شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

مهاجرت در بلاد لر نشین ، ابعاد و فرایندها

در کتاب جمعیت شناسی ایران تألیف دکتر مژده کیانی صفحه ۱۵۸ آمده که استانهای لر نشین خوزستان ، لرستان ، همدان ، کرمانشاه و چارمحال بیشتر استانهای مهاجرفرست بوده اند!

مهاجرت در بلاد لر نشین ، ابعاد و فرایندها

موضوع مهاجرت در مناطق لر نشین در سالهای اخیر مسأله ساز شده است. وقتی میزان و نرخ مهاجرت افراد از یک منطقه از حدی بیشتر شده و این مهاجران جوانان و نخبگان آن جامعه را بیشتر شامل شود مهاجرت به یک مسأله اجتماعی تبدیل شده که باید به فکر راه حلی برای کند کردن روند و کنترل پیامدهای آن بود. مطابق سرشماری رسمی سال ۱۳۹۵ لرستان حدود هجده هزار نفر میزان ناخالص مهاجرت برون استانی بوده که مقصد بیشتر آنها استان تهران و البرز میباشد و لرستان در مقام سوم مهاجر فرستی بعد از خوزستان و کرمانشاه قرار دارد. بنا به داده های آماری میزان مهاجرت نه تنها کاهش نداشته بلکه افزایش هم پیدا کرده است. بنابراین میتوان خالص مهاجرت فقط در استان لرستان را در حدود ۶۳ هزار و ۵۰۰ نفر دانست که این به معنای مهاجرت سالانه ۱۲ هزار و ۷۰۰ نفر به خارج از استان است.

از میان شهرستانهای لرستان ، خرم آباد ، بروجرد و کوهدشت بیشترین مهاجرت به تهران را دارند. در کتاب جمعیت شناسی ایران تألیف دکتر مژده کیانی صفحه ۱۵۸ آمده که استانهای لر نشین خوزستان ، لرستان ، همدان ، کرمانشاه و چارمحال بیشتر استانهای مهاجرفرست بوده اند!

مهاجرت زمانی مسأله ساز است که جامعه مبدأ بخاطر خروج سریع نخبگان امکان جانشین پروری را نداشته باشد و یا نخبگان مهاجر ، امکان تبادل فرهنگی با جامعه مبدأ را از دست بدهند. مهاجرت سطح نخبگی و فرهیختگی را کاهش و نیروی کار مفید و جوان جامعه مبدأ از دست میرود و اجتماع را دچار نقصان میکند. همین توالی موجهای مهاجرتی در طول نیم قرن اخیر باعث تشدید عقب ماندگی ها در بلاد لر نشین شده است.

موج نخست مهاجرت بعد از اصلاحات ارضی صورت گرفت و در این موج که بیشتر درون استانی بود روستاییان به شهرها به خصوص در دهه ۴۰ خورشیدی بخاطر تقسیم اراضی و عدم زمیندار شدن بعضی از عشایر و روستاییان و شکلگیری شهرهای کوچک افزایش زیادی یافت.

موج دوم مهاجرت در مناطق لر نشین مربوط به بعد از انقلاب ۵۷ بود که روستاییان بخاطر شرایط انقلاب و جنگ تصمیم به مهاجرت به شهرها خصوصأ مراکز استانها گرفته و وارد نهادهای سیاسی ، نظامی و ایدئولوژیکی شدند و در مقابل آن بسیاری از شهرنشینان بخاطر شرایط انقلابی و جنگ ۸ ساله اقدام به مهاجرت از استانها و یا خارج از ایران کردند که این مهاجرت باعث بهم خوردن موازنه شهری و روستایی در شهرهای لر نشین شد.

موج سوم مهاجرت در استانهای لر نشین مربوط به دوران بعد از جنگ بود که بخاطر آرامش بعد از جنگ و ترویج سبک زندگی شهری ، مهاجرت روستاییان به شهرها شدت گرفت.

موج چهارم که هم اکنون در حال وقوع است ناشی از مسایل و مشکلات اقتصادی / خشکسالی / عدم اشتغال / بیکاری جوانان / ترویج سبک زندگی مدرن شهری و میباشد. این موج برون استانی بوده و در همه طبقات اجتماعی مشاهده میشود و بیشتر برای رفع نیازهای مادی مانندشغل یا سطح رفاه بهتر اقدام به مهاجرت برون استانی و یا خارج از کشور میکنند.

 

علل مهاجرت:

مهاجرت در بین ۲ قشر جوانان جویای کار و نخبگان و متخصصان شیوع و حتی وزن و اهمیت بیشتری دارد. جوانان تحصیلکرده در سن اشتغال و جویای کار قرار دارند و از طرف دیگر نخبگان که فضای سازمانی ، اداری و اجتماعی موجود برای آنها تنگ است و چاره را در مهاجرت می بینند. علت مهاجرت در طبقه های پایین و جوانان بیشتر مسایل اقتصادی است که برای دست یافتن به حداقل هایی از بقا و معیشت مهاجرت میکنند و مهاجرت در طبقه متوسط اعم از متخصصین ، مدیرانو کارشناسان بیشتر علل فرهنگی و اداری دارد. زیرا در این ساختار به دلیل غلبه فرهنگ ایلیاتی ، سنتی و ضعف شایسته سالاری ، هر کسی مدیر میشود سایر دوستان و هم قبیله های خود را فارغ از دانش و تخصص آنها به کار میگیرد و این روند ضد شایسته سالاری به فراررنخبگان و شایستگان دامن میزند. در چنین سیستم اداری مبتنی بر باند و گروه جایگاهی ندارند و بعد از سرخوردگی به محض پیدا کردن شرایط مناسب مهاجرت میکنند. در کنار عوامل ذکر شده نباید از کمبود امکانات رفاهی و فرهنگی دخیل در پدیده مهاجرت غافل شد که در غیاب ساختار شهری و فرهنگی مدرن در تشدید مهاجرت مؤثر است.

 

پیامدهای مهاجرت:

مهمترین پیامد مهاجرت این است که جامعه از افراد نخبه و فرهیخته خالی میشود و سطح نخبگی جامعه پایین می آید و در مقابل بدون اینکه جایگزینی مناسب صورت گیرد افرادی با توانایی پایین تر جای آنها را میگیرند و به مرور با خالی شدن فضا از آدمهای توانمند ، روند مهاجرت تسریع میشود. فرد مهاجر در کلانشهرها به شدت در معرض آسیبهای اجتماعی ماننداعتیاد و بزهکاری بوده و همسر و کودکان نیز در نبود سرپرست خانواده در معرض مشکلات اجتماعی و اخلاقی قرار میگیرند.

 

نتیجه گیری:

بنابراین دو جریان یعنی یکی خالی شدن جامعه از اقشار فعال و جوان و دیگری خروج نخبگان و سرمایه های انسانی با سطح کیفیت بالا ، باعث شده که روند توسعه در استانهای لر نشین بسیار کندتر گردد. چرا که از یک طرف این سرمایه های انسانی با خود تجربه و تخصص و همراه با آن سرمایه های مالی و اقتصادی را از بلاد لر نشین خارج میکنند و از طرف دیگر نیز جوانانی که باید بتوانند به عنوان نسل بعدی روند جانشین سازی منابع انسانی را تکمیل کنند نیز با گسستی مواجه خواهند شد. این روند در آینده سطح استعداد و توانایی جامعه را تنزل داده و با پیامدهای نگران کننده ای روبرو خواهد کرد.

 

بیشتر مهاجرت مردم لر به دلیل دافعه مبدأ است ؛ دکتر مصطفی شکری: در جوامع امروزی اکثر دلایل مهاجرت برای کسب درآمد بهتر و رفاه بیشتر در زندگی است. برخی معتقدند که برای مهاجرت ، عوامل دافعه مبدأ بسیار مهمتر از عوامل جاذبه مقصد است. عوامل منفی مانند: بیکاری / فقر / نا امنی / کمبود امکانات / آسیبهای اجتماعی مثل دزدی و اعتیاد و که در شهرهای لر نشین مشاهده میشود میل خروج را به ذهن برخی شهروندان قرار میدهد تا از این عوامل منفی فرار کنند و زندگی خود و آینده فرزندانشان را تحت شرایط بهتری و به دور از این آسیبهای اجتماعی رقم بزنند.

 

نقش جاذبه مقصد در مهاجرت:

برخی پژوهشگران نیز عوامل جاذبه مقصد را مؤثرتر میدانند مثلأ تجمع ثروت و فرصتهای شغلی در مقاصد مهاجرت ، میتواند یکی از دلایل اصلی و عمده تغییر مکان زندگی باشد. به عنوان مثال طی سالهای گذشته همواره جریانی از ثروت ، سرمایه نیروی انسانی با کیفیت و امکانات متنوع به سمت منطقه شهری تهران سرازیر شده است. وقتی بر طبق آمارهای منتشر شده سال ۱۳۹۵ درآمد سرانه هر شهروند تهرانی را با درآمد سرانه هر شهروند شهرستانی ( بخصوص مناطق محروم نگه داشته شده لرتبار )  مقایسه میکنیم متوجه تفاوت فاحش و قابل ملاحظه ای در درآمد سرانه شهروندان تهرانی با سایر شهرستانها میشویم. مثلأ درآمد سرانه هر شهروند تهرانی در سال ۹۵ مبلغ ۵ میلیون تومان بوده است درحالیکه متوسط درآمد سرانه هر شهروند در یک شهرستان صرفأ حدود ۳۰۰ هزار تومان بوده است!!! در بلاد لر نشین متأسفانه عوامل دافعه زیادی از جملهضعف امکانات شهری / کمبود زیر ساختهای بهداشتی _ درمانی / نبود امکانات تفریحی / ضعف سیستم آموزشی / شدت اختلافات سیاسی و طایفه ای و داعمأ نقش خود را در زندگی مردمان لر نشان میدهد.

 

پیامد مهاجرت مردمان لر چیست؟

در صورت مهاجرت مردم از مناطق لر نشین به ویژه قشر جوان درآمد سرانه این مناطق کاهش می یابد. زیرا قسمتی از درآمد استانها که مربوط به این قشر میباشد بخاطر نقل مکان زندگی و فعالیت این اشخاص در استانهای دیگر از سطح درآمد استانهای لر نشین کاسته میشود. بیشتر امرار معاش مردم مناطق لر نشین هنوز به شکل سنتی و از بخشهای کشاورزی و دامداری تحصیل میشود و ما چون سرمایه انسانی را به مرور توسط مهاجرت از دست میدهیم خیلی نمیتوانیم از سرمایه مادی خود که شامل زمین ، آب و امکانات طبیعی است به نحو مطلوب استفاده کنیم.

 

علل و پیامدهای مهاجرت ؛ دکتر مسعود سعادت مهر:

دو علت برای مهاجرت از استانهای لر تبار به نقاط دیگر میتوان بیان کرد. علت اول اینکه استانهای لر نشین جزء مناطق کمتر توسعه یافته در کشور هستند و نرخ بیکاری در این استانها در سالهای گذشته همواره بالاتر از میانگین نرخ بیکاری در کشور بوده و در اکثر سالها استانهای لر نشین جزء استانهای نخست به لحاظ بیکاری بوده اند بنابراین علت اول مهاجرت به کلانشهرها با هدف جستجوی شغل است!!! علت دوم عدم توجه به نخبگان و عدم شایسته سالاری است. عدم شایسته سالاری از پارامترهای مهم توسعه نیافتگی است. یک فرد تحصیلکرده و نخبه دانشگاهی وقتی احساس میکند در یک جامعه توسعه نیافته هیچگونه ارزش و احترامی به علم و عالم گذاشته نمیشود و از دانش وی هیچگونه استفاده ای نمیشود ممکن است به مکان دیگری مهاجرت نماید به عبارت دیگر فرار نخبگان و فرار مغزها اتفاق می افتد.

 

 نقش توسعه نامتوازن در مهاجرت:

چه قبل و بعد از انقلاب سیاستهای توسعه نامتوازن خواسته یا ناخواسته سیاست غالب کشور بوده است. به عبارت دیگر از آنجا که دولتها بودجه کافی و لازم را برای توسعه همه استانهای ایران به طور همزمان در اختیار نداشتند لذا برخی شهرها و استانها را به عنوان مراکز یا قطبهای رشد انتخاب نموده و اکثر سرمایه گذاریها را در این استانها انجام دادند مثلتهران ، کرج ، قم ، سمنان ، اراک ، اصفهان ، یزد ، کرمان ، اهواز ، تبریز ، شیراز و مشهد. در این سیاستها انتظار بر این است که پس از توسعه مراکز یا قطبهای رشد اثر توسعه در مراکز پیرامون پخش شده و در نتیجه سایر استانها نیز به درجاتی از توسعه برسند. اما در طی دهه های گذشته اثر پخش بسیار ضعیف بوده است. به عبارت دیگر نه تنها مناطق توسعه یافته ( کلانشهرها ) نتوانستند سایر مناطق را به دنبال خود بکشند بلکه اثر جذب بسیار قوی تر بوده به طوری که مهاجرت از مناطق توسعه نیافته مثل بلاد لر نشین و سایر استانهای محروم به کلانشهرها اتفاق افتاده و توسعه این مناطق نیز با مشکل مواجه شود و ازدحام جمعیت در مراکز بزرگ را در پی داشت. عدم تعادلهای منطقه ای ناشی از توسعه نامتوازن علت اصلی مهاجرت از استانهای محروم است. استانهای توسعه نیافته هنوز زیر ساختهای لازم مانندفرودگاه _ راه آهن _ آزادراه _ هتل _ نیروگاه و سد بزرگ ندارند از اینرو سرمایه گذار خارجی کمتر وارد این استانها میشود و بخش خصوصی زیاد در این استانها مؤثر نبوده  و ظرفیت جذب سرمایه ندارند. لذا سیاستهای قطب رشد و خصوصی سازی منجر به دوگانگی اقتصادی شده و این موضوع باعث مهاجرت به سمت کلانشهرها شده است. دولت باید توجه داشته باشد که یک سیاست کلی و یکنواخت نمیتواند برای همه مناطق ایران که زیست بوم و جغرافیای متفاوتی دارند مؤثر واقع شود بلکه باید سیاستهایی متناسب با زمان و مکان لحاظ شود.

 

نقش دولت در توسعه و کاهش مهاجرت:

دولت میتواند بودجه های عمرانی مناطق توسعه یافته را کاهش داده و به همان میزان بودجه عمرانی مناطق توسعه نیافته را افزایش دهد تا زیرساختها در این مناطق نیز به حد کافی رشد نماید و زمینه برای فعالیت بخش خصوصی در استانهای محروم فراهم شود و در نتیجه از مهاجرت به سمت کلانشهرها و ایجاد مشکل در آنجا جلوگیری شود. به این ترتیب میتوان عدم تعادلهای منطقه ای را در ایران کاهش داد و از مشکلات ناشی از مهاجرت که با روند کنونی در آینده وخیم تر خواهد شد اجتناب کرد.

این مقاله از دکتر مجتبی ترکارانی در شماره ۲۶ ماهنامه جهش نو ( آذر ۹۷ ) چاپ شده است.

77 نظر

  • لرستان و بحرانی بنام مهاجرت:عبداله زاده

    مهاجرت غیر طبیعی ارتباط مستقیمی با توسعه دارد به بیان دیگر هر چقدر مناطق روند توسعه را بیشتر طی کنند دلایل برای مهاجرت غیر طبیعی کاهش می یابد. به دلایل متعددی همچون توسعه نامتوازن استانهای مختلف اکنون مهاجرت غیرطبیعی در استانهای کمتر توسعه یافته بیشتر به چشم میخورد. در دهه های گذشته روند مهاجرت از استانهای کمتر توسعه یافته ای همچون لرستان با افزایش قابل توجهی روبرو شده به نحوی که آمارها اعلام میکنند که سالانه حدود چندین هزار نفر از افراد تحصیلکرده و بخصوص قشر جوان به دلایل اقتصادی همچون فقر ، بیکاری ، عدم صنعت و نبود حمایت مسؤلان از این استان مهاجرت میکنند. دلیل اصلی مهاجرت فقر و بیکاری است! بخش قابل توجهی از افراد مهاجر کننده را جوانان تشکیل میدهند. اگر مسؤلان شرایط را برای بهبود این بحران ( مهاجرت ) مهیا نکنند در میان مدت و بلند مدت این مهاجرتها ضربات سنگینی بر پیکره اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی لرستان وارد خواهد کرد چرا که نیروی انسانی به عنوان بزرگترین سرمایه یک جامعه به شمار میرود و اگر نتوان این نیروی انسانی مولد را در استان نگه داشت در آینده لرستان با چالشی اساسی روبرو خواهد شد! به هر حال تا زمانیکه دولت برنامه ویژه ای برای توسعه استانهای کمتر برخوردار ( لرستان ، ایلام ، بختیاری ، کهگیلویه ، کرمانشاه ) در دستور کار قرار ندهد شاهد بهبود وضعیت نخواهیم بود و مطمعنأ روز به روز بر تعداد افراد مهاجرت کننده اضافه خواهد شد. تمامی شرایط و پتانسیلهای لازم برای توسعه هر چه بیشتر بلاد لر نشین وجود دارد ( خاک حاصلخیز ، آب فراوان ، نیروی انسانی تحصیلکرده ، مناطق نفت خیز ، معادن سنگ ) لذا مسؤلان ارشد ، نمایندگان شهرهای لر نشین و بخصوص مردم در راستای توسعه بلاد لر نشین گام بردارند تا شاهد اشتغال جوانان و کاهش مهاجرت باشیم.


  • تبعات مهاجرت از روستا به شهر

    همانگونه که ما انتظار نداریم از یک پزشک ، مهندس یا معلم که فرزندان آنها شغل پدرانشان را برگزینند طبیعتأ نباید انتظار داشت از یک کشاورز که فرزند او حتمأ کشاورز باشند! لذا برخی از فرزندان کشاورزان به شغلهای دیگری علاقمند میشوند که زمینه این شغلها در روستا کمتر فراهم است! اختلاف درآمد بین شهر و روستا یکی از علتهای مهاجرت است. اصولأ سطح درآمد کشاورزان پایینتر از سطوح درآمدی در شهرهاست به ویژه اینکه در مقاطع زمانی خشکسالی این اختلاف درآمد بین شهری و روستایی تشدید میشود. خشکسالی / شیوع بیماریهای گیاهی و دامی / سیل و تگرگ / کاهش قیمت محصول هنگام برداشت به دلیل عرضه فراوان و … از عواملی هستند که ریسک درآمد روستایی را افزایش میدهند. بیکاری گسترده و پنهان در روستاها نیز یکی از علل مهاجرت است. مهاجرت با هدف تحصیل در دانشگاهها همچنین خدمت سربازی نیز از عواملی هستند که پدیده مهاجرت از روستا به شهر را تشدید میکنند. جوانی که در شهر مشغول تحصیل است به دلیل اینکه در روستا شغلی متناسب با مدرک تحصیلی وی به احتمال زیاد فراهم نیست و دوم اینکه تحصیل در شهر و عادت کردن به زندگی شهری و تغییر فرهنگی مانع از برگشت به روستا خواهد شد! کمبود امکانات رفاهی ، بهداشتی و خدماتی در روستاها از علل مهاجرت به شهر است. خالی شدن روستاها از سکنه یعنی کاهش فعالیتهای کشاورزی و دامپروری و متعاقب آن کاهش تولید و کاهش رشد اقتصادی است. مهاجرت از روستا به شهر یعنی مهاجرت از بخش مولد ( تولید ) به بخش غیر مولد ( مصرف ) است که با کاهش رشد اقتصادی همراه خواهد بود. مهاجرت روستاییان به شهرها باعث افزایش نیاز به خدمات عمومی شهری مانند:آب ، برق ، گاز ، حمل و نقل ، فضای سبز و مسکن خواهد شد که همه این موارد فشار مضاعفی به بودجه دولت می آورد. لاجرم به کسری بودجه و تورم تن میدهد. همچنین تقاضا در بخش مسکن شهری به شدت افزایش یافته و باعث افزایش قیمت مسکن شده و سطح زندگی را برای همه مشکل میکند! بنابراین عدم توانایی به خرید مسکن شهری باعث حاشیه نشینی / ایجاد زاغه در حومه شهر / ایجاد محلات غیر رسمی / رشد بزهکاری و افزایش آسیبهای اجتماعی در اطراف و اکناف شهر خواهند شد و معضلات فراوانی را به دنبال دارد.


  • رتبه نخست فرار مغزها

    دکتر مژده کیانی در کتاب "جمعیت شناسی ایران" ، صفحه ۱۶۸ مینویسد:براساس آمار صندوق بین المللی پول ، ایران میان ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه نیافته ، از نظر فرار مغزها مقام اول را در دنیا دارد!!! در بین سالهای ۱۳۷۵ _ ۱۳۶۰ بیش از دو میلیون نفر ایران را برای همیشه ترک کرده اند که تقریبأ ۷۰ درصد آنان از نخبگان علمی و تخصیل کردگان بوده اند!!! پس از سال ۱۳۷۵ به بعد نیز از این سیر مهاجرت کاسته نشده و حتی گفته میشود موجهای پر دامنه تر و جدیدتری از مهاجرت پدیدار شده است به طوری که در سال ۱۳۷۸ بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کرده اند!!! مقوله فرار مغزها در سطح درونی یعنی در داخل کشور کنترل نشده است به طوری که مغزها از برخی مناطق جغرافیایی به مناطق دیگر فرار میکنند و در محل زندگی خود استقرار ندارند!


  • سهم لرها از اشتغال:هیچ

    زمانیکه انقلاب ۵۷ شد اکثر مناطق غیرفارس دستخوش التهابات سیاسی _ امنیتی شدند و در آذربایجان ، کردستان ، ترکمن صحرا ، خرمشهر و بلوچستان تمایلات جدایی طلبانه دیده شد اما بلاد لر نشین حتی یک تکه سنگ هم به سمت دولت مرکزی پرتاب نکردند چه برسد به اقدام مسلحانه! اما الآن در تهران ما بزرگراه و میادین و معابر زیادی داریم که نام اقوام را یدک میکشد مثل کردستان ، آذربایجان و… اما اثری از نام لر و لرتبار نیست! استانی مثل لرستان زمان جنگ ۱۴۵ بار بمباران هوایی و ۱۲ بار موشکباران شد و دومین استان خسارت دیده از جنگ پس از خوزستان ( کانون اصلی جنگ ) بود و ۶۵۰۰ شهید تقدیم وطن کرد اما در کتب درسی مطالعات اجتماعی پایه ششم ۳۶ بار نام اصفهان آمده ولی یکبار به بلاد لر نشین اشاره ای نشده است. در صفحه ۷۸ همان کتاب انواع لباس اقوام آمده اما اثری از لباس قوم لر نیست! در صفحه ۱۱۶ در ترسیم نقشه حملات هوایی عراق به ایران به تمام شهرهای ایران فلش کشیدند بجز شهرهای لر نشین! گویا ما به یکباره از تاریخ این سرزمین حذف و به کنار گذاشته شده ایم! به بهانه جنگ و نزدیکی به مرز چه در ۸ سال دفاع مقدس و چه بعد از آن هیچ سرمایه گذاری کلان صنعتی در استانهای غرب کشور نشده است و کماکان صنایع را به کرمان ، اصفهان و یزد میبرند. در تهران کارگر افغانی را به لر ترجیح میدهند و نمیگویند بزنگاه مردم لر کجاست؟ ما که مرز نداریم که قاچاق کالا و کولبری کنیم! این تبعیض هدفمند و نگاه نژادپرستانه باید برچیده شود. تمرکزگرایان این روزها به هرکس که از حقوق قومی و محلی خود دفاع کند برچسب تجزیه طلب را به پیشانی اش میچسبانند. هرچند ما به تبعیض عادت داریم ولی ما لرهای غریب نشین فقط کمی زندگی میخواهیم همین!


  • آسیبهای مهاجرت

    معضل مهاجرت در استانهای کمتر توسعه یافته شدت بیشتری دارد. به دلیل کمبود فرصتهای شغلی، کم کاریهای صورت گرفته گذشته، عدم توجه دولتها به روند توسعه و… شاهد کمبود فرصتهای شغلی و رشد بیکاری هستیم. زیرساختهای موجود در بلاد لرنشین در دهه های گذشته فرسوده شده و واحدهای صنعتی نیز تنها در مرحله نگهداری قرار داشتند و تفکری برای توسعه آنها وجود نداشت. اکنون این عوامل باعث شده حوزه تولید رو به تحلیل برود که این موضوع خود باعث کاهش نیروی کار، بیکاری و کم شدن فرصتهای شغلی میشود. برای قشر تحصیلکرده شغل پایدار و مناسب نیست. باتوجه به کم بودن بضاعت مالی مهاجران آنها در حاشیه شهرهای بزرگ سکونت یافته در نتیجه شاهد رشد آسیبهای اجتماعی و پایین آمدن کیفیت زندگی هستیم. برای کاهش مهاجرت باید شرایط را برای استفاده از ظرفیت سرمایه گذاران داخلی_خارجی مهیا کرد. بانکهای خصوصی سپرده های مردم را در استانهای لرنشین سرمایه گذاری نمیکنند و گردش مالی مؤثری دراقتصاد بلاد لرنشین ندارند. سرمایه گذاران بخش خصوصی، شرکتهای وابسته به دولت، نهادهای وابسته به حاکمیت میتوانند اقدامات توسعه ای در شهرهای محروم انجام دهند. متأسفانه مهمترین مانع جذب سرمایه گذاریهای بخش خصوصی، ادارات اجرایی هستند که شرایط را براحتی تسهیل نمیکنند. باید بروکراسی اداری ( کاغذبازی) را کاهش دهیم تا شرایط سرمایه گذاری برای ایجاد اشتغال فراهم شود.


  • عامل اقتصادی موجب مهاجرت میشود

    بلاد لر نشین یکی از نقاط مبدأ مهاجرت به شمار میروند. مهاجران به دلیل بضاعت کم در حاشیه کلانشهرها سکنا میگزینند و در نتیجه زندگیشان از کیفیت پایینی برخوردارست چون در سکونتگاه های غیر رسمی مستقر هستند. عامل اقتصادی مثل:فقر، نداری و بیکاری دلیل اصلی مهاجرت است. دولت باید مناطق مهاجرفرست را حمایت اقتصادی کند و به دنبال ارتقاء سطح توسعه درآنها باشد. مهاجرت افراد تحصیلکرده به کلانشهرها، تولید استانهای لرنشین را تهدید میکند چون این استانها از نیروی کارآمد ومتخصص تخلیه میشوند. اعطای تسهیلات کم بهره روستایی / حمایت از صنایع دستی / ایجاد شهرکهای صنعتی / تخصیص آب به کشاورزان / ارتقاء سطح بهداشتی _ آموزشی مناطق محروم / اعطای تسهیلات کم بهره اشتغالزا / سرمایه گذاری هلدینگ های اقتصادی / حمایت بخش خصوصی و ورود دولت برای انجام اقدامات توسعه ای میتواند نرخ مهاجرت را کاهش دهد.


  • کاهش مهاجرت در گرو سرمایه گذاری

    کاهش بحران مهاجرت در گرو سرمایه گذاری و ایجاد فرصتهای شغلی است چرا که دلیل اصلی مهاجرت کمبود فرصتهای شغلی است. بلاد لرنشین همواره نرخ بیکاریشان بالاست و بهترین راهکار برای کاهش مهاجرت، افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی و ایجاد طرحهای اشتغالزاست. شرایط برای ورود سرمایه گذاران توسط مردم و مسؤلان باید مهیا شود. نمایندگان مجلس در جذب سرمایه گذاران و تسهیل شرایط بسیار نقش تأثیرگذاری دارند. محور توسعه انسان است. انسانها میتوانند جامعه را به سمت توسعه یافتگی سوق دهند و هر اجتماعی که فاقد انسانهای تحصیلکرده ، نخبه ، اندیشمند و صاحب نظر باشد با عدم توسعه روبرو خواهد شد. زمانیکه شرایط فعالیت برای فارغ التحصیلان دانشگاهی فراهم نباشد به مناطق دارای جاذبه های اشتغال و تولید مهاجرت میکنند. نخبگان به دنبال سرزمینی میگردند که بتوانند تحصیل ، دانش و سرمایه خود را توسعه داده و حفظ کنند. مهاجرت افراد نخبه و سرمایه دار ، جامعه را با عقب ماندگیهای بیشتری روبرو خواهد کرد!


  • بیکاری عامل مهاجرت

    بیکاری مهمترین عامل مهاجرت است. پایه اصلی جذب سرمایه گذاران به مسایل فرهنگی باز میگردد. وقتی دولتمردان و مسؤلان شرایط را برای حضور سرمایه گذاران داخلی _ خارجی مهیا نمیکنند در نتیجه نگاه سرمایه داران به بلاد لرنشین منفی خواهد شد و ضررش را فقط جوانان بیکار می بینند!!! متأسفانه استقبال مناسبی از سرمایه گذاران بومی و غیربومی نمیشود و نگاه منفی جامعه ما که معتقدند افراد سرمایه دار ثروت خود را از راه رانت و یا نامشروع بدست آوردند به همین دلیل باعث شده که افراد ، سرمایه خود را پنهان کرده و یا در کلانشهرها بکار گیرند که خود یکی از دلایل عدم توسعه یافتگی بلاد لرنشین است!!! براساس آمارها حدود هزار و ۶۰۰ تریلیون پول نقد در دست مردم ایران است که اگر استان لرستان ۲,۷ درصد جمعیت ایران را به خود اختصاص داده است حدود ۱۶ هزار میلیارد تومان نقدینگی در دست مردم استان است که براساس آمارها تنها ۴ هزار میلیارد تومان از این مبلغ در اختیار بانکهاست و ۱۲ هزار میلیارد تومان دیگر در دست مردم قرار دارد و یا خارج از استان است به هر حال باید شرایط را برای جذب نقدینگی سرمایه گذاران بومی فراهم کرد و ثروت را به سمت تولید برد. اقتصاد یعنی ثروت زایی و باید کالایی تولید کنیم که دنیا پسند باشد!!! شرایط برای استقبال و حمایت همه جانبه از افراد سرمایه گذار باید مهیا شود و بجای اینکه با کاغذبازی اداری موانع بر سر راه آنها ایجاد کنیم باید فرش قرمز بر سر راه آنها پهن کنیم و تنها با تحقق این هدف شاهد توسعه و پیشرفت بلاد لر نشین خواهیم بود! تحریمهای آیسا ، دآماتو و سیسادا خدمات بیمه ای، صنعت نفت، سرمایه گذاری در حوزه های پتروشیمی و فرآورده های نفتی، معادن، حمل ونقل و تولید را تحریم کرده و سرمایه گذاری بیش از ۲۰ میلیون دلار در ایران را تحریم کرده است حالا دولت با اقتصادی بسته و مصرف محور که داعمأ تحریم است به هیچ عنوان توانایی سرمایه گذاری در حوزه های مختلف را ندارد و حتی برای تأمین بودجه خود نیز با چالش مواجه است و حتی برای تعیین تکلیف پروژه های نیمه تمام اقدام به فروش و واگذاری آنها کرده است به همین خاطر باید شرایط را برای جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی فراهم کنیم! کشاورزی، صنعت، گردشگری و خدمات دارای ظرفیت بالایی هستند لذا حمایت همه جانبه از فعالان بخش خصوصی و استقبال مردم و مسؤلان از آنها یقینأ میتواند فرصتهای شغلی جدیدی فراهم کنند.


  • راهکار مقابله با مهاجرت چیست؟

    وقتی شرایط اقتصادی نامساعد است و بازار کسب و کار رونق ندارد افراد مجبورند مهاجرت کنند. گرانی ، تورم ، نبود فرصت شغلی و نداری از عوامل مهاجرت هستند که خود پدیده مهاجرت هم باعث گسترش حاشیه نشینی در مناطق غیر رسمی کلانشهرها میشود. در ایران ۱۱ میلیون حاشیه نشین داریم که گسترش آن منجر به افزایش آسیبهای اجتماعی و جرم و جنایت میشود! مهاجران از دو طبقه تحصیلکرده و مرفه هستند که ۲ عامل توسعه اقتصادی به شمار میروند! تمرکز حجم زیادی از صنایع در تهران ، اصفهان ، اراک ، کرج ، قم ، سمنان ، یزد ، کرمان و… موجب جذب مهاجران و گسترش حاشیه نشینی طی سالهای اخیر شده است! دولت برای کاهش مهاجرت به کلانشهرها ، باید استانهای محروم ( مهاجر فرست ) را از نظر اقتصادی و صنعتی تقویت کند و با احداث زیر ساختها مثل فرودگاه ، راه آهن ، آزادراه و … / تأسیس صنایع کوچک و متوسط پر بازده / انتقال واحدهای تولیدی قدیمی به مناطق محروم / توسعه کشت و فرآوری گیاهان دارویی / توسعه شهرکهای گلخانه ای / تأسیس صنایع فرآوری و بسته بندی / حمایت از صنایع دستی / پرداخت وام و تسهیلات کم بهره بانکی برای ایجاد کارآفرینی و … میتوانند در ایجاد فرصتهای شغلی جدید و کاهش مهاجرت به کلانشهرها مفید باشند. هر چقدر دولت زمینه را برای بزرگتر شدن شهرهای صنعتی فراهم کند طبیعتأ جمعیت زیادی جذب این شهرها میشوند لذا باید از تمرکزگرایی و تجمع صنعت و ثروت در چند شهر انگشت شمار خودداری کند زیرا ظرفیت زیستی این شهرها گنجایش این همه جمعیت را ندارد!


  • مهاجرت موجب گسترش حاشیه نشینی میشود

    افراد محل زندگی خود را به دلیل اینکه گنجایش و پذیرش لازم را ندارد ترک کرده و به محیط بزرگتر و توسعه یافته مهاجرت میکنند. مهاجران به دلیل بضاعت کم مالی در حاشیه کلانشهرها ساکن میشوند و به کج روی اجتماعی روی می آورند. فرد مهاجر به دلیل اینکه تخصصی و شایستگی لازم را ندارد ناچارأ به مشاغل کاذب و آسیب آفرین روی می آورد و ساختار شهری را بهم میریزند به همین دلیل شاهد گسترش معضلات اجتماعی در حومه شهرها هستیم. اولین دستاورد مهاجرت حاشیه نشینی است! با گسترش مهاجرت توازن و تعادل جامعه بهم میخورد و آسیبهای فرهنگی شکل میگیرد و نمیتوانیم شهروندان مسؤلیت پذیری داشته باشیم که منجر به الگوسازی نامطلوب در اجتماع میشود و نظم زندگی بهم میخورد.


  • مهاجرت ابرچالش بلاد لرنشین

    نبود شغل ، متناسب نبودن شرایط زندگی و مهیا نشدن زیرساختهای لازم باعث میشود افراد تصیلکرده مهاجرت کنند که اگر حجم آن زیاد باشد موجب ضربه سنگین به پیکره توسعه بلاد لر نشین میشود. با مهاجرت افراد متخصص جامعه از داشتن سرمایه و دانش این افراد محروم شده و نمیتوان از پتانسیل آنها در جهت توسعه استفاده کرد. افراد نخبه هم خدمات خود را در مناطق دیگری اراعه میدهند و همین موضوع سبب میشود دست لرها خالی بماند. انتظار میرود مسؤلان و نمایندگان برنامه ریزی دقیقی برای بهبود وضعیت و حمایت از افراد متخصص و نخبه استانهای لرتبار داشته باشند تا از مهاجرت آنها جلوگیری به عمل آید. براساس آمارها اکنون بین ۱۴۰ تا ۱۸۰ هزار نیروی فعال اقتصادی بیکار فقط در استان لرستان داریم که اگر بتوان از مهاجرت افراد نخبه و متخصص اقتصادی جلوگیری کرد میتوان با جذب سرمایه گذاری بسیاری از این افراد را به کار گرفت و شرایط را برای توسعه مهیا کرد. برای حل مسایل نباید تنها نگاهمان به سیاستها و برنامه های دولتی باشد و خود مردم با مطالبه گری و پرسشگری به دنبال احقاق حقوق خود باشند. اگر خواهان کاهش مشکلات اجتماعی مثل فقر و بیکاری هستیم باید با جذب اعتبارات دولتی و حمایت همه جانبه از فعالان بخش خصوصی، دافعه های موجود در بلاد لرنشین را کاهش دهیم تا شرایط برای جبران عقب ماندگی مهیا شود.


  • کارآفرینی راه حل کاهش مهاجرت است

    نیروی انسانی مهمترین فاکتور توسعه است. به همین دلیل باید بدنبال صیانت از نیروی تحصیلکرده جوان باشیم و با ایجاد اشتغال / ارتقاء خدمات رفاهی / افزایش سطح زندگی / و بهبود وضعیت تحصیلی، شرایط را برای ماندگاری افراد نخبه فراهم کنیم. کشور به دلیل تحریم در شرایط مناسب اقتصادی قرار ندارد و نمیتوان انتظار داشت که دولت با سرمایه گذاری اقدام به ایجاد فرصتهای شغلی کند. لذا باید شاهد تغییر نگرش مردم نسبت به شغل باشیم. مهمترین عامل کاهش مهاجرت توانمند سازی جامعه روستایی است چون اگر روستاها خودکفا باشند دیگر مهاجرت نمیکنند و حاشیه نشینی و بزهکاری در حومه شهرها افزایش نمی یابد! روستا منشأ تولید است و شرایط برای توسعه اقتصادی و افزایش امکانات برای ایجاد فرصتهای شغلی باید مهیا شود. با پرداخت تسهیلات کم بهره روستایی / حمایت از مشاغل خانگی مثل قالی بافی و صنایع دستی / اعطای ماشین آلات جدید کشاورزی / وام کم بهره برای تولید دام و … میتوان اشتغالزایی کرد و افراد جویای کار را در روستاها ماندگار کرد. باید نگاهمان به حوزه اشتغال تغییر کند و به سمت کارآفرینی و ایجاد شغلهای متناسب با ظرفیت هر شهر برویم چرا که استخدام در دستگاههای دولتی به حداقل خود رسیده و به کارگیری حجم بالای افراد بیکار در شرایط کنونی در ادارات غیر قابل انجام است.


  • چرا نخبگان لر مهاجرت میکنند؟

    بکارگیری نیروهای نخبه موجب استحکام اساس و پایه هر نظام وکشوری میباشد. قطبهای علمی دنیا حاضرند تمامی خواسته های مالی و امکانات آموزشی مورد نیاز برای افراد تحصیلکرده را مهیا کنند و در عوض آنها در فراغت فکری در زمینه های مختلف به تولید علم بپردازند. هزینه تربیت یک نخبه ۱ میلیون خرج دربر دارد و مهاجرت نخبگان کشور مقصد را متنفع مینماید. استفان هارپر نخست وزیر کانادا چندی پیش اعلام کرد:دولت ایران ما را ۲۵ سال به جلو برد ( میرزا مصطفی ، ۶ ؛ ۱۳۹۴ ). وزیر علوم تحقیقات و فناوری دولت یازدهم بر این نکته تأکید کرد در شرایطی که کل بودجه دولتی ما ۱۹۲ هزار میلیارد تومان و معادل ۷۰ میلیارد دلار است با مهاجرت افراد نخبه از کشور ۱۵۰ میلیارد دلار به دنیا کمک میکنیم ( نیازی ، ۲ ؛ ۱۳۹۴). با مهاجرت نخبگان از ایران کم کم دچار فقر ژنتیکی خواهیم شد. دکتر مژده کیانی در کتاب جمعیت شناسی ایران ، صفحه ۱۶۸ مینویسد:طبق آمار صندوق بین المللی پول ، ایران از میان ۹۱ کشور درحال توسعه از نظر فرار مغزها مقام اول را دارد! بین سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۵ بیش از ۲ میلیون تحصیلکرده و سرمایه دار ایران را ترک کردند که ۷۰ درصد آنان نخبگان علمی بودند! سال ۱۳۷۸ بعد از درگیریهای کوی دانشگاه تهران بیش از ۸۰۰ نفر با مدرک دکترای تخصصی از ایران مهاجرت کردند ( بهادری نژاد ۱۳۸۲). افراد زیر سن ۴۰ سال / فارغ التحصیلان فنی و مهندسی / مجردین / افراد دارای رتبه استادی / و کسانیکه در خارج مدرک گرفتند بیشترین تمایل به مهاجرت را دارند. ضعف آزادی سیاسی ، ضعف آموزشی ، ضعف ارتقاء شغلی ، ضعف رفاه اقتصادی ، عدم حمایت مالی و … از دلایل تمایل به مهاجرت است.


  • لزوم تقویت تفکر کار آفرینانه در مدارس

    نظام آموزشی کشور از اقتصاد فاصله گرفته است. تا چه اندازه آموزش لازم به جوانان داده شده که انتظار کارآفرینی از آنها دارید؟ در کدام کتاب درسی تسهیلات ، بانک و سایر موارد اقتصادی به افراد علاقمند آموزش داده شده این درحالی است که در کشورهای توسعه یافته برای دوران ابتدایی تا دکترا برنامه دارند! برای هر مقطع تحصیلی متناسب با شرایط ، برنامه آموزشی _ علمی و کسب مهارتها را دارند این درحالی است که اکنون در نظام آموزشی ما پس از اینکه دانشجو تحصیل خویش را به پایان رساند تازه به دنبال کار میرود و به او میگویند:چرا بدنبال کارآفرینی نمیرود؟ کسیکه بخواهد اوضاع اقتصادیش را سامان بدهد در هر شرایطی میتواند و نباید آنرا موکول به آینده کند. متأسفانه بسیاری از ما تنبل هستیم و میخواهیم که یکشبه به همه چیز برسیم که منطقی نیست! در هر شاخه ای میتوان با بدست آوردن اطلاعات لازم فعالیت کرد و موفق بود البته پشتکار و خلاقیت لازم است.به هر حال باید بپذیریم که هیچگاه تفکر کارآفرینی را به فرزندانمان در مدارس نیاموختیم به همین دلیل باید این نگاه در سیستم آموزشی چه در مدرسه و یا دانشگاه تغییر یابد.


  • ۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز جاده ندارند!

    روزنامه ایران در شماره ۶۹۴۰ ( ۱۴ آذر ۹۷ ) ، صفحه ۹ نوشت:۱۴۳ روستای بخش ذلقی الیگودرز ( محصور شدگان ) جاده ، برق ، آب ، مدرسه و آنتن موبایل و تلویزیون ندارند! شهرستان الیگودرز پهناورترین شهر لرستان است که ۴۱۷ روستا دارد و ۱۴۳ روستای آن در بخش ذلقی جزء محرومترین مناطق ایران است! این منطقه هیچ رشدی نکرده و مردم هیچ امکاناتی ندارند و در وضعیت اسفناکی زندگی میکنند! ما روستاهایی داریم که برای رفتن به آنجا دو روز راه است ولی اگر جاده احداث شود فقط ۲ ساعت طول میکشد! راه اندازی جاده منطقه را از بن بست ارتباطی درمی آورد و باعث جذب گردشگر ، رونق اقتصادی و اشتغالزایی میشود. با ساخت جاده مدارس ساخته میشوند و برق و آبرسانی مهیا میشود! معلمان بخاطر نبود جاده ساعتها پیاده روی میکنند و شبها جایی برای خواب ندارند! مردم ۱۴۳ روستای ذلقی منتظر جاده ای هستند که به محرومیتشان پایان دهد! محمد پذیرش که ۵۰ سال دارد میگوید:تا بحال هیچ غریبه ای پایش را اینجا نگذاشته چون اصلأ کسی نمیداند ۱۳ هزار نفر در بخش ذلقی زندگی میکنند فقط زمانیکه رأی گیری باشد با اسب و قاطر می آیند و از ما میخواهند که رأی بدهیم! چندین بار با اداره برق مکاتبه کردیم که برق رسانی کنید ولی گفتند هر موقع جاده درست شد برق میکشیم! با بارش اولین برف پاییزی تا اوایل اردیبهشت تمام راهها بسته میشوند. بچه ها بیسوادند و از کمترین امکانات محرومند. ما با بی امکاناتی سالهاست سر کردیم ولی بچه هایمان دارند زجر میکشند چون زندگی کسالت باری دارند ما برق و آب و جاده و مدرسه و حتی آنتن تلویزیون و موبایل هم نداریم که بچه هایمان سرگرمی داشته باشند! اگر کسی مریض شود هیچ درمانگاهی نیست و باید او را از کوه و کمر به بزنوید ببریم! چرا متولیان اداره زیارتگاه امامزاده محمدبن حسن که سالانه ۱ میلیون زاعر دارند و نذورات زیادی هم کسب میکنند بخشی از این پول را خرج ترمیم و آسفالت جاده نمیکنند؟ چرا اداره راه و شهرسازی لرستان نمیتواند ۳۸ کیلومتر جاده که راه ۱۴۳روستاست را درست کند؟ باید کمکی به آبادانی منطقه ذلقی که ۱۳ هزار جمعیت دارد بشود. وزارت راه و شهرسازی وارد عمل شود. بخاطر نبود جاده کودکان از تحصیل جا میمانند و دختران در سن پایین ازدواج میکنند. بخدا در شأن مردم ۱۴۳ روستا نیست که در قرن ۲۱ از امکانات اولیه به کلی دور باشند. خواهش میکنم از مسؤلان که مشکلات مردم را حل کنند.


  • عوامل مهاجرت نخبگان به خارج چیست؟

    انعطاف ناپذیر بودن ساختارهای نظام آموزشی و پژوهشی به دلیل نبود نظام انگیزشی مؤثر / پایین بودن فرصت پیشرفت علمی به دلیل وجود دیوان سالاری سنتی و دست و پا گیر / ضعیف بودن امکان ارتباط متخصصان داخلی با متخصصان خارج از کشور در جهت پیشرفتهای علمی / پیچیده و زمانبر بودن نظام گزینش و استخدام / کمبود امکانات پژوهشی و عدم ارتباط پژوهشها با نیازهای ملموس جامعه / نبود یا ضعیف بودن نظام شایسته سالاری در استخدام / و سرانجام تأثیر عوامل غیرحرفه ای در ارتقا و پیشرفت نیروهای تحصیلکرده!سهم فعالیتهای پژوهشی از تولید ناخالص داخلی ایران بطور متوسط کمتر از نیم درصد بوده است!


  • حضور نخبگان ایران در کانادا

    سفیر کانادا در تهران سال ۹۱ از دکتر پرویز کاظمی ( وزیر رفاه دولت مهرورزی ) بخاطر حضور گسترده نخبگان ایرانی در کانادا تشکر کرد چون در کانادا برای دوره لیسانس هر نفر ۱/۵ میلیون دلار / فوق لیسانس ۲ میلیون دلار / و دکتری ۲/۵ میلیون دلار هزینه میکنند و حضور نخبگان دیگر کشورها را در کانادا رااتفاقی خوب میدانند چرا که بدون صرف هزینه ، نیروی کارآمد را به خدمت میگیرند! همچنین استفان هارپر نخست وزیر کانادا چندی پیش به صراحت اعلام کرد:دولت ایران ما را ۲۵ سال به جلو پیشرفت داد! مهاجرت مغزهای ایرانی ۱۵۰ میلیارد دلار به کانادا کمک کرده است.ما زحمت میکشیم و درخت میوه را به ثمر میرسانیم ولی از میوه سهمی نداریم! وقتی داعمأ تحریم هستیم و نمیتوانیم فضای مطلوبی برای اشتغال و زندگی نخبگان فراهم کنیم طبیعی است که آنها جذب کشورهای پیشرفته میشوند تا پیشرفت را در کارشان و رفاه را در زندگیشان تجربه کنند.


  • چرا تحصیلکردگان بفکر مهاجرت می افتند؟

    رییس سازمان ثبت احوال سال ۱۳۹۱ اعلام کرد:تعداد ایرانیان مقیم خارج نزدیک به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفراست. دبیرکل شورای عالی ایرانیان در سال ۱۳۹۷ میگوید:آمار ایرانیهای خارج از کشور ۶ میلیون نفراست. در حال حاضر ۵۲ هزار دانشجوی ایرانی در کشورهای مختلف دنیا در حال تحصیل هستند. بیش از ۸ درصد از جمعیت ایران در خارج زندگی میکنند و ۱/۵ میلیون ایرانی در صف مهاجرت به کانادا و استرالیا قرار دارند. طبق گزارش روزنامه شهروند:معادل ۲ درصد جمعیت کل ایران و ۴ درصد جمعیت جوان زیر ۳۰ سال در صف مهاجرت به خارج اند. سازمان ملل میگوید:در سال ۲۰۱۸ حدود ۲۱ هزار نفر از ایرانیان از کشور رفته اند. در سال ۲۰۱۵ حدود ۱ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر از ایرانیان طبق گزارش روزنامه ایران تمایل به مهاجرت از ایران داشتند. هرم سنی جمعیت مهاجران ایرانی خارج از کشور در سال ۲۰۱۷ به طرف سالمندان پیش رفته است. نبود نگاه استراتژیک به ایرانیان خارج از کشور حلقه ی مفقوده در اقتصاد و بحثهای هویتی و ملی است. موج ششم مهاجرت ایرانیان در طول ۵۰ سال گذشته حالا به مرحله خطرناکی رسیده است. چرا که ایرانیان مهاجر عمدتأ تحصیلکرده و بخشی از نخبگان جامعه رو به توسعه ایرانند و برخلاف غالب مهاجران جهان که از طبقات پایین دست هستند ایرانیان در رؤیای زندگی بهتر از کشور میگریزند!


  • مُهاجر انگیزه اقتصادی دارد!

    مهاجر انگیزه اقتصادی دارد ولی پناهنده به دلایل سیاسی مهاجرت میکند. شکوفایی اقتصادی وقتی با عدالت همراه نباشد نتایج شوم فرهنگی به بار می آورد. اگر حاکمیت و دولت به بلاد لُرنشین برسند و سرمایه گذاری کنند (مثل کاری که در کویر مرکزی کردند) لُرها هم پیشرفت میکنند و توسعه می یابند اما لُرها را در محرومیت و محدودیت قرار دادند.بیکاری مهمترین عامل مهاجرت است.


  • بهاروند

    لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود. اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!!و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود. این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثل:کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و…یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.


  • ماهی دریای یزد!

    تمامی نیاز کشور به ماهی را میتوانیم در یزد تأمین کنیم!!! این جمله عجیب را محمد پور کاظمی ، رییس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران بیان کرده است. وی در ادامه اظهارات خود افزود:در بافق یزد به صورت گلخانه ای ۲ واحد پرورش ماهی تیلاپیا ایجاد شده است! آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید یزد کویری که اکنون به یکی از قطبهای تولید آبزیان و خاویار در ایران تبدیل شده با کدام آب اینکار را انجام میدهد؟ " مزیت نسبی" یکی از اصطلاحات پرکاربرد اقتصادی است که براساس آن اقتصادهایی موفق ترند که محصولات و خدمات خود را با کمترین هزینه نسبت به رقبا تولید کنند! مزیت نسبی که از طریق ایجاد یک صنعت در مستعدترین منطقه از نظر منابع به دست می آید به تولید کنندگان این امکان را میدهد تا تولیدات خود را با هزینه کمتری نسبت به رقبا به بازار اراعه دهند. اما متأسفانه در کشور ما به دلیل " لابی گری کویریها" ، آب بلاد لر نشین را با صرف هزینه های بسیار بالای اقتصادی ( حفر تونل ، لوله گذاری ، پمپاژ و تصفیه ) ، زیست محیطی و حتی امنیتی چند صد کیلومتر به آن طرفتر انتقال داده و تولیدات آن صنعت آب بر ( آب دوست ) را با صرف هزینه های حمل و نقل بالاتر ، دوباره به همان مناطق فقر زده لر نشین ، برای فروش ارسال میکنند!!! به عنوان مثال آب مناطق لر نشین را به بهانه آب شرب به شهرهای حاشیه کویر انتقال داده و سپس یخ بسته بندی شده / آب معدنی / برنج / و ماهی را به استانهای لرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد ، خوزستان و … میفروشند!!! آیا نمیتوان همان یخ را در استانهای پر آب لر نشین تولید کرد تا کارگران بلاد لر نشین مجبور نباشند برای کارگری در یک کارخانه یخسازی به استانهای کویری مهاجرت کنند؟ به واقع در حالیکه هم آب از خودمان است و هم نیروی کار ، چه دلیلی دارد این یخ یا آب معدنی در اصفهان کویری تولید شود؟؟؟ جای سؤال است که چرا به قیمت نابودی محیط زیست و اکوسیستم استانهای لر نشین میبایست در استان کویری یزد ۱۱۰۰ تن ماهی در سال تولید شود؟؟؟ آیا نمیتوان به جای انتقال آب با هزینه های سرسام آور و نابودی اکوسیستم مناطق لر نشین همان ۱۱۰۰ تن ماهی در دل کویر را در بلاد لر نشین پرورش داد؟؟؟ کدام عقل سلیم یا کدام نظریه توسعه حکم میکند استان کویری و بیابانی یزد یا قم و اصفهان وارد صنعت تولید ماهیان خاویاری شوند جز لابی گری کویریها در تهران؟ چرا در استان یزد تنها از یک فیل ماهی بیش از ۴ کیلوگرم خاویار به ارزش ۱۲ میلیون تومان استحصال میشود !!! ولی مناطق لر نشین به رغم استعداد بالا در این زمینه هم با بی آبی و هم با فقر تحمیل شده دست و پنجه نرم کنند؟؟؟ چرا یزد کم آب باید پیشگام تولید خاویار در ایران باشد؟ چرا استان کویری یزد باید مقام دوم تولید محصولات گلخانه ای / مقام هفتم تولید زعفران / مقام پنجم تولید زرد آلو / مقام اول تولید گوشت مرغ / مقام اول در تعداد مجتمع های گاوداری / مقام اول تولید روناس / مقام اول تولید گوشت بلدرچین و کبک / مقام سوم تولید پسته / مقام چهارم تولید انار و … را به خود اختصاص دهد در حالیکه در بسیاری از موارد مذکور هیچگونه استعدادی ( طبیعی و مالی ) ندارند؟ این حجم از حاتم بخشی از کیسه کیست؟ این همه صنایع بدون آب محال است در کویر دوام بیاورند!!! میزان سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. مگر میشود لرستان با دارا بودن ۱۴ میلیارد متر مکعب آب در سال _ ۳۹۳۰ دهنه چشمه _ بیش از ۳۲۵۰ حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق _ ۱۵۲۷ قنات _ ۲۴۵۰ کیلومتر مسیر رودخانه و آبراه _ و دارا بودن آب و هوای کوهستانی و معتدل ، از ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی تنها ۲۰ % زمینهای کشاورزی اش آبی باشند!!! ولی ۴۲ درصد زمینهای استان کویری یزد زیر کشت آبی باشند؟ آیا این چیزی بجز تبعیض نژادی و نابرابری ناحیه ای نیست؟ مگر میشود استان خشک یزد با ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید کند! ولی در لرستان با این همه آب و استعداد در حوزه کشاورزی تنها ۳۱ هکتار گلخانه !!! آنهم در دست بهره برداری باشد؟ به واقع در کشور قومگرای ایران برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آنرا داشته باشد بلکه باید در پایتخت لابی آن را داشته باشید!!! اگر کویری باشی که در دل کویر سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی و ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای هم تولید میکنی! ظاهرأ لابی های کویری حاضرند ماهی را با ماسک اکسیژن در دل کویر رشد دهند ولی در کنار آبها و چشمه های بلاد لر نشین پرورش ماهی نزنند! جالب اینجاست که به جای استانهای کویری در لرستان پرآب طرح سازگاری با کم آبی برگزار میشود و هزاران چاه مورد استفاده کشاورزان را پلمپ کردند!!! به واقع در کشور ما برای داشتن یک صنعت لازم نیست منطقه شما استعداد آن را داشته باشد بلکه داشتن لابی در پایتخت کفایت میکند. اگر منطقه شما کویری باشد ماهی ، یخ ، آب معدنی ، برنج و … هم تولید میشود. کوتاه سخن اینکه توزیع نا متعادل امکانات و خدمات اقتصادی ، اجتماعی ، کشاورزی و … به شدت عدالت اجتماعی را در ایران تحت شعاع قرار داده است بی جهت نیست که ایران رتبه دوم در جهان را از نظر نابرابری های ناحیه ای دارد! اگر به دنبال راهی برای کاهش نابرابری های منطقه ای و حرکت به سمت توسعه متوازن در کل کشور نباشیم در آینده باید شاهد تبدیل این نابرابری های اقتصادی به معضلات امنیتی باشیم. چشمات قراره که درآد لطفعلی خان … دور دور اخته هاست لطفعلی خان


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • لُرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری است!

    بیرانوند نماینده خرم آباد وچگنی روز سه شنبه ۱ مرداد ۹۸ درمجلس گفت: نتوانستم دو سوال عمده موکلینم را پاسخ دهم. سوال اول کارگری از من پرسید معمای یارانه ۴۵ هزار تومانی و گوشت کیلویی ۸۰ هزار تومانی را چگونه به فرزندم توضیح دهم؟ سوال دوم جوانی از من پرسید با اجاره سنگین مسکن امروز چاره‌ای جز چادرنشینی وجود دارد؟بازنشستگان یاران دور و روزهای تلخ کشور می‌پرسند آیا قانون نوشتید تا در کتاب‌های تاریخ ثبت شود؟ آیا قانون قرار نیست در زندگی مردم خود را نشان دهد؟ همسان سازی حقوق بازنشستگان کی عملیاتی می‌شود؟ افزایش حقوق متناسب با تورم چه زمانی محقق می‌شود؟ تبعیض درون سازمانی در پرداخت حقوق و مزایا به همه بازنشستگان کی انجام می‌شود؟ اجرای قانون الزام تامین اجتماعی به درمان رایگان که ماهانه بابت آن حق بیمه کسر می‌شود چرا اجرایی نمی‌شود؟ «حقوق معلمان کُره جنوبی از اکثر کشورهای دنیا بالاتر است!» آنها دریافتند توسعه کشور در گِرو توسعه نظام آموزشی است اما ما هنوز موفق به اجرای سیاست‌های این حوزه نشدیم! نماینده خرم آباد و چگنی با اشاره به آمار بالای مهاجرفرستی لرستان گفت: جوانان تحصیلکرده قوم لُر مجبورند برای لقمه نانی ترک وطن کنند وگرنه کوچ از کجا به کجا صورت می‌گیرد؟ کوچ از سرزمین لاله‌ها به حاشیه شهرهای کویری؟ این مردم همانانی هستند که رهبر فرمود: رزمشان بیش از آنکه شنیدنی باشد دیدنی است! آن‌ها برای لقمه نانی مجبور به ترک وطن و مهاجرت به کویرهستند!


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • تبعات مهاجرت داخلی

    مهاجرت داخلی جابجایی جمعیت در داخل مرزهای یک کشور را شامل می‌شود که در آن مردم عمدتاً از اجتماعات کوچک‌تر به اجتماعات بزرگ‌تر حرکت می‌کنند غافل از اینکه مهاجرت‌های بی‌رویه دارای تبعات و پیامدهای منفی و خطرناکی است که در برخی موارد می‌تواند تهدیدکننده سلامت اجتماعی بوده و دارای عوارض فرهنگی، اجتماعی و امنیتی باشد. تحت تاثیر مهاجرت‌های بی‌رویه《مناطق مهاجرفرست》دچار کمبود نیروی انسانی خلاق، پویا و جوان میگردند و مناطق مهاجرپذیر با پذیرش موج مهاجران دچار فقر، رشد روزافزون بیکاری، حاشیه‌نشینی و انواع ناهنجاری‌های عاطفی و روانی میگردند. نکته‌ جالب توجه اینجاست که بسیاری از دانشمندان و جامعه شناسان معتقدند که《رابطه‌ معناداری بین مهاجرت و ارتکاب جرم》وجود دارد. پروفسور لئوته در تحقیقی بیان می‌کند که: بعضی افراد اگر در زادگاه و محیط سُنتی خود پا برجا میماندند در برابر وسوسه‌های جرم انگیز بهتر می‌توانستند مقاومت کنند حال‌آنکه با ترک وطن در برابر این گونه تحریکات از پا درآمده و تسلیم می‌شوند. در واقع کسانیکه در زادگاه خود دچار سرگشتگی و پریشانی خاطر هستند برای فرار از بحران‌های روحی و روانی مهاجرت می‌کنند که به عناصر بی نظم، متحرک و خطرناکی مبتلا می‌شوند که هرکدام میتواند سبب ساطع شدن روح تبهکاری شود! همینطور جوانانی که از ترس بیکار ماندن مهاجرت کرده در اجتماعات بزرگ‌تر طاقت فرساترین کارها را انجام می‌دهند و دچار خستگی جسمی، تغذیه‌ بد، نداشتن وسایل رفاه و آسایش میشوند که جسم آنها را تحلیل داده و مستعد به بیماری‌های گوناگون می‌نماید. در مهاجرت‌هایی که در پی فرار از بیکاری، ارتقای سطح فرهنگ و امنیت و بهبود بخشیدن به شرایط روحی و روانی اتفاق می‌افتد عواملی مثل: یاس و نومیدی، غم دوری از خانواده، احساس حقارت و...سبب رنجش خاطر و زجر روحی مهاجران می‌شود که هر کدام سبب‌ساز مشکلات عدیده و جبران ناپذیر است! نتایج تحقیقات و مطالعات موردی گویای این امر است که《لرستان بیشترین میزان مهاجرفرستی را در بین استانهای کشور دارد》که اصلیترین علت آن فرار از بیکاری و بهبود شرایط زندگی است. علتی مرتبط با درآمد و هزینه، عوامل محیطی و جوی، عوامل ناراضی کننده‌ اداری و مخاطرات امنیتی و...که هرکدام مستلزم بحث و ارائه‌ راهکارهای جداگانه است و از علل موثر بر مهاجرت از شهری به شهرهای دیگر است.شاید بهتر آن است که برای کنترل مهاجرت‌های بی‌رویه داخلی و مقابله‌ صحیح با تبعات و ناهنجاری‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بزهکاری و جرائم ناشی از آن با تمرکزگرایی در تهران و شهرهای بزرگ مقابله کرد و به سایر مراکز شهری به لحاظ اعتبارات، امکانات، اختیارات به‌ویژه در بخش اقتصاد و سرمایه‌گذاری‌ها به منظور《همگون نمودن رشد》و شکوفایی در سایر نقاط شهری توجه ویژه کرد و رشد و گسترش امکانات خدماتی، آموزشی، بهداشتی و تفریحی را در سایر نقاط موزون کرد! از دیگر راهکارها در کنترل مهاجرت‌های بین استانی میتوان به تنظیم نظام دستمزد در نقاط مختلف کشور به منظور ایجاد انگیزه برای ماندن در زادگاه، کنترل و مهار امور منطقی خدماتی در شهرهای بزرگ و داشتن سیاستهای اشتغال جوانان در سطح کشور، استان و شهرستان‌ها باتوجه به شرایط هر استان و شهرستان اشاره کرد که موجب جذب و انتقال جوانان به زادگاه و شهر بومی خود می‌شود!


  • روابط ناخوشایند

    دکتر ویلیام گلاسر درکتاب《تئوری انتخاب》به شیوه ای جدید و درعین حال بسیار موثر درخصوص برقراری ارتباط با دیگران میپردازد.او با قاطعیت میگوید که صرف نظر از مسائلی همچون《فقر شدید》و یا بیماریهای لاعلاج، سرچشمه تمام جنایتها، اعتیادها، بیماریهای روانی و نیز ناکامی در ازدواج، ناراحتیهای خانوادگی و مشکلات مدرسه را باید در《روابط ناخوشایند و عدم وجود روابط مطلوب》میان افراد جستجو کرد!وی همچنین بر این باور است که برای پیشبرد روابط انسانی باید گزینه هایی چون کنترلهای بیرونی روانشناسی نظیر تنبیه و تخریب روابط انسانی را که در جهان بسیار شایع هستند، رها کرد.دکتر گلاسر در یکی از مهمترین کتابهای روانشناسی قرن، تئوری انتخاب را در برابر ما قرار میدهد که بر اساس آن میتوان آزادانه به ابقای روابطی پرداخت که به یک زندگی سالم و پُربار منجر میشود.


  • خرم آباد رتبه پنجم در بمباران هوایی را دارد!

    لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ است و با 3 استان جنگ زده هم مرز بوده و 6500 شهید و 50 هزار رزمنده در جنگ داشته است. خرم آباد با 144 حمله هوایی و 12 بار موشکباران《پنجمین شهر ایران》از لحاظ حمله هوایی و خسارت است که 2354 نفر در آن حملات شهید شدند!《روستای صاحب الزمان》خرم آباد 76 شهید، 350 جانباز و 700 رزمنده دارد کدام روستا در ایران چنین جانفشانی هایی برای دفاع از مملکت کرده؟ چرا چنین مردمانی بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب رکوردار بیکاری، فقر، مهاجرت و کمبود امکانات هستند؟ چرا مسئولان و نمایندگان این دردهای لُرستان را فریاد نمیزنند؟ چرا دولت و مجلس به فکر لُرستان نیست؟ چرا در خرم آباد افراد غیربومی را استخدام میکنند؟


  • استثمار

    استعمار شاخ و دم ندارد! فرض کنید یک کشور نفت یک کشور دیگر را استخراج کرده و میفروشد و سود حاصل از آن را در کشور خود سرمایه گذاری می کند (مانند آنچه که بریتانیا در سالهای قبل از سال ۳۲ با نفت ایران کرد) فرض کنید که یک کشور ماده و منبع طبیعی پراهمیت تر و گرانتر از نفت مانند آب را از یک سرزمین به کشور خود انتقال میدهد و نه تنها هیچ پولی به بومیان نمیدهد بلکه مردم بومی را از آب شرب هم محروم کرده و معترضین را سرکوب و آنها را بعنوان مخل امنیت ملی سرمایه داران زندانی میکند! دقیقا چنین رفتاری با مردم خوزستان، لرستان و چهارمحال بختیاری توسط کویرنشینان میشود. نیروهای حافظِ منافع کویرنشینان《کویرلَند》در تیر ۱۳۹۴ مردم محروم بُلداجی را به گلوله بستند و در ۳ بهمن ۱۳۹۶ به تجمع اعتراضی مسالمت آمیز خوزستانیها مقابل استانداری خوزستان حمله کردند و چندین زن را زیر لگد و باتوم گرفتند!عباس کشاورز معاون وزیر کشاورزی در سفری که به خرم آباد مرکز لرستان داشته، گفته: لرستان دشت ندارد! پس نیاز به آب ندارد! و کشت دیم کنید تا آب به استانی دیگر (اصفهان) رود!!! چنین اظهارات غیرمسولانه، غیر علمی و بشدت تبعیض آمیز از زبان مدیری جاری میشود که اُصولاً میبایستی کمی سواد اکولوژیک و نیز مردم شناسی داشته باشد. دستکم این معاون وزیر میداند که انتقال آب موجب کاهش ذخیره های آب زیرزمینی غیرقابلِ جایگزین خواهد شد که خشک شدن چشمه ها، تالابها، جویبارها و رودخانه ها را در پی خواهد داشت! با خالی شدن سفره های زیر زمینی و انتقال آبهای سطحی، کل پوشش گیاهی، جنگلی، جانوری، کشاورزی و دامپروری از بین خواهد رفت و مضافاً بر این موجبِ تهدید حیات نه تنها در لرستان بلکه در خوزستان و بختیاری سیل مهاجرت به کویر و بروز بحرانهای اجتماعی خواهد شد. هم اکنون نه تنها بسیاری از شهرهای لرستان، بختیاری و خوزستان در بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه هستند بلکه آب شرب جیره بندی شده است. لرستان ۸۵۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد که ۹۰% آنها دیم است و اگر لرستان سد داشت سیل آن همه خسارت به شهرها نمیزد!در برخی مناطق لُرنشین با تانکر هم آب توزیع نمیشود و مردم با زحمت بسیار آب شرب خود را تهیه میکنند. بعلت خشکاندن رودخانه های خوزستان از جمله زهره و کارون آب دریا پیشروی کرده و میزان شوری آب موجب تعطیلی کشاورزی در هندیجان و نابودی نخلستانهای آبادان و خرمشهر شده است.


  • درآمد سرانه ایران 6 هزار دلار است!

    چین هم که ترقی کرد به این صورت بود که نسل جدیدی به قدرت رسیدند و چین، همین چین شد که ما الان می بینیم. درحالیکه 30 سال قبل چین وضع خوبی نداشت درآمد سرانه اش 30 دلار بود. الان به 300 تا 400 دلار رسیده است. درآمد سرانه هر نفر در چین، خیلی زیاد نشده ولی بالاخره 10 برابر شده!درآمد سرانه ایران 6 هزار دلار بوده و بعد از چند دهه هنوز در حد همان 6 هزار دلار مانده است! یعنی درآمد سرانه کشور ما اضافه نشده! البته وضعیت عمومی مردم ایران بهتر شده. در این موضوع شکی نیست ولی درآمد سرانه افزایش نداشته است! درآمد سرانه کره جنوبی در چند دهه اخیر 30 برابر شده ولی درآمد سرانه ما تکان نخورده است. کره جنوبی در تکنولوژی، تغییر و تحول ایجاد کرده است.ما این کارها را انجام نداده ایم. باید این کارها را دنبال کنیم و همین طور جدی بگیریم.کارهایی را که دیگران انجام میدهند به شوخی نگیریم.چون اگر به شوخی بگیریم به طور مستمر، خودمان عقب میمانیم.شما فرودگاههای ما را با همان《قطر》مقایسه کنید یا با فرودگاه《امارات》یا فرودگاه ابوظبی در امارات. مشخص است که سرمایه زیادی جذب کرده اند.حالا ما میخواهیم هواپیمای مسافربری جدید بخریم بعضی میگویند هواپیما نخرید و ما به همان هواپیماهایی که داریم قانع باشیم. همیشه میخواهیم محدود بخودمان باشیم. اما نسل جوان، این وضع را نمی پسندد!


  • سنگ سرجای خودش سنگین است!

    سنگ سر جای خودش سنگین است! در یک قرن اخیر یکی از چالشهای اصلی که گریبان گیر جامعه لُر بوده و همچنان هم هست بحث مهاجرت قابل توجه و بسیار زیاد لُرها از سرزمینهای مادری خویش به مراکز تجمع صنعت وامکانات در کویر میباشد.همانگونه که همگان اطلاع دارند این مهاجرتها عمدتاً از روی اجبار و برای معیشت و پیدا کردن شغل مناسب انجام گرفته است که اکثرا هم ناموفق بوده اند!متاسفانه از زمان ورود صنعت و؛ تکنولوژی به ایران بدون توجه حاکمیتهای مرکز نشین و مرکز محور به سرزمینهای لُرنشین تقریباً ۸۰% تکنولوژی و امکانات در مرکز(شهرهای فارس زبان) بنا نهاده شد و ما لُرها با توجه به اینکه بیش از ۹۰% از بودجه سالانه کشور را با نفت،گاز، آب و نیروی انسانی تامین میکنیم همچنان بی سهم ترین و بی اهمیت ترین قوم به حساب میآیم.فقر واژه ای است بسیار آشنا برای تمام مردمی که نامشان لُر است. رنج شریک و همراه هرلحظه مردان و زنان لُر است.در چنین شرایطی مهاجرت یک امر طبیعی است اما بحرانهای پسا مهاجرت امروز برای لُرها چند برابر دردآور و عذاب آورتر از بحرانهای قبل مهاجرت شده است! یکی از مهترین بحرانهایی که لُرهای مهاجر با آن دسته وپنجه نرم میکنند《فراموشی زبان لُری》توسط فرزندانشان است به عبارتی هرسال تعداد قابل توجه لُرتبار خارج از سرزمینهای مادری متولد میشوند که به علت قرار گرفتن در محیط غیر لُرزبان با زبان لری غریبه میشوند!و این امر در بلندمدت اثرات منفی قابل توجه بر تعداد گویشوران زبان لُری خواهد گذاشت.مهاجرت به خارج از سرزمین مادری نه تنها هیچ دردی از دردهای بیشمار لُرها کم نکرده بلکه برعکس بحرانهای هویتی و فرهنگی زیادی نیز برایشان ایجاد کرده است! چون به قول ضرب المثل لری: سنگ (بَرد) سرجای خودش سنگین است! پس شکی نیست ما باید به این باور برسیم که راه حل هموار کردن مشکلات، ساختن سرزمین و خانه مادریمان است!


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • عدم توجه به شهرهای لُرنشین

    گرو کشی و چندمین نامه تهدیدآمیز و تحریک آمیز نمایندگان اصفهان! آنها تامین《چهل میلیون متر مکعب آب شرب》مردم چهارمحال بختیاری را برای اجرای تونلهای سوم کوهرنگ و بهشت آباد که اهداف کشاورزی و صنعتی را دارند گرو گرفتند!!! از بند آخر نامه اینگونه برداشت میشود که نمایندگان اصفهان نظام را تهدید به برداشتن حمایت خود کردند! به نظر آنها کشور، نظامشان و شهدا را هم برای اجرای طرحهای انتقال آب گروگان گرفتند! واقعاً چه کسانی پشت صحنه طرحهای انتقال آب و نابودی سرزمینی ایران است؟ درخواست تشکیل استانی جدید در جنوب کرمان: مردم جنوب کرمان، قلعه گنج جیرفت و دیگر مناطق که سالهاست در محرومیت شدید ناشی از تمرکزگرایی بیش از حد شهرهای شمالی کرمان قرار دارند خواستار ایجاد استان جدید هستند! شمال کرمان مقصد بیشتر طرحهای انتقال آب چه از جنوب کرمان و چه از سرشاخه های کارون برای توسعه کشاورزی و صنعت و تفریح است و جنوب کرمان که بیشتر از اقوام لُر، بلوچ و عرب هستند در نهایت محرومیت بسر میبرند!!!هنوز بسیاری از مدارس قلعه گنج مدارس کپری هستند و دولت با انتقال آب از سرشاخه های هلیل رود به شمال کرمان علاوه بر نابودی محیط زیست جازموریان، محرومیت مضاعف را در حق مردم جنوب کرمان روا میدارد!!! لُرهای بختیاری اصفهان و چارمحال و خوزستان باید استان بختیاری را تشکیل دهند تا کمتر به بختیاریها ظلم شود! الآن چادگان و فریدونشهر اصفهان که لُر هستند حتی آب و برق و گاز و صنعت هم ندارند چون اصفهانیها فقط فارسها را قبول دارند!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • فارسهای نژادپرست

    لُرها برخلاف فارسها بسیار غریب نواز هستند یعنی خیلی احترام غریبه هارو دارند و ساده اند (بی آلایش و بی حیله) کلاً ذات خرابی ندارند و این سادگی شون با بقیه مردم ایران در تضاد است! راستش لُرها بلد نیستند با پنبه مثل فارسها سر مردم رو ببرند بخاطر همین دلپاکی است که حقوق اقتصادی_اجتماعی آنها توسط سیاستمداران اصفهان و قم نادیده گرفته میشود! لُرها غریب پرست و خودآزار هستند چیزی که تو دل دارند به زبان میارند و کینه تو دلشان نمیماند. لُرها برای دوستی خیلی شیرینند چون مثل بقیه اقوام ریگی به کفش ندارند ولی فارسها روی چیزهای تجملی تعصب دارند یا از انتقاد بدشون میاد کلاً فارسهای تهران و شیراز و اصفهان یک اصول و قواعدی دارند که باید اجرا بشه و صمیمیت لُرها را باهم ندارند. اگر مهمانی فارسها بری برای هم کلاس زیاد میزارند ولی لُرها خودمانی و بی آلایش برخورد میکنند فارسها سیاست و حیله دارند ولی بشدت نسبت به زنها ضعف نفس دارند! فارسها و ترکها بیشتر قدرت دست خانمهاست برا همین فارس و ترک باهم راحتتر هستند تا فارس با لُر! از قدیم گفتن: سری که درد نمیکنه دستمال نمی بندند لذا جوانان تحصیلکرده لُرتبار نباید با دختران فارس وصلت کنند چون فرهنگ تجمل خواه و غرور بیجای فارسها موجب شکست این ازدواجها میشود.


  • جودکی

    لرستان امروز اون لرستانی که دیروز بود نیست متأسفانه مهاجران زیادی از شهرها و روستاهای کرمانشاه و ایلام وارد لرستان شده و با طایفه بازی و بدویت معرف بَدی برای لُرستان شدند و چیزی که بیرون استان از لُرها بد تبلیغ شده و به گوش مردم دیگر نقاط رسیده تحت تأثیر نفوذ همین مهاجرانی است که اتفاقاً لُر نیستند و به استان لُرستان مهاجرت کردند و با خلافکاری و بیفرهنگی مایه سرافکندگی هستند.


  • ویژگی منفی زنان فارس

    زن فارس پر توقع، پر از خواسته های منفعت گرایانه و مادیگرایانه است و در مورد زیبایی خودش دچار توهم است!!! خرج زاست! و توان همکاری با مرد در ساختن زندگی را ندارد و از این مسئولیت شانه خالی میکند! محبتش معامله ای است! تشکیل خانواده، عشق و دوست داشتن برای زن فارس در اولویت نیست بلکه راحت طلبی، رفاه و مسائل مادی واسش در اولویته! زن فارس مثل مرد ایرانی برای تشکیل خانواده و تحکیم آن زحمت نمیکشد و《انفعالی》و《عکس العملی》رفتار میکند! در انگلیس یک ضرب المثلی هست که میگه: دلار آمریکایی داشته باش، خودرو آلمانی بخر و زن شرقی (چینی یا ژاپنی) بگیر!!! جدا از این ضرب المثل، ازدواج مردان انگلیسی با زنان چینی بسیار رایج شده است چون《زنان چینی》در حد پرستش به مرداشون احترام میگذارند، خانه دار و کدبانو هستند و توقعاتشان خیلی کم است و در ساختن زندگی به مرد خانواده همه نوع کمکی میکنند! خلاصه جوری شده که نژاد انگلیسیها داره تغییر میکنه! دختران فارس مشکل خیلی بزرگی که دارند اینه که بین سنت و مدرنیته گیر کردند هرجا به نفعشان است از سنت دم میزنند و با مهریه و نفقه و...پدر مرد ایرانی را درمیارند و هرجا هم که به نفعشان باشه دم از مدرنیته و فمنیزم میزنند! خواهر من یا پاتو از سنت بردار یا توی قایق مدرنیته برو! مردان تحصیلکرده و موفق لُر اگر با زن لبنانی، ترک، افغانی یا ارمنی ازدواج بکنند به مراتب خوشبختتر میشوند تا با یک زن فارس وصلت کنند چون سالها لُرها تحت تحقیر و ستم نژادی بودند و هرکاری هم برای جلب رضایت فارسها انجام دهند باز متهم به تعصب و توهین میشوند!


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》

    مورد داشتیم که بعضی از نماینده ها توسط بعضی از مدیران احاطه شده و آنها از نماینده شهرستان استفاده شخصی میکنند. مثلاً فرزندان خودشان را با حمایت نمایندگان در ادارات بدون آزمون و مصاحبه استخدام میکنند درحالیکه حق آنها نیست و رشته تحصیلیشان با شغل اداری مرتبط نیست! بقیه جوانان شهر وقتی برای استخدام اقدام میکنند سنگهای زیادی جلوی پایشان میندازند مثلاً فردی که در تربیت معلم قبول شده را در مصاحبه رد میکنند تا هم طایفه‌ای را بجای او بنشانند! حق در استخدام ارتش و نیروانتظامی هم کسانی را قبول میکنند که هم طایفه‌ای شان باشد! در لُرستان خیلی همچین چیزی را تجربه کرده‌اند که طایفه بازی نقش اساسی در آن دارد! که دوستی با نماینده و هزینه تبلیغاتی برای او عامل این موضوع است! مردم باید وقتی همچین چیزایی را می‌بینند افشا کنند تا آبروی نمایندگان و مسئولان نژادپرست را ببرند! مردم باید به حراست اداره/ دیوان محاسبات اداری/ و اداره بازرسی شکایت کنند و گزارش تخلف مدیران ادارات در《استخدام طایفه‌ای》را بدهند! توضیح بخواهند که چرا بچه های خودشان را با رانت و لابی استخدام کردند بدون《آزمون و مصاحبه؟》ادارات دولتی جزو بیت‌المال هستند و مردم در آنها حق دارند و برای تامین نیرو باید《آگهی عمومی》بدهند و با عدالت از طریق آزمون، نیروی متخصص و تحصیلکرده جذب کنند!


  • نماینده شهرستان یا طایفه؟

    ردپای《نمایندگان قبیله گرا》ادوار گذشته هنوز بر ادارات وجود دارد وابستگان آنها که بدون آزمون در ادارات استخدام شدند و کاش فقط شاغل باشند اما با بیفرهنگی و زیرآب زنی، نخبگان لُرستان را با عناوین مختلف از صحنه حذف مینمایند و موانع متعدد پیش پای آنها میگذارند حرکاتی از این قبیل جز تنفر و خسارت برای لُرستان چیز دیگری ندارد! همانا رویای آنها فقط بکار گرفتن《افراد بیسواد هم طایفه‌ای》و تصاحب چند موسسه اقتصادی است! آنها دلسوز شهر و استان نیستند فقط بفکر طایفه پوشالی هستند و نتیجه کارشان جز خسارت و عقب نگهداشتن شهر نیست! باید وابستگانشان از ریاست بر ادارات، مدارس، بیمارستانها، استانداری و سایر ادارات کنار بگذارند چون《دید طایفه‌ای》دارند! یکبار اصلاح طلب میشوند وقتیکه فضا عوض شد سریعاً اصولگرا میشوند! البته ما با بیخیالی و بیتفاوتی در انتخاب این افراد ضعیف و بیسواد مقصریم و در کمکاری آنها بخاطر سکوتمان شریک هستیم که نمیپرسیم آقای نماینده آن رویای شما در سرکار آوردن هم طایفه‌ای به حقیقت پیوست؟ آیا شما نماینده کُل شهرستانی یا فقط یک طایفه؟


  • سکوت نمایندگان خرم‌آباد

    آقای زهره نژاد اهل تهران از دولت تسهیلات گرفته که کارخانه لاستیک سازی خرم‌آباد را بسازد اما پول را گرفته و در شمال تهران دارد تالار میسازد و نمایندگان خرم‌آباد (صیمخو بیرانوند و محمدرضا ملکشاهی راد) هیچگونه اعتراضی به این قضیه نکردند! راه آهن دورود_خرم‌آباد_اندیمشک تعطیل شد ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! طرح بندرخشک خرم‌آباد را به سلفچگان قم منتقل کردند ولی باز نمایندگان خرم‌آباد هیچ افتراضی نکردند! از سال ۷۶ تا الآن هتل پارک صخره‌ای بلاتکلیف است ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! من نمیدونم برحسب کدام کار درخشان دوباره ثبت نام کردند؟ بجز استخدام فامیلشان در ادارات کار دیگری برای خرم‌آباد کردند؟ تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند مشکل بیکاری لُرستان حل نخواهد شد!


  • رفتار انتخاباتی لُرستانی ها

    طایفه‌بازها با موج آفرینی کاذب و سوار شدن بر تعصبات، مردم را از خواسته های اصلی منحرف میکنند که حاصلش نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتارشان انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! حداد عادل رییس مجلس هفتم در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده لُرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در دوره دهم نماینده خرم‌آباد بیانیه تشکیل فراکسیون بلاد کُردنشین را امضا کرد! نماینده دوره پنجم میخواست با هیاهو کاوه زمان جلوه کند اما بایکوت و شش ماه ممنوع کار شد! هنوز خاطره تلخ انتقال پتروشیمی خرم‌آباد به اراک در اذهان زنده است که مُسبب آن نمایندگان دوره سوم یعنی؛ علیمحمد سوری لکی و علی عنایت بودند! وقتی دستفروشی را عضو شورای شهر میکنید نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنید چون حاصل انتخاب خودتان است! مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند! مُنتقد نیستند! قانع هستند! زود عصبانی میشوند! مقابل کمبودها لَب فرو میبندند! منافع فردی را بر جمع ترجیح میدهند و از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت میگذرند! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند! بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری بحال لُرستان نداشته و آمارها این را اثبات میکند: لُرستان بالاترین نرخ بیکاری را دارد! کمتر از شش صدم درصد از صنعت کشور را دارد! از نظر درآمد سرانه رتبه بیست وهشتم را دارد! نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! دومین استان مهاجرفرست است! در اعتیاد وطلاق در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته‌اند نتوانستند موجب بهبود در وضعیت لُرستان شوند!تا زمانیکه اقتصاددانان و کارآفرینان بعنوان نماینده وارد مجلس نشوند آمار بیکاری ومهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال وصنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک معلم، دندانپزشک، وکیل یا باستانشناس هرچند هم بخواهد چون آشنا به اُمور اقتصادی نیستند، نمیتوانند مشکل‌گشا باشند! مجلس متعلق به استانهای پرجمعیت است اصفهان نوزده نماینده دارد و چهار نماینده بختیاری نمیتوانند جلوی انتقال آب را بگیرند! سه نماینده کُهگیلویه زورشان به نوزده نماینده فارس نمیرسد! و نُه نماینده لُرستان هیچوقت نمیتوانند در کاهش بیکاری مثمرثمر باشند! باید فراکسیون مناطق محروم تشکیل شود تا با اتحاد در جهت توسعه گام بردارند.


  • اعتراض مَدنی و انتخابات!

    سهیلا والیزاده: به نظر می‌رسد در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیل به اهداف اقتصادی و ارتقاء آن که رابطه مستقیم با سطح زندگی، معیشت، اخلاق و عفت عمومی دارد اصلی‌ترین مطالبه‌ی عمومی جامعه است چیزی که در کشور ما همیشه در درجه چندم اولویت قرار می‌گیرد و به تبع آن شکاف‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه روز به روز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی که مهار جامعه از دست افراد پاکدست، توانمند، متخصص و دلسوز خارج شده است می‌توان سواد، نیرو و آگاهی خود را برای ارتقاء زیرساخت‌های فرهنگ عمومی متمرکز کرد تا افراد سطح پایین نتوانند شتاب بیشتری به سقوط و انحطاط آن بدهند. انتخابات نادرست و مبتنی بر هیجانات کاذب که البته قسمت عمده‌اش ناشی از انزوای افراد کاریزماتیک، جسور و پاک دستی است که به دلایل گوناگون پا به عرصه نمی‌گذارند و میدان خالی جولانگاه ترک‌تازی افراد میان‌مایه و ناکارآمد می‌شود و درنتیجه شکست‌های پیاپی و انسدادهای متوالی در برابر چالش‌های بزرگ کشور (مسئله اقتصاد و مبارزه با فساد و رانت و ...) است. از سوی دیگر عملکرد ضعیف نمایندگان ناکارآمد باعث دلسرد شدن مردم به انتخاب نماینده مجلس و شورای شهر شده است در این شرایط هواداران کاندیداها دست بهروش‌های غیرعقلانی و بر پایه جو زدگی می‌شوند و حس می‌کنند روش‌های خردمندانه‌ای برای جلب آرای عمومی وجود ندارد یا تأثیری ندارد. در لغت‌نامه معنای مسخرگی و لودگی را از هم جدا دانسته زیرا مسخرگی شغل است ‌و لودگی تنها برای خنده خود شخص و اطرافیانش...رسانه ملی در ایجاد فضای مسخرگی بیشترین نقش را دارد و با پرداخت حقوق‌های نجومی به کسانی از قبیل مدیری و جوان و...سعی داشته که قدرت تجزیه تحلیل درست را از افراد بگیرد و روح اعتراض نسبت به تناقض‌های آشکار از بین برده و خنثی کند تا جایی که مهران مدیری بارها در برنامه‌های خود اعلام می‌کند (من طرف شمام) با القاء این حس که مردم مقابل حکومت هستند البته ایشان با یک دستمزد غیرقابل‌تصور برای عامه مردم و در رسانه حکومت علیه آن‌ها. زیرا بار معنایی کلمات کاهش یافته و همه واژگان در خدمت مطامع سیاسی درآمده‌اند و تعارض و تناقض زیادی در شعار و عمل مسئولین وجود دارد و خوشبختی و معیشت مردم به درجه‌های آخر تنزل یافته‌اند؛ و بیان این‌همه تعارض هم مخالفت تلقی می‌شود؛ و مسخرگی به عنوان یک ابزار قدرت خیلی خوب می‌تواند باعث سازگاری هر چه بیشتر جامعه با زخم‌هایشان شود. نمونه اینکه برای تلخ‌ترین دردها هم در شبکه‌های مجازی جوک ساخته و آن را عادی و حتی خنده‌دار تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی بهترین شکل ممکن و ملموس از آزادی تائید همه‌جانبه‌ی تمامی ابعاد و سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و...است. در خرم‌آباد ما هم در هر دوره انتخابات با یک پدیده خاص مواجه می‌شویم و تائید مردم به خیال اینکه با یک فرد معترض (از گونه‌ای دیگر) طرف هستند ما را مضحکه خاص و عام می‌کند. اگرچه مجلس دهم مجلس کارآمدی نبود تا جایی که در تورم سیصد درصدی بنزین کوچک‌ترین واکنش اعتراض‌آمیزی با اَدله تسریع سقوط طبقه متوسط به ضعیف از خود بروز ندادند.اما نگرش متقابل ما و انتخاب آن نه‌تنها بازدارنده‌ی این رفتارهای سخیف و دم‌دستی نخواهد بود بلکه مهر تأییدی است بر گسترش هر چه بیشتر این فرهنگ مخرب و ویرانگر که برخی به اشتباه آن را نوعی اعتراض مدنی و مبارزه آرام با فساد مسئولین می‌پندارند. درحالیکه به نظر نگارنده یکایک ما همان قدر که وظیفه داریم به عنوان یک ایرانی با فساد، تباهی و زشتی به هر توش و توانی که داریم مبارزه کنیم به همان اندازه بایستی برابر گسترش لودگی و دلقک‌بازی‌های حقیر بایستیم زیرا بدون شک این رفتار در نهایت به نفع قدرت خواهد بود و ابزاری برای از بین بردن روح اعتراض جمعی است و سرانجام هم‌صدایی با آن ایجاد جامعه‌ای است که دلقک‌ها با معیارهای حقیر خود می‌سازند.


  • تبلیغات زودتر از موعد

    گذشته از تبلیغات غیرموعد، مواردی نیز در سخنرانی و شعارهای کاندیداها عنوان می‌شود که در حوزه اختیارات نمایندگی نبوده و تنها جمله‌های زیبایی برای《رأی جمع کنی》هستند و در بلندگوهایی گفته می‌شود که گوش قانون را کر می‌کنند. البته تجربه دوره‌های قبل نشان داده که تبلیغات در موعد قانونی نیز دارای اشکالاتی است و طرفداران نامزدهای انتخاباتی به طور معمول در نصب پوستر، ایجاد ستادهای خارج از محدوده تعیین‌شده، راه‌بندان‌های خیابانی و راه‌اندازی کارناوال‌های《چشم کور کن》دستی بر آتش تبلیغات غیرقانونی دارند. داوطلبان باید مواظب باشند این روزها برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، قانون‌شکنی را در دستور کار قرار ندهند و بی‌توجه به قانون و مقررات پیش نروند چراکه به نظر می‌رسد برخی افراد، قانون را قربانی اهداف خود کرده‌اند و برای رسیدن به هدفشان و نشستن روی صندلی‌های بهارستان هیچ‌گونه قانونی برای آنان وجود ندارد. این روزها آرام‌آرام توزیع شب‌نامه‌ها، حضور در مجالس ختم و همایش‌های مردمی، سرکشی از جانبازان و ایثارگران و ده‌ها برنامه دیگر یک پای ثابت فعالیت داوطلبان شده است. سؤال اینجاست چگونه برخی افراد که برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، نخستین گام را عبور از قانون می‌دانند و به این امر باور دارند چطور می‌توانند در وضع قوانین کلی و جزئی موفق عمل کنند؟ آیا فردی که برای رسیدن به اهداف خود قانون‌شکنی و قانون‌گریزی را در پیش‌گرفته می‌تواند در تصویب قوانین و اجرای وظایف محوله بر اساس قانون و عدالت رفتار کند؟


  • تبلیغات زودتر از موعد طایفه‌بازها

    گذشته از تبلیغات غیرموعد، مواردی نیز در سخنرانی و شعارهای کاندیداها عنوان می‌شود که در حوزه اختیارات نمایندگی نبوده و تنها جمله‌های زیبایی برای《رأی جمع کنی》هستند و در بلندگوهایی گفته می‌شود که گوش قانون را کر می‌کنند. البته تجربه دوره‌های قبل نشان داده که تبلیغات در موعد قانونی نیز دارای اشکالاتی است و طرفداران نامزدهای انتخاباتی به طور معمول در نصب پوستر، ایجاد ستادهای خارج از محدوده تعیین‌شده، راه‌بندان‌های خیابانی و راه‌اندازی کارناوال‌های《چشم کور کن》دستی بر آتش تبلیغات غیرقانونی دارند. داوطلبان باید مواظب باشند این روزها برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، قانون‌شکنی را در دستور کار قرار ندهند و بی‌توجه به قانون و مقررات پیش نروند چراکه به نظر می‌رسد برخی افراد، قانون را قربانی اهداف خود کرده‌اند و برای رسیدن به هدفشان و نشستن روی صندلی‌های بهارستان هیچ‌گونه قانونی برای آنان وجود ندارد. این روزها آرام‌آرام توزیع شب‌نامه‌ها، حضور در مجالس ختم و همایش‌های مردمی، سرکشی از جانبازان و ایثارگران و ده‌ها برنامه دیگر یک پای ثابت فعالیت داوطلبان شده است. سؤال اینجاست چگونه برخی افراد که برای ورود به مجلس قانون‌گذاری، نخستین گام را عبور از قانون می‌دانند و به این امر باور دارند چطور می‌توانند در وضع قوانین کلی و جزئی موفق عمل کنند؟ آیا فردی که برای رسیدن به اهداف خود قانون‌شکنی و قانون‌گریزی را در پیش‌گرفته می‌تواند در تصویب قوانین و اجرای وظایف محوله بر اساس قانون و عدالت رفتار کند؟


  • لُرستان زخم کهنه در عدم توسعه دارد!

    حاتم شاکرمی معاون اول وزیر کار: لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه‌یافتگی دارد که بخشی از آن مربوط به عدم سرمایه‌گذاری بوده و بخش دیگری از آن مربوط به کاهش بهره‌وری در بخش تولید است. در لرستان در بحث استفاده از سرمایه‌های فیزیکی از بهره‌وری خوبی بهره‌مند نیستیم و باید اقدام اساسی صورت بگیرید و کارگروه یا کمیته‌ای برای رفع این مشکل تشکیل شود. شاکرمی با بیان اینکه در کشور هزار و 300 واحد مشکل‌دار در آستانه بحران داریم، اظهار داشت: از این تعداد 38 واحد در لُرستان قرار دارد و لُرستان از نظر تعداد واحدهای مشکل‌دار در جایگاه 26 ام قرار دارد. حدود 5 هزار و 800 نفر در این واحدها مشغول هستند که بین دو تا سه ماه و برخی تا پنج ماه حقوقی دریافت نکرده‌اند و با توجه به پایان سال باید در بحث حقوق معوقه کارگران تصمیمات جدی صورت گیرد و حقوق کارگران پرداخت شود. باید نگاه مدیران عوض شود و مدیران لُرستان باید ریسک‌پذیری را بپذیرند مدیری اگر ریسک‌پذیر نباشد، نمی‌تواند تصمیم به‌جا و به موقعی بگیرد لذا در رابطه با تغییر، پیشرفت و رفع مشکلات لُرستان باید نگاه مدیران تغییر یابد. کشاورزی لُرستان به سمت کشاورزی صنعتی برود شاکرمی با اشاره به اینکه در فروردین‌ماه امسال سیل آمد و در مسیر رودخانه و جاده بسیاری از زندگی مردم را خراب کرد، این سیل می‌توانست فرصتی برای لُرستان باشد و متأسفانه کشاورزی لُرستان کشاورزی رودخانه‌ای است و باید این نگاه در لُرستان تغییر کند و کشاورزی رودخانه‌ای به سمت کشاورزی صنعتی برود! تصمیم گرفتیم تمام اختیارات را به لُرستان بدهیم و مدیران زیر نظر استاندار هر تصمیمی بگیرند، مدیران لُرستان در جهت رفع مشکلات در زمینه صنعت، تولید و کشاورزی از این فرصت استفاده کنند. لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه دارد!


  • نبرد با آسیاب بادی

    سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند. در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست. در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟ لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند. اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم. واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد. به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم. حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اُسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند درحالیکه مسئله چیز دیگری است. پی‌نوشت: دُن کیشوت یا《دُن کیخونه دلامانچا》رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه؛ محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • واکنش لُرها به جامعه نژادپرست ایران چیست؟

    در عسلویه هرکسی از مهندسین نفت را دیدیم تُرک بود! پُستهای کلیدی دست این عزیزانه ولی همیشه از تبعیض دَم میزنند! حتی تهرانیها که دوره شش ماهه مأموریتشان میآیند عسلویه، همه تُرکند! تمام پرسنل پتروشیمی خرم‌آباد ترک تبریزند! اکثر واحدهای پالایشگاهی وپتروشیمی خوزستان و کُهگیلویه در اختیار ترکهاست! آیا لُری در آذربایجان مشغول بکاراست که آنها خود را مُحق میدانند در بلادلُرنشین به فعالیت تجاری بپردازند و به لُرها توهین کنند! همش سياسته که با نژادپرستی و شعارهای مرگ برفارس و خلیج عربی دست پيش ميگيرند که پَس نروند وگرنه تبريز ازنظر صنعت و رفاه بعد از تهران قرار دارد و انحصار کفش، فَرش و شکلات دراختیار تبریز است! وقتی وارد آذربایجان ميشويد انگار وارد كشور ديگری شده‌اید! روستاها تمیز و هرچیزی که برای رفاه لازم است حتی آبیاری مدرنیزه زمینهای کشاورزی را دارند! زمینهایشان یا زیرکشت است یا شهرک صنعتی است و هيچ زمین بلااستفاده‌ای نمی‌بینند! نفت در مسجدسلیمان، پلدختر، دهلُران، اندیمشک و گچساران است اما پالایشگاه وپتروشیمی درتبریز واصفهان است! خیالشان از لُرها آسوده است که تمام بودجه را بین خودشان تقسیم میکنند و لُرها در فقر وبیکاری بسر میبرند!اصفهان و یزد علیرغم بی‌آبی انحصار تولید فولاد را در اختیار دارند و با لابی اجازه احداث صنایع در استان بختیاری را نمیدهند تا همیشه آب مجانی برای چندطبقه کردن صنایع شان داشته باشند! همکارم هرروز صبحانه‌ را از اراک تهیه و به لُرستان میآورد! وقتی پرسیدم چرا از لرستان خرید نمیکنی؟ گفت: دوست ندارم پولم تو جیب لُرها بره! اما اگر ثانیه‌ای دویست میلیون مترمکعب آب از الیگودرز به اراک و قم برود یا پالایشگاه وپتروشیمی خرم‌آباد سَر از اراک درآورد نباید اعتراض کنیم چون متهم به قومگرایی میشویم! تمام عطر و آجیل فروشی های دزفول، کُردسنندج اند! در اندیمشک فروشگاه کردستان دایر کرده‌اند که لُرها بجای تحریم از آنها استقبال هم میکنند! تورهای گردشگری یکروزه که به مناطق لُرنشین میآیند تمام وسایل حتی راننده را با خود میآورند و ریالی برای استان ما درآمدزایی نمیشود! شهرهای ما بازار مصرف کالاهای بُنجل اصفهان و تبریز است از گُلدستون اردبیل تا سفال اصفهان، ایزوگام دلیجان و لاستیک کویر یزد! پس لُرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟ سهم ما از اقتصاد ملّی چیست؟ چرا از بودجه عمومی برای انتقال آب به شهرهای نورچشمی استفاده میشود اما برای تکمیل طرحها در لُرستان اعتبار ندارند؟


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • انتقال بودجه لُرستان به گلستان

    نورعلیوند مدیر ورزش وجوانان پلدختر در شبکه افلاک خبر از انتقال بودجه لرستان به گلستان به‌دلیل خطای انسانی درتهران خبر داد! پارسال هم اعتبارعمرانی لرستان به‌دلیل تشابه اسمی سر از لارستان فارس درآورد! چرا برای همدان وهرمزگان یا کرمان وکرج یا اردبیل و اراک از این اتفاقات نمی افتد؟ سال هشتاد وهفت احمدی‌نژاد نمایندگان لرستان را خطاب قرار داد که چرا بودجه عمرانی را برگشت داده‌اند؟ وقتی فاقد استراتژی پیشرفت هستند و طرحی ندارند لاجرم بودجه را برگشت میدهند! دیوید هاروی درکتاب عدالت اجتماعی مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیرند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظه سیاسی بر دیدگاه اقتصادی غالب است مثلاً رییس‌جمهوران و وزیران برخاسته از استانهای کویری اند و با دیدگاه سیاسی به خاستگاهشان رونق بخشیدند! میزان سرمایه‌گذاری دولت خاتمی در یزد سیصدبرابر لرستان است! ماشین‌آلات کشاورزی مرودشت با کل ماشین‌آلات لرستان برابری میکند! کمک سالانه دفتر ریاست‌جمهوری به اصفهان به اندازه بودجه عمرانی هفت استان غرب کشوراست! لُرستان از نظر شاخص فلاکت (بی‌کاری، مهاجرت و تورم) در صدر جدول قرار دارد! تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با القاب غیور و سلحشور ما را باریک اله مس (بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیفات دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود! براساس منطق عدالت خواهانه راولز که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند اما در ایران برعکس است و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد! تراژدی اقتصادی در بلادلُرنشین به‌گونه‌ای است که هنوز وزن مشکلات که محصول ناکارآمدی مدیریتی است بر دوش مردم سنگینی میکند! بلادلُرنشین با همه جذابیتهای اقلیمی از تدارک یک زندگی متوسط برای مردم ناتوان است! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه‌ای مدون برای توسعه نیست! صنعت لرستان قربانی رکود شده و کشاورزی به‌دلیل اعمال سیاستهای لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان رو به نابودی است! برنامه‌ریزی و سیاستگذاری دولت، استانهای لُرنشین را با انبوهی از مسائل و معضلات حل نشده واگذارده و استانهای لُرنشین از نظر اقتصادی در بین استانهای ضعیف قرار دارند! لُرستان بهشت مدیران ضعیف و مامن نمایندگان بی‌اثر است!


  • جنگ برای لُرها نقمت بود نه نعمت!

    وضع شهرهای لُرنشین زمان پهلوی به مراتب بهتر بود تمام کارخانجات لُرستان ازقبیل: پارسیلون، کشت وصنعت، نساجی، ژنراتورسازی، چرم وپوست، داروسازی، یخچال سازی، کارخانه قند، گچ وسیمان، فارسیت، صنایع زرهی دورود، کاشی و سرامیک زمان شاه ساخته شد و مسجدسلیمان زمان شاه صنعتی شد اما بعد انقلاب بخاطر کثرت طبقه روشنفکر در مسجدسلیمان انواع بی‌توجهی و تخریبها علیه مسجدسلیمان شروع شد و مسکوسلیمان نامیده شد چون خشکه مذهبی نبودن! مسجدسلیمان شهری فقر زده، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود! تمام کارخانجات لُرستان بعدانقلاب ورشکسته شدند! لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ بود اما زمان رفسنجانی حتی یک ریال به لُرستان خسارت ندادند! جنگ هشت ساله برای بلادلُرنشین نِقمت بود نه نعمت! چون تمامی زیرساختها تخریب شد علاوه بر آن به‌دلیل جنگی بودن منطقه در ده سال اول انقلاب هیچ فعالیت عمرانی در غرب کشور انجام نشد حتی پس از پذیرش قطعنامه در تیر شصت وهفت تا دو سال بعد همچنان استانهای غربی منطقه جنگی بحساب می‌آمد! طبیعتاً خروجی آن انتقال سرمایه و مهاجرت نخبگان بود که تن به مهاجرت اجباری دادند! دولت کارخانجات را به دور از کانون اصلی جنگ (خوزستان) به کویرمرکزی منتقل کرد و این روند غلط تاکنون ادامه دارد! گچساران کهگیلویه پنجمین میدان نفتی بزرگ دنیاست و روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان است! درآمدسرانه یک گچسارانی هزار و پانصدتومان و درآمدسرانه یک تهرانی پنج میلیون تومان است! قد جوانان کُهگیلویه بخاطر سوءتغذیه کوتاهتر شده! اینها مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است! لُرها هنوز به مزیتهای قومی واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟ چرا نمایندگان لُر تا حالا هیچ صحبتی از پولی بابت انتقال آب به کویر، درمجلس نکرده‌اند؟ این واقعاً تاسف بار است که تاکنون ازطرف نمایندگان و مردم مناطق لُرنشین هیچ ادعایی درمقابل آبهای انتقال یافته به کویر نداشته‌ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط یک ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها متحول میشود! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • استخدام بی‌ضابطه و فله‌ای

    معضل《استخدام‌های بی‌ضابطه و فله‌ای》ماحصل سوء مدیریت برخی مدیران مدت‌هاست گریبان سیستم اداری استان لرستان را گرفته است. سالیان دراز است که برخی مدیران دستگاه‌های اداری و سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی بی‌توجه به رعایت آیین‌نامه‌ها و قوانین استخدامی شامل فراخوان عمومی و آزمون‌های تخصصی اقدام به جذب نیرو به‌صورت فله‌ای و سفارشی می‌نمایند که این امر موجب اشغال ظرفیت‌های استخدامی ادارات توسط افراد کارنابلد بدون تخصص با رشته‌های تحصیلی و مهارت‌های غیر مرتبط گشته و این خود منجر به بالارفتن هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، پایین آمدن راندمان کاری، عدم بهره‌وری مناسب، ناتوانی در تأمین منابع مالی و عدم شفافیت در پرداخت حقوق کارکنان، عدم شفافیت در استخدام‌ها و ارتقای رتبه‌های شغلی بی‌ضابطه و خارج از قاعده و بی‌عدالتی و اجحاف در حق متقاضیان بی‌شمار استخدام می‌گردد. این وضعیت در شرکت‌ها و سازمان‌های فنی، تخصصی که لازمه به‌کارگیری افراد تخصص و تبحر آن‌ها می‌باشد به‌مراتب بدتر است به‌طوری‌که در اغلب موارد افرادی با مدارک تحصیلی بالا و غیر مرتبط جهت انجام کارهای خدماتی استخدام شده و بعد از گذشت مدت‌زمان کوتاهی این افراد ضمن جابجایی، ارتقا رتبه گرفته و بر مناصب کلیدی تکیه می‌زنند و عملاً موجب پایین آمدن کیفیت خدمات و نارضایتی عمومی می‌گردند، همچنین این قراردادهای در تعارض با منافع عمومی بوده و موجب افزایش نجومی مبلغ قرارداد شرکت‌های واسطه با دستگاه‌های دولتی و تحمیل هزینه‌های گزاف از جیب مردم و بیت‌المال بدون تغییر چشمگیر در افزایش خدمات می‌گردد، در این میان برخی اعضای شوراهای شهر که شهرداری‌ها را سهم من یشاء خود می‌دانند و برخی نمایندگان مجلس که عموماً برنامه و راهکار مشخصی برای رونق بخشیدن به بخش‌های اقتصادی و کشاورزی و احداث صنایع مولد جهت ایجاد اشتغال ندارند هنگامی‌که با خیل عظیم بیکاران و متقاضیان کار مواجه می‌شوند سهل‌الوصول‌ترین راه که همان تزریق و تحمیل نیرو به بدنه نحیف سیستم اداری و دولتی است را در پیش می‌گیرند. این امر گاه به‌صورت مستقیم و با بده بستان با مدیران سازمان‌ها و نهادهای دولتی و نیمه‌دولتی صورت می‌گیرد و یا به‌واسطه شرکت‌هایی انجام می‌شود که به‌صورت حجمی و با زیر پا گذاشتن اسلوب صحیح استخدامی و بر اساس رابطه و سفارش اقدام به جذب نیرو می‌کنند، این اقدام مستهلک شدن وقت و انرژی مدیران جهت تأمین منابع مالی و جذب اعتبارات برای پرداخت حقوق و دستمزد کارکنان، کند شدن پروژه‌ها و برنامه‌ها و خدمات‌رسانی عمومی را در پی دارد و عملاً سیستم اداری را زمین‌گیر می‌کند. امید است مدیریت ارشد استان و نمایندگان مجلس با بازنگری در سیاست‌های غلط گذشته و با داشتن چشم‌اندازی نو در به وجود آوردن اشتغال پایدار و ایجاد زیرساخت‌های توسعه و تقویت بخش خصوصی اجازه دهند استخدام‌های دولتی بر اساس شناخت و اشراف بر ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، شایسته گزینی، شایسته‌سالاری در دستگاه‌های اداری انجام گیرد. آرش کاظمی/یافته


  • بازتولید چرخه فقر

    حمدرضا کرمی:《چرخه فقر》دیر زمانی است که استان لُرستان طلائیه دار! نرخ تورم در بین استان‌های کشور است. اخیراً هم گزارش مرکز آمار ایران در باره نرخ تورم در استان‌ها حاکی از کسب مقام دوم توسط لرستان بعد از استان محروم ایلام است. کسانیکه باید این مشکلات را بشوند و اندک ترتیب اثری بدهند پنبه در گوش دارند و مصداق این شعرند که: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من_آنچه البته به جایی نرسد فریاد است! ولی بنده به‌عنوان یک کنشگر سیاسی ناامید نیستم و به وسع و بضاعت اندکم که نوشتن است اصرار دارم و امید دارم که بخشی از آلام و رنج‌ها و مرارت‌های همتبارانم در لرستان را قلمی کنم تا بلکه وجدان آزاده‌ای را در بین تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکزی و محلی به‌عنوان مخاطب پیدا کند و مرحمی بر دردها باشد. همان‌گونه که از عنوان این مطلب برمی‌آید دو واژه کلیدی《تورم》و《فقر》و رابطه آنان با هم از مهم‌ترین مؤلفه‌های وضعیت اقتصادی هر کشور به‌حساب می‌آید. دریک بیان کلی نرخ تورم عبارت است از افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌ها در یک دوره زمانی مشخص، بنابراین، ویژگی اصلی تورم، تداوم افزایش قیمت‌هاست. مفهوم فقر هم همیشه با نحوه توزیع درآمد ملی و یا درآمد سرانه همراه می‌باشد. به عبارتی فقدان درآمدهای مناسب و کافی یک فرد یا خانوار برای تأمین نیازهای اساسی به عنوان وضعیت فقر دریک جامعه تعریف می‌شود. این درآمدها عموماً از سه طریق ممکن است به افراد و یا خانوارها تعلق بگیرد.1- از طریق عرضه نیروی کار و مشارکت در مراحل تولید به‌عنوان عامل تولید. 2- از طریق فروش یا اجاره دارائی‌ها و سرمایه‌های مادی به‌عنوان یکی از دیگر از عوامل تولید. 3- از طریق سیاست توزیع مجدد درآمدهای دولت یکی دیگر از متغیرهای بسیار مهم و کلیدی که پرحجم و شدت فقر اثر مستقیمی دارد تورم است. بروز وضعیت‌های شدید تورمی در مناطق مختلف کشور می‌تواند هم از طریق آثار مستقیم و هم غیرمستقیم باعث افزایش و شدت حجم فقر و محرومیت گردد. افزایش قیمت‌ها در وهله اول باعث کاهش قدرت میزان قدرت خرید افراد جامعه به‌ویژه گروه‌های کم‌درآمد و فقیر می‌گردد، درنتیجه باعث کاهش میزان تقاضای آن‌ها برای خرید کالاهای اساسی و درنهایت تأمین انرژی غذائی کمتر و شدت بیشتر فقر خواهد شد. از طرف دیگر افزایش شدید قیمت‌ها از طریق ایجاد وعدم اطمینان در بازارها باعث عدم تمایل به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و درنهایت محدود شدن فعالیت‌های اقتصادی و فرصت‌های شغلی در جامعه می‌گردد که این مسئله درنهایت از طریق کاهش فرصت‌های شغلی و درآمدی در جامعه باعث کاهش درآمدها و تشدید بیکاری و فقر خواهد شد. (منبع: بررسی عوامل مؤثر بر فقر، علی حسن‌زاده، فصلنامه پژوهش اقتصادی) بررسی آماری سه شاخص مهم فوق یعنی تورم، فقر و بیکاری با اتکاء بر آمارهای منتشرشده رسمی بیانگر وضعیت وخیم و فاجعه‌آمیز لرستان در این شاخص‌ها است. با هم چند آمار را موردبررسی قرار می‌دهیم.1- داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که نرخ تورم استان‌های محروم و با درآمد کم از سایر استان‌ها به‌ویژه در شرایط کرونائی از دیگر استان‌ها پیشی گرفته است به‌طوری‌که تورم در استان‌های ایلام، لرستان و خراسان جنوبی در 12 ماه منتهی به فروردین 99 بالاترین سطح را به ثبت رسانده‌اند. ایلام با 39 و لرستان با 37 درصد بالاترین نرخ تورم را در بین استان‌های کشور داشته‌اند. همان‌گونه که در مطلع این یادداشت هم تذکر داده‌ام بررسی آماری ماه‌ها و سال‌های قبل بیانگر این است که لُرستان همیشه جزء استان‌های با تورم بالا بوده است. این موضوع سبب فشار زیادی به منابع درآمدی ناچیز خانواده‌های محروم استان شده و باعث بازتولید چرخه فقر و تشدید شکاف‌های طبقاتی و تشدید مشکلات اقتصادی و به‌تبع آن پیامدهای وحشتناک اجتماعی خواهد شد. کاهش درآمدهای دولت از فروش نفت، ادامه تحریم‌های اقتصادی و خالی شدن خزانه دولت از درآمد مطمئن چه آینده‌ای را پیش روی کشور به‌ویژه استان‌های محروم قرار خواهد داد. آیا گوش شنوایی وجود دارد؟ 2- به روال معمول نرخ بیکاری در استان‌ها هم که اعلام می‌شود استان لرستان جایگاه اول تا سوم دارد. بر اساس آمار منتشرشده در زمستان 98 استان لرستان با 8/16 درصد سومین استان کشور از لحاظ نرخ بیکاری قرار دارد. با توجه به اینکه تحول خاصی در استان در باب سرمایه‌گذاری و ایجاد طرح‌های اشتغال‌زا در چند سال گذشته صورت نگرفته است طبعاً بخش عمده‌ای از نیروی کار استان عطای کار در استان را به لقای آن بخشیده‌اند و به استان‌های دیگر مثلاً تهران و یا اصفهان مهاجرت کرده‌اند و جایگاه سوم استان در بین استان‌های بیکار کشور هم عمدتاً به همین دلیل است و نه ایجاد اشتغال. برابر آمار منتشر شده مهاجرت از سوی مرکز آمار کشور در بازه زمانی 5 ساله منتهی به سال 1395 در مجموع 121,269 نفر از استان لرستان به مقصد سایر استان‌ها و یا شهرهای داخلی استان مهاجرت کرده‌اند که از این تعداد 41,038 نفر فقط به استان تهران مهاجرت کرده‌اند. وجود آمارهای ناامیدکننده از وضعیت لُرستان در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی به‌اندازه کافی نگران کننده است ولی به خاطر طولانی شدن مطلب از ذکر همه آن‌ها خودداری میشود. گرچه اخیراً جناب آقای دکتر شاهرخی امام‌جمعه محترم خرم‌آباد از این موضوع اظهار نگرانی کردند و به مسئولین استان هشدارهای لازم را دادند ولی با کمال تأسف ظاهراً مدیران عالی استان دچار روزمره گی های فرسایشی شده و عمق این خطر و فاجعه را به‌درستی درک نکرده‌اند چرا اگر غیر از این بود می‌بایستی آثار و نتایج آن کاملاً ملموس بود. در شرایط کنونی که تبعات کرونا مشکلات اقتصادی استان را مضاعف کرده است آیا به عواقب اجتماعی بحران‌های تورم، بیکاری و فقر در استان لرستان اندیشیده شده است یا خیر؟ به نظر نگارنده نهادهای مسئول سیاسی و امنیتی استان بیش از هر نهاد و ارگان دیگری در این مهم رسالت خطیری به عهده‌دارند. آن‌ها بایستی هشدارهای امنیتی لازم را به تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکز منتقل کنند و تا حصول نتیجه از پای ننشینند و بدانند که هرگونه قصور در انتقال مسائل و مشکلات استان گناهی نابخشودنی است. بزرگان و متنفذین و نخبگان و فعالان و روزنامه‌نگاران و صاحبان قلم و... در این شرایط بسیار مهم به میدان بیایند و بانگ مطالبه گری و دادخواهی برآورند که مردم مظلوم لرستان شایسته نیست بیش از این در تب سوزناک تورم و فقر و بیکاری دچار فرسودگی های روحی و روانی شوند و تصور کنند که فریادرسی ندارند و اگر کارد به استخوان برسد که رسیده است با هجوم لشگر بیکاران و فقرا مواجه خواهیم شد و تبعات سنگین آن دامن‌گیر کشور و استان خواهد شد و البته باکمال تأسف موجب بازتولید محرومیت و افتادن در دور باطل فقر و فلاکت خواهد بود. به‌طور ویژه از منتخبان مردم در مجلس یازدهم استدعا دارم که در این موضوع با هم‌افزائی و همکاری صدای رسای مظلومیت و فریادخواهی این مردم باشند.


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که نقشه‌های متروی شهری آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • لُرستان مفلوک

    لرستان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد! براساس آخرین آمارهای موجود از نرخ تورم و بیکاری در بین استان‌های کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ فلاکت در دو استان لُرستان و کردستان در وخیم‌ترین وضع قرار دارد. رفاه و معیشت مردم تحت تأثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد. دراین بررسی که شاخص نرخ فلاکت براساس آخرین نرخ بیکاری (زمستان سال۹۸) و نرخ تورم (فروردین ماه سال۹۹) موجود به دست آمده، نرخ فلاکت کشور به ۴۲٫۸ درصد رسیده است. در بین استان‌های کشور، استان لُرستان با نرخ فلاکت ۵۳٫۸ درصدی مفلوک‌ترین استان شناخته شده، به‌طوری که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است. استان‌های کردستان و چهارمحال بختیاری نیز هرکدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۵۱٫۶ و ۴۸٫۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. هم‌چنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان فارس! دارای کمترین نرخ فلاکت در بین استان‌های کشور بوده که معادل ۳۶٫۲ درصد است! لرستان بیشترین نرخ تورم خانوارهای کشور را بعد از استان ایلام داشت! دیگر به اعلام شاخص‌هایی که رتبه لرستان در آن‌ها از آخر جدول، اول است، عادت کرده‌ایم. گویی حتی مسئولان هم این رتبه‌های فاجعه‌آمیز را هضم کرده و قبول کرده‌اند که باید به این آمارها و نمودارهای همیشه نزولی قرمز عادت کرد. نکته عجیب در اعلام رتبه و شاخص‌های اقتصادی لرستان، عدم واکنش مسئولان به این شاخص‌هاست که این بی‌تفاوتی به آمارهای مذکور واقعاً منزجر کننده است و این سؤال مطرح است اگر این شاخص‌ها بی‌اهمیت و بیخود است چرا مرکز آمار ایران به زحمت افتاده و آن‌ها را اعلام می‌کند؟ قطعاً اعلام این آمارها اتفاقی نیست و نمره عملکرد مجموعه مدیریت یک استان را نشان می‌دهد.بیش از سه سال از سند اشتغالی که بسیار هم رسانه‌ای شد می‌گذرد و تیمی که در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی سند مذکور را با کمک سایر دستگاه‌ها تدوین کرد همچنان بر مسند قدرت است. طی چند سال گذشته طرح‌هایی همچون کارا، تکاپو و طرح‌های روستایی با محوریت اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی در استان انجام ‌شده آیا وقت آن نرسیده تا دستگاه‌هایی که مسئولیت انجام این طرح‌ها و سند اشتغال را داشته‌اند در این خصوص به افکار عمومی پاسخگو باشند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دستگاه‌های نظارتی به مقوله آمارهای منفی ورود پیدا کنند. غیر از اینست که اعتبارات هنگفت از بیت‌المال برای سند اشتغال هزینه شد و قرار بود طی سه سال وضعیت اشتغال را بهبود ببخشد؛ اما هنوز در انتهای جدول اشتغال هستیم و کسی هم پاسخگو نیست؟ سندی که ما را به یاد جمله مادربزرگ‌ها در مراسم خواستگاری می‌اندازد که《مهریه را کی داده کی گرفته》چون این اسناد فقط دسیسه‌ای برای بقای مدیران دستگاه‌هاست و عملاً کارکردی ندارند. این جمله تناقض‌آمیز که لرستان مفلوک‌ترین استان کشور است و در عین حال بالاترین نرخ تورم را نیز دارد را کدام دلیل و برهان می‌تواند توجیه نماید؟ مسئولان عقل‌کل که ژست‌های فاضلانه و تکبرآمیزشان صفحه هر رسانه‌ای را به خود آلوده است چه پاسخی برای این وضعیت دارند؟ متاسفانه حقیقت آن است که دلیل اصلی فلاکتِ ما《خودمان» هستیم》بله، این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت‌زده باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در مقابل مدیران نالایق سکوت کرده‌ایم که مبادا منافع شخصی‌مان به خطر بیفتد. به لطف این مدیران، لرستان در تمام موارد منفی رتبه دار شده اخیراً هم در بخش گرانی اجاره‌بها و مسکن قهرمان شد. وقتی هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود، وقتی ما از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم‌ و پارتی‌بازی و فساد را قبول کرده‌ایم و پذیرفته‌ایم که در برابر ناکارآمدی صبور و بی‌توقع باشیم، نه صاحب تفکر و صاحب حق، باید هم به فلاکت بیفتیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که《محل تجربه‌آموزی》استانداران و مدیران ضعیف باشیم و اجازه دادیم که لُرستان ما حیاط‌خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد!


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • چرخه باطل فقر و فلاکت در لُرستان

    آیا افقی برای خروج از چرخه باطل فقر و فلاکت در لرستان وجود دارد؟ حمدرضا کرمی: نگارنده به‌تناوب و بر اساس دغدغه شخصی هراز چندگاهی مطالبی را درباره مشکلات و گرفتاری‌های هم تباران گران‌مایه و رنجدیده‌ام در لرستان قلمی می‌کنم که آخرین آن درباره نرخ تورم و فقر و فلاکت در لرستان بود. دستمایه اصلی نوشته حاضر بررسی پدیده شوم و خانمان‌سوز فقر در لرستان و پیامدهای آن است.《فقر محصول سیاست‌گذاری‌های تمرکزگرا و ایجاد قطب‌های رشد در مناطق خاص و به‌تبع آن شکل‌گیری نابرابری‌های فضائی است.》نابرابری فضائی باعث جابه‌جائی نیروی انسانی، سرمایه و مهاجرت و تعمیق شکاف اقتصادی میان استان‌های برخوردار و محروم می‌گردد. ادامه این روند به تثبیت پدیده شمال و جنوب در روابط بین استان‌های برخوردار و محروم کمک کرده است. قطب‌های رشد که من از آن‌ها به‌عنوان گرداب سرمایه و امکانات نام می‌برم به‌هیچ‌عنوان اجازه توسعه به استان‌های محروم نخواهد داد و مطلوب آن‌ها این است که استان‌های محروم همچنان به عنوان یک استان حاشیه‌ای باقی بمانند. شکل‌گیری‌های منطقه‌ای اقتصادی در چند نقطه کشور در سال‌های گذشته تاکنون مؤید این ادعاست و تا زمانی که برنامه‌ای قاطع، روشن، زمانمند و کارآمد برای رفع این نابرابری‌ها صورت نگیرد همچنان شاهد بازتولید چرخه فقر و محرومیت مضاعف این استان‌ها خواهیم بود. کسی که دچار فقر است توانائی لازم برای سرمایه‌گذاری ندارد و علی‌الدوام در سیکل فقر یا آنچه که اقتصاددانان آن را دام فقر می‌دانند گرفتار خواهند ماند. ادامه دام فقر و فلاکت و نبود چشم‌انداز روشنی برای مشکل‌گشائی موجب چیرگی و درونی شدن خشم و خشونت در فرد فقیر خواهد شد و نه‌تنها سیکل توسعه معیوب و ناکارآمد خواهد ماند و خطر آنجا مضاعف می‌شود که وقتی فرد فقیر احساس کند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بایستی منتظر عواقب وخیم امنیتی و اجتماعی غیرقابل‌جبران آن بود. از نتایج ملموس و دم‌دستی فقر فرسایش تمدنی و پسرفت در امر فرهنگ، سیاست و اجتماع مناطق محروم است. ادامه درد فقر موجب تشدید تقدیر گرائی و خو گرفتن با این پدیده و در نتیجه عقیم ماندن تغییر و تحول درونی در تک‌تک افراد می‌شود. در تشخیص علیت مسئله فقر هم با کمال تأسف نوعی آشفتگی در بین سیاست‌گذاران ما در کشور وجود دارد. نمی‌شود بدون درک درست از واقعیات و پیامدهای فقر صرفاً در پایتخت نشت و نسخه کاهش فقر در مناطق فقیر را تجویز کرد. به نظر نگارنده یکی از مشکلات اساسی که به‌نوعی در پس‌زمینه ذهنی تصمیم گیران و تصمیم سازان درباره چاره‌جوئی فقر وجود دارد این است که آن‌ها معتقدند که فقر فقرا نتیجه تصمیمات بد خودشان بوده و طبعاً مسئولیت هم با خودشان است ولی در واقع نتایج پژوهش‌های دانشگاهی خلاف این ذهنیت را نشان می‌دهد و فقرا چون بیشتر مواقع فقیر بودند تصمیمات بدی گرفتند؛ به تعبیری دیگر، علیت معکوس وجود دارد. این علیت معکوس به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که کجا را هدف‌گذاری کند. اگر اشتباه از فقیر بود باید او ملامت می‌شد، اما اگر اشتباه از فقیر نباشد و علیت معکوس اتفاق افتاده باشد، داستان متفاوت خواهد بود و سیاست‌گذار باید هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد؛ بنابراین تشخیص جهت علیت مساله بسیار مهمی در حوزه تصمیمات سیاست‌گذار است و می‌تواند زندگی فقرا را به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد. فقر و بداقبالی امری ذاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم همانند لرستان نیست و سیاست‌گذاران دولت جمهوری اسلامی بایستی چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به فقر در برابر مردم این مناطق قرار دهند. در عجبم که چرا مدیران عالی استانی و کشوری نسبت به این‌همه پژوهش‌های دانشگاهی که با پیمایش‌های میدانی دقیق آثار زیان‌بار پدیده فقر را مورد کنکاش قرار داده‌اند بی‌اعتنا هستند البته طبیعی است آنچه که از دل این پژوهش‌ها بیرون می‌آید آن چیزی نیست که مطلوب سیاستمداران باشد چرا که آن‌ها اغلب دنبال عوام‌گرایی و طرح‌های جذاب و عامه‌پسند و صدالبته بی‌نتیجه هستند. مردم رنجدیده استان‌های محروم برای رهایی از وضع فلاکت‌بار نیازمند ترحم و دلسوزی‌های بیجا نیستند بلکه انتظار حداقلی از دولت‌ها این است که زیرساخت‌های لازم را برای توسعه در این مناطق و رفع بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها فراهم سازند آنگاه خواهند دید که فرهنگ کار و توسعه در این مناطق چگونه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید فقر نه یک ناکامی شخصی بلکه محصول شکست ساختارهاست. در واقع، فرد هر چقدر که واجد شایستگی باشد و اراده تغییر شرایط را نیز داشته باشد، ساختار اجازه نمی‌دهد که چنین تغییری به وقوع بپیوندد. جداول منتشرشده از طرف مرکز آمار ایران در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که لرستان به رویه مألوف سال‌ها و ماه‌های گذشته از نظر نرخ تورم، فقر و فلاکت همچنان در بالای جدول قرار دارد و با تأسف و تأثر عمیقاً این احساس عمومی وجود دارد که ظاهراً چشم‌انداز روشنی برای تعدیل جایگاه لرستان و بهتر شدن اوضاع حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت وجود ندارد. روزمرگی مدیران عالی استان و همچنین ضعف مفرط در تحرک بخشی به فعالیت‌های اقتصادی استان از سوی نهادهای متولی استانی و کشوری به این بدبینی دامن زده است. معتقدم برخی مدیران عالی استان به خاطر ناکارآمدی در وجدان جمعی مردم لرستان استیضاح و برکنار شده‌اند و چه خوب بود که آن‌ها به احترام افکار عمومی استان که به‌شدت از عملکرد آن‌ها گلایه دارند اولاً عذرخواهی می‌کردند و ثانیاً استعفا می‌دادند و میدان را برای افراد توانمند و دلسوز خالی می‌کردند. آیا این توقع حداقلی نیست؟ لرستان بیش از این سزاوار کم‌توجهی‌ها نیست. مطالبه اصلی تک‌تک مردم عزیز، متنفذین و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان بایستی خروج از این وضعیت دردناک و ترسیم افقی روشن در دوره زمانی قابل‌دسترس باشد. به امید آن روز!


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • چرا لُرستان رکورددار نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد است؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.



آخرین مقالات