یک شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

ضرورت ساخت موزه ای بزرگ در لرستان

با وجود تعداد زیاد اشیای تاریخی که در لرستان وجود دارد ، تنها بخش محدودی از اشیای بی نظیر تاریخی در موزه قلعه فلک الافلاک به نمایش گذاشته میشود!!! این در وضعیتی است که ساخت موزه ی لرستان از مصوبه های سفر اول دولت نهم به این استان بود که طرح لازم نیز از سوی مشاور تهیه شد ولی کار در همان گام متوقف ماند!

ضرورت ساخت موزه ای بزرگ در لرستان

آیین معرفی موزه های برتر ، در هفته ی میراث فرهنگی در خانه ی هنرمندان تهران برگزار شد تا موزه هایی که توانسته بودند در مسیر تحقق ۱۲ شاخص جهانی تعیین شده در کمیته ملی موزه های ایران ( ایکوم ) گام بردارند ، معرفی شود و این در حالی است که در این آیین ، هیچ نام و نشانی از لرستان نبود ؛ استانی که در معروف ترین موزه های جهان برای گفتن ، حرف بسیار دارد آن گونه که در موزه ای چون لوور پاریس دارای جایگاهی ویژه و سالنی مخصوص است! این که لرستان به رغم توانایی های بالا در عرصه های میراثی ، در اینجا غایب میدان است ، شاید هم عجیب نباشد ؛ چرا که از اساس ، این استان ، فاقد یک موزه ی متناسب با داشته های خود است و بخش عمده ی آنچه در گنجینه این استان از مفرغ ، طلا و نقره نگهداری میشود ثروتهای کنز شده اند که با این که پری رویانی هستند که تاب مهجوری ندارند ولی هم در ، بر روی آنها بسته شده ، هم روزن و در نتیجه ، حق هرگونه جلوه گری از آنها گرفته شده است!

به گفته مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان لرستان: با وجود تعداد زیاد اشیای تاریخی که در لرستان وجود دارد ، تنها بخش محدودی از اشیای بی نظیر تاریخی در موزه قلعه فلک الافلاک به نمایش گذاشته میشود!!! این در وضعیتی است که ساخت موزه ی لرستان از مصوبه های سفر اول دولت نهم به این استان بود که طرح لازم نیز از سوی مشاور تهیه شد ولی کار در همان گام متوقف ماند! در جهان هر جا سخن از مفرغ ( فلز برنز ) به میان می آید بی فاصله نام لرستان بر صدر نشیند و کتابهای زیادی توسط محققان اروپایی در مورد گنجینه های مفرغ لرستان ، غار باستانی کلماکره پلدختر که ششمین گنجینه تاریخی دنیا بود و ثروت پادشاهان عیلامی در آنجا مخفی بود ، نوشته شده است.

این قصه کهن هر روز نمودی نو می یابد از جمله: در سال ۹۰ مدیرکل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری لرستان از یکی از بزرگترین کاوشهای باستان شناسی ایران و بزرگترین دفینه ی مفرغی جهان در روستای سنگ تراشان خرم آباد خبر داد!!! وی در تشریح سخن خود می افزاید: در این سایت تاریخی ، با کاوشهای علمی ، لایه های معماری که برای اولین بار پیدا شد ، به اثبات رساند که خاستگاه مفرغ ، استان لرستان بوده است ( هفته نامه بامداد لرستان _ ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ ) ، همچنین در حالی که چند سال پیش ، یک تابوت مفرغی در روستای چوب تراش خرم آباد کشف شد!!! اینک مدیر کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری لرستان از آغاز فصل نخست مرمت این تابوت مفرغی خبر داده است! وی در این مورد میگوید: برای جذب اعتبار لازم جهت انجام مطالعه و پژوهش بر روی این اثر ارزشمند اقدام شده است! بدین منظور ، برای ویترین مناسب اختصاص یک سالن ویژه جهت نمایش این تابوت مفرغی ، پیگیری های لازم با اداره کل موزه های سازمان میراث فرهنگی ایران در حال انجام است تا اعتبار مورد نیاز تأمین شود ؛ این تابوت مفرغی در زمستان سال ۱۳۸۳ در پی کاوشی اضطراری کشف شد و شامل تابوت برنزی ( مفرغی ) و اسکلت انسانی با یک ورقه ی طلا بر چشم و یک ورقه ی طلا بر دهان است ( روزنامه همشهری _ ۲ خرداد ۹۷ ).

بر پایه اعلام سایت جام متعلق به میراث فرهنگی حدود ۱۲ هزار شیء تاریخی در حال حاضر موجودی اغلب ، انبار شده در گنجینه ی میراثی استان لرستان است که این همه بر ضرورت ساخت موزه ی بزرگ لرستان تأکید دارد!!! اندیشه ای که نباید بیش از این در آن تعلل شود. از آن گذشته لرستان بعد از استان فارس و اصفهان بیشترین آثار ثبت شده تاریخی را دارد لذا مسؤولان میراث فرهنگی لرستان باید به دنبال تأسیس موزه های تاریخی برای نگهداری اشیاء باستانی باشند!

 

برای ساخت موزه ی بزرگ لرستان دو نظر وجود دارد: دیدگاه نخست که بیشتر بازتاب دهنده ی نظر مسؤولان است ، بر ایجاد موزه در حریم قلعه فلک الافلاک تأکید دارد ؛ مدیر کل میراث فرهنگی لرستان در این زمینه میگوید: برای احداث موزه ی بزرگ لرستان از ظرفیت تاریخی ساختمانها و فضاهای مجموعه های ارتش و سپاه استفاده خواهیم کرد ( روزنامه همشهری ، اول اردیبهشت ۹۷ ) وی اضافه میکند: به محض اینکه حریم قلعه ی فلک الافلاک به طور کامل تخلیه شود ، از فضاهایی مانند باشگاه افسران میتوانیم برای ایجاد موزه ی بزرگ لرستان استفاده کنیم.

نظر دوم: ایجاد باغ موزه در فضای کنار باغ تاریخی کشاورزی خرم آباد ، همجوار با باغ گیاه شناسی زاگرس و مجموعه سبز آبی دریاچه کیو که از سوی NGO های منطقه مطرح شده است! یک کارشناس میراث فرهنگی در خصوص مکان ساخت موزه اظهار میدارد: وجود موزه های تاریخی و مردم شناسی در همان محل و مکان آثار تاریخی ، استقلال هویتی محل و مکان تاریخی را تحت الشعاع وجود موزه قرار داده و نوعی هم پوشانی نادرست و اشتباه ایجاد میکند. بدین ترتیب موزه بایستی خودش یک ساختمان مستقل از محل و مکان و ساختمان آثار تاریخی داشته باشد ( روزنامه همشهری _ ۱ اردیبهشت ۹۷ ).

 

موزه فقط یک ساختمان نیست: بر این اساس موزه فقط یک ساختمان نیست بلکه یک فضاست ؛ در واقع ، ساختمان موزه باید به عنوان یک اثر معمارانه ی ارزشمند آنگونه که دکتر براندی در تشریح آن میگوید: در بر گیرنده ی تدابیر فنی و هنری در سه زمینه ی: موجودیت زیبایی شناختی / موجودیت تاریخی ( زمانی _ مکانی ) و موجودیت ساختاری باشد و بنابراین نمیتوان با تغییر کاربری هر بنایی آن را به موزه تبدیل کرد چرا که فرم های ساده انگارانه با پیچیدگی های کم ، کاربرد لازم را برای موزه ندارد!!! افزون بر آن ، برخی ساختمانها فاقد ایمنی لازم برای نگهداری اشیای منحصر به فرد و ذی قیمت میراثی هستند که تخریب بخشی از ساختمان باشگاه افسران سابق به هر علت مؤید این امر است! و بی جهت نیست که یک صاحب نظر توسعه ی فضایی میگوید: به همان اندازه که لازم است بدانیم چه باید کرد شاید به همان اندازه نیز ضروری است بدانیم که چه نباید کرد! از سویی بر پایه نظر دکتر دیوید گبهارد: معماری موزه باید با هدف پاسخگویی به نیازها و آرزوهای مردم به جای انطباق با هنر عوام پسندانه از ارزشهای هنری والا و مکان و فضای والا برخوردار باشد ؛ فضایی که با بنای موزه به زیبایی سخن گوید و چنین است که تأکید شده است: موزه ها در میان یک محوطه ی سر سبز احداث شود! چرا که درختان با تصفیه ی هوای پیرامون و ایجاد رطوبت لازم برای مقابله با گرد و غبار و دود و سر و صدا به منزله ی حفاظ عمل میکنند! بدین قرار به نظر میرسد ساخت موزه ی بزرگ لرستان در مجموعه ی باغ تاریخی کشاورزی و در کنار باغ گیاه شناسی و در جوار مجموعه ی زیباکنار و پارک و دریاچه ی کیو که هر یک به تنهایی یک موزه ی طبیعت اند اتصالی آهنگین و جدا ناشدنی بین این بنا با محیط پیرامون ایجاد خواهد کرد ؛ باغ موزه ای که میتواند به تعبیر آمایشگران با راه اندازی یک جریان قوی و چند طرفه ی گردشگری تبدیل به یک برند نمونه در ایران شود!

 

ساخت موزه و باغ موزه در دره ی طبیعی _ تاریخی خرم آباد: ساخت باغ موزه در مرکز شهر ( پادگان ۰۷ ارتش ) از نظر اقتصادی نیز در خور نگاه ویژه است. در این حیطه به گفته ی دیوید هاروی اقتصاد دانی که به طرح دیدگاه های اقتصاد شهری شهرت دارد: فضا را میشود تولید کرد و از آن ، ارزش افزوده ایجاد نمود ؛ چنین نگاهی به فضا آن هم بر بستری آماده برای منطقه ای که در کوران عدم تعادلهای موجود جغرافیایی ایران ، رشد اقتصادی لازم را نداشته و اینک تنها راه باقیمانده برای توسعه اش تمرکز بر عرصه های فراوان گردشگری است ، ضرورتی غیر قابل چشم پوشی است!!! از دیگر سو در وضعیتی که طی ده ها سال بیشتر فضاهای عمومی شهر به تاراج ندانم کاریها و تصمیم های غیر کارشناسی رفته است ، با ساخت موزه ی بزرگ لرستان تنگاتنگ با باغها و بوستانهای پیش گفته ، دریچه ی جدیدی بر روی تولید فضا و توسعه ی بخش گردشگری منطقه در فضای ارزشمند و بی جایگزین پیرامون قلعه فلک الافلاک باز خواهد شد و بدین ترتیب پس از یک بی توجهی دراز مدت نسبت به سرابهای شهری خرم آباد به عنوان عنصرهایی بی بدیل در مجموعه ی شهری کشور ، اینک میشود به جای بارگذاری های نا متناسب جدید ، از فضای آبی کم مانند دامنه ی این دژ تاریخی ( قلعه فلک الافلاک ) برای ایجاد موزه یا بوستان آب خرم آباد بهره برد ؛ بی درنگ اضافه شود که آنچه در بام خرم آباد به عنوان گنجینه ی آب لرستان در حال شکلگیری است مقوله ای به کلی متفاوت و جدا از بهره گیری از آب چشمه ی گلستان در کنار دژ شاپورخواست و هم نشینی هموژنیستی این دو میراث طبیعی و تاریخی با هم است که در آن صورت به قول چارلز مور: تلفیق آب و معماری در این فضا اعجاب و شگفتی خواهد آفرید!!! و چنین است که گفته شده است: باید از خود پرسید که با آن چه باید کرد؟ در این زمینه گفتنی است که در شرایطی که در شهرهای فاقد منبع های آبی شهری ، موزه ی آب ایجاد شده در خرم آباد با وجود چند سراب و آبشار طبیعی شهری ، تاکنون هیچ طرحی برای ساخت موزه یا بوستان آب در این دره ی پرآب نه تنها شکل نگرفته ، حتی اندیشه ی آن هم مطرح نشده است!!! که این نیز به روشنی از شگفتی های آمایش گردشگری کشور و اوج پرواز نگاه توسعه گرا و خلاقیتهای مدیریتی در این استان است!!! و دکتر حبیب اله دهمرده استاندار خوشنام لرستان به درستی گفته بوداز ویژگی های اصلی لرستان استعدادهای پنهان و محرومیتهای آشکار است و در چنین قابی است که این دیار به قول کلیم کاشانیچون دیوار باغ ، گل به دامان دارد ، اما خار بر سر میزند! تصویری تکمیل شده با این بیت سهراب سپهریو هواپیمایی که در آن اوج هزاران پایی _ خاک از شیشه ی آن پیدا بود! در خور یادآوری است که اولین توجه توسعه محپر به آبهای دره خرم آباد مربوط به برگزاری همایش بین المللی کارست با محوریت گرداب سنگی زیر عنوان " نخستین مخزن بهداشتی آب جهان" از سوی دانشگاه لرستان در خرم آباد بود! توقع این بود پس از این همایش نگاه مسؤولان این دیار نسبت به سرابهای دره ی خرم آباد و بهره گیری از سینه ریز آبی این دره ، در جهت توسعه ی بخش گردشگری با "تولید فضا و ارزش افزوده ی حاصل از آن" تغییر کند ولی نه تنها چنین نشد بلکه بی توجه به حساسیت تشکیلات آهکی در این دره در سالهای گذشته ۱۳ حلقه چاه آهکی با فاصله های باور نکردنی از سرابهای یاد شده حفر شد که به عنوان نقطه های اخلال هر یک تهدیدی جدی به سوی اضمحلال این منبع های آبی و نابودی اکوسیستمی بی جایگزین است! تنها در سالهای اخیر به گزارش خبرگزاری فارس ، استاندار پیشین لرستان اظهار داشته بودندبا رسیدن آب کاکارضا به خرم آباد چشمه های شهر آزاد میشود و از آنها برای توسعه ی گردشگری استفاده خواهد شد که البته تحقق این نظر نیز موکول به احداث سد مخملکوه است که معلوم نیست در چه افقی اجرایی خواهد شد و تا آن زمان در صورت استفاده از چاه های گفته شده چه بر سر سرابهای دره خرم آباد خواهد آمد؟ در حقیقت دره ی خرم آباد با توجه به تنوع محرکهای محیطی و برخی توانهای استثنایی مورفولوژیک و جاذبه های متنوع بصری شکلگیری چند باغ موزه و موزه ی مفهومی و موضوعی را طلب میکند که باغ موزه ی بزرگ لرستان و پارک موزه ی آب خرم آباد میتواند تنها نمونه هایی از آن باشد با این آرزو که موضوع ، از سوی دستگاه های مسؤول به ویژه مدیریت ارشد استان و البته نخبگان منطقه نیز مورد توجه و پیگیری قرار گیرد.

 

این مقاله توسط صادق سیفی در مجله گردشگری تاف ، شماره نخست ، صفحات ۲۸ و ۲۹ چاپ شده است.

47 نظر

  • لرستان دارالغرور ایران است

    لرستان دیاری است که ابوالفداء آن را به عنوان سرزمین پر نعمت و کوهستانی / ابن عربشاه دمشقی لرستان را ناحیتی آباد و دارای نعمتها و میوه های فراوان / ابودلف مسعر بن مهلهل خزرجی لرستان را سرزمین پلهای شگفت آور / ابن حوقل لرستان را فراخ نعمت / اصطخری لرستان را آبادان / حمدالله مستوفی آن را ولایتی معتبر / و خاورشناسان لرستان را منطقه ای خوش آب و هوا و دارای دشتهای فراخ و محل پرورشگاه اسب از آن یاد کرده اند. باستان شناسان دانمارکی نیز زمانی که در لرستان به آثار ۷ هزار سال قبل از میلاد دست یافتند اظهار داشتند که به احتمال زیاد علم کشاورزی ، که انقلاب تدریجی هم نامیده شده از لرستان آغاز گردیده است. به عقیده استاین ( Estaine ) و بوبک ( Bobek ) لرها که در چند قرن اخیر به خاطر حملات اقوام وحشی مجبور به زندگی عشایری و نیمه یکجا نشینی بوده اند در هزاره پیش از میلاد حیات یکجا نشینی داشته اند. وجود پاره ای گیاهان نظیر فلومیس پرسیکا در کوههای بلاد لر نشین از لحاظ بوم شناسی گیاهی مبین وجود و رواج زراعت در روزگاران گذشته است. ولادیمیر مینورسکی معتقد است که مناطقی که امروزه لرها در آن به سر میبرند مدتها پیش از کوچ آریایی ها به ایران ، مسکون بوده است. کاوشهای باستان شناسی سابقه زندگی پیش از تاریخ در این دیار را به ۶۰ هزار سال پیش یعنی دوره پارینه سنگی نخستین میرسانند. شرایط اقلیمی در دیار لرستان از اواخر دوره پلاستوسن برای استقرار و زیست انسان سازگار بوده است و از دیرباز تاکنون مواهب طبیعی و نعمتهای خدادادی و موقعیت محل ، امکان اسکان و استقرار ساکنین را فراهم آورده اند. غارهای مسکون و منقوش این دیار ( هومیان ، دوشه چگنی ، میرملاس ) حاوی آثار زندگی غار نشینی در دوره های موسترین ، بارادوستی و زارزی هستند. بررسی این غارها نشانگر فرهنگ و تمدن این سرزمین در ادوار مختلف پیش از تاریخ و دوره تاریخی است. محققان دانشگاه رایس آمریکا ( پروفسور فرانک هول و فلانری ) پس از یک بررسی اجمالی در سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۴۳ در گزارش خود از اجتماعات عصر حجر ( عصر سنگی ) در این دیار حکایت کرده اند. وسعت این سرزمین و ارتباطهای متفاوت و قابل توجه آن در دوران پیش از تاریخ و ادوار باستانی ، این امکان را داده است که این منطقه وسیع ، بستر و مهد بخشی از تاریخ و فرهنگ کهن ایران باشد که به تمدن لرستان معروف است. از این رو تحقیق درباره گذشته لرستان سهم مهمی در شناخت تمدن ایران زمین دارد. اماکن باستانی به جا مانده صرف نظر از جنبه هنری ، از لحاظ تاریخ ایران هم حایز اهمیت هستند. هر یک از این اماکن و مراکز نشانگر زیست اقوام و قبایلی است که سالهای طولانی به جهت شرایط زیست محیطی در این منطقه زندگی کرده اند و شالوده تمدن و فرهنگهای بعدی آن دیار را بنا نهاده اند. این تمدنها در واقع نمایانگر دوره پیش از تاریخ و سپیده دم تاریخ ایرانند. تمدن دوره های سنگی و غار نشینی و تحولات بعد از آن از جهات مختلف از جمله سکونت قابل بررسی است. در پهنه تاریخ هنر ایران ، برای هنر لرستان فصل مشخصی گشوده اند. مجموعه شاهکارهای قوم کاسی که خویشاوند نژادی عیلامیان باستان بوده اند از نظر زیبایی و تنوع در جهان بی نظیر است. مضامین این هنر در شکلهای مختلف جلوه کرده است که گاهی بخشی از تاریخ را روشن میکند. به عنوان مثال پیدایش دشنه مفرغی در لرستان منقش به شکل زنبور عسل که متعلق به ۸۰۰ سال قبل از میلاد است معرف آشنایی ایرانیان با این حشره مفید است ( این دشنه در موزه بروکسل بلژیک موجود است ) در قرن اخیر در تمام مجامع باستان شناسی جهان اگر بحثی از فرهنگ و تاریخ باستانی ایران به میان آمده قسمتی نیز به لرستان اختصاص داشته است. این پیشینه تاریخی لرستان و آثاری که در آنجا برجای مانده اند ، سبب شده اند که سیاحان و پژوهشگران ایرانی و خارجی به این دیار کشانده شوند و دیده ها و شنیده های خود را به رشته تحریر درآورند. پروفسور رومن گیرشمن باستان شناس فرانسوی در کتاب " به جستجوی سیلک" مینویسد:هنر حقیقی ایران ، هنر لرستان است. همچنین آندره گدار باستان شناس فرانسوی با عنوان کتاب خود که "برنز لرستان هنر آسیا" است به خوبی جایگاه جهانی صنعت و هنر مفرغ کاری لرستان را معرفی میکند. ایگور میخاییلوویچ دیاکونوف خاورشناس روسی نیز در کتاب "تاریخ ماد" زبان به تحسین اشیاء مفرغی لرستان میگشاید و آن را نشانه "چیره دستی شگفت انگیز " فلزکاران عهد باستان میداند. این آثار پای پژوهشگران بزرگ جهان نظیر:لویی واندنبرگ بلژیکی ، رومن گیرشمن فرانسوی و فرانک هول و فلانری آمریکایی را جهت حفاری ، کشف و پژوهش در مورد این آثار به لرستان کشاند و بدین ترتیب مفرغ لرستان زینت بخش موزه های تاریخی بزرگ دنیا شد تا جایی که در موزه لوور پاریس یک تالار مجزا فقط به مفرغ های لرستان اختصاص داده شده است و موزه های میهوی ژاپن / شیکاگو ، فیلادلفیا و متروپولیتن آمریکا / بروکسل بلژیک / بریتیش میوزیوم لندن / لوور پاریس / آرمیتاژ سنت پترزبورگ روسیه / ایران باستان در تهران / موزه تبریز / و موزه فلک الافلاک خرم آباد دربرگیرنده آثار فلزی و مفرغی لرستان باستان هستند.


  • ایران یک کشور موزه است

    اگر دروازه اصلی که نام لر و لرستان است جذابیت کافی نداشته باشد لذا برندسازی هم کشش جذابی برای جذب گردشگر ندارد. مردم و مسؤلان لرتبار باید زیرساخت و شرایط مطلوب را برای ماندن گردشگران فراهم کنند. متأسفانه در چند سال اخیر شاهدیم که عده ای معلوم الحال علیه تاریخ مردم قوم لر به ستیز برخاسته اند به طوری که مجسمه سردار اسعد بختیاری در موزه چارمحال بختیاری را شکستند ، در یاسوج مجسمه آریوبرزن را آتش زدند و در ایذه سنگ نگاره و کتیبه عیلامی کول فرح را رنگ پاشی کردند!!! عملکرد این ضد تمدن ها با داعش فرقی ندارد چون داعش هم موزه ها ، بناهای تاریخی ، قبور مشاهیر ، شهرها و بناهای تاریخی عراق و سوریه را با مواد منفجره نابود میکرد. بجای اینکه از این آثار باستانی در جهت تقویت و رونق گردشگری استفاده شود با بی توجهی آثار تاریخی آهسته آهسته در حال تخریب اند!!! ده ها سد ساخته شد و هزاران سایت تاریخی به زیر آب رفت مثل سد سیوند و سد سیمره که شهرهای تاریخی را به زیر خود برد. یک میلیون تپه تاریخی و محوطه باستانی در ایران وجود دارد که تنها تاریخ نیستند بلکه شناسنامه ایرانند و اگر از آثار و بناهای تاریخی حفاظت نکنیم نسلهای آینده بی هویت خواهند شد. با اینکه ایران یک کشور موزه است اما فقط ۳ درصد آثار تاریخی در ایران ثبت شدند که از میان آنها تنها ۶ درصد حریم امنیتی و حصار دارند! عملکرد میراث فرهنگی بسیار ضعیف بوده به طوری که ثبت آثار تاریخی ایران در فهرست میراث یونسکو بیش از ۵۰ سال طول میبرد! عربستان فقط ۱۵ سایت تاریخی دارد ولی بودجه اش ۱۰ برابر ایران است! بودجه سازمان تبلیغات اسلامی دو برابر بودجه سازمان مرمت میراث فرهنگی است! امارات هیچ بنا یا آثار تاریخی ندارد اما رتبه ۲۴ را در جذب گردشگر در دنیا دارد درحالیکه ایران با ۸۰۰ هزار سایت تاریخی رتبه ۹۷ را در جهان دارد! سال گذشته بیش از ۱۰۰ میلیون نفر فقط از مسجد ایاصوفیه استانبول ترکیه دیدن کردند فکرش را بکنید چه درآمد عظیمی از صنعت گردشگری نصیب ترکیه میشود.


  • حیدر میرانی

    کوروش ام تاریخ قوم لر بجایم مانده بود - قسمتی از مفرغی زیبا برایم مانده بود / آریوبرزن منم در فکر اسکندر نباش - ابتدا قوم لر در دستهایم مانده بود / پهلوان قوم کاسیت ام ، حمورابی کجاست؟ - پادشاهی بابلی در قصه هایم مانده بود / مثل باباطاهرم جا مانده ای از قوم لر - مهربانی لابه لای شهرهایم مانده بود / خان زندم داستانم را به قاجاری نگو - لطفعلی خانی برای دردهایم مانده بود / اسعدم از بختیاری ، فاتح تهران منم - هشتصد سرباز لر در ماجرایم مانده بود / من رییس و شیر دلوارم ، لر بوشهری ام - روی ساحل رد پای اسبهایم مانده بود / بعد صدها قرن تاریخ من از میراث مان - یک تفنگ خالی برنو برایم مانده بود.


  • در قلب لر جز نام ایران جا ندارد

    ما از تبار کوروش ایم ، از تخت جمشید - فرزند الوندیم با برفی که بارید / از پشتکوه معرفت یا آل خورشید - با زخمهای کهنه ای از جنس تبعید / از جنس مفرغ مانده ای همراه اکسید - ایران بدون قوم لر معنا ندارد / از دوره میبردند ما را سوی لوشان - تبعید میکردند ما را تا خراسان / گاهی به ابهر ، گاهی از اوقات تهران - از مندلی تا خانقین و مرز مهران / میبرد ما را تا بلندی های جولان - در قلب لر جز نام ایران جا ندارد / از شیرهای بهمیی تا شهسواری - از خرم آبادی و لک تا بختیاری / لیراوی و کر کرایی ، آسماری - لرهای شولستان و ایل بی قراری / بر سنگ قبرمان نوشته بی براری - ایران بدون قوم لر معنا ندارد. شعر از استاد حیدر میرانی


  • لرستان ثروتمندی فقیر!

    براساس آخرین اعلام مرکز آمار ایران ، خرم آباد بالاترین نرخ بیکاری در بین سایر مراکز استانها را دارد! شهرهای لرنشین از یک محرومیت تاریخی رنج میبرند و دولتهای گوناگون بجز شعار درمانی هیچ اقدام مفیدی برای بیکاری نفس گیر بلاد لرنشین انجام ندادند مثلا طرح بندر خشک خرم آباد که سابقه آن به دهه ۶۰ برمیگردد و مرکز تخلیه و توزیع کالا در خرم آباد عنوان گرفته بود الان سه دهه است که بلاتکلیف است! منطقه ویژه اقتصادی خرم آباد هم روی کاغذ ماند و اجرایی نشد. واحدهای صنعتی خرم آباد مثل : یخچال سازی / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / پوشاک / ژنراتور سازی / کارخانه فولاد و... همگی تعطیل و ورشکسته شدند. پروژه های بام خرم آباد ، سدهای مخملکوه و زیبامحمد ، نیروگاه سیکل ترکیبی ، پارک مینیاتوری ، راه آهن دورود - خرم آباد - اندیمشک ، چهارخطه خرم آباد به پلدختر و ... همگی منتظر تأمین بودجه هستند و نیمه تمام بحال خود رها شدند. چرا سهم لرها از ایرانی بودن تنها فقر و بیکاری و محرومیت است؟ تا کی این وضعیت کجدار و مریض ادامه دارد؟ عمر ما در حسرت روزهای خوش گذشت.


  • فلک الافلاک : زهرا علیپور

    قلعه نامش تا ابد شد سرفراز - برج و باروهای آن در یک طراز / این دوازده برج زیبا روی کوه - چشمه اش رنگ گلستان پای کوه / نام فلک الافلاک کاخش بی نظیر - کاخ ساسانی که بود مأوای شیر / کاخ زیبا هست و همنامش فلک - طارمش بر آسمان ، بامش فلک / پای قلعه هم شقایق ، یاسمن - هر بهاری پر ز مینا و چمن / هر بهاری قلعه سبز و دلگشاست - کاخ شاپور خواست ، دانشگاه ماست / این دوازده برج زیبا آن زمان - جای فانوسان شب با دیده بان / از شقایق های گلگون پرس و جو - قصه را بشنو جوان از قصه گو / چهره اش گویا که باستانی بود - کاخ شاهانی ز ساسانی بود / پیک شادی چون بهاران میرسید - ساز شاپور خواست بر کوه سپید / پادشاهی یا عدالت نیکمرد - حکم او شد ماندگار بر دست برد / چند سالی چون گذشت شاهپور مرد - عبرتی گیرید ای شاهان خرد / این مناره دیدبان شهر بود - طاق پل از عهد ساسان روی رود / این منار برج بلند شهر ماست - سنگ نوشته را نوشت شاهپور خواست / طاق پل اینک شکسته روی پل - سنگ نوشته رو برو ، آنسوی پل / غار همیان خط میخی نقش آن - غارها ما قبل تاریخ از کیان / غار گل ماه کره با گنج و طلا - غار گر ار جن که مأوای کیا / غارها بر صخره ها بر کوهسار - گنج شاهان شد عیان از غارتار / این کبیر کوه بلند بر صیمره - گنبد احمدشاه با سیطره / شاه احمد بی امان در تاخت و تاز - با کبیر کوه بلند میگفت راز / با مغول آن شاه لر پیکار کرد - عاقبت هم مرد بر دامان برد / قاف کوه پیداست آرامگاه شاه - شاه احمد گنبدش با فروجاه / روی دشت آرامگهی دارد سخن - کوی سربازان گمنام وطن / ثبت شد در برگ تاریخ جنگها - جنگها از فتنه ها نیرنگها / جنگ صدام جنگ تحمیلی به ما - خاک ایران سرخ شد از این بلا / در تب جنگ خاک ما شد لاله زار - لاله ها روییده شد بر این دیار / سروها با نخلها در خاک و خون - دشتهای پر شقایق ، لاله گون / شهر ما پر از شقایق های سرخ - سرخگون شد از تب شبهای سرخ / شد چمان شمشاد رعنا روی خاک - سرخ شد کشکان سبز از خون پاک / این گلستان سرخرنگ ، شد از جنون - رود کشکان صیمره همرنگ خون / کوه مخمل سبز بود شد لاله رو - از سپیدکوه ، دشت طرهان پرس و جو / ارغوان بر رود کشکان سرخ گشت - هر جوانی با تفنگ بر کوه و دشت / دشت طرهان سرخ شد از بانگ تیر - روی کهساران سبز آواز شیر / هر جوانی شب زده شد زان نبرد - پیکرش شد سرد بر دامان برد / شهر ما با پهلوانان شاد شاد - بار الها شهر ما پاینده باد. کتاب شعر : رو به دریای ز هیچ اثر زهرا علیپور


  • کتیبه سنگ نوشته : اولین نشریه سنگی

    کتیبه سنگ نوشته با ۳ متر و ۵۴ سانتیمتر ارتفاع در مرکز شهر خرم آباد قرار دارد و متعلق به قرن ۶ هجری (دوران سلجوقی) است. این کتیبه ارزشمند در ضلع شرقی شهر خرم آباد و در مسیر راه باستانی شاهپور خواست به همدان و شوق قرار دارد. این کتیبه که به شکل مکعب مستطیل میباشد درسال ۵۱۳ قمری و به دستور شخصی به نام طغرل تگین ابوسعید برسق از امرای سلطان محمود بن ملکشاه سلجوقی نقر گردیده است. سنگ نوشته به خطی میانه ی کوفی و نسخ و زبان فارسی است و متن آن در مورد بخشش چراگاه های اطراف شهر شاپورخواست و ممنوعیت برخی از سنتهای محلی میباشد. متأسفانه این کتیبه در سال ۱۳۷۴ خورشیدی از محل اصلی خود جابجا شده و به حاشیه ی اتوبان شریعتی انتقال یافت و فاقد هرگونه سایه بان و محافظ است!!! سنگ نوشته خرم آباد به شماره ۳۹۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و جزو معدود کتیبه های تاریخی جهان از نوع خود میباشد که شوربختانه از طرف میراث فرهنگی هیچ تلاشی برای حفظ و نگهداری آن نمیشود.


  • Ancient Loristan

    اصطلاح Ancient Loristan به معنی لرستان باستان یک اصطلاح متداول نزد باستان شناسان است جالب است بدانید بسیاری از موزه های ایران ، اشیای در بلاد لرنشین را با نامهای مبهم و مجهولی چون : حوزه زاگرس! یا غرب کشور! به نمایش میگذارند و از ذکر نام شهرها و استانهای لرنشین عمدأ خودداری میکنند!!! درحالیکه موزه لوور پاریس یک سالن بزرگ اختصاص به اشیای کشف شده در بلاد لرنشین اختصاص داده است و در کتاب شرق و غرب باستانی ( Ancient west & East ) ، صفحه ۴۲۸ بارها نام لرستان باستانی و تمدن کهن آن نام برده شده است اما در موزه ایران باستان در تهران نام لر ، لرستان ، عیلامیان و کاسیان همواره سانسور و کتمان میشود.


  • میرنوروز : خُورموه خُرم دِله جاکَه لُرونه

    بیست اردیبهشت روز نکوداشت خُرم آباد بر تمام لُرهای عزیز گرامی باد. شهر خُرم آباد مرکز لُرستان با جمعیت ۳۷۵ هزار نفری ، بیست و سومین شهر بزرگ کشور و بزرگترین شهر لُرنشین ایران است. خُرم آباد مهد تمدن _ شهر خورشید و ماه _ شهر مَفرغ و ترانه _ شهر پُلها و پیوندها _ شهر شور و حماسه _ شهر آب و آینه _ دیار فلک الافلاک _ پایتخت سلسله عیلامی سیماشَکی (خایدالو ) _ شهر مورد علاقه شاپور اول ساسانی (شاپورخواست ). در شاهنامه فردوسی در مورد پیدایش شهر خرم آباد آمده : ز بهر اسیران یکی شهر کَرد - جهان را از بوم پُر بهر کرد / کجا خرم آباد بُد نام شهر - وز آن بوم خُرم کرا بود بهر. خرم آباد (شهر خورشید و ماه ) پایتخت سلسله آل حسنویه / پایتخت سلسله پانصد ساله اتابکان لُر خورشیدی / پایتخت اتابکان لُر فیلی / سنگرگاه کریم خان زند / خرم آباد قدیمی ترین سکونتگاه بشر (غارهای تاریخی : کلدَر ، کُنجی ، گَر اَرجنه ، پاسنگر ، قُمری ). خرم آباد شاهراه سراسری شمال به جنوب و شرق به غرب کشور است. خرم آباد با ۱۴۲ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران سنگربان رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی بود. به قول میر نوروز شاعر شهیر لُرستانی که در دوره صفویه این شعر را در وصف مردم خُرم آباد گفته است : خُورموه خُرم دِله جاکَه لُرونه _ هر جای لُر بچیه شیرین زوونه. برخی از آثار باستانی ، تاریخی و گردشگری خرم آباد : قلعه فَلک الافلاک (دژ شاپور خواست ) / باشگاه افسران و باغ ارَم / باغ فلاکت (ایستگاه کشاورزی ) / گرداب سنگی (گرداو بَردینَه ) / کتیبه سنگ نوشته سلجوقی / تپه باستانی ماسور متعلق به عیلام باستان / معبد مِهرپرستی بوآس (باباعباس ) / مناره آجری شقایق / کوره آجُرپزی باغ نو / پل شاپوری (شکسته ) / آسیاب گبری (ساسانی ) / پل گپ صفوی / پل حاج علی عسگر خرم آبادی / کاروانسرای تاریخی میرزا سید رضا تفرشی (بازار طلافروشان ) / حمام گپ (حسین خانی ) / حمام کوچک (آقا رحیم ) / گرمابه نویی (کتابخانه شهید مُطهری ) / خانه تاریخی آخوند اَبو / خانه تاریخی کشفی / خانه تاریخی ابوالقاسمی / زورخانه طیّب / نگارخانه میرملاس / ساختمان قدیمی بانک تجارت / مسجدقدیمی حاج توسلّی / آرامگاه باباطاهر لُر / آرامگاه جمال الدین خضر (اتابک لُر) / کاروانسرای تاریخی گوشه شهنشاه / آرامگاه شجاع الدین خورشید سر سلسله اتابکان لُر کوچک / قناتهای تاریخی پشت بازار / کتیبه تاریخی سراب نیلوفر چنگایی / کتیبه و معماری تاریخی حوض موسی / بازار قدیم راسته بروجرویها / خیابانهای قدیمی فردوسی ، حافظ و میدان گپ / مجتمع تفریحی بام شهر خُرم آباد / دریاچه گردشگری کیو / بوستان زیباکنار / پارک شریعتی و مجسمه سوار کاسیت / دریاچه و بوستان گردشگری بهشت / دریاچه و بوستان شاپوری / پارک جنگلی مخملکوه / پارک جنگلی شورآب / سراب شَهوآ / سراب گُلستان / سراب دارایی / بوستان آبشار طلایی / تپه شهدای گمان / و مجتمع گردشگری رنگین کمان.


  • میرنوروز : خُورموه خُرم دِله جاکَه لُرونه

    بیست اردیبهشت روز نکوداشت خُرم آباد بر تمام لُرهای عزیز گرامی باد. شهر خُرم آباد مرکز لُرستان با جمعیت ۳۷۵ هزار نفری ، بیست و سومین شهر بزرگ کشور و بزرگترین شهر لُرنشین ایران است. خُرم آباد مهد تمدن _ شهر خورشید و ماه _ شهر مَفرغ و ترانه _ شهر پُلها و پیوندها _ شهر شور و حماسه _ شهر آب و آینه _ دیار فلک الافلاک _ پایتخت سلسله عیلامی سیماشَکی (خایدالو ) _ شهر مورد علاقه شاپور اول ساسانی (شاپورخواست ). در شاهنامه فردوسی در مورد پیدایش شهر خرم آباد آمده : ز بهر اسیران یکی شهر کَرد - جهان را از بوم پُر بهر کرد / کجا خرم آباد بُد نام شهر - وز آن بوم خُرم کرا بود بهر. خرم آباد (شهر خورشید و ماه ) پایتخت سلسله آل حسنویه / پایتخت سلسله پانصد ساله اتابکان لُر خورشیدی / پایتخت اتابکان لُر فیلی / سنگرگاه کریم خان زند / خرم آباد قدیمی ترین سکونتگاه بشر (غارهای تاریخی : کلدَر ، کُنجی ، گَر اَرجنه ، پاسنگر ، قُمری ). خرم آباد شاهراه سراسری شمال به جنوب و شرق به غرب کشور است. خرم آباد با ۱۴۲ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران سنگربان رزمندگان هشت سال جنگ تحمیلی بود. به قول میر نوروز شاعر شهیر لُرستانی که در دوره صفویه این شعر را در وصف مردم خُرم آباد گفته است : خُورموه خُرم دِله جاکَه لُرونه _ هر جای لُر بچیه شیرین زوونه. برخی از آثار باستانی ، تاریخی و گردشگری خرم آباد : قلعه فَلک الافلاک (دژ شاپور خواست ) / باشگاه افسران و باغ ارَم / باغ فلاکت (ایستگاه کشاورزی ) / گرداب سنگی (گرداو بَردینَه ) / کتیبه سنگ نوشته سلجوقی / تپه باستانی ماسور متعلق به عیلام باستان / معبد مِهرپرستی بوآس (باباعباس ) / مناره آجری شقایق / کوره آجُرپزی باغ نو / پل شاپوری (شکسته ) / آسیاب گبری (ساسانی ) / پل گپ صفوی / پل حاج علی عسگر خرم آبادی / کاروانسرای تاریخی میرزا سید رضا تفرشی (بازار طلافروشان ) / حمام گپ (حسین خانی ) / حمام کوچک (آقا رحیم ) / گرمابه نویی (کتابخانه شهید مُطهری ) / خانه تاریخی آخوند اَبو / خانه تاریخی کشفی / خانه تاریخی ابوالقاسمی / زورخانه طیّب / نگارخانه میرملاس / ساختمان قدیمی بانک تجارت / مسجدقدیمی حاج توسلّی / آرامگاه باباطاهر لُر / آرامگاه جمال الدین خضر (اتابک لُر) / کاروانسرای تاریخی گوشه شهنشاه / آرامگاه شجاع الدین خورشید سر سلسله اتابکان لُر کوچک / قناتهای تاریخی پشت بازار / کتیبه تاریخی سراب نیلوفر چنگایی / کتیبه و معماری تاریخی حوض موسی / بازار قدیم راسته بروجرویها / خیابانهای قدیمی فردوسی ، حافظ و میدان گپ / مجتمع تفریحی بام شهر خُرم آباد / دریاچه گردشگری کیو / بوستان زیباکنار / پارک شریعتی و مجسمه سوار کاسیت / دریاچه و بوستان گردشگری بهشت / دریاچه و بوستان شاپوری / پارک جنگلی مخملکوه / پارک جنگلی شورآب / سراب شَهوآ / سراب گُلستان / سراب دارایی / بوستان آبشار طلایی / تپه شهدای گمان / و مجتمع گردشگری رنگین کمان.


  • ۲۰ تپه باستانی در لرستان به زیر آب رفت

    در سیل ۹۸ بیش از ۲۰ محوطه باستانی لرستان به زیر آب رفت و لایه های باستان شناسی توسط سیلاب شسته و از بین رفتند.بیشترین آسیبها به محوطه های باستانی در حاشیه رود سیمره وارد شد. نفوذ آب سبب آشفتگی لایه های باستانی میشود و دیگر امکان کاوش وجود ندارد. در لرستان شاهد آب شستگی و رانش آثار تاریخی هستیم چنانکه محوطه های تاریخی در پلدختر ، الیگودرز ، کوهدشت ، خرم آباد ، دورود ، بروجرد ، الشتر و نورآباد بر اثر سیل آسیب دیدند. در پلدختر قلعه تاریخی بابابهرام ریزش کرد.


  • آثار تاریخی لُرها باید در خود لُرستان باشد

    مردمان لُر حق دارند آثار تاریخی خود را در موزه هایشان داشته باشند و تماماً باید اینها در لُرستان نگهداری شوند متاسفانه اکثر آثار کشف شده در شهرهای لُرنشین به موزه های تهران منتقل میشوند چرا که پان پارسها محتاج اشیای کشف شده در لرستانات هستند.چرا لُرها باید به ، باید و نبایدهایی که برایشان تعیین و تعریف میشود احترام بگذارند؟


  • قدمت واژه لُرستانات

    واژه لرستانات در زبده التواریخ : واژه لرستانات در منابع مختلف معادل بلاد لرنشین یا لرستان بزرگ ( فیلی ، بختیاری و جنوبی ) آمده است مثلأ در کتاب زبده التواریخ ، جلد ۲ ، صفحه ۶۲۱ ، واژه لرستانات آمده است. کتاب زبده التواریخ از مهمترین وقایع نگاری نیمه نخست سده هشتم هجری ، شامل ؛ رویدادهای پس از مرگ تیمور گورکانی تا نیمه فرمانروایی شاهرخ تیموری، تألیف ؛ شهاب الدین عبدالله بن لطف الله خوافی یا بهدادینی ، مشهور به حافظ ابرو است که به سال ۸۳۳ متوفی شده است. همچنین شیخ بهایی در دیوانش یک شعری دارد با این عنوان:از لرستان یک لری زفت و کلان _ نوبتی آمد به شهر اصفهان.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • هُنر مفرغ لُرستان

    رومن گیرشمن باستان شناس فرانسوی در کتاب《به جستجوی سِیَلک》هنر حقیقی ایران را هنر لُرستان دانسته است. همچنین آندره گدار باستان شناس فرانسوی با عنوان کتاب خود که《برنز لرستان ، هنر آسیا》است به خوبی جایگاه جهانی صنعت و هنر مفرغ کاری لرستان را معرفی میکند. ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف خاورشناس بزرگ روسی نیز در کتاب《تاریخ ماد》زبان به تحسین اشیاء مفرغی لرستان میگشاید و آن را نشانه ی "چیره دستی شگفت انگیز" فلزکاران عهد باستان لرستان میداند.


  • بی توجهی به دژ شاپورخواست

    یعنی ریاضتی که قلعه برای آزادی کشیده خرمشهر برای آزادی نکشیده است.چه کاریست این وعده‌های دو سالانه؟ وعده‌هایی که عملی نمی‌شود فقط بین استاندارهای مختلف در حال گردش است.یکی نیست به آقای استاندار بگوید چرا الکی برای خودت وعده می‌دهی برادر من؟ با این فرمانی که قلعه در حال تخریب است به دو سال نکشیده فرو می‌ریزد و خیال همه راحت می‌شود.مگر می‌شود بعد ۳۰ سال که از اولین خبرهای آزادی قلعه آمده تا به حال موقعیتش فراهم نشده باشد؟خیر. دو سال که سهل است، هجده دو سال دیگر هم بیاید و برود کسی برنامه جدی برای آزادی قلعه نخواهد داشت که اگر برنامه‌ای بود برای مرمت آن صرف می‌شد. شکاف‌هایی که تن این دژ عظیم را به رعشه انداخته یقینا تاب دو سال استاندار جدید را ندارد.اهمیت قلعه فلک‌الافلاک در جذب توریست شهر خرم‌آباد واضح و مشخص است پس لطفا اگر قرار است تصمیمی گرفته شود بهتر است اول برای حفظ ان باشد.قلعه به بازسازی با برنامه و بودجه مشخص نیاز دارد. این را هر کسی که نگاهی حتی از دور به قلعه بیندازد متوجه می‌شود.عجیب است که از نگاه‌های ریزبین مسئولین محترم در رفته است.بهتر است کسی منتی سر قلعه برای آزادسازی نگذارد که اگر ادعایی هست پیش از فروریختن آن عملی شود.


  • خرم آباد بدون《قلعه فلک‌ الافلاک》

    پایگاه خبری گُلوَنی: تاکنون به این اندیشیده‌اید که اگر قلعه فلک‌الافلاک در آینده به‌مانند ارگ بم تخریب شود چه خسارات جبران‌ناپذیری به فرهنگ و هویت و اندک مشاغلی که در اطراف آن ایجاد شده وارد خواهد آمد؟از دیرباز تاکنون آثار باستانی و طبیعی هر شهر و دیاری، شناسنامه هویتی ساکنان آن تلقی شده است.در این بین شهرهایی شهره‌ی خاص و عام می‌شوند که میراث تمدنی‌شان را به‌خوبی تبلیغ می‌کنند و در حفظ و حراست از آن می‌کوشند.به‌عنوان نمونه پل خواجو و سی‌وسه‌پل اصفهان و ارگ بم و چغازنبیل خوزستان و جنگل‌های شمال و…هرکدام نمادی از عزت و معرفی ساکنین آن به سایرین است.و در ورای آن ممر درآمدی ویژه برایشان محسوب می‌گردد و هرساله با حضور میلیون‌ها هم‌وطن به سبب اهمیت سفر، بسیاری از نیازمندی‌های مادی و فرهنگی آنان مرتفع می‌گردد و این حقیقتی است کتمان ناپذیر که فقط مختص به درون جامعه و کشور نیست و امروز یکی از مهم‌ترین کار ویژه‌های دولت‌ها و متولیانشان در ایالات مختلف، اهمیت بخشی به دیپلماسی فرهنگی می‌باشد که از مقوله‌های آن رسیدگی به صنعت عظیم گردشگری است.تا آنجا که بسیاری از کشورها با معرفی و تبلیغات جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و گردشگری خود با نگاهی معقول و علمی توانسته‌اند از سد مهدویت‌ها و قوانین دست و پاگیر، گذر کرده و از این طریق، ذخایر ارزی خویش را مملو از ثروت نمایند.این مقدمه‌ی کوتاه به بررسی اجمالی یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های افکار عمومی کهن دیار لرستان می‌پردازیم. همان‌جا که امروز و دیروزش را به نام قلعه‌ای سترگ که میراث آبا و اجداد قومی است میهن‌دوست، می‌شناسند.لحظاتی چنین پنداشتم که اگر این قلعه نباشد تکلیف این قوم و این بلاد چه می‌شود؟و اما حال که هست چه تأثیری بر روند روبه رشد جامعه لرستان داشته باشد؟ و به‌راستی که اگر عمر این ارگ باستانی و زیبا، بنا به هر دلیلی پایان یابد چه کسانی در مظان اتهام قرار خواهند گرفت!سؤال اول را باید این‌گونه پاسخ داد که مدت‌هاست از طرق مختلف از جمله جراید و صداوسیما و…عوام و خواص این استان به اهمیت جاذبه‌های گردشگری پی برده‌اند و مطلب‌ها نگاشته‌اند و مستندها ساخته‌اند و به‌نحوی‌که این احساس در وجود مردم و مسئولین امر ایجادشده که اگر صرفاً به بحث گردشگری در لرستان اهمیت داده شود بار عظیمی از مشکلاتش ازجمله بیکاری و بحران اشتغال و بحران هویت《تمسخرهای نابجا و تهمت‌های ناروای بیگانه ساخته به‌قصد تخریب چهره موجه ساکنانش》و فقر عمومی حاکم بر جامعه آن از بین خواهند رفت.و اما بنا به دلایل متعددی از جمله سوء مدیریت حاکم بر آن تاکنون گره‌ای از مشکلات وضع موجود را گشوده نشده و کماکان این رویه ادامه دارد. از این میان قلعه‌ای محروم و اما میراث قومی بزرگ سال‌هاست آماج نقد و نظرهاست و تا رسیدن به توافق نهایی بر سر قیمت اراضی و مکان‌یابی‌های جدید همچنان دستخوش بی برنامگی‌هاست و اگر چنین نبود سال‌های پیشین این دغدغه‌ی طولانی‌مدت خاتمه یافته بود.خرم آباد بدون فلک الافلاک متأسفانه گاها برخی خطوط قرمزی را برایش ترسیم نموده‌اند که ورود به این مبحث را لامکان تلقی نموده‌اند و فی‌الواقع این‌چنین نیست و در نظام مقدس اسلامی‌مان صراحت بیان و نقد مسؤولین برای جلوگیری از تضییع حقوق عمومی و همچنین به‌منظور همفکری و ابزاری سازنده برای تحرک در بخش توسعه فرهنگی و سیاسی بارها و بارها مورد تأکید قرار گرفته، فلذا انتظار آن می‌رود مسؤولین محترم ذی‌ربط در عملیاتی کردن پروژه گردشگری فلک‌الافلاک تسریع لازم را به عمل‌آورده که قطعاً ماحصل آن فراگیر بوده و می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل و راهکارهای رشد و توسعه《حداقل فرهنگی》خرم‌آباد گردد. همچنین از این طریق به رفع بخشی از بیکاری مزمن موجود در این بلاد، با احداث فضاهای مناسب تجاری و ایجاد اشتغال و نیز تبلیغی فرهنگی و معنادار برای این دیار محروم که امروزه به علت همین ضعف تبلیغات به‌انحاءمختلف شاهد تهمت‌ها و افتراءهای قومی هستیم، پرداخته شود.سرنوشت ارگ بم در انتظار قلعه فلک الافلاک و اما پاسخ به سؤال دوم را با طرح سؤالی از مسؤولین محترم امر آغاز می‌کنم.آیا تاکنون به این اندیشیده‌اید که اگر قلعه فلک‌الافلاک به‌مانند ارگ بم تخریب شود چه خسارات جبران‌ناپذیری به فرهنگ و هویت و اندک مشاغلی که در اطراف آن ایجاد شده وارد خواهد آمد؟ آیا وقت آن نیست که در پی رفع موانع موجود با جدیت هر چه تمام‌تر گام بردارید؛ که به‌راستی اگر آسیبی جدی بر این ارگ سترگ وارد آید بزرگ‌ترین خیانت به حق‌الناس واردشده چرا که اثری تمدنی از قومی که دستشان از صنعت و رفاهیات روز ایران و جهان به تناسب سایر نقاط ایران‌زمین خالی است، از بین رفته و دیگر هزاران مرمت و بازسازی ره به‌جایی نمی‌برد و نمی‌تواند ارزش آن را بازگرداند.در پایان اشاره می‌کنم؛ که این متن نه سلیقه‌ای است و نه شخصی، بلکه دغدغه‌ی ذهنی اکثریت قریب به‌اتفاق مردم این دیار است؛ که به تنها داشته‌هایشان از جمله همین آثار تمدنی می‌نازند و بس. وگرنه محرومیت و بحران اشتغال و ازدواج جوانانش بماند که چه بیداد می‌کند…کیانوش معمر/روزنامه‌نگار و دکترای علوم سیاسی


  • تاریخ کهن خرم آباد

    اگر یافته‌های غار کَلدَر، مفرغ‌های موزه لوور و سنگ‌نبشته‌ها از تمدن باستانی "Ancient civilization" و تاریخ کهن دره‌ی خرم‌آباد روایت می‌کنند، بلوط و سراب شَه‌وا و گلسنگ‌های مخمل کوه هم حکایت از تمدن_اکولوژیکی "Ecological civilization" آن دارند و همان‌گونه که گِلال و کیو و سنگ سیلا را نمی‌شود از مناره آجری و پل شکسته و گرداب سنگی جدا دانست، فلک‌الافلاک هم بدون مُدبه و کمره سی جلوه‌ای ندارد ... و رد پای تک‌تک این سرمایه‌های طبیعی و تاریخی شهر را در چل سرو، سیت بیارم و بزران هم می‌شود ديد، در حماسه کرمی، غوغای ساز شامیرزا و در کارزار سنگین سما و شونه شکی و حتی در هوره‌های دا پیره و دایه‌دایه رضا سقایی هم بلوط و قلعه و اسبی‌کوه را می‌شود یافت


  • وجه تسمیه خورموئه

    خُرمَوه《xormowa》نام خرم آباد که توسط شاپور اول ساسانی (شاپورخواست یعنی به خواست و اراده شاپور ) ساخته شده و قبلاً در دوره عیلامی خایدالو و خارتیش (خوار کننده تشنگی به دلیل چشمه های فراوان ) نام داشته است دکتر امان اللّه قُرَشی در ایران نامک ، صفحه ۳۱۰ مینویسد : خُرم در زبان پهلوی ساسانی hu - ream یا هورم / خورم xurm به معنای آباد / شاد / خوش / و در آرامش نام داشته است و آباد بعنوان جزء دوم در واقع مکمل بخش نخست است و دوره ساسانی لفظ آباد 《apat》در اسامی مرکب شهرها معمول بود مثل : شاپورخواست / یزدخواست / یزدکرت خواست و...تا آنکه لفظ آپات : آباد بکار رفت.لذا خُرمَوه یعنی جای شاد و آباد و هیچ ربطی به خور یا هور ندارد. من نمیدانم برخی مهاجران چه اصراری دارند برای اثبات خودشان تاریخ لرها را تحریف کنند.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • خرم آباد: پنجمین شهر در بمباران هوایی

    لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ است و با 3 استان جنگ زده هم مرز بوده و 6500 شهید و 50 هزار رزمنده در جنگ داشته است. خرم آباد با 144 حمله هوایی و 12 بار موشکباران《پنجمین شهر ایران》از لحاظ حمله هوایی و خسارت است که 2354 نفر در آن حملات شهید شدند!《روستای صاحب الزمان》خرم آباد 76 شهید، 350 جانباز و 700 رزمنده دارد کدام روستا در ایران چنین جانفشانی هایی برای دفاع از مملکت کرده؟ چرا چنین مردمانی بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب رکوردار بیکاری، فقر، مهاجرت و کمبود امکانات هستند؟ چرا مسئولان و نمایندگان این دردهای لُرستان را فریاد نمیزنند؟ چرا دولت و مجلس به فکر حل مشکلات لُرستان نیستند؟چرا افراد غیربومی را در خرم آباد استخدام میکنند؟ تا کی میخواهند با تصمیمات اشتباه به خرم آباد ضربه بزنند؟


  • ثبت جهانی《دره تاریخی خرم آباد》

    خرم‌آباد از قدیمی‌ترین سکونتگاه‌های بشر به شمار می‌رود و قدمت آن به بیش از ۴۰ هزار سال می‌رسد. غارهای موجود در آن روایتگر سکونت انسان‌های هوشمندی است که از این منطقه راهی قاره اروپا شده‌اند. غارهای کُنجی، کَلدر، یافته، پاسنگر، گراجنه و اشکفت قُمری را می‌توان از جمله غارهای مسکونی دره تاریخی خرم‌آباد برشمرد. این دره‌ به طول ۱۵ و پهنای ۱۰ کیلومتر بین کوه‌های آهکی که به موازات هم کشیده شده‌اند و در ارتفاع ۱۱۷۰ متری از سطح دریا قرار دارد. وجود غارهای متعدد در دره خرم‌آباد سبب شده این دره تاریخی مورد توجه باستان‌شناسان و کاوشگران داخلی و خارجی قرار بگیرد و به مرکز تحقیقات آنها تبدیل شود. تاکنون ۱۷ غار از اقامتگاه‌های انسانی《دوره پارینه‌سنگی》در این منطقه کشف شده است. مطالعات باستان‌شناسی که در گذشته در دره خرم‌آباد انجام گرفته《قدمت این شهر را حدود ۴۰ هزار سال》نشان می‌دهد. اما آخرین کاوشی که توسط هیات ایرانی_اسپانیایی در دره خرم‌آباد و غار کلدَر انجام شد، نشان‌دهنده《قدمت ۵۴ هزار و ۴۰۰ ساله این دره》است! خرم‌آباد با قدمت و ویژگی‌های منحصر به ‌فردش《قابلیت ثبت جهانی》را دارد و چند سالی است رفع موانع موجود در مسیر ثبت جهانی شدن این اثر ارزشمند در دستور کار مسئولان و مورد تاکید کارشناسان میراث فرهنگی لرستان قرار دارد که البته جدی‌تر باید پیگیری شود. کارشناسان میراث فرهنگی می‌گویند اگر《یونسکو》عزمی برای رفع موانع در راه جهانی شدن خرم‌آباد مشاهده نکند، می‌تواند نام این اثر را از لیست آثار در انتظار ثبت جهانی خط بزند. یک کارشناس ارشد فرهنگ و زبان‌های باستانی درباره اهمیت دره خرم‌آباد می‌گوید: این دره یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های فرهنگی و تاریخی انسان است که قدمت آن به بیش از ۴۰ هزار سال می‌رسد. تعامل میان انسان و طبیعت از دیگر ویژگی‌های منحصر به فرد این دره تاریخی است《مهرداد زرین‌جویی》می‌افزاید: به بیان دیگر، بشر این مکان را بر اساس شرایط جغرافیایی ویژه آن انتخاب کرده و برای سال‌های متمادی توانسته در آن زندگی کند. با تبدیل زیستگاه‌های بشری از کوه به دشت، تاثیرگذاری این دره بیشتر نمود پیدا می‌کند دیرپایی ‌زیست‌بوم دره خرم‌آباد را می‌توان در شمار ۱۰ سایت معروف جهان توصیف کرد! در هر یک از این زیستگاه‌ها انسان توانسته است شرایط‌ زیست خود را دگرگون کند. از سوی دیگر، تکامل زندگی انسان از کوه به دشت را می‌توان در این دره تاریخی به وضوح مشاهده کرد. زرین‌جویی می‌گوید: در ابتدا انسان‌ها در این دره در غارهای مختلفی چون کُنجی، قُمری و یافته ساکن بودند و پس از آن زندگی خود را در کنار چشمه‌ها و سایر مواهب طبیعی دشت‌ها ادامه دادند. از دیگر ویژگی‌های این دره تغییر نسبتاً آرام و تدریجی شرایط اقلیمی آن است. این تغییر، تداوم زندگی و ‌زیست انسانی و حتی جانوری را دچار وقفه نکرده و همیشه زندگی در آن جریان داشته است. تعامل طبیعت با زندگی انسانی را می‌توان به وضوح در آن مشاهده کرد.در دره تاریخی خرم‌آباد تاکنون ۱۰۰ اثر تاریخی شناسایی شده که از این تعداد حدود ۷۰ اثر در فهرست آثار ملّی قرار گرفته‌اند. دره تاریخی خرم‌آباد هم‌اکنون در《فهرست موقت ثبت جهانی》قرار دارد! معمولاً هر کشور سالانه تنها فرصت مطرح کردن یک یا ۲ اثر خود را در شورای عالی یونسکو برای《ثبت جهانی》دارد. با توجه به این‌که در کشور ما تعداد زیادی از آثار دارای ظرفیت ثبت جهانی هستند، برای ثبت دره خرم‌آباد نیازمند حمایت در سطوح ملّی و استانی از سوی سازمان میراث فرهنگی، نمایندگان مجلس، مدیران ارشد استانی و نهادهای تصمیم‌گیر و سیاست‌گذار هستیم تا با حمایت آنها این اثر هرچه سریع‌تر در دستور طرح و بررسی برای ثبت جهانی قرار بگیرد! مدیران لُرستان باید به طور جدی پیگیر《ثبت جهانی دره خرم‌آباد》باشند! معیاری که یونسکو برای ثبت جهانی این دره اعلام کرده، مباحث فرهنگی و تاریخی این اثر گرانبهاست. دره خرم‌آباد از معیارهای ثبت جهانی حداقل ۴ مولفه را دارد: نشان‌دهنده یک شاهکار از نبوغ و خلاقیت انسانی باشد/ گواهی بی‌همتا یا دست‌کم استثنایی بر یک سنت فرهنگی یا تمدن زنده یا ازبین‌رفته باشد/ نمونه‌ای برجسته در معماری یا تکنولوژی باشد که مرحله مهمی از تاریخ بشر را نشان می‌دهد/ و نمونه برجسته‌ای از تعامل بین انسان و محیط ‌زیست یا نماینده یک فرهنگ باشد! دره خرم‌آباد همه این موارد را دارد! زمانیکه یک اثر به صورت موقت در لیست یونسکو قرار می‌گیرد، باید به سرعت عوامل اجرایی و اداری متولی میراث فرهنگی《زمینه را برای ثبت دائم》آن آماده کنند چون اگر پیگیری‌ها و اقدام‌های لازم صورت نگیرد، احتمال خروج آن اثر از لیست موقت وجود دارد!امیدواریم استانداری لُرستان و مسئولان میراث فرهنگی پیگیر ثبت جهانی دره تاریخی خرم آباد باشند.


  • چرا لُرستان بعد از انقلاب زمینگیر شد؟

    مردم لُرستان که در تمام ادوار گذشته برای اعتلا و عظمت ایران از جان و مال دریغ نداشتند و بعد از انقلاب تنها قومی بودند که حتی یک گلوله هم به سمت دولت مرکزی شلیک نکرد و هیچ اقدام تجزیه طلبانه ای انجام نداد و درجنگ با تمام توان رزمی در میدانهای نبرد حضور فعال داشتند و عرصه را بر دشمن تنگ کردند و بعنوان صف شکن شهرت داشتند و با انهدام نیروها و اسارت نفرات دشمن ضربات جبران ناپذیری بر بعثیها وارد ساختند که دشمن ناگزیر شد به جنگ هوایی و بمباران شهرها بپردازد و لُرستان خصوصاً خرم آباد ۱۴۲ بار بمباران و ۱۲ بار موشک باران شد که در این حملات 2500 نفر شهید شدند و خرم آباد پنجمین شهری بود که مورد حملات هوایی قرار گرفت! خرم آباد تدارک پشت دو جبهه جنوب و غرب را با شایستگی به عهده داشت شب و روز بشدت بمباران میشد و متأسفانه تلفات جانی و خسارات مالی به لرستان وارد شد بطوری که لُرستان بعد از خوزستان با ۱۰۲ میلیارد تومان در سال ۶۷ دومین استان خسارت دیده از جنگ اعلام گردید! درجنگ زیرساختهای لُرستان آسیب دید و هیچ سرمایه گذاری صنعتی در لُرستان انجام نشد و سال ۷۰ پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد سر از اراک درآورد و هنوز قطعات و لوازم آن بنام خرم آباد از خارج میرسد! بعد از جنگ شهرهای کویری مورد عنایت ویژه قرار گرفتند و با تخصیص اعتبارات کلان دولتی و بهره گیری از سرمایه گذاری بخش خصوصی و استفاده از مدیران بومی توانستند گامهای بلندی در سازندگی و عمران بردارند و با برخوردار بودن از عنایات خاص مسؤلان در اجرای پروژه ها و زیرساختها از جذب بیشترین اعتبارات دولتی و خصوصی استفاده کردند! چون پیشتر دولت زیربناهای لازم را برای لُرستان فراهم نکردند از جذب سرمایه های ملّی و خصوصی نیز محروم ماندیم و به قول نورگسه《فقیریم چون فقیریم》با این وجود نه تنها بی توجهی ها ادامه می یابد بلکه هر روز وجه جدیدی به گرفتاریهای لُرستان افزوده میشود که یدک کشیدن نرخ بالای بیکاری طی چند دهه تنها گوشه ای از محرومیتهای ماست. زنگنه وزیر نفت در مصاحبه با روزنامه ابرار اقتصادی مورخ ۲۶ بهمن ۸۳ میگوید: بدلیل جنگ اسکلت اقتصاد در غرب کشور از هم پاشید که برای ترمیم این عقب ماندگی لزوم سرمایه گذاریهای دولت و شرکتهای دولتی الزامی بنظر میرسد. با وجود این نه تنها دولت برای جبران آنچه بیان شد سرمایه گذاری را انجام نداده بلکه برای شرکتهای دولتی نیز هیچ ساز و کار ترجیحی جهت سرمایه گذاری در بلادلُرنشین تعریف نشده و در نتیجه شرکتهای دولتی هرگونه سرمایه گذاری در لُرستان را موکول به شرایطی ناممکن ساختند مثلاً معاون《سرمایه گذاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران》در مصاحبه با روزنامه اطلاعات مورخ ۱۶ آبان ۱۳۸۳ اظهار میکند: وظیفه ما بعنوان یک سازمان توسعه ای کمک به بخش خصوصی است اگر بخش خصوصی لُرستان هر پروژه ای داشته باشد سازمان تا ۴۰% در آن پروژه مشارکت میکند بر این پایه بقول《اندرسون》:آنهایی که ممکن بود بهروزی منطقه را فراهم کنند اکنون در بازارهای دیگر در جستجوی کار هستند! بگفته این صاحب نظر: اتلاف ناشی از این استفاده نامناسب از نیروی انسانی یک منطقه فاجعه آمیز است و موضوع مستتر درآن از موضوع اتلافهای اقتصادی بسی فراتر میرود! به تعبیر《جورج ویلیام》عقب افتادگی توجیه کننده موقعیتی غیرقابل انکار و ناشی از عدم تعادل میان ظرفیتها و نیازها از یکطرف و زیربنای اقتصادی از طرف دیگر است و بدین ترتیب برای حل مسئله باید به ایجاد تعادل بین این دو تدبیر کرد. نماینده خرم آباد در مجلس در مصاحبه با روزنامه صدای ملت مورخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ گفت: از مجموع اعتبارات کشور ۸% بین استانها توزیع میشود و ۵۷% در اختیار ریاست جمهوری و ۳۵% سرگردان و شناور است! شهرهای کویری با نفوذ و لابی آن ۳۵% را با لطافت الحیل جذب پروژه های عمرانی خود میکنند! اغلب دولتها مسؤلیت کارهایی را که باید در سطح کلان انجام شود به گردن استانداران انداخته اند مثلاً احداث راه آهن را به استاندار محول کردند راه آهن دورود_خرم آباد_اندیمشک که از سال ۱۳۵۶ جزو پروژه های مهم آمایش سرزمین بوده در برنامه توسعه از جمله برنامه ۱۴۰۰ که به تصویب مجلس هم نرسید ولی به اعتبار آن هزاران کیلومتر راه ریلی در کشور تعریف شد حتی نامی هم برده نشد و اکنون این پروژه با گذشت چهار دهه فقط در فاصله دورود_خرم آباد فعال است آنهم با پیشرفت لاک پشتی! این درحالی است که اتصال این راه به اندیمشک از ضرورتهای تقویت مسیر فعلی راه آهن لُرستان با عملکرد ملی شمال_جنوب است اما لُرستان که بین ۳۱ استان از نظر وسعت منطقه جغرافیایی و تراکم جمعیت در رده چهاردهم قرار دارد و از نظر توانمندی بالقوه و داشتن منابع و معادن نفت و گاز/فلزات گران بها/وجود آب فراوان/خاک حاصلخیز/مناظر طبیعی بکر و آثار تاریخی که زینت بخش موزه های جهان است و سالهای متمادی عنوان قطب مهم کشاورزی و دامپروری را در کارنامه دارد با کمال تأسف بعلت نداشتن مدیران بومی دلسوز در دستگاه مدیریت و حاکمیت تاکنون نتوانسته از اعتبارات کلان برخوردار باشد و در این مدت با تخصیص کمترین میزان اعتبار مرحمتی از درآمد ملّی عالماً عامداً از رشد و توسعه عقب نگهداشته شده و با تحمیل مدیران غیربومی و ناآشنا به منطقه و ناتوان در انجام وظایف نتوانسته از وجود تمام امکانات و توانمندیها این استان را به نحو مطلوب مدیریت نمایند و در واقع خرم آباد و لُرستان در این مدت بصورت مرکز آموزش مدیران غیربومی و کار آموزی آنان تبدیل شده و خرم آباد توسط مدیریت روستایی اداره میشود و هر روز عقب ماندگی اش از روزهای قبل بیشتر نمایان میگردد و کار بجایی رسیده که بقول معروف: آش بحدی شور است که آشپز باشی هم میگوید شور است!


  • قدمت خرم آباد لُرستان

    دکترمحمود حریریان درکتاب《تاریخ ایران باستان》جلد۱، ص۴۷ مینویسد: در خرم آباد لُرستان نمونه هایی از دست افزارهای سنگی از دوره پارینه سنگی قدیم بدست آمده است (Braidwood ,1960, P 695).اغلب آثار دوره پارینه سنگی از منطقه زاگرس بدست آمده که قدمت آنها به ۶۰ هزار سال میرسد. درفاصله سالهای ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۵ در غارهای کُنجی و قُمری خرم آباد و پناهگاه سنگی ارژنه (ارجنه) حفریاتی انجام گرفت که قدمت آثار بدست آمده حدود ۴۰ هزار سال پیش تعیین شده است (McBurney, 1969, P 9).


  • مفرغ لُرستان

    هویت فرهنگی مفرغ‌هایی که با نام لُرستان در موزه‌های مختلف جهان قرار دارند، بدلیل عدم مشخص بودن هویت مکانی آن‌ها، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و تنها محوطه‌ای که با اطمینان می‌توان گفت به خواستگاه مفرغ‌های لُرستان عینیت بخشیده《محوطه پاتخت سنگتراشان خرم آباداست》زیرا اشیاء بدست آمده از این محوطه، در یک بافت منسجم، مطمئن و دست‌نخورده کشف شده‌اند و همچنین ارتباط معنادار مجموعه‌های مفرغی این محوطه با ساختار معماری مکشوفه اهمیت آنرا در دنیای باستان‌شناسی دو چندان کرده است! محوطه سنگتراشان خرم آباد در سال ۸۳ توسط دکترعطاء حسن‌پور کشف و طی سال‌های ۸۴ تا ۹۰ توسط آقایان مهرداد ملک‌زاده و عطاءحسن‌پور مورد کاوش باستان‌شناسی قرار گرفت. دستاورد این کاوش‌ها کشف بیش از 2 هزار قطعه اشیاء مفرغی، آهنی، سفالی و سنگی به همراه یک ساختار معماری سنگ‌چین با پلان مدور بود که در نوع خود بی‌نظیر بود. کاربری این محوطه به‌احتمال زیاد《نیایشی و معبد》بوده که در هزاره اول قبل میلاد هم‌زمان با عصر آهن 1 تا 3 (1500 تا 550 قبل از میلاد) حیات فرهنگی داشته است.


  • لُرستان پایتخت مفرغ است اما موزه ندارد!!!

    فرمانده انتظامی استان مرکزی (اراک) گفت: در بازرسی از منزل قاچاقچی پنج قطعه اشیاء عتیقه از مفرغ‌های‌باستانی لُرستان کشف شد! به گزارش پایگاه خبری پلیس《سرهنگ حسن مفخمی》افزود: مأموران پلیس امنیت عمومی اراک با انجام تحقیقاتی، از فعالیت فردی در زمینه قاچاق و خرید و فروش اشیاء‌ باستانی و عتیقه‌جات در شهر اراک مطلع شدند! در مراحل رسیدگی به این پرونده مشخص شد که این فرد ضمن ارتکاب اعمال مجرمانه، در مواردی با استفاده از جعل و شبیه‌سازی وسایل قدیمی،‌ از برخی از افراد و مشتریان خود کلاهبرداری کرده است! با مراقبت‌های شبانه‌روزی و نامحسوس پلیس و با وجود هوشیاری و اقدامات این فرد در پنهان سازی اعمال مجرمانه خود، سرانجام زمانی که وی قصد خرید و فروش تعدادی اشیاء عتیقه را داشت، در یک عملیات پلیسی غافلگیرانه در منزلش دستگیر شد! سرهنگ مفخمی خاطرنشان ساخت:‌ در این عملیات 5 قطعه اشیاء قدیمی و عتیقه شامل 2 عدد تیغه تبر به شکل حیوان، یک قطعه دستبند، یک عدد سینی بزرگ و یک قطعه سرگُرز که بصورت ماهرانه‌ای در داخل وسایل منزل جاساز شده بود، کشف شد. فرمانده انتظامی اراک ادامه داد:‌ با انتقال اشیاء‌ کشف‌شده به یگان انتظامی و در بازدید کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، اشیاء مکشوفه مورد کارشناسی اولیه قرار گرفت و مشخص شد این اشیاء دارای قدمت تاریخی و فرهنگی بوده و بعنوان《مفرغ‌های لُرستان》شناخته شده و در زمان‌های قدیم این وسایل در کنار اجساد مردگان دفن می‌شده است! در این خصوص پرونده‌ای تشکیل و برای سیر مراحل قانونی به مرجع قضائی ارسال شد. لُرستان پایتخت مفرغ است اما《موزه مفرغ》ندارد!!!


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • ضعف عملکردی میراث فرهنگی

    ایران یک میلیون و 200 هزار محوطه تاریخی دارد که فقط 32 هزار محوطه ثبت ملی شدند!!! بقیه محوطه ها بدون هیچگونه حفاظتی بحال خود رها شدند و حتی یک تابلو و محدوده مشخصی ندارند!!! قاچاقچیان عَتیقه دائماً و بدون هیچ محدودیتی با ابزار آلات مُدرن به جان تپه‌های باستانی ایران می افتند و تمام لایه‌های تاریخی را تخریب میکنند! متاسفانه عملکرد میراث فرهنگی ایران افتضاح است و هیچ نظارتی بر میراث تاریخی ایران ندارد!


  • گوشه شهنشاه

    در نزدیکی روستای《گوشه شهنشاه》دره‌ای پوشیده از باغ‌های انبوه انار و انجیر وجود دارد. ﺁﺏ ﺷﺮﺏ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﻪ ﻭ ﺁﺏ ﺑﺎﻏﺎﺕ ﺍﺯ ﺳﺮﺍﺏ (ﺳﺮ ﺳﺮﺁﻭ) ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽ‌شود. بدلیل واقع شدن بُقعه شجاع‌الدین خورشید (ﺳﺮﺳﻠﺴﻠﻪ حکومت لُرکوچک) به گوشه‌ شهنشاه مشهور می‌باشد. در کنار این آرامگاه، گورستان قدیمی با سنگ ‌قبرهای کهن وجود دارد که بر روی آن‌ها آیاتی از قرآن کریم و کلمات مقدس با نقش‌های برجسته و خط زیبای کوفی کنده‌کاری شده است. آرامگاه در زمان شاهوردیخان آخرین اتابک لُر ساخته شده است. شجاع‌الدین خورشید به مدت 30 سال از آخر قرن پنجم تا اوایل قرن ششم هجری (580 - 621) بر حکومت لُرکوچک فرمانروایی کرده است. این فرمانروا به واسطه عدالت و دادگستری مقبره وی مورد احترام اهالی قرار گرفته است. پلان مقبره مستطیل شکل و پلان داخلی آن هشت ضلعی و هر ضلع آن 2.5 متر است. سبک معماری گنبد آن دو پوسته و مواد و مصالح آن سنگ، آجر ملات، گچ و ماسه آهک است. ارتفاع گنبد از سطح زمین 12 متر است، در وسط آن قبری است که برروی آن صندوق چوبی کنده کاری شده‌ای قرار دارد. این اثر به شماره 1920 در تاريخ 16 شهريور 1376 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ《گوشه شهنشاه》یکی از آثار بجای مانده از دوره صفویان در کنار مقبره شجاع الدین خورشید قرار ﮔﺮﻓﺘﻪ و ساختمان این ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ دارای 15 اتاق و صحنی به اندازه 300 مترمربع است. کل ساختمان به ﺩﻭ بخش تقسیم شده که بخش پشت ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍ محل نگه‌داری چهار‌پایان و بخش جلو اتاق‌های 9 مترمربعی تشکیل شده که محل استراحت مسافران بوده است. این بنا نيز به شماره 1921 و در تاریخ 16 شهریور 1376 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. همچنين دو ﺩﺭﺧﺖ ﺑﻨﻪ، ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺗﻮﺕ ﻭ ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺯﺭﺑﯿﻦ ﺍﺯ ﺟﺎﺫﺑﻪ‌ﻫﺎﯼ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﮔﻮﺷﻪ هستند ﮐﻪ آن‌ها نيز ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ 27 اسفند 1387 ﺩﺭ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﺛﺒﺖ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ.


  • بناهای تاریخی خرم‌آباد

    سرزمین لُرستان از هزاره‌های دور تاریخ، محل پیدایش ایجاد تمدن‌ها و《کُهن شهرها》بوده و آثار برجا مانده تاریخی در محدوده این استان (فیلی، بختیاری، جنوبی و سرزمین‌های پیرامونی آن) گواه روشنی است که خرم‌آباد《خایدالو》نام یکی از شهرهای کهن در این محدوده است و در دل دشت و دره‌ای تاریخی به همین نام واقع شده است. خرم‌آباد به عنوان پایتخت حکمرانی اتابکان لُرکوچک، والیان لُرستان فیلی و مرکز استان لُرستان، ده‌ها اثر و یادگار تاریخی گران‌بها از دوره‌های دور و نزدیک《پیش‌ازتاریخ، ساسانیان، سلجوقیه، صفوی و قاجار》را چون نگینی گران‌بها در دل خود به یادگار دارد. عمده‌ این آثار و بناها در محدوده یک بافت کهن و بسیار ارزشمند به نام《بافت تاریخی》شهر خرم‌آباد قرار گرفته‌اند. بافت تاریخی شهر خرم‌آباد به مساحت ۵/۷۲ هکتار در مرکز فعلی شهر و در ضلع غربی مجموعه کهن در و ارگ تاریخی شهر《قلعه فلک‌الافلاک》واقع شده و دارای ۷ محله کهن به نام‌های زید بن علی (دَر آغا)، باباطاهر (دَر بُوتار)، پشت بازار (پُش بازار)، درب دلاکان (دَر دِلاکی)، باجگیران (باجگیرِو)، پاسنگر و کلیم آباد (محله چاغروندها) می‌باشد. ار لایه‌های تاریخی و دوره‌های رشد شهر را از دیدگاه معماری و شهرسازی می‌توان به چهار دوره تقسیم کرد: دوره‌ شکل‌گیری هسته‌ی نخستین شهر، دوران صفویه، دوره حکمرانان قاجار و دوره‌ مربوط به پهلوی اول که از هرکدام آثار معماری باارزشی به یادگار مانده است. از آثار دوره‌ شکل‌گیری هسته‌ نخستین شهر می‌توان به آرامگاه زید ابن علی و آرامگاه منصوب به باباطاهر در مراکز محله‌هایی به همین نام‌ها در درون شهر قدیم، کتیبه تاریخی سنگ نبشته، مناره خرم‌آباد و آرامگاه منصوب به خضر《اتابک لُرستان》در اندک فاصله‌ای با شهر قدیم یاد کرد. حمام گپ، میدان گپ و《خانه‌ منصوری》از مهم‌ترین آثار بجای مانده از دوره صفویه در شهر خرم‌آباد هستند. از دوره قاجار آثار و بناهای پرشماری برجای مانده که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به《خانه و حسینیه‌ خورشیدی》، خانه جوادی، خانه مرحوم آیت‌الله سیدجواد جزایری، خانه چنگایی، خانه عصاره، خانه مرحوم آیت‌الله عبدالرحمن لُرستانی《پدر مشروطیت در لرستان》،عمارت بزرگ میرزا سید رضا، خانه چدنی، خانه سیف‌الله خان والی زاده، خانه توکل، خانه کاکاوند، خانه شمعون، کاروانسرای میرزا سیدرضا و...را نام برد. بناهایی همچون خانه فیروزی، خانه موسی جواهری، خانه رزاز، خانه ابراهیمی، گرمابه قاضی، مسجد توسلی، مسجد موسی ابن جعفر از جمله آثار برجای مانده از آخرین لایه‌ی معماری ایرانی–اسلامی (دوره پهلوی اول) در خرم‌آباد هستند. دکتر عطا حسن پور ‌باستان‌شناس و استاد دانشگاه گفت: در راستای حفظ بافت‌های تاریخی خرم‌آباد باید تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم چراکه لُرستان استانی صنعتی نبوده و سنت‌ها و آثار تاریخی این استان ظرفیت قابل‌توجهی برای تبدیل به《مقصد گردشگری》هستند.دکتر عطا حسن‌پور افزود: بافت تاریخی خرم‌آباد گنجینه زنده و بهترین فرصت برای برون رفت از رکود اقتصادی و رونق گردشگری است.با توجه به کمبود اعتبارات، فرهنگ‌سازی و تعامل دستگاه‌های اجرایی مهم‌ترین راهکار پیش روی حفظ بافت‌های تاریخی لُرستان به شمار می‌رود. زهرا بهاروند اظهار کرد: عدم معرفی شهردار بافت تاریخی خرم‌آباد یکی از معضلات این بافت‌ها است که حتی در راستای تأمین اعتبار این مناطق نیز مشکلاتی ایجاد کرده است. واگذاری خانه‌های تاریخی از سال ۹۶ در لُرستان آغاز شده که واگذاری《حمام گپ》به بخش خصوصی یکی از اقدامات موفق در این حوزه بشمار می‌رود. میراث فرهنگی لُرستان نه‌تنها مانع واگذاری خانه‌های تاریخی و دیگر بافت‌های تاریخی به بخش خصوصی نیست بلکه در راستای حفظ و نگهداری این آثار پیش‌قدم نیز می‌باشد.رییس سازمان عمران و بازآفرینی شهرداری خرم‌آباد نیز از انتصاب《شهردار بافت تاریخی》این شهر در آینده‌ای نزدیک خبر داد و گفت: اولویت اصلی حفظ بافت تاریخی خرم‌آباد است. اجرای طرح بافت‌های تاریخی نیازمند برنامه‌ریزی《سیستم محور》است. احسان ناصر مدیر مجموعه تاریخی حمام گپ گفت: سرمایه‌گذاری در این اثر تاریخی نخستین سرمایه‌گذاری غرب کشور در خانه‌های تاریخی و به‌عنوان الگویی موفق شناسایی شده است.


  • غار کَلدر خرم‌آباد

    نتایج مقدماتی گونه شناسی با مدنظر قرار دادن آناتومی فیزیکی و نتایج اسکن و همچنین تفسیر آن‌ها در《دانشگاه کپنهاک دانمارک》درحال انجام است نشان می‌دهد خوشبختانه فسیل مذکور مربوط به گونه هوموساپین《انسان مدرن_هوشمند》می‌باشد. غار کَلدر خرم‌آباد هم‌اکنون دارنده قدیمی‌ترین فسیل انسان هوشمند در ایران و یکی از معدود سایت‌های جهانی به شمار می‌رود که شواهد انسان هوشمند یا مدرن با این قدمت تاریخی در آن کشف‌ شده است. مدیرکل میراث فرهنگی لُرستان با اشاره به اینکه فصل سوم کاووش غار کَلدر خرم‌آباد اواخر خردادماه ۹۸ به اتمام رسید: آنالیزهای مولکولی این فسیل هم اکنون برای دریافت اطلاعات بیشتر درحال انجام است که نتایج آن منتشر خواهد شد. پروفسور《فابریک دمتر》با یک نامه رسمی از دانشگاه《کپنهاک دانمارک》این اتفاق مهم را به اطلاع رئیس پژوهشگاه میراث کشور، رئیس پژوهشکده باستان‌شناسی ایران، مدیرکل میراث فرهنگی لُرستان و سرپرست تیم کاووش غار کَلدر خرم‌آباد رسانده است. غار کَلدر خرم‌آباد در 5 کیلومتری شمال خرم‌آباد به شماره 18796 در فهرست آثار غیرمنقول کشور به ثبت رسیده است!


  • حسن عیلامی

    اولین طبیب خرم‌آبادی فردی به نام《حسن عیلامی》بوده است. فقط ميرزا مصطفی خان حكيم (متوفی 1279 خورشیدی) كه نام 24 متری حكيم‌آباد برگرفته از ساختمان محل طبابت اوست و طبیبی غیربومی بود، در اسناد و منابع دوره قاجار به عنوان تنها حكيم مسلمان اين شهر ياد شده است. اما اولين طبيب بومی خرم‌آبادی‌الاصل در عصر قاجار كيست؟《حسن عيلامی》فرزند مُلا حسین و بی‌بی سکینه حدود سال 1255 هجری خورشیدی در خرم‌آباد لُرستان به دنیا آمد. پدر وی اصالتاً از ساکی‌های ساکن خرم‌آباد بود. حسن در نوجوانی عازم عثمانی شد و مدت‌ها در بیمارستان‌های استانبول و شهرهای مختلف مِصر دستیار پزشکان آن‌جا می‌شود. وی پس از سا‌ل‌ها کسب تجربه در دستياری طبابت پزشكان آن ديار، با داشتن مدرکی معتبر از عثمانی، دوران حکومت احمدشاه قاجار به ایران باز می‌گردد و با داشتن مجوز در《آبادان》مطب دایر می‌نماید. مطب وی تا اواسط دوران حکومت رضاشاه در محل کنونی خیابان امیری جنب سینما شیرین نزدیک بازار کویتی‌های آبادان قرار داشت. حکیم حسن عیلامی زمان حضور در عثمانی با دکتر امیرخان اعلم (1340-1255) آشنا شد و با وی که طبیب مخصوص احمدشاه و در اواخر دوره رضاشاه نیز رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران بود، رفاقت و مُراوده داشت.《حكيم حسن عیلامی》مدتی نیز در تهران با وی همکاری می‌کرد. مرحوم حسن عیلامی دو همسر داشت که همسر اولش بی‌بی نبات دزفولی بود و از او یک پسر به نام عبدالحسین‌خان و دو دختر به نام‌های فاطمه و سارا داشت. عبدالحسین سال 1315 با خانم خسروی ازدواج کرد که 3 پسر و 4 دختر آن‌ها همگی ساکن آمریکا شدند. سارا دختر حکیم حسن عیلامی همسر "برهان زمان‌پور" (1389-1300) فرزند حاج اسدالله زمان‌پور (زمانی) بانی حمام حاجی اَسَلا در درب‌دلاکان خرم‌آباد (حدود کنونی زورخانه طیب) بود. فاطمه دختر بزرگ حكيم نیز همسر نورالله فروغی (1372-1281) پسر دیگر حاج اسدالله و از سیاستمداران و روزنامه‌نگاران دهه ۲۰ خرم‌آباد بود. حکیم از همسر دومش به نام گشسب‌بانو سگوند فرزندی نداشت. مرحوم حکیم حسن یک برادر به نام میرزا "محمد عیلامی" (1337-1271) داشت که معلم بود. وی خواهری هم به نام فرخ داشت که همسر اول حاج اسدالله زمان‌پور (1323-1246) از تجار سرشناس و معاریف محله درب دلاکان خرم‌آباد بود. حكيم حاج حسن عیلامی شهریورماه 1320 درگذشت و در قبرستان "علی بن مهزیار اهواز" به خاک سپرده شد.


  • نبرد با آسیاب بادی

    سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند. در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست. در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟ لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند. اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم. واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد. به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم. حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اُسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند درحالیکه مسئله چیز دیگری است. پی‌نوشت: دُن کیشوت یا《دُن کیخونه دلامانچا》رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه؛ محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • خرم‌آباد منبع پایدار آب ندارد!

    الآن تمامی شهرها برای تامین آب، سد میزنند ولی مسئولین بیتفاوت لُرستان بجای مطالبه بودجه عمرانی برای ساخت سد، دارند چاه عمیق میزنند! آبهای زیر زمینی ذخیره استراتژیک منطقه هستند و باید دست نخورده باقی بمانند ولی الآن هشتمین چاه عمیق را هم دارند در خرم‌آباد میزنند آنهم برای آبیاری فضای سبز و شرب!!!


  • دکتر علی‌اصغر مجیدی

    خــرم‌آبــادِ عـــزیــزم، زادگـاهِ بـا صـفـایــم دیـده و دل بـر تـو دارم، هر زمانی هر کجایـم / ای بـهـشــتِ جــاودانـی، خــرم و آبــاد مــانـی خـوش‌تـر و زیـبـاتـر از تـو، نیسـت جایی از برایم / بـا هـوای دل‌فــریـب و بـا فـضای بـا صـفـایـت در هــوای آن فـضـا و آن صـفــا و آن هــوایـم / سـرزمـیـن چـشـمـه‌ها و میوه‌های خوشگواری بـاغ و بـسـتـانِ تو باشـد دلنـواز و جـان‌فـزایـم / چـشمه‌هایت قطره‌های اشکِ شویشِ روزگار است با خـروش و جـوشِ آن‌هـا، بی‌نیـاز از هر فـضـایــم / آبِ گَـرداو و گـُـلـِسـو یـا کـه شــَوا و کـیــو را گـر به از زمـزم بـخـوانـم، کـَس نگوید بر خطایم / کوه ودشتت بسـتـه آذین، سر به سر با سبزه و گل سـال‌هــا خـود، بـا زبـانِ لالـه‌هـایـت آشـنـایـم / شـاهــدِ آوازه ایــلام و مــاد و پــارت بــودی یـادگــارِ بـی‌شـمـاری داری از مـجـدِ نـیـایــم / قلعه‌ای زیـبـا و معـظـم، برفـرازت می‌سـرایـد کاین منم کز عهـدِ ساسان، سرافراز و پا به‌ جایم / خاسـتـگاهِ مَردمانی سـخـت‌کوش و تیزهوشی مـن مـُریـدِ ایــن تـبـارِ بـاوقـار و بـی‌ریـایـم / از زنـانِ مهـربـان و بـاوفـایـت هــر چـه گـویـم کِی به گِـردِ وصـفِ آنان، راه جوید گـفـته‌هایم / شـیـرمـَـردانِ دلـیـرت، بی‌نـظـیـرنـد از تـواضـع لـفــظِ شـایـانی نـدارم تـا کـه آنـان را سـتـایـم / ایـن کـه مـن ازآن دیـارم، فـخـر بـر افـلاک بـارم هـر چه دارم از تـو دارم، از صـفـایـم تا وفـایم / سـوز و سـازِ دیـدنِ تــو، می‌زنـد هــر دم نـهـیـبــم وای اگـر این سوزِ دلـکش، لـحـظه‌ای سازد رهـایـم / شـور و حـالِ نـغـمـه‌هـای روح‌بـخـش و دل‌گـشایت آنـ‌چـنان مـسـتـم نـمـایـد، گـویـی از عـالـم جـدایـم / مَـردمـت از مـردمی و خـوبی و مـهــمـان‌نـوازی شـُهــره دهرند و حاجـت نیست، من شرحش نمایم / ای مـجـیـدی! گـر بـنـوشـم جـامی از آبِ ارازش در کـنـارش عـقـده‌های دردِ غربت را گـشـایـم / تـــوضـیـحات: گَـرداو، به معنای گرداب: چشمه‌ای سـنگی در میدان تختی خـرم‌آباد. گـلـسـو، به معنای گـلـستـان: چـشـمـه‌ای در شمال قـلـعـه بـاسـتـانی فلـک‌الافـلاک. شَـوا، به معنای شـاه‌آبـاد: نـام چـشـمـه‌ای در مـنـطـقـه شاه آباد سابق و مـطـهـری (سرچشمه) امـروزی. کـیـو: دریاچه‌ای زیبا درشمال خـرم‌آبـاد و در جوار محله‌ای بـه هـمـیـن نـام. آب اَراز: چـشـمـه‌ای واقـع در جنوب ساختمان شـهـرداری کـنـونی خــرم‌آبـاد.


  • علی میر دریکوند

    علی میر دریکوند از نویسندگان لُرستانی است که ۱۲۹۶ خورشیدی در روستای دادآباد در جنوب خرم‌آباد متولد شد. پدرش "نقی" از دهقانهای آن منطقه به شمار میرفت که در میانسالی درگذشت و علی را در سرپرستی خواهران و برادرانش تنها گذاشت. محمدرضا والیزاده معجزی در تاریخ لُرستان نوشته در دارالتربیه عشایری و دبیرستان پهلوی خرم‌آباد تحصیل کرد و در آنجا با زبان فرانسه آشنا شد. با اینحال مسئولیت سرپرستی خانواده سبب شد از ادامه تحصیل باز بماند و مشغول کار در پادگان لشگر خرم‌آباد شد و با افسر انگلیسی بنام جان همینگ آشنا شد و زبان انگلیسی را فراگرفت. استعداد خارق‌العاده و علاقه وصف‌ناپذیر موجب شد در مدت کوتاه به غیر از انگلیسی با فرانسوی، عربی و روسی آشنا شود. او کتابهای: برای گونگادین بهشت نیست و نورافکن را به زبان انگلیسی نوشت که توسط جان همینگ به انگلیسی منتقل شد و در آنجا توسط یکی از ناشران منتشر گردید. کتاب《برای گونگادین بهشت نیست》مورد توجه مجامع ادبی لندن قرار گرفت و برنده جوایزی شد لیکن این اتفاق زمانی رخ داد که خالق گونگادین چهره در نقاب خاک کشیده بود. علی میردریکوند ۱۳۳۷ به بروجرد رفت و ۵ آذر ۱۳۴۳ فوت کرد و در امامزاده جعفر بروجرد خاک شد. دکتر ابراهیم باستانی پاریزی درکتاب (کوچه هفت پیچ، ص ۴۲۳) مینویسد: وقتی قشون احمد آقاخان (سپهبد امیر احمدی) به لُرستان رسید و تنگ ملاوی پلدختر (پا پیل) را تسخیر کرد و بطرف خوزستان رفت، علی میر دریکوند (گونگادین لُر) درباره او گفته بود: تو ای کجک کلا خنجر کش گردن گلاوی _ گذشتی عاقبت از پوزه تنگ ملاوی. غلامحسین معماری اینگونه علی میر دریکوند را در شعرش می‌ستاید: نازم این طاقت و این صبر و گران جانی را _ وین همه رنج علی، میر لُرستانی را / کاخ ییلاقی او بود سر گورستان _ کن نظر مسکنت و فقر و پریشانی را / موقع بهمن و دی مأمن وی گلخن بود _ یعنی ای دوست ببین کاخ زمستانی را / موی ژولیده و رخسار غبار آلوده _ هیچ نشناخت کس آن گوهر پنهانی را / گاه میگفت: بسوزه دلتان بر حالم _ گاه یا حضرت عباس برسان بانی را / بود تا زنده ز دل درد و خماری نالید _ کس نپرداخت به او حق مسلمانی را / حال سرتاسر دنیا همه جا صحبت اوست _ کرده مشغول بخود عالی و هم دانی را / منتشر گشت کتابش چو به لندن فهماند _ هوش سرشار لُر و ملت ایرانی را / چهره ایی بود که چون پرده برافتاد از او _ کرد روشن افق عالم انسانی را / شرح داده است به نورافکن و گونگادینش _ قصه بی سر وسامانی و حیرانی را / با چنین تیرگی بخت، کس معماری _ نتواند سپرد این ره طولانی را.


  • قطب رشد (شهر غالب)

    دهه چهل زمان نخست‌وزیری هویدا طبق برنامه چهارم توسعه شهرهای اصفهان، تبریز، اراک و اهواز بعنوان قطب صنعتی و عمرانی درآمدند. این تحول موجب رشد مهاجرت به این شهرها شد. این سیاست (قطب رشد) موجب نابرابری ناحیه‌ای و عدم عدالت سرزمینی در بلادلُرنشین شد چون هیچ شهر لُرتباری قطب رشد و کلانشهر نشد. در طرحها و برنامه‌های توسعه، برای برخی قومیت‌ها منطقه ویژه‌ای در نظر گرفته شد (تبریز برای ترکها، اهواز برای عربها، کرمانشاه برای کردها) اما در مورد قوم لُر در تقسیمات و برنامه‌ریزی منطقه‌ای، هر قسمت از بلادلُرنشین در حاشیه یکی از مراکز توسعه قرار گرفت و هیچ شهر لُرتباری برای خدمت رسانی فرااستانی انتخاب نشد! لُرستان سال پنجاه و یک زیرمجموعه تهران، در طرح آمایش سرزمین زیرنظر خوزستان و در طرح اُفق هزار و چهارصد زیرنظر کرمانشاه قلمداد شد! بین شهرهای لُرستانات ارتباط ریلی و جاده‌ای مناسب وجود ندارد و شهر لُرنشین غالبی شکل نگرفته که در درازمدت موجب اضمحلال فرهنگی مردم لُر در کلانشهرهای اطراف می‌شود. در بسیاری از قومیت‌ها یک شهر بزرگ نقش مرکزیت قومی را ایفا می‌کند اما در قوم لُر هیچ شهری این نقش را ایفا نکرد! خرم‌آباد به‌عنوان حاکم نشین لُرکوچک به‌دلیل خدمات دهی ضعیف و عدم رشد زیرساختها نتوانسته احساس تعلق تمام لُرها را به این شهر برانگیزد. ایذه پایتخت لُربزرگ هم به‌علت جمعیت کم، مرکز استان نبودن و کاهش سیطره تاریخی دیگر آن مرکزیت را ندارد. یکی از روشهای بالا بردن غرور و تعلقات قومی مردم لُر، پیشرفت شهرهای لُرنشین می‌باشد که یک شهر باید نقش مرکزیت را به‌عهده بگیرد. حسین سعیدیان در سرزمین و مردم ایران، صفحه چهارصد و یک می‌نویسد: کرمانشاه تا حمله مغول دهات بود حالا چرا کرمانشاه می‌تواند یکی از حوزه های شاخص پزشکی کشور باشد اما در لُرستان حوزه پزشکی متناسب با ظرفیتها اثرگذار نیست. سزاوار نیست لُرستان بیمارانش را پس از سالها سرگردانی در بیمارستانهای تهران، اکنون برای درمان به شهر مرزی کرمانشاه اعزام کند! هرچه از روزگار قاجار و پهلوی به این طرف می‌نگریم مرز بین لُر و کُرد به نفع دومی دگرگون شده! مردم ما تعصب قومی ندارند و فقط طایفه خود را می‌کاوند. ایلام و کرمانشاه حاصل تجربه نگاه برادرانه ما به کُردها بود و شاهد مرگ هویت لُری در این مناطق هستیم لذا اعتماد دوباره به کُردها تحت هر عنوانی خیانت به مصالح قوم لُر است و نباید یک خطا را دوباره تکرار کنیم.


  • ونیز خسته

    ونیز خسته؛ اثر سید حمید جهانبخت: خرم‌آباد که بی‌تابم برایش _ «گلستان» چشمه‌ساری از گلاب است / چنان پنهان شده از دیده آبش _ «سرابیاس» چشمه‌ساری نامنظم / «سراب چنگایی» آبش زلال است _ چو «شهوا» عرضه دارد گوهر ناب / به فیروزه شبیه «گرداب‌سنگی» _ بدان «گرداب‌ بردین» است پُر بار / گروهی شهروند کار وارون _ گهی هم این طبیعت غرق رازست / به پاس رنج‌های «پل‌شکسته» _ «کیاو» روزی به مرداد مثل مرداب / ولی زین پس نبیند خشکسالی _ در آخر ذکر ما «خُلد برین» است / ز «مخملکوه» جاری پلّکانی _ شنا کردیم به «خرّم‌رود» روزی / ولی امروز آن رودی که چالاک _ تمام داشته‌ها گر نیک دانی / مثال نعمتند از دیده پنهان _ بخواهیم از خداوند کریمش / خرم‌آباد ونیزی سخت خسته _ کمی هم بشنوید از آبهایش / که بی او حال شهر ما خراب است _ به سختی می‌توان دید جلوه‌گاهش / که گاهی هست گاهی نیست گه کم _ که بی نیلوفران حُسنش محال است / چرا حبس ابد دادند به این آب؟ _ صد افسوس جلوه‌گاهش جای تنگی / پری ‌چهریست در پرده گرفتار _ زلالش کرده از بیراهه بیرون / کهن داروی ما آب «اراز» است _ به گِردش برکه‌هایی چند بسته / دهانش باز همچون خسته در خواب _ رسانیدند به آن آب زلالی / که الحق واجد صد آفرین است _ به روی صخره‌ها با مهربانی / در آن هنگام که خورشید داشت سوزی _ به زحمت بستر خود کرده نمناک / گرامی ثروتند همچون جوانی _ که تا داری ندانی قدر آنان / نگردند خشک آبهای قدیمش _ که خود کردیم اندامش گسسته...


  • هوشنگ رئوف

    نام‌ات لذت آرامشی ست بر آشوب و اضطراب دل‌ام، وقتی که ظلمت جاده پیچ می‌خورد پیچ در پیچ، بر بغض پنهان گلویم. نام‌ات صف طویل چراغ‌هاست از چند فرسخی مثل مشعل گردانی سپاه آریوبرزن، در مشت‌های پرصلابت بلوط، به حراست از خشت‌خشت فلاک‌الافلاک، بر بام کوهستانی دیارم. نام‌ات دیدن تابلویی ست، در ورودی زادگاه‌ام، نیمه‌شبی که خسته از راهی دور می‌رسم اولاد ارشد لُرستان، زیبا مثل خودت خرم‌آباد ... شعر: استاد هوشنگ رئوف


  • رضا سقایی سلاحورزی

    استاد رضا سقایی《طلای آواز ایران》از طایفه لُر سلاحورزی، فروردین سال ۱۳۱۸ در محله قدیمی پشت بازار خرم‌آباد بدنیا آمد. با کشف استعداد او توسط محمد رایگان گوینده رادیو به بی‌سیم ارتش در قلعه فلک الافلاک رفت پس ازمدتی توسط حمید ایزدپناه به رادیوتهران معرفی شد و دو ترانه گندم‌خر و کوش‌طلا راخواند و در طول زندگی هنری خود با استاد، مجتبی میرزاده، نبی فیروزی و فرج علیپور همکاری داشت. به تشویق عبدالله غیابی نخستین فیلمساز لُرستانی براساس موسیقی متن فیلم میراث پس از اکران ترانه‌های لُری را با سازهای خارجی اجرا کرد و در همان اثر ترانه دایه دایه معروف‌‌ترین اثر خود را به یادگار نهاد. وی در اواخر جنگ ایران و عراق در شهر ازنا بر اثر اصابت ترکش یک بمب مجروح شد و تا پایان عمر به خاطر عوارض آن بیمار بود. از جمله کارهای معروف او «زندگی بی‌ چشم تو درد و عذابه» است که بعدها عبدالوهاب شهیدی و علی‌اصغر زند وکیل هم این کار را خواندند. سقایی بعد از ۱۳۴۴ بسیار معروف و به خواننده‌ای شناخته شده تبدیل شد و تا ۱۳۵۷ خوانندگی را ادامه داد. بعد از انقلاب تقریباً خواندن را کنار گذاشت. تنها فیلمی که از او به یادگار مانده فیلم مستند《رضا دوباره می‌خواند》به کارگردانی سید محمد سیف‌زاده می‌باشد که زندگی و آثار او را در دهه شصت به تصویر کشیده است. ترانهٔ موتورچی (دایه دایه) که سال‌ها پیش با تنظیم مجتبی میرزاده و با صدای سقایی اجرا شده بود در سال ۱۳۸۶ در میان ترانه‌های فاخر و ماندگار ۱۰۰ سال اخیر موسیقی ایران به ثبت ملی رسید. تا پیش از انقلاب ۵۷ کاست‌هایی معمولاً بدون نامِ آلبوم به صورت غیررسمی و توسط استریوهای وقت تهران ازجمله شرکت سی‌بی‌اس به‌صورت سیستم دالبی حرفه‌ای از وی پخش شد ولی پس از انقلاب به اهتمام اهالی موسیقی لرستان و به‌ویژه شرکت‌های آوای سپهر و نوای زاگرس سه آلبوم قدم‌خیر، تفنگ و موتورچی از وی انتشار یافت فیلم مستند《رضا دوباره می‌خواند》به کارگردانی سیدمحمدسیف‌زاده در سال ۱۳۹۴ به‌صورت سینمایی اکران شد. در سال ۱۳۹۵ نیز تعداد هفت ترانه از ترانه‌های تمرینی و بدون ساز رضا سقایی که درمحافل خصوصی خوانده بود با تلاش امین عباسیان، ریاست انجمن موسیقی لُرستان، و جمعی از نوازندگان شهرستان خرم‌آباد در قالب آلبومی با عنوان دنگ دیر به علاقه‌مندان عرضه گردید. آثار منتشرنشده‌ی بسیاری از او به یادگار مانده است. رضا سقایی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹ به دلیل نارسایی تنفسی در پی سکته‌ی مغزی در بیمارستان ساسان تهران درگذشت. پیکر وی در تاریخ ۳۱ تیر ۱۳۸۹ در تهران تشیع و به شهر زادگاهش خرم‌آباد منتقل شد، در این مراسم تعدادی از هنرمندان و اهالی لُرستان و دوستداران این هنرمند شرکت داشتند. درویش‌رضا منظمی، نوازندهٔ کمانچه، با انتقاد از کم‌توجهی مسئولان به وضعیت هنرمندان گفت: هنرمندان بیش از آنکه نیازمند مادیات باشند به توجه و محبت نیاز دارند و ما امروز شاهد هستیم که سقایی که بیش از ۲۰ سال بیمار و در کنج خانه‌اش افتاده بود هیج کس سراغی از او نمی‌گرفت ولی حالا همه به سر و سینه خود می‌زنند. علی‌اکبر شکارچی، خواننده و کمانچه‌نواز، دربارهٔ سقایی گفت: مردم هنردوست ایران، لُرستانی‌های عزیز هنرپرور، ذهن و گوش و هوش شما و فرزندانتان در سراسر ایران با نغمه‌خوانی سقایی با موسیقی لُری آشنا شد. او با تهی‌دستی و صبوری نهال موسیقی لُری را در طول عمر پربارشان در جان شیفته شما غرس کرد. اکنون بسیار متأسفم که سرنانوازان لُرستان در سوگ او بایستی ساز بنوازند. پیکر رضا سقایی پس از تشییع در تهران به خرم‌آباد منتقل شد و در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ با شرکت جمعی از مسئولان دولتی استان لُرستان، مردم، اهالی موسیقی و دوست‌داران وی تشییع و در قطعه هنرمندان آرامستان خرم‌آباد به خاک سپرده شد. عجب صوت خوشی داری قناری _ بگو از دل بگو از بیقراری / در این سرمای سرد استخوان سوز _ بیا ما را بهاری کن بهاری. بیا ای کبک خوشخوان زمانه _ برای من بخوان شعر و ترانه / بیا کوه دلم را پر ز گل کن _ به یک آهنگ ناب عاشقانه. سراپا نغمه وسازی سقایی _ طلای ناب آوازی سقایی / تویی تو تک سوار عشق و آواز _ به دشت عشق میتازی سقایی.


  • کاسمسا رسمی لُری

    کاسمسا رسمی کهن و دیرینه میان لُرها: کاسمسا_رسم_تمام_لُرهاست و مخصوص هیچ ایل و طایفە خاصی نیست. کاسمسا؛ مقداری خوراکی و یا غیرە کە از همسایە ای گرفتە و یا بە همسایە ای ‌دادە میشود می‌گویند. کاسمسا واژە ای مرکب کاسە + همسایە است و مخفف آن کاسمسا میشود. در لری_کاسمسا_و_کاس_هومسا میگویند. لُرهای_لُرستان میگویند: سِیل بَکو اِمسال هومساتِم، دِل وِە تَما کاسمساتم. لُرهای_حومە_نهاوند: کاس هومسا گیەنِ سیر نمینەَ، تمارزوینِ میشکِنەَ.


  • قم خوبه یا کاشان؟

    طرح جابجایی مرکزیت غرب کشور از کرمانشاه به همدان (سگ زرد برادر شغاله) از سالها پیش کلید خورده و بخشهایی از آن عملیاتی شده اما این برای استان تاریخی لُرستان با آن همه منابع طبیعی و موقعیت سوق الجیشی فرقی ندارد که مرکزیت غرب کشور با شهر مرزی کرمانشاه یا همدانی باشد که به لحاظ جمعیت و وسعت کوچکتر از لرستان است! مسئله مطرح شده فرودگاه همدان جز آخرین مراحل این موضوع هستند. بطور مثال: قرار دادن مرکزیت اسناد و کتابخانه ملی غرب کشور در همدان (شامل ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان و همدان) قراردادن مرکزیت ایران خودرو غرب کشور در همدان / دفتر منطقه ای ایساکو غرب کشور در همدان / جدا نمودن همدان از برق منطقه ای غرب / جدا نمودن همدان از آب منطقه ای غرب / قراردادن مرکزیت تامین اجتماعی غرب کشور در همدان / قراردادن مرکزیت غرب کشور دانشگاه پیام نور در همدان / قرار دادن مرکزیت غرب کشور بانک مسکن در همدان / مرکزیت چاپ غرب کشور در همدان (قابل ذکر است تعدادی از روزنامه های کثیر الانتشار دولتی نظیر ایران جام جم و همشهری در همدان چاپ و به استانهای غرب کشور ارسال میگردد) / راه‌اندازی مرکز پایش مراقبتهای درمانی غرب کشور در همدان / مرکز مطالعات تاریخی و تاریخ پژوهی غرب کشور در همدان / قرار دادن قطب کشوری المپیاد غیر متمرکز غرب کشور به مرکزیت دانشگاه بوعلی سینای همدان / قرار دادن مرکزیت مخابرات غرب کشور در همدان / اداره کل تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی منطقه غرب طی مصوبه ای با پوشش دادن استانهای همدان، ایلام و کرمانشاه به مرکزیت همدان در سه حوزه ارتباطی، گمرکات، فناوری توزیع و عرضه و...جا دارد نمایندگان لُرستان بصورت جدی پیگیر این مسئله و به دنبال حق قانونی و طبیعی لُرستان باشند چرا که تاریخ از کسانیکه حقی از مردمی که سالها در جنگ آسیب دیدند و دومین استان خسارت دیده از جنگ است و پیامدهای حین و بعد از جنگ را صبورانه تحمل کردند را ضایع کنند به سادگی نخواهند گذشت.


  • پادگان 07 خرم‌آباد

    در طول تاریخ در بلادلُرنشین به‌ویژه لُرستان رخدادهای زیادی به وقوع پیوسته که برخی از آن‌ها تاریخ‌ساز بوده و به‌اصطلاح جریانِ زندگی در این مناطق را تحت تاثیر قرار داده؛ به‌عنوان مثال سقوط زندیه بدست آغامحمدخان قاجار یکی از این رویدادهاست که نه تنها در سرنوشت قوم لُر که در سیر تاریخی و تحولات سیاسی ایران در دو قرن گذشته تاثیر بسزایی داشته و چه‌بسا اگر قاجارها بر زندیه فائق نمی‌آمدند اوضاع کشور از نظر ساختار سیاسی، اجتماعی، قومیتی و حتی مساحت و موقعیت جغرافیایی با شرایط کنونی به‌طورکامل متفاوت بود. سالهای روی کار آمدن پهلوی از آن جهت برای مردم لُرستان دارای اهمیت است که در این دوره به اسم اصلاحات و ایجاد نظم و امنیت، ایلات لُر قتل عام وغارت شدند و می‌توان گفت درهزار سال گذشته قوم لُر تا این حد مورد ظلم قرار نگرفته و به‌اصطلاح تحت تسویه نژادی و نسل‌کشی قرار نگرفته است. در این دوره رجال طراز اول لُرستان به بهانه‌های مختلف اعدام یا خانه‌نشین شدند، تعداد بی‌شماری از دلاوران لُرستان قتل عام و بازماندگان آن‌ها به نقاط مختلف تبعید و کوچانده شدند؛ افرادی نظیر "سپهبدامیراحمدی" که به قصاب لُرستان مشهور است نه تنها محاکمه نشد که به‌عنوان نخستین ارتشی ایران به درجه سپهبدی ارتقا یافت! گفته می‌شود پهلوی به منظور سرکوب لُرها با استفاده از نیروی هوایی، اقدام به خرید هواپیما می‌کند؛ دکتر داریوش رحمانیان در کتاب "ایران بین دو کودتا" صفحه 113 دراین‌باره می‌نویسد: «آمریکا به ایران سلاح و هواپیما نفروخت و سفیر ایران در پاسخ او گفته بود "مقصود دولت ایران در خرید هواپیما اقدامات خصمانه علیه همسایگان نیست بلکه برای سرکوب و تادیب ایلات و عشایر بخصوص لُرها و ایجاد امنیت داخلی است!» ایران ناگزیر پس از پاسخ منفی آمریکا به سمت آلمان رفت و در سال 1301 خورشیدی نخستین هواپیمایی جنگی را از شرکت یونکرس آلمان خریداری کرد و برای نخستین بار نیروی هوایی در عملیات فتح لرستان، شهرهای لُرنشین را بمباران کرد!!! به این ترتیب می‌توان ادعا کرد سالها قبل از آنکه "صدام" کُردها و شهروندان مخالف خود را بمباران کند، این پهلوی بود که به‌عنوان نخستین حکومت در خاورمیانه مردم خود را بمباران و قتل عام کرد! کشتار و سرکوب لُرها توسط ارتش رضاخان بی شباهت به نسل‌کشی نیست و می‌توان این جنایات را "هولوکاست" قوم لُر تعبیر کرد. با این تفاسیر هر کدام از رخدادهای لرستان در دوره پهلوی اول ظرفیت تبدیل به یک موضوع و سناریوی جذاب برای تولید فیلم‌های بلند سینمایی را دارد که می‌توان در خلال آن زوایای پیدا و پنهان این حوادث و رویدادها را به تصویر کشید. اگر در آینده فیلم‌ساز و یا مستندسازی بخواهد رویدادهای عصر پهلوی اول در لُرستان را به تصویر بکشد بهترین مکان‌ها یا به قول سینمایی‌ها مناسب ترین"لوکیشن" پادگان 07 (هنگ سوار) و ساختمان "سربازخانه" در کنار "باغ فلاحت یا کشاورزی" خرم‌آباد است؛ باغ کشاورزی که با خیانت عده‌ای از مسئولان، تغییر کاربری داده شد و هم‌اینک فقط مقدار کمی از آن با عنوان"باغ گیاه‌شناسی زاگرس" باقی‌مانده است. حالا به نقل از شهردار خرم‌آباد "بر اساس توافق با استاندار و فرمانده لشکر ۸۴ خرم‌آباد، پادگان 07 که در مرکز شهر واقع‌شده تا یکماه آینده آزادسازی و به‌صورت کامل تخلیه و تخریب می‌شود." انتشار این خبر موجی از نگرانی را در بین دوست داران میراث فرهنگی و تاریخی ایجاد کرد و باعث شد اهالی رسانه به این خبر واکنش نشان دهند؛ این درحالیست که پادگان 07 خرم‌آباد به شماره 31568 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و تغییر کاربری آن خلاف قانون است. مدیرکل میراث فرهنگی لُرستان دراین خصوص گفته: «مجموعه بناهای واقع در پادگان 07 از سلسله بناهای به‌جامانده از دوران پهلوی اول در خرم‌آباد است که با کاربری نظامی احداث شده‌اند و حفاظت از آن‌ها به‌عنوان بخشی از تاریخ شهر و هم‌چنین بازخوانی سبک معماری زمان خود که دارای ویژگی‌های خاصی بوده، بسیار حائز اهمیت است.» برخی نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند شهر روح دارد، تاریخ دارد، هویت دارد و فضای شهری تنها از سیمان، شن و ماسه تشکیل نشده! به همین دلیل در تصمیم‌گیری‌های این دسته از افراد در امور شهری، ملاحظات اجتماعی، روان‌شناختی و تاریخی سازه‌ها رعایت نمی‌شود. درصورتیکه اگر اصول معماری و شهرسازی و مسائل روان‌شناختی در ساخت‌وسازها مراعات شود، زیبایی و آرامش ناشی از این فضا و نیز ارزش‌های احساسی، عاطفی و روانی آن‌ها هم به شهروندان منتقل خواهد شد و در درازمدت تاثیر خود را بر رفتار آن‌ها خواهد گذاشت. بعضی از مسئولان در زمینه ساخت‌وسازها و ساماندهی امور شهری دیدگاهی شبیه


  • غار باستانی کلدر خرم‌آباد

    غار کلدر، در شمال شهر خرم‌آباد در دهستان رباط نمکی، روستای قلعه سنگی قرار دارد و از معدود سایت‌های جهانی است که شواهد انسان مدرن در آن یافت شده و قدیمی‌ترین زیستگاه زندگی بشر هوشمند در جنوب غربی آسیا به شمار می‌رود که در 28 اسفند سال 1385 با شماره 18796 به‌عنوان یک اثر ملی لُرستان ثبت جهانی شده است. این غار زیست‌گاه انسان‌های هوشمندی بوده که سال‌ها در غارهای لُرستان در دامنه زاگرس زندگی کرده‌اند و پایه‌گذار زندگی انسان متمدن در غرب آسیا بوده‌اند و این تمدن توسط آن‌ها، به قاره اروپا ورود پیدا کرده به‌طوری‌که در قدیمی‌ترین سایت‌های تاریخی در کشورهای اروپایی، قدمت زیست انسان هوشمند در این کشورها هنوز از 50 هزار سال تجاوز نکرده‌است این درحالی است که در آخرین کاوشهای گروه باستان‌شناسی غار کلدر خرم‌آباد این رقم از 54400 سال به 63 هزار سال رسیده است که با توجه به نیمه‌کاره بودن مطالعه لایه‌های تاریخ‌نگاری در غار کلدر و با ادامه مطالعات و کاوش‌ها، این رقم افزایش خواهد یافت. بی‌توجهی میراث فرهنگی به تاریخ لُرستان: برخی از خبرگزاری‌های معتبر دنیا، خبر کشف قدمت 63 هزارساله غار کلدر در خرم‌آباد در روزهای اخیر را در صدر اخبار خود قرار دادند و بطور مفصل به آن پرداختند. پژوهشکده باستانی کشور هم ضمن تائید این ادعا، این خبر را منتشر کرد این درحالی است که سکوت معنی‌دار میراث فرهنگی در اینباره، خستگی را به جان باستان‌شناسان غار کلدر بجای گذاشت. مدیر گروه باستان‌شناسی غار کلدر در اینباره به «یافته» می‌گوید: درحالی‌که تمام منابع و اسناد قانونی خبر از جابه‌جایی 9 هزارساله قدمت زندگی انسان هوشمند در غار کلدر می‌دهد، گویا میراث فرهنگی لُرستان، این واقعه مهم را انکار و در همین راستا هم هیچ خبری منتشر نکرده است!!! دکتر بهروز بازگیر ادامه می‌دهد: بعد از یک دهه کاوش در غارهای خرم‌آباد خوشبختانه توانستیم ثابت کنیم که قدمت حضور انسان هوشمند در غار کلدر 63 هزار سال است. او اظهار می‌کند: پژوهشکده باستان‌شناسی کشور نتیجه تحقیقات باستان‌شناسی غار کلدر را تائید کرده است و قدمت این غار در کل دنیا از بحث‌های داغ محافل علمی باستان‌شناسی است. وی معتقد است که میراث فرهنگی به تاریخ لُرستان بسیار بی‌توجه است و با برخورد سلیقه‌ای با برخی افراد، اصل موضوع که حراست و حمایت از میراث این سرزمین کهن است را به باد فراموشی سپرده است!!! بازگیر می‌گوید: چون میراث فرهنگی لُرستان به‌ندرت از کارشناسان حاذق و مرتبط در امور مختلف میراث این سرزمین استفاده می‌کند نمی‌توان انتظاری بیش از این داشت. میراث فرهنگی لرستان به تعهداتش پای بند نیست! بازگیر می‌گوید: این سازمان به متن قراردادمان با میراث فرهنگی لُرستان چند پیوست، بدون اطلاع ما اضافه کرده است که بر طبق آن، تعهداتی برای ما ایجادشده درحالیکه ما از آن‌ها کاملاً بی‌اطلاع بوده‌ایم. دکتر بازگیر پژوهشگر خرم‌آبادی می‌افزاید: هزینه فصل دوم کاوش غار کلدر توسط《دانشگاه لیژ بلژیک》پرداخت شد!!! در دنیا برای تاریخ زندگی بشریت احترام زیادی قائل‌اند و در لُرستان با برخورد سلیقه‌ای با اتفاقاتی از این دست، فقط زمینه فرصت سوزی بیش از پیش را فراهم می‌کنند. دکتر بهروز بازگیر می‌گوید: باوجود عدم‌حمایت سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری لُرستان از این طرح، کاوش‌ها هم چنان ادامه دارد و با وجود سنگ‌اندازی‌های موجود، ما اینکار را در سطح بین‌المللی پیش خواهیم برد. او می‌گوید: نتایج اخیر این کاوش‌ها در عمق 163 سانتی‌متر لایه پارینه‌سنگی میانه غار کلدر به دست آمده است و از آن جایی که عمق نهایی نهشته‌های فرهنگی این لایه بین 200 تا 220 سانتی‌متر متغیر است دستیابی به قدمت نهایی پارینه‌سنگی میانه این محوطه نیازمند کاوش‌های جدید و کشف نمونه‌های حرارتی دیده‌شده در عمق‌های پایین‌تر است. بازگیر می‌گوید: غارهای لُرستان سال‌هاست که موردتوجه باستان‌شناسان دنیا قرار دارد و 60 سال است که توسط کارشناسان حاذق در حال مطالعه و بررسی هستند و این مطالعات تا سال‌ها بعد هم به طول می‌انجامد. غار کلدر یک فرصت است: این پژوهشگر لُرستانی معتقد است که غار کلدر یک فرصت مناسب برای جذب گردشگر به لُرستان و جذب اعتبارات از سازمان یونسکو برای گسترش این سایت تاریخی است. وی ادامه می‌دهد: درصورتیکه بتوانیم در محوطه غار کلدر، یک سایت موزه و موزه پیش از تاریخ احداث کنیم و زیرساخت‌های لازم را در این مکان فراهم آوریم می‌توانیم به توجه سازمان یونسکو به این اثر جهانی امیدوار باشیم و از این اعتبار برای توسعه این سایت و معرفی و جذب گردشگران استفاده کنیم. بازگیر می‌گوید: آنچه مشهود است بسیاری از شهرهای بزرگ و تاریخی دنیا و ایران برای بهتر دیده شدن، از کوچک‌ترین ظرفیت‌ها برای مطرح‌شدن شهرشان استفاده کرده و می‌کنند این درحالی است که مسئولان غیربومی میراث فرهنگی لرستان هیچ حمایتی نمی‌کنند!


  • غار کبکان لُرستان

    غار کبکان؛ شعری از استاد حمید جهانبخت: ایستاده بود کبکی به پیش غار «کبکان» _ بگشود غار لب‌های خشک پیکر خویش / من ساخته‌ی حجّاری اشکانیانم _ من یک نشان از ترس انسان گذشته / هم خانه بودم یک زمان هم غار پُر سیک _ گاهی برای چند پرنده گشته لانه / گه همچو «دار جنگه» نمادی از مَثَل‌ها _ گه یک تماشاگر برای پازنی پیر / گه بر خلاف میل مخفی‌گاه یاغی _ گه بهر درویشی به سرما چون لحافی / گه بستر بیمار محروم از عیادت _ صد راز سربسته درین درون ساده‌ست / باد سحر چون آرشه بر طاق من آرد _ اینجا ندیدم گرد خود انسان دونی / بشنیده‌ام از «آسیاباد» شگفتش _ «طائین» رصد کرده دقیق و مردمانش / اطراف من هر یک تماشاخانه دارند _ گرچه زِ سنگ‌ست پیکرم محتاج مهرم / چون من کهن‌ منزلگهی در این دیارم _ در این دل تنگم فراوان گفتنی‌هاست. * * * پرسید چه دیدی چون بنای تو به پایان _ آورد به ‌یاد آنچه که دید در منظر خویش / میراث برجا مانده‌ی آن رفتگانم _ گه اختیارم دست دیو گاهی فرشته / گاهی هم از بهر دَدان کُنام تاریک _ تا زنده مانند چند روزی شادمانه / گه می‌شدم جای اجنّه در مَتَل‌ها _ می‌گشتم از لغزیدنش در کوه دلگیر / گه سایه‌یی بودم به تابستان داغی _ گه می‌شدم یک گوشه بهر اعتکافی / گاهی مکانی دلنشین بهر عبادت _ فرقی نباشد از اَرشک یا کیقبادست / چون دسته‌یی مطرب که خواننده ندارد _ نه «سورمی» و نه «کاونی»، نه «لندرونی» / دلیچ، کیالان، خرگوشان، تنگ چمشکش _ افسرده‌ام در فصل کوچ از کوچگرانش / یا درّه‌اند یا دشت سبز یا کوهسارند _ هر لحظه با دیدارتان گُل کرده چهرم / پندآفرین گردشگه این روزگارم _ هر مانده‌ی با ارزشی از آنِ لُرهاست. 《سیدحمید جهان‌بخت شاعر لُرستانی》.غار کبکان: در زبان لُری به این غار «کوگو» گویند؛ نیز نام منطقه‌ایی است که غار کبکان در آن ساخته شده است. سیک در زبان لُری به معنای گوشه و کنج است. درخت کهنسال تاریخی که صحنه‌های فراوانی را به چشم دیده است. شکار کوهی. اشاره به اعتکاف سید علی (ره) جدّ سادات لُرستان در مجاورت غار کبکان. اشاره به سه تیره از بومیان منطقه که در محضر سید علی(ره) هر یک عهده‌دار ایفای وظیفه‌یی بوده‌اند. رشته کوهی که غالباً در معرض وزش باد قرار دارد تا جایی که البسه پرتاب شده را مجدداً به سمت پرتاب‌کننده برمی‌گرداند. اشاره به فضا‌هایی در میانکوه پیرامون غار کبکان. طائین یا طائین‌مون درّه قابل کشت وسیعی که به محض ورود جدّ سادات لرستان در اختیار ایشان قرار می‌گیرد. بقعه سید علی(ره) در همین ناحیه قرار دارد. معرفی: غار شگفت‌انگيز كوگان نمونه‌ای است از آثار معماری صخره‌ای که به وسیلۀ دست بشر در دیوارۀ کوه کوگان کنده شده است. این غار در 45 کیلومتری جنوب خرم‌آباد و شرق شهرستان پلدختر واقع شده است. ورودی غار به صورت چهار‌گوش در اندازه 2,50 در 2,20 متر است و به سمت شمال باز می‌شود. غار شامل 2 طبقه مي‌باشد طبقه اول 4 اتاق و فضاهای مرتبط به هم تشكيل شده است. طبقه دوم غار حدوداً 3,4 متر بالاتر از كف قسمت اول غار است. غار کوگان دارای اطاق‌های دست کند تو در تویی است که در روزگاران دوره اشکانی و پیش از آن مورد استفادۀ بشر بوده است. با توجه به آثار به یادگار مانده از جمله محرابه‌ها، آبدان‌ها و دیگر نشانه‌های معماری این اثر را به آیین مهر هم نسبت می‌دهند. مساحت كلی فضاهاي تعبيه شده غار حدود 281 متر مربع است‌. از نكات قابل تأمل در اين غار مخازن آب در داخل اتاق‌ها است. دست‌رسی به این غار از طریق شهر خرم‌آباد به سمت آزادراه "خرم‌آباد - پل زال" با طی 35 کیلومتر و رسیدن به کاروان‌سرای پشت تنگ چمشک و از آن‌جا با عبور از جادۀ فرعی به سمت غار و روستای کوگان امکان‌پذیر است. این غار مربوط به دوره اشکانی (پارتی) به شماره 2660 در فهرست آثارملی ایران به ثبت رسیده است. کوگان که عجب تر بود از سبعه ی عالم _ بر اوج ستیغش نپرد همت عنقا: سروده مرحوم اسفندیار غضنفری امرایی


  • سد تنگ گاوشمار چگنی لُرستان

    با توجه به بارندگی‌های بی‌سابقه سال‌های اخیر وسیله‌ای ویرانگر بعضی از مناطق کشور از جمله در جنوب لُرستان و خوزستان که به‌دلیل بارش‌های فراوان در استان‌های بالادست در سال گذشته موجب خسارات و ویرانی‌های جبران‌ناپذیری در این دو استان گردید به‌طوری‌که بعد از پنجاه سال دریچه‌های سد دز باز شد و آب رهاشده از آن معادل کل ظرفیت نهایی پشت سد گاشمار در صورت ساخت بود. حال با توجه به مقوله سیل‌های سهمگین که هرسال موجب خسارت‌های جبران‌ناپذیری به مردم این مناطق می‌گردد؛ عادلانه‌ترین راه‌حل برون‌رفت از این شرایط تکمیل و ساخت سدهای تنگ گاوشمار چگنی و بختیاری الیگودرز است و یا در سیل‌های سنوات گذشته خرم‌آباد اگر سد مخمل‌کوه وجود می‌داشت آیا این‌همه خسارت به شهروندان وارد می‌شد؟ جالب‌ این‌جاست که در اوج بارندگی‌ و بحرانی شدن اوضاع، کارگزاران تازه بفکر لزوم پیگیری بودجه و جذب اعتبار برای سدها و در پایین‌دست برطرف کردن مشکلات فنی سدها می‌افتند.《سرچشمه شاید گرفتن به بیل_چو پر شد نشاید گرفتن به پیل.》وزارت نیرو با تحریک نمایندگان خوزستان برای احداث سد در لُرستان کارشکنی می‌کنند. سد گاوشمار چگنی در زمان احداث سد کرخه به‌عنوان تنظیم کننده سیلاب کرخه در نظر گرفته شده‌است. سد معشوره نامی بی ربط می‌باشد و برای گمراه کردن مردم چگنی و پلدختر است درحالی‌که سدخیالی گاوشمار در تنگ گاوشمار چگنی بر روی کشکان قرار است احداث شود و تاج و دریاچه سد در حوزه چگنی قرار میگیرد حال کوهدشت کجای داستان می‌باشد؟ مسئولان کوهدشت اگر توان دارند بجای بیراهه بردن مردم در عدم استفاده از رودخانه خروشان و سد سیمره و انحراف مردم به سمت کشکان بی روح و بی رمق، بفکر تامین آب بلندمدت کوهدشت از رودخانه پر آب و سد سیمره باشند که در حوزه کوهدشت و رومشکان است و کمترین هزینه را برای آنها و بیت‌المال دارد. سد بختیاری هیچ خیری برای لُرستان ندارد در جنوب شرق لُرستان است و اصفهان با تغییر و دستکاری نقشه ایران و تصاحب مناطق آبخیز الیگودرز لُرستان غیرقانونی اقدام به تصرف محل احداث سد رودبار و سد بختیاری الیگودرز نموده تا مادام‌العمر آب شرب، صنعت و کشاورزی خود را در کویر تامین کند. سدگاوشمار درست است نه معشوره چون این سد در شهرستان چگنی احداث میشود و پایین دست این سد هم شهرستان چگنی و پلدختر است. در کوهدشت و رومشگان باید سد سیمره که در کناردست این شهرستان است بهترین موقعیت برای انتقال آب را دارد همان‌طوری که در دزفول با ایستگاه سبیلتی انجام دادند. ساخت سد بختیاری فقط برای کنترل سیلاب جنوب لُرستان و جلوگیری از پر شدن سد دز درحال اجراست. در حوزه آبریز خرم رود، ساخت سد مخمل‌کوه و کاکاشرف احداث شان الزامی است هم برای تامین آب شرب شهر و هم برای آبیاری زمینهای جاده کمربندی.



آخرین مقالات