پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۹ ساعت

نشریه فرهنگی تحلیلی نگین زاگرس معرف مردمان لر

شیوه های نزدیک تر شدن فعالان لرگرا

ابوالفضل بابادی شوراب در گفتگو با انجمن تلگرامی جامعه لرتباران ایران: فعالان لرگرا مانند فعالان هر اجتماع انسانی دیگری، بایستی نقش موتور محرکه جامعه خود را بازی کنند

شیوه های نزدیک تر شدن فعالان لرگرا

انجمن جامعه لرتباران ایران در ادامه سلسله گفتگوهای مجازی خود در جهت تقویت گفتمان های لرگرایی در جمعه مورخه ۲۰ مهر ۱۳۹۷ با ابوالفضل بابادی شوراب نویسنده و فعال رسانه ایی، گفتگویی مجازی در گروه تلگرامی خود برگزار نمود.

در این گفتگو، انجمن لرتباران ایران با مدیریت مهندس غلامرضا طاهری، با طرح سئوالاتی پیرامون "شیوه های نزدیک تر شدن فعالان لرگرا"، دیدگاهها و نظرات این کنشگر قومی لر را در این زمینه جویا شدند:

 

با توجه به تنوع فرهنگی ایلات لر و پراکندگی لر تباران در سطح کشور، پیشنهاد شما برای نزدیکتر شدن فعالان لرگرا چیست؟

با سلام، در قدم اول بایستی پذیرفت تنوع فرهنگی و پراکندگی لرتباران لزوما امر ناپسندی نیست، اما چیزی که آن را به نقطه ضعف و پاشنه آشیل تبدیل می کند، برتری جویی های عشیره ایی و برنتافتن اندک تفاوت ها میان لرتباران و فعالان لرگرا است! پیشنهاد اینجانب، همان چیزی است که بارها تکرار کرده ام و آن، لزوم گفتگو و دیالوگ مداوم میان فعالان درباره چهارچوب های منافع مردم لر است!

 

به نظر شما همین نکته تنوع فرهنگی و اختلاف سلیقه ها مانعی برای نزدیکی فعالان لر نیست؟چرا؟

خیر، تنوع فرهنگی و اختلاف سلیقه، علت اصلی و ریشه ایی آن نیست، بلکه آن چیزی که میان فعالان لر دشمنی و عداوت و عدم نزدیکی ایجاد می کند، تمامیت خواهی و نگاه های انحصار طلبانه و اندیشه های صفر یا صدی است. به همین جهت مادامی که فعالان لر هرکدام نسخه خود را تنها مرهم واقعی دردهای فعلی مردم لر بدانند و فعالیت دیگران را منکر شوند و یا زیرسئوال ببرند، نمی توان انتظار روابط مسالمت آمیز داشت و این موضوع به اختلاف سلیقه ها ربط چندانی ندارد، بلکه از فقدان وجود رفتار مسالمت جویانه بر پایه منافع مردم لر ناشی می شود، چرا که اختلاف سلیقه ذات وجودی بشر است.

 

فعالان لرگرا چه نقشی می توانند در جامعه لرتبار ایفا کنند؟

فعالان لرگرا مانند فعالان هر اجتماع انسانی دیگری، بایستی نقش موتور محرکه جامعه خود را بازی کنند و با بیان چالش ها، مشکلات و نقاط ضعف درونی و بیرونی لر، زمینه بهبود زیست مسالمت آمیز و هویت خواهانه لرتباران را فراهم نمایند.

 

مهمترین دغددغه های فعالان لر در زمینه فرهنگی چیست؟

مهم ترین دغدغه ها، مسئله فقدان شبکه تلویزیونی قانونی به زبان لری و عدم اتحاد و همبستگی لرتباران و ضمنا فقدان آگاهی لرتباران نسبت به حق و حقوق قومی خود است.

 

آیا جامعه ی لر با فعالیتهای دنیای مجازی توانسته پیشرفتی نماید؟

پیشتر در یادداشت چالش جامعه لر و فقدان رسانه مطالبه گر عنوان نمودم که برعکس برخی فعالان لر، معتقدم فضای مجازی باعث بیداری لرها نسبت به هویت و مطالبات اجتماعی خود شده، به همین جهت معتقدم چه بسا اگر فضای مجازی نبود، جامعه لر در خواب زمستانی خود می ماند!

 

از آنجایی که معمولا بسیاری از قلم به دستان، قلم شان یا به خواست قدرت یا جریانات سیاسی می نویسند، چه توصیه ای برای آنها دارید؟

ارتباط چندانی میان این پرسش با موضوع گفتگو و مسائل جامعه لر نمی یابم! اما اگر در نظر بگیریم که پرسش تان درباره قلم بدستان جامعه لر می باشد، بایستی پذیرفت نوشتن و نگارش در هر اجتماعی تابع قانون و مقررات و محدوده هایی می باشد و قلم بدستان هر اجتماع قومی بایستی با در نظر گرفتن این چهارچوب ها و با نقد جریانات سیاسی منافع قومی خود را پیگیری نمایند.

باز هم می گویم تکثر دیدگاههای لری نقطه ضعف نیست، بلکه فقدان گفتگوی مسالمت آمیز در فضایی بدون انگ زنی و بدون تمامیت خواهی باعث مشکلاتی برای جامعه لر شده است

 

نگاه فرهنگی شما به جامعه لرتبار چگونه است؟ و چه انتظاری از فعالین لرتبار دارید؟

نگاه اینجانب بعنوان یک کنشگر قومی، نگاهی بدبینانه و تلخ است و البته این تلخی نبایستی تعجب آور باشد، چرا که کنشگر قومی و منتقد اجتماعی، روی داشته های اجتماعش تمرکز نمی کند، بلکه برای رفع نداشته های جامعه خود قدم بر می دارد و باید اعتراف کنم اجتماع انسانی ما بواسطه نداشته های بسیارش، شرایط سختی را برای نوع فعالیت فعالین لر ایجاد نموده است!

 

اصولا به چه طیفی از جامعه، لرگرا میگویند؟اهداف اصلی لرگرایان چیست؟

به بخشی از جامعه لر، که بصورت انتخابی، به زندگی ایی فراشخصی روی آورده و ‌دغدغه های خود را از شخص و خانواده و جغرافیای محدود زیستی فراتر برده و نسبت به لر و مولفه های متنوع آن احساس مسئولیت می کنند و نسبت به هویت قومی لری خود دغدغه دارند و در آگاهی قومی مردم خود کوشا هستند لرگرا گفته می شود.

در میان لرگرایان گرایش های بسیار و متنوعی یافت می شود، منتها عموم آنها اولویت نخست خود را منافع و حیثیت جامعه لر معرفی می کنند‌.

 

نظر شما در خصوص فعالیت های فرهنگی همین گروه جامعه لرتباران چیست؟

بی شک‌ با قاطعیت باور دارم از آن زمانی که فضای مجازی شکل گرفته و انجمن جامعه لرتباران ایران تاسیس شده، این اجتماع مجازی(جامعه لرتباران ایران) بعنوان موثرترین و فعال ترین جمع مجازی و حقیقی لرها بوده است!

 

8 نظر

  • چرا نصیب لرها از توسعه جز " تو" نیست؟:ابراهیم خدایی

    جالب است که در استان نسبتأ کمتر توسعه یافته لرستان ( و ظاهرأ در تمام بلاد لر نشین ) برخی عوارض توسعه خیلی شیک و با کلاس در قالب پدیده ای همچون:خودکشی رخ مینماید ، اکنون استانهای لر نشین ؛ ایلام _ لرستان _ کهگیلویه _ چارمحال بختیاری و خوزستان در رأس آمارهای خودکشی کشور ایران هستند ، به راستی جایگاه خودکشی در سابقه فرهنگی و اجتماعی مردم ما کجاست ؟ چرا در فرهنگ شفاهی ، روایت ها و داستانهای لری اخبار قتل و مرگ و … فراوان است اما خبری از خودکشی نیست ؟ آیا جز این است که خودکشی فرآورده ای از آن فرایندی است که بهرامی با دقت " توسعه ی نا میمون" نامیده است؟ اخیرأ ماهنامه " جامعه و اقتصاد" با یکی از معمرین و خیرین خوشنام و گرانقدر خرم آباد ( حاج محمدصادق دارایی زاده ) گفتگویی داشته که در آن اشاره به هراس مردم آن زمان خرم آباد از " عوارض درشکه سواری در دهه ۲۰ شمسی" سخن گفته است. آری درشکه و پس از آن تاکسی و قطار و هواپیما به لرستان آمد ، همراه خود چه آورد ؟ به راستی ما که اینگونه شتاب زده و مشتاقانه از لزوم دست یافتن به توسعه سخن میگوییم چقدر به عوارض آن اندیشیده ایم ، اگر دانشگاه ، گردشگر ، موبایل ، اتومبیل و … در لرستان نبود چند درصد از خودکشی های بلاد لر نشین انجام نمیشد؟ آیا هنوز ما در اعتیاد ، افسردگی و خودکشی چنان نسبت بالایی در مقایسه با استانهای همجوار داشتیم؟ پرسشی اساسی و پاسخهای کلی:پرسش اساسی من این است که در کاوش چرایی" نا میمونی توسعه" در مناطق لر نشین تقصیرها به گردن کیست؟ پاسخها را در دو جبهه کلی دسته بندی میکنم ، خیلی دوست داشتم در نهایت تحلیلی مفصل و راضی کننده اراعه دهم ، چندبار نوشتم اما به نظرم بیشتر شعرگونه آمد ، در نهایت تصمیم گرفتم فقط یک جمله نتیجه بگیرم ، امیدوارم نظریات شما یاریم کند. الف ) تقصیر لرهاست:این نظریه حاکم بر اغلب پاسخگویان به پرسش است و نظریه غالب نخبگان جامعه ماست. لرها مقصر هستند زیرا در پروسه توسعه راه را کج رفته اند. دیگران به این راه رفته اند و اگر هم چاله هایی چون:خودکشی ، افسردگی ، اعتیاد ، طلاق ، بیکاری و … بر سر راهشان بوده ، باری فراوانی کالا ، طول عمر بیشتر ، قدرت افزون تر ، امنیت بهتر ، فراغت بیشتر و … هم نصیب ایشان شده است. مقایسه کنید روستای سلطان آباد ( اراک ؛ عراق ) صد سال پیش را با اراک امروز ! ( از اراک میگویم که زیاد از مناطق لر نشین دور نشده باشم ، این شهر خود جمعیت کثیری لر هم دارد ) اراک البته امروزه هم مشکلات اجتماعی _ فرهنگی بسیاری دارد اما در اغلب آمارهای بیکاری ، اعتیاد ، خودکشی و مهاجرت نسبت به لرستان و ایلام و کهگیلویه وضعیت به مراتب بهتری دارد. این نظریه به طور کلی معتقد است اشکال نا میمونی توسعه در لرستان هر چه هست در خود لرهاست !!! ب ) تقصیر توسعه است:این نظریه در نزد فعالان اجتماعی ، مطبوعاتی و دانشگاهی و … جایگاه محکمی ندارد ، اما در میان مردم نظریه حاکم است ! اگر مدافعان توسعه حملات خود را به لر در غالب پایان نامه های دانشجویی ، مقالات علمی ، یادداشتهای مطبوعاتی ، پیامکها و گاه جوکها و … بیان میکنند ، مدافعان لر ( عوام مردم ) حملات خود را به توسعه بیشتر با آهی بلند و بیتی یا ضرب المثلی نوستالوژیک بیان میکنند. مردم، به ستایش از قدیم میپردازند و از بی وفایی روزگار و بی توجهی مسؤلین مینالند! قطعأ منظور ایشان از روزگار چرخش شب و روز نیست بلکه همان " توسعه " است که با ایشان سر سازش ندارد ! ایشان میگویند اجداد ما سالها لر بوده اند و مشکلی همچون خودکشی و افسردگی و اعتیاد و طلاق نداشته اند این توسعه بود که چون مهمانی ناخوانده و آفتی نوین در زمین ما گسترده است. لرها خود را به توسعه تحمیل نکرده اند این توسعه است که تحمیل گر و تجاوز گر است. باید اضافه کنم که نسل تازه ای از اهل قلم لر نیز پیدا شده اند که به جبهه مردم پیوسته اند و میکوشند همین آه و ناله های نوستالوژیک مردم را به قالبهای مدرن مبارزه از قبیل:شعر ، مقالات و یادداشتهای مطبوعاتی ، اینترنتی ، مبارزات دانشجویی و … ترجمه کنند. اما آیا صرف پذیرش همین قالبها خود بدان معنی نیست که این گروه اخیر هم به طور کلی مکتب توسعه را پذیرفته و آن را لاجرم میداند و فقط در چند و چون آن بحث میکنند؟ حرف آخر:ظاهرأ توسعه راهی است که چاره ای جز طی کردن آن نیست ! اما شاید بهتر باشد کمتر مشتاقانه و از خود راضی گام برداریم ، چیزی شبیه آن بستنی که اگر در گرمای تابستان تند تند خورده شود سر درد شدید می آورد نه لذت کثیر !


  • بهرنگ آزاد مهر

    من لرم از مردمان کاسی ام … سخت کوشان دل زاگرس ام / مفتخر هستم به اصل و ریشه ام … زاده فرهنگ زیبا پیشه ام / بر شناخت قوم لر یک سخن است … زینت هر موزه از قوم من است / این سخن را قاطع میگویم بدان … لر فقط ، لر هست از غیرش مخوان / از لحاظ ریشه و سیر و گذر … هیچ سنخیت ندارد با دگر / آریا یا این و یا آن بافی است … ما فقط گوییم لر ، این کافی است.


  • مبنای اتحاد مردم قوم لر

    فرهنگ ، اعتقادات ، زبان و تاریخ مشترک دولت _ ملت را تشکیل میدهند. آنانی را هم که در صدد کسب هویت هستند ، روی همین مبانی کار و فعالیت خود را در این دنیای مدرن پایه ریزی مینمایند. فعالانی از قوم لر که زحمت هماهنگی آنرا در صحنه های اجتماعی و سیاسی عهده دار میشوند ، به دنبال تشکیل دولت مستقل نیستند بلکه دنبال رسانیدن قوم لر به سهم خود در حوزه های مختلف اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی میباشند. هرچند لرها دارای حوزه جغرافیایی خاص است اما به دلیل ظلم سلسله های پادشاهی صفویه ، افشاریه ، قاجاریه و پهلوی بسیاری از طوایف و ایلات لر به سیستان ، کرمان ، قزوین ، گیلان ، ورامین ، قم ، کاشان ، فارس و … تبعید اجباری شدند. جمعیت میلیونی لرها در بیش از ۱۱ استان کشور در صورت وحدت نظر میتواند علاوه بر دستیابی به سهم بیشتری از قدرت در معادلات گوناگون نقش پر رنگی داشته باشند. بنابراین پایه اتحاد قومی علاوه بر هم تباری دارای هویت نژادی است و امر غریبی نیست که ما از آن سخن میگویبم. لذا آنانی که با تنگ نظری این موضوع را برنمی تابند و این فهم مشترک را مبتنی بر تعصب حمل میکنند به این موضوع باید توجه جدی نمایند که ما پیگیر حقوق شهروندی هستیم و باید مثل اقوام دیگر از ایرانی بودن خود سهم ببریم و نباید نابرابری های ناحیه ای و عدم توازن اقتصادی موجب پریشانی احوال مردمان قوم لر شود. مردمان لر دارای فرهنگ مشترک هستند حالا چه به گویشها ولهجه های مختلف صحبت کنند. این اشتراکات فرهنگی از دیگر مبانی اتحاد ماست که از جملگی آنها برخوردارست. غیرت ، شجاعت ، مهربانی و مهمان نوازی توأم با شفقت و خیرخواهی عام از ویژگیهای بارز این مردمان است. لرها از اقوامی هستند که قاطبه آن بر مذهب شیعه اند و این فاکتور باعث شده که با حکومت مرکزی بسیار سازگار باشد و همراهی با حکومت صفویان و شرکت در انقلاب و دفاع از ایران در جنگ ۸ ساله نمودی از این ایثار است. بنابراین تأکید بر اتحاد و همبستگی میان مردم قوم لر هیچگونه ضدیتی با ارزشها و اصول دموکراسی تلقی نمیشود بلکه عین سیاست ورزی و ترغیب مردم به مشارکت در سرنوشت کشور است. اشتراکات نژادی ، وحدت سرزمینی ، زبان مشترک ، فرهنگ و اعتقادات مشترک از این مردم قوم ی ساخته که باعث افتخار همه ماست!


  • سرمایه های انسانی بلاد لرنشین

    براستی مردم قوم لر چه سهمی در رأس هرم قدرت دارند و برای بدست آوردن سهمی از خدمت و مدیریت در دولت چه تلاشی کردند؟ سرمایه های انسانی استانهای لرنشین اکنون کیستند و کجا هستند؟ چند محفل و مجمع لابی گری جهت مشارکت و معرفی و بروز استعدادهای انسانی فرزندان بلاد لر برگزار شده و چه کسانی در این عرصه و بزنگاه مهم از قدرت لابی به نفع لرستانات استفاده میکند؟ بعضی از هموطنان منتقدانه میگویند فقط لرها محروم نیستند! در پاسخ باید گفت براستی در این ۲ دهه که استانهای گلستان ، قزوین ، قم ، البرز ، اردبیل ، خراسان رضوی بصورت قانونی تشکیل شده اند و سهم استانهای حوزه البرز را در اخذ بودجه و پرورش مدیران به صورت تصاعدی بالا برده اند چرا استانهای لرنشین در مجلس بفکر تشکیل کمیسیون و محفلی برای سهم خواهی اقتصادی نیستند؟ عدالت و توزیع عادلانه ثروت و قدرت و سرمایه گذاری گوهر کمیابی است که مردم اقلیم لرستانات تشنه و جویای آن هستند لذا ضمن تلنگر به حامیان محرومین در مجلس و دولت و حاکمیت مؤکدأ پیشنهاد میشود : از شما که گوشت و پوست و استخوانتان از آبو خاک زاگرس رشد کرده انتظار میرود در این موقعیت در رفع محرومیت تاریخی همتبارانتان به دور از جناح بندی های سیاسی پرهیز کنید چرا که نمیتوان به اعتبارات عمرانی قطره چکانی خوش بین بود زیرا کمبودها و کاستیها براحتی در تمام سرفصلهای بودجه ای قابل لمس است و لرتباران باید برای فرار از این کمبودها پیگیر جذب سرمایه گذاران داخلی و خارجی باشند و حمایت از سرمایه گذاران بدون توجه به کارایی و مدیریت قوی و رایزنی درسطح کلان امکان پذیر نیست.


  • عبور و مرور ژنها

    ما فرزند خانواده خودمان نیستیم بلکه فرزند مردمان خودمان هستیم یعنی شما یک پدر و مادر دارید اما ۴ تا پدر بزرگ و مادر بزرگ دارید و اگر یک درجه برویم عقبتر میشود ۸ تا و یک نسل برویم عقبتر میشود ۱۶ تا و اگر ۱۰ نسل برویم عقبتر میشود ۱۰۲۴ تا !!! یعنی ۱۰۲۴ نفر نقش بازی کردند در پیدایش شما ! حالا اگر ۲۰ نسل به عقب برگردیم تعداد اون آدمها میشه ۱ میلیون و ۵۰ هزار نفر و شما ۱۰۲۴ نفر یا ۱ میلیون را هرگز در یک خانواده یا طایفه پیدا نمیکنید و به خاطر اینکه از لحاظ ژنتیکی اینقدر به هم نزدیک هستیم یعنی هر چه به عقب برگردیم این ریشه نژادی رقیق تر میشود. همچنین والدین ما هم خودشان دو تا پدر و مادر دارند و این تصاعدی میرود بالا. در درون یک خانواده نمیتوانید با خودتان ازدواج کنید و مجبورید بروید با همسایه ، شهرک یا شهرهای مجاور دنبال همسر آینده بگردید. اینگونه ازدواج میکردند و غالبأ از محیط خانوادگی خارج میشدند. وقتی شما نیازمند ۱۰۲۴ نفر باشید آن تعداد در مردم متفاوت است و هر چه به عقب میروید نیازمند افراد بیشتری میشوید. لذا صحبت کردن از اصالت نژادی و تفخر به طایفه و ایل و قوم آنهم در کشوری مثل ایران که پل میان شرق و غرب بوده دور از عقل است. تنوع و کثرت در اقوام مختلف و همچنین تفاوت های ظاهری خود گوای این مدعاست. خودمان را محدود و محصور کردیم به نام اسامی طوایف و تمام انرژی مان را صرف بحثهای پوچ و منسوخ شده میشود و به فکر تنها چیزی که نیستیم توسعه و پیشرفت شهرهایمان است در واقع ما مردم لر به جای شهر محور بودن ، طایفه محور هستیم و خودمان را به جای شهر و صنعت با طایفه معرفی میکنیم لذا تفاخر به طوایف برای ما مهمتر از آبادانی شهر و موطن مان است به همین خاطر مشکلات اقتصادی _ اجتماعی در بلاد ما خودنمایی میکند در واقع ما پیش از آنکه یک لر باشیم یک وند هستیم!


  • درک منافع جمعی

    انسان موجودی اجتماعی است و گروهی زندگی میکند پس در این《محیط گروهی》منافع وی تعریف میشود. اینگونه بود که جوامع شکل گرفت. بعدها این جوامع بدلیل نزدیکی افراد و آمیزش میان گروهی که اصلیترین خصوصیت انسان و هر موجودی بجز پروکاریوت هاست ژنهایی رد و بدل شد. این امر باعث شد تا قومیتها، اتنیکها و ملیتها با خلق و خوی متفاوت و منحصر بفرد بوجود آید. این تیکه ها پازل تمدن بشر را میسازند. پس نخستین چیزی که باعث شد نسل بشر از عصر یخبندان و جنگها و قحطیها و بیماریها نجات پیدا کند چیزی جز《منافع جمعی و گروهی》نبود و نیست. هرگاه در تاریخ بشر، داخل قومی، منافع شخصی به جمعی ارجحیت یافت عملاً آن قوم و تمدن به فنا خواهد رفت! منافع شخصی فسادآور و نامشروع است و باعث زوال یک تمدن و یا توده میشود! اتنیکی که اکنون ما بنام لُر میشناسیم هم جدای از دیگر اتتیکها و تمدنها نیست شاید افرادی خارج از جامعه اولیه لُر به این جامعه وارد شدند ولی در طول زمان هویتی بنام لُر را پذیرفته‌اند و با ازدواج و تبادل ژنها تقریباً خلق و خوی لُری بخود گرفته‌اند. تنها دلیلی که این هویت همچنان پا برجاست اشتراک منافع است! چه بسیار توده بدلیل تضاد منافع از هم گسیخته اند و هرکسی به طرفی رفته است! اشتراک منافع جمع ها را بوجود میآورد اگر فرهنگی منطقه ای و...باشد بدلیل ازدواجها و درآمیختگی《یکانگی تباری، زبانی و فرهنگی》را نیز شامل میشود. چیزی که مهم است اشتراک منافع لُرها در مورد محیط زیست، منابع طبیعی و فرهنگ ایشان و خلاصه آزادی و حق حیات آنان است که اکنون با ندانم کاری عده ای بخطر افتاده است! متاسفانه بسیاری از لُرها با درک پایین خود هنوز نمیدانند آب در چه کرتی میباشند! متاسفانه کمبود مطالعه و نبود رسانه و تریبون سبب شده که عده ای ماکیاولیست با وعده های دورغین و در ظاهر تنها جز هارت و پورت و زد و بند هیچکاری و قدمی از ایشان مشاهده نمیشود. ضعفهای بسیاری بر فعالیتهای لرگرایی هم گرفته میشود. برخی تنها از فعالیت لرگرایی زنده باد لُر را یاد گرفته اند. پایش که افتاد آنرا نیز زیر پا میگذارند. آکیرو کوروساوا کارگردان ژاپنی فیلمی بنام《هفت سامورایی》با بازی توشیزو میفونه دارد که داستان دهقانان یک روستا برای دفع راهزنان، به دنبال سامورایی میگردند که در شهر تنها یک سامورایی به آنها پاسخ مثبت میدهد و 6 سامورایی دیگر به وی پیوسته و به کمک دهقانان، راهزنان را دفع میکنند. مزد ساموراییها در این جنگ که چهار نفرشان جان خود را از دست میدهند تنها سه وعده غذاست!!!


  • تاثیر منفی قومیت‌گرایی بر انتخابات

    به راستی قومیت‌گرایی چه تأثیر یا تأثیراتی بر کنشگری سیاسی افراد دارد؟ این پرسشی بود که در بحبوحه انتخابات مجلس ذهن بسیاری از کنشگران را به خود معطوف کرده بود. صف‌بندی‌ها و آرایش داوطلبان مختلف انتخاباتی رفته‌رفته با کمرنگ شدن گفتمان جناحی (چپ و راست) جای خودش را به‌نوعی آرایش قومی و قبیله‌ای داده بود و این آرایش که ظاهراً نخبگان سیاسی برای خودشان اعتبار می‌کردند چهره جامعه شهری خرم‌آباد را به یک ساختار بدوی و نخراشیده شبیه می‌کرد که بدجور توی ذوق زمانه ما می‌زد، به شکلی که در تضادی آشکار با کل مظاهر فرهنگ، مدنیت، پیشرفت و توسعه‌خواهی و همچنین در تضاد با شعارهای ترقی خواهانه این داوطلبان قرار می‌گرفت؛ و چنین وضعیتی تبدیل به یک ناسازه (پارادوکس) در رفتار کاندیداها می‌شد! در این حین و بین هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران محلی بیکار نمانده عرصه را برای قلم‌فرسایی و به رخ کشیدن خطابه‌های قومی و طایفه‌ای فراخ دیدند و هر کس از ظن طایفه خود یا کاندیدای محبوبش با این داستان یار و همراه شد. به رسمیت شناخته شدن و صدور چنین مجوزی از سوی کاندیداها حکم نوعی مجوز اخلاقی و اجتماعی را داشت و بد هم نبود، چرا که صاعقه‌ها و قوه های پنهان در این عرصه را به فعلیت رسانیده، بازی را از پشت پرده به روی صحنه منتقل می‌کرد. در حوزه جامعه‌شناسی زبان و ادبیات، آن چیزی که بیان می‌شود و مخاطب عام دارد وارد حوزه اعتبارات می‌شود؛ یعنی شما آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارید. کاری با صحت‌وسقم آن موضوع نداریم، هرچه باشد چون وارد، حوزه اعتبارات اجتماعی می‌شود مثل یک گلوله برفی عمل می‌کند. بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود. اصطلاحاً یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود. درست مثل فضای مجازی امروز ما! همین امر هم مسئولیت را بالا می‌برد. (در اینجا روی سخن‌ام با برخی از اهالی رسانه است) گفتمان طایفه گرایانه مثل گفتمان مذاهب عمل می‌کند یعنی با ایجاد تقابل‌ها و تشدید تضادهای غیرضروری و خارج از تعهد و مسئولیت اخلاقی و بی‌تفاوت به آزادی‌های حقوقی برای بشر امروز، مهم‌ترین دست آوردش ایجاد اختلاف و کاهش همبستگی اجتماعی است. بنابراین می‌توان گفت که گفتمان‌های منسوخ مثل قوم و طایفه‌گرایی، اختلاف شیعه و سنی، تفرقه‌افکنی میان خرده‌فرهنگ‌های شهرستانی (مثل بروجردی_خرم‌آبادی یا الشتری_نورآبادی) می‌توانند نیروهای اجتماعی را از مسیر خود منحرف کرده، گفتمان‌های اصیل مثل آزادی سیاسی، حقوق بشر، آزادی مذاهب، ملی‌گرایی و...را تضعیف کنند. از دیدگاه جامعه‌شناسی و نظرگاه نظریه «تضاد کارکردگرا» اگر بخواهیم به ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که قوم و طایفه‌گرایی در یک جامعه پیشآمدرن کارکردهای مخصوص خودش را داشته و موجب همبستگی اجتماعی، دفاع از اعضای گروه و هویت بخشی به آنها می‌شده است؛ اما با کمی دقت درحال و روز بخش های مالی و اداری شهر و استان‌مان به زودی متوجه خواهیم شد که این ساختار اجتماعی دیرین چه کژکارکردهایی را برای جامعه امروز ما به‌ویژه در حوزه کنش و انتخاب سیاسی به بار می‌آورد و چه هزینه‌هایی را بر سرمایه اجتماعی ما حمل خواهد کرد. به‌طوری که ریشه تبعیض، نارضایتی شغلی، کوتوله پروری، عدم تخصص گرایی و...را در جامعه فراهم خواهد آورد. در عوض تضاد میان گروه‌ها و طبقات اجتماعی اگر بر مبنای ویژگی‌ها و نقاط قوت و ضعف واقعی‌شان، تفاوت‌های فرهنگی و شاخص‌های اجتماعی و اقتصادی بنا گردد می‌تواند موتور محرکه جامعه به سمت پویایی اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. در عوض با برجسته‌سازی مؤلفه‌های مثبت و وحدت‌بخش فرهنگ بومی روح همبستگی و اتفاق را می‌توان در رگ‌های جامعه تزریق کرده، از آن به‌عنوان عاملی مثبت در دوام و قوام ساختار خانواده بهره ببریم. امین رجبیان/ جامعه‌شناس


  • یکاگیری قوم لُر

    یکاگیری قوم لُــر...یـکی از راههای مهم اتحاد قوم لُر ایجا فضای خود شناسی تاریخی...ظرفیت شناسی...و آگاهی های اجتماعی، سیاسی و مدنی است..که میتواند انگیزه ای بوجود آورد که نتیجه اش گره خوردن و تنیده شدن مردمان لُر در مطالبه ای فراگیر و همه جانبه باشد. موضوع آگاهی مختص به داشته های قوم لُر و عطش رسیدن به این آگاهی خود میتواند عامل رسیدن به اتحاد و یکپارچگی باشد. درتاریخ قوم لُر اشتراکات قوی و محکمی وجود دارد که میتوان با رسانه ای کردن این اشتراکات و معرفی آن بعنوان یک اهرم قدرتمند، ذوق و علایق مردم لُر را برانگیخت. این اشتراکات میتواند در قالب معرفی هنر... موسیقی...پوشش و مناسبتهای مورد علاقه و دیگر امور باشد. شکل دیگر این پیوند فرهنگی، نگاه تاریخی موجود اما ناشناخته است که در قالب فرهنگ متنوع توانسته است رگه های گذشته ارتباط قدیم را به خواسته های امروز وصل نماید که محکمترین و پاکترین ارتباط اتحاد قوم لُر است. اگر در رسانه ها و ارتباط جمعی مطرح و مورد کنکاش قرار گیرد...پس دیگر عامل، ابزار اتحاد قوم لُر تقویت دلبستگی خودجوش معطل مانده ای است که هرزگاهی در گوشه و کنار کشور فی مابین این مردمان خود را نشان میدهد...که با کم کردن فاصله های ایجاد شده بستر اتحادی قوی را در روشهای یاد شده میتوان ایجاد کرد اگر که زمینه این روش به اطلاع همگی رسیده شود.



آخرین مقالات