چهار شنبه ۱ آبان ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بیکاری ؛ چالشی موروثی در بلاد لر نشین

در دنیای موسوم به عصر ارتباطات و با رشد شبکه های مجازی دیگر نمیشود واقعیتی را پنهان کرد و نمیتوان حقیقتی را منکر شد. هیچ فرد مسؤلی نمیتواند از زیر بار مسؤلیت خود فرار کند.

بیکاری ؛ چالشی موروثی در بلاد لر نشین

بیکاری معضل و چالشی دیرینه:

بیکاری معضل و چالشی دیرینه در استانهای لر نشین بوده است که خود ریشه و بانی مهمترین مشکلات بوده و دولتهای مختلف می آیند و میروند اما این درد پایدار در گذر این رفت و آمدها ، هنوز هم بر پیکره اقتصاد نحیف بلاد لر نشین مزمن شده است. تاکنون همایشها ، میزگردها ، جلسات و مباحث کارشناسی زیادی برگزار و مطرح شده اما هیچکدام به نتیجه ملموسی نرسیده اند. تمامی دولتها و نمایندگان مجلس برای جلب نظر مردم و اخذ رأی جامعه ، در زمان تبلیغات انتخاباتی یکی از مهمترین برنامه ها و اولویتهای کاری خود را پرداختن به معضل بیکاری جوانان و ایجاد اشتغال اعلام میکنند. اشتغال امری پیچیده ، چند وجهی، فرا دستگاهی و حل آن نیازمند هماهنگی و مشارکت بین دستگاه های مرتبط با قوای سه گانه است.

 

 بیکاری جلوه فقر:

امروز بیکاری یکی از جلوه های فقر اجتماعی و اقتصادی است. بیکاری از زمانهای گذشته تاکنون در بلاد لر نشین به ارث گذاشته شده و دلایل متعددی دارد که به انباشت سطح بیکاری رسیده است از جمله:

کاهش رشد سرمایه گذاری در مناطق لر نشین

کاهش تولید سیاست اشتباه تجارت خارجی و واردات نامناسب باتوجه به تولیدات استانهای لر نشین

شیوع و گسترش فعالیتهای نامولد و سوداگرانه از جمله دلال بازی

عدم توجه به تولیدکنندگان

نبود وجود ارتباط صنعت و بازار کار با دانشگاه ها

عدم مهارت در نیروی جویای کار و مدرک گرایی

ضعف فرهنگ کار

افزایش میل به پشت میز نشینی و داشتن شغل دولتی

نوسانات اقتصادی دولت و تحریمهای خارجی و

اشتغال به دنبال و به تبعیت از تولید حاصل میشود بنابراین بیکاری معلول روابط کلان اقتصادی و نظام سیاستگذاری است. علل بوجود آورنده شرایط بیکاری این است که تولیدات و محصولات مناطق لر نشین تبدیل به یک حیات خلوت برای تولیدات دیگر استانها شده و در واقع هنوز نتوانسته ایم در بحث تولیدات و محصولات برند سازی کنیم. باوجود ظرفیتها و قابلیتهای قابل توجه در عرصه تولیدات محصولات کشاورزی ، هنوز نتوانستیم صنایع تبدیلی ، بسته بندی و فرآوری را ایجاد کنیم. در حوزه گردشگری اکثر بلاد لر نشین از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردارند که هنوز آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است درحالیکه گردشگری میتواند سهم مؤثری در ایجاد اشتغال ، کارآفرینی و تولید ثروت داشته باشد.

 

نقش نمایندگان لرتبار در مجلس در رفع بحران بیکاری و ایجاد اشتغال و رفاه مردم حوزه های انتخابیه آنها چه بوده است؟؟؟

نمایندگان شهرهای ما فقط تا الان شعار داده اند و تا این لحظه بجز شعار و دخالت در جابه جایی مدیران برنامه و ایده ای که بتوان بر آن متمرکز شد و ذره ای از مشکلات را حل کرد انجام نداده اند. بیکاری محصول بی توجهی ها و سوء مدیریتها در دولتهای مختلف بوده است بنابراین علل ایجادی آنهم چند وجهی و در واقع پدیده ای چندعلتی است که رفع این معضل نه با جابه جایی یک مدیرکل و نه با آمدن مدیری دیگر و وزیری دیگر مرتفع نخواهد شد بلکه برای رسیدن به تولید و اشتغال باید ایده و طرح داشت.

 

مشکل چند علیتی بیکاری:

کاهش رشد متغیرهای اساسی اقتصاد کلان نظیر تولید ناخالص داخلی _ افزایش بی سابقه جمعیت _ مهاجرت از روستاها به شهرها _ تمرکز منابع انسانی در کلانشهرها _ کاهش سهم اعتبارات عمرانی به نفع هزینه های جاری _ مهاجرت ممتد نخبگان و نوآوران اقتصادی _ تهی شدن عرصه فعالیتها از کارآفرینان _ ضعف تشکلهای کارگری _ تشنج ها و تنشهای سیاسی در سطح بین الملل و اعمال تحریمها.

لرستان به عنوان یکی از استانهای لر نشین سرزمینی غنی از داشته های طبیعی است مثلأ ۱۱ درصد آب کشور را دارد / حدود ۲۰ درصد معادن ایران را دارد / بیش از ۴۰۰ گونه گیاهان دارویی دارد / قطب تولید حبوبات است / بزرگترین تولیدکننده ماهی در بین استانهای غیرساحلی است / پایتخت ژئوتوریسم ایران است اما در سرزمینی با این همه فرصت همواره در صدر استانهای بیکار کشور بوده است!!! مگر ما چه کم داریم که اینگونه باید در فقر اقتصادی و محرومیت زندگی کنیم؟ چرا در بین مسؤلان و مدیران ارشد ما همت جهادی ، فرهنگ و روحیه کارآفرینی وجود ندارد؟ هنوز جوانان تصوری غیر واقعی ازکار دارند و علاقمند به استخدام در دستگاه های دولتی هستند. در نتیجه رسوب همچنین تفکری کار آزاد را عار میدانند. برای رسیدن به وضع مطلوب باید سیاستهای مالی ، پولی و بانکی اصلاح شود و مدیریت نخبگان صورت گیرد و میزان مشارکتهای مردمی را افزایش داد. ضمن اینکه ارتباط بین صنعت و دانشگاه باید افزایش یابد و مقوله مهارت آموزی فارغ التحصیلان مورد توجه قرار گیرد تا تصورشان از کار صرفأ پشت میز نشینی واستخدام دولتی نباشد.

 

بیکاری استانهای لر نشین ، ریشه ها و راهکارها:

به گزارش پایگاه خبری یافته ؛ تشخیص درست درد خود نیمی از درمان است و یکی از علل مزمن شدن درد بیکاری توجه نداشتن به ریشه بیکاری است. بلاد لر نشین در کوره سوزان بیکاری و فقر میسوزند و بیکاری به معضلی مزمن و همه گیر در ایران بدل شده است. استانهای محرومی نظیرلرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام ، کرمانشاه ، سیستان و در سالهای طولانی بعد از انقلاب متأسفانه همواره سهمشان از بیکاری بیش از استانهای برخوردار بوده و تا آینده نامعلومی بی تردید چنین خواهد بود. جو حاکم بر فضای اقتصادی کشور و فضای نامناسب کسب و کار موجب بیکاری و تداوم آن شده است. متأسفانه در ۴۰ سال گذشته به دلیل التهابات سالهای اول انقلاب / جنگ ۸ ساله / تحریمهای آیسا ، داماتو ، سیسادا و / تنش داعمی با غرب / فقدان استراتژی توسعه کشور / غلبه نگاه ایدئولوژیک بر جهتگیری های اقتصادی / تمرکز و تأکید بر درونگرایی / تأکید بر سیاست شکست خورده جایگزینی واردات بجای توسعه صادرات / نبودن دیپلماسی در خدمت اقتصاد / فربه بودن اقتصاد دولتی / اتکا بیش از اندازه به نفت / صرف هزینه های سنگین در منازعات منطقه ای / نگاه منفی و بدبینی به صاحبان سرمایه از طرف جامعه و حاکمیت / منازعات افراطی سیاسی / قانونگذاری های ناکارآمد و موجب شکلگیری اقتصادی ضعیف ، شکننده ، رانتی ، فساد برانگیز و معیشتی با ویژگی تورم و بیکاری دو رقمی ، رشد اقتصادی منفی ، کسر بودجه دائمی ، بی ارزش شدن پول ملی ، فرار سرمایه به خارج و قاچاق گسترده کالا شده است. در حال حاضر اقتصاد ایران به نسبت ظرفیت و کشش بالقوه اقتصادی خود از مزایای سرمایه گذاری خارجی _ نظام مالی بین الملل _ بازارهای صادراتی کالا و خدمات _ توریسم _ ترانزیت کالا و مسافر _ سرمایه گذاری ایرانیان خارج از کشور _ همکاریهای بین المللی و تقریبأ محروم است. با وجود استمرار چنین شرایطی متأسفانه هیچ چشم انداز امید بخشی برای خروج از وضعیت نامناسب موجود دیده نمیشود. بنابراین قبل از اینکه آمار بالای بیکاری استانهای لر نشین ناشی از ضعف مدیریت داخلی باشد متأثر از فضای بسیار نامناسب کسب و کار حاکم بر ایران است حال ممکن است ضعف و سوء مدیریت این وضعیت را تشدید کند.

 ۱ ) بروکراسی حاکم بر نظام اداری ایران به هیچ عنوان تسهیل کننده کسب و کار نیست و چنانچه در هر استانی کمی از بروکراسی اداری کاسته شود و بتوان پروسه خسته کننده و طولانی شروع تا راه اندازی یک کار را کمی راحتتر و کوتاهتر کرد جاذبه زیادی برای جذب سرمایه گذاری از دیگر نقاط ایجاد میشود.

۲ ) اگر کسی در مکانی بدون مزاحمت برای دیگران دستفروشی میکند نباید مانع کار او شد در زمانیکه امکان ایجاد شغل پایدار و با درآمد مناسب برای همه وجود ندارد ایجاد مزاحمت برای فعالیت این نوع مشاغل منطقی نیست به هرحال در وضعیت فعلی "کاچی از هیچی بهتر است".

۳ ) تمرکز بر تکمیل طرحهای ناتمام ، راه اندازی واحدهای تعطیل و بالا بردن ظرفیت واحدهای تولیدی در حال بهره برداری در کوتاه مدت میتواند موجب جهش در کاهش نرخ بیکاری شود.

۴ ) طبیعت گردی در قالب تورهای گردشگری در سالهای اخیر در ایران رشد داشته طبیعت بکر و زیبای بلاد لر نشین مزیت مهمی برای توسعه مشاغل در صنعت گردشگری است. ایجاد بعضی زیرساختهای کم هزینه در این صنعت بازده بالایی در ایجاد مشاغل مرتبط با گردشگری خواهد داشت.

۵ ) در کشورهای پیشرفته به ازای هر چهار داروخانه شیمیایی یک داروخانه گیاهی وجود دارد. دشتها و کوههای استانهای لر نشین رستنگاه ده ها نوع گیاه دارویی و بعضأ کمیاب است. مراقبت ، نگهداری ، بهره برداری و تولید گیاهان دارویی مزیتی عالی برای ایجاد مشاغل زیادی در این رشته است.

۶ ) تکمیل و تسهیل زنجیره تولید بین صنایع کوچک ، متوسط و بزرگ سیاستی جهانی برای ایجاد مشاغل پایدار و کاهش هزینه های تولید است. مثلأ شرکتهای خودرو سازی اکثر قطعات مورد نیاز برای ساخت خودرو را از شرکتهای کوچک و متوسط تأمین میکنند. در کشورهای پیشرفته دولتها به تکمیل و تسهیل این زنجیره انواع و اقسام کمکها اراعه میکنند. استانهای لر نشین دارای صنایعی است که امکان قرار گرفتن در ایننوع زنجیره ها را دارند.

۷ ) استانهای لر نشین اکثرأ کوهستانی هستند و معادن سنگ زیادی دارند مثلأ لرستان دارای ۴۰۰ واحد سنگبری است و تقریبأ تمامی این واحدها یا زیر ظرفیت تولید میکنند یا تعطیل هستند. چنانچه شرکتهای تخصصی برای جمع آوری ، فروش و صادرات محصولات آنها ایجاد شود بخش زیادی از مشکل نقدینگی و تولید زیر ظرفیت آنها و حتی تعطیلی واحدهای راکد را حل میکنند.


این مقاله توسط مهدی آل کثیر در شماره ۴۸۲ نشریه سیمره در تاریخ ۱ بهمن ۹۷ چاپ شده که به علت مرتبط بودن با مشکل بیکاری همه گیر در اکثر شهرهای لر نشین و مهم بودن موضوع در سایت نگین زاگرس بازنشر شد.

40 نظر

  • افزایش حجم سرمایه گذاری در شهرهای حاشیه کویر

    حجم سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. لرستان با ۱۱ میلیارد متر مکعب آب در سال فقط ۳۰ هکتار سطح گلخانه ای دارد اما یزد کویری ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای دارد و سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید میکند و ۱۱۰۰ تن هم تولید ماهی دارد! این روزها نمایندگان اصفهان استدلال میکنند خوزستان مازاد آب دارد و این آب باید به اصفهان منتقل شود! همه میدانند هیچ مازاد آبی در خوزستان وجود ندارد و اصولأ با دیدگاه های زیست محیطی عبارت مازاد آب در یک اکوسیستم بی معناست اگر مازاد آبی هم باشد متعلق به لرستان است چون سالانه ۸ میلیارد متر مکعب آب از ارتفاعات لرستان به سمت خوزستان میرود. لرستانیها با کمترین میزان مصرف آب کشاورزی و صنعتی از آب خود حقی ندارند؟ چه بر سر ما رفته که حتی نام لرستان مطرح نیست؟ گویا سرچشمه های کارون و کرخه در لرستان نیست؟ بر لرها چه رفته که در هنگامه فقر و تبعیض فراگیر در میان قوم لر حتی به شکل صوری هم نامشان به عنوان صاحبان اصلی آب برده نمیشود و دیگران بر سر دارایی شان منازعه میکنند؟ براساس همین عدالت کج و معوج آیا لرستان به حداقل خق خود در برداشت آبهای تولیدی خود رسیده است که شاهد نزاع دیگران بر سر آب لرستان هستیم؟ چرا طرح جامع مبارزه با خشکسالی در لرستان پرآب اجرا میشود و چاهها پلمپ میگردند؟ سطح زیر کشت آبی در لرستان فقط ۲۳ % است اما در اصفهان بالای ۹۰ % است! اصفهان ۲۶۶۵ هکتار برنجکاری دارد. اگر برنامه دولت صرفه جویی و ریاضت در مقوله آب است آیا عادلانه تر نیست که اصفهانیها از برنجکاری در کویر دست بکشند و سطح زیر کشت آبی خود را کاهش دهند؟ چرا طرح سازگاری با کم آبی در لرستان ( چهارمین استان پرآب ) اجرایی میشود؟ هدف از تجویز طرحهای ریاضتی برای لرستان ، کم کردن مصرف آب در سرچشمه های کارون و کرخه و تأمین حداقل مقدار آب برای خوزستان است که از آنسو در زردکوه بختیاری ، بتوانند آب را بدون ایجاد حساییت در خوزستان به اصفهان ، کاشان ، یزد و کرمان ببرند!!! مافیای انتقال آب به کویر به بهانه خشکسالی ، فضای مظلوم نمایی و ارعاب را طراحی کرده اند. تصویر بستر خشکیده ی زاینده رود ، پیراهن عثمان و اسم رمز عملیات روانی مافیای آب است تا پروژه خشکاندن بلاد لر نشین در پوشش آن اجرا شود. مسؤلان ارشد و نمایندگان شهرهای لر نشین به جای بازی در زمین ارعاب و مظلوم نمایی مافیای آب ، حق طبیعی مردم مظلوم لر از رودخانه ها و چشمه های خود را طلب کنند. اگر قرار است فشار خشکسالی بر مردم ایران وارد شود این فشار باید بر ساکنان پر آب ترین مناطق ایران کمتر باشد یا حداقل فشار برابری با سایر هموطنان تحمل کنند. نه اینکه با آب انتقالی الیگودرز ، در قم دریاچه ۸ هکتاری بسازند و در کهک قم برنجکاری کنند! یا در اصفهان بزرگترین آکواریوم شهری خاورمیانه را بسازند!


  • تجمع صنایع آب بر در کویر

    چرا شهرهای حاشیه کویر که با بحران آب مواجه هستند بیشترین شهرک های صنعتی و کارخانجات فولاد و ذوب آهن ( صنایع آب دوست ) را دارند؟ چرا شهری که مشکل آب دارد زمینه بزرگتر شدنش را فراهم میکنند؟ هفتاد کیلومتر قبل از شهر یزد و ۵۰ کیلومتر بعد از شهر یزد تمامأ شهرک صنعتی و کارخانه های بزرگ است!!! اصفهان حتی آب شرب هم ندارد ولی بیش از ۸ هزار کارخانه صنعتی دارد! برخی صنایع آب بر اصفهان:فولاد مبارکه ( بزرگترین مجتمع فولادسازی ایران ) / فولاد کوهپایه / فولاد ماهان سپاهان / فولاد سازان جم / فولاد اشترجان / فولاد اصفهان در / تولیدی فولاد اصفهان / شرکت آهن و فولاد اصفهان / مجتمع فولادی ریل قطار اصفهان / فولاد ماهان طوبی / شرکت فولاد آراد / شرکت توکا فولاد / شرکت لوله و قوطی اصفهان / مجتمع فولاد آلیاژی اصفهان / شرکت ایران ذوب اصفهان. پتروشیمی های اصفهان:مجتمع بزرگ پتروشیمی اصفهان _ شرکت پالایش نفت _ نفت سپاهان _ شرکت سهامی پتروشیمی اصفهان _ نیروگاه سیکل ترکیبی اردستان _ نیروگاه سیکل ترکیبی زواره _ نیروگاه سیکل ترکیبی محمد منتظری _ نیروگاه سیکل ترکیبی شماره ۲ اصفهان و … در ایران فقط مردم لر غریب نشین هستند!


  • تأسیس صنایع فولاد در کویر!

    استان کویری یزد حتی در تأمین آب شرب ساکنان خود با مشکل مواجه است قدیم از قنات ، آب انبار و کاریز زندگی میکردند اما با آب انتقالی از کوهرنگ بختیاری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی تولید میکنند و ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای در یزد احداث کردند! اگر به یزد رفته باشید ۷۰ کیلومتر قبل از یزد و ۴۵ کیلومتر بعد از یزد تمام مسیر شهرک صنعتیو کارخانجات فولاد و پتروشیمی و نیروگاه سیکل ترکیبی است که اسامی برخی از آنان را اینجا ذکر میکنیم:مجتمع بزرگ فولاد اردکان / شرکت آهن و فولاد ارفع / گروه صنعتی فولاد یزد / صنایع آهن و فولاد سرمر ابرکوه / مجتمع آهن و فولاد بافق / کارخانه آهن و فولاد غدیر / مجتمع نورد فولاد یزد / کارخانه فولاد آلیاژی یزد / واحد پتروشیمی قاعم / پتروشیمی ابرکوه / پتروشیمی میبد / نیروگاه سیکل ترکیبی یزد / نیروگاه سیکل ترکیبی فراب یزد / نیروگاه سیکل ترکیبی شیرکوه یزد و … تنها لرها هستند که در ایران غریب نشین اند.


  • هداوند

    مردمان قوم لر حتی یک تیر هم به سمت دولت مرکزی شلیک نکردند و برخلاف دیگر اقوام مرکز گریز ، همواره پشتیبان و حامی مصالح کشور بودند اما متأسفانه داعمأ نگاه امنیتی به بلاد لر نشین شده و برخلاف پتانسیل بالای استانهای لر نشین ، وجود منابع و معادن غنی ، آب فراوان ، نیروی انسانی تحصیلکرده و … از لحاظ اقتصادی و صنعتی هیچ توجه جدی به سرزمین قوم لر نشده و جایگاه برجسته ای در ایران ندارند که این برآمده از بی توجهی دولتهای گوناگون به استانهای لر نشین است.


  • فولادی

    از ماعو پیشوای چین پرسیدند چگونه یک میلیارد چینی گرسنه را از عالم بی نیاز ساختی و به آنجا رسیدی که گمان داری در ۱۹۸۵ ( ۱۳۶۴ ) حدود ۱۴۰ میلیون تن ذخیره ی امنیتی غله خواهی داشت؟ او جواب داد:درمان ساده است ، ما چینی ها یاد گرفتیم که جز روی نیروهای خودمان حساب نکنیم! به مشک چین و چگل نیست روی گل محتاج _ که نافه هاش ز بند قبای خویشتن است!


  • چگنی

    اگر ما با همین شرایط تحریم اقتصادی حرکت کنیم ، زیر یک میلیون بشکه نفت صادر کنیم ، صنعت نفت و گاز ما فرصت سرمایه گذاری خارجی نداشته باشد و از نظر فناوری از دنیا فاصله بگیریم و فضای روانی جهانی علیه سرمایه گذاری در ایران باشد ۵ سال دیگر پروژه های کشور ، بودجه عمرانی ، نظام آموزشی ، صنایع ایران و حتی بخش امنیت و فرهنگ چه وضعیتی خواهد داشت؟عربستان از ۹ مؤسسه بین المللی درخواست کرده تا وضعیت این کشور در ۲۰ سال آینده را مورد مطالعه قرار دهند که برای ارتقا کیفیت زندگی و افزایش درآمدهای ملی چه باید کرد؟ درک دولتمردان ما از اقتصاد بین الملل محدود است.نمیدانیم چین و کره جنوبی در اقتصاد خود چه میکنند؟ نمیدانیم اندونزی بابیش از ۲۰۰ میلیون جمعیت چطور توانسته نرخ فقر را نصف کند؟ چون اکثریت سیاستمداران ما متون بین المللی را نمیخوانند و ارتباطات جهانی ما محدود است و جهان را صرفأ از دریچه مساعل سیاسی _ امنیتی می بینیم! در منظومه فکری ما حک نشده که ۲۰ سال دیگه اگر با همین سبک مدیریت و سیاستگذاری ها حرکت کنیم ایران چه موقعیتی در دنیا خواهد داشت؟


  • جودکی

    هانتینگتون در کتاب سامان سیاسی در جوامع در حال گذار مینویسد:بدون ثرپت ملی و صنعتی شدن ، دولت مقتدر به وجود نمی آید و بدون رسیدن به یک دولت مقتدر و ثبات و سامان سیاسی ، رشد اقتصادی تسهیل نمیشود و این پیش نیاز دموکراسی است.روندی که برای توسعه تبیین شده در ایران شکل نگرفته و تا شکل نگیرد حرکت ما به سمت توسعه همچنان سینوسی خواهد بود.نظامیان ، سیاستمداران و بخش خصوصی در دهه ۶۰ میلادی به این جمع بندی رسیدند که پارادایم لازم برای کره جنوبی نوسازی است سپس انرژی خود را بر ۳ مزیت متمرکز کردند:کشتی سازی / فولاد / و صنعت اتومبیل. نتیجه اش آن شد که امروز ۱۵ درصد بازار اتومبیل آمریکا دست کره جنوبی است.فولاد کره جنوبی با کیفیت بالا و قیمتی پایین تر از بازارهای بین المللی سبب ورشکستگی صنعت فولاد آمریکا شد. کره جنوبی در تولید کشتی های باری و نفتی رتبه سوم جهان را دارد. امروز در برابر شهرت شرکتهای کره مثل:LG و samsong حتی نمیتوان یک شرکت روسی نام برد!


  • زیوداری

    ما با فقر و بیکاری ، قاچاق ، تورم بالا ، تصادفات زیاد جاده ای ، حاشیه نشینی ، فاصله طبقاتی ، بحران آب ، مؤسسات آموزش عالی ضعیف و … مواجه ایم.بدون ثروت و امکانات مالی هرج و مرج میشود ، مهاجرت افزایش پیدا میکند و ایران کوچک و ضعیف میشود. باید افزایش ثروت ملی را به عنوان اولین گام توسعه در نظر گرفت. چرا در منطقه خلیج فارس ۵ میلیون هندی کار میکنند و کشورهای عربی ۲/۵ تریلیون دلار ذخیره ارزی دارند اما ما حتی یک پروژه هم در این منطقه نداریم که مهندس و متخصص ایرانی در آن مشغول باشند؟ تمرکز و ثروت مالی در این منطقه فرصتی است برای امنیت ، همگرایی منطقه ای و تولید ثروت ملی برای مملکت. تا ثروت و امکانات ملی نداشته باشیم ، مطالبات بعدی ما در حد سخنرانی باقی میماند. جامعه ای که فقیر باشد چگونه میتواند دنبال حقوق شهروندی برود؟ جامعه ای که از حل مسایل اولیه ، اساسی و پایه ای زندگی عبور نکرده چگونه میتواند جامعه مدنی بسازد؟ جامعه مدنی امکانات میخواهد


  • شاپوری

    ایران یک کشور نفتی رانتیر است و متکی به درآمدهای نفتی است. اما در چین روش مدیریت اینست که چطور ثروت تولید کنند تا سوار قطار توسعه شوند. دنگ شیاعوپینگ در حزب گفت:راهی که چین تا دهه هفتاد میلادی طی کرده ، راه فقر است و باید تغییر مسیر داد! در زمان ماعو کسی حق سفر کردن نداشت اما سال گذشته ۱۰۵ میلیون توریست چینی دنیا را گشته اند. یک استاد دانشگاه در استرالیا اعلام کرد که اگر دانشجویان چینی از دانشگاه ما بروند باید دانشگاه مان را تعطیل کنیم چون مقدار پولی که آنها به دانشگاه ما می آورند باعث حفظ و رشد این دانشگاه شده است! اخیرأ یک شرکت چینی بزرگترین شرکت قطعه سازی اتومبیل آمریکا را به ۲۲ میلیارد دلار خرید. مستغلاتی که چینیها در آمریکا و کانادا میخرند قابل توجه است. چین کشوری با ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر است اما جمعیتش را با علم و مبتنی بر دانش روز دنیا جلو میبرد.آنها بفکر مصالح جمعی کشورشان هستند و کاری نمیکنند که با سیاست ما پشیمانیم به پله اول برگردند.


  • خورشیدوند

    تغییر و اصلاح تابع دو تحول است:شناخت بهتر و بحرانهای بیشتر. بحرانها باعث تغییر اندیشه و فکر میشود. گویا تنها در مواجهه با بحرانهای بیشتر است که متحول میشوند. در یک دوره ۲۵ ساله ۳۸۰ هزار مجوز چاه عمیق اطراف دریاچه ارومیه داده شد و به یک بحران بزرگ زیست محیطی در شمال غرب کشور منتهی شد. بعد که بحران ایجاد شد تازه متوجه شدیم که محیط زیست مهم است. به دلایل محیط زیستی از جنوب کشور به مرکز و شمال کشور مهاجرت صورت میگیرد و بعد که این اتفاق می افتد ما متوجه میشویم که یک بحران امنیت ملی در حال شکل گیری است چرا که اگر همین طور پیش برویم ، جنوب و شرق کشور خالی از سکنه میشود و این برای ایران خوب نیست! در کشور ما بحران که جدی میشود تصمیم میگیرند تا به سمت اصلاح حرکت کنند.


  • ویسی

    سرعت تحول در اقتصاد ایران کند و پر هزینه است. باید اجماع کنیم که چکار کنیم تا کشور خوب بماند ، ثروت ایجاد شود و مردم خوب زندگی کنند. افزایش شناخت با روشهای مدنی بدست می آید. تقاضای اول مردم کشور ثبات اقتصادی است. اگر ما عضو سازمان تجارت جهانی شویم باید شفاف عمل کنیم. اگر نظام بانکی ما بخواهد با دنیا کار کند باید شفاف عمل کند و این به صورت خودکار جلوی فساد را میگیرد. فساد با تشکیل همایش های بین المللی و سخنرانی درمان نمیشود. لازم نیست مشکلات را علنی و به محل نزاع تبدیل کنیم میشود با دیالوگ بر معضلات فایق آمد. ایراد خلقی داریم یعنی آدمهای عجولی هستیم ، حوصله مان کم است ، ایده آلیست هستیم و میخواهیم یکشبه راه صدساله را برویم.برخورد احساسی با توسعه ، عجول بودن و قهرمان پروری ما را به نقطه اول بازمیگرداند و ما را محتوم به شکست میکند.توسعه یک رخداد نیست بلکه یک روند است باید پروسه را طی کند.دموکراسی هم تدریجی و فرآیندی است باید آنرا کسب کرد.


  • بختیاری

    از ۵ خرداد ۱۲۸۷ ( ۱۹۰۸ میلادی ) که اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجدسلیمان به طلای سیاه رسید تا الان که ۱۱۱ سال میشود تمام عایدی نفت هزینه کشور میشود اما همچنان ۸ میلیون تحصیلکرده بیکار در ایران هیچ جایی برای کار کردن ندارد و بقول معروف بیکارند! وجود این پدیده بیکاری و قلت رشد اقتصادی در کشوری مانند ایران با عقب ماندگی اقتصادی ، وسعت سرزمین ، انبوه منابع و بیش از ۶۰ سال برنامه ریزی و سیاست ورزی در زمینه ی توسعه ، تناقض عظیمی به شمار می آید اعلام رسمی وجود ۱۰ استان به عنوان استانهای محرومی که جمعیت آنها هنوز از میانگین ملی برخورداری های اقتصادی _ اجتماعی بی بهره اند ، آنهم پس از ۶ دهه مصرف عواید نفتی برای هزینه های عمرانی و توسعه ای یا جاری ، تناقض عظیم دیگری است! وجود جزیره ها و حاشیه های فقر در شهرهای بزرگ و جمعیتی بین ۷ شهری نیز تناقض است که نمیتوان آنرا تا ۱۸ میلیون حاشیه نشین در سکونتگاه های غیررسمی نادیده گرفت! زندگی و هزینه مسکن برای جوانان در شهرها غیرممکن شده و بیش از ۹۰ درصد آب مصرفی ایران را بخش کشاورزی مصرف میکند.آمریکا با در دست داشتن ۲۷% از بازار جهانی گندم تنها ۴۱ درصد آب را در بخش کشاورزی مصرف میکند.دید دولت باید به پارادایم توسعه و مدیریت اقتصادی تغییر کند. دیدمانی که دولت محور ، مرکز محور ، بخشی نگر ، کوته بین و فاقد بصیرت و آینده نگری است و تنها بر نفت متکی است اگر راه و روندش را اصلاح نکند در آینده با بحران روبرو میشود.


  • تراژدی تلخ توسعه در بلاد لرنشین

    محمد مهدی تندگویان معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش گفت:استانهای لرستان و کهگیلویه و بویراحمد بیشترین آمار خودکشی را دارند!!! که این آمار بالای خودکشی بی ارتباط با بیکاری نیست! به گزارش اسکان نیوز در ۱۰ شهریور ۹۷ دکتر حسین راغفر ( اقتصاددان و استاد دانشگاه الزهرا گفت:بیکاری به بحران رسیده است. برای بازگشت به وضعیت اقتصاد کشور در سال ۸۴ به ۲۰ سال زمان نیاز است. نظام اقتصادی کشور در ایجاد اشتغال برای جوانان تحصیلکرده ناتوان است و موجب شده جوانان ساعتها در فضای مجازی پرسه بزنند و وقت خود را تلف کنند. ایران نسبت به جمعیت خود بیشترین تعداد کاربران را در فضای مجازی دارد و این نشان میدهد که طیف گسترده ای از جامعه ما بیکار هستند.


  • دارایی

    دکتر حسین راغفر ( اقتصاددان ) در مصاحبه با اسکان نیوز در مورد مشکلات اقتصادی گفت:کارخانه داروسازی در اطراف تهران قرار بود به فروش برسد اما در زمان قیمت گذاری کارخانه ، نه محصولات در انبار ، نه ماشین آلات جایی داشت ، تنها زمین کارخانه مهم بود چون در منطقه تجاری قرار داشت و حالا میخواستند آن را ورشکسته اعلام کنند تا بر روی زمینش یک مجتمع تجاری یا برج مسکونی بسازند! در مشهد کارخانه نساجی با ۷۰۰ کارگر پس از توسعه شهری در وسط شهر قرار گرفت آن را مفت به یک نورچشمی فروختند این آقا هم کارخانه را ورشکسته اعلام و کارگران را اخراج کرد! هدفش تبدیل زمین کارخانه به مجتمع تجاری _ مسکونی است. در کرمانشاه یک فعال اقتصادی از بانک ۲۰ میلیارد تومان وام برای اشتغالزایی میخواست تا برای ۶۰۰ نفر شغل ایجاد کند. کارخانه ای که ماشین آلات آن مستقر و مواد اولیه آن از روسیه وارد شده بود اما بانک به او وام نمیدهد!!! پرسش این است که بانک به چه کسی وام میدهد؟ به همان کسیکه بدون وثیقه یا با نصف ارزش ریالی وامش ، وثیقه ای میگذارد تا مثلأ یک کارخانه ورشکسته را به سود دعی برساند اما بعد در کمال تعجب میگویند وام گیرنده یک قسط پرداخت و از ایران فرار کرد!!! یکی از مقامهای پولی کشور به من گفت ۲۰ میلیارد دلار ارز برای واردات تخصیص دادیم که هیچگاه به کشور برنگشت! چرا این میزان از منابع ارزی ایران را مثلأ برای واردات موبایل اختصاص داده اید اما به کشور برنگشت؟ خب اینها را به چه کسی دادید؟ مگر میشود که ندانید؟


  • ۳۳ % جمعیت ایران در فقرمطلق هستند

    دکتر حسین راغفر اقتصاددان:خط فقر مطلق برای یک خانوار ۴ نفره شهری در سال ۹۶ حدود ۴ میلیون تومان اعلام کرد و گفت:۳۳ درصد جمعیت ایران دچار فقر مطلق است!!! یارانه هیچ کمکی به کاهش فقر نکرد بلکه تورم را هم افزایش داد. دکتر فرشاد مؤمنی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مصاحبه با اسکان نیوز گفت:ایران در ۱۰۰ سال گذشته حتی یک مورد جذب موفق سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت نداشته است! وقتی مردم به حاشیه رانده شوند رانت جویان و سوداگران ظهور میکنند. مدیران ما قادر به استفاده خرد ورزانه از سرمایه های داخلی نیستند و مطمعنأ در استفاده از سرمایه های خارجی هم موفق نمیشوند! نظام بانکی کشور بجای واسه گری مالی ، خودش در نقش بنگاه داری ظاهر شده و بخش تولید را با مشکل مواجه کرده است! ریشه همه مشکلات اقتصادی ایران به توزیع ناعادلانه قدرت بازمیگردد.


  • خسروی

    دکتر ابراهیم رزاقی ( اقتصاددان ) در برنامه پایش شبکه ۱ گفت:حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۳ میلیونی ایران زیر خط فقر میباشند که همه اینها نتیجه سیاستهای اقتصادی نادرست است ( خبرگزاری ایلنا ). آمار و ارقام نشان میدهد که فقر دهان گشوده و ۵۰ میلیون نفر از مردم ایران را به مغاک خود فرو برده است! بزهکاران در حال افزایش اند و آنچه در مخیله برخی مسؤولان راهی ندارد وضعیت اسفناک مالی و معیشتی مردم است.باید کلیه موانع اقتصادی برداشته شود و با جذب سرمایه گذاران داخلی _ خارجی و جلب توریسم برای جوانان فرصتهای شغلی ایجاد کرد. باید طرحهای عمرانی و صنعتی در مناطق محروم ایران به اجرا درآید تا میهن دوستی و خدمت به مردم برانگیخته شده و کشور از این حالت تردید و انتظار به در آید.


  • قدرت باعث بی تفاوتی میشود

    قدرت فراوان باعث بی تفاوتی نسبت به دیگران میشود. ریشه اهمیت دادن به دیگران در نیاز و وابستگی است. در روابط بین الملل اهمیت دادن عمدتأ اقتصادی است. یک مقام آلمانی گفته بود:ما ( یعنی آلمان ) با کشور کوچک لیتوانی تجارت به مراتب بیشتری نسبت به ایران داریم ( جمعیت لیتوانی ۲/۸ میلیون نفر و مساحتی معادل خوزستان دارد ). تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا حدود ۱۹/۱۰۰ میلیارد دلار است و با آمریکا حدود ۶۸۶ میلیارد دلار تجارت دارد. تجارت اتحادیه اروپا با ایران فقط ۱۲ میلیارد دلار است. اروپایی ها ایران را عاری از عقلانیت اقتصادی میدانند چون تجاری معادل ویتنام با ایران دارند. تجارت آمریکا با ۲۵ کشور خاورمیانه و شمال آفریقا حدود ۲۱۵ میلیارد دلار است در حالی که فقط تجارت آمریکا با آلمان حدود ۱۸۰ میلیارد دلار است!


  • کشوری مستقل است که به آن زور نگویند

    کدام کشورها و کدام بنگاه های خارجی به کالاها و خدمات ایران محتاجند؟ بازی برد _ برد در وابستگی متقابل و دو طرفه است. مکزیک ۲۴۳ میلیارد دلار به آمریکا صادر میکند. ترکیه ۸۲ میلیارد دلار به اتحادیه اروپا صادر میکند. کره جنوبی ۵۶ میلیارد دلار با اروپا تجارت دارد. کشوری مستقل است که به آن زور نگویند!!! به چه کشوری زور نمیگویند؟ به کشوری که عمدتأ از لحاظ اقتصادی به آن وابسته باشند و وابستگی متقابل وجود داشته باشد! ترکیه عضو ناتو است ولی با روسیه شراکت سیاسی دارد. غربی ها تحمل میکنند چون وابستگی های متقابل قابل توجهی با ترکیه دارند. سیاست خارجی ترکیه براساس توییت طراحی نشده است بلکه پشتوانه مهم اقتصادی دارد. بانکهای اروپا نمیگذارند دولتهایشان با ترکیه تلخی کنند چون تولید ناخالص داخلی ترکیه ۹۰۰ میلیارد دلار است! ترکیه نفت و گاز و پتروشیمی ندارد. برخورد اروپا و آمریکا با ایران آنچنان تفاوت محتوایی وجود ندارد چون هیچکدام به ایران وابسته نیستند.وقتی که زمستان میشود خواسته ها و فشارهای سیاسی روسیه از اروپای شرقی افزایش می یابد چون آنها را با لوله های گاز و فروش گاز بخود وابسته کردند!!! عدالت خواهی در روابط بین الملل از طریق اعداد و ارقام بدست می آید. حق و حقوق ایران در روابط خارجی از مسیر اقتصاد قوی بدست می آید و کشوری که تحریم است اقتصادی شکننده دارد.


  • بن بست در عمل

    اقتصاد کشور ماقبل سرمایه داری است. ما در توهم گذار از سنت به مدرنیته هستیم. کشور ما سرمایه داری نیست اما کثیف ترین روابط سرمایه داری در آن مشاهده میشود. اقتصادی دلالی ، تک محصول و مصرف محور! دیدمان ( پارادایم ) توسعه و مدیریت اقتصادی باید تغییر یابد. دیدمان دولت محور ، مرکز محور ، بخشی نگر ، کوته بین و فاقد آینده نگری که تنها متکی به نفت است باید تغییر کند. ظرفیتهای زیر بنایی کشور نارسا و مستهلک شده است. ظرفیتها در بخش انرژی ، صنعت ، حمل و نقل ، خدمات و مسکن ؛ متناسب با جمعیت نیست و به اندازه کافی رشد نکرده است. ظرفیت اشتغال در طیفهای گوناگون پاسخگوی نیروی کاری که در دانشگاه آموزش می بینند ، نیست! عواقب بیکار ماندن نیروی کار پیامدهای خطرناکی دارد. اتلاف منابع / تأخیر در بهره برداری طرح ها / ریخت و پاش / فساد اداری / انتخابهای غیر فنی / غیراقتصادی بودن برخی پروژه ها / تصلب سنت / امتناع اندیشه / تصلب ساختار هزینه ای دولت و بن بست در عمل ، راه توسعه کشور و انجام اصلاحات اساسی در نظام تدبیر را مشکل کرده است. برون رفت از وضعیت فعلی ضرورتی است که نباید منتظر هزینه های بیشتر استمرار آن شد.


  • تأخیر در توسعه استانهای محروم

    توسعه اقتصادی چیست و چگونه میتوان بدان دست یافت و ثمرات آن به چه کسانی میرسد؟ چه سازوکاری و چه مرجعی مسؤل تحقق آن است؟ پاسخ این پرسشها در سطح استانهای کشور روشن نیست و در سطح سیاستگذاری هم به توسعه محلی بهای چندانی داده نشده بطور سنتی استانها در ایران واحدهای اداری هستند که اگر امنیت و آرامش در آنها تأمین شود و حادثه غیر مترقبه ای در آنها رخ ندهد ، وظیفه و مأموریت مهم دیگری برای مسؤلین تعریف و تعیین نشده است! بجز آن مهمترین مأموریتی که در چارچوب حفظ نظم و امنیت هر ۱۴۶۰ روز یکبار برای استانها خارج از وظایف روزمره تعیین و انجام میشود یعنی برگزاری انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری. منظور این نیست که سازمانها و دستگاه های اجرایی دولت در استانها هیچ کاری انجام نمیدهند به عکس آنها وظایف حاکمیتی دولت را انجام میدهند مثل:اخذ مالیات و عوارض / صدور مجوزها و پروانه ها / برقراری امنیت و آرامش / جلوگیری از تخلف و جلب مجرمان / تنظیم بودجه و نگهداری حساب و کتاب درآمد و هزینه. ولی با این همه توسعه اقتصادی _ اجتماعی استان به عنوان وظیفه و مأموریتی مشترک و جدی به درستی تعریف نشده و سازمان یا دستگاه معینی برای این منظور در سطح استان پیش بینی نشده است و توسعه در اولویت قرار نمیگیرد.


  • توسعه بلاد لرنشین دچار لنگش است

    توسعه استانی و سازمان دهی تدبیر توسعه استانی در بلاد لرنشین همواره دچار لنگش است. توسعه اقتصادی _ اجتماعی استانهای مرزی به ویژه استانهای لرنشین در طول نیم قرنی که از آغاز توسعه برنامه ریزی شده ایران طبق برنامه های عمرانی و توسعه ای پیش و پس از انقلاب میگذرد با تأخیری زیاد و زیان بار روبه رو شده است. میتوان به جرأت گفت که طی این دوره طولانی یا اساسأ تدبیری برای توسعه این مناطق وجود نداشته و یا اگر تدبیری بوده ، معیوب و ناکارآمد بوده است و هنوز دستاورد معنی دار و مؤثری در زمینه رفع عقب ماندگی های مزمن و تاریخی بلاد لرنشین در آمارها و اطلاعات تطبیقی بین استانی مشاهده نمیشود! و این در حالی است که منابع قابل توجهی در سالهای دوران بعد از انقلاب از محل اعتبارات جاری و عمرانی و بانکی به این استانها اختصاص داده شده است.


  • تأخیر توسعه در استانهای لرتبار

    علت تأخیر توسعه در استانهای لرتبار عبارت است از:نبود مرکزیتی بومی با مسؤولیتی تعریف شده در رابطه با توسعه اقتصادی _ اجتماعی این استانها / شورای برنامه ریزی و توسعه استانها صرفأ اداری و یک مرجع تصویب است نه یک مرکز طراح توسعه /شوراهای شهر و روستا هم فاقد اختیار و توان مدیریت توسعه اند / ناتوانی مدیریت استانها در جلب مشارکت مردم و عدم جلبو جذب سرمایه های انسانی و مالی استان در امر توسعه اقتصادی / سرمایه های مالی و مادی استان بجای کمک به اجرای طرحهای مولد ارزش افزوده و اشتغال در راههای سود گرانه و مسرفانه ی بکار گرفته میشوند در نتیجه سرمایه های انسانی نیز منفعل و مهجور باقی میمانند / وجود دیوان سالاری سنگین ، متمرکز و غالبأ امنیتی که به همه امور از کلی و جزیی میپردازد و ناخواسته با امنیتی کردن جو این استانها باعث عدم ورود سرمایه گذاران داخلی و خارجی میشود / بوروکراسی بانکی استانهای محروم طلبکار است و وظیفه واسطه گری برای انتقال پس اندازهای مردم در راه توسعه اقتصادی _ اجتماعی استان را برای خود به رسمیت نمیشناسد و بیشتر نقش تلمبه خانه ای را برای انتقال سپرده ها به مراکز دور به مصارف سود گرانه را به عهده دارد.وجود پدیده بیکاری و فقر در استانهای محروم موجب رشد آسیبهای اجتماعی و افزایش حاشیه نشینی شده است.برای برون رفت از وضعیت فعلی نباید منتظر هزینه های بیشتر استمرار آن شد.


  • دیناروند

    به قول اندرسون:آنهایی که ممکن بود بهروزی منطقه را فراهم کنند اکنون در بازارهای دیگر در جستجوی کارند. به تعبیر جورج ویلیام:عقب افتادگی ناشی از عدم تعادل میان ظرفیتها و نیازهاست.راه آهن دورود _ خرم آباد _ اندیمشک از سال ۵۶ جزو پروژه های مهم آمایش سرزمین بود.در برنامه توسعه ۱۴۰۰ به تصویب مجلس رسید ولی با بودجه قطره چکانی و روند لاکپشتی بعد از ۴ دهه فقط در فاصله ۸۰ کیلومتری دورود _ خرم آباد فعال است آنهم با پیشرفت ۳۰ % این درحالی است که اتصال این راه به اندیمشک از ضرورتهای تقویت مسیر فعلی راه آهن لرستان با عملکرد ملی شمال به جنوب است.روزنامه صدای ملت در تاریخ ۲۳ شهریور ۸۷ به نقل از دکتر رحیمی نسب نماینده خرم آباد نوشت:از مجموع اعتبارات کشور ۸ درصد بین استانها توزیع میشود ۵۷ درصد در اختیار ریاست جمهوری است و ۳۵ درصد دیگر شناور و سرگردان است که کلانشهرها آنرا با لابی و نفوذ برای خود جذب میکنند و باز دست استانهای محروم خالی میماند.


  • پیمان والی زاده

    توسعه نیافتگی ، بیکاری فزآینده در جامعه لرستان و فرصت سوزی های پیاپی مردمان لر را مٱیوس و بی اعتماد به آینده کرده لذا مدیران و مسئولان باید مطالبه گری را بعنوان یک پیش شرط برای توسعه لرستان مورد توجه قرار دهند. ابزار توسعه نیروی انسانی کارآمد است و اگر نیروی نخبه منزوی شود زمینه توسعه نیافتگی و آنارشیست اجتماعی فراهم خواهد شد. مردم باید به وظایف و حقوقشان آگاهی داشته باشند نه اینکه دلشان به این خوش باشد که در شهر نفس میکشند! فقر ، بیسوادی ، خرافات و سطحی نگری در محرومیت لرها تٱثیر دارند.اگر متراژ تمام شهرکهای صنعتی لرستان را جمع بزنیم به اندازه یکی از شهرکهای صنعتی یزد نمیرسد!


  • پاپی

    لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود. اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!! و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود.این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثل:کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و…یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • لرستان رتبه نخست: تورم، بیکاری ومهاجرت!

    بیشترین نرخ تورم ماهانه خانوارهای کشور مربوط به استان لرستان با ٥.٤ درصد افزایش! و کمترین نرخ تورم ماهانه مربوط به سیستان و بلوچستان با ٠.٧ درصد افزایش است. درصد تغییر شاخص کل نسبت به ماه مشابه سال قبل(تورم نقطه به نقطه) برای خانوارهای کشور ٤٨.٠ درصد میباشد. بیشترین نرخ تورم نقطه به نقطه مربوط به استان لرستان(٦٠.٨ درصد) و کمترین آن مربوط به استان فارس (٤١.٨ درصد) است؛ یعنی خانوارهای ساکن لرستان به طور متوسط ١٢.٨ درصد بیشتر از میانگین کل کشور و خانوارهای ساکن استان فارس به طورمتوسط ٦.٢ درصد کمتر ازمیانگین کل کشورنسبت به تیر ١٣٩٧ برای خرید یک «مجموعه کالا و خدمات یکسان» هزینه کرده اند. نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به تیر ماه ١٣٩٨ برای خانوارهای کشور به عدد ٤٠.٤ درصد رسید. بیشترین نرخ تورم دوازده ماهه مربوط به استان کردستان (٤٨.٨ درصد) و کمترین آن مربوط به استان­ قم (٣٤.١ درصد) است!شکاف نرخ تورم دوازده ماهه استان ها در تیر ماه ١٤.٧ درصد است که نسبت به ماه قبل ١.٠ واحد درصد افزایش نشان می­دهد.لرستان رکورد دار نرخ تورم، بیکاری و مهاجرت است و دولت از ۹۲ تا الان هیچگونه پروژه یا طرحی در لُرستان را افتتاح نکرده است!


  • گره کور توسعه لُرستان

    لرستان مظلوم این روزها یکی از سخت‌ترین برهه‌های تاریخ چند دهه اخیرش را می‌گذراند. در پی تلاطمانی که نظام اقتصادی کشور را از آغاز سال ۹۷ گرفتار یک تنش تورمی ساخته، بیشترین آسیب و خسارات به گروه‌هایی از مردم وارد شد که《سهمشان از دارایی‌های سرمایه‌ای کشور اندک》و سهم هزینه‌های ضروری روزمره (همچون خوراک و مسکن) در سبد مخارجشان عمده‌تر بوده است! در چنین شرایطی استان‌هایی همچون لرستان که بیشتر《گرفتار بلیه محرومیت》هستند، طبیعتاً سخت‌ترین ضربه‌ها را متحمل شده‌اند! نگاهی گذرا به اختلاف نرخ تورم در لُرستان و میانگین نرخ تورم کشور نیز این واقعیت را تائید می‌کند!هنگامی‌که از میانه سال 97 گذشتیم سایه سنگین رکود نیز بر سر اقتصاد کشور افتاد! طبیعتاً بیشترین آسیب در مرحله نخست متوجه بنگاه‌ها و مناطقی بود که از مرکز شبکه مناسبات تولید و تجارت کشور دور بوده و در حاشیه آن قرار داشتند! لذا اینبار هم لرستان که در طول دهه‌ها، بدلایل گوناگون بهره چندانی از توسعه و رشد اقتصادی نداشته و لاجرم به حاشیه شبکه روابط اقتصادی کشور رانده‌شده بود، در صف نخست مناطق آسیب‌پذیر قرار گرفت.اما انگار همه این بلایا کافی نبود و لرستان باید طعم تلخ خشم طبیعت را هم با بروز سیلاب‌های سهمگین می‌چشید، تا اندک بضاعت سرمایه‌ای این مردم و《زیرساخت‌های نحیف و توسعه نیافته لُرستان》نیز طعمه سیل شود! خلاصه کنم، حال هیچ‌کس خوب نیست! تورم، بیکاری، از دست رفتن سرمایه‌ها و امکانات زیرساختی، همه منجر به انباشت تنش‌های روانی و اجتماعی، زیر پوست لُرستان و در تار و پود زیست روزمره مردم شده است. در چنین شرایطی طبیعی است که هر اختلاف‌نظر یا سوء تفاهم کوچکی، مثل جرقه‌ای در انبار باروت، سبب برانگیختن خشم و نزاع شود!چنین پدیده‌ای هر چند در سطح روابط عادی و عمومی جامعه نیز آسیب‌زاست، اما اگر مدیران، مسئولان و شخصیت‌های مرجع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را مبتلا سازد، می‌تواند در فضای مستعد ناآرامی و تنش استان، منجر به بروز سونامی‌هایی از قهر و منازعه اجتماعی شود و اثرات مخرب جبران‌ناپذیری داشته باشد!شخصاً به‌عنوان کسیکه در فضای مسموم خبری و رسانه‌ای اخیر استان، خود و همکارانم، آماج تهمت و توهین بودیم و طعمه باج‌خواهی برخی رسانه‌های زرد و اجاره‌ای شدیم، فکر می‌کنم، حتی اگر به فرض محال در شرایط عادی، جواب‌ های، هوی بود. امروز و با توجه به شرایط خاص استان و برای تمام کسانیکه به هر شکل و دلیل، مسئولیتی در حوزه توسعه لرستان دارند، قطعاً جواب‌ های، هوی نیست! امروز باید همه ما با همدلی، گذشت و《تلاش برای تقویت درک متقابل》بدنبال حل مشکلاتی چون مرتفع کردن بحران اشتغال جوانان، ارتقای کیفیت خدمات عمومی و حمایت‌های اجتماعی، برای کاهش آسیب در سطح جامعه، رفع موانع تولید برای احیای قدرت خرید مردم، و درنهایت و شاید از همه مهم‌تر حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی باشیم.باید هشیار بود که ادامه این وضع نامساعد می‌تواند منجر به《تشدید روند مهاجرت نخبگان》و《نیروهای مولد از لرستان》شود و در این صورت، بهم پیوستن ضعف‌های زیرساختی و فقر سرمایه انسانی، گره توسعه‌نیافتگی استان را کور خواهد کرد! مشخصه اصلی بخش خصوصی، توانایی خلق ارزش و ایجاد موقعیت‌های هم‌افزایی با اتکا بر دانش و خرد جمعی و البته استفاده تفاوت‌ها اعضای جامعه به‌عنوان محرکی برای تعامل و همکاری بیشتر است.بخش خصوصی لرستان نیز با سلاح و سرمایه همین توانایی و با تعهد و التزام به حفظ و تقویت فضای همدلی و اتحاد، آماده است تا در کنار مدیریت ارشد سیاسی استان، مسئولیت اجتماعی خود را در کاهش آلام مردم سرافراز و مظلوم لرستان در این بُرهه حساس ایفا کند و در برابر گشودن مسیر بهبود فضای کسب‌وکار و رفع موانع تولید از سوی مدیران حاکمیتی، دو گام در مسیر افزایش تولید و اشتغال استان بردارند.بخاطر داشته باشیم، لرستان و مردمش، گرچه یکی از《مظلوم‌ترین اقوام ایران‌زمین‌اند》اما سرافرازان و راست‌قامتان سخت‌ترین آزمایش‌های تاریخی این کشور نیز بوده‌اند و این افتخار جز با اتکا به فرهنگ همدلی و همیاری در روزهای سخت به دست نیامده است.دکترحسین سلاح ورزی


  • خرم آباد 144 بار بمباران شد!

    لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ است و با 3 استان جنگ زده هم مرز بوده و 6500 شهید و 50 هزار رزمنده در جنگ داشته است. خرم آباد با 144 حمله هوایی و 12 بار موشکباران《پنجمین شهر ایران》از لحاظ حمله هوایی و خسارت است که 2354 نفر در آن حملات شهید شدند!《روستای صاحب الزمان》خرم آباد 76 شهید، 350 جانباز و 700 رزمنده دارد کدام روستا در ایران چنین جانفشانی هایی برای دفاع از مملکت کرده؟ چرا چنین مردمانی بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب رکوردار بیکاری، فقر، مهاجرت و کمبود امکانات هستند؟ چرا مسئولان و نمایندگان این دردهای لُرستان را فریاد نمیزنند؟ چرا دولت و مجلس به فکر لُرستان نیست؟ چرا در خرم آباد افراد غیربومی را استخدام ادارات میکنند؟


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!



آخرین مقالات