پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

خداوندا این کشور را از دروغ و خشکسالی نجات ده

از زمانی که داریوش اول هخامنشی برای رفع سایه شوم خشکسالی از سر این سرزمین دعا میکرد بیش از ۲۵۰۰ سال میگذرد اما به همان سیاق امروز هم برخی مسؤلان و مردم چاره کار را تنها در دعا برای آمدن باران میجویند غافل از اینکه اگر اندک فرصتهای باقیمانده برای اصلاح اساسی مصرف آب نیز مانند فرصتهای قبلی از دست برود ، خشکسالی که همین امروز هم چهره هول انگیزش در بسیاری مناطق کشور در حال آشکار شدن است ، در صورتی که با تغییر سریع رویکرد مسؤلان و مردم مدیریت نشود ، چه تبعات زیستی ، اقتصادی و اجتماعی برای ایران به دنبال خواهد آورد؟

خداوندا این کشور را از دروغ و خشکسالی نجات ده

"اهورامزدا این سرزمین را از دشمن ، از سال بد و از دروغ پاس دارد"

 

این سخنان نیایش گونه داریوش اول هخامنشی از مشهورترین جملاتی است که از کتیبه های هخامنشی میان مردم ایران شناخته شده است. گفته میشود منظور از "سال بد" در این جمله "خشکسالی " و سال بی باران است ؛ چیزی که هراس ایرانیان از آن قدمتی به درازای تاریخ دارد. از دیرباز خشکسالی ، سال بی باران یا سال بد برای مردم ایران ( بیشتر مناطق مرکزی ) چنان هراسناک بوده که برای گریز از آن دست به دعا به سوی آسمان بلند کرده اند ، اما گویا حالا " سال بد " فرا رسیده است.

پاییز سال جاری با کمترین بارشها سپری شده و اکنون در حالیکه به نیمه زمستان نزدیک میشویم که زمین سفید پوش از برف در حال پیوستن به خاطره های مردمان بسیاری مناطق ایران است. ارتفاع کل ریزشهای آسمانی از اول مهرماه تا ۳۰ دی سال جاری نسبت به میانگین بلندمدت ۶۰ درصد کاهش یافته و ۵۹ درصد مخازن سدهای ایران خالی است و کمبود بارشها در ماههای اخیر وضعیتی ایجاد کرده که در ۴۷ سال اخیر بی سابقه است! میزان بارشهای کشور نسبت به سالیان گذشته کاهش پیدا کرده است. علت این خشکسالی چیست و چه باید کرد؟

دکتر حسن لشگری استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران گفته است: باید بپذیریم که در همجواری کمربند خشک دنیا قرار گرفته ایم! این کمربند خشک به وسیله سامانه های پرفشاری احاطه شده که در عرضهای جغرافیایی نزدیک ایران شکل میگیرند ، از این رو باید تمام فعالیتهای مرتبط با منابع آبی در کشور را با همین مقدار بارش به انجام برسانیم. میزان بارش ممکن است در ترسالی ها قدری بیشتر و در خشکسالیها قدری کمتر شود و در کل ایران یک کشور پر باران نیست و نخواهد شد!!! اگر این واقعیت را تمام مسؤلان کشور بپذیرند در این صورت باید تمام برنامه های بلندمدت و کوتاه مدت رو را بر پایه همین بارش طرح ریزی و اجرا کنند!

باید فکری برای مدیریت آب کشور کرد و از احداث صنایع آب دوست درحاشیه کویر ممانعت کرد و از بزرگتر شدن ظرفیت شهرهای خشک جلوگیری کرد! مدیریت مصرف آب نیز مانند هراس از خشکسالی قدمتی تاریخی دارد. ایرانیان ساکن در کویر با ابداع کاریز از دیرباز مصرف خود را با منابع آب موجود در سرزمین اجدادی خود وفق داده بودند. افزایش جمعیت / دستیابی به تجهیزات حفر چاه های عمیق / و دانش سدسازی اما معادله مصرف آب را در ایران بهم ریخت و ما را که کشوری کم آب بودیم و هستیم به مصرف کننده ای تبدیل کرد که گویی بر سرچشمه های پایان ناپذیر آب تکیه زده است!!! هشدارهای مکرر کارشناسان درباره ضرورت اصلاح مصرف آب راه به جایی نبرد و خشکسالیهای مکرر در کنار مصرف ولنگارانه آب ، سطح آبهای زیر زمینی را به حدی کاهش داد که زمین زیر پای بسیاری مناطق کشور را خالی کرد. حتی در این شرایط هم هنوز تغییر رویکرد اساسی در مصرف آب رخ نداده است!

از زمانی که داریوش اول هخامنشی برای رفع سایه شوم خشکسالی از سر این سرزمین دعا میکرد بیش از ۲۵۰۰ سال میگذرد اما به همان سیاق امروز هم برخی مسؤلان و مردم چاره کار را تنها در دعا برای آمدن باران میجویند غافل از اینکه اگر اندک فرصتهای باقیمانده برای اصلاح اساسی مصرف آب نیز مانند فرصتهای قبلی از دست برود ، خشکسالی که همین امروز هم چهره هول انگیزش در بسیاری مناطق کشور در حال آشکار شدن است ، در صورتی که با تغییر سریع رویکرد مسؤلان و مردم مدیریت نشود ، چه تبعات زیستی ، اقتصادی و اجتماعی برای ایران به دنبال خواهد آورد؟

 

قربانی اول کمبود آب کیست؟

با وجود همه نگرانی هایی که برای تأمین آب شرب کلانشهرها وجود دارد ، اولین قربانیان کمبود بارندگی و کمبود منابع آبی نه مردم شهرها هستند ، نه صنعتگرانی که آب را به مصرف تولیدشان میرسانند و پساب صنعتی بر جای میگذارند و نه حتی روستانشینان و عشایری که برای امرار معاش خود محتاج ترین آدمها به آب هستند! اولین قربانی کمبود آب در این سرزمین محیط زیست است!!! در سخت ترین شرایط کم آبی نیز انسانها با تجهیزات مختلف آب را تا جایی که هنوز تمام نشده از زیر سنگها بیرون میکشند و به خانه ها ، کارگاه ها ، مزارع و دامهای خود میرسانند. این حیات وحش بی دفاع است که با نابودی چشمه ها ، رودخانه ها و تالابها هر روز بخشهای بیشتری از زیستگاه خود را از دست میدهد و رو به انقراض میگذارد.

همین حالا هم به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان ، طی چها  دهه گذشته ۸۰ درصد جانوران کشور از بین رفته اند!!! گونه های گیاهی نیز با کاهش منابع آب رو به نابودی میگذارند و در یک تأثیر و تأثر مضاعف در پی کمبود آب و فقر گیاهی گرد و غبار شدت می یابد و بر اثر گرد و غبار پوشش گیاهی هر روز فقیرتر میشود. رودخانه ها ، دریاچه ها و تالابها نیز یکی پس از دیگری کم آب و خشک میشوند. سطح سفره های آب زیر زمینی به شدت کم میشود و زمین به جای چشمه و رودخانه بستر فرو چاله ها خواهد شد!

 

هراس اقتصاد ایران از بی آبی:

اما بحران و ورشکستگی آب در حوزه اقتصاد چگونه روی ترس آور خود را نشان خواهد داد؟ آیا ممکن است ۳ شاخص اصلی اقتصاد کلان یعنی نرخ رشد ، تورم و بیکاری از تنش آبی متأثر شوند؟ بی آبی با کسب و کار و سفره خانوار چه خواهد کرد؟

دکتر مهدی برکچیان در شماره ۲۵۵ مجله تجارت فردا وقتی میخواهد وضعیت نرخ رشد اقتصادی ایران در سالهای آتی را به تصویر بکشد به نرخ تشکیل سرمایه و نقش چشمگیر سرمایه گذاری در رشد اقتصادی اشاره میکند او تأکید میکند:

گلوگاه نرخ رشد سرمایه گذاری است!!! بدون شک کشوری که دچار تنش آبی میشود و بر اثر پیامدهای اجتماعی و حتی سیاسی ناشیاز این تنش ، چهره خوشایندی نزد دیگر کشورها نداشته باشد!!! ایرانی که با بحران آب روبه رو است به سختی میتواند نظر سرمایه گذاری های خارجی را جلب کند!!! کشوری با رودخانه های خشک شده / آبهای شور / سفره های زیر زمینی نابود شده / جمعیتی دو برابر ظرفیت آبی / روستاها و مزارع رها شده و قطعأ محل جذابی برای سرمایه گذاران داخلی و خارجی نخواهد بود!!! اما در میان بخشهای مختلف اقتصادی ، بخش کشاورزی آسیب پذیر ترین بخش از بحران آب به نظر میرسد! بخشی که شاید خیلی زود بحران آب به آن سرایت کند. ممنوعیت کشت برنج در مناطقی غیر از شمال کشور طی سالهای اخیر تنها یک نمونه از اولین عوارض کم آبی برای بخش کشاورزی کشور بوده و ممنوعیتها و محدودیتهای بیشتر برای کشاورزی از اولین راهکارهای مواجهه با خشکسالی است. اما متوسط سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی از محصول ناخالص داخلی کشور به قیمتهای جاری و طبق محاسبه مرکز آمار ایران طی سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ به طور متوسط ۱۰ درصد بوده است. نکته قابل توجه روند صعودی این بخش است که از ۸ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۱۳ درصد در سال ۹۵ افزایش یافته است!!! احتمالأ متزلزل شدن چنین تکیه گاهی برای رشد اقتصادی کشور در سالهای آتی در شرایطی که سیاستگذار تدبیری نیندیشیده باشد میتواند آینده ناخوشایندی برای اقتصاد رقم بزند!

بحران آب چگونه ممکن است به تورم سرایت کند؟ دو سال پیش عیسی کلانتری در گفتگو با نشریه شهروند اذعان کرد: با منابع آبی موجود و در صورت استفاده از مدرن ترین تکنولوژی های صنعتی و در صورت فرض محال رسیدن به بهره وری ۱/۵ درصد تا سال ۱۴۰۴ تنها میتوانیم برای ۳۳ میلیون نفر غذا تولید کنیم!!! این در شرایطی است که بهره وری ما در حال حاضر تنها ۰/۲ درصد است! احتمالأ توان تولید غذا برای ۳۳ میلیون نفر در بازاری که هم اکنون بیش از ۸۲ میلیون نفر مشتری دارد به منزله رشد قیمت این محصولات است و تنها با اتکا به واردات میتوان تقاضاهای بی پاسخ بازار را پوشش داد! با توجه به تجربه اقتصاد ایران که معمولأ نرخ ارز و تعرفه ها اجازه نمیدهند محصولات خارجی با نرخهای پایین تری نسبت به محصولات داخلی در بازار داخلی به فروش برسند ، بنابراین ممکن است هزینه های خوراکی ها افزایش یابد. در محاسبه های بانک مرکزی از تورم ۱۲ گروه محاسبه میشوند که بیشترین ضریب اهمیت پس از مسکن / آب / برق / گاز و سایر سوختها با ۳۲ درصد ، گروه خوراکی ها و آشامیدنی ها با ۲۷ درصد ضریب اهمیت است! چنین ضریب اهمیتی در تورم پیام نگران کننده ای دارد که بحران آب به راحتی میتواند به تورم و سپس سفره خانوار سرایت کند!

سال ۹۶ نیروگاه برق آبی سد دز اندیمشک به دلیل کاهش حجم مخزن آب و لزوم ذخیره سازی بعد از ۵۲ سال خاموش شد!!! اتفاقی که نشان میدهد احتمالأ به دلیل کاهش تولید در این بخش نیز در سالهای آتی هزینه تأمین نیازهای آبی و برقی مردم افزایش می یابد و هزینه های خانوارها به شدت افزایش می یابد!!! در حوزه بازار کار نیز گذشته از اتفاق هایی که پس از وخیم شدن بحران آب در نیروگاه ها و برخی صنایع رخ خواهد داد ، فقط در بخش کشاورزی ممکن است امنیت شغلی ۴/۵ میلیون شاغل را به خطر بیفتد. سهم این گروه از کل شاغلان کشور در آخرین کارنامه سالانه ۲۰ درصد گزارش شده است! البته بخش کشاورزی پیش از این نیز سهم خود را طی سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۵ به میزان ۷ درصد در بازار کار از دست داده است و به نظر میرسد با بروز آثار بیشتر خشکسالی در بخش کشاورزی این سهم کمتر هم شود. شاید این عواقب مشخص ترین عارضه های بی آبی برای اقتصادی باشد که به گفته کارشناسان از خشکسالی مدیریتی نیز رنج میبرد!

 

اجتماع بی آب کویر مرکزی ایران:

نزاع و درگیری بر سر آب در یکی از روستاهای شهرستان مرزی سردشت کردستان یک کشته و سه زخمی برجای گذاشت! خشکسالی و کمبود آب در برخی مناطق ایران حالا کار را به جایی رسانده که برای دومین بار طی یک ماه گذشته درگیریهای خونین بر سر آب رخ داده است. چندی پیش اهالی مظلوم بلداجی در استان چارمحال بختیاری بر سر انتقال آب سفیددشت به کویر اصفهان با پلیس ضد شورش اصفهان درگیر شدند که علاوه بر یک کشته بیش از ۱۰۸ زخمی برجای گذاشت.

هفته گذشته هم دو روستا در شهرکر بختیاری بر سر آب به نزاع پرداختند که در پی این درگیری دو نفر کشته شدند! نماینده شهرکرد گفته اتفاقات اخیر فضای استان بختیاری را به شدت ملتهب کرده است! همین دو خبر ۲۶ مرداد سال ۹۶ خبرگزاری مهر و ۲۸ مرداد روزنامه دنیای اقتصاد نشان میدهد که بحران آب چه عواقب خطرناکی در حوزه اجتماعی میتواند به همراه داشته باشد!!!

این مسئله تنها به کشور ایران نیز اختصاص ندارد آنطور که ایسنا از کتاب «آنچه بر زمین میگذرد»! روایت کرده ۳۰۰ نقطه در دنیا در معرض خطر نزاع بر سر آب هستند! بحرانی که نگرانی های امنیتی نیز میتواند به همراه داشته باشد. علی ساری نماینده مردم اهواز در مجلس در ۱۴ تیر ۹۶ در گفتگو با خانه ملت هشدار داد: در صورت عدم توجه به مسأله کمبود و مشکلات آبی این موضوع میتواند به بحران آب و مساعل امنیتی تبدیل شود!!! با اینحال هنوز مافیای آب بدنبال انتقال آب به کویر اصفهان هستند.

آسیبهای اجتماعی بحران آب محدود به این نمیشود و آمارها تخلیه روستاها و مهاجرت نیز نشان از جابه جایی هایی دارد که کم آبی میتواند یکی از مهمترین علل آنها باشد! آنطور که ناصر زرگر معاون امور سرمایه گذاری معاونت روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری ۳۱ خرداد آمار داده: در ۵۰ سال اخیر بیش از ۳۵ هزار روستا و آبادی در کشور تخلیه و خالی از سکنه شده اند!!! هرچقدر آب به کلانشهرها منتقل کنند مهاجرت روستاییان هم بیشتر خواهد شد!

ایرنا گزارش داد: تخلیه روستاها و پناه آوردن روستانشینان به شهرها و حاشیه نشینی ، مشاغل کاذب را افزایش میدهد و موجب بروز آسیبهای اجتماعی میشود!

عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی اعلام کرد: حدود ۱۸ میلیون نفر از ۵۵ میلیون نفر جمعیت شهری معادل یک سوم شهروندان ایران حاشیه نشین هستند!!! ارتباط مهاجرت روستاییان و رشد حاشیه نشینی با بحران آب موضوعی است که کارشناسان و مسؤلان مختلف بارها بر آن تأکید کرده اند! در صورت تداوم رویه های کنونی و انتقالات متعدد به شهرهای حاشیه کویر ، خشکسالی میتواند با تشدید بحران آب به افزایش جمعیت حاشیه نشین در ایران و تخلیه بیشتر روستاها منتهی شود. روندی که به نظر میرسد سالهاست آغاز شده و آخرین سرشماری مربوط به سال ۹۵ نیز نشان میدهد که جمعیت روستانشین در ایران به ۲۸ % رسیده در حالی که این میزان در سال ۹۰ حدود ۲۹ درصد بود! آمار مهاجرت به مقصد شهرهای کویری نشان میدهد که درسال ۹۵ حدود ۴ میلیون نفر به سمت شهرها مهاجرت کرده اند! با این وضعیت شاید تنش و نزاع بر سر آب / تخلیه روستاها / رشد جمعیت حاشیه نشین ها / افزایش بزهکاری و تنها بخشی از عوارض اجتماعی بحران آب باشد که تاکنون بخشهایی از آن بروز کرده و آسیبهای احتمالی دیگری وجود دارند که هنوز خود را به تمامی نشان نداده اند! از جمله مسأله تأمین آب شرب که چندی است در برخی روستاها با تانکرهای سیار انجام میشود و حالا مسؤلان برای تأمین آب شرب کلانشهرها که همه در حاشیه کویر گسترش یافته اند نیز نگران شده اند!

عیسی کلانتری رییس سازمان حفاظت محیط زیست در مصاحبه با نشریه اعتماد ( سالنامه نوروز ۹۷ ، صفحه ۱۲۰ ) گفت:


در رجوع به مدیریت سازه ای و سدسازی و انتقالهای حوضه به حوضه افراط کرده ایم الان تمام دعواهای انتقال آب بین حوضه ای میان اصفهان و چارمحال بختیاری بر سر کمتر از ۱ درصد آب کشور است!!! به هر صورت به غلط یا درست ، شهری در حاشیه کویر ساخته شده به نام اصفهان با ۲ میلیون نفر جمعیت و ده ها میلیارد دلار سرمایه گذاری توسط دولت حالا در این شرایط شما خودتان را موظف میدانید مشکل آنجا را حل کنید یا نه؟ یا هر اتفاقی افتاد اجازه دهیم بیفتد! حدود ۳۰ هزار خانوار در شرق اصفهان دارند کشاورزی میکنند اینها چکار باید بکنند وقتی آب نیست؟ بخاطر سیاستهای اشتباه جمعیت اصفهان ۲ میلیون شده و به نظر من اصفهان نباید بیشتر از ۵۰۰ هزار نفر جمعیت میداشت!!! شهری که کمبود آب دارد نباید زمینه بزرگتر شدنش فراهم شود چون انتقال آب در حکم مسکن مقطعی را دارد و مشکل را به کلی حل نخواهد کرد! همین که جمعیت ۲ میلیونی در یک منطقه کویری جمع شده نشان دهنده بی اعتنایی به توسعه پایدار است ، نشان دهنده آمایش غلط سرزمین است. سرمایه گذاری هایی با پول مردم و بودجه ملی در شهری شده که آب ندارد! باید جمعیت و صنایع را به کنار آب برد نه اینکه آب را با صرف هزینه گزاف از جیب مردم به حاشیه کویر برد!!! اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ۷۰ درصد مردم ایران برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت هستند. در حال حاضر ۷۰ درصد جمعیت کشور با سرانه زیر ۹۰۰ متر مکعب آب در سال زندگی میکنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی رخداد فاجعه بزرگ است! ایران با بهره برداری از ۹۷ درصد آبهای سطحی خود عملأ تمام رودخانه های خود را خشک کرده است! در حال حاضر وضع آبی برخی از شهرهای کویری ایران به سطحی رسیده است که آن شهرها از نظر تعاریف علمی و استانداردهای جهانی به شهر مرده تعبیر میشوند حتی در صورت بارش ایده آل و نفوذ آب به زمین جایی برای ذخیره آن وجود ندارد چون خاک بی ثمر شده است.

 

این مقاله توسط فاطمه شیرزادی در مجله تجارت فردا ، شماره ۲۵۶ در تاریخ شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ چاپ شده است که به علت اهمیت موضوع در سایت نگین زاگرس باز نشر شد.

29 نظر

  • ۶۴ درصد اصفهان کویراست

    وضعیت بحران آب در مناطقی مثل استان اصفهان را اینگونه گزارش میکنند که در مطالعه خانم عبداللهی ( ۱۳۹۶ ) بعنوان ضرورت تحقیق مطرح شده است:استان اصفهان یکی از مناطق کویری ایران است که پدیده خشکسالی در آن قابل رؤیت است. بررسی های انجام شده در خصوص خشکسالی در استان اصفهان نشان میدهد که بخش وسیعی از مناطق همواره در معرض خشکسالی بوده اند و در محدوده زمانی ۳۰ ساله سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۸۲ شمسی بر مبنای شاخص بارش استاندارد شده ، حدود ۵۲ % از کل سطح جغرافیایی اصفهان گرفتار خشکسالی است. براساس آمارها اصفهان با وضعیت خشکسالی شدید مواجه است. کاهش ۲۳ % میزان بارش در اصفهان باعث شده که ۸۰ درصد اصفهان در خشکسالی شدید قرار گیرد. طبق اطلاعات هواشناسی خشکسالی حدود ۶۴ درصد مساحت اصفهان را در برگرفته و ۲۲/۵ درصد مساحت در خشکسالی مطلق است ( سازمان هواشناسی کشور ۱۳۹۴ ). با وجود اینکه ۶۰ درصد اصفهان کویراست ولی بازهم به احداث صنایع و تجمع کارخانجات گوناگون در کویر اصرار دارند! چرا صنعت نباید به مناطق پرآب و کنار سواحل منتقل شود؟


  • با احداث صنایع در کویر مقابله کنیم

    مجلس باید قانونی وضع کند که صنایع آب دوست اجازه تأسیس در کویر را ندارند و باید در کنار سواحل و رودخانه ها احداث شوند. نباید بدون مجوز محیط زیست کارخانه احداث شود. با رفتارهای غیرقانونی مقابله شود. آیا در این بحران بی آبی باز هم مجوز احداث فولاد و پتروشیمی در استانهای کویری ( قم ، یزد ، اصفهان ، کرمان و سمنان ) صادر میشود؟ وقتی میتوانیم شکر به راحتی وارد کنیم چه اصراری هست که چغندر بکاریم؟ وقتی ذرت دانه ای میتوانیم وارد کنیم نباید آب را مصرف کنیم! بجز شهرهای شمالی کشور نباید اجازه کشت برنج داده شود چرا در اصفهان ۲۶۶۵ هکتار برنجکاری وجود دارد؟ چرا کویر یزد با آب انتقالی مجتمع پرورش ماهی دایر میکند؟ چرا در قم با آب شیرین انتقالی دریاچه تفریحی ۸ هکتاری میسازند؟ تا بحال هرکسی هرکار دلش میخواست میکرد ولی الآن محدودیت شدید آب داریم. ایران هنوز سیاست آمایش ندارد و هنوز توسعه پایدار را نمیشود اسمش را آورد مثلأ ما میگوییم مردم شمال ایران باید سرایدار تهرانیها باشند ما در عمل این را گفته ایم برای اینکه توسعه صنعت را در شمال منع کرده ایم. اگر ویلاهای تهرانیها آنجا نبود این همه جوان بیکار میشدند! گردشگری و صنعت یک مقوله اند نباید به بهانه گردشگری از صنعت غافل شد! تکنولوژی هر روز جلو میرود امروز هلند که از مازندران کوچکتر است بزرگترین کشور پیشرفته صنعتی خصوصأ در حوزه محصولات شیمیایی است چرا ما صنعت را در شمال منع میکنیم؟ همان هلند معادل ۲ برابر درآمد نفتی ایران فقط از محل کشاورزی درآمد میلیاردی کسب میکند! در هلند در منطقه ای پایین تر از سطح دریا ، کشاورزی و صنعت درکنار هم هستند! ما هم از تکنولوژی عقبیم و هم عقبتر فکر میکنیم مثلأ با کلانشهر کردن شهرهای کویری چه هدفی دنبال میکنیم؟ چرا تمام شهرهای میلیونی ایران در حاشیه کویرند؟ چه ضرورتی دارد که تهران ۲۰ میلیون جمعیت داشته باشد؟ چرا انگلیس ، آلمان یا فرانسه اجازه نمیدهند یک جمعیت کثیر در یک نقطه جمع شوند؟ ظرفیت زیستی تهران ۳ میلیون نفر است اما چندین برابر ظرفیتش در آن جمع شدند! توسعه نقطه ای برای کشوری که آب ندارد مخرب است!


  • فقر آب

    براساس آمار سازمان بهداشت جهانی بیش از ۲/۵ میلیارد از مردم جهان به آب آشامیدنی دسترسی ندارند و این شرایط با توجه به افزایش جمعیت و گرم شدن زمین درحال افزایش است! کمبود بارندگی / مصرف بی رویه آب / سیاستهای غلط دولتی / افزایش جمعیت / گرمای هوا و … بخشی از دلایل بروز خشکسالی در ایرانند. تنش آبی ناشی از عوامل متعددی است مثل کمبود فیزیکی آب ناشی از بارندگی کم ، خشکی طبیعی منطقه و تغییرات آب و هوایی بخشی از این عوامل هستند البته مدیریت و سرمایه گذاری ضعیف در زیرساخت های آبی ، آلودگی ، انتقال آب و … از دلایل تنش آبی است. در حال حاضر ۱۸ میلیون زاغه نشین و ۳۵ هزار روستای تخلیه شده در ایران داریم که به آب بهداشتی دسترسی آنچنانی ندارند و این جمعیت کثیر زاغه نشین به دلیل سیاستهای غلط صنعتی کردن شهرهای کویری و انتقالات آب به کلانشهرها صورت گرفته است.خشکسالی تنها به دلیل کمبود بارندگی و دمای گرم هوا اتفاق نمی افتد بلکه استفاده بی رویه از آب و رشد جمعیت بیش از حد ظرفیت از دلایل ورشکستگی آبی است! کشوری که ۲۱ استانش در وضعیت تنش آبی است و ۸ میلیون جوان بیکار و ۱۳ میلیون مجرد دارد آیا میتواند پذیرای جمعیت بیشتری باشد؟ طبق گفته پروفسور پرویز کردوانی ظرفیت زیستی ایران با توجه به منابع آبی تنها ۴۰ میلیون نفر است!


  • خشکیدن محیط زیست حاصل خشکیدن اندیشه است!

    دکتر کمال اطهاری ( اقتصاددان ) درمصاحبه با روزنامه اعتماد درباره معضلات محیط زیست گفت:اسم کاری که ما میکنیم توسعه نیست بلکه خودکشی است! آنچه ما بنام توسعه کشاورزی و صنعت کشور در پیش گرفتیم حاصل ۲ چیزاست:دانش اندک درباره توسعه و تلاش شبکه انحصاری رانت جویان که در طول سالهای گذشته اجازه نداده اند قطار توسعه روی ریلی حرکت کند که آن ریل بر مبنای خرد جمعی بنیان گذاشته شده باشد! فهم غلط از توسعه در کشور و تصمیمات ناسنجیده در حوزه انتقال آب عامل بوجود آورنده بحران زیست محیطی در کشور شده است. ایران در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی با بحران جدی روبرو است. از دست رفتن منابع آب / تشکیل ریزگردها / آلودگی آب / خشک شدن تالابها و دریاچه ها / کشت محصولات آب دوست در حاشیه کویر / صنعتی کردن شهرهای خشک ایران / تقویت بیش از ظرفیت کلانشهرها و گسترش پدیده حاشیه نشینی از پیامدهای این تصمیمات غلط است! ایران اصلأ وارد فرآیند جهانی شدن نشده که بحران محیط زیست حاصل آن باشد. میشود گفت ایران فرآیند ارزش افزایی سرمایه داری را هم دنبال نکرده است. در ایران به دلیل جنگ دولت اجبارأ نقش تعیین کننده ای در اقتصاد بازی کرد. بعد از آن هم از لحاظ فکری این الگو وجود داشت که به طرف انزوای اقتصادی حرکت کند و اینکه بخواهد خودکفا شود. در واقع در ابتدا فرآیند گسترش سرمایه داری که پیش از انقلاب وجود داشت سال ۵۷ متوقف شد و نوعی سرمایه داری دولتی بر اقتصاد حاکم شد. در دهه ای که جنگ بود صرفأ برخی طرحهای بزرگ امکان تحقق پیدا کرد و دخل و تصرف در بخش محیط زیست بسیار محدود بود. اما در بخش کشاورزی اتفاقی افتاد که تقسیم دوباره اراضی در دستور کار قرار گرفت مثل توزیع گسترده زمینهای کشاورزی یا تصمیم گیری های هیأتهای ۷ نفره برای مجوزهای حفر چاه! این حرکت به نظر عدالت خواهانه می آمد اما در عمل به دلیل این تقسیم دوباره اراضی تخریب محیط زیست رخ داد.


  • کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد!

    دانشجویان رشته هایی مانند:مهندسی منابعی طبیعی و محیط زیست در سال اول تحصیل در دانشگاه می آموزند که دستکاریهای بدون حساب وکتاب طبیعت ، عواقب جبران ناپذیری به همراه دارد. از اصول اولیه علوم منابع طبیعی این است که بجای نبرد با ویژگی های اقلیمی باید ماهیتشان را پذیرفت ، سبک زندگی را با آنها سازگار کرد و در عوض از مزیتهای اقلیمی برای غلبه بر محدودیتها بهره برد. یادمان باشد کاری نکنیم که به قانون زمین بربخورد! امروز سرنوشت سدسازی ها فراتر از ظرفیت اکولوژیک و وضعیت کنونی دریاچه ارومیه مثل آینه ای جلو چشم ماست. در چنین شرایطی انتقال آب کوهرنگ ۳ ، بهشت آباد ، گلاب و کارون به اصفهان چه توجیه منطقی میتواند داشته باشد؟ آیا مشکلات آبی کشورهای دیگر با انجام طرحهای انتقال آب برطرف شده است؟ انتقال آب موجب تغییر در مورفولوژی رودخانه ها / کاهش بهره وری زیستی / افزایش هزینه ها / برهم خوردن چرخه زیست محیطی و ایجاد مشکل در مبدأ خواهد شد!


  • شکست:تجربه مشترک در انتقال آب

    دکتر حجت میان آبادی استاد گروه مهندسی آب دانشکده کشاورزی تربیت مدرس تهران در مصاحبه با روزنامه جام جم ، شماره ۵۲۷۱ ، صفحه ۱۵ گفت:حدود ۱۷۰ طرح انتقال آب بین حوضه ای را در کشورهای مختلف بررسی کردیم و چیزی که مشخص شد این بود که اجرای این طرحها متعلق به قرن ۱۹ میلادی است و بررسی طرحهای مشابه در کشورهایی نظیر:کانادا / مصر / ترکیه / روسیه / آمریکا / اسپانیا و … بیانگر تجربه شکست انتقال آب بین حوضه ای در این کشورها بوده که به نتیجه نرسیدند. طرحهای انتقال آب همواره بعنوان آخرین راهکار جواب میدهد.وقتی جهان در اندیشه ملاحضات زیست محیطی بود ما ایرانیها بفکر سازه ها و ملاحضات مهندسی درطرحهایمان بودیم! طرحهای انتقال آب از منظر حقوقی ، اجتماعی و هیدروپلیتیک چالشها و ابهامات بسیاری دارد. در هر طرح انتقال آب باید ۶ اصل مدنظر قرار گیرد که در ایران از جانب مشاور طرح و کارفرما اصلأ مورد توجه قرار نمیگیرد!


  • طرح انتقال آب ؛ مقصد را تشنه تر میکند!

    مطالعات بین المللی مکررأ نشان داده طرحهای انتقال آب فقط مقصد را تشنه تر کرده است! آیا طرح انتقال آب کوهرنگ بختیاری به اصفهان و یزد مشکل منطقه مقصد را حل کرد یا به جای درست کردن مشکل آب یزد و اصفهان ، مشکلی به مسایل و چالشهای منطقه کویری اضافه کرد؟ متأسفانه اکنون مساعل آبی آن منطقه را در شورای عالی امنیت ملی حل وفصل میکنیم!مطالعات علمی برآمده از تجارب قبلی انتقال بین حوضه ای آب در جهان نشان میدهد اجرای طرح انتقال آب موجب افزایش مهاجرت / بیکاری / حاشیه نشینی / مشکلات زیست محیطی / تبعات امنیتی و… در منطقه خواهد شد و مشکلات اصفهان را تشدید خواهد کرد.


  • به نام شرب ، به کام صنعت!

    بطور کلی طرحهای انتقال آب با هدف تأمین نیاز صنعتی و به اسم تأمین آب شرب انجام میشود.میزان تبخیر آب در کویراصفهان بالاست. اگر هزینه طرح انتقال آب را حساب کنید متأسفانه می بینید ظررهایش خیلی بیشتر از مزایای آن است! هزینه انرژی و انتقال آب بسیار بالاست.در جریان طرح انتقال آب لطمات جدی به محیط زیست وارد میشود. مگر منابع آب موجود در منطقه چارمحال بختیاری چقدراست که همواره به کویراصفهان انتقال یابد؟ ارزش آبی که از طریق انتقال میخواهند تأمین کنند با توجه به هزینه های تأسیسات و مصرف انرژی چقدر توجیه اقتصادی دارد؟ برای انتقال هر متر مکعب آب به کویر چقدر هزینه صرف میشود؟سازمان محیط زیست بجای اینکه حافظ محیط زیست باشد و بجای ایستادگی در برابر اجرای طرح ، از پذیرش مسؤولیت و تبعات آن شانه خالی میکند.دولت تدبیر و امید کار خود را با شعار دولت محیط زیستی آغاز کرد اما با تصمیمات ضد محیط زیستی انتقال آب رویکردی مغایر با حفظ محیط زیست در پیش گرفت!


  • به نام شرب ، به کام صنعت!

    بطور کلی طرحهای انتقال آب با هدف تأمین نیاز صنعتی و به اسم تأمین آب شرب انجام میشود.میزان تبخیر آب در کویراصفهان بالاست. اگر هزینه طرح انتقال آب را حساب کنید متأسفانه می بینید ظررهایش خیلی بیشتر از مزایای آن است! هزینه انرژی و انتقال آب بسیار بالاست.در جریان طرح انتقال آب لطمات جدی به محیط زیست وارد میشود. مگر منابع آب موجود در منطقه چارمحال بختیاری چقدراست که همواره به کویراصفهان انتقال یابد؟ ارزش آبی که از طریق انتقال میخواهند تأمین کنند با توجه به هزینه های تأسیسات و مصرف انرژی چقدر توجیه اقتصادی دارد؟ برای انتقال هر متر مکعب آب به کویر چقدر هزینه صرف میشود؟سازمان محیط زیست بجای اینکه حافظ محیط زیست باشد و بجای ایستادگی در برابر اجرای طرح ، از پذیرش مسؤولیت و تبعات آن شانه خالی میکند.دولت تدبیر و امید کار خود را با شعار دولت محیط زیستی آغاز کرد اما با تصمیمات ضد محیط زیستی انتقال آب رویکردی مغایر با حفظ محیط زیست در پیش گرفت!


  • آیا واقعأ اصفهان مشکل کمبود آب شرب دارد؟

    باید ببینیم قراراست با آب انتقالی کوهرنگ ۳ ، بهشت آباد ، تونل گلاب ، آب رود کارون و ۲۰۰ میلیون متر مکعب آب خلیج فارس که قراراست برای اصفهان برده شود میخواهند چکار کنند؟ آن چیزی که شرکتهای پیمانکار و شرکتهای مشاور به اسم نیاز آبی به مدیران و مسؤلان ارشد مملکت تلقین میکنند بیشتر تقاضای کاذب آبی و از جنس تقاصای صنایع بشدت آب بر ، در دل مناطق کویری است! چرا باید در استان خشک اصفهان این حجم از کارخانجات بشدت آب بر مثل:فولاد / ذوب آهن / لاستیک سازی / پتروشیمی / پالایشگاه / صنایع اتمی / سفال و کاشی سازی / کارخانجات نظامی و … احداث شود؟ رفع نیاز آبی این کارخانجات محتاج آب در دل کویر ، مهاجرت از روستاها را شدت میبخشد و حاشیه نشینی گسترش می یابد! درحالیکه توجیه اقتصادی ندارد که آب را با هزینه سنگین و صرف انرژی زیاد به کویر پمپاژ کنیم! چقدر هزینه زیست محیطی باید متحمل شویم تا کشاورزی و برنجکاری در اصفهان را رونق دهیم؟ این حجم آب برای کشاورزی و آب شرب مصرف نخواهد شد و یقینأ برای رونق صنایع آب دوست مورد استفاده قرار میگیرد که در دل کویر احداث شده اند!!!


  • آیا باید به احداث صنایع آب بر در کویر مجوز داد؟

    چرا صنایع آب بر ، فولاد و مانند آن را در استانهایی که ظرفیت لازم برای اینکار را دارند ( مثل استانهای ساحلی و پرآب ) احداث نکردیم؟ اگر بحران آب در خراسان جنوبی جدی است چرا باید برای این استان مجوز احداث ۴ کارخانه فولاد که نیاز آبی زیادی دارند صادر شود؟ آیا این مجوز را برای سواحل دریای عمان و خلیج فارس نمیتوانستند صادر کنند؟ این سؤالهای ساده را شرکتهای پیمانکار و شرکتهای مشاور و افرادی که پشت این طرحها هستند چرا پاسخ نمیدهند؟ امیدواریم بازنگری هایی در این زمینه صورت بگیرد و آینده آبی ایران را بخطر نیندازد.


  • سراب کوهرنگ در کویراصفهان

    مشکل آب را با مدیریت منابع آب باید حل کرد. ما آب را با سامانه فرسوده و لوله های آبرسانی و همین طور با شیوه کشاورزی غرقابی و تبخیر آب هدر میدهیم. منابع آب را با آبیاری تحت فشار و شیوه های نوین آبیاری میتوان مدیریت کرد. ما مشکل تأمین آب در کشور داریم اما از آن مهمتر این است که در مدیریت منابع آب مشکل جدی داریم.طرحهای انتقال آب که شامل مجموعه خطوط انتقال و ایستگاه های پمپاژ آب است. هزینه تعمیرات و نگهداری تجهیزات این سامانه با توجه به رسوبات سنگین و بعلاوه استقرار تجهیزات لازم برای نصب ابزارها و فرآیند انتقال آب از نظر زیست محیطی موجب تخریب شدید در طبیعت چارمحال بختیاری میشود آنهم در جنگلهای بلوط که واجد ارزشی بالا و غیرقابل قیمت گذاری در جهان هستند.چه تضمینی وجود دارد اکوسیستمی که طی میلیونها سال شکل گرفته و به وضع امروزی رسیده با اقدامات نسنجیده ما تعادلش بهم نخورد؟ اکوسیستم کوهستانی بختیاری با اکوسیستم کویری اصفهان متفاوت است و در صورت اجرایی شدن طرحهای انتقال آب ، اکوسیستم و زیست بوم استان بختیاری مختل و رو به نابودی میرود این حرف تمام کارشناسان محیط زیست است حالا نمیدانم چگونه به انتقال آب مجوز میدهند؟


  • مدیریت آب ، کلید کم آبی است

    ایران در منطقه ای خشک و نیمه خشک قرار گرفته و میانگین بارش باران در ایران یک سوم میانگین جهانی است. در چنین شرایطی باید با در نظر گرفتن طرحهای آمایش آب خود را برای بحران آینده آماده کنیم. آمایش آب از مسیر انتقال آب نمیگذرد متأسفانه در بحث انتقال آب نکات مربوط به حساسیتهای اکوسیستم ها را در نظر نمیگیرند! اگر قرار است اکوسیستم پایدار بماند باید به مسیر طبیعی رودخانه ها دست نزنیم چرا که باعث تغییرات اقلیمی و کاهش باران و افزایش تبخیر آب میشود. هم اکنون شاهد کاهش حجم آب رودها هستیم حال در صورت انتقال آب کارون به اصفهان واضح است چه بر سر محیط زیست پایین دست خواهد آمد!


  • مدیریت سرزمینی منابع آب

    بهترین راهکار برای حل مشکل آب استانهای کویری ، مدیریت سرزمینی منابع آب است یعنی از آب موجود در هر سرزمین برای همان اکوسیستم استفاده کنیم. در جایی که اکوسیستم خشک است و با آن شرایط به تعادل رسیده همان منابع آب را باید بطور اصولی مدیریت کرده و از آن برای تأمین آب شرب و کشاورزی استفاده کنیم! انتقال آب در قالب یک طرح عمرانی مسلمأ عمری محدود و در بازه ای حداکثر چند ساله میتواند مثمر ثمر باشد! مگر میشود صدها و حتی هزاران سال چنین طرحی را پیش برد؟ مگر بلاد لرنشین به منبع بی پایان آب متصل است؟ این طرحهای انتقال آب قطعأ پایانی خواهند داشت و آن روز است که مشکلات زیست محیطی گریبان فرزندان آینده این سرزمین را میگیرد! آیا برای تأمین آب اصفهان باید چارمحال بختیاری را نابود کنیم؟ فراموش نکنیم سامانه های طبیعی زود تخریب میشوند اما دیر بازسازی شده و تعادل این سامانه ها به کندی برقرار میشود. با نادیده گرفتن اصول علمی نفرین ابدی نسلهای بعد ایران را برای خود نخریم! التماس تفکر


  • لرستان نیازمند سد است

    با توجه به توپوگرافی لرستان اگر در بالادست سد احداث شود در بارندگی های شدید سیل بوجود نمی آید ( روزنامه همشهری ، ۲۹ بهمن ۹۷ ). احداث سد در بلاد لرنشین نیاز و مطالبه مردم است اما از طرف وزارت نیرو و دستگاه مسئول انکار میشود! سدهای کوچک لرستان مثل معشوره ، مخملکوه ، تنگ شبیخون ، زیبامحمد و آبسرده سالهاست با مخالفت و یا عدم تٱمین اعتبار روبه رو هستند و هیچ حقی را برای لرها به رسمیت نمی شناسند! سیلابها همواره برای لرستان و خرم آباد خطرآفرین و زیان بار بوده و به دلیل از بین رفتن مراتع و جنگلها در مسیر رودخانه های لرستان در آینده سیلابهای زیادی اتفاق خواهد افتاد ( همشهری ، ۱۳ بهمن ۹۷). باید هرگونه احتمال را از نظر دور نداشت و بقول ماو برون : احمقانه است از کاری تکراری توقع نتیجه ی غیرتکراری داشته باشیم! گفتن حق همه است و جواب ندادن هم حق مسئولان! دولتها باید به بلاد لرنشین نگاهی ویژه داشته باشند متٱسفانه در توزیع سرمایه و امکانات در حق لرها اجحاف شده است و خط فقر در شهرهای لرنشین بیداد میکند.


  • تصمیمات نسنجیده بلای جان محیط زیست

    مهندسان و کارشناسان ما نوابغی فراتر از زمان خود هستند روز سه شنبه وزارت نیرو بودجه تصویب میکند جهت انتقال آب از کهگیلویه به بوشهری که لب دریاست!!! چهارشنبه وزارت نیرو بودجه تصویب میکند جهت انتقال آب از خلیج فارس به یزد!!! مملکت ما سرزمین عجایب است.


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • الحاق مناطق آب خیز لُرستان به اصفهان!

    باز هم لابی اصفهانیها بدنبال خاک دزدی و انتقال آب است! درکتاب《جغرافیای پایه دهم》سال جاری نقشه ایران را به نفع اصفهانیها تغییر دادند و لُرستان را از چهارمحال بختیاری جدا نمود که اصفهان با خوزستان هم مرز شود‌!!! چندین بار است《وزارت کشور》اعلام‌ میدارد در تقسیمات کشوری هیچگونه تغییری صورت نگرفته است و هرگونه تغییر در نقشه غیرقانونی است!!! حالا چرا لابی اصفهان بدون توجه به قانون نقشه کشور را تغییر میدهد؟ و وزارت کشور با خاطیان برخورد نمیکند؟ این تغییرات صرفاً برای دستیابی به مناطق آب خیز لُرستان و بختیاری است! چرا مجمع نمایندگان لُرستان در مجلس به وزارت کشور اعتراض نمیکنند؟ چرا نمایندگان بختیاری و خوزستان به دولت و رییس مجلس اعتراض و تذکر نمیدهند؟ تا کی باید خاک و منابع آب بلادلُرنشین به کویر لم یزرع اصفهان منتقل شود؟


  • طرح ظالمانه انتقال آب لُرستان به کویراصفهان

    تصویب طرح ظالمانه انتقال آب کارون به اصفهان دنباله پروژه نابودی همه جانبه ولایات لرستان است. پس از فروپاشی سلسله زندیه ومرگ آخرین شهریار لُر یعنی لطفعلیخان زند، قاجارها برای جلوگیری از شکلگیری مجدد قدرتی مثل خاندان زند پژوه سنگین نابودی همه جانبه لُرها را آغاز کردند درآغاز این پژوه با قتل عام های گسترده و تبعید ایلات و طوایف لُر به سرزمینهای دور افتاده شروع شد! در ادامه با ایجاد جو روانی و ضد لُری با معرفی ناجوانمردانه لُرها بعنوان مردمی درجه سوم دنباله گرفت پس از سرنگونی سلسله قاجار و برسر کار آمدن پهلوی چنان نسلکشی و کشتاری از لُرها کردند که درجهان بشری کسی با دشمن قسم خورده خویش نکرد! اما اقدامات پهلوی به نسل کشی ختم نشد و خوی حیوانانی رضاخان آرام نگرفت او با تجزیه لُرستان در ۱۱ استان مختلف همچنین تقسیمات شدید جغرافیا درون ایلی نیز در لُرها را به مرحله اجرا درآورد. کشف نفت در مسجدسلیمان و سایر ولایت لُر نه تنها هیچ برگ برنده ای برای مردم لُر نشد بلکه شوم ترین و سیاه ترین روزگار را به لر زخمی و از نفس افتاده پیشکش کرد خاندان پهلوی بجای آوردن صنایع به سرزمینهای پرآب بخاطر دشمنی دیرینه با لُرها صنایع را به کویرمرکزی انتقال دادند تا《اژدهای هفت سری》شود برای بلعیدن همه چیز بلادلُرنشین! عدم ایجاد زیرساخت و طرحهای توسعه ای از یکسو/ غارت منابع آبی/ نفتی/ گازی و معادن از سوی دیگر باعث شد لُرهای زیادی از سرزمین خود به شهرهای کویری مهاجرت کنند که این مهاجرتها سرآغاز شومی شد بر نابودی فرهنگ و زبان مهاجرین و اثرات جبران ناپذیری بر بازماندگان که اکثر کهنسالان و از کار افتادگان هستند! امروز ما لُرها قربانیان《صنایع گسترده اصفهان، یزد، قم وکویرمرکزی ایرانیم! سرانه فضای سبز در اصفهان یک ونیم متر بیشتر از سرانه فضای سبز در کل خاورمیانه است و ۳ برابر کالیفرنیای آمریکاست! آنهم در یک سرزمین کاملاً کویری وبیابانی که تاوان این زیاده طلبی و زیاده خواهی را مردم لُر باید با جانشان بدهند! ای نخبگان لر! ای سیاسیون خنثی! بخدا قسم مردن بر زیستنی این چنین خفت بار صدهزار مرتبه شرافت دارد! کارون شاهرگ لُر است نگذارید شاهرگتان را ببرند! نگذارید بلادلُرنشین کویر شود تا کویراصفهان گلستان شود!


  • 90 % زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است!

    آب هرچقدر از لُرستان به سمت زمینهای کشاورزی عربها میاد خطرناکتر است امسال نزدیک یک میلیون تُن فقط تابستان برنج در خوزستان کاشته شد که یک دهم اش مال لرهای سمت باغملک و رامهرمز بود و بقیه اش همش رفت تو جیب عربها! این مسایل در آینده برای لُرها خیلی خطرناک است چون 80% آب لُرستان و بختیاری که میاد سمت خوزستان وقتی به جاهای صاف و جلگه ای میرسد به سمت زمینهای کشاورزی عربها هدایت میشود و آنها باهاش کشاورزی غرقابی میکنند و میلیونها پول درمیآورند و اسلحه باهاش میخرند و علیه همان لُرهایی که آبشان را تامین میکنند تبلیغات تخریبی میکنند! این درحالی است که سالانه 12 میلیارد مترمکعب آب از سمت لُرستان به خوزستان میرود اما 850 هزار هکتار زمین کشاورزی لُرستان تماماً دیم هستند!


  • تکثرگرایی جلوی نژادپرستی را میگیرد!

    دکترصادقی دلسوزیتان برای اهل سنت قابل قبوله بالاخره واقعیت کشور ایران تکثر مذهبی و فرهنگی است و راهکار هم اعتقاد کامل به تکثرگرایی در تمام عرصه ها است: سیاسی مذهبی و فرهنگی! خدمت شما عرض کنم در همین کشور که شما میفرمایید جمهوری اسلامی است و با عربستان موروثی فرق دارد! مثلاً لرهای بختیاری مورد تبعیض سیستماتیک قرار دارند و در مناطق محل سکونتشان در خوزستان و اصفهان و چه در چهارمحال بختیاری که در اکثریت قرار دارند از حقوق فرهنگی ذکر شده در قانون اساسی همچون آموزش زبان مادری و حتی داشتن صدا و سیمای محلی همچون مهاباد و آبادان و آذربایجان و کردستان و...محروم هستند و متاسفانه با اینکه حتی در چهارمحال بختیاری در اکثریت هستند ولی همه چیز در سیطره اقلیتهای دیگرمثل فارسهای مهاجراصفهانی قرار دارد! و علاوه بر تبعیض سیستماتیک با فعالان فرهنگی بختیاری برخوردهای امنیتی میکنند! آنها خود را نمونه انقلاب و صاحب کشور عنوان میکنند فعالان فرهنگی، سیاسی و مخالف انتقال آب بلادلُرنشین را با برخوردهای امنیتی روبرو میکنند! جناب صادقی شما که اصالتاً متولد الیگودرز لُرستانید بهتر نبود اشاره‌ای به حقوق از دست رفته مردم لُر میکردید؟


  • سیل طبیعی یا عمدی؟

    سیل در بلادلُرنشین طبیعی بود یا عمدی؟ صدای پای آب با طرح چند سوال در مورد سیل خوزستان برنامه های وزارت نیرو برای سدسازی و انتقال آب را عامل مدیریت سدها و سیل در خوزستان میداند! 1) چرا به هشدار سازمان هواشناسی در مورد بارشها در حوضه آبریز مربوط توجه نشده و اقدام به افزایش خروجی از سدها نکردید؟ 2) اطلاع وزارت اطلاعات از سیل و هشدار این وزارتخانه به وزارت نیرو در بهمن 97 بر چه اساسی بوده است جز اینکه این وزارتخانه بر طرحهای انتقال آب توسط وزارت نیرو اشراف داشته است؟ 3) در همین زمان بهمن و اسفند 97 و درحالیکه سدهای خوزستان بسته بودند وزارت نیرو و آب منطقه ای اصفهان بر چه اساسی اقدام به بازگشایی سد زاینده رود نمودند؟جز اطلاع از بارشها و توجیه انتقال آب؟ پاسخ سربالای سازمان آب و برق خوزستان به اطلاعیه هواشناسی و ابهامها و شائبه های عمدی بودن سیل خوزستان! اوایل بهمن ۹۷ هشدار وزارت اطلاعات به وزارت نیرو در رابطه با سیلهای فروردین ۹۸_۲۵ فروردین ۹۸: رئیس سازمان هواشناسی یادآور شد توانایی پیش بینی بارش و سیل با تجهیزات و امکانات موجود کشور در زمانهای طولانی قبل از وقوع فراهم و میسر نیست همچنین امکان پیش بینی های دقیق درازمدت هواشناسی وجود ندارد و سیل فروردین ماه را نیز با شدت واقع شده از دیر زمان از قبل قابل پیش بینی نبوده! سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۸: هشدار اداره کل هواشناسی خوزستان 20 روز قبل از سیل خوزستان و اذعان ممانعت وزارت نیرو از تخلیه سدهای ساخته شده بر رودخانه دز و کارون! ۵ خرداد ۹۸: سازمان آب و برق خوزستان در پاسخ به اظهارات مدیرکل هواشناسی خوزستان با ارجاع مدیرکل به مواضع رئیس سازمان هواشناسی کشور آورد: برای چنین رخداد طبیعی هیچ شخص یا اشخاص حقیقی و حقوقی را نمیتوان مقصر قلمداد نمود! پیش بینی بارشها با تجهیزات موجود امکان ندارد؛ هشدارهای صادر شده هواشناسی طبق روال گذشته قابلیت ورود و کاربرد در هیچ مدل هیدرولوژیکی را برای پیش بینی سیلاب و یا آبدهی رودخانه ها ندارد.صدای پای آب: پس از آنکه مدیرکل هواشناسی خوزستان در مصاحبه خود از هشدار ۲۰ روز پیش از سیل توسط سازمان هواشناسی به وزارت نیرو پرده برداشت و ابهامات در خصوص عمدی بودن سیل خوزستان را دوچندان کرد سازمان آب و برق خوزستان طی اطلاعیه ایی در واکنش به این مواضع با ارجاع مدیرکل به سخنان سازمان هواشناسی کشور پاسخ مدیرکل را غیر واقعی خواند حال آنکه هشدار سازمان هواشناسی خوزستان به نکته ایی دیگر که در بیانیه سازمان آب و برق مغفول مانده است که آن سازمان به نامه وزارت اطلاعات درخصوص پیش بینی سیل زمستان ۹۷ و بهار ۹۸ در اوایل بهمن ۹۷ هیچ اشاره ایی نمیکند. این سازمان باید توضیح دهد درصورت عدم پیش بینی درازمدت بارش وزارت اطلاعات براساس کدام داده های آماری در اوایل بهمن سال ۹۷ سیل فروردین ۹۸ را پیش بینی میکند؟ جز اینکه هشدار وزارت اطلاعات میتوانست ناشی از اشراف آن وزارتخانه به برخی سناریوهای وزارت نیرو درخصوص مدیریت سدها و یا باروری ابرها و یا دیگر اقداماتی که ما از آن اطلاع نداریم باشد! اگرچه مواضع مدیرکل هواشناسی به ابهامات افزود اما بنظر میرسد تحلیل دقیق ماجرای سیل اخیر و زدودن ابهامات نیازمند صبر بیشتر و منتشرشدن اسناد بیشتری باشد!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!



آخرین مقالات