شنبه ۲ شهریور ۱۳۹۸ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

خدمات سردار اسعد به حقوق شهروندی در عصر مشروطه

در این فصل، به اقدامات سردار اسعد در جلوگیری از "مجازاتهای بدنی خوارکننده" می پردازیم.

خدمات سردار اسعد به حقوق شهروندی در عصر مشروطه

در سال 1289 ش، تعدادی از اشرار و راهزنان مسیر تجاری کاشان - تهران به دستور وزارت داخله (کشور) و توسط یگان های عمل کننده دستگیر شدند  .فرمانده یگان عمل کننده، خسروخان بختیاری سردار ظفر بود. (که هم اکنون خیابان "ظفر" یا وحید دستگری در بلوار جردن تهران به نام خاندان اوست.)

سردار ظفر اشرار و راهزنانی را که دستگیر کرده بود، پیاده تا تهران برد و چنانچه عادت آن ایام بود، در هر آبادی و شهر مردم برای دیدن اشرار جمع می شدند و سوت و کف می زدند و هلهله می کردند و به دستگیرشدگان نفرین و ناسزا می گفتند.

سردار اسعد از رهبران مشروطه که در آن ایام وزارت داخله (وزارت کشور) را عهده دار بود، وقتی دستگیرشدگان به تهران رسیدند، فرمانده یگان انتظامی عمل کننده را توبیخ و ملامت کرد و گفت:

«چرا برای اینها گاری نگرفتید و یا آن ها را سوار نکرده، پیاده آوردید؟ این رفتار شما با اسرا، رسم قدیم بود که دسته ای را که اسیر می کردند با او اینگونه رفتار می کردند.(»

سردار ظفر بعدها در کتاب خاطرات خود با اشاره به اینکه در واقعه مذکور توسط سردار اسعد توبیخ شده است، در این باره نوشت:

"در حقیقت سردار اسعد راست می گفت و حق با او بود؛ کسی که اسیر شد، بیچاره است، باید با او به مسالمت و ملایمت رفتار کرد ولی ما ندانسته بدرفتاری کردیم".

مجازات ترذیلی یا خوارکننده« Degradatory punishment » مجازاتی است که لطمه به شؤون اجتماعی مجرم وارد سازد.

اقدام سردار اسعد در ممنوع کردن پیاده گرداندن دستگیرشدگان در آبادیها و شهرها را می توان از نخستین موارد پاسداری از حقوق شهروندی در حوزه منع کاربرد مجازات های خوارکننده دانست.

حدود چهل سال بعد، دستورالعملی شبیه آنچه سردار اسعد در ایران عصر مشروطه وضع کرده بود، در ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب 1948) و ماده 7 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، درخصوص "ممنوعیت اعمال شکنجه یا رفتارها و مجازات های بیرحمانه، غیر انسانی یا ترذیلی نسبت به افراد" مصوب 16 دسامبر 1966 تصویب شد.

بعد از آن، در "اعلامیه حمایت از قربانیان شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازاتهای بیرحمانه، غیر انسانی یا ترذیلی" که در تاریخ 9 دسامبر 1975 به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید نیز این آرمان انسانی مورد تاکید قرار گرفت.

"کنوانسیون منع شکنجه و دیگر رفتارها یا مجازات های بیرحمانه، غیر انسانی یا تحقیر کننده" مصوب 10 دسامبر 1984 یک گام به جلوتر نهاد و به رویای انسانی امثال سردار اسعد در طول تاریخ، جامه عمل پوشاند.اما متاسفانه پس از گذشت یکصد و ده سال از این دستورالعمل او، هنوز مجازاتهای ترذیلی در نظام حقوقی ایران وجود دارد و چهره نامطلوبی از فرهنگ ایران و ایرانی را در جهان به نمایش می گذارد.

 

منبع:

کتاب "خدمات سردار اسعد به حقوق شهروندی در عصر مشروطه"، محسن حیدری، نشر تمتی، منتشر نشده

 نویسنده:محسن حیدری

1 نظر

  • ریشه های انقلاب مشروطه

    شاهزادگان قاجاری در کشت و کشتار مردم باهم رقابت داشتند. آنان حتی در شقاوت و بی رحمی هم با یکدیگر چشم و هم چشمی میکردند مثلأ ظل السلطان میگفت:من که بزرگترین فرزند ناصرالدین شاه هستم هنوز به اندازه معتمد الدوله نکشته ام و معتمد الدوله به خود میبالید که ۶۰۰ نفر را کشته است ( نیکی آر کدی ، ریشه های انقلاب ایران ، ص ۶ ) جیمز فریزر ( freizer ) در زمینه نحوه ی حکومت فتحعلیشاه بر ایران مینویسد:فتحعلیشاه به ایران مانند وطن خود که باید آنرا دوست داشته باشد و حفظ کند و ترقی دهد نمی نگرد بلکه آنرا به چشم ملک استیجاری نگاه میکند که مدت اجاره اش معلوم نیست و تمام فکر و ذکر او اینست که تا آنجا که ممکن است هر چه بیشتر از مردم پول بگیرد ( مصطفی وطن خواه ، موانع توسعه نیافتگی ایران ، ص ۱۳۶ ). هانری دوبرن ( duborn ) مینویسد:ایرانیها از تحولات جهان به کلی بی خبرند گویی در پشت دیوار چین زندگی میکنند ( تقی نصر ، ایران در برخورد با استعمارگران ، ص ۵۳ ). سرگور اوزلی پس از خطر حمله ناپلعون مینویسد:اکنون که خطر ناپلعون برطرف شد و سرحد هندوستان از تجاوز مصون مانده است باید ملت ایران را گذاشت تا در همین حالت توحش و بربریت باقی بمانند ( موانع توسعه نیافتگی در ایران ، ص ۲۲۰ ).



آخرین مقالات