسته جمعی / کوچ اجباری / نسل کشی و در یک کلام نابودی خشونت بار معیشت سنتی خویش درک کرده بودند در حیرت و سکوت به انتظار نشستند. لرها با عبارت پر بسامد الوار اشرار در ادبیات رسمی پهلوی و گفتار روشنفکری ناسیونالیست فارسی اعم از چپ و راست در موقعیت ساحرگان سیلویا فدریچی قرار گرفتند و نخستین فیلم ناطق سینمای ایران به ثبت این بازنمایی از ایشان پرداخت. صد سال پروژه مدرنیزاسیون و دولت - ملت سازی در ایران (که با دلالتی پر معنا هنوز ناتمام میخوانندش!) به سبک آریایی - امتی ، لرها را به جایی رساند که سیل ویرانگر - بیانگر ، تنها در چند روز به تصویر کشید : مردمی تحقیر شده ، ناتوان و از همه مهمتر بیخطر (که با المانهایی مانند جانعلی ، ممجو و کاراکترهای فیلم ایران برگر بازنمایی میشوند) که با همان زیرساختهای دوران پهلوی اول شب را به صبح می آورند. لرها سخت بی دفاع هستند چه در مقابل طبیعت و چه در مقابل دولت - ملت. از زره جامه تان اگر بشکوفید ، باد دیوانه ، یال بلند اسب تمنا را ، آشفته خواهد کرد...


  • آبهای هفت دریا درمقابل رنج مردم لر اندک است

    کتاب کوچه شاملو یعنی دانشنامه فولکلور فارسها را اگر ورق بزنید هرجا نشانی از لر هست عمدتأ به زبان لری بختیاری است و سادگی ، بی آلایشی و بی پیرایه بودن لرها را نشان میدهد احتمالأ شکل گیری این عبارات به مواجهه جمعی مردم و بدنه عادی ایل بختیاری با تهرانیها در هنگامه فتح تهران ( ۲۲ تیر ۱۲۸۸ شمسی ) و ماهها و سالهای پس از آن برمیگردد. این همان وجهی است که موضوع طنزها و کنایه های شهرنشینان دشت نشین در مورد عشایر و روستاییان کوه نشین از آن زمان تاکنون بوده است. در شهر بورژوایی و نزد شهریان کاسبکار ، سادگی و بی ریا بودن لر را ، مساوی با حماقت ترجمه کردند اما دیده گوهرشناس در پس این سادگی ، ژرفایی بی بدیل و نگرشی سرا پا متفاوت با عقل سلیم بورژوایی و شبیه آیین دائو در شرق و باورهای سرخپوستان در غرب می بیند. جریانهای متأخر فلسفی به تمرکز هر چه بیشتر بر اشیاء متمایل میشوند. بیشتر آنها تحت تأثیر مارتین هایدگر آلمانی هستند که به عقیده او : هنگامی که اشیاء مانند خود انسان غرقه در روزمرگی هستند به چشم نمی آیند و هستی دم دستی دارند اما تکانی و حادثه ای مانند سیلابی که قوری و قابلمه را به حیاط و کوچه میبرد و روانه مقصدی نامعلوم میکند آنها را از پس پرده عادی بودن خارج میسازد و صفت در دستی به آنان میبخشد. در این لحظات است که اهمیت اشیاء و عمق در هم تنیده بودن زیست و روح انسان با چیزهای پیرامونش آشکار میشود. یک هم ولایتی پلدختری سیلی که علاوه بر شهر به خلوت عاشقانه او و همسرش نیز راه یافته و تمامی نشانها و یادگاری های ساده اش را به تاراج میبرد تک تک کلمات او و آخ های لهجه داری که از عمق دل بر می آورد ارزش و کرامتی به اندازه یک متن فلسفی تأثیرگذار دارند. فاجعه سیل در پشت در است و آب در حال بالا آمدن ، نیستی و نابودی با خونسردی بر در میکوبد : وه جون تو هآ غصه این چیانه موهورم و هیچی د دسم نیآ ... آخخخ هیچی د دسم نیآ ... در آیین یارسان که با بنیانگذاری شاه خوشین لرستانی از این دیار برخاست تلفیق کوه و کوچ و ظرائف این فرهنگ را به خوبی میتوان دید : یاران از کوچ مترسید و زاری مکنید ، تسلیم جان همانند غوطه زدن بطی در آب است. آبهای هفت دریا در مقابل رنج این مردم اندک است.


  • شهاب ثاقب

    سیل نوروز ۹۸ غیرطبیعی بود و فقط روی جنوب غرب ایران تمرکز شدید داشت جالبه که در هیچ کشور خاورمیانه هم اثری از این سیل و توده هوای بارانی نبود! سیل به پل کشکان که به مادر پلهای تاریخی ایران معروف است و بزرگترین سازه آبی باستانی است در برابر بی تفاوتی میراث فرهنگی خسارت زد و یکی از پایه هاش فرو ریخت همچنین ضلع غربی تپه قلعه فلک الافلاک ریزش کرد و پلهای گاومیشان ، شاپوری ، گپ ، اناری و افرینه خسارات فراوان دیدند.متأسفانه در معمولان راه ارتباطی با خرم آباد کلأ قطع شده به حدی که قرار است جاده جدیدی درست کنند لذا چند نفری از مردم معمولان که مریض احوال بودن برای اعزام به بیمارستان و به علت نبود جاده و از ناچاری به درون یکی از بالگردها رفتند که خلبان با تندی به آنان برخورد کرده و گفته: شما لیاقت ندارید سوار هلیکوپتر بشوید! همراه بیمار هم شرایط بیمارش را بازگو میکند اما توهینات ادامه دارد و با هم گلاویز میشوند از آنروز دیگر امدادهوایی متوقف شد و فقط خلبان حمیدشاه کرمی که خودش اهل معمولان است به پرواز ادامه میدهد این ماجرا را همه اهل معمولان میدانند.امیدوارم لرها بفهمند که هیچ فریادرسی جز خودشان ندارند.


  • لرها از روی نجابت سکوت کردند

    سگهای آبی در سد سازی استادند و موقع خواب دستهای همدیگر را میگیرند که سیل آنها را نبرد ولی پان پارسها بجای اینکه دست هموطنان سیل زده خود را بگیرند پاچه آنها را میگیرند و در فضای مجازی آنچه لایق خودشان است به مردم سیل زده نسبت میدهند. مردم رنج کشیده لر در برابر تمامی بی عدالتی ها از هر نوعی نجابت و گذشت به خرج دادند در اینکه بیشترین میزان نفت و گاز و آب از سرزمین مردم لر استخراج میگردد هیچ شکی نیست اما مشکل آنجاست که خود لرها باید پا برهنه روی گنج راه بروند. زمینهای مرغوب لرستان خشک میشوند و آب لرستان تا دل کویر منتقل و پمپاژ میگردد. اینکه پول نفت بر سر سفره همه هست بجز خود لرها. اینان دردهایی است که بجای مداوا کردن زخمها هر روز روی آن نمک میپاشند. حق ندارید به ولی نعمتان خود توهین کنید. نیازی به بازگویی تاریخ نیست که چه ها کردیم. قبرستانهای ما مملوء از برد شیرهای سنگی بر گورهاست. آرامستانهای ما پر از شهدای جنگ عراق است. لرستان تمام زیرساختهایش متعلق به قبل انقلاب است و براساس آمارهای رسمی در نرخ بیکاری مقام نخست را دارد اما از روی نجابت ، شرم و درک موقعیت زمانی سکوت کردیم و درد زخمهایمان را و فریاد از سر دردمان را فرو خورده ایم.


  • تراژدی تلخ توهین نژادی

    تراژدی تلخ توهین به قومیتهای ایرانی تا کی ادامه دارد؟ چرا بجای همدردی با هموطن زلزله زده ، سیل زده و فقر زده باید برای او در عمق فاجعه جوک ساخت یا به سخره گرفته شود؟ این تاریخ تباهی و رفتار بلاهت زده تا کی تکرار میشود؟ خرده فرهنگ ترجمه چیست و از کجا آمده؟ پان پارسها خودشان و زبانشان را میکنند معیار و بقیه میشوند خرده فرهنگ و لهجه! وقتی کسی در تهران آدرس میپرسد میگن لهجه داشت آخر مگر زبان تو معیاره؟ رسم الخط فارسی عربی است / اعداد شمارش فارسی ، هندی است / تمامی کلمات کلیدی و مفاهیم اصلی علم حقوق عربی است / چند لحظه صبر کن الآن میام ؛ در این جمله فارسی ، کلمات لحظه ، صبر و الان عربی هستند! این چه زبانی است که ۶۰ درصدش عربی است ولی بقیه را خرده فرهنگ میناند؟ استعمال دخانیات ممنوع یا محدوده طرح ترافیک و... تمام این جملات عربی هستند حتی فارسها کلمه ای معادل شخصیت عربی ندارند. قوری ، قابلمه ، بشقاب و قاشق ترکی هستند / نعلبکی ، فنجان و قند عربی هستند / چای چینی است / کتری انگلیسی است / سماور روسی است! تمامی ظروف آشپزخانه و اصطلاحات برگرفته از فرهنگهای دیگر بوده و فارسها با بودجه میلیاردی که خرج فرهنگستان ها و پژوهشکده های زبان فارسی میکنند هنوز نتوانستند معادلی برای آنان بیابند. انقلاب مشروطه حاصل خون سردار اسعدها و ستارخان هاست وگرنه فارسهای ماست بجای مبارزه برای آزادی به سفارت انگلیس در تهران میرفتند و تحصن میکردند. وقتی مجلس ایران توسط لیاخوف روسی به توپ بسته شد به غیرت لرهای بختیاری برخورد که چرا یک اجنبی بیاد و به مجلس ایران توهین کند و آنها تهران را از دست استبداد قجر آزاد کردند. شیرسنگی نشانه دلاوری و آزاد زیستن مردان بزرگ است. ما نمیتوانیم شرافت انسانی را به زور به بیخردان وابسته که فرهنگشان تقلیدی دسته چندم از غرب است بقبولانیم. ذات آنها در تقلید و توهین است و درست نمیشوند.


  • ای هوآر د دس لف بی خور کش

    ای هوار د دس لف بی خور کش - لرسونه شهر وه شهر ها موره وآ خوش / لف نوهلمونگی بی وه دچارم - گرته رنگ چمر عید بهارم / هآ میا د تور آو دنگ دهل کو - روله کم خاوش برده د لو کشکو. توهینات و جوکهای نژادی شاید راجع به پدران شما که اصالتی برون مرزی دارید درست باشد اما درباره خانواده پاک مردم لر نه ، لر بودن تنها بر مبنای نژاد نیست ، لر شرف دارد که شماها مهاجران به ایران از آن بی بهره اید شما پسمانده فاشیستی بیش نیستید خودتان را به لرها نچسبانید. سیاستهای لرستیزی و تبعیض نژادی شما و محروم نگهداشتن بلادلرنشین مدتهاست که برای ما آشکار شده است. آنان که به بندگی نمی ارزیدند - امروز غلامان و کنیزان دارند.


  • عدم کمک کویرنشینان به سیل لرستان

    طبق اعلام جمعیت امام علی در گزارش کمک به سیل زدگان تا ۱۵ فروردین ۹۸ آمده که مردم شهرهای : خرم آباد ، تهران ، مشهد ، کرج ، اهواز ، گرگان و ساری بیشترین کمکها را به سیل زدگان کردند. مردم خرم آباد ۵۱ میلیون اقلام خوراکی / معادل ۳۳ میلیون دارو / ۵ میلیون لوازم خانگی / ۱۵ میلیون پوشاک و ۱۰۴ میلیون پول نقد به سیل زدگان، کمک کردند اما اصفهانیها و یزدیها که آب کوهرنگ بختیاری و کارون را میبرند چرا کمکی نکردند؟ قم که آب الیگودرز را میبرد چرا کمک نکرد؟ کرمان و سمنان چرا کمک نکردند؟ زمان تقسیم بودجه ۲ متر زبان دارید و موقع انتقال آب هموطن هموطن میکنید اما الآن چرا سکوت کردید؟ اصفهان پرچم فیروزه ای که پاینش نقش شیری حک شده را بجای پرچم رسمی کشور در پلها و تقاطع ها افراشته کرده اگر این اتفاق در یکی از مناطق غیرفارس رخ میداد با عاملین چه میکردند؟ روزنامه ایران ۶ فروردین ۹۸ درباره سیل شیراز ، گلستان ، مازندران و حتی پایه های تخت جمشید مطلب نوشت اما حتی یک سطر درباره سیل لرستان و تخریب پایه پل ساسانی کشکان و روستاهای محصور شده معمولان و پلدختر ننوشت!


  • سرطان اقتصادی چیست؟

    یک اقتصاد سالم ، اقتصادی است که پیوندهای اجتماعی را محکم کند و همه افراد جامعه را در برگیرد ولی آنجایی که رشته های مختلف اقتصادی در مسیر منافع افراد معینی قرار گیرد ، سرطان اقتصادی است نه اقتصاد سالم!!!


  • فدرالیسم اقتصادی

    فدرالیسم اقتصادی: عدم تحقق خواسته ها و انتظارات مردم از دولت موجب نارضایتی و بعضأ اعتراض شده است. فشار اقتصادی شدیدی بر طبقات پایین جامعه به وجود آمده و اختلاف طبقاتی در اجتماع بیشتر شده است. در این شرایط نا برابری هایی بین استانهای ایران در مسیر توسعه ، در طول سالیان متمادی ، گذاشته شده است که خود را به صورت اعتراض نشان میدهد که برخورد امنیتی با این معترضان بر حساسیتها می افزاید. توجه به موضوع قومیتها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خطر تجزیه و یا به قولی "سوریه ای شدن ایران" صرفأ با جنگ در خارج از مرزها ، برطرف نمیشود ، بلکه به دست آوردن اعتماد از دست رفته اقوام ایران است که انسجام و استحکام تمامیت ارضی را محقق میسازد. هوای آلوده تهران ، اصفهان ، اراک ، مشهد و تبریز ، نتیجه بیکاری گسترده و فقر بسیاری از استانهای دیگر است. جای هیچ توجیهی نیست که ثروت ایران در تمام ایران به انصاف توزیع نشده است. این بی انصافی در توزیع ثروت گاه پهلو به چپاول هم زده است. آنجا که می بینیم استانهای نفت خیز و پرآبی مثل:لرستان ، خوزستان ، کوه گیلویه و بختیاری لم یزرع و فقیر مانده اند و استانهای خشک و بیابانی مانند اصفهان ، یزد و کرمان پر از صنایع متنوع گشته اند. اکنون درست همان استانهایی که از بیکاری و فقر ، بسیار آسیب دیده اند و رنج میکشند و دارای هویتهای قومی نیرومندی نیز هستند ، صدای اعتراضشان برخاسته و به فریاد تبدیل شده است. عجیب تر اینکه راهکارهایی که برای عبور از بحران اقتصادی موجود مطرح و پیگیری میشوند ، دقیقأ به له شدن همین استانهای محروم خواهد انجامید. آزاد سازی اقتصادی / حذف یارانه ها / رها کردن نرخ ارز برای تنظیم آن / و سایر راهکارها تمامأ دودی است که در چشم، استانهای محروم و فقیر خواهد رفت. بماند که همین استانها نیز از رانت و فساد سیستماتیزه شده امروزی ، بیشترین آسیب را می بینند و اندوخته های اندکشان ، پیش چشمشان بلعیده و نا پدید میشود. در نهایت به عنوان راهکار باید گفت که اگر امروزه خطری ایران را تهدید میکند ، بی محلی و کم اعتنایی به معضلات اقوام و استانهای محروم و فقیر است! استانهایی که بالقوه ثروتمند هستند و در عمل دستهایشان تهی است. بازگرداندن اعتماد به آنها صرفأ با واگذاردن ثروتهای این استانها به خودشان میباشد. فدرالیسم اقتصادی شاید تنها راهکاری باشد که دیر یا زود پیاده سازی آن ناگزیر میشود. تصمیم گیرندگان کلان مملکت ، برای نجات ایران و پیشگیری از بحران و فروپاشی ، باید به دنبال احیای اعتماد میان همه اقوام ایران به ویژه استانهای محروم باشند که زیر تیغ گرانی و فشار اقتصادی هستند. امید است که رصدکنندگان وضعیت کشور ، اوضاع را دقیقتر ببینند و گزارشهایشان را واقع بینانه بنویسند.


  • ماسوری

    لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود.اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!!و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود.این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثل:کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و…یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.


  • لرهای غیرایرانی

    در تاریخ ۲۹ مهر ۹۷ در اصفهان و با حضور نماینده کمیسر عالی سازمان ملل در امور پناهندگان مدرسه ای تحت عنوان ( مدرسه اتباع خارجی ) افتتاح شد. در این مدرسه دانش آموزی با لباس لری در مدرسه پناهندگان و اتباع خارجی ( که علی الظاهر باید برای عراقیها و افاغنه باشد نه نوجوان لر بختیاری ) حضور یافته است. این اقدام با هر توجیهی غیر قابل درک و بخشش است. کیست که نداند لرها قدیمی ترین قوم ایران هستند که در طول تاریخ ، رسالتی جزء دفاع از تمامیت ارضی و مرزداری از مام وطن را نداشته اند. چند وقتی است صدای اعتراض فعالین هویتی لر تبار درآمده است که ما شهروند درجه سوم و یا کمتر ایرانی هستیم و آیا اصلأ ما از ایرانی بودن سهمی میبریم؟؟؟ سیاستگذاران فرهنگی ایران به جای شنیدن این صداها و تلاش برای رشد وضعیت اقتصادی و اجتماعی لرها و خروج ساکنان باستانی ایران از حس شهروند درجه دوم ، به یکباره ما را جزو اقشار و اتباع " خارجی و غیر ایرانی" معرفی و ما را به صورت نمادین در مدارس اتباع بیگانه ثبت نام میکنند !!! آیا این کار بدون پیام است؟ نقل شده است که در ایام قدیم ، دستفروشی به یکی از روستاهای لرستان وارد میشود چند نفر گردنه بگیر تمامی وسایل او را به غارت میبرند و پس از چپاول اموالش تا جا دارد دستفروش را کتک هم میزنند ! دستفروش در حالی که از درد ، نای صحبت کردن ندارد میگوید:بی وجدانها مگر اموالم را غارت نکردید دیگر چرا خودم را کتک میزنید؟ دیر آمده ام یا کم آورده ام برایتان؟ حال باید به برادران اصفهانی گفت:برادران من ، آبمان را کیلومترها با صرف میلیاردها هزینه ، در داخل لوله ها و تونلها انداختید و با آب غصبی کویرتان را آباد کردید ، با آبمان در اصفهان ۴۰ هزار هکتار برنجکاری کردید ، استخر پرورش ماهی راه انداختید و کارخانه آب معدنی و یخ ساختید ، سرانه فضای سبزتان را چندین برابر شهرهای شمال کردید، در یزد کویری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی پرورش دادید ، کویر را به قطب تولید خاویار تبدیل کردید ، در قم با آب الیگودرز دریاچه تفریحی ۸ هکتاری ساختید ، در کتاب مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار اسم اصفهان را آوردید و حتی یکبار هم اسم لرستان و لرها را نیاوردید ، با نفت و گاز و آب ما کویرتان را صنعتی و سر سبز کردید ، در حالی که مشکل آب آشامیدنی شهر اصفهان با ۱۱ درصد صرفه جویی در مصرف آب حل میشود اما آبمان را به بهانه شرب به کویرتان انتقال دادید ولی یخ بسته بندی شده و آب معدنی را به خودمان فروختید !!! همه اینها را کردید و ما هیچ نگفتیم ! اقلأ بگذارید دلمان با توهم ایرانی بودن خوش باشد ! بخدا وقاحت و جسارت هم حدی دارد ! عاجزانه از نمایندگان شهرهای لر نشین در مجلس خواستاریم جلوی این اقدامات نا پخته و نژادپرستانه که در شرایط حساس کنونی موجب ایجاد تفرقه بین اقوام ایران میشود را گرفته و با عاملان آن برخورد مناسب صورت بگیرد.


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری!

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!



آخرین مقالات