شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

بیکاری ؛ چالشی موروثی در بلاد لر نشین

در دنیای موسوم به عصر ارتباطات و با رشد شبکه های مجازی دیگر نمیشود واقعیتی را پنهان کرد و نمیتوان حقیقتی را منکر شد. هیچ فرد مسؤلی نمیتواند از زیر بار مسؤلیت خود فرار کند.

بیکاری ؛ چالشی موروثی در بلاد لر نشین

بیکاری معضل و چالشی دیرینه:

بیکاری معضل و چالشی دیرینه در استانهای لر نشین بوده است که خود ریشه و بانی مهمترین مشکلات بوده و دولتهای مختلف می آیند و میروند اما این درد پایدار در گذر این رفت و آمدها ، هنوز هم بر پیکره اقتصاد نحیف بلاد لر نشین مزمن شده است. تاکنون همایشها ، میزگردها ، جلسات و مباحث کارشناسی زیادی برگزار و مطرح شده اما هیچکدام به نتیجه ملموسی نرسیده اند. تمامی دولتها و نمایندگان مجلس برای جلب نظر مردم و اخذ رأی جامعه ، در زمان تبلیغات انتخاباتی یکی از مهمترین برنامه ها و اولویتهای کاری خود را پرداختن به معضل بیکاری جوانان و ایجاد اشتغال اعلام میکنند. اشتغال امری پیچیده ، چند وجهی، فرا دستگاهی و حل آن نیازمند هماهنگی و مشارکت بین دستگاه های مرتبط با قوای سه گانه است.

 

 بیکاری جلوه فقر:

امروز بیکاری یکی از جلوه های فقر اجتماعی و اقتصادی است. بیکاری از زمانهای گذشته تاکنون در بلاد لر نشین به ارث گذاشته شده و دلایل متعددی دارد که به انباشت سطح بیکاری رسیده است از جمله:

کاهش رشد سرمایه گذاری در مناطق لر نشین

کاهش تولید سیاست اشتباه تجارت خارجی و واردات نامناسب باتوجه به تولیدات استانهای لر نشین

شیوع و گسترش فعالیتهای نامولد و سوداگرانه از جمله دلال بازی

عدم توجه به تولیدکنندگان

نبود وجود ارتباط صنعت و بازار کار با دانشگاه ها

عدم مهارت در نیروی جویای کار و مدرک گرایی

ضعف فرهنگ کار

افزایش میل به پشت میز نشینی و داشتن شغل دولتی

نوسانات اقتصادی دولت و تحریمهای خارجی و

اشتغال به دنبال و به تبعیت از تولید حاصل میشود بنابراین بیکاری معلول روابط کلان اقتصادی و نظام سیاستگذاری است. علل بوجود آورنده شرایط بیکاری این است که تولیدات و محصولات مناطق لر نشین تبدیل به یک حیات خلوت برای تولیدات دیگر استانها شده و در واقع هنوز نتوانسته ایم در بحث تولیدات و محصولات برند سازی کنیم. باوجود ظرفیتها و قابلیتهای قابل توجه در عرصه تولیدات محصولات کشاورزی ، هنوز نتوانستیم صنایع تبدیلی ، بسته بندی و فرآوری را ایجاد کنیم. در حوزه گردشگری اکثر بلاد لر نشین از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردارند که هنوز آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است درحالیکه گردشگری میتواند سهم مؤثری در ایجاد اشتغال ، کارآفرینی و تولید ثروت داشته باشد.

 

نقش نمایندگان لرتبار در مجلس در رفع بحران بیکاری و ایجاد اشتغال و رفاه مردم حوزه های انتخابیه آنها چه بوده است؟؟؟

نمایندگان شهرهای ما فقط تا الان شعار داده اند و تا این لحظه بجز شعار و دخالت در جابه جایی مدیران برنامه و ایده ای که بتوان بر آن متمرکز شد و ذره ای از مشکلات را حل کرد انجام نداده اند. بیکاری محصول بی توجهی ها و سوء مدیریتها در دولتهای مختلف بوده است بنابراین علل ایجادی آنهم چند وجهی و در واقع پدیده ای چندعلتی است که رفع این معضل نه با جابه جایی یک مدیرکل و نه با آمدن مدیری دیگر و وزیری دیگر مرتفع نخواهد شد بلکه برای رسیدن به تولید و اشتغال باید ایده و طرح داشت.

 

مشکل چند علیتی بیکاری:

کاهش رشد متغیرهای اساسی اقتصاد کلان نظیر تولید ناخالص داخلی _ افزایش بی سابقه جمعیت _ مهاجرت از روستاها به شهرها _ تمرکز منابع انسانی در کلانشهرها _ کاهش سهم اعتبارات عمرانی به نفع هزینه های جاری _ مهاجرت ممتد نخبگان و نوآوران اقتصادی _ تهی شدن عرصه فعالیتها از کارآفرینان _ ضعف تشکلهای کارگری _ تشنج ها و تنشهای سیاسی در سطح بین الملل و اعمال تحریمها.

لرستان به عنوان یکی از استانهای لر نشین سرزمینی غنی از داشته های طبیعی است مثلأ ۱۱ درصد آب کشور را دارد / حدود ۲۰ درصد معادن ایران را دارد / بیش از ۴۰۰ گونه گیاهان دارویی دارد / قطب تولید حبوبات است / بزرگترین تولیدکننده ماهی در بین استانهای غیرساحلی است / پایتخت ژئوتوریسم ایران است اما در سرزمینی با این همه فرصت همواره در صدر استانهای بیکار کشور بوده است!!! مگر ما چه کم داریم که اینگونه باید در فقر اقتصادی و محرومیت زندگی کنیم؟ چرا در بین مسؤلان و مدیران ارشد ما همت جهادی ، فرهنگ و روحیه کارآفرینی وجود ندارد؟ هنوز جوانان تصوری غیر واقعی ازکار دارند و علاقمند به استخدام در دستگاه های دولتی هستند. در نتیجه رسوب همچنین تفکری کار آزاد را عار میدانند. برای رسیدن به وضع مطلوب باید سیاستهای مالی ، پولی و بانکی اصلاح شود و مدیریت نخبگان صورت گیرد و میزان مشارکتهای مردمی را افزایش داد. ضمن اینکه ارتباط بین صنعت و دانشگاه باید افزایش یابد و مقوله مهارت آموزی فارغ التحصیلان مورد توجه قرار گیرد تا تصورشان از کار صرفأ پشت میز نشینی واستخدام دولتی نباشد.

 

بیکاری استانهای لر نشین ، ریشه ها و راهکارها:

به گزارش پایگاه خبری یافته ؛ تشخیص درست درد خود نیمی از درمان است و یکی از علل مزمن شدن درد بیکاری توجه نداشتن به ریشه بیکاری است. بلاد لر نشین در کوره سوزان بیکاری و فقر میسوزند و بیکاری به معضلی مزمن و همه گیر در ایران بدل شده است. استانهای محرومی نظیرلرستان ، چارمحال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد، ایلام ، کرمانشاه ، سیستان و در سالهای طولانی بعد از انقلاب متأسفانه همواره سهمشان از بیکاری بیش از استانهای برخوردار بوده و تا آینده نامعلومی بی تردید چنین خواهد بود. جو حاکم بر فضای اقتصادی کشور و فضای نامناسب کسب و کار موجب بیکاری و تداوم آن شده است. متأسفانه در ۴۰ سال گذشته به دلیل التهابات سالهای اول انقلاب / جنگ ۸ ساله / تحریمهای آیسا ، داماتو ، سیسادا و / تنش داعمی با غرب / فقدان استراتژی توسعه کشور / غلبه نگاه ایدئولوژیک بر جهتگیری های اقتصادی / تمرکز و تأکید بر درونگرایی / تأکید بر سیاست شکست خورده جایگزینی واردات بجای توسعه صادرات / نبودن دیپلماسی در خدمت اقتصاد / فربه بودن اقتصاد دولتی / اتکا بیش از اندازه به نفت / صرف هزینه های سنگین در منازعات منطقه ای / نگاه منفی و بدبینی به صاحبان سرمایه از طرف جامعه و حاکمیت / منازعات افراطی سیاسی / قانونگذاری های ناکارآمد و موجب شکلگیری اقتصادی ضعیف ، شکننده ، رانتی ، فساد برانگیز و معیشتی با ویژگی تورم و بیکاری دو رقمی ، رشد اقتصادی منفی ، کسر بودجه دائمی ، بی ارزش شدن پول ملی ، فرار سرمایه به خارج و قاچاق گسترده کالا شده است. در حال حاضر اقتصاد ایران به نسبت ظرفیت و کشش بالقوه اقتصادی خود از مزایای سرمایه گذاری خارجی _ نظام مالی بین الملل _ بازارهای صادراتی کالا و خدمات _ توریسم _ ترانزیت کالا و مسافر _ سرمایه گذاری ایرانیان خارج از کشور _ همکاریهای بین المللی و تقریبأ محروم است. با وجود استمرار چنین شرایطی متأسفانه هیچ چشم انداز امید بخشی برای خروج از وضعیت نامناسب موجود دیده نمیشود. بنابراین قبل از اینکه آمار بالای بیکاری استانهای لر نشین ناشی از ضعف مدیریت داخلی باشد متأثر از فضای بسیار نامناسب کسب و کار حاکم بر ایران است حال ممکن است ضعف و سوء مدیریت این وضعیت را تشدید کند.

 ۱ ) بروکراسی حاکم بر نظام اداری ایران به هیچ عنوان تسهیل کننده کسب و کار نیست و چنانچه در هر استانی کمی از بروکراسی اداری کاسته شود و بتوان پروسه خسته کننده و طولانی شروع تا راه اندازی یک کار را کمی راحتتر و کوتاهتر کرد جاذبه زیادی برای جذب سرمایه گذاری از دیگر نقاط ایجاد میشود.

۲ ) اگر کسی در مکانی بدون مزاحمت برای دیگران دستفروشی میکند نباید مانع کار او شد در زمانیکه امکان ایجاد شغل پایدار و با درآمد مناسب برای همه وجود ندارد ایجاد مزاحمت برای فعالیت این نوع مشاغل منطقی نیست به هرحال در وضعیت فعلی "کاچی از هیچی بهتر است".

۳ ) تمرکز بر تکمیل طرحهای ناتمام ، راه اندازی واحدهای تعطیل و بالا بردن ظرفیت واحدهای تولیدی در حال بهره برداری در کوتاه مدت میتواند موجب جهش در کاهش نرخ بیکاری شود.

۴ ) طبیعت گردی در قالب تورهای گردشگری در سالهای اخیر در ایران رشد داشته طبیعت بکر و زیبای بلاد لر نشین مزیت مهمی برای توسعه مشاغل در صنعت گردشگری است. ایجاد بعضی زیرساختهای کم هزینه در این صنعت بازده بالایی در ایجاد مشاغل مرتبط با گردشگری خواهد داشت.

۵ ) در کشورهای پیشرفته به ازای هر چهار داروخانه شیمیایی یک داروخانه گیاهی وجود دارد. دشتها و کوههای استانهای لر نشین رستنگاه ده ها نوع گیاه دارویی و بعضأ کمیاب است. مراقبت ، نگهداری ، بهره برداری و تولید گیاهان دارویی مزیتی عالی برای ایجاد مشاغل زیادی در این رشته است.

۶ ) تکمیل و تسهیل زنجیره تولید بین صنایع کوچک ، متوسط و بزرگ سیاستی جهانی برای ایجاد مشاغل پایدار و کاهش هزینه های تولید است. مثلأ شرکتهای خودرو سازی اکثر قطعات مورد نیاز برای ساخت خودرو را از شرکتهای کوچک و متوسط تأمین میکنند. در کشورهای پیشرفته دولتها به تکمیل و تسهیل این زنجیره انواع و اقسام کمکها اراعه میکنند. استانهای لر نشین دارای صنایعی است که امکان قرار گرفتن در ایننوع زنجیره ها را دارند.

۷ ) استانهای لر نشین اکثرأ کوهستانی هستند و معادن سنگ زیادی دارند مثلأ لرستان دارای ۴۰۰ واحد سنگبری است و تقریبأ تمامی این واحدها یا زیر ظرفیت تولید میکنند یا تعطیل هستند. چنانچه شرکتهای تخصصی برای جمع آوری ، فروش و صادرات محصولات آنها ایجاد شود بخش زیادی از مشکل نقدینگی و تولید زیر ظرفیت آنها و حتی تعطیلی واحدهای راکد را حل میکنند.


این مقاله توسط مهدی آل کثیر در شماره ۴۸۲ نشریه سیمره در تاریخ ۱ بهمن ۹۷ چاپ شده که به علت مرتبط بودن با مشکل بیکاری همه گیر در اکثر شهرهای لر نشین و مهم بودن موضوع در سایت نگین زاگرس بازنشر شد.

83 نظر

  • افزایش حجم سرمایه گذاری در شهرهای حاشیه کویر

    حجم سرمایه گذاری دولت در یزد ۳۰۰ برابر لرستان است. لرستان با ۱۱ میلیارد متر مکعب آب در سال فقط ۳۰ هکتار سطح گلخانه ای دارد اما یزد کویری ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای دارد و سالانه ۴۲۶ هزار تن محصولات گلخانه ای تولید میکند و ۱۱۰۰ تن هم تولید ماهی دارد! این روزها نمایندگان اصفهان استدلال میکنند خوزستان مازاد آب دارد و این آب باید به اصفهان منتقل شود! همه میدانند هیچ مازاد آبی در خوزستان وجود ندارد و اصولأ با دیدگاه های زیست محیطی عبارت مازاد آب در یک اکوسیستم بی معناست اگر مازاد آبی هم باشد متعلق به لرستان است چون سالانه ۸ میلیارد متر مکعب آب از ارتفاعات لرستان به سمت خوزستان میرود. لرستانیها با کمترین میزان مصرف آب کشاورزی و صنعتی از آب خود حقی ندارند؟ چه بر سر ما رفته که حتی نام لرستان مطرح نیست؟ گویا سرچشمه های کارون و کرخه در لرستان نیست؟ بر لرها چه رفته که در هنگامه فقر و تبعیض فراگیر در میان قوم لر حتی به شکل صوری هم نامشان به عنوان صاحبان اصلی آب برده نمیشود و دیگران بر سر دارایی شان منازعه میکنند؟ براساس همین عدالت کج و معوج آیا لرستان به حداقل خق خود در برداشت آبهای تولیدی خود رسیده است که شاهد نزاع دیگران بر سر آب لرستان هستیم؟ چرا طرح جامع مبارزه با خشکسالی در لرستان پرآب اجرا میشود و چاهها پلمپ میگردند؟ سطح زیر کشت آبی در لرستان فقط ۲۳ % است اما در اصفهان بالای ۹۰ % است! اصفهان ۲۶۶۵ هکتار برنجکاری دارد. اگر برنامه دولت صرفه جویی و ریاضت در مقوله آب است آیا عادلانه تر نیست که اصفهانیها از برنجکاری در کویر دست بکشند و سطح زیر کشت آبی خود را کاهش دهند؟ چرا طرح سازگاری با کم آبی در لرستان ( چهارمین استان پرآب ) اجرایی میشود؟ هدف از تجویز طرحهای ریاضتی برای لرستان ، کم کردن مصرف آب در سرچشمه های کارون و کرخه و تأمین حداقل مقدار آب برای خوزستان است که از آنسو در زردکوه بختیاری ، بتوانند آب را بدون ایجاد حساییت در خوزستان به اصفهان ، کاشان ، یزد و کرمان ببرند!!! مافیای انتقال آب به کویر به بهانه خشکسالی ، فضای مظلوم نمایی و ارعاب را طراحی کرده اند. تصویر بستر خشکیده ی زاینده رود ، پیراهن عثمان و اسم رمز عملیات روانی مافیای آب است تا پروژه خشکاندن بلاد لر نشین در پوشش آن اجرا شود. مسؤلان ارشد و نمایندگان شهرهای لر نشین به جای بازی در زمین ارعاب و مظلوم نمایی مافیای آب ، حق طبیعی مردم مظلوم لر از رودخانه ها و چشمه های خود را طلب کنند. اگر قرار است فشار خشکسالی بر مردم ایران وارد شود این فشار باید بر ساکنان پر آب ترین مناطق ایران کمتر باشد یا حداقل فشار برابری با سایر هموطنان تحمل کنند. نه اینکه با آب انتقالی الیگودرز ، در قم دریاچه ۸ هکتاری بسازند و در کهک قم برنجکاری کنند! یا در اصفهان بزرگترین آکواریوم شهری خاورمیانه را بسازند!


  • تجمع صنایع آب بر در کویر

    چرا شهرهای حاشیه کویر که با بحران آب مواجه هستند بیشترین شهرک های صنعتی و کارخانجات فولاد و ذوب آهن ( صنایع آب دوست ) را دارند؟ چرا شهری که مشکل آب دارد زمینه بزرگتر شدنش را فراهم میکنند؟ هفتاد کیلومتر قبل از شهر یزد و ۵۰ کیلومتر بعد از شهر یزد تمامأ شهرک صنعتی و کارخانه های بزرگ است!!! اصفهان حتی آب شرب هم ندارد ولی بیش از ۸ هزار کارخانه صنعتی دارد! برخی صنایع آب بر اصفهان:فولاد مبارکه ( بزرگترین مجتمع فولادسازی ایران ) / فولاد کوهپایه / فولاد ماهان سپاهان / فولاد سازان جم / فولاد اشترجان / فولاد اصفهان در / تولیدی فولاد اصفهان / شرکت آهن و فولاد اصفهان / مجتمع فولادی ریل قطار اصفهان / فولاد ماهان طوبی / شرکت فولاد آراد / شرکت توکا فولاد / شرکت لوله و قوطی اصفهان / مجتمع فولاد آلیاژی اصفهان / شرکت ایران ذوب اصفهان. پتروشیمی های اصفهان:مجتمع بزرگ پتروشیمی اصفهان _ شرکت پالایش نفت _ نفت سپاهان _ شرکت سهامی پتروشیمی اصفهان _ نیروگاه سیکل ترکیبی اردستان _ نیروگاه سیکل ترکیبی زواره _ نیروگاه سیکل ترکیبی محمد منتظری _ نیروگاه سیکل ترکیبی شماره ۲ اصفهان و … در ایران فقط مردم لر غریب نشین هستند!


  • تأسیس صنایع فولاد در کویر!

    استان کویری یزد حتی در تأمین آب شرب ساکنان خود با مشکل مواجه است قدیم از قنات ، آب انبار و کاریز زندگی میکردند اما با آب انتقالی از کوهرنگ بختیاری سالانه ۱۱۰۰ تن ماهی تولید میکنند و ۱۵۰۰ هکتار سطح گلخانه ای در یزد احداث کردند! اگر به یزد رفته باشید ۷۰ کیلومتر قبل از یزد و ۴۵ کیلومتر بعد از یزد تمام مسیر شهرک صنعتیو کارخانجات فولاد و پتروشیمی و نیروگاه سیکل ترکیبی است که اسامی برخی از آنان را اینجا ذکر میکنیم:مجتمع بزرگ فولاد اردکان / شرکت آهن و فولاد ارفع / گروه صنعتی فولاد یزد / صنایع آهن و فولاد سرمر ابرکوه / مجتمع آهن و فولاد بافق / کارخانه آهن و فولاد غدیر / مجتمع نورد فولاد یزد / کارخانه فولاد آلیاژی یزد / واحد پتروشیمی قاعم / پتروشیمی ابرکوه / پتروشیمی میبد / نیروگاه سیکل ترکیبی یزد / نیروگاه سیکل ترکیبی فراب یزد / نیروگاه سیکل ترکیبی شیرکوه یزد و … تنها لرها هستند که در ایران غریب نشین اند.


  • هداوند

    مردمان قوم لر حتی یک تیر هم به سمت دولت مرکزی شلیک نکردند و برخلاف دیگر اقوام مرکز گریز ، همواره پشتیبان و حامی مصالح کشور بودند اما متأسفانه داعمأ نگاه امنیتی به بلاد لر نشین شده و برخلاف پتانسیل بالای استانهای لر نشین ، وجود منابع و معادن غنی ، آب فراوان ، نیروی انسانی تحصیلکرده و … از لحاظ اقتصادی و صنعتی هیچ توجه جدی به سرزمین قوم لر نشده و جایگاه برجسته ای در ایران ندارند که این برآمده از بی توجهی دولتهای گوناگون به استانهای لر نشین است.


  • فولادی

    از ماعو پیشوای چین پرسیدند چگونه یک میلیارد چینی گرسنه را از عالم بی نیاز ساختی و به آنجا رسیدی که گمان داری در ۱۹۸۵ ( ۱۳۶۴ ) حدود ۱۴۰ میلیون تن ذخیره ی امنیتی غله خواهی داشت؟ او جواب داد:درمان ساده است ، ما چینی ها یاد گرفتیم که جز روی نیروهای خودمان حساب نکنیم! به مشک چین و چگل نیست روی گل محتاج _ که نافه هاش ز بند قبای خویشتن است!


  • چگنی

    اگر ما با همین شرایط تحریم اقتصادی حرکت کنیم ، زیر یک میلیون بشکه نفت صادر کنیم ، صنعت نفت و گاز ما فرصت سرمایه گذاری خارجی نداشته باشد و از نظر فناوری از دنیا فاصله بگیریم و فضای روانی جهانی علیه سرمایه گذاری در ایران باشد ۵ سال دیگر پروژه های کشور ، بودجه عمرانی ، نظام آموزشی ، صنایع ایران و حتی بخش امنیت و فرهنگ چه وضعیتی خواهد داشت؟عربستان از ۹ مؤسسه بین المللی درخواست کرده تا وضعیت این کشور در ۲۰ سال آینده را مورد مطالعه قرار دهند که برای ارتقا کیفیت زندگی و افزایش درآمدهای ملی چه باید کرد؟ درک دولتمردان ما از اقتصاد بین الملل محدود است.نمیدانیم چین و کره جنوبی در اقتصاد خود چه میکنند؟ نمیدانیم اندونزی بابیش از ۲۰۰ میلیون جمعیت چطور توانسته نرخ فقر را نصف کند؟ چون اکثریت سیاستمداران ما متون بین المللی را نمیخوانند و ارتباطات جهانی ما محدود است و جهان را صرفأ از دریچه مساعل سیاسی _ امنیتی می بینیم! در منظومه فکری ما حک نشده که ۲۰ سال دیگه اگر با همین سبک مدیریت و سیاستگذاری ها حرکت کنیم ایران چه موقعیتی در دنیا خواهد داشت؟


  • جودکی

    هانتینگتون در کتاب سامان سیاسی در جوامع در حال گذار مینویسد:بدون ثرپت ملی و صنعتی شدن ، دولت مقتدر به وجود نمی آید و بدون رسیدن به یک دولت مقتدر و ثبات و سامان سیاسی ، رشد اقتصادی تسهیل نمیشود و این پیش نیاز دموکراسی است.روندی که برای توسعه تبیین شده در ایران شکل نگرفته و تا شکل نگیرد حرکت ما به سمت توسعه همچنان سینوسی خواهد بود.نظامیان ، سیاستمداران و بخش خصوصی در دهه ۶۰ میلادی به این جمع بندی رسیدند که پارادایم لازم برای کره جنوبی نوسازی است سپس انرژی خود را بر ۳ مزیت متمرکز کردند:کشتی سازی / فولاد / و صنعت اتومبیل. نتیجه اش آن شد که امروز ۱۵ درصد بازار اتومبیل آمریکا دست کره جنوبی است.فولاد کره جنوبی با کیفیت بالا و قیمتی پایین تر از بازارهای بین المللی سبب ورشکستگی صنعت فولاد آمریکا شد. کره جنوبی در تولید کشتی های باری و نفتی رتبه سوم جهان را دارد. امروز در برابر شهرت شرکتهای کره مثل:LG و samsong حتی نمیتوان یک شرکت روسی نام برد!


  • زیوداری

    ما با فقر و بیکاری ، قاچاق ، تورم بالا ، تصادفات زیاد جاده ای ، حاشیه نشینی ، فاصله طبقاتی ، بحران آب ، مؤسسات آموزش عالی ضعیف و … مواجه ایم.بدون ثروت و امکانات مالی هرج و مرج میشود ، مهاجرت افزایش پیدا میکند و ایران کوچک و ضعیف میشود. باید افزایش ثروت ملی را به عنوان اولین گام توسعه در نظر گرفت. چرا در منطقه خلیج فارس ۵ میلیون هندی کار میکنند و کشورهای عربی ۲/۵ تریلیون دلار ذخیره ارزی دارند اما ما حتی یک پروژه هم در این منطقه نداریم که مهندس و متخصص ایرانی در آن مشغول باشند؟ تمرکز و ثروت مالی در این منطقه فرصتی است برای امنیت ، همگرایی منطقه ای و تولید ثروت ملی برای مملکت. تا ثروت و امکانات ملی نداشته باشیم ، مطالبات بعدی ما در حد سخنرانی باقی میماند. جامعه ای که فقیر باشد چگونه میتواند دنبال حقوق شهروندی برود؟ جامعه ای که از حل مسایل اولیه ، اساسی و پایه ای زندگی عبور نکرده چگونه میتواند جامعه مدنی بسازد؟ جامعه مدنی امکانات میخواهد


  • شاپوری

    ایران یک کشور نفتی رانتیر است و متکی به درآمدهای نفتی است. اما در چین روش مدیریت اینست که چطور ثروت تولید کنند تا سوار قطار توسعه شوند. دنگ شیاعوپینگ در حزب گفت:راهی که چین تا دهه هفتاد میلادی طی کرده ، راه فقر است و باید تغییر مسیر داد! در زمان ماعو کسی حق سفر کردن نداشت اما سال گذشته ۱۰۵ میلیون توریست چینی دنیا را گشته اند. یک استاد دانشگاه در استرالیا اعلام کرد که اگر دانشجویان چینی از دانشگاه ما بروند باید دانشگاه مان را تعطیل کنیم چون مقدار پولی که آنها به دانشگاه ما می آورند باعث حفظ و رشد این دانشگاه شده است! اخیرأ یک شرکت چینی بزرگترین شرکت قطعه سازی اتومبیل آمریکا را به ۲۲ میلیارد دلار خرید. مستغلاتی که چینیها در آمریکا و کانادا میخرند قابل توجه است. چین کشوری با ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون نفر است اما جمعیتش را با علم و مبتنی بر دانش روز دنیا جلو میبرد.آنها بفکر مصالح جمعی کشورشان هستند و کاری نمیکنند که با سیاست ما پشیمانیم به پله اول برگردند.


  • خورشیدوند

    تغییر و اصلاح تابع دو تحول است:شناخت بهتر و بحرانهای بیشتر. بحرانها باعث تغییر اندیشه و فکر میشود. گویا تنها در مواجهه با بحرانهای بیشتر است که متحول میشوند. در یک دوره ۲۵ ساله ۳۸۰ هزار مجوز چاه عمیق اطراف دریاچه ارومیه داده شد و به یک بحران بزرگ زیست محیطی در شمال غرب کشور منتهی شد. بعد که بحران ایجاد شد تازه متوجه شدیم که محیط زیست مهم است. به دلایل محیط زیستی از جنوب کشور به مرکز و شمال کشور مهاجرت صورت میگیرد و بعد که این اتفاق می افتد ما متوجه میشویم که یک بحران امنیت ملی در حال شکل گیری است چرا که اگر همین طور پیش برویم ، جنوب و شرق کشور خالی از سکنه میشود و این برای ایران خوب نیست! در کشور ما بحران که جدی میشود تصمیم میگیرند تا به سمت اصلاح حرکت کنند.


  • ویسی

    سرعت تحول در اقتصاد ایران کند و پر هزینه است. باید اجماع کنیم که چکار کنیم تا کشور خوب بماند ، ثروت ایجاد شود و مردم خوب زندگی کنند. افزایش شناخت با روشهای مدنی بدست می آید. تقاضای اول مردم کشور ثبات اقتصادی است. اگر ما عضو سازمان تجارت جهانی شویم باید شفاف عمل کنیم. اگر نظام بانکی ما بخواهد با دنیا کار کند باید شفاف عمل کند و این به صورت خودکار جلوی فساد را میگیرد. فساد با تشکیل همایش های بین المللی و سخنرانی درمان نمیشود. لازم نیست مشکلات را علنی و به محل نزاع تبدیل کنیم میشود با دیالوگ بر معضلات فایق آمد. ایراد خلقی داریم یعنی آدمهای عجولی هستیم ، حوصله مان کم است ، ایده آلیست هستیم و میخواهیم یکشبه راه صدساله را برویم.برخورد احساسی با توسعه ، عجول بودن و قهرمان پروری ما را به نقطه اول بازمیگرداند و ما را محتوم به شکست میکند.توسعه یک رخداد نیست بلکه یک روند است باید پروسه را طی کند.دموکراسی هم تدریجی و فرآیندی است باید آنرا کسب کرد.


  • بختیاری

    از ۵ خرداد ۱۲۸۷ ( ۱۹۰۸ میلادی ) که اولین چاه نفت خاورمیانه در مسجدسلیمان به طلای سیاه رسید تا الان که ۱۱۱ سال میشود تمام عایدی نفت هزینه کشور میشود اما همچنان ۸ میلیون تحصیلکرده بیکار در ایران هیچ جایی برای کار کردن ندارد و بقول معروف بیکارند! وجود این پدیده بیکاری و قلت رشد اقتصادی در کشوری مانند ایران با عقب ماندگی اقتصادی ، وسعت سرزمین ، انبوه منابع و بیش از ۶۰ سال برنامه ریزی و سیاست ورزی در زمینه ی توسعه ، تناقض عظیمی به شمار می آید اعلام رسمی وجود ۱۰ استان به عنوان استانهای محرومی که جمعیت آنها هنوز از میانگین ملی برخورداری های اقتصادی _ اجتماعی بی بهره اند ، آنهم پس از ۶ دهه مصرف عواید نفتی برای هزینه های عمرانی و توسعه ای یا جاری ، تناقض عظیم دیگری است! وجود جزیره ها و حاشیه های فقر در شهرهای بزرگ و جمعیتی بین ۷ شهری نیز تناقض است که نمیتوان آنرا تا ۱۸ میلیون حاشیه نشین در سکونتگاه های غیررسمی نادیده گرفت! زندگی و هزینه مسکن برای جوانان در شهرها غیرممکن شده و بیش از ۹۰ درصد آب مصرفی ایران را بخش کشاورزی مصرف میکند.آمریکا با در دست داشتن ۲۷% از بازار جهانی گندم تنها ۴۱ درصد آب را در بخش کشاورزی مصرف میکند.دید دولت باید به پارادایم توسعه و مدیریت اقتصادی تغییر کند. دیدمانی که دولت محور ، مرکز محور ، بخشی نگر ، کوته بین و فاقد بصیرت و آینده نگری است و تنها بر نفت متکی است اگر راه و روندش را اصلاح نکند در آینده با بحران روبرو میشود.


  • تراژدی تلخ توسعه در بلاد لرنشین

    محمد مهدی تندگویان معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش گفت:استانهای لرستان و کهگیلویه و بویراحمد بیشترین آمار خودکشی را دارند!!! که این آمار بالای خودکشی بی ارتباط با بیکاری نیست! به گزارش اسکان نیوز در ۱۰ شهریور ۹۷ دکتر حسین راغفر ( اقتصاددان و استاد دانشگاه الزهرا گفت:بیکاری به بحران رسیده است. برای بازگشت به وضعیت اقتصاد کشور در سال ۸۴ به ۲۰ سال زمان نیاز است. نظام اقتصادی کشور در ایجاد اشتغال برای جوانان تحصیلکرده ناتوان است و موجب شده جوانان ساعتها در فضای مجازی پرسه بزنند و وقت خود را تلف کنند. ایران نسبت به جمعیت خود بیشترین تعداد کاربران را در فضای مجازی دارد و این نشان میدهد که طیف گسترده ای از جامعه ما بیکار هستند.


  • دارایی

    دکتر حسین راغفر ( اقتصاددان ) در مصاحبه با اسکان نیوز در مورد مشکلات اقتصادی گفت:کارخانه داروسازی در اطراف تهران قرار بود به فروش برسد اما در زمان قیمت گذاری کارخانه ، نه محصولات در انبار ، نه ماشین آلات جایی داشت ، تنها زمین کارخانه مهم بود چون در منطقه تجاری قرار داشت و حالا میخواستند آن را ورشکسته اعلام کنند تا بر روی زمینش یک مجتمع تجاری یا برج مسکونی بسازند! در مشهد کارخانه نساجی با ۷۰۰ کارگر پس از توسعه شهری در وسط شهر قرار گرفت آن را مفت به یک نورچشمی فروختند این آقا هم کارخانه را ورشکسته اعلام و کارگران را اخراج کرد! هدفش تبدیل زمین کارخانه به مجتمع تجاری _ مسکونی است. در کرمانشاه یک فعال اقتصادی از بانک ۲۰ میلیارد تومان وام برای اشتغالزایی میخواست تا برای ۶۰۰ نفر شغل ایجاد کند. کارخانه ای که ماشین آلات آن مستقر و مواد اولیه آن از روسیه وارد شده بود اما بانک به او وام نمیدهد!!! پرسش این است که بانک به چه کسی وام میدهد؟ به همان کسیکه بدون وثیقه یا با نصف ارزش ریالی وامش ، وثیقه ای میگذارد تا مثلأ یک کارخانه ورشکسته را به سود دعی برساند اما بعد در کمال تعجب میگویند وام گیرنده یک قسط پرداخت و از ایران فرار کرد!!! یکی از مقامهای پولی کشور به من گفت ۲۰ میلیارد دلار ارز برای واردات تخصیص دادیم که هیچگاه به کشور برنگشت! چرا این میزان از منابع ارزی ایران را مثلأ برای واردات موبایل اختصاص داده اید اما به کشور برنگشت؟ خب اینها را به چه کسی دادید؟ مگر میشود که ندانید؟


  • ۳۳ % جمعیت ایران در فقرمطلق هستند

    دکتر حسین راغفر اقتصاددان:خط فقر مطلق برای یک خانوار ۴ نفره شهری در سال ۹۶ حدود ۴ میلیون تومان اعلام کرد و گفت:۳۳ درصد جمعیت ایران دچار فقر مطلق است!!! یارانه هیچ کمکی به کاهش فقر نکرد بلکه تورم را هم افزایش داد. دکتر فرشاد مؤمنی استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مصاحبه با اسکان نیوز گفت:ایران در ۱۰۰ سال گذشته حتی یک مورد جذب موفق سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت نداشته است! وقتی مردم به حاشیه رانده شوند رانت جویان و سوداگران ظهور میکنند. مدیران ما قادر به استفاده خرد ورزانه از سرمایه های داخلی نیستند و مطمعنأ در استفاده از سرمایه های خارجی هم موفق نمیشوند! نظام بانکی کشور بجای واسه گری مالی ، خودش در نقش بنگاه داری ظاهر شده و بخش تولید را با مشکل مواجه کرده است! ریشه همه مشکلات اقتصادی ایران به توزیع ناعادلانه قدرت بازمیگردد.


  • خسروی

    دکتر ابراهیم رزاقی ( اقتصاددان ) در برنامه پایش شبکه ۱ گفت:حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۳ میلیونی ایران زیر خط فقر میباشند که همه اینها نتیجه سیاستهای اقتصادی نادرست است ( خبرگزاری ایلنا ). آمار و ارقام نشان میدهد که فقر دهان گشوده و ۵۰ میلیون نفر از مردم ایران را به مغاک خود فرو برده است! بزهکاران در حال افزایش اند و آنچه در مخیله برخی مسؤولان راهی ندارد وضعیت اسفناک مالی و معیشتی مردم است.باید کلیه موانع اقتصادی برداشته شود و با جذب سرمایه گذاران داخلی _ خارجی و جلب توریسم برای جوانان فرصتهای شغلی ایجاد کرد. باید طرحهای عمرانی و صنعتی در مناطق محروم ایران به اجرا درآید تا میهن دوستی و خدمت به مردم برانگیخته شده و کشور از این حالت تردید و انتظار به در آید.


  • قدرت باعث بی تفاوتی میشود

    قدرت فراوان باعث بی تفاوتی نسبت به دیگران میشود. ریشه اهمیت دادن به دیگران در نیاز و وابستگی است. در روابط بین الملل اهمیت دادن عمدتأ اقتصادی است. یک مقام آلمانی گفته بود:ما ( یعنی آلمان ) با کشور کوچک لیتوانی تجارت به مراتب بیشتری نسبت به ایران داریم ( جمعیت لیتوانی ۲/۸ میلیون نفر و مساحتی معادل خوزستان دارد ). تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا حدود ۱۹/۱۰۰ میلیارد دلار است و با آمریکا حدود ۶۸۶ میلیارد دلار تجارت دارد. تجارت اتحادیه اروپا با ایران فقط ۱۲ میلیارد دلار است. اروپایی ها ایران را عاری از عقلانیت اقتصادی میدانند چون تجاری معادل ویتنام با ایران دارند. تجارت آمریکا با ۲۵ کشور خاورمیانه و شمال آفریقا حدود ۲۱۵ میلیارد دلار است در حالی که فقط تجارت آمریکا با آلمان حدود ۱۸۰ میلیارد دلار است!


  • کشوری مستقل است که به آن زور نگویند

    کدام کشورها و کدام بنگاه های خارجی به کالاها و خدمات ایران محتاجند؟ بازی برد _ برد در وابستگی متقابل و دو طرفه است. مکزیک ۲۴۳ میلیارد دلار به آمریکا صادر میکند. ترکیه ۸۲ میلیارد دلار به اتحادیه اروپا صادر میکند. کره جنوبی ۵۶ میلیارد دلار با اروپا تجارت دارد. کشوری مستقل است که به آن زور نگویند!!! به چه کشوری زور نمیگویند؟ به کشوری که عمدتأ از لحاظ اقتصادی به آن وابسته باشند و وابستگی متقابل وجود داشته باشد! ترکیه عضو ناتو است ولی با روسیه شراکت سیاسی دارد. غربی ها تحمل میکنند چون وابستگی های متقابل قابل توجهی با ترکیه دارند. سیاست خارجی ترکیه براساس توییت طراحی نشده است بلکه پشتوانه مهم اقتصادی دارد. بانکهای اروپا نمیگذارند دولتهایشان با ترکیه تلخی کنند چون تولید ناخالص داخلی ترکیه ۹۰۰ میلیارد دلار است! ترکیه نفت و گاز و پتروشیمی ندارد. برخورد اروپا و آمریکا با ایران آنچنان تفاوت محتوایی وجود ندارد چون هیچکدام به ایران وابسته نیستند.وقتی که زمستان میشود خواسته ها و فشارهای سیاسی روسیه از اروپای شرقی افزایش می یابد چون آنها را با لوله های گاز و فروش گاز بخود وابسته کردند!!! عدالت خواهی در روابط بین الملل از طریق اعداد و ارقام بدست می آید. حق و حقوق ایران در روابط خارجی از مسیر اقتصاد قوی بدست می آید و کشوری که تحریم است اقتصادی شکننده دارد.


  • بن بست در عمل

    اقتصاد کشور ماقبل سرمایه داری است. ما در توهم گذار از سنت به مدرنیته هستیم. کشور ما سرمایه داری نیست اما کثیف ترین روابط سرمایه داری در آن مشاهده میشود. اقتصادی دلالی ، تک محصول و مصرف محور! دیدمان ( پارادایم ) توسعه و مدیریت اقتصادی باید تغییر یابد. دیدمان دولت محور ، مرکز محور ، بخشی نگر ، کوته بین و فاقد آینده نگری که تنها متکی به نفت است باید تغییر کند. ظرفیتهای زیر بنایی کشور نارسا و مستهلک شده است. ظرفیتها در بخش انرژی ، صنعت ، حمل و نقل ، خدمات و مسکن ؛ متناسب با جمعیت نیست و به اندازه کافی رشد نکرده است. ظرفیت اشتغال در طیفهای گوناگون پاسخگوی نیروی کاری که در دانشگاه آموزش می بینند ، نیست! عواقب بیکار ماندن نیروی کار پیامدهای خطرناکی دارد. اتلاف منابع / تأخیر در بهره برداری طرح ها / ریخت و پاش / فساد اداری / انتخابهای غیر فنی / غیراقتصادی بودن برخی پروژه ها / تصلب سنت / امتناع اندیشه / تصلب ساختار هزینه ای دولت و بن بست در عمل ، راه توسعه کشور و انجام اصلاحات اساسی در نظام تدبیر را مشکل کرده است. برون رفت از وضعیت فعلی ضرورتی است که نباید منتظر هزینه های بیشتر استمرار آن شد.


  • تأخیر در توسعه استانهای محروم

    توسعه اقتصادی چیست و چگونه میتوان بدان دست یافت و ثمرات آن به چه کسانی میرسد؟ چه سازوکاری و چه مرجعی مسؤل تحقق آن است؟ پاسخ این پرسشها در سطح استانهای کشور روشن نیست و در سطح سیاستگذاری هم به توسعه محلی بهای چندانی داده نشده بطور سنتی استانها در ایران واحدهای اداری هستند که اگر امنیت و آرامش در آنها تأمین شود و حادثه غیر مترقبه ای در آنها رخ ندهد ، وظیفه و مأموریت مهم دیگری برای مسؤلین تعریف و تعیین نشده است! بجز آن مهمترین مأموریتی که در چارچوب حفظ نظم و امنیت هر ۱۴۶۰ روز یکبار برای استانها خارج از وظایف روزمره تعیین و انجام میشود یعنی برگزاری انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری. منظور این نیست که سازمانها و دستگاه های اجرایی دولت در استانها هیچ کاری انجام نمیدهند به عکس آنها وظایف حاکمیتی دولت را انجام میدهند مثل:اخذ مالیات و عوارض / صدور مجوزها و پروانه ها / برقراری امنیت و آرامش / جلوگیری از تخلف و جلب مجرمان / تنظیم بودجه و نگهداری حساب و کتاب درآمد و هزینه. ولی با این همه توسعه اقتصادی _ اجتماعی استان به عنوان وظیفه و مأموریتی مشترک و جدی به درستی تعریف نشده و سازمان یا دستگاه معینی برای این منظور در سطح استان پیش بینی نشده است و توسعه در اولویت قرار نمیگیرد.


  • توسعه بلاد لرنشین دچار لنگش است

    توسعه استانی و سازمان دهی تدبیر توسعه استانی در بلاد لرنشین همواره دچار لنگش است. توسعه اقتصادی _ اجتماعی استانهای مرزی به ویژه استانهای لرنشین در طول نیم قرنی که از آغاز توسعه برنامه ریزی شده ایران طبق برنامه های عمرانی و توسعه ای پیش و پس از انقلاب میگذرد با تأخیری زیاد و زیان بار روبه رو شده است. میتوان به جرأت گفت که طی این دوره طولانی یا اساسأ تدبیری برای توسعه این مناطق وجود نداشته و یا اگر تدبیری بوده ، معیوب و ناکارآمد بوده است و هنوز دستاورد معنی دار و مؤثری در زمینه رفع عقب ماندگی های مزمن و تاریخی بلاد لرنشین در آمارها و اطلاعات تطبیقی بین استانی مشاهده نمیشود! و این در حالی است که منابع قابل توجهی در سالهای دوران بعد از انقلاب از محل اعتبارات جاری و عمرانی و بانکی به این استانها اختصاص داده شده است.


  • تأخیر توسعه در استانهای لرتبار

    علت تأخیر توسعه در استانهای لرتبار عبارت است از:نبود مرکزیتی بومی با مسؤولیتی تعریف شده در رابطه با توسعه اقتصادی _ اجتماعی این استانها / شورای برنامه ریزی و توسعه استانها صرفأ اداری و یک مرجع تصویب است نه یک مرکز طراح توسعه /شوراهای شهر و روستا هم فاقد اختیار و توان مدیریت توسعه اند / ناتوانی مدیریت استانها در جلب مشارکت مردم و عدم جلبو جذب سرمایه های انسانی و مالی استان در امر توسعه اقتصادی / سرمایه های مالی و مادی استان بجای کمک به اجرای طرحهای مولد ارزش افزوده و اشتغال در راههای سود گرانه و مسرفانه ی بکار گرفته میشوند در نتیجه سرمایه های انسانی نیز منفعل و مهجور باقی میمانند / وجود دیوان سالاری سنگین ، متمرکز و غالبأ امنیتی که به همه امور از کلی و جزیی میپردازد و ناخواسته با امنیتی کردن جو این استانها باعث عدم ورود سرمایه گذاران داخلی و خارجی میشود / بوروکراسی بانکی استانهای محروم طلبکار است و وظیفه واسطه گری برای انتقال پس اندازهای مردم در راه توسعه اقتصادی _ اجتماعی استان را برای خود به رسمیت نمیشناسد و بیشتر نقش تلمبه خانه ای را برای انتقال سپرده ها به مراکز دور به مصارف سود گرانه را به عهده دارد.وجود پدیده بیکاری و فقر در استانهای محروم موجب رشد آسیبهای اجتماعی و افزایش حاشیه نشینی شده است.برای برون رفت از وضعیت فعلی نباید منتظر هزینه های بیشتر استمرار آن شد.


  • دیناروند

    به قول اندرسون:آنهایی که ممکن بود بهروزی منطقه را فراهم کنند اکنون در بازارهای دیگر در جستجوی کارند. به تعبیر جورج ویلیام:عقب افتادگی ناشی از عدم تعادل میان ظرفیتها و نیازهاست.راه آهن دورود _ خرم آباد _ اندیمشک از سال ۵۶ جزو پروژه های مهم آمایش سرزمین بود.در برنامه توسعه ۱۴۰۰ به تصویب مجلس رسید ولی با بودجه قطره چکانی و روند لاکپشتی بعد از ۴ دهه فقط در فاصله ۸۰ کیلومتری دورود _ خرم آباد فعال است آنهم با پیشرفت ۳۰ % این درحالی است که اتصال این راه به اندیمشک از ضرورتهای تقویت مسیر فعلی راه آهن لرستان با عملکرد ملی شمال به جنوب است.روزنامه صدای ملت در تاریخ ۲۳ شهریور ۸۷ به نقل از دکتر رحیمی نسب نماینده خرم آباد نوشت:از مجموع اعتبارات کشور ۸ درصد بین استانها توزیع میشود ۵۷ درصد در اختیار ریاست جمهوری است و ۳۵ درصد دیگر شناور و سرگردان است که کلانشهرها آنرا با لابی و نفوذ برای خود جذب میکنند و باز دست استانهای محروم خالی میماند.


  • پیمان والی زاده

    توسعه نیافتگی ، بیکاری فزآینده در جامعه لرستان و فرصت سوزی های پیاپی مردمان لر را مٱیوس و بی اعتماد به آینده کرده لذا مدیران و مسئولان باید مطالبه گری را بعنوان یک پیش شرط برای توسعه لرستان مورد توجه قرار دهند. ابزار توسعه نیروی انسانی کارآمد است و اگر نیروی نخبه منزوی شود زمینه توسعه نیافتگی و آنارشیست اجتماعی فراهم خواهد شد. مردم باید به وظایف و حقوقشان آگاهی داشته باشند نه اینکه دلشان به این خوش باشد که در شهر نفس میکشند! فقر ، بیسوادی ، خرافات و سطحی نگری در محرومیت لرها تٱثیر دارند.اگر متراژ تمام شهرکهای صنعتی لرستان را جمع بزنیم به اندازه یکی از شهرکهای صنعتی یزد نمیرسد!


  • پاپی

    لرستان با وجود غیر مرزی بودن خسارت های بسیاری در جریان جنگ ایران و عراق متحمل شد به نوعی که به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ بعد از خوزستان به شمار میرفت. خسارت ناشی از جنگ در لرستان ۱۰۵ میلیارد تومان به ارزش آن زمان یعنی یازده درصد کل خسارات جنگ ، هزار میلیارد تومان بود. اما در دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی سهم لرستان از بودجه ی بازسازی به کمتر از نیم درصد میرسد !!! و سال ۶۹ در کمیسیون امنیت ملی تصویب میشود که به مدت ۱۶ سال در استان های زاگرس سرمایه گذاری صنعتی کلان نشود.این حادثه ی تلخ درست زمانی رخ میدهد که رییس جمهور وقت آقای رفسنجانی در حال اراعه ی برنامه های دولت موسوم به سازندگی در اواخر دهه شصت بوده است. قبل از آن نیز در دولت موسوی ، پتروشیمی خرم آباد لرستان به اراک منتقل میشود !!! در دولت خاتمی پروژه اشتغال زایی که ایجاد نمیشود و تنها کارخانجات نیمه فعال لرستان هم مثل:کشت و صنعت ، یخچال سازی ، ژنراتور سازی ، چرم و پوست ، پارسیلون ، ماشین سازی و…یا به بخش خصوصی واگذار و ویران میشوند و یا تعطیل میشوند و قطعات کارخانه ها به نازل ترین، قیمت ها به فروش میرسند.


  • لرستانی و بیکاری

    نرخ اشتغال و بیکاری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های مهم و واضح برای نشان دادن توسعه و پیشرفت جوامع محسوب شده و عملکرد مسئولان و متولیان امر و موفقیت آنان در حوزه اشتغال و اقتصاد را به‌خوبی نشان می‌دهد.در سالیان گذشته لرستان همواره در بین استان‌های اول جدول بیکاری قرار داشته و این خود گواهی بر《عدم توسعه‌یافتگی》و《محرومیت》در این استان غنی و پرظرفیت است.لرستان هرساله جزء صدرنشینان جدول بیکاری کشور در آماری است که توسط سازمان آمار و اطلاعات ملی ارائه می‌شود.اما صدرنشیان و مدیران دستگاه‌های اجرایی که میتوانند، با ایجاد شغل و حمایت از تولید، در این رده‌بندی تغییر ایجاد کنند، همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.نمونه بارز این مدیران،《مدیرکل کار》،《تعاون و رفاه اجتماعی》لرستان است که پس‌از سال‌ها ریاست در این منصب و اثبات ناکارآمد بودن شیوه مدیریتی وی در زمینه ایجاد اشتغال در استان، بر مرکب مدیرکلی نشسته و می‌تازد! دریغ از جوری همت برای ایجاد تغییر در وضعیت جوانان بیکار این استان! از سویی دیگر در《اداره‌کل صنعت، معدن و تجارت》که ازجمله وظایف آن می‌توان به جذب سرمایه‌گذار و حمایت از تولید اشاره کرد، با عدم حضور مدیر کل در سازمان وعلی‌الرغم تمام مأموریت‌های اداری وحق ماموریتهای پنهانی کلان کدام سرمایه‌گذار برای سرمایه‌گذاری در استان جذب شده یا کدام ایده تجاری جوانان ما مورد حمایت قرار گرفته؟ تا شاید در کنار این حرکات تعدادی از جوانان ما نیز بر سرکار رفته و علاوه‌بر این‌که نان آور خانواده خود باشند، بتوانند با اشتغال چندین جوان دیگر، آمار بیکاری استان را پایین بیاورند! در شرایط امروزی اگر تعداد جوانان و خانواده‌هایی که به دلیل کمبود شغل از لرستان به استان‌های صنعتی مهاجرت می‌کنند را به آمار خود اضافه کنیم، می‌بینیم که آمار بیکاری در لرستان سر به فلک کشیده و دیگر تا سالیان سال هیچ استان دیگری به گرد پای ما نمیرسد! آیا با مدیریت‌های فعلی دستگاه‌های اجرایی حامی تولید ملی و جذب سرمایه‌گذار در استان که حتی ازگرفتن سهمیه برخلاف استانهای دیگر که برای دستگاه‌های تحت امر خود نیروی خدماتی جذب کنند عاجزند و از《امریه سربازی》استفاده می‌کنند و دردناک تر اینکه حتی معاونان و کارمندان خود را با سفارشات افراد مختلف سیاسی و غیرسیاسی انتخاب می‌کنند!می‌توان امیدوار بود نرخ بیکاری استان لرستان در آینده تکانی خورده و وضعیت استان رو به بهبود برود! دستگاه‌های حمایتی مانند《صنعت، معدن و تجارت》در سیل اخیر به کدام تولید از رونق افتاده کمک کرد و به کدام مرد که از شرمندگی روی سر بالا کردن در مقابل خانواه‌اش را نداشت، کمک کرد که بتواند شغلی دست و پا کرده یا همان شغل سابق خود را ادامه دهد؟ آیا در استانی که سازمان نظارت جایگاه و پایگاهی ندارد و《سازمان بازرسی》همچنان در دسترس نیست! می‌توان چند نرخی بودن محصولات و مایحتاج ضروری زندگی مردم را کنترل کرد؟ آیا وقت تغییر در مدیریت اداراتی مانند کار، تعاون و رفاه اجتماعی، صنعت، معدن و تجارت و ...که ارتباط مستقیم با ایجاد شغل و حمایت از تولید دارند، نرسیده؟ تا شاید با ایجاد شغل در استان، شاهد تغییراتی در احوالات جوانان این مرز و بوم باشیم وگرنه باید برای لرستان قهرمان بیکاری در کشور «دوات» بگیریم! سؤالی که باید پاسخ داده شود این است که آیا زمان تغییر مدیریتهای کلان در سطح استان نرسیده شاید با این تغییرات شاهد تغییرات در جایگاه لرستان در صدر جدول بیکاری کشور باشیم. مریم امرایی: هفته نامه شهاب آسمانی


  • لرستان صدرنشین مهاجرت و بیکاری

    مسئولان خدا قوت《لُرستان》صدرنشین مهاجرت و بیکاری! رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان پنجشنبه ۲۷ تیر ۹۸ آماری را مطرح کرد که تکان دهنده بود:《لرستان رتبه اول مهاجرت را در ایران دارد! و نرخ بیکاری در لرستان ۱۳/۵ درصد است! عمق فاجعه بیکاری در لرستان بیشتر از این حرفهاست و مرکز آمار ایران نرخ بیکاری در لرستان را ۱۶ درصد اعلام کرد! بیکاری، فقراقتصادی و مهاجرت در بلاد لُرنشین موج میزند و آمارهای غیر رسمی بیانگر این نکته است که تنها از شهر خرم آباد سالانه ۱۱ هزار نفر مهاجرت میکنند! (ماهنامه جهش نو، شماره ۲۶، صفحه ۲۸). دولتمردان و مسئولان ارشد لرستان چه راهبُردی برای کاهش نرخ بیکاری دارند؟ سالانه ۱۳ میلیارد مترمکعب آب از لرستان خارج میشود که فقط 1 میلیارد در لرستان ذخیره میشود چون حجم ۱۶ سدکوچک لرستان خیلی پایین است به همین خاطر ۹۰ % زمینهای لرستان دیم است! با اینکه لرستان گلوگاه انتقال نفت و گاز است و چاههای استخراج نفت در پلدختر و افرینه فعال است و ۷۵۰ کیلومتر لوله انتقال نفت در لرستان وجود دارد اما هیچ پالایشگاهی در استان نیست! متاسفانه وزارت نفت به لرستان خوراک پالایشگاه نمیدهد! نرخ مشارکت اقتصادی در لرستان ۳۶ % و از میانگین کشوری پایین تر است! درآمد سرانه در لرستان بسیار پایین و نرخ تورم بالاست. علی هادی چگنی رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی لرستان با بیان اینکه بنیاد مستضعفان پروژه های خود را در لرستان عملیاتی نمیکند افزود: لرستان به لحاظ زیرساخت مشکلات فراوان دارد و اگر زیرساختها مثل راه آهن، آزادراه و...ایجاد نشود《بخش خصوصی》در لرستان سرمایه گذاری نمیکند لذا مشوق های سرمایه گذاری و مالیاتی باید مورد توجه قرار گیرد.


  • انفعال و سکوت

    بی تفاوتی نهایت شوربختی است. جامعه ای که ناآشنا به حقوق قانونی و اجتماعی خود باشد قطعاً با مشکل و شکست مواجه خواهد شد. انفعال و سکوت نمایندگان و مسئولان لرستان در عقب نگه داشتن آن از قافله پیشرفت و توسعه خیلی تاثیرگذار بوده مثلاً لرستان سال ۱۳۰۴ فرودگاه داشته که قدیمی‌ترین فرودگاه غرب کشور است! سال ۱۳۱۶ درحالیکه خیلی از شهرهای ایران قطار ندیدند لرستان به شبکه راه آهن سراسری وصل بوده است. در دهه ۳۰ لرستان کارخانه سیمان و فارسیت داشته و صنایع یخچالسازی / پوشاک / پارسیلون / کشت و صنعت / چرم و پوست / ژنراتورسازی / ماشین سازی / داروسازی /نساجی و...قبل ازانقلاب در لرستان فعال بودند. سال ۵۶ لرستان دانشگاه دولتی داشته و یزد سال ۶۷ صاحب دانشگاه میشود! لرستان دارای دو مرکز آموزش سربازی ۰۲ و ۰۷ بوده که به علت پیگیر نشدن مسئولان لرستان، ۰۲ به تهران و ۰۷ سال ۷۸ به کازرون منتقل میشود! سال ۶۲ رییس مجلس (رفسنجانی) کلنگ پالایشگاه و پتروشیمی هفتم را درخرم آباد به زمین زد ولی به علت پیگیری نشدن توسط نمایندگان دوره سوم (علیمحمد سوری لکی و علی عنایت) که از۶۷ تا ۷۱ نماینده بودند، این طرح بزرگ صنعتی سال ۷۱ سر از اراک درآورد! متاسفانه این روال پَسرفت تا زمان حال ادامه دارد و می بینیم که آثار تاریخی و جاذبه های گردشگری لرستان مثل پُل گاومیشان، آبشار شوی و مناطق پُرآب الیگودرز به نام استانهای همجوار الحاق و ثبت ملی میشود.


  • لرستان رتبه نخست: تورم، بیکاری ومهاجرت!

    بیشترین نرخ تورم ماهانه خانوارهای کشور مربوط به استان لرستان با ٥.٤ درصد افزایش! و کمترین نرخ تورم ماهانه مربوط به سیستان و بلوچستان با ٠.٧ درصد افزایش است. درصد تغییر شاخص کل نسبت به ماه مشابه سال قبل(تورم نقطه به نقطه) برای خانوارهای کشور ٤٨.٠ درصد میباشد. بیشترین نرخ تورم نقطه به نقطه مربوط به استان لرستان(٦٠.٨ درصد) و کمترین آن مربوط به استان فارس (٤١.٨ درصد) است؛ یعنی خانوارهای ساکن لرستان به طور متوسط ١٢.٨ درصد بیشتر از میانگین کل کشور و خانوارهای ساکن استان فارس به طورمتوسط ٦.٢ درصد کمتر ازمیانگین کل کشورنسبت به تیر ١٣٩٧ برای خرید یک «مجموعه کالا و خدمات یکسان» هزینه کرده اند. نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به تیر ماه ١٣٩٨ برای خانوارهای کشور به عدد ٤٠.٤ درصد رسید. بیشترین نرخ تورم دوازده ماهه مربوط به استان کردستان (٤٨.٨ درصد) و کمترین آن مربوط به استان­ قم (٣٤.١ درصد) است!شکاف نرخ تورم دوازده ماهه استان ها در تیر ماه ١٤.٧ درصد است که نسبت به ماه قبل ١.٠ واحد درصد افزایش نشان می­دهد.لرستان رکورد دار نرخ تورم، بیکاری و مهاجرت است و دولت از ۹۲ تا الان هیچگونه پروژه یا طرحی در لُرستان را افتتاح نکرده است!


  • گره کور توسعه لُرستان

    لرستان مظلوم این روزها یکی از سخت‌ترین برهه‌های تاریخ چند دهه اخیرش را می‌گذراند. در پی تلاطمانی که نظام اقتصادی کشور را از آغاز سال ۹۷ گرفتار یک تنش تورمی ساخته، بیشترین آسیب و خسارات به گروه‌هایی از مردم وارد شد که《سهمشان از دارایی‌های سرمایه‌ای کشور اندک》و سهم هزینه‌های ضروری روزمره (همچون خوراک و مسکن) در سبد مخارجشان عمده‌تر بوده است! در چنین شرایطی استان‌هایی همچون لرستان که بیشتر《گرفتار بلیه محرومیت》هستند، طبیعتاً سخت‌ترین ضربه‌ها را متحمل شده‌اند! نگاهی گذرا به اختلاف نرخ تورم در لُرستان و میانگین نرخ تورم کشور نیز این واقعیت را تائید می‌کند!هنگامی‌که از میانه سال 97 گذشتیم سایه سنگین رکود نیز بر سر اقتصاد کشور افتاد! طبیعتاً بیشترین آسیب در مرحله نخست متوجه بنگاه‌ها و مناطقی بود که از مرکز شبکه مناسبات تولید و تجارت کشور دور بوده و در حاشیه آن قرار داشتند! لذا اینبار هم لرستان که در طول دهه‌ها، بدلایل گوناگون بهره چندانی از توسعه و رشد اقتصادی نداشته و لاجرم به حاشیه شبکه روابط اقتصادی کشور رانده‌شده بود، در صف نخست مناطق آسیب‌پذیر قرار گرفت.اما انگار همه این بلایا کافی نبود و لرستان باید طعم تلخ خشم طبیعت را هم با بروز سیلاب‌های سهمگین می‌چشید، تا اندک بضاعت سرمایه‌ای این مردم و《زیرساخت‌های نحیف و توسعه نیافته لُرستان》نیز طعمه سیل شود! خلاصه کنم، حال هیچ‌کس خوب نیست! تورم، بیکاری، از دست رفتن سرمایه‌ها و امکانات زیرساختی، همه منجر به انباشت تنش‌های روانی و اجتماعی، زیر پوست لُرستان و در تار و پود زیست روزمره مردم شده است. در چنین شرایطی طبیعی است که هر اختلاف‌نظر یا سوء تفاهم کوچکی، مثل جرقه‌ای در انبار باروت، سبب برانگیختن خشم و نزاع شود!چنین پدیده‌ای هر چند در سطح روابط عادی و عمومی جامعه نیز آسیب‌زاست، اما اگر مدیران، مسئولان و شخصیت‌های مرجع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را مبتلا سازد، می‌تواند در فضای مستعد ناآرامی و تنش استان، منجر به بروز سونامی‌هایی از قهر و منازعه اجتماعی شود و اثرات مخرب جبران‌ناپذیری داشته باشد!شخصاً به‌عنوان کسیکه در فضای مسموم خبری و رسانه‌ای اخیر استان، خود و همکارانم، آماج تهمت و توهین بودیم و طعمه باج‌خواهی برخی رسانه‌های زرد و اجاره‌ای شدیم، فکر می‌کنم، حتی اگر به فرض محال در شرایط عادی، جواب‌ های، هوی بود. امروز و با توجه به شرایط خاص استان و برای تمام کسانیکه به هر شکل و دلیل، مسئولیتی در حوزه توسعه لرستان دارند، قطعاً جواب‌ های، هوی نیست! امروز باید همه ما با همدلی، گذشت و《تلاش برای تقویت درک متقابل》بدنبال حل مشکلاتی چون مرتفع کردن بحران اشتغال جوانان، ارتقای کیفیت خدمات عمومی و حمایت‌های اجتماعی، برای کاهش آسیب در سطح جامعه، رفع موانع تولید برای احیای قدرت خرید مردم، و درنهایت و شاید از همه مهم‌تر حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی باشیم.باید هشیار بود که ادامه این وضع نامساعد می‌تواند منجر به《تشدید روند مهاجرت نخبگان》و《نیروهای مولد از لرستان》شود و در این صورت، بهم پیوستن ضعف‌های زیرساختی و فقر سرمایه انسانی، گره توسعه‌نیافتگی استان را کور خواهد کرد! مشخصه اصلی بخش خصوصی، توانایی خلق ارزش و ایجاد موقعیت‌های هم‌افزایی با اتکا بر دانش و خرد جمعی و البته استفاده تفاوت‌ها اعضای جامعه به‌عنوان محرکی برای تعامل و همکاری بیشتر است.بخش خصوصی لرستان نیز با سلاح و سرمایه همین توانایی و با تعهد و التزام به حفظ و تقویت فضای همدلی و اتحاد، آماده است تا در کنار مدیریت ارشد سیاسی استان، مسئولیت اجتماعی خود را در کاهش آلام مردم سرافراز و مظلوم لرستان در این بُرهه حساس ایفا کند و در برابر گشودن مسیر بهبود فضای کسب‌وکار و رفع موانع تولید از سوی مدیران حاکمیتی، دو گام در مسیر افزایش تولید و اشتغال استان بردارند.بخاطر داشته باشیم، لرستان و مردمش، گرچه یکی از《مظلوم‌ترین اقوام ایران‌زمین‌اند》اما سرافرازان و راست‌قامتان سخت‌ترین آزمایش‌های تاریخی این کشور نیز بوده‌اند و این افتخار جز با اتکا به فرهنگ همدلی و همیاری در روزهای سخت به دست نیامده است.دکترحسین سلاح ورزی


  • خرم آباد 144 بار بمباران شد!

    لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ است و با 3 استان جنگ زده هم مرز بوده و 6500 شهید و 50 هزار رزمنده در جنگ داشته است. خرم آباد با 144 حمله هوایی و 12 بار موشکباران《پنجمین شهر ایران》از لحاظ حمله هوایی و خسارت است که 2354 نفر در آن حملات شهید شدند!《روستای صاحب الزمان》خرم آباد 76 شهید، 350 جانباز و 700 رزمنده دارد کدام روستا در ایران چنین جانفشانی هایی برای دفاع از مملکت کرده؟ چرا چنین مردمانی بعد از گذشت 4 دهه از انقلاب رکوردار بیکاری، فقر، مهاجرت و کمبود امکانات هستند؟ چرا مسئولان و نمایندگان این دردهای لُرستان را فریاد نمیزنند؟ چرا دولت و مجلس به فکر لُرستان نیست؟ چرا در خرم آباد افراد غیربومی را استخدام ادارات میکنند؟


  • پروژه کویر سبز

    نتیجه تحقیقات کارشناسی نشان میدهد که کارهایی که در اجتماع به حالت خلاف و ناهنجاری صورت میگیرد نه اَمری غیرطبیعی و نه نالایقی مردم است بلکه دست اندرکاران، تمام کلیات این کارها را تحت کنترل و به روش دلخواه تنظیم مینمایند تا بلکه انرژی و رمق مردم گرفته شود مثلاً مسکن که امروزه مشکل طبقه کارگر و ضعیف و نوخانه ها هست با یک مدیریت خیلی ابتدایی میتوان آنرا رفع کرد اگر زمینهای کشاورزی بین این شهر تا آن شهر را در نظر بگیری اگر یک هزارم یا یک پنج هزارم زمین را اختصاص به تنها کسانی که ضعیفند و درآمد ندارند بدهند و حتی پولش را هم بگیرند و با وام اندک و کمک نیروهای جهادی کمک کنند این مشکل حل میشود ولی اینکار نمیشود تا مشکل باشد و بیشتر هم بشود مابقی کارها نیز به همین صورت آموزش عمومی، جمع آوری سرمایه های سرگردان، کم کردن شکاف طبقاتی، تنظیم ناهنجاریها، اقتصاد ملتی و عمومی و یکسری کارها ولی ما فقط گوش میکنیم اونها هم شعاری که به مرحله عمل نمیرسه را سر میدهند. وقتیکه دائماً آب را از کهگیلویه، بختیاری و لرستان به کویرمرکزی انتقال میدهند جمعیت لُرها هم بدنبالش به کویر میرود و بعد از مدتی《فارسیزه》و《فارس زده》میشود و دیگر هویت لُری و منافع بلادلُرنشین برایش اهمیتی ندارد به این صورت روز به روز بر جمعیت وقدرت فارسها در کویر افزوده میشود! بجای اینکه لُرها به انتقالات آب اعتراض کنند و بجای مهاجرت در شهرهایشان بمانند و با مطالبه گری آنها را رونق ببخشند و آباد کنند ساده ترین کار یعنی《مهاجرت به کویر》را میپذیرند و جا خالی میکنند برای عربها و کردها! همین الان تمام معادن و صنایع جانمایی شده در کویرمرکزی منافعشان به جیب همان شهرهای کویری میرود و ما مجبوریم حتی با قیمت بیشتر از ارزش محصولات آنها را بخریم ولی در مورد آب متاسفانه با واژه ملّی بودن چپاول آنرا توجیه میکنند!!!


  • احداث《نیروگاه آبی》در کویرقُم

    آب الیگورز لُرستان را به قُم انتقال دادند و در کویر قُم《بزرگترین نیروگاه آبی》را تاسیس کردند! بعد در گلپایگان با همان آب انتقالی《سد کوچری》را ساختند! در قم《دریاچه گردشگری ۸ هکتاری جوان》را ساختند و در کَهک قم دارند برنجکاری میکنند! در لُرستان اجازه احداث مجتمع پرورش ماهی نمیدهند اما در کویرقُم خاویار تولید میکنند! کُل زمینهای گلخانه ای لُرستان ۸۰ هکتاراست اما در کویر یزد ۱۵۰۰ هکتار!!! از زمان محمدعلیشاه قاجار دارند از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند و دلارهای نفتی خرج بُرجسازی در تهران میشود! کارخانه تُن ماهی هایلی در اصفهان تاسیس شده که نه آب دارد نه دریا! کُهگیلویه روزانه به اندازه امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! ۶۴% تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! 45% صنایع ایران در تهران است! تمامی صنایع آبخواه ایران در کویرمرکزی مُستقر شدند! صنایع فولاد و ذوب‌آهن در تمام دُنیا در کنار سواحل استقرار دارند اما در ایران صنعت فولاد درشهرهای خشک کویرند! اگر این استعمار و استثمار نیست پس چیست؟ منابع آب و نفت بلادلُرنشین را به کویرستان منتقل میکنند و سهم مردم لُر را هم با تحقیرسیستماتیک، جوک نژادی، بیکاری، مهاجرت و فقراقتصادی میدهند! به هرکسی که به این استثمار اعتراض کند مثل علیمردان خان انگ تجزیه طلب، راهزن و عامل بیگانه میدهند! کار استعمارگر همین غارت مستعمره است! استعمارشرقی به مراتب بدتر از استعمارغربی است!


  • ایذه در محاصره ۳ سد است ولی آب ندارد!!!

    سد کارون 4 که بزرگترین سد ایران است در شهرستان لُردگان بختیاری قرار دارد ولی اگر بروید بررسی کنید دارند به تمام روستاها با تانکر آبرسانی میکنند!!! تمام مدیریت سدهای استان بختیاری در دست《شرکت آب منطقه ای اصفهان》است! که بزرگترین توهین به شعور بختیاریهاست! هدف فقط توسعه لِجام گسیخته شهرهای کویری است و بس!!! در شهر ایذه خدا شاهده آرزوی یه حمام درست حسابی به دل مردم مانده یا آبها دائماً قطع هستند یا کم فشارند! ایذه وسط 3 سد بزرگ است ولی بهش آب نمیدهند! فاصله ایذه تا《سد کارون سه》فقط 15 کیلومتر است و تا کارون چهار فقط 60 کیلومتر و تا سد شهیدعباسپور 45 کیلومتر است ولی چون ایذه لُربختیاری هستند به عَمد مردم را در بی آبی و محرومیت گذاشتند نزدیک 80% جوانان تحصیلکرده ایذه در بیکاری و نداری به سر میبرند!


  • مشاهیر خُراسان

    رواج شاهنامه و کوروش پرستی بین لُرهای بختیاری زمان پهلوی دوم در جهت یکسان سازی فرهنگی صورت گرفته و با شیوع رسانه های شنیداری و دیداری به اوج خود رسید و همه نوع تلاشی برای ترویج این کتاب انجام دادند مردم لُر بجای اینکه《پیگیر مطالبات اقتصادی》و《رونق صنعت و کشاورزی و گردشگری》باشند از همه چیز خود گذشتن و شاهنامه خوان فارسها شدن! شمایی که جوانانتان در فقر و تنگدستی به سر میبرند و به غربت مهاجرت کردن چه به شاهنامه خوانی؟ مردم لُر بخاطر بیکاری و نبود کار و سرمایه آواره شهرهای اصفهان و تهران و شیراز شدند آنوقت عده ای سنگ افسانه‌های و شخصیتهای خیالی شاهنامه و کوروش را به سینه میزنند! چرا فقط در خوزستان اجازه شاهنامه خوانی داده میشود آنهم توسط لُرهای بختیاری؟ هیچ قومی به اندازه لُرها به شاهنامه علاقه‌مند نیست ولی ماحصل این علاقمندی برای لرها چه بوده؟ غیر از اینکه امروزه《فهم و شعور اجتماعی》لُرها توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شدید؟ غیر از اینست با این همه نفت و آب و معادن در《شاخص فلاکت》رتبه اول نصیب لُرها شده؟ لرها ایرانیتر از همه اقوام بوده و تعصب همه را میکشند ولی مُزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت وآوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی و ثروتمند شدند نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما تعصب《مشاهیر خراسان》را میکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! لُرهایی که غَم کوبانی سوریه و مسلمانان میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به کویراصفهان نشان نمیدهند؟


  • نفتی که سرزمینش را آباد نکرد

    مردم و نمایندگان لُرستانات اگر نمیتوانند جلوی غارت منابع لُرستانات را بگیرند حداقل درصدی را طلب کنند تا با آن حداقل امکاناتی برای منطقه محروم فراهم کنند! من مدت پنج سال ساکن مسجد سلیمان بودم از سال ۶۶ تا ۷۲ شهری بسیار فقر زده، محروم، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها رو طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود این اتفاق در خیلی از مناطق لُرستانات درحال وقوع است، مثلا معدن بُنیاد در شهرچگنی لُرستان با برداشت بی رویه از معادن سنگ، چهره محیط زیست منطقه را نابود کرده و تاکنون یک ریال برای آبادانی منطقه خرج نکرده! حتی چهار تا درخت بجای این همه درخت که نابود کردند نکاشتند و پولهای کلان برداشت از معادن سنگ در تهران و اصفهان سرمایه گذاری میشود. لُرستان 70% سنگ ایران را تولید میکند اما سنگ را بصورت خام و کیلویی میفروشند و کارخانجات بُرش سنگ در قُم و اصفهان هستند!


  • چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟

    چه زمانی باید《وزیر لُر》داشته باشیم؟ بیش از 80 % بودجه عمرانی کشور و همچنین امتیازها در وزارتخانه‌ها توزیع میشود که هرچقدر سهم نیروهای یک استان در دولت بیشتر باشد《سرعت توسعه وپیشرفت》در آن استان نیز بیشتراست این درحالی است که شرط دستیابی به پستهای ملّی، کسب پستهای استانی در ابتدا و یا نیمه راه کارمندی یک فرد است، اما در لرستان اگر به همین منوال طی شود و پستها فقط در بین افرادیکه به پایان عمر مدیریتی خود میرسند تقسیم شود، در آینده‌ای نه چندان دور این استان فاقد حتی مدیران میانی در وزارتخانه‌ها و مراکز و سازمانهای ملّی است؛ این یعنی《خود تحریمی یک قوم》از اعتباردو سهم از دولت مرکزی، که بلادلُرنشین دچار آن شده است!


  • کارنامه سفید!

    کارنامه سفید سیدموسی خادمی: اگر مردم لُرستان دکتر صابری را با زیرگذرهای کج و قناسش بخاطر میآورند! اگر با دیدن مُدبه کوه که بعدها بام خرم آباد نام گرفت یاد دکتر دهمرده بخاطرمان خطور میکند و اگر با عبور از زیرگذر گلدشت یادی از مهندس بازوند میکنیم اما هیچ نماد و نشانه‌ای پیدا نمیشود که سالها بعد با دیدن آن بخاطر بیاوریم زمانی استانداری بنام سیدموسی خادمی بر صندلی مدیریت اجرایی لُرستان تکیه زده و ثمره مدیریتش فلان پروژه یا حتی فلان جهتگیری مثبت بوده است! کارنامه سیدموسی خادمی《سفید》است 7 ماه از سیل ویرانگر لرستان میگذرد ولی هنوز جاده《ویسیان_معمولان》که دچار خسارت شده هنوز پروژه تغییر واریانت این جاده در مرحله برگزاری مناقصه گیر کرده است! در جریان سیل حدود 8 هزار میلیارد تومان خسارت در حوزه زیرساختها به لُرستان وارد شد ولی هنوز هیچکاری برای ترمیم خرابیها انجام نشده و هنوز سیل زدگان معمولان و پلدختر زیر چادر زندگی میکنند!!!


  • 60 % ثروت در اختیار 4 نهاد

    بهزاد نبوی فعال سیاسی اصلاح‌طلب در مصاحبه با سایت خبری الف گفت: دولت طبق قانون اساسی 20 % اختیارات اداره کشور را در دست دارد و 60 % ثروت ملّی در اختیار چهار نهاد: ستاد اجرایی فرمان امام/ قرارگاه خاتم/ آستان قدس/ و بنیاد مستضعفان است که هیچیک از اینها ارتباطی با دولت و مجلس ندارند!


  • قدرت عادت

    نرخ بیکاری در استانهای لُرستان، ایلام، چارمحال بختیاری و کُهگیلویه بویراحمد خیلی بالاست! تورم به 40 % رسیده و زیرساختهای مناسب برای《اشتغال جوانان》وجود ندارد و گرفتار پاشنه آشیل همه ماجراها《تحریم》است! چالز داهیک در کتاب《قدرت عادت》چه زیبا به توصیف اسیر شدن ذهن انسان در حلقه عادت میپردازد! شنیدن روزانه اخبار اختلاسهای چندهزار میلیاردی/ مهاجرت جوانان نخبه از کشور/ تاکیدات کلی و بدون نگاه علمی مسئولین به دغدغه‌های اجتماعی/ انتشار آمارهای بیکاری در سایه بی توجهی مسئولین/ افزایش روزافزون آلودگی و جمعیت تهران بدلیل مهاجرت جویندگان کار/ تعطیلی صنایع وکارخانجات/ بگیر و ببندهای سیاسی واقتصادی و...بسیاری از مسئولان را گرفتار عادتی بنام《بیتفاوتی》و《پوست کلفت شدن》در برابر مشکلات کرده است! خُرم آنکس که در این محنت گاه_خاطری را سبب تسکین است!


  • قومگرایی یعنی چه؟؟؟

    آن دسته از نژادپرستان بی هویتی که به ما لقب قومگرا میدهند باید بدانند قومگرایی یعنی زیرپا گذاشتن اصل 15 قانون اساسی، ماده 30 حقوق کودک، ماده 27 میثاق حقوق مدنی و ندادن حق تدریس زبان مادری و تنها رسمیت بخشیدن به فارسی و تحمیل آن از طریق رسانه به غیرِفارسها! قومگرایی یعنی تخریب چندین ساله هویتهای ترکی، گیلکی و لُری از طریق جوکهای نژادی و توهینهای مکرر در صدا وسیمای میلی! قومگرایی یعنی طی 2 سال متوالی افزایش 80 درصدی بودجه استانهای فارس نشین کویری چون سمنان و یزد! قومگرایی یعنی نفت و گاز و آب بلادلُرنشین در اصفهان و قم و کاشان به صنعت تبدیل کردن و لُرها را در فقر نگهداشتن تا به مهاجرت اجباری به کویر روی آورند! قومگرایی یعنی سرزمین سرسبز لُرها را خشک کردن و انتقال آب آنها برای سرسبز کردن کویر فارسها! قومگرایی یعنی کودکان لُر زمستانهای طولانی را تحمل کنند ولی در تابستانها تشنه بمانند و در گوششان فرو کنند آب کم است اما در تهران دریاچه مصنوعی 7 هزار هکتاری با آب شیرین راه اندازی کنند و در قم دریاچه مصنوعی 7 هکتاری جوان را با آب الیگودرز لُرستان بسازند! قومگرایی یعنی 65% کل تسهیلات بودجه کشور فقط در تهران خرج میشود! قومگرایی یعنی تاكنون يک رئيس جمهور غيرفارس نداشتيم (روحانی و احمدی نژاد سمنانی_خاتمی یزدی_رفسنجانی کرمانی). قومگرایی یعنی از 18 وزیر کابینه 16 وزیر فارس هستند! قومگرایی یعنی نفت را زیر پای مردم لُر شهرهای: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران خارج کردن و پولش را در اصفهان و تهران و یزد و...خرج کردن! قومگرایی یعنی نفت در بلادلُرنشین باشد اما پالایشگاه و پتروشیمی و صنایع شیمیایی در تهران، تبریز، اصفهان و شیراز باشد! قومگرایی یعنی کُهگیلویه روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان ایران است! قومگرایی یعنی آب کوهرنگ بختیاری را به کویراصفهان منتقل کنند ولی خود مردم با تانکر آب میخرند! قومگرایی یعنی سالی 12 میلیارد مترمکعب آب از لُرستان به خوزستان میرود اما 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! قومگرایی یعنی متراژ تمام شهرکهای صنعتی لُرستان به اندازه یک شهرک صنعتی یزد نیست! و این سیاست نژادپرستان است که سالهاست با تغییر جای متهم و شاکی برای تزریق حس گناه به مردم تحت ستم خود را اهل حق و مردم معترض را پان و قومگرا مینامند تا زمینه سرکوب آنها را فراهم آورند تا با راحتی بیشتر، ثروت آنها را چپاول کنند.


  • امروز هویت یعنی اقتصاد

    سالی 12 میلیارد مترمکعب آب فقط از لُرستان به خوزستان میرود! حالا چارمحال بختیاری و کهگیلویه بویراحمد را هم حساب کنید که سالانه چندین میلیارد مترمکعب آب از بلادلُرنشین به خوزستان سرازیر میشود و تماماً به سمت زمینهای عربها میرود که سالانه چندین بار کشت میکنند و جالب اینکه بیشترین دشمنی و کینه را هم نسبت به لرهایی دارند که تمام منابع آبشان بدون ریالی بصورت مفت به خوزستان میرود! 90% زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است و هیچ سد بزرگی ندارد! وقتیکه اصفهانیها انفعال و بیتفاوتی مناطق لُرنشین را می بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ بختیاری و الیگودرز لُرستان به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلاتشان صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی《اقتصاد》مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمیدهند!!!


  • ایرانی فرادست پرست و فرودست ستیز

    بهار ۹۸ وقتی بارانهای گسترده در بلادلُرنشین شروع شد تمام مناطق عرب نشین در جنوب خوزستان بشدت بخطر افتادند! اهواز فقط چندمتر با خطر سیل فاصله داشت که آب از کارون وارد شهر شود! شوش، صیدعباس، الهایی و الوان که بخیال خودشان مرتفع تر بودند کاملاً بخطر افتادند! وحشت وجود اعراب را گرفته بود و دیگر کُری خواندنشان درفضای مجازی بکلی قطع شد و فهمیدن که خیلی آسیب پذیر هستند! مناطق بالادستشان تماماً متعلق به لُرها بود نتیجه اینکه اعراب علیرغم گُنده گوزی اینستاگرامی آنهم نه بخاطر شهامت خودشان بلکه بخاطر تزریق دلارهای عربستان و داعش اجاره ای، در عین حال بسیار آسیب پذیر هستند و خرجشان فقط《باز کردن دریچه یک سد》است! اگر لُرها در بالادست دریچه فقط یک سد را برای چند ساعت باز کنند کل مناطق عرب نشین که در جلگه زندگی میکنند میرن زیر آب!!! گُنده گوز بعدی پان تورچها هستند که بصورت سازمان یافته توسط سرویسهای امنیتی باکو و آنکارا تغذیه و پشتیبانی میشوند که بصورت اهرمی برای عدم دخالت ایران در ترکیه و جمهوری آذربایجان حمایت مالی_رسانه ای میشوند! حجم کینه و نفرت درحال انتشار ترکها برآمده از سالها تحقیر فارسهای تهران است که امروزه عقده گشایی شان نه تنها فارسها بلکه تمام اقوام ایران را دربر گرفته و به مثابه یک سگ هار پاچه همه را میگیرند تا حقارت تاریخیشان را تسکین دهند! حکومت همه نوع باجی به ترکها میدهد تا آنان را راضی نگه دارد اما تب نژادپرستی همچنان در تبریز بالاست بطوریکه به غریبه آدرس نمیدهند یا محصولات و کالاهای ساخت نواحی غیرترک نشین را نمیخرند! در رسانه‌هایشان ردپای انواع توهینها به اقوام دیده میشود! دائماً از منابع و معادن آذربایجان حرف میزنند اما《یک قطره نفت وگاز》ندارند و منبع درآمدشان تنها تجارت کفش و فرش است! ترکها علیرغم تهدید به تجزیه طلبی اگر جدا شوند با قطع نفت و گاز باید کشک بسابند و مثل اجدادشان پوست گوسفند بفروشند و بیشتر از مغولستان پیشرفت نخواهند کرد! اگر بنا باشد پان تورچها در فضای گمنام مجازی همچنان به توهین ادامه دهند باید کالاهای ساخت ترکها را تحریم کنیم! چرا باید نفت از شهرهای لُرنشین: مسجدسلیمان، گچساران، پلدختر، دهلُران، اندیمشک، رامهُرمز، هفتگل و...استخراج شود ولی با صرف ۸۰۰ کیلومتر در پالایشگاه و پتروشیمی تبریز به فرآوری برسد؟ چرا مافیای ترکها در تمام پالایشگاهها و پتروشیمی های کشور شاغل باشند و علیه لرها دشمنی کنند؟ چرا مسئولان ترک شاغل در تهران تمام سرمایه بانکهای پایتخت را با لابی و رانت فقط در شهرهای ترک نشین بکار میگیرند؟ چرا تمام کارکنان پتروشیمی خرم آباد تُرک تبریز هستند؟ آیا لُری در تبریز مشغول بکار است که ترکها به هرکجا از ایران دلشان بخواهد مهاجرت میکنند؟ مردم بلادلُرنشین باید با ترکها و عربها مثل خودشان رفتار کنند چون گویا حرف زور و نژادپرستی متقابل را بهتر میفهمند چون ترکها فرادست پرست و فرودست ستیز هستند. درحالیکه موقعیت جغرافیایی و منابع لرستانات عالی و بی نظیر است اما تمامی سرمایه لُرها از قبیل نفت و آب خرج عربها، ترکها و فارسها میشود! این با عدالت خداوندی در تضاد است. آنها سکوت لرها را تعبیر به ضعف کردند و بجای قدردانی از ولی نعمتشان طبق خصیصه نمک نشناسی به گستاخی روی آوردند لذا باید مثل خودشان مقابله به مثل شود.


  • مردم لُر واقف به مزیتهای قومی نیستند!!!

    در این بُرهه زمانی بهترین کار فعالان رسانه ای لُر آگاه کردن مردم بلادلُرنشین از حقوق آبی شان است که از سالها پیش شهرهای کویری بصورت مجانی دارند آب میبرند و تاکنون ریالی بابت انتقال آب به استانهای محروم لُرنشین پرداخت نکردند!!! ابتدا باید کشاورزی منطقه سهم آبش را با ساخت سد و کانال کشی بگیرد تا کشاورزی که رکن اصلی اقتصاد روستاها و شهرهای لُرستانات است مدرنیزه شود چون کلید رهایی از فقر پیشرفت در تولیدات کشاورزی است آن هم فقط با مدیریت و حفاظت از منابع آبی بدست خواهد آمد! متاسفانه لُرها هنوز به مزیتهای قومی خودشان واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟؟؟ چرا نمایندگان شهرهای فقیر لُرتبار تا حالا هیچ صحبتی از حقآبه و پولی بابت انتقالات آب در مجلس نکرده اند؟ این واقعاً خیلی تاسف بار است که تاکنون از طرف نمایندگان، مسئولان و مردم شهرهای لُرنشین هیچ ادعایی در مقابل آبهای انتقال یافته به کویرمرکزی نداشته ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط 1 ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها را متحول میکند! نماینده دزفول در پی ثبت ملی آبشار شوی و دریاچه گردشگری تمی لُرستان است اما دریغ از بلند شدن یک صدای اعتراض از طرف مسئولان و نمایندگان لُرستان!!! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • خلع سلاح اقتصادی لُرها

    دبیرستان《صنعتی ارتش》زمان پهلوی دوم در مسجدسلیمان ساخته شد. یک هنرستان مجهزی که در دنیا نمونه آن فقط در《شفیلد انگلیس》بود که هزاران دستگاه برای قطعه سازی، مکانیک، الکترونیک، جوش تیگ و میگ و...داشت و با سوم راهنمایی برای ادامه تحصیل استخدام میکرد و دارای حقوق، بیمه، خوابگاه، کتابخانه و امکانات عالی با نظارت بالا بود. هنرستان صنعتی مسجدسلیمان در جوار کارخانجات تانک سازی شهید فرخ نیا (هخامنش سابق) بود. فقط مرکز زبانش بالای ۳ هزار عنوان کتاب برای یادگیری زبان داشت و صدها دستگاه مخصوص که متعلق به آزمایشگاه زبان بود. وقتیکه دانشگاه آزاد مسجدسلیمان افتتاح شد با درخواست حدود سی دستگاه از آنها را به دانشگاه آزاد مسجدسلیمان انتقال دادند. ارتش عراق سعی میکرد مجموعه پادگان و تانک سازی را بمباران کند ولی موقعیت عالی مسجدسلیمان مانع از خسارات میشد. متاسفانه بعلت عدم پیگیری نمایندگان و مسئولان مسجدسلیمان دستگاههای هنرستان صنعتی را فروختند و جمعش کردند درحالیکه یک امتیاز خوب برای شهرمسجدسلیمان بود. مشابه همین اتفاق درخرم آباد اُفتاد و مرکز آموزش ۰۲ را به تهران و مرکزآموزش ۰۷ را به کازرون منتقل کردند دریغ از بلندشدن صدای اعتراض یک نماینده و مسئول درلُرستان! مجتمع صنایع نظامی دورود را هم دارند به اصفهان منتقل میکنند و اگر مردم و نماینده بروجرد اعتراض نمیکردند پادگان مهندسی بروجرد را هم به تهران انتقال میدادند! مردم و نمایندگان لُرستان بیتفاوتند و نمیدانند با انتقال این مراکزآموزشی، پادگانها و مجتمع های صنعتی دارند چه ظلمی به نسل آینده میکنند! همین که آمار خلاف بالا رفته و محتویات ماشین را سرقت میکنند یا کیف قاپی میکنند یا آمار دزدی از منازل بالا میرود یا درب فلزی چاه فاضلاب را میدزدند تماماً مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مردم و مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است!!! خرم آباد در بمباران هوایی رتبه پنجم را دارد اما نمایندگانش هیچوقت از تریبون مجلس از دولت نخواستند که جبران مافات کند اما دزفول و کرمانشاه از همین مزیت استفاده کردند و کلی امتیاز گرفتند!


  • خون هر چهارنژاد اصلی بشر《قرمز》است!

    پرویزشاپور: خون هر چهار نژاد اصلی بشر《قرمز》است! هجم توهمات یک ملت وقتی بیکران میشود افیونی بجان جامعه می‌افتد که هیچ جوری نتوان آنرا علاج کرد! هفتم آبان را بزور مصادف با روز کوروش دارند جا میزنند! هرچند چنین روزی هیچ جا ثبت نشده! یک سوال از《پان پارسهای نژادپرست》اگر وجود، عُرضه و شهامت دارید! بجای پریدن از نرده های قبر کورشی که مُرده توش نیست بروید اول کشور را از یوغ نابرابری، بیکاری و فقر برهانید! اگر آزادیخواه هستید بروید دزدان و اختلاسگران را دستگیر کنید! بُزدِلان الکی خوش مشنگ! از کوروش هزاران جمله نقل میکنند آنهم جملاتی که انگار در خیابان جُردن تهران سال ۱۳۹۸ کوروش زندگی میکرده! میگویند کوروش به کشوری هجوم نبرد جزء برای رهانیدن مردم آن کشورها از ظلم حاکمانشان! بعد درجای دیگر میگویند کوروش بعد از فتح ممالک شاهان آنرا نمیکشت و به آنها اجازه میداد بر سر قدرت باقی بمانند! اگر کوروش برای رهانیدن مردم از ظلم شاهان بپا خواسته بود پس چرا شاهان را بعد از شکست دادن از قدرت خلع و مجازات نمیکرد و جزء افراد خود قرار میداد؟ شما خود را جای آن مردمان قرار دهید و بگویید آیا عادلانه است مثلاً آمریکا به منظور رهانیدن مردم عراق از دست صدام به عراق حمله کند و بعد از فتح عراق همان صدام را حاکم کند؟ از ایران باستان چه آثار علمی مکتوبی بجا مانده؟ هفته نامه «اشپیگل» چاپ آلمان در شماره 28 سال 2008 نوشته ای به نام «فرمانروای قلابی صلح» به قلم ماتیاس شولتس منتشر کرده است در این نوشته نویسنده میگوید: کوروش پیام آور صلح و حقوق بشر نبوده و یکی چون دیگر دیکتاتورهای زمان خویش بوده و دراین راستا منشور حقوق بشر کوروش را یک «سند تبلیغاتی» میخواند. از هخامنشیان تا حمله اعراب یعنی طی ۱۲۰۰ سال هیچگونه اثرعلمی، ادبی یا فلسفی مکتوبی دیده نمیشود دکترهمایون کاتوزیان، استاد تاریخ دانشگاه آکسفورد: این ادعا که حکومتهای باستان ما آثار مکتوب زیادی در زمینه های مختلف علمی، فلسفی و ادبی از خود برجای گذاشتند اما اعراب این آثار را تمامأ سوزاندند افسانه ای بیش نیست! مقبره و آرامگاههای ایلامی در کنار تخت جمشید که همان زمان توسط اقلیت خائن و دزدان عتیقه با خاک یکسان شدند و اجساد مومیای شده توسط دانشگاه شیکاگو به امریکا بردند منبع از کتاب: تخت جمشید نوشته اشمیت در سال ۱۳۴۲ که بنگاه فرانکلین آنرا چاپ کرد.


  • در نکوهش نژادپرستی

    انسانهای سیاهپوست درآمریکا به بردگی کشیده شدند و برای همین بردگی《قانون》وجود داشت تا از حقوق《مالکان برده‌ها》حمایت کند و به خرید، فروش، شکنجه وکشتار آنها وجهه‌ای مُتمدنانه ببخشد واگر نبود مبارزات بزرگمردان معتقد به《انسانیت》ریشه این باورها خشکانده نمی‌شد! هیتلرنازی وهمفکرانش نیز به نام《برتری_نژادی》میلیون‌ها انسان را به کام مرگ فرستادند تا امپراطوری نژادبرتر را درجهان حکمفرما نمایند! بعداز این‌ها بود که عالمان غربی برای دفاع از حقوق《اقلیت‌های نژادی_قومی_دینی》قوانینی را وضع نمودند و به آنها حق حیات همچون اکثریت دادند بلکه از آن هم فراتر! به گونه ای که اکنون در این کشورها سخنرانی، نوشتن، رسم کردن و حتی اشاره به نژاد یا زبان یا دین"《کثریت》با عنوان《دفاع》از آن نوعی《نژادپرستی》محسوب می‌شود و قائل به آنرا در پرتگاه سقوط اجتماعی قرار میدهد! اما اقلیت‌ها به عکس، حق دفاع از زبان، دین، نژاد یا قومیت خود را برای《بقا》دارند و هیچکس نیست که آنها را متهم به《قومیت‌گرایی》یا《نژادپرستی》یا تضعیف اتحاد_ملی نماید! در کشور ما اما برای اقلیت‌ها پاشنه آشیل هر تهمتی، سخن از《خویش》است. اگر اقلیتی سخن از اصل ۱۵ قانون اساسی مبنی بر آموزش به زبان مادری نماید قومیتگراست! اگر کسی برای بقای فرهنگ درحال استحاله‌اش در فرهنگ غالب حرفی بزند نژادپرست‌ است! اگر کسی از تاریخ و تمدن خویش سخن براند متهم به زیرسوال بردن تاریخ کشور میشود و انگار او که اقلیت است جزوی از تاریخ این کشور نیست! اگر کاسه صبر کسی از تبعیض در استخدام‌ها سر برود و داد بزند؛ جواب میشنود که: اینقدر در خشخاش اختلافات مَته نزن و بگذار مردم زندگی‌شان را بکنند! و منظور از مردم《اکثریت》است! نژادپرستان یا به زبان دوست فرهیخته‌ام《میان‌مایه‌ها》نه این‌که بخواهند و نتوانند نه! بلکه واقعاً نمی‌توانند دنیا را از دید یک اقلیت ببینند که فرهنگ، پوشش، زبان، فرصت‌های شغلی، احترام، موقعیت اجتماعی، امکان رشد و پیشرفت و در یک کلام تمام زندگی خود را باخته است! نمی‌توانند! حرف میزند، متهم به "کانال دو" میشود؛ مینویسد، متهم به《تشویش اذهان》می‌شود؛ فریاد می‌زند، متهم به تعصب و نژادپرستی می‌شود؛ فساد و نژادپرستی وظلم را افشا کند، متهم به《خیانت》می‌شود و در هر قدم، از نگاه نژادپرستان مستحق 《سرب داغ》مرگ و طرد از وطن است! در مورد سیستم و دولت حرف نمیزنم. بلکه در مورد《رسوخ باورهای نژادپرستانه》سخن می‌گویم که بجای اذان در بدو تولد کودکان در گوشهایشان خوانده می‌شوند و اکثریت را با برتری برابر میدانند. شما هم یک نژادپرستید؟


  • آمارسازی و بُن بست توسعه در بلادلُرنشین

    آیا استانی جز لُرستان خودمان را می‌شناسید که دائماً در《بیکاری، تورم و فلاکت》صدرنشین باشد اما مسئولانش نتوانند حتی در مورد یک مسئله اساسی باهم به تفاهم برسند؟ لُرستان زمانی میتواند روی توسعه را ببیند و فرصت رشد و بالندگی پیدا کند که مدیران و مسئولانش به یک همبستگی، یکدلی و تفاهم برسند وگرنه تا زمانیکه هرکس ساز خودش را میزند، نمیتوان اُمیدی به تغییر وضعیت لُرستان داشت. متاسفانه در سر بزنگاه ها؛ سیاسیون لُرستان با بازیهای خود استان را به《نزاع قدرت》تبدیل کرده‌اند؛ آنها برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان از طریق سهیم شدن در قدرت، لُرستان را به بن بست کشانده اند و نیروهای نخبه و شایسته را به بی سرانجامی درگیر و خنثی کرده اند درحالیکه بهتر اینست که باجوش وخروش این نیروها تفاهم در راستای《توسعه لُرستان 》معنی پیدا کند. سمفونی ناکوک توسعه لرستان در حوزه اقتصاد بارها شاهد مناظره و دعوا در بین دستگاهای استان در خصوص اثبات اینکه کدام دستگاه بیشترین نقش را در توسعه دارد بوده ایم؛ هر دستگاهی مسیر توسعه را بگونه ای خاص تعریف کرده مثلا جهاد کشاورزی لازمه رونق اقتصادی را در استفاده از ظرفیت کشاورزی و دامپروی استان میداند؛ میراث فرهنگی، توسعه گردشگری را مهمترین اولویت استان میداند؛ صنعت معدن و تجارت معتقد است که پتانسیل ویژه لرستان در زمینه صنایع و معادن است؛ اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان حلقه مفقوده اقتصاد لرستان را تعاونیها اعلام کرده و...نتیجه این بی برنامگی و اختلاف نظرها، هدر رفتن اعتبارات، سردرگمی و رکود بیش از پیش استان است. این ناهماهنگیها سبب شده که در بخش عمرانی امروز خیابانی آسفالت شود و فردا یکی از دستگاه های خدمات رسان، اقدام به کنده کاری کند؛ غافل از اینکه توسعه یک استان نیازمند همکاری، هماهنگی و استفاده از 《مدیران توسعه خواه》، آشنا به مفهوم علمی توسعه و دارای تجربه کافی است. صدای رگبارها و رعد و برقهای مهیب در لرستان به گوش میرسد اما امیری، معاون عمرانی استاندار با حضور در برنامه زنده تلویزیونی بجای اعتراض به وضعیت کمبود اعتبارات استان و اعتراف به مشکلات سیلزدگان و خطری که بخاطر عدم لایروبی رودخانه مردم را تهدید میکند با کمال خونسردی به《آمارسازی》پرداخت با این وضعیت چه انتظاری میتوان از بقیه مدیران داشت؟ پس بهتر است که مسئولین ارشد لرستان با این وضعیت سیلاب استان بفکر چاره اندیشی باشند! سلیمانی/شهاب آسمانی


  • نقش نمایندگان ضعیف در توسعه نیافتگی بلادلُرنشین

    لُرستان از گذشته تاکنون از نظر شاخص فلاکت《بی‌کاری، مهاجرت و تورم》در صدر جدول استان‌های کشور قرار دارد تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با غیور و سلحشور خواندنمان به‌اصطلاح ما را《باریک اله مس》(بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیف دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود!!! نصف لرستان را آب بُرده و بیشتر مردم مناطق سیل‌زده استان در شرایط بسیار سختی گذران زندگی می‌کنند، بیشتر کارخانه‌های مهم استان یا تعطیل هستند و یا با مشکلات نقدینگی و سرمایه در گردش دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر را هم بانک‌ها مصادره کرده‌اند و کارگران این واحدها نیز بی‌کار شده‌اند!!! در جدیدترین اقدام ناروا در حق مردم لرستان، در عین ناباوری و در سایه《سکوت مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس》استان لرستان را از فهرست استان‌های محروم کشور حذف کرده‌اند!برخی از مسئولان استانی این قضیه را تکذیب می‌کنند؛ ولی《تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها》اگر گفته مسئولان را باور کنیم، پس چرا در هفته‌های اخیر توزیع شیر در مدارس 8 استان محروم کشور تصویب‌شده ولی نام لُرستان در بین این استان‌ها نیست؟؟؟ معاون پشتیبانی وزارت آموزش‌وپرورش گفته: استان‌هایی که شاخص محرومیت به‌ویژه در زمینه تغذیه داشتند در اولویت قرار گرفتند! توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم: بوشهر، خراسان جنوبی، بلوچستان، کرمان، ایلام، خوزستان، کهگیلویه و هرمزگان تا پایان سال تحصیلی اجرا می‌شود و دانش آموزان مناطق محروم لرستان که بیشترشان از《پوکی استخوان و سوءتغذیه》رنج می‌برند در این طرح دیده نشده‌اند!!! بی‌مهری در حق لرستان تمامی ندارد؛ در پایان جنگ تحمیلی هم برای بازسازی استان‌های جنگ‌زده و برای توسعه این استان‌ها، بودجه ویژه‌ای اختصاص می‌یابد، متأسفانه درحالیکه لرستان پس از خوزستان《دومین استان آسیب‌دیده از جنگ》است، نامش از فهرست این استان‌ها حذف می‌شود و هیچ صدای اعتراضی از مسئولان و نمایندگان لرستان در مجلس بلند نمی‌شود!!! محمدی زاده استاندار لرستان در دولت سازندگی که پارسال برای ضبط یک برنامه تلویزیونی در شبکه افلاک حضور یافته بود، پرده از این ماجرای ناراحت‌کننده برداشت و آن را رسانه‌ای کرد!!! حالا هم با تصویب توزیع شیر رایگان در مدارس مناطق محروم، صدای هیچ نماینده‌ای از لُرستان در صحن علنی مجلس بلند نشد و هیچ‌کدام از 9 نماینده لُرستان از حق دانش آموزان لُرستانی دفاعی نکردند!!! علیمحمد سوری لکی و دکتر فرید نمایندگان خرم آباد در مجلس سوم، امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه هفتم خرم آباد را به اراک فروختند و مانع صنعتی شدن لُرستان شدند!!! در مواقع این‌چنینی لُرستان نیاز به نماینده‌ای مثل:《نادر قاضی پور》نماینده ارومیه دارد تا از حق مردم دفاع کند؛ بدون تردید اگر همچون لرستان، اجحافی در حق مردم آذربایجانغربی صورت می‌گرفت، آقای قاضی پور عرصه را بر مسئولان دولتی تنگ می‌کرد و تا حق مردم حوزه انتخابیه‌اش را نمی‌گرفت از پای نمی‌نشست!


  • استانهای کویری صنعتی

    استانهای کویری با تمرکز امکانات و خدمات در خود سبب شده‌اند سرمایه و نیروی انسانی ماهر و متخصص سایر استانها به این مراکز بویژه تهران سرازیر شود که پیامد آن نابرابری، بی تعادلی و واگرایی بین نواحی است. بلاد لُرنشین که برخلاف توانمندیهای طبیعی سالهاست که جزء استانهای محروم باقی مانده‌اند، شرایط زندگی خوب انسانی وجود ندارد و بسیاری از مردم نمیتوانند با رفاه و آبرو به زندگی ادامه دهند و بی‌نیاز باشند. مردمان لُر از نظر اقتصادی حاشیه ای نیستند بلکه از آنها بهره‌کشی شده است. از نظر اجتماعی حاشیه ای نیستند بلکه طرد شده‌اند. از نظر فرهنگی نیز حاشیه ای نیستند بلکه لکه‌دار و نقره داغ شده‌اند و از نظر سیاسی هم حاشیه ای نیستند بلکه زیر نفوذ قرار گرفته و خفه و خنثی شده‌اند. الگوی توسعه در ایران از《الگوی مرکز_پیرامون》تبعیت میکند به صورتی که تمرکز امکانات در استانهای کویری و همزمان رکود نسبی فعالیتها در استانهای مرزی؛ نابرابری و واگرایی ناحیه‌ای را بیشتر کرده! همچنین با توجه به این اصل که《نواحی فقیر از نظر سیاسی نیز در حاکمیت ضعیف هستند》نمیتوان انتظار داشت که منابع در اختیار دولت براساس منطق عدالت خواهانه《راولز》که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند تعلق گیرد! در واقع منابع بلاد لُرنشین مثل آب، نفت و معادن تنها از نظر مکانی و فضایی به این ناحیه تعلق دارد ولی سود بدست آمده از آن در تهران، اصفهان، قم، اراک و یزد سرمایه گذاری میشود. مناطق کویری با وجود محدودیتها و تنگناهایی که در عوامل طبیعی دارند بعلت عوامل سیاسی و وجود مقامات بلندپایه که به این نواحی کویری تعلق دارند توانسته است سرمایه گذاریهای دولتی را در تمام زمینه‌ها بخود جذب کنند و در نتیجه جزء《استانهای توسعه یافته صنعتی》به شمار آیند. دکتر دیوید هاروی در کتاب《عدالت اجتماعی و شهر》مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیر هستند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کنند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظات سیاسی بر دیدگاههای اقتصادی غالب است و استعدادهای عمرانی و اقتصادی برحسب نفوذ سیاسیون در قدرت است!


  • استخدام باید از طریق《آزمون》باشد نه《طایفه بازی》

    مورد داشتیم که بعضی از نماینده ها توسط بعضی از مدیران احاطه شده و آنها از نماینده شهرستان استفاده شخصی میکنند. مثلاً فرزندان خودشان را با حمایت نمایندگان در ادارات بدون آزمون و مصاحبه استخدام میکنند درحالیکه حق آنها نیست و رشته تحصیلیشان با شغل اداری مرتبط نیست! بقیه جوانان شهر وقتی برای استخدام اقدام میکنند سنگهای زیادی جلوی پایشان میندازند مثلاً فردی که در تربیت معلم قبول شده را در مصاحبه رد میکنند تا هم طایفه‌ای را بجای او بنشانند! حق در استخدام ارتش و نیروانتظامی هم کسانی را قبول میکنند که هم طایفه‌ای شان باشد! در لُرستان خیلی همچین چیزی را تجربه کرده‌اند که طایفه بازی نقش اساسی در آن دارد! که دوستی با نماینده و هزینه تبلیغاتی برای او عامل این موضوع است! مردم باید وقتی همچین چیزایی را می‌بینند افشا کنند تا آبروی نمایندگان و مسئولان نژادپرست را ببرند! مردم باید به حراست اداره/ دیوان محاسبات اداری/ و اداره بازرسی شکایت کنند و گزارش تخلف مدیران ادارات در《استخدام طایفه‌ای》را بدهند! توضیح بخواهند که چرا بچه های خودشان را با رانت و لابی استخدام کردند بدون《آزمون و مصاحبه؟》ادارات دولتی جزو بیت‌المال هستند و مردم در آنها حق دارند و برای تامین نیرو باید《آگهی عمومی》بدهند و با عدالت از طریق آزمون، نیروی متخصص و تحصیلکرده جذب کنند!


  • نماینده شهرستان یا طایفه؟

    ردپای《نمایندگان قبیله گرا》ادوار گذشته هنوز بر ادارات وجود دارد وابستگان آنها که بدون آزمون در ادارات استخدام شدند و کاش فقط شاغل باشند اما با بیفرهنگی و زیرآب زنی، نخبگان لُرستان را با عناوین مختلف از صحنه حذف مینمایند و موانع متعدد پیش پای آنها میگذارند حرکاتی از این قبیل جز تنفر و خسارت برای لُرستان چیز دیگری ندارد! همانا رویای آنها فقط بکار گرفتن《افراد بیسواد هم طایفه‌ای》و تصاحب چند موسسه اقتصادی است! آنها دلسوز شهر و استان نیستند فقط بفکر طایفه پوشالی هستند و نتیجه کارشان جز خسارت و عقب نگهداشتن شهر نیست! باید وابستگانشان از ریاست بر ادارات، مدارس، بیمارستانها، استانداری و سایر ادارات کنار بگذارند چون《دید طایفه‌ای》دارند! یکبار اصلاح طلب میشوند وقتیکه فضا عوض شد سریعاً اصولگرا میشوند! البته ما با بیخیالی و بیتفاوتی در انتخاب این افراد ضعیف و بیسواد مقصریم و در کمکاری آنها بخاطر سکوتمان شریک هستیم که نمیپرسیم آقای نماینده آن رویای شما در سرکار آوردن هم طایفه‌ای به حقیقت پیوست؟ آیا شما نماینده کُل شهرستانی یا فقط یک طایفه؟


  • استخدام بدون آزمون!!!

    در برخی ادارات دولتی، مدیران دست نشانده بعضی از《نمایندگان طایفه گرا》فرزندان و خویشاوندان خود را بدون اینکه فراخوانی برای جذب نیرو بدهند و آزمون برگزار کنند براحتی استخدام میکنند و طوری وانمود میکنند که انگار آن اداره ارث پدرشان بوده و آن شغل نیز حق فرزندشان است! اداره دولتی از اموال بیت‌المال است و شرعاً کار این مدیران گناهی بزرگ است چراکه از حق مردم به نفع خودشان بهره برداری میکنند. جالب اینکه همان《مدیر حق مردم خور》و خانواده‌هایشان در میان فامیل و خویشاوندان طوری ادعای دینداری میکنند و نسبت به جوانان بیکار ترحم میورزند انگار خود آنها نبوده‌اند که جایگاه شغلی جوانان بیکار را به نفع فرزندان خودشان مصادره کرده‌اند. این مدیران رانت خوار و نمایندگانی که در کار آنها دخیل هستند باید بدانند حقوقی که از طریق رانت دریافت میکنند حرام است و لقمه نانی که از آن حقوق برای فرزندانشان تهیه میکنند قطعاً حرام است.


  • لُرستان بهشت مدیران ضعیف

    سال 92 آقای جایدری با آقای نیکوخصال مدیرکل ورزش وجوانان در شبکه افلاک درباره ساخت《دهکده اُلمپیک》مصاحبه کرد که آقای نیکوخصال در یک جمله تاریخی فرمودند:《مگه توی خرم آباد میخاد اُلمپیک برگزار بشه که بخواهیم دهکده المپیک درست کنیم!!!》به علت عدم پیگیری و برگشت بودجه، دهکده اُلمپیک به مجموعه ورزشی تقلیل پیدا کرد! که فقط شامل یک ورزشگاه فوتبال و یک سالن دو و میدانی میشود! بقیه طرحها هم بدلیل بیخیالی مسئولان مُنتفی شدند! ولی در رشت، اصفهان، تبریز، تهران و...دهکده های المپیک با تمامی امکانات تکمیل شدند! تا تفکر قبیله‌ای در ذهن مدیران و مسئولان لُرستان حاکم است و تا وقتیکه بودجه را به تهران برگشت میدهند مطمئناً یک لُرستان دو نمیشود!


  • لُرستان ویترین پروژه‌های ناتمام

    پروژه‌های لُرستان که چندین دهه است که بلاتکلیف بحال خود رها شده‌اند و هنوز تکمیل نشدند: 1-دهکده المپیک که از 36 پروژه تنها دو پروژه تکمیل شدند/ 2- راه‌آهن دورود-خرم آباد-اندیمشک که از سال 89 تا الآن فقط 40% پیشرفت داشته است! / 3-احداث صنایع پایین دست پتروشیمی لُرستان / 4-تونل و سد کاکارضا که از سال 84 تا الآن تکمیل نشده است! / 5- تکمیل سد ایوشان/ 6-تکمیل سد زیبا محمد/ 7- تکمیل کارخانه سیمان خرم‌آباد که دو دهه ناتمام است/ 8-ساخت هتل پارک صخره‌ای که از 1376 تا الآن نیمه‌کاره است! / 9-احداث کارخانه ژنراتورسازی / 10_احداث مجتمع 700 هکتاری علی‌آباد/ 11- ساخت چهارخطه خرم‌آباد- چالانچولان / 12-ساخت چهارخطه خرم‌آباد-اندیمشک/ 13-ساخت چهارخطه خرم‌آباد - نورآباد/ 14-تعریض جاده خرم‌آباد_سپیددشت/ 15- تعریض جاده خرم‌آباد -آبشار بیشه از مسیر روستای آبستان/ 16-توسعه، تجهیز و شروع پروازهای خارجی فرودگاه لُرستان/ 17- استقرار اداره کل راه‌آهن لُرستان در خرم‌آباد/ 18-تکمیل کتابخانه مرکزی خرم‌آباد که فقط یک طبقه دارد ولی دو دهه است که بلاتکلیف میباشد! / 19-ساخت مجتمع فرهنگی بهزیستی/ 20-احداث میدان اسب‌دوانی/ 21-نوسازی و توانمندسازی محلات اسدآبادی، گل‌سفید، پاچنار، علی‌آباد و چاه خندق/ 22- احداث تصفیه‌خانه آب و فاضلاب/ 23- پیگیری طرح پایلوت توسعه شهری اُسکان سازمان ملل / 24-اجرای کمربند سبز خرم‌آباد/ 25-ساماندهی خُرم رود و کرگانه / 26-تکمیل ساختمان استانداری لُرستان/ 27- گسترش باغ‌وحش کاسیت و احداث باغ پرندگان/ 28-احداث موزه مفرغ لُرستان/ 29-احداث پارکینگ طبقاتی در بازار و مرکز شهر/ 30-تکمیل مجتمع تجاری (برج دوقلو) میدان کیو/ 31-تکمیل چهارخطه ازنا_شازند/ 32- تکمیل چهارخطه الشتر_فیروزآباد/ 33- تکمیل آزادراه خرم‌آباد_اراک/ 34-تکمیل مسکن مهرکمالوند.


  • سکوت نمایندگان خرم‌آباد

    آقای زهره نژاد اهل تهران از دولت تسهیلات گرفته که کارخانه لاستیک سازی خرم‌آباد را بسازد اما پول را گرفته و در شمال تهران دارد تالار میسازد و نمایندگان خرم‌آباد (صیمخو بیرانوند و محمدرضا ملکشاهی راد) هیچگونه اعتراضی به این قضیه نکردند! راه آهن دورود_خرم‌آباد_اندیمشک تعطیل شد ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! طرح بندرخشک خرم‌آباد را به سلفچگان قم منتقل کردند ولی باز نمایندگان خرم‌آباد هیچ افتراضی نکردند! از سال ۷۶ تا الآن هتل پارک صخره‌ای بلاتکلیف است ولی نمایندگان خرم‌آباد هیچ اعتراضی نکردند! من نمیدونم برحسب کدام کار درخشان دوباره ثبت نام کردند؟ بجز استخدام فامیلشان در ادارات کار دیگری برای خرم‌آباد کردند؟ تا زمانیکه کارآفرینان و اقتصاددانان وارد مجلس نشوند مشکل بیکاری لُرستان حل نخواهد شد!


  • رفتار انتخاباتی لُرستانی ها

    طایفه‌بازها با موج آفرینی کاذب و سوار شدن بر تعصبات، مردم را از خواسته های اصلی منحرف میکنند که حاصلش نمایندگانی بوده که نه تنها دستاوردی در دوران وکالتشان نداشتند که در پاره ای از اوقات با رفتارشان انگشت نمای دیگر نمایندگان شدند! حداد عادل رییس مجلس هفتم در برنامه صندلی داغ از خوابیدن نماینده لُرستان پشت در اتاقش برای اعزام به سفر خارج، بعنوان تلخترین خاطره یاد کرد! در دوره دهم نماینده خرم‌آباد بیانیه تشکیل فراکسیون بلاد کُردنشین را امضا کرد! نماینده دوره پنجم میخواست با هیاهو کاوه زمان جلوه کند اما بایکوت و شش ماه ممنوع کار شد! هنوز خاطره تلخ انتقال پتروشیمی خرم‌آباد به اراک در اذهان زنده است که مُسبب آن نمایندگان دوره سوم یعنی؛ علیمحمد سوری لکی و علی عنایت بودند! وقتی دستفروشی را عضو شورای شهر میکنید نباید از عملکرد ضعیف شهرداری انتقاد کنید چون حاصل انتخاب خودتان است! مردمی که حقوق شهروندی را نمیشناسند! مُنتقد نیستند! قانع هستند! زود عصبانی میشوند! مقابل کمبودها لَب فرو میبندند! منافع فردی را بر جمع ترجیح میدهند و از کنار اوضاع جامعه بی تفاوت میگذرند! قبل از هرچیز خود مردم باید پاسخگوی نحوه انتخابشان باشند! بودن یا نبودن این نمایندگان تاثیری بحال لُرستان نداشته و آمارها این را اثبات میکند: لُرستان بالاترین نرخ بیکاری را دارد! کمتر از شش صدم درصد از صنعت کشور را دارد! از نظر درآمد سرانه رتبه بیست وهشتم را دارد! نود درصد زمینهای کشاورزی لُرستان دیم است! دومین استان مهاجرفرست است! در اعتیاد وطلاق در بالای جدول است! این آمارها نشان میدهند نمایندگانی که آمده و رفته‌اند نتوانستند موجب بهبود در وضعیت لُرستان شوند!تا زمانیکه اقتصاددانان و کارآفرینان بعنوان نماینده وارد مجلس نشوند آمار بیکاری ومهاجرت بالاست! یک کارآفرین حوزه اشتغال وصنعت را میشناسد و با مشکلات تولید آشناست وگرنه یک معلم، دندانپزشک، وکیل یا باستانشناس هرچند هم بخواهد چون آشنا به اُمور اقتصادی نیستند، نمیتوانند مشکل‌گشا باشند! مجلس متعلق به استانهای پرجمعیت است اصفهان نوزده نماینده دارد و چهار نماینده بختیاری نمیتوانند جلوی انتقال آب را بگیرند! سه نماینده کُهگیلویه زورشان به نوزده نماینده فارس نمیرسد! و نُه نماینده لُرستان هیچوقت نمیتوانند در کاهش بیکاری مثمرثمر باشند! باید فراکسیون مناطق محروم تشکیل شود تا با اتحاد در جهت توسعه گام بردارند.


  • اعتراض مَدنی و انتخابات!

    سهیلا والیزاده: به نظر می‌رسد در اغلب کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نیل به اهداف اقتصادی و ارتقاء آن که رابطه مستقیم با سطح زندگی، معیشت، اخلاق و عفت عمومی دارد اصلی‌ترین مطالبه‌ی عمومی جامعه است چیزی که در کشور ما همیشه در درجه چندم اولویت قرار می‌گیرد و به تبع آن شکاف‌های عمیق فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه روز به روز بیشتر می‌شود. در چنین شرایطی که مهار جامعه از دست افراد پاکدست، توانمند، متخصص و دلسوز خارج شده است می‌توان سواد، نیرو و آگاهی خود را برای ارتقاء زیرساخت‌های فرهنگ عمومی متمرکز کرد تا افراد سطح پایین نتوانند شتاب بیشتری به سقوط و انحطاط آن بدهند. انتخابات نادرست و مبتنی بر هیجانات کاذب که البته قسمت عمده‌اش ناشی از انزوای افراد کاریزماتیک، جسور و پاک دستی است که به دلایل گوناگون پا به عرصه نمی‌گذارند و میدان خالی جولانگاه ترک‌تازی افراد میان‌مایه و ناکارآمد می‌شود و درنتیجه شکست‌های پیاپی و انسدادهای متوالی در برابر چالش‌های بزرگ کشور (مسئله اقتصاد و مبارزه با فساد و رانت و ...) است. از سوی دیگر عملکرد ضعیف نمایندگان ناکارآمد باعث دلسرد شدن مردم به انتخاب نماینده مجلس و شورای شهر شده است در این شرایط هواداران کاندیداها دست بهروش‌های غیرعقلانی و بر پایه جو زدگی می‌شوند و حس می‌کنند روش‌های خردمندانه‌ای برای جلب آرای عمومی وجود ندارد یا تأثیری ندارد. در لغت‌نامه معنای مسخرگی و لودگی را از هم جدا دانسته زیرا مسخرگی شغل است ‌و لودگی تنها برای خنده خود شخص و اطرافیانش...رسانه ملی در ایجاد فضای مسخرگی بیشترین نقش را دارد و با پرداخت حقوق‌های نجومی به کسانی از قبیل مدیری و جوان و...سعی داشته که قدرت تجزیه تحلیل درست را از افراد بگیرد و روح اعتراض نسبت به تناقض‌های آشکار از بین برده و خنثی کند تا جایی که مهران مدیری بارها در برنامه‌های خود اعلام می‌کند (من طرف شمام) با القاء این حس که مردم مقابل حکومت هستند البته ایشان با یک دستمزد غیرقابل‌تصور برای عامه مردم و در رسانه حکومت علیه آن‌ها. زیرا بار معنایی کلمات کاهش یافته و همه واژگان در خدمت مطامع سیاسی درآمده‌اند و تعارض و تناقض زیادی در شعار و عمل مسئولین وجود دارد و خوشبختی و معیشت مردم به درجه‌های آخر تنزل یافته‌اند؛ و بیان این‌همه تعارض هم مخالفت تلقی می‌شود؛ و مسخرگی به عنوان یک ابزار قدرت خیلی خوب می‌تواند باعث سازگاری هر چه بیشتر جامعه با زخم‌هایشان شود. نمونه اینکه برای تلخ‌ترین دردها هم در شبکه‌های مجازی جوک ساخته و آن را عادی و حتی خنده‌دار تلقی می‌کنند. در چنین شرایطی بهترین شکل ممکن و ملموس از آزادی تائید همه‌جانبه‌ی تمامی ابعاد و سیاست‌های اقتصادی، فرهنگی و...است. در خرم‌آباد ما هم در هر دوره انتخابات با یک پدیده خاص مواجه می‌شویم و تائید مردم به خیال اینکه با یک فرد معترض (از گونه‌ای دیگر) طرف هستند ما را مضحکه خاص و عام می‌کند. اگرچه مجلس دهم مجلس کارآمدی نبود تا جایی که در تورم سیصد درصدی بنزین کوچک‌ترین واکنش اعتراض‌آمیزی با اَدله تسریع سقوط طبقه متوسط به ضعیف از خود بروز ندادند.اما نگرش متقابل ما و انتخاب آن نه‌تنها بازدارنده‌ی این رفتارهای سخیف و دم‌دستی نخواهد بود بلکه مهر تأییدی است بر گسترش هر چه بیشتر این فرهنگ مخرب و ویرانگر که برخی به اشتباه آن را نوعی اعتراض مدنی و مبارزه آرام با فساد مسئولین می‌پندارند. درحالیکه به نظر نگارنده یکایک ما همان قدر که وظیفه داریم به عنوان یک ایرانی با فساد، تباهی و زشتی به هر توش و توانی که داریم مبارزه کنیم به همان اندازه بایستی برابر گسترش لودگی و دلقک‌بازی‌های حقیر بایستیم زیرا بدون شک این رفتار در نهایت به نفع قدرت خواهد بود و ابزاری برای از بین بردن روح اعتراض جمعی است و سرانجام هم‌صدایی با آن ایجاد جامعه‌ای است که دلقک‌ها با معیارهای حقیر خود می‌سازند.


  • لُرستان زخم کهنه در عدم توسعه دارد!

    حاتم شاکرمی معاون اول وزیر کار: لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه‌یافتگی دارد که بخشی از آن مربوط به عدم سرمایه‌گذاری بوده و بخش دیگری از آن مربوط به کاهش بهره‌وری در بخش تولید است. در لرستان در بحث استفاده از سرمایه‌های فیزیکی از بهره‌وری خوبی بهره‌مند نیستیم و باید اقدام اساسی صورت بگیرید و کارگروه یا کمیته‌ای برای رفع این مشکل تشکیل شود. شاکرمی با بیان اینکه در کشور هزار و 300 واحد مشکل‌دار در آستانه بحران داریم، اظهار داشت: از این تعداد 38 واحد در لُرستان قرار دارد و لُرستان از نظر تعداد واحدهای مشکل‌دار در جایگاه 26 ام قرار دارد. حدود 5 هزار و 800 نفر در این واحدها مشغول هستند که بین دو تا سه ماه و برخی تا پنج ماه حقوقی دریافت نکرده‌اند و با توجه به پایان سال باید در بحث حقوق معوقه کارگران تصمیمات جدی صورت گیرد و حقوق کارگران پرداخت شود. باید نگاه مدیران عوض شود و مدیران لُرستان باید ریسک‌پذیری را بپذیرند مدیری اگر ریسک‌پذیر نباشد، نمی‌تواند تصمیم به‌جا و به موقعی بگیرد لذا در رابطه با تغییر، پیشرفت و رفع مشکلات لُرستان باید نگاه مدیران تغییر یابد. کشاورزی لُرستان به سمت کشاورزی صنعتی برود شاکرمی با اشاره به اینکه در فروردین‌ماه امسال سیل آمد و در مسیر رودخانه و جاده بسیاری از زندگی مردم را خراب کرد، این سیل می‌توانست فرصتی برای لُرستان باشد و متأسفانه کشاورزی لُرستان کشاورزی رودخانه‌ای است و باید این نگاه در لُرستان تغییر کند و کشاورزی رودخانه‌ای به سمت کشاورزی صنعتی برود! تصمیم گرفتیم تمام اختیارات را به لُرستان بدهیم و مدیران زیر نظر استاندار هر تصمیمی بگیرند، مدیران لُرستان در جهت رفع مشکلات در زمینه صنعت، تولید و کشاورزی از این فرصت استفاده کنند. لُرستان زخم کهنه‌ای در عدم توسعه دارد!


  • تعلقات طایفه‌ای

    سهیلا والی زاده: انتخابات به خودی خودش کاندیداها و اطرافیانشان را به جنب و جوش و پویایی چندماهه‌ای وادار می‌کند. در دنیای معاصر که در پرتو تبلیغات تشخیص واقعیت از دروغ بسیار دشوار است کاندیداها هم گاهی چنان ماهرانه دم از معجزه می‌زنند که بیچاره خلق نمی‌تواند باور نکند. آن‌هم در شرایطی که خود رئیس جمهور هم به آن‌همه شعار رنگین که در اردیبهشت ۹۶ وعده داد نتوانست یا نخواست که جامه عمل بپوشاند. در بعضی استان‌ها هنوز طایفه‌گرایی قدرتمند است و انتخابات و مصالح آن این حس تعلق مندی متحجرانه را پررنگ‌تر می‌کند؛ زیرا افراد زیادی که فاقد توانمندی‌های خاص دنیای مدرن و شایستگی‌های لازم برای کسب صندلی‌های سرنوشت‌ساز یک جامعه هستند، می‌توانند با تکیه‌بر عواطف و احساسات طایفه‌ای و دل‌بستگی خونی احساس توانایی کاذب کرده و بتازند که البته در صورت موفقیت به‌جز چند استخدام ساده خویشاوندی از عهده‌ی هیچ کار مهم دیگری بر نمی‌آیند. با این همه ما ملتی هستیم که اشتباهات خودمان را دوباره و ده‌باره تکرار می‌کنیم. ازآنجایی‌که ما هرگز برای زندگی درست و انتخابات اصولی و اندیشمندانه آموزش ندیده‌ایم و عادت به تفکر و چرایی در اشتباهات بزرگ و تاوان نداریم به این راحتی‌ها راه را از چاه نخواهیم شناخت زیرا شور و هیجان غالب پوپولیستی و عوامانه اجازه عمل‌گرایی به متفکران جامعه را نخواهد داد. بی‌فایده است تکرار حرف‌هایی که مخاطبان آن هنوز زیر علم شعارهای پوچ و وعده‌های استخدامی و...سینه می‌زنند اما نمی‌توانم از گفتن این سخن بازبمانم که دوستان عزیز ما روزها و سال‌های سختی پیش رو داریم. بدون هیچ تعارفی اصلاح طلبی و اصولگرایی به مفهوم درست آن بسیار رنگ‌باخته است زیرا به‌عنوان یک شهروند، یا ایرانی حضور بزرگان این دو جناح در مقاطع مهم تصمیم‌گیری‌های کشور دیده نمی‌شود. دولت تدبیر و امید که ملت را از همه دولت‌های پیشین ناامیدتر کرد و نتوانست جلوی رشد سه برابری یک‌شبه بنزین را بگیرد. تاوان همه این‌ها را ملت پس می‌دهد و دولتمردان ما که ناچار نیستند با حقوق‌های سه چهار میلیون تومانی مخارج یک ماه خانواده را تأمین کنند نمی‌توانند درک درستی از معیشت سخت ما داشته باشند. آن عده‌ای که می‌گویند گرانی بنزین ربطی به بقیه چیزها ندارد یا در تمام عمرشان اصول ساده اقتصاد را نخوانده اند یا اینکه منافعشان در ابراز این دروغ بزرگ است. حداقل در این انتخابات پیش رو مراقب باشیم و اجازه ندهیم کاندیداهای بدون رزومه سازمانی و مدیریتی ما را به سمت هوچی گری و تعلقات طایفه‌ای بکشانند.


  • نبرد با آسیاب بادی

    سهیلا والیزاده مرادی: یکی از شگردهای موفق کاندیداها و به طور اعم رهبران جنبش‌های کوچک و بزرگ جهان ایراد خطابه‌های پرشور و حال و اغواگری است که مخاطبان را در خلسه‌ی پیروزی و دستیابی به آن فرو می‌برد. از آنجایی که این بیانات مخاطب فردی ندارند هر کدام از افراد جامعه‌ی هدف خود را در چشم‌انداز روشن آن خوشبختیِ پیش رو سهیم می‌دانند و یارای مقاومت ندارند در واقع به طور غیرمستقیم مخاطبان را ملزم به قبول چیزی می‌کنند که نیازی به آن نیست یا اصولاً از دسترس آن‌ها خارج است اما سخنان آن‌ها مانع ادراک شرایط موجود و قدرت تصمیم‌گیری صحیح می‌شود بنابراین رفتار جامعه هدف همان چیزی است که خطیبان و کاندیداها با القا حس آزادی در انتخاب به آن‌ها تحمیل کرده‌اند. در شعارهای پرشور و بدون پشتوانه‌شان دقت کنید. چشم‌اندازهایی که رسیدن به آن‌ها مستلزم تغییرات عمده‌ای در سیاست‌های کلان حکومت است و از عهده هیچ‌کدامشان ساخته نیست. در نظر بگیرید که در دوره‌های پیشین شهر ما هیچ نماینده‌ای در مجلس یا شورای شهر نداشت، به‌راستی چه اتفاقی می‌افتاد؟ لابد کارخانه‌های عظیم، حضور سرمایه گذران داخلی و خارجی، تولیدهای کوچک و بزرگ را که حالا نان بر سر سفره مردم محروم این دیار آورده‌اند نداشتیم و نیروی کار و فکر ما ناچار به عسلویه، بندرعباس، اصفهان، تهران و...کوچ می‌کرد. می‌بینید بودن و نبودن اغلب آن‌ها جز در جابجایی نیروها و مدیران سازمان‌های داخلی و چند سخنرانی و ارائه طرح بدون تصویب که از آن به‌عنوان رزومه یاد می‌کنند و البته چند حرکت دم دستی اعتراض‌آمیز چیزی نبوده و تأثیری هم بر چهره شهر نداشته‌اند. اساساً ما لُرها به‌رغم ظاهر خشن و زبان تندوتیزمان مردمی به‌شدت سازش‌کاریم تا حد ممکن از بحث و گفتگو و انتقاد گریزانیم و به طرز عجیبی با همه مصیبت‌هایی که بر سرمان می‌آید کنار می‌آییم. واضح‌ترین نمونه آن انتخاب نمایندگانی است که با شوق‌وذوق و به امید معجزه به بهارستان می‌فرستیم و خیلی زود ناامید می‌شویم و این بت خودساخته را تخریب می‌کنیم؛ اما این روند، بازدارنده ما از خیال‌بافی و بزرگ کردن کاندیداهای بعدی نیست. آدم‌هایی معمولی، کم‌سواد، کم تخصص و میان‌مایه را با کلمات اغراق‌آمیز به اوج می‌بریم که بنده خدا هم باور می‌کند ناجی بزرگ خلق است و باید با آسیاب‌های بادی بجنگد. به تجربیات گذشته، نومیدی‌های پی‌درپی از اغلب نمایندگان فکر کنیم. حقیقت این است که دگرگونی و تغییر در شرایط موجود نیازمند جهشی فکری و عملی در سیاست‌های کلان حکومت است. از سوی دیگر ما نیز در جهان تکنولوژی و سرعت، پس‌مانده‌های ذهن قبیله گرای یک قرن پیش خودمان را دور بریزیم و در اُسلوبی تازه مطالبه گر حقوق تغییر یافته خود باشیم. حقوقی که در القاء دروغ‌های خیرخواهان بزرگ و ناجیان پوشالی تعبیری واژگونه یافته‌اند درحالیکه مسئله چیز دیگری است. پی‌نوشت: دُن کیشوت یا《دُن کیخونه دلامانچا》رمانی از نویسنده اسپانیایی سروانتس ترجمه؛ محمد قاضی. ماجرا از این قرار است که مردی حدود ۶۰ ساله به شوالیه گری علاقه‌مند می‌شود و به دنبال مأموریتی شرافتمندانه و آرمانی می‌خواهد تمام اشتباهات عالم را درست کند اما چون دچار توهم شده آسیاب‌های بادی را هیولا می‌بیند و در نهایت دوستان خودش را مجروح می‌کند. نکته جالب اینکه رفقایش می‌دانند دن کیشوت بیچاره دچار توهم شده اما او را همراهی می‌کنند!


  • چه کسانی امتیاز پالایشگاه و پتروشیمی خرم‌آباد را به اراک فروختند؟

    نمایندگان خرم‌آباد در مجلس سوم که امتیاز پتروشیمی و پالایشگاه خرم‌آباد را به اراک فروختند علیمحمد سوری لَکی متولد ۱۳۳۲ کوهدشت بود که سپاهی بود و دکتر علی عنایت که متولد ۱۳۳۰ الشتر که استاد دانشگاه بود که بعد از افشای فروش امتیاز پتروشیمی به اراک، در صحن علنی مجلس سر ارث نداشته شون باهم دعوا کردند و سوری لَکی با سیلی زد بیخ گوش عنایت که در واقع میخ آخر تابوت پتروشیمی بود! من خودم راننده ام و هر وقت میرفتم برای بارگیری بشکه های مواد اولیه و وسایل پتروشیمی شازند با نام خرم‌آباد فرستاده میشدند! چقدر زجر عصبی بهم وارد میشد! دو نفر که غیر خرم‌آبادی بودند سهم جوانان ما از صنعت و اشتغال را به اراک فروختند!!! دکترعلی عنایت و علیمحمد سوری لَکی شهامت داشته باشند و به اشتباهشون اعتراف کنند! زمین پالایشگاه را طوایف باغیرت بالاگریوه علیرغم برخی مخالفتها بصورت مجانی اهدا کردند اما دعوای سوری لَکی و علی عنایت تاحدی پیش رفت که بعدها منابع موثق نقل کردند که اون زمان در قبال گرفتن وجوه ناچیزی از نمایندگان اراک این دو طرح صنعتی را دو دستی به استان مرکزی بخشیدند و در جلسات بعدی در صحن علنی مجلس، سوری لَکی با سیلی عنایت را مورد ضرب و شتم قرار داد و آبروی خرم‌آباد را جلوی تمام نمایندگان بُردند! این فقط یک نمونه از قصه‌های غم‌انگیز نمایندگان غیربومی و پُرادعای ماست! رأی ندیم راحت تریم تا اینکه رأی بدیم و غصه گند کاریشان را بخوریم! درگیری اصلی بین سوری لَکی و عنایت بخاطر پالایشگاه و واگذاری آن به اراکیها و در مرحله بعد مسایل مالی و ناهماهنگی بین خود آقایان بود! خیانتی که درحق لُرستانیها کردند حتی سپهبد امیراحمدی با آنهمه پیشینه سیاه کشتار مردم لُرستان نکرد چون انتقال اون طرحها زمینه صنعتی شدن اراک را فراهم کرد و متقابلاً موجب عقب ماندگی، فقر اقتصادی و مهاجرت لُرستانیها شد! بیشتر متریالی که از خارج برای پتروشیمی اراک وارد میشد هنوز به اسم پتروشیمی خرم‌آباد وارد میشوند!!! و این جای تأسف است چون الآن بجای اراک بایستی خرم‌آباد شهرصنعتی میشد که دکترعنایت و سوری لَکی امتیازش را مُفت به اراک فروختند!


  • واکنش لُرها به جامعه نژادپرست ایران چیست؟

    در عسلویه هرکسی از مهندسین نفت را دیدیم تُرک بود! پُستهای کلیدی دست این عزیزانه ولی همیشه از تبعیض دَم میزنند! حتی تهرانیها که دوره شش ماهه مأموریتشان میآیند عسلویه، همه تُرکند! تمام پرسنل پتروشیمی خرم‌آباد ترک تبریزند! اکثر واحدهای پالایشگاهی وپتروشیمی خوزستان و کُهگیلویه در اختیار ترکهاست! آیا لُری در آذربایجان مشغول بکاراست که آنها خود را مُحق میدانند در بلادلُرنشین به فعالیت تجاری بپردازند و به لُرها توهین کنند! همش سياسته که با نژادپرستی و شعارهای مرگ برفارس و خلیج عربی دست پيش ميگيرند که پَس نروند وگرنه تبريز ازنظر صنعت و رفاه بعد از تهران قرار دارد و انحصار کفش، فَرش و شکلات دراختیار تبریز است! وقتی وارد آذربایجان ميشويد انگار وارد كشور ديگری شده‌اید! روستاها تمیز و هرچیزی که برای رفاه لازم است حتی آبیاری مدرنیزه زمینهای کشاورزی را دارند! زمینهایشان یا زیرکشت است یا شهرک صنعتی است و هيچ زمین بلااستفاده‌ای نمی‌بینند! نفت در مسجدسلیمان، پلدختر، دهلُران، اندیمشک و گچساران است اما پالایشگاه وپتروشیمی درتبریز واصفهان است! خیالشان از لُرها آسوده است که تمام بودجه را بین خودشان تقسیم میکنند و لُرها در فقر وبیکاری بسر میبرند!اصفهان و یزد علیرغم بی‌آبی انحصار تولید فولاد را در اختیار دارند و با لابی اجازه احداث صنایع در استان بختیاری را نمیدهند تا همیشه آب مجانی برای چندطبقه کردن صنایع شان داشته باشند! همکارم هرروز صبحانه‌ را از اراک تهیه و به لُرستان میآورد! وقتی پرسیدم چرا از لرستان خرید نمیکنی؟ گفت: دوست ندارم پولم تو جیب لُرها بره! اما اگر ثانیه‌ای دویست میلیون مترمکعب آب از الیگودرز به اراک و قم برود یا پالایشگاه وپتروشیمی خرم‌آباد سَر از اراک درآورد نباید اعتراض کنیم چون متهم به قومگرایی میشویم! تمام عطر و آجیل فروشی های دزفول، کُردسنندج اند! در اندیمشک فروشگاه کردستان دایر کرده‌اند که لُرها بجای تحریم از آنها استقبال هم میکنند! تورهای گردشگری یکروزه که به مناطق لُرنشین میآیند تمام وسایل حتی راننده را با خود میآورند و ریالی برای استان ما درآمدزایی نمیشود! شهرهای ما بازار مصرف کالاهای بُنجل اصفهان و تبریز است از گُلدستون اردبیل تا سفال اصفهان، ایزوگام دلیجان و لاستیک کویر یزد! پس لُرها چقدر از ایرانی بودن سهم میبرند؟ سهم ما از اقتصاد ملّی چیست؟ چرا از بودجه عمومی برای انتقال آب به شهرهای نورچشمی استفاده میشود اما برای تکمیل طرحها در لُرستان اعتبار ندارند؟


  • باید نگاه ویژه کشوری به لُرستان شود

    نرخ بیکاری بالای لُرستان درطول سنوات متمادی رمق را از خانواده‌ها گرفته و نیازمند اقدامات اساسی است. از فرماندهی اقتصاد مقاومتی می‌خواهیم یک نگاه ویژه‌ای به این موضوع شود، مشکلاتی که هست در طول سنوات انباشته شده است و موقعیت لُرستان نیازمند یک نگاه ویژه‌ای است. لُرستان مرکز غیرت و پایتخت طبیعت است، لذا این مردم شایسته خدمت هستند و انتظار می‌رود اقدامات در تراز بالای مملکتی برای لُرستان صورت گیرد. برای اینکه کمر بیکاری شکسته شود یک اقدامات اساسی در مرکز کشور برای لُرستان باید صورت گیرد و نگاه ویژه‌ای باشد. مردم لُرستان وضعیت شهرهای دیگر را می‌بینند باخود مقایسه میکنند و سؤال می‌کنند که چرا سفر وزرا به لُرستان کم است.


  • چرا لُرستان طرحی برای افتتاح ندارد؟

    چند سالی است که افتتاحاتشان رنگ روی فجری ندارد. از سر تکلیف است و بی‌تفاوتی. از افتتاح چند مغازه گرفته تا آغل گوسفند و سنگ‌فرش چند ده متری. دستاوردهایی که بوی یاس می‌دهند. دهه فجر امسال هم همان مورد اعتراض‌های سال گذشته را هم نداشت خلاصه شد در کارهای روتین ادارات. دولتمردان ساکن در لُرستان می‌گویند دولت بودجه ندارد! اعتباری در کار نیست و معتقدند با این شرایط ایثار کرده‌اند و مسوولیت پذیرفته‌اند! اما خبرهای سراسری چیزی دیگری می‌گویند! در خبرها و افتتاحات خبری از بی‌پولی و کمبود اعتبار دولت نیست! وزرای اجرایی رئیس‌جمهوری در استان‌های دور و نزدیک اقتدار دولت و نمایندگان دولت در آن استان‌ها را به منظر عموم گذاشته‌اند. تمام بهانه‌های مدیریتی در لُرستان یکی پس از دیگری با افتتاح طرح‌های کلان کشوری از حمل و نقل ریلی، هوایی و زمینی گرفته تا سد و کارخانجات تولیدی خاورمیانه‌ای و اشتغال‌های چند صدهزارنفری بی‌اثر شده‌اند. استان‌های دیگر نشان می‌دهند دولت پول دارد اما توان مدیران و نمایندگان لُرستان برای گرفتن کم‌بوده، افتتاحات نشان می‌دهد توقع ما از دولت پایین‌تر و بسیار پایین‌تر از توقع سایرین است. نمایندگان ملت لُرستان در خانه ملت به وقت بودجه‌ریزی و دفاع از ردیف‌های ملی خیلی یادشان نبوده فلسفه حضورشان روی صندلی‌های سبز چه بوده؟ حالا دهه فجر با آن‌همه عظمت و ابهت باید به بطالت و افتتاح نمایشگاهی از چند عکس و فلش دوربین‌ها برای یادگاری گرفتن آقایان بگذرد. راه‌آهن چشم‌انتظار بودجه است تا احیا شود و توسعه را روی ریل پیش ببرد، آزادراه چشم ‌به‌راه قطعه ۵ است تا وصلش قطع نشود، فرودگاه رؤیاهای خود را برای نشست و برخاست هواپیماهای پهن‌پیکر آماده تیک آف کرده و واحدهای صنعتی دربه‌در دنبال مدیریت چالش‌های پیش رو می‌گردند و مصوبه‌ای که بانک‌ها را وارد گود کند و چرخ لاستیک لرستان بیم پنچر شدن در آغاز راه دارد و سیمانی که نیامده سرش را گل گرفته است و... دهه فجر دو سال و اندی است طعم خدمت را در لرستان نچشیده و داغ عکس‌های یادگاری با ژست‌های حق‌به‌جانب را نمی‌داند کجای سفره پر از درد و مشکل جوانان بیکار لرستان بگذارد. به‌راستی آیا کم‌کاری در فرهنگ فجر قابل‌بخشش و چشم‌پوشی است، آنگاه‌که جوانان این دیار پشت صف‌های طولانی تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج پیر شده‌اند و برخی بانک‌ها اعتبارات قرض‌الحسنه‌شان را بی‌آنکه مصرف کنند برای خوش‌خدمتی در حال پس فرستادن به مرکزند. بگذارید لُرستان از انقلابش طعم شیرین بگیرد مدیریت را به اهلش بسپارید اکنون اگر توانتان بیش از این نیست، کنار بروید و بگذارید توانمندها بیایند و دهه فجر را با بی‌تدبیری زهر نکنید. محدثه مقدم/ صدای-رسا


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • تهران عنصری ناهمگن در جغرافیای ایران

    تهران به‌دلیل مرکزیت اداری و پایتخت بودن توانسته فاصله‌اش را نسبت به دیگر نواحی بیشتر کند و به تنهایی چهل درصد از صنایع کشور را در اختیار بگیرد و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط درتهران خرج شود و عنصری ناهمگن در پهنه جغرافیایی کشور باشد! تهران فاقد اصول شهرسازی است و فقط شاهد بالا آمدن روزافزون برجهای زمختی هستیم که با پول رانت ساخته شده‌اند! در کشورهای پیشرفته مثل: آلمان، فرانسه، انگلیس و کانادا که از نظر آب بهره‌مندند به ندرت می‌بینیم که شهری بیش از سه میلیون جمعیت داشته باشد! زیرا هرچه شهر بزرگتر باشد منابع آب بیشتری می‌بلعد! درحال حاضر تهران از منظر بوم شناختی بدهکارترین شهر خاورمیانه است و میزان نشست زمین در تهران تا سی وشش سانتیمتر در سال است! سطح آب زیر زمینی در تهران درحال افت تا هفده متر است! بعد از تهران شهرهای قم، سمنان، اصفهان، یزد، کرمان و شیراز بدلیل نفوذ احزاب، ساختار متمرکز دولتی و اقتصاد سیاسی به قطبهای رشد و تمرکزگرایی مبدل شدند و عدالت و برابری ناحیه‌ای را زیر سؤال بردند! استانهای کویری که محتاج آب ما هستند همه صنعتی شدند! و جوانان لُر بخاطر بیکاری و نبود سرمایه، آواره شهرهای اصفهان و تهران شدند! نمیدانم با این همه تضاد چطور کنار بیاییم؟ نمیدانم وقتی همه بدنبال کار و سرمایه هستند چرا ما باید تعصب مشاهیر خراسان را بکشیم که شهروندانش، لُرها را جدا از خود میدانند! هیچ قومی به اندازه لُرها تعصب ایران را نکشیده ولی ماحصل این علاقمندی برای ما چه بوده؟ غیر از اینست که امروزه فهم و شعور اجتماعی ما توسط همین فارسهای نژادپرست به سخره گرفته میشود؟ غیر از اینست که سوژه جوکهای نژادی و مضحکه اوقات فراغت فارسهای تازه به دوران رسیده شده‌ایم؟ غیر از اینست با این همه نفت، آب و معادن در شاخص فلاکت رتبه اول نصیب ما شده؟ لُرها ایرانیتر از همه اقوام بودن ولی مزدشان توهین/تمسخر/فقر/بیکاری/مهاجرت و آوارگی بود! تعصب فارس را کشیدن چه سودی برای جامعه زجر کشیده لُر دارد؟ لُرهایی که غَم کوبانی و میانمار و شیخ زکزاکی نیجریه را میخورند چرا هیچ واکنشی نسبت به غارت چندین باره آب بختیاری به اصفهان نشان نمیدهند؟ وقتیکه انفعال و بی‌تفاوتی مناطق لُرنشین را می‌بینند باید بفکر الحاق مناطق پرآب کوهرنگ و الیگودرز به اصفهان باشند! تا زمانیکه لُرها به بیکاری اعتراض نکنند و پیگیر مشکلاتشان نباشند هیچ اتفاقی برای حل معضلات صورت نمیگیرد! مردمان لُر بجای شاهنامه خوانی، کوروش پرستی و گذشته گرایی، پیگیر مطالبات اقتصادی باشند چون امروز هویت یعنی اقتصاد! مردم ایران همه چیز را از دریچه اقتصاد می‌بینند و به اصالت، انسانیت و آدم بی‌آلایش هیچ اهمیتی نمی‌دهند! بی‌توجهی دولت‌های گوناگون، عدم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت، جذب نکردن اعتبارات و سرمایه‌گذاران خارجی، استفاده ناکارآمد از کشاورزی مکانیزه، بالابودن هزینه زیرساختهای اقتصادی وعمرانی بلادلُرنشین را محرومتر کرده! همچنین نقش عوامل قومی، نژادی و زبانی بر میزان و شدت نابرابریها افزوده! نواحی حاشیه‌ای ایران از نظر قومی، زبانی، فرهنگی و مذهبی با حکومت مرکزی متفاوتند و تعمداً عقب نگهداشته شده‌اند!


  • انتقال بودجه لُرستان به گلستان

    نورعلیوند مدیر ورزش وجوانان پلدختر در شبکه افلاک خبر از انتقال بودجه لرستان به گلستان به‌دلیل خطای انسانی درتهران خبر داد! پارسال هم اعتبارعمرانی لرستان به‌دلیل تشابه اسمی سر از لارستان فارس درآورد! چرا برای همدان وهرمزگان یا کرمان وکرج یا اردبیل و اراک از این اتفاقات نمی افتد؟ سال هشتاد وهفت احمدی‌نژاد نمایندگان لرستان را خطاب قرار داد که چرا بودجه عمرانی را برگشت داده‌اند؟ وقتی فاقد استراتژی پیشرفت هستند و طرحی ندارند لاجرم بودجه را برگشت میدهند! دیوید هاروی درکتاب عدالت اجتماعی مینویسد: نواحی فقیر از نظر سیاسی در حاکمیت نیز فقیرند و کسی را در هرم قدرت ندارند تا برای آنان سهم خواهی کند از اینرو این نواحی منابع و اعتبارات مالی کمتری را بخود اختصاص میدهند! ملاحظه سیاسی بر دیدگاه اقتصادی غالب است مثلاً رییس‌جمهوران و وزیران برخاسته از استانهای کویری اند و با دیدگاه سیاسی به خاستگاهشان رونق بخشیدند! میزان سرمایه‌گذاری دولت خاتمی در یزد سیصدبرابر لرستان است! ماشین‌آلات کشاورزی مرودشت با کل ماشین‌آلات لرستان برابری میکند! کمک سالانه دفتر ریاست‌جمهوری به اصفهان به اندازه بودجه عمرانی هفت استان غرب کشوراست! لُرستان از نظر شاخص فلاکت (بی‌کاری، مهاجرت و تورم) در صدر جدول قرار دارد! تا می‌خواهیم حقمان را مطالبه کنیم با القاب غیور و سلحشور ما را باریک اله مس (بارک‌الله مست) می‌کنند و ما هم سرمست از این توصیفات دهان پُرکن، خواسته‌مان از یادمان می‌رود! براساس منطق عدالت خواهانه راولز که معتقداست بیشترین منابع باید به محرومترین مناطق اختصاص یابند اما در ایران برعکس است و شصت وپنج درصد تسهیلات بودجه مملکت فقط در تهران خرج میشود! شتاب فقر و بیکاری بر آهنگ توسعه غلبه دارد! تراژدی اقتصادی در بلادلُرنشین به‌گونه‌ای است که هنوز وزن مشکلات که محصول ناکارآمدی مدیریتی است بر دوش مردم سنگینی میکند! بلادلُرنشین با همه جذابیتهای اقلیمی از تدارک یک زندگی متوسط برای مردم ناتوان است! تردیدی نیست که ریشه این همه نابسامانی جز استراتژی نامشخص و نبود برنامه‌ای مدون برای توسعه نیست! صنعت لرستان قربانی رکود شده و کشاورزی به‌دلیل اعمال سیاستهای لجام گسیخته اقتصادی در سطح کلان رو به نابودی است! برنامه‌ریزی و سیاستگذاری دولت، استانهای لُرنشین را با انبوهی از مسائل و معضلات حل نشده واگذارده و استانهای لُرنشین از نظر اقتصادی در بین استانهای ضعیف قرار دارند! لُرستان بهشت مدیران ضعیف و مامن نمایندگان بی‌اثر است!


  • جنگ برای لُرها نقمت بود نه نعمت!

    وضع شهرهای لُرنشین زمان پهلوی به مراتب بهتر بود تمام کارخانجات لُرستان ازقبیل: پارسیلون، کشت وصنعت، نساجی، ژنراتورسازی، چرم وپوست، داروسازی، یخچال سازی، کارخانه قند، گچ وسیمان، فارسیت، صنایع زرهی دورود، کاشی و سرامیک زمان شاه ساخته شد و مسجدسلیمان زمان شاه صنعتی شد اما بعد انقلاب بخاطر کثرت طبقه روشنفکر در مسجدسلیمان انواع بی‌توجهی و تخریبها علیه مسجدسلیمان شروع شد و مسکوسلیمان نامیده شد چون خشکه مذهبی نبودن! مسجدسلیمان شهری فقر زده، بیکار و فاقد امکانات است درحالیکه 112 سال است که از مسجدسلیمان نفت استخراج میکنند! اگر موقع استخراج نفت، با چانه زنی فقط《سهم قیر》این چاهها را طلب میکردند الان با همان فروش قیر، منطقه آباد شده بود! تمام کارخانجات لُرستان بعدانقلاب ورشکسته شدند! لُرستان دومین استان خسارت دیده از جنگ بود اما زمان رفسنجانی حتی یک ریال به لُرستان خسارت ندادند! جنگ هشت ساله برای بلادلُرنشین نِقمت بود نه نعمت! چون تمامی زیرساختها تخریب شد علاوه بر آن به‌دلیل جنگی بودن منطقه در ده سال اول انقلاب هیچ فعالیت عمرانی در غرب کشور انجام نشد حتی پس از پذیرش قطعنامه در تیر شصت وهفت تا دو سال بعد همچنان استانهای غربی منطقه جنگی بحساب می‌آمد! طبیعتاً خروجی آن انتقال سرمایه و مهاجرت نخبگان بود که تن به مهاجرت اجباری دادند! دولت کارخانجات را به دور از کانون اصلی جنگ (خوزستان) به کویرمرکزی منتقل کرد و این روند غلط تاکنون ادامه دارد! گچساران کهگیلویه پنجمین میدان نفتی بزرگ دنیاست و روزانه به اندازه کشور امارات نفت تولید میکند اما فقیرترین استان است! درآمدسرانه یک گچسارانی هزار و پانصدتومان و درآمدسرانه یک تهرانی پنج میلیون تومان است! قد جوانان کُهگیلویه بخاطر سوءتغذیه کوتاهتر شده! اینها مثل یک مجموعه بهم ربط دارند که منتج از بیخیالی مسئولان ماست که تنها دغدغه شان گرفتن حقوق ماهانه است! لُرها هنوز به مزیتهای قومی واقف نیستند! آیا نماینده اصفهان《دکتر عابدی》باید بگوید در مقابل آب پول بگیرید؟ چرا نمایندگان لُر تا حالا هیچ صحبتی از پولی بابت انتقال آب به کویر، درمجلس نکرده‌اند؟ این واقعاً تاسف بار است که تاکنون ازطرف نمایندگان و مردم مناطق لُرنشین هیچ ادعایی درمقابل آبهای انتقال یافته به کویر نداشته‌ایم!!! اگر بابت هر لیتر آب انتقالی فقط یک ریال به استانهای لُرنشین پرداخت شود اقتصاد آنها متحول میشود! تا زمانیکه لُرها منفعل و بیخیال هستند مطمئن باشید یک ما دو نمیشود!


  • لُرها ناکامان ایران

    لُرها ناکامان ایران: درد تاریخی لُر هزار است. در ایران کثیرالقوم به هزاران دلیل نامعلوم لُرها را بایکوت کرده‌اند. در حوزه رسانه، لُر را به عنصری درجه چندم تبدیل کردند تا جایی که کمتر کسی رغبت می‌کند در محافل حرفی از درد مردم لُر بزند! سهم لُرها هم از مشروطه به بوته فراموشی سپرده شد و اصلاً منکر می‌شوند که لُرها در انقلاب مشروطه نقشی داشته‌اند! اقوام دیگر به مَدد عقبه برون مرزی و داشتن قُلوهای آن سوی مرز، به موقعیت های ممتاز دست پیدا کردند و در تمام بحث های سیاسی_قومی نام تُرک، کُرد، عرب و بلوچ برده می‌شود و اکثر شبکه های تلویزیونی از مطالبات آنان می‌گویند و فاصله آنها با ما آنقدر زیاد شده که اساساً قابل مقایسه نیستیم! مثلاً اقوام مُشابه با هم پوشانی و وحدت بجایی رسیدند که ترجمه ادبیات جهان را به زبان خویش در کارنامه دارند بعد مردم ما دلخوش به این هستند که هر از گاهی لباس محلی بپوشند و کلاس شاهنامه خوانی برگزار کنند! انفعال و سکوت مرگبار کسانی که برای همیشه خط بطلان بر هویت لُر کشیده‌اند و در محافل سیاسی راضی به رضای از ما بهترانند و به فکر زد و بند سیاسی برای تقویت موقعیت اقتصادی استانهای کویرند. روشنفکران لُر فقط حفظ ظاهر می‌کنند و برای همیشه گفتن از خود را تعطیل کرده‌اند و پرداختن به هویت لُر خلاصه شده در جنجالهای فضای مجازی و نگارش مطالبی سطحی و گاه مبتذل که نبودنشان بهتر است! ما آب در هاون میکوبیم! همه سر زیر برف کرده و منتظرند تا دست تقدیر آنها را ضمیمه کدام قوم زرنگتر کند!


  • چرایی فلاکت لُرستان

    زیودار:《چرایی فلاکت لُرستان》بنا به آخرین آمارهای منتشر شده مجموعه‌ی مدیران استان لُرستان، فتح‌الفتوح کردند و صاحب رتبه‌ی برتر فلاکت شدیم. برای بنده که اهل ادبیات هستم کریه‌تر از واژه‌ی «فلاکت» وجود ندارد. اما چرا ما صاحب این رتبه شده‌ایم؟ این سؤال پاسخی دراز دامن دارد؛ اما حقیقت آنست که دلیل اصلی فلاکتِ ما «خودمان» هستیم. این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت زده باشیم: ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرای مدیران نالایق نالایق هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون تا کمر در مقابل مدیران نالایق خم می‌شویم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون منافع کوتاه‌مدت شخصی‌مان را به منافع بلندمدت جمعی ترجیح می‌دهیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون ریاکارانه سکوت می‌کنیم. در مقابل مدیران تحمیلی سکوت می‌کنیم. تحقیرمان می‌کنند و سکوت می‌کنیم. صنایع‌مان خاموش می‌شوند و سکوت می‌کنیم. آب‌مان را می‌برند و سکوت می‌کنیم. سکوت می‌کنیم چون می‌ترسیم منافع شخصی‌مان به خطر بیافتد. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی مرکز استانمان نمایندگی مردم را وا می‌نهد و وکیل دولت بی‌تدبیر می‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون نماینده‌ی دیگر علناً دعوت به ارتشا می‌کند و توصیه به بردن عسل و روغن حیوانی می‌کند و نمی‌داند که این، رسمیت بخشیدن به اِرتشاء و آغاز فروپاشی اخلاقی است. ما فلاکت‌زده‌ایم چون هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود. ما فلاکت‌زده‌ایم چون از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در جامعه‌مان به ریاکاری رسمیت بخشیده‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون سهم‌خواه هستیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پارتی‌بازی یعنی فساد را پذیرفته‌ایم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که سلحشور باشیم نه صاحب تفکر و صاحب حق. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که محل تجربه‌آموزی استانداران و مدیران ضعیف باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که لرستان ما حیاط خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد. آهای آقایان! دولتمردان! رؤسای سه قوه! آیا صدای خرد شدن استخوان‌های مردم لرستان را نمی‌شنوید؟ اینجا لرستان است. یادتان رفته که این مردم مرزداران حریم این کشور و این نظام هستند؟ حضور این مردم در انقلاب را یادتان رفته؟ میانداری این مردم در همه‌ی برهه‌های حساس را فراموش کرده‌اید؟ آزاده‌مرد باشید و به داد این مردم فلاکت زده برسید. دیر نیست که لُرستان از دستتان برود. کمین‌کنندگان بسیارند.


  • بازتولید چرخه فقر

    حمدرضا کرمی:《چرخه فقر》دیر زمانی است که استان لُرستان طلائیه دار! نرخ تورم در بین استان‌های کشور است. اخیراً هم گزارش مرکز آمار ایران در باره نرخ تورم در استان‌ها حاکی از کسب مقام دوم توسط لرستان بعد از استان محروم ایلام است. کسانیکه باید این مشکلات را بشوند و اندک ترتیب اثری بدهند پنبه در گوش دارند و مصداق این شعرند که: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من_آنچه البته به جایی نرسد فریاد است! ولی بنده به‌عنوان یک کنشگر سیاسی ناامید نیستم و به وسع و بضاعت اندکم که نوشتن است اصرار دارم و امید دارم که بخشی از آلام و رنج‌ها و مرارت‌های همتبارانم در لرستان را قلمی کنم تا بلکه وجدان آزاده‌ای را در بین تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکزی و محلی به‌عنوان مخاطب پیدا کند و مرحمی بر دردها باشد. همان‌گونه که از عنوان این مطلب برمی‌آید دو واژه کلیدی《تورم》و《فقر》و رابطه آنان با هم از مهم‌ترین مؤلفه‌های وضعیت اقتصادی هر کشور به‌حساب می‌آید. دریک بیان کلی نرخ تورم عبارت است از افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌ها در یک دوره زمانی مشخص، بنابراین، ویژگی اصلی تورم، تداوم افزایش قیمت‌هاست. مفهوم فقر هم همیشه با نحوه توزیع درآمد ملی و یا درآمد سرانه همراه می‌باشد. به عبارتی فقدان درآمدهای مناسب و کافی یک فرد یا خانوار برای تأمین نیازهای اساسی به عنوان وضعیت فقر دریک جامعه تعریف می‌شود. این درآمدها عموماً از سه طریق ممکن است به افراد و یا خانوارها تعلق بگیرد.1- از طریق عرضه نیروی کار و مشارکت در مراحل تولید به‌عنوان عامل تولید. 2- از طریق فروش یا اجاره دارائی‌ها و سرمایه‌های مادی به‌عنوان یکی از دیگر از عوامل تولید. 3- از طریق سیاست توزیع مجدد درآمدهای دولت یکی دیگر از متغیرهای بسیار مهم و کلیدی که پرحجم و شدت فقر اثر مستقیمی دارد تورم است. بروز وضعیت‌های شدید تورمی در مناطق مختلف کشور می‌تواند هم از طریق آثار مستقیم و هم غیرمستقیم باعث افزایش و شدت حجم فقر و محرومیت گردد. افزایش قیمت‌ها در وهله اول باعث کاهش قدرت میزان قدرت خرید افراد جامعه به‌ویژه گروه‌های کم‌درآمد و فقیر می‌گردد، درنتیجه باعث کاهش میزان تقاضای آن‌ها برای خرید کالاهای اساسی و درنهایت تأمین انرژی غذائی کمتر و شدت بیشتر فقر خواهد شد. از طرف دیگر افزایش شدید قیمت‌ها از طریق ایجاد وعدم اطمینان در بازارها باعث عدم تمایل به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و درنهایت محدود شدن فعالیت‌های اقتصادی و فرصت‌های شغلی در جامعه می‌گردد که این مسئله درنهایت از طریق کاهش فرصت‌های شغلی و درآمدی در جامعه باعث کاهش درآمدها و تشدید بیکاری و فقر خواهد شد. (منبع: بررسی عوامل مؤثر بر فقر، علی حسن‌زاده، فصلنامه پژوهش اقتصادی) بررسی آماری سه شاخص مهم فوق یعنی تورم، فقر و بیکاری با اتکاء بر آمارهای منتشرشده رسمی بیانگر وضعیت وخیم و فاجعه‌آمیز لرستان در این شاخص‌ها است. با هم چند آمار را موردبررسی قرار می‌دهیم.1- داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که نرخ تورم استان‌های محروم و با درآمد کم از سایر استان‌ها به‌ویژه در شرایط کرونائی از دیگر استان‌ها پیشی گرفته است به‌طوری‌که تورم در استان‌های ایلام، لرستان و خراسان جنوبی در 12 ماه منتهی به فروردین 99 بالاترین سطح را به ثبت رسانده‌اند. ایلام با 39 و لرستان با 37 درصد بالاترین نرخ تورم را در بین استان‌های کشور داشته‌اند. همان‌گونه که در مطلع این یادداشت هم تذکر داده‌ام بررسی آماری ماه‌ها و سال‌های قبل بیانگر این است که لُرستان همیشه جزء استان‌های با تورم بالا بوده است. این موضوع سبب فشار زیادی به منابع درآمدی ناچیز خانواده‌های محروم استان شده و باعث بازتولید چرخه فقر و تشدید شکاف‌های طبقاتی و تشدید مشکلات اقتصادی و به‌تبع آن پیامدهای وحشتناک اجتماعی خواهد شد. کاهش درآمدهای دولت از فروش نفت، ادامه تحریم‌های اقتصادی و خالی شدن خزانه دولت از درآمد مطمئن چه آینده‌ای را پیش روی کشور به‌ویژه استان‌های محروم قرار خواهد داد. آیا گوش شنوایی وجود دارد؟ 2- به روال معمول نرخ بیکاری در استان‌ها هم که اعلام می‌شود استان لرستان جایگاه اول تا سوم دارد. بر اساس آمار منتشرشده در زمستان 98 استان لرستان با 8/16 درصد سومین استان کشور از لحاظ نرخ بیکاری قرار دارد. با توجه به اینکه تحول خاصی در استان در باب سرمایه‌گذاری و ایجاد طرح‌های اشتغال‌زا در چند سال گذشته صورت نگرفته است طبعاً بخش عمده‌ای از نیروی کار استان عطای کار در استان را به لقای آن بخشیده‌اند و به استان‌های دیگر مثلاً تهران و یا اصفهان مهاجرت کرده‌اند و جایگاه سوم استان در بین استان‌های بیکار کشور هم عمدتاً به همین دلیل است و نه ایجاد اشتغال. برابر آمار منتشر شده مهاجرت از سوی مرکز آمار کشور در بازه زمانی 5 ساله منتهی به سال 1395 در مجموع 121,269 نفر از استان لرستان به مقصد سایر استان‌ها و یا شهرهای داخلی استان مهاجرت کرده‌اند که از این تعداد 41,038 نفر فقط به استان تهران مهاجرت کرده‌اند. وجود آمارهای ناامیدکننده از وضعیت لُرستان در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی به‌اندازه کافی نگران کننده است ولی به خاطر طولانی شدن مطلب از ذکر همه آن‌ها خودداری میشود. گرچه اخیراً جناب آقای دکتر شاهرخی امام‌جمعه محترم خرم‌آباد از این موضوع اظهار نگرانی کردند و به مسئولین استان هشدارهای لازم را دادند ولی با کمال تأسف ظاهراً مدیران عالی استان دچار روزمره گی های فرسایشی شده و عمق این خطر و فاجعه را به‌درستی درک نکرده‌اند چرا اگر غیر از این بود می‌بایستی آثار و نتایج آن کاملاً ملموس بود. در شرایط کنونی که تبعات کرونا مشکلات اقتصادی استان را مضاعف کرده است آیا به عواقب اجتماعی بحران‌های تورم، بیکاری و فقر در استان لرستان اندیشیده شده است یا خیر؟ به نظر نگارنده نهادهای مسئول سیاسی و امنیتی استان بیش از هر نهاد و ارگان دیگری در این مهم رسالت خطیری به عهده‌دارند. آن‌ها بایستی هشدارهای امنیتی لازم را به تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکز منتقل کنند و تا حصول نتیجه از پای ننشینند و بدانند که هرگونه قصور در انتقال مسائل و مشکلات استان گناهی نابخشودنی است. بزرگان و متنفذین و نخبگان و فعالان و روزنامه‌نگاران و صاحبان قلم و... در این شرایط بسیار مهم به میدان بیایند و بانگ مطالبه گری و دادخواهی برآورند که مردم مظلوم لرستان شایسته نیست بیش از این در تب سوزناک تورم و فقر و بیکاری دچار فرسودگی های روحی و روانی شوند و تصور کنند که فریادرسی ندارند و اگر کارد به استخوان برسد که رسیده است با هجوم لشگر بیکاران و فقرا مواجه خواهیم شد و تبعات سنگین آن دامن‌گیر کشور و استان خواهد شد و البته باکمال تأسف موجب بازتولید محرومیت و افتادن در دور باطل فقر و فلاکت خواهد بود. به‌طور ویژه از منتخبان مردم در مجلس یازدهم استدعا دارم که در این موضوع با هم‌افزائی و همکاری صدای رسای مظلومیت و فریادخواهی این مردم باشند.


  • بازتولید چرخه فقر

    حمدرضا کرمی:《چرخه فقر》دیر زمانی است که استان لُرستان طلائیه دار! نرخ تورم در بین استان‌های کشور است. اخیراً هم گزارش مرکز آمار ایران در باره نرخ تورم در استان‌ها حاکی از کسب مقام دوم توسط لرستان بعد از استان محروم ایلام است. کسانیکه باید این مشکلات را بشوند و اندک ترتیب اثری بدهند پنبه در گوش دارند و مصداق این شعرند که: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من_آنچه البته به جایی نرسد فریاد است! ولی بنده به‌عنوان یک کنشگر سیاسی ناامید نیستم و به وسع و بضاعت اندکم که نوشتن است اصرار دارم و امید دارم که بخشی از آلام و رنج‌ها و مرارت‌های همتبارانم در لرستان را قلمی کنم تا بلکه وجدان آزاده‌ای را در بین تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکزی و محلی به‌عنوان مخاطب پیدا کند و مرحمی بر دردها باشد. همان‌گونه که از عنوان این مطلب برمی‌آید دو واژه کلیدی《تورم》و《فقر》و رابطه آنان با هم از مهم‌ترین مؤلفه‌های وضعیت اقتصادی هر کشور به‌حساب می‌آید. دریک بیان کلی نرخ تورم عبارت است از افزایش مداوم سطح عمومی قیمت‌ها در یک دوره زمانی مشخص، بنابراین، ویژگی اصلی تورم، تداوم افزایش قیمت‌هاست. مفهوم فقر هم همیشه با نحوه توزیع درآمد ملی و یا درآمد سرانه همراه می‌باشد. به عبارتی فقدان درآمدهای مناسب و کافی یک فرد یا خانوار برای تأمین نیازهای اساسی به عنوان وضعیت فقر دریک جامعه تعریف می‌شود. این درآمدها عموماً از سه طریق ممکن است به افراد و یا خانوارها تعلق بگیرد.1- از طریق عرضه نیروی کار و مشارکت در مراحل تولید به‌عنوان عامل تولید. 2- از طریق فروش یا اجاره دارائی‌ها و سرمایه‌های مادی به‌عنوان یکی از دیگر از عوامل تولید. 3- از طریق سیاست توزیع مجدد درآمدهای دولت یکی دیگر از متغیرهای بسیار مهم و کلیدی که پرحجم و شدت فقر اثر مستقیمی دارد تورم است. بروز وضعیت‌های شدید تورمی در مناطق مختلف کشور می‌تواند هم از طریق آثار مستقیم و هم غیرمستقیم باعث افزایش و شدت حجم فقر و محرومیت گردد. افزایش قیمت‌ها در وهله اول باعث کاهش قدرت میزان قدرت خرید افراد جامعه به‌ویژه گروه‌های کم‌درآمد و فقیر می‌گردد، درنتیجه باعث کاهش میزان تقاضای آن‌ها برای خرید کالاهای اساسی و درنهایت تأمین انرژی غذائی کمتر و شدت بیشتر فقر خواهد شد. از طرف دیگر افزایش شدید قیمت‌ها از طریق ایجاد وعدم اطمینان در بازارها باعث عدم تمایل به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری و درنهایت محدود شدن فعالیت‌های اقتصادی و فرصت‌های شغلی در جامعه می‌گردد که این مسئله درنهایت از طریق کاهش فرصت‌های شغلی و درآمدی در جامعه باعث کاهش درآمدها و تشدید بیکاری و فقر خواهد شد. (منبع: بررسی عوامل مؤثر بر فقر، علی حسن‌زاده، فصلنامه پژوهش اقتصادی) بررسی آماری سه شاخص مهم فوق یعنی تورم، فقر و بیکاری با اتکاء بر آمارهای منتشرشده رسمی بیانگر وضعیت وخیم و فاجعه‌آمیز لرستان در این شاخص‌ها است. با هم چند آمار را موردبررسی قرار می‌دهیم.1- داده‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که نرخ تورم استان‌های محروم و با درآمد کم از سایر استان‌ها به‌ویژه در شرایط کرونائی از دیگر استان‌ها پیشی گرفته است به‌طوری‌که تورم در استان‌های ایلام، لرستان و خراسان جنوبی در 12 ماه منتهی به فروردین 99 بالاترین سطح را به ثبت رسانده‌اند. ایلام با 39 و لرستان با 37 درصد بالاترین نرخ تورم را در بین استان‌های کشور داشته‌اند. همان‌گونه که در مطلع این یادداشت هم تذکر داده‌ام بررسی آماری ماه‌ها و سال‌های قبل بیانگر این است که لُرستان همیشه جزء استان‌های با تورم بالا بوده است. این موضوع سبب فشار زیادی به منابع درآمدی ناچیز خانواده‌های محروم استان شده و باعث بازتولید چرخه فقر و تشدید شکاف‌های طبقاتی و تشدید مشکلات اقتصادی و به‌تبع آن پیامدهای وحشتناک اجتماعی خواهد شد. کاهش درآمدهای دولت از فروش نفت، ادامه تحریم‌های اقتصادی و خالی شدن خزانه دولت از درآمد مطمئن چه آینده‌ای را پیش روی کشور به‌ویژه استان‌های محروم قرار خواهد داد. آیا گوش شنوایی وجود دارد؟ 2- به روال معمول نرخ بیکاری در استان‌ها هم که اعلام می‌شود استان لرستان جایگاه اول تا سوم دارد. بر اساس آمار منتشرشده در زمستان 98 استان لرستان با 8/16 درصد سومین استان کشور از لحاظ نرخ بیکاری قرار دارد. با توجه به اینکه تحول خاصی در استان در باب سرمایه‌گذاری و ایجاد طرح‌های اشتغال‌زا در چند سال گذشته صورت نگرفته است طبعاً بخش عمده‌ای از نیروی کار استان عطای کار در استان را به لقای آن بخشیده‌اند و به استان‌های دیگر مثلاً تهران و یا اصفهان مهاجرت کرده‌اند و جایگاه سوم استان در بین استان‌های بیکار کشور هم عمدتاً به همین دلیل است و نه ایجاد اشتغال. برابر آمار منتشر شده مهاجرت از سوی مرکز آمار کشور در بازه زمانی 5 ساله منتهی به سال 1395 در مجموع 121,269 نفر از استان لرستان به مقصد سایر استان‌ها و یا شهرهای داخلی استان مهاجرت کرده‌اند که از این تعداد 41,038 نفر فقط به استان تهران مهاجرت کرده‌اند. وجود آمارهای ناامیدکننده از وضعیت لُرستان در ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی به‌اندازه کافی نگران کننده است ولی به خاطر طولانی شدن مطلب از ذکر همه آن‌ها خودداری میشود. گرچه اخیراً جناب آقای دکتر شاهرخی امام‌جمعه محترم خرم‌آباد از این موضوع اظهار نگرانی کردند و به مسئولین استان هشدارهای لازم را دادند ولی با کمال تأسف ظاهراً مدیران عالی استان دچار روزمره گی های فرسایشی شده و عمق این خطر و فاجعه را به‌درستی درک نکرده‌اند چرا اگر غیر از این بود می‌بایستی آثار و نتایج آن کاملاً ملموس بود. در شرایط کنونی که تبعات کرونا مشکلات اقتصادی استان را مضاعف کرده است آیا به عواقب اجتماعی بحران‌های تورم، بیکاری و فقر در استان لرستان اندیشیده شده است یا خیر؟ به نظر نگارنده نهادهای مسئول سیاسی و امنیتی استان بیش از هر نهاد و ارگان دیگری در این مهم رسالت خطیری به عهده‌دارند. آن‌ها بایستی هشدارهای امنیتی لازم را به تصمیم گیران و تصمیم سازان مرکز منتقل کنند و تا حصول نتیجه از پای ننشینند و بدانند که هرگونه قصور در انتقال مسائل و مشکلات استان گناهی نابخشودنی است. بزرگان و متنفذین و نخبگان و فعالان و روزنامه‌نگاران و صاحبان قلم و... در این شرایط بسیار مهم به میدان بیایند و بانگ مطالبه گری و دادخواهی برآورند که مردم مظلوم لرستان شایسته نیست بیش از این در تب سوزناک تورم و فقر و بیکاری دچار فرسودگی های روحی و روانی شوند و تصور کنند که فریادرسی ندارند و اگر کارد به استخوان برسد که رسیده است با هجوم لشگر بیکاران و فقرا مواجه خواهیم شد و تبعات سنگین آن دامن‌گیر کشور و استان خواهد شد و البته باکمال تأسف موجب بازتولید محرومیت و افتادن در دور باطل فقر و فلاکت خواهد بود. به‌طور ویژه از منتخبان مردم در مجلس یازدهم استدعا دارم که در این موضوع با هم‌افزائی و همکاری صدای رسای مظلومیت و فریادخواهی این مردم باشند.


  • لُرستان چطور به فلاکت رسید؟

    فلاکت لُرستان: آورده‌اند شخصی نزد عریضه‌نویسی رفت تا نامه‌ای برای دوستش که در شهر دیگر زندگی می‌کرد بفرستد و در آن نامه داستان مشکلات زندگی‌اش را بازگو کرد، وقتی نامه به پایان رسید از عریضه‌نویس خواست تا نامه را برایش بخواند تا اگر نکته‌ای باقی‌مانده بیان کند، وقتی عریضه‌نویس نامه زندگی آن شخص را خواند فرد بر سروصورت خود زد و به گریه افتاد. عریضه‌نویس با تعجب پرسید اینان که همان چیزهایی بودند که خود گفتی سبب این‌همه بی‌تابی و گریه‌ات چیست؟ شخص گفت: من می‌دانستم که بیچاره‌ام اما نمی‌دانستم عمق بیچارگی و بدبختی‌ام ‌تا این حد است. حالا حکایت مرکز آمار از فلاکت لرستان است. شاید همه ما چه آنان که در استان ساکن هستیم و چه لرستانی‌های مقیم خارج از استان می‌دانستیم که لرستان بدبخت است اما تا قبل از آمار عمق فلاکت و فلک‌زدگی‌مان را حس نکرده بودیم و از این روی چنین همه برآشفته شده‌ایم. اما واقعیت این است که مرکز آمار خیلی بیکار نیست که آمار بیکاری‌مان را با تورم جمع ببندد و چوب‌ فلک‌زدگی را بر سرمان چماق کند؛ مگر آنکه بخواهد تلنگری به تمام کسانی که این روزها در استان در خواب خوش توسعه و مسیر بی‌پایانش سیر می‌کنند را آشفته کند و بیدارباشی بدهد از جنس تغییر! تغییر در مدیریت و شیوه‌های نخ‌نما شده‌ای که تاکنون جز تیرگی و سیاه‌بختی ثمری برای استان در پی نداشته است. تعارف چرا بکنیم تا زمانیکه منتخبین ملت که قوی‌ترین بازوان همین مردم در قدرترین دستگاه نظارتی کشور یعنی مجلس شورای اسلامی هستند بخشی نگری و جزء خوان باشند و تنها خواسته و طلبشان از دولت جابجایی یک بخشدار و دهیار و آبدارچی باشد و برای دست یافتن به آن با فلان نماینده قدر ناکجاآباد عهد اخوت ببندند و نیروهای دسته چندمی را در رأس هرم مدیریتی استانی محروم چون لرستان قرار دهند آش همین آش است و کاسه همین کاسه و باید منتظر فلاکتی بیشتر و بالاتر از آمارها بود. اگر تنها خواسته منتخبین ملت یک دیار ناف اش گره بخورد به لجبازی با جابجایی‌ها و انتصابات؛ نتیجه‌اش می‌شود فرار نیروهای کار بلد استان و جایگزین شدن یک‌مشت افراد بی‌تفاوت که بود و نبود استان در رده‌های اول و آخر برایشان یکسان است و زنهار اگر صد آمار فلاکت و دریوزگی و بدبختی از جایشان تکان بدهد و دریغ از دیدن اندکی تکاپوی برای توسعه! حالا بگو هزار نمودار بدبختی‌مان را جار بزنند و صد فلش منفی‌هایمان را صعود کنند و توسعه‌مان را نزول! اگر قرار باشد در بَر همین پاشنه بی‌تفاوتی بچرخد و منتخبین هم همان ایدئال‌های پشیز مآب را هدف نمایندگی بدانند که باید برای همیشه فاتحه لُرستان را خواند و جامه فلاکت را رخت ابدی‌مان کرد. معاون اقتصادی لرستان به دلیل آنچه بومی ستیزی خوانده می‌شود و لحظه‌ای از سمت خود بی‌هیچ اطلاعی کنار گذاشته می‌شود و نیروی غیرتخصصی استانی بدبخت‌تر از خودمان جایگزین می‌شود و استان‌های توسعه‌یافته بر سر جذب همان معاون بومی ما سر و دست می‌شکنند، اگر معاون سیاسی ما مورد غضب جمع شدگان یک هتل خاص مجبور به عزیمت می‌شود و عطای ماندن و خدمت کردن در استان خودش را تحت همین فشارهای جهل به لقایش می‌بخشد و حالا سکان‌دار استانی هم‌جوار است که نرخ بیکاری و تورم تنها یه گام تا سبز شدن دارد نتیجه‌اش می‌شود همین نمودار! چراغ‌های روا به خانه را اگر یک به یک خاموش کردیم و می‌کنیم گام آن است که این رویه نا ثواب را برای همیشه خاتمه دهیم و برای رضای خدا هم که شده یک‌بار برای همیشه نماینده‌ای باشیم از جنس عباس گودرزی‌ها و خدابخشی‌ها که برای مردم دیارشان از هیچ تلاشی دریغ نکردند و مزد این کلی‌نگری و مردم محوری را هم با تکرارشان گرفتند. منتخبین محترم شما ۹ بازوی توانمند استان در قدرترین دستگاه نظارتی کشور محسوب می‌شوید که تنها و تنها با همراه کردن یک نفر دیگر می‌توانید هر وزیر بی‌تدبیر و ناعادل را به استیضاح بکشانید.


  • خاک لُرستان جولانگاه نیروی نابلد

    چرا خاک لرستان را باید غیربومی‌های نابلد چنین به توبره بکشند و خاک‌برسرمان کنند؟ چرا اعتبارات این دیار باید کمترین تخصیص‌ها را بخورند؟ چرا پروژه‌های لُرستان باید در ردیف بودجه‌های ملی یا نباشند یا اگر هستند ریالشان چنین تحقیرآمیز و تمسخرآمیز باشند؟ چرا تخصیص آب پرآب‌ترین استان غرب کشور باید در سایه بی‌تدبیری و بی‌برنامگی متولیان کشوری با همدستی خوش‌خیالان استانی، کاممان را تشنه نگه دارد؟ چرا باید سوت قطار استان همسایه داغ بر دل نشسته استانی باشد که نقشه‌های متروی شهری آن توسط مهندسان آلمانی قبل از انقلاب موجود باشد آیا این است مزد استانی که دومین استان خسارت‌دیده از جنگ است؟ چرا باید جوانان دیاری با چنین ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خدادادی و انسانی برای یافتن حداقل‌ها آواره این شهر و آن شهر باشند و کوس رسوایی بیکاری‌مان دستاویز کارگردانان سریال‌هایی باشد که تنها زبان لُری به‌کاررفته در آن برای شخصیت‌های تهیدست فیلم هاست؟ چرا باید برای خرید سریال‌های تخیلی و فاقد پیشینه کره‌ای هزینه‌های هنگفت پرداخت شود و برای ساخت زندگی‌نامه《سردار محمد بروجردی》ریالی هزینه نشود؟ چرا بجای سد در لُرستان، فقط بشکه درست کردیم و شبکه‌های پایابی که می‌توانست رونق اقتصادی کشاورزی این دیار باشد پیشرفتشان هنوز در پیچ‌وخم آمارهای کاغذی طی طریق می‌کند و دشت‌های سرزمین آب‌های روان و چشمه‌های جوشان تشنه و دیم‌اند؟ چرا از داشته‌های صنعتمان از پارسیلون گرفته تا چرم و پوست، یخچال‌سازی، شیشه‌سازی، لاستیک‌سازی، ماشین‌سازی و...فقط تابلویی نصب شده؟ و هزاران چرایی که اکنون مرکز آمار با فلاکت یادمان آورد که چرا؟ و اما سخنی با جامعه لُرستان: اگر امروز بدبختی و فلاکت لُرستان جار زده شده بخش عمده‌ای از آن به عملکرد من، شما و همه آنهایی که دیدند، شنیدند، خواندند و لب باز نکردند و یا پیگیری نکردند برمی‌گردد. اکنون زمان بازجویی و استنطاق خودمان و مسئولان است! نباید سایه امنی برای مسئولان بیکار و بی‌تفاوت ایجاد کرد، شاید برای شروع خیلی دیر شده باشد اما تا پایان همچنان فرصت هست، می‌توان رسانه‌های قوی تشکیل داد تا مدیران ضعیف تکرار نشوند. می‌توان یک من واحد شد و در طی ۴ سال پیش روی و مرکز آمار را شگفت‌زده کرد و نمودارهای منفی را مجبور به نزول و مثبت‌ها را صعودی کرد اگر و تنها اگر مطالبه گر باشیم و بی‌تفاوت از کنار آمارها عبور نکنیم و نمایندگان ملت در این ید واحده توسعه همه‌جانبه استان را تنها نگذارند و برای تغییر در استان لحظه‌ای درنگ نکنند و زمان را طلایی‌تر از هر زمان دیگر بدانند و بدانند که لرستان خیلی وقت است که فرصت آزمون‌وخطا ندارد و آزموده را آزمودن خطایی بزرگ خواهد بود. محدثه مقدم/صدای رسا


  • لُرستان مفلوک

    لرستان مفلوک‌ترین استان کشور شناخته شد! براساس آخرین آمارهای موجود از نرخ تورم و بیکاری در بین استان‌های کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ فلاکت در دو استان لُرستان و کردستان در وخیم‌ترین وضع قرار دارد. رفاه و معیشت مردم تحت تأثیر دو شاخص اقتصادی مهم یعنی تورم و بیکاری است. تورم قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد و بیکاری به فقر منجر می‌شود، بر همین اساس شاخص فلاکت که از حاصل جمع تورم و بیکاری به دست می‌آید وضعیت رفاهی مردم را نشان می‌دهد. دراین بررسی که شاخص نرخ فلاکت براساس آخرین نرخ بیکاری (زمستان سال۹۸) و نرخ تورم (فروردین ماه سال۹۹) موجود به دست آمده، نرخ فلاکت کشور به ۴۲٫۸ درصد رسیده است. در بین استان‌های کشور، استان لُرستان با نرخ فلاکت ۵۳٫۸ درصدی مفلوک‌ترین استان شناخته شده، به‌طوری که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است. استان‌های کردستان و چهارمحال بختیاری نیز هرکدام به ترتیب با نرخ فلاکت ۵۱٫۶ و ۴۸٫۷ درصدی در رتبه‌های بعدی قرار دارند. هم‌چنین بررسی‌ها نشان می‌دهد استان فارس! دارای کمترین نرخ فلاکت در بین استان‌های کشور بوده که معادل ۳۶٫۲ درصد است! لرستان بیشترین نرخ تورم خانوارهای کشور را بعد از استان ایلام داشت! دیگر به اعلام شاخص‌هایی که رتبه لرستان در آن‌ها از آخر جدول، اول است، عادت کرده‌ایم. گویی حتی مسئولان هم این رتبه‌های فاجعه‌آمیز را هضم کرده و قبول کرده‌اند که باید به این آمارها و نمودارهای همیشه نزولی قرمز عادت کرد. نکته عجیب در اعلام رتبه و شاخص‌های اقتصادی لرستان، عدم واکنش مسئولان به این شاخص‌هاست که این بی‌تفاوتی به آمارهای مذکور واقعاً منزجر کننده است و این سؤال مطرح است اگر این شاخص‌ها بی‌اهمیت و بیخود است چرا مرکز آمار ایران به زحمت افتاده و آن‌ها را اعلام می‌کند؟ قطعاً اعلام این آمارها اتفاقی نیست و نمره عملکرد مجموعه مدیریت یک استان را نشان می‌دهد.بیش از سه سال از سند اشتغالی که بسیار هم رسانه‌ای شد می‌گذرد و تیمی که در اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی سند مذکور را با کمک سایر دستگاه‌ها تدوین کرد همچنان بر مسند قدرت است. طی چند سال گذشته طرح‌هایی همچون کارا، تکاپو و طرح‌های روستایی با محوریت اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی در استان انجام ‌شده آیا وقت آن نرسیده تا دستگاه‌هایی که مسئولیت انجام این طرح‌ها و سند اشتغال را داشته‌اند در این خصوص به افکار عمومی پاسخگو باشند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که دستگاه‌های نظارتی به مقوله آمارهای منفی ورود پیدا کنند. غیر از اینست که اعتبارات هنگفت از بیت‌المال برای سند اشتغال هزینه شد و قرار بود طی سه سال وضعیت اشتغال را بهبود ببخشد؛ اما هنوز در انتهای جدول اشتغال هستیم و کسی هم پاسخگو نیست؟ سندی که ما را به یاد جمله مادربزرگ‌ها در مراسم خواستگاری می‌اندازد که《مهریه را کی داده کی گرفته》چون این اسناد فقط دسیسه‌ای برای بقای مدیران دستگاه‌هاست و عملاً کارکردی ندارند. این جمله تناقض‌آمیز که لرستان مفلوک‌ترین استان کشور است و در عین حال بالاترین نرخ تورم را نیز دارد را کدام دلیل و برهان می‌تواند توجیه نماید؟ مسئولان عقل‌کل که ژست‌های فاضلانه و تکبرآمیزشان صفحه هر رسانه‌ای را به خود آلوده است چه پاسخی برای این وضعیت دارند؟ متاسفانه حقیقت آن است که دلیل اصلی فلاکتِ ما《خودمان» هستیم》بله، این خود ما مردم و نخبگان‌مان هستیم که پذیرفته‌ایم فلاکت‌زده باشیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون در مقابل مدیران نالایق سکوت کرده‌ایم که مبادا منافع شخصی‌مان به خطر بیفتد. به لطف این مدیران، لرستان در تمام موارد منفی رتبه دار شده اخیراً هم در بخش گرانی اجاره‌بها و مسکن قهرمان شد. وقتی هیچ مدیری بدون زدوبند منصوب نمی‌شود، وقتی ما از مدیرانمان حساب نمی‌کشیم‌ و پارتی‌بازی و فساد را قبول کرده‌ایم و پذیرفته‌ایم که در برابر ناکارآمدی صبور و بی‌توقع باشیم، نه صاحب تفکر و صاحب حق، باید هم به فلاکت بیفتیم. ما فلاکت‌زده‌ایم چون پذیرفته‌ایم که《محل تجربه‌آموزی》استانداران و مدیران ضعیف باشیم و اجازه دادیم که لُرستان ما حیاط‌خلوت نماینده بانفوذ فلان استان باشد!


  • چرا لُرستان صدرنشین《فلاکت》در کشور است؟

    چرا لرستان صدرنشین «فلاکت» در کشور است؟ مروری بر آنچه بیکاری، تورم و در نهایت صدرنشینی فلاکت لرستان را در کشور رقم زده است، موضوع یادداشت محمد جواد خیرآبادی کارشناس مسائل اقتصادی است. براساس آمارهایی که در اردیبهشت ماه امسال اعلام شد استان لرستان با نرخ فلاکت ۵۳.۸ درصدی، صدرنشین فلاکت در کشور شد به‌طوری‌که نرخ بیکاری معادل ۱۶٫۸ درصد و نرخ تورمی معادل ۳۷ درصد داشته است که این نرخ بیانگر وضعیت معیشت و زندگی مردم استان است. اما چرا استان لرستان باوجود ظرفیت‌های عظیم در بخش کشاورزی، دامداری، گردشگری، منابع طبیعی، سنگ، معدن و...به چنین وضعیتی گرفتار شده است؟ چرا با وجود منابع اشتغالزایی بالا، اما لرستان همواره جز سه استان با نرخ بالای بیکاری در کشور محسوب می‌شود؟ در رقم خوردن این وضعیت چندین مسئله نقش محوری دارند: ۱. برخی مدیران ضعیف و ناکارآمد: متاسفانه طی سالهای اخیر برخی انتصابات مدیران در استان بر اساس روابط و حزبی شکل گرفته و شاخصه تخصص و شایستگی نقش خیلی کمرنگی در انتصابات داشته است که این امر سبب شده مدیران ضعیف و بدون تخصص و تجربه نتوانند برای حل بحران اقتصادی در استان کار خاصی انجام دهند. ۲. نشناختن ظرفیت‌های استان: استان لرستان دارای ظرفیت‌های بسیار بالا در بخش‌های گردشگری، کشاورزی، دامداری، سنگ و...است که متأسفانه به دلیل عدم شناخت دقیق مسئولان، از این ظرفیت به خوبی استفاده نشده به طوری‌که اگر روی این مسئله تمرکز و سرمایه‌گذاری شود بخش عمده‌ای از بحران بیکاری استان برطرف می‌شود. ۳. سهم پایین لرستان از بودجه عمرانی کشور: سهم استان لرستان از بودجه عمرانی کشور کمتر از یک درصد است که با این بودجه حتی در صورت تخصیص، گره گشا بحران بیکاری استان نیست. ۴. تعطیلی واحدهای صنعتی و تولیدی لرستان: بیش از ۷۰ درصد از واحدهای تولیدی و صنعتی استان تعطیل و بدون استفاده هستند که مشکل عمده آنها بحث سرمایه در گردش است. ۵. پروژه‌های نیمه تمام: بیش از دو هزار و ۲۰۰ پروژه نیمه تمام در لرستان وجود دارد که برای تکمیل آنها نیاز به حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان اعتبار است. این در حالیست که اعتبار سالانه لرستان کمتر از ۹۰۰ میلیارد تومان است و میزان اعتبار تخصیص یافته به ۵۰۰ میلیارد تومان هم نمی‌رسد. ۶. خروج روان آب‌ها: سالانه بیش از ۱۳ میلیارد متر مکعب روان آب از استان خارج می‌شود در حالی که بخش عمده‌ای از زمین‌های کشاورزی استان هنوز دیم است و این آب بدون استفاده از دست می‌رود. ۷. اراضی کشاورزی بدون آب: استان لرستان دارای حدود ۸۰۰ هزار متر مکعب اراضی کشاورزی است که فقط ۲۵ درصد آن آبی بوده و مابقی دیم است که با وجود ظرفیت آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، عملا فایده آنچنانی برای استان ندارد. ۸. عقب ماندگی در زیرساخت‌ها: زیرساخت‌ها در استان نسبت به استان‌های بزرگ و کلان شهرها حداقل ۳۰ سال عقب است یعنی در استان هنوز در بحث راه و جاده، امکانات بهداشتی، ورزشی، فرهنگی، فرودگاه، راه آهن و...در ابتدایی‌ترین مراحل قرار دارد. ۹. بخش خصوصی ضعیف: در استان عملا بخش خصوصی قوی و کارآمدی وجود ندارد و برخی سرمایه گذارهای خرد هم که به استان ورود می‌کنند بعد از گذشت مدتی، استان را ترک می کنند و سرمایه گذارهای بزرگ و کلان در استان سرمایه گذاری نمی‌کنند. ۱۰. خام فروشی و نبود صنایع تبدیلی: متاسفانه در استان صنایع تبدیلی وجود ندارد و بخش عمده سنگ استان به صورت خام صادر می‌شود، همچنین در بخش کشاورزی صنایع تبدیلی وجود ندارد و محصولات بدون تبدیل به محصولات مرتبط، صادر می‌شود. این تنها بخشی از مشکلات پیش روی اقتصاد استان لرستان و دلایل رتبه نخست استان در فلاکت است که بدون برطرف کردن این چالش‌ها، نمی‌توان انتظار گشایشی در بحران بیکاری و رفع مشکلات اقتصادی مردم داشت. این در حالیست که رفع بخش عمده‌ای از این مشکلات، در یک بازه زمانی چند ساله، شدنی و نیازمند توجه ویژه دولت‌ است. محمد جواد خیرآبادی/ بازار


  • چرخه باطل فقر و فلاکت در لُرستان

    آیا افقی برای خروج از چرخه باطل فقر و فلاکت در لرستان وجود دارد؟ حمدرضا کرمی: نگارنده به‌تناوب و بر اساس دغدغه شخصی هراز چندگاهی مطالبی را درباره مشکلات و گرفتاری‌های هم تباران گران‌مایه و رنجدیده‌ام در لرستان قلمی می‌کنم که آخرین آن درباره نرخ تورم و فقر و فلاکت در لرستان بود. دستمایه اصلی نوشته حاضر بررسی پدیده شوم و خانمان‌سوز فقر در لرستان و پیامدهای آن است.《فقر محصول سیاست‌گذاری‌های تمرکزگرا و ایجاد قطب‌های رشد در مناطق خاص و به‌تبع آن شکل‌گیری نابرابری‌های فضائی است.》نابرابری فضائی باعث جابه‌جائی نیروی انسانی، سرمایه و مهاجرت و تعمیق شکاف اقتصادی میان استان‌های برخوردار و محروم می‌گردد. ادامه این روند به تثبیت پدیده شمال و جنوب در روابط بین استان‌های برخوردار و محروم کمک کرده است. قطب‌های رشد که من از آن‌ها به‌عنوان گرداب سرمایه و امکانات نام می‌برم به‌هیچ‌عنوان اجازه توسعه به استان‌های محروم نخواهد داد و مطلوب آن‌ها این است که استان‌های محروم همچنان به عنوان یک استان حاشیه‌ای باقی بمانند. شکل‌گیری‌های منطقه‌ای اقتصادی در چند نقطه کشور در سال‌های گذشته تاکنون مؤید این ادعاست و تا زمانی که برنامه‌ای قاطع، روشن، زمانمند و کارآمد برای رفع این نابرابری‌ها صورت نگیرد همچنان شاهد بازتولید چرخه فقر و محرومیت مضاعف این استان‌ها خواهیم بود. کسی که دچار فقر است توانائی لازم برای سرمایه‌گذاری ندارد و علی‌الدوام در سیکل فقر یا آنچه که اقتصاددانان آن را دام فقر می‌دانند گرفتار خواهند ماند. ادامه دام فقر و فلاکت و نبود چشم‌انداز روشنی برای مشکل‌گشائی موجب چیرگی و درونی شدن خشم و خشونت در فرد فقیر خواهد شد و نه‌تنها سیکل توسعه معیوب و ناکارآمد خواهد ماند و خطر آنجا مضاعف می‌شود که وقتی فرد فقیر احساس کند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و بایستی منتظر عواقب وخیم امنیتی و اجتماعی غیرقابل‌جبران آن بود. از نتایج ملموس و دم‌دستی فقر فرسایش تمدنی و پسرفت در امر فرهنگ، سیاست و اجتماع مناطق محروم است. ادامه درد فقر موجب تشدید تقدیر گرائی و خو گرفتن با این پدیده و در نتیجه عقیم ماندن تغییر و تحول درونی در تک‌تک افراد می‌شود. در تشخیص علیت مسئله فقر هم با کمال تأسف نوعی آشفتگی در بین سیاست‌گذاران ما در کشور وجود دارد. نمی‌شود بدون درک درست از واقعیات و پیامدهای فقر صرفاً در پایتخت نشت و نسخه کاهش فقر در مناطق فقیر را تجویز کرد. به نظر نگارنده یکی از مشکلات اساسی که به‌نوعی در پس‌زمینه ذهنی تصمیم گیران و تصمیم سازان درباره چاره‌جوئی فقر وجود دارد این است که آن‌ها معتقدند که فقر فقرا نتیجه تصمیمات بد خودشان بوده و طبعاً مسئولیت هم با خودشان است ولی در واقع نتایج پژوهش‌های دانشگاهی خلاف این ذهنیت را نشان می‌دهد و فقرا چون بیشتر مواقع فقیر بودند تصمیمات بدی گرفتند؛ به تعبیری دیگر، علیت معکوس وجود دارد. این علیت معکوس به سیاست‌گذار کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد که کجا را هدف‌گذاری کند. اگر اشتباه از فقیر بود باید او ملامت می‌شد، اما اگر اشتباه از فقیر نباشد و علیت معکوس اتفاق افتاده باشد، داستان متفاوت خواهد بود و سیاست‌گذار باید هدف‌گذاری متفاوتی داشته باشد؛ بنابراین تشخیص جهت علیت مساله بسیار مهمی در حوزه تصمیمات سیاست‌گذار است و می‌تواند زندگی فقرا را به میزان قابل‌توجهی تحت تأثیر قرار دهد. فقر و بداقبالی امری ذاتی در مناطق کمتر توسعه‌یافته و محروم همانند لرستان نیست و سیاست‌گذاران دولت جمهوری اسلامی بایستی چشم‌انداز روشنی برای پایان دادن به فقر در برابر مردم این مناطق قرار دهند. در عجبم که چرا مدیران عالی استانی و کشوری نسبت به این‌همه پژوهش‌های دانشگاهی که با پیمایش‌های میدانی دقیق آثار زیان‌بار پدیده فقر را مورد کنکاش قرار داده‌اند بی‌اعتنا هستند البته طبیعی است آنچه که از دل این پژوهش‌ها بیرون می‌آید آن چیزی نیست که مطلوب سیاستمداران باشد چرا که آن‌ها اغلب دنبال عوام‌گرایی و طرح‌های جذاب و عامه‌پسند و صدالبته بی‌نتیجه هستند. مردم رنجدیده استان‌های محروم برای رهایی از وضع فلاکت‌بار نیازمند ترحم و دلسوزی‌های بیجا نیستند بلکه انتظار حداقلی از دولت‌ها این است که زیرساخت‌های لازم را برای توسعه در این مناطق و رفع بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌ها فراهم سازند آنگاه خواهند دید که فرهنگ کار و توسعه در این مناطق چگونه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید فقر نه یک ناکامی شخصی بلکه محصول شکست ساختارهاست. در واقع، فرد هر چقدر که واجد شایستگی باشد و اراده تغییر شرایط را نیز داشته باشد، ساختار اجازه نمی‌دهد که چنین تغییری به وقوع بپیوندد. جداول منتشرشده از طرف مرکز آمار ایران در ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که لرستان به رویه مألوف سال‌ها و ماه‌های گذشته از نظر نرخ تورم، فقر و فلاکت همچنان در بالای جدول قرار دارد و با تأسف و تأثر عمیقاً این احساس عمومی وجود دارد که ظاهراً چشم‌انداز روشنی برای تعدیل جایگاه لرستان و بهتر شدن اوضاع حداقل در کوتاه‌مدت و میان‌مدت وجود ندارد. روزمرگی مدیران عالی استان و همچنین ضعف مفرط در تحرک بخشی به فعالیت‌های اقتصادی استان از سوی نهادهای متولی استانی و کشوری به این بدبینی دامن زده است. معتقدم برخی مدیران عالی استان به خاطر ناکارآمدی در وجدان جمعی مردم لرستان استیضاح و برکنار شده‌اند و چه خوب بود که آن‌ها به احترام افکار عمومی استان که به‌شدت از عملکرد آن‌ها گلایه دارند اولاً عذرخواهی می‌کردند و ثانیاً استعفا می‌دادند و میدان را برای افراد توانمند و دلسوز خالی می‌کردند. آیا این توقع حداقلی نیست؟ لرستان بیش از این سزاوار کم‌توجهی‌ها نیست. مطالبه اصلی تک‌تک مردم عزیز، متنفذین و فعالان سیاسی و اجتماعی و اقتصادی استان بایستی خروج از این وضعیت دردناک و ترسیم افقی روشن در دوره زمانی قابل‌دسترس باشد. به امید آن روز!


  • امروز فلاکت! فردا هلاکت!

    امروز فلاکت! فردا هلاکت! معنی خمسه خمسه را رزمندگان و جنگ‌دیده‌ها خوب می‌فهمند. گلوله‌های خمپاره‌ای که وقتی در پنج نوبت پیاپی و نزدیک به هم شلیک می‌شدند، گمان می‌شد که از سلاح خاصی با توان شلیک پنج خمپاره به صورت هم‌زمان رها شده‌اند. نسل جدید لرستان اما دارد خمسه‌خمسه را به گونه‌ای دیگر تجربه می‌کند. آمارها و نمودارها با چنان سرعتی بر سر مردم خراب می‌شوند که گویی چندین اداره و نهاد دست به دست هم داده‌اند که فلاکت و پس‌رفت و درماندگی را بی‌امان و پیاپی ارزانی مردم کنند. بعید به نظر می‌رسد یک نهاد مانند استانداری هرچند هم که بزرگ و عریض و طویل باشد بتواند به تنهایی این حجم از شکست و بیچارگی را خلق کرده باشد. طبیعتاً برای متحمل شدن این شکست بزرگ، هم‌دستی چندین اداره دیگر هم لازم است. واقعیت‌ها نشان می‌دهند پنج دستگاه لرستان که متولی تثبیت قیمت‌ها و اشتغال هستند بالاترین نقش را در به وجود آمدن چنین وضعیتی دارند، موقعیتی که در آن همچون خمپاره‌های خمسه خمسه بر سر مردم لرستان فقر و تورم می‌بارد و احتمالاً بعد از فلاکت، کارمان به هلاکت نیز خواهد کشید. ما در زیر باران خمپاره‌هایی زندگی! می‌کنیم که معاون امور هماهنگی اقتصادی استانداری آتش تهیه آن را می‌ریزد و《دستگاه‌های تعاون، کار و امور اجتماعی》،《صنعت، معدن و تجارت》،《جهاد کشاورزی》،《میراث فرهنگی》و《سازمان مدیریت》با هدر دادن تسهیلات و اعتبارات و منابع این استان، آن را پشتیبانی می‌کنند. آیا کسی می‌داند این ناکامی‌ها و آمارهای فاجعه‌بار چه زمانی به مسئولین لرستان بر خواهد خورد؟ یک ماهی هست که از اعلام شاخص فلاکت استان‌ها می‌گذرد و بار دیگر لرستان در کمال غرور مسئولانش! مجدداً در سکوی اول قرار گرفته و جام فلاکت را نصیب خود کرده است. با این وجود مدیران لرستان در نهایت بی‌عاری و بی‌تفاوتی، کار خود را می‌کنند و راه خود را می‌روند و حتی جمله‌ای در دفاع از خود و یا در مقام عذرخواهی از مردم بر زبان نمی‌آورند. جالب است که معاون استاندار و دیگران نیز عکس‌العملی نشان نمی‌دهند؛ معاون امور هماهنگی اقتصادی در راس هرم اقتصاد لرستان و دستگاه‌های اقتصادی و برنامه‌ریز گویا به خواب زمستانی رفته‌اند و متاسفانه به جای اینکه مردم در قرنطینه و دستگاه‌ها در فکر خدمت‌رسانی باشند، این مسئولین هستند که ادارات خود را از موضوع اقتصاد قرنطینه کرده‌اند و مردم را در میدان رها کرده‌اند. چه کسی باید از اداره کار و رفاه و امور اجتماعی بپرسد خروجی طرح های تکاپو، کارا و اشتغال روستایی چه شد؟ سال گذشته طرح های متعددی در راستای صنایع و طرح‌های روستایی با محوریت جهاد کشاورزی اجرا شده است و ۵۰۰ میلیارد تومان تسهیلات به آنها تعلق گرفت اما منجر به چه خروجی شده است؟ میراث فرهنگی و گردشگری به جز افزایش سفره‌خانه‌ها که بعضاً هنجارشکن هستند و معایب آنها به مراتب بیشتر از مزایای آنهاست چه سرمایه‌گذاری دیگری کرده است؟ سازمان صنعت معدن تجارت نیز با یارانه تسهیلات و تبصره‌های مختلف بودجه از جمله تبصره ۱۸ چه کرده است؟ نقش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در تحقق شعار سال‌های گذشته که عمدتاً اقتصادی بوده‌اند چیست؟ سند اشتغال به کجا رسید؟ مگر ما پایلوت اقتصاد مقاومتی نبودیم؟ چند درصد از اعتبارات طرح‌های توجیهی که توسط سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هزینه شد به بهره برداری رسید؟ مرکز جذب سرمایه گذاری کدام سرمایه‌گذار را جذب کرده است؟ چرا معاونین اقتصادی قبلی و فعلی استانداری که مسئولیت مستقیم این وضعیت را بر عهده دارند، هیچ توضیحی به مردم نمی‌دهند! چرا معاون هماهنگی امور عمرانی حداقل در بحث هماهنگی به وظیفه خود عمل نمی کند وبا اخلاق وادبیات تند مسئولین را فراری می دهد! استفاده از ظرفیتهای مردمی و سازمان های مردم نهاد در هر حوزه‌ای به ویژه محیط‌زیست می‌تواند بسیار موثر و راهگشا باشد و باری از دوش دولت بردارد چرا محیط زیست لرستان اعتقادی به حضور سمن های زیست محیطی ندارد وعملکرد آنها را محدود کرده است! حفاظت از محیط زیست، به عنوان زیستگاه بشر یک مطالبه و حقوق شهروندی است و مردم می خواهند بدانند که سازمان حفاظت از محیط زیست لرستان در زمینه رفع آلودگی ها ، و در زمینه استفاده از بعد اقتصادی محیط زیست بدون اینکه خدشه ای به اکوسیستم وارد شود چه فعالیت های داشته است؟ اینها همه سوالات بی جوابی است که لرستان را به این روز انداخته است و دردناک‌تر آن‌که به زودی و با عوض شدن این تیم اجرایی و پایان کار دولت، این عده از هدردهندگان منابع بیت‌المال و نویدآورندگان فلاکت و بدبختی، بدون هیچ مواخذه و محاکمه‌ای یا به برج و باروهای‌شان می‌خزند و یا با همین ژست‌های قهرمان‌نما در سنگری دیگر مشغول به فلاکت کشاندن ملت و به هلاکت رساندن منابع می‌شوند. لیلا سلیمانی/شهاب آسمانی


  • چرا لُرستان رکورددار نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد است؟

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست! ۵۴ دفتر تشکل دانشجویی لرستان در نامه‌ای خطاب به مسئولان دولتی ضمن انتقاد از رکورددار بودن لرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد، نوشتند: سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر را خواهیم شکست. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لرستان روا داشته می‌شود، قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی است که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از انقلابشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ و فتنه‌ها توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده است. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم بیکاری و اعتیاد رکورددار است. جنبش دانشجویی لُرستان معتقد است که این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی استان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، استاندار فعلی استان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده است و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان مدیرانِ مطلوب نمایندگان برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست. جنبش دانشجویی لُرستان از آنجا که یکی از مهمترین رسالت‌هایش را «فریادگر درد‌های مردمش بودن» می‌داند و معتقد است مقصر وضعیت اسفبار فعلی استان برعهده مدیران و مسئولان است تصمیم دارد که هزینه این ضعف‌ها را بر مدیران و مسئولین بی کفایت تحمیل کند. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به با رآورده شان به این مردم بدهند. جنبش دانشجویی خطاب به نخبگان و دردمندان لرستان اعلام میدارد که؛ امروز اگر برای مردم و مستضعفان فریادی بر سر مدیران نالایق نکشیدید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که《لرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده》ما بایستی آغازگر موج‌های مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف مردم و جامعه دانشگاهی باشیم؛ و در پایان جنبش دانشجویی لُرستان خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌دارد از آنجا که این انقلاب برخاسته از انفاس ملت مستضعف بوده است، آنرا هم متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت مرگبار و وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به همین مستضعفان، خواهیم شکست.


  • آمار بالای فقر و بیکاری در لُرستان

    چرا لُرستان در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است؟ ماحصل رفت و آمد دولت‌ها برای لُرستان، بالارفتن تعداد جوانان بیکار، نرخ فزاینده اعتیاد و طلاق، بالا رفتن سن ازدواج و انحطاط گسترده اجتماعی بوده؛ لذا سکوت وقیحانه برخی مدیرانِ مقصر در این وضعیت را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی به مستضعفان، خواهیم شکست. متنی که در پی می‌آید بیانیه نیست، نامه سربسته و سرگشاده هم نیست، حکایتِ ظلمی است که بر مردم نجیب لُرستان روا داشته می‌شود. قصه پر غصه‌ی درد‌های مردمی که در بزنگاه‌ها و ایام بحران، با همان نجابت و استواری، در حمایت از کشورشان به میدان آمده و برای آن هزینه‌ها داده‌اند. مردمی که نه جنگ توانست خم به ابرویشان بیاورد و نه بلا‌هایی مانند سیل توانست کمرشان را خم کند، این مردم، اما از مسئولین و دولت‌هایشان زخم‌ها خورده‌اند. استانی که به گواه کارشناسان از بهره‌مندترین استان‌های کشور از نظر مواهب طبیعی، جاذبه‌های گردشگری، منابع آبی و…بوده و زمینه‌های متعدد برای توسعه را داراست، امروزه متاسفانه شاهدیم در نرخ فلاکت، تورم، بیکاری و اعتیاد رکورددار است! این آمار‌های دردآور یک شبه شکل نگرفته و ماحصل نگاه دمِ دستی و غیر اولویتی دولت‌ها به لُرستان بوده است. نگاهی که باعث می‌شود مدیران دسته چندمی که هیچ نقطه روشنی در کارنامه‌شان وجود ندارد به اصلی‌ترین گلوگاه‌های مدیریتی لُرستان گماشته شوند، مثال بارز این نوع از مدیران، خادمی استاندار فعلی لرستان است که به مانند دولتش، رکورد تمام ناکارآمدی‌ها را زده و گویا جز کوچ دادن هم استانی‌هایش به لرستان و سپردن مناصب مدیریتی استان به آن‌ها و مهره‌چینی مدیران مطلوب نمایندگان، برای حلقه به گوش کردنشان به نفع دولت در مجلس، خاصیتی برای خود متصور نیست! مقصر وضعیت اسفبار لرستان برعهده مدیران و مسئولان است. مسئولینی که آنقدر وقاحت در اعماق وجودشان نفوذ کرده که حتی حاضر نشده‌اند کوچکترین عذرخواهی و توضیحی بابت افتضاحات به بارآورده شان به این مردم بدهند. امروز اگر برای مردم مستضعف فریادی بر سر مدیران نالایق نکشید شما هم بخشی از پروژه روا داشتن ظلم به مردم لرستان هستید و در فضایی که "لُرستان پارکینگ مدیران از رده خارج دولت‌ها شده" بایستی آغازگر موج‌ مطالبه‌گری پرشتاب و منسجم قشر‌های مختلف جامعه باشیم؛ و خطاب به مدیران لرستان اعلام می‌داریم این انقلاب برخاسته از انفاس ملت بوده، آنرا متعلق به همین ملت میدانیم و سکوت وقیحانه مدیرانِ مقصر را با کشاندنشان به پای کرسیِ پاسخگویی، خواهیم شکست.


  • مسجدسلیمان در فقر

    مسجدسلیمان شهر اولین ها فقط اسمش را یدک میکشد. شهر اولین هاست، در بیکاری و عقب‌ماندگی و زیرساخت‌های قدیمی و مصیبت های اجتماعی، شهری که زیر سایه نام نفت، سخت به فراموشی سپرده شد. مسجدسلیمان را با تعویض فرماندار و مدیر، نمی‌شود ساخت. مشکلات سالها تلمبار شده بر گرده زخمی این شهر. آبادانی را با بخشنامه و جلسه و مصوبه های کاغذی نمی‌توان احیا کرد. یقه مسجدسلیمان را باید به دست آنهایی داد که سالها، نفتش را مکیدند و پوستش را پرت کردند به دامنه‌های زاگرس. مسجدسلیمان را که می‌گویم شامل لالی هم می‌شود، شهری پر از خالی که زیر سایه نام بزرگ مسجدسلیمان، هر روز کوچکتر از پیش می‌شود و اندیکایی لبریز از مظلومیت های کوچ برای فرار از گرمای طاقت فرسای بی توجهی و هفتگلی که فرزند تاریخی ولی بی شناسنامه ای است که شاید نایی هم برای اثبات حقانیتش ندارد. جوانان این شهر فقط دلخوش کردن به‌عنوان واژهای اولین ها و تیم فوتبال مسجدسلیمان که تنها تبلیغ کننده همان واژه لعنتی نفت بود برای عده‌ای که همیشه اسپانسر قدرت و ثروت اند نه حامی ضعف و فقر تحمیلی لُر. مردم مسجدسلیمان مطالبه گری بلد نیستند، سکوت می‌کنند تا محکوم شوند.


  • شهر ما تبعیدگاه ما!!!

    شهر ما تبعیدگاه ما! منبع: روزنامه جامعه فردا، 21 آبان 1396، ص 4: شوربختانه چند شهر کشورمان در یک آیین نامه اجرایی که توسط وزیر کشور و وزیر دادگستری و در اجرای مفاد قانون مجازات تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسیده است، به عنوان «تبعیدگاه» در نظر گرفته شده اند. برچسب «تبعیدگاه» بر پیشانی این شهرها باعث سلب «حق توسعه برابر» شده و به ویژه بر «شاخص جذب سرمایه گذاری» در این شهرها و نیز «درآمدهای حاصل از گردشگری» تاثیر کاهنده داشته و باعث «نوعی بی عدالتی» شده است. شهرهای: ایذه، مسجدسلیمان، باغملک، رامهرمز، اردل، لُردگان، ازنا، تویسرکان، خورموج، یاسوج، دوگنبدان، الشتر، دلفان، برازجان، اقلید، مهریز، استهبان، نیكشهر، آشتیان، میناب، فیروزآباد، سربند، نی ریز، دامغان، كلیبر، فردوس، گرمی، شهربابك، هریس، بافت، تكاب، كاشمر، سنقر و كلیائی، قیدار، گناباد و سمیرم در نامه ای که وزیر کشور به رئیس قوه قضاییه نوشته، به‌عنوان تبعیدگاه معرفی شده اند و شهروندان این شهرها خواستار تجدیدنظر وزیر کشور در این رویه ناعادلانه هستند. 1- ما معتقدیم قضاوت درباره اصل مجازات تبعید در تخصص جرمشناسان است و در اینجا قصد مخالفت با اصل مجازات تبعید را نداریم بلکه مخالف شیوه اجرای آن و «آیین نامه اجرایی» آن که توسط وزیر کشور تهیه شده و به امضای رئیس قوه قضاییه رسانده شده، هستیم. 2- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید، به طور ناخواسته کشور عزیزمان ایران را به دو بخش مرکز و پیرامون تقسیم کرده و با تثبیت و تقویت شکاف بین مناطق برخوردار و نابرخوردار، موجب خدشه به همبستگی ملی ایرانیان شده است. 3- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» بیش و پیش از آن که دور کردن مجرم از صحنه جرم و مجازات او باشد، «تبعید پیرامون و مرکز» و «مجازات عموم شهروندان شهرهای مندرج در آیین نامه» است. 4- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» تفاوتی بین «مجازات تبعید» و «آثار منفی رسانه ای شدن مجازات تبعید» نگذاشته است. در عصر نفوذ رسانه های همگانی، «آیین نامه اجرایی» علاوه بر این که تحمیل مجازات سالب آزادی برای یک فرد مشخص است، به نیکنامی مردم آن شهر لطمه می‌زند و موجب بدنمایی آن شهر می گردد. 5- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نوعی تحمیل مجازات جمعی علیه ساکنان آن شهر و نوعی سلب «حقوق جمعی» آنان و خدشه به حقوق معنوی آن مردمان تلقی گردد. این بدنمایی می‌تواند بر شاخص جذب سرمایه گذاری در آن شهر و نیز بر درآمدهای مردم آن شهر تاثیر منفی بگذارد و از این طریق می تواند به «حقوق اقتصادی جمعی» آن مردمان یعنی «حق برخورداری از امکان توسعه برابر» ضربه بزند. 6- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نیازمند بازنگری جدی است و به ویژه از منظر «شیوه اجرای احکام تبعید» از زاویه «افزایش اثربخشی مجازات تبعید» مورد واکاوی قرار گیرد. 7- ما معتقدیم «آیین نامه اجرایی» نباید نام چند شهر مشخص را ذکر کند بلکه باید جدول رسمی مسافت بین شهرهای ایران (تدوین شده در سازمان نقشه برداری کشور) را ابلاغ نماید تا قضات محترم یا دادیار محترم اجرای احکام، آزادانه محل موردنظر را براساس مسافت بین مبداء و مقصد (مثلاً حداقل پانصد کیلومتر فاصله بین شهر محل زندگی و محل تبعید) تعیین نمایند. 8- ما معتقدیم بهتر است برای کاستن از طنین رسانه ای نامطلوب و جلوگیری از بدنمایی شهر محل تبعید، نام شهرهای محل تبعید در حکم انشائی قضات محترم درج نشود و تعیین آن براساس ضابطه مسافت، برعهده دادیار محترم اجرای احکام قرار گیرد. اکیداً توصیه می‌شود که وزیر محترم کشور در بازنگری «آیین نامه اجرایی» مجازات تبعید به «تاثیرات شیوه اجرای احکام تبعید بر حقوق جمعی ساکنان شهر محل تبعید» توجه نماید. رسانه ها همچون باد نام شهر محل تبعید را چون شلاق بر تن مردم آن شهر می کوبند. این یک پدیده نوظهور است و دستگاه قضایی اگرچه مستقیماً مسئول پدیده «بازنمایی رسانه ای اعلان نام محل تبعید» نیست ولی همه دست اندرکاران تدوین و اجرای «آیین نامه اجرایی» باید با مساعی جمیله خود این مساله را مورد توجه و چاره اندیشی قرار دهند که به حقوق اساسی مردم آن منطقه آسیبی ناخواسته وارد نکنند. گفتنی است الگوی توسعه تغییرات چشمگیری کرده و عامل سرمایه گذاری دولتی که قبلاً پیشران توسعه در مناطق مختلف کشور محسوب می شد، جای خود را به جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی داده است. مطرح شدن نام یک شهر به عنوان تبعیدگاه می تواند ضربه جدی به شاخص جذب سرمایه آن شهر باشد. به ویژه اهمیت روزافزون صنعت گردشگری و نقش آن در توسعه اقتصادی مناطق مختلف، ضرورت پاسداشت نیکنامی مناطق را افزون کرده است.



آخرین مقالات