شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

خط لری ( خط پاپریک و خط لوریتین )

فرهنگستان زبان لری بنام لری رهزهشتگه زون لری (ره+زهشت+گه : ره=راه، زهشت=زندگی، گه=گاه) در سال ۱۳۹۲ توسط حسین عیسوند اسدی و غلامرضا مهرآموزی تاسیس شد. در آغاز فعالیت های این مجموعه و نشریه در تلگرام و شبکه های مجازی بود اما از سال ۱۳۹۶ این نشریه صاحب سایت اینترنتی با دامنه org شد.

خط لری ( خط پاپریک و خط لوریتین )

فرهنگستان زبان لری در طول عمر کوتاه خود تااکنون بزرگترین خدمات تاریخ را در حق زبان لری داشته است از جمله:

1.برسی دقیق ادله های علمی زبان بودن لری،

2.برسی ونگارش دستور زبان لری

3.تولید خط بین المللی برای زبان لری

4.معادسازی در مورد واژگان کلیدی

5.همکاری در تولید ورژن جدید خط پاپریک

6.آموزش چند مرحله ای خطوط لوریتین وپاپریک

7.برسی تاریخ ادبیات زبان لری و تفاسیر ادبی از اشعار و ادبیات شاعران لر زبان

8.جمع آوری میزان قابل توجه ای از واژگان، ضرب المثلدها،چیستانها و اصطلاحات تمام شاخه های زبانی،

9.شناسایی دقیق وعلمی مهم ترین وپرکار برد ترین آواهای تمام گویش ها ولهجه های زبان لری

10. و.... این موارد بخشی از فعالیت های مجموعه ونشریه فرهنگستان زبان لری است.

 

معرفی خطوط لوریتین و پاپریک لری:

خط لوریتین نام خط پایه لاتین زبان لری است که  نامش از دوبخش luri و tin که مخفف واژه لاتین است ساخته شده است.

خط لوریتین خط بین المللی زبان لری است که لرشمول ترین و دقیق ترین وبی نقص ترین خط برای نگارش تمام گویش ها ولهجه های زبان لری با دقیق ترین آوانگاری در سطح بین الملل است.

درواقع لوریتین یک سامانه نوشتاری یا الفبای لری است که بنیان آن براساس آوانگاشت دقیق زبان لری است. پایه این خط لاتین است و با تغیراتی در کاراکترهای الفبای لاتین این خط تولد یافته است. طراحان این خط که در سال۱۳۹۵به بهربرداری رسید غلامرضا مهرآموز وحسین عیسوند اسدی هستند.

برای اینکه قوانین کشور جهموری اسلامی ایران اجازه استفاده از خطوط لاتین مبنا را نمی دهد لذا یک خط عربی مبنا برای تولیدات داخلی نیز نیاز بود، لذا خط پاپریک جدید با همفکری و طراحی غلامرضا مهرآموز سردبیر مجموعه و نشریه فرهنگستان زبان لری به بهره برداری رسید که خوشبختانه شرکت معتبری مانند گوگل نیز این خط را پشتیبانی می کند.

 خط لری پاپریک و لوریتین

نمونه ای نوشتاری  از خط پاپریک و لوریتین

دوبیتی لری با خط پاپریک:

ڤٱ رٛی ٱنگاٛشتاْ غٱم تاٛرڌهسم اوندۉ

ڤٱ ناٛئراْ ماٛل ڤٱ تٱش لاٛرتهسم اوندۉ

ماْ باٛنگشتاْ فکهساٛیٛ چٱنگاْ باشو

پلاٛرڌوم بی رٛٱڌٱن گهرٛهسم اوندۉ

 

(داریۊش هساٛیٛن پۊرٛ ٱغۉؤی)

 

دوبیتی اری با خط لوریتین

va ri angeštê ğam terďêhsêm ondöw

va ne'rê mel va taš lertêhsêm ondöw

mê bengêštê fêkêhseý čangê bāšo

pêlerďom bi raďan gêhrêhsêm ondöw

ترجمه:

بر روی زغال گداخته غم دوباره سوختم.

مانند موی درون آتش نابود شدم و سوختم.

من گنجشک فرار کرده از چنگ باز شکاری بودم

تلاشم این بود که بروم و فرار کنم ولی دوباره گرفتار شدم

 

(داریوش حسین پور آقایی)



ترجمه برخی لغات در شعر:

ٱنگاٛشت angešt /  ذغال گداخته

تاٛرڌهسٱن /  terdêhsan سوختن

اوندۉ ondöw / دوباره

ناٛئر /  ne'r شبیه

ماٛلmel /  مو

لاٛرتهسٱنlertêhsan /  سوختن(فقط برای مو بکار میرود)

باٛنگشتbengêšt /  گنجشک

فکهسٱ / fêkêhsa  فرار کرده

باشو bašo / باز شکاری

پلاٛرڌ /  pêlerď تلاش

 

منبع:

فرهنگستان زبان لری

 

پ.ن: همتباران برای کسب اطلاعات بیشتر درین زمینه میتوانند به کانال و سایت فرهنگستان زبان لری مراجعه کنند

67 نظر

  • امید

    با سلام و ضمن تشکر از زحمات شما بزرگواران که وقت گرانبها زندگیتان را صرف خدمت به ملت لر کرده اید مطمئن باشید نام نیک شما همیشه در تاریخ ملت لر باقی خواهد ماند لازم میدارم نکته را تذکر بدهم اینکه فراگیری برای عموم خیلی راحت نیست لازم شما عزیزان روش های یاد دادن و یاد گرفتن زبان لری را نیز به مردم معرفی کنید منظور اینکه چگونه میتوان کلمات را به راحتی تلفظ کرد از نظر بنده حتما باید این زبان در مدارس مناطق لر نشین تدریس شود تا بتوان با آن تکلم کرد به امید آن روز و تشکر مجدد از شما سروران گرامی


  • فرهنگ لری

    زبان لری از نظر وسعت واژگان و ظرافت و ریزه کاری هایی که در آن نهفته است یکی از زبانهای پر مایه است به گونه ای که آقای احمد محمود داستان نویس برجسته ایرانی که خود از خطه خوزستان است وقتی پا به استان لرستان میگذارد و مدتی در مناطق لرنشین مثل خرم آباد و چگنی و پلدختر میماند تحت تأثیر فرهنگ لری قرار میگیرد وحاصل بخشی از گفته ها و شنیده های خود از مردم این مناطق را که تعدادی واژه ی لری است در متن مجموعه داستان دیدار (۱۳۶۹) میگنجاند و در پاورقی برخی صفحات آن به تشریح واژه های لری میپردازد. اتفاقأ یکی از داستانهای مجموعه دیدار به نام بازگشت به صورت رمانی مستقل به زبان آلمانی ترجمه و چاپ شده است.


  • زبان لُری

    زبان لُری یک زبان ایرانی جنوب غربی است که توسط مردم ساکن در غرب و جنوب ایران ؛ استان لرستان و جنوب ایلام و حداقل از نیمه جنوبی همدان (تویسرکان، نهاوند و ملایر) استان خوزستان: دزفول، اندیمشک، مسجد سلیمان، لالی، اندیکا، رامهرمز، ایذه، باغملک، شوش، شوشتر، اهواز، باوی، ماهشهر، بهبهان، امیدیه و اکثر شهرستان‌های این استان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، استان فارس، استان بوشهر و استان اصفهان تکلم می‌شود.این زبان در کنار فارسی به شاخه جنوبی زبان‌های ایرانی غربی تعلق دارند.زبان‌های لُری خود به دو گروه متمایز بین لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شوند.زبان لُری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه (پهلوی) است و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی قدیم دارد.ریشه زبان‌های ایرانی ، لری-بختیاری و سایر گویش‌های لری مانند زبان فارسی به پارسی میانه و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان برمی‌گردد؛ این درحالی است که گویش‌های لکی و کلهری تحت تأثیر زبان کردی قرار گرفته‌اند.زبان‌شناسانی دیگر لری را یک پیوستار زبانی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌های فارسی و کردی دانسته‌اندکه میان مردم لُر در غرب و جنوب غرب ایران رایج است و خود از گویش‌های مختلف تشکیل شده‌است. به عبارت دقیق‌تر این خانواده یک گروه جدا اما مرتبط از چند زیرگروه پیوسته از ایل‌ها و طایفه‌هاست که شناخته‌شده‌ترین این گروه‌ها عبارتند از: بالاگریوه یا پهلی یا فیلی، ممسنی، مینجایی، بختیاری، بویراحمد، کهگیلویه و مَمسنی، ثلاثی، کومزاری، اچمی، سلیورزی، هورموزی یا خورموجی‌.


  • زبان لُری

    زبان باستانی لری و تمامی گویشها و لهجه های زیرمجموعه آن از نسل زبان پهلوی هستند که براساس مستندات تاریخی تا حدود قرن پنج و ششم هجری در مناطق غربی ایران رواج داشته و به دلیل اینکه با حمله اعراب از کارکرد اداری_آموزشی می افتد کم کم هویت اصلی خود را از دست میدهد و محدود به مناطق کوهستانی میشود.زبان لری در حقیقت نوع تحلیل رفته و رقیق شده ای از همین زبان باستانی است.واژه های پهلوی موجود در زبان لری در بسیاری از زبانها و گویشهای ایرانی اصلأ وجود ندارند.هم اکنون ساکنان باستانی ترین شهر ایران و جهان یعنی شهر شوش به زبان لری تکلم میکنند.زبان لری دارای دستور زبان و قواعد واجی خاص خودش است.زبان لری سرشار از واژگان و اصطلاحات اوستایی و پهلوی است که خود میتواند معیاری باشد برای تشخیص تبار و سنجیدن اصالت مردمان متمدن لر.وجود لغات و اصطلاحات بیشمار اوستایی و پهلوی در زبان لری به خوبی حکایت از ریشه دار بودن مردم لر است.هدایت اله رشیدیان درکتاب (خرم آباد درگذر جغرافیای انسانی) صفحه ۱۰۵ آورده که زبان لری همان زبان پهلوی دوره ساسانی است. خاصیت عمده زبان لری استقامت در برابر واژه های بیگانه است مثلأ در زبان فارسی کلمات فرانسوی یا انگلیسی یا عربی را بدون تغییر شکل گرفته و تلفظ میکنند در صورتیکه لرها اگر حتی واژه ای علمی را بپذیرند مانند عربها یا هم سنگ آن را جایگزین کرده آن را از بین برده و صورتی جدید از آن ایجاد می کنند.لرستان جزو ایالت《پهلوی_پهله》بوده و به همین خاطر به《فهلوی_فیلی》یا《لر فیلی》معروف است و زبان لری هم بازمانده زبان پهلوی ساسانی است.وجود لغات مشابه لری در زبان پهلوی مؤید این مدعاست.


  • اسامی باستانی طوایف لُر

    وَن van در زبان لری یعنی انداختن و پسوندی است به معنی《مند》مثل آبرومند و برای معرفی ایلات و طوایف اصیل لر بکار میرود. وند پسوند دارا بودن است و از ریشه اوستایی vant ونت به مفهوم دارنده است. میر طایفه ای در لرستان است که زمان اتابکان و والیان لر جزو وزرا و صاحب نظران بودند. میرشاهوردیخان اتابک لر و میرنوروز از آن طایفه اند و در شاهنامه میر به معنی《کدخدا》و صاحب سواد آمده است:یکی میر بود اندرون شهر اوی _ سر افراز با لشکر در آبروی. دیناروند:نام طایفه ای در لرستان و دینار واحد پول ایران در زمان پارتیان و ساسانی بوده و این کلمه در واژه نامه پازند صفحه ۱۸۷ آمده است. دریک derek نیای یکی از ایلات لرستان (دریکوند) است که خود دریک واحد پول ایران در زمان هخامنشیان بوده و ساتیار یکی از طوایف دریکوند است و ساتیار از سرداران داریوش هخامنشی بوده است. زینی وند zayni vand نام طایفه ای از ایل دریکوند است و در واژه نامه پازند نوشته موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ بصورت زیناوند آمده و در اوستا بصورت زینا ونتا آمده است. خانم دکتر ژاله آموزگار زیناوند را به معنی هوشیار ترجمه کرده و در اوستا به عنوان لقب تهمورث آمده است. دکتر زرینکوب زینی وند را به معنی سلاحدار آورده است. رشنو نام یکی از طوایف بزرگ لر است به معنی خوش یمن و در ارداویرافنامه اثر فیایپ ژینیو صفحه ۳۲ بعنوان ایزدی زردشتی و الهه عدالت و دادگستری آمده است. در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۱۹۵ بعنوان فرشته روز داوری و نماد راستی و دادگری همراه ایزدان مهر و سروش میباشد درکتاب ایران باستان ص ۳۰۳ رشنو فرشته دادگستری است همچنین رشنواد در شاهنامه پیشکار همای دختر بهمن است و درجنگ با روم سپهسالار هما میشود. پولادوند نام یکی از طوایف اصیل لر است و نام پهلوانی باستانی است که در نوشته های زردشتی از کتاب واژه نامه پازند صفحه ۱۱۹ آمده است . زهتاب zehtab یکی از طوایف چگنی که در واژه نامه پازند موبد رستم شهرزادی صفحه ۲۱۰ بعنوان《زه تابیده شده》یا رشته تابیده شده آمده است. زیودار zivdar نام طایفه ای در لرستان که به معنی《دارنده زیبایی》است و در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۱۱ زیو به معنی زیبا آمده است. چنگروی نام کوهی در مرکز لرستان و نام طایفه ای که《مؤسس اتابکان لر کوچک》بودند وجه تسمیه آن از کلمه چنگه یا چنگای اوستایی به معنی خورشید است و لقب اتابکان لر کوچک《آل خورشید》بود همچنین ایل چگنی و طایفه چنگایی از بازماندگان چنگروی میباشند. ویس vais در لری یعنی ناحیه و در فرهنگ پهلوی دکتر بهرام فره وشی صفحه ۳۵۷ و واژه نامه شایست ناشایست دکترمحمود طاووسی صفحه ۲۸۶ آمده. د هوز ویس کرمی یه:از خانواده کرمی یا متعلق به ناحیه کرمی است. ویسیو veyseyo که نام شهری درشهرستان چگنی لرستان است از واژه اوستایی vis به معنی روستا گرفته شده که در فرهنگ پاشنگ_وندیداد صفحه ۱۰۳ آمده.همچنین در زبان روسی وس به معنای دهکده آمده است.


  • آیا لُری زبان است؟

    زبان فرانسه و ایتالیایی ۸۹ درصد اشتراک دارند ولی هیچ انسان عاقل و اهل منطقی نمی گوید فرانسه گویشی از ایتالیایی است. آلمانی و انگلیسی ۶۰ درصد اشتراک دارند اما هیچ فرد تحصیلکرده و اهل درکی آلمانی را زیر مجموعه انگلیسی به حساب نمی آورد. هر زبانی به واسطه ی دستور _ آواها _ خط و واژه های خاص خود از دیگر زبانها متمایز است. از نظر واجی بعضی واجها در زبان لری هست که در هیچ گویش و لهجه ایرانی نیست. بعضی واژه ها فقط مختص خود لرهاست. بعضی وندهای اشتقاقی و تعویضی در لری هست که در هیچ زبانی نیست.برخی واژگان زبان لُری با فارسی معیار ناهمگون هستند در بسیاری از جمله های گذرا به متمم یا دارای متمم قیدی، متمم پس از فعل قرار میگیرد درحالیکه در فارسی فعل همیشه در بخش پایانی جمله جایگیر است آکسان و فونتیک کلمات لُری مختص به خود لُرهاست.زبان لُری ۳۸ واج و ۱۲ مُصوت دارد ولی فارسی ۲۹ واج و ۶ مصوت دارد. شباهت بعضی واژه ها هم بدلیل کاربرد اسلامی _ عربی آنهاست یعنی واژه ها و اصطلاحاتی که ما گمان میکنیم لری نیست و متعلق به زبان فارسی است اصل و ریشه عربی دارند. واژگان مشترک و قواعد دستوری بدان معنا نیست که یکی مرجع هست و دیگری زیرمجموعه. اشتراکات لغوی هم بصورت طبیعی بین تمامی اقوام همجوار دیده میشود که باز این نشانه برتری یکی بر دیگری نیست.فارسی و لری با ترکی از دو ریشه کاملأ مجزا هستند اما هر سه نشانه مفعول دارند مثلا در لری جمله:احمد عباسنه دی. در فارسی:احمد عباس را دید. در ترکی:احمد عباسی گوردی. (نه) در لری _ (را) در فارسی _ (ی در عباسی) در ترکی نشانه مفعول است. این سه زبان دارای اشتراک زبانی اند یعنی علی رغم ریشه و واژگان متفاوت در این زمینه مشترک اند اما انگلیسی نشانه مفعول ندارد مثل : ahmad saw abbas حالا میشود منکر زبان شدن انگلیسی شد؟ زبان مادری ما هیچ کمبودی ندارد و برای هر لغت فارسی و عربی یک جایگزین دارد. حالا اگر مردم بدلیل عدم آموزش لغات دیگری را جایگزین میکنند هیچ ایرادی متوجه زبان نمیشود. پروفسور ویلر تکستون استاد زبانشناسی دانشگاه هاروارد درکتاب《Tales from lorestsn》لُری را زبان میداند. دکتر اریک جان آنونبی زبانشناس کانادایی درکتاب《لُری چند زبان است؟》لُری را قویاً زبان اعلام میکند.


  • قدمت واژه《لُرستان》

    لُرستان《Lorestan》در واژه نامه پازند موبد شهرزادی صفحه ۲۹۳ بعنوان جایگاه تمدن عیلام کهن با حاکم نشین خرم آباد معرفی شده است.


  • زبان مستقل لری

    بسیاری برحسب حُب و بُغض ادعا میکنند لُری زبان نیست و گویشی از فارسی هست! در جواب این بیسوادان باید گفت که نه تنها لُری زبان مستقلی هست، بلکه فارسی امروزی یا فارسی معیار خود گویشی از زبان لری میباشد. دلیلی که اینجا ذکر میکنم این هست: اگر لری گویش فارسی بود میبایست تمام افعال و لغات موجود در فارسی، در لری هم بدون هیچ کم و کاستی موجود بود، در صورتی که اینگونه نیست. بلکه زبان لری بسیار کاملتر از فارسی معیار است و ریشه پهلوی دارد و به دلیل جغرافیای خاص سکونت قوم لر که از گذشته های دور بین کوهستانهای زاگرس زندگی میکرده اند، بسیاری از زبانشناسان بر این عقیده اند که زبان لری کمتر از اختلاط با زبانهای بیگانه از جمله ترکی و عربی تاثیر پذیرفته و اصیل مانده است. در زبان لری هزاران لغت و حتی افعال مخصوصی وجود دارند که معادلشان به هیچ عنوان در فارسی مشاهده نمیشود.از جمله: لری: دا _ فارسی: مادر / لری: بو یا بووه_ فارسی: پدر / لری: پت _ فارسی: دماغ / لری: تیه _ فارسی: چشم / لری: تاته_ فارسی: عمو / لری:پتی ، بوتی ، کچی _ فارسی: عمه / لری: کور _ فارسی: پسر / لری: مِل _ فارسی: گردن / لری: عس _ فارسی: استخوان / و در افعال لری: ووری _ فارسی: بلند شو / لری: بجی _ فارسی: فرار کن / لری: ورگرد _ فارسی: برگرد / لری: رِمس _ فارسی: فرو ریخت / لری: جَر کردن _ فارسی: دعوا کردن / لری: بهر کردن _ فارسی: تقسیم کردن / لری: سیل کردن _ فارسی: نگاه کردن / لری: پق کردن _ فارسی: اخم کردن / لری: بونگ کردن _ فارسی: صدا کردن / و هزاران مورد دیگر که اصلاً بحث مُفصلی را میطلبد. بعد یک عده معلوم الحال به خودشان جرات میدهند و به زبان اصیل ما میگویند گویش فارسی! اصلاً فرق میان لهجه ، گویش و زبان را نمیدانند!


  • خط پاپریک

    هدف اصلی از ابداع خط پاپریک نیز حفظ و تقویت پیوند زبان و فرهنگ لر با زبان و فرهنگ ایرانی و اسلامی و ادبیات پربار فارسی بود زیرا قبل از آن نیز از سال ۶۹ خط لری آساره ابداع شده بود که ویژه فرهنگ‌نگاری لری بود ولی آساره بخاطر حفظ و تقویت این پیوندها منسوخ شد و جای خود را به پاپریک خطی لرشمول مبتنی بر الفبای عربی _ فارسی داد.همانگونه‌که در مقاله ضرورت تدوین خط لری از دیدگاه علمی در اسفند ۱۳۹۲ توضیح داده‌ام تدوین خط برای لری به‌هیچ‌وجه پدیده‌ای قومی نیست بلکه یک ضرورت علمی است، اولین دلیلش این است که در لری واج‌هایی وجود دارد که با رسم‌الخط موجود فارسی نمی‌توان آن‌ها را نوشت مثل یاء مجهول، دال معجم، انگما، شوا ( نوعی کسره خفیف)، ذال معجم، لام یائی، او کشیده، دیفتانگ های مختلف او، ضمه پیشینی و…که در اکثر موارد علاوه بر اینکه قابل نمایش با رسم‌الخط فارسی نیستند بلکه معنی را عوض می‌کنند یا به‌اصطلاح علمی جفت کمینه(minimal pair) دارند.از طرف دیگر با تغییر فتحه، کسره، و ضمه…معانی بسیاری از کلمات لری عوض می‌شود و چون هیچ سابقه خوانش و نگارش عام و ضابطه‌مند در لری وجود ندارد خوانش و نگارش نوشته‌های لری به‌ویژه لری اصیل کار بسیار دشواری است.ورود نهادهای رسمی حکومتی در پروژه خط لری مانند اداره ارشاد و جهاد دانشگاهی به قضیه تدوین خط برای لری در پروژه خط زاگرس که بنده نیز توفیق حضور چند جلسه در آن را داشتم خود تائید دیگری است دال بر اینکه تدوین رسم‌الخط برای لری یک ضرورت و دغدغه علمی و فرهنگی است نه‌ کاری قومگرایانه!


  • ثبت خط لُری در گوگل

    تاریخ زبان لری هیچگاه ۱۶ مهر ۱۳۹۷ را از یاد نخواهد برد زیرا نام و هویت لری را در کنار زبان‌های جهان نشاند و بسیاری از کاربران جهان یک آشنایی صوری با وجود زبان و فرهنگی به نام لری در ایران خواهند داشت.در بازنگری خط پاپریک برای کیبورد و ثبت در گوگل افراد و گروه‌های مختلفی به بنده کمک کرده‌اند و از نظرات آن‌ها بهره گرفته‌ام که بعدها به‌تفصیل نام آن‌ها ذکر خواهد شد از همه آن بزرگواران صمیمانه سپاسگزارم. تاکنون دو نسخه بازنگری شده از پاپریک تهیه‌شده است که آنچه در گوگل ثبت‌شده نسخه ۱ بازنگری شده پاپریک است. مسلما پاپریک در آینده بهتر و بهینه‌تر خواهد شد.خداوند متعال را به خاطر ثبت زبان و خط لری در پرکاربردترین صفحه‌کلید جهان سپاس می‌گویم و به تمام مردم عزیز لر و ایران تبریک می‌گویم.


  • بهروز محمودی بختیاری

    زبان لری از خانوادۀ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است که با 10 میلیون نفر گویشور (اتنولوگ) در جنوب غرب ایران، به‌ویژه در استان‌های لرستان، کهکیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، همدان، ایلام، فارس، اصفهان و خوزستان رواج دارد.بهروز محمودی بختیاری – استاد دانشگاه تهران: سال‌ها پیش، گئورگ مُرگِنشتیرنه، ایران‌شناس نام‌آور نروژی، اظهار داشته بود که «ازلحاظ مطالعات زبانشناسی، ایران یکی از غنی‌ترین ممالک است و یکی از خصوصیات مهم و مشخص گویش‌های ایرانی این است که چندان با یکدیگر ازلحاظ سرعت سیر تکامل قابل‌مقایسه نمی‌باشند»(مرگنشتیرنه ۱۳۳۶:۵۱). او همچنین به‌درستی باور داشت که «تحقیقات درباره گویش‌های مختلف ایران ممکن است منجر به کشف بعضی از لغات زبان‌های قدیمی ایرانی بشود و برای روشن شدن تاریخ تحول زبان‌های ایرانی مفید واقع گردد» (همان‌جا). درستی این سخن هنوز در روزگار ما به قوت خود باقی است و باید با دریغ گفت که از زمان گفتن آن تاکنون، اقدامات انجام‌گرفته جهت شناسایی، ثبت و ضبط و توصیف زبان‌های ایرانی چنان‌که بایدوشاید، انجام نپذیرفته است!


  • زبانهای ایرانی

    دانش ما از «پیشینه» این زبان‌ها و گویش‌ها هم شرایط مطلوبی ندارد و البته دلیل این مورد، لزوماً کاهلی پژوهشی ما نبوده است. نکته‌ای که در باب تاریخ زبان‌های ایرانیِ به‌جز فارسی باید در نظر داشت آن است که از گویش‌های‌ گوناگون ایرانی، واژه‌ها، جملات‌ و یا ابیات‌ پراکنده‌ای‌ باقی‌مانده‌اند که‌ می‌توانند ما را در بررسی‌ این‌ گویش‌ها یاری‌ ‌کنند.ولی‌ مشکل‌ اصلی‌ آن‌ است‌ که‌ در سراسر سده‌های‌ گذشته‌ از آن‌ها نمونه‌های‌ کامل‌ و یکدست‌ نداریم‌. به‌عبارت‌دیگر، وضعیت‌ آثار باقیمانده‌ گویشی در ایران‌ مانند ادبیات‌ فارسی‌ نیست‌، زیرا آثار ادبی‌ فارسی در سده‌های‌ گذشته‌ پیاپی بوده‌ است‌ و شیوه‌ تحول‌ و گسترش‌ زبان فارسی‌ را نشان‌ می‌دهد.تا آنجا که‌ بررسی‌ها نشان‌ می‌دهند، هیچ‌کدام‌ از این‌ گویش‌ها «سنت‌ ادبی‌» –مانند ادبیات‌ فارسی‌_ نداشته‌اند. درست‌ است‌ که‌ از برخی‌ از گویش‌های ایرانی‌ نوشته‌هایی‌ برجاست‌ و این‌ نوشته‌ها گاه‌ تا حد یک‌ کتاب‌ گویشی هم می‌رسند، اما هیچ‌کدام‌ از آن‌ها را نمی‌توان‌ دلیل‌ وجود «سنتی‌ ادبی»‌ دانست‌ که‌ در دوره‌ای‌ رایج‌ بوده‌ و سپس‌ از رواج ‌افتاده‌ باشد. پس‌ می‌توان‌ بزرگ‌ترین‌ فرق‌ آثار بازمانده‌ گویش‌ها با آثار ادبی‌ فارسی‌ را «نداشتن‌ سنت‌ ادبی»‌ دانست‌. عدم وجود خط ویژه‌ای که ظرایف آوایی این گویش‌ها را بنمایاند، در کنار سنت جاافتادۀ ادبیات شفاهی این گویش‌ها نیز باعث شده است که کل داده‌های کهن گویشی ایرانی در حد کسری کوچک از داده‌های کهن زبان فارسی هم نباشد و دانش تاریخی ما از این گویش‌ها هم به طبع همین کمبود، به حد مفید و مطلوبی نرسیده باشد. در این مقاله که بخشی از کار وسیع‌تری در باب مطالعه پیشینه گویش‌های ایرانی در متون فارسی است، ضمن معرفی اجمالی《زبان لری》و گویش‌های آن، به معرفی بازمانده‌های کهن این زبان در متون مختلف پرداخته می‌شود؛ با این امید که پرتو جدیدی بر حوزه مطالعات این زبان بیفکند.


  • نظام دستوری لری

    لری زبانی از خانوادۀ زبان‌های ایرانی جنوب غربی است که با 10 میلیون نفر گویشور (اتنولوگ) در جنوب غرب ایران، به‌ویژه در استان‌های لرستان، ایلام، کهکیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، فارس، همدان، اصفهان و خوزستان رواج دارد، ولی محدود به مناطق یادشده نمی‌شود. مثلاً در روستای «سنگاب» از توابع شهرستان «ایوانکه» استان سمنان، طایفه لر زبان «هَداوند» زندگی می‌کنند و اهالی روستاهای «نینه» و «برجک» به ترتیب از توابع محلات و خمین در استان مرکزی نیز لری را به‌عنوان زبان مشترک به کار می‌برند (مشاهدات شخصی).چنان‌که گفته شد، لری از زبان‌های ایرانی جنوب غربی است، یعنی از زبان‌هایی که مانند فارسی، ریشه از فارسی میانه یا پهلوی ساسانی می‌گیرند. نظام دستوری لری به همین جهت با فارسی شباهت بسیار دارد و مقداری از کلمات لری هنوز با تلفظ فارسی میانه یا نزدیک به آن به کار می‌روند، درحالی‌که در فارسی تلفظ آن‌ها از تلفظ اصلی دور شده است‌، مانند تلفظ کلمات šaš «شش» / asp «اسب» / mazg «مغز»‌ / hešm «خشم» / xēšm ، sohr «سرخ» / suxr، tahl «تلخ» / taxl ، emid «امید» / ēmēd ، došmen «دشمن» / merd «مرد» / pohl «پل» / و... (صادقی ۱۳۸۰:۱۳۴).


  • سوء تفاهم یکی بودن لری و کردی

    سوء تفاهم یکی بودنِ کردی و لری نتیجه وجود واژه‌های مشترک بسیار و شباهت‌‌های صوری زیاد میان این دو زبان است که باعث شده بود تا در اوایل قرن بیستم چنین تصور شود که لری و کردی گویش‌‌هایی از یک زبان هستند. نخستین دانشمندی که توانست تفاوت‌‌های این دو زبان را به نیکویی معرفی کند، اسکار مان آلمانی بود که در تألیف منتشره‌اش به سال ۱۹۰۴، به این اشتباه دیرین، پایانی علمی داد و نشان داد که به‌طور مشخص لری زبان فاعلی ـ مفعولی از دسته زبان‌های ایرانی جنوب غربی است، درحالی‌که گروه گویش‌‌های کردی (جز کردی کرمانشاه) همگی اصطلاحاً «ارگتیو» و از گروه زبان‌‌های ایرانی شمال غربی (و بازمانده پهلوی اشکانی یا پارتی) هستند. به لحاظ ارتباط لری و فارسی هم باید گفت که از میان زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، ذخیره واژگان مشترک فارسی و زبان لری از همه بیشتر است؛ به همین دلیل عده‌ای ممکن است به خطا لری و گویش‌های آن را گویش‌هایی از فارسی بپندارند، کما اینکه این خطا حتی به منابع مهمی چون لغت‌نامه دهخدا نیز راه ‌یافته است. برای زبان لری دو گویش به نام‌های «لر بزرگ» و «لر کوچک» شناخته شده است. لر بزرگ به لری مردم بختیاری، کهکیلویه و ممسنی اطلاق می‌شود و لر کوچک به گونه‌‌های لری استان لرستان گفته می‌شود. گویش بختیاری از زردکوه بختیاری و پیرامون چهارمحال و نواحی پشتکوه و دامنه‌های ایذه و دزفول و رامهرمز و نواحی خوزستان در میان قریه‌ها و قصبه‌هایی که مسکن ایلات و عشایر بختیاری است با اختلاف اندکی تکلم می‌شود. ایران‌شناس روس ارانسکی (۱۳۵۸: ۳۱۲) نیز در این زمینه می‌نویسد: «در منطقه لر بزرگ و یا بختیاری، ایلات بختیاری اقامت دارند. بختیاریان صحرانشین در تابستان به نواحی مرتفع کوهستانی میان بروجرد و اصفهان کوچ می‌کنند و زمستان با حشم و دام‌های خویش به جلگه خوزستان نزول کرده و تا شوشتر را فرا می‌گیرند. قبایل بختیاری به دو گروه تقسیم می‌شوند: هفت‌لنگ (در منطقه اصفهان) و چهارلنگ (در منطقه بروجرد). عده متنابهی از بختیاریان نیز در مناطق نفت‌خیز جنوب غربی ایران («میدان نفتون» در جنوب شرقی شوشتر) و هفتگل و آغاجاری و بهبهان (در مشرق و جنوب شرقی اهواز) زندگی می‌کنند»


  • مردمان قوم لُر

    آنچه درباره موقعیت فعلی لری گفتیم، البته با داده‌های موجود در برخی متون کهن همخوانی ندارد مثلاً در کتاب شرفنامه‌ بدلیسی‌ (که در اواسط قرن دهم هجری نوشته شده) زبان لری از انشعابات کردی دانسته شده و وجه‌ تسمیه مفاهیم لر کوچک‌ و بزرگ‌ هم آمده‌ است (ص‌ ۴۸ ـ ۴۳) و در صفحه ۷۶ آن به‌صراحت آمده است: «لر بزرگ‌، که‌ مشهورند به‌ بختیاری» (ص‌ ۷۶). در همین کتاب، باوجودی که در توصیف مردم ایل چگنی آن‌ها را از «اکراد» معرفی می‌کند و می‌گوید: «این‌ طایفه‌ (چگنی‌) در شجاعت‌ و شهامت‌ و دلاوری‌ از سایر اکراد ایران‌ ممتاز است»، ذکر می‌کند که «عمده‌ اکراد ایران‌ سه‌ طبقه‌اند: سیاه ‌منصور و چگنی‌ و زنگنه… آن‌ها سه‌ برادر بوده‌اند که‌ از《ولایت‌ لرستان‌》و به‌ روایتی‌ از گوران‌ به‌ عزم‌ ملازمت‌ سلطان ایران‌ از وطن‌ بیرون‌ آمده‌اند»‌ (۴ ـ ۴۲۳). منبع دیگری که در باب وجه‌تسمیه لرها و انواع آن‌ها می‌شناسیم، کتاب《نصف جهان فی تعریف اصفهان》نوشته محمدمهدی بن محمدرضا الاصفهانی است، که در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار نوشته شده است. در این کتاب آمده است: «وجه‌تسمیه (لرها) معلوم نیست، آنچه در زمین فیلی مانده‌اند، آن‌ها را لر بزرگ و مسکن ایشان را لرستان فیلی می‌نامند و آنچه پیش‌تر رفته و به زمین اصفهان نزدیک شده‌اند، لر کوچک و بختیاری می‌خوانند» (ص ۱۶۵) که این تعریف، با تعریف بدلیسی از لر بزرگ همخوانی ندارد! لذا حتی کتبی که ناظر بر تاریخ نواحی غربی ایران هستند نیز درزمینهٔ تعلق برخی اقوام به کرد یا لر باهم اتفاق‌نظر ندارند! لذا راهکارهای زبان‌شناختی می‌توانند در این زمینه اطلاعات مناسب‌تری ارائه دهند.


  • زبان لُری در متون

    در متون گوناگونی به زبان لری اشاره شده است، ولی متأسفانه باید گفت که این اطلاعات بسیار اندک و پراکنده‌اند. احتمالاً قدیمی‌ترین سند در این زمینه، کتاب《احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم》مقدسی (قرن چهارم) است که در آن صراحتاً از زبان لری یاد شده است. در این کتاب می‌خوانیم: «قوم‌ سامی‌، اسان‌، سهی‌، ارکی‌ اگرچه‌ زبان‌ لری‌ دارند، لر اصلی‌ نیستند» (ص‌ ۵۵۰). باوجود این، این منبع اطلاع دیگری درباره آنچه زبان لری نامیده است، نمی‌دهد و کتاب دیگری که در مورد لرها و زبانشان اظهارنظری کرده است، کتاب تاریخ‌ گزیده‌ حمدالله مستوفی (قرن هشتم) است که در مورد وجه تسمیه واژه لر سه نظریه را مطرح کرده و معتقد است‌ که‌ «در زبان‌ لری‌ الفاظ‌ عربی‌ بسیار است‌، اما این‌ ده حرف‌ در زبان‌ لری‌ نمی‌آید: ح‌ خ‌ ش‌ ص‌ ض‌ ط‌ ظ‌ ع غ ق‌» (ص‌ ۵۳۸). ولی قدیمی‌ترین منبع یکدستی که می‌توان از زبان لری (به‌ویژه از گویش‌ بختیار‌ی) یافت، در جنگی‌ به‌ شماره‌ ۱۱۶۶ کتابخانه‌ مجلس‌ سنای‌ سابق،‌ متنی‌ موجود است که منتخبی‌ ‌از ‌اشعار سعد‌ی‌ با شعر‌هایی‌ ‌از ‌علیرضا تجلی‌ و شیخ‌ ‌علی‌بابا کو‌هی‌ ‌را دربر می‌گیرد. ‌در پایان این‌ جنگ‌ به‌ خط نسخ‌ ‌ متفاوت‌ با خط ‌اصلی‌ نسخه،‌ متنی‌ به‌ یکی‌ ‌از لهجه‌‌ها‌ی‌ محلی‌ ‌ایر‌ان‌ ‌آمده‌ ‌است‌. در فهرست‌ کتابخانه‌، ‌این‌ متن‌ «نامه‌‌ا‌ی‌ لر‌ی‌ ‌از سعد‌ی» د‌انسته‌ شده‌ ‌است‌. ‌صادقی (۱۳۷۵) این متن را به‌ یکی‌ ‌از لهجه‌‌ها‌ی‌ لر‌ی‌ و احتمالاً لر‌ی‌ بختیار‌ی‌ می‌داند که به‌ قرن‌ یازد‌هم‌ یا کمی‌ قبل‌ ‌از ‌آن‌ تعلق دارد. لری‌ بودن‌ متن‌ از واژگان‌ آن‌، به‌ویژه‌ مصادر افعال‌ لازم‌ آن‌ که‌ به ‌پسوند «ستن» ختم‌ می‌شوند روشن‌ می‌شود: مانند «چَوسِستن»‌ (چسبیدن‌) / «تهرستن» ‌(غلتیدن‌) / «کهرستن»‌ (شکستن‌) و «فهرستن»‌ (در رفتن‌) (‌صادقی ۱۳۷۵:۹) که بختیار‌ی بودن آن را‌ ‌از ‌اشاره‌ به‌ زردکوه‌ و دناکوه در متن می‌توان دریافت. این متن البته با توصیف مستوفی‌ درباره‌ تلفظ‌ زبان‌ لری‌ نمی‌خواند! چراکه برخی از حروف ده‌گانه موردنظر او در این متن وجود دارند! واژه‌های پراکنده‌ای از لری هم در متون دیده می‌شوند، مثلاً در مجمع‌ الفرس‌ (قرن یازدهم)، در توضیح واژه‌ «ملک» می‌خوانیم:‌ «دانه‌ای‌ مانند ماش‌ که‌ در میان‌ باقلا باشد و در حوالی‌《لرستان‌》مانند عدس‌ و باقلا پزند و خورند و آن را ملک‌ خوانند و به‌ عربی‌ خلر گویند» (نک. کیا ۱۱۸-۱۳۵۷:۱۱۷). همچنین در سفرنامه‌ ابن‌بطوطه (قرن هشتم)‌ آمده است که به‌ هنگام‌ اقامت‌ او در ایذه‌ و در میان‌《لر زبانان‌》مردم‌ به‌ هنگام‌ عزا می‌گفته‌اند «خوندگار ما»، یعنی‌ آقای‌ ما (ص ۲۰۷). کتاب پزشکی مهمی که در آن می‌توان واژه‌های گویشی (ازجمله زبان لری) دید، تحفه المؤمنین نوشته محمدمومن‌بن‌ محمدزمان (پزشک مخصوص شاه سلیمان صفوی، در قرن یازدهم) است که بانام تحفه حکیم مؤمن نیز شهرت دارد. در این کتاب، دو واژه لری «جرمیلک» و «کزرموشان‌» دیده می‌شوند که بدین گونه معرفی شده‌اند؛جرمیلک‌: به‌ لغت‌ کوهستان‌《لرستان‌》و جابلق‌ اسم‌ دوائی‌ است‌ که‌ ترکان‌ آن‌ را با بیات‌ آزار نامند. بیخی‌ است‌ به‌ سطبری‌ انگشتی‌…(ص‌۲۴۰). کزرموشان‌: به‌ لغت‌ لرستان‌ جمجم‌ بجیم‌ است ‌(ص‌۷۲۵). در کتاب پزشکی مخزن الادویه که توسط عقیلی علوی خراسانی در سال ۱۱۸۵ قمری تألیف شده و حاوی ۶۰۰۰ واژه طبی و دارویی است، نیز واژه‌های زبان لری زیر آمده‌اند: «پای زاغان» (آطریلال، غازاباغی)، «جَرمیلَک» (بیخی است)، «طرم» (بَلبُوس، زیز، تلخه پیاز)، «گزرموشان» (جِمجِم)، «مَحلَب» (پیوند مریم) (مدبری ۱۳۸۲:۲۰۸). در متون نظم، باید گفت که قدیمی‌ترین فهلویات لری که برای ما باقی مانده به باباطاهر عریان (متوفی حدود ۴۱۰ قمری) منسوب است، ولی مطالعه آن‌ها خالی از اشکال هم نیست، چراکه اولاً نمی‌توان همه آن‌ها را از باباطاهر دانست، ثانیاً به‌مرورزمان بسیاری از این متون صورت اصلی خود را از دست‌ داده‌اند و وزن‌ آن‌ مطابق‌ قوانین‌ عروض ‌رسمی‌ درآمده است، به صورتی که عملاً به‌گونه‌ای از فارسی تبدیل شده‌اند.


  • بازمانده‌های کهن زبان لری

    در کتب‌ قدیم‌ ازجمله‌《المعجم‌》اشعاری‌ از او باقی‌ مانده‌ که‌ ازنظر لغت‌ و ترکیب‌ و وزن‌ با آنچه‌ امروز هست‌ تفاوت‌ دارد و نشان‌ می‌دهد که‌ هیچ‌کدام‌ از صور جدید ترانه‌های‌ او اصیل‌ نیستند (شمیسا ۲۶۷: ۱۳۶۳). بررسی مقابله‌ای نمونه‌هایی از شعر او با نمونه‌‌هایی‌ جدید تحولات‌ این‌ اشعار را به‌ دست‌ می‌دهند: ار کری‌ مون‌ خواری‌ اج‌ که‌ ترسی ‌ ور کشی‌ مون‌ ساری‌ اج‌ که‌ ترسی‌ ازینیمه‌ دلی‌ نترسم‌ اج‌ کیح‌ ای‌ کهان‌ دل‌ ته‌ داری‌ اج‌ که‌ ترسی‌ (المعجم، ص‌ ۱۰۵) کشیمان‌ ار به‌ زاری‌ از که‌ ترسی‌ برونی‌ ار بخواری‌ از که‌ ترسی‌ به‌ این‌ نیمه‌ دل‌ از کس‌ مو نترسم‌ دو عالم‌ دل‌ ته‌ داری‌ از که‌ ترسی‌ (تصحیح وحید دستگردی، ص ۷۲) من‌ آن‌ پیرم‌ که‌ خوانندم‌ قلندر نه‌ خانم‌ بی‌ نه‌ مانم‌ بی‌ نه‌ لنگر رو همه‌ رو ور آیم‌ گرد گیتی‌ شو در آیه‌ و او سنگی‌ نهم‌ سر (تاریخ‌ ادبیات‌ صفا، ج‌ ۲، ص ۳۸۵) مو آن‌ رندم‌ که‌ نامم‌ بی‌ قلندر نه‌ خوان‌ دیرم‌ نه‌ مان‌ دیرم‌ نه‌ لنگر چو روز آیه،‌ بگردم‌ گرد کویت‌ چوشو آیه،‌ به خشتان‌ وانهم‌ سر (تصحیح وحید دستگردی، ص ۱۵) از آن‌ اسبیده‌ بازم‌ همدانی‌ به‌ تنهائی‌ کرم‌ نخچیره‌ وائی‌ همه‌ به‌ من‌ و دیرند چرغ‌ و شاهین‌ به‌ نام‌ من‌ کرند نخجیر وانی (تاریخ‌ ادبیات‌ صفا، ج‌ ۲، ۳۸۶) مو آن‌ اسپیده‌ بازم‌ همدانی ‌ لانه‌ در کوه‌ دارم‌ در نهانی‌ به‌ بال‌ خود پرم‌ کوهان‌ به‌ کوهان ‌ به‌ چنگ‌ خود کرم‌ نخجیربانی‌ (تصحیح وحید دستگردی، ص ۸۹، به نقل از شمیسا ۱۳۶۳: ۷۰ ـ ۲۶۹). تفاوت‌های قابل‌توجه این ابیات نشان می‌دهد که برای تعیین صورت اصل این ابیات نیز چاره‌ای جز بررسی نسخ قدیمی نیست. نسخ معتبری که از باباطاهر می‌شناسیم، یکی نسخه عکسی شماره ۲۵۴۶ موزه قونیه (بر سر مزار مولانا) است که تاریخ کتابت ۸۴۸ دارد، دو قطعه‌ و هفت‌ دوبیتی‌ او را شادروان‌《مینوی‌》بازیابی‌ و به‌ خط‌ خود به‌صورت‌ کشکول‌ یادداشت‌ کرد و استاد صفا عین‌ خط‌ آن‌ مرحوم‌ را در تاریخ‌ ادبیات‌ خود به‌صورت‌ افست‌ وارد کرد. دیگری نسخه‌ کتابخانه‌ ملی‌ پاریس است. در صفحه‌‌ها‌ی‌ ۷۴ تا ۱۰۰ یک‌ نسخه‌ خطی‌ ‌عربی‌ که‌ در کتابخانه‌ ملی‌ پاریس‌ نگهد‌ار‌ی‌ می‌شود، رساله‌ کلمات‌ قصار باباطا‌هر ‌همد‌انی‌ نوشته‌ شده‌ ‌است و ‌ ۱۷۴ دوبیتی‌ ‌از او نقل شده است‌. نسخ مهم دیگر، جُنگ (نسخه خطی) شماره ۹۰۰ کتابخانه مجلس است، که در آن فهلویاتی از دو سه لهجه بدون ذکر نام گوینده آمده، است که به نظر ادیب طوسی (۱۳۳۷:۲)، بیشتر آن‌ها مربوط به《زبان لری》است و ازنظر سبک و مطلب نیز به شعرهای باباطاهر شباهت دارد.


  • زبان لری و بازمانده‌های کهن آن

    ادیب طوسی چهارده قطعه از این فهلویات را آوانویسی و شرح کرده است و از همین رهگذر توانسته واژه‌های زیر را به‌عنوان واژگانی کهن از زبان لری استخراج و بازآفرینی کند: «او» (ow، بر)، «بَشن» (bašn، سر و بن و اطراف هر چیز)، «رون» (run، جهت و سمت و طرف)، «بِیّا» (beyyâ، به یک جا)، «یا» (yâ، جا)، «وی» (vi، باشد، معادل بی)، «زارْج» (zârj، کبک)، «دی» (di، دید، سوم سخص از dian)، «بول» (bül، غژم انگور)، «اَدخورد» (adxord، می‌خورد، ad- نشانه استمرار است)، «درد» (dard، داشت، از darden)، «وِزَرْت» (vezart، گذشت، عبور کرد، از vezartan)، «دال» (dâl، لاشخور، عقاب)، «بَمَه» (bama، بیامد، آمد، از aman)، «ساتَه» (sâta، محرف ساعت)، «بوکَد» (bowkad، افکند، از bowkandan)، «وات» (vât، گفت، از vâtan، مضارع آن از vâj ساخته می‌شود)، «وُجا» (vojâ، می‌اندازد، از vojiyan)، «وِستاخ» (vestâx، گستاخ)، «کیژ» (kiž، کَس)، «نِتگُوَن کرد» (netgovan kard، نت+ govan گمان+ کرد، گمان نمی‌کند)، «اَز» (az، من)، «اِژ» (ež، -َش، ضمیر متصل)، «کتّیم» (kattim، یافتیم مخفف کفتیم، از kattiyan)، «بِیبارَه» (beybâra، به یک باره، ناگهان)، «لاوه» (lâva، دلربایی، مجازا معشوق)، «هَنی» (hani، هنوز، دوباره، دیگر، در اکثر گویش‌های غرب و شمال غرب)، «ها زیدو» (hâzido، ها+ زی+ دو= هست از این دو)، «جین» (jin، از جینان= از اینان)، «هامان» (hâmân، صاف، هامان گهان= آسمان)، «ادسات» (adsât، از sâtan، می‌ساخت)، «ار» (ar، گر، انداجه‌گر= اندازه‌گر)، «وشانم» (vešânom، فشانم، از vešândan)، «توله» (tüla، شاخه)، «چرخ» (čarx، نوعی مرغ شکاری)، «تاوه شون» (tâve šon، تاو+ شون= شوق رفتن، ذوق زده شدن)، «ودزینه‌هاری» (vadzinehâri، بدعهدی)، «ویدادخواری» (vidâdxâri، بیدادکشی، خواری)، «تهره» (tehra، تیره)، «خور» یا «خوَر» (xor، خورشید، خوش)، «وید» (vid، بید)، «لاگهان» (lâgahân، لا+ گه+ ان، سیل گاهان)، «واژار» (vâžâr، بازار)، «بنشّه» (benašše، نرود، از šon)، «وشّی» (vašši، وش+تی، برای تو)، «بیانه» (biyâna، بیگانه).


  • فهلویات لری

    زبان لری و بازمانده‌های کهن آن: متن دیگری که در آن می‌توان فهلوی لری دید، متن راحه‌الصدور راوندی ‌(قرن ششم) است که در دو مورد اشعاری از علاء‌الدوله عربشاه و پسرش فخرالدین خسرو شاه (قرن ششم) موجود است، که ادیب طوسی (۱۳۳۷) آن‌ها را لری می‌داند و صادقی آن‌ها را همدانی معرفی کرده است. در یکی، علاء‌الدوله عربشاه به سلطان سلیمان که او را احضار کرده بود می‌نویسد: bevâd arvand kuh aj yâ benaššè arvand ar vand bi vâd âyè vašši کوه الوند به باد از جا حرکت نمی‌کند، الوند اگر در بند است باد برای تو می‌آید (ادیب طوسی ۱۳۳۷:۱۱) و پسرش فخرالدین خسرو شاه که در قلعه سر جهان محبوس بوده است برای سلطان سلیمان می‌نویسد: xišo biyâna vo âzâdo banda von kešân vât ha ke âyi betonda خویش و بیگانه، آزاد و بنده و آن‌کسان که تو را واداشته‌اند که به خشم بیایی ow jeman xün nešâna bâht šamšir var betangi darim asir bevanda نشاید که بر خون من شمشیر یازند و اگرچه به تنگی اسیر بند داریم âžon ru vâ ke bu var vim mânom ne aj xišân ne aj biyâna ânom از آن روز باز که بر بیم خانه من شد، نه از خویشانم و نه از بیگانگان ke nevvâ kež be in biyâna bümân dânè zivanda mânom yâ nemânom که باید کسی در این غربت نداند که زنده خواهم ماند یا نه! (همان، ۱۲)


  • ابوالقاسم پریشان لُر

    نمونه دیگر دیوان منتشرنشده شاعری است به نام «ملا ابوالقاسم پریشان» یا «پریشان لر» که به گفته روح بخشان (۱۳۸۳: ۶۲۷)، احتمالاً در نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اول قرن نهم زندگی می‌کرده است. اشعار او عمدتاً به زبان لری و لکی هستند، اما همچون برخی شاعران دیگر خطه غرب ایران، عده‌ای بر کرد بودن او اصرار می‌ورزند. نسخه‌ای خطی از دیوان منتشر نشده او در کتابخانه مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی در تهران محفوظ است که انشالله با خوانش و تصحیح علمی و زبانشناختی آن، متنی مفصل و مهم از متون گویشی به جامعه علمی کشور عرضه شود. به‌هرحال تا زمانی که آن مهم به انجام رسد، امکان اظهارنظر دقیق در مورد متن آن وجود ندارد. آنچه تاکنون گفتیم، همگی نمونه‌هایی از گویش《لر کوچک》بودند. ولی در حدود صد سال گذشته می‌توان از ابیات، ترانه‌ها و اشعار لر بزرگ هم نمونه‌هایی مشاهده کرد. مثلاً ادیب طوسی (۱۳۳۲:۳) از بیتی یاد می‌کند که روی یک سنگ‌قبر قدیمی بختیاری کنده ‌شده است. او این بیت را چنین آوانویسی و ترجمه کرده است: ē harfa mo az gehom šena bedowrân felâmarze sar kičir sardare gowrân «این حرف را می‌زنم تا در دوران مشهور شود: فرامزر سرکوچک سردار گوران است».


  • مُلا زلفعلی کرونی

    اما از میان متون نسبتاً مفصلِ برجای‌مانده از زبان لری بختیاری ظرف صدسال گذشته، اشعار ملا زلفعلی کرانی (کرونی) بختیاری متخلص به «مجرم» از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند. ملا زلفعلی بختیاری در اواسط نیمه دوم قرن ۱۳ ق (حدود سال ۱۲۶۰) به دنیا آمد و تا سال ۱۳۳۰ هجری قمری آثاری دال بر زنده‌بودن او در دست بوده است. او سراینده منظومه ۱۳۷ بیتی «حدیث کسا» به لری است، که البته خودش به آن عنوان «قصیده توحیدیه» داده است و قدیمی‌ترین متن به زبان لری بختیاری است که به کتابت درآمده است. مطالب منظومه حدیث کسا را می‌توان به سه بخش تقسیم کرده: ۱) حدیث چون‌ و چرای شاعر با خداوند، ۲) حدیث کسا، ۳) حدیث آرزومندی شاعر (نک. قیصری ۱۳۵۵). ده بیت نخست این قصیده با آوانویسی نگارنده در زیر ذکر می‌شود: ey ke az asl-e bad o nīk havar xot dārī parde-ye ‘eyb makon pāre, ke xot sattārī ho ke az jūn gozare, harf-e bad ēgod xeylī mo ke dūnom to košīm, sī če na-gom šar kārī be bīyābūne to haftād o do rah peydā hed sī če ya doz mene haftād o do rah vā dārī? be hamī ye nafar-es ē-zane haftād o do rah lor-e badnūm e-konī, dozze velāt xod dārī doz-e lor ye har e gāyī e-doze vor mene māl dīne e īmūn edoze ī dozet az badkārī نمونه دیگر از ترانه‌های کهن بختیاری که مکتوب شده‌اند، ترانه‌هایی هستند که دیوید لاکهارت لوریمر (۱۸۷۶-۱۹۶۲)، مأمور انگلیسی در منطقه بختیاری گردآوری کرده است. لوریمر علاوه بر شعر بختیاری، داستان بختیاری هم گردآوری کرده است که مجموعه داستان‌ها و اشعار گردآورده او به همت وهمن و آساطوریان (۱۹۹۵ و ۱۹۹۱) منتشر شده‌اند. این متون بسیار ازنظر مطالعات گویش‌شناسی اهمیت دارند، اما قدمتشان به‌قدری زیاد نیست که بتوانند در «تاریخچه» مطالعات زبان لری قرار گیرند (نک. محمودی بختیاری و بهرامی ۲۰۰۹).


  • کتاب《متنهای ادبی》با نثر لری

    کتاب《متنهای ادبی》با نثر لُری تالیف مصطفی باقرزاده است که اولین کتاب نثر به زبان لری و با رسم الخط تخصصی زبان لری میباشد. این کتاب در قطع جیبی با تعداد صفحات ۲۰۰ و قیمت ۵ هزار تومان توسط مصطفی باقرزاده نوشته شده است. در این کتاب هر نثر (نثرهای خود نویسنده) هم به زبان فارسی و هم به زبان لری مینجایی نوشته شده و از برخی《کلمات اصیل لری بختیاری》نیز استفاده شده است.


  • منظومه《موسی و شبان》به زبان لری

    منظومه موسی و شبان سروده《کورش کیانی قلعه سردی》یکی از اشعار ماندگار و سترگ به زبان《لری بختیاری》است که به خوبی ویژگی‌ها و عظمت این زبان را نشان می‌دهد. در این منظومه شعر لری همچون اشعار عرفانی مولانا و عطار و قصه موسی و شبان مثنوی، ظرایف بسیاری هست و طنزی دقیق به کار رفته است.


  • بریژه لُری

    بریژه یا سقز، صمغ درخت وَن یا کِلنگ Kolen کوهی است. بریژه کوهی، را در اواخر بهار، از درختان وَن که در جنگل‌های لرستان فراوان است، می‌گیرند. برای به دست آوردن آن با تیشه، ضربه‌ای به تنه درخت وَن می‌زنند، به طوری که شیاری در تنه آن ایجاد شود، سپس با گِل رُس، کاسه‌ای به قیاس یک زیر استکان درست می‌کنند و در قسمت زیر شیار به تنه درخت می‌چسبانند تا شیره جاری شده از شیار یا زخم درخت به این کاسه وارد شود. چند روز بعد سروقت این کاسه‌ها می‌روند و شیره جمع‌شده در آن را جمع می‌کنند، تا برای مصرف دارو و یا اسانس و بوی خوش در مواد استفاده نمایند. بریژه، از داروهای دَم‌دستی حکیم‌باشی‌های لرستان است. از آن، برای درمان بیماری‌های: ضرب‌دیدگی، جراحات و درمان زخم‌ها، مالش بدن و کوفتگی…خوش‌بو کردن دهان به‌عنوان «آدامس» استفاده می‌کنند. به روایت این حکیم‌باشی‌ها، بریژه دارای خاصیت گرم است و برای سرد مزاج‌ها مفید و موثر است. دودکردن بریژه، در خانه باعث خوشبوشدن فضای خانه و دور شدن اجنه خبیث خواهد شد. ضماد بریژه باعث جوش خوردن و به هم آمدن ترک دست‌وپا می‌شود.


  • تنوع برشتن در زبان لُری

    پایگاه خبری گُلوَنی، زهرا زرگرانی: ضرب‌المثلی در لُری هست با این عنوان: «یکی تَش دِ ریشِش رَتی، یکی واش گَنِم زوردَه مورِشت» فعل «مورِشت» به معنی برشته می‌کرد، کباب می‌کرد، گذشته استمراری است از مصدر « برشتن» است. حال به تحلیل فعل «برشتن» و مقایسه آن در زبان فارسی و لری می‌پردازیم: در زبان فارسی: برشت (زمان گذشته، ماضی) برشته می‌کند (زمان حال، مضارع) برشته کن (امر) برشته (اسم مفعول) در زبان لری: برشت (زمان گذشته، ماضی) مورِژنَه (زمان حال، مضارع) بورِژ (امر) مورِژَن، مورِشت (گذشته استمراری) بِریژ (اسم مفعول مثل گِلَّه بِریژ) بریژ (اسم فاعل مثل نخوچی بِریژ) معنی واژه: گِلَّه: دانه، حبّه گِلَّه بِریژ: کباب گوشت قطعه شده، چنجه کباب نخوچی بریژ: کسی که شغلش برشتن و بو دادن نخودچی است. نتیجه:در زبان لری با ایجاد تغییر و تبدیل بعضی حروف، فعل‌ها و اسم‌های بیشتری از مصدر « برشتن» ساخته شده است. این کلمات در مقایسه با فارسی رایج امروز به ریشه پهلوی خود و شکل قدیمی لغت شبیه‌تر هستند. « وِریژتیک » واژه پهلوی به معنی « برشته» است. در مقایسه گویش لری و فارسی رایج امروز، علاوه بر این مورد بسیارند کلماتی که شکل قدیمی لغت از ریشه پهلوی خود را حفظ کرده و به نیای مشترکشان شباهت بیشتری دارند. بریژه هم از همین ریشه است چون صمغ درخت را برای فرآوری روی‌ آتش می‌جوشانند.


  • واژه های《دوخت و دوز》در لُری

    سایت گُلوَنی، زهرا زرگرانی: بسیاری از واژه‌های اصیل لُری کم‌کم به دست فراموشی سپرده می‌شوند و معادل فارسی این کلمات جای آنها را می‌گیرند.در نسل جدید دیگر بِگِس استفاده نمی‌شود و معادل فارسی آن یعنی وجب کاربرد دارد. آنچه مسلم است با روند کنونی و با تغییر نسل‌ها، این واژه‌ها از حافظه شفاهی مردمان لر خواخند رفت و فقط در کتاب‌های فرهنگ لری می‌توان ردی از آنها گرفت. عده‌ای که با فرهنگ واژه‌های لری آشنا نیستند معتقدند که واژه‌های لری، گسترده نیستند و پاسخ‌گوی زندگی و رفتارهای زندگی امروزی نیستند.کلمات مادری و اصیل ما درون صندوقچه‌ سینه بزرگسالان ما خاک می‌خورد و نسل تازه مدرن‌شده از این کلمات استفاده نمی‌‌کند. واژه‌های پایین تنها نمونه‌ای از یک رشته وا‌‌ژه‌ِ مربوط به در کار《دوخت‌و‌دوز》است.واژه‌های دوخت‌ودوز در زبان لری: تال = نخ، رشته تال سِی زِ = نخ و سوزن دَشگَه = نخ چَرخَک = قرقره چوبی دِلو = سوزن بزرگ بُر کِردِه = معنای اول : کافی بودن مثال : إی پارچه سِی پیرهنِ بُلِن، بُر نِمی کِرد، ناونِی وِ چِه تیپ تَپی بَرَسونِش کِردِم معنای دوم « بُر کِردِه» رسیدن به موقع است. مثال : وِ خیاط گُتم إی جومَه وِ عروسی بُر میکَه؟ بِگِس = وجب مثال: خیاطی که وا بِگِس اندازَه بیرَه، کارِش دِ یَه بیتِر نِموئَه! کُل = کوتاه دُر = بلند پایِمو = لبه دوخت پایین لباس، پس دوزی مثال : جومَه نِ دوختمَه، هِه مَنَه پایِمونِش. پِیتِ پَرُو = پارچه کهنه کَل پَرُو = وصله پینه وِرتَکَنِه = شکافتن درز زبان لری و بازمانده‌های کهن آن: «او» (ow، بر)، «بَشن» (bašn، سر و بن و اطراف هر چیز)، «رون» (run، جهت و سمت و طرف)، «بِیّا» (beyyâ، به یک جا)، «یا» (yâ، جا)، «وی» (vi، باشد، معادل بی)، «زارْج» (zârj، کبک)، «دی» (di، دید، سوم سخص از dian)، «بول» (bül، غژم انگور)، «اَدخورد» (adxord، می‌خورد، ad- نشانه استمرار است)، «درد» (dard، داشت، از darden)، «وِزَرْت» (vezart، گذشت، عبور کرد، از vezartan)، «دال» (dâl، لاشخور، عقاب)، «بَمَه» (bama، بیامد، آمد، از aman)، «ساتَه» (sâta، محرف ساعت)، «بوکَد» (bowkad، افکند، از bowkandan)، «وات» (vât، گفت، از vâtan، مضارع آن از vâj ساخته می‌شود)، «وُجا» (vojâ، می‌اندازد، از vojiyan)، «وِستاخ» (vestâx، گستاخ)، «کیژ» (kiž، کَس)، «نِتگُوَن کرد» (netgovan kard، نت+ govan گمان+ کرد، گمان نمی‌کند)، «اَز» (az، من)، «اِژ» (ež، -َش، ضمیر متصل)، «کتّیم» (kattim، یافتیم مخفف کفتیم، از kattiyan)، «بِیبارَه» (beybâra، به یک باره، ناگهان)، «لاوه» (lâva، دلربایی، مجازا معشوق)، «هَنی» (hani، هنوز، دوباره، دیگر، در اکثر گویش‌های غرب و شمال غرب)، «ها زیدو» (hâzido، ها+ زی+ دو= هست از این دو)، «جین» (jin، از جینان= از اینان)، «هامان» (hâmân، صاف، هامان گهان= آسمان)، «ادسات» (adsât، از sâtan، می‌ساخت)، «ار» (ar، گر، انداجه‌گر= اندازه‌گر)، «وشانم» (vešânom، فشانم، از vešândan)، «توله» (tüla، شاخه)، «چرخ» (čarx، نوعی مرغ شکاری)، «تاوه شون» (tâve šon، تاو+ شون= شوق رفتن، ذوق زده شدن)، «ودزینه‌هاری» (vadzinehâri، بدعهدی)، «ویدادخواری» (vidâdxâri، بیدادکشی، خواری)، «تهره» (tehra، تیره)، «خور» یا «خوَر» (xor، خورشید، خوش)، «وید» (vid، بید)، «لاگهان» (lâgahân، لا+ گه+ ان، سیل گاهان)، «واژار» (vâžâr، بازار)، «بنشّه» (benašše، نرود، از šon)، «وشّی» (vašši، وش+تی، برای تو)، «بیانه» (biyâna، بیگانه).


  • لری ویژگیهای دستوری خود را دارد

    سایت گلونی: لری زبان است و ویژگی‌‌های دستوری خود را دارد که با زبان‌های دیگر تفاوت دارد.گاهی بحث بر سر اینکه لری زبان است یا لهجه و گویش، داغ می‌شود. این نکته باید یادآوری شود که این بحث‌ها بیشتردر فضای مجازی اتفاق می‌افتد. ویژگی اینترنت این است که هرکسی با هر سطح آگاهی و مفروضات ذهنی، می‌تواند نظر و عقیده شخصی‌اش را در یک گستره جهانی مطرح کند. این کاربر فرضی امکان دارد برای نظریه خود هیچ سند و مدرک معتبری هم نداشته باشد ولی در این شرایط هم ممکن است بتواند مخاطبان زیادی را برای خود دست‌وپا کند. زبان لری هم از این نظریات بی‌پایه و اساس در امان نبوده است. فضای مجازی دنیای مناسبی برای کسانی است که در فضای حقیقی و بحث‌های علمی و مستند نمی‌توانند زبان بودن لری را انکار کنند. پس به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی پناه می‌برند تا شاید بتوانند از ناآگاهی برخی کاربران استفاده کنند، حرف خود را رسمیت دهند. زبان بودن لری به میزانی بدیهی و مستند است که شاید نیازی به مجادله با مخالفان نباشد و به نوعی اتلاف وقت و انرژی به حساب می‌آید. اما مخالفان زبان لری گاهی دست به حربه‌های کثیفی می‌زنند و اینجاست که باید پاسخ محکمی دریافت کنند. و چه کسی معتبرتر و مستندتر از《پروفسور میرجلا‌الدین کزازی》ویدئویی که از پروفسور کزازی یکی از بزرگترین محققان زبان‌فارسی پخش شد که با صراحت، لری را یک زبان مستقل میدانست!


  • واژه نامه لُری

    اکبر یاوریان در کتاب واژه نامه لری (افلاک) می‌نویسد: «زبان لری بر اساس مطالب فوق بحث زبان با لهجه بودن آنچه را که لری می‌خوانند در جهت دارد. یکی دایره بالای واژگان مستعمل با وجود فراموش شدن تعداد بسیاری از آنها و تلفظ ویژه آنها بر بستر پیشینه تاریخی و فرهنگی این سرزمین، که حکایت از تعریف و نام زبان بر آن است و دیگر آنکه فرم شفاهی و غیر مکتوب آن، و تبعیت از قواعد دستور زبان دوره‌های بعدی زبان فارسی (پهلوی و دری) با وجود استثنائاتی چون نشانه مصدری ویژه، آن را شاخه‌ای از زبان فارسی تعریف می‌کند که در این صورت تعریف گویش بر آن صدق می‌کند.»


  • گویش لُری اشترینان

    بهروز ذوالفقاری در کتاب《واژه نامه لری گویش واژگان اشترینان》نوشته است: گرد آمده کنونی بیشترین بخش از گویش واژگان《لری اُشترینان》است. گرد آمده است، چرا که به لحاظ نبود کمترین امکان بررسی و جستجو، تنها به یادمانده‌ها و یادآمده‌ها بسنده شده است. بیشترین بخش است، چرا که به نشانه‌های گوناگون و فراوان این گویش واژگان در رهگذر تاریخی خود، بسیار بیش از این بوده است و به علت عدم ثبت و ضبط، همه آن قابل دسترسی نبوده است و نیست. هرچند که اُشترینان، شمالی‌ترین منطقه استان لرستان بر اساس تقسیم‌بندی‌های استانی است، اما گویش لری بسیار گسترده‌تر از استان لرستان است و چند استان همسایه را نیز دربرمی‌گیرد. پراکندگی جغرافیایی گویش لری سبب وجود شاخه‌های گوناگونی شده است که لری اُشترینان نیز یکی از آنهاست.با مجموعه تفاوت‌ها و شباهت‌ها و ویژگی‌هایش. چرایی این گردآوری با تمام نارسایی‌هایش از آن رو بوده است که تاکنون کاری در این زمینه صورت نگرفته است – یا به علت عدم توجه و باور و یا به علت عدم امکان. این اثر نیز در راستای تخصص و حرفه گردآورنده نیست، بنابراین و ناگزیر، کاستی‌های فراوان را در خود دارد. خاستگاه این گزینش حفظ و ثبت وجهه‌ای از فرهنگ است که هر روز آسیب‌پذیرتر می‌شود. دشواری‌های پرداختن به کاری دور از توان و تخصص، در آغاز قابل پیش‌بینی و در جریان کار، قابل لمس و درک بیشتری است. لذا باز هم اگر بهانه این اقدام ناگزیری معرفی شود، بهتر است. در چنین نمونه‌هایی چنانچه امکان همراهی و همکاری افراد دیگری، به‌ویژه اگر از محل‌ها و حال و هوایی دیگر، موجود باشد، بی‌تردید پیامد کامل‌تری خواهد داشت، هرچند که بخش و شاخه‌ای از یک گویش بودن نیز توجیه‌کننده محدودیت‌های این کار است. نبود منابع و مراجع و امکان تخصصی و پی‌جویی، مبنایی است که اشتباه بودن احتمالی مفاهیمی را که صرفا از خاطره و حافظه نقل شده‌اند، قابل پذیرش‌تر کُند.


  • ذوالفقاری

    کاربرد خاص مفاهیم و واژگان نیز سبب شده که قیاس با دیگر گویش‌ها و یا زبان‌ها، میدان چندان گسترده‌ای را باز نکند، چرا که در آن صورت بیشتر به حوزه زبانشناسانه روی خواهد نمود؛ که با توجه به اهمیت بالا و فنی‌بودن، حتی از اشارت به آن نیز پرهیز شده است. این‌که کسی با کاربست این گرد آمده قادر به یادگیری زبان و یا گویش نخواهد بود، این‌که حتی برای گویش وران آن نیز چندان راهگشا نخواهد بود، این‌که زبان‌های با گسترش بسیار بیشتر و فراگیرتر در خطر جدی سستی و فراموشی قرار دارند، این‌که حتی نسل‌های تالی گویشوران نیز، هم به ناگزیر و هم گاه به عمد فاصله هرچه بیشتری از این گویش گرفته‌اند و خواهند گرفت. این‌که چنین کاری کمترین تاثیری در گسترش و یا نجات چنین گویشی نخواهد داشت، چرا که در مدتی نسبتا کوتاه وزیر سنگینی و سلطه فرهنگ و زبان غالب، آشکارا دستخوش دگرگونگی و فراموشی گردیده است و این‌که این گردآمده نارساتر و ناکامل‌تر از آن است که دربردارنده نقشی از این لحاظات باشد، هیچ یک از انجام آن نگردیده است. ناتوانی واژه‌ها و ناگفته ماندن بی‌کرانگی اندیشه‌ها و دریافت‌های آدمیان، خود موجب جادوی کلام گردید و مایه کوشش پایان‌ناپذیر در راستای توصیف و برشمردن همان ناگفته‌ها.


  • لری زبان است

    گویش‌ها و حتی زبان‌های بسته، به این علت که اساسا در برقراری ارتباط با خارج از حوزه جغرافیایی خویش فاقد کارایی‌اند، به سرعت به نفع زبان و یا گویش رسمی غالب از صحنه خارج شده‌اند و هرگز میدانی جهت رشد و پایایی که شرط بقای آن‌ها است، نیافته و نمی‌یابند. این وضعیت به سبب این‌که مایه عدم موفقیت نیز تلقی و تصور می‌شود، تاثیر معکوس نیز داشته است، به گونه‌ای که عاملی بازدارنده تشخیص داده شده و ناگزیر جای خود را به زبان و تکلم غالب برای کاربران آن سپرده‌اند. تداوم این ویژگی‌ هم‌اکنون با عنوان خطر اضمحلال، تماما جدی است. ابزارها و روابط و مفاهیم جدید با زبان و فرهنگ جدید وارد شده و پذیرفته شده‌اند و پیشینیان همین‌ها به لحاظ فقدان ضرورت کاربست، هم فراموش شده‌اند و هم هرچه بیشتر مایه کاستن از ارزش گویش اولیه گردیده‌اند. این وضعیت حتی در رویارویی و تقابل زبان‌های بزرگ نیز مسئله‌ای کاملا جدی است. گسترش دامنه این تاثیر و تاثر تا آنجاست که کاربران گویش‌ها نیز گاه به ناگزیر و گاه آگاهانه، به سوی رهاکردن آن روی آورده‌اند، چرا که آن را مانع گسترش فرهنگی خویش نیز پنداشته‌اند. فقدان کارایی و جذابیت و موانع فراوان سرچشمه گرفته از نارسایی‌ها، این ناگزیری را تا حدودی آشکار می‌سازد، سرنوشتی که تاکنون برای چند هزار گویش و زبان نسبتا کشف و شناخته شده رقم خورده است. بازدارنده‌های مورد اشارت، سبب می‌گردند که این باور که این مجموعه بتواند قابلیت استفاده‌ای فراگیر داشته باشد، کمرنگ‌تر می‌گردد. بنابراین به علت منتفی بودن ضرورت و نیز امکان آن، از بازگفت برخی نشانه‌ها و مطالب و نیز توضیح کامل برخی دیگر از جمله‌ها، انواع بازی‌ها، عبارات و اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های فراموش شده خودداری شده است و نیز از آوردن واژگانی که اسم خاصند و یا آنهایی که اختلاف تلفظ دارند، ولی شیوه تلفظ آن‌ها با نگارش کنونی فارسی قابل انعکاس نیست و در صورت نوشته شدن کاملا فارسی خوانده می‌شوند، خودداری گردیده است. چون می‌توان با کاربست قواعد دستوری که عمدتا فارسی است، انواع افعال و قیود و اسامی و دیگر مشتقات را ساخت، به لحاظ ذکر مصادر از آوردن و بازگفت مشتقات این مصادر تقریبا صرفنظر شده است. بر سر گذر قرارداشتن سبب شده است که این گویش از اغلب فرهنگ‌ها و گویش‌های پیرامونی حتی دوردست‌تر متاثر شده باشد، مثلا واژه قزآذری و به معنای دختر در ترکیبات دُیی قزی (دختر دایی) و عاموقِزی (دختر عمو) و حالَه قِزی (دختر خاله) که بازمانده از دوره‌هایی است که نواحی غربی ایران در تصرف درازمدت عثمانی‌ها می‌مانده است.


  • تغییرات زبان لری

    مقاومت در برابر نوآوری‌ها و تغییرات زبانی: به گزارش پایگاه خبری گُلوَنی، غلامرضا مهرآموز نوشت: هنگامی که از عادت سخن به میان می‌آید بیشتر عادت‌های فردی به ذهن متبادر می‌شود که خصلت‌هایی پربسامد، اکتسابی و مقاوم در برابر تغییر هستند ولی کمتر یا به ندرت به تغییرات زبانی فکر می‌کنیم که عادت‌هایی اجتماعی و مقاوم‌تر هستند مثلاً ما لرها و خیلی دیگر از شهروندان اقوام ایرانی چون در نظام آموزشی عادت کرده‌ایم نوشته‌هایمان به زبان فارسی باشد هنگامی که پیامک و چت و…آمد نیز حتی وقتی می‌خواهیم به هم‌زبان خود یا عضوی از اعضاء خانواده خود پیام بدهیم یک پیام یا احوال‌پرسی بسیار ساده را هم به فارسی می‌نویسیم! ولی او را که می‌بینیم باز طبق عادت و عرف نانوشته جمعی در تعاملات شفاهی همان مطالب را به زبان مادری بیان می‌کنیم. تغییرات زبانی آن‌قدر قوی هستند که مردم گاه نه‌ تنها در برابر نوآوری‌های مفید زبانی مقاومت می‌کنند بلکه به تحقیر و تمسخر آن نیز می‌پردازند. چند مثال: شاید باور نکنید که وقتی فرهنگستان زبان فارسی در دوره پهلوی اول معادل‌هایی همچون دانشکده، پژوهشگاه، آزمایشگاه، دانشجو و…را ساخت یک سری از روزنامه‌ها و نشریات تهران مبادرت به حملات تند و تحقیرآمیز علیه فرهنگستان کردند که این معادل‌های من‌درآوردی را از کجا آورده‌اید؟ کی این‌ها را به کار خواهد برد؟ ولی امروزه این واژگان آن‌قدر عادی و پذیرفته شده‌اند که انگار از روز اول به صورت طبیعی در زبان فارسی وجود داشته‌اند. زمانی که در زبان انگلیسی، لغت نوساخته electrocute (اعدام الکتریکی کردن) به تقلید از execute (اعدام کردن) ساخته شد، وِبستِر انتقاد شدیدی از این نوواژه کرد. غافل از آنکه این واژه آنچنان عادی خواهد شد و راه خود را در لغت‌نامه‌های معتبر انگلیسی باز خواهد کرد که حتی چندین واژه دیگر به این قیاس ساخته می‌شود.وقتی که فرهنگستان زبان فارسی واژه یارانه را در برابر سوبسید ساخت کمتر کسی روی خوشی به آن نشان داد و آن را نوواژه‌ای ضعیف قلمداد می‌کردند که حتی امکان نیمه جا افتاده شدن آن بعید به نظر می‌رسید. ولی اجرای «برنامه هدفمندسازی یارانه‌ها» در ایران واژه یارانه را تبدیل به یک واژه بسیار رایج، عادی و طبیعی حتی در گفتار بی‌سوادان و کهنسالان کرد و چنان جا افتاد که واژه پرکاربرد سوبسید را حتی در ذهن و زبان تحصیل‌کردگان کمرنگ کرد.


  • زبان لری و تغییرات زبانی

    بیشتر انتقادات (نه همه انتقادات) از کار فرهنگستان‌ها به خاطر همین تغییرات زبانی است.بشر نسبت به تغییر عادت‌های زبانی محتاط، مقاوم و هراسان است.ما در معادل‌سازی و واژه‌گزینی اصلی داریم که حتی تحصیل‌کردگان منتقد هم خبر ندارند که جامعه هدف در معادل‌سازی و واژه‌گزینی نسل حاضر نیست بلکه جامعه آینده است. نسل حاضر ممکن است بپذیرد یا نپذیرد یا حتی تحقیر و تمسخر کند ولی گذشت زمان کار خود را خواهد کرد. به همین خاطر است که بسیاری از معادل‌های فرهنگستان‌ها در جهان دهه‌ها پس از تصویب جا می‌افتند. البته یکسری انتقادات و تحقیرها از کار فرهنگستان زبان فارسی هیچ اعتباری ندارد چرا‌که اصلا فرهنگستان چنین چیزهایی نساخته است و بیشتر شبیه لطیفه است. فرهنگستان‌ها دفترهای مصوبات دوره‌ای و مطالعات پسا تصویب برای بررسی میزان جاافتادگی واژگان مصوب دارند. این اصلِ هدف بودن جامعه آینده و نگاه نیمه امیدوار به جامعه فعلی تنها معطوف به نو واژه‌سازی و واژه‌گزینی نیست بلکه معطوف به همه نوآوری‌های زبانی از جمله خط است. هنگامی که خط پاپریک را ساختم به اولین کسانی که عرضه کردم جز بی تفاوتی یا پوزخند یا تعجب و احساس وحشت و…کلا رفتارهای دلسردکننده چیزی از آنها ندیدم. ولی اکنون هزاران نفر به این خط افتخار می‌کنند و طبیعتا هنوز افرادی هستند که نپذیرند یا حتی به تخریب و تحقیر آن بپردازند‌. کاربرد و گذشت زمان همه چیز را عادی خواهد کرد.روزگاری بود که وقتی از لزوم داشتن خط برای لری سخن می‌گفتیم در کامنت‌های مخاطبان کلی ناسزا نصیب‌مان می‌شد.ولی با پایداری و روشنگری علمی و بدون غرض نه تنها اکثریت مردم و مخاطبان بلکه حتی نهادهای رسمی حکومتی (مانند جهاد دانشگاهی کشور، دانشگاه لرستان و اداره ارشاد) لزوم تدوین خط برای لری را پذیرفتند و شرکت کردند.تغییرات زبانی در طول زمان شکل گرفته‌اند و تغییر آنها نیز در طول زمان اتفاق می‌افتد.


  • نقش شبکه افلاک در تخریب زبان لری

    محمد پورخداداد سایت گلونی: شبکه افلاک ضربه مهلک را جایی وارد کرده است که برنامه‌های تولیدی خود برای کودکان را هم مدتی است به زبان لری تهیه می‌کند. دوم اسفند روز جهانی زبان مادری است. در کشور ما به دلیل وجود اقوام مختلف که هرکدام زبان و برخی چند زبان ویژه خود دارند، موضوع زبان مادری و پاسداری از آن مسئله مهمی است. افزایش رسانه‌های ارتباط جمعی به‌ویژه گسترش فضای مجازی، جهان را با سرعت بیشتری به سوی جهانی‌شدن همه چیز حرکت داده است. حفظ زبان در چنین شرایطی بسیار دشوار می‌شود. زبان‌های زیادی نابود شده‌اند و یا در حال نابودی هستند. در ایران حفظ زبان اگرچه مورد بحث‌ها و حتی جدل‌های فراوانی بوده است، ولی تاکنون در این رابطه کار اساسی که بتوان به آن امید بست انجام نشده است.زبان لری یکی از زبان‌هایی است که در پهنه گسترده ایران بخش قابل توجهی را به خود داده است. در قوم لر که از ایلات و طوایف محتلفی تشکیل شده است، زبان‌های مختلفی وجود دارد که اگرچه در کلیتی به نام زبان لری گرد هم آمده‌اند، ولی هرکدام ویژگی‌های خود را دارند. زبان‌هایی چون لکی، مینجایی و بختیاری در دوره‌ای که رسانه‌های سراسری و محلی فقط به زبان رسمی کشور تمایل دارند، مورد ظلم واقع شده‌اند. تقریبا هیچ نشانی از این زبان‌ها در برنامه‌های سراسری وجود ندارد و اگر هم پرداخته شود، بسیار پراشتباه و از سر رفع تکلیف است. اما در کمال تعجب شبکه‌های استانی هم که به صورت محدود و برای استان و قوم خاصی برنامه تهیه می‌کنند هم از این موضوع مهم غافل هستند. البته کاش غافل بودند. شبکه استانی افلاک لرستان سال‌هاست که تیشه برداشته و بر ریشه زبان لری می‌زند. گاهی همین که برخی کاری نکنند، سود بیشتری برای مردم دارد تا کارکردنشان. کاش شبکه افلاک هیچ برنامه‌ای با زبان لری نمی‌ساخت تا انقدر به این زبان آسیب وارد نمی‌آمد. این شبکه، زبانی اختراع کرده است و مجریانش همگی به این زبان سخن می‌گویند. زبانی که افلاکی‌ها با آن برنامه می‌سازند نه فارسی است و نه لری! زبانی که فقط برخی افعال لری در آن استفاده می‌شود، مقداری ناز و کرشمه و باقی کلمات فارسی است! نکته مهم این است که شبکه‌های استانی با توجه به مخاطبان زیادی هم که دارند می توانند به‌صورت مستقیم بر فرهنگ زبانی یک استان اثرگذار باشند. این‌گونه سخن‌گفتن و بازی با زبان در فرهنگ عامه وارد می‌شود و کلمات در اصطلاح من‌درآوردی جای کلمات اصیل و کهن را می‌گیرند. شبکه افلاک ضربه مهلک را جایی وارد کرده است که برنامه‌های تولیدی خود برای کودکان را هم مدتی است به زبان لری تهیه می‌کند. این مورد دیگر قابل چشم‌پوشی نیست. کودک نگون‌بختی که زیر باران کلمات فارسی در رسانه‌های سراسری، کلاس مدرسه و خانواده‌هایی که این روزها لری حرف‌زدن فرزندانشان را کسر شان می‌دانند، قرار دارد، با دیدن برنامه‌های این شبکه و شنیدن کلماتی که در ظاهر به زبان لری بیان می‌شوند ولی نشصدا و انی از اصالت در آنها نیست، زبانی شترگاو‌پلنگی یاد می‌گیرد و دیگر چاره‌ای هم برای تغییر آن نمی توان متصور بود. به نظر می‌رسد تنها راه چاره برای برون‌رفت از این وضعیت این است که مدیران این شبکه استانی یا به‌کلی همه برنامه‌های تولیدی خود را به فارسی اجرا کنند و یا با استفاده از اهل فن و زبان‌شناسانی که کم هم نیستند، تغییراتی اساسی در شیوه گویش مجریان و برنامه‌سازان به‌وجود بیاورند.


  • لری حرف زدن با دستورزبان فارسی

    امیدواریم که مجریان و گویندگان شبکه افلاک بدانند که یک شخصیت حقوقی دارند و ما به عنوان رسانه حق داریم از آنها بخواهیم طبق دستورالعمل سازمانی عمل کنند و لری را در شبکه افلاک درست حرف بزنند. بدیهی است که ممکن است برخی گویندگان یا مجریان بلد نباشند لری خوب بزنند و شاید شما بگویید فلانی در خانه هم همین طور حرف می‌زند اما باید خدمت‌تان عرض کنیم که اگر کسی نمی‌تواند لری حرف بزند و یا دست و پا شکسته حرف می‌زند، نباید در شبکه افلاک لری حرف بزند چون شبکه افلاک طبق وظایفش باید مروج لری و لکی باشد نه این که گویشی را تبلیغ کند که هیچ ربطی به زبان لری ندارد. شاید شما فکر کنید که منظور ما از لری حرف زدن به کار بردن واژه‌های لری است، بله واژه‌ها هم مهم هستند اما نکته مهم‌تر این است که تقریبا همه، نمی‌گوییم همه، تقریبا همه مجریان و گویندگان شبکه افلاک لری را چه خالص و چه دست و پا شکسته با دستور زبان و نحو فارسی حرف می‌زنند که این امر ضرر به مراتب بیشتر از به کار نبردن واژه‌های لری است. از یاد نبریم که《لری دستور زبان خاص دارد》که کاملا با فارسی و دیگر گویش‌های ایرانی متفاوت است و این دستور خاص، مهم‌ترین ویژگی زبان‌‌های لری است.


  • آزیتا ترکاشوند

    بازیگر سریال گاندو به لری سخن می‌گوید و به لر بودنش افتخار می‌کند.آزیتا ترکاشوند که به خاطر بازی در سریال گاندو این روزها کمی بیشتر از قبل دیده می‌شود در یک مصاحبه تلویزیونی گفته «اهل بروجرد هستم و به لر بودنم افتخار می‌کنم».این ماجرا موضوع تازه‌ای نیست. احتمالا اکثر مردم ایران می‌توانند مدعی شوند که به زاده شدن در شهر خود افتخار می‌کنند.اما نکته‌ای که آزیتا ترکاشوند در این مصاحبه به آن اشاره کرد و کمی او را با دیگران متمایز می‌کند چیز دیگری است.بازیگر گاندو گفت «من در خانه لری صحبت می‌کنم. اگر لری صحبت نکنم پدرم ناراحت می‌شود»


  • محسن فراهانی

    تمام افرادی که می‌گویند ما به تولد در فلان شهر افتخار می‌کنیم آیا در خانه به زبان و گویش آن شهر سخن می‌گویند؟معلوم است که پاسخ این سوال منفی است.خیلی‌ها در گفت‌وگو مدعی می‌شوند که به آن شهر و دیار افتخار می‌کنند اما هرگز به زبان و گویش آن سخن نمی‌گویند. تا حد امکان سعی می‌کنند با فرزندان خود فارسی تهرانی صحبت کنند تا فرزندشان لهجه نداشته باشد.تا مبادا در تعاملات اجتماعی مردم بفهمند او اهل کجاست.تا مردم خیال کنند که او یک تهرانی اصیل است.خب آیا این اقدام مغایر با آن ادعای اولی نیست؟ آیا کسی که به شهر و دیار خود افتخار می‌کند نباید گویش و زبان آن را بلد باشد؟نباید به آن زبان و گویش سخن بگوید؟اما واقعاً چرا برخی‌ها این‌قدر تلاش می‌کنند تا خودشان و فرزندان‌شان بدون لهجه صحبت کنند؟ فارسی صحبت کردن کلاس دارد و گویش و لهجه محلی بی‌کلاس است؟ پس چرا به آن افتخار می‌کنید؟می‌ترسید کسی بفهمد شما اهل تهران نیستید و متعلق به فلان شهر و دیار هستید؟تهرانی بودن چه مزیتی است که برخی اینقدر برای وصل شدن به آن خود را به آب و آتش میزنید؟


  • خط لری و ضرورت تدوین از دیدگاه علمی

    گُلوَنی، غلامرضا مهرآموز: تلاش برای نگارش گفتار یکی از پردامنه‌ترین و پربرکت‌ترین تلاش‌های بشری بوده است.بشر همواره در حال آزمایش و خطا برای رسیدن به نظام مطلوبی بوده است که بتواند گفتار خود را ثبت کند تا از این طریق بتواند با غایبین و آیندگان دور و نزدیک ارتباط برقرار کرده و افکار، مفاهیم و احساسات خود را به آنها منتقل کند.انسان موجودی اجتماعی است و احساس نیاز به ارتباط با دیگران تنها شامل حاضرین در محل نبوده است بلکه او می‌خواسته ارتباط‌اش مرزهای زمان و مکان را درنوردد و این آرزو که در ابتدا همچون پرواز آرزویی دوردست یا دست نیافتنی می‌نموده است با اختراع خط و نظام‌های نوشتاری جامه عمل به خود پوشانده است.مصریان، چینیان و فینیقیان پیشتازان تحقق این آرزوی بزرگ و تمدن ساز بوده‌اند.پس از آن هر جامعه زبانی به فراخور زمان یک نظام نوشتاری را اقتباس نموده و تغییراتی در آن انجام داده است تا نیازهایی را برآورده کند که خط اقتباسی نمیتوانسته است به شکل دست‌کاری نشده انجام دهد.یکی از نمونه های موفق چنین اقتباسی ، خط فارسی مبتنی بر الفبای عربی است که با ابداعات و تغییرات مفیدی توانسته است در خدمت نگارش زبان فارسی واقع شود.گفتار لری – چه آن را زبان بنامیم یا گویش_دارای مشخصه‌های فراوانی است که خط فارسی نمی‌تواند آن را به درستی به نگارش در‌آورد.مثلا چگونه می توان با رسم الخط فارسی واژه «شیر»/ šir/ ( نوعی حیوان) را از «شیر» /ši:r/ ( محصول لبنی) تشخیص داد. در فارسی معاصر تفاوتی بین تلفظ این دو کلمه وجود ندارد ولی در زبان‌های حوزه زاگرس وجود دو نوع صدای «ای» که موجب تغییر فاحش معنا می‌شود اثبات شده است. در لری مینجایی (لرستانی) و لکی نوعی صدای «ل» وجود دارد که با «ل» متداولی که در فارسی می‌شنویم و در لری مینجایی و لکی نیز وجود دارد متفاوت است.این صدا که گویی ترکیبی از همخوان‌های «ل» و «ی» است در فارسی نمادی ندارد و تلفظ آن برای فارس‌زبانان بسیار دشوار است.ولی نکته اصلی آن است که معنی را عوض می کند. «تَل» /tal/ با صدای ل متداول در فارسی یعنی تلخ ولی با «ل» دیگر که اشاره کردیم /taL/ یعنی «نهال».صدها مثال می‌توان در این خصوص آورد که این همخوان «ل» ناشناخته در فارسی موجب تمایز معنا در لری مینجایی و لکی می‌شود. به عبارت دیگر در اصطلاح زبانشناسی «جفت کمینه» (minimal pair) دارد و خود یک تکواج (phoneme) مستقل است که نمود آن باید با ابداع کاراکتری در خط حاصل شود. همچنین تکواج‌های دیگری در زبان‌ها یا گویش‌های حوزه زاگرس وجود دارد که در فارسی نظیری ندارند که در اینجا جهت اختصار به آنها اشاره نمی‌کنیم. علاوه بر این، تلفظ خاص بسیاری از کلمات که واج‌های آنها در فارسی معادلی دارد باعث شده است نتوان آنها را به راحتی با خط فارسی نوشت. مثلاً محقق در بررسی خود بر روی نمونه‌های مختلفی که تلاش کرده بودند واژۀ معادل پدر را بنویسند با انبوهی از ثبت‌های مختلف مواجه شد: «بوئه، بووئه، باوئه، بووا، باوه، بوعه، باوء و …».حتی در مورد این یک کلمه اگر مثلا ضمیری مانند «م» به آن وصل شود ناهماهنگی‌ها در ثبت بسیار بیشتر می‌شود :« بوئه‌م، بوام، بوئم، بووام، بوعه‌م، بوعم، باوه‌م، باوم، بووم، بوءم، بووئه‌م، بوئه‌ام و …».


  • خط لورتین (پاپریک)

    تمامی ابداعات خط دورتین تلاشی برای حل مشکلی است که خط فارسی نمی‌تواند راه حل مشخصی برای آن ارائه دهد. حال ممکن است که این سؤال پیش آید در حالی که صداهای /au/ و فتحه /a/ در فارسی وجود دارند چرا خط فارسی نمی‌تواند شیوه نگارشی برای ثبت معیار این کلمات ارائه دهد؟ پاسخ به این پرسش را باید در چیزی یافت که زبانشناسی به آن «phonontactics» می‌گوید؛ یعنی ترتیب چینش واج‌ها و آواها کنار هم. درست است در فارسی هم صدای /au/ وجود دارد و هم /a/ (فتحه) ولی نمی‌توان کلماتی پیدا کرد که در آن این دو صدا در کنار هم آمده باشد. پس به‌طور منطقی نتیجه می‌گیریم چون چنین مشکلی برای نگارش و ثبت زبان فارسی وجود نداشته است راه حلی برای ثبت آن نیز ارائه نشده است. ولی هنگامی که بخواهیم زبان‌ها یا گویش‌هایی را ثبت کنیم که phonotactics متفاوتی دارند این مشکل نمود پیدا می‌کند. مسأله دیگر که خوانش لری با خط فارسی را بسیار دشوار می سازد این است که نگارش بسیاری از واژگان لری بر مبنای خط فارسی منجر به تولید کلماتی می‌شود که شکل نوشتاری یکسان ولی تلفظ‌ها و معانی متفاوتی دارند یا به اصطلاح زبانشناسی واژه‌های «هم نویسه» (homographs) بسیاری را تولید می‌کند. واژگان هم نویسه در همه زبان‌ها وجود دارند ولی در بسیاری از زبان‌ها مانند فارسی از آنجا که سابقه نوشتاری و آموزش چندین قرنی و حتی هزاره‌ای دارند این مشکل به راحتی و با اندک زحمتی برای خواننده حل می‌شود. واژگانی مانند درد (باتلفظ های dard و dord) یا سم (با تلفظ های sam و som) نمونه‌هایی از واژگان هم‌نویسه در فارسی هستند که خوانندگان با توجه به تجربه طولانی با کتابت فارسی و بافت جمله (context) به راحتی تلفظ و معنای صحیح آن را در‌می‌یابند. اما در زبانی مانند لری که خوانندگان سابقه خوانش و نگارش آن را ندارند و گاه خواندن چند سطر لری نویس مخصوصا اگر به لری اصیل باشد برایشان از هر کار دیگری سخت‌تر است، نمی‌توانند از این مزیت خط فارسی برای خوانش زبان فارسی درمورد لری هم استفاده کنند. وانگهی در بررسی‌ها معلوم شده است که مثلا تغییرات فتحه، کسره و ضمه در لری بیشتر از فارسی موجب تغییر معنا می‌شود.کلمه ساده و دو حرفی «کر» را در نظر بگیرید اگر روی ک فتحه بیاید یعنی ناشنوا، اگر ضمه بیاید یعنی «پسر» و اگر کسره بیاید یعنی «جمع شده از شدت درد».از طرفی در لری دو نوع ضمه و کسره وجود دارد که گاه معنی را عوض می کنند.مثلاً در لری خرم‌آبادی و لکی «مل» (با همان ل که در فارسی متداول نیست) با فتحه روی م یعنی پرنده، با کسره فارسی واقع بر م یعنی «میل، خواهش» و با یک نوع کسره خفیف که در زبانشناسی به آن schwa (شوآ) می گویند یعنی «گردن».ممکن است برخی استدلال کنند که چرا از «الفبای بین المللی آوانگاری» (IPA) استفاده نشود. به طور خلاصه در جواب می گوییم اولا برای آموزش الفبای بین المللی آوانگاری به عموم مردم همان زحمتی را باید کشید که در معرفی یک رسم الخط جدید باید بر عهده گرفت. ثانیا IPA هیچ‌گاه به عنوان نظامی نوشتاری دارای هویت یک خط معرفی نشده است بلکه در بررسی های علمی آواشناختی و واج‌شناختی و همچنین در فرهنگ‌نگاری استفاده می‌شود. اضافه بر آن با هویت فرهنگی ما منافات دارد زیرا موجب گسست از الفبای فارسی و عربی و به تبع آن گسست فرهنگی می‌شود. تاکنون در هیچ‌جای دنیا نیز از IPA در حکم خط یک جامعه زبانی (Linguistic Community) استفاده نشده است. هرچند تلاش برلی تدوین رسم‌الخط لری در مقایسه با دیگر زبان‌ها سابقه‌ای طولانی ندارد و به دهه‌های اخیر برمی‌گردد (مثلاً تلاش‌ها در زبان کردی تقریبا ۱۸۶۰ شروع شده است) در زمینه ابداع خط برای نگارش لری تا کنون چندین تلاش مدون صورت گرفته است، از جمله: ۱- خط لری آساره ( ۱۳۶۹ شمسی) ۲- خط لری پاپریک ( ۱۳۷۴ شمسی) ۳- خط لور ( ۱۳۸۵ شمسی) مورد حمایت نشریه فرهنگی و اجتماعی لور ۴- خط زاگرس (شروع ۱۳۹۱ شمسی) مورد حمایت جهاد دانشگاه لرستان. معرفی این خطوط و نقاط قوت و ضعف آنها مجال دیگری می‌طلبد. در این مقاله سعی شده است که با زبان علمی ولی در حد مقدورات مخاطب عام، نشان داده شود تلاش برای تدوین خط لری نیازی است برگرفته از ملاحظات علمی و پژوهشی و نه یک تمایل قومیتی گرایانه. کما اینکه جهاد دانشگاه لرستان با همکاری اداره ارشاد و فرهنگ و بنابر نقل خودشان با حمایت فرهنگستان زبان و ادب فارسی که همگی نهادهای رسمی و قانونی کشور عزیز ما ایران هستند نیز،این ضرورت را درک کرده‌اند و به تدوین خطی برای نگارش لری همت گماشته‌اند.


  • واژه های قدیمی لری را مسخره نکنید!

    پایگاه خبری گُلوَنی، محمد پورخداداد: گروه‌های نمایشی طنز لری که سرآغاز آنها را می‌توان بازیگران برنامه «آخر هفته» در اوایل دهه هفتاد دانست، سهم زیادی از حجم هنرهای نمایشی را به‌خود اختصاص داده‌اند. اگر از چند گروه تئاتری که گه‌گداری کارهای قابل توجهی روی صحنه می‌برند، بگذریم، در دیگر شاخه‌های هنرهای نمایشی کاری انجام نمی‌شود.در استان‌های لرنشین ساخت فیلم‌های سینمایی به دلایل زیادی امکان‌پذیر نیست و هرچندسال یک‌بار اگر فیلمی ساخته شود چندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. سریال‌سازی نیز هم‌چنان در دستور شبکه‌های استانی قرار ندارد و مشغول پخش صدباره سریال‌های تکراری شبکه‌های سراسری هستند.در این خلا به‌وجود آمده، گروه‌های طنز لری با اجراهای صحنه‌ای خود بار هنرهای نمایشی را به‌دوش می‌کشند. اما این گروه‌ها این بار سنگین را به منزل می‌رسانند؟ آیا این گروه‌ها مسئولیتی در قبال فرهنگ لری دارند یا در جهت سرگرم‌کردن مخاطبانشان می‌توانند با هرچیزی شوخی کنند؟اگر به دیدن اجراهای این‌گونه برنامه‌ها رفته باشید و البته با دیدی به جز تفریح و سرگرمی به آنها بنگرید، تنها چیزی که نصیبتان می‌شود آه و حسرت است.نمایش‌های سطح پایین و شوخی‌های دم‌دستی آنها اغلب تمسخر آداب و رسوم فرهنگ لری است.از تمسخر آداب مراسم‌های شادی و عزا گرفته تا شوخی‌ با موسیقی و از همه فاجعه‌بارتر بازی با زبان و لهجه‌های مردم مناطق لرنشین! در وانفسایی که از هر سو فرهنگ و زبان لری در جهت نابودی پیش می‌رود، این گروه‌های طنز آهنگ این پیشروی را هرروز تندتر می‌کنند. با استفاده از بازیگرهای زن‌‌پوش، لغات قدیمی مادران لر را مسخره می‌کنند و با لودگی بی‌اندازه زبانی که بزرگترین نشانه فرهنگی یک قوم بزرگ است را به بدترین شکل ممکن مورد حمله قرار میدهند.گروه‌های نمایشی طنزی مانند بازیگران آخر هفته که در سال‌های ابتدایی این حرکت، در قالب طنز به مشکلات اجتماعی و فرهنگی می‌پرداختند (مانند نمایش بودجه) حالا یا متلاشی شده‌اند و یا در مناسبات شبکه استانی حل شده‌اند و از برندگی و طنازی آنها کاسته شده است. امیدبستن بر شبکه‌های استانی چون شبکه افلاک که کار بیهوده‌ای است. مجریان این شبکه‌ زبانی تازه اختراع کرده‌اند که نه لری است و نه فارسی.همین سهل‌انگاری‌ها است که میدان را برای این گروه‌های مبتذل خالی کرده است تا هرچه می‌خواهند بر فرهنگ لری بتازند و تنها راهی که برای مقابله با آنها به نظر می‌رسد هشیاری لرهاست که نخاطب چنین نمایش‌هایی نباشند و برای چند لحظه خندیدن فرهنگ خود را به باد فنا نسپارند.


  • نظریه عمومی زبان

    دکتر محمد دبیرمقدم، فصلنامه ادب پژوهی، شماره ۵، تابستان و پاییز ۱۳۸۷ «نظریه زبان عمومی» را می‌توان نظریه‌ای تصور کرد که بنیان‌ها و مفاهیم آن مورد اتفاق نظر و اجماع جامعه زبان‌شناسی، صرف نظر از چارچوب‌های نظری خاص، است. (۱) زبان (Language): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل ندارند زبان‌اند. (۲) گویش (dialect): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین این دو گونه تفاوت‌های آوایی و واجی و واژگانی و / یا دستوری مشاهده می‌شود، گویش‌های یک زبان‌اند. (۳) لهجه (accent): دو گونه زبانی که سخنگویان آن دو فهم متقابل دارند اما در عین حال بین آن دو گونه فقط تفاوت‌های آوایی (و واجی) دیده می‌شود لهجه‌های یک زبان‌اند. (۴) گونه (variety): اصطلاحی است خنثی، که همچنان که در تعریف «زبان»، «گویش» و لهجه مشاهده می‌کنیم، می‌توان آن را به عنوان اطلاقی کلّی به کار برد. بر پایه این تعاریف فارسی امروز، گیلکی، مازندرانی، کردی، هورامی، وفسی، لکی،《لری》، راجی، دلواری، لارستانی و نائینی زبان‌اند. زبان فارسی امروز زبان رسمی است و دیگر زبان‌های مذکور زبان‌های محلی کشورمان هستند


  • علم زبانشناسی یا ادبیات؟

    تا جایی که به تحقیقات زبانی در حوزه‌های لرنشین مربوط است، دانشجویان، معلمان، اساتید رشته ادبیات فارسی و پژوهشگرانی که در اصل متخصص فارسی‌شناسی بوده‌اند هم از نظر کمّی و هم از نظر کیفی و هم از نظر سیاسی کاملاً دارای تسلط هستند و همین باعث شده است خود را مختار بدانند درباره تمام اجزاء و ابعاد لُری قضاوت کنند! بی‌شک از میان پرسشی که در تیتر این مطلب آمده است (یعنی تعریف زبان، گویش و لهجه و تعیین زبان بودن، گویش‌بودن و یا لهجه‌بودن لُری) نظر《علم زبان‌شناسی》بیش از هر علم دیگری صائب است! اما زبان‌شناسی نیز محدودیت‌های خود را دارد، مثلاً علم زبان‌شناسی می‌تواند تعیین کند دو گونه《ایکس》و《وای》دو زبان مختلف هستند یا گویش‌های یک زبان واحد، اما نمی‌تواند تعیین کند که کدام یک زیبنده نام لُری است و کدام نیست، در اینجا باید از تاریخ یا انسان‌شناسی کمک گرفت. به عبارت دیگر، طبق تعاریفی که در ادامه از زبان دکتر محمد دبیرمقدم، استاد زبان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، خواهد آمد، این سه جمله؛ الف) نمی‌دونم چی می‌گی تا تو رو راهنمایی کنم / ب) نمه ذانم چه موشی تا رهومنیت کم / ج) ناونم چئ مؤیی تا رهمونیت بکم! متعلق به سه زبان جدا از هم هستند (ولو این که هر سه در گروه زبان‌های ایرانی قرار گیرند) اما این که لُری یا فارسی نام کدام یک از آن‌هاست و نام کدام یک از آن‌ها نیست، در حوزه صلاحیت انسان شناسی و تاریخ است و زبان شناسی نمی‌تواند بر اساس استدلال و روش تحقیق خود حرف آخر را بزند بلکه زبان‌شناس‌ها باید بر اساس بررسی‌های علوم دیگر قضاوت کنند، البته در ادامه پای قدرت سیاسی، عملکرد رسانه‌ها و مسائل غیر علمی زیادی نیز به میان می‌آید.


  • لُری؛ زبان ، گویش یا لهجه؟

    دکترابراهیم خدایی در نشریه لور آورده است: لُری زبان است و یا گویش، یا لهجه؟ آیا لری یک زبان است یا چند زبان؟ یک لهجه است یا چند لهجه؟ آیا زبان لکی جز زبان‌های لری است یا خیر؟این‌ها پرسش‌هایی است که معمولاً در شناخت مردم لُر و البته در شناخت هر قوم و فرهنگ دیگری معمولاً مبتلابه است، در زمینه لرشناسی با توجه به فقدان هرگونه محفل رسمی دانشگاهی یا غیر دانشگاهی، مطالعات مفصل و مدونی وجود ندارد و به همین خاطر اطلاعات و اظهار نظرهای مغشوش و مشوش زیادی مطرح است. مساله‌ای که در ایران‌شناسی به عنوان یک حوزه مطالعاتی بین رشته‌ای با آن مواجه هستیم (و شاید در شناخت هر جامعه دیگری هم نظیر آن را بتوان یافت) پارادایم‌های متفاوت و بعضاً متعارضی است که بر رشته‌های علمی گوناگون حاکم است.تا جایی که به «ایران‌شناسی» مربوط است معمولاً رشته ادبیات فارسی و سپس تاریخ می‌چربند و سهم بیشتری در تحقیقات دارند در حالی که《انسان‌شناسی》با نام《مردم‌شناسی》بیشتر یک رشته غیر دانشگاهی است و زبان‌شناسی هم هیچگاه نه از نظر کمیت و نه کیفیت نتوانسته بر فضای تحقیقات ایران‌شناسی مسلط شود.به نظر می‌رسد سهم ادبیات فارسی در حاکمیت سیاسی کشور ایران آن‌قدر یکه تازان است که اجازه هرگونه رشد و سیطره به رشته‌های زبان‌شناسی و انسان‌شناسی نمی‌دهد.


  • سیدحمید جهان‌بخت

    «گفتنِ ناگفتنی‌ها مشکل است / نیست این کار زبان، کار دل است»، انتظار دارم فضای حقیقی و مجازی در زمینه اشاعه‌‌ی آثار فرهنگی و ادبی با هم رشد بیش‌تری پیدا کنند تا میراث معنوی ما بهتر در معرض عموم قرار گیرند. صاحب‌نظران، ادیبان و قلم‌ به دستان زیادی داریم که ناشناخته مانده‌اند. بومیان لرستان و مسئولان باید آن‌ها را به جامعه معرفی نمایند. سوالی دارم! «حیدر بابای شهریار» چرا این‌قدر معروف شد؟ ترک‌زبانان و بخصوص ترک‌های مقیم تهران برای معرفی آن تلاش کردند. این دقیقاً همان چیزی است که ما در آن ضعف داریم؛ کم‌تر هم‌دیگر را یاری می‌دهیم. خاطره‌ای بگویم: مقاله‌ای از یک نویسنده محترم در مورد «پیر لرستان» را دو نشریه در خرم‌آباد منتشر کردند؛ در یک نشریه نظرات منتقد کاملاً نوشته شد، در نشریه دیگر مقاله بی‌رحمانه «مثله» شده بود. این تناقض‌ها و تضادها آزاردهنده هستند؛ به نظر می‌رسد به طور مستمر حقوقی در این بین ضایع می‌شود. آیا وقت آن نرسیده که ما به کار گروهی روی بیاوریم؟! تا کی باید ارزش‌های ما در بازار دنیایی علم و فرهنگ نادیده گرفته شوند؟! چه نیکو فرمود آن بزرگِ ادب: «به کودکی پستی؛ به جوانی مستی؛ به پیری شکستی؛ پس ای عزیز، کی خداپرستی؟»


  • اصطلاحات بومی

    جوامع دگرگون شده‌اند و خیلی چیزها در حال گذار است و پیدا کردن جریان اصیلی که به هر اندازه و در هر شرایط مسیر خود را ادامه می‌دهد، برای‌شان کار آسانی نیست. مسئولان فرهنگی نباید از تحولات سریع اما تکراری عقب بمانند؛ نباید جوانان را در وادی حیرت متوقف بگذاریم. برخی جوانان امروزی به دلیل کم‌اطلاعی به نظرشان می‌آید که دیگر نیازی به《اصطلاحات بومی》ندارند؛ در حالی که اقوام و ملل دیگر، از جمله مللی که پیشرفته خوانده می‌شوند، باورهای تاریخی و فرهنگی زیادی دارند؛ مگر آنها را به باد فراموشی می‌دهند؟ نباید در کم‌رمق شدن واژه‌ها و تضعیف هویت احساس بی‌تفاوتی داشته باشیم. گناه بطالت یا غفلتی که رخ داده شده به گردن هویت نیست. به طور مثال نمی‌گوییم جوانان واژه‌ها یا اصطلاحات «نوک نوکه سال» را از بر کنند ـ البته همان واژه‌ها هم باید به طور مناسب حفظ شوند ـ اما می‌گوییم برای شروع از همین مانده‌های ضروری و سالم که هویت ما را ترقی می‌دهد؛ پاسداری کنیم. فرضاً ما در باب تعاون عرف‌های خوبی در جامعه روستایی داریم؛ «تاسو»،«شیرواره»، «گِل» و ...همگی نمادهای واقعی تعاون هستند؛ چرا نباید از آنها مراقبت کنیم؟ هویت‌ها ثابت نیستند و نیاز به مراقبت دائمی و بازنگری‌های لازم دارند؛ اگر این ‌طور نشود، محکوم به زوال هستند. چندی قبل در خرم‌آباد قدم می‌زدم؛ از هر 10 بچه، 2-3 تاشان لری حرف می‌زدند. جوانان قوم لر شاید به راحتی بتوانند از هویت خود چشم‌پوشی کنند؛ لکن هرگز نمی‌توانند نبود و خلأ آن را با چیز دیگری پر کنند؛ «هر چیز که خار آید، یک روز به کار آید». برهنه شدن از فرهنگ خودی توان تعامل با دیگران و حتی خودمان را از ما می‌گیرد. اگر می‌خواهیم گم نشویم باید نشانی‌ای داشته باشیم؛ نشانی ما همین فرهنگ خودی است.


  • دستور زبان و قواعد ساده

    دستور زبان و قواعد ساده برخلاف تصورات موجود زبانهای غیر لری اتفاقا درصد کلمات فارسیشان بیشتر از لری است فقط یکی دو قاعده دستوری بسیار ساده اینها را برای سایر گویشوران پیچیده نشان داده و آن هم چسباندن ضمایر متصل بجای فعل به مبتدا و خبر است مثلاً ما اگر《شارِت بشویَه》لری را به صورت《بشو شاریَه》بنویسیم تمام گویشوران غیر لر گاز پیچ میشوند! وگرنه از نظر کلمات زبان لری اختصاصات به مراتب بیشتری از دیگران زبانها دارد مثلاً معادل کلمه فارسی «برای» در کردی میشود «اَرای» و در لری «سی» است یا بگیر در گورانی « بِگِر » و در لری «بِیر» است یا در لری میگویند یخ کردم ولی لکزبانان میگویند: یخم کرد! بنابراین کلمات لری بسیار سخت تر هستند ولی چون دستور زبانش ساده است چنین تصور میکنند که گویش یا زیرمجموعه زبانی است! زبان بقیه مثل زبان زرگری است در زرگری جمله « شهین آمد » میشود:《سهین به شیدی ، سامد به آدی》همانطور که می بینید کلمه سخت و جدیدی اختراع نشده است.


  • وارونگی واقعیت به کدام انگیزه؟

    وارونگی واقعیت به کدام انگیزه؟ ابوالفضل بیهقی نویسنده‌ تاریخ بیهقی در سده ۵ هجری میگوید:《تاریخ به راه راست رود که روا نیست تحریف و تبذیر در آن!》احمد ابن فضلان در سده‌ ۱۰ هجری به همه کاتبان و مورخان سفارش کرد:《دروغ ننویسید که روزی حقیقت بر ملاء میشود!》از همین‌رو بود که پیشینیان به درستی دریافتند《ماه هیچگاه پشت ابر نمی ماند و زمستان رفته و روسیاهی به زغال می ماند》اما شگفت آنکه در جهان امروز که «عصرارتباطات» است‌ برخی گمان میکنند با دستکاری در تاریخ، میتوانند پیشینه و هویت بسازند و مردم را فریب دهند.چندی پیش پُستی در اینستاگرام خواندم که لکی کاملترین زبان دُنیاست! و دارای ۳۰ هزار واژه است درحالیکه عربی فقط ۷ هزار واژه دارد! این درحالی است که لکی قواعد مُستقل ندارد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و یک موسسه بین المللی و انستیتو زبانی نیست که لکی را زبان معرفی کرده باشد حتی لکها نمیتوانند از ۱ تا ۱۰ به لکی بشمارند و اکثر کلمات کلیدیشان برگرفته از فارسی و عربی است مثلاً برای کلمات: حقوق / اتصال / اقتصاد / اخلاق / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / جامعه و...چه معادلهایی در لکی دارند؟ یک زبان حداقل باید تا حدودی استقلال داشته باشد درحالیکه لکی ۸۰% کلماتش تلفیقی از فارسی وعربی است. اما عربی به عنوان کاملترین زبان بیش از ۱۲ میلیون کلمه دارد و نیم میلیارد نفر به آن صحبت میکنند و ششمین زبان سازمان ملل است. زبان انگلیسی ۶۰۰ هزار کلمه دارد و زبان بین المللی است. دیکشنری فرانسوی لاروس بیش از ۱۳۰ هزار لغت دارد و ۲۰۰ میلیون نفر به آن صحبت میکنند و زبان رسمی ۳۰ کشور است. زبان فارسی بیش از ۷۰ هزار لغت دارد. بازتاب اینگونه گزارشها از روی ناآگاهی است و هر نوشته ای اگر سند و مدرک معتبر نداشته باشد مورد شک و تردید است و نویسندگان آن رسوا خواهند شد!


  • چرا لُری ثبت ملی نمیشود؟

    چرا لُری ثبت ملی نمیشود؟ برخی از عزیزان مدام به کانال فرهنگستان زبان لُری فشار میآورند که چرا لُری را ثبت ملی نمیکنید؟چرا فلان چیز را ثبت نمیکنید(که حتی هیچ ربطی به زبان ندارد)؟ چرا《ایکس》را ثبت نمیکنید؟ چرا《ایگرگ》را ثبت نمیکنید؟ اولاً ثبت کار یک تیم پیگیر با پشتوانه اداری است. ما نه تخصص ثبت را داریم نه امکانات و وقت آنرا‌. چرا فقط از این و آن میخواهید برای لُر کار کنند پس شما چکاره هستید؟بعد تخصص و توان ما در زبان و ادبیات است نه در بقیه ابعاد فرهنگ! دوم اینکه ما اعتقاد چندانی به ثبت نداریم! به قول دکتر ابراهیم خدایی اصالت را باید در خانه ها و خیابانها فریاد زد نه صرفاً در موزه ها که این دلخوش کردنها و تفاخرها به موزه نشینی خود فاتحه خواندن است بر داشته های فرهنگی. چه سودی دارد که مثلاً لری را ثبت کنیم ولی در خانه ها و خیابانهای ما نه کودکان لری سخن بگویند و نه بزرگترها؟ و با شبحی از لری سخن گویند؟ که همین هم با تدوام این روند دو سه نسل دیگر از بین خواهد رفت. مگر انگلیسی ، عربی ، آلمانی و فارسی...جایی ثبت شده اند که این همه موفقیت و پیشرفت در حد خود به دست آورده اند؟پیشرفت هر زبان مرهون تلاش و تولید اهالی آن زبان به اضافه امکانات است. دنیای کنونی دنیای رقابت است. هر زبانی تولید ادبی و فرهنگی بالا داشت زنده میماند. شهر لُرنشین شوش کلش این ۶ سال است که نه ثبت ملی بلکه《ثبت جهانی》شده است ولی دریغ از یک ریال بودجه یا امکانات یا یک قدم پیشرفت با این ثبت جهانی! تازه یک پل روگذر تسهیل کننده جاده اهواز _خرم آباد را هم بخاطر این ثبت جهانی تخریب کردند و این خود شده یک معضل ترافیکی آزاردهنده برای شهر.حالا داستان دلخوش کردن صرف است به ثبتها و افتخارات موزه ای! و چه غم انگیز است که موزه های مردم شناسی و باستان شناسی و افتخارات کهن ما غنی و سرشار از اصالت باشد ولی خانه ها یا خیابانهایمان تُهی یا کم بهره! و یک کلام فرهنگ آن چیزی است که در خانه ها، کوچه ها و خیابانها زنده و جاری است موزه ها محل تاریخ و فرهنگ است نه محل حیات و سرزندگی.


  • لُرتباران همدیگر را حمایت کنند

    لُرتباران همدیگر را حمایت کنند چرا ما لُرتباران از هم حسودی کنیم؟چرا کسی کاری انجام نمیدهد ولی وقتی یک نفر دارد زحمت میکشد فقط مردم زیر نظر دارنش تا یه چیزی ازش پیدا کنند مثلاً استاد مهرآموز یک زبانشناس هست من که بلد نیستم باید یاد بگیرم یا دنبال این بگردم تا یک کلمه اشتباه ازش پیدا کنم؟یا باید کمک و تشویق کنم تا بیشتر وقت بگذارد درحالیکه زبان مادریم دارد فراموش میشود! خواهش از همه دارم هر کی زبان فارسی را دوست داره دخالت نکنه ما همه زبانها را دوست داریم ولی نه اینکه زبان مادری را فراموش کنیم اگه از بزرگان لر حرف بزنند همه وانمود میکنیم که ما عشق لری هستم ، همه عکس سرداران را پروفایل میگذارند ولی چرا میگن زبان ما فارسی است؟ بزرگان ایران بسیاری از آنها لر بوده و لری صحبت کرده اند ولی چرا شهرستانها امروز زورشون میاد لری حرف بزنند؟ بخشکد ریشه ام، من خشک میشوم _ غَنی تاریخ و زبانم، خوش به حالم / ز بهرِ ریشه و شاخه ام، میدَوم _ زبانم بودِ پارسی، به خود میبالم!


  • ویژگی های زبان لری

    لهجه اصفهانی بدونه اینکه واژگان، دستورزبان و…متفاوت با لهجه فارسی تهرانی داشته باشد آهنگ تلفظ برخی از واژگانش با فارسی تهرانی فرق دارد مثلا در لهجه اصفهانی《شده است》به صورت《شدهِ ست》ولی همین جمله در لری مثلا لری بختیاری میشود《وابیده یا آبیده》همانطوری که مشاهده می کنیم کاملا متفاوت ازفارسی است و این موضوع را می رساند که این دوجمله هرکدام از یک زبان مستقل اما هم خانواده هستند. هرچند که در بسیاری از موارد این تفاوت ها میان لری و فارسی دیده می شود،لیکن ما برای تفهیم بهتر تعریف لهجه سعی کردیم یک نمونه مثال بزنیم. یا اگر مثال های بیشتر بخواهیم بزنیم این مثال را می آوریم: فارسی: دخترخانم وسط آب نرو آب گل آلود است و خرچنگ دارد لری بختیاری: دُهدَر مینجا آوه مَرو آوه لغینه(خرَهینه) وه کرزلنگ داره لری خرم آبادی(مینجایی) دُخدِر د مینجا آوه نَرو آوه لخینه وه کرژنگ داره لری لکی: دت دمینجا آوه نَچو آوه لخینه وه کرژنگ دیره لری ممسنی: دُور مره منه اُو کرنجال منشه و غندالیه در واقع در نگاه اول هر خواننده ای شاهد تفاوت فاحش لری (گویش های مختلف) با فارسی می شود و این تقریبا شبیه لطیفه هست،که حتی برخی نویسندگان نیز لری را گویش هم نه بلکه لهجه ی! از فارسی می خوانند و ناگفته پیدا است که این نظرات تا چد حد غیر علمی ست و صرفا از دیدگاه های سیاسی که در دهه های پیش به کتب و مقالات علمی واردشده و تاکنون هم اصلاح نشده است نشات گرفته و می گیرد.طبق تعاریفی که در بالا از زبان،گویش و لهجه نقل کردیم،لری یک زبان است که گویشوران قابل توجهی دارد برای مثال گویش لربختیاری هرچند از نظر واژگانی و دستوری تفاوت هایی با لری خرم آبادی (مینجایی) دارد اما هر دو گویش های یک زبان هستند و گویشوران هرکدام با کمی دقت می توانند متوجه منظور هم بشوند و درصد بالایی از واژگان رایج دو گویش یا دقیقا مشابه هست یا ریشه مشترک و یکسانی دارد و این شرایط برای سایر گویش های لری نیز صادق هست.پس می توانیم چنین بگویم که لری بختیاری، مینجایی و دیگر گویش های زبان لری هرچند که بعضی ازخاصیت های منحصر به فرد را دارند ولی همه از یک زبان مشترک بنام لری هستند.زبان های لری، کردی، گیلکی، فارسی و دیگر زبان های اقوام ایرانی همه خویشاوند وهم ریشه هستند اما هیچ کدام زیرمجموعه دیگری نیست و گویش خواندن این زبان های کهن و با سابقه موجبات ضعف و نابودی آنان را فراهم می آورد.


  • زبان باستانی لری

    زبانهای لری، کردی، گیلکی، فارسی و دیگر زبان های اقوام ایرانی همه خویشاوند و همریشه هستند اما هیچ کدام زیرمجموعه دیگری نیست و گویش خواندن این زبان های کهن و با سابقه موجبات ضعف و نابودی آنان را فراهم می آورد.همانطوری که اشاره کردیم بسیاری براین باور هستند که زبان لری به همراه زبانهای کردی، فارسی، گیلکی و سایر زبان های اقوام که به اقوام ایرانی معروف هستند جزء زبان های ایرانی(هند و اروپایی) به حساب می آیند و خویشاوند زبان های ذکر شده است اما با این همه بسیاری از واژگان در زبان لری وجود دارد که تباری کهن و غیر هند واروپایی دارند و به احتمال بسیار زیاد بخش زیادی از زبان لری خاستگاهی ایرانی اصیل (کاسی- ئیلامی) دارد و به این خاطر که در تمام دوران هخامنشی زبان ئیلامی زبان نخست امپراطوری هخامنشی بوده است بیشتر این خویشاوندی های ذکرشده منشاء درچنین موضوعی دارد از طرفی باستان شناسان و جغرافیا دانان و مورخانی نیز براین باورند که زبان ساکنان زاگرس شکل ویژه ی از بقایای زبان ئیلامیان و کاسیان هست که معرف به هوزی، خوزی یا هوجه است، درهمین راستا باستان شناس معروف ریچارد فرای می گوید که جغرافیا دانان و مورخان قرن دهم که به عربی می نوشتند از وجود زبان خوزی در کوهستان های زاگرس خبر داده ند که بازمانده زبان باستانی و کهن ئیلامیان است. همانطوری که می دانیم استان خوزستان از دو بخش دشت و کوهستان تشکیل شده است که بخش کوهستانی سکونتگاه لرهای مینجایی و لرهای بختیاری هست، گرچه تعدادی از این مردمان در دشت خوزستان نیز از گه باستان سکونت دارند اما غالب جمعیت لرهای بختیاری ومینجایی در قسمت کوهستانی خوزستان سکونت دارند. در قسمت دشت نیز مردمانی سکونت دارند (به استثنایی اعراب که درچند قرن گذشته به دلایل مختلف به خوزستان مهاجرت کردند) که گویش وفرهنگ شان شباهت 90% با سایر لرها ازجمله لرهای بختیاری دارد.بسیاری از مورخان و باستان شناسان زبان ساکنان خوزستان را خوزی یا هوزی دانسته اند که آخرین شکل باقی مانده از زبان ساکنان نخستین زاگرس و دشت خوزستان (ایلامیان وکاسیان) است. برای مثال برتولد اشیولر در کتاب تاریخ ایران جلد یک درباره زبان خوزیان میگوید (بنابه اقرار صریح اهل آن عصر این زبان نه به زبان عربی ارتباطی داشته،نه به زبان پارسی حتی الفبای عربی برای کتابت،تلفظ وتحریر آن کافی نبوده وخطا نیست که این زبان ویژه را بازمانده زبان ایلامیان(ئیلامیان)باستان بدانیم).استخری در مسالک المماک درباره زبان ساکنان خوزستان (که شکی در لریت آنان نیست)چنین آورده است:(بیشترآنان می توانند فارسی و عربی صحبت کنند ولی آنها زبان خودشان را دارند که نه عبری است و نه سریانی و نه فارسی).پرفسور مینورسکی نیز سخن استخری را برای توصیف زبان ساکنان خوزستان بعنوان نمونه نقل می کند.به هر حال چنان که از تمام این شواهد و مدارک پیدا است لری یک زبان مستقل است و حتی اگر هم خویشاوند فارسی باشد اما زیرمجموعه و گویشی از آن نیست،چه بسا که احتمال برعکس بودن این مهم بسیار علمی و عقلانی تر است.


  • خط لُری (پاپریک یا لوریتین)

    از تمام شواهد و مدارک پیدا است که لری یک زبان مستقل است و حتی اگر هم خویشاوند فارسی باشد اما زیرمجموعه و گویشی از آن نیست، چه بسا که احتمال برعکس بودن این مهم بسیار علمی و عقلانی تر است.خط لری: همانطور که میدانیم یکی از شرطهای به رسمیت شناختن یک زبان این است که آن زبان داده های خطی مخصوص به خودش باشد، گرچه تلاشها از سالها پیش برای طراحی خط لری آغاز شده است و در سالهای گذشته نیز خطوطی برای لری پیشنهاد شد (خط آستاره و زاگرس) اما هیچکدام به دلایلی اقبال پیدا نکردند و منسوخ شدند، اما به تازگی خط لری جدیدی بنام پاپریک (طراح غلامرضا مهرآموز) طراحی شده است که تشریح کامل آن از حوصله این بحث خارج است و ما یک نمونه نوشتاری از این خط را بعنوان پایان بخش کلی این نوشتار در زیر خواهیم آورد: متن اصلی: ھوڤاری یا پاچە عیلام کئ ز گاتئ مئنجئقا ڤئ دینا ز لا ئیروٙنیأل ڤئ نومئ خوٙزئستوٙن نوم دیار ڤابیدٙئ 42000 کئلومئترئ چارسیک جاگأپیسئ یأنی چأندئ ڤولاتئ دانمارک مئنئ ھوم پئیڤأندئ ئوروٙپا ز دیجا زئمین شئناسی سوٙزیانا ز پوٙرئستئن ماسئ آ نأرم بئ یأک راست ڤابیدٙئ و بئ لا شومال کأم کأم بئلونی ئگئرئ تا مینجا ئیسئنی آستوٙن أڤاز، ڤئ بئلوٙنی صأدٙ مئرت ئرأسئ. مئنئ پاسار کویألئ لوٙرئسوٙ(کئ ئیسئ بئس ئگون أندیمئشک) بئلوٙنیس ئبوٙ 1700 مئرت. ھوڤاری عیلام ز أصل لیری گأپ ز میڤە و گأندوم ڤابیدٙئ. شایألئ ساسوٙنی(244 تا 638 زایئشتی) ڤا أسیروٙنی کئ ز ڤولاتئ روٙم گئرئھدٙئن ئستئل یا أڤ بأند راست ئکئردئن و تورئ أڤە یا کانال ئکأندئن سی ئڤیاری کئردئنئ زئمینا سی کئشت. سوٙزیانا تا گات مئنجئقایی سی خوس سأردیاری بیدٙئ. ڤولات دوٙنئسمأندا موسألموٙن سأدە دأئوم زایئشتی خوٙڤ ز نئیشئکأریس ڤیرکاری کئردئنئ. ڤئلی ز ئوٙسو بئ نیا ئی ڤولات ری کئرد بئ رومئستئن و چوٙل ڤابیدٙئن و یە کولی زی ڤولات سی نأبیدٙئنئ ئڤ و سوٙر بیئن ئڤ رأھدٙ بئ کوٙری. فأقأط ڤا أڤودٙئنئ صأنعأت نأفت بی کئ دوڤأرتە ئی ڤولات ڤورئستا سأرئ پا خوس و کئرد ڤاکئل متن ترجمه: دشت ایلام که ازقرون وسطا به بعد توسط ایرانیان به عنوان خوزستان شناخته شده است٬ تقریبا ۴۲۰۰۰ کیلومترمربع وسعت دارد٬ یعنی معادل مساحت دانمارک. ازنظرزمین شناسی سوزیانا از رسوب ماسهٔ بسیار نرمی تشکیل شده است؛ ازسواحل خلیج فارس به سوی شمال به تدریج ارتفاع می گیرد تا درمرکزفعلی استان (اهواز) به ارتفاع صدمتر می رسد. در کوهپایهٔ لرستان (که امروز اندیمشک نامیده می شود) به ارتفاع ۱۷۰متر میرسد. دشت عیلام در اصل انباری واقعی ازمیوه وگندم بوده است. شاهان ساسانی (۲۲۴تا۶۳۸م) با استفاده از اسیران جنگی رومی درساختن سد٬ نظم و ترتیب آبیاری را بهسازی کردند. در واقع سوزیانا تا قرون وسطا به پیشرفت ادامه داده است. جغرافی دانان مسلمان قرن دهم میلادی از برداشت محصول نیشکر آن به نیکی یاد کرده اند. اما از آن پس این خطه رو به ویرانی نهاد و سطوح عظیمی به علت فقد زهکشی مناسب توسط شوره ازبین رفت. فقط با آمدن صنعت نفت بود که این استان احیا شد.


  • لری زبانی است که باید از نو شناخته شود

    لری زبانی است که باید از نوشناخته شود. زبان لری علیرغم تشابهات آوایی و واژگانی که به زبان فارسی دارد، دارای وجوه افتراق زیادی با آن است؛ اما شباهت بین این دو زبان به این علت است که این دو زبان متعلق به یک خانواده زبانی language family هستند. زبان لری دارای ساخت واج _ واژی و نحو خاص خود است و با این حال در بعضی موارد واجهایی در زبان لری است که در زبان فارسی نیست. برخی از پژوهشگران ولو کم با سطحی نگری و عدم بررسی دقیق و عمیق نه تنها لری را به عنوان یک زبان یا گویش به حساب نیاورده اند؛ بلکه آنها به اشتباه یا به سهو این زبان را لهجه ای از زبانهای دیگر نامیده اند که بیشتر جنبه سیاسی _ قومی دارد تا علمی! برخی ها به اشتباه زبان لری را لهجه ای از زبان فارسی دانسته اند، در حالیکه این نظرات کاملاً《غیر علمی》و《فاقد مطالعات زبان شناسانه》هستند؛ زیرا اینها زبانهای مستقلی هستند که همزمان با زبان فارسی از زبان پهلوی حدود دو هزار و پانصد سال پیش جدا شده اند. متأسفانه کسانیکه دارای《مطالعات زبان شناسی》عمیق نیستند، در مقابل نظریات اشتباه مطرح شده در خصوص زبان لری به دلیل گریز از انتقادهای برگزیده دیگران سکوت کرده و عوام هم به رواج چنین عقایدی دامن زده اند!


  • زبان باید قدرت سیاسی داشته باشد!

    زبان به معنی اعم آن، هر نوع نشانه یا قراردادی است که پیامی را بین افراد یک جامعه منتقل میکند؛ برای مثال، بوق اتومبیل، آژیر آمبولانس، چراغ راهنمایی، زنگ اخبار، تابلوی ورود ممنوع و《حرکات چشم و ابرو》و《سر و دست》و...نوعی زبان است. زبان ازنظر علم زبان شناسی، شامل تعداد محدودی قاعدة آوایی، معنایی و دستوری است که با این قواعد، تعداد محدودی واژه میتوان بی نهایت جمله ساخت و این جمله ها ازطریق دستگاه گفتار آدمی تولید میشود و واسطه ارتباط بین افراد است. در زبان فارسی، قواعدی داریم که براساس آنها معلوم می­شود: جای فاعل، مفعول و فعل در جمله کجاست؟ صفت و موصوف و مضاف و مضاف ­الیه نسبت به­ هم چگونه قرار میگیرند؟جای حروف اضافه / حروف ربط /قید و...کجاست؟به این قواعد دستور زبان گفته میشود. با این قواعد و واژه هایی که در زبان فارسی وجود دارد، میتوان بی نهایت جمله ساخت. ملاحظه میکنید که با این تعریف چگونه می­توان کلیه گویش­ها و لهجه ها را هم زبان نامید! این بحث را از این جهت در اینجا مطرح کردم که به ­محض اینکه موضوع زبان و گویش و لهجه مطرح می­شود، همه میپرسند که آیا مثلاً گویش کردی زبان است یا لهجه؟ بلوچی زبان است یا لهجه؟ این است که من اینجا تأکید میکنم که طبق این تعریف، به همة گویش­ها میتوانیم زبان بگوییم!اما زبان ازنظر گویش شناسی، در یک محدودة سیاسی آن چیزی که ما به آن زبان میگوییم، باید دو ویژگی داشته باشد: یکی اینکه《زبان رسمی یک مملکت》باشد، یعنی《قدرت سیاسی》داشته باشد، مانند زبان فارسی در ایران؛ دیگر اینکه در مقایسه با زبان­ها و گویش­های اطراف خود، زبان مادری متفاوت داشته باشد، مانند زبان­های ارمنی، عربی و ترکی در ایران که به­ ترتیب از زبان­های مادر آرمنین، سامی و اورالاتا گرفته شده، درحالی­که زبان فارسی از خانواده زبان­های ایرانی است! گویش­ها شاخه ای از زبان واحد هستند؛ برای مثال، فارسی، تاتی، کردی، بلوچی، مازندرانی، گیلکی و... گویش­های یک زبان ایرانی هستند.به انواع هر گویش، لهجه می­گویند برای مثال، لهجه­ های فارسی عبارتند از تهرانی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی و مشهدی! گیلکی دارای لهجه های رشتی، لاهیجانی، رودسری، آستانه ­ای است، و کردی لهجه های مهابادی، سنندجی و کرمانشاهی دارد. گویش­ها از نظر آوایی / واژگانی / و دستوری تفاوت­های زیادی با هم دارند و فهم آنها به آموزش نیاز دارد ولی لهجه های هر گویش معمولاً فقط تفاوت­های آوایی و واژگانی دارد و فهم آنها به آموزش چندانی نیاز ندارد. مثلاً یک اصفهانی با یک تهرانی یا شیرازی به­ راحتی میتوانند هم صحبت کنند ولی همین اصفهانی وقتی با گویش گیلکی یا مازندرانی و یا بلوچی روبه ­رو میشود اگر نخواهد از فارسی که زبان به­ اصطلاح میانجی به ­حساب می­آید استفاده کند، دچار مشکل می­شود!هر لهجه، گونه­ های زبانی دارد که وابسته به شغل، تحصیل، سن و جنس گویش است برای مثال، یک《اصفهانی تحصیل­کرده》با یک《بیسواد اصفهانی》تفاوت لهجه دارد و یا یک جوان اصفهانی در مقابل افراد همسن لهجه متفاوتی دارد! شغل و جنس نیز در ایجاد گونه های زبانی تأثیر می­گذارد.


  • زبان ایرانی نخستین

    اشتباهی که غالب افراد انجام میدهند، این است که گویش­های موجود ایرانی را گویش­های زبان فارسی می­دانند! در صورتی­ که گویش­های ایرانی، شاخه هایی از زبان فارسی نیستند! گویش­ها و زبان فارسی از یک زبان واحد که همان《زبان ایرانی نخستین》است، منشعب شده است! بنابراین، اشتباه است بگوییم گویش­های زبان فارسی! یعنی اگر یک زبان ایرانی نخستین درنظر بگیریم، زبان فارسی کنار گویش­ها قرار می گیرد نه اینکه گویش­ها از زبان فارسی منشعب شوند، تصور کنید که چندین هزار سال پیش، وقتی آریائی­ها از روسیه به­ طرف جنوب سرازیر شدند، بخشی به هند و بخشی به ایران آمدند. آنهایی که به ایران آمدند، در ابتدا زبان واحدی داشتند که همان زبان ایرانی نخستین است. این زبان بعدها به شاخه های متفاوتی تقسیم شد که یکی از این شاخه ها، زبان فارسی نام گرفت. سایر گویش­های ایرانی، شاخه های دیگر این زبان واحد هستند. بنابراین نباید گویش­ها را شاخه ای از زبان فارسی دانست. تعریف زبان و گویش و لهجه را قبلاً بیان کردیم. کُردی یک گویش ایرانی است و ترکی یکی از زبان­هایی است که در ایران به­ کار می رود چون از زبان مادری متفاوت است. گویش­ها از نظر آوایی، واژگانی و ساختاری استقلال دارند؛ ولی چون با زبان فارسی از زبان مادری واحدی منشعب شده ­اند، مسلماً شباهتهایی با هم دارند.


  • زبان زنده

    زبان­ برای زنده ­ماندن نیازی به برخورد زبان­های دیگر ندارند! هر زبانی تا زمانی­که گویشور دارد، زنده است! و وقتی گویشوران خود را از دست می دهد، مرگش فرا میرسد. اتفاقاً برخورد زبان­ها به ­صورت بی رویه و حساب ­نشده ممکن است زبانی را ازبین ببرد. در برخورد زبان­ها با هم سه اتفاق ممکن است رخ دهد: یکی اینکه زبان غالب زبان مغلوب را از بین ببرد؛ مانند جایگزینی زبان ترکی با زبان قدیمی ایرانی در آذربایجان یا جایگزینی زبان عربی با زبان قبطی در مصر، یا زبان عربی با زبان­های بابلی، آشوری و اکدی در بین النهرین، و یا زبان ترکی با زبان یونانی و بیزانس یعنی ترکی فعلی، که ترک­ها به بیزانس حمله کردند و زبان یونانی را از بین بردند و زبان ترکی فعلی در آنجا باقی ماند. دوم اینکه زبان مغلوب زبان غالب را از بین ببرد؛ مانند برخورد زبان عربی با زبان فارسی پس از اسلام که زبان فارسی باقی ماند و زبان عربی را کنار زد. سوم اینکه دو زبان در کنار هم باقی بمانند و همزمان به کار روند؛ مثل زبان انگلیسی و فرانسه در《کبک کانادا》و یا کاربرد همزمان دو زبان انگلیسی و ایرلندی در ایرلند.


  • ریشه واژه بَرد

    از نظر توزیع جغرافیایی واژه، چرا《کردهای مهاباد》در شمال غرب ایران و لرها از لرستان تا کنار خلیج فارس واژه《بَرد》را بکار میبرند ولی سنندج، کرمانشاه و حتی لکها از واژه «کُچک» استفاده میکنند؟ واژه《بَرد》و《سَنگ》در چند زبان ایرانی نو: زبانهای جنوب غربی زبانهای شمال غربی فارسی sang سنگ کردی (مهابادی) bard برد لری bard برد سیوندی vard ورد لری (مَمسنی، کهگیلویه، بویراحمد و بختیاری)، کردی (سنندج وکرمانشاه) Bard / koḉok برد – کچک دزفولی bard / seng برد – سنگ لکی koḉok کچک بلوچی seng سنگ گیلکی seng سنگ در سایر گویشهای ایرانی واژه سنگ با تفاوت واکه《sang-a-》بکار میرود و در گویشی از زبان پشتون افغانستان جزء دوم واژه debar(سنگ) ممکن است با واژه بَرد ارتباط داشته باشد.واژه کُچک لری و کردی احتمالاً از دو جزء (پسوند تصغیر) ko+cek (کوه) تشکیل شده است! تحول واژه سنگ در دو شاخه ایرانی و ژرمنی زبان هند و اروپایی: (Aken) هندواروپایی اوستا asana / فارسی باستان ashanga / مادی asen / فارسی میانه sang / ژرمنی شمالی steinn / آلمانی نو stein / انگلیسی نو stone / در مورد اشتقاق واژه «برد» و ریشه شناسی آن تاکنون نظریه ای ارائه نشده است با این حال ممکن است این واژه از واژه های غیرایرانی وارد شده و در زبانهای کردی و لری پنداشته شود و آنرا دلیلی بر بعضی نظریه های نژادی در مورد اقوام ایرانی بدانند. همچنانکه دیاکونوف پس از اظهار تردید در مورد هندواروپایی بودن کاسیان میگوید: «به احتمال قوی قبایل کنونی《لُر》که با دامداری در کوهستان اعاشه میکنند از اخلاف ایشان میباشند که از لحاظ زبانی، ایرانی شده اند واکنون نیز در همان سرزمین ساکن هستند» گذشته از نظریات متناقضی که در مورد زبان ونژاد برخی از اقوام ایرانی گفته شده است بدون تردید اگر گویشهای مختلف ایرانی که امروزه به علت بی توجهی به آنها درحال نابودی میباشد گرد آوری و با موازین زبان شناسی تطبیقی_تاریخی مقایسه وتجزیه وتحلیل شوند بخوبی وجود برخی حلقه های مفقود زبانی و به تبع آن نژادی قابل شناسایی است که میتواند تقسیم بندی زبانی و نژادی کلاسیک پذیرفته شده در مورد اقوام دوران باستان غرب ایران را دگرگون نماید!


  • ضعف رسانه های جمعی

    بی شک تحصيلكردگان و نخبگان هر قوم از يکطرف به واسطه تخصص های علمی و گاهی بیشتری كه نسبت به مردم عادی دارند و از طرف ديگر به خاطر الگو بودن براي عموم، نقش انكارناپذيری در حفظ هويت فرهنگی قوم خود دارند. پتانسیلی كه تاكنون از آن به خوبی در بلاد لُرنشین استفاده نشده است.ممسنی قسمتی از استان فارس است و اين حق طبیعی آن است كه بخشی از شبكه های استانی راديو و تلويزيون فارس به آن تعلق گيرد. عدم پیگیری مسئولان و كاهلی خود نخبگان در ارائه برنامه های مفيد از زندگی، زبان و هويت قوم لر، مردم را از اين موقعيت خوب محروم كرده است و در مورد شبكه استانی دنا (ياسوج) هم به نظر ميرسد به دليل ضعف شبکه بيشتر از آنكه به حفظ گويش واقعی مردم كمك كند سعی دارد شيوه بيان درهم آميخته ای از لری و فارسی را به خورد تماشاگر و شنونده دهد كه ضرر و زيان آن بسيار بيشتر از منافع آن بوده است.


  • حفظ زبان مادری(لُری)

    از بچگی با ما لری حرف زدند و اکنون در فارسی حرف زدن هیچ مشکلی نداریم. نباید از صحبت كردن با زبان قومی_محلی خجالت کشید چون ایران یک کشور《چند قومیتی》است و هر جایی زبان خاص خود را دارد.متأسفانه به دلیل خودباختگی بر اثر جنگ رسانه ای_روانی، بعضی‌ از زبان يا قوميت خود، خجالت می‌کشند که این، از اعتماد به نفس پایین نشأت می‌گیرد.فارسی حرف زدن که خیلی‌ها به اشتباه به آن (فارسی تهرانی) می‌گویند با كودكاني كه از نژاد و قوميتهای ديگر كشور هستند درست نیست!تهرانی هم خودش یک لهجه از فارسی است که از زمان فتحعلی خان قاجار مرسوم شد. ما باید به عنوان والدین به فرزندان خود کلمات قدیمی را یادآوری کنیم و مانع از فراموشی شویم، زیرا به نوعی، ما آخرین نسل وارث این کلمات هستیم.بایستی رادیو و تلویزیون مراکز لرنشین از زبان لری (شاخه‌های مختلف شامل مینجایی، لكی و بختیاری) فقط در《برنامه‌های طنز》استفاده نکنند! و در سایر برنامه‌های آموزشی و اخبار از《زبان لری》بهره بگیرند. اگر بخواهیم از سیاست《ذوب فرهنگی》صرف نظر کنیم به نظر عامل اصلی این واقعه خود ما لرها هستیم. به جای استفاده از لغات قدیمی لری، کلمات عربی وفارسی را جایگزین کرده‌ایم که این بحث در دهه هفتادی‌ها به بالا بیش‌تر مشهود است. البته آن‌ها هم بی‌تقصیرند زیرا متولد دهه‌ای بودند که فرهنگ و رسمی در جامعه باب شده که مادران به آن‌ها می‌گویند《لری حرف نزنید》زيرا فارسی باکلاس است و در آينده ممكن است با لری صحبت كردن، لهجه‌ فارسی شما دچار مشكل شود!بهتر است برای آموزش فرزندان خود، در سال‌های اولیه زندگی از کلمات اصیل لری استفاده کنیم تا در حافظه آن‌ها بماند و بار دیگر سینه به سینه نقل شود. به ياد داشته باشيد كه ادامه روند فعلی، ما آخرین حافظان این قبیل کلماتیم، ولی راهی که می‌توانیم بهتر به زبان لری کمک کنیم تلاش برای اجرای اصل 15 قانون اساسی است. ترجمه کتاب‌های فارسی به لری راه دیگری برای حفظ و ترویج زبان است! آزمایش‌های انجام شده نشان می‌دهند ضریب هوشی کودکانی که به زبان مادری تسلط دارند نسبت به کودکان دیگر بالاتراست.برای حفظ کلمات اصیل لری به جای کلماتی که ریشه عربی یا فارسی دارند سعی کنیم از واژگان مشابهی که در زبان لکی، بختیاری، یاسوجی و دیگر شاخه های لری است استفاده کنیم.عدم تلاش فرهنگی ما زمانی نمود بيشتری می يابد كه ميبينيم زبان‌های ترکی و کردی به واسطه‌ حفظ و نگه‌داری توسط مردم آن نواحی در خطر انقراض نیستند!البته هر حرکت برای حفظ و پیشرفت باید دسته جمعی باشد! با پیگیری و تکرار می‌توانیم زبان مادری‌مان را احیا كرده و گسترش دهيم! صد افسوس که دیگر، بسیاری از لر‌زبانان اصلاً دوست ندارند در محیط‌های اجتماعی لری صحبت کنند. جالب این است که این موضوع نه تنها در طبقه‌ اجتماعی فرهیخته بلکه در بین توده عوام نیز بسیار شایع شده و آنرا کسرشأن می‌دانند! اينک هشدار ميدهيم كه زبان لری در معرض خطر است. همان لری که درحال حاضر صحبت می‌کنیم با لری نيم قرن قبل، خیلی فرق دارد. 70 درصد لغات و کلمات اصیل دیگر کاربردی ندارند.برای حفظ زبان فارسی《فرهنگستان و فرهنگ‌کده》تشکیل شده چرا ما در شهرهای لُرنشين اینکار را نمیکنیم؟ اینهم یک راهکار برای حفظ زبان است.در دنیای مجازی اکثراً لرزبان‌ها برای هم لری تايپ ميكنند كه این جای خوشحالی دارد. امیدواریم اين فرهنگ دنيای مجازی به دنیای واقعی هم سرایت کند.همه میدانند در حال حاضر رسانه‌ها نقش پررنگی در زندگی مردم دارند اما 90% برنامه‌های شبکه لرستان (افلاک) به فارسی پخش میشوند که همین موضوع درد بزرگی برای زبان محسوب می‌شود! حتی اخبار هم باید مثل دیگر شبکه‌ها که به زبان مردم آن منطقه گفته می‌شود(مثل آذربايجان و كردستان) به زبان لری گفته شود. اينهم يک راهكار ديگر است كه متأسفانه در بایگانی سكوت مسئولان بايد خاک بخورد!《نگه‌داری هویت هر ملت يا قومي در دستان خودشان است》


  • زبان یا قوم ملاکی برای برتری جویی نیست!

    نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آنرا با بوق و کرنا《ملاکی برای برتری》یا اصالت و فخامت زبان خود قرار داده اند! زبان یک نظام ارتباطی خاص که از سوی اعضای یک گروه برای تبادل نظر، دستور، احساسات و...بکار میرود. بحث درباره زبان یا گویش بودن لری مجال علمی دیگری میطلبد هرچند زبان شناسی مانند دکتر اریک جان آنونبی کانادایی (Eric John Anonby) که سالها بصورت تخصصی بر روی لری کار کرده است نه تنها لری را یک گویش نمیداند بلکه آن را مجموعه ای متشکل از سه زبان میداند! بحث ما در اینجا نقد نظرات متداولی است که این روزها در مقالات و نوشته های فضای مجازی زیاد به چشم دیده میشود. نظراتی مانند: افتخار به اینکه لری دست نخورده است! لکی دست نخورده ترین و همان زبان پهلوی است! لری همان فارسی میانه است! بختیاری نزدیکترین زبان به پارسی باستان است! حتی در یک جلسه رسمی در یک نهاد رسمی، دوستی با《برافروختگی کامل رگ گردن》نظر داد لکی《فرزند برحق》زبان پهلوی است! ما عبارت نایب برحق را در مباحث مربوط به ولایت فقیه و رهبری امت اسلامی شنیده بودیم و صفت برحق در آن مباحث مناسبت دارد ولی جل الخالق! در زبانشناسی اولین بار است که《فرزند برحق》میشنویم! مگر یک زبان فرزندان ناحقی هم دارد؟و زبانهای دیگر چه گناهی مرتکب شده اند که برحق نیستند؟ دوستی که《دکترای زبان و فرهنگهای باستانی》داشت در همان جلسه پس از تأمل و سکوتی معنادار برگشت و به او گفت البته قرابت با زبان پهلوی در همه گویشهای ایرانی وجود دارد! لکی قواعد و دستور زبانش از فارسی تقلید شده و از 1 تا 10 کسی نمیتواند به لکی بشمارد و اکثر کلمات کلیدی اش از فارسی و عربی است! یکروز شخصی نوشته بود در لری هیچگونه کلمه عربی بکار نمیرود، هرچند همه میدانیم که این نظر کاملاً نادرست و ملهم از نظرات آریاگرایان افراطی است ولی در حوزه زاگرس بطور خاص و در کل کشور بطور عام طوری برخورد میشود که انگار دست نخورده ماندن زبان، یک ارزش و فضیلت محسوب میشود. در حوزه زبان فارسی نیز از لحاظ برخورد با زبان عربی دو گرایش کاملاً افراطی وجود دارد که هر دو علیرغم جهت گیری 180 درجه ای خود نتیجه ای جز تضعیف زبان فارسی را ندارند: یکی عربی ستیزی و دیگری عربی مآبی! فارسی روحی عربی و کالبدی خراسانی دارد. فارسی ۷۰ هزار کلمه دارد ولی عربی ۱۲ میلیون کلمه دارد. واژگان عربی زیادی در فارسی هست که هنوز معادلی در فارسی برایشان ساخته نشده مثل: مدافع / حقوق / مسلط / اتصال / اقتصاد / ریاضی / تاریخ / اخلاق / سیاست / هویت / استقلال / ساعت / توضیح / مساحت / جامعه / ضمیر / فعل / فاعل / اخبار و...


  • هیچ زبانی《دست نخورده》نیست

    قبل از هرچیزی متذکر می شوم که لری به هیچ وجه دست نخورده نیست بلکه کلمات بسیاری از عربی (ولی بسیار کمتر در مقایسه با فارسی) وارد آن شده است. برخی از این کلمات، تغییر شکل و معنا داده اند مانند تیارک (مقدمات یک جشن یا مهمانی برگرفته از تدارک عربی) / صقه (برگرفته از صدقه عربی با تغییر معنی به معنای فدا) / تصوق (تغییرشکل یافته تصدق عربی به معنی تحفه و هدیه نفیس) / طپیق (نوعی آش برگرفته ازطبیخ عربی). بیشتر کلمات عربی را لری با واسطه از طریق زبان فارسی وام گرفته است ولی بر اثر مجاورت عشایر لُر با عشایر عرب در مناطق جنوبی، واژگان دیگری از عربی بصورت وام واژه های جاافتاده مستقیماً وارد زبان لری شده است مثل «هچائه به معنی گفتگو برگرفته از هجایه عربی که واژه فارسی هجا نیز از همین ریشه است» / «سله به معنی سبد» / « قاذمه به معنی کلنگ» البته واژه قاذمه در نزد نسل جدید لُر منسوخ شده است و به جای آن از کلمه «قولنگه» استفاده میکنند. همچنین لری با استفاده از عناصری که از طریق فارسی از عربی گرفته است ترکیبات بدیعی مانند «حال خوَر: گفتگو، مکالمه» / « لئلَه نهار: گرگ و میش که ترکیبی ازتاریکی شب و روشنایی روز یا همان لیل و نهار است» ساخته است. از زبان ترکی واژگانی مانند کمک و تِل (مفتول) وارد لری شده است. از زبان یونانی نیز واژگانی مانند ساتراو (به معنی یل برگرفته از ساتراپ یونانی یعنی فرمانروا، فرد مقتدر) / کلیل (کلید) و ناموس را گرفته است. از کردی واژه ای مانند «نهات: بدبیاری» را گرفته است که معادل اصیل لری آن «نیومه» یا «نیومت» است. البته کلمات مشترک فراوانی مانند «پیا: مرد» / «کُر: پسر» و بَرد = کُچک: سنگ» و...بین لری و کردی یافت میشود که نتیجه وام گیری نیست بلکه به همریشگی و خویشاوندی زبانی (cognate state) برمیگردد. از زبانهای دیگر نیز مانند انگلیسی و فرانسه نیز کلمات زیادی از طریق فارسی وارد لری شده است مانند: «لَپر:جذام» / «کومپلت: کامل» / «پلیت: ورقه فلزی» / «فننیشت: اتمام کار یا اخراج برگرفته از finished) و...


  • مبانی زبان شناسی

    کسانی که از الفاظ و صفتهای عالی مانند: «اصیلترین» ، «نزدیکترین» و...استفاده می کنند چنین نتیجه گیری از نظر بررسی مقابله ای زبان (Contrastive Analysis) بسیار دشوار و نزدیک به غیر ممکن است. مثلاً فردی بگوید لری یا فلان گویش لری نزدیکترین گویش ایرانی به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی است. این امر میطلبد که فرد با کلیه گویشهای ایرانی بطور تام و تمام تسلط کامل داشته باشد تا همه جنبه های آنها را به دقت و ژرفایی کامل بشناسد و بتواند آنها را براساس اصول و مبانی زبانشناسی مقابله ای با فلان زبان باستانی ایران بسنجد، البته《باید آن زبان باستانی را هم بطور تام و تمام بداند》سپس بر اساس تحلیلهای آماری دقیق مشخص کند که مثلاً نزدیکترین گویش به آن زبان باستانی کدام است. بسیار واضح است که تاکنون فردی پیدا نشده است که چنین شرایطی را در خود جمع کرده باشد سپس به این آزمایش و《مقایسه فوق دشوار》دست بزند! اگر هم روزگاری چنین کاری صورت گیرد کار یک یا چند تیم متخصص خواهد بود که ممکن است چندین دهه بطول انجامد. جالب است که معمولاً کسانی چنین ادعاهایی میکنند که اندک آشنایی با《مبانی زبانشناسی》و حتی آن زبان باستانی مورد ادعای خود ندارند! یا اینکه نکات جسته و گریخته ای (anecdotal accounts) از شباهت گویش خود با آن زبان باستانی شنیده اند!


  • توهم باستانی بودن!

    از نظر علمی، نزدیکی و شباهت به فلان زبان باستانی به خودی خود هیچ ارزش یا عیبی برای یک زبان محسوب نمیشود چیزی که برخی فعالان زاگرس آن را با بوق و کرنا ملاکی برای برتری یا اصالت و فخامت گویش یا زبان خود قرار داده اند. دوستی اهل فضیلت در جایی میگفت فلان کلمه لکی ارزش حفظ کردن دارد زیرا به تلفظ آن در پهلوی نزدیک است!باید از این دوست گرامی و فاضل پرسید یعنی مطابق نظر شما اگر کلمه ای در لکی وجود داشته باشد که لک زبانان خود ساخته باشند یا شباهتی با پهلوی نداشته باشد فاقد ارزش است؟ و دور ریختن آن اشکالی ندارد؟ چرا ما خود را باور نداریم و برای اثبات حقانیت خود باید مرتب دست به دامان باستان شویم؟ و همواره از اصیل بودن قوم خود حرف بزنیم؟ گویا که این قوم هیچ محصول و ارزشی جز اصیل بودن برای دفاع از خود ندارد؟ هرچند بحث اصیل بودن نژاد هم همانند بحث دست نخوردگی زبان، بیشتر یک ایده ناسیونالیستی بوده و به توهم نزدیکتر است تا واقعیت و واجد ارزش خاصی نیست! اما اگر بالفرض زبانی پیدا شود که بطور کامل دست نخورده باقی مانده باشد به احتمال زیاد گویشوران آن《مردمی بدوی》،《منزوی》و《محصور》بوده اند که نتوانسته اند با حوزه های تمدنی و فرهنگی مجاور خود ارتباط و دادوستد برقرار کنند زیرا در تبادلات فرهنگی و تمدنی همواره با مفاهیم، اختراعات و عقاید تازه ای برخورد میشود که معادلی در زبان مقصد برای آن یافت نمیشود و طبیعتاً آن واژه دال بر آن مفهوم یا اختراع و...از زبان بیگانه وارد زبان خودی میشود، در سراسر تاریخ چنین بوده است، هرگاه دو جامعه زبانی باهم تماس جغرافیایی یا علمی_فرهنگی پیدا کرده اند واژگانی را از یکدیگر به عاریه گرفته اند. البته اینکه در اتخاذ واژه های بیگانه افراط نشود بحث دیگری است که دلایل خود را دارد.


  • بدویت و باستانگرایی منبع ارزش نیست!

    گیریم که لری یا فلان شاخه لری نزدیکترین به فارسی باستان، فارسی میانه یا پهلوی باشد و باز گیریم که این خود امتیازی برای آن محسوب شود ولی هنگامی که تولید ادبی و فرهنگی در سطوح مختلف و با کیفیت عالی وجود نداشته باشد این امتیاز باستانی جز فیس و افاده ای خشک و توخالی چه چیزی را به همراه خواهد داشت؟ یک زبان باید حرفی برای گفتن به جهانیان داشته باشد: آثار ادبی، علمی، مذهبی، خبری، فیلمی، موسیقایی و...گرانسنگ همه از جمله حرفهایی است که یک زبان میتواند برای گفتن به جهانیان و گویشوران خود داشته باشد در غیر اینصورت، چه بخواهیم یا نخواهیم سرنوشت یک زبان یا گویشی که به دست گویشوران خود و دیگر علل، راکد مانده است استحاله تدریجی و فناست! سالهاست که افتخارات پوچ و ایضاً اثبات نشده باستانگرایانه تبدیل به آفتی برای فعالان و تولیدکنندگان فرهنگی《حوزه جنوب غرب زاگرس》شده است! روزگاری زبان لکی به لطف شعرای فرقه یارسان تولید ادبی داشت ولی اینک کدامین اثر مهم را تولید کرده است؟ چه تحولی در ادبیات آن صورت گرفته است؟ ناراحت نشوید حقیقت را میگویم منظورم تنها لکی نیست لکی را مثال زدم!نهایت کار ما فقط تولید اشعاری در وبلاگها شده است اینکار فی نفسه بد نیست فوایدی هم دارد ولی برای یک زبان، رونق و شکوفایی محسوب نمیشود! بیایید از این باستانگرایی افراطی و سترون به قول یکی از دوستان باستانگرایی تهوع آور، فاصله بگیریم و در مورد نقش، داشته ها و قابلیتهای اجتماعی_فرهنگی خود، مفید و کاربردی بیندیشیم. باستان گرایی و بدویت منبع ایجاد ارزش نیست.


  • لُری زبانی مستقل

    زبان شناسان و پژوهشهای فراوانی در منابع معتبر زبانشناسی《لری》را مستقل از فارسی دانسته اند که به چند مورد اشاره میکنیم: دایره المعارف تخصصی بین المللی زبانشناسی آکسفورد تالیف تیم متخصصی از زبانشناسان جهان به سرپرستی《ویلیام جی فرالی / نشریه زبان شناسی Language of India، اکتبر ۲۰۰۹، به سرپرستی یک زبانشناس ایرانی تبار به نام خانم دکتر غفاری و همراهی دو زبان شناس هندی / پروفسور ویلیام تکستون آمریکایی، دهه ۸۰ میلادی و نویسنده کتاب Tals from Lorestan / مک کالین آمریکایی دهه ۶۰ میلادی و...هر زبانشناسی که با داده های اصیل و روش تحقیق معتبر روی لری کار کرده نیز به چنین نتایجی رسیده است. البته در داخل کشور بخاطر《تمایلات ملی گرایانه》و ملاحظات سیاسی یا داده های نامعتبر فارسلری، کسانی هستند که لری را گویشی از فارسی میدانند هرچند کارشناسانی که با دید علمی و منصفانه کار کرده اند لری را مستقل از زبان رسمی کشور دانسته اند مانند: دکتر جلال الدین کزازی و دکتر پرویز ناتل خانلری که چهره های بسیار معروفی هم هستند! کدام زبان شناسان؟ با چه معیارها و اصول و موازین زبان شناسی لری را گویش نامیده اند؟ به هر منبعی که یا زبانشناس نیست، یا تحقیق معتبر زبانشناسی نکرده، یا از روی《تمایلات سیاسی و ملّی》به نام زبانشناسی نظر میدهد اتکاء نکنید و انتظار ما این است که اگر در زبانشناسی تخصص یا حداقل مطالعه کافی ندارید درباره موضوعاتی که نوشتن درباره آنها نیاز به تخصص یا حداقل مطالعه و تجربه کافی دارد مطلب ننویسید!مگر زمانیکه مطالعه و دانش شما به اندازه کافی در این خصوص برسد! لری کلی واج دارد که در فارسی وجود ندارند مانند: لام یائی، دال معجم، ذال معجم، ضمه پیشین، یاء مجهول، یاء خفیف، او کشیده و...واجهای دیگر که در فارسی وجود ندارد و در خطوط تدوین شده لری بازنمایی شده و این واجها در خط لری در مراجع جهانی خط تایید شده و سپس در《شرکت گوگل》به رسمیت شناخته شده و ثبت شده است. تاکنون چندین کتاب در مورد تفاوت واج شناسی لری با فارسی توسط زبان شناسان خارجی هم تالیف شده است مانند لومیِر(۱۹۲۲) و اریک آنونبی (۲۰۱۴) که مثال زدیم. بزرگواران و سروران همتبار حداقل در برخی موضوعات مانند زبان شناسی و مطالعات زبان لری اگر ما را یاری نمیکنید ناخواسته با ارائه مطالب نامعتبر تلاشهای دلسوزان و پژوهشگران کارشناس خود در این زمینه ها را ناخواسته تخریب و بی ثمر نکنید سعی کنید برحسب منابع و دانش کافی نظر بدهید و حرفتان مستند و مستدل باشد.


  • معنی و ریشه باستانی واژه دآ

    معنی و ریشه باستانی واژه《دا》:در فرهنگ فارسی عمید، ص 477 آمده: دا یعنی عطا و بخشش که واژه《دادار و بخشنده》هم از آن منشعب شده و دایی هم منسوب به مادر یا همان《دا》میباشد! واژه دا به چندگونه: دادا / دا da / دایه adya / دایا daya / دای day / ده ده dada / و دالکه daleka در زبان لُری معمول است (واژه نامه لُری، ص 341). دادا یا دایه کسیکه فرزند را تربیت کند مثال از مولانا: بیرون بر از این طفلی و ما را بُرهان، ای دل _ از غصّه هر داد و وز محنت هر دادا (فرهنگ فارسی، جلد 1، ص 740). در فرهنگ گویش دوانی اثر عبدالنبی سلامی، ص 252، دی di به معنی مادر است و به خواهر بزرگ داده dada میگویند. در لُری ایلامی دیده deda به خواهربزرگ میگویند. در لُری بختیاری به برادر دادا dada میگویند (فرهنگ بختیاری، عیدی محمد ارشادی، ص 366). درفرهنگ واژگان کُردی، ص93 : دالک و دایک گفته میشود. در اوستا《دئنو _ daenu》کسیکه از کودک پرستاری میکند / در پهلوی dayak یعنی ماده و شیر دهنده / در ارمنی dayeak یعنی دایه و مربی! در شاهنامه واژه《دایه》به معنی شیردهنده و پرورش دهنده است: به زابلستان شاه پر مایه بود _ سیاووش را مهربان《دایه》بود / سیاوش جهاندار و پُر مایه بود _ ورا رستم زابلی دایه بود (واژه نامک، عبدالحسین نوشین، ص 173). در فارسی کُهن واژه《داه _ dah》به معنی کنیز است مثال از فرخی: خنک آن میر، که در خانه ی آن بار خدای _ پسر و دختر آن میر بود بنده و داه. یا منوچهری میگوید: تاک زر را دید آبستن چون داهان _ شکمش خاسته همچون دم روباهان.


  • دآ نماد آفرینش

    دآ : نماد آفرینش و آفریدن: اکبر یاوریان در واژه نامه لُری، ص 341 مینویسد: دآ da یعنی مادر که مخفف دایه است و در لُری هُم دا به معنی سن هم بکار میرود. دا در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای است به معنای《آفریدن، بخشیدن و ساختن》در فرهنگهای لغت قدیم《دادار》به معنی آفریننده و عطا بخش آمده و دا به معنی پرستار و مربی ذکر شده مثلاً منوچهری دامغانی میگوید: تا که رز را دید آبستن چو داهان _ شکمش خواسته همچون دم روباهان. همچنین در اوستا daenu به معنی ماده و شیردهنده و به پهلوی dayak یعنی دایه / در انگلیسی dam و dau یعنی دختر / در تاجیکی dayi یعنی دختر / در اُستی dain یعنی شیر دادن / در بلوچی dai یعنی مادر / در اورامانی ada میشود مادر / در کُردی: دایک یا دالگ، دی، داکو، دای، دیا میشوند مادر / در کرمانشاهی: دایه یا دالگ میشود مادر / در گیل و دیلم: دادی dadi ، دادا dada ، دده dada معادل مادر هستند / در لُری بختیاری: دا، دایه، داک و داه مادر میشوند / در دشتستان به مادر، دی day میگویند / در لارستان به دختر و خواهر dai میگویند (اقتداری، ص 107). دالکَه daleka نامی برای عزیز نگهداشتن مادر است که برداشتی از واژه پهلوی دایک dayak به معنی دایه، پرستار و تربیت کننده است که در لُری بختیاری دالَلَه dalala میگویند! پسوند کَم به نشانه تکریم و اظهار محبت است مانند: چشمک، یاقوتک و در محاورات قدیم تهران: پسرکَم، عزیزکَم، بَبَکم. دکتر غلامرضا کرمیان درکتاب《واژگان اشکانی وساسانی در زبان لُری》ص 95 مینویسد: دا da در لُری مادر را گویند. در نوشته های پارسی باستان، آفریدن و آفریننده معنی میدهد. واژه های پهلوی dater و datarih (داتار و داتاریه) به معنی آفریننده و آفرینندگی است. همچنین ده da در لری معنی دادن میدهد و de در پهلوی نیز معنی خالق میدهد! در واژه نامه شایست نشایست ص 306 واژه همانند و هم معنی آن دایگ dayag آمده است و در نوشته های زردشتی پازند از واژه نامه موبد شهرزادی ص 165 نیز همانند واژه لُری da به معنی دادن و بخشیدن آورده شده است.



آخرین مقالات