دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

آب منبع قدرت است

توسعه در ایران بر مبنای برنامه آمایش سرزمین اتفاق نیفتاده است و الآن بسیاری از صنایع پرآب بر در استانهای کویری احداث شده اند و سازمان محیط زیست هم به آنها مجوز داده است خب اینها ضد توسعه پایدار است.

آب منبع قدرت است

مقدمه

آب منبع زندگی است. آب منبع تمدن است. آب منبع قدرت است. آب منبع همکاری است. آب منبع پایداری است. آب به عنوان مهد تمدن توصیف میشود. رودخانه های بزرگی نظیر: کارون ، دجله ، فرات ، سند ، نیل و یانگ تسه در طول تاریخ زمینه ساز ظهور تمدنهای بزرگی نظیر: عیلام ، بابل ، مصر و چین شده اند. شهرهای مدرن امروزی نظیر: رتردام هلند / لندن انگلیس / نیویورک آمریکا / شانگهای چین و توسعه موفقیت آمیز خود را مدیون دسترسی آسان به آب هستند. آب به مثابه منبع قدرت سیاسی نشان میدهد که در اعصار مختلف به عنوان وسیله اعمال قدرت و کنترل مردم و همچنین به عنوان یک مانع طبیعی و مکانیسم دفاعی در برابر تهاجم دشمنان به کار رفته است!

 

چرا نگاه ما به آسمان است؟

ما از ابتدای برنامه پنج ساله سوم تا امروز ۸۰ میلیارد متر مکعب از ذخایر آب استراتژیک تجدید ناپذیر خود را به بهانه خودکفایی در کشاورزی و ترویج صنایع پرمصرف، مصرف کرده ایم. ما دیگر برای چنین ولنگاری هایی، آبی در اختیار نداریم و باید به سرعت در این زمینه تجدید نظر کنیم. مردم و مسؤلان باید نگاهشان را از آسمان تغییر دهند و انتظار نداشته باشند که آسمان همه جیره غذایی اش را در اختیارشان قرار دهد! کشور ما باید از خام فروشی جدا شود و به سراغ تولید محصولات ثانویه برود. ما فقط باید مدیریتی بر مبنای حکمرانی مطلوب بر کشور اعمال کنیم تا مردم این کشور را از خودشان بدانند ؛ چه ایرانیانی که در داخل کشور هستند و چه ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و بیش از چند هزار میلیارد دلار سرمایه دارند اما به دلیل عدم اطمینان حاضر نیستند سرمایه خود را به داخل کشور منتقل کنند ( فقط ایرانیان ساکن امارات عربی سرمایه ای معادل ۷۰۰ میلیارد دلار در اختیار دارند ) چگونه است که انگلیسیها میتوانند برای استحصال انرژیهای خورشیدی در مناطق کویری ایران ۸۰۰ میلیون یورو سرمایه گذاری کنند و یک نیروگاه ۶۰۰ مگاواتی را طراحی کنند اما ثروتمندان ایرانی حاضر نیستند در چنین پروژه هایی در کشور خود که بالاترین مزیت را هم دارد سرمایه گذاری کنند؟ هنر مدیریت ما باید این باشد که ترسها را کم کنیم و نشان دهیم دولتی قانونمدار هستیم که به شهروندان خود احترام میگذارد ، آزادیهای مشروع را رعایت میکند و جلوی برخوردهای سلیقه ای را میگیرد. در این صورت خواهیم دید که با توسعه گردشگری در حوزه های طبیعی ، تاریخی و فرهنگی ، توسعه کسب و کارهای سبز ، استحصال انرژی های نو به ویژه انرژی خورشیدی ، بادی و زمین گرمایی میتوانیم نه تنها مشکلات خود را حل کنیم ، بلکه به قدرتمند ترین کشور منطقه تبدیل شویم. یک وجب از خاک ایران به دلیل مزیتهای ناهمتایی که داریم مورد حسرت بسیاری از کشورهای دیگر است! ولی متأسفانه با دنیا قهر کرده ایم و میخواهیم حتمأ در کشاورزی خودکفا شویم. مدام میترسیم دنیا آذوقه غذایی ما را تأمین نکند! چرا باید بترسیم؟ چرا حرف حساب نزنیم و با دنیا از در آشتی وارد نشویم؟ ما هرگز نمیتوانیم با خودکفایی در کشاورزی به توسعه پایدار برسیم! ما میتوانیم در حد ۲۰ میلیارد متر مکعب کشاورزی داشته باشیم. همانطور که در طول هزاران سال با ۷۸ هزار رشته قنات یا کاریز توانسته ایم کشاورزی پایدار داشته باشیم ، بعد از این هم میتوانیم. اخیرأ اکولوژیست ها به این نتیجه رسیده اند که اگر ما بین ۲۰ تا ۴۰ درصد از آب قابل استحصال خود را در سال مصرف میکردیم هرگز به چنین بحرانی بر نمیخوردیم و این کاری بوده که پدران ما با کاریزها انجام میدادند. امروز هم ما میتوانیم کشاورزی داشته باشیم به شرط اینکه بجای ساخت سد برای کشاورزی و طرح انتقال آب، به دانش حوزه کشاورزی اضافه کنیم و کشاورزی را از نظر نرم افزاری ارتقا دهیم! باید کشاورزی خود را مکانیزه کنیم و از نظر نرم افزاری ارتقا دهیم. نباید کاری کنیم که بیش از ۶ برابر حد مجاز ضایعات در بخش کشاورزی داشته باشیم. این ضایعات به دلیل نداشتن سردخانه / کم دانشی کاربران / روشهای نادرست بسته بندی / و روشهای غیر اصولی انبار و حمل و نقل است. برای اصلاح این موارد به دانش و سرمایه گذاری نیاز داریم. ما به دلیل ضایعات بخش کشاورزی در این بخش سالانه ۲۷ میلیارد متر مکعب آب هدر میدهیم! این میزان آب ۳ برابر بیشتر از مجموع آب شرب مورد نیاز ۸۰ میلیون ایرانی در طول یکسال و بیشتر از نصف ظرفیت هزار سدی است که در ایران داریم! کل آبی که در بخش صنعت مصرف میشود بین ۶ تا ۸ درصد و تقریبأ معادل همان میزان آبی است که در بخش شرب استفاده میشود! اما پساب ناشی از فعالیتهای صنعتی به شدت آلوده کننده است ؛ یک لیتر پساب کشاورزی شاید حداکثر ۱۰ لیتر آب شرب را آلوده کند اما یک لیتر پساب صنعتی میتواند هزاران لیتر آب شرب را آلوده کند!

 

کدام صنایع آب بر هستند؟

صنایع ذوب آهن و فولاد / صنایع اتمی / لاستیک سازی / سفال / پالایشگاه و پتروشیمی از جمله پرمصرف ترین صنایع آب دوست در جهان هستند و ما کلکسیونی از پرمصرف ترین صنایع جهان را در شهرهای کویری مستقر کرده ایم!!!

 در مقابل نیز به صنعت گردشگری ، صنایع تک و صنایع استحصال انرژی های خورشیدی ، بادی ، زمین گرمایی و جزر و مدی که کمترین نیاز به آب را دارد، کمترین توجه را کرده ایم! واقعأ عجیب نیست؟ اگر مغولها باز به ایران حمله میکردند همین استراتژی را برای نابودی مردم در پیش میگرفتند! ما بدست خودمان داریم ایران را نابود میکنیم!

 

خشکسالی در کدام مناطق بیشتراست؟

از نظر بارندگی در حوضه آبخیز سرخس و همچنین حوضه آبخیز سیستان و خراسان جنوبی( بیرجند) بدترین وضعیت جریان دارد. بعد از آن مناطق ایران مرکزی ( اصفهان ، یزد و کرمان ) قرار دارد که آنجا هم میانگین ریزشهای آسمانی پایین است.بعد سواحل خلیج فارس و دریای عمان قرار دارد که بارندگی کمی دارند! بهترین حوضه آبخیز که بارندگی بالایی دارند کرانه های دریای مازندران و دریاچه ارومیه است!

 

وضعیت تهران چگونه است؟

با توجه به میزان جمعیت تهران بدترین وضعیت را دارد چون به شدت وابسته به سدهایی است که در اطرافش قرار دارند. سدها هم وابسته به ریزشهای آسمانی هستند. ما حدود ۱/۲ میلیارد متر مکعب در تهران آب مصرف میکنیم و حدود یک میلیارد مترمکعب یعنی ۸۰ درصد از این مقدار صرف آب شرب میشود. در کل کشور معمولأ حدود ۸۰ تا ۸۵ درصد آب برای بخش کشاورزی مصرف میشود و آب شرب ۸ درصد است ولی در تهران ، اصفهان ، مشهد و تبریز این رقمها برعکس است!!!

 

چرا شهر بالای ۳ میلیون جمعیت در ایران نباید داشته باشیم؟

نباید اجازه بدهیم شهرهایی با جمعیت بیشتر از ۳ میلیون نفر در کشور به وجود بیاید!!! چون تشکیل چنین شهرهایی یک خطای راهبردی بوده است حتی در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان ، اتریش ، فرانسه ، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره مند هستند به ندرت شهری می بینیم که بیش از ۳ میلیون نفر جمعیت داشته باشد! هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می بلعد. در حال حاضر تهران از منظر "رد پای بوم شناختی" ecological footprint )  ) بدهکارترین شهر منطقه خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا ۳۶ سانتیمتر در سال است!!! سطح آب زیر زمینی در غرب تهران که تازه یکی از مناطق خوب تهران است در حال افت تا ۱۷ متر است ولی ما با ساخت وسازهای انبوه در منطقه وردآورد و چیتگر در حال سرعت به نابودی آنجا هستیم! تهران فاقد اصول شهرسازی است و ما فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت رشد کردند.

تأثیر بحران آب بر مهاجر روستاییان وگسترش حاشیه نشینی چگونه است؟

طبیعی است که روستانشینان به شدت در معرض آسیب بحران بی آبی هستند و این خشکسالی ها میتواند بر روند مهاجرت روستاییان دامن بزند و به ابعاد حاشیه نشینی در کلانشهرها اضافه کند. سال ۱۳۵۶ کل تعداد حاشیه نشینان ایران ۶۰۰ هزار نفر بود و در آن زمان میگفتند همین ۶۰۰ هزار نفر یک بحران جدی در تهران و خوزستان ایجاد کرده است! علت عمده آن حاشیه نشینی بخاطر ساخت سد دز در خوزستان و سد امیرکبیر تهران بود!!! اما همین حالا ۱۸ میلیون حاشیه نشین داریم و ۳۴ هزار روستای ما تخلیه شده اند! خشکسالیهای مضاعف باعث میشود روند تخلیه روستاها به شدت افزایش پیدا کند و روستاییان چاره ای نداشته باشند جز پناه بردن به حاشیه شهرها. این مهاجران هیچ روشی برای تأمین معیشت پایدار خود ندارند و متأسفانه یا درگیر قاچاق مواد مخدر و معضلات این چنینی خواهند شد یا درگیر تألمات روحی و افسردگی که هر دو حالت هزینه های اجتماعی بسیار زیادی ایجاد میکند! درصورت تغییر نکردن رویکرد مدیران زیانهای اقتصادی افزایش می یابد مثلأ ما سالانه تا ۱۷ هزار میلیارد تومان خسارت خشکسالی میدهیم! کمکهای بلاعوض تا ۱۷ هزار میلیارد تومان است!

 

کشورهای منطقه چه رویکردی برای مقابله با خشکسالی اتخاذ کرده اند؟

ترکیه در سال ۲۴۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال دارد. ایران در سال ۱۰۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال دارد و حتی گفته میشود الان این میزان به ۸۰ میلیارد متر مکعب کاهش یافته است! ترکیه کمتر از نصف ایران مساحت دارد اما ۳ برابر ایران آب قابل استحصال دارد. ترکیه دو برابر درآمد فروش نفت ایران از گردشگری درآمد کسب میکند! در این شرایط اگر در ترکیه خشکسالی هم شود باز برای تأمین صنعت گردشگری اش همیشه آب دارد. مثال دیگر امارات عربی است که شرایط بسیار سخت تری از نظر خشکسالی تجربه میکند و آب شرب مردمش را هم با تکنیک های آب شیرین کن و نمک زدایی تأمین میکند. امارات سال ۲۰۱۸ حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد گردشگری داشت درحالیکه ایران فقط ۱ میلیارد دلار درآمد گردشگری داشت! چرا آنها نگران خشکسالی و کمبود آب نیستند؟ چون که براساس تجارت جهانی ، صنایع تک و گردشگری درآمد میلیاردی کسب میکنند ولی ما میخواهیم براساس تعداد دام ، میزان باغها و تولید کشاورزی ، تولید آهن و خودروسازی که حتی استعداد عرضه آنها در بازارهای جهانی را نداریم ، کسب درآمد و تولید اشتغال داشته باشیم که همگی بر پایه آب هستند!!! آنچه به کشور ما آسیب وارد میکند همین رویکرد نادرست است. اصولأ نگاه ما فقط به آسمان است و با وجود پیشرفتهای تکنولوژیک در جهان ، نگاه ما با پنج هزار سال قبل تفاوتی نکرده و هنوز همان نگاه کشاورزی سنتی سابق را داریم!!! ما در رجوع به مدیریت سازه ای / سدسازی / و انتقال آب افراط کردیم. بصورت غلط شهر اصفهان در کویر گسترش یافته و الآن ۲ میلیون جمعیت دارد و دهها میلیارد دلار سرمایه گذاری صنعتی در شهری شده که حتی آب شرب ندارد. ظرفیت زیستی اصفهان ۵۰۰ هزار نفر است. همین که جمعیت به این شکل در یک منطقه بی آب جمع شده نشان دهنده بی اعتنایی به توسعه پایدار است! در مشهد جمعیت به ۳ میلیون رسیده و آب هم ندارد از طرفی به اشتباه آمده ایم آب خوردن این شهر را به آب بیگانه ( سد دوستی افغانستان ) وصل کرده ایم که الآن هم آب ندارد! آمدند سد جیرفت را زدند بدون اینکه حقآبه جازموریان را درنظر بگیرند. سال ۶۸ مجلس سیاست خودکفایی را تصویب کرد و گفتند به هر قیمتی اغذیه مورد نیاز مردم در داخل تولید شود در این شرایط اراضی دیم به آبی تبدیل شدند مثلأ در حوضه دریاچه ارومیه ۲۰۰ هزار هکتار آبی جدید اضافه شد و محصولات پرآب مثل چغندر ، ذرت ، یونجه ، سیب ، پیاز و کشت شدند!

 

برنامه آمایش سرزمین:

توسعه در ایران بر مبنای برنامه آمایش سرزمین اتفاق نیفتاده است و الآن بسیاری از صنایع پرآب بر در استانهای کویری احداث شده اند و سازمان محیط زیست هم به آنها مجوز داده است خب اینها ضد توسعه پایدار است.

این تصمیمات را چه کسی گرفته؟ فولاد مبارکه اصفهان قرار بود کنار دریا احداث شود ولی با لابی سر در اصفهان درآورد. خود سازمان محیط زیست در اینباره مقصر است چون سواحل جنوب و شمال را به روی استقرار صنعت بستند! گفتند ورود به سواحل ابدأ ممنوع! خب صنعت کجا برود؟ به بهانه توسعه در دولت مهرورزی ۸ طرح فولادی را در خشکترین مناطق کشور ( سمنان ، یزد و قم ) احداث کردند. خب اینها منجر به رفاه و توسعه نمیشود بلکه هزینه سرمایه گذاری به زیان اقتصادی بدل میشود چون کویر متضاد آب است!!!

هشتاد درصد جمعیت دنیا در کنار سواحل زندگی میکنند اما در ایران از آبادان تا گواتر بلوچستان تنها ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر زندگی میکنند! ما از ۲ هزار کیلومتر چرا غافلیم؟ گفتند به سواحل جنوب و شمال دست نزنیم یعنی آمایش سرزمین نبود ، عقل آینده نگر نبود و قدرتهای سیاسی کشمکش داشتند و هر کسی میخواست صنعت را ببرد جایی و محیط زیست فقط تماشا کرد. برخی کارشناسان عقیده دارند ، میشود دست کم پروژه های نیمه کاره را در کویرستان کامل نکرد. کسیکه مجوز ساخت در کویر میدهد باید خسارت بی آبی را هم پرداخت کند! وقتی دورنمای منابع آبی تاریک است چاره ای نیست که صنایع آب دوست را به کنار سواحل منتقل کنیم و جمعیت را کنار آب ببریم! باید جلوی طرحهای مخرب را در کویر بگیریم.

 

مزایای تأسیس صنایع در سواحل چیست؟

صنعتی که در ساحل قرار دارد از آب دریا استفاده میکند / به مواد اولیه دسترسی سریعتری دارد / حمل و نقلش ارزان تر است / قیمت تمام شده اش ارزانتر میشود /  و موجب آلودگی و تخریب محیط زیست نمیشود. تصمیمات جزیره ای که ضد آمایش هم هستند نشان میدهد که همچنان داریم خطاهای مان را تکرار میکنیم برای نمونه در کرمان کویری اصرار دارند که مجتمع های پتروشیمی و فولاد بسازند! چون دل بسته اند به انتقال آب! اگر میتوانند از آسمان حجم آب بیشتری بیارند خب بروند باز در کویر صنایع آب دوست بسازند. مشکل ما همین نگاه بخشی و نقطه ای است که تمام صنایع ایران در مرکز مثلث قم ، اصفهان و کرمان دارد احداث میشود ( مثلث برهوت ) یعنی دقیقأ خشکترین جای کشور محل تجمع صنایع شده است. آب را باید مدیریت کرد. وقتی میتوانیم شکر را راحت وارد کنیم چرا باید چغندر بکاریم؟ وقتی ذرت دانه ای را میتوانیم وارد کنیم نباید آب را برای تولید ذرت هدر دهیم. نباید به غیر از شهرهای شمالی در جای دیگری برنج کشت شود! تا به حال هرکسی هرکاری دلش خواست کرد امروز دولت باید محدودیت بگذارد.

 

این مقاله توسط محمد درویش عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع در مجله تجارت ، شماره ۲۵۶ ، چاپ شده بود که به علت حساسیت موضوع آب در سایت نگین زاگرس بازنشر شد.

49 نظر

  • بحران آب را جدی بگیریم!

    در کشوری خشک و کویری به سر میبریم که با بحران آب مواجه است. دو ثلث ایران کویری و لم یزرع است. آب مثل ما انسانها نیست که از وضعیت خود سخن بگوید. میزان اضافه برداشت آبهای زیر زمینی از یک میلیارد متر مکعب در سال ۶۸ به حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب در سال ۸۸ افزایش یافته است! براساس گزارشهای موجود میزان افت آبهای زیر زمینی در ایران از حدود ۲ متر در سال آبی ۴۷ به حدود ۱۸ متر در سال ۸۸ رسیده است! اینگونه مساعل آب در ایران عمدتأ ناشی از شرایط اقلیمی ( واقع شدن در منطقه خشک ) است و با وخیم تر شدن اوضاع جهانی آب و هوا مثلأ تغییرات آب وهوایی و نامناسب بودن الگوی کشت در کشاورزی شرایط بحرانی تر هم میشود! انسداد چاه های غیرمجاز / جلوگیری از اضافه برداشت چاه های مجاز / خرید و انسداد چاه های کشاورزی در مناطق ممنوعه / نصب کنتورهای هوشمند آب و برق / ایجاد تشکل های آب بران زیر زمینی / تهیه بانک اطلاعاتی / پیاده سازی سیستم GIS و … میتواند از آبهای زیر زمینی حفاظت کند.


  • آب به مثابه منبع قدرت سیاسی است!

    در ایران غفلت از ابعاد اجتماعی و فرهنگی آب تا سالهای اخیر کاملأ مشهود بوده و طی دهه اخیر نیز ابعاد اجتماعی _ فرهنگی آب مورد توجه قرار گرفته است ولی خلأ بنیانهای نظری و اندیشه ای در مباحث مطروحه کاملأ مشهود است. آب به عنوان پدیده ای چند وجهی کارکردهایی فراتر از تصور رایج دارد و دارای نقشهای اساسی در زندگی و حیات جمعی انسانها دارد. آب هم منبع زندگی است هم منبع قدرت و پایداری! لذا مسأله آب دارای ابعاد اکولوژیکی ، سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی است. اتخاذ رویکرد واقع گرایی باعث میشود تا ابعاد عینی آب مورد توجه قرار گیرد.


  • طرح انحراف رودخانه های سیبری در روسیه!

    در روسیه قرار بود حجم آبی به میزان ۲۵ تا ۲۷ میلیارد متر مکعب به آسیای مرکزی و قزاقستان برای آبیاری و کشاورزی منتقل شود اما خشک شدن دریاچه ، بستری از نمک به وسعت ۳۶ هزار کیلومتر مربع برجا گذاشت. نمک آب چهار برابر شد و بیشتر موجودات زنده در آن از بین رفتند. اجرای طرح انتقال آب در سیبری روسیه موجب تغییر در مورفولوژی رودخانه ها شد و ملاحظات زیست محیطی موجب توقف طرح شد. املاح و سموم کشاورزی با باد به مناطق دورتر منتقل شد و سلامت جوامع محلی را به خطر انداخت. نمک برخاسته از دریاچه باعث ذوب سریعتر برف کوههای اطراف شد و همین موضوع ظرفیتهای کشاورزی آن منطقه را مختل و نابود کرد! توفانهای شن و نمک موجب بیماری مردم محلی شد و افزایش شوری محصولات موجب نابودی مواد غذایی شد! مطالعات بین المللی نشان داده که طرحهای انتقال آب فقط به شکست منجر میشود و اکوسیستم را بهم میزند.


  • کوشکی

    امروز هر دانشجوی سال اول اقتصاد میداند که اقتصاد و سیاست و توسعه پایدار از هم تفکیک ناپذیرند. توسعه پایدار یعنی حقی برای آیندگان قاعل بودن ؛ طوری زندگی کنیم که آیندگان هم بتوانند در این مملکت زندگی کنند. آنچنان در مسیر خطا غرق شده و پیشرفته ایم که بازگشت به توسعه پایدار مقدور نخواهد شد. همین شرایط است که مثلثی به سرکردگی آمریکا ، اسراییل و عربستان را به طمع انداخته تا آرزوی برنارد لوییس ( صهیونیست ضد ایرانی ) را برآورده شدنی بدانند و ایران را برحسب قومیت و زبان به کشورهای کوچکی تبدیل کنند که هر کدام راحت الحلقومی برای جهان خواران شوند. ریشه اشکال کجاست؟ چه سیاستها و پارادایم هایی سبب شده کشور ثروتمند ایران با این مشکلات روبرو باشد؟ طبق تحقیق اتاق بازرگانی مشهد در ۴۰ سال گذشته ۳ هزار میلیارد دلار از منابع داخلی به اقتصاد تزریق شده است. پشتیبانی مردمی هم که داریم ، متخصص و تحصیلکرده هم داریم ، فرهنگ و تمدن و گستردگی سرزمینی هم که داریم ، پس چه اشکالی داشته ایم که به امروز افتاده ایم؟ بنظر من مدیران دلسوز و متعهد بجای تشویق ، متهم میشوند و بجای بهسازی محیط کار ، عنصر سالم و کاردان حذف میشود و ثمره این پدیده اینست که مبارزه با فساد ناممکن میشود وگرنه فساد در همه جوامع هست البته به درجات مختلف ، اما نوع برخورد با مفسدین اقتصادی متفاوت است.


  • الیگودرز از توسعه برخوردار نیست

    الیگودرز پهناورترین شهرستان لرستان با بیشترین تعداد روستاهاست. متٱسفانه از نظر شاخصهای زیر ساختی از محرومترین نقاط کشور است و ۱۰۱ نقطه جمعیتی این شهرستان هنوز پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب فاقد جاده دسترسی است و ۲۵ ٪ روستاهای الیگودرز از خدمات و هرآنچه لازمه توسعه است برخوردار نیستند و تنها غفلت و بی مهری شامل حال آنان میشود! دلمان به درد می آید وقتی آب زلال الیگودرز را سخاوتمندانه تقدیم قم و اراک میکنند و اسمی از الیگودرز در افتتاحیه برده نمیشود و هیچ حقآبه ای به کشاورزان مان پرداخت نمیشود. دلمان بدرد می آید وقتی بزرگترین سدهای آبی کشور در استان لرستان به بهره برداری میرسد اما ۱۴۲ روستای الیگودرز حتی آب لوله کشی ندارند! دلمان بدرد می آید وقتی بزرگترین نیروگاه برق آبی کشور در لرستان به بهره برداری میرسد اما ۲۵ درصد روستاهای الیگودرز فاقد برق رسانی هستند! شهرهای لرنشین عمدتأ از نظر شاخصهای رفاه اجتماعی ، بیکاری ، فقر ، احساس محرومیت نسبی و ... در وضعیت مناسبی نسبت به میانگین کشوری قرار ندارند به عبارت دیگر ما شاهد تقارن همزمان فقر و محرومیت با آسیبهای اجتماعی در استانهای لرنشین هستیم.


  • کمالوند

    بر فرض محال که مافیای انتقال آب دیروز از عواقب انتقال آب نامطلع بود و آن پروژه های ضد محیط زیست را بی غرض اجرا کرد ولی امروز چرا بر طبل توسعه صنایع آبخواه مثل : فولاد یزد / فولاد چادرملو / گل گهر / مس سرچشمه و... کوبیده میشود؟ آنهم به بهانه واهی تأمین آب شرب! جز اینکه قومگرایان کویرنشین مطمعن شدند ایران به سمت فدرالیسم میرود و برای پس از ایران برنامه ریزی میکنند.بسیاری از نظریه پردازان پان پارس عدم سرمایه گذاری صنعتی در بلاد لرنشین را به خلوص پایین خون پاک آریایی نسبت میدهند.تبعیض نژادی باعث فقر ماست.


  • خاویار یزد

    یزد نه دریاچه دارد ، نه به دریا نزدیک است و نه حتی یک رودخانه دارد اما سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی خاویار تولید میکند و اصفهان هم با آب انتقالی از کوهرنگ بختیاری و از فروش فرش و گز و پولکی امروز به دومین استان صنعتی بعد از تهران تبدیل شده و برنج لنجان / فولاد و ذوب آهن / پالایشگاه و پتروشیمی / نیروگاه هسته ای و...هزاران واحد صنعتی - تولیدی دارد ولی مردم لر علیرغم سرزمین پرآب و نفت باید در بازارهای فرش آنها باربری کنند چون همه ایرانی هستیم و آنها پارسی اند.کلاه به این گشادی در طول تاریخ بر سر هیچ ملتی نرفته است.


  • تهاتر آبی

    تهاتر آبی واژه و روشی من درآوردی است که هیچ مبنای علمی ندارد به این معنی که آب شور را از خلیج فارس به خوزستان بیاورند و آب شیرین کارون و دز را در بالادست به اصفهان ، یزد و کرمان انتقال دهند که با این طرح ویرانگر هیچگاه آبی به صنایع و کشاورزی لرستان ، بختیاری و خوزستان نخواهد رسید و اینها همه حقه بازی رسانه ای است. بر روی تابلویی در شهرک صنعتی یزد نوشته : اتصال شهرک صنعتی یزد به آب زاینده رود بقاء صنعتی را تضمین میکند! پان پارسها بار را پای خر میبرند نه اینکه خر را پای بار!


  • صنعت فولاد باید نزدیک دریا باشد

    تمام واحدهای صنعتی و تولید فولاد در شرق و جنوب شرق چین در مجاورت دریای زرد و اقیانوس آرام است اما در ایران صنایع آب بر فولاد و ذوب آهن در وسط کویر مرکزی احداث شدند مثل : فولاد مبارکه اصفهان / فولاد ارفع اردکان / فولاد میبد یزد / صنایع فولاد بافق / فولاد و نورد محسن یزد / فولاد غدیر اردکان و... آب شرب هم آبی است که انسان با دهان مینوشد اما آبی که از بلاد لرنشین به کویر مرکزی یزد و قم و اصفهان منتقل میشود پس از آنکه به مصارف صنعتی و کشاورزی رسید ته مانده اش هم به مصرف شرب نمیرسد و ماتحت را با آب شیرین شستشو میدهند. دلیل فقر لرها همین تبعیض نژادی است.


  • چرا با سفارش دهنده آگهی برخورد نمی کنید؟

    چرا با سفارش دهنده آگهی کار در شرکت فولاد یزد برخورد نمی کنند؟ جناب آقای شریعتمداری (وزیرصنعت) توییت کرده کاریابی متخلفی که با توهین آشکار به قوم بزرگ لُر که اقدام به انتشار آگهی استخدام با توضیح《لُر نباشد》کرده بود ، تعلیق شد! جناب آقای وزیر چرا با سفارش دهنده آگهی برخورد نمی کنید؟ اگر آب مناطق لُرنشین نبود صنایع آب بَری از قبیل فولاد چگونه در یزد کویری ایجاد میشد؟


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • احداث جنگل 400 هزار هکتاری قُم!!!

    احداث جنگل 400 هزار هکتاری در قم نمکزار!!! 400 هزار هکتار جنگل کاری اون هم در کویر قم و در عوض سوختن هزاران هکتار جنگلهای هزار ساله لُرستان اون هم به دفعات و هرساله《طرح کویر کردن لُرستان 》و جنگل کاری کویر مرکزی چنان با شتاب و سرعت درحال پیشرفت هست که بعضی از فعالین محیط زیست دوام جنگلهای زاگرس را تا پنجاه سال آینده در نظر میگیرند! ثانیه ای 180 میلیون مترمکعب آب از الیگودرز لُرستان به قُم منتقل میشود! . از جنگل کاری و نابودی بلی و بایوم و بن هم بگذریم چنان استعمار شده ایم که در کنار سد های انتقال و در پر بارش ترین نقاط کشور ایران مجبور به تهیه آب با مشک و دبه هستیم و نخبگان لر ( اکثر نخبگان لر عبدالتاجیک هستند ) هیچ اشاره ای به این ظلم نمیکنند ، مسولین هم خفه خون شدیدی گرفتند و در فکر چپاول و غارت و دادن پست به اقوام خود و تازگی ها سرگرم فیلم گرفتن ار خشتک خود هستند!


  • پیشرفت《آسانسوری》شهرهای کویری

    آیا انقلابیونی که با شعار تحقق عدالت و برابری و رهایی از ظلم بر مَسند قدرت تکیه زدند از ظلم روا شده بر مردم لُر بیخبرند؟ یا منظورشان از عدالت و رفع ظلم پروار کردن همشهریانشان در کویر بود؟ آیا این حکومت در کدام مظاهر زندگی مردمان لُر تغییری ایجاد کرده است؟ آیا این مدعیان عدالت دنباله رو سیاستهای رضاشاهی در سرکوب مردم لُر اما به طور نامحسوس نیستند؟ چرا شاهد《پیشرفت آسانسوری》دُردانه های کویری و غوطه وری مناطق لُرنشین در فقر و محرومیت هستیم؟ نزدیک یکقرن مردمان ثروتمند دیار زاگرس قربانی کدام ایدئولوژی شده اند؟ چرا کارخانه تُن ماهی《هایلی》باید در اصفهانی باشد که نه آب دارد نه دریا؟ آیا آب کوهرنگ 1 و 2 و 3 کم بود؟ آیا آب کارون و دز کم بود که حالا بهشت آباد و گلاب را دارند دنبال میکنند؟ چرا تمام صنعت ایران باید در شهرهای خشک کویری باشد؟


  • پرورش ماهی در کویر قم با آب لُرستان!

    پرورش ماهی در کویر قُم به قیمت نابودی معیشت مردم لرستان!حجم آب انتقالی از الیگودرز لرستان به قم برای استفاده قریب به ۱۴ میلیون نفر است درحالیکه قم فقط ۱ میلیون نفر جمعیت دارد که اکثراً هم مهاجران تُرک هستند!بنابراین با راه‌اندازی و انتقال آب به قم، تنها ۵% آب انتقالی صرفاً به منظور شرب به قم منتقل شده و مابقی آن به مصرف امور کشاورزی، صنعتی، گردشگری و ساخت 400 هزارهکتار جنگل کاری در قُم است! این فریب است که برای شُرب است در واقع دارند صنایع را در قُم چندطبقه میکنند! هدف اصلی انتقال آب الیگودرز لُرستان به قم جهت مصارف کشاورزی/ پرورش ماهی/باغات پسته/ و برنجکاری در قم می‌باشد.این پروژه قمرود درحالی برای استان‌های کویر هدف گذاری شده‌است که ۸۹۲ روستای لرستان مشکل آب آشامیدنی دارند و یکصدهزار جمعیت روستایی لُرستان به وسیله تانکر آب رسانی می‌شوند!خشک شدن چاه‌ها و چشمه‌های شهرستان الیگودرز علاوه بر خسارات بسیاری که به بخش کشاورزی وارد کرده‌است باعث از بین رفتن《مجتمع‌های پرورش ماهی》در این شهرستان شده‌است و هزاران جوان بیکار شدند و مهاجرت داده شدند! اجرای این طرح باعث وارد آمدن خسارت‌های جبران ناپذیری به محیط زیست لُرستان بخصوص زیستگاه‌ها و مراتع طبیعی لُرستان شده‌است! مجریان پروژه قمرود بدون دریافت《مجوزهای زیست‌محیطی》خودسرانه اقدام به شروع کار کرده و پس از گذشت پنج سال از آغاز اجرای طرح، اقدام به دریافت مجوزهای زیست‌محیطی کرده‌اند!!! بسیاری از روستاهای شهرستان الیگودرز به دلیل پایین رفتن شدید سطح سفره‌های آب زیرزمینی و خشک شدن چشمه‌ها، چاه‌ها و رودخانه درحال خالی از سکنه شدن است و باغ‌ها و مزارع این روستاها به دلیل کمبود آب درحال از بین رفتن است و این درحالی است که تاکنون هیچ حق‌آبه‌ای به این روستاها داده نشده‌است. همچنین ۱۶ روستای الیگودرز پس از اجرای این طرح علاوه بر خشک شدن منابع آب کشاورزی در تأمین آب شرب با مشکل مواجه شدند و مردم آب میخرند!!! این عدالت فارسی است؟


  • بن بست قانون گرایی!

    بن بست قانون گرایی: سد خرسان در سرشاخه های کارون کلید میخورد. وزارت نیرو به بهانه صرف هزینه در پروژه های سبزکوه و خرسان درصدد است گتوند دیگری بر مردم لُر تحمیل کند. با همین طرحهای تخریبی《انتقال آب》بلاد لُرنشین را زمین سوخته کردند و با احداث صنایع در کویر عملاً مناطق لُرنشین به مستعمره مستقیم فارسها بدل شد.


  • کویر کردن زاگرس بخاطر بیابان اصفهان

    تونل و سد کوهرنگ ۳ در سکوت خبری با پشتیبانی دولت در دست احداث میباشد تا برای چندمین بار آب کوهرنگ بختیاری را به اصفهان منتقل کنند!!! ایجاد این سد بر روی سرشاخه اصلی کارون، نابودی کارون و تغییر اقلیمی آب و هوای این منطقه را در پی دارد. نابودی هزاران هکتار از مزارع کشاورزی《بیرگان》و کوچاندن هزاران نفر به حواشی شهرها فقط بخاطر زنده نگه داشتن کویر اصفهان است. این پروژه‌های ننگین انتقال به بهانه آب شرب است اما برای چندطبقه کردن صنایع فولاد، ذوب‌آهن، سرامیک، صنایع هسته ای نطنز، صنایع نظامی، برنجکاری، احداث آکواریوم و باغات پسته رنگارنگ است! وقتیکه مردم لُر به همراه نمایندگانشان در مجلس لب فرو بستند باید هم منتظر نابودی شهرها و استانهایشان باشند.


  • تبعیض و نابرابری ناحیه ای در ایران

    ۱۶ درصد از آبهای کشور از استان چهارمحال بختیاری سرچشمه میگیرد و در زمان سلسله صفویه شاه عباس برای اولین بار با نیروی انسانی شروع به کندن کوه در چلگرد کوهرنگ بختیاری برای انتقال آب به کویراصفهان کرد ولی موفق نشد بعدها و در سال ۱۳۳۲ محمدرضاشاه با ایجاد تونل اول کوهرنگ بخش اعظمی از آب کوهرنگ اصلیترین سرچشمه کارون را به《کویرستان اصفهان》انتقال داد و بعدها تونل دوم کوهرنگ را ایجاد و به دنبال آن تونل سوم کوهرنگ و《تونل گلاب》طرح ایجاد《تونل سبز کوه》همه و همه برای جان دادن به کویر اصفهان ساخته شده اند!!! تا خودشان در رفاه و آسایش باشند و مردمان لُر در فقر و بیکاری و نداری در گوشه گوشه ایران و یک دهه گذشته به کشور عراق برای گذران زندگی و درآمد کوچ میکنند و حالا در فصل تابستان با نبود آب آشامیدنی مردم ما رنج زیادی میکشند و حق برداشت آب برای زمینهای کشاورزی را ندارند! آیا مملکت ما فقط کویر فارسها است؟ جواب سوالی که خیلیها میدانند ولی حاضر نیستند بازگو کنند حتی برخی همتباران خودفروخته که در راس هستند هم جرات بازگو کردن این غارت و دزدی در روز روشن را ندارند! شهری که آب ندارد چرا بزرگترین آکواریوم خاورمیانه را ساخته؟ چرا فضای سبز اصفهان چندین برابر کالیفرنیاست؟ چرا صنایع آبخواه فولاد و ذوب‌آهن باید در اصفهان باشند؟ چرا کارخانه تُن ماهی《هایلی》باید در اصفهانی باشد که نه آب دارد نه دریا؟


  • غارت آب بلاد لُرنشین

    با اجرای پروژه انتقال آب قمرود (انتقال آب الیگودرز لرستان به کویر قم) ثانیه ای ۱۸۰ میلیون متر مکعب آب از الیگودرز به قم منتقل میکنند! مطابق ماده ۳۳ قانون باید دولت حق آبه را به استان مبدأ (استان تأمین کننده آب) پرداخت کند که تاکنون حتی یک ریال نداده است! چرا صنعت در ایران ملی نیست و فقط شهرهای فارس زبان صنعتی هستند؟ چرا جمعیت را به کنار آب نمیبرند و آب را با هزینه گزاف نزدیک جمعیت میبرند؟ چرا شهرهای کویری مثل قم و اصفهان و یزد که مشکل آب دارند را با تأسیس صنایع متعدد در آنان، زمینه بزرگتر شدن شان را فراهم میکنند؟ قوطی سس دیده ، خون آلود نام اش می نهند_از افق ابری بیاید ، دود نام اش می نهند / آب شیرین الیگودرز ما را برده اند_در شگفتم من چرا قمرود نام اش می نهند؟؟؟


  • قطع 14 هزار درخت بلوط برای ساخت سد خرسان

    واکنش تُند فعالان محیط زیست به کلانتری در دهمین اجلاس ملی شبکه تشکلهای محیط زیست و منابع طبیعی کشور. رئیس سازمان محیط زیست در پاسخ به سوالات نمایندگان تشکلهای محیط زیستی کشور در رابطه با پروژه های انتقال آب گفت: لازم باشد علاوه بر تونل یک، دو و سوم کوهرنگ بختیاری؛ پروژه انتقال آب کوهرنگ ۴ در سرشاخه های کارون را اجرا میکنیم!!! فعالان محیط زیست با توجه به غیرکارشناسی بودن این پروژه ها و عدم ظرفیت کارون برای انتقال آب گفتند با توجه به بسترهای اعتراضی موجود؛ این اشتباه باعث ایجاد حمام خون در بلاد لُرنشین و خوزستان خواهد شد. این فعالان تاکید کردند اگر مسئولان دغدغه تامین آب شرب کویرمرکزی《اصفهان》را دارند چرا فکری برای مردم بلوچستان نمیکنند که کودکانشان برای تامین آب شرب قربانی تمساح میشوند؟ این فعالان تاکید کردند به بهانه دروغین تامین آب شرب اصفهان《که برای صنعت است》خوزستان و بختیاری را ویران نکنید!!! یکی دیگر از معترضان نیز خطاب به کلانتری گفت: نتیجه اجرای پروژه های انتقال آب در گذشته چه بوده است که شما قصد دارید با ساخت غیر قانونی سد و تونل کوهرنگ ۳ در منطقه حفاظت شده قیصری خوزستان و بختیاری را نابود کنید؟ انتقاد داود حبیبی عضو شبکه تشکل محیط زیستی استان کهگلویه و بویراحمد از صدور مجوز《سد خرسان》و نابودی ۱۴ هزار درخت بلوط در زاگرس! داود حبیبی با انتقاد از سازمان محیط زیست و منابع طبیعی کشور با ارائه آمار نگران کننده از وضعیت زاگرس در حضور رئیس سازمان محیط زیست گفت: براساس کدام قانون و منطق مجوز نابودی ۱۴ هزار درخت بلوط زاگرس برای ساخت《سد خرسان》صادر شده است؟لازم به ذکر است مهندس آقایی رئیس سازمان جنگلها و مراتع کشور هم با سکوت درمقابل این پرسش گفت از این موضوع اطلاع ندارم!!!


  • کویری که هیچوقت سیرمونی ندارد!

    دزد چون با چراغ آید گزیده تر برد!!! آغاز سفر وزیر نیرو و وزیر انتقال آب به چهارمحال بختیاری! سفر ایشان متأسفانه فقط برای《رفع موانع اجرای طرح های انتقال آب به کویر مرکزی》است! ایشان قبلاً به صراحت هدف از ماموریت خویش را تامین آب کویر مرکزی برای توسعه کشاورزی و صنعت عنوان کردند! ایشان در سفر به یزد عنوان کردند اگر در یک رقمی کردن نرخ بیکاری یزد ناتوان بود عملاً در مأموریت خویش ناموفق خواهد بود! وزارت نیرو متاسفانه در رویکردی غیرمنطقی تامین آب کشاورزی و صنایع را در فلات مرکزی ایران مقدم بر شرب میداند و از اینرو مثلاً رودخانه طبیعی زاینده رود و طرحهای انتقال آب قبلی همچون تونل اول و دوم و لنگان و...را فقط برای کشاورزی میداند و معتقد است که برای شرب و صنایع اصفهان باید جداگانه آب منتقل شود! این درحالی است که نوع محصول کشت شده در اصفهان و تعدد دفعات کشت هر زمین و مساحت اراضی کشت شده به هیچ وجه قابل مقایسه با قبل نیست و افزایش داشته است! شهرهای کویری جایگاه مناسبی برای کشاورزی نیستند چون شهری که آب آشامیدنی ندارد چرا باید زمینه صنعتی شدنش فراهم شود؟


  • خط فقر آب

    از 42 میلیارد آب سطحی ایران یک سوم آن معادل 14 میلیارد آن مربوط به سرشاخه ها و حوزه های آبریز سه رود کارون، کرخه و دز در لرستان بزرگ (بختیاری، لُرستان، کهگیلویه و بویراحمد) میباشد. مجموع جمعیت استانهای چهارمحال بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد و لُرستان و خوزستان که سرچشمه و حوضه و مسیر عبور چند هزارساله و تمدن ساز این سه رود بزرگ بوده اند در حدود بالغ بر 10 میلیون نفر (بصورت تقریبا که قطعا بیش از این تعداد هستند) هست. بنابرین اگر تمام 14 میلیارد متر مکعب آب این سه رود در این استان ها مصرف شود سرانه هر فرد در این استان عدد 1750 خواهد بود، یعنی این مناطق از آستانه بی آبی عبور و به《خط فقر آب》نزدیک شده اند.


  • غارت منابع آب بختیاری به کویر

    هم خدمتی اصفهانی داشتم میگفت: آب اصفهان از استان بختیاری تامین میشه اگر آب مال ما بود قطره‌ای را به بختیاریها نمیدادیم! اصفهانیا به مسافر غریبه《آدرس اشتباهی》میدن! بالاترین آمار بیماری اِم اِس رو اصفهانیا دارند چون《حرص پول》دارند و ازدواج فامیلی میکنند! گدا و پولدار را نمیتوان در اصفهان تشخیص داد! مردهای اصفهان جَنم، عُرضه و مردانگی ندارند اگر مَرد بودن که سپاه عُمر/ سپاه چنگیزمغول/ سپاه تیمورلنگ/ سپاه محمودافغان/ سپاه ظل السلطان و جدیداً شاهین شهریا ناموسشون رو بی سیرت نمیکردن! اگر اصفهانیا مَرد داشتن که زنهاشون رو نمیفرستادن روی پُل خواجو واسه طلب آب و بازگشایی زاینده رود!عُبید زاکانی از سرباز مغولی حکایت میکند که به دور اسیری از اهالی《اصفهان》خطی کشید و نهیب اش داد که همین جا بمان تا بروم و طنابی برای بستن ات بیاورم! سرباز مُغول برفت و فراموش کرد! و بعد از هفته ایی مَرد اصفهانی را مُرده در درون همان دایره خطی یافتند! بختیاریا زورشان به چنین مردم ترسویی نمیرسه! زورشون به یک شهر نمیرسه! پروفسور پرویز کردوانی در مصاحبه با اُمیدجوان گفته بود: اصفهانیا آب چارمحال رو میبرن بعد خود چارمحالیا فاضلابشون رو تصفیه میکنند و میخورند! اصفهانیا سال 92 سر آب انتقالی کوهرنگ بختیاری به یزد تظاهرات کردند و لوله آب را منفجر کردند و با لودر و تراکتور تمام تاسیسات را از بین بردند چند نفر کشته شد! اما بختیاریا زورشون به اصفهانیا نمیرسه حتا نمیتونن مثل اونا رفتار کنند! در ایران به اقوام نژادپرست و فحاش بیشتر احترام میگذارند نمونه اش ترکها و کردها! ولی اگه سر به زیر باشی میگن: نمی فهمه! ساده است!


  • بی آبی زنگ خطری برای ایران

    بی آبی زنگ خطری برای ایران: بحران امنیتی ناشی از کم آبی زنگ خطری برای دولت است. انتقال آب لُرستان به فلات مرکزی خلاف قانون است. انتقال آب یک دغدغه برای انتشار ریزگردهاست و با انتقالات آب بین حوضه ای گرد و غبار بوجود می آید و عامل مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها میگردد. یک جریان خاص در پشت پرده انتقال آب به کویر است. دولت نباید هر وقت کم آورد آب استانهای لُرنشین را به حاشیه کویر انتقال دهد زیرا منابع آب زاگرس و جنگل های بلوط از بین میروند و خشکسالی بیشتر فراگیر میشود.


  • نخود سیاه شاهنامه!

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • بی آبی ایذه

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • آب ملی است اما صنعت محلی!

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • غارت منابع نفت و آب لُرستانات

    نمایندگان و مردم لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع آب و نفت بلادلُرنشین را بگیرند حداقل درصدی طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای مردم محروم منطقه فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ که بسیار فقر زده، بیکار و افسرده بودند چون شاهد استخراج و فروش نفت شهرشان در جاهای دیگه بودند! اگر موقع استخراج نفت با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر منطقه محرومشان آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است مثلاً معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون حتی یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده حتی چهارتا درخت بجای این همه تخریب محیط زیست نکاشته و روزانه سود میلیاردی برداشت میکند! متاسفانه مردم لُر نسبت به حقوق قانونی شان ناآگاه و بیتفاوت هستند و مسئولان و نمایندگان هم بدنبال گرفتن سهم لُرها از ایرانی بودن نیستند!


  • انتقال آب کارون به کویت

    انتقال آب کارون به کویت: قراردادی ۳۰ ساله انتقال آب کارون به کویت در سال ۱۳۸۲ زمان ریاست جمهوری《محمد خاتمی یزدی》امضاء شد که به موجب آن ایران موظف است روزانه ۹۰۰ هزار متر مکعب و یا《۱۰ هزار لیتر آب در ثانیه》به کویت صادر کند لوله عظیمی که از روستای منیخ خرمشهر عبور میکند آب کارون را به بصره در جنوب عراق صادر میکند حتی تلویزیون چین گزارش داد ایران روزانه ۶۵۰ هزار لیتر آب به جنوب عراق و بصره صادر میکند! این درحالی است که شهرها و روستاییان خوزستان و بختیاری آب آشامیدنی سالم ندارند.


  • احداث صنایع آب خواه در کویر

    احداث طرحهای صنعتی پر مصرف آب در کویر اصفهان چه توجیه اقتصادی دارد؟ دیگر حتی چشمه و قناتی در چارمحال بختیاری نیست که آبش را به کویر اصفهان انتقال دهند! تمام کشاورزی و دامداری و معیشت مردم لُربختیاری نابود شده و مردم حتی آب خوردن ندارند! این غارت یکطرفه آب چارمحال بختیاری به کویر را متوقف کنید! شهرستان کوهرنگ بختیاری از حق برداشت آب از زاینده رود بختیاری محروم است اما آب چارمحال بختیاری برای مصارف کشاورزی، صنعتی، تفریحی و عبادی قم و یزد و اصفهان و کرمان منتقل میشود! در حالی که کوهرنگ در سرچشمه های کارون و زاینده رود بختیاری است اما نه تنها تخصیص آب کشاورزی اش حذف شده بلکه آب شرب هم ندارد! آیا اجرای پروژه بن_بروجن برای مصارف صنعتی از سهم کوهرنگ خیانت نیست؟؟؟ پروژه های انتقال آب به شهرهای حاشیه کویر و سد سازی های متعدد در بلاد لُرنشین و تبدیل این منطقه به《سرزمین سوخته》از طرح های لر ستیزانه و استعماری است.توجه بی اندازه به شهرهای خشک بیابانی و احداث صنایع سنگین در اصفهان و یزد و کرمان باعث شده مرکز این شهرها افغانی نشین شود و هویت فرهنگی این شهرها به علت مهاجرت افاغنه در حال تغییر است! این درحالی است که شهرهای لُرزبان را عقب نگه داشته اند!


  • تاسیس《صنایع فولاد》در کویر اشتباه است!

    برای تولید هر تن فولاد ۲۳۰ هزار لیتر آب هدر میرود! اکثر صنایع پر مصرف آب مثل فولاد و ذوب آهن و پالایشگاه و پتروشیمی در اصفهان کویری احداث شده است شهری که بی آبی به خانه های مردم رسیده است درحالیکه برای تولید هر تُن فولاد ۲۳۵ هزار لیتر آب هدر میرود !!! افتتاح این طرحهای بزرگ صنعتی در کویر مرکزی یکی از نشانه های مافیای کویری حاکم بر ایران است!غارتگران آب لطفأ از بی آبی در اصفهان دم نزنید!


  • روزنامه خراسان جنوبی

    روزنامه خراسان جنوبی (بیرجند) هم درخواست ۲ میلیارد دلار تسهیلات از《صندوق توسعه ملی》برای انتقال آب از بلاد لرنشین کرده است! گویا همه از آب ما سهیم اند. چرا استان خراسان جنوبی که حتی آب آشامیدن هم ندارد دولت ۴ طرح بزرگ تولید فولاد را در آنجا قرار است راه اندازی کند؟ چرا صنایع فولاد که آبخواه است نباید در مجاورت دریا و ساحل باشد؟ تا کی این تصمیمات نسنجیده باید به ایران خسارت بزند؟ سه میلیارد دلار خرج سد گتوند خوزستان کردند اما شوری آبش ۳ برابر خلیج فارس است و سالانه میلیونها تن نمک وارد کارون میکند!!! این اقدامات محیط زیستی باید محدود شوند. ایران سال ۵۷ فقط ۱۳ سد داشته اما الآن ۶۵۰ سد شده اند. فقط پول مهم است.


  • لُرستان سَد ندارد!

    گر لُرستان سد داشت از سیل خسارت نمی دید! مجموع آبهای سطحی لرستان ۱۳ میلیارد مترمکعب است که از این میزان تنها ۱/۳ میلیارد مترمکعب مورد بهره برداری جهت شرب ، مصارف کشاورزی و صنعت قرار میگیرد و مابقی از لرستان خارج میشود.نسبت اراضی آبی در کشور ۴۵ % است و در لُرستان فقط ۲۳ % است! یعنی اکثر زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است.


  • خورشیدی

    اگر لُرستان سد بزرگ داشت میتوانستیم از این همه سیلاب و موهبت طبیعت در مدیریت این نعمت استفاده مفید کرده و از مضرات و آسیبهای سیل جلوگیری کنیم.با توجه به حجم شدید و بی سابقه ی بارندگی اگر سدهای استاندارد در بلاد لُرنشین احداث میشد در جلوگیری از تبعات و پیامدهای آسیب زای سیل موثر بود و آبهای بیشتری پشت سدهای لُرستان ذخیره میشد.مجمع نمایندگان لُرستان در مجلس به طور جدی پیگیر ساخت و تکمیل سدهای : بختیاری / چناره / تنگ شبیخون / گاوشمار / مخملکوه / زیبامحمد و سراب تلخ باشند.


  • آب غصبی《حرام》است!

    ۹۰ هزار مترمکعب فقط حجم مخازن انتقال آب الیگودرز لُرستان به کویرمرکزی (قُمرود) است و تاکنون برای آن《هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان》هزینه شده است! تاکنون فارسها به هیچ وجه نام لُرستان را نیاوردند و از عنوان کلی و مُبهم《طرح انتقال آب از سرشاخه دز به قُم》یاد کردند و نام الیگودرز لُرستان را سانسور کردند! الیگودرز هم اکنون تامین کننده اصلی آب شُرب، صنعتی و کشاورزی شهرهای: خوانسار / گلپایگان / خُمین / محلات / دلیجان / شازند / نیم وَر / ساوه / سلفچگان و قم میباشد! پرویز فتاح وزیر نیرو زمان افتتاح پروژه در قُم گفت : آب انتقالی قُمرود یکی از بهترین آبهای شیرین دُنیاست! و ۴ سد انحرافی و ۶۰ کیلومتر تونل دارد که طولانی ترین تونل خاورمیانه است (آب بلاد لُرنشین با تونل مُنتقل میشود نه لوله!!!) با این طرح ۹۰ درصد آب قُم از خارج استان تامین میشود.سرانه مصرف آب شهروندان قُمی روزانه ۱۶۵ لیتر و از استاندارد جهانی خیلی بالاتر است.با این طرح ۱۶ روستای الیگودرز تخلیه شدند و رودخانه ها، سرابها و چشمه های الیگودرز خشک شدند.در ایران با مرکزگرایی قوم فارس مواجه هستیم که همه چیز را برای خود میخواهند.


  • بدقولی وزیر نیرو

    قولهای وزیر نیرو محقق نشده است! چندین ماه از سیل ویرانگر می‌گذرد اما اردکانیان وزیر نیرو اقدامی برای اصلاح امور لرستان انجام نداده است. دکترعلی رستمیان نماینده نورآباد لرستان درمجلس با انتقاد به عملکرد وزیر و مسئولان وزارت نیرو در لرستان قبل و پس از وقوع حادثه سیل اخیر، گفت: 4 ماه از زمان سیل ویرانگر استان لرستان می‌گذرد اما کمترین اقدامی برای اصلاح امور لرستان از سوی وزارت نیرو صورت نگرفته است! متأسفانه وزارتخانه نیرو برنامه‌ای برای مهار سیل قبل و بعد از وقوع نداشت و علیرغم تذکرات مسئولان امنیتی آن‌ها پیش‌بینی‌های لازم را برای مهار سیل نداشتند! اکنون نیز در دوران پساسیل هنوز اقدامی برای مهار و لایروبی رودخانه‌، ذخیره‌سازی آب، تخصیص بودجه به سدهای مورد مطالعه و...نشده است! تبعیض در تخصیص آب یکی از مشکلات و مسائل مهم مردم لرستان است چراکه میانگین تقسیم آب در کشور 46 درصد است اما سهم لرستان 25 درصد است و قول برطرف کردن این تبعیض از سوی اردکانیان وزیر نیرو هنوز محقق نشده است! همچنین هنوز برای مهار آب و سدسازی در لرستان اقدامی صورت نگرفته در حالی که اردکانیان بارها نسبت به ضرورت ساخت سد در لرستان تاکید کرده و این مهم را مسئله‌ای حیاتی دانسته است! اگر زمستان پیش‌رو سیل رخ دهد و باز هم به مردم آسیب مالی و جانی برسد مقصر و مسبب آن وزیر نیرو خواهد بود!رستمیان با انتقاد از سفرهای بی‌حاصل و پرهزینه وزیر نیرو، اظهار کرد: در حالی وزیر پروژه‌های را در برخی از شهرستان‌های لرستان افتتاح کرد که مثلا حدود 40 درصد از پیشرفت فیزیکی داشته و برخی حتی چند بار افتتاح شده‌اند!!! و کلنگ‌زنی‌ پروژه‌هایی را بر عهده گرفت که انجام آن‌ها در حد سمت و جایگاه یک بخشدار و فرماندار بود نه وزیر! در هر صورت آقای اردکانیان باید به زودی در مجلس حضور یافته و پاسخگوی فرصت‌سوزی‌های خود باشد!


  • بی توجهی به لُرستان

    حتی یک درصد از قول‌های وزیر نیرو در لرستان محقق نشده است! استیصال مسئولان وزارت نیرو مشهود است. تاکنون حتی یک درصد از قول‌های وزیر نیرو به مردم لرستان، مجمع نمایندگان لرستان و دیگر مسئولان محقق نشده است! مطالعات برخی از سدهای استان لرستان همچون معشوره یا گاوشمار ، سد ده‌پهلوان ، مخملکوه ، زیبامحمد و...سال‌ها قبل انجام شده اما هنوز نیمه‌کاره مانده‌اند و علی‌رغم دستورات وزیر برای آغاز کار اجرایی، نه‌تنها این دستورات محقق نشده‌اند بلکه بی‌برنامگی و استیصال در انجام کارها ازسوی مسئولان وزارت نیرو به وضوح مشهود است! 60 درصد مردم استان لرستان به شغل کشاورزی مشغول هستند با نزدیک شدن به فصل سرما و پایان فصل کاری، تخصیص ناعادلانه آب به شهرستان‌های لرستان موجب فقر و بیکاری کشاورزان شده و حتی 80 درصد مردم لرستان به شغل کشاورزی مشغول هستند اما نه برای بهره‌برداری بهتر و آب‌رسانی مناسب‌تر اقدامی نشده است! اگر وزارت نیرو برنامه به موقعی برای رهاسازی آب از سد دز داشت آسیبی به منازل نمی‌رسید وزیر نیرو قائل به اجرای دستورات خود هم نیست! اگر وزارت نیرو برنامه و جدول زمان‌بندی به موقعی برای رهاسازی آب از سد دز با توجه به ورودی‌ها داشت آسیبی به منازل و ساختمان‌ها نمی‌رسید و این همه زمین کشاورزی به زیر آب نمی‌رفت لذا این اتفاق‌ها نشان می‌دهد مجموعه وزارت نیرو برنامه‌ای برای رهاسازی و مدیریت آب نداشته و ندارد. مشکلات زیرساخت‌های مرتبط با آب، برق و گاز لرستان پس از سیل تاحدودی برطرف شده و قطعی آب، گاز و خاموشی در استان بعضاً اتفاق می‌افتد. 127 پل روستاها و بیش 60 درصد جاده‌های حوزه لرستان تخریب شده‌اند و هنوز کوچکترین اقدامی برای آغاز تعمیر و اصلاح آن‌ها صورت نگرفته ضمن آنکه یک ریال خسارت دامی و کشاورزی به مردم پرداخت نشده است و بنیاد مسکن باید کار بازسازی را سرعت بخشد.حدود 7 هزار منزل مسکونی تخریب یا آسیب دیده اند عضو مجمع نمایندگان استان لرستان مجلس بیان کرد: اگرچه حدود 7 هزار منزل تخریب یا آسیب دیده‌اند و در زمستان به این خانه‌ها نیاز پیدا کرده و مشکلات بسیاری پیدا می‌کنند.


  • سهم لرها از سازندگی

    گویا زمان رفسنجانی براساس مصوبه محرمانه شورای عالی امنیت ملی از سال ۶۹ به مدت ۱۶ سال هرگونه سرمایه گذاری مؤثر در جغرافیای زاگرس خاصه استانهای لرنشین از طرف دولت ممنوع بوده است آن هم در بزنگاه دولتهای سازندگی!!! باید بخندیم به ظلم ظالمان و سکوت همتباران!


  • نخستین《نیروگاه آبی》در کویرقم افتتاح شد!

    نخستین《نیروگاه آبی》ایران بر روی خط انتقال آب لُرستان به کویر درقم افتتاح شد! این نیروگاه سه مگاواتی با هزینه ۱۷ میلیاردتومان درکنار تصفیه‌خانه آب قم احداث شده است! این نیروگاه اولین و بزرگ‌ترین نیروگاه برق‌آبی کشور است که بر روی خط انتقال آب لُرستان به قم افتتاح شد! هفت نقطه دیگر در مسیر خط انتقال ۱۸۰ کیلومتری آب الیگودرز از سد کوچری گلپایگان تا قم شناسایی شده! هنوز اهداف انتقال آب بر مبنای تامین آب شرب کویر ایران از یاد نبرده ایم! اما دیروز بزرگترین اکواریوم خاورمیانه در اصفهان و دریاچه ۸ هکتاری گردشگری جوان قم و پارکهای آبی و امروز هم نیروگاه برق آبی فردا هم پرورش خاویار و کاشت برنج!!! بهشت الیگودرز را کویر کردید تا چرخ توربین‌های نیروگاهی‌تان بچرخد! سدهایتان پر آب شود! وکشاورزی، صنعت و گردشگری‌تان پر رونق باشد! اما گویا وزارت نیرو تنها چیزی که بفکرش نیست حقوق مبداء انتقال آب《لُرستان》است! آیا خواسته جبران خسارات طرح قمرود مطالبه سنگینی است؟ سد کوچری که میشددر الیگودرز احداث شود چرا درگلپایگان ساخته شد؟ آیا نمیتوان نیروگاه آبی را در الیگودرز که دارای ظرفیت مناسب است، احداث نمود تا مردمان لُرستان هم از داشته های خود بی بهره نمانند؟ سد کوچری و نیروگاه مبارک گلپایگان باشد! آبش از ما سودش برای کویریها! به‌سرعت پروژه‌های قم را به انجام می‌رسانید! ایکاش مردم تحت استثمار لُرستان را هم ببینید!


  • استثمار

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • ایذه آب ندارد!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • 90 % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است!

    آب هرچقدر از لُرستان به سمت زمینهای کشاورزی عربها میاد خطرناکتر است امسال نزدیک یک میلیون تُن فقط تابستان برنج در خوزستان کاشته شد که یک دهم اش مال لرهای سمت باغملک و رامهرمز بود و بقیه اش همش رفت تو جیب عربها! این مسایل در آینده برای لُرها خیلی خطرناک است چون 80% آب لُرستان و بختیاری که میاد سمت خوزستان وقتی به جاهای صاف و جلگه ای میرسد به سمت زمینهای کشاورزی عربها هدایت میشود و آنها باهاش کشاورزی غرقابی میکنند و میلیونها پول درمیآورند و اسلحه باهاش میخرند و علیه همان لُرهایی که آبشان را تامین میکنند تبلیغات تخریبی میکنند! این درحالی است که سالانه 12 میلیارد مترمکعب آب از سمت لُرستان به خوزستان میرود اما 850 هزار هکتار زمین کشاورزی لُرستان تماماً دیم هستند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • مظلوم نمایی اصفهانیها برای انتقال آب

    فرقی بین روحانی، جهانگیری و رییسی نیست! در سکوت نمایندگان چارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان متاسفانه شاهد میدان داری نمایندگان ضد امنیتی اصفهان هستیم! جناب رییسی قاضی القضات مسیری که دارید میروید اشتباه است! عامل تخریب محیط زیست و نابودی مردمان چهارمحال بختیاری، لُرستان و خوزستان نشوید! در مورد حق آبه اصفهان باید ابتدا از خودتان بپرسید: کدام آب؟ و برای چه مصارفی؟ و کدام اراضی؟ و برای چند نوبت کشت در سال؟ اصفهان حتی براساس طومار شیخ بهایی حق آبه ای برای اراضی محدودی آنهم یک نوبت کشت در سال بوده است!!! که الآن دیگر آن اراضی وجود ندارند و تغییر کاربری داده شدند!!! و دیگر آن آب هم بخاطر افزایش جمعیت و سرانه شرب خودشان و تغییر اقلیم وجود ندارد!!! صنایع اصفهان را هم که خود اصفهانیها منتفع میشوند را هم اضافه کنید!!! فریب رِندی اصفهانیها را نخورید آنها برای فریب مردم و مسئولان مفاهیم جدیدی را اختراع کردند از جمله اینکه معتقدند آب موجود و تونل اول متعلق به کشاورزان است و دولت باید برای شرب آب انتقال دهد اگر اینگونه است در نقاط مختلف کشور هم از جمله: چهارمحال بختیاری همین کار را انجام دهند!!! تاکنون به قیمت آواره شدن هزاران نفر و نابودی محیط زیست چندین طرح انتقال آب به اصفهان اجرا شده! کوهرنگ 1 و 2 و 3 و لنگان و خدنگستان و گلاب و بهشت آباد و...چندین طرح دیگر هم در دست اجرا دارند!!! طرحهای قبلی هرکدام مطابق با آیین نامه تخصیص آب وزارت نیرو هیچکدام دائمی نیستند و باید دوباره با توجه به شرایط و خشکسالی در حوزه کارون مورد تجدید نظر قرار گیرند!!! متاسفانه قوه قضاییه وظیفه خود را در مقابل تخریب محیط زیست درست انجام نداده و حتی گفته میشود تحت فشار معاون اول شما دستور دادستان محلی که به علت مجوز باطل شده تونل سوم را متوقف کرده بود، بصورت غیرقانونی باطل شده و دوباره به این طرح باطل شده مجوز دادند! متاسفانه ما لُرهای بختیاری ساکن اصفهان در خط مقدم اعتراضات هستیم و بیشترین شهداء و بازداشتیها را داریم و از آنطرف مسئولین اصفهان از این اعتراضات سوءاستفاده میکنند که مردم اصفهان ناراضی هستند و مثلاً اگر زاینده رود جاری باشد میتوانیم مردم را آرام کنیم یا توی صف انتخابات بیاریم و اینگونه ما جان میدهیم و آنها معامله میکنند!!! سال گذشته که رییس قوه قضاییه آمدن اصفهان عمداً یکماه بی آبی راه انداختند و حتی شبی که دکترعلاءالدین بروجردی (رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس) آمد نجف‌آباد جزء معدود موارد، برق کل شهر را قطع کردند که بگویند بی آبی و بی برقی مشکل هرروزه اصفهان است!!! و بابت این اعتراضات کُلی امتیاز گرفتند و از آنروز حتی یک دقیقه بی آبی و بی برقی تا امروز نبوده است!!! با انتقال آب مشکل کویربودن اصفهان حل نمیشود و یک نسلکشی در حق مردم خوزستان، چهارمحال بختیاری ولُرستان اتفاق خواهد افتاد نگاه کنید به صنایع آب بَر اصفهان این انتقال آب برای مصارف صنعتی است ولی در استانهای زیردست هزاران نفر از بی آبی مجبور به ترک شهر و روستاهایشان خواهند شد و صدمات جبران ناپذیری به این مردم خواهند زد!!!



آخرین مقالات